آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


خرداد 1400
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        



جستجو


آخرین مطالب


 



ارکان جرم

این‌ جرم‌ نیز دارای سه رکن‌ قانونی، مادی و معنوی است:

دانلود تحقیق و پایان نامه

  1. رکن قانونی: مـاده 45 مـسبوق الاشـاره قانون ثبت، رکن قانونی این جرم را تشکیل می‌دهد.
  2. رکن مادی: رکن مـادی ایـن جرم مرکب بوده، دارای‌ اجزایی‌ به شرح ذیل است:

جزء 1 ـ صدور حکم از طرف مرجع ذی صلاح قضایی بـابت قـیمت ملک و اجور و خسارات ملک مورد دعوی علیه مستدعی ثبت. به تعبیر‌ دیـگر‌ مـحکومیت مستدعی‌ ثبت در دعوای مطروحه قائم مقام قـانونی مـتوفی یـا مجنون و محجور طرف دعوی علیه وی.

هرچند‌ در مـاده مـذکور ذکر محکومیت از طرف محکمه حقوق شده است؛ لیکن‌ با‌ توجه به سیستم قـضایی کـنونی حاکم بر کشور باید گـفت مـنظور از محکمه حـقوق، هـر یـک از ‌محاکم‌ عمومی دادگستری است.

نکته دیگری کـه مـی‌تواند در اینجا مورد بحث قرار گیرد، این‌ که‌ مسأله منظور از محکومیت عنوان شـده در مـاده 45 قانون ثبت، محکومیت قطعی است یـا‌ خیر؟ به نظر می‌رسد بـا تـوجه به قسمت اخیر ماده یـاد شـده یعنی: «در موقع اجرای حکم‌ مفلس‌ باشد»، محکومیت قطعی مدنظر قانونگذار است.

جزء 2 ـ مستدعی ثـبت «مـحکومٌ علیه» محکومٌ به (یعنی مـلک مـورد دعـوی) را قبلاً به دیـگری انـتقال داده باشد. کلمه «انتقال» اطـلاق دارد و شـامل هر نوع انتقالی که در قالب هر یک از عقود معینه و غیر معینه بگنجد، می‌شود.

جزء 3 ـ شـخص در مـوقع اجرای حکم محکومیت، مفلس باشد. دو مـطلب دربـاره‌ این‌ جـزء قـابل بـررسی است. یکی مسأله زمـان است که زمان مد نظر قانونگذار زمان اجرای حکم محکومیت است و لاغیر و دیگری کلمه «مـفلس» اسـت. نظر به اهمیت این کلمه‌ و نـقش آن در تـشکیل اجـزای رکـن مـادی جرم ثبتی مـندرج در مـاده 45، لازم است توضیحاتی ارائه شود. «مُفلس» کلمه‌ای عربی و از نوع صفت است و در لغت‌ فارسی‌ به معنی «نادار، بـی چـیز و تهیدست»  و در زبـان عربی به معنی «تاجر ورشکسته»  آمده است.

در اصطلاح حـقوقی، مـفلس «بـه کـسی گـفته مـی‌شود که اموال و مطالبات‌ او‌ کمتر‌ از دیون او باشد.

در‌ فقه‌ اسلام‌ «مفلس فقیری است که خوبهای مالش رفته باشد و فلوسهای او باقی مانده باشد، یعنی پولهای خرد و ریز که به‌ فارسی‌ آن‌ را پشیز گویند. و یا مفلس کسی است‌ که‌ دراهم او تبدیل به فلوس شده باشد یا به جایی رسیده باشد که حتی فلوس هم نداشته باشد و به‌ عبارت‌ دیگر مفلس در عرف کـسی اسـت که مالی و پولی‌ ندارد که رفع احتیاج کند و در عرف فقها کسی است که دین وی از مالش بیشتر است‌ و داراییش‌ برای ادای آن کافی نیست».

جزء 4 ـ «افـلاس» بـاید صوری و تصنعی‌ و فی الواقع بـرای فـرار از ادای حق طرف «محکومٌ له» باشد. به تعبیر دیگر‌ شخص‌ با اراده و خواست قلبی و تعمداً خود را مفلس و بی چیز‌ وانمود‌ سازد؛ در صورتی که در عالم واقع چـنین وضـعیتی حقیقت نداشته باشد. فـایده و آثـار‌ علمی‌ چنین گفتاری اینجا هویدا می‌شود که مفلس واقعی و حقیقی، مطابق موازین قانونی‌ و شرعی فاقد مسوءولیت حقوقی بوده و در مورد ماده 45 قانون ثبت نیز فاقد مسوءولیت جزایی‌ است. نکته دیگری که در ایـنجا تـذکر آن ضروری می کند این است که‌ محکمه‌ رسیدگی‌ کننده باید احراز کند که شخص برای فرار از ادای حق طرف، خود را مفلس‌ قلمداد‌ نموده‌ است.

جزء 5 ـ شخص مرتکب باید فعل مثبت مادی انجام دهـد. بـه‌ تعبیر دیـگر با ترک فعل رکن مادی این جرم محقق نمی‌گردد، بلکه بایستی الزاماً و لابد‌ عمل‌ مثبت مادی از نـاحیه مرتکب در عالم واقع سرزند. این عمل همان‌ طور‌ که گفته شـد بـاید بـه صورت متقلبانه‌ و خلاف‌ واقع باشد. این جزء، مهمترین جزء رکن‌ مادی‌ جرم موضوع ماده 45 قانون ثبت است.

  1. ‌رکـن معنوی: جرم مندرج در‌ ماده‌ 45 قانون ثبت، جرمی عمدی‌ است‌ که علاوه‌ بر‌ سـوء‌ نـیت عـام، به سوء نیت خاص‌ نیز‌ احتیاج دارد. با این توضیح که شخص باید بداند که مـفلس قلمداد‌ نمودن‌ در چنین موردی نامشروع و خلاف‌ قانون است (سوء نیت‌ عام) و هدفش از دسـت یازیدن‌ به‌ چنین عـمل خـلاف قانون و نامشروعی فرار از ادای حق محکومٌ له و در‌ نهایت تضییع حق مشارالیه باشد. (سوء‌ نیت‌ خاص).

عـمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه

طبیبیان، حمید، ترجمه‌ فرهنگ‌ لاروس عربی به فارسی، ذیل واژه

جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، ذیل واژه

جابری‌ عربلو، محسن، فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامی، ذیل واژه

. در‌ موازین‌ شرع اسلام برای رفع‌ مسوءولیت‌ مفلس عمدتاً به «حدیث رفع» استناد می‌کنند. مطابق این حدیث «رفع عن امـتی تسعه‌ اشیاء… لایطیقون». حضرت محمد (ص) می‌فرماید: 9 چیز‌ از امت‌ من‌ رفع‌ مسوءولیت می‌کند من جمله‌ آن چیزی که از توان آنها خارج است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1400-03-06] [ 03:10:00 ق.ظ ]




نقش کاداستر در پیشگیری از جرم مذکور

با توجه به آنچه در بالا و در تحلیل ارکان جرم فوق گفته شد و با تطبیق این ارکان و اجزاء با قانون جامع کاداستر باید گفت از نظر تئوری اجرای طرح کاداستر هیچگونه تأثیری در پیشگیری از این جرم ثبتی نخواهد داشت. لکن شاید در مقام عمل و اجرا از آنجا که ماده 5 قانون جامع کاداستر مقرر می‌دارد: «سازمان مکلف است کلیه اقدامات حقوقی و ثبتی انجام شده بر املاک موضوع این قانون اعم از تغییرات، انتقالات، تعهدات، معاملات اعم از قطعی، شرطی و معاملات دیگر، تجمیع، افراز، تفکیک، اصلاحات و غیره را که به صورت رسمی انجام می‌شوند در نظام جامع به طور آنی ثبت کند و پس از تکمیل و بهره برداری از نظام جامع، کلیه استعلامات ثبتی را به صورت آنی و الکترونیک پاسخ دهد.» لذا به جهت اینکه براحتی می‌توان وضعیت معاملات املاک، تاریخ آن و… را استخراج نمود، می‌تواند از لحاظ روانی مانعی بر سر انجام این جرم بواسطه تسهیل دراحراز جزءهای 4 و 5 از اجزای رکن مادی آن برای مرتکبین دارای اموال غیرمنقول باشد و در نهایت بصورت نسبی موجب پیشگیری از وقوع این جرم گردد.

گفتار دوم: تعهد یا معامله معارض

مطابق ماده 117 قانون ثبت «هر کس به موجب سـند‌ رسـمی‌ یـا عادی نسبت به‌ عین‌ یا منفعت مالی اعم از منقول یـا غیر منقول، حقی به شخص یا اشخاص داده و بعد نسبت به همان عین یا منفعت به موجب سند رسـمی مـعامله یـا تعهدی‌ معارض‌ با حق مزبور بنماید به حبس با اعمال شـاقه از سـه تا ده سال محکوم خواهد شد.»

ماده یاد شده دارای سیر تاریخی خاصّی است، با این توضیح که در‌ قـانون‌ ثـبت مـصوب‌ 26 اسفند ماه 1310 در متن ماده، جمله «یا عادی» گنجانده نشده بود و منحصراً از تـنظیم‌ دو سـند رسـمی مختلف التاریخ سخن به میان آمده بود، لیکن‌ بعداً‌ در‌ تاریخ 7/5/1312 اصلاح گردید و با اضـافه شـدن جـمله «یا عادی» به صورت بالا تصویب گردید.

هدف ‌عمده‌ تصویب چنین ماده قانونی این بـود کـه «تنظیم نوشته بعنوان دلیل یکی از‌ مناظم‌ مهمّه‌ آیین دادرسی قضایی و روابط اجتماعی اسـت و مـقنّن از لحـاظ اهمیت آن خواسته است‌ هر کس آن را از اعتبار بیندازد و یا در اتقان اعتبار آن‌ رخوت و سستی ایـجاد‌ کـند، او را در معرض مجازات شدید قرار دهد.» وبا این کار حقوق فردی و اجتماعی افراد جامعه را تـثبیت نـماید و نـاکثین پیمانهای نوشته شده و ناقضین عهود مکتوبه را‌ به سزای اعمال خیانت‌آمیز خود برساند.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

در حقوق کیفری اختصاصی ایـران، از جـرم مندرج در ماده 117 قانون ثبت به عنوان جرم معامله معارض یاد می‌شود، لیـکن بـا نـگرش به سیاق‌ عبارات‌ ماده مذکور می‌توان گفت که جرم موضوع ماده یاد شده «تعهد یـا مـعامله مـعارض» است که مراد و منظور از آن این است که کسی مالی را اعم از منقول‌ و غـیر مـنقول عیناً یا منفعا” به دیگری انتقال و یا حقی در آن به دیگری بدهد و بعد نسبت به همان مـال، مـعامله یا تعهدی معارض با حق واگذار‌ شده‌ بنماید، مثلاً اگر شخص مـنزل یـا اتوموبیلش را به زید بفروشد و بعداً همان مـنزل یـا اتـوموبیل را کلاً یا بعضاً به عمر انتقال دهـد و یـا منافع‌ آن‌ را‌ واگذار کند، مرتکب جرم تعهد‌ یا‌ معامله‌ معارض شده است.

پایان نامه حقوق

این جـرم نـیز از جمله جرایم مربوط به ثـبت اسـناد است و دارای ارکـان سـه گـانه قانونی، مادی‌ و معنوی‌ است.

علی آبادی، دکتر عبدالحسین به نقل از مجموعه آراء وحدت‌ رویه‌ دیوان‌ عـالی کـشور «جزایی»، تدوین فرج اله قربانی، ص 475

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:10:00 ق.ظ ]




ارکان‌ جرم

  1. رکن قانونی: علاوه بر ماده 117 قانون ثبت، رأی وحدت رویه شـماره 43 مـورخ 10/8/1351 دیوان عالی کشور‌ که‌ در‌ حکم قـانون است و ذیلاً ذکر مـی‌شود نـیز جزء رکن‌ قانونی جرم تـعهد یـا معامله معارض می‌باشد.

مطابق این رأی: «نـظر بـه این‌ که‌ شرط‌ تحقّق بزه مشمول مـاده 117 قـانون ثـبت اسـناد و امـلاک، قـابلیت تعارض دو معامله یا‌ تعهد‌ نسبت به یک مال می‌باشد و در نقاطی که ثبت رسمی اسناد‌ مربوط‌ به‌ عقود و معاملات اموال غیر منقول به موجب بند اول ماده 47 قانون مـزبور اجباری‌ باشد، سند‌ عادی راجع به معامله آن اموال طبق ماده 48 همان قانون در‌ هیچ‌ یک از ادارات و محاکم پذیرفته نشده و قابلیت تعارض با سند رسمی نخواهد داشت، بنابراین‌ چنانچه‌ کسی در این قبیل نـقاط بـا وجود اجباری بودن ثبت رسمی اسناد، قبلاً‌ معامله‌ای نسبت به مال غیر منقول به‌ وسیله‌ی‌ سند‌ عادی انجام دهد و سپس به موجب‌ سند‌ رسمی معامله‌ای معارض با معامله اول در مـورد هـمان مال واقع سازد، عمل‌ او‌ از مصادیق ماده 117 قانون‌ ثبت‌ اسناد نخواهد‌ بود، بلکه‌ ممکن است بر فرض احراز سوء‌ نیت‌ با ماده‌ی کیفری دیـگری قـابل انطباق باشد. این رأی طبق قـانون وحـدت‌ رویه‌ قضایی مصوب سال 1338 برای شعب‌ دیوان عالی کشور و دادگاهها‌ در موارد مشابه لازم الاتباع‌ است. “

  1. رکن مادی: رکن مادی این جرم مرکب بوده، متشکل از اجـزایی اسـت. این‌ اجزا عبارتند از:

1ـ2 انـجام‌ دو‌ عـمل حقوقی پی‌ در‌ پی.

2-2 تنظیم‌ دو‌ سند.

3ـ 2 انتقال حق.

4ـ 2 در تعارض قرار گرفتن اعمال حقوقی و اسناد‌ تنظیمی.

5-2 اعمال حقوقی انجام‌ شده‌ و اسناد‌ تنظیم‌ گردیده‌ باید راجع به مال‌ شخص مرتکب باشد.

حال به شرح و توضیح‌ یکایک‌ این‌ اجزا‌ می‌پردازیم:

1ـ.2 انجام‌ دو عمل حقوقی پی در پی، اقدام شخص در انجام عمل حقوقی در قالب فعل مثبت‌ مادّی‌ متجلّی‌ می‌گردد. قانون گذار به انجام دو عـمل‌ حـقوقی‌ اشاره‌ مـی‌کند، منتهای‌ مراتب‌ در خصوص عمل حقوقی اول قالب معینی را مدنظر قرار نمی‌دهد لذا عمل حقوقی اول می‌تواند به صورت عقدی از عـقود معینه و غیر معینه و یا‌ حتی به صورت قراردادهای موضوع ماده 10 قـانون مـدنی دربـاره عین یا منفعت مالی اعم از منقول و غیر منقول، متجلّی و هویدا گردد؛ لیکن عمل حقوقی دوم حتماً و لابد‌ بـاید ‌تـحت عناوین حقوقی تعهد یا معامله محقّق گردد و آن هم دقیقاً نسبت به عین یـا مـنفعت مـال موضوع عمل حقوقی اول، اعم از منقول یا غیر منقول.

برای‌ تشحیذ ذهن خوانندگان و روشن شدن مطلب، جـا دارد در خصوص دو اصطلاح مهم به کار گرفته شده در سیاق ماده 117 یاد‌ شده‌ یعنی تـعهد و معامله توضیحاتی‌ ارائه‌ شود.

تـعهد: در اصـطلاح حقوقی «عبارتست از یک رابطه حقوقی که به موجب آن شخص یا اشخاص معین، نظر به اقتضاء عقد یا شبه‌ عقد‌ یا جرم یا شبه‌ جرم‌ و یا به حکم قانون ملزم به دادن چـیزی یا مکلّف به فعل یا ترک عمل معینی به نفع شخص یا اشخاصی معینی می‌شوند. “

معامله: در هیچ یک از قوانین‌ موضوعه‌ از معامله تعریف نشده است «اما در فقه معامله را سه نوع تعریف کرده‌اند:

تعریف اول: معامله چـیزی را مـی‌گویند که تحقق آن در خارج متوقف بر انشاء طرفین بوده مانند‌ بیع‌ و اجاره.

تعریف دوم: معامله آن چیزی است که تحقق آن در خارج منوط به انشاء است، خواه انشاء از‌ طرفین معامله بوده باشد یا از یک طـرف مـانند طلاق.

تعریف سوم: معامله‌ بر‌ چیزی گفته می‌شود که در تحقق آن در خارج قصد قربت نیست.

خواه نیازی به انشاء داشته باشد یا خیر مانند قضاوت و شهادت.

تعریف‌ دوم‌ اعـم از اول و تـعریف سوم اعم از تعریف دوم است. هیچ یک از تعاریف‌ مذکور تعریف حقیقی معامله نیست و حقیقت و ماهیت معامله را روشن نمی‌سازد. “تعریف حقیقی معامله عبارت‌ است‌ از مبادله مملوک به مملوک دیگر و در عرف عام هـم از کـلمه مـعامله جز مبادله چیز دیگری مـتبادر نیست. “

بـه نـظر می‌رسد منظور قانون گذار از کلمه معامله در ماده‌ 117 قانون ثبت، همان تعریف اول و دوم فقهی است که مذکور افتاد.

2-2 تنظیم دو سند. «سند در لغت چیزی اسـت کـه بـه آن اعتماد کنند.» و در اصطلاح‌ همان‌ طور که ماده 1284 قانون مـدنی مـی‌گوید: «سند عبارت است از هر نوشته که در مقام دعوی یا دفاع قابل استناد باشد.» طبق ماده 1286 قانون مدنی سند بـر دو‌ نـوع‌ اسـت: رسمی و عادی و مطابق ماده 1287 قانون مدنی «اسنادی که در اداره ثبت اسـناد و املاک و یا <a href="https://notary662th.ir/%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA/” title=”دفاتر اسناد“>دفاتر اسناد رسمی یا در نزد سایر مأمورین رسمی‌ در‌ حدود صلاحیت آنها و بر طبق مقررات قانونی تـنظیم شـده بـاشند رسمی است» و طبق ماده 1289 قانون مدنی «غیر از اسناد مذکوره در ماده 1287 سـایر اسـناد عادی‌ است.»

مطابق‌ ماده 117 برای تحقق جرم‌ مندرج‌ در‌ آن، بایستی دو سند تنظیم شود. سند اول می‌تواند به صـورت عـادی و یـا رسمی باشد، لیکن سند دوم الزاماً و لابد‌ باید‌ به صورت رسمی باشد. ذکـر کـلمه سـند در‌ ماده‌ یاد شده به این معنی است که انجام تعهد و معامله بدون تنظیم سـند و بـه طـور شفاهی از‌ شمول‌ بحث‌ ماده 117 خارج است.

اگر هر دو عمل حقوقی موضوع‌ ماده 117، با سند انـجام شـده باشد، با توجه به نوع سند که رسمی باشد یا عادی، چهار‌ حالت ‌ بـرای‌ آن مـتصور است:

حالت اول : هر دو عمل‌ حقوقی‌ با‌ سـند رسـمی بـاشد، مثل این که شخصی اتوموبیل یا زمینی را با سند رسمی‌ به‌ زید‌ بفروشد و بعد هـمان اتـوموبیل و یا زمین را با سند رسمی به دیگری‌ بفروشد‌ یا صلح کند یـا بـه نـحو دیگری واگذار نماید.

حالت دوم : هر دو عمل‌ حقوقی‌ با‌ سند عادی باشد، مانند این که در مثال بـالا هـر دو مـعامله را به‌ وسیله‌ی‌ سند عادی انجام دهد.

حالت سوم : عمل حقوقی اول با سند رسمی و مـعامله‌ و تـعهد‌ دوم با سند عادی باشد.

حالت چهارم : عمل حقوقی اول با سند عادی و معامله و تعهد‌ دوم با سند رسمی باشد. این صـورت هـم دو شق دارد:

اول‌ آن‌ که‌ سند عادی در آن مورد قابل ترتیب اثر باشد مانند مـعامله اتوموبیل.

دوم آن کـه‌ سند‌ عادی‌ در آن مورد قابل ترتیب اثر نـباشد، مـانند مـعامله راجع به ملک‌ ثبت‌ شده یا مـلکی کـه طبق اعلام دادگستری معاملات مربوط به آن باید با سند رسمی باشد. در‌ اینجا اسـت کـه بحث تعارض اعمال حقوقی و اسـناد تـنظیمی مطرح مـی‌گردد‌ کـه‌ در مـباحث آتی از آن سخن به‌ میان‌ خواهد‌ آمد.

3-2 انـتقال حـق. شخص مرتکب‌ با‌ انجام اعمال حقوقی باید حق خود را به دیگری نـسبت بـه مال موضوع‌ عمل، واگذار نموده بـاشد. به تعبیر‌ دیگر‌ قـدرتی کـه‌ از‌ طرف‌ قانون برای تسلیط بـر مـالش به‌ وی‌ داده شده است، به دیگری واگذار نماید به نحوی که خود، دیـگر‌ نـسبت‌ به آن مال اختیاری نداشته باشد.

4-2 در تـعارض‌ قـرار‌ گـرفتن اعمال حقوقی و اسـناد‌ تـنظیمی. این جزء که شـاید اسـاسی‌ترین جزء رکن مادی جرم مندرج در ماده 117‌ قانون‌ ثبت باشد، به دو قسمت‌ منقسم‌ می‌گردد:

قسمت اول: در‌ تـعارض‌ قـرار گرفتن اعمال حقوقی.

قسمت‌ دوم: در تعارض قـرار گـرفتن اسناد تنظیمی.

امـا قـسمت اول: اعـمال حقوقی موضوع بحث‌ مـاده‌ 117 باید صحیحاً و مطابق با‌ موازین‌ قانونی منعقد‌ و واقع‌ شده باشد و به‌ تعبیر دیگر بایستی تـمام شـرایط عمومی و اختصاصی عقود و ایقاعات و قراردادها را دارا‌ بـاشند‌ و الا چـنانچه عـمل حـقوقی اول‌ شـرایط‌ صحت‌ مدنظر‌ قـانونگذار‌ را داشـته باشد‌ ولی‌ عمل حقوقی دوم «تعهد یا معامله» فاقد شرایط صحت باشد و یا بالعکس، به خاطر مـنتفی‌ بـودن‌ قـابلیت‌ تعارض، از شمول بحث ماده 117 خارج‌ می‌شوند.

. نـاگفته‌ نـماند‌ مـحسوب نمودن آراء وحدت رویـه دیـوان عالی به عنوان یـکی از اجـزاء رکن قانونی جرم با‌ توجه‌ به‌ این که این چنین آرایی بر خلاف قـوانین مـنتشر نمی‌شوند و عموم‌ از‌ آن‌ اطلاع پیدا نـمی‌کنند، جـای بحث دارد و چـه بـسا بـا اصول حاکم بر حـقوق‌ جزا‌ بالاخّص‌ اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها هم منافات داشته باشد لیکن از آنجا که‌ رأی‌ وحـدت رویه یاد شده نقش و اثر تـاریخی در مـورد جـرم ثـبتی «اسـناد‌ و املاک» موضوع مـاده 117 قـانون ثبت دارد با مسامحه از آن به عنوان یکی از‌ اجزاء‌ رکن قانونی جرم موصوف نام برده شد.

قربانی، فرج الله، مجموعه آراء وحدت رویه دیوان عالی کشور «جـزایی»، ص 476

جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ‌ترمینولوژی‌ حقوق، ذیل واژه

سینایی، محمد نقی، معامله، ملکیت، مالیت، مجله‌ کانون‌ سردفتران و دفتریاران، سال پانزدهم شماره‌ی یـک فـروردین و اردیبهشت 1353، صص 28 و 29.

ر. ک. منبع پیشین، ص 31.

فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:10:00 ق.ظ ]




 

عده‌ای از حقوقدانان معتقد بودند «با توجه به تعریف سند در ماده 1284 قانون مدنی که سند را عـبارت از هـر نوشته‌ای می‌داند که در مقام دعوی یا‌ دفاع‌ قابل استناد باشد، پس اگر نوشته به منظور اقامه دعوی و یا دفاع قابل استناد نشد، آن نوشته سند نیست؛ به عبارت دیگر‌ هر‌ نـوشته وقـتی دارای این وصف‌ عنوانی‌ است که حائز این خاصیت و صفت باشد. اگر قانون ورقه بخصوصی را فاقد این صفت شناخت، نمی‌توان از آن تعبیر به سند نـمود، بـه‌ همین لحاظ ماده 48‌ قانون‌ ثـبت اسـناد صراحت دارد که سندی که مطابق مواد 46 و 47 قانون ثبت باید به ثبت برسد، اگر به ثبت نرسید در هیچ یک از ادارات و محاکم پذیرفته‌ نخواهد‌ شد و معاملاتی کـه بـا سند عادی نسبت بـه مـنافع اموال غیر یا به عنوان صلح و یا هبه یا راجع به عین غیر منقول تنظیم شود، به اصطلاح ماده‌ 1284‌ قانون مدنی‌ سند نیست، زیرا در محاکم در مقام اثبات دعوی و یا دفـاع قـابل پذیرفتن نیست. وقتی سند‌ نشد، به قاعده «المرکب ینتفی بانتفاء احد اجزایه» عنصر اول تشکیل‌ دهند‌ه ماده‌ 117 محقق نشده است.» و به تعبیر دیگر چنین سندی قابلیت تعارض با سند رسمی نـدارد، لذا رکـن مـادی جرم تکمیل نگردیده و جرم موضوع ماده 117 محقق نمی‌گردد.

در مقابل به نظر می‌رسد که با امعان نظر در ماده 117 قـانون ثبت مسایل زیر جـلب تـوجه می کند:

مسأله اول: مقنن با توجه به‌ ماده‌ 47 و 48 قانون ثبت به شرح زیر ماده 117 را در تاریخ 7/5/1312 اصلاح کرده و جمله «یا عادی» را بر آن اضافه نموده است:

ماده 47: «در‌ نقاطی که اداره ثبت اسناد و املاک و دفاتر اسناد رسمی مـوجود بوده و وزارت عدلیه مقتضی بداند ثبت اسناد ذیل اجباری است:

1 ـ کلیه عقود و معاملات‌ راجعه‌ به‌ عین یا منافع اموال غیر‌ منقوله‌ که‌ در دفتر املاک ثبت نشده.

2 ـ صلح نامه و هبه نامه و شرکت نامه.»

ماده 48: «سندی که مـطابق مـواد‌ فوق‌ باید‌ به ثبت برسد و به ثبت نرسیده در‌ هیچ‌ یک از ادارات و محاکم پذیرفته نخواهد شد.»

بنابراین ملاحظه می‌شود که مقنن آگاه بوده که اسناد مشمول ماده‌ 48 قابل‌ پذیرفتن در محاکم نیست و با وجـود ایـن، تنظیم کننده‌ سند عادی انتقال مال غیر منقول را که بعداً همان مال را با سند رسمی به شخص دیگر‌ واگذار‌ می‌کند، از لحاظ جزایی قابل تعقیب دانسته است.

