آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


خرداد 1400
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        



جستجو


آخرین مطالب


 



    • در ایده مدیریت منابع انسانی مبتنی بر شایستگی ، شایستگی های معنوی جایگاهی ندارد در صورتیکه در دیدگاه امام علی(ع) خیرخواهی راه خدا و پیامبر و امام از مولفه های مهم شایستگی و شایسته گزینی است. حضرت به مالک اشتر می فرماید: از ارتشیان آن کس را ریاست ده که در نظرت بیش از همه خیرخواه راه خدا و پیامبر و امام است.(نهج البلاغه، نامه ۵۳).

عکس مرتبط با منابع انسانی

 

    • ایده شایستگی محدود به فهرستی از شایستگی هایی است که از مشاهده عملکرد رضایت بخش یا فوق العاده کارکنان در یک حرفه یا شغل خاص ناشی می شود این مدل می تواند شایستگی های مورد نیاز کارکنان را برای بهبود عملکردشان در شغل فعلی و یا برای آماده کردن آنها برای مشاغل دیگر از طریق ارتقاء و …. تعیین نماید. در صورتی که در دیدگاه امام علی(ع) مسئولیت را نمی توان به هر فردی واگذار کرد زیرا در سپردن مسئولیت، تخصص و عملکرد رضایت بخش یا فوق العاده شرط لازم است ولی شرط کافی نمی تواند باشد بلکه غیر از آن دو شرط ، شرط دیگری هم نیاز است و آنهم ایمان، کفایت و توانایی است منظور از کفایت آن توان و برجستگی ویژه ای است که در محدوده مسئولیت هماهنگی های لازم را ایجاد می کند تا مشکلات پیش آمده را از سر راه بردارد و ضعفها را تقلیل دهد و قوتها را افزایش دهد و در یک جمله ایمان و تخصص را در خارج از ذهن با یکدیگر در آمیخته و به آن نمود عینی بخشد. حضرت علی(ع) در ضمن سفارشاتی که در امر کشور داری به مالک اشتر دارد یکی از شرایط واگذاری مسئولیت را کفایت کارگزار می داند این معنا را از سخن جامع و زیبای مولای متقیان می توان استنباط کرد. ای مالک در بکارگیری کارمندان و مدیرانی که باید زیر نظر تو کار کنند هیچگونه واسطه و شفاعتی را نپذیر مگر شفاعت کفایت و امانت را (نهج البلاغه نامه ۵۳) و در جای دیگر می فرماید: اما بعد، بی گمان این روش که مرد مأموریت و مسئولیت خویش را تباه کند و درگیر کارهای دیگر شود که مسئولیت آن را ندارد. سند ناتوانی بشمار آید و بیانگر اندیشه ای ویرانگر باشد( نهج البلاغه ، نامه ۶۱)

 

۶- تفاوت نظریه تشکیل سرمایه انسانی با دیدگاه امام علی(ع):
به نظر می رسد تفاوت اصلی این نظریه با دیدگاه امام علی(ع) نیز عدم توجه این نظریه به ابعاد معنوی و ارزشهای والای انسانی و الهی و تأکید بیش از اندازه بر قدرت و مزیت رقابتی انسان است.
سوال ۴- تشابه دیدگاه امام علی(ع) با دیدگاه های مدیریت منابع انسانی معاصر چیست؟

دیدگاه های معاصر منابع انسانی
تشابهات دیدگاه های مدیریت منابع انسانی معاصر با دیدگاه امام علی(ع)
دیدگاه امام علی(ع) در مورد مدیریت منابع انسانی

شکل ۴-۴ مدل مفهومی تشابه دیدگاه امام علی(ع) بادیدگاه های مدیریت منابع انسانی معاصر

۱-نظریه مدیریت علمی تیلور و تشابه آن با دیدگاه امام علی(ع):
نظریه تیلور بر اصول اساسی زیر مبتنی است:

 

  • انتخاب علمی و کارشناسانه افراد.

 

  • برنامه ریزی دقیق برای کار و آموزش درست به افراد.

 

او ضمن تأکید بر کیفی سازی کار بر افزایش حقوق و دستمزد کارکنان نیز اصرار دارد و معتقد است این امر به افزایش کمیت و کیفیت کار می انجامد، در مدیریت علوی نیز بر عناصر مطلوب و سازنده مدیریت علمی تاکید شده چنانچه حضرت در عهد نامه خود به مالک اشتر توصیه می نماید. حقوق کارکنان را بیفزای ، این کار مایه توانایی بر اصلاح خودشان می گردد و موجب بی نیازی آنها از مردم می شود( نهج البلاغه، نامه ۵۳) و همچنین امام بر انتخاب دقیق افراد برای تصدی مسئولیت تاکید نموده و می فرماید: در امور کارکنانت بیندیش و پس از آزمایش به کارشان بگمار و با میل شخصی و بدون مشورت، با دیگران آنها را به کاری مگمار( نهج البلاغه ، نامه ۵۳)
همچنین امام، آموزش کارکنان و افراد تحت فرمان را یکی از ضروریات می داند که در نظریه تیلور نیز به آن توجه شده است.
۲- وجوه تشابه نظریه y,x مک گریگور با دیدگاه امام علی(ع):
با توجه به مفروضاتی که بر نظریه x حاکم است و به خاطر نگاه مستبدانه به انسان هیچ شباهتی به دیدگاه آن حضرت ندارد ولی نظریه yکه بر اساس مفروضات آن مدیران نگرش مثبتی به کارکنان داشته و رفتاری مسالمت آمیز و رابطه مدارانه با کارکنان خود دارند و کمتر از کنترل مستقیم بهره می برند وجوه تشابه قابل قبولی با دیدگاه امام علی(ع) در حوزه منابع انسانی دارد از جمله وجوه تشابه آن با دیدگاه آن حضرت می توان به موارد زیر اشاره کرد:.
الف) تشویق و استفاده از مشوقهای درونی شغل: با توجه به تاکید این نظریه به استفاده از مشوقهای درونی شغل ملاحظه می شود در دیدگاه امام علی(ع) نیز ضمن توصیه به تشویق و نقش آن در جذب نیروها می فرمایند: خواسته های ایشان ( کارکنان) را برآور و همواره از آنان ستایش نمای و از رنجی که تحمل کرده اند یاد کن زیرا یادآوری مکرر از کارهای شایسته آنان شجاع را به جنب و جوش آورد و وامانده را ترغیب به کار کند انشاء الله( نهج البلاغه، نامه ۵۳)
ب) استفاده از ساز و کارهای کنترل درونی: کنترل درونی و استفاده از آن یکی از مفروضات این تئوری محسوب می شود. حضرت علی(ع) نیز می فرماید : از خودت مراقبی برخویشتن قرار بده.( غرر الحکم، حدیث ۲۴۲۹).
ج) توقع حصول نتایج بلند مدت: حضرت علی (ع) می فرماید: چشم و دل انسان خردمند پایان کارش را می بیند و نشیب و فراز خویش را می شناسد.(نهج البلاغه، خطبه ۱۵۴).
۳- تشابه نظریه های معاصر انگیزش منابع انسانی با دیدگاه امام علی(ع):
با توجه به مطالعه انجام شده ملاحظه می شود که تشابه بسیاری میان نظریه های انگیزشی منابع انسانی با دیدگاه امام علی(ع) وجود دارد که به اهم آنها اشاره می شود:
الف) انگیزه های مادی: هم در نظریه های معاصر انگیزشی و هم در دیدگاه امام علی(ع) تقویت انگیزه های مادی کارکنان مورد تأکید قرار گرفته است. به گونه ای که آن حضرت می فرماید: معاش و احتیاجات آنان (کارگزاران) را بصورت کامل برآورده کن چون رسیدگی کامل به حال کارمندان موجب تقویت و پشتوانه ای برای پاکی و صیانت و اصلاح نفوسشان می باشد و بر این اساس امین می گرداند( نهج البلاغه ، نامه ۵۳) .
ب) تقویت انگیزه های فردی: همچنان که در نظریه های انگیزشی معاصر مورد تأکید است. امام علی(ع) نسبت به تقویت انگیزه های فردی بسیار اهمیت قائل بوده و بعنوان مثال به یکی از کارگزاران خود می نویسد: تو را والی جائی قرار دادم که هزینه آن بر تو آسانتر و حکومت آن برایت جالبتر است( نهج البلاغه، نامه ۳۴).
ج) تقویت انگیزه های اجتماعی: با توجه به تأکیدات نظریه های انتظار و برابری به تقویت انگیزه های معطوف به فرایند انگیزه،حضرت علی(ع) در این زمینه ضمن تاکید بر این موضوع به مالک اشتر می فرماید: با خود به انصاف رفتار کن، انصاف را از جانب خودت، نور چشمی ها و هوادارانت رعایت کن نکند با پیشه ساختن خود محوری نور چشم گیری و باند بازی و رفیق پروری بر مردم ستم روا داری. … (نهج البلاغه، نامه ۵۳).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
و یا حضرت امام علی(ع) در نامه ای به یکی از کارگزارانش ضمن توجه دادن او به انگیزه های اجتماعی او را به مساوات با مردم دعوت می فرماید: تساوی در بین آنها حتی در نگاهت را مراعات کن( نهج البلاغه ، نامه ۲۷).
۴-نظریه چستر بارنادر و شباهت های آن با دیدگاه امام علی ( ع ) در حوزه منابع انسانی :با توجه به اعتقاد بارنارد، افراد در سازمان انگیزه های مالکیتی مانند قصد داشتن ، خواستن و برخی جنبش های درونی دارند که مدیر اجرایی وظیفه دارد این انگیزه ها را با اهداف سازمان تطبیق داده و با کمک برخی پاداش های پیشنهادی به اصلاح و تغییر نگرش های نادرست بپردازد .
با ملاحظه سیره امام علی ( ع ) می بینیم که آن حضرت تقویت انگیزه های کارگزاران در جهت تطبیق آن با اهداف حاکمیت را مورد تاکید قرار داده است . براساس آنچه که در منشور جاودانه علی ( ع) مطرح شده و وظایفی که برای مدیر ذکر فرموده اند از قبیل :

 

        1. مهربانی همه جانبه به کارگزاران همچون مهربانی پدر و مادر خانواده نسبت به فرزندان

       

        1. نیرو بخشیدن به کارگزاران به طوری که مدیر از هیچ چیزی که باعث قدرت یافتن آن ها می شود دریغ نکند و آنچه را که موجب تقویت و نیرومندیشان می گردد فراهم نماید .

       

      1. توجه دائمی نسبت به کارگزاران بدین معنی که مدیر همواره از حال کارگزاران و مسائل زندگی آنان آگاه باشد به آن ها لطف و محبت داشته باشد تا ارزش های انسانی و علاقه آنان جهت نیل به اهداف الهی تقویت شود .
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1400-03-22] [ 01:33:00 ب.ظ ]




هر چه از سطح ضعیف فرضیه به سمت سطح قوی آن پیشرفت حاصل شود، انواع مختلف تحلیل های سرمایه گذاری در تعیین مرز بین سرمایه گذاری های سودآور و غیر سودآور اثر خود را از دست می دهند و کم رنگ تر می شوند.
اگر شکل ضعیف معتبر باشد، تحلیل فنی[۵۰] یا تحلیل نموداری قیمت سهام بی اثر می شود. وقتی حرکت قیمت سهام از الگوی خاصی تبعیت میکند، استفاده کننده از نمودار (نمودارگر) نتیجه می گیرد که سهام در آینده جهت معینی خواهد داشت. در واقع، نمودارگر از فنون مختلف برای ارزیابی سری زمانی قیمت های قدیم سهام سود می جوید تا قیمت های آینده سهام را برآورد کند. اگر شکل ضعیف بازار کارا برقرار باشد، اطلاعاتی در قیمت های گذشته سهام وجود ندارد که برای پیش بینی آینده کارساز شود. هر اطلاعی که بوده توسط هزاران نمودارگر ماهر در مناطق مختلف تحلیل شده و به اتکای آن تحلیل ها، روی آنها خرید و فروش صورت گرفته است. از این رو، قیمت سهام به سطحی می رسد که در برگیرندهی همه اطلاعات مفید منعکس در قیمت های گذشته سهام است.
پایان نامه ها
اگر شکل نیمه قوی بازار کارا مورد نظر باشد، تا زمانی که تحلیل ها به اطلاعات عام منتشر شده متکی است، با هیچ تحلیلی نمی توان بازدهی بهتر از بقیه بدست آورد مثلا تحلیل صورت های مالی شرکت، دیگر تحلیل کارساز نبوده و نمی تواند به تمایز بین سرمایه گذاری سودآور و غیر سودآور منجر شود. به عبارت دیگر از آنجایی که این صورت ها را قبلا هزاران تحلیل گر دیگر مورد بررسی قرار داده اند، آن تحلیل گران به اتکای آنچه یافته اند، عمل کرده اند و قیمت جاری سهام، اکنون بازتاب تمام اطلاعاتی است که در صورت های مالی یافت می شود. همین مساله در مورد سایر منابع اطلاعات عمومی منتشر شده صدق می کند.(عربی،۱۳۸۴)
۲-۲-۶: مطالعات صورت گرفته بر روی کارایی بازار
تاثیر بازار اوراق بهادار در توسعه اقتصادی یک کشور غیر قابل انکار است و وظیفه اصلی این بازار، به حرکت انداختن موثر سرمایه ها و تخصیص بهینه منابع می باشد؛ لذا در سالهای اخیر، تحقیقات تجربی بسیار زیادی در رابطه با تشخیص وضعیت بازار سرمایه صورت گرفته است. با بررسی تحقیقات انجام شده دریافت می شود؛ که با حضور چارتیست ها یا نمودارگراها و تحلیل گران ارزش ذاتی و ارائه نظراتشان، مساله کارایی بازار سرمایه، مورد توجه بسیاری قرار گرفته است. محققان با به کار گرفتن روش های همبستگی پیاپی، مقایسه تابع توزیع بازده سهام با توابع توزیع شناخته شده، قاعده فیلتر، آزمون گردش ها و آزمون های دیگر، سعی در آزمون کارایی بازار داشته اند و در دهه آخر بیستم با به کارگیری تکنیک های شبکه عصبی، همبستگی غیر خطی و آزمون های چند متغیره، آزمون های کارایی بازار وارد مرحله جدیدی گردید و اکثر مطالعات صورت گرفته در این دوران، عدم کارایی بازار اوراق بهادار را نشان می دهد.(خالوزاده،۱۳۷۷)
عکس مرتبط با اقتصاد
در ایران هم کارایی بازار بورس اوراق تهران مورد مطالعه قرار گرفته است و محققین با کاربرد روش های همبستگی پیاپی، آزمون های نرمالیته، قاعده فیلتر و آزمون گردش ها، عدم کارایی بازار را در سطح ضعیف نشان داده اند.
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
۲-۲-۷: مطالعات تجربی سطح ضعیف کارایی در بورس اوراق بهادار تهران
تحقیقات انجام شده در مورد کارایی ضعیف بازار بورس اوراق بهادار تهران، عدم کارایی این بازار را به اثبات رسانیده است. با وجود این روند، بازار بورس در آینده می تواند عدم کارایی بازار را دستخوش تحول قرار دهد.
در سال ۱۳۷۱ در ایران مطالعه ای جهت آزمون کارایی بازار در سطح ضعیف انجام شد. در این مطالعه ۱۷ شرکت در دوره ۱۳۷۰-۱۳۶۸ در نظر گرفته شدند. روش مورد استفاده در این تحقیق آزمون گردشها بوده است. این مطالعه در نهایت عدم کارایی بازار بورس اوراق بهادار را در سطح ضعیف نشان داده است.(نصرالهی,۱۳۷۱)
مطالعه دیگری با بهره گرفتن از روش های خود همبستگی و آزمون گردش ها در مورد قیمت ۵۰ شرکت برای دوره ۱۳۷۲-۱۳۶۸ صورت گرفته است. نتیجه این تحقیق عدم کارایی بازاربورس تهران را در سطح ضعیف نشان داده است. (فدایی نژاد،۱۳۷۳و۱۳۷۴)
نمازی در سال ۱۳۷۴ تحقیقی در جهت آزمون کارایی بازار بورس در سطح ضعیف و با روش های ضریب همبستگی پیاپی آزمون های نرمالیته و قاعده فیلتر و روش فربد- نگهداری انجام داده است در این تحقیق داده های تحت بررسی قیمت روزانه و هفتگی ۴۰ شرکت در دوره ۱۳۷۳-۱۳۶۸ بوده است، نتیجه این تحقیقات عدم کارایی بازار بورس در سطح ضعیف است.(نمازی،۱۳۷۵)
۲-۲-۸: روش های پیش بینی
در ادبیات موضوع، روش های پیش بینی گوناگونی وجود دارد که رهیافت های گوناگونی از غیر رسمی ترین راه ها (مانند: مطالعهی نمودار نوسانات بازار) تا رسمی ترین آنها (مانند:رگرسیون خطی یا غیر خطی) را شامل می شود. این تکنیک ها بر اساس نوع ابزار و نوع داده های مورد استفاده به چهار گروه طبقه بندی می شوند:

  1. روش های تحلیل فنی[۵۱]
  2. روش های تحلیل بنیادی[۵۲]
  3. روش های پیش بینی سری زمانی کلاسیک[۵۳]
  4. روش های هوشمند (یادگیری ماشینی)[۵۴]

نقطه مشترک این روشها، پیش بینی کردن و منفعت بردن از رفتار آیندهی بازار می باشد. هیچ یک از این روشها به عنوان روش صحیح و مسلط در دنیای سرمایه ­گذاری معرفی نشده اند. در ادامه در مورد هر یک از این روشها، ورودی ها و خروجی های آنها توضیح داده می شود. (عباس پور، ۱۳۸۱)
۲-۲-۸-۱: تحلیل فنی
آنالیز فنی روش پیش بینی زمان مناسب برای خرید و فروش یک سهم می باشد. این روش توسط افرادی که روند حاکم بر بازار را روندی روانی می دانند، دنبال می شود. از دیدگاه آنها قیمت سهام در بازار با توجه به عکس العمل سرمایه گذاران به نیروهای مختلف حرکت می کند. تحلیل گران فنی با بهره گرفتن از نمودارهای داده های فنی از قبیل: قیمت، حجم مبادله، پایین ترین و بالاترین حجم مبادله در هر پریود مبادله برای پیش بینی جهت حرکت سهام در آینده استفاده می نمایند. نمودارگرها از نمودار قیمت برای کشف روندهایی استفاده می کنند که بر اساس مسائل عرضه و تقاضا می باشند و اغلب دارای الگوهای سیکلی یا قابل توجه می باشند. از مطالعه این نمودارها قوانین تبادل استخراج شده و در بازار مورد استفاده قرار می گیرد. نمودارگرها معتقدند که بازار ۱۰% منطقی و ۹۰% روانی عمل می نماید. روش تحلیل فنی، یک روش عادی و عمومی برای پیش بینی بازار می باشد عیب عمده این روش، استخراج قوانین تبادل از نمودارها می باشد که به شدت وابسته به قضاوت ذهنی است و در نتیجه تحلیل گران مختلف می توانند قوانین تبادل مختلفی را از نمودارهای یکسان برداشت نمایند.
۲-۲-۸-۲: تحلیل بنیادی
تحلیل گرانی که از این روش استفاده می نمایند، از داده های بنیادی برای به دست آوردن تصویری شفاف از شرکتی که می خواهند در آن سرمایه گذاری نمایند، بهره می گیرند. هدف تحلیل گران بنیادی تعیین مقدار ذاتی داراییای است که در آن سرمایه ­گذاری می کنند. آنها این مقدار را بر اساس مطالعه متغیرهایی از قبیل رشد، سود تقسیمی سهام، نرخ بهره، ریسک سرمایه گذاری، سطح فروش، نرخ مالیات و غیره تعیین می نمایند و سپس از قانون مبادله زیر استفاده می نمایند:
اگر ارزش ذاتی دارایی بیشتر از ارزش بازاری آن باشد در آن سرمایه گذاری کن در غیر این صورت نه. در واقع تحلیل گران بنیادی معتقدند که بازار ۹۰% منطقی و ۱۰% روانی است.
تحلیل بنیادی به منظور پیش بینی بازار بر اساس افق بلند مدت می باشد زیرا داده هایی که به منظور تعیین مقدار ذاتی یک دارایی استفاده می شوند روزانه نیستند.
۲-۲-۸-۳: پیش بینی های سری زمانی کلاسیک
در روش های پیش بینی سری های زمانی کلاسیک، داده های تاریخی را تجزیه و تحلیل می نمایند و سعی می کنند مقادیر آینده یک سری زمانی را بر اساس ترکیب خطی از داده های تاریخی تقریب بزنند. دو نوع از پیش بینی سری های زمانی کلاسیک وجود دارد:

  1. رگرسیون یک متغیره
  2. رگرسیون چند متغیره

روش رگرسیون، عمومی ترین ابزار برای پیش بینی سری های زمانی در اقتصاد سنجی می باشد. برای استفاده از این روش ابتدا مجموعه ای از عواملی که سری تحت پیش بینی را متاثر می نمایند، تشکیل می شود. این عوامل به متغیر توضیحی معروفند. سپس یک نگاشت بین مقادیر و مقادیر سری زمانی صورت می گیرد.
روش های باکس جنکینز[۵۵] از مهم ترین و پراستفاده ترین روش های سری زمانی کلاسیک در جهت مدل کردن و تجزیه و تحلیل نمودن سری های زمانی می باشد. باکس و جنکینز سیستمی شامل یک یا چند ورودی و یک خروجی را برای تشریح روال سری زمانی پیشنهاد می کند. شکل زیر این سیستم فرضی را نشان می دهد:
ترکیب
شده
شکل ۲-۱: سیستم فرض مشتمل بر چند سری زمانی ورودی و یک سری زمانی خروجی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:32:00 ب.ظ ]




به‌طور کلى بین ابهام و تشابه، ملازمه‏اى وجود ندارد و مواردى که نیازمند تفسیر است، غیر از مواردى است که نیازمند تأویل مى‏باشد. تفسیر، عبارت است از پرده برگرفتن از عبارتى مشکل، یعنى مبهم، أعم از این‌که متشابه باشد و یا نباشد و تأویل، عبارت است از بازگرداندن کلام به یکى از مفاهیم عقلانى که دربردارد، اگرچه مفهوم کلام از جهت ظاهر آن روشن باشد. براى آشکار کردن تفاوت بین متشابه و مبهم، توضیح بیشترعوامل تشابه ـ که اصولاً با عوامل ابهام تفاوت دارد ـ ضروری به نظر می‌رسد. زیرا تفاوت بین تشابه و ابهام آیه، از تفاوت عوامل تشابه و ابهام سرچشمه مى‏گیرد.»[۲۰۵]
دانلود پایان نامه

 

۳-۲-۱-علل و عوامل ابهام از دیدگاه آیت‌الله معرفت

 

«الف)نامأنوس بودن کلمه، در عرف عامه‌ی مردم؛ این‌گونه کلمات، به آن دلیل ناآشنا است که خاص برخى از قبایل است و در قبایل دیگر به کار برده نمى‏شود و قرآن براى پیدایش وحدت در لغت، همه‌ی لغات عرب را به کار برده است، مانند: «صلدا» به معنى «نقیا» در لغت قبیله‌ی هذیل. و «الإملاق» به معنى «الجوع» در لغت لخم. و «المنساه» به معنى «العصا» در لغت حضرموت. و «الودق» به معنى «المطر» در لغت جهرم. و «بست» به معنى «تفتتت» در لغت کنده. به علت وجود همین لغات در قرآن است که کتاب‌هاى بسیارى، در تفسیر این لغات به نام «غریب القرآن» نوشته شده است.
ب)اشاره‏اى زودگذر، به مطلب و موضوعى در لابه‌لاى برخى از آیات، که درک آن، نیازمند بررسى آداب و رسوم و مراجعه به تاریخ است. مانند: کلمه‌ی «النسى‏ء» در آیه‌ی ۳۷ از سوره‌ی توبه:(إِنَّمَا النَّسِیءُ زِیَادَهٌ فِی الْکُفْرِ… )تأخیر ماه حرام افزودن در کفر است. هم‌چنین آیه‌ی ۸۹ از سوره‌ی بقره:(…وَلَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْاْ الْبُیُوتَ مِن ظُهُورِهَا… )نیکى آن نیست که به خانه از پشت آن‌ ها درآیید. که چرا ورود به خانه‏ها از پشت آن نهى شده است؟ یا تعبیرهاى مجملى که شناخت تفصیلى آن‌ ها، نیازمند رجوع به سنت و گفته‏هاى گذشتگان است، مانند: (أَقِیمُواْ الصَّلاَهَ) و (آتُواْ الزَّکَاهَ) و (لِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ).
ج)سخنان کلى و عامى که داراى معانى و مفاهیمى هستند که ‏مقصود از آن‌ ها، جز با مراجعه به متخصص به دست نمى‏آید، مانند: (دَابَّهً) در آیه‌ی ۸۲ از سوره‌ی نمل: (…أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّهً مِّنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ… )جنبنده‏اى از زمین براى آن‌ ها خارج مى‏کنیم که با آن‌ ها سخن گوید. و هم‌چنین (بُرْهَانَ) در آیه‌ی ۲۴‌ از سوره‌ی یوسف: (…لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ… )و (یوسف) اگر برهان خدایش را نمى‏دید.
د)استعاره‏هاى مشکل، که فهم آن نیازمند بررسى و اندیشیدن دقیق است. مانند آیه‌ی۶۵ از سوره‌ی یس: (الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُکَلِّمُنَا أَیْدِیهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ… )امروز بر دهان‌هاى آن‌ ها مُهر می‌زنیم، دست‌هایشان با ما سخن مى‏گوید و پاهایشان به آن‌چه مى‏کردند گواهى مى‏دهند. از این جهت است که «راغب اصفهانى» مى‏گوید: تفسیر یا درباره‌ی کلمات و الفاظ نامأنوس است، مانند: (البحیره) و (السایبه) و (الوصیله)، یا درباره‌ی آغاز عبارات موجز و مختصر که روشن شدن مفهوم آن نیازمند شرح است، مانند: (أَقِیمُواْ الصَّلاَهَ) و (آتُواْ الزَّکَاهَ).
حال روشن می‌گردد که علل و عوامل ابهام، غیر از علل و عوامل تشابه است که مفهوم آن با تأویل قابل قبول، مشخص مى‏شود. بنابراین، هیچ‌یک از این دو، با دیگرى مشتبه نخواهد شد، هرچند که از نظر لفظ در پوشیده بودن مقصود مشترکند.»[۲۰۶]
آیت‌الله جوادی آملی به بحثی مستقل درباره‌ی ابهام نپرداخته‌اند.

 

 

 

۳-۲-۲-علل و عوامل تشابه از دیدگاه آیت‌الله معرفت[۲۰۷]

 

مهم‌ترین عوامل تشابه، دقت معنى و بالا بودن سطح تعالى آن از سطح فهم عامه‌ی مردم است. علاوه بر ظرافتى که در تعبیر، و استحکامى که در بیان آن به کار رفته است. چنان‌که در آیه‌ی ۳۵ از سوره‌ی نور آمده است:( اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ… )خدا نور آسمان‌ها و زمین است. که در این آیه، ذات مقدس خداوند به نور تشبیه شده است و این دقیق‏ترین تعبیر، در نزدیک کردن ذات مقدس الهى، به فهم و عقل عامه‌ی مردم است، زیرا اگر به توده‌ی مردم گفته شود که خداوند ماهیتى ندارد، او نه جسم است و نه خاصیت‌هاى جسم در اوست، پاسخ پرسش آنان درباره‌ی موجودى که وجود او مورد اعتراف واقع شده، چگونه موجودى است که نه جسم است و نه داراى ماهیت، آنان را قانع نخواهد کرد. ولى اگر به آنان گفته شود که او نور است، قانع مى‏شوند، در عین آن‌که پاسخ نیز درست است و راسخان در علم‏ بدان آگاه هستند. زیرا همان‌گونه که نور (در محسوسات) ذاتاً قابل درک نیست و تنها از روشنایى بخشیدن به اشیاء، قابل احساس است، وجود خداى متعال نیز (در نامحسوس) درک نمى‏شود و تنها از طریق افاضه‌ی وجود بر موجودات، قابل درک است. خداى متعال ذاتاً درک نمى‏شود و از خلال هر موجودى متجلى مى‏گردد. مانند نور که علت درک اشیاء مى‏باشد، ولى دیده‏ها از درک خود نور ناتوانند.

 

۳-۲-۳-منشأ تشابه در قرآن از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی

 

آیت‌الله جوادی آملی نیز منشأ تشابه را در عالم طبیعت جستجو می‌کند. زیرا به نظر ایشان، تشابه ذاتی نیست، بلکه بعد از نزول و به خاطر یک‌سری عوامل مادی و طبیعی که بعد از نزول به قرآن عارض شده، این تشابه به وجود آمده است.
«برخی معارف قرآن درباره‌ی ماورای طبیعت است که خارج از حس ماده می‌باشد و فهم مردم عادی، وقتی به آن‌ ها برخورد می‌کند، دچار اشتباه می‌شود و نمی‌تواند معنایی غیر مادی برای آن تصور کند، مثل آیه‌ی ۱۴ از سوره‌ی مبارکه‌ی فجر.[۲۰۸] آیات مربوط به قوانین اجتماعی و احکام فرعی، گاهی به دلیل تغییر وضع مصالح اجتماعی که احکام دینی بر اساس آن تشریع می‌شود، تغییر می‌یابد. و چون قرآن به تدریج نازل شده، قهراً آیات مربوط به قوانین اجتماعی و فرعی دست‌خوش تشابه و ناسازگاری می‌شود و با ارجاع به آیات محکم تشابه آن‌ ها برطرف می‌شود.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
تشابه همانند کف روی سیلاب است. یعنی مقصود بالعرض و لازم طبیعی آیات نازل به شمار می‌رود. چون پایان نزول قرآن سطح جامعه و سمع مردم غیر معصوم است، لازم چنین تنزلی کف تشابه گرفتن است. پس کسی آیات قرآن را متشابه نکرد. بلکه دامنه‌ی نزول فرودین آن، لازم طبیعی دارد و آن تشابه است.»[۲۰۹]
در عین اختلاف در تعابیر، هر دو دانشمند دیدگاه یکسانی در خصوص منشأ تشابه در قرآن، ارائه داده‌اند.

 

 

 

 

۳-۳-محکم و متشابه در قرآن

 

دو واژه‌ی محکم و متشابه در موارد متعدد و معانی مختلفی در قرآن به کار رفته‌اند، اما در یک نگاه ابتدایی در سه آیه از آن، ممکن است تضاد به نظر آید؛ قرآن در اولین آیه از سوره‌ی هود مى‏فرماید: (…کِتَابٌ أُحْکِمَتْ آیَاتُهُ… )این کتابى است که آیه‏هاى آن از طرف خداى حکیم و دانا محکم شده؛ از این آیه چنین استفاده مى‏شود که تمام آیات قرآنى از محکمات هستند. لیکن در سوره‌ی زمر، آیه‌ی ۲۳ مى‏فرماید: (اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِیَ… )خدا بهترین کلام را نازل کرده است، کتابى متشابه و ملتئم؛ که استفاده مى‏شود همه‌ی قرآن متشابهات است. و از بیان الهى در آیه‌ی ۷ سوره‌ی آل عمران: (هُوَ الَّذِیَ أَنزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُّحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ… )اوست که این کتاب را بر تو نازل کرده، قسمتى از آن، آیات محکم هستند، آن‌ ها اساس این کتابند و قسمتى دیگر متشابه مى‏باشند؛ به دست مى‏آید که آیات قرآنى دو گونه‏اند، بعضى محکمات و برخى متشابهاتند.
در نگاه ابتدایى، ممکن است به نظر آید که آیات فوق با یک‌دیگر تنافى دارند، لذا مفسران مطالبی را پیرامون ناهمگونی ظاهری این سه آیه بیان داشته‌اند که به ذکر برخی از آن‌ ها می‌پردازیم:
الف-در دیدگاه برخی مفسران و اندیشمندان،[۲۱۰] منظور از احکام همه‌ی قرآن این است که تمامی آن دارای نظمی پایدار و بیانی قاطع و محکم است و منظور از متشابه بودن همه‌ی قرآن این است که تمامی آیاتش از نظر نظم و بیان و هدایت و داشتن نهایت درجه‌ی استواری و بلاغت و اعجاز و نداشتن هیچ نقطه‌ی ضعف و تناقض شبیه به هم هستند.
ب-در این مورد شیخ طوسى بیانى دارد و مى‏نویسد: «بین این چند آیه تناقض، تعارض و تنافى نیست، زیرا آیه‌ی اول دلالت دارد که در قرآن، اختلاف و تناقض راه ندارد، لذا تعبیر به محکمات شده است و آیه‌ی دوم تشابه بعضى آیات به بعضى دیگر را مى‏رساند و اما آیه‌ی سوم مى‏فهماند که مفهوم بعضى از آیات قابل درک بوده و مقصود بعضى آیات را نمى‏توان دریافت و معناى محکم و متشابه در آیات ثلاثه چیزى جز این نیست که بیان شد. پس بر این اساس تنافى مرتفع است».[۲۱۱]
ج-در دیدگاه صاحب «المنار»، محکم بودن همه‌ی قرآن از این جهت است که تمامی آیاتش دارای حکمت است.[۲۱۲]
د-بر اساس دیدگاهی دیگر،[۲۱۳] محکم بودن تمامی قرآن به این معنی است که از جهت اعجاز و دلالت، هیچ‌گونه کاستی در آن راه ندارد. و توصیف تمام قرآن به متشابه از این روست که تمامی آیات آن بنابر مصلحتی نازل شده و دلیلی بر نبوت پیامبر می‌باشد.
ه-سیوطی نیز در «الاتقان» چنین می‌گوید: «مقصود از محکم بودن تمام آیات قرآن استحکام و اتقان قرآن است، به طوری‌که هیچ‌گونه تناقض و اختلافی در آیات راه ندارد، و مقصود از متشابه بودن همه‌ی آیات قرآن، این است که همه‌ی آیات در حق و صدق و اعجاز به هم شباهت دارند.»[۲۱۴]

 

۳-۳-۱-محکم و متشابه در قرآن از نگاه آیت‌الله معرفت

 

آیت‌الله معرفت در مورد آیه‌ی ۱ از سوره‌ی هود می‌نویسد: «در سوره‌ی هود آمده: (کِتَابٌ أُحْکِمَتْ آیَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ )یعنی آیات قرآنى تماماً حساب شده و با کمال دقت و بر پایه‏اى مستحکم استوار گردیده، آن‌گاه در بخش‏هاى گوناگون بر پیامبر اسلام‏ نازل گردیده است. لذا احکام به این معنا تمامى آیات قرآن را دربر مى‏گیرد.»[۲۱۵]
و در مورد آیه‌ی ۲۳ از سوره‌ی زمر می‌نویسد: «در آیه‌ی (اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِیَ… )مقصود، همانند بودن آیات قرآن است، که در سبک و شیوه‌ی بیان، و ایجاز و ایفاء و فصاحت و قوّت کلام، یکنواخت بوده، هرگز سستی و فتوری در روند کلام رخ نداده. و این از ویژگی‌های سخن حق است. تشابه در این آیه با تشابه در آیه‌ی ۷ از سوره‌ی آل ‌عمران متفاوت است، همه‌ی آیات و سور قرآنى، زیبا و فریبا با محتوایى بلند و بیانى رسا جلوه‏گر شده‏اند. تفاوت و اختلافى در میان نیست و این خود شاهد بر صدق کلام خدا است. لذا این تشابه (به معنی یکنواخت بودن آیات) وصف تمامی کتاب قرار گرفته. ولی تشابه در مقابل احکام صرفاً وصف برخی از آیات است.»[۲۱۶]

 

۳-۳-۲-محکم و متشابه در قرآن از نگاه آیت‌الله جوادی آملی

 

«محکم، گاهی در مقابل متشابه است: (…مِنْهُ آیَاتٌ مُّحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ… )(آل‌عمران/۷) و «محکمات» آیاتی هستند که در دلالتشان ابهامی نیست، چون یا صریح‏اند و احتمال خلاف در آن‏ها نیست؛ یا ظاهرند و به احتمال خلافشان اعتنایی نیست؛ و زمانی محکم در برابر مفصّل است: (الَر کِتَابٌ أُحْکِمَتْ آیَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ )(هود/۱) اِحکام در برابر تفصیل، یعنی آیات قرآن که همه متقن‏اند، به صورت سوره سوره و آیه آیه از هم جدا شده‏اند، محکم در این آیه به معنای بسیط و غیر مفصل است، نه در مقابل متشابه.»[۲۱۷] ایشان با تفکیک تشابه کل قرآن و تشابه در مقابل محکم می‌گوید: «متشابه اگر وصف برای قرآن باشد، به این معنی است که همه‌ی آیات وحی در تأمین هدف واحد، هماهنگ و هم‌گونند و اگر در برابر محکم باشد، وصف برای بعضی آیات است که معنای آن‌ ها به غیر می‌ماند.»[۲۱۸]
«دو کاربرد واژه‌ی متشابه در قرآن چنین است:
۱-گاه به معنی شبیه است؛ مانند میوه‌ها در آیه‌ی ۱۴۱ از سوره‌ی مبارکه‌ی انعام.[۲۱۹] آیات قرآن نیز در کلام حق بودن، اعجاز، برهانی بودن و حکمت بودن، هم‌گون و شبیه هم هستند. تشابه در آیه‌ی ۲۳ از سوره‌ی مبارکه‌ی زمر،[۲۲۰] وصف تمام قرآن است.
۲-گاهی نیز به معنی شبهه برانگیز به کار رفته که اذهان ساده را به دام می‌اندازد و دست‌آویز مناسبی برای فتنه جویان و منحرفان است: (…فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَهِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ… )(آل عمران/۷)، این تشابه وصف برخی از آیات قرآن است. به این معنا که برخی از آیات قرآن دارای چند معناست که برخی از معانی آن سالم و برخی شبهه برانگیز است و به عبارتی باطل حق‌نماست. چون شبیه مراد متکلم است ولی مراد متکلم نیست. چنان‌که امیرالمؤمنین علی[۲۲۱] می‌فرمایند: «و إنّما سَمَّیتُ الشُّبهَه شُبهَه لِأنَّها تَشبَهُ الحَقّ».»[۲۲۲]
بنابراین، هر دو دانشمند، دیدگاه یکسانی از عدم تضاد در این آیات ارائه داده‌اند.

 

 

 

 

۳-۴-تقسیم‌بندی تشابه

 

«برخی آیات قرآن ابعاد مختلفی دارد و ممکن است در برخی ابعاد صریح و روشن، و در برخی دیگر چند احتمالی باشد و از طرف دیگر، مرجع بودن آیات محکم برای آیات متشابه اقتضا دارد که آیات متشابه با ارجاع به آیات محکم رفع تشابه شده و به محکم تبدیل شوند؛ از این رو تشابه آیات قرآنی نسبی است. افزون بر این، برخی روایات وارد شده در موضوع محکم و متشابه، بر نسبی بودن متشابه دلالت دارد؛ مانند روایاتی که پیامبر را برترین راسخ در علم و ایشان و امامان معصوم را آگاه به تفسیر و تأویلِ همه‌ی آیات معرفی می‌کند.[۲۲۳] و روایاتی که متشابه را وصف آیاتی می‌داند که بر بعضی از کسانی که بدان آگاهی ندارند، مشتبه شده است؛[۲۲۴] یعنی ممکن است آیه‌ای پیش از ارجاع به محکم، متشابه باشد و پس از آن، از تشابه خارج شود، یا آیه‌ای برای فردی که به تفسیر و تأویل آن آگاه است، محکم و برای کسی که بی‌خبر است، متشابه باشد.»[۲۲۵]

 

۳-۴-۱-تقسیم بندی تشابه از دیدگاه آیت الله معرفت[۲۲۶]

 

تشابه برخی از آیات، نه نسبی است و نه ذاتی و واقعی، بلکه شأنی و نوعی است، به این معنی که برخی آیات، به جهت محتوای بلند، و کوتاهی لفظ و عبارت، زمینه‌ی تشابه در آن فراهم است، یعنی جای آن را دارد که تشابه ایجاد کند، زیرا تنگی و کوتاهی قالب، موجب گردیده تا لفظ در افاده‌ی معنای مراد (که بسیار بلند و پهناور است)، کوتاه آید و نارسا جلوه کند. و این نارسایی، لازمه‌ی طبیعی این‌گونه موارد است، که الفاظ گنجایش معانی را نداشته، کشش آن را ندارد تا کاملاً معنی مقصود را افاده کند. این است که تشابه، در این‌گونه موارد، طبیعی بوده، شأن آن را دارد که نارسا باشد، نوعاً افراد با برخورد با این‌گونه موارد دچار اشتباه و تردید گردند. زیرا ظاهر عبارت نمی‏تواند معنی را کاملاً در اختیار بیننده یا شنونده قرار دهد. ولی احیاناً کسانی هستند، با سبق اطلاعات، و واقف بودن بر رموز معانی و الفاظ وارده در قرآن، دچار این اشکال نگردند. لذا تشابه در قرآن، شأنی و نوعی است، نه نسبی و نه واقعی و همگانی.
تشابه در آیات قرآن اساساً دو گونه است: اصلی و عرضی: تشابه اصلی آن است که به گونه‌ی طبیعی، به جهت کوتاهی لفظ و بلندای معنی، به وجود آمده، الفاظ و کلمات موضوعه در لغت عرب، بیشتر برای افاده‌ی معانی کوتاه و خیلی پایین ساخته شده، گنجایش و کشش آن را ندارند که معانی گسترده و عمیق را افاده کنند، ناگزیر نارسایی‌هایی در مفاهیم آن‌ ها به وجود خواهد آمد، و مردم آن روز که با چنین معانی والا و رقیق آشنا نبودند، و طبعاً برای چنین معانی، الفاظی به خصوص وضع نکرده بودند، از طرفی هم قرآن ملتزم بود که از الفاظ موضوعه‌ی عرب و از شیوه‏های کلامی آنان استفاده کند، (إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ )(زخرف/۳)، لذا به ناچار راه کنایه و مجاز و استعاره را پیمود، و این خود، بر عرب غریب می‌نمود. مثلاً آیه‌ی (…وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَـکِنَّ اللّهَ رَمَى… )(انفال/۱۷)؛ اشاره به قدرت ناچیز انسان است در انجام افعال اختیاری خویش، در مقابل عوامل مؤثر در به وجود آمدن آن، که همگی با اذن الهی انجام می‏شود. درک این معنی برای عرب آن روز دشوار می‌بود، لذا بوی جبر در افعال از آن استشمام می‌گردید.
تشابه عرضی، در آن دسته از آیات به وجود آمد که در آغاز اسلام متشابه نبوده، مسلمانان با سلامت طبع و خلوص نیت، با آن برخورد می‏کرده، معنی و مراد آن را به خوبی درک نموده، هیچ‌گونه شبهه‏ای ایجاد نمی‌کرد. ولی پس از به وجود آمدن مباحث جدلی و مسائل کلامی، و رایج شدن برخی مطالب فلسفی ـ که جسته و گریخته، به گونه‌ی ناپخته و نارس، از یونان به این دیار راه پیدا کرد ـ مشاهده گردید که بر چهره‌ی بسیاری از آیات، هاله‏ای از ابهام و اشکال نمودار گشت، آیاتی تا دیروز از محکمات بوده، و امروز در زمره‌ی متشابهات درآمده بود. این بر اثر دست‌آویز ناروای برخی اهل کلام و ارباب جدل بود، که چهره‌ی تابناک این‌گونه آیات را دگرگون ساخت، و از درخشش و تابش اولی خود فرو افکند.
مثلاً آیات:(وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاضِرَهٌ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَهٌ )(قیامت/۲۲-۲۳)؛ چهره‌ها در آن روز شگفته است، زیرا به پروردگار خویش نظر دارد.این آیه ـ برحسب استعمالات متعارف عرب ـ نظر داشتن به جایگاه بلند و بزرگوار پروردگار را می‏رساند. در حالی‌که اکنون اشخاصی مانند ابوالحسن اشعری (م ۳۲۴) ـ که شیخ اهل سنت و جماعت و سر کرده‌ی اشاعره تا امروز به شمار می‏رود ـ این آیه را دگرگون ساخته آن را به معنای «رؤیت بصر» گرفته است.

 

۳-۴-۲-تقسیم بندی تشابه از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی

 

«عنوان‏های مطروح در متون نقلی یکسان نیستند، زیرا بعضی از آن‌ ها نفسی‏اند و برخی نِسبی؛ مثلاًعناوین عام و مطلق، نفسی‏اند؛ ولی مجمل و مبین و نیز محکم و متشابه، نسبی؛ یعنی عموم عام و اطلاق مطلق به افرادی که از آن‏ها استظهار می‏کنند ارتباط ندارند، زیرا انطباق عام و مطلق بر افراد و مصادیقشان و اندراج افراد و مصادیق تحت آن‏ها در هر زمان و زمین و نسبت به هر فرد و گروه یکسان است؛ امّا ظهور و خفا و ابهام و بیان و اجمال و تبیین و سایر عناوین دلالی نسبت به افراد یکسان نیستند: ممکن است لفظی (مفرد یا جمله) برای کسی که از موارد استعمال و کیفیت آن آگاه است، مبیّن باشد؛ ولی برای دیگری مجمل و هم‌چنین می‏تواند آیه‏ای یا روایتی برای بعضی متشابه؛ اما برای دیگری محکم باشد و نیز می‏شود نسبت به بعضی حدوثاً متشابه باشد؛ لیکن بقاءً متشابه نباشد، زیرا قدرت علمی ارجاع آن را به محکم داشته باشد، در نتیجه تشابه‏زدایی شده و آن‌چه حدوثاً متشابه بود، بقاءً محکم گردد.»[۲۲۷]
در جای دیگر می‌نویسد: «تشابه، همانند زَبَد و کف روی سیلاب است؛ یعنی مقصود بالعرض و لازمِ طبیعی آیات نازل به شمار می‏رود، بنابراین تشابه همانند تحریف نیست که دست‏ساز بشر است، بلکه لازمِ طبیعی محاوره با بشر است که معصوم در میان آن‏ها اندک است و غیرمعصوم بی‏شمارند؛ یعنی: ۱٫ آن‌چه بالإصاله نازل شده محکم است. ۲٫ اگر پایان نزول آیاتْ ملکوت فرشتگان یا قلوب معصومان بود، آغاز و انجام آن محکم بود. ۳٫ اگر پایان نزول آیاتـ بعد از ورود به قلب انسان کامل معصوم و عبور از زبان مطهّر او که چیزی غیر از وحی الهی را ابلاغ نمی‏کند ـ سطح جامعه و سمع مردم غیرمعصوم باشد، لازمِ چنین تنزّلی کفِ تشابه گرفتن است، پس کسی آیات قرآن را متشابه نکرد، بلکه دامنه‌ی نزول فرودین آن، لازمِ طبیعی دارد و آن تشابه است، از این ‏رو اسناد اِنزال کتاب به خداوند و تقسیم آیات آن به محکم و متشابه درست است.
مهم این است که وصفِ تشابه، صفت لازم برای آیات متشابه نیست، زیرا همین آیات با ارجاع به محکمات از جامه‌ی تشابه به درآمده و کسوت محکم می‏پوشند؛ یعنی تشابه برای آیات متشابه، نه ذاتی است و نه وصف لازم، بلکه غیر ذاتی و غیر لازم است، هرچند تعبیر به ذاتی و لازم، بی‏تسامح نیست.»[۲۲۸]
آیت‌الله جوادی آملی، با تکیه بر دیدگاه علامه طباطبایی، می‌گوید: «همه‌ی آرایی که در باب سرّ اشتمال قرآن بر تشابه مطرح شده، پس از پذیرش این مطلب است که متشابه نیز مانند محکم از جانب خدای متعال نازل شده است. یعنی در نشئه‌ی لدن هم متشابه وجود داشته و قسم متشابه قرآن، همین وصف تنزل یافته است. قرآن و مقام لدن که حضرت رسول به آن مقام راه یافت و آن را دریافت کرد، هیچ تشابهی نداشت. در شب قدر هم که توسط جبرئیل امین بر قلب آن حضرت نازل شده تشابهی نداشت؛ زیرا به فرموده‌ی خدای سبحان، نزول قرآن از آغاز تا به انجامش، همراه با حق بوده است: (وبِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ وَ مَا أَرْسَلْنَاکَ إِلاَّ مُبَشِّرًا وَ نَذِیرًا)(اسراء/۱۰۵)، در جایی‌که حق محض وجود دارد، جایی برای اشتباه حق و باطل و تشابه نیست. در آن مراحل که لفظ و مفهوم وجود ندارد، تشابهی هم نیست. اما آن‌جا که خداوند می‌خواهد با زبان عربی با مردم سخن بگوید، برخی از آیات متشابه می‌شوند. در واقع تشابه از عوارض این عالم ماده است، وگرنه خداوند این تشابه را نازل نکرده است.»[۲۲۹]
ایشان در جای دیگر،[۲۳۰] برای تأیید و تأکید این معنا آورده‌اند: «راسخان در علم «کلّ من ربّنا» نمی‏گویند، بلکه می‏گویند: (کُلٌّ مِن عِندِ رَبِّنا)، شاید اضافه شدن (عِندِ) برگرفته از پیام این آیات باشد: (…وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَهٌ یَقُولُواْ هَـذِهِ مِنْ عِندِ اللّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَیِّئَهٌ یَقُولُواْ هَـذِهِ مِنْ عِندِکَ قُلْ کُلًّ مِّنْ عِندِ اللّهِ فَمَا لِهَـؤُلاء الْقَوْمِ لاَ یَکَادُونَ یَفْقَهُونَ حَدِیثًامَّا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَکَ مِن سَیِّئَهٍ فَمِن نَّفْسِکَ… )(نساء/۷۸ ـ ۷۹)؛ اگر خیر و نیکی به آنان برسد، می‏گویند از نزد خداست و چنان‌چه حادثه‌ی ناگواری دامنگیرشان شود، آن را از پیش تو می‏دانند! در پاسخ آنان بگو که همه از نزد خداست، پس این گروه را چیست که بر آن نیستند سخنی را دریابند! همه‌ی حوادث گوارا و ناگوار و حسنات و سیّئات «من عندالله» است؛ امّا حسنه هم «من عندالله» و هم «من الله» است؛ ولی سیّئه «من عندالله» است، زیرا بر اساس «توحید»، مؤثری جز خدا در جهان نیست؛ امّا «من الله» نیست، پس از نظر قرآن کریم سیّئات «من الله» نیست.
این‌جا نیز باید گفت که «محکمات»، هم «من عندالله» است و هم «من الله»؛ ولی «متشابهات» «من عندالله» است و «من الله» نیست. در مثال باران، کف روی سیل همراه باران از آسمان نیامده است، از این ‏رو راسخان در علم می‏گویند: (کُلٌّ مِن عِندِ رَبِّنا) نه «کلّ من ربّنا». غرض آن‌که چون تشابه از خود آیه است نه از بیرون، پس «من نفسها» است نه «من الله»، همان‏طور که سیّئه‌ی تبهکار، «من نفسه» است نه «من الله».»
هرچند تقسیم‌بندی‌های این دو دانشمند به لحاظ تعبیر متفاوت است و ممکن است در نگاه اول متعارض به نظر آید، اما هیچ‌یک دیگری را نفی نمی‌کند؛ آن‌جا که آیت‌الله معرفت تشابه را شأنی می‌داند، در واقع شأن آیات چنین است که تشابه ایجاد می‌شود. اما در اعتقاد آیت‌ال
له جوادی آملی به تشابه نسبی، این تشابه نسبت به سطح فهم مردم در نظر گرفته شده است.

 

 

 

 

۳-۵-تأویل

 

با بیان مفهوم تأویل، رابطه‌ی آن با آیات محکم و متشابه را بررسی کرده، و دیدگاه آیت‌الله معرفت و آیت‌الله جوادی آملی را می‌آوریم.

 

۳-۵-۱-مفهوم «تأویل»

 

تأویل از «اَوْل» به معنای رجوع، اشتقاق یافته،[۲۳۱] و معنای آن، با نظر به ریشه‌ی اصلی‌اش «ارجاع» است.[۲۳۲] در کتاب‌های لغت برای تأویل معانی فراوانی ذکر شده، که می‌توان آن‌ ها را در سه دسته قرار داد:
الف.برگرداندن چیزی به هدفی که آن مد نظر است،[۲۳۳] ارجاع کلام و صرف آن از معنای ظاهر به معنای پنهان‌تر از آن،[۲۳۴] نقل ظاهر لفظ از وضع اصلی آن، به چیزی که محتاج به دلیل است،[۲۳۵] صرف آیه از معنای ظاهر به معنای احتمالی موافق با کتاب و سنّت.[۲۳۶] و معانی رَجَعَ، اَرْجَعَ و رَدّ که برای فعل ماضی آن (اَوّلَ) ذکر شده، مناسب با همین دسته است. جامع همه‌ی این معانی «بازگردانیدن شیئی یا کلامی، به مقصود و مراد از آن است». این معنا با معنای ریشه‌ی اصلی آن و نیز با آن‌چه که طبرسی در «مجمع البیان» ذکر نموده (بازگرداندن یکی از دو احتمال به معنای مطابق با ظاهر)،[۲۳۷] موافق است.
ب.آشکار ساختنِ آن‌چه که شیئی به آن بازمی‌گردد،[۲۳۸] روشن ساختن کلامی که معانی آن مختلف بوده و جز با بیانی فراتر از الفاظ آن میسر نباشد.[۲۳۹] خبر دادن از معنای کلام، تبیین معنای متشابه،[۲۴۰] تفسیر باطن و خبر دادن از حقیقت مراد، تعبیر کردن خواب، آن‌چه را که کلام به آن بازمی‌گردد، و از معناهای فعل آن «دبّره، قَدَّره و فَسَُره»،[۲۴۱] که برای فعل ماضی آن ذکر شده است، مناسب با همین دسته است. و جامع این دسته از معانی، تفسیر و بیان مقصود و مراد پنهان از شی‌ء و کلام است. و با توجه به خصوصیاتی که در پاره‌ای از این معانی وجود دارد، می‌توان گفت: تأویل، نوع خاصّی از تفسیر است و این معنا موافق با نظر کسی[۲۴۲] است که تفسیر را أعم از تأویل معرفی نموده است.
ج.انتهای شیء، مسیر، عاقبت و آخر آن، عاقبت کلام و آن‌چه که کلام به آن بازمی‌گردد،[۲۴۳] معنای پنهان قرآن که غیر معنای ظاهر آن است.[۲۴۴] جامع این معانی را می‌توان «چیزی که شی‌ء یا کلام به آن بازمی‌گردد» دانست و تفاوت اصلی این دسته با دو دسته‌ی قبل این است که دو دسته‌ی قبل، معنای مصدری است و این دسته معنای وصفی.
با توجه به آن‌چه گذشت، روشن می‌شود که از دیدگاه لغت‌شناسان، تأویل هم به معنای مصدری استعمال می‌شود و هم به معنای وصفی و در هر دو معنا، کاربرد آن نه تنها اختصاص به قرآن کریم ندارد، بلکه در مورد غیر کلام نیز به کار می‌رود و هم‌چنین معلوم شد که تأویل در نزد اهل لغت، در سه دسته از معانی به کار می‌رود که در دو دسته‌ی اول و سوم، کاملاً با تفسیر مغایرت دارد و در دسته‌ی دوم أخص از تفسیر است.
هم‌چنین با توجه به این‌که دسته‌ی اول از معانی مزبور، مناسب‌تر با «اَوْل»، به معنای رجوع (ریشه‌ی اصلی کلمه‌ی تأویل)، می‌باشد و با التفات به این‌که استعمال مصدر در معنای وصفی خلاف اصل است و نیاز به قرینه دارد، می‌توان گفت: دسته‌ی اول از معانی، اصل، و دو دسته‌ی دیگر، فرع آن است و در صورت نبودن قرینه، مراد از کلمه‌ی‌ تأویل، دسته‌ی اول از معانی آن است.

 

۳-۵-۲-رابطه‌ی تأویل با آیات محکم و متشابه[۲۴۵]

 

کلمه‌ی «تأویل» هفده بار در قرآن کریم استعمال شده است. دوازده بار در مورد غیر قرآن و پنج بار در مورد قرآن به کار رفته است (دو بار به‌طور یقین و به اتفاق مفسران و سه بار به حسب ظاهر و به نظر مشهور) و از آن دوازده مورد، چهار بار در حال اضافه به احلام و رؤیا و یا ضمیری که به رؤیا برمی‌گردد، به کار رفته،[۲۴۶] که به‌طور یقین و به اتفاق مفسران، به معنای تعبیر خواب و محکی عنه رؤیا است و سه بار در حال اضافه به «الأحادیث» است.[۲۴۷] که به تبع اختلاف در این‌که از «الأحادیث» چه معنایی مقصود باشد، در معنای تأویل نیز اختلاف شده است،[۲۴۸] ولی به قرینه‌ی سیاق، معنای تعبیر خواب و محکّی عنه رؤیا با ظاهر آیه سازگار‌تر است و یک‌بار هم در حال اضافه به ضمیر به کار رفته است.[۲۴۹] که به تبع اختلاف در مرجع آن ضمیر، در معنای تأویل نیز اختلاف شده است، اگر در این مورد، مرجع ضمیر، رؤیا و آن‌چه که آن دو زندانی در خواب می‌دیدند،[۲۵۰] باشد و یا واژه‌ی طعام در (طَعامٌ تُرزقانِه) باشد و مقصود از طعام، همان طعامی باشد که آن دو زندانی در خواب می‌دیدند، در این‌جا نیز تأویل به معنای تعبیر خواب است و کسانی که ضمیر را به طعام برگردانده و طعام را نیز همان طعامی که برای زندانیان آورده می‌شد، دانسته‌اند، تأویل را در این‌جا به حقیقت و مآل طعام و ماهیّت و کیفیّت و سایر احوال آن معنا کرده‌اند.[۲۵۱]
علاوه بر موارد یاد شده، کلمه‌ی تأویل دوبار در مورد کارهایی که حضرت خضر انجام داد و اسرار و اهداف آن برای حضرت موسی پنهان بود به کار رفته،[۲۵۲] که در این دو مورد، به معنای حکمت و اسرار آن کارها است. و یک‌بار در مورد «رجوع به خدا و رسول، برای اطاعت از حکم و داوری آنان در تنازعی که پیش آمده» به کار رفته،[۲۵۳] و یک‌بار در مورد «ایفای کیل و توزین با ترازوی مستقیم» استعمال شده است،[۲۵۴] که هرچند تعبیرات مفسران در بیان معنای آن، در این دو مورد مختلف است،[۲۵۵] ولی این دیدگاه که مراد از آن، نتیجه و ثمری است که بر آن کارها مترتب می‌شود و می‌توان آن را «عاقبت» نامید، با ظاهر آیه سازگارتر است.
و اما پنج مورد که در مورد قرآن به کار رفته است (دوبار به طور قطع و به اتّفاق مفسّران[۲۵۶] و سه بار به حسب ظهور[۲۵۷] و بنابر نظر مشهور)، گرچه در معنای تأویل در این خصوص در بین مفسّران تا حدّی اختلاف وجود دارد، ولی بر اساس تحقیقی که با دقت در آیات مربوطه و ملاحظه‌ی قراین متّصل و منفصل و روایات مربوط به این آیات انجام گرفته، تأویل قرآن در لسان آیات کریمه و روایات مربوط به آن، در معانی ذیل به کار رفته است:
الف)معنای حقیقی و منظور واقعی برخی از آیات متشابه؛
ب)معنا و معارف باطنی آیات کریمه، أعمّ از آیات محکم و متشابه؛
ج)مصداق خارجی و تجسّم عینیِ وعد و وعیدهای قرآن کریم در مورد آخرت و سایر پیش‌گویی‌های آن؛
د)مصادیق برخی از آیات کریمه، که از دید عرف و افراد عادی پنهان است.
بحث انگیزترین آیه‌ی دربردارنده‌ی واژه‌ی تأویل، آیه‌ی ۷ سوره‌ی آل عمران می‌باشد که دیدگاه‌های مهم درباره‌ی تأویل برگرفته از همین آیه است. در آیه‌ی مذکور تأویل به گونه‌ای با معنای متشابه پیوند خورده است و شناخت تأویل ارتباطی تنگاتنگ با آیات محکم و متشابه دارد.

 

۳-۵-۲-۱-اختصاص تأویل به آیات متشابه

 

«تشابه در قرآن بر دو وجه آمده:
۱- به معنای شبیه و همانند که بر دو قسم است:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:32:00 ب.ظ ]




به بیان دیگر این نوع از کارایی بر حداکثر سازی محصول توجه دارد ( بر روی خروجی متمرکز است ). در شکل ۳٫۲ منحنی OF ، بیانگر مرز تولید می باشد. مرز تولید بیانگر حداکثر خروجی قابل کسب برای هر مقدار از ورودی است. از این رو وضعیت فعلی فناوری را در صنعت بیان می کند(با بهبود فناوری، منحنی به سمت بالا حرکت می کند). در صنعت ذیربط، اگر شرکت ها از لحاظ تکنیکی کارا باشند بر روی مرز تولید و در غیر این صورت پایین تر از آن عمل می کنند.

