۳-۱۹-۳-۴- مفهوم آزادی بیان خارج از پارلمان
مداخله و تهدید آزادی بیان نمایندگان توسط افراد و نهادهای خارج از پارلمان ممنوع است که رشوه و تهدید نمونههای بارز آن است ولی انواع دیگری از فشار نیز وجود دارد مثل متهم نمودن نمایندگان به مستی یا انتشار تلفن منازل نمایندگان مجلس. مقررات داخلی از سوء استفاده نمایندگان مجلس از حق آزادی بیان جلوگیری میکنند، بدین صورت که از این مصونیت صرفاً باید به عنوان راه حل نهایی و به عنوان شیوهای که شأن مجلس را زیر سوال نبرد، استفاده شود. (زارعی، ۱۳۸۴: ۱۳۷)
۳-۱۹-۴- مصونیت نسبی
مصونیت نسبی نوعی از مصونیت است که با مصونیت پارلمانی ارتباط مستقیم ندارد، ولی به نماینده مجلس امتیازاتی را اعطا میکند. مصونیت نسبی قسمتی از قانون هتک حرمت عادی است یعنی مربوط به عباراتی که سابقه و حیثیت یک فرد را خدشه دار میکند. مصونیت نسبی تضمین نمیکند که نمایندگان از مداخله و مزاحمت و نهادهای خارج از پارلمان در امان باشند بدین دلیل که اولاً مصونیت نسبی تنها شامل هتک حرمت میشود در حالی که مصونیت مطلق پارلمانی اعمال حقوقی مشهودی را در برمی گیرد و ثانیاً مصونیت نسبی نوعی دفاعیه در برابر دعوی محسوب میشود یعنی نماینده مجلس باید تسلیم رسیدگیهای قضایی شود، حتی اگر احیاناً طرف برنده دعوی باشد.
۳-۱۹-۵- دادگاهها و مسأله مصونیت پارلمانی
دادگاهها حق ندارند در امور داخلی مجالس دخالت کنند. از طرف دیگر هنگامی که فعالیتهای نمایندگان، به حقوق افراد خارج از مجلس لطمهای وارد کند، دادگاهها میتواند تا این حد مداخله کنند که تعیین کنند آیا مصونیت ادعا شده از طرف پارلمان وجود دارد یا خیر.
۳-۲۰ - ابزارهای نظارتی و کنترلی پارلمان
مهمترین طرق مختلف در رابطه با نظارت و کنترل پارلمان و استیضاح و بازجویی از نمایندگان پارلمان عبارتند از:
۳-۲۰ – ۱- سؤالات پارلمانی
هدف از طرح سؤالات پارلمانی به بیان (ارسکین می)، تحصیل اطلاعات یا اصرار برای انجام عملی است. افرادی که این اطلاعات را دارند و میتوانند براساس آنها عمل کنند، وزراء مشاور دولتی هستند که باید به این سؤالات پاسخ بدهند. به برخی از این سؤالات، پارهای از نمایندگان مجلس که معاون وزیر یا وزیر مشاور نیستند پاسخ میدهند. این نمایندگان از جانب نهادهایی همچون کمیسیون مجلس عوام یا کمیسرهای کلیسا به سؤالات مربوطه پاسخ میدهند.
۳-۲۰ – ۲- سؤالات مجلس عوام
سؤالات نمایندگان باید از ویژگیهای ذیل برخوردار باشند
۱- سؤالات باید مستقیماً مربوط به اموری باشد که در مسئولیت معاون و وزیر است.
در راستای تضمین دادرسی عادلانه، هر موضوعی که مربوط به رفتار دادگاهها باشد نمیتواند مورد سؤال واقع شود.
وزیر مشاور میتواند به برخی سؤالات به این دلیل که پاسخ به آنها باعث افشای اطلاعات سری تجاری شده یا هزینه بسیاری ایجاد میکند یا به نفع عموم نیست پاسخ ندهد.
وزرای مشاور میتواند هر پاسخی که به نظرشان مناسب میآید ارائه کنند و حتی گاهی پاسخهایی داده میشود که هیچ چیزی را روشن نمیکند. سؤالات نباید مبهم، طعنه آمیز، قابل تفسیر یا فاقد پایه و اساس باشد. این قواعد توسط اداره برنامه ریزی که در نهایت به دستور سخنگو عمل میکند کنترل میشوند. (زارعی، ۱۳۸۴: ۱۴۰-۱۳۹)
۳-۲۰ – ۲- ۱- سؤالات شفاهی
غالباً سؤالاتی که بصورت شفاهی مطرح میشوند، در زمان پرسش پاسخ داده نمیشود، بلکه به اکثر آنها بصورت کتبی پاسخ داده میشود. نمایندگان مجلس در هر روز میتوانند حداکثر دو سؤال طرح نمایند و هر یک از سؤالات آنها باید از یک سازمان جداگانه پرسیده شود. سؤالاتی که نمایندگان مجلس از نخست وزیر میپرسند میتواند هر موضوعی را در برگیرد. (زارعی، ۱۳۸۴: ۱۴۱)
۳-۲۰ – ۲- ۲- سؤالات کتبی
سؤالات کتبی به دو صورت وجود دارند: سؤالات کتبی عادی و سؤالات مطرح شده برای دریافت پاسخ در روز معین. مزیت سؤالات مطرح شده برای دریافت پاسخ در روز معین نسبت به سؤالات کتبی عادی در این است که نمایندگان مجلس میتوانند مطمئن باشند که در روزی که تعیین کردهاند به سؤالات آنها پاسخ داده خواهد شد. میتوان روز پاسخ دهی را ۴۸ ساعت بعد از طرح سؤال تعیین کرد.
سؤالات کتبی اهداف مختلفی هستند و بسیاری از آنها برای کسب اطلاعات مطرح میشوند تا نماینده مجلس بتواند یک موضوع سیاسی را دنبال کند. برخی سؤالات به منظور وارد کردن فشار بر دولت یا به هدف کمک به نماینده مجلسی مطرح میشود که از جانب یک گروه ذی نفع موضوعی را دنبال میکند. برخی سؤالات نیز صرفاً فقط جنبه سیاسی دارند. (زارعی، ۱۳۸۴: ۱۴۲)
۳-۲۰ – ۳- سؤالات در مجلس اعیان
مجلس اعیان با بهره گرفتن از مکانیسم طرح سؤال، ابزار مناسبی برای بررسی و کنترل اعمال دولت و کسب اطلاعات از قوه مجریه در اختیار دارد مخاطب این سؤالات همیشه دولت و نخست وزیر است. سؤالاتی که بازتابهایی بر خانواده سلطنتی دارند و سؤالاتی که مربوط به کلیسای انگلستان هستند و همچنین سؤالاتی که بطور اهانت آمیزی طرح شده اند، پذیرفته نمیشوند.