مسأله دوم: باید دانـست‌ کـه‌ به اسناد فوق اطلاق سند می‌شود و ماده 1284 قانون مدنی نافی آن نیست، زیرا منظور‌ از‌ ماده‌ 1284 مبنی بر «سند عبارت است از هر نوشته که در مقام دعوی یا دفاع‌ قابل‌ استناد باشد»، این است که ابراز کننده سند آن را به عـنوان حـقانیت‌ خـود‌ تسلیم‌ دادگاه نماید. خواه در اثر ارائه آن او را محکوم کـند یـا به نفع‌ او‌ رأی دهد.

مسأله سوم: این که گفته می‌شود تنظیم کننده سند وقتی قابل‌ تعقیب‌ است‌ که سند تنظیمی او بـا سـند رسـمی که بعداً تنظیم می‌کند تعارض داشته باشد و سند‌ غیر رسـمی مطابق ماده 48 قانون ثبت اسناد و املاک نمی‌تواند با‌ سند‌ رسمی‌ تعارض داشته باشد، این ادعا به جهات ذیـل غـیر قـابل قبول است:

تعارض مصدر باب‌ تفاعل‌ به‌ معنی تخالف است و مسلم اسـت کـه وقتی سند غیر رسمی تنظیم‌ می‌شود‌ و مال غیر منقولی طبق آن به کسی منتقل می‌گردد و بعداً بـه مـوجب سـند رسمی، همان‌ مال به دیگری انتقال داده می‌شود، این دو سند مخالف یکدیگرند و مـفهوم‌ تـعارض مـصداق پیدا می‌کند. اگر اشخاصی که‌ این‌ را‌ قبول ندارند و مدعی هستند که مقصود‌ از‌ تعارض ایـن اسـت کـه صرفاً تضییع حق کسی باشد و چون سند غیر‌ رسمی‌ نمی‌تواند حق شخصی را که‌ دارای سـند رسمی‌ است، تضییع‌ کند و تنظیم کننده آن غیر‌ قابل‌ تعقیب است؛ آیا می‌توانند ایـن عـقیده را در تـمام موارد قابل اعمال‌ دانند؟! قانون گذار تنظیم کننده سند رسمی‌ را از لحاظ تضییع‌ حق‌ دارنـده سـند رسمی مجازات نمی‌کند، بلکه‌ از لحاظ سوء نیت اوست که او را مستوجب مجازات می‌داند و نـظری‌ بـه‌ ایـن ندارد که آیا این‌ تمهید‌ متقلبانه‌ او ثمربخش هست‌ یا‌ نه.

مسأله چهارم: باید‌ توجه‌ داشت کـه مـاده 117 قانون ثبت اسناد و املاک یک ماده جزایی است نه‌ حقوقی‌ و در جرایم، تـعقیب مـجرم مـلازمه‌ای‌ با‌ تضییع حقی‌ از‌ کسی‌ ندارد.

مسأله پنجم: اگر‌ مقرر شود که ماده 117 به واسطه عدم امـکان تـضییع حـقوق دارنده سند رسمی بلا‌ اجرا‌ ماند، همین اصل باید نسبت به‌ دو‌ سـند‌ رسـمی‌ مختلف‌ التاریخ اتخاذ شود، زیرا‌ سند رسمی موخرالتاریخ نمی‌تواند ضایع کننده حق دارنده سند رسمی مـقدم التـاریخ شود.

مسأله ششم: مطابق‌ اصل‌ قانونی‌ بودن جرم و مجازاتها، دادرس نمی‌تواند در‌ حکم‌ محکومیت‌ ابـداع‌ مـجازات‌ نماید، بلکه باید برای جرم ارتکابی، مـجازاتی را کـه قـانون پیش بینی کرده تعیین نماید. بنابراین اگـر بـرای تنظیم کننده سند غیر رسمی در مورد مال غیر منقولی‌ مجازاتی تعیین شود کـه مـخالف ماده 117 باشد، در حکم این اسـت کـه بر خـلاف اصـل فـوق تصمیم اتخاذ شود.

مسأله هفتم: طبق اصـل کـلی، مواد جزایی باید طوری تفسیر‌ شود‌ که عمومیت داشته باشد و ایجاد تـبعیض نـکند، بخصوص وقتی که تبعیض نـاقض اصل عدالت باشد. بـا مـلاحظه ماده 117 ملاحظه می‌شود که مـقنن بـین سند غیر رسمی‌ منقول‌ و یا غیر منقول فرقی قائل نشده، هر دو را در عرض هـم قـرار داده است. اینک اگر بخواهند نـسبت بـه اسـناد غیر‌ رسمی‌ امـوال غـیر منقول مجازات کلاهبرداری‌ روا‌ داشـته و یـا اساساً آن را جرم ندانند ولی نسبت به اسناد غیر رسمی اموال منقوله مجازات ماده 117 را اعمال نـمایند، بـا توجه‌ به‌ شدت مجازات ماده 117‌ خـود‌ بـه خود عـدالت نـقض می‌شود.

مـسأله هشتم: مقنن به ایـن دلیل مجازات شدید را برای مشمولین ماده 117 در نظر گرفته است که تنظیم نوشته به عنوان دلیـل یـکی از‌ مناظم‌ مهمه آیین دادرسی قضایی و روابـط اجـتماعی است. “

هـمان طـور کـه گفته شد ایـن تـهافت و تضاد عقاید به دیوان عالی کشور نیز کشیده شد و هیأت عمومی دیوان عالی‌ کشور‌ با وجـود‌ اسـتدلالات مـتقن و محکم مرحوم دکتر علی آبادی دادستان کـل کـشور، رأی وحـدت رویـه پیـش گـفته را‌ صادر نمود که به موجب آن قابلیت تعارض در تنظیم دو‌ سند، شرط‌ و لازم دانسته شده است.

علاوه بر قابلیت تعارض این چنینی، باید اسناد تنظیم شده از لحاظ ‌شرایط‌ شکلی تنظیم نـیز قابلیت تعارض داشته باشند، یعنی بایستی تمام تشریفات قانونی، جهت‌ تنظیم‌ سند‌ رعایت شده باشد تا آنها را متعارض یکدیگر قرار دهد. فی المثل اگر سند رسمی راجع به مال غیر منقولی در دفتر اسناد رسمی تنظیم و ثبت شده باشد، لیکن به امضای متعامل نرسیده بـاشد، چـنین سندی قابلیت تعارض‌ با سندی که معامل سند یاد شده با متعامل دیگری راجع به همان مال غیر منقول تنظیم نموده باشد و بـه امـضای متعاملین و سردفتر نیز رسیده بـاشد، نـدارد. زیرا شرایط‌ شکلی‌ سند به طور کامل رعایت نشده است.

در این جا با توجه به شقوق مطروحه در جزء دوم رکن مادی جرم مندرج در ماده 117 و قابلیت تـعارض داشـتن اسناد، به‌ عنوان جـزء اخـیرالذکر رکن مادی جرم یاد شده، می‌توان گفت که شق الف و قسمت اول شق دال مشمول ماده 117 است، زیرا برای این که عملی مشمول آن‌ ماده‌ شود باید:

اولاً معامله نخستین و به تعبیر اعم عمل حـقوقی اول قـانوناً درست باشد، یعنی شرایط عمومی و اختصاصی معامله و عمل حقوقی را داشته باشد.

ثانیاً معامله‌ یا‌ تعهد‌ دوم با سند رسمی باشد‌ و این‌ دو شرط در موردی که هر دو معامله یا عمل حقوقی با سند رسـمی انـجام شده بـاشد یا معامله و عمل‌ حقوقی‌ اول‌ عادی باشد و معامله و تعهد دوم با‌ سند‌ رسمی به عمل آمده باشد، محقق است.

امـا شقوق ب و ج، چون فاقد یکی از عناصر تحقق جرم‌ ـ که‌ عبارت اسـت از بـودن مـعامله یا تعهد دوم با سند‌ رسمی ـ می‌باشد و همچنین قسمت دوم از شق دال چون فاقد عنصر دیگر جرم ـ که عبارت‌ اسـت‌ ‌از‌ قـانونی بودن معامله و عمل حقوقی اول ـ از شمول ماده‌ 117‌ قانون ثبت خارج است و در این موارد مـرتکب مـمکن اسـت تحت عنوان جزایی دیگری تحت‌ تعقیب‌ قرار‌ گیرد.

در مورد این مسأله که گفته شد اگر مـعامله یا عمل‌ حقوقی‌ اول‌ با سند عادی غیر قابل قبول باشد، از شمول ماده 117 خـارج است، ظاهراً‌ مخالف‌ اطـلاق‌ مـاده مذکور است، اما دیوان عالی کشور در رأی وحدت رویه پیش گفته خود‌ بر‌ خلاف این نظر، رأی صادر نموده است.

5-2 اعمال حقوقی انجام شده‌ و اسناد‌ تنظیم شده باید راجع به مال شخص مرتکب بـاشد و الا چنانچه راجع به‌ مال‌ شخص دیگری باشد از شمول ماده 117 خارج است.

  1. رکن معنوی: در خصوص‌ این‌ رکن‌ بین حقوقدانان اختلاف نظر وجود دارد:

عده‌ای معتقدند صرف انجام عمدی اعمال حقوقی و معاملات‌ و تنظیم اسـناد و بـه طور کلی انجام اموری که رکن مادی‌ جرم‌ تعهد‌ یا معامله معارض را تشکیل می‌دهد، برای تحقق جرم یاد شده کفایت می‌کند و ترتیب‌ دیگری‌ در‌ عملی شدن جرم مذکور ضروری و موءثر نـیست. امـا برخی دیگر از‌ حقوقدانان بر این عقیده‌اند که علاوه بر عمدی و ارادی بودن اموری که رکن مادی جرم‌ یاد‌ شده را تشکیل می‌دهد، بایستی سوء نیت مرتکب جرم که همانا عـلم‌ و اطـلاع معامله کننده یا متعهد از وقوع‌ عمل‌ حقوقی‌ اول «اعم از عقد یا قرارداد» و تعارض‌ و مغایرت آن با معامله و تعهد دوم می‌باشد نیز احراز شود. پذیرفتن‌ هر‌ یک از این دو عقیده‌ آثار‌ مهمی دارد:

اگر‌ نـظر‌ اول را بـپذیریم و عـنصر معنوی‌ جرم‌ را منحصر به انـجام عـمدی و ارادی اعـمال حقوقی و تنظیم اسناد‌ بدانیم‌ دیگر دفاع متهم که از وقوع‌ عمل حقوقی اول بی‌ اطلاع‌ بوده و علم و آگاهی‌ نسبت‌ به آن نداشته است، قـابل تـرتیب اثـر نیست.

لیکن چنانچه نظر دوم را‌ بپذیریم. دفاع متهم مبنی بـر آگـاهی‌ نداشتن‌ از‌ وقوع عمل حقوقی‌ اول‌ قابل پذیرش است.

طرفداران‌ هر کدام از دو نظریه فوق برای توجیه عقاید خود دلایلی دارند:

طرفداران نـظریه‌ اول‌ مـعتقدند کـه مقررات پیش بینی شده‌ توسط‌ قانونگذار راجع‌ به‌ معامله‌ و تـعهد معارض و انتقال مال غیر و به طور اعم جرایم علیه اموال و مالکیت، هدفش تثبیت مالکیت‌ است‌ و نیازی نیست کـه شـرایطی کـه‌ مد‌نظر‌ قانونگذار‌ نبوده‌ است، در مورد‌ این‌ جرایم اعمال نماییم، قـانونگذار اشـعار می‌دارد چنانچه شخصی دو عمل حقوقی انجام دهد و برای این‌ دو‌ عمل‌ حقوقی «اولی عقد یا قرارداد و دومی‌ مـعامله‌ یـا‌ تـعهد» دو‌ سند‌ تنظیم کند و این اعمال و اسناد با یکدیگر در تعارض قرار گیرند، جـرم مـطمح نـظر قانونگذار در ماده 117 قانون ثبت، محقق شده است.

طرفداران‌ نظریه دوم بر این عقیده‌اند که عـلم و آگـاهی مـرتکب در جرایم عمدی، از عناصر لازمه رکن معنوی جرم می‌باشد و در اکثریت قریب به اتفاق جرایم، بـایستی سـوء نیت‌ متهم‌ احراز شود تا بتوان وی را به عنوان مجرم شناخت و چنانچه شخص نـسبت بـه جـرم ارتکابی علم و آگاهی نداشته باشد، مجرم شناخته نمی‌شود. لذا در ما نحن‌ فیه‌ بایستی علم و آگـاهی مـرتکب و سوء نیت وی نسبت به انجام عمل حقوقی اول و به تبع آن معامله و تعهد دوم‌ اثـبات‌ گـردد تـا بتوان او را‌ به‌ عنوانِ مجرمِ جرمِ مادهِ 117 قانون ثبت، تحت تعقیب قانونی قرار داد و به مجازات رسـاند. جـهات توجیه نظریه اول قابل قبول‌تر است اما‌ رویه‌ قضایی نظریه دوم را‌ پذیرفته‌ است و سـوء نـیت مـرتکب را در انجام اعمال حقوقی و تنظیم اسناد شرط تحقق جرم می‌داند. زیرا جرم مذکور جرمی عمدی اسـت و در جـرایم عـمدی به جز موارد‌ استثنایی‌ سوء نیت شرط تحقق بزه می‌باشد. علاوه آن که قـبول کـردن نظریه دوم با اصول کلی حاکم بر حقوق کیفری چون “اصل تفسیر به نفع متهم و تفسیر مـضیق قـوانین‌ کیفری‌ و قاعده‌ نصفت و عدالت قضایی” نیز بیشتر سازگار است.

پایان نامه

. مطابق ماده 46: «ثبت اسناد اختیاری است مگر ‌در‌ موارد ذیل:

[1]. کلیه عقود و مـعاملات راجـع به عـین یا منافع‌ املاکی‌ که‌ قبلاً در دفتر املاک ثبت شده باشد.

[1]. کلیه معاملات راجع به حقوقی که‌ قبلاً در دفـتر املاک ثبت شده است.»

. مرکب، با نبودن یک جزء‌ منتفی می‌شود، یـعنی تـا‌ هـمه‌ اجزاء جنس مرکب موجود نباشد آن جنس موجود نمی‌شود.

ذوالمجد طباطبایی، احمد، بحث در اطراف مواد 48 و 117 قانون ثبت اسناد، مـجله ‌کـانون وکلای دادگستری، سال هشتم شماره 51، ص 43.

علی آبادی، دکتر عبدالحسین، پیشین، صص 471 لغایت 475.

سـپهوند، امـیر، تقریرات حقوق کیفری اختصاصی 2. دوره کـارشناسی ارشـد حـقوق و جزا و جرم‌شناسی، دانـشکده حـقوق دانشگاه شهید بهشتی، سـال 74 ـ 1373

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:09:00 ق.ظ ]




نقش اجرای طرح کاداستر در پیشگیری از این جرم

دانلود تحقیق و پایان نامه

ماده چهارم قانون جامع کاداستر چنین مقرر می‌دارد: «سازمان مکلف است ظرف مدت مذکور در ماده (۳)، نظام جامع را به نحوی ایجاد کند و مورد بهره برداری قرار دهد که علاوه بر اطلاعات نقشه‌ها و اسناد مالکیت حدنگار، دربرگیرنده اطلاعات مربوط به پلاک و بخش ثبتی ملک، آدرس دقیق پستی آن، شناسه (کد) انحصاری ملک، مشخصات کامل مالک یا مالکان و کد ملی یا شناسه ملی و آدرس دقیق پستی اقامتگاه و یا محل سکونت آنها و مشخصات فردی انتقال دهندگان و انتقال گیرندگان ملک و محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های آن باشد.» همچنین قانونگذار در ماده پنج بیان می‌دارد: «سازمان مکلف است کلیه اقدامات حقوقی و ثبتی انجام شده بر املاک موضوع این قانون اعم از تغییرات، انتقالات، تعهدات، معاملات اعم از قطعی، شرطی و معاملات دیگر، تجمیع، افراز، تفکیک، اصلاحات و غیره را که به صورت رسمی انجام می‌شوند در نظام جامع به طور آنی ثبت کند و پس از تکمیل و بهره برداری از نظام جامع، کلیه استعلامات ثبتی را به صورت آنی و الکترونیک پاسخ دهد.» با توجه به این دوماده و تطبیق آن با جرم ثبتی فوق می‌توان چنین نتیجه گرفت با ایجاد نظام جامع و ثبت آنی، امکان ثبت دو معامله معارض نسبت به اموال غیر منقول به صورتی که هردو معامله برابر شق اول با سند رسمی صورت گیرد از بین خواهد رفت. با نگاه به ماده 7 قانون جامع کاداستر می‌توان همین نتیجه را نسبت به اموال منقول در شق اول (هردو سند رسمی باشد) گرفت. چرا که ماده 7 قانون جامع کاداستر چنین تکلیف می کند: «سازمان مکلف است دفاتر موضوع قانون ثبت اسناد و املاک و قانون دفاتر اسناد رسمی و مقررات مرتبط با آنها را به صورت الکترونیک و به نحوی که صحت، تمامیت، اعتبار و انکارناپذیری آن تأمین شده باشد؛ در زیرمجموعه مرکز داده ها، نظام جامع و سامانه‌های مرتبط، ساماندهی و ایجاد کند. همچنین سازمان مکلف است امکان اتصال دفاتر اسناد رسمی به سامانه‌های مرتبط مذکور و بهره برداری از آنها را به نحوی که امکان ثبت برخط (آن لاین) اسناد و معاملات و پاسخ آنی و الکترونیک به استعلامات ثبتی ایجاد شود، فراهم کند. با ایجاد دفاتر الکترونیک مذکور، ثبت در دفاتر دست نویس منتفی و دفاتر الکترونیک جایگزین دفاتر موجود می‌شود.» همانگونه که مشخص است قانونگذار در این ماده تصریح می کند امکان ثبت آنلاین اسناد و معاملات ایجاد شود و این تکلیف را مقید به اسناد و معاملات مربوط به اموال غیر منقول و یا املاک نمی‌کند، بلکه سیاق ماده اطلاق دارد و کلیه معاملات را در بر می‌گیرد، شاید اشکال شود که این ماده در ذیل عنوان قانون کاداستر و تنها مشمول حقوق املاک می‌باشد لکن در پاسخ باید گفت فراز انتهایی همین ماده از قانون جامع کاداستر مقرر می‌دارد: «… با ایجاد دفاتر الکترونیک مذکور، ثبت در دفاتر دست نویس منتفی و دفاتر الکترونیک جایگزین دفاتر موجود می‌شود.» حال چگونه می‌توان ثبت دستی را منتفی نمود اگر قرار باشد معاملات و اسناد مربوط به اموال منقول کماکان بصورت دستی و خارج از سیستم جامع و ثبت آنلاین صورت پذیرد، لذا شمول ماده فوق در بردارنده معاملات و اسناد مربوط به اموال منقول هم خواهد بود و باید اذعان داشت اجرای طرح جامع کاداستر امکان انجام جرم ثبتی فوق را در صورتی که هر دو سند بصورت رسمی تنظیم گردد را کاملا منتفی نموده و از وقوع آن پیشگیری می کند. این پیشگیری از نوع پیشگیری غیر کیفری وضعی می‌باشد.

پایان نامه

اما راجع به معاملاتی که سند اول بصورت عادی تنظیم و سند دوم بصورت رسمی تنظیم می‌گردد با بررسی و و تطبیق با قانون جامع کاداستر می‌توان گفت از نظر تئوری اجرای قانون جامع کاداستر هیچ نتیجه پیشگیرانه‌ای نخواهد داشت.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:09:00 ق.ظ ]




: امتناع سردفتر یا‌ دفتریار‌ کفیل معذور از خدمت از تحویل مدارک

مطابق ماده 26 قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1354، «در مواردی که سردفتر یا دفتریار کفیل دفترخانه، طبق حکم دادگاه انتظامی بـه انـفصال‌ دایم‌ یا سلب صلاحیت محکوم و یا مستعفی یا بازنشسته می‌شود و بالنتیجه دفترخانه تعطیل می‌گردد، مسؤول دفترخانه باید بلافاصله اقدام به تحویل کلیه دفاتر و اسناد و اوراق مربوط‌ به‌ دفترخانه بنماید و نیز کـلیه وجـوه و اوراق بهادار که به هر عنوان به او سپرده شده، طبق دستور ثبت محل به دفتریار دفترخانه یا به دفترخانه‌ای که تعیین‌ می‌شود، حسب‌ مورد تحویل دهد و در‌ صورت‌ امتناع‌ به 6 مـاه الی یـک سال حبس جنحه‌ای محکوم خواهد شد. و همین حکم در مورد سردفتر یا دفتریاری که به‌ علت‌ بیماری‌ یا حادثه، قدرت لازم را برای انجام وظیفه‌ ـ به تشخیص پزشک و تأیید سازمان ثبت اسـناد و امـلاک کـشور ـ از دست داده باشد، در صورت امتناع‌ نـیز‌ جـاری‌ است.»

دفـترخانه اسناد رسمی، واحد وابسته به قوه قضاییه است‌ و برای تنظیم و ثبت اسناد رسمی، طبق قوانین و مقررات مربوط تشکیل می‌شود. سازمان و وظـایف دفـترخانه، تـابع‌ قوانین‌ و نظامات راجع به آن است. اداره امور دفترخانه اسناد رسـمی‌ نـیز‌ به عهده شخصی است که با رعایت مقررات این قانون، بنا به پیشنهاد سازمان ثبت اسناد‌ و املاک‌ کشور، بـا جـلب نـظر مشورتی کانون سردفتران و در مراکزی که کانون‌ سردفتران‌ تأسیس‌ نشده بـا نظر مشورتی رییس حوزه قضایی به موجب ابلاغ رییس سازمان ثبت اسناد‌ و املاک‌ که معاونت قوه قضاییه را عـهده‌دار مـی‌باشد، مـنصوب و «سردفتر» نامیده می‌شود.[1]

دفتریار اول، سمت‌ معاونت‌ دفترخانه و نمایندگی سازمان ثبت را دارا است و به پیشنهاد سردفتر و به‌ موجب‌ ابلاغ سازمان ثـبت اسـناد و امـلاک کشور برابر مقررات قانون دفاتر اسناد رسمی‌ منصوب‌ می‌شود.[2]

مطابق تبصره ماده 7 قـانون دفـاتر اسـناد رسمی، «کفیل دفترخانه باید واجد همان شرایط باشد‌ که‌ برای سردفتر مقرر است» و «سـردفتر مـسؤول کـلیه امور دفترخانه است و دفتریار‌ اول‌ مسؤول اموری است که به موجب مقررات به عهده او مـحول شـده و یا از‌ طرف‌ سردفتر‌ در حدود مقررات انجام آن امور به او ارجاع می‌شود. در مورد‌ اخیر، سـردفتر و دفـتریار، مـسؤولیت مشترک خواهند داشت. در هر مورد که بر اساس مقررات این قانون‌ دفتریار، به جـای سـردفتر انجام وظیفه می‌کند، مسؤولیت دفتریار همان مسؤولیت سردفتر است‌ و همین حکم در مورد سـردفتری کـه کـفالت‌ دفترخانه‌ دیگری‌ را به عهده دارد، نسبت به امور‌ کفالت‌ جاری خواهد بود.[3]

طبق ماده 13 آیین نامه دفـاتر اسـناد رسمی مصوب 1354؛ «در‌ موارد مرخصی و معذوریت و تعلیق‌ و انفصال‌ موقت‌ سردفتر، کفیل دفترخانه از بـین دفـتریاران واجـد‌ شرایط‌ سردفتری و یا سردفتران همان حوزه ثبتی توسط ثبت منطقه تعیین می‌گردد..» و مطابق بندهای 5، 6 و 7 مـاده شـش قـانون دفاتر‌ اسناد‌ رسمی مصوب 1354، دفتریاران زیر‌ واجد‌ شرایط سردفتری‌اند:

1 ـ دفتریارانی که دارای گواهی قـبولی امـتحان مخصوص سردفتری و دفتریاری‌ موضوع شق سوم ماده 10‌ قانون‌ دفاتر‌ اسناد رسمی، مصوب‌ 1316‌ باشند، به شرط داشـتن‌ پنـج‌ سال سابقه دفتریاری.

2 ـ دفتریارانی که دارای دیپلم کامل متوسطه باشند، به شرط‌ داشتن‌ هـفت سـال سابقه دفتریاری اول

3 ـ دفتریاران اول‌ که‌ در‌ تاریخ‌ تصویب‌ این قانون، شاغل‌ بوده‌ و 15 سـال سـابقه دفتریاری، اعم از متناوب و مستمر داشـته باشند.

مـطابق ماده 26 قـانون‌ یـاد‌ شـده، چنانچه سردفتر یا دفتریاری که کـفیل دفـترخانه‌ است، طبق‌ حکم‌ دادگاه‌ انتظامی‌ به انفصال دایم یا سلب صلاحیت مـحکوم و یـا این که مستعفی یا بازنشسته شـود، یا این که بـه عـلت بیماری و یا حادثه، قدرت لازم را‌ بـرای انـجام وظیفه ـ به تشخیص پزشک و تأیید سازمان ثبت اسناد و املاک کشور ـ از دست داده باشد و دفـترخانه تـحت تصدی سردفتر یا دفتریار کـفیل دفـترخانه تـعطیل‌ گردد؛ مسؤول دفـترخانه بـاید اقدام به تحویل کـلیه دفـاتر و اسناد و اوراق مربوطه و وجوه و اوراق بهادار به دفتریار دفترخانه یا دفترخانه‌ای که اداره ثبت محل ـ طبق‌ مـوازین‌ قـانونی ـ تعیین می کند، تحویل دهد، در غیر ایـن صـورت و امتناع شـخص از تـحویل مـدارک مربوطه، مشارالیه مسؤولیت کـیفری خواهد داشت.

[1] قانون‌ دفاتر‌ اسناد‌ رسـمی، ماده‌ 2، تـطبیق شـده با‌ قوانین موضوعه فعلی کشور

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:09:00 ق.ظ ]




روش های  متداول و سنتی اجرای پروژه در کشور

روش های متداول و سنتی اجرای پروژه ها در ایران عبارتند از :

  • کنتراتی
  • طبق فهرست بها
  • قرارداد امانی

این سه شیوه انجام پروژه ها به طور سنتی در ایران بوده است . با توجه به اینکه در چند سال اخیر کشور ما به جمع کشورهایی که از طرفداران خصوصی سازی می باشند درآمده است و بالاخص تکنیک هاBOT ، MC ، DB و EPC به عنوان روش های  خصوصی سازی در توسعه بخش انرژی خصوصا در توسعه تاسیسات زیربنایی نفتی -گازی و اخیرا صنعت برق که نقش مهمی در رشد اقتصادی و اجتماعی کشور دارد پیدا کرده اند، مورد بررسی قرار می گیرند.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

2-3- شناسایی و بررسی قراردادهای ساخت و ساز به روش EPC 

EPC  حاصل کنار هم قرار دادن حروف اول کلمات Engineering، Procurement و Construction  است که در ایران به عنوان قراردادهای مهندسی، تدارکات  و اجرا شناخته می شود.