نقاطB و C ، بیانگر کارایی تکنیکی و نقطۀ A بیانگر عدم کارایی است. برای بیان وجه تمایز بین بهره وری و کارایی تکنیکی به شیب خط توجه نمایید؛ این شیب، شاخصی برای بهره وری است با حرکت از نقطۀ A به B ، شیب خط افزایش می یابد. که به معنی افزایش بهره وری است. نقطه C حداکثر بهره وری ممکن را دارد. همینطور نقطه C ، مقیاس بهینه (تکنیکی)است. عملیات در هر نقطه دیگر از مرز تولید منجر به بهره وری پایین تر می شود.از این بحث نتیجه میگیریم که ، شرکت ممکن است کارا باشد، اما هنوز بتواند بهره وری را تا رسیدن به مقیاس اقتصادی بهبود دهد. ] ۱۵[
عکس مرتبط با اقتصاد

شکل ۲-۳ : مقایسه کارایی و بهره وری
Efficiency بهره وری
۲-۱۹ پیشینه تحقیق
۲-۱۹-۱ تحقیقات داخلی
دروﯾﺸﯽ اﯾﻮری،(۱۳۹۰) ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی ﺗﺠﺎری اﯾﺮان را ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﻮﺷﺸﯽ دادهﻫﺎ در ﭘﺎﯾﺎنﻧﺎﻣﻪ
ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﯽ ارﺷﺪ ﺧﻮد ﻣﻮرد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻗﺮار داده اﺳﺖ. در اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﮐﺎراﯾﯽ۱۷ ﺑﺎﻧﮏ ﮐﺸﻮر ﺑﺎ ﻓﺮض ﺑﺎزدﻫﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻘﯿﺎس ﺛﺎﺑﺖ ﻃﯽ دوره زﻣﺎﻧﯽ۱۳۸۰ ﺗﺎ۱۳۸۸ ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ.]۳[
دادهﻫﺎی ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از: ﺣﺠﻢ ﮐﻞ ﺳﭙﺮدهﻫﺎ، ﺗﻌﺪاد ﻧﯿﺮوی ﮐﺎر، داراﯾﯽﻫﺎی ﺧﺎﻟﺺ، ﻗﯿﻤﺖ ﺳﭙﺮدهﻫﺎ،ﻗﯿﻤﺖ ﻧﯿﺮوی ﮐﺎر، ﻗﯿﻤﺖ داراﯾﯽﻫﺎی ﺛﺎﺑﺖ، ﺗﺴﻬﯿﻼت اﻋﻄﺎﯾﯽ، ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬاریﻫﺎ، ﻗﯿﻤﺖ ﺗﺴﻬﯿﻼت و ﻗﯿﻤﺖ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬاریﻫﺎ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺣﺎﮐﯽ از آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی ﺳﺎﻣﺎن، ﺳﭙﻪ، رﻓﺎه، ﺻﻨﻌﺖ و ﻣﻌﺪن، ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ و ﻣﺴﮑﻦ در ﺳﺎلﻫﺎی۱۳۸۴ ،۱۳۸۵ و۱۳۸۶ ﺑﺎ ﻓﺮض ﺑﺎزدﻫﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻘﯿﺎس ﺛﺎﺑﺖ ﺑﻪ ﻣﺮز ﮐﺎراﯾﯽ
رﺳﯿﺪه اﻧﺪ.
.ﻋﺎﻟﻢ ﺗﺒﺮﯾﺰ و ﻫﻤﮑﺎران،(۱۳۸۸) در ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺧﻮد ﺑﺎ ﻋﻨﻮان ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﺎرﮐﺮد ﺗﮑﻨﯿﮏ ﺗﺎﭘﺴﯿﺲ ﻓﺎزی در ﺑﻬﺒﻮد ﺳﻨﺠﺶ ﮐﺎراﯾﯽ ﺷﻌﺐ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﻮﺷﺸﯽ دادهﻫﺎ، ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ اﺛﺮات ﻟﺤﺎظ ﻧﻤﻮدن ﻣﯿﺰان اﻫﻤﯿﺖ دادهﻫﺎ) ورودیﻫﺎ و ﺧﺮوﺟﯽﻫﺎ( در ﻣﺪلﻫﺎی ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﻮﺷﺸﯽ دادهﻫﺎ ﭘﺮداﺧﺘﻪﻫﺎﻧﺪ. ﺑﺮ اﯾﻦ اﺳﺎس ﻣﯿﺰان اﻫﻤﯿﺖ ورودیﻫﺎ و ﺧﺮوﺟﯽﻫﺎ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﮑﻨﯿﮏ ﺗﺎﭘﺴﯿﺲ ﻓﺎزی ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺷﺪه و در ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﻮﺷﺸﯽ دادهﻫﺎ ﺑﺮای اﻧﺪازه ﮔﯿﺮی ﮐﺎراﯾﯽ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ.[۱۷]
ﺗﻌﺪاد ﺑﺎﺟﻪﻫﺎ، ﺗﻌﺪاد ﮐﺎرﻣﻨﺪان، ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎی اداری و ﭘﺮﺳﻨﻠﯽ و ﺳﺎﯾﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ورودی و درآﻣﺪ ﮐﻞ،ﺗﺠﻬﯿﺰ ﻣﻨﺎﺑﻊ، وﺿﻌﯿﺖ وﺻﻮل و ﮐﻞ ﺗﺴﻬﯿﻼت اﻋﻄﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان خروجی های اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪاﻧﺪ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺑﺮرﺳﯽﻫﺎ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﻣﺆﻟﻔﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎی ﺷﻌﺐ )ﺷﺎﻣﻞ ﺳﻮد و ﮐﺎرﻣﺰد ﭘﺮداﺧﺘﯽ، و ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ورودی و ﻣﺆﻟﻔﻪ ﺗﺴﻬﯿﻼت اﻋﻄﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺧﺮوﺟﯽ ﺑﻮده اﺳﺖ. ﻧﮑﺘﻪ دﯾﮕﺮ اﯾﻨﮑﻪ اﺳﺘﻔﺎده از وزن ورودیﻫﺎ و ﺧﺮوﺟﯽﻫﺎ ﺳﺒﺐ ﺷﺪه ﺗﺎ ﺗﻌﺪاد واﺣﺪﻫﺎی ﮐﺎرا ﮐﺎﻫﺶ ﯾﺎﺑﺪ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرﺗﯽ اﺳﺘﻔﺎده از اﯾﻦ وزنﻫﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽﺷﻮد ﺗﺎ روش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﻮﺷﺸﯽ دادهﻫﺎ ﺑﯿﻦ ﮐﺎراﯾﯽ ﺷﻌﺐ ﺗﻔﺎوت ﺑﯿﺸﺘﺮی ﻗﺎﺋﻞ ﺷﻮد؛ ﮐﻪ اﯾﻦ اﻣﺮ ﻣﻮﺟﺐ اﻓﺰاﯾﺶ دﻗﺖ اﯾﻦ روش ﺷﺪه اﺳﺖ.
ﻓﻘﯿﻪﻧﺼﯿﺮی و ﻫﻤﮑﺎران،(۱۳۸۹) در ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺧﻮد ﺑﺎ ﻋﻨﻮان ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﺎراﯾﯽ ﭘﺴﺖ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی اﯾﺮان ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از دو روش ﻧﺎﭘﺎراﻣﺘﺮی و ﭘﺎراﻣﺘﺮی، ﮐﺎراﯾﯽ۲۸ اﺳﺘﺎن (ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽ) ﻣﺴﺘﻘﻞ ﭘﺴﺖ ﺑﺎﻧﮏ را ﻃﯽ دوره زﻣﺎﻧﯽ ۱۳۷۸ ﺗﺎ۱۳۸۴ ﻣﻮرد ارزﯾﺎﺑﯽ ﻗﺮار داده اﻧﺪ. ]۱۹[
در اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﻌﺪاع ﭘﺮﺳﻨﻞ، ﺣﺠﻢ ﺳﭙﺮدهﻫﺎ و داراﯾﯽﻫﺎی ﺛﺎﺑﺖ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ورودی و ﺗﺴﻬﯿﻼت اﻋﻄﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺧﺮوﺟﯽ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش ﻧﺎﭘﺎراﻣﺘﺮی، ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﮐﺎراﯾﯽ ﻓﻨﯽ ، ﺗﺨﺼﯿﺼﯽ واقتصادی ﺑﺮای ﭘﺴﺖ ﺑﺎﻧﮏ اﯾﺮان در دوره ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﺑﻪﺗﺮﺗﯿﺐ%۸۳ ،%۳۲ ،%۲۵ و ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش ﭘﺎراﻣﺘﺮی ﻣﺘﻮﺳﻂ ﮐﺎراﯾﯽ در دوره ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ%۵۵ ﺑﻮده اﺳﺖ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﮐﺎراﯾﯽ ﺳﺮﭘﺴﺘﯽﻫﺎ ﺑﺎ اﻧﺪاره ﭘﺴﺖ ﺑﺎﻧﮏ (داراﯾﯽ ﮐﻞ)، ﺗﻌﺪاد ﭘﺮﺳﻨﻞ و ﺗﻌﺪاد ﺷﻌﺒﻪﻫﺎ راﺑﻄﻪ ﻣﻨﻔﯽ و ﺑﺎ درآﻣﺪ ﮐﻞ ﭘﺴﺖ ﺑﺎﻧﮏ و زﻣﺎن راﺑﻄﻪ ﻣﺜﺒﺖ دارد.
دادﮔﺮ و ﻧﯿﮑﯽﻧﻌﻤﺖ،(۱۳۸۶) در ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺧﻮد ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان ﮐﺎرﺑﺮد ﻣﺪل دی ای آ در ارزﯾﺎﺑﯽ ﮐﺎراﯾﯽ واﺣﺪﻫﺎی اﻗﺘﺼﺎدی، ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﺎراﯾﯽ۲۸ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﺑﺎﻧﮏ ﺗﺠﺎرت در ﮐﻞ ﮐﺸﻮر ﻃﯽ دوره زﻣﺎﻧﯽ۱۳۸۰ ﺗﺎ۱۳۸۲ ﭘﺮداﺧﺘﻪاﻧﺪ. ﻓﺮﺿﯿﻪ اﺻﻠﯽ اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ وﺿﻌﯿﺖ ورودیﻫﺎ و ﺧﺮوﺟﯽﻫﺎی ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽﻫﺎی ﺑﺎﻧﮏ ﺗﺠﺎرت ﺑﻬﯿﻨﻪ ﻧﯿﺴﺖ و ﺑﺎ اﺻﻼح ﻋﻮاﻣﻞ، ﮐﺎراﯾﯽ آﻧﻬﺎ ﻗﺎﺑﻞ اﻓﺰاﯾﺶ اﺳﺖ.[۱۶]
ورودیﻫﺎی اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺷﺎﻣﻞ ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎی ﭘﺮداﺧﺘﻨﯽ ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎی ﭘﺮداﺧﺘﻨﯽ ﺑﻪ ﺳﭙﺮدهﻫﺎ، ﮐﺎرﻣﺰدﻫﺎی ﭘﺮداﺧﺘﻨﯽ،ﻫﺰﯾﻨﻪ ﭘﺮﺳﻨﻠﯽ و اداری، اﺟﺎره، اﺳﺘﻬﻼک و ﺳﺎﯾﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎ)و ﻣﻄﺎﻟﺒﺎت ﻣﻌﻮق )ﻣﻄﺎﻟﺒﺎت ﻣﻌﻮق ﻣﻌﺎﻣﻼت، ﺑﺮوات واﺧﻮاﺳﺖ ﺷﺪه، ﺑﺪﻫﮑﺎری ﺑﺎﺑﺖ ﺿﻤﺎﻧﺖﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﭘﺮداﺧﺖ ﺷﺪه و ﺑﺪﻫﮑﺎری ﺑﺎﺑﺖ اﻋﺘﺒﺎرات اﺳﻨﺎدی ﭘﺮداﺧﺖ ﺷﺪه( و ﺧﺮوﺟﯽﻫﺎ ﻧﯿﺰ ﺷﺎﻣﻞ ﺳﻮد ﺳﭙﺮدهﻫﺎ و ﺗﺴﻬﯿﻼت ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﮐﺎراﯾﯽ ﺳﻪ ﺳﺎل ﺑﻪ ﺗﺮﺗﯿﺐ %۷/۷۹ و ۷۸%و% ۲/۴۷ است.
ﻃﯿﺒﯽ و ﻫﻤﮑﺎران،(۱۳۸۸) در ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺧﻮد ﺑﺎ ﻋﻨﻮان ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی ﺧﺼﻮﺻﯽ ﺑﺎ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی دوﻟﺘﯽ ﺑﻪ روش ﭘﺎراﻣﺘﺮی، ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش ﻣﺮز ﺗﺼﺎدﻓﯽ ﮐﺎراﯾﯽ ﻫﺰﯾﻨﻪ و ﮐﺎراﯾﯽ ﺳﻮد ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی ﺗﺠﺎری ﺧﺼﻮﺻﯽ و دوﻟﺘﯽ ﮐﺸﻮر ﻃﯽ دوره زﻣﺎﻧﯽ۱۳۸۱ ﺗﺎ۱۳۸۴ اﻧﺪازهﮔﯿﺮی ﮐﺮده اﻧﺪ.[۱۳]
نیروی ﮐﺎر، ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ و ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻣﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ورودی و ﻣﯿﺰان ﺗﺴﻬﯿﻼت، اوراق ﻣﺸﺎرﮐﺖ و ﺳﺎﯾﺮ داراﯾﯽﻫﺎی درآﻣﺪزا ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺧﺮوﺟﯽﻫﺎی اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻣﯽﺑﺎﺷﻨﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ در اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻧﺴﺒﺖﻫﺎی ﺣﺴﺎﺑﺪاری ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﻪ داراﯾﯽ و ﺳﻮد ﺑﻪ داراﯾﯽ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺷﺪه و ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ آن ﺑﺎ ﮐﺎراﯾﯽ ﻫﺰﯾﻨﻪ و ﮐﺎراﯾﯽ ﺳﻮد ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪاﻧﺪ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺑﻪدﺳﺖ آﻣﺪه ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ، ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی ﺧﺼﻮﺻﯽ در ﮐﺎراﯾﯽ ﺳﻮد و ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی دوﻟﺘﯽ در ﮐﺎراﯾﯽ ﻫﺰﯾﻨﻪ در ﺳﻄﺢ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﻗﺮار دارﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﮐﺎراﯾﯽ ﻫﺰﯾﻨﻪ در ﻃﻮل دوره ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﺎﻫﺶ و ﮐﺎراﯾﯽ ﺳﻮد اﻓﺰاﯾﺶ ﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. داﻣﻨﻪ ﮐﺎراﯾﯽ ﻫﺰﯾﻨﻪ از % ۸۸/۴۶ تا % ۵۸/۹۱ با میانگین %۷۹/۶۷ و داﻣﻨﻪ ﮐﺎراﯾﯽ ﺳﻮد از۱%۶/۶۱ تا %۵۸/۹۴ با میانگین %۳/۸۵ بوده است.
زراءﻧﮋاد و ﯾﻮﺳﻔﯽ ﺣﺎﺟﯽآﺑﺎد،(۱۳۸۸) در ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺧﻮد ﺑﺎ ﻋﻨﻮان ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﺎراﯾﯽ ﺷﻌﺐ ﺑﺎﻧﮏ ﻣﺴﮑﻦ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از اﻟﮕﻮرﯾﺘﻢ ﺑﻮت اﺳﺘﺮپ ،[۲۰] ﮐﺎراﯾﯽ۱۲۸ ﺷﻌﺒﻪ ﺑﺎﻧﮏ ﻣﺴﮑﻦ در اﺳﺘﺎن ﺗﻬﺮان را ﻃﯽ ﺳﺎل ﻣﺎﻟﯽ۱۳۸۳ ﺑﺎ روش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﻮﺷﺸﯽ دادهﻫﺎ ﺑﺎ ﻓﺮض بازده به مقیاسﺛﺎﺑﺖ و روﯾﮑﺮد ورودی ﻣﺤﻮر ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار داده اﺳﺖ. در اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺎ ﺑﻪﮐﺎرﮔﯿﺮی ﻣﺪل ﺗﻮﺑﯿﺖ[۲۱] و روش ﻧﻤﻮﻧﻪﮔﯿﺮی ﺑﻮت اﺳﺘﺮپ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺑﺮﺧﯽ از ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ ﻣﯿﺰان ﮐﺎراﯾﯽ ﺷﻌﺒﻪﻫﺎ ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺮای ﺣﻞ ﻣﺸﮑﻞ واﺑﺴﺘﮕﯽ دادهﻫﺎ در در ﻧﻤﺮه ﮐﺎراﯾﯽ ﺣﺎﺻﻞ ﺑﺮای ﻫﺮ ﯾﮏ از واﺣﺪﻫﺎی اﻗﺘﺼﺎدی در روش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﻮﺷﺸﯽ دادهﻫﺎ، از روش ﻧﻤﻮﻧﻪﮔﯿﺮی ﺑﻮتاﺳﺘﺮپ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ.[۷]
ورودیﻫﺎی ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده در اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از: ﺗﻌﺪاد ﮐﺎرﮐﻨﺎن، ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎی اداری، ﻫﺰﯾﻨﻪ اﺟﺎره ﺷﻌﺒﻪﻫﺎ و ﻣﯿﺰان اﻣﻮال ﻣﻨﻘﻮل. ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ اﻧﻮاع ﺳﭙﺮدهﻫﺎی ﺑﺎﻧﮑﯽ در ﺳﺎل ﻣﺎﻟﯽ ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ، ﺣﺠﻢ ﺗﺴﻬﯿﻼت اﻋﻄﺎﯾﯽ در ﻗﺎﻟﺐ ﻋﻘﻮد ﻣﺘﻔﺎوت، ﻣﯿﺰان ﮐﺎرﻣﺰد درﯾﺎﻓﺘﯽ و ﺳﺎﯾﺮ درآﻣﺪﻫﺎ ﺑﺎ ﻧﮕﺮش ﺗﻮﻟﯿﺪی ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺧﺮوﺟﯽ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اﻧﺪ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺑﻪدﺳﺖ آﻣﺪه ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ اﻗﺘﺼﺎدی ﺷﻌﺒﻪﻫﺎ ﺑﻪﻃﻮر ﻣﺜﺒﺖ و ﻣﻌﻨﯽدار ﺑﺮ ﺳﻄﺢ ﮐﺎراﯾﯽ آﻧﻬﺎ ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬار اﺳﺖ. اﻣﺎ ﻋﻮاﻣﻠﯽ ﭼﻮن ﺳﻮددﻫﯽ، اﻧﺪازه ﺷﻌﺒﻪﻫﺎ و ﺳﻄﺢ ﺗﺤﺼﯿﻼت ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﺑﺮ ﻧﻤﺮه ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﯽﺗﺄﺛﯿﺮ اﺳﺖ.
اﺑﺮاﻫﯿﻤﯽ و ﻫﻤﮑﺎران،(۱۳۸۷) در ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺧﻮد ﺑﺎ ﻋﻨﻮان ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی اﺳﻼﻣﯽ در ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺟﻬﺎن، ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﻮﺷﺸﯽ دادهﻫﺎ ﮐﺎراﯾﯽ ﭼﻬﻞ ﺑﺎﻧﮏ در ﮐﺸﻮرﻫﺎی اﺳﻼﻣﯽ را ﺑﻪ ﺻﻮرت ورودی ﻣﺤﻮر ﺑﺎ ﻓﺮضﻫﺎی ﺑﺎزدﻫﯽ ﺑﻪ ﻣﻘﯿﺎس ﺛﺎﺑﺖ و ﻣﺘﻐﯿﺮ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻃﻼﻋﺎت ﺳﺎل۲۰۰۴ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎ اﻧﺪازهﮔﯿﺮی ﮐﺮدهاﻧﺪ].۱۷[
داراﯾﯽﻫﺎ، ﺗﻌﺪاد ﮐﺎرﻣﻨﺪان و ﺳﭙﺮدهﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ورودیﻫﺎ و ﺳﻮد ﺧﺎﻟﺺ، وام ﭘﺮداﺧﺘﻨﯽ و ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬاری ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺧﺮوﺟﯽﻫﺎی اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪهاﻧﺪ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ آن اﺳﺖ ﮐﻪ در ﮐﺸﻮرﻫﺎی اﺳﻼﻣﯽ و ﺑﺎ ﻓﺮض ﺑﺎزدﻫﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻘﯿﺎس ﺛﺎﺑﺖ ﺑﺎﻧﮏ ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ ﻗﻄﺮ، ﺑﺎﻧﮏ ﻣﻠﯽ ﺳﻮدان، ﺑﺎﻧﮏ ﺧﯿﺒﺮ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎن، ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی اﻟﺒﺮﮐﻪ اﺳﻼﻣﯽ و اﺳﻼﻣﯽ ای بی سی[۲۲] ﺑﺤﺮﯾﻦ، ﺑﺎﻧﮏ اﺳﻼﻣﯽ ﯾﻤﻦ و ﺑﺎﻧﮏ اﻟﺒﺮﮐﻪ اﺳﻼﻣﯽ ﺗﺮﮐﯿﻪ و ﺑﺎ ﻓﺮض ﺑﺎزده ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻘﯿﺎس ﻣﺘﻐﯿﺮ، ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی اﺳﻼﻣﯽ و ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ اﺳﻼﻣﯽ ﻗﻄﺮ، ﺑﺎﻧﮏ اﺳﻼﻣﯽ ﻋﺮﺑﯽ آﻟﺒﺎﻧﯽ، ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی ﺣﺒﯿﺐ و ﺧﯿﺒﺮ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎن، ﺑﺎﻧﮏ اﺳﻼﻣﯽ ﺳﻨﮕﺎل، ﺑﺎﻧﮏ ﻣﻠﯽ ﻗﺰاﻗﺴﺘﺎن، ﺑﺎﻧﮏ اس ای ای ﻣﺼﺮ، ﺑﺎﻧﮏ ﻣﻠﯽ ﺳﻮدان،ﺑﺎﻧﮏ اﺳﻼﻣﯽ اﺑﻮﻇﺒﯽ، ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی اﻟﺒﺮﮐﻪ اﺳﻼﻣﯽ و اﺳﻼﻣﯽای بی سی ﺑﺤﺮﯾﻦ، ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی ﮐﺸﺎورزی، ﻣﺴﮑﻦ، رﻓﺎه و ﺻﺎدرات اﯾﺮان، ﺑﺎﻧﮏ اﺳﻼﻣﯽ ﯾﻤﻦ و ﺑﺎﻧﮏ اﻟﺒﺮاﮐﻪ ترکیه ﮐﺎرا ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ.
ﺣﻘﯿﻘﺖ و ﻧﺼﯿﺮی،(۱۳۸۲) در ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺧﻮد ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﺎراﯾﯽ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺑﺎ ﮐﺎرﺑﺮد ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﻮﺷﺸﯽ دادهﻫﺎ، ﮐﺎراﯾﯽ۱۷۲ ﺷﻌﺒﻪ ﺑﺎﻧﮏ ﮐﺸﺎورزی در ﻣﻨﻄﻘﻪ ﭼﻬﺎر ﮐﺸﻮر[۲۳] را ﺑﺎ ﻓﺮضﻫﺎی ﺑﺎزدﻫﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻘﯿﺎس ﺛﺎﺑﺖ و ﻣﺘﻐﯿﺮ ﻣﻮرد ارزﯾﺎﺑﯽ ﻗﺮار دادهاﻧﺪ. ﺷﻌﺒﻪﻫﺎی ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ وﯾﮋﮔﯽﻫﺎی ﺧﺎﺻﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﻮزه ﻋﻤﻠﮑﺮد، داﻣﻨﻪ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ و اﻧﺪازه در ﮔﺮوهﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻃﺒﻘﻪﺑﻨﺪی ﺷﺪه و ﻣﯿﺰان ﮐﺎراﯾﯽ ﻓﻨﯽ و ﻣﻘﯿﺎس واﺣﺪﻫﺎ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺷﺪه و در ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺑﺮای واﺣﺪﻫﺎی ﻧﺎﮐﺎرا واﺣﺪﻫﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان اﻟﮕﻮ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ .[۱۸]ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎی اداری، ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎی ﭘﺮﺳﻨﻠﯽ و ﺗﻌﺪاد ﭘﯿﺎﻧﻪﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ورودی، و ﺣﺴﺎبﻫﺎی ﻗﺮضاﻟﺤﺴﻨﻪ،ﺣﺴﺎبﻫﺎی ﮐﻮﺗﺎهﻣﺪت، ﺣﺴﺎبﻫﺎی ﺑﻠﻨﺪﻣﺪت، ﺣﺴﺎبﻫﺎی آﺗﯿﻪ، ﺣﺴﺎبﻫﺎی ﺟﺎری، ﺗﺴﻬﯿﻼت ﻧﻮع اول،ﺗﺴﻬﯿﻼت ﻧﻮع دوم، ﺗﺴﻬﯿﻼت ﻧﻮع ﺳﻮم، ﺗﻌﺪاد ﺑﯿﻤﻪﻧﺎﻣﻪﻫﺎ، ﺗﻌﺪاد ﻗﺒﺾﻫﺎی درﯾﺎﻓﺘﯽ، ﺗﻌﺪاد ﺣﻮاﻟﻪﻫﺎی ﭘﺮداﺧﺖ ﺷﺪه و ﺗﻌﺪاد ﮐﻤﮏﻫﺎی ﺑﻼﻏﻮض ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺧﺮوﺟﯽﻫﺎی اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪهاﻧﺪ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﮐﺎراﯾﯽ ﻓﻨﯽ ﺗﺤﺖ ﺷﺮاﯾﻂ ﺑﺎزدﻫﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻘﯿﺎس ﺛﺎﺑﺖ و ﺑﺎزدﻫﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻘﯿﺎس ﻣﺘﻐﯿﺮ ﺑﻪﺗﺮﺗﯿﺐ ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺎ%۸۱ و%۹۴ و ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﻘﯿﺎس ﻧﯿﺰ%۸۶ ﺑﻮده اﺳﺖ. در ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎزدﻫﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻘﯿﺎس ﺛﺎﺑﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﮐﺎراﯾﯽ در ﻣﯿﺎن ﺷﻌﺒﻪﻫﺎی اﺻﻠﯽ ﺧﺪﻣﺎت ﺷﻬﺮی ﺑﻪ ﻣﯿﺰان%۸۴ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ واﺣﺪﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎ اﻧﺪازه ﻣﺘﻮﺳﻂ و در ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎزدﻫﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻘﯿﺎس ﻣﺘﻐﯿﺮ در ﻣﯿﺎن ﺷﻌﺒﻪﻫﺎی ﺧﺪﻣﺎت روﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﯿﺰان%۹۸ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺷﻌﺒﻪﻫﺎی ﺑﺎ اﻧﺪازه ﮐﻮﭼﮏ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮ واﺣﺪﻫﺎ در ﺗﻤﺎم ﮔﺮوهﻫﺎ دارای ﺑﺎزدﻫﯽ ﻓﺰاﯾﻨﺪه ﻫﺴﺘﻨﺪ. نامداری و ﻫﻤﮑﺎران،(۱۳۸۹) در ارزﯾﺎﺑﯽ ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی دوﻟﺘﯽ اﯾﺮان ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﻮﺷﺸﯽ دادهﻫﺎ،ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﺎراﯾﯽ ده ﺑﺎﻧﮏ دوﻟﺘﯽ اﯾﺮان ﺑﺎ روﯾﮑﺮد ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﻃﯽ دوره زﻣﺎﻧﯽ۱۳۸۲ ﺗﺎ۱۳۸۶ ﭘﺮداﺧﺘﻪاﻧﺪ.
] ۱۹[ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎی ﭘﺮﺳﻨﻞ، ﺳﭙﺮده ﺳﺮاﻧﻪ ﺑﻪ ازای ﻫﺮ ﮐﺎرﻣﻨﺪ و داراﯾﯽ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎ ﺑﻪﻋﻨﻮان ورودی و ﺳﻮد ﺳﺮاﻧﻪ ﺣﺎﺻﻞ از ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎی ﻫﺮ ﺑﺎﻧﮏ ﺑﻪ ازای ﻫﺮ ﮐﺎرﻣﻨﺪ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﺧﺮوﺟﯽ ﺳﯿﺴﺘﻢ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻧﺘﺎﯾﺞ اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی اﯾﺮان در ﻣﺤﺪوده ﺑﺎزدﻫﯽ ﻓﺰاﯾﻨﺪه ﺑﻪ ﻣﻘﯿﺎس ﻗﺮار دارﻧﺪ. ﺑﻪﻋﺒﺎرت دﯾﮕﺮ وﺟﻮد ﻣﻘﺎدﯾﺮ ﻣﺘﻨﺎﺑﻬﯽ از واﺣﺪﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﺑﺎزدﻫﯽ ﻓﺰاﯾﻨﺪه ﺑﻪ ﻣﻘﯿﺎس ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه آن اﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ واﺣﺪﻫﺎ ﺗﻮﺟﯿﻪ اﻗﺘﺼﺎدی ﺑﺮای ﮔﺴﺘﺮش ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎی ﺧﻮد دارﻧﺪ.
۲-۱۹-۲ تحقیقات خارجی :
اﺳﻤﯿﻠﺪ[۲۴]و ﻣﺎﺗﯿﻮس[۲۵]،(۲۰۱۲) در ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺧﻮد ﺑﺎ ﻋﻨﻮان ﺗﺤﻠﯿﻞ ﮐﺎراﯾﯽ ﭼﻨﺪ ﺟﻬﺘﯽ[۲۶] از اﻟﮕﻮﻫﺎی ﮐﺎراﯾﯽ در ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی ﭼﯿﻦ ﻃﯽ۱۹۹۷ ﺗﺎ،۲۰۰۸ ﻧﺸﺎن دادهاﻧﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺗﻔﺎوﺗﯽ ﺑﯿﻦ اﻟﮕﻮﻫﺎی ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﯿﻦ زﯾﺮ ﮔﺮوهﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎوت ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ داده ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﺪه ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش ام ای آ [۲۷] وﺟﻮد دارد. ﺑﻪوﯾﮋه ﺑﻪ ﻣﻮردی از ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی ﺳﻬﺎم ﻣﺸﺘﺮک[۲۸] و ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی دارای ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ اﯾﺎﻟﺘﯽ[۲۹] در ﭼﯿﻦ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﺮده و از ﻃﺮﯾﻖ ﺗﺴﺖ ﺗﺠﺮﺑﯽ ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﺮدهاﻧﺪ ﮐﻪ آﯾﺎ در اﻟﮕﻮﻫﺎی ﮐﺎراﯾﯽ اﯾﻦ دو ﻧﻮع ﺑﺎﻧﮏ ﻫﻢ ﺗﻔﺎوت وﺟﻮد دارد، ﯾﺎ اﯾﻦﮐﻪ ﻓﻘﻂ در ﺳﻄﻮح ﮐﺎراﯾﯽ ﻣﺘﻔﺎوت ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﺤﺚ ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ ﺗﻔﺎوتﻫﺎی ﻗﻄﻌﯽ ﻣﺒﻨﯽ ﺑﺮ اﻫﺪاف و ﻗﯿﻮد ﻣﺘﻔﺎوت دو ﻧﻮع ﺑﺎﻧﮏ ﻣﻮرد اﻧﺘﻈﺎرﻧﺪ و در ﭘﯽ ﭘﯿﺪا ﮐﺮدن ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﺗﺠﺮﺑﯽ ﺑﺮای ﺑﯿﺸﺘﺮ اﻟﮕﻮﻫﺎی ﻣﻮرد اﻧﺘﻈﺎر آﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ .[۳۵]
از ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﺪه، ﺗﻌﺪاد ﮐﺎرﻣﻨﺪان، داراﯾﯽﻫﺎی ﺛﺎﺑﺖ و ﺳﭙﺮده ﮐﻞ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ورودیﻫﺎ و وامﻫﺎی ﭘﺮداﺧﺖ ﻧﺸﺪه [۳۰]ﮐﻪ در دل ورودیﻫﺎﺳﺖ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪه ﯾﮏ ﺧﺮوﺟﯽ ﻧﺎﻣﻄﻠﻮب اﺳﺖ. و درآﻣﺪﻫﺎی ﺑﺎ ﺑﻬﺮه ﺧﺎﻟﺺ [۳۱]،درآﻣﺪﻫﺎی ﺑﺪون ﺑﻬﺮه و وامﻫﺎی ﺳﺮرﺳﯿﺪ ﮔﺬﺷﺘﻪ[۳۲] ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺧﺮوﺟﯽﻫﺎی ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺑﺮای ﺗﺨﻤﯿﻦ ﮐﺎراﯾﯽ ﺗﮑﻨﯿﮑﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽ ﺷﻮد. ﺑﺮای ﻧﺘﯿﺠﻪﮔﯿﺮی ﺳﻪ ﻓﺮﺿﯿﻪ ﻣﺘﻔﺎوت در ﻋﻤﻠﮑﺮد و اﻟﮕﻮی ﮐﺎراﯾﯽ ﺗﺴﺖ ﺷﺪه که :
فرضیه.۱ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی ﺳﻬﺎم ﻣﺸﺘﺮک ﮐﺎراﺗﺮ از ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی دارای ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ اﯾﺎﻟﺘﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ.
ﻓﺮﺿﯿﻪ.۲ در اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺗﻔﺎوت ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﯿﻦ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی ﺳﻬﺎم ﻣﺸﺘﺮک و ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی دارای ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ اﯾﺎﻟﺘﯽ در ﺣﺎل ﮐﺎﻫﺶ اﺳﺖ.
فرضیه.۳ اﻟﮕﻮﻫﺎی ﮐﺎراﯾﯽ در ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی ﺳﻬﺎم ﻣﺸﺘﺮک و ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی دارای ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ اﯾﺎﻟﺘﯽ ﻣﺘﻔﺎوﺗﻨﺪ.
ﻓﺮﺿﯿﻪ اول ﺗﺄﯾﯿﺪ ﺷﺪه و ﺑﺎ ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎ ﻣﻄﺎﺑﻘﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ. در ﻣﻮرد ﻓﺮﺿﯿﻪ دوم اﮔﺮﭼﻪ ﺑﺮای ﻫﻤﮕﺮاﯾﯽ ﮐﺎراﯾﯽ بین دو ﻧﻮع ﺑﺎﻧﮏ ﺑﯽﻧﺘﯿﺠﻪ اﺳﺖ اﻣﺎ ﯾﮏ ﺳﺮی زﻣﺎﻧﯽ ﻃﻮﻻﻧﯽ از ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻗﺎدر ﺑﺎﺷﺪ ﯾﮏ ﺗﺴﺖ ﺑﻬﺘﺮی از ﻫﻤﮕﺮاﯾﯽ ﺑﺎﺷﺪ. ﻓﺮﺿﯿﻪ ﺳﻮم از ﺗﻔﺎوت در اﻟﮕﻮﻫﺎی ﮐﺎراﯾﯽ در دو ﻧﻮع ﺑﺎﻧﮏ ﺗﺄﯾﯿﺪ ﺷﺪه اﺳﺖ،اﻟﮕﻮی ﻣﺸﺎﻫﺪه ﺷﺪه در ﻣﺪت دوره اﺻﻼح ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ ﺗﻔﺎوت ﭘﺎﯾﺪار ﻧﯿﺴﺖ، ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺷﺎﻣﻞ ﮐﺎراﯾﯽ اﺻﻼﺣﯽ در ﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎی ﺧﺎص در ﺗﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ﻓﺮﺿﯿﻪ۲ ﺑﺎﺷﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی دارای ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ اﯾﺎﻟﺘﯽ روی ﻧﯿﺮوی اﻧﺴﺎﻧﯽ و وامﻫﺎی اﺟﺮا ﻧﺸﺪه ﮐﺎراﯾﯽ ﮐﻤﺘﺮی دارﻧﺪ.
آﻧﺠﻠﯿﺪﯾﺲ[۳۳] و ﻟﯿﺮودی[۳۴]،(۲۰۱۱) در ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺧﻮد ﺑﺎ ﻋﻨﻮان ﮐﺎراﯾﯽ در ﺻﻨﻌﺖ ﺑﺎﻧﮑﯽ اﯾﺘﺎﻟﯿﺎ، ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﻮﺷﺸﯽ دادهﻫﺎ و ﺷﺒﮑﻪﻫﺎی ﻋﺼﺒﯽ ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﺎراﯾﯽ۱۰۰ ﺑﺎﻧﮏ ﺑﺰرگ اﯾﺘﺎﻟﯿﺎﯾﯽ در دوره زﻣﺎﻧﯽ ۲۰۰۱ ﺗﺎ۲۰۰۲ ﭘﺮداﺧﺘﻪاﻧﺪ.[۲۴]
ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎی ﭘﺮﺳﻨﻠﯽ، ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎی ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ و ﮐﻞ داراﯾﯽﻫﺎی ﺛﺎﺑﺖ ﺑﻪﻋﻨﻮان ورودیﻫﺎ و ﮐﻞ ﻋﺎﯾﺪیﻫﺎ، ﮐﻞ وامﻫﺎ و ﮐﻞ ﺳﭙﺮدهﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺧﺮوﺟﯽﻫﺎ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ، ﺑﻬﺮه وری اﻧﺪازهﮔﯿﺮی ﺷﺪه ﺑﺮاﺑﺮ۰۳۵/۱ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ اﻓﺰاﯾﺶ%۵/۳ ﺑﻬﺮهوری ﮐﻞ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺎ ﺷﺎﺧﺺ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ ﺑﺮاﺑﺮ۵۵۹/۰ و ﺑﺎ ﺷﺎﺧﺺ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﮐﺎراﯾﯽ ﺗﮑﻨﯿﮑﯽ برابر ۸۵۳/۱ اﺳﺖ. روش حداقل مربعات و رﮔﺮﺳﯿﻮن ﺷﺒﮑﻪﻫﺎی ﻋﺼﺒﯽ را ﺑﺮای ارزﯾﺎﺑﯽ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ درﺻﺪی ﺧﻄﺎ (ام آ پی ای[۳۵]) ﺑﺮای ﻫﺮ روش ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ. در ﻣﻘﺎدﯾﺮ اﺳﻤﯽ،ام آ پی ای ﺑﺮ اﺳﺎس حداقل مربعات ﮐﻤﺘﺮ از ام آ پی ای ﺑﺮ اﺳﺎس رﮔﺮﺳﯿﻮن ﺷﺒﮑﻪﻫﺎی ﻋﺼﺒﯽ اﺳﺖ. در ﺣﺎﻟﯽﮐﻪ در ﻣﻘﺎدﯾﺮ ﻟﮕﺎرﯾﺘﻤﯽ ﺑﺮﻋﮑﺲ اﺳﺖ. از اﯾﻦرو در ﻣﻮرد ﻣﻘﺎدﯾﺮ ﻟﮕﺎرﯾﺘﻤﯽ ارزﯾﺎﺑﯽ ﺷﺪه ﺑﺎ ﮐﺎرﺑﺮد رﮔﺮﺳﯿﻮن ﺷﺒﮑﻪﻫﺎی ﻋﺼﺒﯽ ﺧﻄﺎ ﮐﻮﭼﮏ اﺳﺖ. %۸٫۰۲ ﻣﯽﺗﻮان از ﻧﺘﺎﯾجی ﮐﻪ اﻓﺰاﯾﺶ %۵/۰ ﮐﺎراﯾﯽ ﺗﮑﻨﯿﮑﯽ و ﮐﺎﻫﺶ%۳ ﮐﺎراﯾﯽ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ و ﻣﺆﻟﻔﻪ ﺑﻬﺮهوری ﮐﻞ%۶/۲ را ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﻨﺪ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﯽ ﮐﺮد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻧﺘﺎﯾﺞ راﺟﻊ ﺑﻪ ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﺎﻧﮑﯽ اﯾﺘﺎﻟﯿﺎ ﻧﺎﺗﻤﺎم ﻣﺎﻧﺪه و ﺑﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺑﺰرﮔﺘﺮی از ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎی ﺑﺎﻧﮑﯽ و دوره زﻣﺎﻧﯽ وﺳﯿﻊﺗﺮ ﺑﺮای ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻗﻄﻌﯽ ﻧﯿﺎز اﺳﺖ.
ﻓﻮﮐﻮﯾﺎﻣﺎ[۳۶] و ﻣﺎﺗﻮﺳﮏ[۳۷]،(۲۰۱۱) در ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺧﻮد ﺑﺎ ﻋﻨﻮان ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﺎﻧﮑﺪاری ﺗﺮﮐﯿﻪ، ﺑﻪ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺳﯿﺴﺘﻤﺎﺗﯿﮏ ﮐﺎراﯾﯽﻫﺎی ﺗﺨﺼﯿﺼﯽ، ﺗﮑﻨﯿﮑﯽ و ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺗﺮﮐﯿﻪ ﺑﺎ روش ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺷﺒﮑﻪ دو ﻣﺮﺣﻠﻪای[۳۸] ﺗﺤﺖ ﻓﺮض بازده به مقیاسﻣﺘﻐﯿﺮ ﺑﺮای۲۵ ﺑﺎﻧﮏ ﺗﺠﺎری ﻓﻌﺎل در ﺗﺮﮐﯿﻪ از ﺳﺎل۱۹۹۱ ﺗﺎ۲۰۰۷ ﭘﺮداﺧﺘﻨﺪ.
روش ﺗﺨﻤﯿﻦ ﺑﺮ ﭘﺎﯾﻪ ﻣﺪل ﺷﺒﮑﻪای دو ﻣﺮﺣﻠﻪای ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﻓﻮﮐﻮﯾﺎﻣﺎ و وﺑﺮ[۳۹]در ﺳﺎل۲۰۱۰ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪه،ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. ﻃﺒﻖ اﯾﻦ ﻣﺪل، در ﻣﺮﺣﻠﻪ اول از ﺗﻮﻟﯿﺪ، ﺑﺎﻧﮏﻫﺎ ورودیﻫﺎ را ﺑﺮای ﺗﻮﻟﯿﺪ ﯾﮏ ﺧﺮوﺟﯽ ﻣﯿﺎﻧﻪ[۴۰] ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﭙﺮدهﻫﺎ ﺑﮑﺎر ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ ﺧﺮوﺟﯽ ﻣﯿﺎﻧﻪ ورودیای ﻣﯽﺷﻮد ﺑﺮای ﻣﺮﺣﻠﻪ دوم و در ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺧﺮوﺟﯽ ﻧﻬﺎﯾﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽﮔﺮدد.[۲۵]
ورودیﻫﺎ ﺷﺎﻣﻞ ﺷﻤﺎر ﮐﺎرﻣﻨﺪان، ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ، ارزش دﻓﺘﺮی داراﯾﯽﻫﺎی ﺛﺎﺑﺖ و اﻣﻼک ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. ﺳﭙﺮده ﮐﻞ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺧﺮوﺟﯽ ﻣﯿﺎﻧﻪ و وام و وﺛﯿﻘﻪﻫﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺧﺮوﺟﯽ ﻧﻬﺎﯾﯽ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪهاﻧﺪ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی ﺗﺮﮐﯽ ﺑﺮای ﻓﺮاﯾﻨﺪ ﺑﺎزﺳﺎزی و ﺗﻘﻮﯾﺖ )ﺗﺤﮑﯿﻢ و ﺗﺮﮐﯿﺐ ( واﮐﻨﺶ ﻣﺜﺒﺖ ﻧﺸﺎن دادﻧﺪ. و ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻌﺪ از ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺑﺎزﺳﺎزی ﺑﻬﺒﻮد ﯾﺎﻓﺘﻪ و ﻣﻨﺎﺑﻊ ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﻪ اوج ﺧﻮد رﺳﯿﺪه اﺳﺖ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺟﺎﻟﺒﯽ از ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﺎﻧﮏ ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪ: اول اﯾﻦﮐﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﺳﻬﺎم ﺑﺎزار ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﭙﺮدهﻫﺎ ﺑﺮای ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﺎﻧﮏ ﻣﻨﺎﺳﺐ اﺳﺖ؛ دوم اﯾﻦﮐﻪ ﻧﺴﺒﺖ بازگشت دارایی [۴۱] ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﺷﺎﺧﺺ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪه ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻣﻄﺮح ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ، ﮐﻪ اﻃﻼﻋﺎت را ﻧﻪ ﻓﻘﻂ درﺑﺎره ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺑﺎﻧﮏ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻏﯿﺮ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺑﺮای ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﺎﻧﮏ ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﮐﻨﺪ؛ ﺳﻮم اﯾﻦﮐﻪ ﺷﻌﺒﻪﻫﺎ اﺛﺮی ﻣﻨﻔﯽ روی رﺷﺪ ﮐﺎراﯾﯽ دارﻧﺪ.
ﺗُﺮَﻧﯿﻨﯿﺘﯿﺎ[۴۲] و ک. آوﮐﯿﺮﯾﺎن،[۴۳](۲۰۰۹) در ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺧﻮد ﺑﺎ ﻋﻨﻮان اﻧﺪازهﮔﯿﺮی اﺛﺮ ﻓﺎﮐﺘﻮرﻫﺎی ﺧﺎص ﮐﺸﻮری و اﺻﻼح ﺳﺎﺧﺘﺎر روی ﮐﺎراﯾﯽ ﭘﺴﺖ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی در ﺣﺎل ﺑﺤﺮان آﺳﯿﺎی ﺷﺮﻗﯽ، ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ راﺑﻄﻪ ﺑﯿﻦ ﺳﺎزﻣﺎندﻫﯽ دوﺑﺎره ﭘﺴﺖ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی در ﺣﺎل ﺑﺤﺮان، ﺷﺮاﯾﻂ ﺧﺎص ﮐﺸﻮری و ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﺎﻧﮏ در ﭘﻨﺞ ﮐﺸﻮر آﺳﯿﺎی ﺷﺮﻗﯽ از ﺳﺎل۱۹۹۷ ﺗﺎ۲۰۰۱ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روﯾﮑﺮدی ﮐﻪ روش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﻮﺷﺸﯽ دادهﻫﺎ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﺮزی ﺗﺼﺎدﻓﯽ را ﮐﺎﻣﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﭘﺮداﺧﺘﻪاﻧﺪ. ﮐﺎﻧﻮن ﺗﻮﺟﻪ اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ روی ﺳﻨﺠﺶ ﺑﺎزﺳﺎزی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ ﺑﺎﻧﮏ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ.[۲۶] در اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻣﯿﺰان ﺳﭙﺮده ﮐﻞ[۴۴]، ﻧﯿﺮوی اﻧﺴﺎﻧﯽ[۴۵]و ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ [۴۶]ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ورودیﻫﺎ، و وام[۴۷]، ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬاری و دﯾﮕﺮ داراﯾﯽﻫﺎی ﺑﻪدﺳﺖ آﻣﺪه[۴۸]، درآﻣﺪ ﺣﻖ اﻟﺰﺣﻤﻪ[۴۹]و ﺑﺨﺶ ﺧﺎرج از ﺗﺮازﻧﺎﻣﻪ)[۵۰]ﻧﻈﯿﺮ ﺳﭙﺮده، ﻗﺒﻮل ﺣﻮاﻟﻪ( ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺧﺮوﺟﯽﻫﺎ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪهاﻧﺪ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺣﺎﺻﻞ ﺣﺎﮐﯽ از آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ادﻏﺎم ﮐﺮدن داﺧﻠﯽ ﻣﻮﺟﺐ ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺎﻧﮏ ﻣﯽﺷﻮد اﻣﺎ در ﮐﻞ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺷﺮاﯾﻂ اﻗﺘﺼﺎد ﮐﻼن اﺻﻼح ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺳﯿﺴﺘﻢﻫﺎی ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎرا ﻫﺪاﯾﺖ ﺷﻮد. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺳﯿﺴﺘﻢﻫﺎی ﺑﺎﻧﮑﯽ ﻧﺎﮐﺎرا ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺷﺮاﯾﻂ ﺧﺎص ﮐﺸﻮری ﺧﺼﻮﺻﺎً ﻧﺮخ ﺑﻬﺮه ﺑﺎﻻ، ﺑﺎزارﻫﺎی ﻣﺘﻤﺮﮐﺰ ﺷﺪه و ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎدی ﻧﺴﺒﺖ داده ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ.
ب. اﺳﺘﺎب[۵۱]، داﺳﯿﻠﻮا[۵۲]و م. ﺗﺎﺑﮏ[۵۳]،(۲۰۰۹) در ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺧﻮد ﺑﺎ ﻋﻨﻮان ﺗﮑﺎﻣﻞ ﺗﺪرﯾﺠﯽ از ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﺎﻧﮏ در ﺑﺮزﯾﻞ، ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﺎراﯾﯽﻫﺎی ﻫﺰﯾﻨﻪ، ﺗﺨﺼﯿﺼﯽ و ﺗﮑﻨﯿﮑﯽ ﺑﺮای ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی ﺑﺮزﯾﻞ در دوره زﻣﺎﻧﯽ۲۰۰۰ ﺗﺎ ۲۰۰۷ ﭘﺮداﺧﺘﻪاﻧﺪ و ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﻮﺷﺸﯽ دادهﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﺨﻤﯿﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﮐﺎراﯾﯽ ﭘﺮداﺧﺘﻪاﻧﺪ.[۲۷] ﻧﯿﺮوی اﻧﺴﺎﻧﯽ، ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮐﻞ، ﺧﺮﯾﺪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ[۵۴] ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ورودیﻫﺎ، و وام و ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬاری ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺧﺮوﺟﯽﻫﺎی اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻗﺮارﮔﺮﻓﺘﻪاﻧﺪ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺣﺎﮐﯽ از آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮای دورهﻫﺎی ﺑﺎ ﻧﻮﺳﺎﻧﺎت اﻗﺘﺼﺎدی ﺑﺎ( ۲۰۰۰) ﺗﺎ (۲۰۰۲) ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ ﻣﻨﺒﻊ ﻣﻬﻤﯽ از ﮐﺎراﯾﯽ از ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻧﺎﺷﯽ از ﮐﺎراﯾﯽ ﺗﮑﻨﯿﮑﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﮐﺎراﯾﯽ ﺗﺨﺼﯿﺼﯽ ﺑﺎﺷﺪ. ﮐﺎراﯾﯽ ﺗﮑﻨﯿﮑﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ، اﺷﺎره ﺑﺮ اﯾﻦ دارد ﮐﻪ ﻣﺪﯾﺮان ﺑﺎﻧﮑﻬﺎی ﺑﺮزﯾﻠﯽ در اﻧﺘﺨﺎب ﻣﻨﺎﺳﺐ ورودیﻫﺎ ﺗﻮأم ﺑﺎ ﻗﯿﻤﺖ داده ﺷﺪه ﺗﻮاﻧﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ اﻣﺎ در ﻣﺼﺮف و ﺑﻪ ﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻫﻤﻪ ورودیﻫﺎ ﺗﻮاﻧﺎ ﻧﯿﺴﺘﺪ و راه ﺟﺎﻣﻊ ﺑﺮای ﺑﻬﺒﻮد ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﺎﻧﮑﻬﺎی ﺑﺮزﯾﻠﯽ وﺟﻮد دارد. ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﮐﺎراﯾﯽﻫﺎی ﺗﺨﺼﯿﺼﯽ و ﺗﮑﻨﯿﮑﯽ ﺑﻪﺗﺮﺗﯿﺐ ﺑﺮاﺑﺮ%۶۶٫۹ و%۶۳٫۳ ﮐﻪ در ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ ﮐﺸﻮرﻫﺎی دﯾﮕﺮ ﮐﺎﻣﻼً ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی دارای ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ ﺷﺪه اﯾﺎﻟﺘﯽ ﮐﺎراﯾﯽ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺎﻻﺗﺮی ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی ﺧﺎرﺟﯽ دارﻧﺪ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺗﺠﺮﺑﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎی ﺑﺮزﯾﻠﯽ در ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ دﯾﮕﺮ ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﺑﺎﻻﺳﺖ.
ﯾﺎﻧﮓ[۵۵]،(۲۰۰۹) در ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺧﻮد ﺑﺎ ﻋﻨﻮان ﮐﺎراﯾﯽ ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ ﺷﻌﺒﻪﻫﺎی ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺑﻪ ارزﯾﺎﺑﯽ۲۴۰ ﺷﻌﺒﻪ از ﯾﮏ ﺎﻧﮏ ﺑﺰرگ ﮐﺎﻧﺎداﯾﯽ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﻮﺷﺸﯽ دادهﻫﺎ ﭘﺮداﺧﺖ. در اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ از۴ ورودی و۹ ﺧﺮوﺟﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ].۲۸[
ورودی ﻫﺎ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از: ﻓﺮوش، ﺧﺪﻣﺎت، ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ. ﺧﺮوﺟﯽﻫﺎ ﺑﻪ ﺷﺮح زﯾﺮ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ:
ﺗﻌﺪاد ﺗﺮاﮐﻨﺶﻫﺎی ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻧﺮخ ﻣﺘﻐﯿﺮ ﺟﺪﯾﺪ وام
ﺗﻌﺪاد ﺗﺮاﮐﻨﺶﻫﺎی اﻓﺘﺘﺎح ﺣﺴﺎبﻫﺎی ﺟﺎری ﺑﺎ ﺑﻬﺮه ﺟﺪﯾﺪ

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:32:00 ب.ظ ]




 

الگوهای گوناگون مدیریت سود عبارتنداز:

 

۱-۵-۳-۲٫ الگوی بدست آوردن آرامش:

 

این الگو که مخرب ترین نوع مدیریت سود است، به مدیریت هرویین شهرت یافته است و زمانی اعمال می گرددکه به دلیل نارضایتی سهامداران از مدیریت به خاطر عدم دستیابی به اهداف آنها، احتمال برکناری مدیریت وجود داشته باشد. دراین حالت مدیریت سعی می کند به روش های مختلف مانند فروش دارایی های مستهلک شده ، کاهش ذخیره مطالبات مشکوک الوصول و… سود سال جاری را بالا برده و عملکرد شرکت را خوب جلوه دهد . این شیوه از مدیریت سود تا حد دستیابی به یک آرامش نسبی اعمال می گردد.

دلیل نامگذاری مدیریت هرویین به این دلیل است که شیوه مورد بحث، همانند استفاده از هرویین برای بار اول خوشایند است اما بعدها آثار زیانبار خودرا نشان می دهد (بهاری مقدم ،۱۳۸۵)۱.

 

۲-۵-۳-۲٫ الگوی حداکثرکردن سود۲

 

این شیوه از مدیریت کردن سود که تقریباً شبیه الگوی اول می باشد ، در مورد طرح های پاداش مدیریت کاربرد دارد.البته می باید توجه داشت که در طرح های پاداش دارای سطح حداقل و حداکثر سود مشمول پاداش در شرایطی که سود، بالاتر از حداکثر مشمول پاداش باشد، مدیریت سود برای کاهش آن تا سطح حداکثر اعمال می گردد. این شیوه از مدیریت سود به دلیل اختیاری بودن آن وآگاهانه بودن سیاست های اعمال شده توسط مدیریت از خطر کمتری نسبت به الگوی اول برخوردار است(همان منبع )۳.

 

۳-۵-۳-۲٫ الگوی حداقل کردن سود۴

 

این الگو در مورد مدیران محافظه کارشرکت هایی مصداق دارد که دارای یک رویه بلند مدت سوددهی باشند. در این حالت که از طرق مستهلک کردن دارایی های سرمایه ای ، هزینه ای کردن مخارج تحقیق و توسعه ، استفاده از روش تلاش های موفقیت آمیز در مورد صنایع نفت وگاز و سایر رویه های فزاینده هزینه یا کاهنده درآمد صورت می پذیرد، مدیریت سعی درکاهش سودهای غیرمنتظره دارد.این الگو در مورد دونوع از شرکت ها کاربرد دارد . گروه اول شامل شرکت هایی می شود که حالت انحصاری داشته و به منظور جلوگیری از رقابتی شدن فعالیتشان، تلاش می کنند از بالفعل شدن سرمایه گذاری های بالقوه خوداری نمایند.علاوه براین در مورد شرکت هایی که عام المنفعه اند، مانند شرکت های فعال در صنایع استراتژیک همانند نفت وگاز یا شرکت های فعال در صنایع حمل ونقل یا تولید کننده برق ، که افزایش بیش از حد سود می تواند با فشار مردم جهت کاهش قیمتها منجر می شود پس مدیران اینگونه شرکتها نیز سعی در حداقل کردن رقم سود گزارش شده دارند (همان منبع)۵.

 

۴-۵-۳-۲٫ الگوی هموارسازی سود[۳۱]

 

این الگو که رایج ترین نوع مدیریت سود می باشد ، سعی در کاهش نوسان موقتی سود گزارش شده به دلیل مغایرت با سود اقتصادی دارد . این الگو به نوعی شامل هر سه الگوی اول می باشد . چرا که برای کاهش در نوسانات سود نیاز به معیار می باشد. پس در صورتی که هدف برآوردن خواسته های سهامداران باشد سود سهام با قیمت مورد انتظار سهامداران مبنای هموار سازی سود خواهد بودو در صورتی که هدف جلوگیری از فعالیت رقبا یا فشارهای اعمال شده توسط مقررات دولتی باشد ، حداقل کردن درآمد یا کاهش در نوسانات آن نسبت به گذشته معیار هموارسازی می باشد (همان منبع)۲.
عکس مرتبط با اقتصاد

 

 

 

 

۴-۲٫ پیدایش نظریه کیفیت سود

 

نظریه کیفیت سود برای اولین بار توسط تحلیلگران مالی و کارگزاران بورس مطرح شد ، زیرا انها احساس می کردند سود گزارش شده میزان قدرت سود یک شرکت را آنچنان که در ذهن مجسم می کنند ، نشان نمی دهد . آنها دریافتند که پیش بینی سودهای آتی بر مبنای نتایج گزارش شده ، کار مشکلی است ضمنا تحلیلگران دریافتند که تجزیه و تحلیل صورتهای مالی شرکتها به دلیل نقاط ضعف متعدد در اندازه گیری اطلاعات حسابداری کار مشکلی می باشد .
حسابداری
سوال اساسی این است که چرا تحلیلگران مالی در ارزیابی خود از سود خالص گزارش شده و یا سود هر سهم شرکت (بدون تعدیل) استفاه نمی کنند و جانب احتیاط را رعایت می نمایند . پاسخ این است که در تعیین ارزش شرکت فقط به کمیت سود نگاه نمی شود ، بلکه باید به کیفیت آن نیز توجه شود . منظور از کیفیت سود زمینه بالقوه رشد سود و میزان احتمال تحقق سودهای آتی است . به عبارت دیگر ارزش یک سهم تنها به سود هر سهم سال جاری شرکت بستگی ندارد بلکه به انتظارات ما از آینده شرکت و قدرت سودآوری سالهای آتی و ضریب اطمینان نسبت به سودهای‌ آتی بستگی دارد.
تحلیلگران مالی تلاش می کنند تا چشم انداز سود شرکتها را ارزیابی کنند . چشم انداز سود به ترکیب ویژگیهای مطلوب و نامطلوب سود خالص اشاره دارد . برای مثال ، شرکتی که عناصر و اقلام با ثباتی در صورت سود و زیانش وجود دارد نسبت به شرکتی که این اقلام و عناصر در صورت سود و زیان آن با ثبات نیست ، کیفیت سود بالاتری دارد . همین امر به تحلیل گران اجازه می دهد ، سود آتی شرکت را با قابلیت اطمینان بیشتری پیش بینی نمایند . (همان منبع) .

 

۱-۴-۲٫ مفهوم کیفیت سود

 

وجود زمینه های مناسب برای «دستکاری سود» ناشی از تضاد منافع و همچنین به علت پاره ای از محدودیت های ذاتی حسابداری از جمله : نارسایی های موجود در فرایند براوردها و پیش بینی های آتی و امکان استفاده از روش های متعدد حسابداری ، باعث شده است که سود واقعی یک واحد اقتصادی از سود گزارش شده در صورتهای مالی متفاوت باشد . محققان و دست اندرکاران حرفه حسابداری ، با توجه به اهمیت سود به عنوان یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی عملکرد و تعیین کننده ارزش شرکت ، ناگزیر به ارزیابی سود گزارش شده توسط واحدهای اقتصادی می باشند . برای ارزیابی این سود از مفهومی بنام کیفیت سود استفاده می شود .
در مقالات مختلف در تعریف مفهوم کیفیت سود به دو ویژگی برای تعیین کیفیت سود اشاره شده است : یکی از آنها سودمندی تصمیم گیری و دیگری ارتباط بین این دو مفهوم و سود اقتصادی مد نظر آقای هیکس می باشد . به عبارت دیگر کیفیت سود عبارت است از بیان صادقانه سود گزارش شده ، که مد نظر آقای هیکس . منظور از بیان صادقانه تطابق بین توصیف انجام شده و آن چیزی که ادعای آن را دارد، می باشد . یعنی کیفیت سود بالا نشان دهنده مفید بودن اطلاعات سود برای تصمیم گیری استفاده کنندگان و همچنین مطابقت بیشتر آن با سود اقتصادی هیکس می باشد . اما بدلیل آنکه افراد از اطلاعات در تصمیمات متفاوتی استفاده می کنند ، امکان ارائه یک تعریف جامع از سود وجود ندارد .
برخی تحلیلگران مالی ، کیفیت سود را بعنوان سود عادی و مستمر ، تکرار پذیر و ایجاد کننده جریان نقدی حاصل از عملیات می دانند ، آنها معتقدند که کیفیت سود رقمی بین سود خالص گزارش شده و جریان نقدی حاصل از عملیات منهای ارقام غیر تکراری می باشد .
تاکنون متخصصان مالی نتوانسته اند به یک محاسبه مستقل از سود که از نظر آنها کیفیت لازم را دارا باشد دست یابند . در این حالت ، متخصصان مالی با انجام تعدیلات مناسب ، می توانند به یک دامنه که به شکل صحیح تر نشانگر کیفیت سود نسبت به سود خالص گزارش شده باشد ، دست یابند . بنابراین مفهوم کیفیت سود ، یک امر تعریف شده ثابت نیست که بتوان به آن دست یافت . بلکه مفهومی است نسبی که به ارتباط آن با دیدگاه ها و نگرش ها بستگی دارد .
اسلون [۳۲] اثبات کرد که شرکتهای با سود گزارش شده بالاتر از جریان وجوه نقد عملیاتی (حجم بالای اقلام تعهدی) ، در سالهای اتی یک کاهشی در سود عملیاتی را تجربه خواهند کرد . بنابراین حجم اقلام تعهدی یک شاخص خوب برای کیفیت سود می باشد .
میچل [۳۳] معتقد است ، سودی که بهتر بتواند جریانات نقدی عملیاتی آتی موسسه را پیش بینی کند ، با کیفیت تر است .
در متون حسابداری و مالی برخی از ویژگیهای واحد تجاری شناسایی شده اند که وجود آنها باعث افزایش کیفیت سود می گردد .
اگر شرکتی ویژگیهای زیر را دارا باشد ، کیفیت سود آن بالا خواهد بود :
۱-روش های با ثبات محافظه کارانه حسابداری .
۲-جریان درآمد قبل از مالیات ناشی از فعالیتهای عملیاتی و تکرار پذیر.
۳-کسب سطحی از سود خالص و نرخ رشد ، مستقل از ملاحظات مالیاتی (مثل کاهش نرخ مالیات که منجر به معافیت مالیاتی می شود) .
۴-داشتن سطح مناسبی از بدهی .
۵-سود شرکت ناشی از تورم نباشد .
همانطور که ملاحظه گردید ، تعریف یکسانی از واژه کیفیت سود وجود ندارد . بسیاری از تحقیقات انجام شده در کشورهای توسعه یافته موید این مطلب است که سود خالص گزارش شده توسط واحدهای اقتصادی دارای محتوای اطلاعاتی است . ولی در رابطه با تعریف یکسانی از سود ، توفیق چندانی حاصل نگردیده است . لذا ، سوال اساسی این است که چگونه می توان ایرادهای وارده بر سود را مرتفع ساخت و به عبارت دیگر سودی را گزارش نمود که امکان ارزیابی را فراهم نموده و توان سودآوری بنگاه اقتصادی را نشان دهد . چنین سودی که اصطلاحا سود کیفی نامیده می شود در تصمیمات اقتصادی نقش بسیار مهمی دارد و استفاده از آن در شرایط کنونی ایران حائز اهمیت فراوان است . (ظریف فرد ، ۱۳۷۸ ) .

 

۳-۴-۲٫ معیارهای اندازه گیری کیفیت سود

 

از آنجا که تعریف یکسانی از کیفیت سود وجود ندارد ، لذا معیار ارزیابی یکسانی نیز وجود ندارد . بطور کلی معیارهای ارزیابی کیفیت سود و اجزای مربوط به آن را که در سال ۲۰۰۳ توسط شیپر و وینسنت[۳۴] ارائه شده به صورت جدول زیر طبقه بندی کرد :

 

جدول (۱-۲) معیارهای ارزیابی کیفیت سود

 

 


موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:31:00 ب.ظ ]




تیلور[۱۸] نیز خلاقیت را شکل دادن تجربه‌ها در سازمان‌بندی‌های تازه می‌داند.(منبع پیشین)
با توجه به اینکه بسیاری از چیزها نو و تازه هستند اما خلاقانه نیستند، پس تازگی نمی‌تواند به تنهائی مفهوم خلاقیت را توصیف کند. از این نظر محققان به این نتیجه رسیده‌اند که عناصر دیگری را در تعریف خلاقیت دخالت دهند. در نتیجه نظریه‌های معاصر علاوه بر تازگی، متناسب بودن با ارزش‌ها را نیز مد نظر قرار داده‌اند. (شمس اسفندآباد، ۱۳۸۹ :۴۹و۲۹)
دانلود پایان نامه
استین[۱۹] می‌گوید: خلاقیت فرایندی است که نتیجه آن یک کار تازه‌ای باشد که توسط گروهی در یک زمان به عنوان چیزی مفید و رضایت بخش مقبول واقع شود. (حسینی،۱۳۸۱: ۳۰)
آمابیل[۲۰] علاوه بر قیود تازگی و ارزشمندی قید جدیدی به تعریف خلاقیت اضافه نموده و بیان می‌دارد که تفکر خلاق باید از طریق اکتشاف رخ دهد نه از طریق الگوریتم. (حسینی،۱۳۸۱: ۳۰)
خلاقیت میلی ذاتی است که در وجود انسان به ودیعه نهاده شده و انسان مظهر خلاقیت الهی است. (مطهری، ۱۳۷۲ :۲۴۹)
رمز بقای جوامع انسانی را باید در خلاقیت آنها جست‏وجو کرد. زیرا جوامعی قادر به پیوستن به آینده هستند که خلاق ببینند، خلاق بیندیشند و از تن سپردن به‏ خلاقیت‏ها نهراسند. در دنیای آینده، تعالی انسان‏ها و جوامع با خلاقیت آنان گره‏ خورده است و در عصر انفجار اطلاعات، آینده در دست کسانی است که وامدار خلاقیت باشند.
۲-۳-۱- تعریف خلاقیت از دیدگاه سازمانی
خلاقیت یعنی ارائه فکر و طرح نوین برای بهبود و ارتقای کمیت یا کیفیت فعالیتهای سازمان. (حقایق،۱۳۸۰). افزایش خلاقیت در سازمانها می‌تواند به افزایش بهره وری، افزایش تولیدات یا خدمات، کاهش هزینه‌ها، جلوگیری از اتلاف منابع، افزایش رقابت، افزایش کارایی، ایجاد انگیزش و رضایت شغلی در کارکنان منجر شود.
Job Satisfaction - رضایت شغلی
۲-۴- مفهوم و جایگاه خلاقیت و نوآوری
تحقیق در مورد خلاقیت و عناصر تشکیل دهنده آن، بیش از یک قرن پیش توسط دانشمندان علوم اجتماعی شروع شد، ولی انگیزه اساسی برای پژوهش بیشتر در سال ۱۹۵۰ توسط گیلفورد ایجاد گردید. گیلفورد[۲۱] خلاقیت را با تفکر واگرا (دست یافتن به رهیافتهای جدید برای حل مسائل) در مقابل تفکر همگرا (دست یافتن به پاسخ صحیح) مترادف می‌دانست. افرادی که تفکر واگرا دارند در فکر و عمل خود با دیگران تفاوت دارند و از عرف و عادت دور شده روش های خلاق و جدید را به کار می‌برند. برعکس کسانی که از این خصوصیت برخوردار نیستند تفکر همگرا دارند و در فکر و عمل خود از عرف و عادت پیروی می‌کنند. پس تفکر واگرا یعنی دور شدن از یک نقطه مشترک که همان رسم و سنت و عرف اجتماع است و تفکر همگرا یعنی نزدیک شدن به آن نقطه. (شهرآرای - مدنی پور، ۱۳۷۵: ۳۹)
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
هالت[۲۲] (۱۹۹۸): اصطلاح نوآوری را در یک مفهوم وسیع به عنوان فرآیندی برای استفاده از دانش یا اطلاعات مربوط به منظور ایجاد یا معرفی چیزهای تازه و مفید به کاربرد، وارکینگ[۲۳] نیز توضیح می دهد که: نوآوری هر چیز تجدید نظر شده است که طراحی و به حقیقت درآمده باشد و موقعیت سازمان را در مقابل رقبا مستحکم کند و نیز یک برتری رقابتی بلندمدت را میسر سازد. به عبارتی نوآوری خلق چیز جدیدی است که یک هدف معین را دنبال و به اجرا رساند.
برای بهره‌مند شدن از خلاقیت منجر به نوآوری و دست یافتن به شکوفایی که همانا تحقق هدف‌های ترسیم شده سازمانی است. صاحب نظران راهکارهای متعددی را مطرح ساخته اند که برخی از مهم‌ترین آن راهکارها عبارتند از:
۱- ایجاد فضای خلاق؛ فضای محرک خلاقیت به معنی این است که مدیریت باید همیشه آمـاده شـنیدن ایده‌های جدید از هر کس در سازمان باشد.
۲- دادن وقت برای خلاقیت؛ موضوعات انحرافی (غیر اصلی ) محیط کار، اغلب مدیران و کارکنان را از خلاق بودن بازمی‌دارد.
۳- برقراری سیستم پیشنهادات؛ روش‌هایی برای ارائه پیشنهادات فراهم شود.