همچنین سؤالات مربوط به مسائلی که دادگاههای مدنی یا کیفری راجع به آنها حکم صادر نکرده نیز قابل رد هستند مگر اینکه به تشخیص رهبر مجلس اعیان، موضوع از اهمیت ملی زیادی برخوردار باشد و اجازه طرح آن باعث لطمه به رویههای قضایی در مورد مسأله مطروحه نشود. (زارعی، ۱۳۸۴: ۱۴۳)
۳-۲۰ - ۴- نامههای نمایندگان
نامههای نمایندگان پارلمان به معاونان وزراء میتواند قسمتی از رویه طرح سؤال تصور شود اگر چه برخی از این نامهها به مسائل سیاسی مرتبط است، لکن بسیاری از آنها از تحقیق و بررسیهای نمایندگان مجلس ناشی میشوند. نامهها نسبت به سؤالات پارلمانی مزایایی دارند. اول اینکه میتوانند در هر زمانی ارسال شوند. سؤالات تنها هنگامی پاسخ داده میشوند که جلسات مجلس برقرار است و بنابراین در طول تعطیلات تابستانی نمیتوان سؤالی مطرح کرد در حالی که حتی در ایام تعطیلات نیز نامهها پاسخ داده میشود. همچنین برخلاف هیچ قواعد محدود کنندهای راجع به موضوع سؤال توسط نمایندگان وجود ندارد. از طرف دیگر، در متن نامهها مسائل سری قابل ذکر هستند در حالی در سؤالات چنین عملی امکان پذیر نیست. (زارعی، ۱۳۸۴: ۱۴۴-۱۴۳)
۳-۲۱- نظارت پارلمانی از طریق مأموران پارلمانی
۳-۲۱-۱- جبران کننده خسارات و حسابرس کل
حسابهای تمام سازمانهای دولتی و تعداد زیادی از نهادهای عمومی منطقهای توسط جبران کننده خسارات و حسابرس کل تأیید میشود و گزارشات مربوط به این حسابها معمولاً بعنوان اسناد پارلمانی به پارلمان ارائه میگردند. جبران کننده خسارت و حسابرس کل بعد از انجام بررسیهای لازم، به کمیسیون حسابرسی عمومی گزارش میدهد. کمیسیون نیز از نهاد حسابرسی شده مدارک و شواهد دریافت کرده و نسبت به گزارش حسابرس کل از خزانه داری کل کشور نیز استعلام و اظهار نظر میکند. (زارعی، ۱۳۸۴: ۱۴۴)
۳-۲۱-۲- بازرس اداری پارلمان
این مقام شکایت شهروندان خسارت دیده در مورد ضعف مدیریتی سازمانهای دولتی یا نهادهای منطقهای عمومی را مورد بررسی قرار میدهد. بازرس نمیتواند مسائل سیاسی را مورد بررسی قرار دهد ولی چگونگی کیفیت اعمال مدیریتی از قبیل ضعف مدیریتی شامل بینزاکتی و رفتارهای غیر اخلاقی پرسنل، تأخیر در پاسخگویی، عدم جبران خسارت یا خودداری از اعطای منافع و بکارگیری سیستمهای غیر مفید و غیر مؤثر برای پاسخ به شکایات افراد در درون سازمانها یا بیمارستانها را مورد توجه قرار میدهد. در مورد مسائل خدمات بهداشتی ملی، افراد میتوانند مستقیماً به بازرس مراجعه کنند اما در مورد سایر شکایات، موضوع باید توسط نماینده پارلمان به وی ارجاع شود. (زارعی، ۱۳۸۴: ۱۴۵)
فصل چهارم:
مقایسه تطبیقی سازوکار و نظام قانونگذاری در جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی متحده بریتانیا
وجود پارلمان در هر کشوری، نماد حاکمیت مردم یا دموکراسی غیر مستقیم میباشد. مجلس آلتینگ ایسلند نخستین و قدیمیترین پارلمان جهان است. این مجلس در سال ۹۲۵ میلادی تشکیل شد و تا این لحظه دوام دارد. (آشوری، ۱۳۷۰: ۷۶)
پس از آن قدیمیترین پارلمان جهان در نیمه دوم قرن سیزدهم و در سال ۱۲۶۵ میلادی در انگلستان شروع به کار کرد. (مهرداد، ۱۳۶۰: ۳۰)
می توان گفت که سنتهای پارلمانی انگلستان قدیمیترین و ریشهدارترین سنتهای پارلمانی جهان به شمار میرود. قوه قانونگذاری هر کشور ممکن است از یک یا دو مجلس تشکیل شود. در نظامهای دو مجلسی، مجلس اول را سنا یا مجلس اعیان میگویند ولی در انگلستان این مجلس به مجلس لردها معروف است که اعضاء آن انتخابی نبوده و یک مجلس مشورتی به شمار میآید. مجلس دوم نیز بر حسب ملل مختلف، مجلس شورا، یا مجلس نمایندگان و یا مجلس عوام نام دارد. کشور انگلستان دارای نظام دو مجلسی(مجلس عوام و مجلس لردها)است، ولی ایران جزء نظامهای تک مجلسی است.
دستگاه قانونگذاری در جمهوری اسلامی ایران، نسبت به سایر نظامهای پارلمانی حاکم در کشورهای مدعی مردم سالاری، دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که میتواند بدون ترس از دخالت سایر قوا در امور مربوط به قانونگذاری به فعالیت خود ادامه داده و ناظر بر اجرای مصوبات و عملکرد سایر قوا بر اساس قوانین تصویبی باشد. در حالی که این امر در سایر مدلهای عمده لیبرال دموکراتیک غربی مشاهده نمیگردد. ایران دارای تنوع اقوام و قومیتهای گوناگون و مذاهب مختلف است و بررسی ساختارهای حقوقی و قانونی با کشور انگلستان، ضمن کشف نقاط ضعف و قوت آن میتواند در بهبود نظام حقوقی کشورمان بسیار مؤثر باشد. در این فصل نظام قانونگذاری کشورمان از زوایا و محورهای مختلف با نظام قانونگذاری انگلستان مقایسه میشود.
۴-۱- اصول حاکمیت اساسی
۴-۱-۱- اصول حاکمیت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تشریع (قانونگذاری) را ابتدا به خدای یکتا اختصاص داده و در ثانی وحی الهی را عاملی برای بیان قوانین بر شمرده است و در مرحله سوم در ادامه تشریع و حاکمیت الهی، حاکمیت انسانی را پذیرفته و قوای سه گانه را ناشی از حق حاکمیت انسان بر سرنوشت اجتماعی او دانسته است. این قانون اداره امور کشور در جمهوری اسلامی را با اتکاء به آراء عمومی میداند. بر این مبنا منشأ کلیه قوا و امور و شئون کشور باید به طور مستقیم و غیر مستقیم بر اساس رأی و نظر مردم باشد، از جمله قوه مقننه جمهوری اسلامی ایران نهادی است که ریشه در آراء عمومی دارد و بر طبق ضوابط اساسی مدون سهم قابل توجهی از حاکمیت در نظام سیاسی کشور را اعمال می کند.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به طور کلی اصول ذیل به عنوان اصول اساسی حاکمیت سیاسی شناخته شده اند. در اولین اصل قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نوع حکومت اینگونه معرفی شده است. در حکومت ایران، جمهوری اسلامی است. به موجب این اصل، نظام سیاسی ایران برخوردار از نوعی ثنویت در حاکمیت میباشد. جمهوریت نشانه حاکمیت ملی و اسلامیت نشانگر حاکمیت دینی است. در ذیل آخرین اصل قانون اساسی (اصل ۱۷۷) نیز آمده است: محتوای اصول مربوط به اسلامی بودن نظام و ابتنای کلیه قوانین و مقررات بر اساس موازین اسلامی جمهوری بودن حکومتی و ولایت امر و امامت امت و نیز اداره کشور با اتکاء به آراء عمومی تغییر ناپذیر است. (جوان آراسته، ۱۳۸۰: ۶۹)
«اصل دوم قانون اساسی در ارتباط با ایمان و اعتقاد به خدای یکتا، وحی الهی و معاد، عدل خدا در خلقت و تشریع، امامت و رهبری، اجتهاد مستمر فقهای جامع الشرایط بر اساس کتاب و سنت و نفی هر گونه ستمگری و ستم کشی و سلطه پذیری است. بند (۶)از اصل سوم نیز در ارتباط با محو هر گونه استبداد، خود کامگی و انحصار طلبی بوده و یکی دیگر از پایههای اصلی حاکمیت سیاسی را در ایران معرفی میکند. در این خصوص، دولت موظف است برای نیل به این اصل، همهی امکانات خویش را به کار بگیرد.
یکی دیگر از اصول حاکمیت سیاسی در ایران، اصل چهارم است که به مبتنی بودن قوانین و مقررات بر اساس موازین اسلامی پرداخته است. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است.
مطابق اصول متعددی از قانون اساسی مانند اصول ششم، هفتم و نهم «مردم سالاری» و «آزادی و استقلال، وحدت و تمامیت اراضی کشور و تفکیک ناپذیری آنها از یکدیگر» از دیگر اصول حاکمیت سیاسی در ایران است. رعایت حقوق ملت و برابری انسانها در اصول ۱۹ تا ۴۲ قانون اساسی مورد توجه قرار گرفته اند. در نهایت باید به اصل ۵۶ اشاره کرد که بیان میدارد، در حاکمیت مطلق بر انسان و جهان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت خویش حاکم ساخته است. (موثق و دیگران، ۱۳۸۳: ۱۴)
۴-۱-۲- اصول حاکمیت سیاسی در انگلستان
بریتانیا نظامی یکپارچه است و دارای نظام حقوقی کامن لا یا حقوق عرفی است. معاهدات بینالمللی نمیتواند قوانین را تغییر دهند، مگر اینکه به صورت قانون به تصویب پارلمان برسند. شاه یا ملکه میتواند بدون رضایت پارلمان معاهده منعقد کنند و بدین طریق حقوق موضوعه را متأثر سازند. (موثق و دیگران، ۱۳۸۳: ۱۶)
انگلیس فاقد قانون اساسی مدون است و قانون اساسی این کشور در واقع چند فرمان پادشاهان پیشین این کشور است. ریشه پارلمان کنونی در شوراهای آغاز سدههای میانه بوده است. این شوراها وظیفه رایزنی حکومتی را بر عهده داشتند.