EPC  در واقع نوعی روش قراردادی اجرای پروژه های طرح و ساخت است. امروزه تعداد زیادی از پروژه ها به این روش اجرا می شوند. در این نوع قراردادها که به صورت فزاینده ای مورد توجه قرار گرفته است، اساساً یک شخصیت حقوقی مستقل مسئولیت طراحی وا جرای پروژه را عهده دار می شود که ممکن است یک شرکت تنها یا مشارکت چند شرکت باشد. شرکت یا سازمانی که مبادرت به اجرای پروژه ها به روش طرح ساخت می نماید الزاما ضرورتی ندارد که تمامی امکانات مورد نیاز را هم برای طراحی و هم اجرا در دست خود داشته باشد. در EPC، طراحی پروژه از طراحی پایه تا طراحی تفصیلی و همچنین تامین تمامی مصالح و تجهیزات پروژه شامل تجهیزات و مصالح بخش های مختلف و همچنین اجرا، روش راه اندازی توسط پیمانکار انجام می شود. فدارسیون بین المللی مهندسین مشاور  این موضوع را تحت عنوان روش اجرای پروژه های طراحی مهندسی که تدارک و اجرا به شیوه کلید در دست بیان نموده است. نشریه 5490 سازمان مدیریت و برنامه ریزی نیز منظور از روش EPC انجام کارهای زیر بیان نموده است : [8]

- تمام یا برخی از مراحل مختلف کارگاهی مهندسی پروژه شامل مهندسی مقدماتی به مهندسی تفصیلی

- تامین و تدارک کالاها، تجهیزات و مصالح پروژه و خدمات حتی مرتبط با آنها

- عملیات ساختمان، نصب و راه اندازی و آزمایش های کارایی و سایر خدات جانبی مرتبط با آن

ها که به طور توام توسط پیمانکار انجام می شود.

قراردادهای EPC (طراحی – خرید – ساخت) از قابلیت های قرارداد کلید گردان می باشند. روش کلید گردان که به آن طراحی – ساخت نیز گفته می شود، مسئولیت طراحی و اجرا را بطور کامل بر عهده پیمانکارمی گذارد به قسمی که بعد از تکمیل پروژه، کارفرما فقط با چرخاندن یک کلید می تواند بهره برداری از تاسیسات اجرا شده را آغاز نماید[8].

پروژه های بزرگ کشور در بخش انرژی با الگوهای مختلفی دنبال می شوند. ملموس ترین الگوی کار پروژه های مطرح در صنایع پتروشیمی الگوئی است که در آن شرکتهای ایرانی غالبا در الگوی،        (طراحی + تامین تجهیزات ) و یا  EPC)) در منطقه ویژه درگیر پروژه های متعددی می باشند. الگوی مطرح دیگر برای اجرای پروژه صنعتی، قراردادهای طراحی و تامین تجهیزات اجرای این قراردادها می باشد. قراردادهای در قالب EPC)) برای کارفرما به لحاظ تداوم و پیوستگی مسئولیتهای پیمانکار از ابتدا تا پایان کار دارای مزیت بیشتری است، اما از طرف دیگر با توجه به اینکه این قراردادها معمولا بشکل فاینانس تامین اعتبار و اجرا می گردند، تامین هزینه های ریالی در این شکل برای پیمانکار همراه با دشواری ها و محدودیت هایی می باشد. اگر کارفرما بتواند هزینه های اجرایی را خود فراهم نماید، راه حل مناسب برای وی کماکان قرارداد ((EPC خواهد بود..در پروژه های(EPC)   چه برای ارائه قیمت و یا پس از آن برای انجام کار، طراحی های بنیادی Basic Design) ) لازم است که مطالعات اولیه پروژه و یا Feasiblity Study  همراه با طراحی های محتوایی انجام شده باشد. [8]

1 - Fix Value Contract

2 - Cost Price Contract

3 - Cost Plus Contract

 

1 -FIDIC

1 -Finance

2 - Conceptual Design

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:08:00 ق.ظ ]




ویژگی های بارز قراردادهای EPC 

  • در مراحل اولیه طراحی بایستی مشخصات فنی کامل و به روشنی قید شود.
  • کارفرما از نظر فنی و قراردادی نیازهای خود را کاملا مشخص کند.
  • بعد از انعقاد قرارداد، معمولا کارفرمایان در بحث ها و مذاکرات موضوع ضعف خواهد داشت.
  • ممکن است محدوده و نیز روش کنترل کارها توسط کارفرما منشا بروز اختلاف کرد.
  • خواسته ها و الزامات کارفرما در مورد راه اندازی باید در قرارداد به دقت ذکر شود.

2-5- اجرای پروژه های متناسب با روش EPC  

  • کارفرما اطمینان زیادی دارد که قیمت و زمان انجام کار از میزان توافق شده تجاوز نخواهدکرد.
  • کارفرما نخواهد خود را درگیر مسائل پیشرفت روزانه کار نماید.
  • پیچیدگی پروژه، یکی بودن گروه طراحی و ساخت را ایجاب کند. (توجیه فیریک)
  • زمان و اطلاعات کافی برای بررسی و کنترل و ارائه طرح وجود ندارد.
  • کار شامل مقادیر چشمگیری عملیات زیرزمینی باشد.
  • کارفرما قصد نظارت نزدیک و کنترل داشته باشد.
  • مبلغ هر پرداخت موقت، اجباراً باید توسط مقامات مورد ارزیابی قرار گیرد.

 

علت استفاده از قراردادهای EPC

در قراردادهای EPC  پیمانکار به منزله یک شخصیت حقوقی، با عهده دار شدن کلیه مسئولیت ها در انتخاب روش کار برای تامین نتایج نهایی طبق مشخصات عملکرد تعیین شده به وسیله کارفرما دارای اختیار و آزادی عمل کامل است. کارفرما هم ضمن انجام تعهدات خود، پیشرفت کار را پی گیری می نماید.

با بهره گرفتن از این روش علیرغم ایجاد برخی محدودیت ها برای کارفرما، با قراردادن کلیه فعالیت های پروژه اعم از طراحی تا ساختار و راه اندازی به عهده پیمانکار و کافرما از قید مسئولیت های سنگین مدیریت و اجرای این پروژه که اکثرا به علت تخصصی بودن کار و پیچیدگی فناوری از توان او خارج است آزاد می گردد و درگیری کارفرما در فرایند طراحی و اجرا در مقایسه با سایر روش های قراردادی به مقدار قابل ملاحظه ای کاهش می یابد و به طور عمده به مدیریت قرارداد و با توجه به مفاد قرارداد به مرور و یا تائید کارها خلاصه می شود. مزیت عمده روش EPC نسبت به روش سنتی کاهش زمان انجام عملیات می باشد. در پروژه هایی که به روش سه عاملی انجام می شوند، خرید تمامی تجهیزات و مصالح بر عهده کارفرماست که  این امر با توجه به فاصله زمانی انجام طراحی توسط بخش غیر کارفرمایی، با تاخیر های جدی روبروست و نهایتا نیز بعضا باعث به وجود آمدن مشکلات بین پیمانکار ساخت و کارفرما می گردد. لذا در سال های اخیر خصوصا در مناقصات صنایع نفت گاز و پتروشیمی، نیروگاه معدن انجام کار به روش EPC بسیار مورد توجه دولت قرار گرفته است. همچنین انجام توام طراحی وساخت توسط یک شرکت، امکان شروع کارهای اجرایی قبل از اتمام کارهای طراحی را فراهم می کند که این خود باعث کاهش زمان اجرای پروژه می گردد[8].

اصولاً کارفرمایان تمایل دارند هیچ گونه ریسکی متحمل نشوند و این مسئله نیز یکی از دلایل اقبال کارفرمایان به EPC است که البته موجب می شود پیمانکار در پیشنهاد قیمت بسیار با احتیاط عمل نماید و نیز با توجه به اینکه پروژه بعد از تکمیل به کارفرما تحویل داده می شود نیازی نیست مشخص شود که عیب و نقص موجود به دلیل طراحی، غلط بوده و یا در اجرا ضعف وجود داشته، زیرا به عنوان یک قانون کلی هر نقصی که در محدوده تعریف شده کار حادث شود، مسئول آن پیمانکار است.

 نکته قابل تامل این است کارفرمایان می دانند همراه با کنترل بیشتر مسئولیت نیز بیشتری می شود و بنابراین هرجا که کارفرما در بحث طراحی پروژه درگیر شود به همان نسبت مسئولیت او در قابل مشکلات پیش آمده بیشتر خواهد بود. بنابراین EPC یکی بهترین روش ها برای نیل به این منظور است که مسئولیت کارفرما را کاهش دهد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:08:00 ق.ظ ]




مزایای انجام پروژه به روش EPC  از دید کارفرما

 

    • کارفرما در انجام بحث های قراردادی وقت زیادی را هدر نمی دهد و آغاز و انجام پروژه به دلیل آشنایی پیمانکار با سیستم او ساده تر انجام می شود.
    • کل تعهدات مالی کارفرما از قبل مشخص است و اطمینان دارد که هزینه های نهایی پروژه از مبلغ نهایی توافق شده تجاوز نمی کند.
    • رقابت میان پیمانکاران مختلف سبب بهبود وضع کارفرما و انجام معامله عادلانه تری می شود.
    • ارتباط کوتاه و سریع بین کارفرما و پیمانکار وجود دارد.
    • با توجه به ماهیت این روش و تلفیق کار طراحی با خرید و اجرا، زمان و هزیه به حداقل کاهش می یابد.

    • با توجه به هماهنگی ویکپارچگی خرید و اجرا، اقتصاد هزینه ها، مد نظر قرار گرفته، از تاخیرات و عوامل غیر اقتصادی که در موقع وابسته بودن فعالیتهای طراحی، خرید و اجرا به سازمانها و مبادی مختلف پیش می آمد، جلوگیری می شود.

عکس مرتبط با اقتصاد

  • عمده ی ریسک پروژه و مسئولیت آن از کارفرما به پیمانکار منتقل می شود.
  • استفاده از تامین منابع مالی به روش فاینانس در این روش با سهولت بیشتری صورت می گیرد.

بوروکراسی در این روش به مراتب کمتر از روش متداول است.

  • ادعاهای پیمانکار برای کارهای اضافی به حداقل کاهش می یابد و درگیریها و تداخل کارها کم می شود.
  • اطمینان بیشتری نسبت به عملکرد پروژه به هنگام بهره برداری وجود دارد.
  • قابلیت ساخت داخل کشور و نوآوری، ارتقا می یابد.
  • این روش اساسا بیشترین مسئولیت را متوجه یک سازمان می کند و نیاز کارفرما را به استفاده از منابع خویش به حداقل می رساند.

2-6-2- مزایای انجام پروژه به روش EPC از دید پیمانکار

 

  • به دلیل سرعت بیشتر انجام کار، زمان دستیابی پیمانکار به حق الزحمه سریعتر خواهد بود.
  • با توجه به ویژگی های قرارداد کلید در دست، در بیشتر مواقع این نوع پروژه ها وابسته به برنامه زمانبندی یا فعالیتهای دیگران نخواهد بود.
  • انعطاف پذیری ویکپارچکی بیشتر در اجرای کار وجود دارد.
  • پیمانکار برای انتخاب تجهیزات و روش های اجرایی آزادی عمل بیشتری خواهد داشت.

با این حال مورد آخر برای کارفرما جزء معایب محسوب نمی شود. چون هر چند احتمال دارد یک پیمانکار با به کار بردن تجهیزات ارزان قیمت و سطح پایین، کیفیت کار را پایین بیاورد، ولی در عین حال او می داند که چه نوع تجهیزی به راحتی می تواند فراهم شده، مطمئن تر بوده و کار را بهتر انجام می دهد و نهایتا در صورتی که تجهیزات به درستی عمل نکند، پیمانکار ریسک عدم دریافت آخرین پرداخت را تقبل نموده، مهمتر از ان اینکه ریسک عدم گرفتن کار بعدی را باید بپذیرد. بدیهی است این مزایای زمانی حاصل خواهد شد که شرایط زیر در نظر گرفته شده باشد :

  • پیمانکاران صحیح انتخاب شده باشند؛ نه لزوما بر اساس پایین ترین قیمت پیشنهادی.
  • در زمان برگزاری مناقصه ها، الزامات و خواسته های کارفرما با دقت لازم و جزییات مورد نیاز تعریف شود تا پیمانکار، قیمت قطعی ارائه نماید.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:08:00 ق.ظ ]




معایب انجام پروژه به روش EPC از دید کارفرما

 

    • انتقال دانش فنی به کارفرما صورت نمی گیرد.
    • با توجه به این که طرح ها از قبل آماده اند، تغییرات مورد نیاز کارفرما پس از عقد قرارداد، هزینه ی زیادی را به پیمانکار تحمیل می کند و سرآغاز بحث های زیادی است.

تحقیق - متن کامل - پایان نامه

  • کنترل کیفیت کار پیمانکار، به خصوص در بخش طراحی، در غیاب بازرسی های مستقل کارفرما مشکل است.
  • قیمت قرارداد مشتمل بر ضرایب ریسک پیمانکار بوده، لذا بالا می باشد.

بسته به اندازه و پیچیدگی پروژه، کارفرما ممکن است به این نتیجه برسد که در انتخاب پیمانکاران و سازندگی با تجربه و قابل اعتماد، بسیار محدود است. زیرا معمولا به دلیل حجم بزرگ پروژه ها، هزینه های شرکت در مناقصه و منابع مورد نیاز برای کارهای طراحی و اجرایی بسیار بالا می باشد و شرکتهای محدودی توان تامین این منابع را دارند.

2-6-4- معایب انجام پروژه به روش EPC از دید پیمانکار

 

با توجه به حجم بالای کار، ریسک پیمانکار بسیار بالاست و پیمانکارانی که توان تقبل از ریسک مسئولیت را داشته باشند، محدود هستند.

2-7- شیوه های مختلف سازمان پروژه های EPC

الف) کارفرما (سرمایه گذاری مشترک )

اشتراک دو یا چند گروه و شرکت برای رسیدن به اهداف پروژه می باشد. هر گاه شرکت به تنهایی دارای تخصص های لازم نباشد اقدام به گرفتن شریک می کند در این موارد ابتدا تیم پروژه موافقت نامه های درونی امضا کرده و شرایط کاری هر یک مشخص می شود و نیز رهبری نیز مشخص می شود. موارد اشاره شده در موافقتنامه ها عمدتا شامل مباحثی چون : هدف، - تخصیص مسئولیت ها، نحوه تقسیم سرمایه، سود زیان،  مدیریت، مدت موافقتنامه، چگونگی خاتمه و فسخ قرارداد، چگونگی حل مشکلات است.

  • کارفرما و سازنده طرح و ساخت

کارفرما با سازنده برای انجام کلیه فعالیت ها طراحی و خرید کالا و اجرا، قرارداد می بندد. برای انجام طراحی سازنده معمولا یک مشاور طراحی را به عنوان پیمانکار جزء به خدمت گرفته و این شرکت مشاور می تواند در سود یا زیان پیمانکار شریک باشد و یا نه. در صورت شریک نبودن این حالت بسیار شبیه حالت به کار گرفتن مشاور A/E توسط کارفرام در قراردادهای D-B-B می باشد. در صورتیکه مشاور در سود و زیان پروژه شریک باشد انگیزه بیشتری برای انجام مناسب کار و نظارت بر کار دارد. این روش رایج ترین روش اجرای پروژه می باشد.

  • کارفرما و طراح طرح و ساخت

مشابه روش قبلی است با این تفاوت که طراح با کارفرما قرارداد دارد طرح و ساخت را منعقد نموده وسازنده را به خدمت می گیرد. مهمترین عیب آن خلاء ناشی از عدم ارتباط مستقیم کارفرما و سازنده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:07:00 ق.ظ ]




چالش ها و موانع موجود در پروژه های EPC  

الف) چالش ها و موانع از دید کارفرما

  • مهمترین مشکل پیمانکاران، توالی مالی پایین و ضعف در بخش های مهندسی و طراحی است. به طور مثال، مشخصات فنی ارائه شده توسط طراح،  با امکانات موجود بازار همخوانی ندارد.
  • گاه پیمانکاران، مبلغ پیش پرداخت یا تسهیلات اعطایی را به عنوان سود پروژه بر می دارند و بر خلاف قرارداد، پروژه را به پیمانکاران دست دوم می دهند.
  • چون هنوز در ابتدای کار هستیم، قراردادها شفاف نیستند، مشخصات فنی بدون نقص مواد پروژه ها تدوین نشده است.
  • اهمیت پروژه EPC به انسجام تیم پیمانکار است.
  • در هنگام مناقصه پیمانکاران درباره ماشین آلات و نفرات دروغ می گویند.
  • مهمترین ضعف پیمانکار، ضعف سیستم و مدیریت آن است.
  • پرداخت ها کافی است زیرا پیمانکار فروش پیشنهاد مبلغ داده است.
  • پیمانکاران بعضا پول پروژه را در موارد غیر از منظور که پول به آن ها پرداخته شده است مصرف می کنند.
  • تعدیل مشکل ساز است زیرا فرمول آن مورد بحث است.
  • پیمانکاران ما فقط در بخش اجرا خوب هستند.

در شرایط عمومی پیمان موارد زیاد مبهم است. از جمله آنکه هنوز تعریف مشخصی و منسجمی برای اضافه کار و کاهش کار در پروژه ها در EPC  ارائه نشده است. مورد دیگر ماده  48 می باشد که پرداخت حقوق و عوارض گمرکی را به عهده کارفرما گذاشته شده، درحالی که در ماده 34 آن را به عهده پیمانکار گذاشته است. یک مورد نامشخص دیگر مربوط به مالکیت کالاهای مازاد است که در انتهای کار در سایت باقی می ماند.

    • چالش ها و موانع از دید پیمانکار
    • به دلیل وجود شرایطی که خارج از کنترل پیمانکار و بعضا کارفرماست، مانند تغییر نرخ ارز و یا نرخ تبدیل دلار به یورو یا افزایش ناگهانی قیمت فولاد و مس در دو سال گذشته، هزینه ها زیاد را به پیمانکاران تحمیل می کند و ریسک آنها را افزایش می دهد.
    • ناهماهنگی قوانین و امانات دولتی؛ بانک ها تسهیلات لازم را در اختیار بخش خصوصی قرار نمی دهند.
    • قوانینی برای اعطای تسهیلات به پیمانکاران تصویب شده اما ضمانت اجرایی ندارند.
    • برای اطمینان کارفرما و توانایی پیمانکار بر انجام تعهدات باید کلیه تمهیدات قرارداد در قراردادها EPC گنجانده شود. در قراردادهایی که معتقد می شوند خیلی مسائل نامفهوم هستند مسائلی مانند بیمه، مالیات، تعهدات فی مابین مسئولیت ها، تعدیل ها، بحران ها و جهانی، ابهام دارد.
    • در قرارداد مسئولیت پیمانکار را 100 درصد قرار داد می دانند پس باید تحت پوشش بیمه قرار بگیرد. و پولی بابت بیمه پرداخت نمی شود، دست کارفرما هم به جایی بند نیست.
    • عدم وجود شرایط یکسان در مناقصات : شرکت های دولتی از امتیازات ویژه ای برخورد دارند.
    • کارفرما روی تمام نقشه ها نظر می دهد، در صورتی که مسئولیت 100 درصد با پیمانکار است و این موجب اتلاف وقت، هزینه و اختلاف نظر می شود.

  • برای خرید خوب، پرداخت ها باید براساس پیشرفت دوره ای باشد اما طبق قوانین در ایران 10%، 80% و 10% پرداخت می شود و سازنده زیر بار این قضیه نمی رود که پیمانکار باید هزینه ها را آن تقبل کند.
  • مساله روابط خارجی و تحریم اقتضا در بر کیفیت، هزینه در زمان انجام پروژه تاثیر منفی دارند و محدود به خرید از تعداد اندکی هستیم.
  • گاهی کارفرما به عنوان کسورات از هر پرداخت 5% را برای بیمه کم می کند. در حالیکه تمام پرسنل پیمانکار بیمه هستند.
  • در مساله اعتبار اسناد در ترخیص جنس از گمرک، کارفرما نظارت کامل دارد و به تایید او نیاز است. این روند بوروکرارسی خیلی طولانی است و پیمانکار باید هزینه و انباردار، کانتر و سایر هزینه ها را بپردازد. از طرفی تضمین و انجام کار و کیفیت همچنان با پیمانکار است.
  • بدلیل بوروکراسی کارفرما تصمیم گیری سخت و زمان بر است.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:07:00 ق.ظ ]




- تحلیل بر چالش ها و موانع قراردادها در EPC

الف ) موانع و مشکلات ناشی از دولت و سازمان کارفرما

الف) بسترهای اقتضا در قانون : مهمترین موانع توسعه پروژه ها EPC در بسترها اقتضاء در قوانین موجود کشور است که متوجه دولت و مجلس است و از دست کارفرما و پیمانکار خارج می باشد. برخی از این موارد به شرح زیر می باشند : [8]

دانلود پایان نامه

- ناهماهنگی ارگان ها و تعهد مراکز تقسیم گیری

- عدم ضمانت اجرایی قوانین

- ضعف قانون کار، مطابق موارد 18، 19، 20، 21، 27، 29 و 30  قانون کار.

- عدم حمایت سیستم بانکی و بیمه ای : بانک ها برای ارائه ضمانت ها، وثیقه رسیدگی می گیرند.

- بوروکراسی طولانی و قوانین دست و پاگیر بانک ها و سیستم های سنتی فعلی جوابگوی نیاز پروژه ها در بحث خرید خارجی و اعتبار اسناد نمی باشد ضمن آنکه سیاست های بانکی برای شرکت های خارجی شفاف تر می باشد.

- موانع فانیانس خارجی : بدلیل بنیه ضعیف مالی پیمانکاران داخلی، پیمانکاران بدنبال تامین مالی از طریق بانک هستند که برای تامین آن از بانک های خارجی مجبور به خرید درصدی از تجهیزات از کشور فاینانس کننده هستند.

- روابط خارجی و تحریم اقتصاد : بدلیل محدود شدن به چند خریدار خاص قدرت چانه زنی از دست می رود.

عکس مرتبط با اقتصاد

ب ) ابهام در شرایط عمومی پیمان

الف) مثلا در ماده 300 مربوط به ماشین آلات ساختمانی مواد مصرفی و ابزار و وضعیت کالاهایی که در آخر کار در سایت باقی می ماند مسکوت می ماند.

مثلا ماده در 48 شرایط عمومی پرداخت حقوق و عوارض گمرکی را به عهده کارفرما گذاشته اما در ماده 34 آن را به عهده پیمانکار گذاشته است.

- بوروکراسی طولانی : قوانین و مقرارت توسعه نیافته در مراحل طولانی اخذ مجوز، موافقت یا دستورات مختلف مورد نیاز پروژه از عوامل تشدید کننده های تاخیر پروژه ها می باشند.

- عدم توجیه اقتضا در طرح ها، بدلیل اینکه برخی از پروژه ها توجیه اقتضا در ندارند زمان انجام آن را بسیار کوتاه در نظر می گیرند تا توجیه اقتصادی داشته باشد که منشا بسیاری از منازعات میان پیمانکار و کافرما می باشد .

ج ) ابهامات و نقاط ضعف قراردادها

- انتخاب مناسب قرارداد برای پروژه هایی که مناسب اجرا با EPC هستند.

- فراهم بودن پیش شرط ها و مورد نیاز برای قراردادها در EPC

- نماینده کارفرما شامل یک تیم منسجم محدود و در عین حال فوق العاده مجرب باشد.

- پیمانکار ابزارهای لازم برای طراحی، تجهیز، اجرا و راه اندازی کار را بطور کامل در اختیار داشته باشد و آزمایش ها، بازرسی ها و کنترل کیفیت را خود انجام دهد.

- تناسب شرایط پیمان با استانداردها بین الملی

- مشخص و جامع بودن شرایط پیمان: هر چه قرارداد دقیق تر باشد منازعات بعد کمتر است.

- تناسب پرداخت ها با ماهیت پروژه : باید شرایط پرداخت با ماهیت پروژه هماهنگ باشد.

- تسهیم ریسک پروژه

- تامین منابع طرفین: باید براساس استراتژی برد- برد و عادلانه باشد.

- تناسب بین مسئولیت ها با اختیارات و امکانات

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:07:00 ق.ظ ]




چالش های اجرایی

- طبقه بندی پروژه ها : پیمانکاران مطابق با رتبه شان به قراردادهایی که توانایی اجرا دارند دعوت شوند.

- نحوه انتخاب پیمانکار: حساس ترین بخش پروژه های EPC می باشد و نباید تنها براساس کمترین قیمت پیشنهاد صورت بگیرد.

- بیشترین مشکلات از طرف کارفرما و سازمان مدیریت پروژه آن می باشد که مجهز به آموزش ها و تجربه توانایی لازم برای مدیریت هدفمند یک پروژه EPC نیستند.

- تیم کارفرما باید از تعداد محدود افراد خبره و مجرب برای نظارت بر کلیات پروژه بخش ها و اصلی و مالی ها برخوردار باشد و از مداخله در جزئیات خودداری کند.

- رسیدگی به صورت وضعیت ها و اعطاء <a href="https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=220965″ title=”تسهیلات مالی“>تسهیلات مالی

ه ) نقاط ضعف عملکرد  پیمانکاران EPC

- عدم انسجام تیم پروژه : باید تیم  پروژه از انسجام کافی برخوردار باشد.

- ضعف طراحی : معمولا پیمانکاران در زمینه اجرا قوی هستند اما در زمینه طراحی ضعف دارند و حاضر به هزینه برآوردن نیروهای جدید نیستند.

- نقش ماشین آلات و تجهیزات در اجرا طراح ها، بعضی از پیمانکاران با نیت اجاره و ماشین آلات در مناقصات شرکت می کنند. که باعث مشکلات عدیده در جریان نقدینگی انها می شود.

- برداشت از محل پیش پرداخت و صورت وضعیت پروژه ها برای رهایی از خرج های غیر از پروژه.

- قیمت های غیر واقعی : برای برنده شدن در مناقصه قیمت های غیر واقعی و پایینی می دهند.

- عدم آموزش مناسب نیرو و استفاده از افراد کم تجربه

2-10- مفاهیم تاخیر و علل ایجاد آن در پروژه های مهندسی به روش EPC

2-10-1- مفاهیم تاخیر پروژه

تاخیر، عمل یا رویدادی است که زمان مورد اشاره در قرارداد برای انجام عملی خاص را طولانی تر کند. به طور کلی تاخیرات، ناشی از علل مختلفی هستند که از عملکرد گروه های درگیر در پروژه ایجاد می شوند[25]  .