  1. ایجاد واحد مخصوص خلاقیت؛ این گونه واحد وقتشان را صرف یافتن ایده‌های جدید برای ارائه خدمات یا ساختن محصول می‌کنند و گاهی تحقیق محض انجام می‌دهند.

از آنجایی که رکن اصلی و کلیدی همه سازمان‌ها نیروی انسانی است و نیروی انسانی اسـت که می‌تواند در موارد فوق ما را یاری دهد تا بدانیم سازمان خلاق و نوآور بستگی تقریباً تامی نسبت به نیروی انسانی دارد.
بنابراین، در یک تعریف کلی می‌توان نوآوری را به عنوان هر ایده‌ای جدید نسبت به یک سازمان و یا یک صنعت و یا یک ملت و یا در جهان تعریف کرد. (خداداد حسینی، ۱۳۷۸ :۱۴۸)
۲-۵- تفاوت خلاقیت و نوآوری
زندگی پیچیده امروزی، هرلحظه در حال نو شدن است و خلاقیت و نوآوری، ضرورت استمرار زندگی فعال. انسان برای خلق نشاط و پویایی در زندگی نیازمند نوآوری و ابتکار است تا انگیزه تنوع طلبی خود را ارضاء کند. جامعه انسانی برای زنده ماندن و گریز از مرگ و ایستایی به تحول و نوآوری نیاز دارد.
اگرچه واژه خلاقیت با نوآوری به طور مترادف استفاده می‌شود اما غالب محققان معتقدند که دو اصطلاح نوآوری و خلاقیت باید به طور جدا مدنظر قرار گیرند، چرا که دارای معانی و تعاریف جداگانه‌ای هستند (مهر[۲۴]، ۱۹۶۹) خلاقیت اشاره به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود دارد، در حالی که نوآوری دلالت برآوردن چیزی جدید به مرحله استفاده دارد. (دیویس[۲۵]، ۱۹۶۹)
نظرات بسیاری در مورد ماهیت و تفاوتهای اساسی این واژه ها ابراز شده، نویسندگانی ن

یز معتقدند که:
- نوآوری فرایند اخذ ایده خلاق و تبدیل آن به محصول، خدمات و روش های جدید عملیات است. (رابینز[۲۶]، ۱۹۹۱)
- تغییر ایجاد هرچیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد، اما نوآوری اتخاذ ایده‌هایی است که برای سازمان جدید است. بنابراین، تمام نوآوریها منعکس کننده یک تغییرند اما تمام تغییرها، نوآوری نیستند. (ریچارد، ال، داف[۲۷] ، ۱۹۹۲)
براساس این تعاریف، خلاقیت لازمه نوآوری است. تحقق نوجویی وابسته به خلاقیت است. اگرچه در عمل نمی‌توان این دو را از هم متمایز ساخت ولی می‌توان تصور کرد که خلاقیت بستر رشد و پیدایی نوآوریهاست. خلاقیت پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است. از خلاقیت تا نوآوری غالباً راهی طولانی در پیش است و تا اندیشه‌ای نو به صورت محصولی یا خدمتی جدید درآید زمانی طولانی می گذرد و تلاشها و کوششهای بسیار به عمل می‌آید. گاهی ایده و اندیشه‌ای نو از ذهن فرد می‌تراود و در سالهای بعد آن اندیشه نو به وسیله فرد دیگری به صورت نوآوری در محصول یا خدمت متجلی می‌گردد.(الوانی، ۱۳۷۲: ۲۲۳-۲۲۴)
معمولاً برخی از مطالعات انجام شده در این حوزه، بین دو مفهوم خلاقیت و نوآوری تفاوتی قائل نمی‌شوند و از آنجا که در کُنه هر دو مفهوم ویژگی تازگی و نو بودن قرار دارد، هر دو را در یک معنی و مترادف هم بکار می‌برند. در حالی که با دقت در معنای هر دو اصطلاح مشاهده می‌کنیم که تفاوت ماهوی بین خلاقیت و نوآوری وجود دارد.
نوآوری به کارگیری ایده‌های جدید ناشی از خلاقیت است که می‌تواند یک محصول جدید، خدمت جدید یا راه حل جدید انجام کارها باشد. )جورج جی. گاردون[۲۸]، ۱۹۹۲: ۷۸۵)
باید بین خلاقیت و نوآوری فرق قائل شد، معمولاً واژه خلاقیت به توانائی و قدرت فرد در ارائه ایده‌های نوین(فکر های سازنده) اطلاق می‌شود. از سوی دیگر، معمولاً نوآوری به معنی استفاده از این ایده‌ها میباشد. در یک سازمان این به معنی یک کالای جدید، یک خدمت جدید یا یک راه جدید برای انجام دادن کارهاست. اگرچه  بحث نوآوری حول محور خلاقیت مطرح شود. (کونتز، هارولد[۲۹]،۲۰۰۶: ۱۵۵)
خلاقیت باید بر اهداف سازمان تمرکز یابد و همانند یک قیف برای نوآوری عمل کند به این معنی که نوآوری محتمل‌ترین ایده‌ها را برگزیده و آنها را مورد آزمایش و بررسی قرار می‌دهد. (اسلون، پائول[۳۰]،۲۰۰۳: ۷)
۲-۶- منشا خلاقیت
یکی از مهم ترین موضوعاتی که می‌توان در زمینه خلاقیت مطرح نمود این است که خاستگاه و منشا خلاقیت چیست؟ بر این اساس در این قسمت مهمترین منابع منشا خلاقیت از دیدگاه صاحب نظران مورد بررسی قرار می گیرد.
۱- اطلاعات ذهنی:
بنابر نظر افلاطون هر یک از اعضای جهان مادی دارای یک همتای انتزاعی تحت عنوان ایده‌ یا اندیشه است که علت آن شی به حساب می‌آید. همه انسانها در ذهن خود دانش کاملی از همه اندیشه‌هایی که جهان را می‌سازند در اختیار دارند بنابراین ذهن انسان تصویری از جهان است. بر این اساس تمامی دانش و افکار جدید یادآوری تجاربی است که روح ما در آسمانی که فراسوی آسمانهاست داشته است. به پیروی از افلاطون، فلاسفه‌ای چون رنه دکارت و ایمانوئل کانت معتقدند که منشا ایده‌های تازه ذهن می‌باشد.
۲- اطلاعات حسی:
ارسطو یکی از شاگردان افلاطون بود که ابتدا نظرات او را دقیقا پذیرفت اما بعدها به مخالفت با آنها برخاست. بر عکس نظر افلاطون، ارسطو بر این عقیده است که منبع افکار و اندیشه‌های جدید اطلاعات حسی است که از طریق حواس پنجگانه به واسطه تعامل با محیط تجربه و کسب می‌شوند. به پیروی از ارسطو فیلسوفانی چون هابز و برکلی معتقدند که منشا ایده‌های جدید اطلاعات حسی و تجربه می‌باشد. (هرگنهان و السون[۳۱]، ۱۹۹۳)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:31:00 ب.ظ ]




همانطورکه جدول شماره ۴-۷ نشان میدهد مقدار سطح معناداری این آزمون برابر با ۰۰۱/۰ و این مقدار

کمتر از ۰۵/۰ است. بنابراین، اختلاف معناداری بین وجه نقد عملیاتی به کل داراییها شرکتهای سالم و
شرکتهای دارای بحران مالی وجود دارد و با توجه به میانگینهای مندرج در جدول شماره ۴-۱ میتوان نتیجه گرفت وجه نقد عملیاتی به کل داراییها در شرکتهای سالم نسبت به شرکتهای دارای بحران مالی بیشتر است.
فرضیه فرعی ۱-۳: «بین وجه نقد عملیاتی به کل بدهیهای شرکتهای سالم و شرکتهای دارای بحران مالی تفاوت معناداری وجود دارد.»
برای بررسی اینکه آیا بین وجه نقد عملیاتی به کل بدهیها در شرکتهای سالم و شرکتهای دارای بحران مالی تفاوت معناداری وجود دارد از آزمون منویتنی به دلیل نرمالنبودن داده های متغیر وجه نقد عملیاتی به کل بدهیها استفاده شده است. برای مقایسه وجه نقد عملیاتی به کل بدهیها بین شرکتهای سالم و دارای بحران مالی، مفروضات آماری زیر باید در سطح اطمینان ۹۵ درصد مورد بررسی قرار گیرد.
فرض صفر: وجه نقد عملیاتی به کل بدهیها بین شرکتهای سالم و شرکتهای دارای بحران مالی یکسان است.
فرض مقابل: وجه نقد عملیاتی به کل بدهیها بین شرکتهای سالم و شرکتهای دارای بحران مالی یکسان نیست.

جدول ۴-۸: آزمون مقایسه وجه نقد عملیاتی به کل بدهیها بین شرکتهای سالم و شرکتهای دارای بحران مالی
شرکت تعداد شاخص آماری متغیر مقدار
منویتنی
مقدار z سطح معناداری
بحران مالی
سالم
۶۰
۶۰
وجه نقد عملیاتی به کل بدهیها بین شرکتهای سالم و شرکتهای دارای بحران مالی ۰۰۰/۸۴۵ ۳۶۸/۵- ۰۰۱/۰

در جدول شماره ۴-۸ وجه نقد عملیاتی به کل بدهیها بین شرکتهای سالم و شرکتهای دارای بحران مالی مورد مطالعه بررسی شده است که، به ترتیب، میانگین و انحراف معیار برای هر دو گروه آورده شده است. همانطور که مشاهده شده سطح معناداری این آزمون برابر با ۰۰۱/۰ و این مقدار کمتر از ۰۵/۰ است. بنابراین، اختلاف معناداری بین وجه نقد عملیاتی به کل بدهیهای شرکتهای سالم و شرکتهای دارای بحران مالی وجود دارد و با توجه به میانگینها در جدول شماره ۴-۱ میتوان نتیجه گرفت وجه نقد عملیاتی به کل بدهیها در شرکتهای سالم نسبت به شرکتهای دارای بحران مالی بیشتر است.
فرضیه فرعی ۱-۴: «بین وجه نقد عملیاتی به جمع بدهیهای جاری شرکتهای سالم و شرکتهای دارای بحران مالی تفاوت معناداری وجود دارد.»
برای بررسی اینکه آیا بین وجه نقد عملیاتی به جمع بدهیهای جاری شرکتهای سالم و شرکتهای دارای بحران مالی تفاوت معناداری وجود دارد از آزمون منویتنی بهدلیل نرمال نبودن داده های متغیر وجه نقد عملیاتی به جمع بدهیهای جاری استفاده شده است. برای مقایسهی وجه نقد عملیاتی به جمع بدهیهای جاری بین
شرکتهای سالم و دارای بحران مالی، مفروضات آماری باید در سطح اطمینان ۹۵ درصد مورد بررسی قرار گیرد.
فرض صفر: وجه نقد عملیاتی به جمع بدهیهای جاری بین شرکتهای سالم و شرکتهای دارای بحران مالی یکسان است.
فرض مقابل: وجه نقد عملیاتی به جمع بدهیهای جاری جاری بین شرکتهای سالم و شرکتهای دارای بحران مالی یکسان نیست.
در جدول شماره ۴-۹ وجه نقد عملیاتی به جمع بدهیهای جاری بین شرکتهای سالم و شرکتهای دارای بحران مالی مورد مطالعه بررسی شده است که، بهترتیب، میانگین و انحراف معیار برای هر دو گروه آورده شده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:31:00 ب.ظ ]




ه/ درک صحیح از واقعیت و/ تسلط بر محیط
از نظر اسمیت همه این موارد، مفاهیم اصلی یکسانی را در برداشتند، بنابراین وی پیشنهاد کرد به جای برشمردن این گونه موارد بهتر است ابعاد بهداشت روانی براساس اصول زیر انتخاب شود :

الف_ نشان دادن ارزش های مثبت بشری
ب_ داشتن قابلیت اندازه گیری و تشخیص
ج_ داشتن ارتباط با نظریه شخصیت
در مرتبط بودن با بافت های اجتماعی که برای آن تعریف و مشخص شده اند.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
امروز مفهوم کنارآمدن به منزله ملاک سلامت روانی به نوشته های رشته های تخصصی گوناگون بهداشت روانی راه یافته است (اسمیت ، ۱۹۶۱ به نقل از حقیقی ، ۱۳۸۱) .
رویکردهای مختلف سلامت روان
رویکرد زیستی نگری
رویکرد زیست شناختی، در مطالعه رفتار انسان بیشترین اهمیت را برای ساختار ارگانیزم قائل می شوند و این مکتب، بیشتر بر بیماری های روانی توجه دارد نه سلامت روان. و بیماری های روانی را جزء سایر بیماری ها به حساب می آورد ( گنجی، ۱۳۷۸) .
رویکرد تحلیل روانی
مکتب روانکاوی معتقد است که بهداشت، یعنی کنش متقابل و موزون بین سه ساخت مختلف شخصیت: نهاد، خود و فرا خود.
اگر بین نهاد و من برتر تعارض به وجود آید بیماری روانی ظاهر می شود ودر حالت عدم تعادل فرد احساس تنش می کند و برای حفظ خود ابزارهایی را به وجود می آورد که مکانیزم روانی نامیده می شود ( گنجی ، ۱۳۷۸).
رویکرد رفتار گرایی
مکتب رفتارگرایی معتقد است که بهداشت سلامت روانی به محرکها و محیط وابسته است. بدین ترتیب ، از دید رفتارگرایان بیماری روانی، رفتاری است که مثل سایر رفتارها آموخته شده است. به طور کلی از دید رفتار گرایی، کسی دارای بهداشت روانی است که رفتارش با محیط معینی، با نوعی بهنجاری رفتاری سازگاری دارد / بر سازگاری فرد بامحیط تاکید دارد ( گنجی ، ۱۳۷۸).
واتسون، معتقد است که رفتار عادی نمودار شخصیت سالم انسان عادی است که موجب سازگاری او با محیط و در نتیجه رفتار نیازهای اصلی و ضروری می باشد (میلانی فر، ۱۳۸۲).
رویکرد انسان گرایی :
این دیدگاه معتقد است که بهداشت روانی یعنی ارضای نیازهای سطح پایین و رسیدن به سطح خود شکوفایی . هر عاملی که فرد را در سطح ارضای نیازهای سطح پایین نگه دارد واز خود شکوفایی او جلوگیری کند، اختلال رفتاری به وجود خواهد آورد. یکی از مشهورترین انسانگرایان ، “آبراهام مازلو[۱۵۲]” معتقد است که برای داشتن سلامت روانی باید تا اندازه ای انعطاف پذیر بود، با واقعیت آن قدر فاصله گرفت که بتوان بیشترین خود مختاری ( فردیت و مسئولیت) را به دست آورد. این فاصله گرفتن با رها شدن از واقعیت به معنی بی علاقگی یا طرد نیست، بلکه شبیه تحلیل، کسب آگاهی و قبول تجربه روانی و ذهنی فرد است (گنجی ، ۱۳۷۸).
طبق نظر “راجرز[۱۵۳]” یکی دیگر از انسانگرایان مشهور، بیماری روانی یا عدم بهداشت روانی بر اثر پذیرفته شدن برخی از رفتارها به وجود می آید. در واقع همه رفتارها پذیرفته نمی شوند وهمه رفتارها مورد تائید دیگران قرار نمی گیرند. این عدم پذیرش بین تصویری که فرد از خود دارد (( خویشتن پنداری)) و تصویری که واقعیت برای او فراهم می آورد، انحراف ایجاد می کند. اینجاست که شخص، وسایل پوشاندن واقعیت را خلق می کند و بدین وسیله سازگاری و بقاء برای خود را ممکن می سازد (گنجی ،۱۳۷۸).
کارل یاسپرزا[۱۵۴] (۱۹۶۹- ۱۸۸۳)،روانپزشک و فیلسوف آلمانی، توصیفی از “دنیای شخص” – نحوه تفکر و احساس خود- ارائه کرده است که می تواند بهنجار یا نابهنجار باشد. طبق تعریف یاسپرزا، دنیای شخص زمانی نابهنجار است که :
۱)ناشی از اختلال است که در همه جا نابهنجار شمرده می شود، مثل اسکیزوفرنی
۲) وقتی شخصی را از نظر هیجانی از دیگران جدا می سازد
۳) زمانی که احساس ایمنی مادی و معنوی به شخص نمی دهد (به نقل از رجب پور، ۱۳۸۶) .
رویکرد بوم شناسی :
دیدگاه بوم شناسی که به مطالعه محیط‌های زندگی موجودات زنده و مطالعه روابط این موجودات با یکدیگر و با محیط می‌پردازد معتقد است که عوامل موجود در محیط فیزیکی مثل سر و صدا، آلودگی هوا، افزایش جمعیت، کوچکی محل سکونت و به خطر افتادن حریم، می‌توانند بهداشت روانی فرد را به خطر اندازند. بنابراین، اگر شرایط محیطی مساعد و مناسب باشد و فرد بتواند سازگاری یابد، دارای سلامت روانی خواهد بود (گنجی ، ۱۳۷۸) .
نظریه گلدشتاین
گلدشتاین[۱۵۵](۱۹۳۹) معتقد است که شخص سالم و هنجار کسی است که گرایش به خودشکوفایی و تحقق خود دارد و از آشفتگی ناشی از حملات محیط خارجی مضطرب نمی‌شود، و از این پیروزی لذت می‌برد. وی شخصیت سالم را مستلزم هماهنگ بودن تشکیلات دستگاه بدن و وحدت و هماهنگی ، تداوم و تعادل دستگاه ارگانیسم می‌داند (به نقل از رجب پور ۱۳۸۶) .
رویکرد هستی‌گرایی
نگرش ویکتور فرانکل[۱۵۶] به سلامت روان بر اراده تاکید می‌کند. جستجوی معنا مستلزم پذیرفتن مسئولیت شخص است. هیچ کس و هیچ چیز به بزرگی انسان معنا نمی‌دهد مگر خودش.
انسان باید با احساس مسئولیت آزادانه با شرایط هستی و زندگی روبرو شود و معنایی در آن بیابد. به نظر فرانکل ماهیت وجودی انسان از سه عنصر : معنویت، آزادی و مسئولیت تشکیل شده است و سلامت روان مستلزم تجربه شخصی این سه عامل است. معیار سنجش معنادار بودن زندگی کیفیت آن است نه کمیت آن. سلامت روان یعنی از مرز توجه به خود گذشتن ، از خود فراتر رفتن و جذب معنا و منظوری شدن (به نقل از رجب پور ،۶ ۱۳۸) .
رویکرد شناختی
طبق این دید گاه، سلامت روان داشتن سازگاری خوب یا احساس خوب داشتن است. بویژه هنگامی که این نوع سازگاری یا احساس با معیارهای جامعه‌ای که فرد در آن زندگی می‌کند همخوانی داشته باشد (رجب پور،۱۳۸۶)
بر اساس نظریه ویلیام گلاسر[۱۵۷] انسان سالم کسی است که واقعیت را انکار نکند و درد و رنج موقعیت‌ها را با انکار کردن نادیده نگیرد. بلکه با واقعیت‌ها به صورت واقع‌گرایانه روبرو شود، هویت موفق داشته باشد. یعنی عشق و محبت بورزد و هم عشق و محبت دریافت کند و هم احساس ارزشمندی کند و هم دیگران احساس ارزشمندی او را تایید کنند. مسئولیت زندگی در رفتارش را بپذیرد (پذیرش مسئولیت کاملترین نشانه سلامت روانی است).
واقعیت درمانی گلاسر بر سه اصل قبول واقعیت، قضاوت در درستی رفتار و پذیرش مسئولیت رفتار و اعمال استوار است و چنانچه این سه اصل تحقق یابد، نشانگر سلامت روانی است (رجب پور، ۱۳۸۶).
به اعتقاد پرلز[۱۵۸] کسانی که از سلامت روان برخوردار هستند با واقعیت خود و در عالم بیرون ، کاملاًً در ارتباط هستند، چنین اشخاصی در نتیجه شناخت کامل خود به جای اینکه در پی تصویری آرمانی از خویشتن باشند می‌توانند خود راستین خویش را اعتلا بخشند (شولتز، ۱۳۸۳).
نظریه یونگ[۱۵۹]
از دیدگاه یونگ افراد سالم از شخصیتی برخوردارند که یونگ آن را شخصیتی مشترک، خوانده است. چون دیگر هیچ جنبه شخصیت به تنهایی حاکم نیست، یکتایی فرد ناپدید می‌‌شود و دیگر چنین اشخاصی را نمی‌توان متعلق به یک سنخ روانی دانست (رجب پور ، ۱۳۸۶).
نظریه اریکسون
اریکسون سلامت روان‌شناختی را نتیجه عملکرد قدرتمند و قوی “من” می‌داند. “من” عنوان مفهومی است که نشان‌دهنده توانایی یکپارچه‌سازی اعمال و تجارب خاص بصورت انطباقی و سازشی است. “من” تنظیم‌کننده درونی روان است که تجارب فرد را سازماندهی می‌کند و در نتیجه از انسان در مقابل فشارهای “نهاد” و “من برتر” حمایت می‌کند. هنگامی‌که رشد انسان و سازماندهی اجتماعی به نحو متناسب هماهنگ شود، در هر کدام از مراحل رشد روانی- حرکتی، توانایی‌ها و استعدادهای شخص ظهور می کند. در واقع به عقیده اریکسون سلامت روان‌شناختی هر فرد به همان اندازه است که توانسته است توانایی متناسب با هر کدام از مراحل زندگی را کسب کند (رجب پور، ۱۳۸۶) .
تاریخچه بهداشت روان
بهداشت روانی از پیشینه ای به قدمت انسان متمدن و تاریخچه ای کوتاه به لحاظ علمی برخوردار است. با اینکه فلاسفه هزاران سال در خصوص “سعادت” داد سخن می راندند صرفاً در سال ۱۹۰۸ بود که نخستین جمعیت برای سلامت روان تاسیس گردید. در سال ۱۹۱۹ “جامعه ملی سلامت روان[۱۶۰] ” تشکیل شد که به تدریج به “کمیته بین المللی سلامت روان[۱۶۱] ” تبدیل شد. و نشریه ای با نام “سلامت روان” منتشر شد تا یافته های جدید را از سراسر جهان گردآوری کند و ارتباط و همکاری دست اندرکاران این حوزه را تسهیل نماید. نمود کنونی سلامت روان را می توان در روان شناسی جامعه نگر و مراکز بهداشت روانی جامعه نگر یافت که با هدف ۳ نوع پیشگیری در سطح وسیع و اجتماعی فعالیت دارد:

 

 

 

    1. جلوگیری از بروز اختلال های روانی (پیشگیری نخستین)

 

    1. تشخیص و درمان زودهنگام (پیشگیری ثانوی)

 

  1. کمک به معضلات و مشکلات ناشی از ابتلاء به اختلال های روانی (پیشگیری ثالث) (به نقل از رجب پور،۱۳۸۶).

 

اهمیت موضوع بهداشت روانی
با پیشرفت علم پزشکی موفقیت‌های چشمگیری در زمینه حفظ سلامت بدن، کاستن از مرگ و میر و بالا بردن حد متوسط طول عمر حاصل شده است، ولی بی توجهی نسبت به بهداشت روانی، سبب گشته تا مسائل روانی قد علم کنند و بر تعداد موارد اختلالات روانی به طور بارزی افزوده شود. به طور تخمینی امروز ۴۰۰ میلیون نفر از اختلالات روانی و مغزی و مسائل روانی رنج می برند.
اکنون سازمان جهانی بهداشت و بسیاری از کشورها به این نتیجه رسیده‌ اند که فراموش کردن و غافل شدن از بهداشت روانی، یکی از خطاهای بزرگ نظام بهداشتی محسوب می شود و هر برنامه بهداشتی بدون در نظر گرفتن رفاه روانی جامعه با شکست مواجه خواهد شد. باید قبول کنیم که زمان توجه به بهداشت روان فرا رسیده است و سلامتی بدون سلامت روان وجود ندارد (تنهایی ، ۱۳۸۵).
اصول بهداشت روانی
هدف اصلی بهداشت روانی پیشگیری است و این منظور به وسیله ایجاد محیط فردی و اجتماعی مناسب حاصل می‌گردد. بنابراین برای هر فرد لازم است که با اصول بهداشت روانی آشنایی داشته باشد. اصول بهداشت روانی عبارت است از:

 

 

    1. احترام به شخصیت خود و دیگران

 

    1. شناخت محدودیت‌های خود و دیگران

 

    1. پی بردن به علل رفتار

 

    1. درک اینکه رفتار، تابع تمامیت فرد است.

 

  1. شناسایی احتیاجات اولیه‌ای که سبب ایجاد رفتار و اعمال انسان می‌گردد (شاملو، ۱۳۶۶).

 

خصوصیات افراد سالم
جوانان تمایل درونی دارند که هر چه را که بالقوه می توانند باشند، بشوند و استعدادهای درونی خود را شکوفا نمایند، که پیامد آن احساس رشد، بلوغ و سلامت روان خواهد بود (خدایاری، ۱۳۷۷) .
بنابر تحقیقات انجمن ملی بهداشت روانی، افراد دارای سلامت روانی دارای خصوصیات زیر هستند:
آنان احساس راحتی می‌کنند، خود را آنگونه که هستند می‌پذیرند، از استعدادهای خود بهره‌مند می‌شوند، نگرانی و ترس و اضطراب و حسادت کمی دارند و دارای اعتماد به نفس هستند. نظام ارزشی آنان از تجارب شخصی خودشان سرچشمه می گیرد. احساس خوبی نسبت به دیگران دارند، به علایق افراد دیگر توجه می کنند و نسبت به اعمال خود احساس مسئولیت می کنند . محیط خود را تا آنجا که ممکن است شکل می دهند و تا آنجا که ضرورت دارد با آن سازگار می شوند (بنی جمالی و واحدی، ۱۳۷۰).
مدرسه و سلامت روانی
مدرسه جایی است که در سلامت روانی و عاطفی کودکان و نوجوانان نقش مهمی ایفا می کند. باید بپذیریم که مسئولیت اولیای مدرسه به پرورش قوای عضلانی و آشنا ساختن دانش آموزان به ارزش های شناختی، اجتماعی و اخلاقی خلاصه نمی شود، بلکه مربیان مسئول تغییر و اصلاح رفتارهای ناسازگار و تامین بلوغ عاطفی و سلامت روانی کودکان و نوجوانان نیز هستند .
به نظر گلاسر ، نظام تعلیم و تربیت مدرسه باید چنان باشد که در آن هر دانش آموزی بتواند دوست داشتن و دوست داشته شدن و احساس ارزشمندی را تجربه کند. معلمی که به مقام انسانی کودکان و نوجوانان ارج می نهد و نیاز به جلب توجه و محبت آنها را در مسیر صحیح هدایت می کند، هم چنین معلمی که خالصانه سعی دارد آنچه را که می داند به دانش آموزان بیاموزد، نه تنها نیازهای روانی آنان را ارضا می نماید، بلکه برقراری روابط صحیح عاطفی، سازگاری با دیگران و مسئولیت پذیری را نیز به ایشان می آموزد. در چنین فضای تربیتی افراد به بلوغ عاطفی می رسند و از لحاظ روانی سالم بار می آیند.
از جمله عوامل موثر در سلامت روانی کودک و نوجوان ، تصویر مثبتی است که از خود در ذهن دارد. تصویر فرد از خود تحت تاثیر عوامل اجتماعی و ارزیابی های دیگران از او شکل می گیرد و تکامل می یابد. تجارب و ارزیابی هایی که دال بر پذیرش فرد باشند این احساس را به وی می دهند که با ارزش و مفید است و برعکس تجارب تحقیرکننده موجب احساس حقارت و بی ارزشی در فرد می گردند. در صورتی که مربیان مدارس در عین صحبت کردن و احترام به نوجوانان، رفتار ناپسندش را گوشزد کنند، خویشتن پنداری او رشد پیدا می کند و بدون احساس حقارت و بی ارزش بودن، نادرستی رفتار خود را می پذیرد (رجب پور، ۱۳۸۶).
بهداشت روانی و اهمیت پیشگیری اولیه در مدارس
علم سلامت روان، شاخه ای از علم بهداشت است که با پیشگیری از اختلالات روانی و حفظ شیوه‌های بهینه زندگی و بهداشت عاطفی سروکار دارد. علم سلامت روان فرایندی همیشگی است که از بدو تولد تا هنگام مرگ ادامه می یابد. این علم چهار هدف شکوفایی توان بالقوه، شادکامی، رشد و تحول هماهنگ و زندگی موثر و کارآمد سعی می کند از طریق آموزش به کارکنان بهداشت روانی، پیشگیری، درمان اختلالات روانی و حفظ و تداوم بهداشت روانی در اشخاص سالم شرایطی ایجاد کند که شهروندان جامعه بتوانند در خانه، مدرسه، محیط‌هایی کاری و نهایتاً با خویش سازگار شوند (ساپتیگتون به نقل از رجب پور ، ۱۳۸۶).
تعریف پیشرفت تحصیلی
پیشرفت تحصیلی ، محصول نهایی فرایند یادگیری فعال است که با کمک آموزش و فعالیت های تربیتی انجام می گیرد (گیج[۱۶۲] و برلاینر[۱۶۳]، ۱۳۷۴).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:31:00 ب.ظ ]




در این مدل  یک متغیر تصادفی است در حالی که  دیگر متغیر تصادفی نیست چراکه به ارزش آن در دورۀ t پی برده شده است(اسماعیلی ، ۱۳۸۵،ص ۳۵)۱.
پایان نامه ها
لینتر و گلابر سال ۱۹۶۷ در مقاله ای تحت عنوان «نرخ رشد درهم و برهم» به تشریح علل ناکامی گرین و سگال پرداخته اند و با ارائه مستندات علمی نتیجه گیری کردند که «تغییرات سود مانند تغییرات قیمت به طور تصادفی صورت می گیرد» به طور کلی نتیجه تغییرات در رابطۀ با رفتار سود حسابداری نشان می دهد که هنوز روش تصادفی به طور کلی توصیفگر خوبی از فرایند تولید سود حسابداری سالانه شرکتها (در آمریکا) می باشد. گرین و سگال پیش بینی مدیران اجرایی را در طول سالهای ۱۹۶۳ و ۱۹۶۴ مورد بررسی قرار داده بودند ولی نتوانستند اطلاعات مطلوبی دربارۀ آینده بدست آورند(همان منبع،ص ۳۶)۲.
حسابداری

۴-۲ بخش سوم بازده و بازده غیر منتظره

۱-۴-۲ -بازده

بازده یک سرمایه گذاری عبارتست از جریان های نقدی قابل تحققی که توسط صاحبان سرمایه گذاری و در طول یک سرمایه گذاری معین تحصیل می شود. بازده نوعاً براساس درصدی از ارزش سرمایه گذاری انجام شده در آغاز دوره بیان می شود(رهنمای رودپشتی، ۱۳۸۶،ص ۵۴)۱.

۲-۴-۲ روش های محاسبه بازده سهامداران

بازده یا پاداش سرمایه گذاری شامل، سود سالانه و افزایش (کاهش) ارزش سهام است(پارسائیان، ۱۳۸۴،ص ۴۱)۲.
این بازده معمولاً به صورت درصد و نرخ نشان داده می شود.
چند روش برای محاسبه بازده پیشنهاد شده است که عبارتند از:
روش نسبت سود به قیمت
روش پیش بینی سود نقدی
روش نسبت سود به قیمت
براساس این روش بازده سهامدار برای یک دوره معین به شرح زیر محاسبه می گردد:
(۴-۲)
که:
: بازده هر سهم
: سود سالیانه هر سهم
: قیمت خرید هر سهم (ارزش بازار)
از آن جا که این روش تغییرات قیمت سهام را مدنظر قرار نمی دهد، کمتر از سوی سرمایه گذاران مورد استقبال قرار گرفته است.
روش پیش بینی سود نقدی
در این روش فرض می شود سهامدار، سهم خود را تا دوره بی نهایت نگهداری می کند. بنابراین عایدی تغییرات قیمت سهام هیچ گاه شامل سهامدار نمی شود.
به دلیل عدم احتمال فروش در آینده قابل پیش بینی، به فروش نخواهد رفت. بنابراین تنها منفعتی که از خرید و نگهداری سهام عاید سهامدار می شود همان سود نقدی است(پارسائیان، ۱۳۸۴،ص۴۶۱)۱.
جهت بازده دوره ها باید قیمت بازار (خرید) سهم را در اختیار داشت و ارزش هر سهم مانند هر سرمایه گذاری دیگر برابر است با مجموعه ارزش فعلی سودهای دریافتی آتی آن و به صورت زیر محاسبه می گردد:
(۵-۲)
که:
: نرخ بازده مورد انتظار سهامداران
: سود نقدی مورد انتظار در پایان سال
: قیمت هر سهم
اگر سهامداران انتظار سود نقدی همراه با رسید سالیانه، ثابتی را داشته باشند ارزش  یا بازده مورد انتظار سهامدار به شرح زیر محاسبه می گردد:
(۶-۲)
: آخرین سود تقسیمی هر سهم
: رشد سود نقدی شرکت
محاسبه این نوع بازده بیشتر از سوی سرمایه گذارانی است، که سهام را به منظور نگهداری بلند مدت خریداری می کنند و هدفشان سفته بازی کوتاه مدت نیست.
روش بازده کل (واقعی)
در این روش بازده سهام از دیدگاه شرکت برای سهام داران محاسبه می شود، بازده یک سهم از دو بخش تشکیل می شود:
الف) دریافت سود سهام
ب) افزایش قیمت سهام در انتهای دوره نسبت به ابتدای دوره
بازده واقعی یا بازده کل عبارتست از مجموع مزایایی که در طول سال به سهم تعلق می گیرد. این مزایا را می توان با شرح زیر خلاصه کرد:
سود نقدی ناخالص هر سهم طبق مصوبه مجمع عمومی صاحبان سهام
مزایای ناشی از حق تقدم خرید سهام
مزایای ناشی از سود سهمی یا سهام جایزه
استفاده از قیمت سهام مورد نظر انتهای دوره مورد نظر نسبت به ابتدای دوره

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:30:00 ب.ظ ]




مولفه ها

 

آلفا کرونباخ

 

 

 

سقف تعهدات بیمه گر

 

۷۸/۰

 

 

 

پزشکان متخصص طرف قرارداد

 

۸۱/۰

 

 

 

داروهای تحت پوشش

 

۸۰/۰

 

 

 

وضعیت مالی مشتریان

 

۸۳/۰

 

 

 

وضعیت حمایتی دولت

 

۸۳/۰

 

 

 

به روز نبودن نیروی متخصص

 

۸۶/۰

 

 

 

۸-۳ روش های آماری پژوهش
در انجام این پژوهش مولفه ها و متغیرهای تحقیق بر اساس مولفه های این دو متغیر در نظر گرفته شده است.در انجام آزمون فرضیه های این پژوهش از دوآزمون آمار توصیفی که شامل بررسی تعدادپاسخ های صحیح[۳۰] به سوالات مرتبط با هر فرضیه، تعداد سوالات بدون پاسخ[۳۱] مرتبط با هر فرضیه، میانگین[۳۲]، انحراف معیار[۳۳]،واریانس[۳۴]، داده های جمع آوری شده از سوالات مرتبط با هر فرضیه می باشدوآزمون تی که شامل بررسی مقدار متغیر، درجه آزادی، سطح معنی داری(دوطرفه)[۳۵]یامقدار آماره آزمون[۳۶]، اختلاف میانگین ها[۳۷]،حد بالا[۳۸]و حد پایین[۳۹] اختلاف میانگین در فاصله اطمینان ۹۵% [۴۰]می باشد،استفاده شده است. در انجام آزمون آمار توصیفی هر فرضیه بعد از بدست آمدن نتایج براساس میانگین با مبنای عدد۳ (به معنای متوسط در طیف لیکرت به کار برده شده) مقایسه شده است و سپس با انجام آزمون تی (به معنای زیاد در طیف لیکرت به کار برده شده) فرضیه ها و مولفه های آن بررسی گردیده است.
دانلود تحقیق و پایان نامه
ج) آزمون تی استیودنت: این آزمون برای متغیرهای کمّی به کار میرود و در مواردی برای تشخیص رابطه یا عدم رابطه یک متغیر در وضعیت مورد بررسی استفاده میشود و گاهی نیز برای سنجش وضعیت موجود نسبت به یک مقدار مشخص کاربرد دارد. از این ضریب به منظور بررسی فرضیه ی اول تا ششم استفاده شد.
د) آزمون تحلیل واریانس: آزمون تحلیل واریانس(ANOVA) یک آزمون پارامتریک می‌باشد که در آن به بررسی واریانس بیش از دو جامعه پرداخته می‌شود. از این آزمون از آن‌جایی که با چند حالت سرو کار داریم، برای آزمون فرضیه‌های متفاوتی استفاده می‌شود. در جدول خروجی این آزمون چنانچه سطح معنی‌داری کم‌تر از مقدار خطا باشد، چنین استنباط می‌شود که حد‌اقل یک زوج از طبقه‌ها با هم اختلاف دارند.
ه)آزمون LSD:برای مشخص‌نمودن این‌که کدام‌یک از این زوج‌ها با هم متفاوتند می‌باید از آزمون‌های ویژه موسوم به آزمون‌های پس از تجربه استفاده نمود. به دلیل اهمیت مشخص‌نمودن تفاوت‌ها تعداد این آزمون‌ها نسبتا زیادند و در این تحقیق از آزمون LSD بدین منظور بهره گرفته شده است. این آزمون وجود اختلاف یا عدم آن را بین گروه ها به صورت دو به دو بررسی میکند و به همین دلیل نتایج دقیقتری را نسبت به آزمون آنووا در اختیار ما می گذارد.
۳-۹ تحلیل وآزمون فرضیه های تحقیق بر اساس مدل سازی معادلات ساختاری
مدل معادلات ساختاری یک رویکرد آماری جامعی برای آزمون فرضیه‌هایی درباره روابط بین متغیرهای مشاهده شده و متغیرهای مکنون می‌باشد.از طریق این رویکرد می‌توانیم قابل قبول بودن مدل های نظری را در جامعه‌‌های خاص با بهره گرفتن از داده‌های همبستگی، غیرآزمایشی، آزمایشی آزمون نمود.یکی از قویترین و مناسب‌ترین روش های تجزیه و تحلیل در تحقیقات علوم رفتاری و علوم اجتماعی تجزیه و تحلیل چند متغیره است. زیرا ماهیت این گونه موضوعات، چند متغیره بوده و نمی‌توان آنها را با شیوه دو متغیری (که هر بار تنها یک متغیر مستقل با یک متغیر وابسته در نظر گرفته می‌شود) حل نمود.تجزیه و تحلیل چند متغیره به یک سری روش های تجزیه و تحلیل اطلاق می‌شود که ویژگی اصلی آنها، تجزیه و تحلیل همزمان K متغیر مستقل و N متغیر وابسته است.تجزیه و تحلیل ساختارهای کوواریانس[۴۱] یا مدل سازی علّی یا مدل معادلات ساختاری یکی از اصلی‌ترین روش های تجزیه و تحلیل ساختارهای داده‌های پیچیده است. بنابراین از آن جایی که در تحقیق حاضر چند متغیر مستقل وجود دارد که می بایستی اثر آنها بر روی متغیر وابسته مورد بررسی قرار گیرد استفاده از مدل معادلات ساختاری ضرورت می یابد.به منظور بررسی درستی و نادرستی مدل تحقیق از نرم‌افزار لیزرل استفاده گردید. در این قسمت سعی می‌شود مدل تحقیق و اجزاء آن به صورت مجزا مورد بررسی و تحلیل قرار گیرند با بهره گرفتن از نرم افزار لیزرل مدل تحقیق را ترسیم کردیم و سپس با انجام عملیات روی مدل به نتایج زیر دست یافتیم که در آن روابط میان متغیرها و ضرایب هر یک از آنها ارائه شده است.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
شکل ۴-۴–مدل تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:30:00 ب.ظ ]




یکی از معارف قرآنی و حقایق عرفانی که تنها یک بار در قرآن کریم ذکرشده است، مفهومی به نام «حیات طیبه» میباشد. درآیۀ ۹۷ سورۀ نحل چنین میخوانیم: « مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مَن ذَکَر أَوْ أُنثَی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیاهً طَیبَهً وَلَنَجْزِینَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یعْمَلُونَ؛ هر کس، از مرد یا زن، کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاکیزهای، حیات می بخشیم و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام می دادند، پاداش خواهیم داد». راه یافتن به عالم عنداللّه پاداش صبر و بردباری مؤمنانی است که عهد و پیمان خدا را نشکسته و آن را به بهای ناچیز نفروختهاند؛ پس به نتیجه ای بهتر از عملشان میرسند. این نتیجه و پاداشِ بهتر از عمل، که در اثر عمل صالح مشروط به ایمان نصیب هر زن و مردی میشود، «حیات طیبّه»است؛ زندگی پاک از هرگونه نابودی و کمبود،که ناکامی و بیم و اندوه آن را ناگوار نمیکند. حیات طیبه معناى وسیعى دارد. حیاتى دور از هر نگرانى و تلخ‏کامى، حیاتى همراه با قناعت و پرهیز از افراط و تفریط، حیاتى سرشار از معنویت و ایمان و احسان به خلق، حیاتى به دور از غفلت، سهو و نسیان؛ و خدای متعال به هریک از مؤمنان به تناسب عمل صالحی که انجام می‌دهند مرتبه‌ای از آن را عطا می‌فرماید.

همان طور که درآیه به صراحت بیانشده این حیات تنها ازآن مؤمنینی خواهد شد که عمل صالح انجام میدهند، بنابراین جا دارد با بهره گرفتن از معارف علوی به تبیین رابطه ایمان وعمل صالح ونقش آن دو در رسیدن به حیات طیبه بپردازیم .
در جایجای کلام امیرالمؤمنین (ع) سخن ازحیات حقیقی و حیات انسانی میباشد و امام (ع) سعی دارند، خفتگان غافل از این حیات سعادتمندانه را از خواب بیدار کند و در هر فرصتی که پیدا میکرد؛ در خطبه ها، در نامه ها، در جنگ، در صلح وخلاصه در سراسر زندگی پر برکتش، درپی تبیین این معارف گرانسنگ بود، معارفی که تکامل و سعادت انسان را در پی دارد و اهداف خلقت او، که به طور خلاصه در قرب الهی و آرمیدن در عالم عندالله منتهی می شود، را تأمین میکند.
در میان معارف علوی، «ایمان» و«عمل صالح»، که اساس این حیات پاکیزه راتشکیل می دهند، تبلور خاصی پیداکرده است، و امام (ع) توجه ویژهای به آنها مبذول داشتهاند؛ به عنوان نمونه در خطبۀ ۱۵۶ خطاب به اهل بصره در خبر از پیشامدهای سخت فرمودند: «‌سَبِیلٌ أَبْلَجُ الْمِنْهَاجِ أَنْوَرُ السِّرَاجِ فَبِالْإِیمَانِ یُسْتَدَلُّ عَلَی الصَّالِحَاتِ وَ بِالصَّالِحَاتِ یُسْتَدَلُّ عَلَی الْإِیمَانِ وَ بِالْإِیمَانِ یُعْمَرُ الْعِلْمُ وَ بِالْعِلْمِ یُرْهَبُ الْمَوْتُ وَ بِالْمَوْتِ تُخْتَمُ الدُّنْیَا وَ بِالدُّنْیَا تُحْرَزُ الْآخِرَهُ وَ بِالْقِیَامَهِ تُزْلَفُ الْجَنَّهُ وَ تُبَرَّزُ الْجَحِیمُ لِلْغَاوِینَ وَ إِنَّ الْخَلْقَ لَا مَقْصَرَ لَهُمْ عَنِ الْقِیَامَهِ مُرْقِلِینَ فِی مِضْمَارِهَا إِلَی الْغَایَهِ… ؛ راه خدا روشن‌ترین راه، و پر فروغ‌ترین چراغ است. به ایمان بر اعمال شایسته استدلال می‌شود، و به اعمال شایسته بر ایمان دلیل می‌آورند، ساختمان علم با ایمان آباد می‌گردد، و انسان به سبب دانش از مرگ هراسان می‌شود، و با مرگ دنیای آدمی پایان می‌پذیرد، و با دنیا آخرت به دست می‌آید، با قیامت بهشت برای پرهیزکاران نزدیک، و دوزخ برای گمراهان آشکار می‌گردد، مردمان را چاره‌ای از قیامت نیست، که در میدان مسابقۀ آن با سرعت به جانب آخرین جایگاه روان می‌شوند… .» (نهجالبلاغه، خطبه۱۵۶ )
اکنون برای روشن تر شدن ابعاد این حیات سعادت مندانه لازم است با استفاده ازمعارف بلند امیرالمؤمنین (ع) به تبیین نقش ایمان وعمل صالح در رسیدن به این حیات پرداخته شود.از این رو سؤالاتی که در پی پاسخ دادن به آنها هستیم عبارتند از:
۱-۲٫ سؤالات اصلی تحقیق
۱- نقش ایمان و عمل صالح در رسیدن به حیات طیبه از منظر امام علی (ع) چیست؟
۲- خصوصیات و مؤلفه های حیات طیبه از منظر امام علی (ع) کدامند؟
۳- آثار ایمان حقیقی و عمل صالح از منظر امام علی (ع) در نهج البلاغه چیست؟
۱-۳٫ فرضیه ها
۱- پایه های اصلی، ورود به ساحت حیات طیبه ایمان و عمل صالح میاشد و این دو ارکان و اساس این حیات را تشکیل میدهند.
۲- مفهوم حیات طیبه همان زندگی پاک و سعادت مندانه است که ایمان و عمل صالح مؤلفه های اصلی آن را تشکیل میدهند و این حیات، حیات جدیدی است که به مؤمنین افاضه میشود.
۳- آثار ایمان و عمل صالح وحیات طیبه به طور کلی قرب الهی و رسیدن به مقام عندالهی میباشد.
۱-۴٫ اهداف تحقیق
۱- تبیین نقش ایمان و عمل صالح در رسیدن به حیات طیبه از منظر امام علی (ع).
۲- تبیین مفهوم، خصوصیات و مؤلفه های حیات طیبه از منظر امام علی (ع).
۳- بررسی آثار ایمان حقیقی و عمل صالح از منظر امام علی (ع) در نهج البلاغه.
۱-۵ . روش انجام تحقیق
این موضوع به نهجالبلاغه عرضه شد و بخشی ازمطالب مربوط به موضوع پژوهش آورده شد، همچنین برخی ازگفتارهای حضرت از منابع دیگر ضمیمه گردید و ازمعارف قرآن کریم نیز برای فهم بهتر موضوع استفاده شد، و سپس به جمع بندی مطالب و تبیین کامل موضوع ونظریات امام علی (ع) که مجسمه اسلام ناب است، پرداخته شد. به منظور بیان دیدگاه احادیث مربوط به موضوع پایان نامه، علاوه بر کتب حدیث از نرم افزارهای اسلامی موجود نیز بهره گرفتیم.
به منظورتبیین هرچه بهتر«نقش ایمان
وعمل صالح در رسیدن به حیات طیبه از منظر امام علی (ع) این نوشتار در شش فصل سامان داده شد.
درفصل اول، به تبیین موضوع وروش انجام تحقیق پرداخته شد.
درفصل دوم، واژه های «ایمان»، «عمل صالح»، «حیات» و «طیبه» ازنظر لغوی بررسی شد و دیدگاه لغویون در این رابطه بیان گردید،همچنین مفهوم حیات ازمنظر تفاسیر قرآن و امام علی (ع) بررسی شد.
در فصل سوم،مفهوم ایمان در معارف علوی،رابطه ایمان با آزادی و علم، مراتب ایمان، پایه های ایمان، جایگاه و ظرف ایمان،راه های تقویت ایمان ومباحثی از این قبیل مورد بررسی قرار گرفت.
در فصل چهارم، مفهوم عمل صالح از دید قرآنکریم و روایات تبیین شده و سپس نگاه فرقه های اسلامی به عمل و جایگاه عمل در اسلام بیان گردید.
در فصل پنجم، به تبیین رابطه ایمان و عمل صالح ونقش آن دو در رسیدن به حیات طیبه پرداختیم.
در فصل ششم، برای روشن شدن هرچه بهتر مفهوم حیات طیبه نکاتی در باب حیات طیبه و حیات حقیقی انسان با توجه به قرآنکریم وروایات علوی آمده است.
و پایان تحقیق به جمع بندی مطالب و بیان خلاصهای از نتایج اختصاص دارد.
۱-۶ . سابقه و ضرورت تحقیق
هر چند درباب حیات طیبه، ایمان و عمل صالح، محقان علوم قرآنی تحقیقاتی داشته اند ولی تمام ابعاد این موضوع به خصوص بامحوریت نهجالبلاغه کمتر کار شده است وجا داردکه این موضوع از منظر امام علی (ع) که مفسر حقیقی قرآن وثقل دیگر آن است بررسی شود تا هر چه بیشتر ابعاد این موضوع مشخص و روشن گردد. بعضی ازمقالات وکتبی که به این موضوع پرداختهاندعبارتند از:
کتاب «حیات حقیقی انسان در قرآن» نوشتۀ آیت الله جوادی آملی؛ ایشان در دو بخش و پنج فصل به ترسیم نهایی انسان براساس حکمت عملی و نظری قرآن، آموزههای اخلاقی قرآن برای تضمین حیات حقیقی انسان و بررسی نظرات انسان شناسانه در برخی مکاتب پرداخته اند.
کتاب «نظریه ایمان» از رضا فیروز آبادی؛ مؤلف در این کتاب در دو بخش مبانی ایمان و مؤلفه های حیات دینی را سامان داده، و در پنج فصل به معنی-شناسی، مفاهیم اسلام و ایمان، از دیدگاه قرآن و روایات و بررسی معنی، شناخت دین به معنای اعم واسلام به مثابه دین به معنای خاص، و سپس دینداری وآموزه های دینی ودر نهایت به حیات دینی در پرتو ایمان پرداخته اند.
کتاب «حیات طیبه (زندگی پاکیزه) پیرامون قناعت و اسراف از نظر اسلام» نوشته قاسم علیجانی؛نویسنده در دوبخش کلی و فصل های مختلف به بررسی مفهوم قناعت واسراف درآیات و روایات پرداخته اند،ونظر اسلام را در این دوموضوع تبیین نموده اند و اهمیت قناعت ازنظر اسلام را مرقوم داشته اند.
مقالۀ « عمل صالح از منظر قرآن کریم »نوشتۀ کامران ایزدی مبارکه؛ در این مقاله پس از تبیین مفهوم عمل صالح از نظر لغوی به بررسی مفهوم آن در قرآن کریم با بهره گرفتن از آراء مفسران پرداخته اند. از آنجا که قرآن کریم غالباً از طریق ذکر مصادیق یک واژۀ کلیدی به بیان مفهوم آن میپردازد. مصادیق عمل صالح را در قرآن کریم، روایات تفسیری و اقوال صحابه، بررسی نموده و در جهت تبیین حوزۀ معنایی عمل صالح به واژگان مرتبط با آن همچون عمل خیر،عمل حسن و عمل سیئ پرداخته و سپس رابطۀ عمل صالح با ایمان، آثار عمل صالح، مقتضیات و سرانجام موانع عمل صالح را بررسی نموده اند.
مقالۀ « حیات طیبه،حیاتى اخلاقى در راستاى مظهریت صفات الهى »از ریحانه طباطبایى واعظم پرچم؛ آنچه این مقاله بدان اهتمام مىورزد، آن است که با روش توصیفى- تحلیلى، با بهره گیرى از آیات قرآن کریم و با مراجعه به منابع و کتب دینى، بخصوص تفاسیر مربوط، چگونگى مظهریت صفات الهى را در حیات طیبه تبیین نموده و ارتباط نظام مند آن را با صفات مثبتى نظیر: ایمان، عمل صالح و ولایت، و صفات منفى نظیر: حذف خدامحورى، غفلت از آخرت و مرگ و پیروى از هواى نفس را روشن نماید.
مقالۀ « ارتباط ایمان و عمل صالح» ازفاطمه لاغری فیروزجایی وطیبه ملکیآبادی؛در این مقاله سعی شده این دو مؤلفه که پایه های اساسی قرب خداوند شمرده میشوند مورد بحث و بررسی قرار گیرد. نگارندگان در این اثرتلاش کردهاند تا ارتباط میان ایمان وعمل صالح از نظر آیات وحی و روایات معصومین (ع) را واکاوی کرده و مورد بررسی قرار دهند و دستاورد آنها این بوده که این دو عنصر نقش مهمی در قرب الهی ایفا کرده وبازتاب حضور این دو عنصردر کنار هم بسیار چشمگیر و اثر گذار است.
سایر مقالاتى که به بررسى حیات طیبه از منظر قرآن پرداختهاند، عبارتند از: «حیات طیبه از دیدگاه قرآن کریم »، نوشته حمیدرضا مظاهرى سیف؛ «حیات طیبه از دیدگاه قرآن کریم»، نوشته صدیقه ذاکر؛ «حیات طیبه انسان از منظر قرآن کریم »، نوشته جمال فرزندوحى و معصومه رحیمى.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:30:00 ب.ظ ]




برخی از کشورهای سرمایه پذیر جهت جلب سرمایه گذاری های خارجی اقدام به اعطای امتیازاتی می کنند .
این گونه عوامل حمایتی و امتیازات از یک سو به قوانین گمرکی، قانون کار، بیمه و سایر شرایط حمایت دولت ازسرمایه های داخلی و خارجی وابسته بوده و از سوی دیگر با کارآیی بازارهای مالی و سرمایه و در نتیجه کارآیی سیستم اقتصادی کشور سرمایه پذیر مرتبط می باشد. انجام اصلاحات از سوی دولت ها نیز می تواند بر روی جذب سرمایه به کشور میزبان تأثیرگذار باشد[۵۰] .
عکس مرتبط با اقتصاد
مهم ترین عوامل تشویقی و حمایتی مؤثر بر جریان FDI عبارتند از:[۵۱]
معافیت مالیاتی در مورد تولیدات شرکت های سرمایه گذار خارجی.
اعطای پوشش های بیمه ای به سرمایه گذاران داخلی و خارجی.
اعطای معافیت های گمرکی در مورد واردات نهاده های مورد نیاز شرکت های سرمایه گذار خارجی.
اعطای یارانه در امر آموزش نیروی کار و توسعه منابع انسانی.
ایجاد مناطق آزاد تجاری – صنعتی برای سرمایه گذاری. اعطای تسهیلات زیربنائی و خدمات عمومی ارزان تر نظیر آب و برق.
تصویب پروژه های سرمایه گذاری خارجی با کمترین تشریفات اداری.
تضمین برگشت اصل و سود سرمایه.
۲-۸) بررسی موانع سرمایه گذاری خارجی در ایران
علت عدم جذب سرمایه گذاری خارجی در ایران را از زوایای متعدد می توان بررسی کرد. برخی از کارشناسان بر موانع اقتصادی و برخی دیگر بر موانع سیاسی، حقوقی و فرهنگی تاکید دارند. در مجموع می توان این موانع را به طور خلاصه برشمرد؛

۲-۸-۱)موانع اقتصادی:
مانند گسترش بیش از حد بخش دولتی، نوسانات ارزی، سیاست تجاری ناکارآمد، نبود ثبات اقتصادی، عدم زیرساختار های فیزیکی، ضعف بنادر، ضعف اقدامات تشویقی و ترویجی و خدمات پس از سرمایه گذاری، عدم مهارت کافی نیروی انسانی و
۲-۸-۲)موانع حقوقی:
وجود قوانین و مقررات و خط مشی های روشن مرتبط با سرمایه گذاری خارجی از قبیل قوانین گمرکی، مالیاتی، تجاری و… از جمله اشکال تسهیل کننده سرمایه گذاری خارجی در ایران هستند، ولی کشور ما دارای قوانین و مقرراتی است که موانع و محدودیت های جدی را در راه جذب سرمایه گذاری خارجی ایجاد کرده است. از جمله این قوانین، اصولی از قانون اساسی (اصل ۷۷، ۸۱، ۱۳۹)، قانون جلب و حمایت از سرمایه گذاری خارجی مصوب سال ۱۳۳۴(البته قانون جدید سرمایه گذاری خارجی بسیاری از این موانع را مرتفع کرده است) می باشد .
۲-۸-۲-۱)اصل ۷۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
طبق اصل ۷۷ قانون اساسی:
“عهدنامه ها، مقاوله نامه ها، قراردادها و موافقتنامه های بین المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد”
این اصل کلیه قراردادهای بین المللی را شامل شده و بیانگر طی سلسله مراتب طولانی است که یک سرمایه گذار خارجی می باید جهت دریافت مجوز،طی نماید.
همان طور که قبلاً ذکر گردید ترکیه با وضع قانون جدید کسب مجوز سرمایه گذاری را از ۲۱ سازمان به یک نهاد محول نمود واین اقدام به کاهش بروکراسی اداری در این زمینه منجر گردیده است.
جا دارد که ارکان نظام به سازمان سرمایه گذاری و کمکهای فنی واقتصادی” اختیارات بیشتری را محول نموده تا به رفع بروکراسی اداری کمک شایانی گردد.
۲-۸-۲-۲) اصل ۸۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
طبق اصل ۸۱ قانون اساسی:
“دادن امتیاز تشکیل شرکتها و موسسات در امور تجارتی و صنعتی و کشاورزی و معادن و خدمات به خارجیان مطلقا” ممنوع است .”
این اصل قانون اساسی به خودی خود سدی محکم در برابر جذب سرمایه گذاری خارجی بوده وشاید اصلاح این اصل قانون اساسی را بتوان اولین گام در جذب سرمایه گذاری خارجی دانست.
۲-۸-۲-۳) اصل ۱۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
طبق اصل ۱۳۹ قانون اساسی:
“صلح دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی یا ارجاع آن به داوری در هر مورد موکول به تصویب هیات وزیران است و باید به اطلاع مجلس برسد. در مواردی که طرف دعوی خارجی باشد و در موارد مهم داخلی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی نیز برسد. موارد مهم را قانون تعیین می کند.”
این اصل نیز بیانگر مداخله مجلس در زمینه سرمایه گذاری خارجی وپیچیدگی ودیوان سالاری بالایی است که قانون گذار برای سرمایه گذار خارجی در نظر گرفته است.
سه اصل فوق را می توان اولین مانع جذب سرمایه گذاری خارجی دانست و اگر کشور عزم جدی را در جذب سرمایه گذاری خارجی دارد می باید با این سرمایه گذاران مهربانتر بوده و تمامی ارکان به خصوص شورای نگهبان ومجلس به بازنگری در این اصول بپردازند.
البته وضع اصول فوق را می باید به شرایط خاص ناشی از اوایل دوران پیروزی انقلاب اسلامی ،منتسب نمود زیرا بدبینی بجای قانون گذار از نظام سلطه ایشان را ناگزیر از وضع چنین قوانینی نموده بود.
در حال حاضر نیز اگر شرایط آن دوران در خصوص اهداف نظام سلطه در مورد جمهوری اسلامی ایران وخیمتر نگردیده باشد،

بهتر نشده ولی جادارد که با بازنگری در این قوانین و به کاربردن سیاستهای لازم اصلاحاتی رادر این قوانین به کار برده و کلیه وظایف ومسئولیتهای سازمانها و قوا را به یک سازمان محول نموده ولی اقدامات پیشگیرانه را نیز لحاظ نماییم.
مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران نیز از این امر غافل نبوده و اقدامات انجام شده آنها به خصوص طی چند سال گذشته بیانگر عزم ایشان در جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی است.این اقدامات هر چند ناکافی است ولی از آنها می توان به گامهای اول در این راه یاد کرد. از جمله این اقدامات می توان به وضع ” قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی و آئین نامه اجرائی آن” ، و قانون برنامه چهارم وپنجم توسعه” و نیز “قانون بازار واوراق بهادار” اشاره کرد که بر تمامی این قوانین انتقاداتی وارد است و در ادامه به ذکر آنها خواهیم پرداخت.
۲-۸-۲-۴) قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی و آئین نامه اجرائی آن
این قانون در تاریخ۱۹/۱۲/۱۳۸۱ مجلس شواری اسلامی به تصویب رسیده و جایگزین قانون جلب و حمایت سرمایه های خارجی مصوب ۱۱۳۴ مجلس گردیده است . ماده ۱ این قانون اشعار می دارد سرمایه گذار خارجی اشخاص حقیقی یا حقوقی غیرایرانی و یا ایرانی هستند که با بهره گرفتن از سرمایه با منشأ خارجی که مجوز سرمایه گذاری خارجی موضوع ماده ۶ این قانون را اخذ نموده باشند . همچنین سرمایه خارجی به انواع سرمایه نقدی و غیرنقدی که توسط سرمایه گذار خارجی به کشور وارد می شود ، اطلاق و شامل وجوه نقدی بصورت ارز از طریق نظام بانکی کشور میزبان، ماشین آلات و تجهیزات، ابزار و قطعات یدکی، منفصله و مواد اولیه، حق اختراع و دانش فنی، سود سهام قابل انتقال سرمایه گذار خارجی و سایرموارد مجاز با تصویب هیئت دولت می باشد.
با توجه به اینکه هدف از اعمال قوانین و مقررات مرتبط با موضوع سرمایه گذاری خارجی درکشور ،فراهم آوردن بستر و شرایط قانونی مناسب جهت جذب و به خدمت گرفتن سرمایه ومهارت و دانش تکنولوژی به منظور تحقق بخشیدن به توسعه اقتصادی کشور می باشد؛ بر این اساس این قانون ، علیرغم داشتن ضعف ها در بعضی موارد که آن هم بیشتر در شیوه اجرایی آن نمود پیدا کرده، دارای نقاط قوت، ویژگی ها و مزایای قابل توجهی بوده که اهم موارد آن بشرح ذیل می باشد:
- به رسمیت شناختن و اعطای پوشش وسیع حمایتی به کلیه روش های سرمایه گذاری خارجی ، که در چارچوب ترتیبات قراردادی است و شامل انواع روش های تامین مالی است که در چارچوب روش های مدنی ، بیع متقابل و انواع روش های ساخت ، بهره برداری و واگذاری صورت می پذیرد.
- کوتاه نمودن فرایندها و تسریع درخواست پذیرش ها و تصویب طرح های سرمایه گذاری خارجی
- تامین امنیت مورد نظر سرمایه گذاران از طریق تعهد پذیری مستقیم دولت در به رسمیت شناختن حقوق اساسی سرمابه گذاران خارجی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:29:00 ب.ظ ]