انگلستان قانون نوشتهای ندارد و منابع حقوق اساسی آنها همان منابعی هستند که در مورد قواعد حقوقی به طور عام وجود دارد که عبارتند از: الف - قوانین (حقوق موضوعه) شامل قوانین پارلمان، مقررات و آیین نامههای دولتی و به طور استثنایی اسناد قانونی که مقام سلطنت به موجب اختیارات ویژه خود صادر میکند و از سال ۱۹۷۳ مقرراتی که توسط ارکان اتحادیه اروپایی وضع میشوند، میباشد. ب - رویه قضایی: تصمیمات قضایی به دو صورت اصلی کامن لا و تفسیر قوانین موضوعه توسط دادگاهها به عنوان قواعد حقوقی ایجاد یا اعلام میشوند. ج- قواعد عرفی (کنوانسیون ها): قواعد رفتارهای مبتنی بر حقوق اساسی که در قوانین پارلمان یافت نمیشوند و اجرای آنها توسط دادگاه تضمین نمیگردد. (برادلی واوینگ، ۱۹۹۷: ۳۲۱)
بیشتر قواعد قانون اساسی بریتانیا را کنوانسیونها تشکیل میدهند. بنا بر نظریه دایسی کنوانسیونها شامل برداشتها، عادات و اعمالی میشوند که میتوانند رفتار برخی از اعضاء حاکمیت، وزراء مشاور یا سایر مقامات رسمی را کنترل کنند. (زارعی، ۱۳۸۴: ۲۷)
ز دست رفته نه تنها منم در این سودا چه دست ها که که ز دست تو بر خداوند است
فراق یار که پیش تو کاه برگی نیست بیاو بر دل من بین که کوه الوند است
ز ضعف طاقت آهم نماند و ترسم خلق گمان برند که سعدی ز دوست خُرسند است
درون مایه:
درون مایه ی اصلی این غزل بیان رغبت سعدی به معشوق است به طوری که بی وفایی و عهد شکنی معشوق هم نمی تواند خللی در میزان محبت عاشق داشته باشد. در طول ابیات شاعر فراق معشوق را توصیف می کند و اینکه هیچ چیزی جز خود معشوق این نقص را بر طرف نمی کند و هیچکس مثل محبوب او نیست. سعدی به عادت همیشگی خود، عاشق را فدای معشوق می کند و خود را قربانی این عشق می داند و از معشوق تمنای وصال می کند.
بافت معنایی:
بیت اول:
شاعرفراق معشوق را توصیف می کندوحالت خود را به تصویر می کشد که مانندزندانی در زندان عشق گرفتار است و اینکه تنها کسانی حال و روز او را درک وی کنند که خود عاشق باشندو درد فراق چشیده باشند .
بیت دوم:
سعدی معشوق را یگانه خطاب می کند و اینکه هیچ کس نمی تواند جای معشوق را بگیرد.
بیت سوم :
بی وفایی و عهد گسستن یار را مانعی برای محبت خود نمی داند و می خواهد که این پیام را از قول او به معشوق برسانند .
بیت چهارم و پنجم:
شاعر با سوگند دوباره این ادعای خویش را تأکید می کند .
بیت ششم و هفتم:
شاعر از معشوق می خواهد که به این فراق پایان دهد شاعر هنوز خود را امیدوار خطاب می کند که به انتظار آمدن معشوق است .
بیت هشتم :
شاعر از بی خیالی معشوق ابراز شگفتی می کند و با لحن عاجزانه ای از او می خواهد که به خواهش او توجه کند .
بیت نهم:
به نظر می رسد که واژه ای ( (بباثی)) باشد بنابر این بر طبق این فرضیه معنی بیت چنین است که هر کس که بدن عریان تو را ببیند اینقدر بر جستگی و لطافت تنت به گل سرخ می ماند که کسی باور نخواهد کرد که این تن توست و همه گمان می کنند که پیراهن پوشیده از گل های سرخ به تن داری .
بیت دهم:
شاعر خود را در بی توجهی معشوق تنها نمی بیند و او ادعا می کند که بسیاری دیگر هم از ستمهای دست به دعا برداشتند. در بیت آخر سعدی ابتدا معشوق رابه بی توجهی به خود متهم می کند و غم فراق را برای خود غیر قابل تحمل و برای معشوق چیزی بی ارزش قلمداد می کند و سپس این بی خیالی و بی توجهی را عاملی داند که او را ضعیف و رنجور کرده به طوری که توان آه کشیدن و نالیدن هم ندارد به حدی که از این می ترسد مردم گمان کنند او از معشوق خود جفایی ندیده و راضی و خرسند است .
آرایه های ادبی :
در بیت اول زندان عشق اضافه ی تشبیهی است و بین کلمات «شب» «فراق» «سحر» «زندان» «عشق» و «دربند» تناسب وجود دارد که موجب برجسته سازی شده است. استفهام انکاری در بیت وجود دارد.
در بیت دوم هم استفهام انکاری دیده می شود و شاعر بالای دوست (قد یار)را به سرو تشبیه کرده که هیچ سروی در بوستان همانند سرو او دارای قد بلند نیست .
در بیت سوم فعل بر شکستن بکار گرفته شده اشت که با واژه ی «مهر گل» تناسب معنایی دارد و یکی از ویژگی های سبکی اشعار سعدی به شمار می رود .
در بیت چهارم و پنجم آرایه ادبی خاصی مشاهده نمی کنیم و در بیت ششم بین واژه ی «خاک» و «کوی» تناسب زیبایی محوس است .
در بیت هفتم ترکیبهای «خیال رویا» و «بیخ امید» اضافه تشبیهی هستند. همچنین «بلای عشق» تشبیه است و «بنیاد صبر» هم ترکیب اضافی است که برای «صبر» ریشه قایل شده که با بلای عشق از میان رفته است.
در بیت هشتم واژه آرایی در حرف «ج» در مصرع اول به چشم می خورد.
در بیت نهم حسن تعلیل واضح است و شاعر با بهره گرفتن از واژه های «اگر» «گمان» «گل» ب مد بالایی برای حرف «گ» ایجاد کرئه که هم آوایی را پی داشته است .
در بیت دهم تکرار کلمه ی «دست» دیده می شود که جناس تام بین آنها بر قرار است. تکرار حرف «س» هم موجب هم آوایی شده است در بیت دهم کنایه ی زیبای دست بر خداوند بودن به معنای دعا کردن و نفرین کردن ایهام دارد.
در بیت یازدهم هم هم آوایی با حرف «ب» ایجاد شده است.
در بیت آخرهم ابتدا شاعر با اغراق سخن خود را آغاز می کند و به زیبایی به پایان می رساند.
وزن غزل:
وزن غزل مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن در بحر مضارع مثمن مقبوض مخبون اصلم است که از وزن های سخت و سنگین به شمار می رود.
قافیه:
کلمات قافیه در این غزل «در بند» ، «مانند » ، «پیوند» و . . . هستند که در کنار ردیف است قرار گرفته اند و باعث توازن واژگانی در این غزل شده اند.
ویژگی های سبکی:
در این غزل هم سعدی مطابق بسیاری از غزلهای عاشقانه ی خود به تعریف از یار و معشوق پرداخته و از واژه هایی همچون: «فراق » ، «سرو » ، «خاک پای تو » ، «خم مویت» و غیره استفاده کرده است. و با بهره گرفتن از عبارتهایی با زبان ساده و صریح از دوری معشوق خویش گلایه کرده است.
۴-۱-۳٫
افسوس بر آن دیده که روی تو ندیده است یا دیده و بعد از تو به رویی نگریده است
گر مدّعیان نقش ببینند پری را دانند که دیوانه چرا جامه دریده است
آن کیست که پیرامُن خورشید جمالش از مشک سیه دایره نیمه کشیده است
ای عاقل اگر پای به سنگیت بر آید فرهاد بدانی که چرا سنگ بریده است
رحمت نکند بر دل بیچاره فرهاد آن کس که سخن گفتن شیرین نشنیده است
از دست کمان مهره ابروی تو در شهر دل نیست که در بر چو کبوتر نتپیده است
در وهم نیاید که چه مطبوع درختی پیداست که هرگز کس ازین میوه نچیده است
سِرّ قلم قدرت بی چون الهی در روی تو چون روی در آیینه پدید است
ما از تو به غیر از تو نداریم تمنّا حلوا به کسی دِه که مَحبَّت نچشیده است
با این همه باران بَلا بر سر سعدی نشگفت اگرش خانه چشم آب چکیده است
درون مایه ی اصلی غزل:
در این غزل، سعدی به تمجید معشوق می پردازد و به عشاق حق می دهد که برای وصال معشوق از همه جا و همه چیز دست بکشند و تنها به رسیدن به معشوق بیاندیشید. همچنین سعدی عاشقان را از سایر افراد جدا می کند و ادعا می کند تنها کسانی که پای در این راه نهاده اند، قادر به درک سختی ها و دشوارهای این مسیر هستند و به درستی مدعی است که آنان که از میوه ی این درخت نچیده اند، حتی در خیالشان هم نمیتوانند تصور کنند که شیرینی و گوارایی آن چه اندازه است. این غزل سعدی مقداری رنگ و بوی عرفانی دارد و از جمله غزلهای عاشقانه، عارفانه ی سعدی به شمار می رود. انسجام بیت ها به شکل زیبایی در این غزل حفظ شده است.
بافت معنایی و آرایه های ادبی:
تکنیکهای شرکت کننده در الگوریتمهای فرااکتشافی، در محدوده رویههای ساده جستجوی محلی تا فرایندهای یادگیری پیچیده قرار میگیرند.
الگوریتمهای فرااکتشافی، تقریبی و عمدتاً غیرقطعی[۱۲۴] هستند.
ممکن است مکانیزم هایی برای اجتناب از به دام افتادن در نواحی محدود[۱۲۵] فضای جستجو به کار ببرند.