2-10-2- تقسیم بندی تاخیرات

تاخیرات را می توان براساس معیارهایی چون منشا ایجاد، حالت زمانی رخداد و قابلیت جبران پذیری آن ها تقسیم بندی کرد . [25]تاخیری که پیمانکار، مسوول پاسخگویی به آن است، مانند توان تولید پایین و عدم هماهنگی میان اجزای کار را غیرقابل اغماض گویند. پیمانکار برای اینگونه تاخیرات زمان اضافی را نمی تواند درخواست کند. دسته دیگر، تاخیرات قابل جبران هستند که در آن ها کارفرما دلیل اصلی تاخیر است. تاخیری که نه پیمانکار و نه کارفرما پاسخگو نباشد، غیرقابل جبران نامیده می شود. بلایای طبیعی و نامساعد بودن آب و هوا نمونه این تاخیرات هستند[25].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:06:00 ق.ظ ]




تاخیرات و جایگاه آن در مدیریت پروژه

 

حدود یک دهه از واگذاری مدیریت و اجرای بعضی از پروژه های پتروشیمی به صورت EPC  به شرکت های  ایرانی می گذرد. متجاوز از چهل پروژه متوسط و بزرگ از پروژه های پتروشیمی در قالب هشتاد قرارداد به صورت EP+C به اجراء درآمده است ( قرارداد EP برای طراحی ، مهندسی پروژه و تأمین کالا و قرارداد C برای عملیات ساختمان و نصب و پیش راه اندازی پروژه با مدیریت و کنترل شرکت های  پتروشیمی اطلاق می گردد) . در این قراردادها دستگاه اجرائی (کارفرما) مسئولیت مدیریت، هماهنگی و راه اندازی پروژه را بر عهده دارد. در این راستا قابلیت ها و امکانات شرکت های  ایرانی از لحاظ نیروی انسانی، ماشین آلات و سرمایه افزایش چشم گیری یافته است. با افزایش روزافزون پروژه های عمرانی در کشور و گسترش دامنه رقابت شرکت های  مجری در ارائه خدمات بهتر و برآورده ساختن رضایت مشتری، شرکت هایی موفق تر خواهند بود که در اجرای تعهدات قراردادی خود بهتر و سریعتر عمل نمایند. [25]

از نظر جایگاه و ارزش علمی، با توجه به شاخصه های مدیریت پروژه و عوامل مختلف مؤثر بر موفقیت پروژه ها، دستیابی به اهداف زمانی یکی از مهمترین شاخصهای موفقیت پروژه ها محسوب می گردد، لذا با در نظر گرفتن این اصل، تحلیل تأخیرات پروژه و نحوه جبران یا تقلیل یا اجتناب از آنها از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد. این موضوع در بحث روابط متقابل کارفرمایان و پیمانکاران و منافع و موقعیت هر کدام از طرفین نیز مطرح و حایز اهمیت می باشد، کارفرمایان به دنبال علت یابی تأخیرات بوده تا بتوانند تسویه خسارتهای پیمانکاران رامحاسبه و تخمین های مناسبی از حجم هزینه های اضافی تحمیل شده به پیمانکاران را برآورده نمایند. پیمانکاران نیز به دنبال یافتن تحلیلها و دلایل کافی برای انجام ادعای خسارت تأخیر و دیرکرد خود طبق قرارداد می باشند. در این راستا، علم مدیریت پروژه به دلیل توجه به تأخیرات و کاهش اثرات زیان بار حاصل از تأخیرات و ارائه راهکارهایی برای بهبود آن از جایگاه ویژه ای برخوردار است و نتایج حاصل از آن  می تواند انعکاس مثبتی در مدیریت اجرایی این پروژ ه ها داشته باشد.

نکته قابل توجه این است که هرچه به پیش می رویم و پروژه های بیشتری انجام می دهیم و تجربیات بیشتری کسب می نمائیم باید به طورمنطقی مدت تأخیرات و به دنبال آن مدت اجرای پروژ ه ها کاهش یابد، ولی متأسفانه این طور نیست. با نگاهی به آمارهای سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در مورد میانگین مدت اجرای پروژه های خاتمه یافته متوجه می شویم که نه تنها مدت اجراء پروژه ها ثابت نبوده، بلکه گاهی افزایش هم داشته است. متاسفانه عامل زمان در پروسه های صنعتی ایران عامل فراموش شده و دست دوم محسوب می گردد و شاید اگر سازمانی متولی محاسبه زیانهای حاصل از دست دادن زمان و نرخ بازگشت سرمایه در پروژه های صنعتی ایران در 20 سال گذشته گردد به ارقامی خواهیم رسید که چندین برابر قیمت کل پروژه ها خواهد بود .براساس بررسی های بعمل آمده، عمده ترین دلایل طولانی شدن پروژه ها در ایران عبارتند از :

  • ضعف در مطالعات اولیه
  • بکارگیری ارکان اجرایی ضعیف در پروژه ها بدلیل برگزاری مناقصات بر مبنای قیمت پایین تر وتحت تأثیر قرار گرفتن پیشنهاد فنی از پیشنهاد مالی
  • ضعف نظارت کارگاهی عالیه مهندسین مشاور بر پروژه ها
  • اثربخشی پایین کنترل پروژه در فرایند کنترل پروژه های صنعتی
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:06:00 ق.ظ ]




عمده ترین دلایل طولانی شدن پروژه ها در ایران عبارتند از :

    • ضعف در مطالعات اولیه
    • بکارگیری ارکان اجرایی ضعیف در پروژه ها بدلیل برگزاری مناقصات بر مبنای قیمت پایین تر وتحت تأثیر قرار گرفتن پیشنهاد فنی از پیشنهاد مالی
    • ضعف نظارت کارگاهی عالیه مهندسین مشاور بر پروژه ها
    • اثربخشی پایین کنترل پروژه در فرایند کنترل پروژه های صنعتی

تحقیق - متن کامل - پایان نامه

  • ضعف در فرایند پرداختهای مالی و بوروکراسی چرخشی صورت وضعیتهای پیمانکار ومشاور
  • عدم نظارت و بازرسی علمی کارفرما بر عوامل اجرائی و مدیریت سنتی توسط عوامل کارفرما
  • مشکلات مربوط به سفارشات خریدهای داخلی و خارجی و ترخیص و تشریفات گمرکی

و غیره می باشند. می دانیم که پیشگیری بهتر از درمان است اما باید این واقعیت را در نظر داشت که علی رغم تمامی تمهیدات و پیش بینی ها می بایست همواره انتظار بروز مشکلات را داشت و برای مقابله موردی با آنها چاره اندیشی نمود .به راستی چگونه می توان علل اصلی تأخیرات پروژه را شناسایی نمود؟ به طور کلی برای کنترل فرایندها سه رویکرد را می توان متصور بود : [25]

  • رویکرد گذشته نگر
  • رویکرد آینده نگر
  • رویکرد زمان وقوع

در رویکرد زمان وقوع هر تأخیر بعنوان یک مشکل و خطر جدی در راه حصول نتیجه پروژه به حساب می آید.  با این فرض برای مقابله با این مشکل یک رویکرد فرآیندگرا منطبق بر متدولوژی حل مسئله ، استاندارد ISO 9000:2000 و کتاب راهنمای مدیریت پروژه  پیشنهاد می گردد. این مدل شامل هشت فرایند بررسی گزارشات عملکرد، شناخت عوامل تأخیر ، جمع آوری اطلاعات مرتبط، اولویت بندی عوامل، شناخت علل اصلی تأخیر، یافتن پیشنهادات مختلف ، انتخاب بهترین راه حل و ممیزی نتایج حاصله می باشد. هر کدام از این فرآیندها دارای ورودی ها، تکنیک ها و ابزار و خروجی های مشخص و متعددی می باشد و برای مدیریت تأخیرات لازم است که کلیه فرآیندهای هشت گانه بالا اجرا گردد[6].

2-10-4 -علل پرداختن به موضوع شناسایی وآنالیز تاخیرات

 

تاخیر یکی از مهمترین وقایع رایج در پروژه ها است.  این مشکل در اکثر پروژه ها از پروژه های ساده ساختمانی تا پیچیده ترین آنها نظیر پروژه های پتروشیمی، سدسازی و تونل سازی و … رخ می دهد. به همین دلیل امروزه اکثر کشورهای پیشرفته و در حال توسعه با علم به محدود بودن منابع در اختیار و بازار رقابتی شدید جهت استفاده بیشتر از منابع و کسب سود بیشتر به دنبال ریشه یابی علل تاخیر در پروژه های گذشته می باشند تا با ارائه راهکارهایی از میزان تاخیرات در پروژه های آتی بکاهند، و یا با شناخت مقصران تاخیرات پروژه، نسبت به دریافت خسارت اقدام کنند[8].

بررسی تاخیرات پروژه توسط کارفرما یا پیمانکار به منظور استفاده از تجربه و دانشی که در طول اجرای پروژه حاصل می شود، که می تواند در پروژه های مشابه بعدی مورد استفاده قرار گیرد.  به ویژه به این دلیل که در پروژه های که در نقاط مختلف اجرا می شود بسیاری از عوامل اجرای پروژه در سطوح مختلف عوض می شوند و باید دانش و تجربه ای که در طول پروژه در قسمتهای مختلف توسط عوامل اجرای در همه سطوح حاصل شده است، مستند و مدیریت شود. در این صورت است که می توان با بهره گرفتن از تجربیات گذشته از رخ دادن موارد مشابه در آینده جلوگیری کرد. کارفرمایان به دنبال علت یابی تاخیرات هستند، تا بتوانند تسویه خسارت ها و جریمه تاخیرات پیمانکاران را محاسبه نمایند و همچنین تخمین های مناسبی از حجم هزینه های اضافی تحمیل شده به پیمانکار را در دست داشته باشند. پیمانکاران نیز درصدد توجیه تاخیرات خود و فرار از پرداخت خسارت هستند و یا در مواقعی که عدم انجام به موقع تعهدات توسط پیمانکار موجب زیان به پیمانکار شده است، برای تدوین ادعای خسارت تاخیر از کارفرمایان نیاز به آنالیز تاخیرات دارند[18].

1 - Feedback

2 - Feedforward

3 - Realtime

4 - Problem Solving

5 - project management book of knowledge

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:06:00 ق.ظ ]




هزینه های ناشی از تاخیر پروژه

هزینه های ناشی از تاخیرات می توان به دو دسته کلی هزینه های کمی و هزینه های کیفی تقسیم بندی کرد.  هزینه های کمی را به راحتی می توان با کمک ابزارهای در علوم اقتصاد مهندسی و… تخمین زد. ولی هزینه های کیفی نامشهود بوده و مبلغ نقدینگی بابت آنها پرداخت نمی شود.که برخی از مهمترین قسمت های این دو نوع تاخیر به شرح زیر می باشند [8]:

الف ) هزینه های کمی

- هزینه دیر رسیدن به بهره برداری یا سود از دسته رفته

- هزینه ناشی از گرانشدن منابع مصرفی (مصالح و … )

- افزایش هزینه منابع کاری (نیروی انسانی و تجهیزات و … )

- هزینه بهره سرمایه صرف شده

ب ) هزینه کیفی

- ضرر از دست دادن بازار رقابت در مدت زمان تاخیر

- ضرر ناشی از دست رفتن اعتبار شرکت

- ضرر ناشی از کاهش درآمد دولت و رفاه اجتماعی مردم

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

- ضررها و مشکلات غیر مالی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی (پروژه هایی با کارکرد رفاه عمومی مانند ساخت نیروگاه ها … ) [8]

 

2-10-6- مزیت های آنالیز تاخیرات پروژه ها

 

مزیت آنالیز تأخیرات در پروژه ها، شناسایی عوامل ایجاد کننده تأخیرات، ریشه یابی منشأ بروز تأخیرات، اولویت بندی عوامل تأخیرو نهایتاً طبقه بندی عوامل ایجاد کننده تأخیرات براساس ماهیت آنها، استانداردها و المانهای مدیریت پروژه، سازمانهای ذینفع در پروژه ها و قابل اجتناب یا غیرقابل اجتناب بودن تأخیرات و دسته بندی آنها، خواهد میباشد. دیگر مزیت آنالیز تاخیرات برای شرکت های مهندسی مشاور وپیمانکاری مجری پروژه ها ارائه اطلاعات تحلیلی و کارشناسی و راهکارهای مناسب به اینگونه شرکتها برای اجرای صحیح و به موقع پروژه ها و قراردادهای منعقده با مشتریان و کارفرمایان خود از جمله شرکت صنایع پتروشیمی ایران و اتخاذ استراتژی و بستر مناسب جهت شناسایی نقاط ضعف موجود و بهبود فرایند مدیریت پروژه می باشد. تحقیقات نشان می دهند که مسئولین ذیربط در پروژه ها بر این اعتقادند که عوامل تأخیر را بطور کامل می شناسند. اما حقیقت آن است که بنا به دلیل وجود فعالیتهای موازی، تعامل میان فعالیت ها و عوامل محیطی فراوان تأثیرگذار بر فعالیت ها، شناسایی این عناصر و تجزیه و تحلیل آنها به راحتی امکان پذیر نبوده و نیازمند پژوهش های کارشناسی و دقیق می باشد[6].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:06:00 ق.ظ ]




2-1-1-ذهن­ آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی

امروزه، شیوع دیابت رو به رشد است و راه­های گوناگونی برای کاهش عوارض ناشی از دیابت وجود دارد هرچند یافتن راهی که متناسب با نیازهای افراد باشد، دشوار است. در سال­های اخیر تحولات صورت گرفته در زمینه­ درمان اختلالات روان شناختی و کاهش چاقی موجب گردیده تا روش­های نوینی توسط روان شناسان بالینی مطرح و ارائه گردد (دوکتیس، مکی، تابان و ویلیام سون،2005؛ پاول  و کالوین،2007). از جمله این موارد می­توان به شیوه­ درمانی کاهش استرس مبتنی بر ذهن ­گاهی که توسط کابات-زین(1990) مطرح شده، اشاره کرد.  این شیوه، بعدها توسط افراد مختلفی تغییر کرد و برای  اختلالات گوناگونی مورد استفاده قرار گرفت و از طریق پژوهش­های کنترل شده، اثربخشی آن تایید شد.  از جمله­ این رویکردها، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن­آگاهی است )سگال، ویلیامز و تیزدل ؛2002).

پایان نامه

2-1-1-1-تعریف ذهن­آگاهی

ذهن­آگاهی شکلی از مراقبه  است که ریشه در تعالیم و آئین­های مذهبی شرقی خصوصاً بودا  دارد(اوست،2008) و به زبان ساده به معنای آگاه بودن از افکار، رفتار، هیجانات و احساسات است و شکل خاصی از توجه محسوب می شود که در آن دو عنصر اساسی: 1) حضور در زمان اکنون2) قضاوت نکردن در مورد رخدادها و کنش­ها و واکنش­ها نقش اصلی را به عهده دارند. به­عبارتی توانایی شناسایی دقیق هیجان­های خود و آگاهی از آنها به هنگام تولید و همچنین کنترل تمایلات خود در نحوه­ واکنش به اوضاع و افراد مختلف را ذهن­آگاهی گویند. ذهن­آگاهی ، حواس جمع بودن و بیداری صد درصد و آگاه بودن نسبت به همه­ی رخ دادهایی است که همین الان در اطراف ما و همین­طور درون بدن ما در حال اتفاق­افتادن هستند. به این شکل که هیچ گونه قضاوت و پیش­داوری نسبت به درست و نادرست بودن اتفاقات نداریم. ذهن آگاهی  کیفیتی از بیداری است که در آن ما از آگاه بودن خود آگاه می شویم. یعنی می­فهمیم که داریم می­فهمیم. وقتی داریم فکر می­کنیم متوجه می­شویم که در حال فکر کردن هستیم. به زبان ساده، هم موضوعی را که راجع به آن فکر می کنیم، می­بینیم، هم متوجه پدیده­ تفکر هستیم و هم متوجه فکر کننده هستیم. هر چه انسان بیدارتر و هوشیارتر باشد و حواسش نسبت به اتفاقات جاری و اکنون زندگی­اش جمع تر باشد ذهن­آگاه تر است و پاسخ­هایش به تحریکات زندگی خردمندانه­تر و مؤثرتر و آرامش و اطمینان قلبی او بیشتر است(برون،2007). کابات- زین نیز ذهن­آگاهی را توجه کردن به شیوه­ای خاص، هدفمند، در زمان کنونی و بدون قضاوت و پیش­داوری تعریف کرده است(به نقل از سگال و همکاران؛2002).

این سازه­ی شناختی را باید از خودآگاهی یا توجه معطوف به خود متمایز کرد. تشابه این سازه­ها در توجه فزون یافته به تجربه­های ذهنی است، اما تفاوت اصلی در جنبه­ های شناختی آنهاست؛ بدین معنا که جلب توجه در خودآگاهی تحت تاثیر سوگیری­های تفکر خود محور بوده و با قضاوت راجع به خود همراه است اما ذهن­آگاهی یک توجه بدون سوگیری و قضاوت پیرامون جنبه­ های خود است. ذهن­آگاهی با بهزیستی­ذهنی و روان­شناختی و سلامت­روانی رابطه­ مثبت دارد، در حالی که خودآگاهی با میزان پایین بهزیستی روان شناختی مرتبط است(برون و کسر،2005؛ برون، ریان و کریسول،2007،؛ فالکنستروم،2010؛ کابات زین،2003،2005؛ شاپیرو،2006).

ذهن­آگاهی به رشد سه کیفیت خودداری از قضاوت، آگاهی قصدمندانه و تمرکز بر لحظه­ی کنونی در توجه فرد نیاز دارد، که توجه متمرکز بر لحظه­ی حال، پردازش تمام جنبه های تجربه­ی بلاواسطه شامل فعالیت های شناختی، فیزیولوژیکی یا رفتاری را موجب می­ شود.  بواسطه­ی تمرین­ها و تکنیک­های مبتنی بر ذهن­آگاهی فرد نسبت به فعالیت­های روزانه­ی خود آگاهی پیدا می­ کند، به کارکرد اتوماتیک ذهن در دنیای گذشته و آینده آگاهی می­یابد و از طریق آگاهی لحظه به لحظه از افکار، احساسات و حالت­های جسمانی بر آنها کنترل پیدا می­ کند و از ذهن روزمره و اتوماتیک متمرکز بر گذشته و آینده رها می­ شود(سگال و همکاران ، 2002 ؛ ریگ و ساندرسون،2004). درذهن­آگاهی، فرد در هر لحظه از شیوه­ ذهنی خود آگاه می­ شود و پس از آگاهی روی دو شیوه­ ذهن، یکی انجام­دادن و دیگری بودن ، یاد می­گیرد ذهن را از یک شیوه به شیوه­ دیگر حرکت دهد که مستلزم آموزش راهبردهای رفتاری، شناختی و فراشناختی ویژه برای متمرکز کردن فرایند توجه است (سگال و همکاران، 2002).

1Mindfulnes Based Cognitive Therapy

2.Douketis,Macie,Thabane&Williamson

3.Powell&Calvin

4.Kabat-Zinn

5.Segal,Williams&Teasdale

6.Ost

1.Brown&Kasser

2.Ryan&Creswell

  1. Falkenstrom
  2. Shapiro

1.Segal

2.Rygh&Sanderson

3.Mental Gear

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:05:00 ق.ظ ]




تاریخچه­ ی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی

جان‌کبات‌زین، در دهه­ 1970 کلینیک کاهش استرس را در مرکز پزشکی دانشگاه ماساچوست، در ورسترن تاسیس کرد. او و همکارانش به بیش از 000/10 نفر با مشکلاتی چون بیماری‌های قلبی، سرطان، مبتلایان به ایدز، درد مزمن، مشکلات معدی- روده‌ای وابسته به استرس، سردرد، فشارخون بالا، اختلالات­خواب، اضطراب و وحشت‌زدگی کمک کرده‌اند. حدود سال 1993، او کارآیی رویکردش را در بیمارانی با اختلالات اضطرابی و درد مزمن ارزیابی کرد. شواهد نشان داد که اکثریت شرکت‌کنندگان کاهش نشانگان روان­شناختی و جسمانی را تجربه کرده بودند و نیز تغییرات عمیق مثبتی در نگرش، رفتار و ادراک آنها نسبت به خود، دیگران و جهان اطرافشان به‌وجود آمده بود(محمد­خانی و خانی­پور،1384).

مارشا لینهان[1](1993) برای اولین بار به ضرورت گنجاندن ذهن­آگاهی به عنوان یکی از مؤلفه ­های اساسی درمان­های روان­شناختی تأکید کرد. درمان­های مبتنی بر ذهن­آگاهی و پذیرش به عنوان درمان­های موج سوم شناختی – رفتاری شناخته می­ شود. موج اول با درمان­های مبتنی بر مطالعات آزمایشگاهی رفتار و یادگیری ایجاد شد و نیروی برانگیزاننده­ی آن نارضایتی از رویکردهای روان­تحلیلی به عنوان روان­درمانی در دهه­ 1950 بود. روش­های موج اول شامل شرطی عاملی، مهارت­آموزی، و روش­های مبتنی بر مواجهه بودند که به طور وسیعی مورد استفاده قرار می­گرفتند. موج دوم از این نیاز برآمد که لازم بود به طور مستقیم با شناخت­ها کار شود. در این موج بر نقش فرایندهای شناختی در پدیدآیی، بقاء و درمان اختلالات روان­شناختی تاکید می­ شود. از رویکردهای برجسته­­ی موج دوم می­توان به شناخت درمانی بک و درمان عقلانی- عاطفی الیس اشاره کرد. هر دو رویکرد بر شناسایی و اصلاح شناخت­های تحریف شده و غیرعقلانی تاکید دارند. رویکردهای موج اول و دوم با هم یکپارچه شده و مجموعه­ی وسیعی از درمان­ها تحت عنوان درمان­های شناختی – رفتاری  ایجاد کرده ­اند(پورشریفی، زمانی، مهریار، بشارت و رجب؛1390).

دانلود تحقیق و پایان نامه

اثربخشی این درمان، در اختلالاتی نظیر دردهای مزمن( کابات زین، 1990 ) ، افسردگی(تیزدل و همکاران، 2000)، اختلالات وسواسی (سجادیان، نشاط دوست، مولوی و معروفی؛ 1387) وهمانند آنها به اثبات رسیده است.

تصویر مرتبط با افسردگی در روانشناسی Psychological depression

شناخت­درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، از روی مدل کاهش استرس مبتنی بر روش ذهن آگاهی کابات-زین ساخته شده و اصول درمان شناختی به آن اضافه شده است. این نوع شناخت درمانی شامل مدیتیشن­های مختلف، یوگای کشیدگی، آموزش مقدماتی دربارۀ افسردگی، تمرین مرور بدن و چند تمرین شناختی است که ارتباط بین خلق، افکار، احساس و حس های بدنی را نشان می­دهد. تمامی این تمرین ها، به نوعی توجه به موقعیت­های بدنی و پیرامون را در«لحظه­ی حاضر» میسر می­سازد و پردازش­های خودکار افسردگی­زا را کاهش می­دهد. در حالت­های «توجه آگاهانه» پخش اطلاعات از چرخه­های دوطرفه­ی معیوب، به طرف تجربه­ی فوری و کنونی چرخش پیدا می­ کند . در اصل، آموزش ذهن­آگاهی به افراد یاد می­دهد که چگونه مهارت­ های عادتی (واقع درموتور مرکزی ) را از حالت تصلب خارج و با جهت دادن منابع پردازش اطلاعات به طرف اهداف خنثای توجه، مانند تنفس یا حس لحظه، شرایط را برای تغییر آماده کنند.  بنابراین، به کار گرفتن مجدد توجه به این شیوه، از افزایش یا ماندگاری افسردگی جلوگیری می­ کند و باعث می­ شود چرخه­های پردازش معیوب کمتر در دسترس قرار گیرند.

  1. Marsha Linehan
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:05:00 ق.ظ ]




نسخه های گوناگون درمان ذهن­آگاهی

در دو دهه­ اخیرعلاوه بر ذهن­آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی، تعداد زیادی از مداخلات و درمان­های دیگر مبتنی بر ذهن­آگاهی ظهور کرده ­اند)بائر،2006)، این مداخلات شامل تمرین توجه متمرکزاست که درآن فرد توجه خود را روی یک محرک خاص همچون تنفس، احساس­های بدنی و غیره در طول یک دوره­­ زمانی خاص متمرکز می کند و برای این کار از تکنیک­های آرامبخش ذهنی و جسمی و فنون شناختی بهره می­گیرند(کران،2009). که از آن جمله می­توان به موارد زیر اشاره کرد؛

روش کاهش اضطراب مبتنی بر ذهن آگاهی( کابات زین،2003،1990)؛ هدف این روش آموزش ذهن آگاهی به بیماران به منظور افزایش رویکردهای ذهن­آگاهی برای مواجهه با موقعیت های استرس­زا است. این روش در گروه هایی آموزش داده می­ شود که هدف یادگرفتن مهارت­ های مقابله با استرس و تنظیم هیجان است(بیشاپ،2002).

ذهن­آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی؛ یک مداخله­ی گروهی است که مهارت­ های ذهن­آگاهی را با تکنیک­های درمان شناختی ترکیب می­ کند تا فرد بر افکار خود متمرکز شود، البته بر خلاف درمان شناختی ، در این شیوه­ درمانی هدف تغییر محتوای فکر نیست (بایر،2006؛ هایز و همکاران،2006)، بلکه فرد یاد می­گیردتا افکار و احساساتش را به شیوه­ای متفاوت ببیند(هایز وهمکاران،2006).

رفتار درمانی دیالکتیکی، به عنوان یک رفتاردرمانی چند بخشی توصیف شده است، چرا که تفکر دیالکتیکی را با آموزش یک سری از مهارت ­ها مانند مهارت­ های ذهن­آگاهی ترکیب می­ کند(لینهان،1993). موفقیت این شیوه­ درمانی در درمان اختلال شخصیت مرزی، سوء­مصرف مواد و اختلال خوردن به اثبات رسیده است(راندولف و همکاران،1999).

درمان پذیرش و تعهد ؛ در این روش درمانی عناصر رفتاری و ذهن­آگاهی و تعهد با­هم ترکیب می­ شود. هدف این شیوه­ درمانی بهبود بخشیدن انعطاف پذیری روانی از طریق آموزش تعهد وبودن درزمان حال است. در این شیوه از تکنیک های درمان شناختی رفتاری، گشتالت درمانی و درمان ذهن­آگاهی استفاده می­ شود(هایز وهمکاران،2006).

ذهن­آگاهی مبتنی بر پیشگیری از عود؛ ترکیبی است از تمرین ذهن­آگاهی همراه با درمان پیشگیری از عود برای سوء­مصرف­ کنندگان مواد(مورن،گریکو و وینر؛2002) که از تکنیک­های ذهن­آگاهی مانند دیدن افکار به عنوان وقایع ذهنی زمان حال وپذیرش افکار استفاده می­ کند (هایز و همکاران،2006).

2-1-1-4-مکانیسم عمل ذهن­آگاهی

فنون ذهن­آگاهی در افزایش آرام­بخشی عضلانی و کاهش نگرانی، استرس و اضطراب مؤثر می­باشد(کابات زین، 2003). به­نظر می­رسد مکانیسم اصلی ذهن­آگاهی خودکنترلی­توجه باشد چرا که متمرکزکردن مکرر توجه روی یک محرک خنثی مثل تنفس، یک محیط توجهی مناسب بوجود می­آورد (سمپل، ریدومیلر،2005). مطالعات محدودی روی اثربخشی مداخلات و تکنیک­های مبتنی بر ذهن­آگاهی صورت گرفته است که از آن جمله می­توان به پژوهش های لیندن (1973) روی اثر بخش بودن ذهن­آگاهی روی اضطراب امتحان و پیشرفت تحصیلی، و مطالعه مرداک(1973؛ به نقل از سمپل و همکاران،2005)روی افزایش توجه و آرامش عضلانی و بررسی مفید بودن این تکنیک­های روی افزایش تنظیم توجه اشاره کرد.