چورتارس و نویکوکریس[۶۴] (۲۰۱۵) به بررسی تاثیر سیاست پولی بر بازار سهام در شرایط هدف گذاری تورم پرداخته اند. آنان در این پژوهش اطلاعات بازار سهام انگلستان در بازه زمانی ۲۰۰۰-۲۰۱۲ را با بهره گرفتن از روش خود رگرسیون برداری مورد بررسی قرار داده و چنین نتیجه گرفته اند که بین سیاست های پولی و بازده بازار سهام رابطه مشخص و علی وجود ندارد

تحقیقات داخلی
حیدری (١٣٨٠) در مطالعه ای با عنوان بررسی عوامل اقتصادی مؤثر بر شاخص قیمت سهام در بازار بورس سهام تهران، عوامل اقتصادی اثرگذار بر شاخص بورس را بررسی کرده است. نتایج این مطالعه که برای یک دوره پنج ساله و به طور ماهانه صورت گرفته است، حاکی از وجود رابطه علیت گرنجری دوسویه بین شاخص سهام، نرخ ارز، شاخص قیمت اتومبیل و شاخص قیمت مسکن است.
عکس مرتبط با اقتصاد
قالیباف اصل (۱۳۸۲) به بررسی رابطه بازده سهام بورس اورق بهادار تهران و نرخ ارز برای دوره زمانی ۱۳۸۰- ۱۳۷۵ پرداخت. نتایج مطالعه وی نشان داد که درصد تغییرات نرخ ارز اثر منفی بر روی بازده سهام دارد. اما درصد تغییرات نرخ ارز با یک وقفه زمانی اثر مثبت بر بازده سهام شرکت ها دارد.
نامداری(۱۳۸۳) رابطه علی بین شاخص قیمت سهام و نرخ ارز در بازار آزاد تهران را با بهره گرفتن از تکنیک هم انباشتگی و مکانیزم تصحیح خطا و همچنین آزمون علیت گرنجر مورد بررسی قرار داد. نتایج حاصل از تحقیق وی نشان می دهد که رابطه علیتی از شاخص قیمت سهام در بورس تهران به نرخ ارز در بازار آزاد تنها در بلندمدت برقرار است، اما هیچگونه رابطه علی از نرخ ارز به قیمت سهام در دوره مورد بررسی قابل مشاهده نیست.
کشاورز حداد و مهدوی (۱۳۸۴) به بررسی نقش بازار سهام در سازوکار انتقال سیاست پولی پرداختند. در این راستا ایشان ارتباط بین تلاطم شرطی، واریانس شرطی بازده بازار سهام و تلاطم شرطی متغیرهای پولی)عرضه پولM1) را مورد توجه قرار دادند. نتایج تحقیق آنها نشان داد که بازار سهام در اقتصاد ایران کانالی برای سازوکار سیاست پولی نیست. همچنین نتایج بدست آمده از مدل های اقتصاد سنجی که توسط ایشان به کار گرفته شد نشان داد که علیت از سمت میزان نرخ رشد اعتبارات پرداختی به بخش خصوصی به سمت بازده بازار سهام وجود دارد و افزایش تلاطم در میزان اعتبارات پرداختی به بخش خصوصی باعث افزایش تلاطم در بازده بازار سهام می شود. همچنین علیت از سمت نرخ رشد عرضه پول به سمت بازده بازار سهام وجود دارد و افزایش تلاطم در میزان نرخ رشد عرضه پول باعث کاهش بازده بازار سهام می شود.
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
ابونوری (۱۳۸۵)، بر اساس نظریه های اقتصادی رابطه دوطرفه ای بین قیمت سهام و نرخ ارز وجـود دارد. اثـرتغییـر نرخ ارز برقیمت سهام را میتوان از دو جنبه رویکرد سنتی و رویکرد پرتفوی مورد بررسی قرار داد. قیمت سهام نیز به نوبه خود بر نرخ ارز تأثیر می گذارد (تأثیرپذیری بازار ارز از بازار سهام). تغییـر در نرخ ارزمیتواند دواثرمتفاوت برقیمت سهام داشته باشد . از یک سو، افزایش نـرخ ارز(ازبعـد تقاضـا) منجربه افزایش درآمد شرکت های صادرکننده کالا ودرنتیجه افزایش قیمت سهام آنها شده و از سوی دیگـر (از بعد عرضه) منجر به کاهش سود شرکت های واردکننـده نهـاده هـای واسـطه ای و کـاهش قیمـت سهام آنها می شود.
کریم زاده(۱۳۸۵) به بررسی رابطه بلندمدت شاخص قیمت سهام بورس اوراق بهادار تهران با متغیرهای کلان پولی با بهره گرفتن از داده های ماهانه سال های ۱۳۸۱- ۱۳۶۹ پرداخت. نتیجه تحقیقات وی نشان داد که یک بردار هم جمعی بین شاخص قیمت سهام بورس و متغیرهای کلان پولی وجود دارد. رابطه برآورد شده تأثیر مثبت معنی دار نقدینگی و تأثیر منفی معنی دار نرخ ارز و نرخ سود واقعی بانکی بر شاخص قیمت سهام بورس را نشان می دهد. منفی معنی دار نرخ ارز و نرخ سود واقعی بانکی بر شاخص قیمت سهام بورس را نشان می دهد.
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
عباسیان و دیگران (١٣٨٧) در مطالعه دیگری به بررسی رابطه بین متغیرهایی همچون نرخ ارز، تراز تجاری، تورم، نقدینگی و نرخ بهره با شاخص قیمت بورس تهران می پردازند. آنها از روش های همجمعی و مدلهای تصحیح خطا و توابع واکنش تکانه و تجزیه واریانس استفاده کرده اند. نتایج مطالعه آنها نشان می دهد که یک رابطه تعادلی بلندمدت بین شاخص کل بورس و متغیرهای کلان اقتصادی وجود دارد. همچنین، نتایج تجزیه واریانس نشان می دهد که درصد زیادی از تغییرات شاخص کل سهام توسط خود متغیر و بخش اندکی از تغییرات توسط متغیرهای کلان اقتصادی توضیح داده می شود. در این پژوهش، رابطه بین شاخص قیمت بورس متغیرهای نرخ ارز و تراز تجاری به طور مستقیم و با متغیرهای دیگری همچون حجم نقدینگی، نرخ بهره و نرخ تورم معکوس است. به نظر می رسد افزایش نرخ ارز در کوتاه مدت به دلیل خروج سرمایه گذاری از بازار سرمایه به بازار پول باعث کاهش شاخص بورس اوراق بهادار می شود؛ اما در بلند مدت اثر مثبت بر بازار سرمایه دارد.
سجادی و همکاران (۱۳۸۷)، تحقیق خود را با هدف تعیین رابطه ی بلندمدت بین نرخ رشد شاخص کل قیمت سهام و مجموعه ای از متغیرهای کلان اقتصادی از قبیل نرخ تورم، نرخ رشد نقدینگی، نرخ ارز، نرخ سود واقعی بانکی و درآمد نفتی، انجام دادند. در این تحقیق داده ها به صورت فصلی و برای دوره ی زمانی ۱۳۸۶ -۱۳۷۴ و با بهره گرفتن از روش خود رگرسیون برداری با وقفه های توزیعی، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته اند. نتایج آزمون ریشه واحد دیکی فولر تعمیم یافته حاکی از این است که متغیرهای نرخ رشد نقدینگی و نرخ رشد شاخص کل قیمت سهام، در س
طح پایا و سایر متغیرها در تفاضل مرتبه اول پایا هستند. همچنین، نتایج آزمون همجمعی نشان داد که بین نرخ رشد شاخص کل قیمت و متغیرهای مستقل، رابطه ی بلندمدت وجود دارد به طوری که ضرایب نرخ رشد نقدینگی و نرخ تورم، با نرخ رشد شاخص کل قیمت در سطح اطمینان نود درصد معنی دار و رابطه ی منفی دارند و معناداری ضرایب درآمد نفتی، نرخ ارز و نرخ سود واقعی بانکی، در سطح اطمینان نود درصد، رد شد.
پاشایی فام و امیدی پور (۱۳۸۸) با بهره گرفتن از داده های فصلی سال های ۱۳۸۵-۱۳۶۹ به بررسی تأثیر نرخ تورم بر بازده واقعی سهام پرداختند. نتایج آزمون هم جمعی صورت گرفته توسط ایشان حاکی از وجود رابطه بلندمدت میان نوسان قیمت نفت و قیمت نفت و نرخ ارز با نرخ رشد شاخص بازده نقدی است. همچنین رابطه بلند مدت بین نرخ رشد شاخص بازده نقدی و درآمد نفتی و نرخ ارز منفی، و با نرخ تورم رابطه بلند مدت مثبت است. ضمنا در بررسی ایشان معناداری ضریب نرخ رشد نقدینگی در سطح اطمینان نود درصد رد شد.
نجارزاده و دیگران (١٣٨٨) در مطالعه ای به ارزیابی اثر نرخ ارز و تورم بر شاخص قیمت سهام در ایران می پردازند. تجزیه و تحلیل مدل در این مطالعه با بهره گرفتن از الگوی خودرگرسیون برداری و توابع واکنش تکانه و همچنین تجزیه واریانس صورت گرفته است. دوره مورد بررسی در این مطالعه مربوط به فروردین ١٣٨٢ تا اسفند ١٣٨۵ به طور ماهانه است. نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان می دهد که تأثیر نوسانات نرخ ارز و تغییرات قیمت در کوتاه مدت و میان مدت باعث افزایش قیمت سهام و در بلندمدت باعث کاهش قیمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران می شود.
طاهری و صارم صفاری (۱۳۹۰)، بورس اوراق بهادار به عنوان یکی از اصلی ترین ارکان بازار سرمایه در کشور قادر است ضمن تجهیز و سرازیر کردن پس انـدازهای راکد در کشور و سوق دادن آنها به سوی تولید، حرکت به سوی رشد و توسعه اقتصادی را سرعت بخشد. طاهری و صارم صفاری در این پژوهش، با توجه به اهمیت این بازار در اقتصاد کشور، به بررسی رابطه بلندمدت شاخص قیمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران با متغیر نـرخ ارز پرداختند. این مطالعه با بهره گرفتن از دادهه ای ماهانه در دوره ۱۳۸۷-۱۳۸۱ و به کمک روش خود رگرسیون با وقفـه هـای تـوزیعی (ARDL) صورت گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شاخص قیمت بازار بورس اوراق بهادار با نرخ ارز واقعـی رابطـه مثبت دارد. همچنین، نتایج برآورد الگوی تصحیح خطا حاکی از آن است که در هر سال حدود ۳۶ درصد عدم تعادل ها بـه سـمت تعادل بلندمدت تعدیل می شوند.
علوی راد و حق نویس (۱۳۹۰)، تغییرات شاخص قیمت سهام یکی از شاخصهای مهم در سیستم اقتصادی یک کشور می باشد. کانون توجه مطالعه آن ها آزمون روابط بلند مدت و کوتاه مدت میان شاخص قیمت سهام بورس اوراق بهادار تهران و متغیرهای پولی و ارزی در ایران می باشد. با توجه به کارآمدی روش خودرگرسیون برداری با وقفه های توزیعی (ARDL) در حجم نمونه های کوچک و حساسیت کمتر به درجه پایائی متغیرها، روش برآورد در مطالعه کنونی منطبق بر این رهیافت با بهره گرفتن از سریهای زمانی ماهانه طی دوره ۱۳۸۳ -۱۳۸۸ بوده است. نتایج نشان می دهد در بلندمدت، حجم نقدینگی تاثیر مثبتی بر شاخص قیمت سهام بورس اوراق بهادار تهران داشته، اما نرخ ارز و ذخایر قانونی بانک ها دارای تاثیرات منفی است. از سوی دیگر متغیرهای پولی و ارزی در کوتاه مدت نیز دارای تاثیرات معناداری بر شاخص قیمت سهام بوده اند. هرچند نتایج مکانیزم تصحیح خطا نشان می دهد سرعت تعدیل مدل آهسته و مدل تصحیح خطا تنها قادر است ۶۹ درصد از نوسانات قیمت سهام را توضیح دهد.
دایی کریم زاده و همکاران ۱۳۹۲، بورس اوراق بهادار نهاد جمع آوری پس اندازها و نقدینگی بخش خصوصی به منظور تأمین مالی پروژه هـای سرمایه گذاری بلندمدت است. شاخص های این بازار تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارنـد کـه یکـی از مهمترین این عوامل متغیرهای اقتصادی می باشند، همچنین بانکها از مهمترین سرمایه گذاران در بازار مالی می باشند، بنابراین بررسی عوامل تأثیرگذار بر شاخص قیمت سهام بانکها بسیار حـائز اهمیـت اسـت. در این پژوهش، اثر متغیرهای نرخ ارز، نرخ سود بانکی، حجم نقدینگی، تولید ناخالص داخلی و نرخ تورم بر شاخص سهام بانک ها به کمک داده های فصلی دوره زمانی (۱۳۸۲-۱۳۹۰) و با بهره گرفتن از روش همجمعی یوهانسون- جوسیلیوس بررسی و رابطه بلندمدت میان آنها مشخص شـد. در ادامـه، بـا اسـتفاده از روش تصحیح خطای برداری سرعت تعدیل کوتاه مدت به بلندمدت تعیین گردید. در نهایت، با بهره گرفتن از توابع عکس العمل آنی اثر شوک متغیرها مورد بررسی قـرار گرفتـه و بـا بـه کـارگیری روش تجزیـه واریـانس متغیرهایی که بیشترین اثرگذاری را بر شاخص سهام بانکها دارند مشخص گردید. بر اساس نتایج به دسـت آمـده تورم و نرخ ارز اثر منفی و نرخ سود سپرده بانکی و تولید ناخالص داخلـی اثـر مثبـت بـر شـاخص سـهام بانکها داشته اند.
شهبازی و همکاران (۱۳۹۳)، تحقیقی را با هدف بررسی تجربی رابطه بین سیاستهای پولی و مالی و بازدهی سهام در ایران با بهره گرفتن از داده های فصلی دوره زمانی ۱۳۷۸-۱۳۸۸ انجام دادند. نتایج بیانگر این است که به دلیل تاثیر با وقفه مخارج دولت و مالیاتها بر بازدهی جاری سهام، فرضیه کارایی بازار سهام ایران نسبت به سیاستهای مالی پذیرفته نمی- شود. این بدین مفهوم است که فعالان بازار سهام توجهی بر اطلاعات موجود در زمینه سیاستهای مالی ندارند، حال آن که این اطلاعات میتوانند در تعیین باز
دهی سهام نقش معنی داری داشته باشند. همچنین، با توجه به نتایج مدل برآورد شده مقادیر جاری عرضه پول اثر منفی معنی داری بر بازدهی جاری سهام دارد ولی وقفه های این متغیر تاثیری بر بازدهی جاری سهام ندارند. بنابراین، می توان گفت که فرضیه کارایی بازار سهام نسبت به سیاست های پولی پذیرفته می شود. نتایج مؤید این است که بر خلاف سیاستهای مالی فعالان بازار سهام به سیاستهای پولی به عنوان یکی از عوامل موثر بر بازدهی سهام می نگرند و تغییرات این سیاست ها را در محاسبات خود لحاظ می کنند.
اسماعیلی و غلامی (۱۳۹۳) در پژوهش خود به تعیین رابطه ی بلندمدت بین نرخ رشد شاخص بازده نقدی سهام و مجموعه یی از متغیرهای کلان اقتصادی از قبیل نرخ تورم، نرخ رشد نقدینگی، نرخ ارز و درآمد نفتی پرداخته اند. محققات در این پژوهش، داده ها را به صورت فصلی و برای دوره ی زمانی ۱۳۸۱-۱۳۹۰ و با بهره گرفتن از روش خود رگرسیون برداری با وقفه های توزیعی، مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند. نتایج آزمون ریشه واحد دیکی فولر تعمیم یافته نشان می‌دهد که متغیر نرخ رشد نقدینگی در سطح و سایر متغیرها در تفاضل مرتبه اول پایا هستند. نتایج آزمون همجمعی نیز حاکی از وجود رابطه ی بلندمدت میان متغیرهای اقتصادی مزبور و نرخ رشد شاخص بازده نقدی، است. یافته های آنان نشان می دهد که رابطه ی بلندمدت بین نرخ رشد شاخص بازده نقدی و درآمد نفتی و نرخ ارز، منفی، و با نرخ تورم، رابطه مثبت است. در این پژوهش معناداری ضریب نرخ رشد نقدینگی، در سطح اطمینان نود درصد، رد شد.
مرادی و نجفی زاده(۱۳۹۳) در پژوهش خود با بهره گرفتن از مدل خود رگرسیونی تعمیم یافته واریانس ناهمسان شرطی و مدل نمائی خود رگرسیونی تعمیم یافته واریانس ناهمسان شرطی اثر سیاست پولی را بر روی بازده شاخص های بازارسهام در دوره زمانی فروردین ۱۳۸۳ لغایت فروردین ۱۳۹۱ با بهره گرفتن از مدل های GARCH و EGARCH مورد بررسی قرار داده اند. نتایج تحقیق آنان حاکی از وجود رابطه مثبت بین نرخ رشد نقدینگی و تورم با بازده شاخص های بازار سهام می باشد. آنان همچنین بیان می دارند که اثر شوک های سیاستی وارده به بازار سهام در ایران به صورت متقارن می باشد و بازار سهام در ایران می تواند به عنوان سپر تورمی عمل نماید.
جمع بندی تحقیقات خارجی و داخلی
در این فصل به بررسی مقالات و پایان نامه های انجام شده در ارتباط با تاثیر متغیرهای کلان اقتصادی شامل نرخ تورم، نرخ بهره، نرخ رشد اقتصادی، تولید ناخالص بر تغییرات در قیمت و شاخص بورس اوراق بهادار پرداخته شد. در ادامه در جدول ۲-۱ خلاصه ای از این تحقیقات آورده شده است.
جدول ۲-۱:پیشینه تحقیقات انجام شده

تاریخ نویسنده متغیر مورد ارزیابی مدل نتایج
۱۳۸۲ قالیباف اصل بازده سهام و نرخ ارز تحلیل سری زمانی درصد تغییرات نرخ ارز با یک وقفه زمانی اثر مثبت بر بازده سهام شرکت ها دارد.
۱۳۸۴ کشاورز حداد و مهدوی سازوکار انتقال سیاست پولی
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:29:00 ب.ظ ]




ایزدی نیا و رحیمی (۱۳۹۳) در مقاله ای به مطالعه تاثیر تغییرات نرخ بازده سهام و درآمد هر سهم بر ارزش افزوده اقتصادی در طی سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۱ در ۱۱ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند و به این نتیجه دست یافتند که یک رابطه مستقیم بین ارزش افزوده اقتصادی با بازده سهام و درآمد هر سهم وجود دارد.

پورحیدری (۱۳۹۳)به بررسی ارتباط بین متغیرهای حسابداری با ارزش افزوده اقتصادی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار پرداخته است. متغیرهای مورد بررسی شامل بازده سود، درصد سرمایه گذاری مالکان ، تغییرات در سودآوری ،تغییرات در فرصت رشد، وتغییرات در نرخ تنزیل است. با بهره گرفتن از مدل رگرسیون خطی نتایج این تحقیق با توجه به ۵ متغیر کلیدی و با بهره گرفتن از دادهای تجمعی نشان داد که ارتباط معناداری بین ۴ متغیر بازده سود، درصد سرمایه گذاری مالکان ، تغییرات در سودآوری و تغییر در ارزش شرکتها وجود دارد.
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
الف) پیشینه خارجی
چن و داد (۱۹۹۶) ارتباط بین تغییرات در بازده سهام و تغییرات در معیارهای مختلف اندازه گیری سودآوری شامل افزوده اقتصادی سود باقیمانده بازده دارایی ها سود هر سهم و بازده حقوق صاحبان سهام را مورد مطالعه قرار دادند. آن ها در پژوهش خود ۵۵۶۶ شرکت آمریکایی را در طی دوره زمانی ۱۹۸۳-۱۹۹۲ بررسی کردند. نتایج مطالعات چن و داد نشان داد که تغییرات در ارزش افزوده اقتصادی، سود باقیمانده بازده دارایی ها سود هر سهم و بازده حقوق صاحبان سهام به ترتیب ۲۰٫۲، ۱۹٫۴ درصد، ۲۴٫۵ درصد، پنج درصد و هفت درصد با تغییرات در بازده سهام رابطه دارند.
عکس مرتبط با اقتصاد
لهن و ماخیا (۱۹۹۶) در پژوهشی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار با بازده سهام را برای نمونه ای شامل ۲۴۱ شرکت امریکایی در سال های ۱۹۸۷، ۱۹۸۸، ۱۹۹۲ و ۱۹۹۳ میلادی بررسی کردند. نتیجه پژوهش آن ها نشان داد که ارزش افزوده اقتصادی دارای همبستگی بالایی با بازده سهام است و این همبستگی بیشتر از رابطه بین ارزش افزوده بازار با بازده سهام است.
باسیدور و همکاران (۱۹۹۷)، در پژوهشی با عنوان جستجو برای یافتن بهترین معیار ارزیابی عملکرد مالی، ۶۰۰ شرکت امریکایی را برای دوره زمانی ۱۹۸۲-۱۹۹۲ مورد بررسی قرار دادند. آن ها به این نتیجه رسیدند که یک چارچوب تحلیلی برای ارزیابی عملکرد عملیاتی جهت محاسبه ارزش ایجاد شده برای سهامداران استفاده از بازده حاصل از سرمایه گذاری است که از سود تقسیمی و تغییرات قیمت سهام در طول دوره حاصل از سرمایه گذاری است که از سود تقسیمی و تغییرات قیمت سهام در طول دوره حاصل می شود. نتایج پژوهشی باسیدور و همکاران همچنین نشان داد که ارزش افزوده اقتصادی معیار مناسبی برای ارزیابی عملکرد و محاسبه ارزش ایجاد شده برای سهام داران است. علی رغم این که از هر دو ابزار ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده برای پیش بینی ارزش ایجاد شده برای سهام داران استفاده می شود، با این حال ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده یک ابزار متاسب تر نسبت به ارزش افزوده اقتصادی برای ارزیابی عملکرد مدیران و ارزش ایجاد شده برای سهام داران است. همچنین از ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده برای محاسبه میزان پاداش مدیران اجرایی ارشد شرکت استفاده می شود و این در حالی است که از ارزش افزوده اقتصادی برای محاسبه میزان پاداش مدیران سطوح پایین تر در یک سازمان استفاده می شود.
بیدل و همکاران (۱۹۹۷)، پژوهشی با عنوان آیا بازده سهام با ارزش افزوده اقتصادی ارتباط بیشتری دارد یا با سود باقیمانده و جریان نقدی حاصل از عملیات، انجام دادند. آن ها در پژوهش خود ۶۱۷ شرکت را برای دوره زمانی ۱۹۸۴-۱۹۹۳ مورد بررسی قرار دادند و به این نتیحه رسیدند که شرکت ها از ارزش افزوده اقتصادی به عنوان یک ابزار برای انجام تصمیم گیری های داخلی استفاده می کنند. همچنین میزان ارتباط بین ارزش افزوده اقتصادی با بازده سهام از میزان ارتباط بین سود باقیمانده و جریان نقدی حاصل از عملیات با بازده سهام کمتر است.
پیکسوتو (۲۰۰۰) در پژوهشی به بررسی محتوای اطلاعاتی ارزش افزوده اقتصادی در مقایسه با سود عملیاتی و سود خالص پرداخت. وی در پژوهش خود ۳۹ شرکت پرتغالی را طی دوره زمانی ۱۹۹۵-۱۹۹۸ بررسی کرد. نتایج پژوهش پیکسوتو نشان داد که سود خالص نسبت به سود عملیاتی و ارزش افزوده اقتصادی رابطه بیشتری با بازده سهام دارد. همچنین سود عملیاتی نسبت به ارزش افزوده اقتصادی رابطه بیشتری با بازده سهام دارد.
ورثینگتون و وست (۲۰۰۰) در پژوهشی سودمندی ارزش افزوده اقتصادی و اجزای آن را مورد بررسی قرار دادند. آن ها تعداد ۱۱۰ شرکت استرالیایی را در طی سال های ۱۹۸۸-۱۹۹۴ مورد بررسی قرار دادند. نتایج پژوهش ورثینگتون و وست نشان داد که سود دارای بیشترین محتوای اطلاعاتی نسبی است. از سوی دیگر استفاده از ارزش افزوده اقصادی به همراه سود قدرت توضیحی بیشتری برای تغییرات در بازده سهام به نسبت خالص جریان وجوه نقد و سود باقی مانده ایجاد می کند. همچنین نتایج حاکی از آن بود که ارزش افزوده اقتصادی نسبت به سایر متغیرهای مورد بررسی مانند سود دارای محتوای فزاینده اطلاعاتی بیشتری است.
ورثینگتون و وست (۲۰۰۴) در پژوهشی دیگر با عنوان شواهدی در ارتباط با محتوای اطلاعاتی ارزش افزوده اقتصادی به مقایسه بین محتوای اطلاعاتی ارزش افزوده اقتصادی با محتوای اطلاعاتی سود باقیمانده وجوه حاصل از عملیات و سود قبل از اقلام غیرمترقبه پرداختند. آن ها در پژوهش خود ۱۱۰ شرکت استرالیایی را برای سال های ۱۹۹۲-۱۹۹۸ بررسی کردند. نتایج پژوهش ورثینگتون و وست نشان داد که سود قبل از اقلام غیرمترقبه نسبت به سایر متغیرها رابطه بیشتری با بازده سهام دارد و در مقابل ارزش افزوده اقتصادی نسبت به سایر متغیرها رابطه کمتری با بازده سهام دارد.
آستین (۲۰۰۶) در پژوهشی به بررسی ارزش افزوده اقتصادی به عنوان معیاری برای سنجش عملکرد شرکت های هوایی نیوزیلند در دوره زمانی سال های ۱۹۹۵-۲۰۰۳ پرداخت. نتایج پژوهش وی نشان داد که ارزش افزوده اقتصادی به عنوان یک معیار برای قیمت گذاری محصولات شرکت به کار برده می شود.
پیکسوتو(۲۰۰۷) در تحقیقی، رابطه بین سود عملیاتی، سود خالص و ارزش افزوده اقتصادی را با ارزش بازار در بورس اوراق بهادار لیسبون پرتقال در طی سال های۲۰۰۰-۲۰۰۵ مورد آزمون قرارداد. نتایج این تحقیق نشان داد که ارزش افزوده اقتصادی نسبت به سود عملیاتی و سود خالص همبستگی بیشتری با ارزش بازار شرکتها دارد.
دوت (۲۰۰۷)به بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی و سایر معیارهای سنتی نظیر جریان های نقدی عملیاتی سود هر سهم و سود تقسیمی با ارزش افزوده بازار در بورس اوراق بهادار آفریقای جنوبی نمود. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که ارزش افزوده اقتصادی بهتر از معیارهای سنتی نیست .
هو وهمکارانش (۲۰۰۸) عوامل مربوط بر تغییرات داده های فروش و درآمد را بر تغییرات قیمت سهام طی دوره زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶ مورد بررسی قرار دادند. روش آماری این تحقیق آزمون همبستگی و رگرسیون می باشد. این یافته ها مطابق بامطالعات قبلی بازار سهام در آمریکا و استرالیا است .آنها دریافتند که رابطه معنا داری بین تغییرات در دادهای فروش و درآمد با تعییرات قیمت سهام وجود دارد . آنها همچنین نشان دادند که زمان نقش به سزایی را در این تحقیق دارد.
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
جنیس و همکاران(۲۰۰۹) ارتباط بین ارزش افزوده اقتصادی و تولید ناخالص داخلی، ارزش افزوده بازار را در طی فاصله زمانی ۲۰۰۴-۲۰۰۸ در کشور آمریکا موردبررسی قراردادند . آن ها دریافتند که رابطه مثبت و معناداری میان ارزش افزوده اقتصادی، تولید ناخالص داخلی و ارزش افزوده بازاروجود دارد.
فرناندز (۲۰۱۱)تحقیقی را جهت بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی و ثروت ایجاد شده برای سهامداران انجام داد. نمونه وی شامل ۹۶۲ شرکت بود که به این نتیجه رسید که همبستگی بین ارزش افزوده اقتصادی و ثروت ایجاد شده برای سهامداران تنها ۱۷۱۶۶ % بود و ۶۱ شرکت که دارای ارزش افزوده اقتصادی منفی بودند، دارای ثروت ایجاد شده مثبت و ۶۴ شرکت که دارای ارزش افزوده اقتصادی مثبت بودند دارای ثروت ایجاد شده منفی بودند. در نهایت وی نتیجه گرفت که ارزش افزوده اقتصادی توان اندازه گیری ثروت ایجاد شده برای سهامداران را ندارد.
دیچو (۲۰۱۱) میزان رابطه متغیرهای بنیادی حسابداری وارزش بازار سهام شرکت طی دوره زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۹ را مورد بررسی قرارداد. روش آزمون فرضیات در این پژوهش آزمون همبستگی و رگرسیون چندگانه بوده است. نتایج نشان داد هر چه تغییرات متغیری غیر قابل پیش بینی تر باشد ، آن متغیر با ارزش سهام مربوط تر خواهد بود . وی چهار متغیر جریانهای نقدی عملیاتی ، سود قبل از بهره و مالیات ، سود خالص و ارزش دفتری به عنوان متغیرهای مستقل انتخاب کرد . نتایج پژوهش دیچو نشان می دهد که تغییرات جریانهای نقدی عملیاتی وسود خالص غیر قابل پیش بینی تر هستند.
باندرا(۲۰۱۲) به بررسی تاثیر تغییرات بدهی ها بر ارزش افزوده اقتصادی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار سریلانکا پرداخته است. در این پژوهش از ارزش افزوده اقتصادی به عنوان معیار اندازه گیری ارزش شرکت و از برخی نسبت های اهرمی به عنوان معیار های اندازه گیری تغییرات بدهی ها استفاده شده است.یافته های وی حاکی از وجود ارتباط معنی داری بین ارزش افزوده اقتصادی شرکت و مدیریت سرمایه در گردش بود.
الدومیاتی(۲۰۱۳) به بررسی رابطه ساختار سرمایه و ارزش افزوده شرکت های بورس اوراق بهادار مصر پرداخت. نمونه انتخابی وی شامل ۲۲ شرکت و در سالهای ۲۰۰۷-۲۰۱۱ بود. او ساختار سرمایه را به سه سطح شرکت های با بدهی بالا، شرکت های با بدهی متوسط و شرکت های با بدهی پائین تقسیم نمود. بطور کلی بین هر دو نسبت بدهی کوتاه مدت و نسبت بدهی بلند مدت با معیارهای ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار رابطه قوی وجود دارد.
گارود (۲۰۱۳) شش متغیر حقوق صاحبان سهام ، سود خالص ،سه نوع از متغیرهای اقلام تعهدی ، سودهای تقسیمی وقیمت سهام را به عنوان متغیرهای بنیادی برای پیش بینی تغییرات ارزش افزوده اقتصادی طی دوره زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۱ مورد آزمون قرار داد. روش آزمون فرضیات در این پژوهش آزمون همبستگی و رگرسیون چندگانه بوده است. نتایج مقدماتی حاکی از آن است که جریان وجه نقد عملیاتی و اقلام تعهدی اگر با سود خالص ترکیب شود ، دارای قدرت پیش بینی افزایشی می باشند. در واقع دو متغیر یاد شده ، دو متغیر توضیحی اضافه شده در سال ۲۰۰۵ است که طبق نتایج مقدماتی با رشد ارزش افزوده سال آتی ارتباط دارند.
نیلسون (۲۰۱۴)در تحقیقی اثر ویژگی های خاص شرکت ها را بر ارزش افزوده اقتصادی در شرکت های سوئدی بررسی نمود .نتایج این تحقیق نشان داد که از بین ویژگی های خاص شرکت فقط سودآوری ،گردش وجوه نقد عملیاتی ، اندازه شرکت و رشد فروش بر ارزش افزوده اقتصادی شرکتها تاثیر گذار هستند. همچنین نتایج ارتباط مثبت و معنادار بین سود آوری و ارزش شرکت و ارتباط معناداری بین اندازه شرکت ،رشد فروش و گردش وجوه نقد عملیاتی با ارزش شرکت را نشان داد.
اوپوهامی (۲۰۱۴) به بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی و نسبت های مالی در شرکت های پذیرفته در بورس اوراق بهادار تایلند پرداخت. او نتیجه گرفت که رابطه ی معناداری بین ارزش افزوده اقتصادی و نه نسبت مالی بررسی شده نظیرنسبت سود به فروش ، نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام، نسبت متوسط دوره وصول مطالبات، نسبت سود به سرمایه، نسبت سود به دارایی های ثابت ، نسبت سود به کل دارایی ها، نسبت Qتوبین وجود دارد .
رامانا (۲۰۱۵)با بهره گرفتن از تحلیل رگرسیون رابطه ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار را در شرکت های هندی آزمون کرد و با معیارهای متداول حسابداری شامل سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات، سود قبل از بهره و مالیات و… مقایسه نمود. نتیجه این بررسی نشان داد که ارزش افزوده اقتصادی نسبت به معیارهای متداول حسابداری برتری ندارد.
ج) جمع بندی پیشیینه
در این قسمت به صورت خلاصه وار تحقیقات انجام شده بوسیله پژوهشگران در داخل و خارج از کشور عزیزمان ایران در جدول ۲-۱ آورده شده است.
جدول۲-۱ پیشینه تحقیق

 

سال محقق/ محققین متغیر مدل پژوهش نتیجه گیری
۱۳۸۳ شریعت پناهی و بادآور EVAو REVA همبستگی
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:29:00 ب.ظ ]




فصل سوم
آثار مسئولیت متصدی حمل و نقل
طرح مطلب- در فصل پیش مبنای مسئولیت متصدی و موارد معافیت از مسئولیت بحث شد. این فصل به آثار مسئولیت متصدی میپردازد و در واقع شرایط و ضوابط جبران خسارت را در مقررات سه گانه بین‌المللی، مقایسه می‌کند. در این راستا اصل «محدودیت مسئولیت متصدی» که یک قاعده قدیمی در حقوق دریایی است در مبحث اول مورد بحث قرار میگیرد و ضمن آن به محدودیت مسئولیت متصدی، کارکنان متصدی، میزان مسئولیت و معیار محاسبه خسارت پرداخته میشود.

شرایط و ضوابط اقامه دعوی علیه متصدی حمل و نقل دریایی به جهت، فقدان، خسارت یا تأخیر در تحویل موضوع مبحث دیگر این فصل خواهد بود.
۳ـ۱ شرایط و نحوه جبران خسارت
جبران خسارت در دعوای مسئولیت مدنی در کنوانسیون‌های بین‌المللی همواره تابع تشریفات و محدودیت‌های خاص خود بوده است این شرایط و محدودیت‌ها برخواسته از اقتضائات حمل و نقل بین‌المللی است که با توجه به مسائلی مانند سرعت و امنیت در تجارت بین‌المللی و حمل و نقل کالا، حفظ مقرون به صرفه بودن و کم هزینه بودن حمل و نقل بین‌المللی و تقسیم خطرات حمل و نقل به صورت عادلانه بر دوش متصدی حمل و نقل و صاحب کالا تعیین و مقرر شده است. این مبحث در دو گفتار زیان‌های قابل جبران، نحوه محاسبه خسارت، محدودیت‌های مسئولیت و معیارهای پولی تعیین خسارت را در کنوانسیون‌های سه گانه بین‌المللی دریایی حمل و نقل کالا بحث و بررسی میکند.
۳ـ۱ـ۱ زیان‌های قابل جبران و روش محاسبه خسارت
۳ـ۱ـ۱ـ۱ زیان‌های قابل جبران
زیانهای قابل جبران در حمل و نقل دریایی به یکی از اشکال، فقدان، خسارت و یا تأخیر در تحویل کالا قابل تصور است. به طور کلی زیان‌هایی که مطابق با کنوانسیون‌های بین‌المللی قابل جبرانند اشکال گوناگونی دارند، اما اگر آنها بخواهیم در یک دسته بندی حقوقی ذکر کنیم موارد زیر را شامل میگردد:
- تلف کل کالا
- تلف بخشی از کالا
- تلف کامل ساختاری(خسارتی که از ارزش کل کالا فراتر رود)
- ترکیب تلف و خسارت(بخشی تلف شوند و بخشی آسیب ببینند)
- خسارت کل کالاها
- خسارت بخشی از کالاها
- تأخیر تحویل کالا به صورت سالم
- تأخیر تحویل کالا به صورت خسارت دیده
آن دسته از اشکال مذکور که به خسارت فیزیکی مربوط میشوند جدید نیستند و در کنوانسیون‌های لاهه، لاهه- ویزبی، هامبورگ و اکنون در کنوانسیون روتردام به رسمیت شناخته شدهاند. اما خسارت ناشی از تأخیر در تحویل کالاها بدین گونه نیست. در گذشته به واسطه طولانی بودن مسیرهای دریایی و عدم امکان پیشبینی طول مدت سفر دریایی، خسارت تأخیر در تحویل به عنوان خسارت قابل جبران به رسمیت شناخته نمیشد و در مقررات لاهه نیز در ردیف خسارتهای قابل جبران ذکر نشد. امروزه تاریخ تحویل کالا در قراردادهای حمل و نقل دریایی درج میشود و لذا به صورت قراردادی حمل کننده، متعهد به تحویل در تاریخ مقرر است لکن با وجود سکوت مقررات لاهه، اختلاف نظر به وجود آمده است که آیا اینگونه خسارت قابل مطالبه است؟
دادگاههای داخلی غالب کشورها، تأخیر در تحویل را اگر به صورت معقول، تاریخی بین طرفین مشخص و در بارنامه به صورت شرطی درج شده باشد را در مصداق فقدان و خسارت به شمار میآورند. چنانکه رویه قضایی در فرانسه، آمریکا و انگلستان به همین صورت شکل گرفته است.[۱۶۶] تأخیر در تحویل کالا خسارت مادی نیست، بلکه خسارتی است که در نتیجه عدم دسترسی به موقع صاحب کالا، از حیث عدمالنفع به وی وارد میشود. و در حقوق خارجی به زیان اقتصادی[۱۶۷] تعبیر شده است که در نتیجه عواملی مثل پایین آمدن ارزش کالا، از دست دادن فرصت فروش و بالا رفتن عوارض گمرکی وارد می‌شود.
عکس مرتبط با اقتصاد
مقررات هامبورگ اما در این خصوص صراحتاً تأخیر در تحویل را در ردیف خسارت‌های قابل جبران مقرر کرد. بر اساس پاراگراف ۱ ماده ۵ خسارت ناشی از تأخیر نیز همچون فقدان و خسارت کالا، صراحتاً به عنوان یکی از دلایل ایجاد مسئولیت، برای متصدی حمل ذکر شده است و در تأخیر تحویل نیز آورده است که «تأخیر عبارت است از عدم تحویل کالا در بندر تخلیه در تاریخ معین شده و در صورت نبود توافق بر تاریخ معین، عدم تحویل کالا در مدت زمانی معقول که متصدی حمل کوشا برای تحویل کالا لازم دارد.» بعلاوه در پاراگراف ۳ ماده ۵ مقررات هامبورگ مقرر شده است که اگر تأخیر در تحویل بیش از ۶۰ روز باشد، خواهان می‌تواند کالا را تلف شده محسوب نماید.
در مقررات روتردام نیز چنین رویهای تبعیت شده است. و در این راستا در صدر پاراگراف ۱ ماده ۱۷، متصدی در قبال تأخیر در تحویل کالاها نیز مسئول دانسته شده است. البته در تعریف تأخیر در ماده ۲۱ چنین مقرر کرد که: «تأخیر در تحویل زمانی است که کالاها در مقصد تعیین شده در قرارداد حمل و در زمان توافق شده تحویل نشوند». لذا این تغییر را نسبت به مقررات هامبورگ دارد که اگر توافقی در خصوص زمان تحویل در میان نباشد، همانند مقررات هامبورگ «مدت زمان معقول برای تحویل» به رسمیت شناخته نشده است لذا مشخص نیست اگر توافقی در این خصوص نباشد تکلیف چیست و به نظر می‌رسد در این موارد ناچار باید مدت متعارف را ملاک قرار داد که به تشخیص دادگاه واگذار می‌شود. همچنین می‌توان از جدول زمانی ورود و خروج کشتی از بندر که در ابتدا از سوی متصدی اعلام می‌شود نیز در این خصوص استناد نمود هر چند برخی اثبات قضیه از این طریق را مشکل دانسته مسئله را به مقررات داخلی کشورها موکول کرده اند.[۱۶۸] در خصوص بار اثبات نیز باید گفت قاعده کلی اینست که مدعی که به دنبال غرامت است باید ابتدا ورود زیان را اثبات نماید. حال که در مقررات روتردام خسارت تأخیر نیز مقرر شده است، مدعی مکلف است ورود زیان اقتصادی واقعی را که ناشی از تأخیر در تحویل کالاها است، اثبات نماید. مطابق با قاعده کلی مدعی باید این واقعیت را که تأخیر باعث ورود زیان شده و زیان در مدت مسئولیت متصدی رخ داده است را اثبات نماید.
اگر زمانی برای تحویل مقرر شده باشد، مسئولیت متصدی در قبال خسارت ناشی از عدم تحویل از زمان پایان مهلت زمانی مورد توافق برقرار میگردد. کنوانسیون در خصوص اینکه اگر طرفین بر زمان مشخصی برای تحویل توافق نکرده باشند تکلیف چیست؛ تصمیمی اتخاذ نکرده است. اگر زمان دقیق به طور صریح مورد توافق قرار گرفته باشد، - امری که به ندرت در حمل و نقل دریایی اتفاق می‌افتد- کار راحت است. اما وقتی کار سخت می‌شود که توافق صریحی موجود نباشد و لذا دادگاه بخواهد بر اساس عناصر زمانی دیگر مانند جدول زمانی اعلان شده از سوی کشتی برای ورود به بندر، انتظار متعارف، عرف تجاری و کاربردی، عرف رقبای حمل و نقل، متوسط زمان حمل و نقل در موارد مشابه تصمیم بگیرد. در این موارد باید مشخص شود که توافق طرفین چگونه است؟ توافق بر اساس ساعت بوده یا روز یا هفته یا ماه؟ بسته به هر کدام از این حالات، عمل محاسبه غرامت قابل پرداخت برای تأخیر در تحویل کم یا بیش دشوار خواهد بود.
زمان قابل اعمال برای دو موضوع اخطار (پاراگراف ۴ ماده ۲۳ مقررات روتردام) و مرور زمان (پاراگراف ۲ ماده ۶۲ مقررات روتردام)، از زمان تحویل واقعی آغاز میشود. اگر زمان دقیق توافق شده برای تحویل وجود داشته باشد در خصوص این دو موضوع هم مشکل آفرین نیست. ولی در غیر اینصورت از این دو حیث نیز مشکل آفرین می‌شود همچنین موضوع تعیین زمان دقیق برای محاسبه مبنای مسئولیت متصدی حمل و نقل در مورد تأخیر نیز بسیار مهم است.
از آنجا که مسئولیت در قبال تأخیر در کنوانسیون روتردام ضمن موارد مرتبط با مسئولیت متصدی در قبال فقدان و یا خسارت وارده به کالا، مقرر شده است. لذا با در نظر گرفتن این مسائل در نظر اول میتوان گفت به احتمال زیاد مسئولیت تنها در صورت اثبات زمان توافق مطابق با ماده ۲۱ و سپس اثبات این واقعیت که در زمان توافق شده تحویل نشده است؛ استقرار مییابد. لذا متصدی هنگامی که دفاعیاتش را ارائه می‌کند، باید علت تأخیر را توضیح دهد. با این حال در بسیاری موارد تعهدات متصدی حمل از تعهد به تحویل به موقع کالا در مهلت توافق شده، متأثر می‌شوند. مثلا در خصوص تعهد به تهیه کشتی با قابلیت دریانوردی، ممکن است قابلیت کشتی در داشتن سرعت مناسب برای تحویل به موقع بار نیز به صفات قابلیت دریانوردی کشتی افزوده شود که از تأثیرات مستقیم مسئولیت در قبال تأخیر در تحویل به موقع کالا است. بعلاوه میدانیم که متصدی در قبال فعل و ترک فعل اشخاص ثالثی که برای انجام تعهدات متصدی به کار گرفته شدهاند، نیز مسئول است، این مسأله به خودی خود چندان مسأله ساز نیست، اما اقدامات پیچیده جمع زیادی از افراد، در انجام یک تعهد ممکن است مسأله دخالت اسباب متعدد در بروز حادثه زیانبار را پیش آورد و تعیین مسئولیت را پیچیده سازد. به خصوص اگر متصدی بخواهد در مقام دفاع به قید والسکورا مقرر در پاراگراف ۶ ماده ۱۷ استناد نماید، در زمینه تأخیر، سهم هر عامل در میزان زیان ناشی از تأخیر مشخص نیست مثلاً در خصوص زمان های از دست رفته در طول فرایند حمل و نقل. در این زمینه مشکل به نظر میرسد که بشود هر تأخیر خاص را در انجام قرارداد حمل، به یک علت اختصاص داد. اگر متصدی برنامه‌ریزی کرده باشد که محموله باید به وسیله کامیون به ترمینال باربری در روز مشخص آورده شود و کامیون دو روز تأخیر کند، این موضوع با بحث مسئولیت اسباب متعدد ارتباط مییابد. اما اگر همزمان، کشتی اقیانوس پیما، بلافاصله بعد از رسیدن کامیون، بندر را ترک کند وضعیت چگونه است؟ اگر کامیون، طبق همان زمانبندی مورد توافق کالا را حمل کند اما به دلایل مختلف، سفر زمینی یک روز بیشتر از آن مقداری که راننده پیش بینی کرده بود طول بکشد؛ آیا زمان سفرهای داخلی که متصدی و شخصی که برای انجام تعهد متصدی به کار گرفته شده است، برنامه ریزی کردهاند در همه حال به هم مرتبطند؟ یا اینکه باید زمان متعلق به هر یک از این افراد جداگانه در نظر گرفته شود؟ به ویژه وقتی این مسأله پیچیده میشود که خواندگان دعوی، «طرفهای اجرا کننده دریایی» باشند، و طرف دعوی غرامت تأخیر قرار گرفته باشند. مدعی در چنین مواردی باید ثابت نماید که واقعه موجب تأخیر، در مدت مسئولیت همان طرف اجرا کننده دریایی اتفاق افتاده است. (پاراگراف ۱ ماده ۱۹ مقررات روتردام)
۳ـ۱ـ۱ـ۲ روش محاسبه غرامت
۳ـ۱ـ۱ـ۲ـ۱ محاسبه غرامت در مورد فقدان و خسارت
قاعده کلی در جبران خسارت این است که باید وضع زیان دیده را به حالت پیشین اعاده نمود. به جز مواردی که خسارت وارده نقدی یا بسیار جزئی باشد، اعاده وضع سابق زیاندیده، فیالواقع مقدور نیست، در چنین مواقعی معنی این قاعده کلی اینست که غرامت داده شده باید وضع خواهان را به حالتی برگرداند که اگر آن خسارت متحمل نمیشد، داشت. اعاده به وضع سابق میتواند هم از طریق رد عین باشد و هم از طریق رد بدل. بدین ترتیب اگر عین موجود باشد، باید همان عین بازگردانده شود، هیچیک از طرفین نمی‌تواند دیگری ملزم به جبران از طریق دیگر نماید. لذا در صورتی که عین موجود بوده ولی خسارت دیده باشد باید تفاوت قیمت سالم و معیوب را بپردازد. در مقررات داخلی مواد ۳۱۱ و ۳۲۰ قانون مدنی ایران مبین این موضوعند. البته در صورتی که عیب چنان باشد که عملاً هزینه رفع عیب بیشتر از زیان وارده گردد، عادلانه تر اینست که بدل پرداخت گردد. بدل ممکن است مثل مال تلف شده یا قیمت آن باشد.در قیمت، پرداخت با پول شایعترین طریق جبران خسارت است و لذا به جهت همین سهولت و شیوع رویه قضایی به سمت این نوع جبران گرایش پیدا کرده است.[۱۶۹] اما اینکه غرامت باید به چه نحوی محاسبه شود، مقررات پیشین بین المللی ساکتند در مقررات لاهه و هامبورگ در خصوص اینکه شخص محکوم از چه طریق باید خسارت را پرداخت نماید و محاسبه غرامت به چه صورت انجام میشود، سکوت اختیار شده است. این سکوت باعث شده در خصوص اینکه خسارت باید از چه طریق باید پرداخت نماید؟ رویه قضایی قاعده کلی اعاده به وضع سابق را اعمال نمایند. در رویه قضایی انگلستان نیز این به صراحت در رویه قضایی روشن شده است که «قاعده حقوقی غالب، عبارت از اعاده به وضع سابق است و سایر قواعد مکمل و متمم تنها زمانی میتواند عادلانه باشد که اثر مشابه این اصل را داشته باشد».[۱۷۰]
در مقررات روتردام در خصوص این پرسش که چگونه خسارت قابل پرداخت از سوی متصدی در قبال فقدان و خسارت باید محاسبه شود مقررات روتردام از اصل جاافتاده «ارزش روز بازار» تبعیت کرده است. این فرمول به طور رسمی در بند ب پاراگراف ۵ ماده ۴ مقررات لاهه- ویزبی در خصوص تبدیل معیار پولی فرانک پوانکاره به سایر ارزها معرفی شد و مقررات روتردام این فرمول مهم را برای محاسبه خسارات فیزیکی به کار گرفت. این نحو محاسبه تنها در خصوص فقدان و خسارت اعمال میشود و در خصوص تأخیر به کار نمیرود. ماده ۲۲ کنوانسیون روتردام مقرر داشته است: «۱- با رعایت ماده ۵۹، غرامت قابل پرداخت به وسیله متصدی حمل برای فقدان یا خسارت وارد به کالاها با توجه به ارزش چنین کالاهایی، در مکان و زمان تحویل برابر ماده ۴۳ محاسبه میشود. ۲- ارزش کالاها مطابق با قیمت بازار بورس کالا یا اگر چنین قیمتی وجود ندارد طبق قیمت بازار یا اگر هیچکدام وجود ندارد با رجوع به ارزش معمولی کالاهایی از همان نوع و کیفیت در محل تحویل تعیین میشود.۳- در صورت فقدان یا خسارت کالاها، متصدی حمل ملزم نیست هیچ غرامتی فراتر از آنچه در بندهای ۱و ۲ این ماده مقرر شده است، بپردازد؛ به جز زمانی که متصدی حمل و فرستنده به روشی متفاوت در محاسبه غرامت، در محدوده فصل ۱۶ توافق نمایند».
ملاحظه میگردد مرجع محاسبه خسارت بر اساس «ارزش روز بازار» کالاها در مکان تحویل کالاهاست لذا کنوانسیون روتردام اقدام به تعریف جزئیات تحویل کالا در مقصد، در ماده ۴۳ نموده است. فرمول ارزش روز بازار که در ماده ۲۲ بند ۱ آمده ابتدا ارزش مبادلهای کالا را مبنا قرار میدهد در صورت نبودن، قیمت بازار مبنای محاسبه قرار می‌گیرد و اگر قیمت بازار نباشد ارزش معمول کالاها با کیفیت و نوع مشابه در مکان تحویل ملاک است. این دقیقاً همان چارچوب حقوقی است که در کنوانسیون لاهه - ویزبی در بند ب پاراگراف ۵ ماده ۴ مقرر شده بود. ارزش روز بازار در واقع مسیر میانبری برای اثبات خسارت واقعی است. راهکار مقرر در پاراگراف ۱ ماده ۲۲ کنوانسیون روتردام که ارزش بازار را ملاک قرار داده است به این جهت است که تا حد امکان وضعیت زیاندیده را به قبل از وقوع زیان برگرداند. اما اگر در واقع زیان واقعی کمتر از قیمت روز بازار کالای خسارت دیده یا تلف شده باشد؛ مثلاً مدعی، کالاها را در زمان خرید با تخفیف قابل توجهی از فروشنده خریداری نموده باشد، در این صورت آیا جبران خسارت طبق ماده ۲۳، جبران خسارت همراه با جریمه محسوب نمیشود؟ یا اینکه ماده ۲۳ تنها یک پیش فرض برای محاسبه است؟ با توجه به این اصل کلی که جبران خسارت نباید بیشتر از زیان وارده باشد و نباید زیاندیده را داراتر از مرحله پیش از زیان کند، منطقی است که گفته شود مقرره مذکور در ماده ۲۲ و ۲۳ یک پیش فرض برای محاسبه است و لذا اگر، متصدی ثابت نماید که زیان واقعی از ارزش روز کالاها کمتر است، در این صورت باید محکوم به پرداخت میزان واقعی زیان شود. اما از سوی دیگر این عقیده را، پاراگراف ۳ ماده ۲۲، که تخطی از پیش فرض مطرح شده را جز در مورد «توافق فرستنده و متصدی»، نپذیرفته است، با چالش مواجه میکند. ناچار باید گفت پرداخت و محاسبه به غیر از روش مذکور در پاراگرافهای ۱ و ۲ این ماده قابل قبول نیست. بر این اساس برخی گفتهاند که ماده ۲۲ خود یک نوع محدودیت مسئولیت محسوب می‌شود. زیرا مدعی نمیتواند بیشتر از مبالغی که با فرمول محاسبه مذکور در بندهای یک و دو ماده ۲۲ قابل وصول است، مطالبه نماید.[۱۷۱] در واقع سقف مسئولیت در قبال زیان علاوه بر سقف تعیین شده از سوی ماده ۵۹ از یک سو نیز محدود به فرمول مذکور در ماده ۲۲ است.
۳ـ۱ـ۱ـ۲ـ۲ محاسبه غرامت در مورد تأخیر در تحویل کالا
موضوع نحوه محاسبه خسارت ناشی از تأخیر مسأله جدیدی است که در مقررات لاهه نیازی به پرداختن بدان احساس نمیشد. اما اکنون مطابق با کنوانسیون روتردام تأخیر، یک قسمت از ادعای خسارت محسوب میشود و لذا ضروری است فرمول خاصی برای محاسبه خسارت آن در مقررات روتردام دست و پا کرد. گفتیم که در خصوص نحوه محاسبه ضرر ناشی از فقدان و خسارت، مبنای محاسبه، «ارزش روز بازار» کالای تلف شده یا خسارت دیده در مقصد تعیین شده است (که همان فرمول مقرر در بند ب پاراگراف ۵ ماده ۴ کنوانسیون لاهه- ویزبی است) اما کنوانسیون جدید هیچ فرمولی در خصوص اینکه مدعیان چگونه باید غرامت خسارتهای ناشی از تأخیر را اثبات نمایند، پیشنهاد نداده است. هیچ معیاری نیز در خصوص اینکه تا چه حدی، متصدی در قبال «زیان اقتصادی» ناشی از یک تأخیر خاص، مسئول است؛ ارائه نداده است. لذا در حالی که برای برقراری مسئولیت مقرر در ماده ۱۷ مقررات روتردام، مدعیان کافیست تا پیش‌نیازهای واقعی تأخیر را ثابت نمایند، اثبات خسارت واقعی ناشی از این تأخیر میتواند به مراتب دشوارتر و بسیار بحثبرانگیزتر باشد.
در مقررات روتردام تأخیر و تلف کاملاً به هم مرتبطند، برخی کالاها ممکن است همه ارزش خود را با تأخیر از دست بدهند یعنی ممکن است کالاها موجود باشند، اما اگر در موعد مورد توافق به مقصد نرسند، از منظر اقتصادی به مثابه آنست که تلف شدهاند. مقررات هامبورگ در این خصوص ابداعی به خرج داده بود که اگر تحویل کالا، شصت روز متوالی از موعد، تأخیر شود، گیرنده مختار خواهد بود که موضوع را به منزله تلف کالا محسوب دارد یا اینکه آن را تحویل گرفته و زیان تأخیر را مطالبه نماید. چنین ابداعی در مقررات روتردام ملاحظه نمیگردد و لذا دو طرف تا زمانی که کالاها وجود دارند و در تصرف متصدی هستند، در هر صورت باید تأخیر را به مثابه تأخیر تلقی کنند و نه تلف.
اهمیت این تفاوت دو کنوانسیون در محاسبه غرامت و محدودیت مسئولیت نیز کاملاً احساس میگردد. اول اینکه در حالی که غرامت در قبال خسارت و فقدان، با فرمول «ارزش روز بازار» محاسبه میگردد، چنین فرمولی در مورد تأخیر وجود ندارد. حال حد غرامت برای تأخیر چقدر است؟ در حالی که مشخص است، خسارت اغلب زیان اقتصادی خواهد بود اما، محاسبه این زیان اقتصادی اصلاً روشن و قابل پیشبینی نیست.
زیان اقتصادی در اغلب مواقع میتواند ارزش کالاهایی باشد که تأخیر شدهاند. لذا با توجه به اینکه ماده ۶۰ مقررات روتردام -که محدودیت مسئولیت را برای زیان ناشی از تأخیر مقرر نموده است- به ماده ۲۲ ارجاع داده است. میشود چنین تفسیر کرد که مبالغ مقرر برای فقدان و خسارت، که طبق ماده ۲۲ کنوانسیون روتردام مقرر شدهاند، میتواند به عنوان یک قسم از «محدودیت مسئولیت» برای زیان اقتصادی و تجاری ناشی از تأخیر تلقی شود. لذا یکی از طرق تفسیر ارجاعی که ماده ۶۰ به ماده ۲۲ نموده، اینست که بگوییم معیار «ارزش کالا در مقصد»، در محاسبه زیان اقتصادی ناشی از تأخیر نیز میتواند به کار رود. وجه تفاوت این دو در سطح پرداخت غرامت است. این معیار در زیان اقتصادی میتواند ضرر «از دست دادن بازار» عنوان یابد.[۱۷۲] مانند زیان تجاری ناشی از اینکه که اگر کالاها به موقع تحویل داده میشدند، نسبت به زمانی که نهایتاً تحویل داده شدهاند، بازار بهتری داشتند. این یک معیار و فرمول محاسبه خسارت برای تأخیر است. با است. با این حال تنها وجوه بسیار محدودی از خسارت اقتصادی میتوانند از این فرمول محاسبه تبعیت کنند. مثلاً اگر زیان اقتصادی ناشی از توقف خط تولید کارخانهای به جهت نرسیدن مواد اولیه (کالای تحت حمل) باشد، این فرمول چگونه به کار میرود؟ اگر گیرنده به جهت این تأخیر، متحمل زیان ناشی از پرداخت وجه التزام دیرکرد به طرف قرارداد خودش شود چه؟ آیا اینها اساساً زیان اقتصادی مورد نظر ماده ۶۰ مقررات روتردام محسوب میگردند؟ اگر محسوب گردد آیا حیطه زیانهای اقتصادی تحت پوشش محدودیتی دارد؟ بهترین قرائت ممکن از ماده ۶۰ اینست که بگوییم محدودیتی که از طریق فرمول مبتنی بر ارزش کالا در ماده ۲۲ وضع گردیده است، در خصوص هر نوع خسارتی که از تأخیر ناشی شده باشد نیز قابل اعمال است.
۳ـ۱ـ۲ اصل محدودیت مسئولیت در جبران خسارت
۳ـ۱ـ۲ـ۱ مفهوم محدودیت مسئولیت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:28:00 ب.ظ ]




از نظر وی فطریات در واقع جزء اولیات است. فطریات ، قضایایی است که قیاس خود را همراه خود دارد . این قضایا در اصل قضایایی هستند که عقل وقتی می خواهد آن ها را بررسی کند به سرعت به نتیجه می رسد . دلیل این که به سرعت به نتیجه می رسد این است که قیاس مخفی بسیار روشنی برای عقل وجود دارد که گاه عقل از فرط روشنی به صورت خود آگاه و در نگاه نخستین آن را در نمی یابد .درست است که این قضایا جزء اولیات نیستند که صرف تصور دو طرف آن ها برای تصدیق به آن ها کافی باشد ، ولی اگر خوب تحلیل شوند به اولیات برمی گردند . آن اولیات گاه از فرط روشنی به چشم نمی آیند و استنتاج به ذهن نمی آیند . این قضایا در واقع همان اولیات اند ؛ منتهی چون یک قیاس خفی و البته روشن هم در خود دارند تا به نتیجه برسند ، در کنار اولیات قرار می گیرند . از این روست که در این بحث شیخ اشراق از فطریا ت سخن نمی گوید .[۶۶]