مفاهیم پایه فرااکتشافات، اجازه توصیف در سطح تجریدی[۱۲۶] را میدهد.
فرااکتشافات، مخصوص مسئله خاصی نیستند.
ممکن است از دانش خاص دامنه[۱۲۷] مسئله به شکل توابع اکتشافی که با استراتژی های سطح بالاتر کنترل میشوند، استفاده کنند.
امروزه، فرااکتشافات پیشرفتهتر، تجربه جستجو را برای هدایت جستجو به کار میبرند.
به طور کلی میتوان گفت فرااکتشافات، استراتژی های سطح بالا برای کاوش فضای جستجو با بهره گرفتن از روشهای متفاوت هستند. مسئله مهم این است که توازن مناسبی بین متنوعسازی و متمرکزسازی وجود داشته باشد. به طور کلی لغت متنوعسازی به کاوش فضای جستجو اطلاق میگردد در حالیکه لغت متمرکزسازی به کاوش تجربه جستجوی جمعآوری شده گفته می شود. این لغات از حوزه جستجوی ممنوع وام گرفته شده اند و لازم است توجه شود که لغات «کاوش»[۱۲۸] و «استخراج»[۱۲۹] گاهی بهجای هم به کار میروند، در واقع کلمات استخراج و کاوش، اغلب به استراتژی های نسبتاً کوتاه مدت وابسته به تصادفی بودن اطلاق می شود، در حالیکه متنوعسازی و متمرکزسازی، به استراتژی های میان مدت یا بلند مدت که مبنی بر استفاده از حافظه هستند، گفته می شود. به کاربردن لغات متنوعسازی و متمرکزسازی در معنی اصلیشان، در کل زمینه فرااکتشافات پذیرفته شدهتر است. از یک سو به دلیل شناسایی سریع مناطقی از فضای جستجوی دارای راه حلهای با کیفیت بالا و از سوی دیگر برای هدر ندادن زمان طولانی در مناطقی از فضای جستجو که قبلاً کاوش گردیده و یا راه حل با کیفیت بالایی فراهم نکرده اند، توازن بین متنوعسازی و متمرکزسازی دارای اهمیت بسیار زیادی است.
در ادامه این فصل برای آشنایی بیشتر، برخی روشهای فرااکتشافی مهم و پرکاربرد، در قالب سه دسته کلی روشهای فرااکتشافی معرفی میشوند.
۴-۳- روشهای مبتنی بر مسیر
عبارت روشهای مبتنی بر مسیر به این دلیل مورد استفاده قرار میگیرد که فرایند جستجوی انجام شده با این روشها، با یک خط سیر در فضای جستجو، مشخص می شود. در این روش یک راه حل جانشین ممکن است به همسایگی راه حل فعلی تعلق داشته یا نداشته باشد.
در این روش، الگوریتم از یک حالت اولیه (راه حل اولیه) شروع می کند و یک خط سیر را در فضای جستجو توصیف می کند. استراتژی مورد استفاده وابسته به پویایی سیستم است، الگوریتمهای ساده یک خط سیر شامل دو بخش تولید می کنند که شامل یک فاز گذر است که به دنبال یک جاذب (یک نقطه ثابت، یک چرخه یا جذبکننده پیچیده) می آید. الگوریتمهای دارای استراتژی پیشرفته، خط سیرهای پیچیدهتری تولید می کنند که به سادگی نمی توان آنها را به دو فاز تقسیم بندی کرد. ویژگیهای خط سیر، اطلاعاتی در رابطه با رفتار الگوریتم و تأثیر آن با توجه به نمونه مورد نظر فراهم می کند. در واقع، نمایش مسئله همراه با ساختارهای همسایگی ، فضای جستجو را تعریف می کنند، الگوریتم، استراتژی مورد استفاده برای کاوش فضای جستجو را فراهم می کند و سرانجام ویژگیهای فضای جستجوی واقعی، با نمونه مسئلهای که باید حل شود، تعریف میگردد.
در ادامه این بخش به معرفی چند نمونه از روشهای فرااکتشافی مبتنی بر مسیر پرداخته شده است.
۴-۳-۱- جستجوی محلی ساده (بهبود تکراری)
جستجوی محلی ساده، اغلب بهبود تکراری نامیده می شود، زیرا هر حرکت در صورتی انجام می شود که راه حل نتیجه، بهتر از راه حل فعلی باشد. به محض یافتن کمینه محلی، الگوریتم پایان مییابد. شبه کد این الگوریتم در شکل ۴-۱ دیده می شود.
تابع ، می تواند برگرداننده اولین بهبود یا بهترین بهبود یا هر گزینه بین این دو باشد. اولی، همسایگی را بررسی کرده و اولین راه حلی را که بهتر از است انتخاب می کند، دومی کاملاً همسایگی را کاوش کرده و راه حل با کمترین مقدار تابع هدف را برمیگرداند. هر دو روش در کمینههای محلی متوقف میشوند. پس کارایی آنها به شدت وابسته به تعریف ، و میباشد. کارایی رویههای بهبود تکراری در مسایل بهینهسازی معمولاً اصلاً رضایتبخش نیست! درنتیجه تکنیکهای زیادی برای ممانعت از گرفتار شدن الگوریتمها در کمینههای محلی توسعه یافتند، که این کار را با اضافه کردن مکانیزم هایی انجام می دهند که به آنها توانایی گریز از کمینههای محلی را می دهند. این مسئله همچنین باعث می شود شرایط خاتمه الگوریتمهای فرااکتشافی، پیچیدهتر از رسیدن ساده به کمینه محلی باشد. درواقع، شرایط خاتمه می تواند شامل موارد زیر باشد: حداکثر زمان CPU ، حداکثر تعداد تکرار، پیدا شدن راه حل با کمتر از مقدار آستانه تعریف شده یا حداکثر تعداد تکرار بدون بهبود.
شکل ۴-۱: الگوریتم بهبود تکراری
۴-۳-۲- گداخت شبیهسازی شده
گداخت شبیهسازی شده، قدیمیترین فرااکتشاف است و مطمئناً یکی از اولین الگوریتمهایی است که استراتژی صریحی برای گریز از کمینههای محلی دارد. ایده اصلی این است که برای فرار از کمینههای محلی اجازه حرکتهایی داده شود که منجر به راه حلهایی با کیفیت پایینتر از راه حل فعلی میگردند. احتمال انجام چنین جا به جایی در طول جستجو، کاهش مییابد. شبه کد الگوریتم گداخت شبیهسازی شده در شکل ۴-۲ نشان داده شده است.
شکل ۴-۲: الگوریتم گداخت شبیهسازی شده
الگوریتم با تولید حالت اولیه که به صورت تصادفی یا اکتشافی ساخته می شود و مقداردهی اولیه به پارامتر دمایی ، شروع می شود. سپس در هر تکرار یک راه حل به طور تصادفی نمونهبرداری شده و بسته به ، و ، به عنوان راه حل جاری جدید پذیرفته می شود. اگر باشد، یا در حالت عکس با احتمالی که تابعی از و است، جایگزین می شود. این احتمال می تواند مقدار توزیع باشد.
دمای در طول فرایند جستجو کاهش مییابد، پس در ابتدای جستجو، احتمال پذیرش حرکات به سمت بالا (رو به قله) بالاست و به تدریج کاهش مییابد و به یک الگوریتم بهبود تکراری ساده همگرا می شود. با توجه به الگوریتم مشخص میگردد که الگوریتم نتیجه دو استراتژی ترکیبی است: گام برداشتن تصادفی و بهبود تکراری. در فاز اول جستجو، تمایل[۱۳۰] به بهبود پایین است و اجازه کاوش فضای جستجو داده می شود. این مؤلفه نامنظم[۱۳۱] ، به آرامی در طول اجرای الگوریتم کاهش مییابد بنابراین منجر به هدایت جستجو به یک کمینه (محلی) می شود.
احتمال پذیرش حرکات رو به بالا، با دو فاکتور کنترل می شود: تفاضل توابع هدف و دما. از یک سو در دمای ثابت هر چه اختلاف بیشتر باشد، احتمال پذیرش حرکت از به کمتر است. از سوی دیگر، بالاتر، منجر به افزایش احتمال حرکت رو به بالا می شود.
انتخاب زمانبندی سرد کردن مناسب، برای کارایی الگوریتم، مهم است. زمانبندی سرد کردن، مقدار را در هر تکرار ، به صورت تعیین می کند، که تابعی از دما و شماره تکرار است. نتایج نظری بر روی زنجیره مارکوف ناهمگون[۱۳۲] بیان می کند که تحت شرایط خاص در زمانبندی سردکردن، برای احتمالاً الگوریتم به کمینه سراسری همگرا می شود. بدبختانه زمانبندیهای دمای سردکردن که همگرایی به کمینه محلی را تضمین می کنند در کاربردهای واقعی، عملی نیستند چون برای اهداف عملی خیلی کند هستند. بنابراین، زمانبندیهای سردکردن سریعتر در کاربردها بیشتر مورد استفاده قرار میگیرند.