شناخت­درمانی مبتنی بر ذهن­آگاهی شامل مدیتیشن­های مختلف، یوگای­کشیدگی، آموزش­مقدماتی درباره افسردگی، تمرین مرور بدن و  چند تمرین شناخت­درمانی است که ارتباط بین خلق، افکار، احساس و حس­های بدنی را نشان می­دهد تمام این تمرین­ها، به نوعی توجه به موقعیت­های بدنی و پیرامون را در« لحظه­ی ­ حاضر»میسرمی­سازد و پردازش­های خودکار افسردگی­زا را کاهش می­دهد.  در این شیوه، منابع حسی مانندالگوهای معنایی است.  تمرین­های بدنی، باعث تغییر شکل مدل طرحواره می­ شود)تیزدل  و همکاران؛2000).

افسردگی در روانشناسی Psychological depression

در ذهن­آگاهی،  فرد در هر لحظه از شیوه­ ذهنی آگاه می­ شود و مهارت­ های شناسایی شیوه ­های مفیدتر را فرا می گیرد.  برای ذهن، دو شیوه­ اصلی در نظر گرفته می­ شود: یکی«بودن» و دیگری«انجام دادن». در ذهن­آگاهی فرامی­گیریم که ذهن را از یک شیوه به سوی شیوه­ دیگر حرکت دهیم(کابات زین به نقل از سگال و همکاران،2002). ذهن­آگاهی مستلزم راهبردهای رفتاری، شناختی و فراشناختی ویژه برای متمرکز کردن فرایند توجه است که به نوبه­ی خود به جلوگیری از مارپیچ فروکاهنده­ی خلق منفی – فکر منفی – گرایش به پاسخ­های نگران کننده و رشد دیدگاه جدید و پدیدآیی افکار و هیجان­های خوشایند منجر می­ شود (سگال و همکاران،2002).

1.Baer

1.Crane

  1. 2. Mindfulness-Based Stress Reduction (MBSR)
  2. 3. Dialectical Behavior Therapy

4.Linehan

  1. Acceptance and Commitment Therapy

1.Mindfulness Based Relapse Prevention(MBRP)

2.Morone,Greco&Weiner

  1. Sample, Reid & Miller

4.Linden

5.Murdock

6.Mentak gear

7.being

1.doing

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:05:00 ق.ظ ]




اثر بخشی درمان ذهن­ آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی

درمان­های مبتنی بر ذهن­آگاهی بواسطه­ی  این که به هردو بعد جسمانی و ذهنی می ­پردازد دارای اثر بخشی بالایی برای درمان برخی اختلالات بالینی و بیماری­های جسمانی گزارش شده است. تاکنون پژوهش­های زیادی اثربخشی آموزش این شیوه­ درمانی را نشان داده­اند،  برای مثال پژوهشگران 145 بیمار افسرده­ی  بهبودیافته را آموزش ذهن­آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی دادند و بعد از 60 هفته پیگیری، نتایج نشان دادند که احتمال افسردگی مجدد در بیمارانی که ریسک بالای برگشت بیماری را داشتند)برای مثال، افرادی که سه دوره یا بیشتر افسردگی را تجربه کرده بودند  (40درصد شده است، در­حالی­که این احتمال در افراد افسرده­ای که این آموزش را ندیده بودند،66درصد بود(اسپیکام ، کارلسون، گودی و آنگن؛200). تیزدل و همکاران(1995به نقل از حیدری،1380) به نتایج مشابهی اشاره کردند که نشان می­داد میزان عود از 78 درصد به 36 درصد کاهش پیدا کرده است.  در پژوهش دیگری، سون، نیکلیک، پاپ و پاور(2011) 231 دانشجوی دانشگاه پنسیلوانیا را به طور تصادفی به دو گروه 10 نفری آزمایشی و کنترل تقسیم کرد و با هدف پیشگیری از اضطراب و افسردگی آنها را تحت آموزش ذهن­آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی قرار داد.  پس از یک دوره­ یک­ساله پیگیری، شرکت­کنندگان در دوره­ آموزشی نسبت به گروه کنترل به طور معنی­داری اضطراب و افسردگی و نگرش های ناکارآمد کمتری داشتند.

عکس مرتبط با افسردگی در روانشناسی Psychological depression

در مورد تاثیر ذهن­آگاهی بر بیماری­های مزمن، فولی ، بایلی، هوکستر، پرایس و سینکلیر(2010)115نفرازبیماران سرطانی را به عنوان گروه نمونه انتخاب کردند و برایشان برنامه­ی آموزشی هشت هفته­ای، هفته­ای یک جلسه، ذهن آگاهی گذاشتند،10هفته بعد نتیجه­ پیش­آزمون و پس­آزمون­ها نشان داد که شرکت­کنندگان در مقیاس­های اضطراب، افسردگی و نگرانیکاهش معنادار و در مقیاس کیفیت زندگی بهبود معناداری نشان دادند.

هچنین در تحقیقات متعدد دیگر درباره اثر بخشی مداخله­ی ذهن­آگاهی بر سرطان و درد مزمن نتیجه نشان داد که در این بیماری ها مداخله­ی ذهن­آگاهی منجر به کاهش مشکلات هیجانی و افزایش خلق و خو در این بیماران شد(گروسمن، نیمن، اسمیت و والاچ،2004؛ مورون و همکاران،2008). همچنین در مطالعه­ سون و همکاران(2011) با هدف بررسی اثر بخشی مداخله­ی ذهن­آگاهی بر بیماران دیابتی که در آن دو گروه بیمار دیابتی(گروه کنترل و گروه مداخله) شرکت داشتند، نتیجه­ تحقیق نشان داد که شرکت در گروه مداخله منجر به افزایش کیفیت زندگی، کاهش میزان فشار خون و اضطراب، استرس و افسردگی در این بیماران شده بود. همچنین بیماران دیابتی که در گروه مداخله­ی ذهن آگاهی شرکت کرده بودند نسبت به گروه کنترل در شاخص فشار خون و میزان HbA1cکاهش معناداری نشان دادند.

پایان نامه - تحقیق

ذهن­آگاهی مبتنی بر شناخت­درمانی ، برای اولین بار در ایران در حوزه­ اختلالات خوردن مورد استفاده قرار گرفت. نتایج، نشان­داد که ذهن­آگاهی مبتنی بر شناخت­درمانی در کاهش­چاقی موثراست و نتایج حاصل از پیگیری یک ماهه، پایداری نتایج را نشان داد(موسویان و همکاران،1389).

2.Speca,Carlson,Goodey&Angen

3.Son,Nyklicek,Pop&Pouwer

1.Foley,Bailie,Huxter,Price&Sinclair

2.Distress

3.Grossman,Niemann,Schmidt&Walach

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:04:00 ق.ظ ]




تعریف درمان شناختی رفتاری

درمانگری شناختی­رفتاری شکل سازمان­یافته­ای از درمانگری است که به واسطه­ الگوی شناختی هدایت می­ شود. الگوی شناختی بیانگر آن است که تفکر نارسا و ارزیابی شناختی غیرواقع­گرایانه در مورد رویدادهای معینی از زندگی می­توانند به طور منفی احساس­ها و رفتار را تحت تاثیر قرار دهند و این فرایند متقابل است و مولد اختلال­های شناختی بیشتری خواهد بود(علی پور،1390). به­عبارتی درمان شناختی رفتاری، نوعی روان‌درمانی است که به بیماران کمک می‌کند تا به درک افکار و احساساتی که بر روی رفتارشان تأثیر می‌گذارد، نایل گردند. درمان شناختی رفتاری در حال حاضر برای درمان تعداد زیادی از اختلالات، از جمله هراس‌ها (فوبیا)، اعتیاد، افسردگی و اضطراب به­کار گرفته می‌شود. درمان شناختی رفتاری عموماً کوتاه مدت است و بر کمک به بیماران در پرداختن به یک مشکل­خاص تمرکزدارد.  در خلال دوره­ درمان، فرد یادمی‌گیرد که چگونه الگوهای فکری مخرّب یا مزاحمی که دارای تأثیرات منفی برروی رفتارش هستند را شناسایی­کند و تغییردهد.
2-1-2-2-اصول و مولفه‌های درمان شناختی رفتاری

فلسفه‌ای که در پشت درمان شناختی­رفتاری قراردارد این است که افکار و احساسات ما نقش کلیدی و بنیادی در رفتار ما دارند. برای مثال، فردی که زمان زیادی را صرف فکرکردن به سوانح هوایی می‌کند ممکن است رفته­رفته از مسافرت‌های هوایی اجتناب­کند. هدف درمان شناختی رفتاری آموزش این نکته به بیماران است که با وجودی­که آن‌ ها نمی‌توانند بر تمام جنبه‌های دنیای پیرامونشان کنترل داشته باشند امّا می‌توانند چگونگی تعبیر و تفسیر و پرداختن به چیزهایی که در محیط‌شان وجود دارد را کنترل کنند                                                .
درمان شناختی رفتاری در سال‌های اخیر هم در بین بیماران و هم درمانگران محبوبیت زیادی یافته است. از آنجا که درمان شناختی رفتاری، یک درمان کوتاه مدت است معمولاً کم هزینه‌تر از سایر گزینه‌های درمانی است. مزایای این روش درمانی از نظر تجربی به­اثبات رسیده و نشان داده شده است که به طور موثری به بیماران در غلبه بر انواع گسترده‌ای از رفتارهای ناسازگارانه کمک می‌کند                                  .
مردم غالباً افکار و احساساتی را تجربه می‌کنند که باعث تشدید یا تقویت باورهای معیوب و نادرست در آنان می‌گردد. چنین باورهایی می‌تواند به رفتارهای مشکل‌زا منجرگردد و جنبه‌های مختلف زندگی فرد شامل خانواده، روابط عاطفی، کار و تحصیل را تحت تاثیر قرار دهد. برای مثال، فردی که اعتماد به نفس پایینی دارد ممکن است افکار منفی درباره توانائی‌ها و قابلیت‌های خود را تجربه کند. در نتیجه با این الگوهای فکری منفی، ممکن است او شروع به کناره‌گیری از اجتماع کند و یا از فرصت‌های پیش­آمده برای ارتقاء در کار یا مدرسه صرفنظرکند                        .
درمانگر شناختی­رفتاری، برای مبارزه با این افکار و رفتارهای مخرّب، ابتدا به بیمار کمک می‌کند تا باورهای مشکل‌زای خود را شناسایی کند. این مرحله که تحلیل عملکردی نام دارد برای یادگیری این­که چگونه افکار، احساسات و موقعیت‌ها می‌توانند در رفتارهای ناسازگارانه نقش داشه باشند اهمیت دارد.  این فرایند ممکن است سخت و پیچیده باشد، به­ویژه برای بیمارانی که با درون‌نگری مشکل دارند، امّا نهایتاً می‌تواند به شناخت خود و بینشی که بخش اصلی فرایند درمان است منجر گردد                                                      .
بخش­دوم درمان شناختی رفتاری بر رفتارهای واقعی که در مشکل دخیل هستند تمرکز دارد. بیمار شروع به یادگیری و تجربه­ی مهارت‌های جدیدی می‌کند که می‌توانند بعداً در وضعیت‌ها و شرایط واقعی به­کار گرفته شوند. برای مثال، فردی که از اعتیاد رنج می‌برد ممکن است به تجربه­ی مهارت‌های انطباقی و روش‌های تمرینی جدیدی برای اجتناب از موقعیت‌های اجتماعی که می‌تواند باعث عود بیماری گردد بپردازد                                    .
در اغلب موارد، درمان شناختی رفتاری یک فرایند تدریجی است که به فرد کمک می‌کند تا گام به گام به سمت تغییررفتار حرکت کند. مثال خوبی از رفتاردرمانی، کاری است که درمانگر با مراجعه کننده­ خود برای غلبه او بر هراس از ارتفاع انجام می­دهد. درمانگر ممکن است فرد را تشویق کند که از طریق آزمایش و تجربه، به­تدریج با هراس خود از ارتفاع مواجه گردد. فرد ممکن است ابتدا خود را ایستاده بر بام یک ساختمان بلند و یا سوار بر یک آسانسور تصور کند. سپس فرد خود را به آرامی در معرض سطوح بالاتر و بالاتری از هراس خود قرار می‌دهد تا آن که سرانجام هراس او به طور کامل از بین برود.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:04:00 ق.ظ ]




هدف درمانگری شناختی رفتاری

هدف درمانگری شناختی رفتاری آموزش مراجع برای جایگزین نمودن تفکر تحریف شده و ارزیابی شناختی غیرواقع­گرا با ارزیابی­های سازگارانه­تر و واقع­گرایانه­تر است. مراحل آغازین درمانگری شامل آموزش مراجعان در مورد ارتباط میان عوامل به­راه­اندازنده­ی وابسته به موقعیت، افکار خودکار و واکنش­های هیجانی، رفتاری و فیزیولوژیکی بر اساس الگوی شناختی است(بک،1995به نقل از علی پور،1390). همچنین مراحل آغازین درمانگری شامل ارائه­ تکالیف خانگی، آزمایش­های رفتاری و یادگیری تجربه­هایی است که به مراجعان شناسایی، نظارت­گری و ارزشیابی اعتبار افکار خودکار را آموزش می­ دهند. این کار باعث می­شودتا حدودی علائم تسکین یابند. مراحل بعدی درمانگری شامل شناسایی و اصلاح باورهای واسطه­ای و باورهای هسته­ای است که زیر بنای افکار خودکار بوده و در تضاد با موقعیت­ها قرار دارند و افراد را مستعد اشتغال به تفکر نارسا می­ کنند. مراحل پایانی درمانگری بر جلوگیری از عود و قدرتمند نمودن مراجع است(علی پور،1390).

2-1-2-4-کاربردهای درمان شناختی رفتاری

درمان شناختی رفتاری برای درمان طیف وسیعی از اختلالات، از جمله اضطراب، هراس‌ها، افسردگی، اعتیاد و انواع رفتارهای ناسازگارانه مورد استفاده قرار گرفته است. درمان شناختی رفتاری یکی از روش‌های درمانی است که بیشترین پژوهش‌ها را به خود اختصاص داده زیرا این روش درمانی بر هدف مشخصی تمرکز دارد و نتایج آن نسبتاً به­سادگی قابل ارزیابی است                                          .
درمان شناختی­رفتاری غالباً برای بیمارانی که با درون‌نگری مشکلی ندارند مناسب است. برای اثربخش بودن درمان شناختی رفتاری، فرد باید آماده و خواستار صرف وقت و تلاش برای تحلیل افکار و احساسات خود باشد. چنین خودکاوی می‌تواند مشکل باشد امّا روشی عالی برای یادگیری بیشتر درباره چگونگی تاثیر وضعیت درونی بر رفتار بیرونی است                                                          .
درمان رفتاری شناختی همچنین برای کسانی مناسب است که در جستجوی گزینه‌های درمانی کوتاه مدتی هستند که لزوماً مستلزم دارودرمانی نباشد. یکی از بزرگترین مزایای درمان شناختی رفتاری این است که به بیماران در به­وجود­آوردن مهارت‌های انطباقی که هم در حال و هم در آینده می‌توانند مفید واقع گردند، کمک می‌کند.

افسردگی در روانشناسی Psychological depression

آموزش گروهی شناختی رفتاری روی­هم­رفته به بیماران کمک می­ کند تا رژیم غذایی خود را به خوبی رعایت کنند، میزان قند خون خود را بدون به­خطر افتادن سلامتی به­خوبی کنترل کنند و بهزیستی روانی خود را ارتقا بخشند(پورشریفی و همکاران،1390).

2-1-2-5-اثر بخشی درمان گروهی شناختی رفتاری در بیماران دیابتی

نتایج تحقیق اسنوک و اسکینر(2002) در اجرای آموزش گروهی شناختی رفتاری با بیماران دیابتی نشان داد که پس از اجرای این مداخله میزان HbA1cبیماران به طور معناداری کاهش یافته­بود.

وینگر و همکاران(2002) آموزش شناختی رفتاری را با آموزش­هایی مقایسه کردند که به طور معمول برای کنترل قندخون ارائه می­ شود، مداخله­ی آنها عبارت بود از بازسازی شناختی و آموزش آرمیدگی. نتایج این پژوهش نشان داد که در هر دو شرایط، سطح هموگلوبین گلیکوزیله کاهش می­یابد، ولی کیفیت زندگی تنها در بیمارانی ارتقاء می­یابد که آموزش شناختی رفتاری دریافت کرده ­اند. ون و همکاران(2005)نیز در پژوهشی، آموزش گروهی شناختی­رفتاری را در بیماران دیابتی نوع1اجرا کردند که آشفتگی روان شناختی بالا و علائم افسردگی داشتند، نتایج پژوهش آنها نشان داد که آموزش گروهی شناختی­رفتاری در کاهش هیجان­های منفی، افزایش خودکارآمدی مرتبط با دیابت و رفتارهای مراقبت از خود و کنترل قندخون موثر است(پورشریفی و همکاران،1390).

سورویت و همکاران (2002)، تاترسال،مک کولچ و اولین (1985)، در بیماران دیابتی نوع2 و رولنیک،میلر و بوتلر(2007) در بیماران دیابتی نوع 1 پس از اجرای مداخله­ی آموزشی گروهی شناختی رفتاری با هدف کاهش میزان افسردگی ، تفاوت معناداری بین گروه آزمایش وکنترل یافتند.

حیدری(1380)پس از اجرای مداخله­ی گروهی شناختی رفتاری در نوجوانان مبتلا به دیابت نوع1 به این نتیجه رسید که تفاوت معناداری بین سطح اضطراب پیش­آزمون و پس­آزمون در گروه آزمایش وجود داشت، همچنین نتایج تست قندخون نمایانگر کاهش هموگلوبین گلیکوزیله و رسیدن به سطح کنترل بهینه در گروه آزمایش بود. کانون کنترل­سلامت نیز نسبت به گروه کنترل در جهت درونی شدن، تغییرات معناداری نشان داد.

نتایج پژوهش دوازده امامی و همکاران(1388) نیز نشان داد که آموزش گروهی شناختی رفتاری در کاهش علائم استرس در بیماران دیابتی مفید است، در این تحقیق دو گروه 20نفره(آزماش و کنترل) بیمار دیابتی نوع دو شرکت داشتند که در دوازده جلسه مداخله­ی شناختی رفتاری شرکت کردند، پس از پایان مداخلات تفاوت بین دو گروه در کاهش میزان اضطراب، استرس و افسردگی و نیز میزانHbA1cمعنادار بود.

1.Surwit

2.Tattersall,McCulloch&Aveline

3.Rollnick,Miller&Butler

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:04:00 ق.ظ ]




شواهد تجربی از کاربرد مصاحبه ­ی انگیزشی در بیماران دیابتی

روش بالینی مصاحبه­ی انگیزشی اولین بار در سال 1983 به عنوان مداخله و نوعی درمان کوتاه­مدت برای درمان معتادان به مشروبات الکلی ،که در آن انگیزه­ی بیمار، مانع رایجی محسوب می­گردد، طراحی گردید. در آغازسال1990در سایر اختلالات مربوط به سلامتی به ویژه بیماری­های مزمن که در آنها تغییر رفتار عامل مهم و انگیزه­ی بیمار چالشی معمولی است مورد آزمایش قرار گرفت(رولنیک و میلر،2007). استفاده از مصاحبه­ی انگیزشی در دنیا به سرعت در حال پیشرفت است، به­طوریکه طی سه سال، انتشارات در این زمینه تقریبا دو­برابر شده است.  این رویکرد به سرعت از اعتیاد، به حوزه­  سیستم های سلامت، ارتقای بهداشت و اختلالات روان­شناختی و اخیرا به حیطه­های اصلاح و تربیت نیز سرایت کرده است( کوکس، 2004به نقل از نویدیان، عابدی، باغبان، فاتحی زاده و پورشریفی؛1389). در سال­های اخیر، مصاحبه­ی انگیزشی به محدوده­  بیماری­های مزمن راه­یافته است.  بیماران مزمن نیازمند تغییرات رفتاری و سبک­زندگی در حد بسیار وسیعی هستند تا بتوانند سلامتی خود را حفظ کنند(نویدیان و همکاران،1389).

در حمایت ازاینکه مصاحبه­ی انگیزشی سبب می­ شود بیمار دیابتی از دستورات درمانی پیروی کند علاقه­ فزاینده­ای وجود دارد(کارینو ، کوک وگولانیک؛2004؛ دهرتی و روبرتز،2002؛ استوت ، رولنیک، ریس وپیل،1995؛ استوت ، ریس، رولینک، پیل و هاکت؛1996). اسمیت ، هکمیر،کرت و ماسون(1997) در یک مطالعه­ کنترل شده با هدف بررسی این موضوع که آیا اضافه­کردن سه­جلسه درمان مصاحبه­ی انگیزشی به یک برنامه­ی رفتاری کاهش وزن استاندارد در بیماران دیابتی نوع دو بر کاهش وزن آنها تاثیر داردیا نه؟یافتند که گروه آزمایش که برنامه­ی مداخله­ی مصاحبه­ی انگیزشی را دریافت کرده بودند نسبت به گروه کنترل در کاهش وزن و به­دنبال آن کاهش میزان هموگلوبین گلیکوزیله موفق­تر بودند.

در مطالعه­ دیگر(کلارک و هامپسون،2001؛ کلارک ، گنگ و کاکیرتی،2001)با هدف بررسی اثربخشی مصاحبه­ی انگیزشی در بیماران دیابتی به­این نتیجه رسیدند که گروه آزمایش که مداخله­ی مصاحبه­ی­انگیزشی­کوتاه دریافت می کردند نسبت به گروه­کنترل که تحت درمان معمولی قرار داشتند در کنترل وزن موفقیت بیشتری کسب کردند، البته لازم به ذکر است که گروه آزمایش تحت پی­گیری تلفنی 10دقیقه­ای در هفته­ی اول، سوم و هفتم پس از مداخله قرار گرفتند که به علت این پی­گیری های تلفنی ، محققین نسبت دادن نتیجه را به اثر بخشی مصاحبه­ی انگیزشی با احتیاط بیان می­ کنند.

واینر، کریستی، تیلور و هی(2003)در یک مطالعه­ کنترل شده روی نوجوانان دیابتی نوع1، نشان دادند که گروه آزمایش که مداخله­ی شش هفته­ای مصاحبه­ی انگیزشی همراه با درمان رفتاری شناختی دریافت می کردند نسبت به گروه کنترل که هیچ­نوع مداخله­ای دریافت نمی­کردنددر یک پی­گیری4-6ماهه5/1%ودر پی­گیری7-12 ماهه3/1%کاهش بیشتری در میزانHbA1cخود نشان دادند.

1.Carino,Coke&Gulanick

2.Deherty&Roberts

3.Stott,Rollnick,Rees&Pill

4.Hackett

5.Smith,Heckemeyer,Kratt&Mason

1.Clark&Hampson

2.Gong&Kaciroti

3.Viner,Christie,Taylor&Hey

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:03:00 ق.ظ ]




مداخله­ ی گروهی روانی اجتماعی

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

2-1-4-1-پیشینه­ی مداخلات گروهی روانی اجتماعی

اختراع میکروسکوپ،کشف میکروب و پیشرفت علم تشریح باعث­ شد که توجه پزشکان صرفا به­نقش عوامل زیستی در ایجاد و گسترش بیماری­ها معطوف شود. در نتیجه پیشرفت­های پزشکی و اعتقاد به جدایی جسم و روان اساس رویکرد و الگویی جدید برای درک مفهوم سلامت و بیماری شد. این الگوی جدید به­مدل زیستی-پزشکی معروف است. طبق مدل زیستی-پزشکی بیماری به­بدن و مکانیسم های فیزیولوژیکی و جسمی مربوط است و ارتباطی به مسائل روانی-اجتماعی ندارد(انگل،1977به نقل از علی پور،1390). الگوی زیستی –پزشکی همواره از طرف دانشمندان به­ویژه روان­شناسان و روان­پزشکان از جمله انگل مورد انتقاد قرار­گرفته­است. وی معتقد است که هر تغییر بیو­شیمیایی مستقیما قابل ترجمان به بیماری نیست، بروز یک بیماری در نتیجه­ تغییرات بیو شیمیایی و عوامل روان­شناختی است. به­علاوه وی معتقد است که متغیر­های روانی اجتماعی تعیین ­کننده­ های بسیار مهم آسیب­پذیری، شدت و شروع بیماری هستند که در مدل سنتی به آنها توجه نشده است. همچنین به­اعتقاد وی موفقیت اغلب درمان­های زیستی تحت تاثیر عوامل روانی اجتماعی از جمله اثر پلاسبو(دارونما)است(برل-کاریو و همکاران،2004به نقل از علی پور،1390).

با شدت گرفتن انتقادات نسبت به الگوی زیستی-طبی، در ربع آخر قرن بیستم الگوی جدید زیستی-روانی و اجتماعی توسط انگل(1977) معرفی شد. طبق این الگو، سلامت ما (وبیماری) نتیجه­ تعامل متقابل عوامل زیستی، روان­شناختی و اجتماعی است. در نتیجه عامل ایجاد یک بیماری تک­علتی نیست بلکه بیماری، محصول عوامل متعدد است و درمان نیز باید چند­وجهی باشد. این الگو از نظریه­ سیستم­ها نیز تاثیر پذیرفته است یعنی معتقد است در ایجاد بیماری سیستم های بدنی، روان شناختی و اجتماعی دخیل هستند.

مقایسه­ دو مدل و الگوی فوق نشان می­دهد که مدل دوم هم کامل­تر و هم جامع­تر است. همچنین با تجارب شخصی ما و پژوهش­ها سازگارتر است و نیز با تعریف سازمان بهداشت جهانی از سلامت مطابقت دارد(علی پور،1390). حمایت اجتماعی که به « امکاناتی که دیگران برای فرد فراهم می­ کنند»و یا به­عنوان «معرفتی که باعث می­ شود فردی باور کند که مورد احترام و علاقه­ دیگران بوده، عنصری ارزشمند و دارای شأن به شمار آمده و به  یک شبکه­ی  اجتماعی روابط و تعهدات متقابل تعلق دارد»یکی از واسطه های استرس-بیماری است(مارموت،2008 به نقل از زارع شاه آبادی،1389). برخی حمایت اجتماعی را واقعیتی اجتماعی و برخی آن را ناشی از ادراک فرد می دانند. ساراسون(1988) حمایت اجتماعی را مفهومی چند بعدی می­داند که هر دو مفهوم را دربر­می­گیرد(علی پور،1383). پژوهش های مختلف نشان داده است که حمایت اجتماعی با سلامتی و بیماری رابطه دارد. برای توجیه این رابطه دو مدل مطرح شده است؛ مدل سپر­مانند که بر اساس آن حمایت اجتماعی همانند سپری اثرات منفی استرس به­ویژه استرس­های شدید را می­کاهد و مدل تاثیر مستقیم که معتقد است صرف نظر از وجود یا عدم وجود استرس، بالا بودن حمایت اجتماعی با افزایش سلامتی و کاهش بیماری مرتبط است(علی پور،1390). به­بیان دیگرحمایت اجتماعی از طریق دو فرایند عمده بر کنترل بیماری دیابت مؤثر است1-اثر مستقیم حمایت اجتماعی از طریق رفتارهای مرتبط باسلامت مثل تشویق رفتارهای سالم2-اثر تعدیل­کننده­ حمایت اجتماعی که به تعدیل آثار فشارعصبی حاد و مزمن بر سلامت و همچنین افزایش سازگاری با فشار عصبی بیماری دیابت کمک می­ کند(مارموت و ویلکینسون،2008).