شیخ متواترات و مجربات را نیزمستقل نمی داند و از مصادیق حدسیات بشمار می آورد؛ یعنی می گوید، این دو دسته اگر یقینی اند به دلیل این است که از سنخ حدسیات اند . به این ترتیب گزاره های بدیهی از شش سنخ به سه دسته تقلیل می یابند : اولیات ، مشاهدات و حدسیات .[۶۷]
از نظر سهروردی حدسیات بر اساس قاعده اشراقی انواعی دارد که در دل آن مجربات و متواترات نیز قرار می گیرد . جالب است که او، خود ،حدسیات را در این قسمت ذکر نمی کند . دلیل آن هم – همان گونه که شارحان گفته اند- این است که حدسیات را خود مشاء به عنوان بدیهیات اولی قبول دارد و دیگر به توضیح دادن آن نیاز نیست .
شیخ در تعریف مجربات می گوید ، آن ها مشاهداتی است که تکرار شده باشد و به واسطه همین تکرار ، سبب یقین انسان به آن می شود و خیال را به اتفاقی نبودن آن آسوده می کند؛ مانند حکم به این که «ضربه با چوب، درد آور است» . در تجربه ادعای دستیابی به ذات اشیاء می شود ولی ذات یابی بسیار دشوار است و گاه آن را محال می داند . بوعلی نیز در برهان شفا از این ادعای بزرگ درباره تجربه دست می کشد .
شیخ در این بحث نظر نوی دارد که از جهاتی قابل توجه است . وی می گوید، در تجربه ،شهود تنها کافی نیست ، خود تجربه مکرر کردن نیز کافی نیست ، تجربه مکرر به همراه قیاس خفی هم کافی نیست ، بلکه برای درست شدن این مفاد تجربی به حدسی نیاز است که به تجربه گر دست می دهد و این حدس راه نفوذ ذهن فاعل شناسا به ذات اشیاء است ؛ ذات یابی فقط از راه حدس ممکن است .
آن چه دربیان شیخ اشراق مشهوداست، از ژرف نگری این فیلسوف بزرگ حکایت می کند ؛ زیرا بوعلی در برهان شفا به این نکته پی برده که در تجربه ولو با قیاس خفی همراه باشد ، باید حکم تجربی را به زمان و مکان و شرایط خاص همراه تجربه محدود کرد و نمی توان حکم کلی را برای همه افراد ذات در همه زمان ها و شرایط دانست .
شیخ فاصله میان حکم کلی برای همه افراد ذات و بین تکرار مشاهدات محدود را با حدس پر کرده است . در حقیقت تکرار مشاهدات به حدی می رسد که نفس با قوه حدس این فاصله را بر می دارد و به حکم کلی برای همه افراد ذات دست می یابد . به بیان دیگراو متوجه این معنا شده است که تکرار مشاهدات ولو با قیاس خفی همراه باشد، موجب حکم کلی تجربی نمی شود ؛ بلکه حدس تجربه گر است که او را به این مطلب رسانده است . البته حدس نیز به حسب افراد مختلف تجربه گر متفاوت است .
در حقیقت شیخ اشراق می خواهد بگوید، تجربیات را در مقابل حدسیات قرار ندهید چنان که در بدیهیات شش گانه مشهور این گونه عمل کرده اند ، بلکه در حقیقت ، قضایای تجربی نیز از سنخ حدسیات به شمار می رود .
سهروردی متواترات را نیز از سنخ حدسیات می داند . آن چه در متواترات موجب حکم به آن ها می شود ، عنصر حدس است که انسان از شنیدن شهادت های مکرر از طریق حدس به قضایای متواتر یقین می یابد و اگر عنصر حدس را حذف کنیم ، نمی توان به یقین دست یافت. به نظرمی رسد ملاصدرانیز نظرش موافق باشیخ اشراق است.[۶۸]
قرائن، در همه این امور یعنی همه آن قضایایی که حدسی شمرده می شوند - مجربات، متواترات و حدسیات مشائی - دخالت دارند و بر اساس آن قرائن است که برای انسان حدسی حاصل می شود . شاید گفته شود مجرباتی که شیخ اشراق می گوید ، اعم از مجربات و حدسیات مشاء است ولی از توضیحات ایشان چنین برمی آید که همان مجربات مشاء را که در آن ها در اثر تکرار مشاهده و حصول قیاس خفی قضیه مجربه شکل می گیرد ، اراده کرده است ، زیرا در حدسیات گاه هیچ تجربه ای نیست و آن قضیه ای که به آن یقین می کنیم غیر آن قضایایی است که مشاهده نمودیم . قضیه حدسیه گاه غیر از تمام قرائن است .
البته حدسیات هر کس ، برای غیر خودش، حجت نیست . واقعیت این است که حدسیات به ضابطه در نمی آید ولی باید ضوابطی تعیین کرد که در برخی از موارد بیشتر انسان ها اگر با قرائنی که مقداری قوی تر است مواجه شوند این حدس برایشان حاصل بشود.
۳-۲- علم حضورى
ازمسائل مهمی که درمبناگرایی شیخ نقش مهمی دارد، مبحث علم حضوری است. در معرفت شناسی سهروردی علم دو قسم است : حصولی و حضوری . در علم حصولی ، بین عالم و معلوم فاصله و واسطه است . عالم به خود معلوم دست رسی ندارد ، بلکه آگاهی او به چیزی از طریق صورتی از آن چیز در ذهن است . اما در علم حضوری بین عالم و معلوم فاصله و واسطه ای نیست و معلوم ، یا عین عالم است و یا در حیطه ی وجودی و نوری او .
محور اصلى و کانون معرفت ‏شناسى فلسفى سهروردى را علم حضورى انسان تشکیل مى‏دهد و اساس معرفت شناسی او بر نظریه « علم حضوری» مبتنی است . این نکته‏اى است که سهروردى آن را مدیون خلسه فلسفى خود مى‏داند؛خلسه‏اى که در طى آن معلم اول، ارسطو، در قالبى شگفت‏انگیز ظاهر شده و او را به «علم به نفس خودش» فرا مى‏خواند. سهروردى در این مورد مى‏گوید:
مدت مدیدى به نحو شدیدى به مسأله علم اشغال داشتم و این مسأله براى من صعب مى‏نمود و آنچه در کتب فلاسفه آمده بود، این امر را براى من روشن نمى‏ساخت.تا اینکه در شبى از شبها در حالت نیمه بیدارى، خلسه‏اى براى من رخ داد و در حالى که لذت مرا فراگرفته بود، در پرتوى از نور، شبح انسانى تمثل یافت و او همان پیشواى حکمت، معلم اول بود. (سهروردی،۱۳۵۶،ج۱،۱۱۴-۱۰۸)
پس از تمثل این شبح نورانى، سهروردى مشکل خود را با او باز مى‏گوید و از مشکل بودن مسأله علم به او شکایت مى‏کند.آن شبح در پاسخ سهروردى مى‏گوید که:«به نفس خود رجوع کن[۶۹]
سهروردى در آثار متعدد خود به این نکته پرداخته و جوانب آن را مورد بحث قرار داده است. سهروردى مى‏گوید:
تو از ذات خودت و از ادراک تو نسبت به ذات خودت غافل نیستی . و چون این ادراک [و غافل نبودن] به وسیله صورت [ذهنی] یا امر زاید [مغایر با خودت] نیست ، پس، در ادراک خودت نسبت به ذات خودت ، به غیر ذات خودت – که برای خودش ظاهر است یا از خودش غایب نیست – نیاز نداری . پس ، خودآگاهی تو بایستی به خودی خود تو (لنفسها) و به حسب خود ذات تو آن طور که هست [نه به وسیله امری مغایر تو] باشد . (سهروردی ، ۱۳۸۸،۱۳۸)
ودرجای دیگرگفته است :
آنچه در ادراک کفایت مى‏کند، همانا حصول ذات اشیاء براى نفس و یا حصول امرى است که نفس نسبت به آن تعلق حضورى خاصى دارد. (سهروردی،۱۳۵۶، ج۱، ، ۴۸۵)
به عبارت دیگر، تا ادراکات و صور و مفاهیم در مشهد«من»قرار نگرفته و تحت التفات و توجه او در نیایند، ادراکى براى انسان حاصل نتواند شد. براى نمونه، شیخ چنین مى‏گوید:
گاهى در بینایى انسان صورتى حاصل مى‏شود که صاحب بینایى به علت مستغرق بودن در اندیشه خود، از صورت حاصله غافل مى‏ماند. در اینجا به مجرد اینکه از حالت استغراق خارج مى‏شود و به صورت حاصله در بینایى توجه مى‏نماید، آن صورت را به روشنى مشاهده مى‏کند.به این ترتیب ادراک، تنها با التفات و توجه نفس حاصل مى‏گردد. (همان)
اولین کسی که به صراحت واژه « علم حضوری اشراقی » را به کار برده و در آثار فلسفی خود از آن بهره برداری کرده ، شیخ اشراق است . با سیری گذرا در آثار قدما ، برای اولین بار ، در آثار او اصطلاح « علم حضوری یا شهودی » را می توان مشاهده کرد :
… اولئک هم الفلاسفه و الحکماء حقا ، ما وقفوا عند العلم الرسمی ، بل جاوزوا الی العلم الحضوری الاتصالی الشهودی … (سهروردی ، ۱۳۳۴، ج ۱ ، ۷۴ )
به نظر می رسد شیخ اشراق نه تنها اصطلاح « علم حضوری یا شهودی » را در مورد معرفت های بدون واسطه مفاهیم و صور ذهنی به کار برد ، بلکه از راه این آموزه ، به حل مشکلات بسیاری در فسلفه ، از جمله علم انسان به خود ، علم انسان به محسوسات و اعیان مادی ، و علم خداوند به ماسوا – از جمله به محسوسات و اعیان مادی – پررداخت و این آموزه را به طور گسترده ، در بخش های گوناگون فلسفه ، اعم از هستی شناسی ، خدا شناسی ، علم شناسی فلسفی و علم النفس ، به کار گرفت ، بلکه مسئله علم به جهان محسوس و اعیان مادی را از این راه حل کرد .
پس از ابن سینا ، شیخ قلمرو علم حضوری را گسترش داد و نمونه های متعددی را بدان افزود . دیدگاه او در این مسئله ، نقطه عطفی است که موجب شد تا علم حضوری تقریباً مقبولیت همگانی بیابد . در عصر وی ، می توان این آموزه را مطرح و اصطلاحی جا افتاده یافت .
شیخ معتقداست که مطابقت در علم حضوری وجود ندارد چرا که در علم حضوری نیازی به شیئی دیگر به عنوان علم نیست . در واقع علم ، همین « اضافه اشراقی» است که تحقق یافته است . البته هنگامی که من مدرک ، به حقیقتی التفات پیدا می کنم چیزی برای من حاصل می شود که پیش از این نبوده است لیکن این امر حاصل شده صورت معلوم خارجی نیست بلکه همین اضافه نفس من ، به امر خارجی است . در این فرض مسئله مطابقت متصور نیست ، زیرا نفس اضافه ، مطابقت نمی خواهد . در مرحله اول این علم وجود نداشت پس از مواجهه فرد مدرک نسبت به یک حقیقت از طرف مدرک اضافه ای علمی و اشراقی به سوی واقعیت پدید می آید که در آن نه تصوری وجود دارد و نه تصدیقی ، بلکه خود واقعیت پیش شخص مدرک حاضر است .
در علم صوری - یا علم حصولی که در آن صورتی در ذهن پدید می آید - باید چنین باشد - و مطابقت میان علم و شیء خارجی وجود داشته باشد - اما علوم اشراقی یاد شده وقتی پیدا می شود – بعد از آن که نبود – برای مدرک چیزی حاصل می شود که قبلاً نبوده است و آن چیز همان اضافه اشراقی است نه غیر آن و این اضافه اشراقی به مطابقت نیاز ندارد .
اصل اساسی در معرفت شناسی سهروردی و از آن پس در فلسفه اسلامی «علم حضوری به خود» است . بدیهیات وادراکات حسی نیز وابسته به این معرفت هستند . بدون خود آگاهی هیچ علمی نمی توان داشت . خود آگاهی، معرفتی بی واسطه است و قائم به هیچ علم یا وابسته به اتخاذ هیچ روشی نیست . این علم ذاتی است نه اکتسابی . بدون علم حضوری، علم حصولی نیز ممکن نیست ؛ زیرا علم حصولی از طریق صور و مفاهیم ذهنی است و علم به آن صور و مفاهیم به طور بی واسطه و حضوری است . اگر علم به صور و مفاهیم نیز توسط صورت و مفاهیم دیگر باشد ، تسلسل لازم می آید و علم داشتن محال خواهد بود . از این رو هر علم حصولی مبتنی بر علم حضوری و از طریق آن است . لذادراینجا ارتباط علم حضوری رابامبحث مبناگرایی مشاهده می کنیم . شیخ معتقداست که بدیهیات وادراکات حسی وابسته به این علم اند وبدین طریق علم حضوری را به عنوان پایه معرفتی مطرح می کند .
فلسفه در نگاه سهروردی یا با شهود آغاز می شود یا با اولیات . این ها دو مبنا و پایه برای فلسفه اند ؛ منتها شهودی که او در بحث مبادی برهان به آن می پردازد تنها شامل جزئیات و مشهودات به حس ظاهر یا باطن می شود، ولی امور دیگر را در بر نمی گیرد . لیکن باید به این مشهودات ، مشهودات به شهود قلبی و عقلی را نیزافزود .
نظریه سهروردى درباره توجیه صدق معرفت، نظریه‏اى است که اغلب فلاسفه اسلامى بر آن تصریح و تأکید دارند. یعنى وى درباره توجیه صدق، روش مبناگرایى را اتخاذ کرده و براى اثبات آن هم از برهان تسلسل پیش رفته است.اما نتیجه‏اى که شیخ اشراق از این مسأله مى‏گیرد بدیع است. او از طریق همین مبناگرایى همه علوم را به علم حضورى ارجاع مى‏دهد، یعنى او مى‏گوید چون همه گزاره‏ها و امور توجیه‏گر صدق معرفت، فطرى و حضورى هستند، پس زیربناى همه علوم، حضورى است .
شیخ دو پایه جدی برای تصدیقات مطرح می کند ؛اولیات و شهود . بنابراین شهود برای سهروردی خیلی جدی است ؛ یعنی شهود نه تنها از منظر هستی شناسانه اش در بحث های او ریشه دارد ، به لحاظ معرفت شناسی نیز، به لحاظ روشی و حتی به لحاظ منطقی هم برای او جدی است . شیخ اشراق در چند جا پای شهود را باز کرد و آن را به عنوان مبدأ تصوری و حتی به عنوان یکی از مبادی تصدیقی برمی شمرد. سهروردی در تلویحات می گوید :
و المشاهدات هى المبادئ، التى یجب ان ینتهى الیها الفطریّات ( سهروردی ، ۱۳۵۶،۳۶۹)‏
«شهودواولیات» نقش مهمی درمبناگرایی شیخ ایفاء می کند. وی این دو مورد -شهود و اولیات- را مبنا وپایه درمعارف می شمرد.البته بایدبررسی کردکه شهودو اولیات ازمنظرشیخ چه تعریفی داردوچه حیطه هایی راشامل می شود.
۳-۲-۱- شهود
«شهود» کاربردهاى متنوّعى دارد. از این‌رو، به دشوارى مى‌توان تعریفى جامع و مانع براى تمامى آنها یافت. یکى از کلى‌ترین تعریف‌هاى آن در فلسفه غرب، این است که؛
شهود، «ادراک بى‌واسطه» است. ( پل فولکیه، ۱۳۷۷، ۲۹)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:28:00 ب.ظ ]




تمام کردن کارها به کامل کردن آن است.»
انضباط اجتماعی آثار گسترده و بادوامی بر فرد و جامعه می گذارد. در جنبه های فردی سبب مسئولیت پذیری اجتماعی، درستکاری، رشد توانمندی ها و بهبود مناسبات مردم می شود و گسترش بی‌ نظمی اجتماعی موجب هرج‌و مرج اجتماعی و از هم پاشیدن اعتماد اجتماعی می گردد، زیرا سبب می شود هر فردی به فکر منافع فردی خود، به جای منافع عمومی باشد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
در شرح منهاج البراعه ذیل قسمت «ایاک و التغابی عما یعنی به مما قد وضع للعیون» در نامه ۵۳ آمده :
آن حضرت حاکم را از تسامح در چند چیز نهی کرده است، یکی از آن موارد ممنوعه تسامح در موضوع نظم است .[۳۹]

۳ـ۲ـ آموزش و آگاهی

ارزش ها باید از طریق آموزش های عمومی به مردم تعلیم داده شود و توسط مسئولین فرهنگی به مردم معرفی گردد . آن حضرت براى ساختن جامعه ارزشىِ مورد نظر خود، بیش از هر چیز دیگر، به اندیشه و شناخت و آگاهى، اهمّیت داده و انسان‏ها را از خطر «جهل» و به کار نینداختن اندیشه، بر حذر داشته است. زیرا جهل، آفت شکوفایى انسانیت و ریشه همه مفاسد فردى و اجتماعى است و تا این آفت، ریشه‏کن نشود، ارزش‏ها شکوفا نمى‏گردند و جامعه انسانى تحقّق نمى‏یابد.
پایان نامه - تحقیق - متن کامل
آن حضرت می فرماید :
«العلم أصل کلّ خیر[۴۰] دانش، پایه‏ هر خوبی»
و نیز فرموده است :
«الجهل أصل کل شرّ[۴۱] نادانی پایه‏ی هر بدی است».
حال سوالی که در اینجا مطرح می شود این است، مقصود از تعلیم، تعلیم و آموزش چه علمی است؟ بى‏تردید، آن حضرت براى همه علوم و معارفى که در خدمت انسان اند؛ مثل فلسفه، ریاضى، فیزیک، شیمى و سایر رشته‏هاى علوم و فنون ، ارزش قائل است، ولی این، بدان معنا نیست که نادانى نسبت به همه این علوم، براى همه مردم، مذموم یا خطرناک است و ندانستن آن پایه شرور باشد ، بلکه مقصود آن حضرت از آموزش، علوم و معارفى است که انسان را با مبدأ و مقصد خود آشنا مى‏کند و راه رسیدن به فلسفه آفرینش خود را به او نشان مى‏دهند، که جهل به این معارف، جامعه انسانى را در معرض دشوارترین مصیبت‏ها و شُرور، قرار مى‏دهد.
امیرالمومنین علیه السلام یکی از وظایف حکومت را تربیت همه مردم اصلاح امور می داند:
«فَأَمَّا حَقُّکُمْ عَلَیَّ …. وَ تَعْلِیمُکُمْ کَیْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِیبُکُمْ کَیْمَا تَعْلَمُوا[۴۲]
اما حق شما بر من این است که …. ‏شما را تعلیم دهم تا جاهل نمانید، و مؤدب به آداب نمایم تا بیاموزید.»
علامه جعفری در شرح این فراز می فرماید:
«تعلیم مردم جامعه برای رها ساختن آنان از جهل، حق مردم و تکلیفی است که به عهده‏ زمامدار است، نه اینکه تعلیم جامعه فقط یک کار شایسته‏ای است که زمامدار اگر آن را انجام داد، محبوبیت اضافی به دست می‏آورد، بلکه چنانکه جمله‏ مورد تفسیر با صراحت بیان می‏دارد، تعلیم جامعه تکلیف قطعی و الزامی است که خدا به عهده‏ زمامدار گذاشته است. این تعلیم شامل همه‏ موضوعات فراگرفتنی است، که حیات معقول مردم را امکان‏پذیر می‏سازد و مخصوص به موضوعات معین و مشخصی نیست.
حق بعدی حق تربیت است، زمامدار جامعه‏ اسلامی نمی‏تواند به تعلیم محض قناعت بورزد و مغزهای مردم را با دانستنی‏های مجرد و مفاهیم خشک پر کند، ولی در صدد سازندگی روحی آنان برنیاید. علم برای عمل، این ست شعار دائمی مکتب اسلام. نهایت این که مقصود از عمل، یک معنای بسیار وسیعی است که به اضافه‏ اعمال عینی در زندگی مادی و معنوی، شامل اعمالی نیز می شود که ابعاد ذات انسانی را باز و آنها را به فعالیت می‏رساند، مانند صبر و بردباری در برابر ناملایمات و شکیبائی و خود نباختن در مقابل لذایذ و خوشیها و ظرفیت برای شنیدن و تحمل خلاف خواسته‏ها و اشتیاق جوشان برای وصول به معرفتهای بیشتر.» [۴۳]
همچنین می فرماید :
«عَلَى الإِمامِ أن یُعَلِّمَ أهلَ وِلایَتِهِ حُدودَ الإِسلامِ والإِیمانِ[۴۴]
برپیشوا واجب است که به مردمان تحت حکومتش، حدود اسلام و ایمان رابیاموزد»
اهمیت تعلیم و آموزش برای امام تا حدی بود، که به فرمانداران خود نیز دستور می داد تا برای آموزش و تعلیم مردم تلاش کنند :
«وَ اجْلِسْ لَهُمُ الْعَصْرَیْنِ فَأَفتِ الْمُسْتَفْتِیَ وَ عَلِّمِ الْجَاهِلَ وَ ذَاکِرِ الْعَالِم‏ [۴۵]
دو طرف روز را به خاطر آنان (مردم) بنشین، و آن را که از تو فتوا خواهد فتوا ده، جاهل را بیاموز، و با دانا به گفتگو برخیز.»
لازم است در بحث آموزش به چندنکته مهم اشاره شود :
منظور از آگاهی الزاما سواد و تحصیلات در دانشگاه نیست، بلکه منظور آگاهی افراد یک جامعه از فوائد ارزشها، از کارکرد و علت پیروی از هنجارها، آگاهی از پیامدهای مضر انحرافات و آشفتگیهای اجتماعی است یا بطور خلاصه و به اصطلاح عرفی فرهنگ سازیست. اگر آگاهی مردم بالا رود، درک آنها نیز نسبت به حقوقشان بیشتر می شود. با روش های مختلف برای دستیابی به حقوقشان تلاش می کنند و نه تنها نا برابریها و بی عدالتیها کم می شود، بلکه تقلید کورکورانه از ناهنجاریها کاهش پیدا می کند. وقتی مردم به پیروی کورکورانه و رفتار گله ای عادت کرده باشند، هر حاکمی می تواند از آنها سوء استفاده کند و آنها را به مسیر دلخواه خود سوق دهد.
در کنار آموزش تئوری، بهترین روش در نهادینه ساختن هنجارهای اجتماعی ارائه الگوی عملی به جامعه است. زیرا بهترین مفاهیم اخلاقی و رساترین اندیشه ها تا وقتی بصورت عینی ارائه نگردد، درک و تصدیق نمی شود. در هر جامعه ای باید یک “گروه مرجع”[۴۶] وجود داشته باشد، تا مردم بصورت محسوس و عینی رفتارها را ملاحظه کنند. زیرا معمولا انسانها در مقایسه ها، به گروه مرجع ، مراجعه می کنند و آرزوی دستیابی به مقیاس ارزشی و الگوهای رفتاری آن گروه را دارند. اگر در جامعه چنین الگویی برای ارزشها معرفی شود و سمبلهای ارزشی آن ها تقویت گردد و هنجارها در عمل به نمایش گذاشته شود، به سرعت ارزشها به هنجار عمومی تبدیل می گردد . امیرالمؤمنین۷ نیز برای جامعه خود الگوی عملی معرفی می کرد :
«انْظُرُوا أَهْلَ بَیْتِ نَبِیِّکُمْ فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ فَلَنْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ هُدًى وَ لَنْ یُعِیدُوکُمْ فِی رَدًى فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا وَ لَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لَا تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِکُوا [۴۷]
به اهل بیت پیامبرتان نظر کنید و ملتزم جهت الهى آنان باشید، راه و روش آنها را پیروى نمایید، که آنان شما را از راه هدایت بیرون نمى‏برند، و به گمراهى باز نمى‏گردانند. اگر از چیزى باز ایستادند شما هم باز ایستید، و اگر به جهتى حرکت کردند شما هم حرکت نمایید، از آنان پیشى مجویید که گمراه مى‏گردید، و عقب نمانید که به هلاکت مى‏رسید. »
علاوه بر اهل بیت پیامبر باید کارگزاران و مسئولین نیز، بهترین الگو عینی جامعه باشند. به بیانی دیگر مسئولین و دست اندر کاران، خودشان به حفظ ارزشها پایبند و در تعلیم پذیری و آموزش پیشگام و بیش از همه فرهیخته و دانش آموخته باشند .وقتی همه کارگزان و افراد مطرح و مورد اعتماد جامعه پایبند به ارزشها باشند، سایر افراد نیز از آن ها الگو برداری می کنند.
از این رو امیرالمومنین ۷همواره متصدیان و کارگزان خویش را سفارش به تربیت عملی خودشان می کردند :
«مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ [۴۸]
آنکه خود را در مرتبه پیشوایى قرار مى‏دهد باید پیش از مؤدب نمودن مردم به مؤدب نمودن . خود اقدام کند، وقبل از آنکه دیگران را به گفتار ادب نماید، باید با کردارش مؤدب به آداب کند»
و در مورد خودشان می فرمودند :
«وَ اللَّهِ مَا أَحُثُّکُمْ عَلَى طَاعَهٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُکُمْ إِلَیْهَا وَ لَا أَنْهَاکُمْ عَنْ مَعْصِیَهٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَکُمْ عَنْهَا[۴۹]
اى مردم، به خدا قسم شما را به طاعتى ترغیب نمى‏نمایم جز اینکه خود به عمل به آن از شما پیشى مى‏گیرم، و از گناهى باز نمى‏دارم مگر اینکه قبل از شما از آن باز مى‏ایستم»
نیاز به گروه مرجع، خصوصا در بین جوانان که جویاى نامند و قهرمانان را دوست دارند، بسیار مهم است . اگر هنر پیشه‏ها و ورزشکاران الگو باشند، جاى تعجب نیست که جوانان در همه چیز، حتّى لباس و قیافه و طرز راه رفتن، از آنها تقلید کنند و اگر عالمان و دانشمندان باشند، سیل جمعیّت به سوى علم و دانش حرکت مى‏کنند.
داستان مشهورى از عالم بزرگوار، شیخ بهایى، نقل شده که بنا بود در برابر خدمات بزرگ علمى و عمرانى، از طرف شاه عباس صفوی، جوایزى در خور شأن او داده شود و او جایزه خود را به این مصالحه کرد که بر مرکب مخصوص شاه بنشیند و شاه در رکاب او پیاده حرکت کند و چند کوچه و خیابان را در مقابل چشمان مردم طى کنند. در حقیقت او مى‏خواست به مردم ثابت کند که نظام ارزشى بر محور علم و دانش مى‏گردد. مى‏گویند که با این حرکت، رجوع جوانان و دانش طلبان به مدارس، بسیار بیشتر از قبل شد.[۵۰]
اگر چه امیرالمومنین ۷اهمیت بالایی که تعلیم و آموزش قائل بود معتقد بود که مردم باید خودشان بخواهند و در مسیر تربیت گام بردارند و اگر نه تربیتی حاصل نخواهد شد و با روش های مستبدانه و خودکامانه شاید بتوان مردم را با خود همراه کرد اما نمی توان زمینه ساز تربیت شدو چه بسا چنین اجباری موجب پیدایش ریا، نفاق و کفر خواهد شد. زیرا مبنای تربیت انسان، ترغیب است و اساس رسالت پیامبران، ابلاغ است؛ نه اجبار. در منطق دین هیچ گونه اجبارو قیمومیت در تربیت و هدایت، وجود ندارد و نمی توان کسی را با اجبار و اکراه به سوی کمال برد و حکومت هم بر اساس تهدید، تحمیل و اجبار نمی تواند مردم را به تربیت بکشاند، بلکه باید بصورت عملی زمینه تربیت و رشد و تعالی انسان ها را آماده کند و جامعه را به مسیر هدایت و هنجار بکشاند. سپس در کنار این زمینه سازی ها و فراهم نمودن بستر تربیت متعالی انسان ها، به رفع موانع نیز بپردازد.
آن حضرت حتی در سخت ترین اوضاع سیاسی حاضر نشد با زور و فشار، مردم را به مسیر تربیت بکشاند، آن حضرت می فرماید:

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:28:00 ب.ظ ]




ویل دورانت می گوید:
“پیدایش و اضمحلال تمدن اسلام از حوادث بزرگ تاریخ است. اسلام طی پنج قرن، از سال ۸۱ هجری تا ۵۹۷ هجری، از لحاظ نیرو و نظم و بسط قلمرو و اخلاق نیک و تکامل سطح زندگانی و قوانین منصفانه انسانی و تساهل دینی (احترام به عقاید و افکار دیگران ) و ادبیات و تحقیق علمی و علوم و طب و فلسفه پیشاهنگ جهان بود." [۴۶۶]
واین قرآن است که که درآن حتی یک موضوع بر خلاف علم در آن نیست به خلاف تورات وانجیل تحریف شده که تناقضات آشکاری با علم دارد، برای اثبات این موضوع کافی است به کتاب آقای موریس بوکای عهدین، قرآن و علم که در این باره نگاشته است مراجعه کنید

۸/۲/۵-شبهه هشتم:جنگیدن وخشونت ورزی با هر کس که عقیده مخالف دارد!
“گلوور” در بارۀ شخصیت پیامبر (ص) چنین معتقد است که او یک فرمانروای مطلقی بود که معتقد بود که سلطان، باید طبق میل خویش هر گونه که می خواهد رفتار کند وچنان تحت تأثیر این فکر بود که مخالفین خویش را گردن می زد ولشکریان او عطش شدیدی برای تهدید و غلبه و پیروزی داشتند وپیامبرشان به آنها دستورجنگ، با هر کس با آنها مخالف باشد داده بود [۴۶۷]
پاسخ شبهه:
اولاًیک خصوصیت بارز پیامبر اسلام (ص) این بود که براساس هوای نفس خویش رفتار نمی کرد واسلام چیزی جز تسلیم در برابر خداوند نمی باشد قران در مورد پیامبر (ص) اسلام می گوید:
ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحى‏: پیامبر از روى هواى نفس سخن نمى‏گوید آنچه مى‏گوید تنها وحى الهى است. [۴۶۸]
وما معتقد به عصمت تمام پیامبران خصوصآً پیامبر اسلام (ص) هستیم که این باعث می شود قول وفعل وتقریر آنان در هر حالی حجت با شد[۴۶۹]
این گونه که این مستشرق سخن می گوید در مورد مسلمانان پرهیزکارهم صدق نمی کند چه برسد به پیامبری که مسلمانان از او پیروی می کنند!
ثانیاً قرآن می فرماید:
(لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ)«در قبول دین هیچ اکراهى نیست (زیرا) راه درست از بیراهه آشکار شده است» [۴۷۰]
وتاریخ شاهد است که تا اواخر عمرشریف پیامبر(ص) مخالفینی در جوار ایشان بودند وپیامبر(ص) همزیستی مسالمت آمیزی با آنان داشت، وآنان را گردن نزد !!!
وثالثاً پیامبر (ص)و مسلمانان ۱۳ سال در مکه زیر انواع ظلم وشکنجه بودند وهیچ حرکت دفاعی انجام ندادند و پیامبر اجازه هیچ جنگی به آنان نداد تا به امر الهی به مدینه هجرت کردندودر مدینه هر گاه مورد تجاوز دشمن قرار می گرفتند به دفاع از خویش پرداختند. واین دستور خداوند به پیامبر عظیم الشان (ص) است:
خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِینَ. [۴۷۱]
عفو پیشه کن و به نیکى فرمان ده و از نابخردان روى بگردان.
رسول خدا (ص) در برابر آن همه آزار و اذیت از خود، جز صبر و استقامت نشان نداد و در برابر زیاده‏روى‏ جاهلان جز بردبارى روا نداشت. وقتى در جنگ احد، دندان‏هاى حضرت را شکستند و چهره وى خون‏آلود شد و پیشانى‏اش شکافت، این صحنه بر بسیارى از اصحاب آن حضرت سخت گران آمد و برخى عرض کردند: «اى رسول خدا نفرینشان کن تا به لعنت الهى گرفتار شوند.» امّا پیامبر در پاسخ فرمود:
«إنّی لم أبعث لعّانا، و لکنّی بعثت داعیا و رحمه. اللّهمّ اهد قومی فإنّهم لا یعلمون.» [۴۷۲]
من برانگیخته نشده‏ام تا انسان‏ها را نفرین کنم، بلکه من براى دعوت [به حق‏] و رحمت برانگیخته شده‏ام. خدایا قوم مرا هدایت کن، زیرا که آن‏ها نمى‏فهمند.
صبر و استقامت پیامبر بر مشکلات رسالت و هدایت مردم سبب شگفتى است؛ خود در این باره فرموده است:
«ما أوذی أحد [مثل‏] ما أوذیت فی اللّه.» [۴۷۳]
هیچ کس آن‏چنان که من در راه خدا آزار دیدم، آزار ندید.
در نتیجه همین صبر و استقامت بود که آن حضرت توانست انسان‏ها را متحوّل سازد و آنان را از لجنزار جاهلیت رهایى بخشد.[۴۷۴]
۹/۲/۵-شبهه نهم: تفاوت بین سوره های مکی ومدنی در نرمی وخشونت!
ویلسون کش می نویسد؛ بررسی زندگی محمد ومتون قرآن نشان می دهد به تدریج که محمد به قدرت رسید، {العیاذ بالله} اصول وارزشهای انسانی واخلاقی او به ضعف گرایید، مسلمانان تحصیل کرده به این امر وقوف کامل دارند ومعتقدند سوره هایی که در مدینه نازل شده باید از قرآن حذف شود، سوره هایی که در مکه نازل شده، همه دلالت بر پند واندرز وآموزش اخلاقیات دارند سوره هایی که در مدینه نازل شده محمد راجنگجوی مبارزی معرفی می کنند که برای کسب قدرت، ستمگرانه دستور قتل و کشتار می دهد [۴۷۵]
پاسخ به شبهه:
” توماس آرنولد” که به امثال این گونه اظهار نظرها توجه دارد [۴۷۶]
به دو دسته از آیات قرآن (مکی ومدنی ) که روش های صلح جویانه را مطرح می کند اشاره می کند که مناسب است به برخی از آیاتی که در مدینه نازل شده، در پاسخ این مستشرق که می گوید: آیات مدنی دلالت بر جنگ وخونریزی دارد؛ اشاره نماییم:
در قبول دین، اکراهى نیست[۴۷۷]
اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید! و (از مخالفت فرمان او) بترسید! و اگر روى برگردانید، (مستحق مجازات خواهید بود و) بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگرى نیست (و این وظیفه را در برابر شما، انجام داده است[۴۷۸]
بگو: «خدا را اطاعت کنید، و از پیامبرش فرمان برید! و اگر سرپیچى نمایید، پیامبر مسئول اعمال خویش است و شما مسئول اعمال خود! امّا اگر از او اطاعت کنید، هدایت خواهید شد و بر پیامبر چیزى جز رساندن آشکار نیست!»[۴۷۹]
بگو: «اى مردم! من براى شما بیم‏دهنده آشکارى هستم![۴۸۰]
ولى بخاطر پیمان‏شکنى، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم و دلهاى آنان را سخت و سنگین نمودیم سخنان (خدا) را از موردش تحریف مى‏کنند و بخشى از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش کردند و هر زمان، از خیانتى (تازه) از آنها آگاه مى‏شوى، مگر عده کمى از آنان ولى از آنها درگذر و صرف نظر کن، که خداوند نیکوکاران را دوست مى‏دارد[۴۸۱]
لازم به ذکر است که شهید مطهری ( علیرغم سخن برخی از مستشرقین که می گویند آیات مکی سراسر پند وموعظه است ) در آثار خویش به دسته ای از آیات مکی اشاره می کند که در آنها از شدت عمل سخن به میان آمده است، مانند: [۴۸۲]: «سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطومِ» (به زودى بر بینى و خرطوم او علامت و داغ ننگ مى‏نهیم) [۴۸۳] ونیزدرسوره مبارکه والعادیات.
۱۰/۲/۵-شبهه دهم: تغییر شخصیت پیامبر(ص) در مکه و مدینه!
شبهه ای که برخی از مستشرقین (بیشتر مستشرقین یهودی وشاید اولین نفر گُلدزیهر و بعد نولدکه بوده)[۴۸۴] مطرح کردهاند که پیامبر- العیاذ باللَّه- در مکه یک شخصیت داشت و در مدینه یک شخصیت دیگر شد و بکلى روش خودش را عوض کرد. در مکه در چهره مسیح بود و مانند مسیح فقط دعوت مى‏کرد، حرف محبت‏آمیز
مى‏زد، به مدینه که مى‏آید یک گردش صد و هشتاد درجه‏اى مى‏کند، به شکل یک امپراطور و یک فرد مقتدر درمى‏آید، فرمان جهاد مى‏دهد، دیگر آن روش گذشته خودش را بکلى کنار مى‏گذارد. [۴۸۵]
پاسخ شبهه:
در پاسخ به این شبهه لازم است به چند نکته توجه داشته باشیم :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:27:00 ب.ظ ]




تئوری مدرن پرتفوی ، به سرمایه گذاران پیشنهاد می کند که از طریق ایجاد پرتفویی از سهام ،ریسک فوق العاده را حذف نمایند.مدل CAPM بر اساس تئوری پرتفوی ایجاد شده است و فرض می کند که تمام سرمایه گذاران پرتفوی تشکیل می دهند. بنابراین تنها ریسک سیستماتیک در فرایند قیمت گذاری لحاظ می شود و ریسک فوق العاده نادیده گرفته می شود و مدارک تجربی بیانگر این نکته است که سرمایه گذاران اغلب پرتفو های متنوع تشکیل نمی دهند. بنارتزی و تالر [۱۲] (۲۰۰۱) نشان دادند که علت عدم تشکیل پرتفو های متنوع ، هزینه های مبادلاتی می باشد.
پایان نامه ها
مالکین و زو[۱۳] (۱۹۹۷) براساس ریسک فوق العاده شرکت ها ، ده پرتفوی تشکیل داند.آنها دریافتند که در فاصله زمانی ۱۹۶۳ تا ۱۹۹۴، بازده میانگین سالانه ، متناسب با ریسک فوق العاده پرتفوی ها افزایش می یابد . بنابراین پرتفوی های با کمترین ریسک فوق العاده (۵% در ماه) بازده سالانه ای معادل ۱۲% داشتند، در حالی که پرتفوی های با بیشترین ریسک فوق العاده (۱۳% در ماه ) بازده سالانه ای معادل ۱۹% داشتند. (فروغی و نعل شکن، ۱۳۸۹) .
مدیران صندوق های سرمایه گذاری ، مدیران صندوق های بازنشستگی و دیگر سرمایه گذاران نهادی ، باید عملکرد سرمایه گذاری خود را به طور فصلی به هیات مدیره گزارش دهند.این گزارش معمولا بهترین و بدترین سهم های موجود در پرتفوی ها را مورد بررسی قرار می دهد.حتی اگرچه مدیران پرتفوی ها در مجموع عملکرد خوبی داشته باشند ولی برای این مدیران بسیار مشکل است که توضیح دهند چرا سهم هایی که ارزش آنها به شدت کاهش یافته است را خریداری و نگهداری نموده اند . هیات مدیره ، مدیران پرتفوی ها را مورد مواخذه قرار می دهند از آنها میخواهند توضیح دهند که چرا سهام شرکت هایی نظیر ورلد کام که ارزش خود را به شدت از دست داده اند را نگهداری کرده اند؟ مدیران به احتمال کم می پذیرند که عوامل فوق العاده نظیر دستکاری حساب ها ،کاهش غیره منتظره ظرفیت صنعت و غیره ،دلیل معتبری برای این اشتباهات سرمایه گذاری می باشند. بنابراین سهامی که به ریسک های فوق العاده اساسی، حساس می باشد صرف ریسک بالاتری را نیز می طلبد (مالکیل و زو ،۲۰۰۳).
بنابراین با نظارت مداوم هیات مدیره بر روند ریسک و بازده حاکم در بازار ، بازده و ارزش شرکت به طور روزافزون سیر صعودی خواهد داشت و عواملی که منجر به ایجاد تغییرات در ریسک فوق العاده و بازده های ناشی از آن می گردد با نظارت مداوم هیات مدیره و پاسخ خواهی آنها از مدیران مربوطه کنترل می شود، بنابراین عوامل فوق الذکر بر روی مدت تصدی هیات مدیره تاثیر گذار میباشد.
۲-۸ بازده
معمولا افراد مصرف کنونی را به مصرف درآینده ترجیح می دهند. بنابراین برای تشویق افراد در به تعویق انداختن مصرف فعلی می بایستی انتظار کسب پاداش از سرمایه گذاری را برای آنان ایجاد کرد. در واقع انتظار کسب بازده یا پاداش سرمایه گذاری موجب می شود تا سرمایه گذاران مصرف در آینده را به مصرف فعلی ترجیح دهند . اغلب از بازده در جهت معرفی بازده سرمایه گذاری در یک دارایی در طول یک دوره زمانی که به آن بازده دوره نگهداری می گویند استفاده می شود و آن عبارتست ازتغییرات قیمت و جریانات نقدی حاصل از آن دارایی طی دوره سرمایه گذاری. این میزان تغییرات را بر حسب درصد بیان می کنند که نشان دهنده درصدی از مبلغ سرمایه گذاری است و به آن نرخ بازده سرمایه گذاری می گویند . نرخ بازده عامل بسیار مهمی در تصمیم گیری های مالی جهت انجام سرمایه گذاری ها به شمار می رود.
تئوریسینهای مالی عقیده بر این دارند که قیمت دارائیها در قبال رخدادهای اقتصادی عکس العمل نشان میدهند وتجربیات نیز از این دیدگاه حمایت می کند اما یک تئوری قانع کننده ای که بر پایه آن بتوان روابط بین بازارهای مالی و اقتصاد کلان را کاملاً در یک جهت مشخص خواند، وجود ندارد. با وجود این قیمت سهام معمولاً در مقابل عوامل خارجی واکنش نشان میدهد حتی با وجود اینکه آنها ممکن است بازخوری از دیگر متغیرها باشند واضح است که تمامی متغیرهای اقتصادی در نهایت درون زا هستند. فقط عوامل طبیعی از قبیل زلزله، آتشفشان و نظایرآن، به دنیای اقتصاد کاملاً برون زا هستند و چون اینها فراتر از حیطه توانائی های ماست از پرداختن به آن خودداری نموده و فقط به متغیرهای کاملاٌ اقتصادی اکتفا می نمائیم.
عکس مرتبط با اقتصاد
در ذیل به اختصار تئوری های مربوط به بازده سهام تشریح می گردد:
تئوری انتظارات
قیمت سهام معمولا تًجلی کننده انتظارات سهامداران و سرمایه گذاران در بازارهای اوراق بهادار است. بطوری که هر تصمیم و واقعیتی در مورد شرکتها روی دهد که با انتظارات سرمایه گذاران مغایر باشد، روی قیمت سهام نیز تاثیر می گذارد. بعبارت دیگر اگر این خلاف انتظار جنبه مثبت داشته باشد بر قیمتها اثر مثبت میگذارد. برای مثال در صورتی که سرمایه گذاران انتظار رشد ۵ درصد در سود یک سهم را داشته باشند ولی اطلاعاتی دریافت گردد که این رشد بیش از پنج درصد خواهد شد، همین مساله موجب افزایش قیمت آن سهام می گردد و اگر خلاف انتظار جنبه منفی داشته باشد بر قیمت ها اثر منفی می گذارد.
تئوری سنتی قیمت سهام
براساس این تئوری عامل اصلی نوسانات، مربوط به تغییر عایدی درآمد شرکت میباشد. این تئوری در واقع بر این عقیده است که قیمت یک سهم تابعی از ارزش فعلی سود تقسیمی آتی می باشد.
تئوری اعتماد
بر اساس این تئوری عامل اصلی در تغییرات نوسانات ق
یمت سهام، افزایش یا کاهش اعتماد سرمایه گذاران و دلان به آینده قیمت سهام، عایدی هر سهم و سود تقسیمی میباشد.براساس این تئوری جو روانی بازار در توجیه قیمت سهام نسبت به تجزیه و تحلیل های مبتنی بر آمار و ارقام از ارجحیت بیشتری برخوردار می باشد.
تئوری بازار کارا
بازارکارا به بازاری اطلاق می گردد که در آن قیمتهای اوراق بهادار بسرعت نسبت به اطلاعات جدید تعدیل می گردند. بعبارت دیگر اطلاعات جهت تعیین قیمت مورد استفاده قرار گرفته و به سرمایه گذار اطمینان میدهند که اوراق بهادار موردنظر به اندازه قیمت بازاری خود دارای ارزش است. یا بعبارتی دیگر در یک بازارکارا، اطلاعات مالی به سرعت در بازارهای مالی انتشار مییابد و فوراً بر قیمت اوراق بهادار تاثیر می کند.
۲-۸-۱ بازده سیستماتیک
در یک بازار متعارف که در آن عوامل بازار واجد اطلاعات می باشند، بازده بالا همواره ریسک بالاتری را نیز به دنبال خواهد داشت . این موضوع موجب می شود که همواره تصمیم گیری جهت سرمایه گذاری بر اساس روابط میان ریسک و بازده صورت گیرد و یک سرمایه گذار همواره دو فاکتور ریسک و بازده را در تجزیه و تحلیل و مدیریت سبد سرمایه گذاری های خود مدنظرقرار دهد (فروغی و نعل شکن، ۱۳۸۹) .
بازده سیستماتیک تابعی از ریسک سیستماتیک می باشد .یعنی با توجه به متغییرهای کلان اقتصادی حاکم در جامعه بازده سیستماتیک نیز برآورد میشود. آبوگری (۲۰۰۶) در تحقیق خود رابطه بین متغییرهای کلان اقتصادی و بازده را در بازار نوظهور ۴ کشور آمریکای لاتین مورد بررسی قرار داد. نکته برجسته در بازارهای نوظهور ،حساسیت بیشترآنها به متغییرهای اقتصادی با بیشتر بازارهای توسعه یافته است.آن ها نشان دادند که کلیه متغییرهای کلان اقتصادی مانند نرخ ارز، نرخ بهره، بهره وری صنعتی و عرضه پول به طور معناداری با بازده بازارها مرتبط هستند(شهر آبادی و بالسینی ،۱۳۹۱). بنابراین بازده متواتر از ریسک سیستماتیک میتواند به عنوان بازده نشان دهنده عوامل خارج از کنترل هیات مدیره مورد توجه قرار گیرد.
Efficiency بهره وری
۲-۸-۲ بازده فوق العاده
در اینجا موضوعی که دارای اهمیت است موضوع محاسبه بازده فوق العاده سهام است که بیش از هر چیز دیگر به وجود یک بازار فعال ، پرتحرک و کارا متکی است، بازاری که معاملات سهام شرکت ها بی وقفه در آن جریان دارد و نسبت به اطلاعات حساس است و واکنش نشان می دهد . در ادامه با توجه به وضعیت خاص بازار اوراق بهادار به روش های مختلف بازده فوق العاده پرداخته می شود .
الف ) مدل بازار
۱-استفاده از مدل بازار با آلفا و بتا مستقل برای هر شرکت : معمول ترین روش تعیین بازده فوق العاده سهام شرکت ها استفاده از مدل شناخته شده بازار است که درآن بین بازده سهام یک شرکت و بازده مجموعه اوراق بهادار بازار (پرتفوی) یک رابطه رگرسیونی برقرار می شود و با بدست آوردن ضرایب آلفا و بتا رگرسیون ، براساس اطلاعات گذشته ، تخمینی از بازده موردانتظار آینده سهام شرکت متناسب با بازده بازار بدست می آید .به منظور محاسبه بازده یک شرکت از مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای (CAPM) استفاده می شود . این مدل دارای دو پارامتر اساسی (ریسک و بازده ) بوده و از قدرت پیش بینی پذیری بالایی برخوردار است . مدل مزبور در بازار سرمایه بسیار کارا که در آن ، محدودیت در سرمایه گذاری نباشد ، سرمایه گذاران کاملا آگاه ، هزینه داد و ستد مالی صفر ، انتظارات سرمایه گذاران نسبت به ریسک و بازده مشابه ، نرخ بهره به منظور قرض دادن یا قرض گرفتن صفر یا نزدیک به صفر وسرمایه گذار بزرگی که بتواند در قیمت سهام تاثیر بگذارد وجود نداشته باشد ، کاربرد دارد . البته مدل مذکور به دلیل ناکارآمدی بازار ، مشکل بودن انتخاب شاخص و افق زمانی مناسب به منظور تخمین بتا و اینکه ترکیب پرتفوی واقعی بازار ناشناخته است در عمل قابل به کارگیری نمی باشد .
۲- استفاده از مدل بازار با آلفا و بتا نمونه : اگرچه روش بیان شده در بند اول شناخته شده ترین روش اندازه گیری بازده فوق العاده است ، اما می توان روش دیگری را نیز مورد استفاده قرار داد و آن استفاده از مجموعه اطلاعات ماهانه شرکت ها برای یافتن آلفا و بتا دقیق تر برای شرکت های نمونه و تشکیل مدل بازده مورد انتظار هر شرکت برای تک تک شرکت های عضو نمونه است.
با همین مدل ، بازده مورد انتظار ماهانه هر شرکت محاسبه وتفاضل آن با بازده واقعی شرکت ، بازده فوق العاده شرکت تلقی می شود (هیگنز و بکمن،۲۰۰۶).
۳- استفاده از تفاضل بازده شرکت و بازده بازار : یکی دیگر از شیوه های تعیین بازده فوق العاده استفاده از تفاضل بازده شرکت و بازده بازار و تلقی آن به عنوان بازده فوق العاده است . در این روش عملا با از دست دادن آلفا ومساوی یک قرار دادن بتا به شکلی ساده تر تبدیل شده است . با بهره گرفتن از این مدل که در برخی پژوهش های مبتنی بر بازده سهام مورد استفاده قرار گرفته است ، می توان تفاضل بازده بازار با بازده واقعی شرکت را مقایسه و تفاضل حاصله را بازده فوق العاده آن شرکت تلقی کرد .
با توجه به اینکه دو روش قبل(ا و ۲ ) بر پایه مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای می باشد و مفروضات مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای در عمل قابل اجرا نیست معمولا از این روش استفاده می شود (رضایی و حیدرزاده ،۱۳۹۲).
ب( مدل سه عامله فاما و فرنچ[۱۴]
د
ر سال ۱۹۹۳ ، فاما و فرنچ عوامل مرتبط با ویژگی های شرکت مانند اندازه ، ارزش دفتری به ارزش بازارسهام ، اهرم و… را بر بازده سهام بررسی کردند . براساس آن تحقیق ، مدل سه عامله را برای توضیح بازده سهام ارائه کردند.این عوامل شامل :
مازاد بازده موردانتظار از پرتفوی بازار نسبت به نرخ بازده بدون ریسک (عامل بازار)
۲- اختلاف بین بازده پرتفوی های متشکل از سهام شرکت های بزرگ و پرتفوی های متشکل از سهام شرکت های کوچک (عامل اندازه)
۳- اختلاف بین بازده پرتفوی های متشکل از سهام شرکتهای سرمایه پذیر بالا و سرمایه پذیر پایین( عامل نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار ) .
ج ( نظریه قیمت گذاری آربیتراژ :
راس ، وستر فیلد و جف (۱۹۹۵) مدل منطقی نظریه قیمت گذاری آربیتراژ را ارائه کردند . براساس این نظریه، نرخ بازده هر دارایی در بازار مالی از دو بخش تشکیل شده است:
بخشی مربوط به بازده مورد انتظار
بخشی دیگر مربوط به بازده غیر قابل انتظار یا عدم اطمینان می باشد.
اخبار و اطلاعات می تواند شامل بخش های قابل انتظار و یا بخش های غیرقابل انتظار و غافلگیرانه باشد که بازده مورد انتظار سهامداران براساس بخش اول اخبار و اطلاعات محاسبه می شود. اخبار و اطلاعات غافلگیرانه نیز بر روی بازده غیرقابل انتظار سهام تاثیر دارد . نرخ بازده غیر قابل انتظار نیز از دو منبع ریسک تشکیل شده است :
۱- ریسک سیستماتیک ،که تقریباًهمه سهام ها را در بر می گیرد و ممکن است در برخی موارد تاثیر کم یا زیادی داشته باشد .

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:27:00 ب.ظ ]




 

 

میانگین پنل

 

۳٫۴۳

 

۳٫۵۸

 

۳٫۱۱

 

۳٫۸۱

 

۳٫۴۸

 

۰٫۲۹

 

 

 

میانگین برای آیتم ۱۳ در بین پنلها، از ۴٫۰۷ در دور دوم، به ۳٫۸۹ در دور سوم کاهش یافت.
دلیل این مورد اینست که پنلهای ۳،۲ و ۴ رتبهی میانگینشان را در دور سوم کاهش دادند. در حالی که پنل ۱، آن را افزایش داد.

آیتم ۳: “داشتن یک کامپیوتر برای هر دانش آموز “در بین دور دوم و سوم، هم در میانگین میانگینها و هم در انحراف معیار افزایش داشته است. میانگین آن به طور جزیی از ۱۰/۳ در دور دوم به ۳٫۱۵ در دور سوم افزایش یافته و انحراف معیار آن ۰٫۴۱ در دور دوم به ۰٫۵۴ در دور سوم رسیده است. دلیل آن این حقیقت است که میانگین میانگینهای آن برای پنلهای ۱ و ۲، به طور متوسط ۰٫۵۶ افزایش یافته ولی برای پنلهای ۳ و ۴، به طور متوسط ۰٫۴۷ کاهش یافته است.
آیتم۳۱: “فراهم کردن یک محیط مدرسهی امن با دسترسی به محتویهای مناسب و معتبر به صورت آنلاین"، در میانگین میانگیناش با ۳٫۹۳ در دور دوم به ۳٫۴۰ در دور سوم، افزایش نشان داده است. هر ۴ پنل مقدار میانگینشان را در دور سوم، کاهش دادهاند که در میان آنها، پنل ۲، با ۱٫۱۷ بیشترین کاهش را داشته است.
این مطالعه در شناسایی و اجماع نظرات بر روی کاربردها و نیازهای استفاده از تکنولوژی در دبیرستان موفق عمل کرده است. اجماع نظرها بر روی ۳۱ موضوع از ۳۳ آیتم بدست آمدند. در نهایت یک تحلیل محتوی انجام شد تا زمینهای که از آن این کارکردها گرفته شده بودند، کشف شود. ما به طور مستقل هر ۳۳ کاربرد را بازبینی کردیم و آنها را در دسته های خاص مرتبط با مدرسه، دستهبندی نمودیم. وقتی که طبقهبندیها و کاربردهایی را که به این دسته ها نسبت داده شده بود تعریف کردیم، ۳۳ کاربرد تولید شده در دور اول به صورت دسته های زیر ارائه شد:
ارتباط و پشتیبانی اجتماعی
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
دسترسی
تحقیق و سیاست
توسعه ی حرفهای
برنامه ریزی تحصیلی
فرهنگ مدرسه
ارتباط و پشتیبانی اجتماعی: ۶ آیتم (۱۹،۱۳،۱۲،۱۱،۵و۲۷) در این زمینه قرار میگیرند. تمام آیتمها در این زمینه، در انتهای دور دوم، استاندارد اجماع را داشتند. آیتم با بالاترین میانگین در بین میانگینها در این زمینه، آیتم ۱۳ بود. “پشتیبانی والدین و درگیر شدن آنها از طریق ارتباطات مؤثر". پنل سرپرستان، پس از آن سیاست گذاران، آموزگاران و محققان به ترتیب به آیتم ۱۳ بالاترین امتیاز را دادند.
آیتم ۲۷: “ایجاد فرصتهای بیشتر برای دانشآموزان جهت یادگیری استفاده از تکنولوژی در خارج از مدرسه” پایینترین میانگین را در بین میانگینها داشته است. یک شرکت کننده از پنل محققان (۳) بیان کرده است که اینکار ساده نیست در حالی که محقق دیگری گفته که دانش آموزان دبیرستانی در حال حاضر همین کار را به صورت طبیعی از طریق مکانهای آموزشی، کافی نت ها، نمایشگاهها و دیگر انواع مکانهایی که عموم مردم دسترسی به آموزش دارند، انجام میدهند.”
یک شرکت کننده از پنل مدیران و سرپرستان بیان کرده که «از آنجایی که طبق آماری که وی از سایت های خبری بدست آورده بود، دانش آموزان فقط ۰٫۰۸ از مهارتهای تکنولوژیکی خود را از مدرسه یاد میگیرند به نظر میرسد که ما نیاز داریم فرصتهای بهتری را در خارج از مدرسه فراهم کنیم.» (جدول۴-۹)
جدول ۴-۹: آیتمهای حمایت و ارتباط اجتماعی

 

 

شماره

 

 

 

 

 

۵

 

هماهنگی با مراکز تکنولوژی ارتباطی و برنامه های فوق مدرسه

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:27:00 ب.ظ ]




    • مزایای یادگیری: برندآگاهی به شکلگیری تداعی برند[۱۸۷] در ذهن مصرفکننده جهت ایجاد تصویر برند کمک میکند. نخستین گام در ایجاد تصویر برند و به طور کلیتر، ارزش ویژه برند، ثبت نام برند در ذهن مصرفکننده است. طبق مدل حافظهی شبکهای ارتباطی، ابتدا میباید یک گره برند در حافظه ایجاد شود و این گره میتواند به عنوان مبنایی باشد که یادگیری و به خاطرسپاری خصوصیات و تداعیهای دیگر برند را آسانتر میکند.

 

  • مزایای توجهی: افزایش برندآگاهی سبب میشود که احتمال اینکه یک برند عضوی از مجموعهی مورد توجه مصرفکننده[۱۸۸] باشد بالا برود. پژوهشهای بسیاری نشان داده است که مصرفکنندهها به ندرت فقط به یک برند وفادار میمانند. ولی در عوض به مجموعهی خاصی از برندها وفادارند.

 

  • مزایای گزینشی: مزیت سوم برندآگاهی این است که میتواند بر انتخابهایی که از مجموعه‌ی مورد توجه مصرفکننده انجام میشود تأثیر بگذارد. برای ایجاد برندآگاهی میتوان از طریق مواجهکردن مکرر مصرفکننده با برند و افزایش آشنایی مصرفکننده با برند، بخش تشخیص برند را قویتر کرد.

 

 

– تصویر برند[۱۸۹]
تصویر برند، یکی از مفاهیم مهم بازاریابی محسوب میشود. اگرچه مدیران بازاریابی در رابطه با نحوهی اندازه گیری آن دارای نظر واحدی نیستند، ولی یک دیدگاه جامعه پذیرفته شده این است که تصویر برند،- بنا بر مدل حافظهی شبکهای ارتباطی- همان ادراک مصرفکنندگان در ارتباط با یک برند است که در قالب تداعیهای برند در ذهن مشتری انعکاس مییابد. لازمهی ایجاد یک تصویر برند مطلوب، برنامههای بازاریابی است که تداعیهای منحصر به فرد، جذاب و قوی از برند در ذهن مصرفکنندگان ایجاد کند. مصرفکنندگان این تداعیها را علاوه بر تأثیرپذیری از فعالیتهای بازاریابی، از طرق دیگری نیز در ذهن خود شکل میدهند. روش هایی مانند تجربه مستقیم؛ روش دهان به دهان؛ قضاوتهای مصرفکنندگان؛ نام برند؛ لوگو؛ و یا از طریق آشنایی با شرکت، کشور مربوطه، کانال توزیع، شخص، مکان یا رخدادهای خاص (کلر، ۲۰۰۸، ص ۵۶).
۳-۷-۱-۲مدل ارزیابی دارایی برند[۱۹۰]
آژانس تبلیغاتی یانگ و رابیکم (Y&R) [۱۹۱]، مدل ارزیاب دارایی برند را جهت سنجش ارزش ویژه برند ایجاد کرد. این مدل با بررسی حدود ۲۰۰،۰۰۰ مشتری در ۴۰ کشور، معیارهای مقایسهای ارزش ویژه برند را برای هزاران برند در صدها گروه متفاوت محصول ارائه میدهد. بر طبق این مدل، چهار بخش (رکن) اصلی برای ارزش ویژه برند وجود دارد (سایر مفاهیم از ترکیب این ارکان همانطور که در ادامه میآید ایجاد میشوند) (کاتلر و کلر، ۲۰۰۷، ص ۲۷۸ و آکر، ۱۹۹۶، ص ۳۰۴):

 

 

    • تمایز[۱۹۲]: میزان متفاوت دیده شدن برند از سایر برندها را اندازهگیر میکند.

 

    • رابطه[۱۹۳]: گستره تمایل و گرایش به برند را مشخص میکند. اینکه آیا برند رابطه شخصی با مخاطب دارد؟، آیا برای او دارای معنای خاصی است؟ و اینکه آیا به شخصه برای مخاطب مناسب است؟

 

    • احترام[۱۹۴]: میزان مورد توجه و احترام بودنِ برند را اندازه گیری میکند.

 

  • دانش[۱۹۵]: میزان آشنایی و نزدیکی مصرفکنندگان با برند و اینکه برند چه چیزی را ارائه می‌دهد اندازه گیری میکند.

 

شماتیک اولیه مدل برند دینامیک یانگ و رابیکم در شکل ۲-۸ آمده است (آکر، ۱۹۹۶، ص ۳۰۶).
تمایز
رابطه
احترام
دانش
شکل۲-۸مدل برند دینامیک یانگ و رابیکم (آکر، ۱۹۹۶، ص ۳۰۶)
در این مدل، تمایز و رابطه با هم ترکیب شده و قدرت برند[۱۹۶] را نشان میدهد. این دو رکن، اشاره به ارزش آتی برند دارد، نه ارزش گذشته برند. ترکیب احترام و دانش با هم، منزلت برند[۱۹۷] را مشخص میکند که بیشتر مانند گزارشی از عملکرد گذشته برند است (کاتلر و کلر، ۲۰۰۷، ص ۲۷۹).
بررسی و سنجش روابط بین چهار بُعد این مدل، اطلاعات زیادی از وضعیت کنونی و آینده برند در اختیار میگذارد. قدرت و منزلت برند میتواند در یک نمودار با یکدیگر ترکیب شده و مراحل سیکل توسعه برند را مشخص کند. برندهای جدید درست پس از شروع به کار، سطح پایینی از هر چهار بُعد این مدل را نشان میدهند. در برندهای قوی جدید، بُعد تمایز معمولاً سطح بالاتری نسبت به بُعد رابطه، اختیار میکند؛ این در حالی است که دو بُعد احترام و دانش در سطح پایینی قرار دارند. برندهای رهبر، سطح بالایی از هر چهار بُعد را به نمایش میگذارند. در نهایت، برندهای در حال رکود، از سطح بالایی از دانش- شاهدی برعملکرد گذشته-، سطح پایینی از احترام و حتی سطح پایینی از رابطه و تمایز برخوردارند (کاتلر و کلر، ۲۰۰۷، ص ۲۷۹).
۴-۷-۱-۲ مدل ایکویترند [۱۹۸]
این مدل که توسط توتال ریسرچ[۱۹۹] ایجاد شده، تفاوت و تقابل جالبی با مدل ارزیاب دارائی برند دارد. در این مدل از مجموعه کوچکی از پرسشهای سادهتر و در عین حال قویتری استفاده میشود. پژوهش سالانه مربوط به این مدل در آغاز با ۲۰۰۰ پاسخگو و در رابطه با ۱۳۳ برند انجام شد و در سال ۱۹۹۵ به ۷۰۰ برند در ۱۰۰ گروه محصول رسید. این روش بر مبنای سه معیار مختلف دارائی برند استوار است. نخستین دارائی، برجستگی برند[۲۰۰] است، یعنی درصدی از مخاطبان که درباره برند دارای یک عقیده هستند. دومین دارائی، کیفیت ادراک شده است و قلب این مدل محسوب میشود. زیرا که طبق یافته های توتال ریسرچ، کیفیت ادراک شده به میزان بسیار زیادی با دوست داشتن برند، اعتماد به برند، افتخار به داشتن برند و تمایل به توصیه برند به دیگران ارتباط دارد. این معیار،
متوسط رتبهای کیفیت است که مخاطبانی که دارای عقیدهای نسبت به برند بودهاند (دارائی نخست)، از امتیاز ۱ تا ۱۱ به برند دادهاند. سومین دارائی، رضایت استفاده کننده[۲۰۱] است. این معیار، متوسط رتبه‌های کیفیت است که مخاطبانی که از برند در بیشتر اوقات استفاده میکنند به برند دادهاند. این سه دارائی و معیار در هم ادغام شده و ارزش ویژه برند را شکل میدهند (آکر، ۱۹۹۶، ص ۳۰۹).
۵-۷-۱-۲مدل اینتربرند[۲۰۲]
اینتربرند، شرکت انگلیسی مشاوره برندینگ، از رویکردی بسیار متفاوت جهت شناسایی بهترین برندهای دنیا استفاده کرد. در این مدل، در آغاز، پانصد برند براساس ۷ معیار مورد بررسی قرارگرفتند (آکر، ۱۹۹۶، ص ۳۱۳):

 

 

    1. رهبری[۲۰۳]: برندی که رهبری بخشی از بازار را به عهده دارد، از برندهای دوم، سوم و قویتر و دارای ثبات بالاتری است. این معیار، صرفه جوئی در مقیاس برای فرایندهای ارتباطات و توزیع برای برند رهبر را به دنبال دارد و همچنین مشکلاتی که رقبا در توزیع و ارتباطات و فرسایش قیمتی با آن مواجه هستند را انعکاس میدهد.

 

    1. ثبات[۲۰۴]: برندهایی با عمر طولانی با هویتهایی که تبدیل به بافتی از بازار شده و حتی تبدیل به فرهنگ بازار شده است، دارای ارزش قدرت هستند.

 

    1. بازار: برندها زمانی که در بازاری هستند که آن بازار دارای سطح فروش افزایشی و یا ثابت است و یا دارای ساختار قیمتی است که شرکتهای موفق میتوانند در آن فعالیت کنند، دارای ارزش بالاتری هستند.

 

    1. حوزهی بین المللی: برندهایی که به صورت بین المللی فعالیت میکنند و نه محلی دارای ارزش بالاتری هستند، این امر تا حدی به علت صرفهجویی در مقیاس است. عموما، هرچه که گستره یک برند وسیعتر باشد ارزش آن بالاتر است.

 

    1. روند: روند بلندمدت یک برند در زمینه فروش میتواند امکان موفقیت آتی را پیشبینی کند. یک برند سالم و در حال رشد بیانگر این است که این برند همزمان با مصرفکنندگان و در ارتباط با آنها باقی میماند.

 

    1. پشتیبانی: برندهایی که دارای سرمایهگذاریهای مداوم بوده و مورد پشتیبانی قرار گرفتهاند از دیگر برندها قویتر بودهاند. با این حال، در کنار سطح پشتیبانی از برند، کیفیت پشتیبانی نیز باید درنظرگرفته شود.

 

  1. محافظت: قدرت و گستره محافظت قانونی از علامت تجاری برند نیز برای قدرت برند مهم است.

 

۶-۷-۱-۲مدل برندز[۲۰۵]
میلوارد برون[۲۰۶]، مشاور پژوهشهای بازاریابی، مدل برندز- مدلی برای قدرت برند- ارائه داد. طبق این مدل، ساختن برند مستلزم پیمودن مراحلی پشت سر هم است. لازمه شروع یک مرحله، اجرای درست مرحلهی قبلی است. این مراحل به صورت خلاصه در زیر آمدهاند (کاتلر و کلر، ۲۰۰۷، ص۲۸۰).

 

 

    • وجود (هستی و موجودیت): آیا من درباره آن برند چیزی میدانم؟

 

    • رابطه: آیا آنچه میخواهم به من ارائه میدهد و در مجموعه محصولات مورد توجه من است؟

 

    • عملکرد: آیا عملکرد محصولی قابل قبول ارائه میدهد؟

 

  • مزیت: آیا آن برند چیزی بهتر از سایرین به من پیشنهاد میدهد؟

 

پژوهشها نشان داده است که مصرفکنندگان مستحکم- یعنی آنهایی که در رأس هرم قراردارند- روابط قویتری با برند ایجاد میکنند و هزینه بیشتری نسبت به سایر گروه های مصرفکننده در سطوح پایینتر هرم به برند اختصاص میدهند. با این وجود، بیشتر مصرفکنندگان در سطوح پایینتر هرم قراردارند. چالش مدیران بازاریابی، تنظیم فعالیتها و برنامههایی است که مصرفکنندگان را به سمت سطوح بالای هرم سوق دهد (کاتلر و کلر، ۲۰۰۷، ص ۲۸۰).
برندز مدل معتبری است که برای رتبه بندی ارزش ویژه برندهای موجود در دنیا استفاده میشود و هر ساله شرکت میلوارد برون با ارائه گزارشی، اسامی ۱۰۰ برند برتر دنیا را معرفی میکند. این مدل از یک رویکرد اقتصادی پیروی میکند و روش مورد استفاده چیزی شبیه کاری است که حسابدارها و یا آنالیستها انجام میدهندو در این رتبه بندی، اساس ارزش برند ارزش درونی آن و برگرفته از توانایی آن برای ایجاد تقاضاست. در این روش، از دو منبع عقاید مشتریان و عملکرد مالی جهت ارزش‌گذاری و رتبه بندی استفاده میشود. بیش از یک میلیون مصرفکننده و مشتریِ B-B[207] در ۳۱ کشور جهان راجع به هزاران برند عقیده خود را ابراز میدارند. از طرف دیگر، داده های مالی، از طریق بلومبرگ[۲۰۸]، گزارشهای تحلیلگران، گزارشهای دیتامانیتور[۲۰۹] و فایلهای اطلاعاتی شرکتها و بخش‌های قانونی به دست میآید (میلوارد برون، ۲۰۰۹، ص۱۲).
عکس مرتبط با اقتصاد
۷-۷-۱-۲مدل رزونانس (طنین) برند[۲۱۰]
این مدل توسط کوین لین کلر ارائه شده است. این مدل، مانند مدل برندز ساختن برند را مرحلهای و پلکانی میداند. به این صورت که از پایین به بالا مراحل زیر میباید طی شود (کلر، ۲۰۰۸، ص۲۸۰):

 

 

    1. اطمینان از شناخته شدن برند توسط مشتریان و ایجاد تداعی و ارتباط برند در ذهن مشتریان با سطح کلاس خاصی از محصول و یا با نیاز مشتریان.