قانون سردکردن می تواند، با هدف سازگار کردن توازن بین متنوعسازی و متمرکزسازی، در طی جستجو، تغییر کند. روشهای موفقتر در این زمینه، زمانبندیهای سردکردن غیریکنوا[۱۳۳] هستند. در این روشها تغییر فازهای سردکردن و گرم کردن مجدد، بطور دورهای اتفاق میافتد پس توازن نوسانی بین متنوعسازی و متمرکزسازی، فراهم میگردد.
یک روش ساده برای تعیین دمای اولیه ، این است که ابتدا با یک گامبرداری تصادفی، از فضای جستجو نمونهبرداری کنیم تا بتوانیم به طور کامل میانگین و واریانس مقادیر تابع هدف را ارزیابی نماییم.
فرایند پویای توصیف شده توسط گداخت شبیهسازی شده یک زنجیره مارکوف است، به این صورت که این فرایند یک خط سیر را در فضای جستجو دنبال می کند که در آن وضعیت بعدی فقط وابسته به وضعیت فعلی است، یعنی گداخت شبیهسازی شده ساده، بدون حافظه است. ولی استفاده از حافظه، رویکردهای مفیدی در آن ارائه می کند.
گداخت شبیهسازی شده در مورد مسائل بهینهسازی زیادی اعمال می شود مانند مسئله انتساب درجه دوم و مسئله زمانبندی کار کارگاهی[۱۳۴]. اما امروزه در اغلب تحقیقات گداخت شبیهسازی شده به عنوان یک مؤلفه از فرااکتشافات مورد استفاده قرار میگیرد نه به صورت یک الگوریتم جستجوی مستقل.
۴-۳-۳- جستجوی ممنوع
جستجوی ممنوع از جمله فرااکتشافات پر مراجعه و پر مصرف در مسائل بهینهسازی میباشد. جستجوی ممنوع صریحاً از سابقه جستجو، هم برای گریز از کمینههای محلی و هم برای پیادهسازی یک استراتژی کاوشی بهره میبرد. الگوریتم جستجوی ممنوع ساده، در جستجوی محلی، بهترین بهبود را به عنوان عنصر[۱۳۵] پایه اعمال می کند و از حافظه کوتاه مدت برای فرار از کمینههای محلی و اجتناب از افتادن در چرخهها استفاده می کند. حافظه کوتاه مدت به صورت یک لیست ممنوع است که راه حلهای اخیر را نگهداری کرده و حرکت به سمت آنها را ممنوع می کند. پس همسایگی راه حل فعلی، به راه حلهایی محدود می شود که به لیست ممنوع تعلق ندارند. این مجموعه را مجموعه مجاز مینامیم. در هر تکرار بهترین راه حل متعلق به این مجموعه (معمولاً به ترتیب FIFO) حذف می شود. در نتیجه این محدودیت پویا برای راه حلهای مجاز، میتوان جستجوی ممنوع را تکنیک جستجوی پویای همسایگی دانست. با رسیدن به شرط خاتمه، الگوریتم پایان مییابد، یا در زمانی که مجموعه مجاز تهی شود یعنی کلیه راه حلهای موجود در توسط لیست ممنوع، قدغن شده باشند.
استفاده از جستجوی ممنوع مانع از بازگشت به راه حلهای اخیر میگردد، پس از چرخه بی پایان جلوگیری شده و جستجو مجبور می شود فقط حرکت رو به بالا را بپذیرد. طول لیست ممنوع یعنی ، حافظه فرایند جستجو را کنترل می کند. هر چه این مقدار کمتر باشد جستجو بر روی نواحی کوچک متمرکز میگردد و برعکس هر چه این مقدار بیشتر باشد، فرایند جستجو نواحی بزرگتری را مورد کاوش قرار میدهد چون بازدید مجدد از تعداد بیشتری راه حل، قدغن میگردد. این مقدار می تواند برای رسیدن به الگوریتمهای قویتر، در طول جستجو تغییر یابد، مثلا به طور متناوب یک مقدار تصادفی در یک محدوده خاص را به دست آورد. روش پویاتری برای تغییر آن، این است که اگر دلیلی[۱۳۶] برای تکرار راهحلها وجود داشته باشد (یعنی متنوعسازی بیشتری لازم باشد)، این مقدار افزایش یابد و اگر بهبودی رخ ندهد (متمرکزسازی باید افزایش یابد) کاهش یابد. پیادهسازی حافظه کوتاه مدت به صورت لیستی از راه حلهای کامل، عملی نیست زیرا مدیریت چنین لیستی بسیار ناکاراست. پس به جای خود راه حلها، معمولاً خصوصیات آنها نگهداری می شود. خصوصیات عمدتاً مؤلفه هایی از راه حلها، حرکتها یا تفاوت راه حلهاست. چون میتوان بیش از یک ویژگی را در نظر داشت، یک لیست ممنوع برای هر کدام در نظر گرفته می شود. مجموعه خصوصیات و لیستهای ممنوع متناظر، شرایط ممنوعیتی را تعریف می کنند که برای فیلتر کردن همسایگی راه حل و تولید مجموعه مجاز به کار میروند. ذخیره خصوصیات به جای راه حلهای کامل، کاراتر است ولی باعث از دست رفتن اطلاعات می شود چون ممنوعیت یک ویژگی، احتمالاً به معنی انتساب وضعیت ممنوع به بیش از یک راه حل است. پس، ممکن است راه حلهای کیفیت بالای دیده نشده، در مجموعه مجاز قرار نگیرد. برای غلبه براین مشکل، مقیاس تنفس[۱۳۷] تعریف می شود که اجازه میدهد یک راه حل در مجموعه مجاز قرار بگیرد حتی اگر به دلیل شرایط ممنوع، قدغن شده باشد. معمولترین مقیاس تنفس، راه حلهایی را که بهتر از بهترین راه حل جاریست، انتخاب می کند.
لیستهای ممنوع تنها راه ممکن برای بهره برداری از سابقه جستجو نیست. آنها معمولاً با بهره گرفتن از حافظه کوتاه مدت شناخته میشوند. اطلاعات جمع آوری شده در طول کل فرایند جستجو نیز می تواند بسیار مفید واقع شود. این نوع حافظه طولانی مدت معمولاً با در نظر گرفتن چهار اصل به جستجوی ممنوع اضافه میشوند: تأخر[۱۳۸]، فرکانس، کیفیت و تأثیرگذاری. حافظه اخیر برای هر راه حل (یا خصوصیت) آخرین تکراری را که در آن شامل بوده ثبت می کند. حافظه مبنی بر فرکانس، تعداد تکرار هر راه حل (خصوصیت) را نگه میدارد. این اطلاعات، نواحی (یا زیرمجموعههایی) از فضای راه حل را که جستجو در آنها محدود شده یا به تعداد دفعات زیاد در آنجا ماندهاند شناسایی می کند. این نوع اطلاعات مربوط به گذشته، معمولاً برای تنوع بخشیدن به جستجو، استخراج میگردند. اصل سوم (یعنی کیفیت) به جمع آوری استخراج اطلاعات از سابقه جستجو برای شناخت مؤلفه های راه حل خوب است. فرااکتشافات دیگر (مانند بهینهسازی گروه مورچهها) صریحاً از این اصل برای یادگیری ترکیبات خوب مؤلفه های راه حل استفاده می کنند. سرانجام، تأثیرگذاری، ویژگی توجه به انتخابهای انجام شده در طی جستجوست و می تواند برای نشان دادن اینکه کدام انتخابها بحرانیترین هستند، مورد استفاده قرار گیرد.
جستجوی ممنوع به بیشتر مسائل بهینهسازی ترکیبی اعمال می شود، مانند جستجوی ممنوع قوی برای QAP، جستجوی ممنوع واکنشی برای مسئله MAXSAT و مسائل انتسابی.
۴-۴- روشهای جستجوی محلی کاوشگرانه[۱۳۹]
در این بخش، چند روش مبتنی بر مسیر که بر اساس جستجوی محلی کاوشگرانه کار می کنند، معرفی میگردند. این روشها شامل رویه جستجوی تطابقی تصادفی حریصانه (GRASP)، جستجوی همسایگی متغیر(VNS)، جستجوی محلی هدایت شده (GLS) و جستجوی محلی تکراری است.