تحقیقات مختلف نشان داده است که حمایت اجتماعی تغییرات فیزیولوژیک ناشی از استرس­ها را می کاهد و تغییرات مثبتی در شاخص­ های فعالیت ایمنی بدن ایجاد می­ کند. همین­طور حمایت اجتماعی باعث افزایش رفتارهای حافظ سلامتی از جمله خواب مناسب و کنترل وزن می­ شود و رفتارهای تهدید کننده­ سلامتی و نیز استرس را کاهش می­دهد. مشاهده شده است که هم حمایت اجتماعی عمومی و هم حمایت مربوط به دیابت با تبعیت از رفتارهای خود مراقبتی در بیماران دیابتی همبستگی دارد(وانگ و فنسک،1996؛ التو و یوتلا،1997؛ گیلیبرند و استونسون،2006؛ تلجامو و هنتینن،2001؛ فام،فورتین و تیبودیو،1996؛ ون،شفرد و پارچمن،2004،البریت،2001؛ گری سویلا،ناوا و مالاکارا،1995). به­عبارتی حمایت اجتماعی که هدف مداخلات روانی اجتماعی است سبب افزایش توان سازگاری فرد می­ شود و واکنش‌های سازگارانه نیروی بالقوه فرد را به حرکت در­‌آورده و بر­عکس واکنش‌های ناسازگارانه باعث عمیق‌تر­شدن نگرانی حاصل از بیماری، انحطاط، واپس‌گرایی و در نهایت بروز اختلالات روانی- اجتماعی می‌گردد(علی پور،1390). در واقع مداخلات روانی اجتماعی ریشه در نظریه­ شناخت اجتماعی بندورا دارد که مبتنی بر ارتباطات تعاملی و دینامیک بین عوامل محیطی، عوامل شخصی و رفتار فرد است و می‏تواند به عنوان پایه‏ای برای استراتژی‏های مداخله بکار رود(بندورا،1986).

1.Marmot&Wilkinson

2.Sarason

3.Marmot

1.Wang&Fensk

2.Aalto&Uutea

3.Gillibrand&Stevenson

4.Toljamo&Hentinen

5.Pham,Fortin&Thibaudeau

6.Wen,Shepherd&Parchman

7.Albright

8.Gray-sevilla,Nava&Malacara

9.Bandura

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:03:00 ق.ظ ]




اثربخشی مداخلات روانی اجتماعی

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

مطالعه ای توسط معزی و همکاران(1386)، به­منظورارزیابی تأثیر حمایت­های روانی در بهبود عواقب­روانی ناشی از حادثه، بر روی 41 نفر از کودکان و نوجوانان 15-5 ساله روستای سفیلان که در حادثه­ی آتش­سوزی مدرسه حضور داشتند انجام­شد.  شرکت­کنندگان بلافاصله پس از واقعه، پرسشنامه­ PTSD یول را تکمیل و سپس در چهار­جلسه مداخلات روانی شرکت­کردند. 5ماه پس از مداخلات، دوباره پرسشنامه­ مذکور را تکمیل نمودند. نتایج این پژوهش کاهش معنادار میزانPTSDرا از14/61 قبل از مداخله به 19/48 بعد از مداخله نشان داده­است(اصلی­نژاد و همکاران،1389).

2-1-4-3-مداخلات روانی اجتماعی گروهی در بیماران دیابتی

بیماران دیابتی با چهار­نوع مساله­ی روانی اجتماعی مواجه می­شوند؛ اولین مساله پیامدهای روان شناختی نشانه­ها و بحران دیابت است که بخشی از این مساله مربوط به شروع دیابت و بخشی دیگر مربوط به شکایات جسمی حاصل از دیابت است.نیاز به مداخلات روانی اجتماعی گروهی در افراد دیابتی در مطالعات مختلف بارها ذکر شده است(اسنک و اسکینر،2002؛ روبین و پیروت،1992،2001؛ دلاماتر وهمکاران،2001). هدف اصلی بکار­بردن مداخلات روانی اجتماعی هم کنترل قند­خون و هم افزایش کیفیت­زندگی این بیماران است(لورنز همکاران،1996). از آنجا که فشار­روانی حاصل­از این بیماری که متوجه بیماران است زیاد است بکار­بردن مداخلات روانی اجتماعی ضروری است و به­کار­بردن این مداخله به شکل گروهی بهتر و مقرون به­صرفه­تر است(اسکیلر و اودو،2002).

در بیماران مزمن نسبت به بیمارانی که مشکلات حاد جسمی دارند کاربرد مداخلات روانی اجتماعی معمول تر و دارای پیشینه­ی بیشتری است. این نوع مداخلات گروهی به چهار دسته تقسیم می­شوند: دسته­ی اول گروه­هایی است که با علائم روان­شناختی حاصل از دیابت به­ویژه اضطراب و افسردگی در این بیماران سرو کار دارند(اسپیرا،1997). نتیجه­ تحقیقات نشان می­دهد که وقتی این بیماران با تشخیص دیابت مواجه می شوند شرکت در گروه­های مداخله­ی روانی اجتماعی در کاهش این علائم موثر است(لریگ، سبل، ریتر، لورنت وهوبز2001؛ شفرد وهمکاران،1999؛ گالاتزر، امیر، گیل، کرپ و لارن،1982). اسپیس، ساچس، پیچمن وپراگر (1995) با بکار­بردن روش مداخله­ی گروهی روانی اجتماعی در بیماران دیابتی نوع 1کاهش میزانHbA1cرا در این بیماران گزارش داد . همچنین الووی، توث ومک کراگر(2001) با بکار­بردن یک مداخله­ی روانی اجتماعی شش جلسه­ای در بیماران دیابتی که دچار اختلال خوردن نیز بودند به­این نتیجه رسید که میزانHbA1cبه میزان43%کاهش یافته بود، همچنین پی­گیری شش ماهه­ی این مداخله نشان­داد که رفتار غذا خوردن این بیماران به میزان زیادی اصلاح شده بود. کندری، منش، بوون،گرین و لوی(2002). دومین گروه­ها،گروه­هایی هستند که با شکایت­های جسمی حاصل از دیابت مانند مشکلات بینایی در این بیماران سرو­کار دارند. هدف این گروه­ها فراهم آوردن شرایطی است که اطلاعاتی درباره دیابت و مشکلات حاصل از آن به بیماران داده شود . به­علاوه در این گروه­ها بیماران را در جهت افزایش استقلال و عزت­نفس ، کنترل قند­خون و چگونگی استفاده از حداقل بینایی که دارند، مورد حمایت هیجانی قرار می­ دهند(کادیتز،1992). زیتلر، دوران، وادت، هرشباچ و استرین(1995) در یک مطالعه­ کنترل شده در بیماران دیابتی نوع1 که در آن بیماران در شش جلسه­ی یک و نیم ساعته که هفته­ای یک­بار تشکیل می­شد به­این نتیجه رسید که پس از سه­ماه اجرای مداخله میزان ترس بیماران از نشانه­ های آسیب چشمی شان کم شده و راحت­تر بیماری را می­پذیرفتند.گروه سوم کمپ­های دیابتی است، در این کمپ­ها که بیشتر نوجوانان و کودکان مبتلا به دیابت نوع 1نگهداری می­شوند آموزش­هایی جهت کنترل بهتر بیماری به بیماران داده می­ شود. در یک مطالعه­ کنترل شده که در آن256کودک و نوجوان مبتلا به دیابت نوع1نگهداری می­شدند برنامه ها متشکل بود از سه ساعت آموزش تئوری و عملی خودمدیریتی دیابت به علاوه شش ساعت ورزش، درکنار این­ها نیز در کمپ یک روان­شناس حضور داشت که با کمک روان­شناس و با پیشنهاد خود اعضای گروه هر روز درباره یک موضوعی بحث می­کردند(میسوراکا، گنارو، لیونیلو، دوال و الوی،1996). و آخرین گروه گروه­هایی است که با نیاز­های روزانه­ی دیابتی ها سرو­کار دارد. هدف این گروه­ها آموزش راهبرد­های مقابله­ای از طریق آموزش حل­مساله و آموزش مهارت­ های اجتماعی است.

عکس درباره افسردگی Psychological depression

 

1.Rubin&Peyrot

2.Delamater

3.Lorenz

4.Skyler&Oddo

5.Spira

6.Lorig,Sobel,Ritter,Laurent&Hobbs

7.Shepherd

8.Galatzer,Amir,Gil,Krap&Laron

9.Spiess,Sachs,Pietschmann&Prager

 

1.Alloway,Toth&McCargar

2.Kenardy,Mensch,Bowen,Green&Walton

3.Caditz

4.Zettler,Duran,Waadt,Herschbach&Strian

5.Misuraca,Gennaro,Lionello,Duval&Aloi

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:03:00 ق.ظ ]




تعریف دیابت

دیابت قندی یک بیماری مزمن است و زمانی بروز می­ کند که 1)توانایی لوزالمعده در ترشح انسولین کم شده و یا از­بین رفته باشد، یا2) بدن نتواند به طور موثر از انسولین ترشح شده توسط لوزالمعده استفاده کند. انسولین هورمونی است که برای تبدیل قند، نشاسته و دیگر غذاها به­انرژی، مورد­نیاز می­باشد و برای زندگی روزانه ضروری است. اختلال یا عدم ترشح انسولین توسط کبد یا عدم فعالیت مناسب انسولین و یا هر­دو عامل باعث افزایش قند خون(هیپرگلیسمی) و دیگر اختلال­های متابولیکی می­ شود که اگر هیپرگلیسمی به­خوبی کنترل نشود، ممکن است موجب عوارض جدی شود. در دیابت مجموعه ­ای از اختلالات وجود­دارد که باعث گردیده سلول­های بدن نتواند به­نحو مناسب از کربوهیدرات­ها به­عنوان یک ماده غذایی اساسی استفاده نماید، که نتیجه­ آن افزایش میزان فند خون خواهد­بود(بگنر و همکاران،2007؛ هریس و همکاران،2011).

2-2-3-انواع دیابت

مشکلات تقسیم ­بندی دیابت سال­ها وجود داشته­است. اخیرا سازمان بهداشت جهانی(WHO) و انجمن دیابت آمریکا(ADA) آن را به چهار­گروه تقسیم کرده ­اند(هریس وهمکاران،2011):

2-2-3-1-دیابت نوع 1

دیابت نوع1 در گذشته به نام دیابت وابسته به انسولین (IDDM) نامیده می­شد. این نوع دیابت به­خاطر از دست رفتن یا بد­عمل کردن سلول­های سازنده ­ انسولین، سلول­های بتای لوزالمعده ، است. آسیب­رسیدن به این سلول­ها منجر به تولید نشدن انسولین می­ شود .این نوع دیابت را بیماری خود­ایمنی می­نامند یعنی اینکه سیستم ایمنی بدن به سلول­های سازنده ­ انسولین حمله می­ کند و آن­ها را تخریب می­ کند اما علت اینکه سیستم ایمنی چرا به این سلول­ها حمله می ­ند هنوز نامشخص است. به علت اینکه انسولین ، برای ادامه­ی حیات ضروری می­باشد در دیابت نوع 1 به­علت ساخته نشدن این ماده، انسولین باید از طریق دارو وارد بدن شود.حدود 10 درصد از کل دیابت­ها مربوط به دیابت نوع 1 می­باشد.  این بیماری بیشتر در کودکی و نوجوانی و به­ طور­کلی قبل از 30 سالگی بروز می­ کند(بریت،2008؛ هریس و همکاران،2011).

دانلود تحقیق و پایان نامه

2-2-3-2-دیابت نوع2

دیابت نوع2 در گذشته تحت عنوان دیابت غیر­وابسته­به­انسولین خوانده می­شد. در این نوع دیابت پانکراس انسولین کافی تولید نمی­کند و حتی اگر تولید کند نیز سلول­های بدن حساسیت کمی به انسولین نشان می­ دهند که این منجر به تجمع قند­خون می­ شود. حدود 90 درصد ازموارد دیابت مربوط به دیابت نوع2 می­باشد.  این بیماری معمولا از میانسالی به بعد رخ­می­دهد، البته امروزه سن مبتلا شدن به این بیماری در بعضی از کشورها از جمله ایران رو­به­کاهش است. اگر سطوح قند­ خون از 200-180 mgdl/L بیشتر شود نشانه­هایی همچون تشنگی و گرسنگی مفرط و همچنین پرادراری دیده می­ شود که این­ها از علائم اولیه­ی دیابت نوع 2 می­باشند. اغلب افراد مبتلا به دیابت نوع 2 چاق هستند یا اینکه در محدوده­ شکم تجمع چربی دارند. این نوع دیابت به طور معمول به کمک رژیم­غذایی­مناسب، فعالیت­بدنی­کافی و داروهای خوراکی کاهنده­ی قند­خون درمان می­ شود. در برخی موارد نیز برای دستیابی به کنترل گلیسمیک مطلوب نیاز به انسولین­درمانی است(باقیانی مقدم، افخمی اردکانی، مظلومی و سعیدی زاده،1385؛ بریت،2008؛ هریس و همکاران،2011).

2-2-3-4-دیابت حاملگی

دیابت بارداری به­شرایطی اطلاق می­گردد که سطح قند­خون در طی بارداری بالا رفته و علائم دیابت در خانم­های باردار که قبلا دیابت برایشان تشخیص داده نشده، دیده شود(باقیانی مقدم و همکاران، 1385). این­نوع دیابت یک  عا­رضه­ی درحال رشد درسطح جهان و یکی از شایع­ترین عوارض دوران­بارداری است . شیوع دیابت بارداری بسته به جمعیت مورد مطالعه و تست­های تشخیصی ار1تا14درصد گزارش شده است(باقیانی­مقدم و همکاران ،1385). درکشورهای فاقد «برنام­ی ملی بیماری یابی »، دیابت بارداری غا لبا ً بدون تشخیص و درمان می­ماند که این امر سبب بروز عوارض ناگوار حاد و دیر­رس برای  مادر وفرزند می­ شود. تحقیقات مختلف نشان داده است فرزندان مادرانی که دیابت ایشان در دوران بارداری به­ طور مطلوب  درمان نشده است ، در دوران بلوغ وبزرگسا­لی ،  یا دچار چاقی ، اختلالات تحمل گلوکز ویا مبتلا به دیابت می­شوند . اگر­چه بعد از زایمان دیابت از بین می­رود اما ممکن است در بارداری بعدی دوباره ظاهر­گردد . حدود 50% خانم­ها­یی که طی دوران حاملگی دچار دیابت می شوند ممکن است 10سال پس از دوران بارداری در معرض خطر ابتلای دائمی به دیابت ( اغلب به دیابت نوع دوم )  باشند(هریس و همکاران،2011؛ باقیانی مقدم و همکاران ،1385)

1.Bogner

2.World Health Organization

3.American Diabetes Association

4.Insulin Dependent Diabetes Mellitus 

 

5.Non-Insulin Dependent Diabetes Mellitus(NIDDM)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:02:00 ق.ظ ]




دیابت همراه با بیماری های دیگر 

دربرخی افراد مبتلا به بعضی از بیماری­ها  ( به عنوان مثال :  تالاسمی ، بیماری­های لوزالمعده  ،  بیماری­های غدد ­درون­ریز و … ) دیابت نیز بروز می کند(قاری نیت،1383) .

2-2-3-6-پری دیابت

این افراد دیابتی به شمار نمی­روند اما در معرض ابتلا به آن می­باشند. یک مرحله­ ای است که بین نداشتن دیابت و داشتن دیابت نوع 2 می­باشد به­ طوری­که فرد نه دارای سطوح نرمال قند­ خون است نه­اینکه قندش خیلی بالامی باشد که به عنوان دیابت نوع 2 شناخته شود.

گروه­هایی با اختلال متابولیسم گلوکز کمتری نیز وجود­دارند. این گروه­ها شامل اختلال تحمل گلوکز(IGT) واختلال قند خون ناشتا(IGF) است.IGT حالتی است که غلظت گلوکز خون بالاتر از حد طبیعی است اما در فرد دیابتی این سطح پایین­تر است.IFGبه حالتی گفته می­ شود که قند­خون ناشتا بالا است. امروزه،IGTبیشتر به عنوان یک خطر تلقی شده تا نوعی از دیابت وIFGحالتی است که خطر ابتلا به دیابت را در10سال آینده50%-25%افزایش می­دهد. به­هر­حال وضعیت­های IGTوIFGبا تغییرات اصلاحی در شیوه­ زندگی بهبود می­یابد. یکی دیگر از نتایج مهم تقسیم ­بندی جدید سندرم­ متابولیک است. سندرم متابولیک به مجموعه ­ای از دیابت نوع2یاIGTبا چند عامل خطر دیگر بیماری­های مهم نظیر چاقی، اختلال در غلظت چربی­های خون(دیسلیپیدمی)، فشارخون بالا(هیپرتانسون)، مقاومت به انسولین و افزایش خفیف در دفع پروتوئین از طریق ادرار(میکروآلبومینوری) بستگی دارد(هریس همکاران،2011).

2-2-4-همه­گیر­شناسی دیابت

دیابت یکی از مشکلات عمده­ی بهداشت عمومی در جهان معاصر است که به­سرعت رو­به افزایش است. این بیماری که پنجمین علت مرگ­و­میر جوامع غربی و چهارمین دلیل مراجعه­ی­ شایع به پزشک است،15%هزینه­ های مراقبت بهداشتی را در ایالت­متحده به خود اختصاص داده­است(عزیزی و همکاران،1379). تغییرات فردی و گذار فرهنگی جوامع همواره با پدیده­ پیر­شدن در کشور­های در­حال­توسعه، دیابت را به­یک اپیدمی جهانی تبدیل کرده است؛ به­ طوری­که سازمان بهداشت جهانی از سال1993تمام کشورهای جهان را به مقابله با این اپیدمی فراخوانده است. طبق گزارش این سازمان پیش ­بینی می­ شود شیوع دیابت از4%در سال1995به 4/5%در سال2025برسد؛ به طوریکه در کشورهای در حال توسعه تعداد بیماران از84میلیون نفر به 228میلیون نفر خواهد­رسید. این سازمان تعداد بیماران دیابتی در ایران را درسال 2000 میلادی 2103000 اعلام کرد که تا سال2030میلادی این میزان به 6421000 نفر افزایش خواهدیافت(سازمان بهداشت جهانی،2006). طبق آخرین بررسی­ای که در ایران انجام شد، شیوع دیابت در کل جمعیت ایران3-2درصد و در افرادبالای 30 سال3/7 درصد برآورد شده است(مروتی شریف آباد و روحانی تنکابنی،1388). افخمی و همکاران در سال 1378 شیوع دیابت را درجمعیت شهری بالای 30 سال استان­یزد مورد بررسی قرارداد که این میزان 52/14درصد برآورد گردید که به دو­برابر متوسط کل کشور می­رسد و بیش­ترین شیوع مربوط به شهرستان یزد با7/15درصد بوده ­است(جعفری­زاده و همکاران،1384). براساس گزارشات سازمان جهانی بهداشت حدود 285 میلیون دیابتی در سرتاسر جهان وجود دارد که این عدد تا سال 2030 به 438 میلیون خواهد­رسید. حدود 50 درصدو دربرخی از کشور ها تا 80 درصد از بیماران دیابتی از بیماری خود بی اطلاع هستند و زمانی اطلاع پیدا می­ کند که دچار عوارضی همچون بیماری­های قلبی شده ­اند. سن مبتلا شدن به دیابت نوع 2 در جهان 55 تا 65سالگی می­باشد اما در ایران این سن حدود 5 تا 55 سالگی می­باشد، همچنین 14 تا 23 درصد از ایرانیان بالای 30 سال به دیابت مبتلا هستند که حدود 50 تا 60 درصد از آنها از بیماری خود اطلاعی ندارند. دیابت نوع2فراوانتر است و تقریبا90درصدکل موارد دیابت را شامل می­شود(ایگد،2005).

2-2-5-سبب­شناسی دیابت

سبب­شناسی دیابت نوع دو، هم با عوامل ژنتیکی و هم با عوامل محیطی رابطه­دارد، اما زمینه­ ژنتیکی تأثیر بیشتری بر پیشرفت دیابت نوع دو دارد، به­ طوری­که میزان مطابقت دیابت در میان دو­قلو­های یک­تخمکی بیش از 33 درصد است و زمینه­ ژنتیکی را تایید می­ کند.  علاوه بر این به­ طور تقریبی 33 درصد افرادی که مبتلا به دیابت نوع دو تشخیص داده می­شوند خویشاوندی درجه­­ی یک یا دو دارند(پورشریفی و همکاران،1386).

2-2-6-عوارض دیابت

عوارض دیابت به دودسته تقسیم می­شوند .عوارض زود­رس شامل:هیپو­گلیسمی و هایپرگلیسمی وعوارض دیر­رس شامل: نورو پاتی ، نفرو پاتی، رتینو­پاتی، درما­تو پاتی، سندرم پای دیابت

2-2-6-1- عوارض زودرس

عوارض زودرس مشکلاتی هستند که در کوتاه مدت فرد دیابتی را در معرض خطر قرارمی­دهد . باتوجه به درمان نوین دیابت که آموزش ، اساس آن را شکل می­دهد،می­توان از این عوارض جلوگیری نمود .

- هیپوگلیسمی ( کاهش قند خون )

هیپو­گلیسمی از جمله  عوارض زود­رس و یکی از عوارض جانبی انسولین­درمانی است . اگر میزان قند خون از 60 میلی­گرم کمتر شود، خطر هیپوگلیسمی بیمار را تهدید می­ کند  ، ولی اکثر متخصصان معتقدند زمانی باید از هیپوگلیسمی  صحبت کرد که میزان قند خون به کمتر از 40 میلی گرم برسد . این پدیده بویژه درافرادی به چشم می­خورد  که  معمولا  ٌ قند خونشان از کنترل خوب یا عالی برخوردار است  . علائم هیپوگلیسمی  شامل:« گرسنگی فراوان ، رنگ­پریدگی ، پوست مرطوب وسرد ، طپش­قلب ، لرزش ، بیقرای ، دل درد ، اختلال بینائی  ،  سست­شدن زانوها و سرانجام کاهش قدرت تمرکز ، دو­بینی، اشکال درصحبت کردن وراه رفتن ، گرفتگی ماهیچه ها  ، بی­هوشی و احتمالا  ٌ تنشج  »است . مهم­ترین علل هیپوگلیسمی تزریق مقدار بیشتر انسولین، تزریق  طبق معمول انسولین، ورزش یا فعالبت جسمی، کم­خوردن یا دیر­خوردن غذا و اسهال یا استفراق می­باشد . تحقیقات جدید نشان داده است که دفعات بروز هیپوگلیسمی درکودکان بیشتر از بزرگسالان است . هرچه بیماردیابتی جوان تر ( سن کمتر) و قند­خون نیزدر حد طبیعی کنترل باشد ، احتمال بروز دفعات بیشتر خواهد­بود .کودکان زیر 7 سال نسبت به بروز هیپوگلیسمی حساس­ترند . علاوه براین ،  « هیپوگلیسمی­های شدید » ممکن است به اختلالاتی در روند رشد منجر گردد . هنگامی که هیپوگلیسمی اتفاق می­افتد وبعد از آن ، افراد اکثرا  ٌ دچار  « کندی فعالیت ذهنی » می­شوند ، اما در کیفیت وصحت کارشان تغییری به وجود نمی­آید. هیپوگلیسمی­های مکرر ومزمن ، ممکن است در

  1. Impaired Glucose Tolerance
  2. Impaired Fasting Glycaemia
  3. World Health Organization
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:02:00 ق.ظ ]




عوامل خطر در دیابت نوع دو و مراقبت از خود

به نظر می­رسد، کاهش عوامل خطر و افزایش عوامل محافظت کننده، محور اصلی اقدام­های پیشگیرانه را درهمه­ی مشکلات و بیماری­ها به خود اختصاص داده است.  همچون اکثر بیماری­ها، در دیابت نوع دو نیز عوامل خطر به دو نوع قابل­کنترل و غیرقابل­کنترل تقسیم می­شوند.  عوامل خطری که در دیابت نوع دو، غیر­قابل اصلاح هستند، ژن، جنسیت و کمبود وزن در هنگام تولد هستند)فورسن و همکاران،2000(. عوامل خطر دیگری نظیر وزن­زیاد، فعالیت­بدنی­کم، تغذیه­ی نامناسب وجود دارند که مطابق شواهدی که ذکر می­ شود اهمیت تعیین کننده ­ای را در ایجاد دیابت و نیزپدید­آیی عوارض آن دارا هستند.  این عوامل خطر قابل کنترل هستند و ویژگی بارز آنها این­است که تغییر دراین عوامل نه توسط متخصص، بلکه توسط بیمار انجام می­پذیرد. در این بخش، به پژوهش­ها و سازوکارهای این عوامل خطر که قابل کنترل بوده و با مراقبت از خود در ارتباط هستند پرداخته می­ شود.