 

    1. ایجاد تدریجی کلیتی از مفهوم برند در ذهن مشتریان با بهره گرفتن از مرتبط کردن تعدادی از تداعیهای قابل لمس برند با تداعیهای غیرقابل لمس.

 

    1. تلاش در ایجاد پاسخهای مطلوب مشتری در مورد برند در هنگام قضاوت و بروز احساسات در رابطه با برند.

 

  1. سعی در تغییر پاسخها و واکنشها به برند در جهت ایجاد وفاداری عمیق و فعال مشتریان.

 

اجرای این چهار مرحله، مستلزم ساختن شش سنگ بنای مهم برند در ارتباط با مشتریان است.
این شش سنگ بنا میتواند در قالب یک هرم برند شکل بگیرد (طبق شکل ۲-۹). این مدل، دوگونه بنیان و ریشه را برای برند در نظر میگیرد- بنیان منطقی برای ساختن برند که در سمت چپ هرم قراردارد و بنیان احساسی که در سمت راست هرم قرار میگیرد. خلق ارزش ویژه برند مستلزم رسیدن به نوک هرم است و این زمانی اتفاق میافتد که سنگ بناهای مناسب هرم در کنار یکدیگر قرارگیرند. شش سنگ بنای این هرم عبارتند از (کلر، ۲۰۰۸، ص ۲۸۰):

 

 

    • برجستگی برند[۲۱۱]: هرچند وقت یکبار و با چه سختی و یا آسانی، در شرایط مختلف خرید و مصرف، برند به خاطر آورده میشود؟

 

    • عملکرد برند[۲۱۲]: چگونه محصول یا خدمت نیازهای کارکردی و عملکردی مشتریان را برآورده میسازد؟

 

        • تصویرسازی برند[۲۱۳]: مرتبط است با دارائی بیرونی محصول یا خدمت، مشتمل است بر راه‌هایی که برند در جهت برآوردن نیازهای اجتماعی و روانشناختی مشتریان طی میکند.

       تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

    • قضاوتهای برند[۲۱۴]: برعقاید و ارزیابیهای شخصی مشتریان تمرکز دارد.

 

    • احساس برند[۲۱۵]: پاسخها و واکنشهای احساسی مشتریان در قبال برند.

 

  • رزونانس برند: به ماهیت رابطهای که مشتریان با برند دارند و همچنین میزانی که مشتریان احساس همراهی و همپایی با برند میکنند برمیگردد. رزونانس، عمق رابطه درونی و روانی که مشتریان با برند دارند و همچنین فعالیتی که ناشی از این وفاداری میشود را دربرمیگیرد

 

رینولدز و فیلیپس[۲۱۶] (۲۰۰۵)، پنج مدل مشهور را برای اندازه‌گیری ارزش ویژه برند معرفی می‌کنند که عبارتند از: مدل اینتربرند،[۲۱۷] مدل ایکویترند،[۲۱۸] مدل یو و آر[۲۱۹] مدل کلر و مدل ۱۰ آکر.
مدل برند رینولدز و فیلیپس ابزار مناسبی برای مقایسه کلی این پنج مدل فراهم می‌کند:
مدل برند رینولدز و فیلیپس (۲۰۰۵)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:26:00 ب.ظ ]




86.23

نظر به اینکه برای ابراز قابلیت اعتماد در یک پرسشنامه ضروری است آلفای کرونباخ آن بیشتر 7. باشد ، پژوهش حاضر در سطح قابل توجهی از قابلیت اعتماد برخوردار است .

5-2- روائي(اعتبار):
مفهوم روايي يا اعتبار به اين سوال پاسخ مي دهد كه ابزار اندازه گيري تا چه حد خصيصه موردنظر را مي سنجد. بدون آگاهي از اعتبار ابزار اندازه گيري نمي توان به دقت داده هاي حاصل از آن اطمينان داشت. روشهاي متعددي براي تعيين اعتبار ابزار اندازه گيري وجود دارد كه دراينجا از اعتبار محتوا بهره گرفته شده است.
مقصود ان است که اگر ابزار اندازه گيري را در يک فاصله زماني کوتاه چندين بار و به گروه واحدي از افراد بدهيم،نتايج حاصل نزديک به هم باشد.
در بحث روایی نیز علاوه بر اخذ نظر و تأیید اساتید گرانقدر راهنما و مشاور ، پرسشنامه مذکور به 3 نفر از اساتید دانشکده مدیریت دانشگاه امام حسین (علیه السلام) ارائه و نظر تأییدی و اصلاحات جزئی پیشنهادی ایشان نیز لحاظ گردید .
6-1-قلمروي مکاني تحقيق:
قلمروي مکاني اين پژوهش ادارت کل شهر همدان بوده است.
6-2-قلمروي زماني تحقيق:
قلمروي زماني اين پژوهش از اواسط بهمن 90 تا اواخر خرداد 91 مي باشد.
6-3-جامعه اماري:
جامعه آماری به کل گروه افراد، وقایع یا چیزهایی اشاره دارد که محقق می خواهد به تحقیق درباره آنها بپردازد. (سکاران، 249،ص1385) جامعه آماری در این پژوهش کلیه مدیران ادارت کل دولتی استان همدان برای بررسی خودمدیریتی و کارمندان شاغل در این ادارات برای بررسی سلامت سازمانی ادارات مربوطه می باشند . به این منظور جامعه آماری مورد پژوهش به میزان 58 اداره کل و 15553نفر کارکنان شاغل در این ادارات خواهد بود .
6-4-نمونه اماري و روش نمونه برداری :
نمونه عبارت است از مجموعه اي از نشانه ها که از يک قسمت ،يک گروه يا جامعه اي بزرگتر انتخاب مي شود، بطوريکه اين مجموعه معرف کيفيات و ويژگيهاي آن قسمت،گروه يا جامعه بزرگتر باشد و معمولا ان را با “n” نشان مي دهند.(خاکي،1379،ص 250)
پژوهشگران غالباً توانایی اجرای پژوهش به کل اعضای جامعه را ندارند. به همین دلیل پژوهش خود را به نمونه کوچکی محدود میکنند. (دلاور، 117ص1384) گروه نمونه مجموعه کوچکی از جامعه آماری است مشتمل بر برخی از اعضاء که از جامعه آماری انتخاب شده اند. (سکاران، 295،ص1385)
در این تحقیق از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شده است.
نمونه برداری جامعه در دسترس شامل جمع آوری اطلاعات از اعضای جامعه ای است که برای دست یابی به اطلاعات آن به سادگی در دسترس می باشند. (همان منبع، 309)
6-5-تعيين حجم نمونه :
با توجه به این موضوع که جامعه آماری این تحقیق كليه کارکنان شاغل در ادارات کل استان همدان می باشند لذا جامعه اماری نامحدود فرض می شود و بر طبق فرمول نمونه گیری از جامعه نامحدود ، حجم نمونه حساب می گردد. (سرمدوديگران،1379،ص 187)
محاسبه حجم نمونه از طریق فرمول کوکران:
برای تعیین حجم نمونه ساده ترین روش استفاده از فرمول کوکران می باشد.
اگر حجم جامعه مشخص باشد خواهیم داشت:
N= حجم جامعه آماری
n= حجم نمونه
Z= مقدار متغیر نرمال واحد استاندارد، که در سطح اطمینان 95 درصد برابر 1.96 می باشد
P=مقدار نسبت صفت موجود در جامعه است. اگر در اختیار نباشد می توان آن را 0/5 درنظر گرفت. در این حالت نقدار واریانس به حداکثر مقدار خود می رسد.
q= درصد افرادی که فاقد آن صفت در جامعه هستند (q =1-p)
d= مقدار اشتباه مجاز
در این صورت بر اساس محاسبه تعداد ادارات کل 58 اداره و تعداد کارمندان این ادارات در حدود 15000نفر حجم نمونه بردابر تعداد زیر خواهد بود . (با سطح خطای 5درصد)
حجم نمونه ادارت کل :50.506 = 51اداره
حجم نمونه کارمندان : 374.59= 375نفر
محاسبه بر اساس جدول مورگان :
نمونه جامعه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:26:00 ب.ظ ]




پادشاه پیشدادی است که حمزه اصفهانی نسبت او را چنین بیان کرده است: او شهنج بن فروال (در بُندهِشن: فرواک) بن سیامک بن مشی بن گیومرث، بنا بر روایت ملّی، دومین پادشاه ایران است پس از گیومرث که به خواست اهورامزدا و امشاسپندان بر پهنای هفت کشور سلطنت یافت و نه تنها بر آدمیان فرمانروایی یافت بلکه دیوان را منکوب و مقهور خویش کرد و برای اهورامزدا و فرشتگان بر قله کوه مقدس البرز قربانی ها کرد. پدرش، سیامک، در جنگ با دیوان کشته شد و هوشنگ انتقام خون پدر را از دیوان گرفت و حدود چهل سال پادشاهی کرد.
نام هوشنگ به عنوان پادشاهی مقتدر و صاحب نام، چنان که از روایات ایرانی بر می آید، در ادبیات فارسی نیز آمده و به خصوص رای و هوش او مورد توجه خاص قرار گرفته است:
در صدر چو خاقانی و در قدر چو هوشنگ در عدل چو نوشروان در جنگ چو نوذر
(مسعود سعد: ۲۴۳)
ای تو را فَرّ فریدون و نهاد جمشید وی تو را سیرت کیخسرو و رای هوشنگ
(مسعود سعد: ۳۰۷)
۴-۱-۱۷- بهشت و مرتبه های آن
بهشت
بهشت که اصلاً به معنی «بهترین مکان» است، در فارسی به نام های: جنت، فردوس، خُلد، دارالسلام (فرهنگ فارسی)، ظِلال، حظیره قدس، یسری و مینو (لغت نامه) نیز خوانده شده است و آن، جایی است خوش آب و هوا و فراخ نعمت و آراسته که روان نیکوکاران پس از مرگ در آن جاودان باشد.
در ادب فارسی، بهشت به عنوان مظهر آرامش و شادکامی و نمونه کامل تمامیت و زیبایی تصور شده و به صورتهای گوناگون مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری هم بوده اند که به نوعی، اعتقاد خود را به بهشت معنوی که اغلب در وجود آدمی و ناشی از رفتار اوست نشان داده اند:
بهشتم همی عرضه کرد و مرا حقیقت که دوزخ جز آن چه نبود
(مسعود سعد: ۱۲۲)
به مهر و خشم تو شاها همی کند نسبت به گاه مهر بهشت و به گاه خشم سَقَر
(مسعود سعد: ۲۴۲)
مکارم تو اگر زنده ماند نیست شگفت که مجلس تو بهشت است و دست تو کوثر
(مسعود سعد: ۲۰۳)
تجلّی
تجلّی در لغت به معنی پدیدار شدن و پیدایی است و در اصطلاحی که در اینجا مراد می کنیم پدیدار شدن انوار حق است بر حضرت موسی. پس از نزول الواح تورات، بنا بر روایت قرآن (اعراف: ۱۴۳) موسی به میقات آمد و پروردگارش با او سخن گفت. «موسی گفت: خدایا خویشتن با من نمای تا به تو بنگرم. خدای گفت: هرگز مرا نبینی (قالَ ربِّ اَرِنی، اَنْظُرْ اِلَیْکَ. قالَ لَنْ تَرانی) اما بدان کوه بنگر، اگر بر جای خود قرار گرفت مرا خواهی دید ….چون پروردگارش بر کوه تجلّی کرد، آن را پاره پاره گردانید و موسی به روی درافتاد و از هوش بشد (فَلَمّا تَجَلّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ، جَعَلَهُ دَکّاً وَ خَرَّ مُوسی صَعِقاً). نوشته اند که کوه به شش پاره شد و موسی آن چیزی که کوه دیده بود، ندید. او کوه را دید و چنین مدهوش شد. (بهار، ۱۳۵۳: ۱/۴۴۰). چون موسی به خود آمد توبه کرد.

عید تجلّی
در برخی منابع (شرح بیست باب) از عید تجلّی نام برده اند که روز ششم آب بود و گویند که در این روز عیسی از میان ابر، بر حواریّون تجلّی کرد و موسی را با خود ظاهر ساخت. به نقل از زیج مغربی آمده است که تجلّی عیسی و حضور موسی و الیاس در طور سینا بود. این عید، از عید میلاد قدیمتر و اهمیتش از آن بیشتر بوده است. در ادبیات فارسی مسئله تجلّی خداوند بر موسی به طور وسیع و با تعابیر «اَرِنی» و «لَن تَرانی» و «تجلّی» که هر سه مأخوذ از آیات یاد شده است انعکاس یافته:
از تجلّی چرا نصیبم نیست که همه عمر جای من طور است
(مسعود سعد: ۴۵)
ذوالفقار
نام شمشیر معروف مُنَبَّه بن الحجّاج یا عاص بن مُنَبَّه است که حضرت محمد (ص) در غزوه بدر، آن را به غنیمت گرفت و چون بر پشت شمشیر مذکور قطار مهره ها یا خراش های پست و هموار بود، آن را ذوالفقار (دارنده مهره های پشت) می نامیدند. در غزوه اُحُد، هنگامی که شمشیر حضرت علی (ع) در حرب بشکست پیامبر ذوالفقار را به وی بخشید و علی به کار بگرفت و به کارزار شد. پیامبر چون او را دلیر و کارآمد دید که با ذوالفقار از چپ و راست و پیش و پس می زد و می کشت، گفت: لا فَتی اِلّا عَلی لا سَیْف اِلّا ذوالفَقار (هیچ جوانمردی جز علی و هیچ شمشیری جز ذوالفقار نیست). خوبی آن شمشیر به همراه این جمله، در حجاز و بعدها در سراسر ممالک اسلامی ضرب المثل شد. بنابر یک روایت از حضرت رضا (ع) نقل شده که جبرئیل ذوالفقار را از آسمان آورده است (الروضه من الکافی: ۲۶۷).
چو روز رزم تو بر طاغیان خزان باشد ز خون چگونه کند ذوالفقار تو گلشن
(مسعود سعد: ۳۸۹)
ذوالقرنین
به معنای دارنده دو شاخ، دارنده دو گیسو، صاحب دو قرن زندگی یا سلطنت و پادشاهی که چون مُلک مغرب و مشرق بر وی تمام شد، خداوند او را پیغمبری داد. داستان او در بسیاری از منابع قدیم و جدید، با روایات مربوط به اسکندر مقدونی خلط شده و حتی از آن دو، شخصیت واحدی به نام «اسکندر ذوالقرنین» تصور شده است.
لشکر یأجوج رحمت ساخته بر کوهسار راست چون سدّ سکندر حصنهای استوار
(مسعود سعد: ۱۷۰)
سروش
سروش، با صورت اوستایی آن «سرئوش»، به معنی اطاعت و فرمانبری از کلام ایزدی است و واژه‌های سرود و سراییدن، با آن ارتباط دارد.
سروش نماد اطاعت و نماینده پارسایی ایزدی است و پاسدار فروغ و روشنی. از حیث مقام، با مهر برابر است و خشم که در اوستا دیوی شرور معنی شده، بزرگترین رقیب او است. سروش برای نخستین بار «بَرْسَم» را گسترد و مردم را به زمزمه امر کرد. از تمام فرشتگان با جن و جاو

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:26:00 ب.ظ ]




۳۰۸/۰

 

۲۴۹/۰

 

 

 

 

 

برای بررسی تاثیر بین ا بعاد جو اخلاقی سازمان و مدیریت دانش سازمان از آزمون رگرسیون استفاده شده است که خلاصه این آزمون در جدول بالا نمایش داده شده است. مشاهده می شود که شدت ارتباط کلی برابر ۳/۶۵ درصد می باشد. از طرفی ضریب تعیین برابر ۴۲۶/۰ می باشد که نشان می دهدکه ابعاد متغیرمستقل به میزان۶/۴۲درصدمی تواند متغیروابسته را پیش بینی کند. با توجه به اینکه سطح معناداری متغیر جواخلاقی خودخواهانه سازمان بیشتر از پنج درصد می باشد رابطه معنادار نمی باشد وتأثیری بر متغیر مدیریت دانش سازمان ندارد . اما دومتغیر جواخلاقی مبتنی براصول و قوانین حرفه ای و جواخلاقی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی با توجه به اینکه سطح معناداری آن دو متغیر کمتر از پنج درصد(۰۵/۰ >000/0 Sig =) می باشد رابطه معناداری با متغیر مدیریت دانش دارند وبا توجه با اینکه ضریب بتای متغیر جواخلاقی مبتنی براصول و قوانین حرفه ای بیشتر از متغیر جواخلاقی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی می باشد در نهایت بیشترین تأثیر را برمتغیر مدیریت دانش سازمان دارد.
آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها
فصل پنجم
نتیجه گیری و پیشنهادات
۵-۱) مقدمه
در این فصل ابتدا نتایج حاصل از بررسی متغیرها و فرضیه های پژوهش بصورت خلاصه ارائه می گردد، سپس بر مبنای نتایج بدست آمده از آمار توصیفی و استنباطی پیشنهادات تحقیق در دو بخش ارائه می گردد (پیشنهادات در راستای فرضیات تحقیق و پیشنهادات برای تحقیقات آتی) یعنی پیشنهادات حاصل از بررسی فرضیه ها ارائه می گردد. در نهایت این فصل با محدودیت های تحقیق خاتمه می یابد.
۵-۲) خلاصه تحقیق
تحقیق حاضرباهدف پاسخ گویی به این سوال که آیا بین جو اخلاق سازمانی و مشارکت فرد در فرایند مدیریت دانش سازمان اموراقتصادی و دارایی واداره کل امورمالیاتی استان گیلان رابطه وجود دارد دارد طراحی شده است. در راستا ی اهدف تحقیق یک فرضیه اصلی و۳ فرضیه فرعی به شرح زیر طراحی شده است:
عکس مرتبط با اقتصاد
فرضیه (اصلی): بین جو اخلاق سازمانی و مشارکت فرد در فرایند مدیریت دانش سازمان اموراقتصادی و دارایی واداره کل امورمالیاتی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضیه های فرعی :
فرضیه اول : بین جو اخلاق خودخواهانه سازمان و مشارکت فرد در فرایند مدیریت دانش سازمان اموراقتصادی و دارایی واداره کل امورمالیاتی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضیه دوم : بین جو اخلاقی مبتنی بر مسئولیت سازمان و مشارکت فرد در فرایند مدیریت دانش سازمان اموراقتصادی و دارایی واداره کل امورمالیاتی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضیه سوم : بین جو اخلاقی مبتنی بر رعایت اصول و قوانین حرفه ای سازمان و مشارکت فرد در فرایند مدیریت دانش سازمان اموراقتصادی و دارایی واداره کل امورمالیاتی استان گیلان رابطه وجود دارد.
جامعه آماری این تحقیق شامل تمامی کارکنان سازمان اموراقتصادی و دارایی و اداره کل امورمالیاتی استان گیلان می باشد وشیوه نمونه گیری دراین تحقیق به صورت تصادفی ساده است. از آنجائیکه تعداد کارکنان مورد مطالعه محدود بوده وتعداد آنها برطبق آمار اموراداری سازمان، در سال۱۳۹۲، ۹۰۰ نفر است از فرمول نمونه گیری جامعه محدود استفاده شده و حجم نمونه مورد نیاز ۲۷۴ تعیین گردید. ابزار گردآوری داده ها و اطلاعات پرسشنامه و روش گردآوری اطلاعات میدانی است. که برای تعیین روایی متغیرهای تحقیق از روش محتوایی و برای پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. به منظور تحلیل داده ها و آزمون فرضیه های تحقیق از روش رگرسیون و با استفاده نرم افزارspss استفاده شد، که نتایج در ادامه ارائه می گردد.
۵-۳) نتایج آمار توصیفی
مشخصات جمعیت شناختی پاسخ دهندگان تحقیق
در تحقیق حاضرجنسیت ۷/۵۷درصد از پاسخ دهندگان مرد و ۴/۳۹درصد زن می باشد. سن ۴/۱۶درصد از پاسخ دهندگان بین۲۰تا۳۰ سال، ۶/۴۵ درصد بین ۳۰ تا ۴۰ سال، ۱/۲۸ درصد بین ۴۰ تا ۵۰ سال،۹/۹درصد۵۰ سال وبیشتر است. میزان تحصیلات۸/۵ درصد از پاسخ دهندگان دیپلم، ۵/۱۳درصد فوق دیپلم، ۸/۵۸درصد لیسانس، ۵/۲۱درصد فوق لیسانس وبالاتر بوده و میزان سابقه خدمت ۹/۱۰درصد ازپاسخ دهندگان زیر ۵ سال،۵/۱۷درصد بین ۵ تا ۱۰ سال، ۵/۲۱ درصد بین ۱۰ تا ۱۵ سال، ۶/۲۲درصد بین ۱۵ تا ۲۰ سال، ۵/۲۵درصد بیشتر از ۲۰ سال است..
سنجش متغیر های اصلی تحقیق نشان داد که :
۱٫متغیر جواخلاقی خودخواهانه سازمان دارای میانگین ۱۶/۳ است که با توجه به طیف پنج گزینه ای در حد بالاتر از متوسط قرار دارد.
۲٫متغیر جواخلاقی مبتنی مسئولیت اجتماعی دارای میانگین ۶۲/۳ است که با توجه به طیف پنج گزینه ای در حد بالاتر از متوسط قرار دارد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۳٫متغیر جواخلاقی مبتنی براصول و قوانین حرفه ای دارای میانگین ۹۸/۳ است که با توجه به طیف پنج گزینه ای در حد بالاتر از متوسط قرار دارد.
۴٫به طور کلی متغیر جواخلاقی سازمان دارای میانگین ۵۹/۳ است که با توجه به طیف پنج گزینه ای در حد بالاتر از متوسط قرار دارد.
به این ترتیب می توان به صورت کلی گفت که متغیر جواخلاقی سازمان در بین کارکنان سازمان اموراقتصادی و دارایی و اداره کل امورمالیاتی استان گیلان در وضعیت بالاتراز متوسط قرارا دارد.

 

 

  • متغیر مدیریت دانش دارای میانگین ۱۱/۴است که با توجه به طیف پنج گزینه ای در حد بالاتر از متوسط قرار دارد.

 

 

۵-۱)نمودار مقایسه ابعاد جو اخلاقی
۵-۲)نمودار مقایسه ابعاد مدیریت دانش
۵-۴) نتایج آمار استنباطی
در فرضیه اصلی که به بررسی رابطه بین جو اخلاق سازمانی و مشارکت فرد در فرایند مدیریت دانش سازمان اموراقتصادی و دارایی واداره کل امورمالیاتی استان گیلان پرداخته شد، نتایج حاکی از تاثیر مثبت ومعنی دار جو اخلاقی سازمان بر مشارکت فرد در فرایند مدیریت دانش بوده ومیزان این شدت ۴۴۶/۰است به این ترتیب، هر اندازه جو اخلاق سازمانی در سازمان مطلوبتر باشد مشارکت فرد در فرایند مدیریت دانش بیشتر خواهد شد.
در فرضیه فرعی اول که به بررسی رابطه بین جو اخلاق خودخواهانه سازمان و مشارکت فرد در فرایند مدیریت دانش سازمان اموراقتصادی و دارایی واداره کل امورمالیاتی استان گیلان پرداخته شد، نتایج حاکی از تاثیر منفی ومعنی دار جو اخلاق خودخواهانه سازمان بر مشارکت فرد در فرایند مدیریت دانش بوده ومیزان این شدت ۱۵۲/ ۰- است به این ترتیب به هر میزان جو اخلاق خودخواهانه در سازمان حاکم باشد باشد مشارکت فرد در فرایند مدیریت دانش کاهش خواهد یافت.
در فرضیه فرعی دوم که به بررسی رابطه بین جواخلاقی مبتنی بر مسئولیت سازمان و مشارکت فرد در فرایند مدیریت دانش سازمان اموراقتصادی و دارایی واداره کل امورمالیاتی استان گیلان پرداخته شد، نتایج حاکی از تاثیر مثبت ومعنی دار جو اخلاقی مبتنی بر مسئولیت سازمان بر مشارکت فرد در فرایند مدیریت دانش بوده ومیزان این شدت ۵۴۴/ ۰ است به این ترتیب ، هر اندازه جو اخلاقی مبتنی بر مسئولیت سازمان در سازمان حاکم باشد باشد مشارکت فرد در فرایند مدیریت دانش افزایش خواهد یافت.
در فرضیه فرعی سوم که به بررسی رابطه بین جو اخلاقی مبتنی بر رعایت اصول و قوانین حرفه ای سازمان پرداخته شد، نتایج حاکی از تاثیر مثبت ومعنی دار جو اخلاقی مبتنی بر رعایت اصول و قوانین حرفه ای سازمان بر مشارکت فرد در فرایند مدیریت دانش بوده ومیزان این شدت ۶۰/ ۰ است به این ترتیب ،هر اندازه جو اخلاقی مبتنی بر رعایت اصول و قوانین حرفه ای در سازمان حاکم باشد باشد مشارکت فرد در فرایند مدیریت دانش افزایش خواهد یافت.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:26:00 ب.ظ ]




    • آقازاده، هاشم؛ اسفیدانی، محمد رحیم (۱۳۸۷)، کاربرد فناوری اطلاعات(IT) در مزیت رقابتی پایدار، مطالعه موردی شرکت های تولیدی برتر ایران، فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی، شماره ۴۶ ، ص۸۹-۱۱۷
    • احمدی، حسین (۱۳۸۴)،مدیریت زنجیره تامین، تهران : مرکزآموزش و تحقیقات صنعتی ایران.
    • بیات،علی (۱۳۸۷)"ارزیابی عملکرد زنجیره تامین با رویکرد FMADM (موردکاوی: شرکت های عمل آوری آبزیان دریایی در استان بوشهر)” پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس.
    • ﺟﻌﻔﺮﻧﮋﺍد، ﺍﺣﻤﺪ؛ شاه حسینی ، ﻣﺤﻤﺪ علی (۱۳۸۵)، بهبود زنجیره تأمین شرکت ایساکو با بهره گرفتن از مدل موجودی و توزیع غیر متمرکز، ﻓﺼﻠﻨﺎﻣﻪ ﭘﮋﻭﻫﺸﻨﺎﻣﻪ ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻧﻲ،ﺷﻤﺎﺭﻩ ۳۸، ،ص۵۹-۸۵
    • حاجی پور، بهمن ؛ مؤمنی ، مصطفی(۱۳۸۸)، بازشناسی رویکرد منب عمحور نسبت به منابع سازمان و مزیت رقابتی پایدارمورد مطالعه: شرکت تولیدی ساران، اندیشه مدیریت، سال سوم، شماره اول ، ص ۷۷-۱۰۲
    • حاجی پور، بهمن ؛ مرادی، محسن (۱۳۸۹)، انعطاف پذیری سازمانی و عملکرد: مطالعه موردی شرکت های تولیدی ناحیه صنعتی اراک، فصلنامه مطالعات مدیریت بهبود و تحول، شماره ۶۲ ،ص ۱۴۳ - ۱۶۲
    • حسینی ، سید محمود؛ شیخی ، نرگس (۱۳۹۲)، یکپارچگی زنجیره تأمین و عملکرد شرکت در صنعت مواد غذایی ایران، چشم انداز مدیریت بازرگانی،شماره ۱۵
    • حیدری قره بلاغ، هادی (۱۳۸۸)، شناسایی و عارض هیابی مدیریت زنجیره تامین، فصلنامه مدیریت، سال ششم، شماره ۱۴ .
    • خاکی، غلامرضا (۱۳۸۷)،” روش تحقیق در مدیریت ” انتشارات بازتاب.
    • دانایی فرد ، حسن ؛ الوانی ، سید مهدی و آذر ، عادل (۱۳۹۲)، روش شناسی پژوهش کمی در مدیریت ،رویکردی جامع، انتشارات صفار ، چاپ هشتم
    • دراکر، پیتر ( ۱۳۷۸ )، چالشهای مدیریت در سده ۲۱ ، ترجمه ع بدالرضا رضایی نژاد، تهران : نشر فرا.
    • دلوی اصفهانی، محمد رضا ؛ قربانی، حسن و باقری قلعه سلیمی، مرضیه (۱۳۹۳)، بررسی تاثیر همسویی استراتژیهای بازاریابی بر زنجیره تامین و عملکرد سازمان (مطالعه موردی: گروه صنعتی انتخاب)،مجله مدیریت بازاریابی شماره ۲۳
    • راسخی، سعید ؛ ذبیحی لهرمی، المیرا (۱۳۸۷)، مزیّت رقابتی در سطح بنگاه، مفهوم و تئوری،پژوهشنامه ی علوم انسانی و اجتماعی«علوم اقتصادی»،سال هشتم/شماره ی بیست و هشتم.

عکس مرتبط با اقتصاد

  • رجب زاده ، علی ؛ حسن زاده ، علی رضا ؛ نالچی گر ، نیلوفر و نالچی گر ، سروش ( ۱۳۸۹)، ارائه مدل عوامل مؤثر بر ایجاد ریسک در زنجیرهی تأمین الکترونیکی و تأثیرآن بر عملکرد سازمانی، نشریه مدیریت فناوری اطلاعات، دوره ۲، شماره ۴، ص ۵۹ - ۷۸
  • رحمان سرشت ، حسین ؛ افسر، امیر (۱۳۸۷)، اثر تسهیم اطلاعات بر استراتژی های رقابتی و عملکرد زنجیره تأمین، نشریه مدیریت فناوری اطلاعات، دوره ۱، شماره ۱، از صفحه ۳۷ - ۴۸
  • رحیمی، فرج اله؛ حاجی کریمی، عباسعلی (۱۳۹۰)، نقش سرمایه گذاری منابع انسانی در کسب مزیت رقابتی(مورد مطالعه : صنعت داروسازی ایران)، پژوهش نامه مدیریت تحول، سال سوم، شماره ۶
  • زارع مهرجردی، یحیی؛ برقی ، شاهین و مومنی، حجت ا… (۱۳۹۰)، به کارگیری روش فوق ابتکاری شبیه سازی تبرید تدریجی برای حل مسایل زنجیره تامین،مجله تحقیق در عملیات و کاربرد های آن ،سال هشتم ،شماره ۳ (پیاپی ۳۰)، ص ۱-۲۴
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:25:00 ب.ظ ]




برگزاری نمایشگاه، یکی از فنون عمده در روابط عمومی است. منظور از نمایشگاه محلی است که در آن محصولات یا خدمات سازمان در معرض دید بازدیدکندگان قرار می گیرد. در نمایشگاه، می توان از سایر ابزارهای ارتباطی از قبیل نمایش فیلم، نصب تابلو، عکس، نمودارهای رنگی، تابلوهای گردان، تراکت و … استفاده کرد. از ویژگی های مهم نمایشگاه، رعایت اصل عینیت در تولید پیام و اطلاع رسانی است که آثار دیرپایی را در مخاطب برجای می گذارد. روابط عمومی می تواند افزون بر برگزاری نمایشگاه در مواقع ضروری، در نمایشگاه های که از طرف سایر ارگان ها برگزار می شود، حضور داشته باشد. در یک تقسیم بندی عمده نمایشگاه را می توان از لحاظ مخاطب به دو نوع تقسیم کرد:
الف) نمایشگاه عمومی: برای بازدید از این نوع نمایشگاه که معمولاً عموم افراد را مخاطب قرار می دهد می توان از کلیه اقشار جامعه دعوت کرد.
آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها
ب ) نمایشگاه تخصصی: نمایشگاه تخصصی برای طیف خاصی از مخاطبان یک ســازمان برگزار می شود. مثل برگزاری نمایشگاه کتاب پزشکی که در مقابل نمایشگاه کتاب، یک نمایشگاه تخصصی به حساب می آید.
برای موفقیت در برگزاری نمایشگاه ، داشتن تقویم نمایشگاهی برای روابط عمومی به عنوان یکی از اجزای برنامه عمل سالانه ضرورت دارد. در تقویم یا برنامه نمایشگاهی باید زمان برگزاری نمایشگاه، مخاطبان موردنظر، اهداف،نحوه برگزاری، هزینه های برگزاری، و محصولات یا خدمات قابل ارائه مشخص باشد. دومین عامل موفقیت در برگزاری نمایشگاه، مدیریت غرفه است.
برای این منظور، افزون بر طراحی اصولی غرفه بویژه رعایت اصول سادگی ترکیب و روشنی موضوع نمایشگاه، احترام به بازدیدکنندگان، پیشگامی در ایجاد ارتباط با شرکت کنندگان در نمایشگاه، پاسخگویی کامل و مشتاقانه به پرسش های بازدید کنندگان، بسیار اهمیت دارد. عامل سوم برای تسهیل امور برگزاری نمایشگاه، ساماندهی رابطان نمایشگاهی که در واقع نمایندگان بخش های مختلف سازمان هستند، در قالب تشکیلاتی به نام دبیرخانه دایمی نمایشگاه ها است.
-تکنیک سخنرانی:
یکی از فنونی که در روابط عمومی به کار گرفته می شود، سخنرانی است. سخنرانی، ابزاری است که می‌توان با بهره گرفتن از آن در مدتی کوتاه پیامی را به عده زیادی ارائه داد. این فن در برگزاری مراسم مختلف، آموزش و اطلاع‌رسانی به کار گرفته می‌شود و نوعی اطلاع‌رسانی حضوری و چهره به چهره به شمار می‌رود و اگر سخنران بتواند سخنان پرمحتوایی را با مهارت لازم به شنوندگان ارائه دهد، اثر گذاری و جریان ارتباط و اطلاع‌رسانی به مراتب بیشتر خواهد شد. روابط عمومی‌ها برای اینکه از این فن در بهترین شکل ممکن بهره‌برداری کنند، می‌توانند به ایجاد دفتر سخنرانان یا سخنگویان اقدام کنند.در این دفتر، مسئولان و کارشناسانی که استعداد لازم را برای ایراد سخنرانی دارند، تحت آموزش قرار می‌گیرند و آن دسته از کارشناسانی که صرفاً می‌توانند مسئولیت نوشتن متون سخنرانی را به عهده‌دار شوند، مشغول به کار می‌شوند. دفتر سخنرانان باید با بهره گرفتن از مطالعات بخش افکارسنجی روابط عمومی در تهیه متون سخنرانی، نیازهای افکار عمومی را در سرلوحه معیارهای تهیه متن سخنرانی قرار دهند و در نوشتن مطلب به دو رکن زبان ارتباطی، یعنی ساده نویسی، کوتاه نویسی توجه کافی داشته باشد.برای بهره‌برداری بهینه از فن سخنرانی در دو مورد باید عمل شود:
الف – تهیه متن سخنرانی
در تهیه متن سخنرانی، باید سه مرحله را پشت سرگذاشت. مرحله اول: شناسایی سخنران، دوم: شناسایی مخاطبان سخنرانی و ویژگی های آنان، سوم: انتخاب موضوع سخنرانی و محل سخنرانی است. این مرحله را مرحله مقدمه‌سازی می‌نامند. پس از اینکه از روابط عمومی تقاضای تهیه متن سخنرانی شد، کارشناس دفتر سخنگویان یا سخنرانان روابط عمومی با در نظر گرفتن ویژگی های سخنران از جمله تکیه کلامهای او و به طور کلی روانشناسی سخنران و سطح اطلاعات و اهداف او به مطالعه مخاطبان (افرادی که قرار است در مراسم سخنرانی حضور داشته باشند) و ویژگی های آنان از قبیل میانگین سنی، نسبت جنسی، وضعیت شغلی، سطح تحصیلات و دیدگاه ها و گرایشهای آنان می‌پردازد و با در نظر گرفتن موضوع و محل سخنرانی به مرحله دوم متن سخنرانی، یعنی گفت‌وگو با سخنران گام می‌گذارد. در این مرحله، هدف سخنرانی، دیدگاه محوری سخنران و پرسش های سخنرانی روشن می‌شوند.
مرحله سوم، کارشناس روابط عمومی با انجام تحقیق، به تهیه اطلاعات مورد نیاز برای گنجاندن در متن سخنرانی اقدام می‌کند. در مرحله چهارم، او باید به سازماندهی اطلاعات و نوشتن متن سخنرانی بپردازد. در این مرحله بخشهای اصلی متن سخنرانی که شامل مقدمه، مطالب اساسی و نتیجه‌گیری هستند، نوشته می‌شوند. در بخش مقدمه، کلیاتی از موضوع و مهمترین بخش سخنرانی در بخش مطالب اساسی، واقعیت ها، آمار و اطلاعات (با تأکید بر مقایسه و تشبیه) و در بخش نتیجه‌گیری نیز نظرگاههای اصلی به صورت کوتاه و به شکل بیان نتایج مطرح می‌شوند.
در مرحله پنجم، باید تیتر و عنوان متن سخنرانی را انتخاب کرد. پس از این مرحله است که روابط عمومی متن سخنرانی را برای آمادگی سخنران به او می‌دهد. توصیه می‌شود متن سخنرانی با حروف درشت و خوانا نوشته شود تا سخنران به راحتی بتواند آنها را دریابد و بخواند.
ب- انجام سخنرانی:
پس از اینکه متن سخنرانی آماده شد و سخنران از نظر محتوا مشکلی نداشت، نوبت به ارائه سخنرانی می‌رسد. نقش روابط عمومی در این مرحله فضاسازی مناسب محل سخنرانی، دعوت از سخنرانان، اجرای برنامه، تهیه خبر از سخنرانی، تصویر و عکس برداری از مراسم، کنترل وسایل صوتی، تأمین وسایل مورد نیاز سخنران و معرفی سخنران است. اما سخنرانان را نیز باید برای ارائه بهتر سخنرانی آموزش داد.
-تکنیک سفر مطبوعاتی:
سفر مطبوعاتی یکی دیگر از فنون روابط عمومی برای استفاده بهینه از مطبوعات در راستای اطلاع‌رسانی درباره عملکرد سازمان است. رابط عمومی می‌تواند با انجام سفرهای مطبوعاتی حجم قابل توجهی از صفحات مطبوعات را برای درج مطالب خود به دست آورد. منظور از سفر مطبوعاتی، دعوت از خبرنگاران مطبوعات و اعزام آنان برای بازدید طرحها و اقدامات سازمان و انعکاس آنان به خوانندگان مطبوعات است. مقدمات فراهم ساختن «سفر مطبوعاتی» با دعوت از نمایندگان مطبوعات آغاز می‌شود. «سفر مطبوعاتی: باید مبتنی بر برنامه‌ریزی باشد، به گونه‌ای که از ابتدا تا انتهای سفر و جزییات آن از قبیل زمان دعوت از خبرنگاران، زمان حرکت، طرح و اقدامات قابل بازدید، محل اسکان، نحوه پذیرایی از میهمانان در طول مسیر سفر و محل اقامت، راهنمای سفر، امکانات مورد نیاز، نحوه تردد در مسیر طرحها و افراد پاسخگو به خبرنگاران اعزامی درباره طرحها در برنامه سفر براساس زمانبندی مشخص قرار گرفته باشد.در سفر مطبوعاتی باید دقت شود که تبعیضی بین خبرنگاران اعمال نشود و خدمات ویژه‌ای به آنها اعم از خبرنگاران داخلی و خارجی داده شود.
- تکنیک معاشرت مطبوعاتی
رسانه‌ها مهمترین ابزار روابط عمومی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و آگاهی از آن محسوب می‌شوند. بهره‌برداری بهینه از رسانه‌ها، نیازمند ایجاد ارتباطات تنگاتنگ و صمیمانه با خبرنگاران و نمایندگان رسانه‌هاست. برای این منظور باید به دنبال شیوه‌های غیررسمی ارتباط با آنان بود. یکی از این شیوه‌ها، «میهمانی مطبوعاتی» است به این ترتیب که خبرنگاران برای صرف ناهار در یک محیط دوستانه دعوت می‌شوند و هدف از آن، توسعه ارتباطات دوستانه و غیررسمی است. در چنین ارتباطاتی گاه اطلاعات می‌تواند در لابلای گفت و گو با خبرنگاران به آنان منعکس شود.شیوه دیگر، دعوت از خبرنگاران به صورت انفرادی و گفت‌وگو و تبادل نظر دوستانه با هر یک از آنان، پیشنهاد می‌شود. در این نشستها باید فرصت اصلی در اختیار خبرنگار قرار داده شود و محیطی فراهم آید تا خبرنگار برای کسب آگاهی‌های هر چه بیشتر در مورد سازمان ترغیب شود.شیوه بعدی، حضور مسئول روابط عمومی و یا مسئولان بخش ارتباط با رسانه‌ها در دفاتر مطبوعات، خبرگزاری یا گروه های رادیویی و تلویزیونی است. یک شیوه دیگر، دعوت از خبرنگاران برای حضور در مراسم جشن سازمان همراه با خانواده‌های آنان است.رعایت و اجرای مجموعه این شیوه‌های ارتباطی یا آداب معاشرت، پس از مدتی سبب ایجاد ارتباط عمیق و صمیمانه بین مسئولان روابط عمومی با خبرنگاران می‌شود و می‌تواند در مواقع لازم، گره‌گشا باشد.
- تکنیک راه‌اندازی هسته‌های مشورتی
«مشاوره با مدیریت» یکی از وظایف عمده روابط عمومی است تا بتواند در جریان تصمیم‌سازی سازمان مشارکت مؤثری داشته باشد. برای ارائه نظر مشورتی مؤثر به مدیریت، راه‌اندازی هسته‌های مشورتی، در روابط عمومی به عنوان یک فن کارآمد بسیار ضروری است. در این فن، هسته‌های مشورتی براساس نیازهای سازمان و بر پایه تشخیص روابط عمومی در زمینه‌های فعالیتی سازمان، شکل می‌گیرد. در این هسته‌ها، موضوعاتی مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرند که در معرض بررسی افکار عمومی قرار می‌گیرند و یا احتمال آن می‌رود که در «هسته‌های مشورتی» اطلاعات خام به «تصمیم» تبدیل شود و در واقع این هسته‌ها وظیفه «تصمیم‌سازی» را عهده دار می‌شوند. شما در روابط عمومی سازمان خود، می‌توانید به سازماندهی این هسته ها مبادرت کنید تا در مواقع لازم با برگزاری جلسات، رهنمودهای کارشناسی را برای ارائه به مدیریت در اختیار روابط عمومی قرار دهید.
برای راه‌اندازی«هسته‌های مشورتی» صرفاً کافی است یکی از کارشناسان روابط عمومی به عنوان دبیر هسته، وظیفه تهیه اطلاعات خام و توزیع آنها بین اعضای هسته و دعوت از اعضاء، تشکیل جلسات، جمع‌بندی نتایج جلسات و تهیه گزارش مباحث آنها را به عهده گیرد. انتخاب سایر اعضای هسته براساس تشخیص مدیر روابط عمومی از بین افراد آگاه و خبره در موضوع تخصصی هسته از داخل و خارج سازمان صورت می‌گیرد. با این سازماندهی، روابط عمومی می‌تواند به طور مستمر و منظم با ایجاد هماهنگی بین افکار عمومی و اهداف و برنامه‌های سازمان، تصمیم‌سازی مناسب و لازم را در اختیار مدیریت قرار دهد.خاطرنشان می‌سازد که اطلاعات خام برای بررسی در هسته‌ها از طریق تحلیل محتوای مستمر محتوای رسانه‌ها، سنجش افکار عمومی، گفت و گو با حضور کارکنان و مردم با مسئولان سازمان، جمع‌بندی و تجزیه و تحلیل شایعات و نامه‌های مردم و پیشنهادهای دریافتی تهیه می‌شود.
-تکنیک نشریه داخلی
انتشار «نشریه داخلی» یکی از فنون روابط عمومی در بخش «درون سازمانی» است. «نشریه داخلی» در یک سازمان، نوعی نشریه ادواری است که روابط عمومی با اهدافی همچون اطلاع‌رسانی، پر کردن اوقات فراغت اعضاء و خانواده‌های آنان، پاسخگویی به پرسشهای اعضاء، تقویت ارزشهای کاری و سازمانی و توسعه و تقویت تفاهم و بین مدیریت و اعضاء به طور منظم و در فاصله زمانی معین منتشر می‌شود. در یک نشریه داخلی که برای استفاده اعضاء منتشر می‌شود، معمولاً نشریه شامل بخهشای مختلفی از جمله سرمقاله، مقاله، گزارش، پرسش و پاسخ، تریبون آزاد، پای صحبت اعضاء و مسئولان، مصاحبه، اخبار پیشرفت طرحهای سازمان، اخبار احکام انتصابات، ترفیع، عزل، نصب و اخبار جلسات و گردهمایی‌هاست. از لحاظ تشکیلاتی، یک نشریه داخلی باید شامل قسمتهای تحریریه، توزیع، عکاسی، حروفچینی، صفحه‌بندی، طراحی و نظارت بر چاپ باشد.اگر در روابط عمومی قرار شد نشریه داخلی منتشر شود، لازم است مقدمات این مسئله در قالب یک طرح و با توجه به این موارد مشخص شده و نسبت به فراهم ساختن آنها عمل شود؛ تعیین هدف نشریه، تعیین مخاطبان نشریه، تعیین کیفیت مورد نظر برای نشریه، انتخاب نام و عنوان نشریه، تعیین مسئولان و اعضای هیأت تحریریه به نشریه، طراحی صفحه‌های نشریه و یا نحوه صفحه‌یندی و عناوین مطالب نشریه، تصمیم‌گیری درباره چاپ نشریه، تعیین چاپخانه، نوع کاغذ و ترکیب رنگها، تصمیم‌گیری درباره طرح روی جلد نشریه، زمان انتشار و نحوه توزیع نشریه.
- تکنیک قفسه‌های اطلاعات
ابجاد «قفسه‌های اطلاعات» از جمله فنونی است که روابط عمومی می تواند از طریق آن به بخشی از اهداف مهم خود در زمینه اطلاع‌رسانی دست یابد. این فن در بخش «درون سازمانی» از قابلیت بیشتری نیز برخوردار است و از آن می‌توان برای تقویت روحیه و بالا بردن سطح معلومات و اطلاعات اعضاء استفاده کرد. از این فن برای نخستین بار ۵٠ سال پیش در یک شرکت آمریکایی و تحت عنوان «کافه تریای افکار و اندیشه‌ها» استفاده شد. در قفسه‌های اطلاعات که در دسترس‌ترین امکان برای کارکنان ایجاد می‌شوند، انواع کتابچه‌ها، کتابهای جیبی، کاتالوگ و بروشور، برگه‌های لایی و به طور کلی اطلاعات کم حجم و در قطع کوچک قرار داده می‌شود تا اعضاء به میل خود و زمان های دلخواه، آنها را برداشته و برای مطالعه با خودببرند. معمولاً در بالای این قفسه‌ها عبارتی همچون «برای مطالعه انتخاب کنید» نوشته می‌شود تا اعضاء به میل خود نشریات دلخواهشان را انتخاب کنند.
- تکنیک راه‌اندازی «بانک اطلاعات»
تشکیل «بانک اطلاعات» از جمله فنون مهم روابط عمومی است که برای پیشبرد بسیاری از امور روابط عمومی، اهمیت بسیار زیادی دارد. منظور از بانک اطلاعات، نگهداری منظم مجموعه‌ای از اطلاعات مورد نیاز، بنیادی و اساسی روابط عمومی به صورت پردازش شده و با طبقه‌بندی خاص است که در مقاطع و در وضعیتهای مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد. در «بانک اطلاعات روابط عمومی» وجود اطلاعات زیر ضرورت دارد:
١- اطلاعات مربوط به تاریخچه، اهداف، سیر تطور سیاستها، اقدامات و برنامه‌های سازمان به طور جامع.
٢- اطلاعات مربوط به اسامی و شماره تماس کارشناسانی که روابط عمومی می‌تواند برای مصاحبه با رسانه‌ها، برگزاری میزگردها، انجام سخنرانی‌ها و… از آنان استفاده کند.
٣- اطلاعات مربوط به موضوعهایی که روابط عمومی می‌تواند در مقاطع مختلف از آنها برای تهیه خبر، گزارش، مقاله و… استفاده کند.
۴- اطلاعات مربوط به موضوعهایی که روابط عمومی ‌تواند با ارسال مستمر اطلاعات مربوط به سازمان به آنان، از «واسطه‌های ارتباطی» مؤثر و توانمندی‌ برای ارتباط با توده مردم بهره‌مند شود
۵- اطلاعات مربوطه به اسامی مسئولان سازمان و اسامی سازمانهایی که روابط عمومی می‌تواند در ارتباطات سازمانی و درون سازمانی خود از آنها بهره‌مند شود
البته به غیر از اطلاعات یاد شده، سایر اطلاعات نیز می‌توانند در بانک اطلاعات روابط عمومی تهیه شوند و در مواقع ضرروی مورد استفاده قرار گیرند.
- تکنیک آرشیو تخصصی
راه‌اندازی و تشکیل «آرشیو تخصصی» در روابط عمومی، از جمله فنونی است که آمادگی روابط عمومی را برای سرعت بخشیدن به انجام امور دوچندان می‌کند و امکان حفظ مستندات آن را فراهم می‌آورد. منظور از «آرشیو تخصصی»، محلی است که تولیدات روابط عمومی همراه با تولیدات تخصصی مورد نیاز روابط عمومی براساس اصولی علمی اطلاع‌رسانی و آرشیو در آنجا نگهداری می‌شود.در آرشیو تخصصی، معمولاً انواع انتشارات، فیلمهای تولیدی، عکسهای مسئولان و طرحهای سازمان، اسلاید، کتابْ، کتابچه و نشریات ادواری مورد نیاز نگهداری می‌شود.آرشیو فعال به عنوان نبض روابط عمومی عمل می‌کند و می‌تواند نقش مهمی در پیشبرد امور داشته باشد.
-تکنیک نظام پیشنهادها
«نظام پیشنهادها» یکی دیگر از فنونی است که روابط عمومی می‌تواند از آن در کار «اطلاع‌یابی» بهره‌برداری مناسبی را به عمل آورد. در واقع این فن، جایگزین صندوق پیشنهادها و شکایتهای اعضاء می‌شود که در حال حاضر، یک شیوه بسیار کهنه و با کارایی بسیار کم ارزیابی می‌شود.در «نظام پیشنهادها» براساس نیاز سازمان و نیز به طور آزاد، برگهای پیشنهاد طراحی شده و در مکانهای پر رفت و آمد سازمان قرارداده می‌شود تا اعضاء هر وقت که بخواهند با تکمیل آن، پیشنهاد خود را به طور مکتوب ارائه دهند. از نظر ساختاری نظام پیشنهادها، وجود «دبیرخانه» و «ستاد اجرایی» که کار بررسی پیشنهادها و امور اجرایی نظام را بر عهده می‌گیرد، ضروری است. همچنین یک «ستاد مرکزی» نیز با حضور بالاترین مقام سازمان، نمایندگان اعضاء، دو نفر از اعضای ستاد اجرایی و معاون اداری-مالی سازمان تشکیل می‌شود تا ضمن تصویب نهایی تصمیم‌گیریهای ستاد اجرایی، آنها را برای اجرا ابلاغ کنند.
با اجرای نظام پیشنهادها، انبوهی از ایده‌ها و نظرهای اعضاء به صورت رایگان ، سازمان را از پشتوانه فکری قوی و انبوه بهره‌مند می‌سازد و آثار بسیاری همچون تقویت حس مشارکت و احترام به خود در بین اعضاء را نیز در پی دارد.در نظام پیشنهادها، از کلیه پیشنهادهای اعضاء استقبال می‌شود و به پیشنهادهای غیرقابل قبول به طور مکتوب و با تقدیر و تشکر پاسخ منطقی داده می‌شود به پیشنهادهای مناسب نیز براساس درجه اهمیت جوایز مناسب تعلق می‌گیرد.باید خاطرنشان ساخت کار بررسی پیشنهادها در کمیته اجرایی نظام پیشنهادها، از طریق گروه های کارشناسی صورت می‌گیرد که این گروه ها براساس موضوعهای فعالیتی سازمان شکل می‌گیرد.روابط عمومی می‌تواند در پایان هر سال به صاحبان بهترین پیشنهادها، در مراسمی با حضور مسئولان سازمان، پیشنهاد دهندگان و خانواده‌های آنها، جوایزی را تقدیم کنند.همچنین، انتشار «کتاب پیشنهادها» می‌تواند در تکمیل کار پیشنهادگیری، آثار مناسبی را برجای بگذارد.
-تکنیک گزارش اداری

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:25:00 ب.ظ ]




شکل ‏۲‑۴- عوامل تاثیرگذار بر خرید آنی (منبع: میرابی و تهرانی، ۱۳۹۲)
عزت نفس
هیجان
دانش محصول جدید
تبلیغات شفاهی
هنجارهای اجتماعی
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
قصد خرید
رفتار خرید آنی
نظری و قادری عابد (۱۳۹۰) در مقاله‌ای با عنوان “ارائه مدلی جهت بررسی عوامل موثر بر رفتار خرید ناگهانی” ضمن بررسی ادبیات خرید آنی به ارائه مدلی نسبتا جامع و دربرگیرنده عوامل مختللف جمعیت‌شناختی، روان‌شناختی، آمیخته بازاریابی و موقعیتی پرداخته‌اند و با انجام یک پیمایش میان دانشجویان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، فرضیه‌های مدل خود را مورد آزمون قرار دادند. نتایج حاکی از آن بود که تنها به خرید رفتن، سطح عزت نفس، تحریک پذیری، نوع محصول و ابزارهای ترفیعی تاثیر معناداری بر رفتار خرید ناگهانی داشته و تاثیر جنسیت ، محیط خرید، راهنمایی فروشنده، فردگرایی و قیمت محصول مورد تایید قرار نگرفت.
شکل ‏۲‑۵- عوامل موثر بر خرید ناگهانی (منبع: نظری و قادری، ۱۳۹۰)
تنها به خرید رفتن
راهنمایی فروشنده
محیط خرید
نوع محصول
سطح قیمت
ترفیعات بازاریابی
تحریک پذیری
فردگرایی
عزت نفس
جنسیت
نظری و بغدادی (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان “شناسایی و بررسی عوامل تاثیرگذار بر خریدهای آنی آنلاین در فروشگاه‌های تخفیف گروهی در ایران"، تاثیر عوامل مختلف مرتبط با محیط، محصول، موقعیت، فرد و روش‌های خرید آنی آنلاین روی میزان خرید آنی در فروشگاه‌های تخفیف گروهی را مورد بررسی قرار دادند. نتایج تحلیل رگرسیون و همبستگی روی ۱۲۳ پرسشنامه جمع‌ آوری شده از میان مشتریان فروشگاه‌های مذکور با بهره گرفتن از نرم‌افزار SPSS و تجزیه و تحلیل‌های تک متغیره و چندمتغیره حاکی از آن بود که عوامل مرتبط با محصول و عوامل فردی تاثیر به‌سزایی بر میزان خریدهای آنی آنلاین دارند و تاثیر سایر ویژگی‌ها مورد تایید قرار نگرفت.
دانلود پایان نامه
شکل ‏۲‑۶- عوامل موثر بر خرید آنی آنلاین (منبع: نظری و بغدادی،۱۳۹۲)
ویژگی‌های محیطی
ویژگی‌های مرتبط با کالا
ویژگی‌های فردی
فاکتورهای موقعیتی
تبلیغات و روش‌های پیشبرد فروش
خرید آنی در اینترنت
محمدعلی بابایی و پری احدی (۱۳۸۹) در پژوهشی با عنوان “بررسی رابطه‌ی ویژگی‌های شخصیتی و رفتار خرید کاربران اینترنت در ایران” طی یک پیمایش و با بهره گرفتن از آزمون فریدمن به بررسی رابطه پنج عامل بزرگ شخصیتی (متغیرهای مستقل) و سه دسته متغیر وابسته منابع اطلاعاتی (تبلیغات، وب، تجربه قبلی و غیره)، گروه‌های مرجع (خانواده، دوستان و غیره) و ویژگی‌های خرید (راحتی، امنیت و غیره) رفتار خرید اینترنتی می‌پردازند. پرسش‌های پژوهش عبارت بودند از:
رتبه‌بندی اهمیت منابع کسب اطلاعات، برای گروه‌های شخصیتی مختلف که از خرید اینترنتی استقبال کرده‌اند چگونه است؟
اهمیت ویژگی‌های خرید اینترنتی برای گروه‌های شخصیتی مختلف که خرید اینترنتی انجام داده‌اند چگونه است؟
اهمیت گروه‌های مرجع در تصمیم خرید اینترنتی، گروه‌های شخصیتی مختلف که از خرید اینترنتی استقبال کرده‌اند چگونه است؟
نتایج حاکی از اهمیت خانواده و متخصصان (گروه‌های مرجع)، تجربه قبلی (منابع اطلاعاتی) و امنیت (ویژگی‌های خرید) در میان گروه های مختلف شخصیتی و جمعیت‌شناختی داشتند.
شکل ‏۲‑۷- رابطه شخصیت و خرید اینترنتی (منبع: بابایی و احدی، ۱۳۸۹)
ویژگی‌های شخصیتی
برونگرایی
ثبات احساسی
وظیفه شناسی
گشودگی به تجربه
معاشرتی بودن

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:25:00 ب.ظ ]




در این فصل در دو مبحث جنبه های تاثیر گذاری رسانه ای شدن جرم در انتخاب قرار تامین کیفری را مورد بررسی قرار می دهیم.

پایان نامه حقوق

مبحث نخست : اهمیت جرم و وضعیت مرحله تحقیقات:
میزان اهمیت جرایم در جامعه مهمترین معیار در تعیین نوع و نحوه واکنش دستگاه عدالت کیفری است. این امر در تعیین محدوده اقدامات قضات دادسرا و دادگاه نیز نقش تعیین کننده ای دارد و این مقامات در استفاده از اختیاراتی که قانونگذار به آن ها داده ، از جمله صدور قرار تامین کیفری اهمیت جرایم را مورد توجه قرار می دهند. بدیهی است جرایم با اهمیت تر واکنش های تند تر و سختگیرانه تری را نیز در پی خواهند داشت.بازتاب رسانه ای جرایم و تاثیر این امر بر افکار عمومی موجب می شود که با افزایش دامنه تاثیر جرایم اهمیت آن نیز افزایش پیدا کند و اقدامات شدیدتر دستگاه قضایی توجیه گردد.