۴-۴-۱- GRASP
این روش، یک روش فرااکتشافی ساده است که اکتشافات ساختاری و جستجوی محلی را ترکیب می کند. ساختار آن، رویهای تکراری شامل دو فاز است: ساخت راه حل و بهبود راه حل. در زمان اتمام رویه جستجو، بهترین راه حل یافتهشده برگردانده می شود. مکانیزم ساخت راه حل با دو جزء اصلی مشخص میگردد. تابع اکتشافی سازنده[۱۴۰] پویا و تصادفی کردن. فرض کنیم راه حل s شامل زیرمجموعهای از مجموعه عناصر (اجزای راه حل) است، راه حل با اضافه کردن مرحله به مرحله یک عنصر جدید در هر زمان، ساخته می شود. انتخاب عنصر بعدی با برداشتن تصادفی عنصر به صورت یکنواخت از لیست کاندیداها انجام می شود. عناصر براساس مقیاس اکتشافی، رتبه بندی شده اند که به آنها امتیازی میدهد که تابعی از مزیت درج این عنصر در راه حل جزئی فعلی است. لیست کاندیداها از عنصر ساخته شده است. مقادیر اکتشافی در هر مرحله بهروزرسانی میشوند پس امتیاز عناصر برحسب انتخابهای ممکن، در طی فاز ساخت، تغییر می کند. برخلاف انواع ایستای توابع اکتشافی که فقط یکبار در زمان شروع ساخت، به عناصر امتیازات را نسبت می دهند، این تابع اکتشافی ساختاری، پویاست. به عنوان مثالی از تابع اکتشافی ایستا، در مسئله TSP، هر یالی که هزینه کمتری دارد امتیاز بیشتری دارد. در مورد حالت پویا، تابع اکتشافی درج ارزانترین عنصر، می تواند به این صورت باشد که امتیاز هر عنصر بر اساس راه حل جزئی فعلی ارزیابی گردد.
طول تاثیر زیادی بر قدرت تابع اکتشافی دارد. اندازه آن می تواند ثابت باشد یا با هر تکرار تغییر یابد. فاز دوم الگوریتم، فرایند جستجوی محلی است که می تواند یک جستجوی محلی پایه یا تکنیک پیشرفتهای مثل گداخت شبیهسازی شده یا جستجوی ممنوع باشد. GRASP در صورت برقراری دو شرط زیر، می تواند مؤثر واقع شود:
مکانیزم ساخت راه حل از امیدوارکنندهترین مناطق فضای جستجو نمونهبرداری کند.
راه حلهای ساخته شده توسط تابع اکتشافی سازنده، به درّههای راه حلهای کمینه محلی متفاوت تعلق داشته باشند.
شرط اول از طریق انتخاب توابع اکتشافی ساختاری مؤثر و طول لیست کاندید مناسب برقرار میگردد ولی دومی با انتخاب تابع اکتشافی ساختاری و جستجوی محلی به شکلی که با هم مناسبت داشته باشند، برقرار می شود. این الگوریتم از حافظه جستجو استفاده نمیکند ولی به دلیل سادگی، عمدتاً بسیار سریع است و در زمان کوتاه راه حلهای نسبتاً خوبی ارائه می کند. به علاوه می تواند با موفقیت در کنار سایر تکنیکهای جستجو، بصورت ترکیبی مورد استفاده قرار بگیرد.
۴-۴-۲- جستجوی همسایگی متغیر
این روش از استراتژی تغییر پویای ساختار همسایگی بهره میبرد. الگوریتم بسیار کلی است و درجات آزادی زیادی برای طراحی تغییرات و مقداردهیهای خاص دارد. در مرحله مقدار دهی اولیه، مجموعه ای از ساختارهای همسایگی تعریف میگردد. این همسایگیها میتوانند به طور اختیاری انتخاب گردند ولی اغلب به نحوی تعریف میشوند که تعداد اعضای آنها دارای ترتیب صعودی باشد. سپس یک راه حل اولیه تولید میگردد، اندیس همسایگی مقدار دهی شده و الگوریتم تا زمان رسیدن به شرط خاتمه، ادامه مییابد. چرخه اصلی الگوریتم شامل سه فاز است: آشفتگی[۱۴۱]، جستجوی محلی و جا به جایی. در فاز آشفتگی، راه حل در امین همسایگی از راه حل جاری ، به طور تصادفی انتخاب میگردد. سپس، نقطه شروع جستجوی محلی می شود. جستجوی محلی می تواند از هر ساختار همسایگی استفاده کند. در انتهای این مرحله، راه حل جدید با مقایسه گشته و در صورت بهتر بودن جایگزین آن شده و الگوریتم دوباره با شروع می شود. در غیر این صورت افزایش یافته و فاز جدید آشفتگی با بهره گرفتن از همسایگی متفاوت آغاز میگردد. هدف از فاز آشفتگی ایجاد نقطه شروع بهتر برای جستجوی محلی است و انتخاب همسایگیها با تعداد اعضای صعودی منجر به بهبود متنوعسازی میگردد.
۴-۴-۳- جستجوی محلی هدایت شده
در روشهای جستجوی ممنوع و جستجوی همسایگی متغیر، از همسایگیهای پویا برای جستجوی کارا و مؤثر استفاده میگردد. رویکرد متفاوتی برای هدایت جستجو، تغییر پویای تابع هدف میباشد. جستجوی محلی هدایت شده از این روش استفاده می کند.
اصل پایهای جستجوی محلی هدایت شده، کمک به عمل جستجو برای حرکت تدریجی از کمینههای محلی با تغییر چشم انداز[۱۴۲] جستجوست. در جستجوی محلی هدایت شده فضای جستجو مجموعه راه حلها و ساختار همسایگی، ثابت است در حالیکه تابع هدف ، به این منظور تغییر می کند که بهینه محلی فعلی را نامطلوب سازد. شکل ۴-۳ این مطلب را نشان میدهد.
شکل ۴-۳: ایده جستجوی محلی هدایت شده؛ گریز از دره های چشم انداز
۳) بررسی تاثیر برداشتن پیوند استخوانی از ناحیه توبروزیته بر Gingival Index در دیستال مولر دوم فک بالا٬۶ماه پس از برداشتن پیوند
۴)بررسی تاثیر برداشتن پیوند استخوانی از ناحیه توبروزیته بر attachment loss در دیستال مولر دوم فک بالا٬۶ماه پس از برداشتن پیوند
۵)بررسی تاثیر برداشتن پیوند استخوانی از ناحیه توبروزیته برBOP در دیستال مولر دوم فک بالا٬۶ماه پس از برداشتن پیوند
ج) اهداف کاربردی:
توصیه به استفاده از منابع دیگر پیوند اتوژن درصورتیکه برداشتن پیوند از توبروزیته باعث عارضه پریودنتالی دندان مولر دوم گردد.
د) فرضیات یا سؤالات تحقیق:
آیا برداشتن پیوند استخوانی از ناحیه توبروزیته موجب تغییرات معنی دار بر probing pocket depth در دیستال مولر دوم فک بالا می شود؟
آیابرداشتن پیوند استخوانی از ناحیه توبروزیته موجب تغییرات معنی دار بر Plaque Index در دیستال مولر دوم فک بالا می شود؟
آیابرداشتن پیوند استخوانی از ناحیه توبروزیته موجب تغییرات معنی دار بر Gingival Index در دیستال مولر دوم فک بالا می شود؟
آیابرداشتن پیوند استخوانی از ناحیه توبروزیته موجب تغییرات معنی دار بر attachment loss در دیستال مولر دوم فک بالا می شود؟
آیابرداشتن پیوند استخوانی از ناحیه توبروزیته موجب تغییرات معنی دار برBOP در دیستال مولر دوم فک بالا می شود؟
فصل دوم:
مواد وروش ها
این مطالعه٬نوعی بررسی مقطعی بود.
(۱-٢)جمعیت مورد مطالعه:
بیماران مراجعه کننده به بخش جراحی وایمپلنت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد که کاندید برداشت پیوند از ناحیه توبروزیته بودند٬با امضای فرم رضایتنامه آگاهانه(Appendix 1)٬جمعیت این مطالعه را تشکیل می دادند.
(٢-٢)روش نمونه گیری:
روش نمونه گیری به صورت غیر احتمالی و مبتنی بر هدف بود.
(۳-٢)حجم نمونه:
به دلیل عدم مطالعات مشابه در این رابطه٬۱۵ بیمار مراجعه کننده به بخش جراحی وایمپلنت دانشکده دندانپزشکی مشهد٬در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند.
(۴-٢)روش اجرای طرح:
بیماران مراجعه کننده به بخش جراحی و ایمپلنت دانشکده دندانپزشکی مشهد با محدوده سنی ۲۰ تا ۴۰ سال که برای بازسازی نقایص کوچک استخوانی حین جراحی های داخل دهان و یا قرار دادن ایمپلنت٬نیازمند پیوند استخوان با مقادیر محدود بودند٬انتخاب شدند.برای هر بیمار شاخص های (خونریزی موقع پروب کردن) Bleeding on probing٬(از دست دادن چسبندگی لثه) attachment loss٬(شاخص عمق پاکت) probing pocket depth٬(شاخص ضریب لثه ای) Gingival Index٬(شاخص پلاک)Plaque Indexدر سه ناحیه شامل میددیستال٬دیستوباکال و دیستولینگوال از هر دندان٬قبل از عمل و ۶ ماه بعد از عمل٬اندازه گیری شدند .