دانلود پایان نامه

2-2-7-1-چاقی و دیابت

چاقی مستقلا به عنوان عامل خطر مهم برای اختلال تحمل گلوکز و دیابت شناخته شده­است. یک بررسی جدید نشان می­دهد که کاهش­وزن عامل­ اصلی کاهش خطر ابتلا به دیابت در افراد دارای اضافه وزن است. تاثیر چاقی درتسریع تظاهرات بیوشیمیایی و بالینی دیابت قندی به­خوبی شناخته شده­است. خطر ابتلا به دیابت با بالا­رفتن سن وتشدید چاقی افزایش می­یابد. از طرفی ثابت شده­است که احتمال ایجاد دیابت با یک چاقی متوسط حدود 10برابر بیشتر از افراد عادی بوده و این رقم در کسانی که 145درصد حد استاندارد وزن دارند به 30برابر می­رسد. پیدایش دیابت آشکار به 2عامل بستگی دارد: الف)کاهش توانایی انسولین­سازی پانکراس در اثر افزایش سن ب)نیاز به افزایش مشخص انسولین­سازی برای جبران مقاومت به انسولین که در چاقی ایجاد می­ شود.دیده شده است که در افراد چاق در حالات ناشتا و در شرایط تحریک گلوکز افزایش سطح انسولین پلاسما وجود دارد که این امر به علت مقاومت بافت­های محیطی به عمل انسولین می­باشد. کاهش­وزن نیاز به انسولین­سازی را کم می­ کند و این اغلب می ­تواند کلید درمان تظاهرات بیوشیمیایی و بالینی دیابت باشد. در یک پژوهش وجود رابطه­ اصلی بین چاقی و بروز دیابت نوع دوم به اثبات رسیده است. دانشمندان خاطرنشان کردند که این کشف تازه به تولید داروهایی برای پیشگیری از بروز دیابت منجر خواهد­شد. این در حالی است که محققان تاکید می‌کنند بر اساس مطالعات پیشین، اشخاصی که بعد از تشخیص دیابت نوع دوم به­زودی وزن خود را کم می‌کنند، کنترل بهتری روی فشار خون و قند خونشان می‌توانند داشته باشند(هریس و همکاران،2011).
گروهی از پژوهشگران دریافته‌اند که سلول‌های چربی، پروتئینی جدید موسوم بهPEDF آزاد می‌کنند و این پروتئین زنجیره‌ای از اتفاقات و تعاملاتی را مورد هدف قرار می‌دهد که در نهایت منجر به بروز دیابت نوع دوم می‌شوند. وقتی PEDF در جریان خون آزاد شد، حساسیت ماهیچه‌ها و کبد در برابر انسولین کمتر می‌شود، سپس غده­ی پانکراس برای جبران این اختلال ناچار می‌شود انسولین بیشتری تولید نماید. این فشار و پرکاری به­تدریج به پانکراس آسیب رسانده و تولید انسولین را کاهش داده یا متوقف می‌کند و در نهایت این فرایند موجب بروز دیابت می‌شود. هامان(2006) در تحقیقی در مرکز هماهنگی برنامه پیشگیری از دیابت به این نتیجه رسید که در افرادی که در بخش تغییر سبک زندگی این­برنامه شرکت داشتند که شامل کاهش مصرف کالری و چربی با هدف کاهش7درصد از وزن بود، در طول یک دوره سه ساله احتمال ابتلا به دیابت 58درصد کاهش یافت. در شروع این بررسی همه­ی شرکت­کنندگان دارای اضافه وزن بودند و توانایی آنها در سوخت و ساز قند دچار اشکال بود که آنها را در معرض خطر بالای ابتلا به دیابت قرار می­داد. هدف دیگر این مداخله این بود که مشارکت­کنندگان به طور متوسط دست­کم5/2ساعت در هفته ورزش کنند. هامان و همکارانش به دنبال بررسی عواملی بودند که بیشترین تاثیررا بر کاهش خطر ابتلا به دیابت داشته باشد؛ کاهش وزن، ورزش و کاهش چربی غذایی. این پژوهشگران نتیجه ­گیری می­ کنند که مداخلات در جهت کاهش خطر دیابت باید در جهت هدف کاهش وزن به عنوان شاخص اصلی موفقیت باشد(هریس و همکاران،2011).

1.Forsen

1.Pigment Epithelium-Derived Factor

2.Haman

اثربخشی مداخلات روانشناختی بر شاخصهای سلامت جسمی و روانی بیماران دیابتی نوع2

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:02:00 ق.ظ ]




فعالیت بدنی و دیابت

کاهش فعالیت بدنی و عدم شرکت در فعالیت های ورزشی با مکانیسم­های مختلفی بر پدیدایی دیابت و آثار آن می افزاید.  به نظر می­رسد اصلی­ترین شیو ه­ی تاثیر فعالیت بدنی بر دیابت، با تاثیر آن بر میزان مصرف انرژی و به تبع آن چاقی در ارتباط باشد که از طرف سازمان جهانی بهداشت به عنوان مهمترین عامل خطر دیابت در نظر گرفته شده است.  از دیگر سازوکارهای تاثیر فعالیت بدنی بر دیابت، می­توان به نقش آن در تعدیل استرس به عنوان عامل موثر دیگر بر دیابت اشاره نمود(پورشریفی و همکاران،1386). بعلاوه در دیابت نوع2 انسولین نمی‌تواند وظیفه­ی خود در بدن را به­درستی انجام دهد و در واقع یک حالت مقاومت به انسولین در بدن وجود دارد. بهترین عامل این افزایش مقاومت، چربی‌های اضافی بدن هستند. بنابراین با رعایت رژیم غذیی و فعالیت ورزشی منظم که هر دو منجر به کاهش وزن و کمتر شدن چربی‌های اضافی بدن می‌شوند می‌توان مقاومت به انسولین را کاهش داد و بدین وسیله قند خون را بهتر کنترل کرد.

پایان نامه - تحقیق

ورزش منظم، کنترل قندخون را در مبتلایان به دیابت نوع ۲ بهبود می­بخشد و ممکن است منافع مشابهی در دیابت بارداری داشته باشد. نکته­ی جالب اینکه ناهنجاری­هایی که باعث بروز مقاومت به انسولین (دیابت نوع ۲ و دیابت بارداری) می­شوند، با کاهش وزن، رژیم غذایی و فعالیت بدنی قابل بازگشت هستند. از این رو تغییر شیوه­ زندگی با تمرکز بر کاهش وزن و افزایش فعالیت بدنی از راهکارهای اصلی پیشگیری از بروز دیابت در افرادی است که تست تحمل گلوکز (اندازه گیری قندخون بیمار پس از نوشیدن محلول قندی) مختل دارند. تاکنون تمرین های منظم ورزشی در کنترل مطلوب قندخون بیماران مبتلا به دیابت نوع ۱ موثر نشان داده نشده­اند، ولی می­توانند به عنوان یک درمان فرعی ایمن و اثربخش برای این افراد تجویز شوند.

شرکت منظم در تمرین­های ورزشی، به­غیر از تاثیر بر کنترل قندخون، آثار سودمند بسیاری از جمله بهبود وضعیت قلبی عروقی، متابولیک و سلامت­روانی برای بیمار مبتلا به دیابت به دنبال خواهد­داشت. ورزش، در پیشگیری اولیه و ثانویه بیماری های قلبی عروقی و پیشگیری از عوارض خاص بیماری دیابت کمک­کننده است.

2-2-7-3-تغذیه و دیابت

برای کاهش وزن یا جلوگیری از افزایش وزن و کاهش ورود انرژی به بدن، تغییر در رژیم غذایی ضروری است. پژوهش­هایی که طی آنها میزان ورود انرژی به بدن به­ طور دقیق کنترل می­ شود، نشان داده­اند که کاهش­وزن، با هر نوع رژیم و پرهیز غذایی، زمانی می ­تواند اتفاق بیفتد که انرژی دریافتی کمتر از انرژی مصرفی باشد )به عنوان مثال، دانسینگروهمکاران،2005 به نقل از پورشریفی و همکاران،1386).

مطالعات متعدد نشان داده­اند که تغذیه­ی سالم تاثیر قابل توجهی در کنترل علائم و نیز جلوگیری از پیشرفت بیماری دیابت نوع دوم و نیز بیماریهای پیش­زمینه ی آن بویژه چاقی خواهد­داشت. تغذیه درمانی در کنترل دیابت مهمترین نقش را ایفا می­ کند. هدف از تغذیه­درمانی در دیابت، حفظ مقدار قند خون در محدوده­ طبیعی، بهبود سطح چربی­های خون، کاهش فشار­خون، درمان و جلوگیری از عوارض دیابت همچون بیماریهای قلبی عروقی، رتینوپاتی، نفروپاتی و نیز برآوردن نیازهای تغذیه ای فرد است. در دیابت نوع 2، محدودیت کالری و کاهش وزن به حد متوسط (به میزان 9-5/4کیلوگرم) باعث کنترل قند خون، کاهش مقاومت به انسولین و کاهش فشارخون می شود، حتی اگر فرد به وزن نرمال نرسیده باشد. این کاهش وزن وقتی بیشترین اثر و فایده را دارد که بلافاصله بعد از تشخیص دیابت نوع 2 اعمال شود یعنی وقتی که ترشح انسولین هنوز به حد کافی صورت می­گیرد.
محدودیت کالری، بیشتر و سریع­تر از کاهش وزن، قند خون را در افراد دیابتی کنترل می­ کند. یعنی مسأله­ کالری در دیابت نوع 2، مهمتر از مسأله­ وزن است. این محدودیت باید طوری باشد که فرد 500-250 کالری کمتر از دریافت روزانه خود، دریافت کند.

کروم عنصری است که از آن به­عنوان ( فاکتور تحمل گلوکز ) یاد می­ شود و روی عملکرد انسولین تأثیر می­گذارد. در حیوانات آزمایشگاهی کمبود کروم باعث افزایش قند، کلسترول و تری گلیسیرید خون می­ شود. هدف اصلی از رژیم­درمانی در بیماران دیابتی، استفاده از موادغذایی به صورت متعادل است. اصولاً رژیم غذایی­ای که توسط کارشناسان و متخصصان تغذیه برای افراد دیابتی تهیه می­ شود دارای اهداف زیر است:رساندن قند خون به سطح طبیعی، حفظ سطح چربی­های خون در حد طبیعی، کاهش مشکلات خاص بیماران دیابتی، به­دست­آوردن و حفظ وزن ایده­آل، رساندن مواد مغذی به بدن به میزان لازم، تأمین انرژی موردنیاز بدن جهت انجام فعالیت­های لازم و جلوگیری از بروز عوارض و مشکلات ناشی از دیابت.

1.Dansinger

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:01:00 ق.ظ ]




فشارخون و دیابت      

فشارخون بالا همواره یکی از مشکلات بیماران دیابتی نوع ۲ به حساب می­آید.  تحقیقات جدید نشان داده‌اند که اهمیت کنترل فشار خون بالا در افراد دیابتی به منظور پیشگیری از عوارض دیابت به اندازه­ اهمیت کنترل قند خون است. توصیه­های درمانی اخیر با تأکید بر کاهش فشار خون در این افراد به کمتر از میزان توصیه شده درافراد غیر بیمار این است که فشارخون دیاستولی ۸۰ میلی مترجیوه در افراد دیابتی در مقایسه با فشار خون ۹۰ میلی مترجیوه خطر ابتلا به بسیاری از بیماری های قلبی  عروقی راکاهش می­دهد(الیوت،1999).  یکی از مهمترین پیامد­های بیماری دیابت پیدایش شرایط استرس اکسیداتیو در بیماران است(مریسون، راگوبیرسینگ وپتر،2006) که درنتیجه­ی تولید بیش از حد گونه­ های واکنش­گر اکسیژن(ROS)  و یا کاهش ذخایر آنتی­اکسیدانی ایجاد می­ شود(کار، ژو و فری،2000). مطالعه های گذشته نشان داده­اند که افزایش تولیدرادیکال­های آزاد در پاتوژنز و ایجاد عوارض دیابت، وفشارخون بالا پرفشاری دخیل هستند(سالیس و پدروسا،2006) به طوری که غلظت کمتر آنتی اکسیدان­ها افزایش تولید رادیکال اکسیژن و کاهش تولید اکسید نیتریک(NO) در نوتروفیل­ها و پلاکت­های افراددیابتی به­اثبات رسیده است(فیورینا و همکاران،1998). در واقع، هیپرگلیسمی با اثر مستقیم بر تولیدآنژیوتانسین از یک طرف و افزایش انسولین از طرف دیگر، در ایجاد پرفشاری خون در بیماران دیابتی نقش دارد . بیش از ۸۰ % افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ از افزایش فشار خون ناشی از مقاومت به انسولین رنج می­برند(کار وهمکاران،2000).

2-2-7-5-استرس و دیابت

دیابت یک منبع استرس برای افراد مبتلا به این بیماری است. استرس ناشی از دیابت اثرات منفی روانی زیادی دارد؛ از عمده­ترین این اثرها می­توان به افسردگی اشاره نمود که این خود نیز می­تواند با بی­اشتهایی، ایجاد بی نظمی در رژیم غذایی یا نپذیرفتن تزریق انسولین از طرف بیمار همراه شود و در نتیجه درمان و کنترل دیابت را دشوار سازد. این موضوع در یک چرخه­ی معیوب باعث تشدید مشکلات هیجانی فرد از جمله استرس، افسردگی و اضطراب می­شود. به علاوه ممکن است در استرس، هورمرن­های دیابت­زا درگیر باشند زیرا استرس ترشح هورمون­های استرس از جمله کورتیزول را افزایش می­دهد. این هورمون ها با مکانیسم های متفاوت و به صورت بالقوه به استرس­های اجتماعی-روانی حساس هستند، به عنوان مثال کورتیزول با عمل اجازه دهنده­ی خود برای عملکرد برخی هورمون ها(کورتیزول) و برای سنتز سایر هورمون ها(هورمون رشد) می­توانند فعالیت دیابتوژنیک خود را انجام دهند به­عبارتی گاهی وزن غده­ی فوق­کلیه و در نتیجه فعالیت آن در بیماری­های مزمن که خود نوعی استرس محسوب می­شوند افزایش می­یابد. به علاوه شیوع فشار خون بالا در بیماران دیابتی نوع دو برابر افراد گروه کنترل گزارش شده است(علی پور،1390).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

1.Elliott

2.Morrison,Ragoobirsingh&Peter

3.Reactive Oxygen Species

4.Carr,Zhu&Frei

5.Sales&Pedrosa

6.Fiorina

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:01:00 ق.ظ ]




همبسته ­های روانی دیابت

بخش عمده ای از کنترل دیابت به صورت مراقبت از خود انجام می­پذیرد، اما عواملی بر مراقبت از خود تاثیر می گذارد ، برخی از این عوامل روان شناختی هستند؛ از مهمترین عوامل روان شناختی مرتبط با رفتارهای خود مراقبتی می­توان به تیپ شخصیتی و خودکارآمدی و حمایت اجتماعی اشاره کرد. البته  بیشتر از آنکه خود حمایت اجتماعی موثر باشد ادراک افراد از حمایت اجتماعی و به عبارتی دیگر حمایت اجتماعی ادراک شده در این خصوص نقش دارد. از دیگر عوامل روان­شناختی می­توان به خلق منفی به­ویژه افسردگی و نیز باورهای افراد در مورد جدی­بودن و قابل­کنترل­بودن دیابت )الگوهای شخصی(  اشاره کرد. درادامه هر­کدام از این عوامل با ذکر پژوهش­های مرتبط معرفی می­ شود.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

2-2-8-1-تیپ شخصیتیD

شخصیت که به سازمان پیچیده­ای از تمایلات و ویژگی ها اشاره دارد، با برآیند­های مهم زندگی از جمله تندرستی و بیماری می ­تواند در رابطه باشد(والتسون، والتسون و دولیس،1978) و به صورت مستقیم بر میزان ترشح کورتیزول و قند خون و به صورت غیرمستقیم بر ادراک فرد از استرس تاثیر می­گذارد. تیپ­های مختلفی از شخصیت با­توجه­به اثرات آن بر تندرستی تا­کنون مشخص گردیده­اند. یکی از مشهورترین تیپ­های شخصیتی که تاکنون به عنوان یک عامل خطرزای بیماری مورد مطالعه قرارگرفته­است، تیپ شخصیتیAاست (اورسانو، اپستین و لازار،2002؛ دنولت،2000). اما اخیرا یک سازه­ی شخصیتی جدید یعنی تیپ Dیا شخصیت درمانده مطرح گردید. این سازه نخستین­بار در مطالعه­ دنولت، و هیک (2001) مطرح گردید.

تیپ شخصیتیDبا دو مولفه­ی تمایل فزاینده به تجربه هیجانات منفی مانند افسردگی، اضطراب، خشم و احساس خصومت و بازداری اجتماعی این هیجانات مشخص می­شوند(نیکلسون و همکاران،2006؛ بارث و همکاران ،2004؛ اورسون رز و لویز،2005). افرادی که نمره­ی بالایی در زمینه­ هیجان پذیری منفی می­گیرند، صرفا ناراحت یا بیقرار نیستند بلکه آنها دیدگاه منفی درباره خود دارند، علائم جسمانی بیشتری را گزارش می­ کنند، تمایل به توجه به محرک­های نامطلوب و مضر دارند، در عملکردهای اجتماعی روزمره با اختلال مواجهند و به دنیا با نشانه­ های ناآرامی و اغتشاش قریب الوقوع می­نگرند(دنولت،1998؛ اسپیندلر، لارسون و پدرسن،2006). از سوی دیگر بازداری عاطفی  به اجتناب از خطرات بالقوه که متضمن تعاملات اجتماعی نظیر عدم تایید یا عدم پاداش از سوی دیگران است تعریف شده است(تزیالز و همکاران،2011). افرادی که نمره­ی بالایی در بازداری اجتماعی دریافت می­ کنند، در هنگام تعامل با دیگران مکررا احساس درخودفرورفتگی، تنش، ناراحتی و ناامنی می­ کنند(پدرسن  و دنولت،2003؛ هبرا، لیندن، آندرسون و وینبرگ،2003).

عکس مرتبط با افسردگی در روانشناسی Psychological depression

محققان نشان دادند که تیپ شخصیتیDبه­طور­کلی یک عامل خطرآفرین برای برآیندهای نامطلوب تندرستی، کیفیت زندگی مرتبط با تندرستی و اشکال مختلف ناراحتی از جمله اضطراب، افسردگی و استرس پس از سانحه است(ملوی، پرکنسی پراس، استریک و استپتو،2008). تیپ شخصیتی Dبا خطر فزاینده­ی بیماری، افسردگی، بیگانگی اجتماعی و اختلال در عملکردهای اجتماعی روزمره، خشم واضطراب ونرخ­های بالاتر مرگ­و­میر در رابطه است(ملس و دنولت،2010). برخی از مطالعات نیز نشان دادند که تیپ شخصیتیDاز طریق متغیرهای دیگر منجر به کاهش سلامتی می­ شود. برای مثال، تیپ شخصیتیD ممکن است با رژیم غذایی ضعیف و فقدان ورزش در رابطه باشد. رژیم غذایی نامناسب و عدم فعالیت بدنی با بیماری­های مزمن مانند فشار­خون ، بیماری­های قلبی و عروقی و دیابت در رابطه است (کنوپزوهمکاران،2004). مطالعه دیگر نشان می دهد که افراد تیپDسطوح بالاتر بیگانگی اجتماعی را تجربه می کنند، هرچه فرد از نظر اجتماعی بیشتر در خود فرورفته باشد، به­همان اندازه حمایت اجتماعی کمتری را تجربه می­ کند(دنولت،2000) ونتیجه تحقیقات نشان داده است که حمایت اجتماعی مهم­ترین عامل در کنترل قند­خون در بیماران دیابتی می­باشد( ادیتاما،2011). محققان دیگر به نقش تیپ شخصیتیDدر آزادسازی و پخش کورتیزول اشاره کردند. از نظر این محققان، موقعیت­هایی که متضمن ترس، اضطراب، درماندگی و فقدان کنترل است منجر به آزادسازی و پخش کورتیزول می­گردد(لوالو و توماس،2000). در یک مطالعه نشان داده شد که هیجان پذیری منفی با سطوح بالای کورتیزول و هیجان­پذیری مثبت با سطوح پایین کورتیزول در رابطه بود(ارفورث، بولو، اسکیلسون و هاگمار،2008).

1.Waltson&Devellis

2.Watson

1.Ursano,Epstin&Lazar

2.Denolte

3.Heck

4.Spindler,Larsen&Pedersen

5.Tziallas

6.Habra,Linden,Anderson&Weinberg

7..Molloy,Perkinsi Porras,Strike&Steptoe

8.Mols

1.Knoops

2.Aditama

3.Erfurth,Bulow,Eskilsson&Hagmar

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:01:00 ق.ظ ]




خودکارآمدی

خودکارآمدی از نظریه­ شناخت اجتماعی آلبرت باندورا (1986) مشتق شده است، که به باورها یا قضاوت­های فرد به توانائی­های خود در انجام وظایف و مسئولیت­ها اشاره دارد. نظریه­ شناخت اجتماعی مبتنی بر الگوی علّی سه جانبه­ی رفتار، محیط و فرد است. این الگو به ارتباط متقابل بین رفتار، اثرات محیطی و عوامل فردی(عوامل شناختی، عاطفی و بیولوژیک) که به ادراک فرد برای توصیف کارکردهای روان شناختی اشاره دارد، تأکید می­ کند. بر اساس این نظریه، افراد در یک نظام علّیت سه جانبه بر انگیزش و رفتار خود اثر می گذارند. باندورا(1986) اثرات یک بعدی محیط بر رفتار فرد که یکی از فرضیه ­های مهم روان­شناسان رفتار­گرا بوده است، را رد کرد. انسان­ها دارای نوعی نظام خودکنترلی و نیروی خودتنظیمی هستند و توسط آن نظام بر افکار، احساسات و رفتار های خود کنترل دارند و بر سرنوشت خود نقش تعیین کننده‌ای ایفا می­ کنند.
بدین ترتیب رفتار انسان تنها در کنترل محیط نیست بلکه فرایندهای شناختی نقش مهمی در رفتار آدمی دارند. عملکرد و یادگیری انسان متاثر از گرایش­های شناختی، عاطفی و احساسات، انتظارات، باورها و ارزش­هاست. انسان موجودی فعال است و بر رویدادهای زندگی خود اثر می­گذارد. انسان تحت تاثیر عوامل روان شناختی است و به‌طور فعال در انگیزه­ها و رفتار خود اثر دارد. براساس نظر باندورا افراد نه توسط نیروهای درونی رانده می­شوند، نه محرک­های محیطی آنها را به عمل سوق می دهند، بلکه کارکردهای روان­شناختی، عملکرد، رفتار، محیط و محرکات آن را تعیین می­ کند.
باندورا (1986) مطرح می­ کند که خودکارآمدی، توان سازنده­ای است که بدان وسیله، مهارت­ های شناختی، اجتماعی، عاطفی و رفتاری انسان برای تحقق اهداف مختلف، به گونه­ای اثربخش ساماندهی می­ شود. به نظر وی داشتن دانش، مهارت ­ها و دستاوردهای قبلی افراد پیش ­بینی کننده­ های مناسبی برای عملکرد آینده افراد نیستند، بلکه باور انسان در باره­ی توانایی­های خود در انجام آنها بر چگونگی عملکرد خویش مؤثر است. بین داشتن مهارت­ های مختلف با توان ترکیب آنها به روش­های مناسب برای انجام وظایف در شرایط گوناگون، تفاوت آشکار وجود دارد. “افراد کاملاً می­دانند که باید چه وظایفی را انجام دهند و مهارت­ های لازم برای انجام وظایف دارند، اما اغلب در اجرای مناسب مهارت ­ها موفق نیستند” (باندورا، 1986).
خودشناسی از طریق پردازش مهارت­ های شناختی، انگیزشی و عاطفی که عهده­دار انتقال دانش و توانایی­ ها به رفتار ماهرانه هستند، فعال می­ شود. به‌طور­خلاصه، خودکارآمدی به داشتن مهارت یا مهارت ­ها مربوط نمی­ شود، بلکه داشتن باور به توانایی انجام کار در موقعیت­های مختلف شغلی اشاره دارد.
باور کارآمدی عاملی مهم در نظام سازنده­ی شایستگی انسان است. انجام وظایف توسط افراد مختلف با مهارت­ های مشابه در موقعیت­های متفاوت به‌صورت ضعیف، متوسط و یا قوی و یا توسط یک فرد در شرایط متفاوت به تغییرات باورهای کارآمدی آنان وابسته است. مهارت ­ها می­توانند به آسانی تحت تأثیر خودشکی یا خود تردیدی قرار گیرند، درنتیجه حتی افراد خیلی مستعد در شرایطی که باور ضعیفی نسبت به خود داشته باشند، از توانایی­های خود استفاده­ی کمتری می­ کنند (باندورا ،1994). به همین دلیل، احساس خودکارآمدی، افراد را قادر می­سازد تا با بهره گرفتن از مهارت ­ها در برخورد با موانع، کارهای فوق­العاده­ای انجام دهند(وانون و وینگر،2003). بنابراین، خودکارآمدی درک شده عاملی مهم برای انجام موفقیت آمیز عملکرد و مهارت­ های اساسی لازم برای انجام آن است.
عملکرد مؤثر هم به داشتن مهارت ­ها و هم به باور در توانایی انجام آن مهارت ­ها نیازمند است. اداره کردن موقعیت­های دایم التغییر، مبهم، غیرقابل پیش ­بینی و استرس­زا مستلزم داشتن مهارت­ های چندگانه است. مهارت­ های قبلی برای پاسخ به تقاضای گوناگون موقعیت­های مختلف باید غالباً به شیوه ­های جدید ساماندهی شوند. بنابراین مبادلات با محیط تا حدودی تحت تأثیر قضاوت­های فرد در مورد توانایی­های خویش است. بدین معنی که افراد باور داشته باشند که در شرایط خاص می توانند وظایف را انجام دهند. خودکارآمدی درک شده معیار داشتن مهارت­ های شخصی نیست، بلکه بدین معنی است که فرد به این باور رسیده باشد که می ­تواند در شرایط مختلف با هر نوع مهارتی که داشته باشد وظایف را به نحو احسن انجام دهد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

4.Self-efficacy

5.Social cognition Theory

  1. Self-doubt

2.Vandeven&Weinger

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:00:00 ق.ظ ]




حمایت اجتماعی ادراک شده

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

حمایت اجتماعی به امکاناتی که دیگران برای فرد فراهم می­ کنند تعریف شده است. هم­چنین این مفهوم به عنوان معرفتی که باعث می­ شود فردی باور کند که مورد احترام و علاقه دیگران بوده، عنصری ارزشمند و دارای شأن به شمار آمده و به  یک شبکه اجتماعی روابط و تعهدات متقابل تعلق دارد، در نظر گرفته می­ شود(مارموت و ویلکینسون،2008). برخی حمایت اجتماعی را واقعیتی اجتماعی و برخی دیگر آن را ناشی از ادراک فرد می­دانند. ساراسون(1988) حمایت اجتماعی را مفهومی چند­بعدی می داند که هر دو را دربر می­گیرد. برطبق نظر هاوس ، حمایت اجتماعی عبارت است از محتوای کارکردی روابط که می­توان در چهار گروه از رفتارهای حمایتی قرار داد .الف- پشتیبانی عاطفی شامل احساس همدردی، دوست­داشتن، اعتماد و توجه است و رابطه­ای قوی با سلامتی دارد. ب- حمایت مادی شامل کمک مادی وخدماتی به شخص نیازمند است .ج- حمایت اطلاعاتی عبارت است از توصیه­ها، پیشنهادات واطلاعاتی که شخص از آن در روبروشدن با مشکلات استفاده می­نماید .د- حمایت ارزیابی که عبارت از دردسترس گذاردن اطلاعات سو دمند برای خود ارزیابی می باشد. این چهار عملکرد حمایت از لحاظ مفهومی متفاوتند ولی درعمل از یکدیگر مستقل نیستند(شفیعی،1376).

در مطالعات اولیه­ی  حمایت اجتماعی برحسب شمار تماس­ها تعریف می­شد . به این ترتیب شخصی که دارای ده تماس درهفته است دوبرابر کسی که پنج تماس در هفته دارد از حمایت اجتماعی برخوردار است . مشکل اندازه ­گیری شمارتماس­ها به عنوان شاخص حمایت اجتماعی این است که این امکان وجود دارد که شمار واقعی آنها دارای اهمیت نباشد . فردی می ­تواند پنجاه تماس در روز داشته باشد و با این وجود، یکی از این تماس­ها مهم یا به قد ر کافی صمیمانه ونزدیک نباشد که پشتیبانی فراهم آورد . علاوه براین برخی ازپیوند­ها ی اجتماعی ممکن است منشا نگرانی باشد.  از سوی دیگرگاهی یک دوست صمیمی ممکن است حامی بسیار مهمی باشد.