وضعیت مرحله تحقیقاتی پرونده ها نیز نقش قابل توجهی در انتخاب نوع قرار تامین کیفری دارد . شرایطی مانند دسترسی به شرکا و معاونین جرم و دلایل در مرحله تحقیقاتی با توجه به تاثیر زیاد در موفقیت مقامات دادسرا نقش قابل توجهی در انتخاب قرار تامین دارند، تا جایی که حتی صدور قرار بازداشت را نسبت به متهمین توجیه می کنند.در این مبحث تلاش شده تا نقش رسانه ای شدن جرایم در تعیین نوع قرار تامین کیفری مورد ارزیابی و تحلیل قرار گیرد.
گفتار اول : اهمیت جرم:
یکی از معیارهایی که باید از طرف قاضی صادر کننده قرار مورد توجه قرار گیرد اهمیت جرم ارتکابی است . با این وجود قانونگذار از جرم مهم تعریفی ارائه نداده است و برای تشخیص میزان اهمیت جرم باید معیارهایی مانند تاثیر آن در جامعه ، خطرناک بودن آن ، شدت مجازاتی که برای آن معین شده ، وسعت تاثیر آن در زمان و مکان[۲۲۳]بررسی شود و جرایمی که سهم بیشتری از این عوامل را دارند ، با اهمیت تر از سایر جرایم هستند. بازتاب جرم در رسانه ها در تحقق این معیارها تاثیر قابل توجهی دارد. خبر نگاران در گزارش های خود تمایل زیادی به با اهمیت نشان دادن جرم دارند حتا در برخی مواقع به منظور اهمیت دادن به گزارش خود متهم هستند به اینکه مهم و غیر مهم را به هم در می آمیزند.[۲۲۴] اهمیت دادن به جرایم توسط رسانه ها خصوصا به دلیل تاثیر میزان اهمیت خبر در افزایش ارزش خبری آن و در نتیجه جذب بیشتر مخاطب است . رسانه ها با بازتاب اخبار مربوط به ارتکاب جرم و با دامن زدن به جزییات آن ، جرم ارتکابی را بیش از میزان واقعی نمایان می کنند.
در این راستا خبرنگاران با اشاره به ارزش های اجتماعی که در پی جرم نقض شده اند و استفاده از تکنیک های خاص خبری بر اهمیت موضوع خبر می افزایند . خبرنگاران با بهره گرفتن از روش های خاص برجسته سازی مانند مصاحبه با ساکنین مناطقی که جرم در آن واقع شده و قربانیان جرایم موجب افزایش تاثیر جرم در جامعه می شوند . بی شک نحوه بازنمایی جرم در رسانه ها موجب می گردد که تبعات آن مثل ناامنی و ایجاد خطر در جامعه افزایش پیدا کند . استفاده از القاب دلهره آور برای متهمین مانند خفاش شب ، عقرب سیاه ، کرکس پیر ، وسیع نشان دادن دامنه وقوع جرم مانند باندی معرفی کردن ارتکاب این جرایم و زیاد نشان دادن تعدادقربانیان از روش هایی است که به شدت میزان خطر و ناامنی جرم را در جامعه افزایش می دهد. علاوه بر این با توجه به سطح پوشش رسانه ها ، اخباری که مربوط به یک جرم است در سایر مناطقی که جرم در آن واقع نشده است نیز تاثیر می گذارد و دامنه تاثیر جرم را افزایش می دهد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
از طرفی نیز با توجه به اینکه قاضی در مقام صدور قرار تامین اهمیت جرم ارتکابی را مورد نظر قرار می دهد و هرچه میزان اهمیت جرم ارتکابی بیشتر باشد متهم آن با قرار تامینی شدیدتری رو به رو می شود و بازنمایی رسانه ای جرم نیز موجب می گردد که اهمیت جرم ارتکابی بیشتر نشان داده شود ، ارتباط بین بازنمایی رسانه ای جرم و قرار تامین شدیدتر آشکار می شود.
گفتار دوم : وضعیت مرحله تحقیقات:
یکی از نکاتی که در انتخاب نوع قرار تامین مورد توجه قاضی قرار می گیرد وضعیت روند تحقیقات در پرونده است. قانونگذار در بند د. ماده ۳۲ ق. ا .د .ک. یکی از مواردی که می تواند منجر به صدور قرار بازداشت موقت توسط قاضی گردد را مواردی دانسته که آزاد بودن متهم موجب از بین رفتی آثار و دلایل جرم شده و یا باعث تبانی با متهمان دیگر یا شهود و مطلعین واقعه گردیده و یا سبب شود که شهود از ادای شهادت امتناع نمایند، همچنین هنگامی که بیم فرار یا مخفی شدن متهم باشد و به طریق دیگری نتوان از آن جلو گیری نمود نیز اجازه صدور قرار بازداشت موقت با قاضی داده شده است. به این ترتیب به خطر افتادن جریان تحقیقات موجب می گردد که مجوز قانونی لازم به منظور صدور شدیدترین نوع قرار تامین که بازداشت موقت است در اختیار قاضی قرار گیرد. به همین دلیل است که سری بودن یکی از ویژگی های مرحله تحقیقاتی در دادسرا پیش بینی شده است و تبصره ماده ۱۸۸ ق.ا.د.ک. نیز فقط اجازه حضور رسانه ها در جلسات دادگاه و تهیه گزارش از آن را داده است.
در مصاحبه ای نیز که با قضات در این تحقیق انجام شد نه تنها تمامی آن ها با تهیه گزارش و ارائه اطلاعات پرونده در مرحله تحقیقات مقدماتی مخالف بودند ،‌ بلکه بعضی از آن ها با اجازه تهیه گزارش در دادگاه به خبرنگاران نیز مخالف بودند . دلیل این امر هم این بود که رسانه ها با بازتاب اخبار مربوط به جرایم ممکن است مرحله تحقیقات مقدماتی را با مشکل رو به رو کنند . اما رویه دستگاه قضایی در جرایمی که جنبه رسانه ای پیدا می کنند خلاف این نظرات را نشان می دهند. نمونه از این جرایم رسانه ای شده می توان پرونده فساد مالی اخیر که شرکتی خصوصی و دستگاه های دولتی در آن نقش داشتند اشاره کرد. در این پرونده سخنگوی قوه قضاییه در جلسات منظم و دوره ای خود جریان تحقیقات این پرونده را برای رسانه ها بازگو می نمود. این پرونده به دلیل زیاد بودن مبلغ اعلامی و نیز دخالت دستگاه های دولتی که در نهایت منجر به سیاسی شدن بازتاب آن شد توجه افکار عمومی را به خود جلب نمود و از همان ابتدا شایبه تحت نفوذ قرار گرفتن دستگاه قضایی مطرح شد . در نتیجه دستگاه قضایی نیز در جهت جلب اعتماد افکار عمومی اخبار مربوط به این پرونده را در مراحل مقدماتی و تحقیقات در اختیا رسانه ها قرار داد . در طرف مقابل نیز مقامات قضایی به منظور جلوگیری از تاثیرات منفی این بازنمایی در رسانه ها ممکن است اقدامات مختلفی را انجام دهند. یکی از اختیاراتی که ممکن است در این جهت مورد استفاده قرار گیرد اختیار انتخاب نوع قرار تامین کیفری و تشخیص متناسب بودن یا نبودن نوع خاصی از قرار برای پرونده رسانه ای شده است.
به این ترتیب که یکی از مواقعی که بازتاب جرم در رسانه می تواند به تشدید قرار تامین متهم منجر شود امکان امحاء آثار جرم توسط متهم یا همدستانش و یا متواری شدن شرکا و یا معاونین جرم است. همزمان با بازتاب ارتکاب جرم در رسانه و اطلاع عموم از کشف آن ، شرکا و معاونین جرم و کلیه کسانی که با جرم مورد نظر در ارتباط هستند نیز از کشف جرم مطلع می گردند و بدیهی است که هرگونه اقدامی را برای عدم امکان دستگیری و مجازات خود انجام خواهند داد . در چنین مواقعی مقامات قضایی از کلیه امکانات و اختیارات خود در جهت جلو گیری از ایجاد وقفه در امر رسیدگی و از جمله صدور قرار بازداشت موقت استفاده کرده تا با ایجاد مانع بین متهم و همدستان وی امکان متواری شدن آنها و یا از بین بردی آثار و دلایل جرم را به حداقل برسانند. این تدبیر به ویژه در خصوص جرایم سازمان یافته قابل اتخاذ است. با توجه به اینکه در این جرایم افراد متعدد با یکدیگر در همکاری هستند ، دلایل و مدارک ارتکاب جرم نیز بین این اشخاص پراکنده است که این امر استفاده از قرار بازداشت موقت در این جرایم را محتمل تر می کند. نمونه ای از استفاده از این اختیار در پرونده فساد مالی اخیر قابل مشاهده است. در اظهارات سخنگوی قوه قضاییه که در پایگاه خبری کیهان[۲۲۵]بازتاب داشته تعداد متهمان این پرونده تا آن زمان ۸۲ نفر اعلام شده است که در ابتدا ۴۸ نفر آنان با قرار بازداشت موقت رو به رو شده اند که از این تعداد تنها ۲۳ نفر در بازداشت باقی مانده اند و بقیه با قرار متناسب آزاد شده اند. این مقام قضایی دلیل بازداشت های گسترده را وجود اسناد و مدارک در نقاط مختلف و متهمین متعدد دانسته و بازداشت موقت را نیز تنها راه جلو گیری از امحاء آثار و دلایل جرم و تبانی متهمین بیان نموده است. به این ترتیب رسانه ای شدن این پرونده موجب شده که مرحله تحقیقات از حالت سری خود تا حدودی خارج شود و در راستای جلو گیری از اثرات نامطلوب آن قرارهای بازداشت های موقت در حد وسیعی بازتاب به کار گرفته شده است.
مبحث دوم : پاسخ به افکار عمومی
گاهی نیز متهم در پرونده های رسانه ای شده با قرارهای تامین شدید تری روبه رو می شود در حالی که توجیه فنی و علمی نداشته و تنها در پاسخ به افکار عمومی و به منظور نوعی آرامش موقتی بخشیدن به افکار عمومی انجام می گیرد . صدور قرار های تامین شدید کیفری در این صورت نسبت به متهمینی مشاهده می شود که بازنمایی رسانه ای ارتکاب جرم آنان به شدت افکار عمومی را تحت تاثیر قرار می دهد و مقصر حادثه نشان داده می شوند. این برداشت توسط افکار عمومی به ویژه زمانی تاثیر بیشتری دارد که در بازنمایی رسانه ای جنبه های فنی و تحلیل کارشناسی وقوع جرم مورد اشاره واقع نمی شود و واقعه به نوعی بازتاب داده می شود که این اشخاص در عین مسبب اصلی بودن از تعقیب و مجازات دستگاه قضایی رهایی می یابند. نمونه بارز این امر متهم ردیف دوم حادثه قتل میدان کاج سعادت آباد تهران است. در حالی که این متهم به دو اتهام معاونت در قتل عمدی و رابطه نامشروع تحت تعقیب قرار گرفته بود ، با قرار بازداشت موقت روبه رو شده بود .
در پرونده هایی که به عنوان جامعه نمونه آماری تحت بررسی قرار گرفت ، دو مورد دارای معاون در قتل بودند. در این پرونده ها در ابتدا متهم به معاونت در قتل با قرار بازداشت موقت روبه رو می شد اما قبل از اعلام ختم تحقیقات و پس از احراز معاونت توسط متهم ، زمانی که دیگر نیازی به متهم جهت انجام تحقیقات نبود قرار بازداشت موقت وی تخفیف یافته و تبدیل به قرار وثیقه می گردید. در خصوص اتهام رابطه نامشروع نیز پنج پرونده مورد بررسی قرار گرفت که در هر سه این پرونده ها قرار التزام به حضور با تعیین وجه التزام صادر می شد ، اما مبلغ وجه التزام متفاوت بود و از ده میلیون تا بیست میلیون ریال را شامل می شد. بنابراین نه در اتهام معاونت در قتل و نه در اتهام رابطه نامشروع صدور قرار بازداشت موقت متناسب نمی باشد، مگر اینکه موجباتی مانند بیم از بین بردن دلایل و آثار جرم و یا تبانی مطرح باشد که باتوجه به لزوم متناسب بوده با شدت جرم صدور قرار بازداشت موقت را در خصوص اتهام معاونت در قتل توجیه می کند.
با این وجود در خصوص متهم به معاونت در حادثه میدان کاج سعادت آباد تهران قرار بازداشت موقت صادر شده بود در حالی که هیچ دلیل و یا توجیه فنی برای آن وجود نداشت و این امر را باید متاثر از فشار افکار عمومی و بازتاب اخبار مربوط به این جرم در رسانه ها دانست . بازنمایی اخبار مربوط به این حادثه در پایگاه های مختلف خبری مانند پایگاه خبری شرق[۲۲۶] و ایران[۲۲۷] از تیتر هایی مانند ((یک زن، پشت پرده نزاع خونین مردان عاشق پیشه)) و یا ((مردی که به ارتکاب جنایت با بهره گرفتن از چاقو متهم شده است در اعترافاتش مدعی شد دسیسه یک زن او را به انجام قتل وادار کرد)) استفاده می شد که این اقدام موجب شد افکار عمومی این شخص را مقصر اصلی حادثه قلمداد..
در این اخبار با تمرکز بر رابطه موجود بین این متهم و متهم به قتل ، و تحلیل های مختلف از آن این ارتباط را زمینه ارتکاب جرم نشان می دادند و به نوعی این شخص را نیز در وقوع جرم مقصر قلمداد می کردند. این اخبار به نحوی بازتاب داده می شد که مجرمیت متهم ردیف دوم از نظر افکار عمومی محرز بوده و در اخبار او را به عنوان مسبب اصلی حادثه معرفی می کنند و طبیعتا هرگونه اقدام در جهت تخفیف قرار تامین این متهم از سوی رسانه ها به عنوان سهل گیری و برخورد ملاطفت آمیز برداشت می شد و آزادی این شخص می توانست بازتاب وسیعی در سطح جامعه داشته باشد. در نتیجه قضات دادگاه نیز همسو با افکار عمومی و در جهت در امان ماندن دستگاه قضایی از اتهامات سهل انگاری و مدارا با مجرمین و تحت نفوذ قرار گرفتن قرار تامینی شدیدی برای این متهم انتخاب نموده اند.
فصل دوم : تاثیر رسانه ای شدن جرم بر تعیین مجازات
یکی از مواردی که در بازنمایی رسانه ای جرایم مورد توجه واقع می شو د مجازات جرایم رسانه ای شده است . این قسمت به عنوان نتیجه رسیدگی کیفری جایگاه ویژه ای در گزارش های رسانه ای دارد و مورد ارزیابی و تحلیل گزارشگران قرار می گیرد و در افکار عمومی نیز دارای اهمیت ویژه ای است . خبرنگاران در تحلیل های خود از مجازات انتخاب شده آن را با معیار ها و برداشت های خود از مسایل جنایی می سنجند . این در حالی است که گزارش های خبری فاقد اطلاعات و بینش کافی نسبت به مسایل کیفری هستند . اما با وجود این محدودیت ها افکار عمومی نیز متناسب با این گزارش ها شکل گرفته و در پرونده هایی که جنبه رسانه ای پیدا می کنند مقامات عدالت کیفری بر دو راهی همراهی با افکار عمومی و ستایش عملکرد آن ها توسط رسانه ها و یا نادیده گرفتن افکار عمومی و عمل به دیدگاه های کارشناسی و مورد انتقاد قرار گرفتن توسط رسانه ها قرار می گیرند.
تحلیل داده های به دست آمده در این تحقیق حاکی از فاصله گرفتن اقدامات دستگاه های عدالت کیفری در پرونده های رسانه ای شده از دیدگاه های کارشناسان و همسو بودن این اقدامات با افکار عمومی و فضای رسانه ای ایجاد شده دارند. این تاثیر پذیری در دستگاه قانونگذاری به صورت وضع قوانین سریع و تحت تاثیر فضای احساسی و عوامانه رسانه ها که با تعیین مجازات های شدید همراه است نمود پیدا می کند. تاثیر پذیری دستگاه قضایی از افکار عمومی و فضای رسانه ای در مرحله تعیین مجازات درارای جنبه های مختلفی است. در جرایم رسانه ای شده دستگاه قضایی تلاش دارد تا اقدامات خود را با فضای رسانه ای و افکار عمومی هماهنگ کند و به همین دلیل در انتخاب مجازات ها ، بر جنبه های از مجازات تاکید می کنند که دارای مقبولیت در عامه مردم باشد. با توجه به گرایش مردم به سزا گرایی ، مجازات انتخاب شده توسط داگاه ها برای مرتکبین جرایم رسانه ای شده عموما شدید و از نوع مجازات هایی هستند که درجه تنبیهی آن ها برجسته است. تحقیقات انجام شده حکایت از گرایش به مجازات حبس به عنوان نمونه بارز مجازات تنبیهی در پرونده های رسانه ای شده دارد. گرایش به سزاگرایی در این پرونده ها موجب شده است که اقداماتی که دارای درجه تنبیهی کمتری هستند به حاشیه رانده شده و با وجود داشتن پشتوانه و حمایت دیدگاه های کارشناسان در دستور کار دادگاه ها قرار نگیرند. استفاده از مجازات های جایگزین حبس که به دلیل دوری کردن از پیامد های نامطلوب مجازات حبس در دهه های اخیر در دستور کار دستگاه قضایی قرار گرفته و نیز مجازات های اجتماعی که طبق نظر کارشناسان در افزایش کیفیت مجازات های کیفری تاثیر قابل توجهی دارد در پرونده های رسانه ای شده به دلیل درجه تنبیهی پایین این اقدامات امری نادر و دور از انتظار است. در مرحله اجرای مجازات از اقداماتی که نمایشی و متقاعد کننده افکار عمومی است استقبال قابل توجهی در دهه اخیر شده است. اجرای علنی مجازات های اعدام در پرونده های رسانه ای شده نمونه این اقدامات در سالیان اخیر است.
در این فصل تلاش شده تا تاثیر رسانه ای شدن جرم و افکار عمومی بر تعیین مجازات با مقایسه پرونده های رسانه ای شده و رسانه ای نشده تبیین گردد. بر همین اساس تاثیر این امر را در سه مبحث با عناوین : تاثیر بر میزان مجازات ، تاثیر بر انتخاب نوع مجازات و تاثیر بر اجرای مجازات بررسی می کنیم.
مبحث نخست : تاثیر رسانه ای شدن جرم بر میزان مجازات
روند رسیدگی پرونده های رسانه ای شده تاثیر قابل توجهی از افکار عمومی می پذیرد . تعیین مجازات نیز به عنوان مرحله نهایی از رسیدگی کیفری از این اصل مستثنا نیست. تعیین مجازات جرایم در یک فرایند دو مرحله ای انجام می پذیرد و ابتدا در دستگاه قانون گذاری نوع و میزان مجازات تعیین می شود و سپس در دستگاه قضایی و در مرحله رسیدگی کیفری قضات دادگاه ها با بهره گرفتن از اختیاراتی که قانون گذار به آن ها اعطا کرده است ، در نهایت میزان مجازات را انتخاب می کنند. تاثیرگذاری رسانه ای شدن جرم بر دو حوزه قانونگذاری و قضایی سیاست جنایی ممکن است با افزایش میزان مجازات در این دو حوزه ی همراه باشد. و این افزایش مجازات که کیفر گرایی نامیده می شود گاهی مرتبط با قانونگذاری در عرصه ی کیفری به عنوان ماحصل گفتمان سیاسی مطرح می شود و زمانی نیز در ارتباط با قوه قضاییه و قضات مطرح می شود که به کیفر گرایی قضایی معروف است[۲۲۸]. در این مبحث به طور جداگانه به تاثیر گذاری رسانه ای شدن جرم در میزان مجازات در دستگاه قانونگذاری و قضایی خواهیم پرداخت.
گفتار اول: افزایش میزان مجازات در دستگاه قانونگذاری
عرصه ی قانونگذاری سیاست کیفری توسط قوه مقننه اعمال می گردد . اعضای این قوه با مراجعه مستقیم به آرای مردم انتخاب می گردند و نهادی کاملا انتخابی و وابسته به حمایت های مردمی هستند و با توجه به انتخاب مستقیم توسط مردم وابسته ترین قسمت به افکار عمومی هستند . این مقامات با توجه به انتخاب توسط مردم بیشترین تاثیر پذیری را از فضای رسانه ای جرایم دارند و واکنش های عوام گرایانه در اقدامات آن ها در پاسخ به مطالبات رسانه ها امری رایج است. عوام گرایی در دستگاه قانون گذاری موجب می شود دیدگاه های مردم عادی در خصوص مسایل کیفری از جمله مجازات مجرمین ملاک عمل آنان قرار گیرد. تحلیل محتوای مذاکرات نمایندگان مجلس شورای اسلامی در فرایند قانونگذاری کیفری نشان دهنده میزان فراوانی و تنوع در بهرهگیری از واژگانی است که بیانگر نگرانیهای مردم و انتظارهای عمومی است. برای نمونه، تمرکز بر دلایلی مانند: «حل مشکلات مردم»، «تأمین امنیت مردم»، «رفع دلواپسی مردم» به هنگام بررسی لایحه الحاق یک ماده به قانون مجازات اسلامی در خصوص نحوه نظارت بر مجرمین سابقهدار (مشروح مذاکرات مجلس شورای اسلامی، ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷، صص ۱۷-۱۰)، تاکید بر برآورده کردن «مطالبات عمومی»، «انتظار عمومی»، «منافع عمومی» از طریق ارائه طرح اصلاح ماده ۱۸۸ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری (مشروح مذاکرات مجلس شورای اسلامی، ۲۴ خرداد ۱۳۸۵، صص ۱۲-۸)، و نیز دفاع از طرح تشدید مجازات جرائم اخلال در امنیت روانی جامعه با استناد به «انتظارات مهم مردم» و «توقعات جامعه» (مشروح مذاکرات مجلس شورای اسلامی، ۱۲ تیر ۱۳۸۷، صص۱۲-۱۰) از نمادهای بارز مشروعیت بخشیدن به سیاستهای کیفری ایران به شمار میآید.[۲۲۹]
این در حالی است که شناخت افکار عمومی از مجازات و ویژگی های آن ناشی از اخباری است که رسانه ها بازتاب می یابد . رسانه ها نیز جرایمی را بازتاب می دهند که دارای ارزش خبری بالایی هستند و عمده جرایم دارای ارزش خبری جرایم خشونت آمیز است. مجازات جرایم خشونت آمیز نیز دارای درجه تنبیهی بالایی است و به منظور رسیدن به هدف تنبیهی مجازات نیز ویژگی سزا دهی آن افزایش داده می شود . در نتیجه در رسانه ها مجازات هایی که بازتاب داده می شود دارای شدت بیشتری هستند و با توجه به اینکه این گزارش ها توسط مردم مورد نگرش واقع می شود ، دیدگاه های مردم عادی نیز همسو و مطابق با الگوی رسانه ای مجازات ها شکل می گیرد. نتیجه این امر گرایش افکار عمومی به سزادهی در اعمال مجازات ها است که از این امر به عنوان کیفر گرایی عمومی به معنای گرایش مردم به پاسخ های سرکوبگرانه یاد می شود[۲۳۰]. این در حالی است که سزادهی تنها یکی از اهداف مجازات ها است و در انتخاب میزان مجازات نیز نباید ویژگی های مجازات ها از قبیل سزا دهی به اندازه ای تعیین شود که سایر اهداف مجازات ها به خصوص اصلاح و بازپروری مجرم را با مخاطره رو به رو کند به همین دلیل برای تامین هدف اصلاحی مجازات ها ناگزیرند از خشونت آن بکاهند.[۲۳۱]
از طرفی نیز محتوای اخبار رسانه ای در خصوص پدیده های مجرمانه و به خصوص جرایم رسانه ای شده بیش از حد خلاصه و فاقد جنبه تحلیلی است. این دو ویژگی موجب می شود که درک و نگرش مردم از پرونده های کیفری سطحی و غیر کارشناسی بوده و از دیدگاه های کارشناسی فاصله بگیرد.
یکی از دلایل اصلی فاصله گرفتن دیدگاه های مردمی از دیدگاه های کارشناسانه در خصوص میزان مجازات عدم توجه خبر نگاران به اهداف مجازات ها و بازتاب ندادن آن است. با وجود اهمیت توجه به اهداف مجازات ها در گزارش های خبری به ندرت می توان به گزارشی برخورد کرد که در آن اهداف مجازات ذکر شده باشد . اشاره گزارشگران به اهداف مجازات ها یا به طور صریح است و یا منظور خود را با آوردن عباراتی مانند : به منظور ، در جهت و … بیان می کنند. در تحقیقاتی که بر روی روزنامه های کانادایی انجام شده است در کل در ۷۰ درصد از گزارش ها اصلا دلیلی برای مجازات ذکر نشده و در ۱۸ در صد یک دلیل و در ۵ درصد دو دلیل ذکر شده است .اهدافی هم که در این گزارش ها ذکر شده غالبا اهداف خاص مجازات ها نیست و فقط در ۶ درصد به هدف بازدارندگی و در ۴ درصد به یکی از سایر اهداف مجازات ها اشاره شده است[۲۳۲]. دلیل این امر هم این است که اشاره به اهداف مجازات ها علاوه بر اینکه به گزارش جنبه فنی داده و با لزوم ساده نویسی و خلاصه بودن متن در گزارش ها تعارض دارد ، مطالعه آن نیز خارج از حوصله و وقت مخاطب است .در مجموع این عوامل مانع تحقق درک و نگرشی صحیح در مخاطبان در خصوص اهداف مجازات ها می گردد . با وجود چنین محدودیت هایی در بازنمایی رسانه ای جرایم و به تبع آن افکار عمومی شکل گرفته ، دستگاه قانون گذاری جمهوری اسلامی ایران در وضع برخی از قوانین ، از افکار عمومی و خواسته های مردم پیروی کرده است که این اقدامات قانون گذار مصداق بارز عوام گرایی است . در این گونه مصوبه ها همراهی مسئولین با افکار عمومی با توجه به گرایش افکار عمومی به سزاگرایی در غالب تشدید مجازات مجرمین نمود پیدا می کند. حتا این اقدامات قانون گذار در برخی موارد ممکن است به پیش بینی عنوان مجرمانه ی مستقل برای برخی از جرایم یا تغییر عنوان مجرمانه ی عمل ارتکابی نیز منتهی گردد . به عنوان نمونه می توان به پیش بینی عنوان مجرمانه افساد فی الارض و مجازات اعدام در قانون ((اصلاح قانون مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بسری فعالیت غیر مجاز می نمایند)) اشاره کرد . به دلیل وجود چنین ویژگی هایی است که محققان این مصوبه را یکی از مصادیق عوام گرایی در دوره ی مجلس هفتم قانون گذاری جمهوری اسلامی ایران می دانند.[۲۳۳]این قانون پس از انتشار فیلم خصوصی یکی از هنر پیشه ها که منجر به جریحه دار شدن احساسات مردم گردید تصویب شد و به شدت تحت تاثیر فضای احساسی ایجاد شده توسط رسانه ها قرار داشت. ایراد اصلی این رویه قانونگذاری کیفری تأثیرپذیری شدید آنها از فضای احساسی، هیجانی و رسانهای حاکم بر جامعه و فقدان ارزیابی علمی است. یافته های علمی نشان میدهد این تدابیر شتابزده به دلیل درک نادرست از واقعیتهای مجرمانه در عمل نمیتوانند تأثیر چندانی در پیشگیری از جرم داشته باشند. حاکمیت فضای احساسی گاهی باعث میشود حتی در مواردی که میزان اثربخشی این تدابیر در معرض تردید قرار دارد تحت تاثیر فشارهای سیاسی و مطالبات عمومی اجرای این رویه ها همچنان استمرار یابد.[۲۳۴]
یکی دیگر از عواملی که در سزاگرایی موثر است باورهای مردمی در این خصوص است. باورهای مردم یکی از مولفه هایی است که می تواند بر گرایش آنها به کیفر و میزان و شدت آن موثر باشد.[۲۳۵]در این بین رسانه ها با تمرکز و تاکید بر باورهای مذهبی به خصوص در جرایمی مثل تجاوز به عنف موجب افزودن بر این تعصبات و تاثیر آنها می شوند . در گزارش پایگاه خبری مهر نیوز[۲۳۶] از پرونده های ((تجاوز جمعی کاشمر)) و گزارش روزنامه انتخاب[۲۳۷] از پرونده ((تجاوز گروهی خمینی شهر اصفهان)) با توجه به موضوع این پرونده که تجاوز به عنف بوده بر ارزش های مذهبی و سخنان بزرگان دین در این خصوص تاکید شده و بر احساسی شدن فضای رسانه ای جرایم می افزایند. این اقدام رسانه ها یکی از اصلی ترین پیش زمینه های وقوع و پیدایش حرکت های توده ای درمیان مردم است . این حرکت های توده ای که عنوان خواسته های مردمی را با خود یدک می کشند در نهایت با واکنش همسوی نهادهای عدالت کیفری به عنوان یکی از مصادیق بارز عوامگرایی کیفری همراه می گردند.
گفتار دوم: عدالت استحقاقی
اصطلاح عدالت استحقاقی به معنای گرایش هرچه بیشتر سیاست جنایی در چند دهه اخیر در توسل به کیفر و مبتنی بر احیای سزاگرایی در حوزه هنجاری مجازات است . این جریان فکری پس از طرح ادعای ناتوانی نظریه و سیاست های اصلاح و درمان در پیشگیری از جرم و اصلاح مجرمان مطرح شده است.[۲۳۸]در این دیدگاه دیگر اصلاح و بازپروری مجرمین تنها وسیله پیشگیری از وقوع جرم نیست بلکه صرف سزادهی مناسب ترین و بهترین مبنای توجیه کننده مجازات است و با نفی اهداف اصلاحی مجازات و قبول مجازات های استحقاقی سیاست سختگیرانه ای نسبت به مجرم اعمال می گردد.[۲۳۹] این رویکرد کاملا علمی و مبتنی بر یافته های علوم جنایی است و باید آن را از تمایل افکار عمومی بر سزا گرایی تفکیک کرد . عدالت استحقاقی بیش از همه بر روی مراجع قانون گذاری به عنوان نماینگان منتخب مردم و بخشی از سیاست جنایی تاثیر گذار بوده و منجر به تشدید واکنش علیه مجرم گشته است .
نقش رسانه ها در ایجاد ایده عدالت استحقاقی را نباید نادیده گرفت. یکی از اساسی ترین زمینه هایی که موجب شکل گیری ایده ی عدالت استحقاقی گردید ، افزایش احساس ترس از جرم در جامعه بود. برخی معتقدند که این نگرش محصول ترس از جرم است، ترس از جرمی که ریشه در یک تجربه جمعی جدید از جرم و نا امنی در چند دهه ی اخیر دارد.[۲۴۰]در بخش نخست بیان شد که ارتباط مستقیمی بین بازتاب جرایم در رسانه ها و میزان ترس از جرم در جامعه وجود دارد.رسانه های گروهی با انتشار اخبار مربوط به جرایم موجب افزایش ترس از جرم در جامعه می گردند. این امر زمانی موثرتر می شود که رسانه های خبری با بهره گرفتن از تکنیک ها ی خبری از قبیل استفاده از تصاویر؛ برجسته سازی ، ذکر داستانوار حادثه و … . تاثیر این اخبار بر ترس از جرم ناشی از بازتاب این جرایم می افزایند.
عامل دیگری که به نحو غیر مستقیم در ترس از جرم موثر است ، ایجاد این تفکر در رسانه ها است که نرخ جرایم در حال رشد است .این امر محیط جامعه را به شدت ناامن جلوه می دهد به خصوص اینکه گزارشگران در گزارش های خود اصرار دارند که طوری وانمود می کنند که همه مردم در خطر بزه دیده واقع شدن هستند و این گونه بازنمایی رسانه ای جرایم می تواند این پنداشت را به وجود آورد که جرائم(به ویژه آن جرائمی که مردم بیشتر از آن می ترسند) به شدت در حال رشد هستند.[۲۴۱]
از طرفی رسانه ها در افزایش واقعی نرخ جرایم نیز تاثیر قابل توجهی داشته اند . افزایش نرخ جرایم به طور مستقیم نیز زمینه ساز پیدایش ایده عدالت استحقاقی گردیده است . افزایش نرخ جرایم موجب تشکیک در توانایی های مکتب دفاع اجتماعی که بر اصلاح و بازپروری مجرمین به منظور پیشگیری از وقوع جرایم تاکید داشت، شده است . با افزایش نرخ جرم در کشور های غربی به ویژه امریکا در بین سال های ۱۹۲۰تا ۱۹۷۰ تبدیل به یک بحران شده بود و مکتب دفاع اجتماعی و سیاست بازپروری کوچکترین موفقیتی در مهار آن نداشت.[۲۴۲] عدم موفقیت مکتب دفاع اجتماعی در مهار نرخ جرایم به وضوح نمایان بود و منجر به ایجاد اصطلاح اثر صفر درمان در آن زمان شده بود.[۲۴۳]بازتاب این اخبار در رسانه ها که در غالب کمرنگ نشان دادن دستاورد های مکاتب دفاع اجتماعی در اصلاح و بازپروری مجرمین و پیشگیری از وقوع جرم و تاکید همزمان بر افزایش نرخ جرایم و پایین بودن درجه ی تنبیهی مجازات ها انجام می شد در پیدایش زمینه ی لازم برای ایده ی عدالت استحقاقی تاثیر قابل توجهی داشته است.
گفتار سوم: افزایش میزان مجازات در دستگاه قضایی
قضات دادگاه ها در تعیین میزان مجازات مجرمین مقید و محدود به اختیاراتی هستند که دستگاه قانون گذاری به آن ها اعطا می کند . قانونگذار در تعیین میزان مجازات جرایم دو رویه را دنبال می کند . به این ترتیب که یا میزان مجازات را به طور ثابت تعیین نموده و قضات دادگاه در انتخاب میزان آن اختیاری ندارند مثل مجازات جرایمی از قبیل قتل عمد و تجاوز به عنف که اعدام است یا انتخاب میزان مجازات را دربین حد اقل و حداکثر در اختیار قاضی دادگاه قرار می دهد که این شیوه رایج ترین فرض تعیین مجازات است.[۲۴۴]در این صورت قاضی دادگاه در انتخاب میزان مجازات با رعایت اصل فردی کردن مجازات ها میزان مجازات را از بین حداقل و حداکثر قانونی انتخاب می کند . در این بین قاضی دادگاه می تواند با رعایت مواد مختلف قانونی از قبیل مواد ۲۲، ۴۶، ۴۷ ، ۴۸ و ۴۹ ق.م.ا. میزان مجازات را تعیین نموده و حتی به کمتر از میزان قانونی آن رای دهد که به این مجازات، مجازات قضایی و به مجازاتی که در متن قانون تعیین شده است مجازات قانونی گفته می شود. بازتاب جرم در رسانه موجب افزایش دامنه تاثیر آن می شود و هرچه قدر نتایج و پیامد های یک عمل شدیدتر باشد سرزنش و مجازات بزرگتر خواهد بود و بین این دو رابطه ی نزدیک و مستقیم وجود دارد و میزان سرزنش و مجازات تابعی از شدت نتایج و پیامدهای جرم است.[۲۴۵]در نتیجه دادگاه ها در تعیین میزان مجازات جرم به پیامد های آن نیز توجه می کنند و رسانه ها با دامن زدن به عواقب جرم در جامعه موجب می گردند که قضات مجازات های بیشتری را اعمال کنند.
در مورد اینکه مجازات باید متناسب باشد اختلاف نظر وجود ندارد اما در جزییات آن اختلاف نظر قابل مشاهده است . تناسب مجازات از یک سو با جرم ارتکابی سنجیده می شود و باید با آن متناسب باشد. در این خصوص اختلاف نظری وجود ندارد . اما این تناسب با توجه به اهمیت جرم ارتکابی تعیین می گردد .در خصوص اهمیت جرم آنچه در رسانه ها بازتاب داده می شود با آنچه در عمل توسط قضات رعایت می گردد متفاوت است .در گزارش رسانه ها آنچه معیار تناسب است تناسب عرفی است، به این ترتیب که جرم قتل یا تجاوز به عنف از سرقت شدیدتر و سرقت از توهین شدید تر است . از طرفی نیز الفاظی که رسانه ها برای گزارش های خود استفاده می کنند الفاظی کلی است و بیانگر تحلیل ها و تفاوت های انواع جرایم به لحاظ شدت و ضعف نیست و بیشتر از الفاظی استفاده می شود که جذاب باشد و توجه مخاطب را جلب کند و به همین علت به الفاظ تخصصی و مبانی و شرایط قانونی آن اشاره نمی کنند .[۲۴۶] در نتیجه محتوای رسانه ها در خصوص اهمیت و جدیت جرم ارتکابی اطلاعات فنی و قابل توجهی به مخاطبان خود ارائه نمی دهد .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:24:00 ب.ظ ]




۶-عدم پاسخگویی مناسب بعضی از کارکنان به پرسشنامه
منابع و مآخذ
منابع و مآخذ فارسی:
۱- آقاجانی ، حسنعلی- قارونی آهنگر ، رضا - حسین زاده ، علی اکبر. (۱۳۸۷) .” ارائه یک مدل مدیریت دانش موفق  ، مجموعه مقالات ششمین کنفرانس بین المللی مدیریت ، صص۲۰-۱۷ .
۲- احمدی ،علی اکبر-پناهی، بلال .(۱۳۸۸)." بررسی تأثیر جو اخلاقی بر نگرش ها و رفتارهای شغلی کارکنان دانشگاه پیام نورآذربایجان شرقی“، پژوهشهای مدیریت ،سال دوم ، شماره ۵ ، صص ۵۵-۳۳٫
۳- اخوان،پیمان-یزدی مقدم،جعفر.(۱۳۹۲)." بررسی توام نقش اصول اخلاقی و مدیریت دانش بر عملکرد سازمانی”فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری،سال هشتم،شماره ۲،صص ۳۷-۵۳
۴- الوانی، سید مهدی – حسن پور، اکبر- داوری، علی .(۱۳۸۹)." تحلیل اخلاق سازمانی کارکنان با بهره گرفتن از الگوی دایره اخلاق“، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، سال پنجم، شماره های ۳و۴،صص ۳۴-۲۵٫
۵-امین بیدختی، علی اکبر- مکوند حسینی،شاهرخ - احسانی،زهرا.(۱۳۹۰)” . بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش در سازمان آموزش و پرورش شهرستان سمنان"، فصلنامه راهبرد / سال بیستم،صص ۲۱۶-۱۹۱٫
۶- باور صاد، بلقیس –حبیبی، لیلا – توانبخش ،حسام الدین .(۱۳۸۹)." بررسی رابطه بین مدیریت دانش و عملکرد سازمان در شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران "،اولین همایش ملی مدیریت .صص۱-۱۳
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
۷- براتی احمدآبادی،هاجر-عریضی ،حمید رضا-نوری،ابوالقاسم.(۱۳۸۹)." رابطه بین جوسازمانی و وجدان کاری با عملکرد شغلی” ،فصلنامه روانشناسی کاربردی،سال۴،شماره۱،بهار ۱۳۸۹،صص۶۵-۸۱
۸- بهاری فر، علی- جواهر کامل، مهدی.(۱۳۸۹)." بررسی پیامد های ارزش های اخلاقی سازمان” ، دوماهنامه توسعه انسانی پلیس ، سال هفتم، شماره ۲۸ ،صص ۱۱۸-۹۵
۹- بهرام زاده، محمد مهدی- باورصاد، بلقیس- جعفرپور، محمود .(۱۳۸۹). “ ارزیابی نقش جو سازمانی در روحیه کارآفرینی دانش آموزان متوسطه شهر اهواز“، نشریه علوم تربیتی دانشگاه شهید چمران اهواز، شماره۸۹، صص۱۵۱-۱۸۰٫
۱۰- خورشید، صدیقه- محسنی، زهرا.(۱۳۸۹)." مطالعه تأثیر فضای اخلاقی سازمان بر روی رضایت شغلی کارکنان بانکهای دولتی و خصوصی شهر گرگان“، پژوهشهای مدیریت سال سوم ، شماره هفتم، صص ۱۱۹-۷۹٫
Job Satisfaction - رضایت شغلی
۱۱- دانش فرد ،کرم الله - شهابی نیا، سعید.(۱۳۸۹).” بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و استقرار مدیریت دانش“، (پژوهشگر) فصلنامه مدیریت، سال هفتم، شماره ۱۷ ،صفحه ۱۰-۱٫
۱۲- رحیم نیا، فریبرز- نیکخواه قرخانی، زهرا .(۱۳۹۰)، “ تاثیر جو اخلاقی سازمان بر هویت سازمانی و تمایل به ترک خدمت فروشندگان“، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، سال ششم، شماره ۴،صص۱۱-۱٫
۱۳- رضاییان فردویی،صدیقه و قاضی نوری،سید سپهر،(۱۳۸۹)."مدل یابی نقش اخلاق در موفقیت های سیستم های مدیریت دانش"،فصلنامه سیاست علم و فناوری صص، ۱۵-۱
۱۴- رفیع پور،فرامرز.(۱۳۸۷)."ارزش چیست"بخش اول ،انسان شناسی و فرهنگ،صص ۱۶۲-۱۶۳
۱۵- ساروخانی، باقر.(۱۳۷۵). “ خانواده ونگرشهای آموزشی جوانان” ،دانشگاه تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی ،ص۹۰۹٫
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۱۶- سیف الدین ، امیر علی - سلیمی ، محمد حسین - سید اصفهانی ، میر مهدی..(۱۳۸۵). “ مقایسه اشتراک و انتقال دانش در سطوح مختلف نظام های نو آوری ” ، فصلنامه مدرس علوم انسانی ،شماره ۴ ، صص ۱۱۰-۷۷٫
۱۷- .شاکری نیا، ایرج .(۱۳۹۰). “ رابطه جو اخلاقی و حمایت سازمانی بر رفتار مدنی سازمانی در پرستاران بیمارستان های دولتی شهر رشت“، فصلنامه بیمارستان، سال یازدهم، شماره ۱، ص ۱۰-۱٫
۱۸- .شیفع زاده، حمید .(۱۳۸۶). “مدیریت دانش،نظریه ها، فناوری ها و رویکردها، رشد فناوری"، فصلنامه تخصصی پارک ها و مراکز رشد، شماره ۱۳،ص ۷٫
۱۹- غلامی، علیرضا .(۱۳۸۸)، “ اخلاق سازمانی: مشکلات، موانع و راه کارها“فصلنامه توسعه انسانی پلیس ، شماره ۶، صص۶۳-۸۳٫
۲۰- فرمانفرمایی، تکتم - جوادیان زاده ، محمد مهدی .(۱۳۸۷). “ استقرار مدیریت دانش با بهره گرفتن از سیستم ارزیابی عملکرد شرکت های آب و فاضلاب ” ، مجموعه مقالات ششمین کنفرانس بین المللی مدیریت . صص ۳۵-۱۷٫
۲۱-قربانی،صابر.(۱۳۸۸).”چیستی مدیریت دانش“مجله کار و جامعه ، شماره ۱۱۶ ، ص ۴۸
۲۲- قوامی فر ، عاطفه - بیگ ، لیلا - موسوی مدنی ، فریبرز. (۱۳۸۷). “ ارائه مدل مفهومی مدیریت دانش در محیط زاینده ی سازمان مجازی پویا "،مجموعه مقالات ششمین کنفرانس بین المللی مدیریت ،ص ۵۰
دانلود پایان نامه
۲۳- کریمی،مهدی - رجایی پور ، ،سعید - هویدا،رضا. (۱۳۸۹) ." بررسی رابطه بین ابعاد جو سازمانی و رفتار اخلاقی در بین کارکنان دانشگا ههای اصفهان و علوم پزشکی اصفهان“، فصلنامه رهبری و مدیریت آموزشی، سال چهارم، شماره ۱،صص ۱۰۲-۸۳٫
۲۴- گودرزی، اکرم-گمینیان،وجیهه.(۱۳۸۵).”اصول، مبانی ونظریه های جووفرهنگ سازمانی "انتشارات اصفهان، چاپ دوم صص ۵۸-۵۷٫
۲۵- محبت خواه، حسین.(۱۳۸۹). “بررسی مفهوم جو سازمانی” پایگاه مقالات علمی مدیریت،صص ۱-۳
۲۶- مدهوشی ، مهرداد-نیازی، عیسی.(۱۳۹۰)." ارزیابی سطح مدیریت دانش در دانشگاههای منتخب” پژوهش نامه مدیریت تحول، سال سوم ، شماره ۶، صص ۱۳۷-۱۱۶٫
۲۷-نادی ، محمدعلی –حاذقی، فاطمه .(۱۳۹۰).”الگویابی معادله ی ساختاری روابط بین جو اخلاقی، رضایت شغلی و تعهد سازمانی با نیت ترک خدمت در بین کارکنان بیمارستان های خصوصی شهر شیراز” مجله مدیریت اطلاعات سلامت ، دوره ی هشتم، شماره ی پنجم ، صص ۷۰۸-۶۹۹٫
۲۸- نجفی ، محمد – کریمی، مهدی - قهرمانی فر، علی- رضوانی، ،سید مرتضی. (۱۳۸۹) ." بررسی رابطه بین ابعاد جو اخلاقی و رضایت شغلی در میان کارکنان اداره های آموزش و پرورش شهر اصفهان”، رویکردهای نوین آموزشی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان، سال پنجم، شماره ۲، شماره پیاپی ۱۲٫صص ۲۲-۱٫
منابع و مآخذ انگلیسی:
۱-Acikgoz, Atif. &Gunsel, Ayse. (2011).” The effects of organizational climate on team innovativeness",Procedia Social and Behavioral Sciences 24,pp 920-927.
۲-Alazmi, Mutiran. & Zairi, Mohamed. (2003).” Knowledge management critical success factors", Journal of Knowledge Management, pp 199-204.
۳-Alexander Ardichvilia, , Richard Cardozob, Sourav Ray.(2003).” A theory of entrepreneurial opportunity identification and development”, Journal of Business Venturing, 18 (2003) 105–۱۲۳٫
۴-Allameh Mohsen, Zamani Mohsen , Davoodi Sayyed Mohammad Reza .(2011) “.The Relationship between Organizational Culture and Knowledge management",procedia Computer Science3 ,pp 1224-1236.
۵-Ancarani ,Alessandro, Carmela Di Mauro, Maria Daniela Giammanco.(2009). “how are organisational climate models and patient satisfaction related? A competing value framework approach” Social Science & Medicine, Volume 69, Issue 12, pp 1813-1818.
۶-Asif, Farah. (2011). “What is the difference between organizational culture and organizational climate? A native’s point of view on a decade of paradigm wars".Journal of Business Research, 64 ,pp 454-459.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:24:00 ب.ظ ]




۱- تأمین مواد خام وکالا های واسطه ای
۲- صدور تولیدات داخلی بدون پرداخت مالیات بر صادرات یا عوارض فروش
۳- ارائه یارانه به صادر کنندگان در صورت حمایت از صنایع داخلی
۴- وجود مدیریت مستقل در مناطق آزاد تجاری (لطیفی & امین آقایی, ۱۳۸۵)
بنابراین از دیدگاه توسعه اقتصادی ملی، ایجاد یک منطقه آزاد با ویژگی های ذکر شده در بالا می تواند ایجاد کننده ی تغییراتی در جهت توسعه منطقه مورد بحث باشد. به طور کلی تأمین کردن آزادی برای مبادلات تجاری و جذب برخی تخصص های فنی سرمایه ای که مورد نیاز جریان توسعه صنعتی کشور است از جمله این ویژگی هاست که از نظر منطقه ای، عاملی برای تحرک بخشیدن به اقتصاد نواحی مجاور خود شده و حرکت سرمایه، نیروی کار و مدیریت عقب مانده و محروم را تسریع کند. در مورد اثرگذاری این ویژگی های مناطق آزاد باید به خاطر داشت که “ایجاد مناطق آزاد را نه به صورت اقدامی مجزا و منفک از اقتصاد ملی بلکه بخشی از تلاش گسترده تر برای توسعه اقتصادی-اجتماعی باید تلقی کرد. در نتیجه، ایجاد مناطق آزاد در بطن فعالیت های اقتصادی ملی، فرایندی هدفمند بشمار می آید که وظیفه آن کمک به رشد اقتصادی، تقویت صنعتی شدن و فراهم سازی امکانات مبادلات بازرگانی به ویژه در زمینه های صادراتی است.” (طرح ایجاد مناطق آزاد در ایران, ۱۳۷۲)
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۵-۲-۲ آثار ایجاد مناطق آزاد
مناطق آزادی که در آغاز مرحله صنعتی شدن کشورهای در حال توسعه احداث شده‌اند نتایج و عملکردهای متفاوتی داشته‌اند. اگر چه تجربه‏های موجود در جریان مطالعات اکتشافی حاکی از موفقیت‌های زیادی در همه‌ی کشورهای احداث‏کننده‏ی این مناطق نیست اما با این حال با توجه به نقشی که این مناطق به طور بالقوه می‌توانند داشته باشند چاره‏ای جز ایجاد این مناطق به عنوان مؤثرترین ابزار توسعه صنعتی و افزایش صادرات از طریق جذب سرمایه‏های خارجی نیست اما مزیت مناطق آزاد در زمانی بالفعل خواهد شد که این مناطق به درستی طراحی شوند و فضای مناسب را برای گسترش سرمایه‏گذاری صنعتی سودآور با همکاری خارجی ها به وجود آورد و از این طریق به پیشبرد فناوری تولید صنعتی، بازاریابی در کشورهای دیگر، اصلاح سیاست‌گذاری‌ها و تقویت توان اداری-فنی برای توسعه صنعتی یاری رساند. افزون بر این، منطقه‌ی آزاد می‌تواند همچون الگویی مناسب برای اقتصاد منطقه‏ای به دریافت مهارت‌های جدید و گسترش آن در بخش‌های مختلف کمک کند. منطقه آزاد موفق در اهداف تعیین شده، می‌تواند بر روی اشتغال، تراز پرداخت‌ها و اصلاح مسیر توسعه اقتصادی ملی اثرات مثبتی داشته باشد. از دید اقتصادی منطقه آزاد در صورتی می‌تواند چنین اثراتی را به وجود آورد که به طور نسبی حداقل:

۱- سیاست‌های اقتصادی دولت فضایی را ایجاد کند که مغایر توسعه بخش خصوصی نباشد
عکس مرتبط با اقتصاد
۲- به درستی مکان‌یابی شده باشد
۳- ارتباطات، تسهیلات حمل و نقل و مخابرات با جهان خارج به خوبی توسعه یافته باشد و دیگر امکانات همگانی و زیر بنایی نیز در حد پاسخ گوی نیازمندی‌ها باشد
۴- تعادل اقتصادی در سطح کلان حفظ شود به گونه ای که افزایش مستمر سرمایه‏گذاری مولد، توازن در منابع فیزیکی، عرضه و تقاضای نیروی انسانی متخصص، کنترل نرخ تورم و بالاخره حفظ موازنه پرداخت‌های خارجی برای اجتناب از بحران و رکود اقتصادی مد نظر قرار گیرد
۵- فعالیت‌های صنعتی در اقتصاد ملی در جهت عمقی تحول یابد و در زمان مناسب بازرگانی خارجی به تدریج و به ویژه در ارتباط با صنایع صادراتی از مقررات دست و پاگیر اداری و گمرکی رها گردد.
۶- مدیریت منطقه آزاد توان اداری - فنی و آگاهی لازم برای پیگیری سیاست‌های دوراندیشانه را داشته باشد. فنون جدید تبلیغاتی را به گونه ای موثر، به ویژه در خارج از کشور در جهت جذب سرمایه و دانش فنی به کار گیرد و هماهنگی‌های لازم را در فعالیت‌هایی که به طور گسترده‏تر می‌شود به وجود آورد. (طرح ایجاد مناطق آزاد در ایران, ۱۳۷۲)
همچنین در این مطالعه نقش دولت، حمایت مداوم از هدف‌های مناطق آزاد و ایجاد تسهیلات برای ورود به بازارهای بین‌المللی کالاهای صنعتی عنوان شده است.
مکانیسم‏های یاری‏رسان به اقتصاد ملی و منطقه‏ای
مناطق آزاد به واسطه‌ی مکانیسم‌های متعددی می‌توانند یاریگر توسعه اقتصاد ملی و منطقه ای باشند. بعضی از این مکانیسم‌ها عبارتند از:
۱- کمک به تشخیص مزایای نسبی تولیدات داخل کشور و قابل عرضه به بازار های بین‌المللی
۲- تأمین سریع‌تر و به موقع ذخایر مواد اولیه و کالاهای واسطه و قطعات مورد نیاز کارخانجات داخلی. در این مورد سهولت و سرعت عمل در تأمین سفارشات داخلی می‌تواند سبب صرفه‏جویی در هزینه تولید و در نتیجه کاهش قیمت تمام شده کالاهای ساخت داخلی و افزایش امکان صادرات آن به خارج گردد.
۳- کاستن از میزان بیکاری در اقتصاد ملی و منطقه ای. در این مورد منطقه آزاد با ایجاد اشتغال مستقیم در خود منطقه و گسترش فعالیت‌ها و مشاغل تبعی در بخش‌های خدماتی به جذب نیروی کار محلی در مناطق اطراف منطقه آزاد یاری می‌رساند.
۴- انتقال سهمی از درآمدهای منطقه آزاد به کشور میزبان. در این مورد فعالیت‌ها و خدمات انجام شده در یک منطقه آزاد چون انبارداری، حمل و نقل و توزیع کالا، بانکداری، بیمه، تولید و مونتاژ کالا و انواع دادوستدها، مولد درآمدهایی هستند که در نهایت بخشی از آن به کشور میزبان و از جمله نواحی مجاور منطقه آزاد انتقال می‌یابد.
۵- ایجاد اثر القایی جریان توسعه در مناطق محروم مجاور مناطق. در این مورد توسعه اقتصادی در دوره بلندمدت همچون ظروف مرتبطه سبب ایجاد فعالیت‌های جدید به ویژه در شهرهای اطراف مناطق آزاد می‌شود. ایجاد اشتغال و درآمدهای جدید با اثر تکاثری خود می‌تواند اقتصاد راکد مناطق محروم‌تر را به تکاپوی تازه‏تر سوق داده و سطح فعالیت‌های آن را بالا ببرد. (سند ملی توسعه مناطق آزاد در برنامه چهارم توسعه, ۱۳۸۱)
به این صورت اقتصاد ملی - منطقه ای حداقل از دید نظری چه مستقیم و چه غیر مستقیم از ایجاد این مناطق منتفع می‌گردد و به سطح بالاتری از توسعه دست می‌یابد.
۶-۲-۲ هدف‏ها، خط مشی‌ها و پارامترهای مهم در توسعه مناطق آزاد
از دیدگاه نظری، ایجاد مناطق آزاد در جهت تحقق هدف‌های گوناگونی صورت می‌گیرد که گسترش فعالیت‌های تولیدی - صنعتی از جمله این اهداف به شمار می‌رود. اعلام اهداف در یک منطقه آزاد به معنای تعیین نقاط حرکت از مبدأ برای رسیدن به نقاط مقصد با توجه به نقش طبیعی هر منطقه در ایفای وظایف معین است. بنابراین ضرورت دارد که از تعیین مقاصدی که دستیابی به آن‌ ها با توجه به ویژگی‏های منطقه ای یا ملی امکان‌پذیر نیست احتراز شود. برخی از مهم‌ترین اهداف که در سند ملی توسعه مناطق آزاد ذکر شده‌اند عبارتند از:
۱- افزایش صادرات و درآمد ارزی حاصل از آن و حضور فعال در بازارهای جهانی
۲- شتاب بخشیدن به ورود سرمایه‏های خارجی به کشور
۳- صادرات مجدد و دریافت حق‌العمل ترانزیت کالا به مقصد کشورهای دیگر
۴- افزایش میزان بهره‏وری از امکانات، مبادلات و اعتبارات بین‌المللی
۵- کسب درآمد از طریق گسترش فعالیت‌های حمل و نقل، انبارداری، بارگیری و تخلیه کالا، بیمه و بانکداری
۶- جذب توریست و افزایش درآمد از طریق آن
۷-کاهش زمان و تبعاً کاهش هزینه های تمام شده واردات مورد نیاز صنایع کشور
۸- جلب سرمایه‏های راکد به بخش‌های مولد صنعتی - تجاری
۹- ایجاد فرصت‌های شغلی جدید در اقتصاد ملی و منطقه‏ای و تنظیم بازار کار
۱۰- ارتقای سطح کارایی و توان تخصصی نیروی کار و افزایش درآمد عمومی
۱۱- بهره‏گیری از دانش‌های فنی پیشرفته تر در تولید کالاهای صنعتی
۱۲- افزایش ارزش افزوده کالاهای صنعتی
۱۳- تأثیرگذاری بر نواحی محروم و عقب مانده مجاور مناطق آزاد و هدایت آن‌ ها به جریان رشد و توسعه
۱۴- و سرانجام ایجاد دگرگونی در ساختارهای اقتصادی و تجارت خارجی کشور در راستای همگام با تحولات اقتصاد و بازرگانی
۷-۲-۲ مراحل توسعه مناطق آزاد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:24:00 ب.ظ ]




تاثیرات تابع موجتاثیرات تابع موج
تاثیرات تداخلی و

در جداول ۱و ۲ نتایج دقیق نسبیتی، غیر نسبیتی و تخمینی محاسبه شده در بالا قرار داده شده است. تاثیرات نسبیتی مقدار چهار قطبی را ۱۹/۰ % تا ۲۶/۰ % و گشتاور مغناطیسی را ۵۵/۰ % تا ۸۴/۰ % افزایش می دهد. مقادیر به دست آمده از طریق تصحیحات نسبیتی، نسبت به تفاوت موجود بین مقدار تجربی و مقدار غیر نسبیتی کوچک است و کمک زیادی به داده های موجود و ارتقا سطح آن نمی کند. این تصحیحات تفاوت بین مقادیر موجود را با مقادیر تجربی کاهش می دهند اما به آن اندازه که مطابق داده های تجربی موجود باشند نیستند. حساسیت تصحیحات نسبیتی به تغییرات تابع موج در شکل زیر آمده است که نشان دهندهی این است که باید تاثیرات جریانهای جا به جایی دیگری نیز برای رسیدن به مقادیر صحیح در نظر گرفته شود. بسط در توانهای به تصحیحات قابل قبولی در گشتاور مغناطیسی میشود.

تصحیحات تخمینی علامت صحیح دارند و مقدار آنها بین ۱۰ % تا ۲۰ % است که بسیار بزرگ می‌باشد. با این حال برای گشتاور چهار قطبی تصحیحات منجر به مقادیر با علامت و اندازهی اشتباه میشود. مقادیر ناشی از توابع موج و و تداخل در جدول ۳ و ۴ آورده شده است.
غیر قابل اطمینان بودن بسط حول توانهای سرعت هستک عجیب نیست. نه تنها سری توانی واگرا است بلکه مقدار چشم داشتی نیز برای هر کدام از انتگرالها برای توانهای به اندازهی کافی بزرگ نیز واگرا است. وقتی که توانهای کمتر جوابهای غیر قابل قبولی به ما میدهند، اضافه کردن جملات بعدی کار را خرابتر میکند. در حالت کلی تصحیحات نسبیتی محاسبه شده از طریق بسط حول را باید جعلی دانست مگر آن که با یک آنالیز خطا‌‌ی دقیق توجیه شده باشد.

 
شکل ۱-۱ تاثیرات نسبیتی بر گشتاور دو قطبی و چهار قطبی مغناطیسی برای پتانسیل های متفاوت که در جدول ها داده شده است. تصحیحات دقیق نسبیتی با و تصحیحات تخمینی بر اساس بسط با نشان داده شده اند.

به هر حال از حل معادلات گشتاورهای چهار قطبی و دو قطبی مغناطیسی اتم دوترون با در نظر گرفتن تصحیحات نسبیتی میتوان به جواب هایی از حدود ۲/۰ % برای چهارقطبی و ۷/۰% برای دوقطبی نزدیکتر به مقادیر تجربی رسید. تصحیحات محاسبه شده برای بسط حول توانهای تخمینهای غیر قابل اطمینانی برای تصحیحات نسبیتی را منجر میشود.[۱۳] برای نتایج بهتر از این روش باید تاثیرات درجات آزادی غیر هستهای را در نظر گرفت که باعث جریان بارهای دو ذرهای می شوند. به هر حال در پایان این پایان نامه نیز با مقایسهی مقادیر محاسبه می بینیم که نتایج از طریق مدل کوارکی ساده چقدر دقیق تر خواهد بود.
۱-۳ مدل کوارکی
آگاهی فیزیکدانان از وجود ساختار در درون هستکها دریچهی جدیدی به روی شناخت از دنیای هستهای به روی آنها گشود. کوارکها که با نیرویی با بردی کوتاه با یکدیگر برهمکنش انجام میدهند نقش اساسی در شکل گیری هستکها ایفا میکنند. از ترکیب کوارکها به طور کلی میتوان دو نوع از ذره با نامهای باریونها (متشکل از ۳ کوارک) که فرمیون هستند و مزونها (متشکل از ۲ کوارک) که بوزون هستند را ساخت. شش نوع متفاوت از کوارکها وجود دارند که ترکیبات آنها باریونها و مزونهای متفاوت را به وجود میآورند. در این میان پروتون و نوترون پایدارترین این ذرات و از گروه باریون ها هستند. همین دو ذره هستند که هسته‌ی اتم مورد نظر ما یعنی دوترون را به وجود میآورند.
مدل کوارکی ساده مدلی است که بدون در نظر گرفتن هرگونه دینامیک (برهمکنش) بین کوارکی به بررسی خصوصیات ذرهی ساخته شده از آنها میپردازد.
تاکنون با استفاده ازمدل سادهی کوارکی تلاشی توسط آقای یزدان کیش انجام شده که هنوز به چاپ نرسیده است. بدین ترتیب که با فرض این که دوترون از نوترون و پروتون تشکیل شده و هر کدام از آنها از سه کوارک تشکیل شده اند، تابع موج این دو هستک را تشکیل داده و در هم ضرب میکنیم، که حاصل تابع موج دوترون میشود:
سپس با بهره گرفتن از قرار دادن جمع گشتاور مغناطیسی شش کوارک تشکیل دهنده‌ی نوترون و پروتون که شامل ۳ کوارک بالا و سه کوارک پایین است در بین تابع موج و محاسبه‌ی مقدار متوسط به این نتیجه میرسیم:
با توجه به عملگرهای گشتاور مغناطیسی که متناسب با اسپین است و قابل محاسبه برای کوارک ها وقرار دادن آن در معادله بالا میتوان مقدار متوسط آن را محاسبه کرد که نتیجه بسیار خوبی است:
مقدار خطای نسبی این روش برابر است با:
فصل دوم

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:23:00 ب.ظ ]




حقوقدانان [۷۷] دیگری نیز براین عقیده اند که عقد وکالت قراردادی عهدی است [۷۸] در ارزیابی این نظر می توان گفت که در چارچوب قانون مدنی ،وکالت بی گمان عقدی است اذنی ؛ زیرا اگر چه از تعریف ماده ۶۵۶ قانون مدنی اذنی بودن وکالت بر نمی آید ولی قانونگذار در مواد ۶۷۸و۶۷۹ و۶۸۲ آثار عقود اذنی را بر وکالت بار نموده است .بدین توضیح که مستفاد از بندهای ۱و۲ ماده ۶۷۸ قانون مدنی ، وکالت قراردادی است جایز،همچنین طبق بند سه همین ماده عقد وکالت در اثر موت یا جنون هر یک از طرفین منفسخ می شود .این ماده به سفه که یکی از عوامل موثر در انفساخ عقود اذنی است اشاره ننموده ولی مقنن در ماده ۶۸۲ از سفه تحت عنوان محجوریت وحجر نام برده است [۷۹]وانگهی از ماده ۶۸۱ قانون مدنی نیز که مقرر می دارد ( بعد ازاین که وکیل استعفا داد مادامی که معلوم است موکل به اذن خود باقی است .می تواند در آنچه وکالت داشته اقدام کند )می توان اذنی بودن وکالت را استباط نمود بدین بیان که در این ماده برخلاف مواد ۶۵۶و۶۵۷ قانون مدنی ، نظری پذیرفته شده که مطابق آن وکالت مخلوطی از یک عقد ویک ایقاع (اذن عام )می باشد [۸۰] به موجب این نظر اراده موکل به دو اذن تجزیه می شود : یکی اذن عام که در قالب ایقاع است وتحقق اثر آن منوط به قبول وکیل نیست ودیگر اذن در قالب ایجاب که وکیل باید آن را بپذیرد تا عقد وکالت (در کنار اذن عام )منعقد گردد. از این تحلیل به خوبی نتیجه می شود که وکالت در زمره عقود اذنی است هرچند همراه با یک ایقاع اذنی باشد . با این وجود بعضی پذیرش اذنی بودن وکالت را هم از لحاظ منطقی وهم از نظر آثار حقوقی این عقد ،به دلایل ذیل دشوار می دانند :