(۵-٢)معیارهای ورود و خروج مطالعه:
معیارهای ورود به این مطالعه برای بیماران عبارت بود از :
۱.بیماران کاندید جراحی پیوند استخوان به میزان کم٬جهت دریافت ایمپلنت یا اصلاح نواقص کوچک استخوانی
۲.وجود حداقل mm۶ استخوان به صورت افقی در ناحیه دیستال مولر دوم
۳.عدم وجود دندان نهفته و یا مولر سوم نهفته در ناحیه
۴.عدم سابقه بیماری هایی که در پروسه ترمیم زخم تداخل ایجاد می کنند.(مانند دیابت)
۵.وجود حداقلmm۸ارتفاع استخوان در ناحیه ی توبروزیته تا کف سینوس ماگزیلاری
و معیارهایی که موجب خروج بیماران از این مطالعه شد شامل:
۱.سابقه بیماری پریودنتال در ناحیه
۲.سیگاری بودن
۳.سابقه ی بیماری سیستمیک
۴.عدم وجود استخوان کافی در ناحیه ی دیستال مولر دوم
(۶-٢)شیوه و ابزار گردآوری اطلاعات:
شیوه گردآوری اطلاعت به صورت میدانی وابزار گردآوری اطلاعات٬به صورت مشاهده بود.
(۷-٢)شاخص پلاک ایندکس Silness & Leo (PI[1]):
در این شاخص، پلاک موجود در نواحی مارژینی ۴ سطح دندانی (لینگوال، مزیال، باکال و دیستال) مشخص و میزان پلاک به هریک از چهار ناحیه یک شماره از ۰تا ۳داده می شود که شاخص پلاک آن ناحیه محسوب می شود. درجه های پلاک ایندکس در زیر توصیف شده است:
-
- درجه صفر: هیچ پلاکی در ناحیه ژینژیوال وجود نداشته باشد.
-
- درجه ۱: پلاک به ناحیه مارژین آزاد ژینژیوال و مجاور دندان چسبیده باشد. پلاک دیده نمی شود، ولی با سوند برداشته می شود.
-
- درجه ۲: تجمع متوسط رسوب نرم در پاکت ژینژیوال و در مارژین ژینژیوال و یا سطح مجاور دندان که با چشم غیر مسلح دیده می شود.
-
- درجه ۳: تجمع مقدار زیادی از مواد نرم داخل پاکت جینجیوال و یا در مارژین ژینژیوال و سطح مجاور دندان (۴۰).
محاسبه ی شاخص پلاک فردی به صورت زیر است:
A
B
C
مسئولین شوراهای محلی
۲-۲۵-۶ تئوری جغرافیایی
می دانیم علم جغرافیا با قوانین و ضوابط گردشگر و گردشگری بسیار در ارتباط تنگاتنگ قرار دارد. به این ترتیب جغرافی دانان با نظرات و دیدگاه های گوناگون گردشگری را مطالعه می نمایند(جاناتان کروآل، ۱۹۹۵).کلا جغرافی دانان با دو دیدگاه متفاوت گردشگری را مطالعه می کنند:
نگاه آکادمیک
نگاه تجربی
در نگاه آکادمیک سه مساله اساس کار را تشکیل می دهد:
قوانین سنتی
تحقیقات و پژوهش
تجزیه و تحلیل و آموزش
در نگاه تجربی هم سه مساله اساسی پایه کار را تشکیل می دهد(دوگلاس جی، پرس و ریچارد، باتلر، ۱۹۹۹):
کار قراردادی،عملیات های ویژه، پروژه های خاص و تخصصی جهت تامین منافع
استفاده از دانش خاص در گزارش و برنامه ریزی
توسعه و کسب اعتبار و امنیت برای آیند
مع الوصف جغرافیا در مطالعات مکان یابی، زیست محیطی، آب و هوا ، چشم اندازهای طبیعی و نظرات اقتصادی به صورت تخصصی کار می کند.یکی از تاکیدات جغرافیا در توجیه نظرات خود، مکان ها و محیط های گردشگری است. حرکت مردم که به وسیله گردشگری محلی شروع می شود،ابتدا در منظره خدمات رفاهی و تسهیلاتی مکانها، با توزیع فضایی و فیزیکی برنامه ها در اقتصاد و فرهنگ جامعه تغییراتی پدید می آورد. بنابراین طبیعی است که گردشگر در خیلی موارد با عوامل و عناصر متعدد جغرافیایی تماس پیدا می کند.البته جغرافیا نیز در تحقیقات خود از سایر علوم مدد می گیرد.به علت رویارویی نظرات جغرافیایی در کاربری اراضی، نظرات اقتصادی، مشکلات جمعیتی و فرهنگی همراه با توزیع مکانی با علوم متنوع ارتباط پیدا میکند. جغرافیای اوقات فراغت مدام در جریان بوده و ایستا نمی باشد،چرا که گردشگری اوقات فراغت با محل های تفریحی ارتباط و همبستگی دایم التزاید دارد،لذا ضروری است که تمام موضوعات در هر محل مطالعه و بررسی شود، چرا که جغرافی دان مجهز به ابزارها و آگاهی هایی که در هر محلی می تواند درباره اوقات فراغت تحقیق کند.
۲-۲۵-۷ تئوری قضایی
نظرات قضایی در مطالعات گردشگری به صورت متنوع و رسمی، تمام فعالیت های مربوط به گردشگری را تحت تاثیر قرار می دهد. در این مورد بحث ها بیشتر روی نیازهایی چون: تحقیقاتی، سازمانهای عمل کننده، مشکلات مربوط به هزینه ها، مکانها، دفاتر فروش بلیط اتوبوس و هواپیمایی که رفتارهای آنان روی مشتریان به ویژه در مواقع خرید بلیط تاثیر مهمی می گذارد همراه با نحوه برخورد مسئولین شرکت های کرایه دهنده اتومبیل، هتل ها و غیره تاکید دارد. منافع حاصل از این نظرات دایر شدن دفاتر آماری است که هر پنج سال یکبار نتایج خدمات و تمام موضوعات انتخابی شامل اطلاعات مربوط به دفاتر مسافرتی، مکان های اقامتی و سایر آمارهای پایه ای را برای تجزیه تحلیل و مطالعات دقیق منتشر می سازد.
۲-۲۵-۸ تئوری علوم مختلف
گردشگری بالقوه تمام سیمای جامعه را در بر می گیرد. ما گردشگری فرهنگی و موروثی داریمفکه اکثرا نظرات مردم شناسی را مطمح نظر قرار می دهد. به علت رفتارهای متفاوت مردم،مسافرت در فصول مختلف ضرورت پیدا میکند. پس شایسته است با بهره گرفتن از نظرات جامعه شناس بهترین روش را در حرکت، بازار تولیدات و نیازهای خدماتی در گردشگری را انتخاب و پیگیری کنیم.در گام نخست گردشگر به علت عبور از مرزهای متفاوت نیاز به گذرنامه و روادید از طرف کنسولگری های دول پیدا می کند.
وجود سازمان توسعه گردشگری در اغلب کشورها اطلاع از علوم سیاسی را برای مسولین ضروری می سازد.
بدیهی است که صنایع بزرگ به صورت کلان در زندگی تمام مردم تاثیر می گذارد.لذا دقت به قوانین و قانون گذاری با همکاری جامعه شناس، جغرافی دان، اقتصاد دان و مردم شناس همگام با قوانین مربوط به محیط زیست ضروری به نظر می رسد. پس در مطالعات گردشگری نیاز به اطلاع اط قوانین حقوقی نباید فراموش گردد. در حقیقت گردشگری بگونه ای وسیع، مرکب، پیچیده و آن چنان چند بعدی است که اطلاع از شمار زیادی از نظرات مختلف علوم را در مطالعات ضروری می سازد. حتی درگیر شدن برخی از وظایف و اهداف با یکدیگر کار را مشکل
می سازد.
۲-۲۶ گردشگری و اشتغال
انجمن مسافرت و گردشگری جهان(WTTC) اظهار می دارد که امروزه حدود ۲۳۱ میلیون نفر و یا ده درصد جمعیت نیروی کار در مشاغلی که به خاطر نیازهای گردشگری به وجود آمده اند استخدام شده و فعالیت می کنند. ضمن اینکه در تولید ملی GDP، سرمایه گذاری ها، استخدام، تبدیل ارزهای خارجی،درآمدهای حاصل از صادرات به صورت تنگاتنگ اثر می گذارد. سال ۲۰۱۰ طبق برآوردهای (WTTC) حدود ۳۲۸ میلیون نفر در دنیا در مشاغل مرتبط با گردشگری فعالیت خواهند کرد. می توان گفت افزایش شغل و به دنبال آن بالا رفتن درآمدهای ملی معمولا نتیجه گسترش گردشگری است.