کوشش­های انجام شده برای اندازه گیری کیفیت روابط حمایت کننده منجر به ­ین اندیشه شد که شاید این کیفیت به شکل رابطه وجود ندارد، بلکه درادراک وتوقعات شخصی نهفته است که مورد حمایت قرار می­گیرد . به عبارت دیگر دوستان ممکن است واقعا هیچ گونه حمایتی ارائه نکنند اما شخص بر این باور است که آنها چنین می­ کنند، یا اگر از آنها خواسته شود حمایت می­ کنند در این صورت این باور همان تأثیری را دارد که حمایت واقعی اگر وجود می­داشت، دارا بود . به عبارت دیگر خود حمایت اجتماعی نیست که اهمیت دارد بلکه اعتقاد به وجود حمایت اجتماعی است که واجد اهمیت است و افردی که شدیداً به آن اعتقاد دارند باید بیش از آنهایی که فاقد چنین اعتقاداتی هستند، از بیماری محافظت شوند(خزاعی،1372).

حمایت اجتماعی به عنوان یک عامل روان­شناسی اجتماعی می­باشد که به عنوان تسهیل کننده­ رفتار بهداشتی شناخته شده است . مشاهده شده است که هم حمایت اجتماعی عمومی وهم حمایت مربوط به دیابت با تبعیت از رفتارهای خود مراقبتی دربیماران دیابتی همبستگی دارد(التو و یوتلا،1997؛ گیلیبراند و استونسون،2006؛ تلجامو و هنتینن،2001؛ فام و همکاران،1996) .

بررسی­های انجام­شده نشان می­دهد که حمایت اجتماعی اثرات مثبتی بر جنبه های گوناگون فعالیت­های خود مراقبتی دارد. به عبارتی حمایت اجتماعی از طریق دو فرایند عمده بر کنترل بیماری دیابت مؤثر است:

1-اثر مستقیم؛ از طریق رفتارهای مرتبط باسلامت مثل تشویق رفتارهای سالم

2-اثر تعدیل کننده ؛ که به تعدیل آثار فشارعصبی حاد و مزمن بر سلامت و همچنین افزایش سازگاری با فشار عصبی بیماری دیابت کمک می­ کند(مارموت و ویلکینسون،2008).

به­عبارتی پژوهشگران برای تبیین چگونگی تاثیر حمایت اجتماعی بر سلامتی، دو مدل را مطرح کرده اند؛ یک مدل تاثیر­کلی و دیگری فرضیه سپر­مانند در برابر استرس. بر پایه مدل نخست، حمایت اجتماعی صرف نظر از این که فرد تحت تاثیر استرس باشد یا نه، باعث می­ شود تا فرد از تجارب منفی پرهیز کند و از این رو اثرات سودمندی بر سلامتی دارد(سارافینو،2002). بر پایه الگوی دوم حمایت اجتماعی تنها برای افراد تحت استرس سودمند است و چون سپری مانع نفوذ استرس بر فرد می­ شود. به باور کوهن و ویلز(1985) شواهد موجود نشان دهنده­ی تایید هر دو الگو است.

1.Sarason

  1. Cohen&Wills
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:00:00 ق.ظ ]




مداخلات روان شناختی گروهی

مداخلات روان شناختی برای بیماران دیابتی روان­درمانی و یا مهارت­ هایی است، با هدف تغییر کارکردهای شناختی، رفتاری و هیجانی که به بیماران می­آموزند چگونه بیماری خود را مدیریت کنند(اورسون رز و لویز؛2005).از میان مداخلات روان شناختی که اثر بخشی آن در حوزه­ بیماری­های مزمن مورد توجه قرار گذفته است؛ مداخله­ی شناختی رفتاری، مداخله­ی <a href="http://jeps.usb.ac.ir/article_3594.html” title=”ذهن آگاهی“>ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی، مداخله­ی مصاحبه­ی انگیزشی و نیز مداخله­ی روانی­اجتماعی است. درمان­های مبتنی بر ذهن­آگاهی و پذیرش به عنوان درمان­های موج سوم شناختی – رفتاری شناخته می­ شود. موج اول با درمان­های مبتنی بر مطالعات آزمایشگاهی رفتار و یادگیری ایجاد شد و نیروی برانگیزاننده­ی آن نارضایتی از رویکردهای روان­تحلیلی به عنوان روان­درمانی در دهه­ 1950 بود. روش­های موج اول شامل شرطی عاملی، مهارت­آموزی، و روش­های مبتنی بر مواجهه بودند که به طور وسیعی مورد استفاده قرار می­گرفتند. از رویکردهای برجسته­­ی موج دوم می­توان به شناخت درمانی بک و درمان عقلانی- عاطفی الیس اشاره کرد. هر دو رویکرد بر شناسایی و اصلاح شناخت­های تحریف شده و غیرعقلانی تاکید دارند. رویکردهای موج اول و دوم با هم یکپارچه شده و مجموعه­ی وسیعی از درمان­ها تحت عنوان درمان­های شناختی – رفتاری  ایجاد کرده ­اند(پورشریفی، زمانی، مهریار، بشارت و رجب؛1390). اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی، در اختلالاتی نظیر دردهای مزمن( کابات زین، 1990 ) ، افسردگی(تیزدل و همکاران، 2000)، اختلالات وسواسی (سجادیان، نشاط دوست، مولوی و معروفی؛ 1387) وهمانند آنها به اثبات رسیده است.هدف درمانگری شناختی رفتاری آموزش مراجع برای جایگزین نمودن تفکر تحریف شده و ارزیابی شناختی غیرواقع­گرا با ارزیابی­های سازگارانه­تر و واقع­گرایانه­تر است(بک،1995به نقل از علی پور،1390). یکی از بزرگترین مزایای <a href="https://www.rcpsych.ac.uk/mental-health/translations/persian/%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C” title=”درمان شناختی رفتاری“>درمان شناختی رفتاری این است که به بیماران در به­وجود­آوردن مهارت‌های انطباقی که هم در حال و هم در آینده می‌توانند مفید واقع گردند، کمک می‌کند.در مصاحبه­ی انگیزشی تلاش می­ شود تا با پرهیز از برچسب­زدن و پذیرفتن این ایده که اختیار تصمیم ­گیری در دست مراجعان است آنها را به تغییر­کردن ترغیب کنند. یکی از نسخه­های گوناگون مصاحبه­­ی انگیزشی درمان افزایش انگیزه است. درمان افزایش انگیزه یک مداخله­ی نظامدار وکوتاه­مدت است که بر اساس قوانین مصاحبه­ی انگیزشی تدوین شده است. در سال­های اخیر، مصاحبه­ی انگیزشی به محدوده­  بیماری­های مزمن راه­ یافته است.  بیماران مزمن نیازمند تغییرات رفتاری و سبک­زندگی در حد بسیار وسیعی هستند تا بتوانند سلامتی خود را حفظ کنند(نویدیان و همکاران،1389).با قدرت گرفتن مدل زیستی-روانی و اجتماعی انگل (1978)توجه به تاثیر متغیرهای اجتماعی به ویژه در زمینه­ تاثیر بر بیماری­های مزمن شدت گرفت و مداخله­ی گروهی روانی­اجتماعی نیز برگرفته از همین دیدگاه است که هدف آن توجه به ابعاد روانی­اجتماعی بیماری است.

کانون کنترل سلامت

کانون کنترل سلامت عبارت است از درجه­  باور و اعتقاد فرد به این امر که سلامت او تحت کنترل عوامل درونی یا عوامل بیرونی است کسانی که کانون کنترل سلامتی از نوع بیرونی دارند به این امر معتقدند که پیامدهای معین در زندگی آنها به واسطه­ نیروهایی مانند پزشکان، شانس، سرنوشت و بخت و اقبال تعیین می­شوند و در عوض افرادی که دارای کانون کنترل سلامت درونی هستند معتقدند که پیامدهای معین در زندگی در نتیجه­ رفتار و اعمال آنها می­باشد و تعیین کننده­  سلامتی آنها به طور مستقیم و اعمال و رفتارهای آنان می باشد . نظریه­ کانون کنترل سلامت توسط والستون و همکاران در دهه 1970 عنوان شد که برگرفته از نظریه­ یادگیری اجتماعی راتر می­باشد( والتسون و همکاران،1978).  تیلور در تحقیقی که با عنوان نقش باورها ی سلامت و کانون کنترل سلامت بر رضایت از درمان روی بیماران سرطانی  انجام داد به این نتا یج دست یافت که کانون کنترل بیرونی سلامت با رضایت از درمان بیماران رابطه مثبت معنی­دار دارد (بویر و پاهاریا،2008). در تحقیقی دیگری که در این زمینه صورت گرفته است بین کانون کنترل درونی و رضایت از درمان رابطه­  مثبت معنی­دار یافت شد . همچنین نتیجه­ تحقیق زاهد نژاد و همکاران(1389) نشان داد که بین کانون کنترل سلامت بیرونی (قدرت – دیگران) و رابطه­ مطلوب پزشک – بیمار با رضایت از درمان بیماران مبتلا به دیابت نو ع دورابطه­ی مثبت وجود دارد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

1.Boyer&Paharia

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:00:00 ق.ظ ]




آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی

شناخت­درمانی مبتنی بر ذهن­آگاهی شامل مدیتیشن­های مختلف، یوگای کشیدگی، آموزش مقدماتی درباره افسردگی، تمرین مرور بدن و چند تمرین شناخت­درمانی است که ارتباط بین خلق، افکار، احساس و حس­های بدنی را نشان می دهد. تمام این تمرین­ها، به نوعی توجه به موقعیت­های­بدنی و پیرامون را در«لحظه­ی حاضر»میسرمی­سازد و پردازش­های خودکار افسردگی­زا را کاهش می­دهد.  در این شیوه، منابع حسی مانند الگوهای معنایی است. تمرین­های بدنی، باعث تغییر شکل مدل طرحواره می­ شود(تیزدل و همکاران،2000). در پژوهش حاضر، آموزش گروهی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی ،  برگرفته از راهنمای جلسات مداخله­ی ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی(محمدخانی و خانی پور،1384)، متغیر­مستقل در مقیاس اسمی و دارای دوسطح است:

سطح اول، حضور در جلسه­های آموزش گروهی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن­آگاهی به مدت 8 جلسه­ی یک ساعته است. این جلسه­ها بر اساس “راهنمای آموزش گروهی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی:  ویژه­ی افراد مبتلا به دیابت اجرا می شود )بودن در گروه مداخله(.

سطح دوم، عدم حضور در جلسه­های آموزش گروهی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن­آگاهی است )بودن در گروه شاهد(.

1-5-3-مداخله­ ی گروهی افزایش انگیزه

درمان افزایش انگیزهروشی مراجع محورو رهنمودی به­منظور تقویت و افزایش انگیزه­ی درونی برای تغییرات از طریق کشف، شناسایی و حل تردیدها و دوسوگرایی است. این درمان یک شیوه­ مشاوره­ای کوتاه مدت برای افزایش انگیزه جهت تغییر رفتارها بوسیله­ی جستجو و حل مسائل درباره تغییر است(بریت،2008). در پژوهش حاضر، آموزش گروهی افزایش انگیزه،  برگرفته از راهنمای جلسات مداخله­ی گروهی افزایش انگیزه (بریت،2008)می باشد ، متغیر مستقل در مقیاس اسمی و دارای دوسطح است:

سطح اول، حضور در جلسه های آموزش گروهی افزایش انگیزه به مدت 4 جلسه­ی یک­ساعته است. این جلسه­ها بر اساس “راهنمای آموزش گروهی افزایش انگیزه: ویژه ی افراد مبتلا به دیابت” اجرا می­ شود )بودن در گروه مداخله(.

سطح دوم، عدم حضور در جلسه­های آموزش گروهی افزایش انگیزه است )بودن در گروه شاهد(.

1-5-4-مداخله­ی گروهی روانی اجتماعی

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

سابورین وهمکاران(2011) شکل کوتاهی از مداخله­ی روانی اجتماعی گروهی را طراحی کردند ویژه­ی اصلاح رفتار، کمک به مدیریت و ثبات هیجانی در بیماران دیابتی نوع 2. هدف مداخلات روانی اجتماعی حمایت روانی بیماران است. در پژوهش حاضر، آموزش گروهی روانی اجتماعی ه  برگرفته از راهنمای جلسات مداخله­ی روانی اجتماعی گروهی سابورین و همکاران(2011)می باشد،

متغیر مستقل در مقیاس اسمی و دارای دوسطح است:

سطح اول، حضور در جلسه­های آموزش گروهی روانی اجتماعی به مدت6 جلسه­ی یک ساعته است. این جلسه­ها بر اساس “راهنمای آموزش گروهی حمایت اجتماعی:  ویژه­ی افراد مبتلا به دیابت” اجرا می­ شود )بودن در گروه مداخله(.

سطح دوم، عدم حضور در جلسه های آموزش گروهی حمایت اجتماعی است )بودن در گروه شاهد(.

1.Teasdale

Motivational enhancement therapy (MET) 1.

2.Britt

3.Brief psychosocial Group intervention

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:00:00 ق.ظ ]




هموگلوبین گلیکوزیله

هموگلوبین گلیکوزیله یا هموگلوبین A1c ، شاخصی برای آگاهی از نحوه­ کنترل دیابت است.  قند خون طی فرایندی بنام گلیکوزیله­شدن  به هموگلوبین متصل می­ شود، هرچه قند­خون بیشتر باشد، گلوگز بیشتری به هموگلوبین وصل می­ شود.  آزمایش هموگلوبین A1c ، مقدار گلیکوزیله شدن یا متوسط سطح قند خون را درطول 8 الی 16 هفته­ی گذشته نشان می­دهد.  دامنه­ی طبیعی هموگلوبین گلیکوزیله )که در افراد سالم دیده می شود(، 4 تا9/5درصد است.  افراد مبتلا به دیابت به صورت معمول میزان بالایی از HbA1c دارند. میزان HbA1c فرد دیابتی که کنترل قند­خون مناسبی دارد در دامنه­ی مرجع  و یا نزدیک آن قرار دارد. برای کنترل مناسب، فدراسیون بین ­المللی دیابت مقدار زیر5/6درصد را توصیه کرده است، در حالی که درصد توصیه شده توسط انجمن دیابت آمریکا زیر 3 درصد است.  میزان بالای HbA1c نشان دهنده­ی کنترل ضعیف قند خون است )لارسن، هوردر و موقن­سن،1990؛ به نقل از پورشریفی و همکاران، 1386). رابطه­ میان میزانHbA1c (فرمن و همکاران؛2007).

کورتیزول

کورتیزول هورمونی است که توسط قشر غده­ی آدرنال (غده فوق کلیوی) ترشح می­ شود و چند مسئولیت برعهده دارد. عملکرد اصلی این هورمون افزایش ذخیره­ی آمینواسیدها در کبد در مواقعی است که مقدار این هورمون در آن کم باشد. اما این عملکرد در جهت کاتابولیسم پروتئین نیز عمل می­ کند. کورتیزول همچنین به بالا بردن فشار خون و قند خون نیز کمک می­ کند و تاثیر بازدارنده­ی ایمنی بر بدن دارد (جلوگیری از تشکیل پادتن­ها و حضور آنتی ژن) و درنتیجه، وقتی مقدار زیادی از آن در طول زمان دیده شود، احتمال بیمار شدن فرد نیز وجود دارد چون در این حالت عملکرد سیستم دفاعی بدن پایین می­آید. یکی از بزرگترین فاکتورهای موثر در ترشح کورتیزول در بدن، استرس است. وقتی تحت استرس و فشار عصبی باشید، این استرس چه از کار ناشی شده باشد، چه از مشکلات خانوادگی یا مالی، زمانی­که این استرس به حد بالایی برسد، بدن شروع به ترشح مقدار بیشتری کورتیزول می کند. کورتیزول به طور طبیعی صبح­ها در بالاترین سطح و شب­ها در پائین­ترین سطح، در بدن وجود دارد.  با وجودی­که استرس تنها دلیل ترشح کورتیزول به جریان خون نیست امّا به دلیل آن که ترشح کورتیزول در جریان واکنش بدن به استرس، در سطح بالایی صورت می­گیرد و نیز به دلیل آن که کورتیزول مسئول چند تغییر مربوط به استرس در بدن است به آن «هورمون استرس» گفته می­ شود. در پژوهش حاضر اندازه ­گیری هورمون کورتیزول توسط آزمایشگاه مرکزی یزد انجام شده است. کورتیزول، شاخص زیستی است، سلامت جسمی را نشان می­دهد و در مقیاس فاصله­ای است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:59:00 ق.ظ ]




نسخه های گوناگون درمان ذهن­ آگاهی

در دو دهه­ اخیرعلاوه بر ذهن­آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی، تعداد زیادی از مداخلات و درمان­های دیگر مبتنی بر ذهن­آگاهی ظهور کرده ­اند)بائر[1]،2006)، این مداخلات شامل تمرین توجه متمرکزاست که درآن فرد توجه خود را روی یک محرک خاص همچون تنفس، احساس­های بدنی و غیره در طول یک دوره­­ زمانی خاص متمرکز می کند و برای این کار از تکنیک­های آرامبخش ذهنی و جسمی و فنون شناختی بهره می­گیرند(کران[2]،2009). که از آن جمله می­توان به موارد زیر اشاره کرد؛

روش کاهش اضطراب مبتنی بر ذهن آگاهی[3]( کابات زین،2003،1990)؛ هدف این روش آموزش ذهن آگاهی به بیماران به منظور افزایش رویکردهای ذهن­آگاهی برای مواجهه با موقعیت های استرس­زا است. این روش در گروه هایی آموزش داده می­ شود که هدف یادگرفتن مهارت­ های مقابله با استرس و تنظیم هیجان است(بیشاپ،2002).

ذهن­آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی؛ یک مداخله­ی گروهی است که مهارت­ های ذهن­آگاهی را با تکنیک­های درمان شناختی ترکیب می­ کند تا فرد بر افکار خود متمرکز شود، البته بر خلاف درمان شناختی ، در این شیوه­ درمانی هدف تغییر محتوای فکر نیست (بایر،2006؛ هایز و همکاران،2006)، بلکه فرد یاد می­گیردتا افکار و احساساتش را به شیوه­ای متفاوت ببیند(هایز وهمکاران،2006).

رفتار درمانی دیالکتیکی[4]، به عنوان یک رفتاردرمانی چند بخشی توصیف شده است، چرا که تفکر دیالکتیکی را با آموزش یک سری از مهارت ­ها مانند مهارت­ های ذهن­آگاهی ترکیب می­ کند(لینهان[5]،1993). موفقیت این شیوه­ درمانی در درمان اختلال شخصیت مرزی، سوء­مصرف مواد و اختلال خوردن به اثبات رسیده است(راندولف و همکاران،1999).

درمان پذیرش و تعهد[6] ؛ در این روش درمانی عناصر رفتاری و ذهن­آگاهی و تعهد با­هم ترکیب می­ شود. هدف این شیوه­ درمانی بهبود بخشیدن انعطاف پذیری روانی از طریق آموزش تعهد وبودن درزمان حال است. در این شیوه از تکنیک های درمان شناختی رفتاری، گشتالت درمانی و درمان ذهن­آگاهی استفاده می­ شود(هایز وهمکاران،2006).

ذهن­آگاهی مبتنی بر پیشگیری از عود[7]؛ ترکیبی است از تمرین ذهن­آگاهی همراه با درمان پیشگیری از عود برای سوء­مصرف­ کنندگان مواد(مورن،گریکو و وینر[8]؛2002) که از تکنیک­های ذهن­آگاهی مانند دیدن افکار به عنوان وقایع ذهنی زمان حال وپذیرش افکار استفاده می­ کند (هایز و همکاران،2006).

2-1-1-4-مکانیسم عمل ذهن­آگاهی

فنون ذهن­آگاهی در افزایش آرام­بخشی عضلانی و کاهش نگرانی، استرس و اضطراب مؤثر می­باشد(کابات زین، 2003). به­نظر می­رسد مکانیسم اصلی ذهن­آگاهی خودکنترلی­توجه باشد چرا که متمرکزکردن مکرر توجه روی یک محرک خنثی مثل تنفس، یک محیط توجهی مناسب بوجود می­آورد (سمپل، ریدومیلر[9]،2005). مطالعات محدودی روی اثربخشی مداخلات و تکنیک­های مبتنی بر ذهن­آگاهی صورت گرفته است که از آن جمله می­توان به پژوهش های لیندن[10] (1973) روی اثر بخش بودن ذهن­آگاهی روی اضطراب امتحان و پیشرفت تحصیلی، و مطالعه مرداک[11](1973؛ به نقل از سمپل و همکاران،2005)روی افزایش توجه و آرامش عضلانی و بررسی مفید بودن این تکنیک­های روی افزایش تنظیم توجه اشاره کرد.

شناخت­درمانی مبتنی بر ذهن­آگاهی شامل مدیتیشن­های مختلف، یوگای­کشیدگی، آموزش­مقدماتی درباره افسردگی، تمرین مرور بدن و  چند تمرین شناخت­درمانی است که ارتباط بین خلق، افکار، احساس و حس­های بدنی را نشان می­دهد تمام این تمرین­ها، به نوعی توجه به موقعیت­های بدنی و پیرامون را در« لحظه­ی ­ حاضر»میسرمی­سازد و پردازش­های خودکار افسردگی­زا را کاهش می­دهد.  در این شیوه، منابع حسی مانندالگوهای معنایی است.  تمرین­های بدنی، باعث تغییر شکل مدل طرحواره می­ شود)تیزدل  و همکاران؛2000).

تصویر مرتبط با افسردگی در روانشناسی Psychological depression

در ذهن­آگاهی،  فرد در هر لحظه از شیوه­ ذهنی [12] آگاه می­ شود و مهارت­ های شناسایی شیوه ­های مفیدتر را فرا می گیرد.  برای ذهن، دو شیوه­ اصلی در نظر گرفته می­ شود: یکی«بودن[13]» و دیگری«انجام دادن[14]». در ذهن­آگاهی فرامی­گیریم که ذهن را از یک شیوه به سوی شیوه­ دیگر حرکت دهیم(کابات زین به نقل از سگال و همکاران،2002). ذهن­آگاهی مستلزم راهبردهای رفتاری، شناختی و فراشناختی ویژه برای متمرکز کردن فرایند توجه است که به نوبه­ی خود به جلوگیری از مارپیچ فروکاهنده­ی خلق منفی – فکر منفی – گرایش به پاسخ­های نگران کننده و رشد دیدگاه جدید و پدیدآیی افکار و هیجان­های خوشایند منجر می­ شود (سگال و همکاران،2002).

1.Baer

1.Crane

  1. 2. Mindfulness-Based Stress Reduction (MBSR)
  2. 3. Dialectical Behavior Therapy

4.Linehan

  1. Acceptance and Commitment Therapy

1.Mindfulness Based Relapse Prevention(MBRP)

2.Morone,Greco&Weiner

  1. Sample, Reid & Miller

4.Linden

5.Murdock

6.Mentak gear

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:59:00 ق.ظ ]




تعریف هویت

هویت از نظر لغوی به معنای ذات، وجود، فطرت، شخصیت و طبیعت هستی است (فرهنگ دهخدا ، 1383).

امروزه کمتر مفهومی است که به اندازه هویت ، واجد معانی متعدد باشد. هویت ، هم در زبان روزمره و هم در بحثهای دانشگاهی مورد  استفاده قرار می گیرد. وجود مفاهیم مترادف و یا نزدیک و مرتبط متعدد برای هویت (مانند من، ما، خود، درک از خود ، آگاهی از خود ، خود انگاره ، هویت خود ، ایگو ، سوپر ایگو ، و شخصیت) از همین جا سرچشمه می گیرد.

با این حال هویت مفهوم تازه ای نیست و حتی در این آموزه معروف در سر در معبد دافی یعنی “خودت را بشناس ” نیز به چشم می خورد. هرچند بدین ترتیب آشکار می گردد که هویت از آغاز تمدن ذهن انسان را به خود مشغول داشته اما بدون اغراق ، هیچ گاه رنگ کهنگی به خود نگرفته است. هویت هنوز هم مهمترین دغدغه انسان به حساب  می آید (محمدی و دهقان ،1383).

دانلود پایان نامه

هویت به 2 دسته تقسیم می شود: هویت ذاتی و هویت عرضی. جنسیت، محل تولد، خانواده، وابستگی قومی و نژادی، جزء هویت های ذاتی و وابستگی های سیاسی و صنفی، از هویت های عرضی است. آن بخش از قلمرو حیات که فرد خودش را با آن معرفی می کند و در قبال آن احساس تعهد و تکلیف می کند، هویت او را شکل می دهد.

درباره مفهوم و دامنه هویت دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. عده ای هویت را دارای 3 کارکرد اصلی می دانند:

  • افزایش توان گزینش
  • ایجاد امکان ارتباط با دیگران
  • نیروبخشی و نرمش پذیری انسان

این نرمش پذیری تا جایی است که می تواند هویت فرد را با جوهره ای ورای خود، یعنی واقعیت پیوند زند. هویت، با تقویت وجه تمایز فرد با دیگران مجموعه ای از خصایل فردی را در فرد پدید می آورد که جزیی از معنا و هستی او تلقی می شود که فرد به اعتبار آن و با اتکا به آن می تواند خود را از دیگران متمایز بداند و برای خود حق و قدرت انتخاب قائل شود و توان برقراری ارتباط با دیگران را در خود احساس نماید. همچنین بر اساس آن، به تنظیم نحوه تعامل با دیگران اقدام می نماید (سجادی ،1384).

اریکسون احساس داشتن هویت را سازماندهی پویا و خود ساخته از انگیزاننده ها، توانایی ها، باورها و تاریخ شخصی به صورت یک خود یکپارچه و مستقل که هدایت کننده مسیر در حال رشد زندگی فرد است می داند (دانشپور،1386). او احساس هویت را هماهنگی ادراک فرد از خویشتن با ادراک دیگران از او تعریف می کند و هویت یابی را در مقابل بحران هویت یا         بی هویتی پدیده ای روانی – اجتماعی می داند، که در دوره نوجوانی ظهور می یابد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

هویت قسمتی خودآگاه و قسمتی ناخودآگاه است و به زندگی فرد احساسی از یکسان بودن و پیوستگی می دهد. دوره شکل گیری و تحکیم هویت در طول دوران نوجوانی است، یعنی هنگامی که ویژگی های زیست شناختی و فرایندهای عقلی بایستی انتظارات اجتماعی مربوط به عملکرد مناسب بزرگسالی را برآورده سازند. هویت به گذشته وابسته و تعیین کننده آینده است. زیرا که در کودکی ریشه دارد و پایه و مبنایی است که وظایف زندگی آینده از طریق آن به ظهور        می رسند و به عنوان یک پدیده روانی – اجتماعی هم در فرد و هم در فرهنگ رایج ریشه دارد (اریکسون 1968 به نقل از کروگر1996).

-  self perception

- self awareness

-  self concept

- self identity

-  ego

- super ego

-  personality

-  dephi Temple

-  know they self

- Ericson, E.

- Kroger, J

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:59:00 ق.ظ ]