واسکانسیلوس کامپاس(۲۰۰۲) در رساله دکترای خود با عنوان اهداف سیاست در برزیل در زمینه اهمیت توریسم برای اشتغال عنوان کرد که منابع انسانی یکی از نیروهای اساسی از صنعت توریسم است. سازمان جهانی توریسم نشان داد تا سال ۲۰۰۵ شغل های ایجاد شده توسط توریسم سریع تر از شغل های صنایع متداول تقریبا ۵۹% افزایش پیدا می کند. از نظر ایجاد اشتغال طبق آمار منتشر شده از سوی سازمان جهانی جهانگردی (W.T.O) هر تخت(محل اسکان هر جهانگرد) در کل جهان تقریبا بین ۱ تا ۲ شغل ایجاد می نماید. اما آمار به دست آمده در ایران نشان می دهد که هر تخت تقریبا بین ۴ تا ۵ شغل ایجاد می کند. در سال ۱۹۹۹ نزدیک به ۲۱۰ میلیون نفر در صنعت جهانگردی مشغول به کار بوده اند. یعنی از هر نه نفر شاغل در سراسر جهان یک نفر در بخش جهانگردی فعالیت می کردند. طور کلی اثرات افزایش اشتغال در بخش جهانگردی در کشورهای در حال توسعه مساعدتر از کشورهای صنعتی است. زیرا در کشورهای صنعتی زمینه و امکانات رشد بیشتر این صنعت محدودتر شده، ولی کشورهای در حال توسعه هنوز در آغاز راه می باشند( WTOT 2004).
۲-۲۷ مدیریت استراتژیک
باتشخیص استراتژی،یک سازمان می تواند به سوالات در مورد گذشته ووضعیت جاری که چگونه تلاش کندتا با رسیدن به اهداف، رسال خود را انجام دهد پاسخ دهد.
پیدایش واژه استراتژیک در علم مدیریت به دهه پنجاه باز می گردد. لکن فراز و نشیبهای فراوان داشته و پس از افت و خیز مجددا در دهه ۹۰ تجدید حیات یافته و بصورت جدی مخصوصا در دنیای کسب و کار مطرح گردید و از آن به عنوان هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات بین وظیفه ای که سازمان را در رسیدن به اهداف توانمند می سازد یاد می کند.
به هر حال ضرورت دارد که محیط درون و برون سازمانی مورد بررسی قرار گیرد و سپس عوامل و متغیرهای درون سازمانی که نسبتا قابل کنترل هستند، به نحوی هماهنگ و جهت داده شوند که در نهایت بتوان از فرصت در محیط به طور مطلوب استفاده نموده و در مقابل تهدیدات آن مقابله کرد
از یک دهه گذشته جریانی آکنده از رقابت و تحولات پرشتاب با سطح بالایی از نامعلومی شروع شده که اثرات و نتایج آن در محیط پیچیده و پرابهام امروز به خوبی قابل مشاهده است. مدیران ا گرچه تلاش می نمایند تا عدم قطعیت و پیچیدگی را به در پیاده سازی انتخابهای خود کاهش دهند اما هرگز نمی توانند همه آنها را حذف نمایند.
برای مقابله با چنین وضعیتی هم زمان نیاز به دو حرکت اصولی است حرکت اول تشخیص عوامل.
کلیدی موفقیت است و حرکت دوم تدوین راهکارهایی است که توان برخورد با عوامل تهدید و ضعف و بهره گیری از فرصتها و قوتها را در چنین محیطی برای مقاطع زمانی کوتاه مدت و بلند مدت پدید آورد. شناسایی مهمترین عوامل کلیدی موفقیت و تلقیق با الگو و راهکارهایی که در رسیدن به آن اهداف ما را یاری نمایند در قالب مدیریت استراتژک یک ابراز چند بعدی است که نیازهای سازمان را در محورهای مختلف پاسخ می دهد.
عناصری که در محیط رقابتی و محیط پرابهام و با تغییرات سریع می تواند چاره ساز چگونگی حرکت برای رسیدن به مقصد باشد شامل نگرش و رویکرد، عوامل، سطوح، سیستمهای اطلاعاتی و کنترل، ویژگیهای تصمیم گیرنده و تفکر حا کم در یکپارچه سازی می باشند. از این رو برای سناریوهای بازی در عرصه بین المللی و کاهش هزینه، زمان ریسک و اطمینان از بیشتر بودن عملکرد و اثربخشی، تبعیت از اصول و الگوهای پویا و قابل تغییر در محیط متغیر به عنوان یک روش علمی- کاربردی توصیه می گردد.
در سالهای اخیر روش های بسیاری برای فرموله کردن و پیاده سازی تصمیمات استراتژیک پیشنهاد گردیده است و بسیاری از این روشها برای تطبیق سازی و قابل اندازه گیری در سازمانهای دولتی بکار برده شده است که با ملحوظ نمودن تاثیرات محیط رقابتی (با تغییرات سریع به همراه فشارهای شکننده) توانسته درجه رضایت ذی نفعان اعم از مردم یا مشتریان و کارکنان دولتی یا خصوصی را فراهم نماید.
تامین اثر بخشی در محیط رقابتی، واحدهای ملی کسب و کار را برای حضور پایدار و دراز مدت سخت به مخاطره انداخته است. از این رو طراحی و پیاده سازی فرایند تدوین و اجرای استراتژی به عنوان مهمترین وظیفه مدیریت تلقی می گردد. فعالیتهای استراتژیک مدیران در جهت بهره وری سازمان، بصورت دراز مدت و با جهت گیری مشخص و توسعه اثر بخش و تامین انتظارات ذینفعان به ظهور می رسد.
می توان مدیریت استراتژیک را بدین گونه تعریف کرد، هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات وظیفه ای چندگانه که سازمان را قادر می سازد به هدفهای بلند مدت خود دست یابد. همانگونه که از این تعریف استنباط می شود در مدیریت استراتژیک برای کسب موفقیت سازمانی بر چندین عامل تاکید می شود، هماهنگ کردن مدیریت، بازاریابی، امور مالی (حسابداری)، تولید (عملیات)، تحقیق و توسعه و سیستم اطلاعات رایانه ای (فردآر، ۲۰۱۰)
مدیریت استراتژیک در حقیقت آرایه ای از گزینههای مختلف استراتژی می باشد که از تعامل شرایط داخلی و خارجی سازمان منتج می شود. به عبارت دیگر تصمیم گیری استراتژیک، تصمیم گیری روی منافع اصلی و اصولی سازمان است که به تحول و تغییرات دراز مدت و اثربخشی آن منتهی می گردد. (سیرت، ۱۹۹۳)
از منظر دیگر مدیریت استراتژیک با دو نگرش کلی به مسائل سازمانی انجام میگیرد. حل مسائلی فعلی و قابلیت حل مشکلات آتی در بطن فرایند تصمیم گیری استراتژک قرار دارد. (جانسون، ۱۹۹۳)
شندل و هوفر در تعریفی جامع از مدیریت استراتژیک ارائه داده اند. آنها معتقدند که مدیریت استراتژک بر چهار جنبه متمرکز می شود. ۱)تعیین اهداف ۲)تدوین استراتژی براساس آن اهداف ۳)اجرای استراتژی ۴)کنترل استراتژی (استونو، ۱۹۹۵)
مدیریت استراتژیک نوعی مدیریت آینده نگر، انطباق پذیر و پویا است. مدیریت خاص دورهبحران، دوره تغییرات سریع محیط درونی و بیرونی سازمان، عصر دگرگونیهای ساختاری نظام اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فن آوری،عصرتحولات ناگهانی و پیش بینی ناپذیر، عصر کمیابی، بحران انرژی و منابع اولیه، عصر محدویتها و الودگیهای محیط زیست و عکس العمل طبیعت در برابر بی خردیها و حرص و آز انسان معاصر و عصر عصیانهای اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی است.
مدیریت در چنین وضع دشوار و ناپایداری قبل از هر چیز به فکری خلاق، ذهنی گشوده برای کسب اطلاعات، شامه ای تیز برای دریافت علائم خطر، نگرشی آینده نگر و برنامه ریز و برخوردی واقع گرا و منطقی نیاز دارد.
مدیریت استراتژیک عبارت است از هنر و علم فرمول بندی، اجرا و ارزیابی تصمیمات چندبعدی با تاکید بریکپارچه سازی عوامل مدیریت، بازاریابی، امور مالی، تولید یا خدمات، تحقیقات و توسعه، سیستمهای اطلاعاتی و غیره؛ جهت رسیدن به اهداف سازمانی (داوری، ۱۳۸۰).
مدیریت استراتژیک با هدف ایجاد هماهنگی و انسجام هرچه بیشتر در اهداف برنامه ریزی سازمانی و نیز اطمینان از اجرا و پیاده سازی طرحها ظهور کرد و اصطلاحی است که جهت تشریح فرایند تصمیم گیری و اجرا مورد استفاده قرار می گیرد. به این ترتیب استراتژیک عبارت است از جریان تصمیمها و فعالیتهایی که منجر به ایجاد یک یا چند استراتژی موثر برای نیل به اهداف می شود(علی احمدی، ۱۳۸۲).
در راستای این فراگرد مدیریت استراتژیک باید چهار عامل را که متفقا موجب تحقق برنامه می شوند در نظر داشته باشد. این عوامل عبارت انداز:
-محیط اجرای برنامه (نحوه ارتباطات، سازگاری و غیره)
-استراتژی و برنامه (اهداف، راهبرد، سیاستها و طرحهای عملی)