۱- همانطور که بیان شد ،منطق ایجاب می نماید که وکالت اذنی باشد پس باید در زمره ایقاعات قرارگیرد چه،اذن به عنوان اثر اصلی وکالت تنها با اراده موکل قابل تحقق است ونیازی به ضمیمه شدن اراده وکیل ندارد .شاید به همین جهت است که پاره ای از فقها[۸۱] ماهیت وکالت را ایقاع می دانند . برخی از حقوقدانان [۸۲] در توجیه عقد بودن وکالت ( با فرض اینکه اثر آن را اذن بدانیم ) دو دلیل عمده اقامه نموده اند : اول آنکه توافق موکل با وکیل به جهت آن است که وکیل بی حق الوکاله ، به توکیل تن ندهد .دیگر آنکه توافق میان وکیل و موکل سبب می گردد تا شخص اخیر اطمینان حاصل نماید که مقصودش از توکیل حاصل می شود ودر نتیجه هرگاه وکیل وکالت را نپذیرد ، موکل به شخص دیگری برای انجام امر مراجعه می نماید .
این توجیه قانع کننده به نظر نمی رسد زیرا اولاً، اگر وکالت را ایقاع بدانیم .از آنجائیکه اصل ،عدم تبرع است .وکیل پس از انجام مورد وکالت ،مستحق اجرت المثل می باشد [۸۳] وانگهی اگر ادعا شود که مقصود وکیل دریافت حق الوکاله معینی (اجرت المسمی) است ، این امر با ایقاع بودن وکالت سازگار نیست ، که در پاسخ می توان گفت هیچ منعی وجود ندارد که وکالت ایقاع باشد ودرعین حال ،موکل و وکیل در کنار این ایقاع ،راجع به حق الوکاله توافق علیحده ای نمایند .ثانیا، برفرض که وکالت در زمره عقود قرار گیرد و با قبول وکیل منعقد شود ،باز این امر برای موکل ایجاد اطمینان نسبت به انجام مورد وکالت نمی نماید چه،در این صورت از آنجائیکه وکالت عقدی است جایز ، هرزمان امکان دارد که وکیل با استعفا از وکالت ، امور موکل را معطل گذارد .پس نیاز به حصول اطمینان برای موکل نمی تواند دلیل موجهی در جهت اثبات عقد بودن وکالت باشد زیرا وکالت خواه عقد باشد ویا ایقاع ،برای موکل اطمینان لازم به انجام مورد آن را ایجاد نمی نماید . لذا از تحلیل فوق در خصوص عقد وکالت وقصد مشترک طرفین چنین بر می آید که وکالت باید در زمره عقود عهدی قرار گیرد زیرا با اینکه موکل ، وکیل را ماذون در تصرف در دارائی خود می کند ولی این اذن اثر اصلی ومقتضای عقد وکالت نمی باشد .هدف اصلی موکل از توکیل ،چیزی جز تعهد وکیل به انجام مورد وکالت نیست .وکیل نیز با پذیرش این تعهد در پی آن است که اجرت عمل خویش را از موکل دریافت نماید .بنابراین اثر اصلی عقد وکالت را باید ایجاد تعهد دانست [۸۴] خواه این تعهد تنها برعهده وکیل قرار گیرد (وکالت مجانی )ویا برعهده طرفین (وکالت با اجرت )،که در این خصوص لازم به توضیح است که مطابق ماده ۶۵۹ قانون مدنی در اغلب موارد ، وکالت عقدی است معوض ومجانی بودن آن نیازمند دلیل می باشد [۸۵] با پذیرش عهدی بودن وکالت برای آنکه تشخیص دهیم این عقد لازم است یا جایز باید به معوض یا مجانی بودن آن توجه کنیم .بدین معنی که اگر وکالت معوض باشد ،قراردادی لازم خواهد بود وهرگاه مجانی باشد نسبت به موکل جایز ونسبت به وکیل لازم است [۸۶] هرچند از مجموع مطالب مطروحه چنین نتیجه می شود که در چارچوب قانونی مدنی وکالت عقدی است اذنی وجایز [۸۷] ولی منطق ونیاز اجتماعی اقتضا می کند که وکالت قراردادی عهدی ودست کم نسبت به وکیل لازم باشد .
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
بحث های فوق تنها جنبه نظری دارد و در قانون مدنی پذیرفته نشده چراکه عقود اذنی به عنوان یکی از مباحث مهم فقهی مطرح گردیده است ، لذا طبق نظر قانونگذار عقد وکالت از جمله عقود اذنی است وبه همین لحاظ جایز بوده ودر اثر فوت یا حجر یکی از طرفین منفسخ می شود . حال با توجه به مطالب فوق که حکایت از عقیده برخی فقها بر عهدی بودن وکالت می نماید ، به برسی وکالت اذنی مورد قبول قانونگذار و برخی از حقوقدانان می پردازیم .
وکالت اذنی عبارتست از صرف اذن ورضایت در تصرف ، از احکام وکالت اذنی آن است که به مجرد رجوع موکل از اذنش ، تصرف وکیل باطل می شود ، هرچند وکیل بدان آگاه نباشد [۸۸] لذا اثر مستقیم آن ایجاد اذن و نیابت است. و از همین جهت است که اولا ، عقد وکالت در عداد عقود جایزه به شمار آمده و هیچ التزامى براى موکّل و وکیل ایجاد نمى‌کند ، ثانیا، با توجه به تعریف فوق( استنابه در تصرف) فرق بین وکالت و بقیه عقود اذنى از قبیل مضاربه، شرکت و … روشن شده است؛ زیرا در مضاربه هدف اصلى استنابه در تصرف نیست، بلکه استنابه در تصرّف امر تبعى و فرعى است و این عقود هر کدام براى هدف خاصى تشکیل مى‌شوند. ضمنا مضارب، مأذون در تصرف نیز هست. اما عقد ودیعه اصولا استنابه در حفظ است نه تصرف؛ لذا تصرف جنبۀ فرعى و تبعى دارد .[۸۹]
همانطور که گفته شد دَوران امر در وکالت میان عهدی ویا اذنی بودن آن است . اکثر نویسندگان حقوقی[۹۰] وکالت را درزمره عقود اذنی آورده اند ومعتقدند اثر اصلی وکالت ،اذن موکل به وکیل جهت تصرف در مورد وکالت است .
برابر ماده ۶۹۹ قانون مدنی مصر وکالت عقدی است که به موجب آن وکیل به انجام عمل قانونی به حساب موکل ملتزم می شود . درنتیجه موکل دارای اذن و نیابت از ناحیه وکیل بوده ، لذا در حقوق مصر نیز مانند حقوق ایران وکالت عقدی غیر لازم وجایز وازجمله عقود اذنی است و با مرگ وکیل وکالت پایان می یابد وعلت هم این است که موکل او را با سابقه ای که به شخصیت او دارد برگزیده است و وراث او بعد از وی ازنظر این شخصیت جای او را نمی گیرند .
بر طبق قائده کلی هر وقت موکل بخواهد می تواند وکیل را عزل کند ، وکیل نیز می تواند از انجام وکالت امتناع نماید واین قانون حتی قبل از اتمام تصرفات قانونی موضوع وکالت و حتی قبل از شروع به آن می باشد . [۹۱] لذا در مورد عزل وکیل ماده ۷۱۵ قانون مدنی مصر بیا ن داشته : موکل می تواند هر وقت بخواهد وکالت را پایان دهد ویا آن را مقید کند .اگر چه توافقی مخالف با این وجود داشته باشد .
واما از اوصاف و ویژگی های عقد وکالت در مصر رضائی بودن آن است . عقود رضایی در حقوق مصر فقط به رضایت متعاقدین وابسته است و نیاز به شکل خاص والفاظ معینی ندارد مشروط بر اینکه قانون را نقض نکند [۹۲] درنتیجه عقد وکالت از جمله عقود رضائی است که نیاز به تشریفات نداشته وبا ایجاب وقبول منعقد می گردد.
۲ -۳-۱-۲- عقد عاریه :
ازدیگر مصادیق عقود اذنی را عقد عاریه می دانند که در اصطلاح همانطور که در ماده ۶۳۵ قانون مدنی آمده است: «عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین به طرف دیگر اجازه میدهد که از عین مال او مجانا منتفع شود. عاریه دهنده را معیر و عاریه گیرنده را مستعیر گویند». عاریه چنان که در این ماده تصریح شده یکی از عقود معینه میباشد و ایقاع یا اباحه در انتفاع نیست. بنابراین عاریه احتیاج به ایجاب و قبول دارد اگر چه لفظی نباشد. پس از این تعریف چنین بر میآید که :
اولاً: قانون مدنی به پیروی از مشهور فقهاء عاریه را عقد دانسته است.
ثانیاً: اثر عاریه ایجاد اذن است؛ نه حقی برای مستعیر در انتفاع ایجاد میکند و نه در برابر آن تکلیفی برای مالک درحفظ رابطه حقوقی به بارمیآورد.[۹۳] هرچند که بعضی از فقها موافق با عقد بودن عاریه نبوده به عنوان مثال آقای محمد تقی بهجت در جامع المسائل می فرماید : عقد عاریه عبارت است از «ایجاب و قبول مثمر تبرّع به انتفاع به چیزى». و حاصل مى‌شود به دو لفظِ مرتبط به همدیگر در قصد، و لفظ با فعل، و دو فعل به نحو معاطات.لذا مجرّد اذن در انتفاع، یا انتفاع با اذن صریح یا مستفاد از فحوى یا شاهد حال، اباحه است نه عقد عاریه، و احکام عقدْ بر آن مرتّب نیست.[۹۴]
بعضی از فقها [۹۵] بیان داشته : عقد عاریه به جهت اینکه مفاد آن اباحه انتفاع و استفاده از مال عاریه‌اى به طور رایگان میباشد، از عقود اذنى به شمار مى‌آید؛ اما اگر مفاد آن تملیک رایگان باشد، در زمره عقود عهدى خواهد بود .
عده ای دیگر از حقوقدانان [۹۶] صریحا عاریه را درزمره عقود اذنی بشمار آورده اند .این عقیده به ظاهر قانون مدنی ( که اثر حقوقی عاریه را اذن در انتفاع دانسته است )سازگارتر به نظر می رسد . بالاخره برخی نویسندگان حقوق مدنی[۹۷] که در ماهیت عاریه به نتیجه قطعی نرسیده اند ،آن را برزخ میان عقد وایقاع میدانند ومعتقدند در اثر عاریه برای مستعیر حق انتفاع ایجاد می شود [۹۸] .این نظر نه تنها در قانون مدنی مورد پذیرش واقع نشده ،از لحاظ منطقی نیز قابل قبول نمی باشد .زیرا اولاً آثار حقوقی از هرنوع که باشد بی گمان از علتی ناشی می شود .اثر عاریه نیز خواه اذن باشد ویا حق ،ازاین قاعده مستثنی نیست .با استقراء در موارد گوناگون پیدایش حق ویا اذن در قانون مدنی ،ملاحظه می گردد که سبب این آثار ،اگر عمل حقوقی باشد منحصرا یا عقد است ویا ایقاع .بنابراین ماهیتی که برزخی میان عقد وایقاع باشد ،نه تنها متصور نیست ،راهگشا نیزنمی باشد .ثانیاً، همان گونه که قبلا نیز اشاره شد میان حق انتفاع واذن در انتفاع ،تفاوت اساسی وجود دارد .اثر عاریه چنان که از ماده ۶۳۵ قانون مدنی بر می آید .اذن در انتفاع است واین عقد هیچ حقی برای مستعیر ایجاد نمی کند [۹۹] از مجموع مطالب فوق چنین نتیجه می شود که عاریه در چارچوب قانون مدنی عقدی است اذنی ،زیرا اولاً، در تعریف ماده ۶۳۵ ق م صریحاً اثر این عقد ،اجازه انتفاع دانسته شده وثانیاً، قانونگذار در ماده ۶۳۸ قانون مدنی آثار اذنی بودن عاریه را پذیرفته است .در این ماده می خوانیم ( عاریه عقدی است جایز وبه موت هریک از طرفین منفسخ می شود )[۱۰۰]این ماده ناقص است زیرا به انحلال عاریه در اثر جنون یا سفه هریک از طرفین اشاره نکرده ولی نقص ماده مزبوردر ماده ۶۴۵ که ناظر به ماده ۶۲۸ نیز می باشد جبران شده است [۱۰۱] با این وجود ، برخی از فقها [۱۰۲] برآنندکه عاریه از لحاظ ماهیت در زمره عقود قرار نگرفته و باید ایقاعی اذنی بشمار آورد .زیرا اگر بپذیریم که اثر حقوقی عاریه ،اذن در انتفاع است ( این امر در ماده ۶۳۵ قانون مدنی پذیرفته شده است )چنان که قبلا نیز اشاره شد ،این اثر تنها به اراده معیر ( اذن دهنده ) قابل تحقق است پس دیگر چه نیازی به اراده مستعیر وقبول او در ایجاد اذن وجود دارد ؟[۱۰۳]وانگهی در ماده ۱۰۸ قانون مدنی بحث اذن در انتفاع مطرح شده [۱۰۴] که این اذن ناشی از ایقاع می باشد [۱۰۵] پس با وجود ماده ۱۰۸ بحث عاریه به ویژه عقد بودن آن امری زاید وبیهوده به نظر می رسد چه ،شایسته نیست قانونگذار اثری را که با یک اراده قابل تحقق است در جایی دیگر (بحث عاریه ) ناشی از توافق دو اراده بداند [۱۰۶] واگر هم قانونگذار درکنار ماده ۱۰۸ درصدد آن بود که بحث عاریه را مطرح سازد .منطق ایجاب می نماید که ماهیت آن را ایقاع معرفی می نمود .
در حقوق مصر با توجه به نص صریح ماده ۶۳۵ قانون مدنی عاریه عقدی است که به موجب آن عاریه دهنده (معیر) متعهد می شود بدون دریافت عوض ، برای مدت معین یا هدف معینی ، مال مستهلک نشدنی را برای استفاده ، تسلیم عاریه گیرنده ( مستعیر ) کند تا مستعیر پس از استفاده آن را مسترد کند . همه ویژگی های که در عقد ودیعه موجود است در عقد عاریه نیز وجود دارد [۱۰۷] همچنین محافظت برمال مورد عاریه مثل مال ودعی التزام به وسیله است [۱۰۸] از طرفی توافق بر خلاف قواعد عمومی عقد عاریه مخالف با نظم عمومی نیست مگر اینکه تقصیر عمد یا خطای سنگین مرتکب شده باشد . [۱۰۹]در حقوق مصر در صورتی خطا زیان دیده پذیرفته شده که ید متعهد ضمانی باشد چراکه در ید ضمانی به دلیل وجود تعهد به نتیجه اصل بر تقصیر متعهد است ودر برائت از مسئولیت تاثیری نخواهد داشت .هرچند که علمای حقوق در این خصوص قائل به تفکیک شده اند [۱۱۰]دکتر سنهوری بیان داشته فقط مسئولیت قراردادی منجر به معافیت از مسئولیت می شود ودراین مورد مسئولیت قهری جایگاهی ندارد لذا مدعی خسارت باید تقصیر متعهد را اثبات کند .[۱۱۱]
۲-۳-۱-۳- عقد ودیعه :
در تعریف عقد ودیعه ، ماده ۶۰۷ قانون مدنی می گوید : ودیعه عقدی است که به موجب آن یک نفر مال خود را به دیگری می سپارد برای آنکه آنرا مجاناً نگاه دارد . ودیعه گذار ،مودع ، و ودیعه گیر را مستودع یا امین گویند .
صریح ماده ۶۱۱ قانون مدنی ،عقد ودیعه را عقدی جایز به شمار آورده است .
برخی از حقو قدانان [۱۱۲]معتقدند که ودیعه از جمله عقود اذنی است ؛ به این دلیل که منشأ پیدایش آن، اذن مالک و اثر مستقیم آن، ایجاد اذن است؛ و التزام درنتیجه ی اجرای اذن به وجود می آید .
برخی دیگر از حقو قدانان[۱۱۳]، اثر مستقیم و بی واسطه عقد ودیعه را ایجاد اذن می دانند، نه تعهد؛ همچنین معتقدند که التزام موجود در عقد ودیعه، نتیجه ی اجرای اذن می باشد؛ ولی در جای دیگر، اثر مستقیم و بی واسطه ی عقد ودیعه را اعطای نیابت به امین برای نگه داری از مال می دانند؛ بدین معنا که امین مأذون در تصرف است وتعهدی برای طرفین ایجاد نمی گردد .
برخی از حقوقدانان[۱۱۴] برای آن که ودیعه را عهدی ندانند، می گویند: عقد ودیعه تعهدی ندارد؛زیرا با ایجاد آن، تعهد به نگه داری از مال یا رد مال در صورت مطالبه ی مالک، به وجود نمی آید؛ مگر اینکه مورد ودیعه به مستودع تسلیم شود .
در پاسخ باید گفت معلق بودن تعهد با عهدی بودن ودیعه منافاتی ندارد؛ همان گونه که معلق بودن تملیک در بیع، بر تملیکی بودن آن تاثیر منفی نمی گذارد [۱۱۵]
در عقد ودیعه، هدف اصلی طرفین ، نگه داری از مال است و این جهت چنان با قصد اعطای اذن و نیابت مخلوط شده است که هنگام انشای عقد، طرفین به تعهد به نگه داری پس از تسلیم نیز نظر دارند. پس باید ودیعه را عقدی اذنی عهدی نامید[۱۱۶]
برای اثبات عهدی بودن عقد ودیعه، لازم است ابتدا وجود تعهداتی را پیش از تسلیم مال مورد ودیعه تصور و ثابت نمود. برخی حقوقدانان[۱۱۷] بدون توضیحی درخصوص وجود تعهد، معتقدند که مهم ترین تعهدی که در اثر عقد ودیعه به وجود می آید، تعهد امین به نگه داری از مال است لذا استدلال کرده اند که اثر مستقیم و بی واسطه ی عقد ودیعه، اذن در تصرف مال به معنای عام کلمه می باشد در نتیجه اذن در تصرف مال، یکی از لوازم انعقاد عقد ودیعه است و اثر مستقیم عقدودیعه که قصد طرفین بر آن تعلق گرفته، تعهد به نگه داری مال است و اجرای عقد ودیعه نیازمند به اذن در تصرف می باشد؛ نه این که التزام در نتیجه ی اجرای اذن باشد.
بنابر این نمیتوان گفت که عقد ودیعه پیش از قبض، فاقد هرگونه تعهدی است همچنین قراردادن جواز عقد ودیعه به عنوان یکی از دلایل غیرعهدی بودن ودیعه نادرست است؛ زیرا اگر مسـتودع، عقد ودیـعه را بر هم زند، فی الواقع میخواهد از زیر بار تعهدی که بر ذمه اش سنگینی می کند، شانه خالی کند؛ نه اینکه چون تعهدی در اثر عقد به وجود نمی آید، میتواند آن را بر هم بزند. همچنین اگر این نظر درست باشد، باید پذیرفت که پس از تسلیم مال به امین نیز تعهد، صورت خارجی به خود نمیگیرد؛ زیرا پس از تسلیم، طرفین می توانند به صورت یک طرفه عقد را بر هم زنند.
درست است که در عقود جایز، الزامی برای اجرای تعهد وجود ندارد و در صورتی الزام به وجود می آید که ضمن یک عقد لازم شرط شود و کسب لزوم کند ، اما این باعث نمیشود که تعهد را نادیده بگیریم[۱۱۸]
در نهایت باید متذکر شد که اثر مستقیم و بی واسطه ی ودیعه همانند سایر عقود، ایجاد تعهد برای امین و امانتگذار است؛ ولی تعهدات مستودع به مراتب سنگینتر از تعهدات امانت گذار است؛ منتها زمانی این تعهدات به فعلیت می رسد که مال مورد ودیعه، به قبض مستودع در آید و آ نچه برای اثبات عهدی بودن ودیعه لازم است، وجود بالقوه ی تعهد پس از عقد می باشد.
در حقوق ، عقد ودیعه را به دو قسم مورد بحث قرار می دهند :
الف) عقد ودیعه که ایجاب وقبول آن لفظی است ومنظور عقد به معنی اخص می باشد (م۶۰۷ق.م) [۱۱۹]
ب) ودیعه معاطاتی که حداقل قبول آن به فعل است (ماده ۶۰۸ قانون مدنی ) [۱۲۰]
هر دو قسم (ودیعه عقدی ومعاطاتی ) از عقود اذنی وجایز به شمار می آید .با ذکر کلمه اذن ،عقود تملیکی خارج می شوند و البته نیازی هم به آوردن کلمه مجانی برای خروج ودیعه نیست .اذن،مدلول ایجاب مالک مال است .پس می توان گفت که اذن در ودیعه از انواع اذن داخل در عقود محسوب می شود [۱۲۱] در فقه اهل سنت نیز ودیعه از عقود جایز غیر لازم برای طرفین عقد محسوب می شود ،بدین معنا که مودع ومودع له می توانند رجوع کنند ، بدون اینکه به رضایت طرف دیگر متوقف باشد .
اما همان طور که بیان شد اثر مستقیم عقد ودیعه ، اعطاى نیابت به امین براى حفظ و نگاهدارى است و در نتیجه در عقد ودیعه، امین مأذون در تصرف مى‌شود، لکن این عقد هیچ تعهدى براى طرفین ایجاد نمى‌کند و جایز بودن عقد ودیعه نیز این نظر را تقویت مى‌کند؛ زیرا ممکن است مالک پس از عقد ودیعه، از اعطاى مال به امین خوددارى کند و یا امین از پذیرفتن آن امتناع نماید. بنابراین، عقدى که هیچ التزامى براى طرفین نمى‌آورد چگونه مى‌توان آن را عقدى عهدى نامید.[۱۲۲]
در حقوق مصر نیز با توجه به نص صریح ماده ۷۱۸ ودیعه چنین تعریف شده است :
ودیعه عقدی است که به موجب آن ، شخصی متعهد می شود مالی را از دیگری جهت نگهداری دریافت و آن را عینا مسترد نماید . لذا با توجه به ماده مذکور خصایص این عقد عبارت است از : الف) ودیعه عقدی رضائی است که به ایجاب وقبول منعقد می شود ونیاز به تسلیم مال ودعی به مستودع ندارد ، زیرا تسلیم از ارکان عقد نیست .
ب) ودیعه نیز مانند وکالت از عقود تبرعی است و زمانی از عقود معاوضی محسوب می شود که در آن اجرت شرط شده باشد ،لیکن ودیعه غیر ماجور است و مثل عاریه از عقود تفضلی است .[۱۲۳]بنابراین اگر مودع بخواهد مال ودعی را به مستودع تسلیم نماید به دو صورت حقیقی وحکمی است ،یعنی اگر مال ودعی مستقیما به تصرف مستودع در آید تسلیم حقیقی است و اما اگر قبلا به صورت اجاره یا عاریه در تصرف مستودع بوده و در حال حاضر توافق بر عقد ودیعه باشد تسلیم حکمی است لذا در هر صورت مال در تصرف مستودع می باشد . حال با توجه به ماده ۷۱۸ قانون مدنی مصر می توان گفت یکی از تعهدات اساسی مستودع در عقد ودیعه حفظ مال ودعی می باشد که با عبارت ( هو التزام الجوهری و..) بکار رفته است . لذا حفظ مال ودعی جز جوهره آن است . البته باید توجه داشت که التزام مستودع به حفظ مال ودعی از نوع تعهدات به وسیله است مثل الزام مستاجره به عین مستاجره . ماده ۷۲۰ قانون مذکور نیز در این رابطه می گوید مستودع باید مال ودعی را مثل مال خودش حفظ کند بدون اینکه به تکلیف بیافتد اما اگر در برابر حفظ مال اجرت بگیرد واجب است که آن طور که عرف می شناسد حفظ نماید .لذا زمانی مستودع مسئول است که مرتکب تقصیر عمد خطای سنگین شده باشد و در صورت اختلاف باید مودع آن را اثبات نماید چراکه در عقد ودیعه اصل بر عدم مسئولیت امین است . [۱۲۴] ودیعه طبق ماده ۷۲۲ قانون مدنی مصر نیز ، عقد جایز به شمار می آید [۱۲۵] . هرچند که عبدالرزاق احمد السنهوری عقد ودیعه را از یک طرف لازم واز طرف دیگر جایز می داند .[۱۲۶]
۲-۳-۱-۴- عقد مضاربه :
درخصوص عقد مضاربه نیز که از نظر قانونی ، عقدی جایز و اذنی است اشکالات عمده ای وجود دارد .در قانون مدنی عقد مزارعه ومساقات عهدی ولازم تلقی گردیده اند ، اما مضاربه عقدی است جایز و اذنی ، این حکم یعنی جواز عقد مضاربه از فقه گرفته شده است .هرچند که علت قابل قبولی برای آن وجود ندارد .به واقع چه فرق است بین عقود مزارعه ومساقات که زمین ودرخت به عنوان سرمایه وجه نقد است . دو عقد اول از عقود عهدی ولازمند اما عقد مضاربه عقدی جایز است واذنی.مبنای حکم این دو دسته از عقود چیست ؟در عقد مزارعه ومساقات مالک تعهد به اختیار گذاشتن ملک خویش (زمین یا درخت )می نماید ودرمقابل عامل تعهد به زراعت ونگهداری وحصول ثمره ، اثر اصلی عقد تعهد است وبه تبع اجرای تعهد ات،تملیک منافع حاصل می گردد .به ماهیت عقد مضاربه دقیق تر می شویم مضارب سرمایه ای را که بایستی وجه نقد باشد در اختیار عامل قرار می دهد تا با آن تجارت کرده وحاصل را حسب مورد تقسیم وتملک نمایند .حال آیا اثر اصل عقد موصوف اذن است یا تعهد ؟! آنچه که واقع بوده آنست که دو تعهد در مقابل یکدیگر قرار گرفته است . تعهد مضارب که عبارت است از تادیه وجه نقد در مقابل تعهد عامل به انجام تجارت ، لذا اثر اصلی عقد یا اذن است یا تعهد ، اگر اذن باشد چه فایده ای برای طرفین بوجود آمده است ؟! آیا قصد مشترک طرفین تنها ایجاد رابطه ماذونیت بین مضارب وعامل است ؟ اگر عنوان شود که اثر اصلی عقد مضاربه تعهد است چه اشکالی ایجاد می گردد اما درصورت آنکه بپذیریم عقد مضاربه عقد اذنی است وجایز با مشکلات اساسی مواجه می گردیدم .ازسوی دیگر بایستی عنوان نمود که حکم اذنی بودن مضاربه بدون در نظر گرفتن مصالح افراد وجامعه است [۱۲۷]فرض نمائید عامل به موجب عقد مضاربه برای تجارت به سفری دور رهسپار میگردد و پس از تحمل رنج ومشقتهای بسیار کالای مناسب یافته وبه انعقاد معاملات برمی آید که نتیجتا ًسود کلانی را نصیب خود وشریکش یعنی مضارب نماید اما پیش از معامله بافوت مضارب و یا فسخ معامله از جانب شخص اخیر مواجه می گردد.عقد در هر دو صورت با نظر به قانون مدنی منفسخ میگردد .آیا واقع این امر با مصالح مادی ومعنوی ورثه (در صورت فوت مضارب ) و همچنین عامل که وقت زیادی را صرف کرده وبه تعهدات خویش منصفانه عمل نموده است موافق است ؟!آنچه که مقتضای جامعه وروابط تجاری افراد بوده ،ثبات وپایداری معاملات است وضروری می نماید که عقودی چون مضاربه عهدی ولازم قلمداد گردد چه آنکه ماهیت این عقود چیزی جز ایجاد رابطه تعهد متقابل برای طرفین نمی باشد واگر غیر از این باشد از واقعیت جدا مانده ایم. بنابراین به نظر می رسد که از مصادیق پنج گانه عقود اذنی (از نظر قانون)دو مصداق آن یعنی عقود وکالت ومضاربه (خصوصاًعقد مضاربه )می بایست عهدی ولازم قلمدادگرددچه آنکه پذیرش این نظر از لحاظ منطق حقوقی ونیز مصالح افرادجامعه سازگارتر ومطلوب تربه نظر می رسد .
برخی از حقوقدانان بر این اعتقادند [۱۲۸] عقد مضاربه دو جهت وجود دارد: یکى اذن مالک به عامل در کار کردن با سرمایه او، و دیگرى التزام مالک به تقسیم سود. مضاربه از جهت نخست از عقود اذنى است؛ لیکن از جهت دوم از عقود عهدى خواهد بود که در آنها التزام وجود دارد.
۲-۳-۱-۵- عقد شرکت :
یکی دیگر از مصادیق عقود اذنی عقد شرکت می باشد .[۱۲۹] در فقه امامیه شرکت را به دونوع شرکت اذنی ومعاوضی تقسیم کرده اند شرکت اذنی از عقود جایز طرفینی محسوب می شود که با فسخ هرکدام از هردو طرف ، عقد نیز منفسخ می شود . اما شرکت معاوضی ، عقد لازم است وتنها با اتمام مدت شرکت یا تقابل و یا بافسخ ذوالخیار ، منفسخ می شود . از احکام شرکت معاوضی آن است که اگر برای آن اجل وزمانی قرار دادیم ، لازم می شود اما در عقد شرکت اذنی ، حتی با تعیین زمان ،لازم نمی شود وهرکدام از طرفین می توانند قبل از پایان مدت رجوع کنند .

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:23:00 ب.ظ ]




  • تلفیق و انتقال دانش: بر انتشار درونی دانش کسب شده در سطح فرد، از طریق ارتباطات منعطف، گفتگو و بحث، و طراحی و توسعه سیستم های اطلاعات چابک به منظور تضمین صحت و قابلیت دسترسی اطلاعات دلالت می دارد (وال لی، ریرا، ۲۰۰۷).

 

پیشینه پژوهش

 

در زمینه ارتباط میان رهبری تحول گرا و یادگیری سازمانی، تا به امروز تحقیقات بسیار اندکی صورت گرفته که در ذیل به چند مورد از آن ها اشاره شده است.

 

 

      • منشاد[۴۴] و همکاران (۲۰۱۴) تحقیقی را تحت عنوان بررسی ارتباط میان رهبری تحول آفرین و یادگیری سازمانی به انجام رسانده اند. در این پژوهش، از روش توصیفی – همبستگی استفاده شده است. همچنین جهت اندازه گیری متغیرهای تحقیق از پرسشنامه های استاندارد استفاده گردیده است. در این راستا، جامعه آماری مورد نظر، ۲۰۰ نفر از کراشناسان دانشگاه آزاد یزد بوده اند که به دنبال آن، نتایج حاصل از آزمون همبستگی نشان داده که میان مولفه های رهبری تحول گرا و یادگیری سازمانی، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج حاصل از آزمون رگرسیون چندگانه نشان داده که مولفه های رهبری تحول گرا، قابلیت پیش بینی یادگیری سازمانی را با اطمینان ۹۵/۰ درصد دارند.

 

    • همچنین در پزوهشی، آراگون[۴۵] و همکاران (۲۰۰۷) رابطه بین سبک رهبری تحول آفرین و قابلیت یادگیری سازمانی را در نمونه ای متشکل از ۹۰۰ شرکت اسپانیایی و در چهار بخش مورد بررسی قرار دادند. نتایج پژوهش ناشن داد که رهبری تحول آفرین یک پیش بینی کننده مهم برای یادگیری سازمانی است.

 

    • کامپس و رودریگز[۴۶] (۲۰۱۱)، در مطالعه ای دریافتند که بین رهبری تحول آفرین و قابلیت یادگیری سازمانی، رابطه معناداری وجود دارد. آن ها نشان دادند که تشویق یک سبک رهبری تحول آفرین که از اعضای سازمان حمایت کند برای بهبود یادگیری ضروری است. همچنین بیان کردند که این سبک رهبری، رهبر را قادر می سازد که خودش را آزادانه به یادگیری متعهد سازد، کارکنان را برانگیزاند و هر کاری را در توان و قدرت وی است، برای تفوق بر شک گرایی و دشواری های برونی که مانع یادگیری می شود انجام می دهد.

 

        • در پژوهشی که ناصر عسگری و همکاران (۱۳۹۳) تحت عنوان نقش رهبری تحول گرا در توسعه یادگیری سازمانی به انجام رسانده اند، به نتایج قابل توجه ای دست یافتند. ر پژوهش حاضر به بررسی نقش رهبری تحول گرا در توسعه ی یادگیری سازمانی پرداخته می­ شود و رابطه ی بین پنج بعد اصلی رهبری تحول گرا (شناخت شخصی، ترغیب ذهنی، رهبری حمایتی، ارتباطات الهام­بخش و تبیین چشم انداز) با شش بعد یادگیری سازمانی در سه لایه فردی، گروهی و سازمانی بررسی می شود. روش تحقیق، توصیفی و از نوع همبستگی است. قلمرو آماری آن نیز شامل مدیران شرکت­های پتروشیمی و شرکت­های مهندسی مشاور و ساخت و نصب پتروشیمی کشور (۹۵۰ نفر) است که با نمونه گیری تصادفی انجام شده و ۲۹۵ نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج تحلیل داده ­ها با کمک الگوی معادلات ساختاری نشان می­ دهند که رهبری تحول­آفرین و همه ی ابعاد آن تاثیر مستقیم و قابل توجهی بر توسعه ی سازمان یادگیرنده دارند و رهبری تحول­آفرین می تواند زمینه ی اجتماعی مناسبی برای توسعه ی یادگیری سازمانی فراهم سازد.

       تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

  • صدیقه خورشید و همکاران (۱۳۹۳) تحقیقی را تحت عنوان اثر سبک رهبری تحول آفرین بر قابلیت یادگیری سازمانی با ملاحظه نقش میانجی هوش سازمانی به انجام رسانده اند. در این تحقیق با بهره گرفتن از شیوه توصیفی- همبستگی، تاثیر سبک رهبری تحول آفرین بر روی قابلیت یادگیری سازمانی با ملاحظه نقش میانجی هوشمندی سازمانی مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری، پرسنل شرکت ارتباطات زیرساخت بودند که ۴۷۲ نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های تحقیق، بوسیله پرسشنامه جمع آوری، و با بهره گرفتن از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. یافته های تحقیق نشان داد که الف. سبک رهبری تحول آفرین بر هوش سازمانی، و قابلیت یادگیری سازمانی تاثیر مثبت مستقیم و معنی داری دارد. ب. هوش سازمانی بر قابلیت یادگیری سازمانی تاثیر مثبت مستقیم و معنی داری دارد. ج. هوش سازمانی، رابطه بین سبک رهبری تحول آفرین و قابلیت یادگیری سازمانی را بطور جزیی و محدود میانجی گری می کند. د. سبک رهبری تحول آفرین به طورمستقیم، و نیز به طور غیر مستقیم از طریق هوش سازمانی، بر قابلیت یادگیری سازمانی تاثیر معنی داری دارد.

 

جمع بندی فصل

 

یکی از مهم­ترین بخش­های هر پژوهش، بخش مبانی نظری و آن به شمار می­آید. در این بخش ابتدا با ترسیم چارچوب نظری پژوهش، سعی بر توضیح و تبین اجزای موضوع شد. رهبری تحول گرا و یادگیری سازمانی و مسائل مربوط به آن ها مورد بررسی قرار گرفت. با تشریح استراتژی­ های جستجو و نتایج حاصل از آنها، به توضیح ادامه بخش پرداخته، و در نهایت، به چند تن از تحقیقاتی که در زمینه رهبری تحول گرا و یادگیری سازمانی چه در داخل و چه خارج از کشور کار شده اند را ذکر کرده و نتایج بدست­آمده از این تحقیقات را در این فصل آورده است.

فصل سوم

 

 

روش اجرای پژوهش

 

 

مقدمه

 

فصل سوم به بررسی و تحلیل روش شناسی مورد نظر در این تحقیق می‌پردازد. جامعه مورد بررسی و منابع گردآوری داده ­ها نیز ارائه شده­است. ابزار گردآوری داده ­ها، شامل تصمیمات اتخاذ شده در رابطه با طراحی پرسشنامه و همچنین توزیع پرسشنامه نیز در اولویت کارها قرار می‌گیرد. جزئیات پرسشنامه ­های مورد استفاده، دلایل انتخاب آنها، و روایی و پایایی این ابزارها از دیگر اطلاعات ارائه شده در این فصل است. همچنین توضیحاتی در ارتباط با پرسشنامه های توزیع شده در میان جامعه آماری توضیحاتی ارائه می شود. روش های پژوهش مختلفی وجود دارد که استفاده از هریک از روش های تحقیق بسته به ماهیت کار و متغیر های مورد بررسی، توصیه می شود. روش تحقیق در علوم رفتاری با توجه به ملاکهای هدف تحقیق، نحوه گردآوری داده ها، نحوه اجراء معین می شود. هر تحقیقی را می توان کوششی منظم و سازمان یافته برای بررسی مساله ای خاص که به یک راه حل نیاز دارد توصیف کرد و شامل گام‏هایی است که طراحی و پیگیری می شوند تا پاسخ‏هایی برای مساله مورد علاقه ما در محیط کاری بدست آید ( سکاران ،۱۳۹۲).
از جمله ویژگی های مطالعه علمی که هدفش حقیقت‌یابی است استفاده از یک روش تحقیق مناسب می‌باشد و انتخاب روش تحقیق مناسب به هدف ها، ماهیت و موضوع مورد تحقیق و امکانات اجرایی بستگی دارد و هدف از تحقیق دسترسی دقیق و آسان به پاسخ پرسش‌های تحقیق است (خاکی ،۱۳۸۸).

 

دانلود
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:22:00 ب.ظ ]




طغای خاتون

 

مادر طغرا، چهل ساله

 

خانهدار ، دیندار، حسن و جمال بیبی فردوس

 

خالۀ شمس، دایۀ طغرا، شصت ساله

 

متدّین، رابط عشاق، شوهر مرده ننه تومان

 

کنیز طغزا، شصت ساله

 

خدمتکار، عجوز، ترسو، چاق مریم

 

کنیز طغرا، بیست ساله

 

خدمتکار، فرمانبرداری از شوهر ظریفه

 

کنیز ماری، سی ساله

 

سیاه حبشی، پرستار شوهر ربابه

 

همسر محمد، بیست ساله

 

سادهلوح، بدقیافه، شرور جمیله بانو

 

همسر سلطان مصر، چهل ساله

 

انتقام جو، محترم نزد شوهر حمیده بانو

 

مادر هما، چهل ساله

 

خانه دار، مطیع و پرستار شوهر دمشق خاتون

 

همسر عیسی، هیجده ساله

 

شجاع، زیبا، دارای آداب مغولی

2) شایستِ زن

با اینکه شخصیتهای زنِ رمانِ خسروی تقریباً و البته از نظر خالقِ رمان، دارای تمامی کمالاتِ انسانی و زنانگی هستند، اما در بسیاری از قسمتهای رمان روی بعضی از موارد مربوطِ به زن تأکید فراوانی شده است. خسروی در رمانِ خود مجموعهای از ویژگیهای مثبت را برای زنان برشمرده که زنان در سایۀ آن میتوانند نزد شوهر خود عزیز و محترم باشند. در واقع زنان موظف به رعایت این موارد هستند؛ زیرا در صورت عدم هر یک از این موارد زن در وهلۀ اول از سوی خانواده، خواه والدین و خواه همسر، و در وهلۀ دوم از سوی جامعه مورد بازخواست واقع میشوند. در زیر به مواردی که تحتِ عنوان شایستِ زن در رمان شمس و طغرا ذکر شده، پرداخته میشود.

2 – 1) زیبایی

سفر عید باشد بر آن کدخدای که بانوی زشتش بود در سرای[5]
اولین تصویری که خسروی از شخصیتهای زنِ رمانش به دست خواننده میدهد، زیبایی وصفناپذیر آن زن است. خسروی در توصیفِ زیبایی شخصیتهای زن رمانش دادِ سخن را میدهد و آنها را با فرشته ها در یک کفه قرار میدهد. این زنان به حدی زیبا هستند که هر مردی یک نظر بدونِ چادر و روبنده آنها را ببیند، بی گمان عاشق شده و حتی در راه وصالِ آن زن از خواجه کردن خود نیز ابایی ندارد.
خسروی طرفدار زن زیبایِ پریپیکرِ متناسبالاعضاء است، زنی که چاق نباشد، پیر نباشد ودر یک کلام « گَندۀ گُنده » نباشد، تا کشیدنِ بارش جانِ مرد را به اهتزاز آورد نه آنکه قلبش را به اشمئزاز. و شاید از همین روی است که تمامی قهرمانان زن داستان در اوج زیبایی و کمال قرار دارند. زنِ زشت به هیچوجه در رمان خسروی جایی ندارد، به عبارت دیگر برای خالق رمان یک اصل وجود دارد، و آن هم زیبایی است و اگر این یک اصل نباشد، اصول دیگر از قبیل نجابت و شایستگی نیز هیچ ارزشی ندارند.
در مورد ظریفه که کنیزکی حبشی است و طبیعتاً سیاه، اینگونه مینویسد: «طغرا به او دعا کرد. پس گفت:
باید مریم را هم به امیدوار داد و ظریف را هم به خرّم که همه به حقِ زحماتِ خود رسیده باشند . اما میترسم خرّم راضی نشود.
-چرا نمیشود؟ ظریفه از خیلی سفیدها ظریفتر و با ملاحتتر است. هیچ کس آن قد و بالا و آن لب و دندان را ندارند» (خسروی، 1385: 524).
در مورد طغرا میگوید که: «چشم روزگار چنان لعبتی ندیده» ، و « صورتش فروغ ماه را دارد و نگاهش پر از شرم و عفت است» ( همان: ص43 ) .
و هر جا که ذکری از طغرا میکند او را به ماه و قمر و سرو و… تشبیه میکند؛ « آن دختر ماه طلعتِ سرو بالا که از وحشتِ سوختن و افتادن خلاص شده بود، بر سر نشاط و انبساط آمده چهرهاش از ماهِ فلک رخشندهتر و غنچۀ لعلش چون گل به وقت سحر شکفته میشد» (همان: 44).
گاه نیز به جزئیات صورت میپردازد؛ از ابرو و چشم و زلف و… «روی چون قرص قمر با آن ابروان مقوس و چشمهای سیاه مست و آن زلفکان مجعدکه به اطراف عارض چون آفتاب او حلقه زده در حرکت بود افتاد و آن گردن و سینۀ چون عاج» (همان: 395).
گاه نیز توصیفات مربوط به اندامهای جنسی است؛ «طغرا لباسی بسیار ظریف به سبک رومیان در بر داشت که سینه و گردن و PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است)هایش عریان بود. و آستین را تا مرفق بالا شکسته و دو ساعدش چون دو استوانۀ بلور نمایان بود» (همان).
خسروی در مورد زیبایی شخصیتهای زنِ رمانش حتی کوچکترین موارد را نیز فراموش نمیکند، ماری چون فرنگی است، رویش به سانِ آفتاب است که نشانِ رنگ پوست زنان فرنگی است و موی او نیز صندلفام (سرخ) است؛ «آن حورِ بهشتی، با آن روی درخشنده چون آفتاب و آن چشمهای پیروزه رنگ جگرگداز و آن موی چون ابریشم صندلفام و آن لب و دهان لطیفتر از برگِ گل و غنچۀ تازه شکفته و آن قامت با اعتدال و میانی چون موی باریک و PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است)هایی چون دو لیموی نارسیده و ساق و ساعدی چون شوشۀ سیم» (همان: 446).
چشمهایش آبیِ آسمانی است و رگهایِ بدنش از زیر پوست پیداست؛ « تمام رگهای بدنش از زیر آن نمایان بود. گردن و سینهاش که از میان لباسش ظاهر بود، هر چشمی را خیره میکرد. از چشمانِ آسمانی رنگش یک فروغی چون شعاع ستارۀ صبح میتافت که جگر بیننده را میشکافت. گیسوانِ خرمایی او چینچین حلقهحلقه اطراف چهره و گردنش را احاطه کرده و تاجی از پرهای الوان بر سر داشت که بر روی پیشانیش سایه افکنده و سایه و روشنی دلاویز در چهرۀ چون قرص قمرش ظاهر ساخته بود. لباسش تمام فرنگی بود سینهاش تا PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) باز و کمرش را با میان بندی مرصع از چند رنگ جواهر تنگ بسته بود» (همان: 652

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:22:00 ب.ظ ]




کلمه از بالا به پایین توسط مهندسان در یک معنای دیگر مورد استفاده قرار می گیرد، آنها با چالشها از طریق تحلیل از بالا به پایین مواجه می شوند که از طریق این تحلیل امری را به امور کوچک تر تجزیه می کنند.
دانلود پایان نامه
در بحث پیرامون اخلاق ماشین، از کلمه “از بالا به پایین” به این شکل استفاده می شود:
یک رویکرد از بالا به پایین در طراحی AMAها، رویکردی است که از یک تئوری اخلاقی مشخص استفاده می کند و نیازمندیهای محاسباتی آن را تحلیل می کند تا بتواند الگوریتم ها و زیر سیستم هایی را طراحی کند که قادرند آن تئوری را اجرا کنند. به عبارت دیگر یک رویکرد از بالا به پایین، یک تئوری اخلاقی، مثلاً سودگرایی را می پذیرد، ملزومات اطلاعاتی و رویه ای را که برای اجرای این تئوری در سیستم کامپیوتری لازم هستند را تحلیل می کند و آن تحلیل را در طراحی زیرسیستم ها و چگونگی ارتباط آنها با یکدیگر برای اجرای تئوری، بکار می برد.
در رویکرد از پایین به بالا به اخلاق ماشین ها، تأکید بر خلق محیطی است که یک فاعل مجموعه اعمالش را در آن جستجو می کند و یاد می گیرد، و به خاطر رفتارهایی که از نظر اخلاقی ستوده هستند، پاداش می گیرد. مدل های متنوعی وجود دارند برای اکتساب از پایین به بالای استعدادهای اخلاقی. رشد دوران کودکی، یک مدل را در اختیار ما قرار می دهد. تکامل، یک مدل از پایین به بالای دیگر را برای انطباق، تحول و انتخاب آن فاعل هایی فراهم می کند که قادرند معیاری برای شایسته بودن داشته باشند. برخلاف تئورهای اخلاقی از بالا به پایین که تعریف می کنند چه چیزی اخلاقی است و چه چیزی اخلاقی نیست، در رویکردهای از پایین به بالا همه اصول اخلاقی باید کشف و یا ساخته شوند.
رویکردهای از پایین به بالا اگر از یک تئوری اخلاقی پیشینی استفاده کنند، از آن فقط به عنوان روشی برای تعیین کار سیستم استفاده می کنند، نه به عنوان روشی برای تعیین روش اجرا یا کنترل ساختار. در مهندسی از پایین به بالا، عملکردهای سطح بالا در امور زیادی می تواند بدست آید. تحلیل یک سیستم، بعد از آنکه مشخص شد آن سیستم چگونه یک کار را انجام می دهد، گاهی اوقات می تواند منجر به پیدایش یک تئوری شود و یا خصوصیات امور کوچک مربوط را مشخص کند، اما نتیجه چنین تحلیل هایی می تواند کاملاً شگفت انگیز هم باشد. در این معنا یک رویکرد از پایین به بالا به اخلاق، رویکردی است که معتقد است ارزشهای هنجاری در فعالیت فاعل ها بصورت تلویحی وجود دارند، نه اینکه بر حسب یک تئوری عمومی در این فعالیت ها بصورت صریح بیان شده باشند.
۳-۲ تئوریهای اخلاقی
مهندسی که در جستجوی ساختن یک ماشین اخلاقی است چه چیزی را درباره تئوریهای اخلاقی لازم است بداند؟ چرا یک رویکرد از بالا به پایین و تئوری محور به اخلاق به نظر می رسد روش خوبی برای پیشرفت AMA ها است؟ یک پاسخ آن است که تئوریها قول راه حل های جامع را می دهند. اگر اصول یا قواعد اخلاقی بتوانند به طور شفاف بیان شوند، عمل اخلاقی فقط پیروی از قوانین خواهد بود. تمام آنچه که یک AMA لازم است انجام دهد محاسبه آن است که آیا عملش از نظر قواعد مجاز است یا نه. فیلسوف آلمانی"لایبنیتز”[۳۵۹]، کسی که ماشین محاسبه ای را طراحی کرد که در سال ۱۶۴۶ ساخته شد، رویای داشتن ماشینهای قوی تری را داشت که بتوانند مستقیماَ قواعد اخلاقی را به کار گیرند تا در هر شرایطی بهترین عمل را محاسبه کنند.
علی رغم پیشرفت های بزرگ در تکنولوژی محاسبه از زمان لایبنیتز، ما فکر می کنیم که تئوری های از بالا به پایین ممکن است نتوانند به درک این رویا کمکی کنند. ما نشان خواهیم داد که جنبه های اجرایی قواعد اخلاقی به عنوان الگوریتم های رسمی تصمیم گیری، مبهم هستند. با این وجود، مردم به قواعد از بالا به پایین گرایش دارند تا اعمال خود را گزارش دهند و توجیه کنند و طراحان AMA ها نیازمند تسخیر این جنبه از اخلاقیت انسان خواهند بود.
در کلی ترین معنا، رویکرد از بالا به پایین به اخلاق مصنوعی یعنی داشتن مجموعه ای از قوانینی که بتوانند به یک الگوریتم ارجاع داده شوند. سیستم های اخلاقی از بالا به پایین ممکن است از منابع متنوعی آمده باشند از جمله دین، فلسفه، و ادبیات. مثالهایی از آن شامل “قاعده طلایی، ۱۰ فرمان،اخلاق نتیجه گرایی یا سودگرایی، امر اخلاقی کانت،کدهای قانونی و حرفه ای، و ۳ قانون روباتیک آسیموف می شود.”[۳۶۰]
در برخی از این روش های تفکر، لیست قواعد، تنها مجموعه ای دلخواه است از هر آنچه که لازم است به طور ویژه ممنوع و یا تجویز شود. این مدل “دستوری‌” اخلاق است که علاوه بر ریشه داشتن در سنت یهودی در سه قانون آسیموف هم ظاهر می شود. آسیموف سه قانون کلی را برای ماشین ها ارائه می کند که به “سه قانون روباتیک”[۳۶۱] معروفند.
چالشی که پیش روی مدلهای دستوری قرار می گیرد آن است که وقتی قوانین باهم تعارض پیدا می کنند چه کاری باید انجام دهیم: آیا هیچ اصل یا قاعده دیگری برای حل تعارض وجود دارد؟ رویکرد آسیموف آن بود که قواعد را اولویت بندی کند تا قاعده اول همیشه حاکم بر قاعده دوم باشد، قاعده ای که همیشه به ترتیب حاکم بر سومین قاعده خواهد بود. متأسفانه از نظر متخصصان علم روباتیک، دو قانون اول آسیموف هرکدام به تنهایی برای تولید تعارض کافی هستند.
برای حل مشکل تعارض، برخی فیلسوفان تلاش کرده اند تا اصول کلی تر یا انتزاعی تری را پیدا کنند که از آنها اصول خاص تر و ویژه تری را بتوانند استخراج کنند. فیلسوفان دیگر قبول ندارند که قواعد اخلاقی باید به عنوان ایجاد کننده رویه جامع تصمیم گیری فهمیده شوند، حال آنکه کارکرد قواعد از بالا به پایین را یک اکتشاف می دانند که به هدایت تصمیمات و اطلاع رسانی به تحلیل انتقادی ارزیابان متخصص کمک می کند.
بین مکاتبی از فیلسوفان که فکر می کنند استدلال اخلاقی می تواند تحت یک اصل کلی آورده شود، دو رقیب وجود دارند: سودگرایی و وظیفه گرایی
سودگرایی ادعا می کند که اخلاق در نهایت درباره زیاد کردن مقدار کلی “سود” (میزان شادی یا سعادت) در جهان است. بهترین اعمال (یا بهترین قواعد خاص برای پیروی) آنهایی هستند که سود جمعی را زیاد می کنند. از آنجایی که سودگرایان مراقب نتایج اعمال هستند، دیدگاه های آنها نوعی از نتیجه گرایی است. تئوری نتیجه گرای دیگر خودگرایی[۳۶۲] است، که فقط نتایج را برای فردی که اعمال را انجام می دهد در نظر می گیرد. اما خودگرایی رقیب جدی ای برای طراحی AMA ها نیست (یا حتی شاید به طور کلی تر برای اخلاق).
در سودگرایی بحث مهمی وجود دارد بین “سودگرایی عمل گرا “[۳۶۳] (عمل هر فردی سنجیده می شود) و ” سودگرایی قاعده گرا”[۳۶۴] (قواعد اعمال در پرتو تمایلشان به افزایش سود کلی سنجیده می شود). AMAهای سودگرا با نیازهای محاسباتی بزرگی مواجه می شوند زیرا لازم است که آنها بسیاری از، نه همه، نتایج انتخاب ها را پیدا کنند تا اعمال را از نظر اخلاقی درجه بندی کنند. برای فاعل، مشکل آن است که چگونه نتایج جهت های مختلف عمل را تعیین کنند تا مقدار سود را زیاد کنند. برای طراح سیستم های مصنوعی، مشکلی که باید حل شود آن است که چگونه ماشینهایی بسازند که بتوانند راه های مورد نیاز نتایج و شبکه سودهای آنها را ایجاد کنند.
دیدگاه رقابت کننده با سودگرایی در مورد اصول اخلاقی آن است که وظیفه ها در هسته اخلاق قرار دارند. وظیفه ها و حقوق در رأس وظیفه گرایی قرار می گیرند. به طور کلی، هر لیستی از وظایف یا حقوق ممکن است از همین مشکل تعارضات درونی در لیست دستورات رنج ببرد. برای مثال، وظیفه راستگویی ممکن است با وظیفه احترام به حریم خصوصی فرد دیگری در تعارض قرار گیرد. یک روش برای حل این مشکلات واگذار کردن همه وظایف بدیهی به اصول بالاتر است. بنابراین، مثلاَ عقیده کانت آن بود که همه وظایف قانونی می توانند در یک اصل جمع شوند، امر مطلق، که می تواند در چنین روشی برای ضمانت سازگاری منطقی بیان شود.
برای یک فاعل مصنوعی که با رویکرد وظیفه گرایانه به اخلاق طراحی شده است، دانستن قواعد (یا چگونگی تعیین قواعد) و داشتن روشی برای به کار بردن آن قواعد در یک چالش خاص، از اهمیت زیادی برخوردار است. همچنین فاعلی که می تواند به طور منسجمی روی اعتبار قواعد خاص بازتاب داشته باشد، یک فاعل دلخواه خواهد بود، اما این یک رویای دور از دسترس است. طراح روبات وظیفه گرا لازم است تا روشهایی را پیدا کند تا مطمئن شود که قواعد، زمانی که موقعیت، کاربرد آنها را لازم دارد، فعال شده اند و طرحی را برای مدیریت موقعیت هایی که قواعد باهم تعارض پیدا می کنند، تنظیم کند.
رویکردهای سودگرا و وظیفه گرا هر دو موضوعات محاسباتی خاص خود را مطرح می کنند، اما یک مشکل مشترک را هم مطرح می کنند درمورد اینکه آیا کامپیوتر (یا انسان، ازآن باب) می تواند همه اطلاعاتی را که برای کاربرد کامل تئوریها در زمان حال لازم است را جمع آوری و مقایسه کند؟ این مشکل برای رویکرد نتیجه گرا حادتر است، زیرا نتایج هر عملی ذاتاَ محدود به مکان یا زمان نیست.
مباحث عمومی درباره اخلاق فقط درمورد حقوق (وظیفه گرایی) و رفاه (سود) نیستند؛ آنها اغلب درباره موضوعات شخصیت هم هستند. این عنصر سوم از تئوری اخلاقی می تواند به ارسطو و چیزی که امروزه به عنوان ” اخلاق فضیلت ” شناخته می شود ارجاع داده شود. متخصصان اخلاق فضیلت درگیر ارزیابی اخلاقی بودن اعمال بر اساس فقط خروجی ها یا بر حسب حقوق و وظایف نیستند. در عوض، نظریه پردازان فضیلت معتقدند که اعمال از نظر اخلاقی خوب، از تربیت شخصیت خوب جاری می شوند که عبارت است از درک فضایل خاص.
۳-۲-۱سودگرایی
فیلسوف بریتانیایی قرن هجدهم “جرمی بنتام”[۳۶۵] این عقیده را داشت که “توسعه نوعی “حساب اخلاقی”[۳۶۶]، امری مطلوب خواهد بود”[۳۶۷]. بنتام و فیلسوفان دیگری که دیدگاه های سودگرایی را توسعه دادند می خواستند تا اخلاق را روی یک ستون عینی قرار دهند و از وابستگی به لیستی از وظایف که توجیهشان سخت بود یا شهودات فردی درباره درست و غلط، رها شوند. آنها با روشی از ارزیابی موقعیتها مواجه شدند که از نظر کمّی به خوبیها و زیانهای ناشی از اعمال اعدادی را اختصاص می داد. مقادیر کمّی سود برای یک قاعده ساده تصمیم گیری مناسب است: عملی را انتخاب کن که منجر به بالاترین میزان سود کلی شود. سود اغلب مساوی شادی است. بنابراین اجتماع سنتی سودگرایی فریاد می زند: “شادی بیشتر برای تعداد بیشتر".
سودگرایان روی جنبه با احساس بودن فاعل اخلاقی تأکید داشتند و انجام عمل اخلاقی را شایسته موجود با شعور و احساس می دانستند. “میل”[۳۶۸] معتقد بود که: “بهتر است یک انسان ناخشنود باشیم تا یک خوک خشنود.”[۳۶۹] بعلاوه میل معتقد بود که “ارزیابی ما از شخصیت یک فاعل، باید جدا از ارزیابی ما از اعمال او باشد. دلیل یا انگیزه عمل، هیچ ارتباطی به اخلاقی بودن آن ندارد. کسی که انسانی را از غرق شدن نجات می دهد، کار درستی انجام داده است، چه بر حسب وظیفه این کار را انجام داده باشد، چه دلیل او برای انجام این عمل امید به آن باشد که در زمان سختی کسی به کمک او بیاید.”[۳۷۰]
سودگرایی به خاطر جنبه عددی اش ممکن است به نظر بیاید که شکل منحصر به فرد و جذابی از تئوری اخلاقی را برای AMAها فراهم می کند. اما برای ساخت یک AMA سودگرا واقعاَ چه چیزی لازم است؟
در ۱۹۹۵ دانشمند علم کامپیوتر، “جیمز گیپس" [۳۷۱]از دانشگاه “بوستون”[۳۷۲] چیزی را نشان داد که شاید ابتدایی ترین تلاش برای توصیف ملزومات محاسباتی روبات های نتیجه گرا بود. او چهار توانایی ضروری را توصیف کرد:
“۱-داشتن روشی برای توصیف یک موقعیت در جهان
۲-داشتن روشی برای تولید اعمال ممکن
۳-داشتن ابزارهایی برای پیش بینی موقعیتی که اگر عمل مفروض در آن موقعیت قرار گیرد، نتیجه دلخواه را خواهد داد.
۴-داشتن روشی برای ارزیابی موقعیت بر حسب خوبی یا مطلوب بودنش.”[۳۷۳]
این لیست نمی تواند الگوریتمها را تعیین کند و با یک برنامه کامپیوتری واقعی فاصله زیادی دارد. با این وجود، چارچوب سودمندی را برای تعیین شرط های مربوط فراهم می کند. تلاش های واقعی برای اجرای استدلال سودگرا در یک کامپیوتر، نیازمند طراحی تصمیماتی درباره شروط خواهند بود. شرح یک موقعیت تا چه حد باید کامل باشد؟ کامپیوتر باید قادر باشد که کدام دسته از اعمال را تولید کند؟ یک کامپیوتر چگونه می تواند پیش بینی های دقیقی درباره موقعیت هایی که ممکن است در مکان یا زمان کاملاَ دور باشند داشته باشد؟ و موقعیت های متفاوت چگونه باید ارزیابی شوند؟
از سؤال آخر ، ستون اصلی دیباچه مباحث اخلاقی، شروع می کنیم. یک فرد چگونه می تواند به طور معقول اعداد را به چیزی ذهنی مثل شادی، خوشی، یا مطلوبیت اختصاص دهد؟ بنتام و میل، سر این موضوع که آیا لذتی که فرد از انجام یک بازی می برد با لذتی که فرد دیگر از خواندن یک شعر می برد از ارزش یکسان برخوردارند یا نه، باهم اختلاف نظر داشتند. همین نکته زمانی مطرح می شود که لذتی که حیوانات تجربه می کنند را با لذتی که انسانها تجربه می کنند مقایسه کنیم. بنتام این عقیده را داشت که هیچ شکلی از تقدم فی نفسه در لذت وجود ندارد؛ لذت انجام یک بازی بچه گانه یا خواندن شعر “پوشکین”[۳۷۴]، لذت خوکها یا انسانها -از نظر بنتام همه یکسان بودند. دیگران نگران این هستند که این تفکرممکن است بی معنی باشد که همه اشکال و تنوعات لذت بتواند روی یک ترازو درجه بندی شوند. گاهی اوقات این پیشنهاد مطرح می شود که مشکل اختصاص دادن اعداد به سودها می تواند به همان شکل که دادگاه ها، شرکت های بیمه و بازارهای آزاد آن را انجام می دهند، به این صورت که بررسی کنند که افراد چه قدر می خواهند برای خوبیهای خاص یا جلوگیری از زیان های خاص پول بپردازند، حل شود. اما از نظر بسیاری افراد برابر دانستن ارزشهای اخلاقی با ارزشهای پولی همانگونه که عامه مردم معتقدند، برای چیزهایی که بدون قیمت هستند بسیار نامناسب است.
اما هر قدر هم که فرد تصمیم بگیرد که اعداد را اختصاص دهد، موضوعات محاسباتی مشابهی مطرح می شوند. اگر بخواهیم مثبت فکر کنیم، با ارائه روشهایی برای اختصاص اعداد به سودها، به نظر می رسد که کامپیوترها برای کاربرد تئوریهای نتیجه گرا بسیار مناسب باشند. در حقیقت، ممکن است از کامپیوترها انتظار داشته باشیم تا تخمین های سود جمعی را سریع تر و دقیق تر از انسانها انجام دهند. اما اگر بخواهیم منفی فکر کنیم، مشکل ما ساخت یک کارکرد ارزیابی محاسباتی است، که به طور صحیحی سودهای حاضر را علیه زیان های آینده می سنجد و برعکس، یا سود ها و زیان های واقعی را علیه خطرات و سودهای بالقوه می سنجد.
اولین شرط گیپس، توصیف موقعیت در جهان است. عناصر مربوط به موقعیت کدام هستند؟ بسته به وسعت حوزه اخلاقی، این عناصر ممکن است مردم، حیوانات، و شاید حتی همه اکو سیستم ها را در بر بگیرد (اگرچه شاید بامیزان های مختلف).
شرط دوم، یعنی تولید دسته ای از اعمال، تحت تأثیر دسته ای از عناصر قرار دارد که باید بخشی از موقعیت را بررسی کنند. برای مثال اگر سعادت حیوانات بخشی از تساوی حقوق نیست، پس عمل خوردن یک وعده غذایی، ممکن است بدون تمایز قائل شدن بین خوردن یک وعده غذایی گیاهی و یک وعده غذایی غیر گیاهی، انجام شود. هرقدر تنوع حقایق اخلاقی مربوط بیشتر می شود، برنامه ریزی جزئی تری برای انتخاب های ملاحظه شده مورد نیاز است.
سومین شرط گیپس، تخمین تأثیرات گسترده یک عمل روی موجوداتی که از نظر اخلاقی اهمیت دارند، است. طراحان الگوریتم ها باید حداقل با دو سؤال روبرو شوند: کدام یک از شاخه های مربوط به آینده باید محاسبه شوند؟ و آیاباید از میزان خروجی های مربوط به آینده دور کاست؟
با توجه به سؤال اول تأثیرات آینده نمی توانند به طور نامعلومی در آینده محاسبه شوند. تأثیرات اولیه ای وجود دارند که ممکن است مستقیماً در خدمت اهدافی باشند که اساس تصمیم به عمل هستند، و ارزش اخلاقی این خروجی ها باید محاسبه شود. اما هر عملی تعداد نامعلومی از تأثیرات درجه دوم دارد که به طور بالقوه منجر به محاسبات بی پایانی می شوند که این محاسبات مقدار زمان زیادی از کارکرد CPU را به خوداختصاص داده و صرف برنامه هایی می کنند که در تلاش هستند تا از همه تعاملات پیروی کند. به علاوه، تأثیرات درجه دوم گاهی می توانند نتایج دور از دسترس داشته باشند-مثل نمونه مشهور تأثیر پروانه که توسط تئوری بی نظمی توضیح داده شد: (این نظریه که ضربه بالهای در حال حرکت پروانه در چین چند هفته بعد می توانند روی هوای آمریکای شمالی تأثیر بگذارند). همچنین مشکل محاسبه تأثیرات آینده در زمانی که اطلاعات کامل نیستند هم وجود دارد. پیش بینی هوا دقیقاً از همین مشکل رنج می برد، اما این مشکل کارشناسان هواشناسی را از کار روی پیش بینی های دقیق تر باز نداشته است، (در حالیکه هنوز فضایی برای پیشرفت وجود دارد!). یک تکنیک مفید که پیش بینی کنندگان وضع هوا از آن استفاده می کنند آن است که بین پیش بینی های چندین مدل کامپیوتر رقیب میانگین بگیرند."پیش بینی کنندگان سود” هم ممکن است به همین ترتیب رویکردهای چندگانه را در پیش بینی نتایج رفتارهای خاص به کار گیرند.
با توجه به سؤال دوم، گفته های مشهور “صدقه از خانه شروع می شود” و “جهانی فکر کن، محلی عمل کن"، هر دو برای بیان این ایده استفاده می شوند که اعمال اخلاقی بر مبنای روابط مردم و مکانهای مجاور آنها پایه گذاری شده اند .وآنچه که برای مکان صادق است، برای زمان هم صادق است: نتایج در آینده دور کشش کمتری برای مردم دارند تا نتایج فوری. اینکه این از نظر اخلاقی یک گرایش صحیح است یا نه در اینجا ما نباید در موردش تصمیم بگیریم. ما تنها متذکر می شویم که اگر AMA ها می خواهند با به کارگیری اصول نتیجه گرای از بالا به پایین به روشی عمل کنند که از نظر اخلاقی پذیرفته شده است، پس شیوه ای برای کاستن نتایج آینده دور ضروری است. شاید این ممکن باشد که میزان کاهش دقیقاً با میزان فزاینده عدم قطعیتی که در پیش بینی وقایع دور وجود دارد، منطبق باشد. اما هیچ فرمول ساده ای وجود ندارد که زمان یا فاصله را به عدم قطعیت مرتبط کند –برخی حوادث که در یک سال آینده یا در مسافت ۵۰۰۰ کیلومتر دورتر از اینجا اتفاق می افتند، ممکن است از حوادثی که در هفته آینده یا در فاصله ۱۰۰ متری اینجا اتفاق می افتند بسیار قابل پیش بینی تر باشند.
چهارمین شرط گیپس ارزیابی موقعیت بر حسب خوبی یا مطلوبیت آن است. ما قبلاً متذکر شدیم که سودگرایان بین خودشان درمورد اینکه آیا لذت یا رضایتی که از منابع مختلف بدست می آید باید به طور متفاوت سنجیده شود یا نه، اختلاف نظر دارند. یک روش آن است که تا آنجا که می توانیم نرخ عینی سود را جمع آوری کنیم تا یک فرمول ارزیابانه را در آنها به کار ببریم و سپس آن را در یک سبک پیشرو تنظیم کنیم تا انتخاب ها و اعمال AMA رضایت مندانه ظاهر شوند. البته در سر راه جمع آوری برآوردهای سود در زمان واقعی مشکلات جدی ای وجود دارد.
برای حفاظت AMA های سودگرا از جریان بی پایان محاسبه، استراتژی های پایداری برای به انجام رساندن چهار شرط گیپس مورد نیاز هستند. مشکلی که سر راه به پایان رساندن محاسبات قرار دارد، به واسطه یک چالش دیگر تشدید شده است. محاسبه نتایج بالقوه خودش عملی است که نیازمند زمان و منابع است، و بنابراین ممکن است برای خودش نتایج اخلاقی داشته باشد. اگر شخصی شانس کمک به نیازمندی را به خاطر اینکه تصمیم گیری اش بسیار طولانی شد از دست داد، فرایند تصمیم گیری کارکرد صحیح نداشته است. اینجا تئوری سودگرا می تواند مستقیماً به کار گرفته شود، زیرا اصل سودگرایی تصریح می کند که محاسبات باید دقیقاً در نقطه ای که ادامه محاسبه، بیشتر از انجام عمل، روی سود متراکم تأثیر منفی دارد، متوقف شوند. اما شما بدون اینکه واقعاً خود محاسبه را انجام دهید چگونه می فهمید که چیزی ارزش محاسبه را دارد یا نه؟ این تناقض آشکار تنها می تواند با قطع کردن محاسبه توسط ابزارهای دیگر حل شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:21:00 ب.ظ ]




R2=90/0 F-statistic=938/38 Durbin-watson=521/1

 

 

 

منبع: یافته های پژوهش
نتایج برآوردها به تفکیک متغیرهای موجود در مدل بررسی می شود.
EPit: متغیر وابسته مورد استفاده در مدل، بهره وری انرژی میباشد.
Efficiency بهره وری
KL1:لگاریتم نسبت سرمایه به نیروی کار ساده میباشد. به طوری که ملاحظه می گردد تاثیرنسبت سرمایه به نیروی کار بر بهره وری انرژی مثبت ولی از نظر آماری معنادار نیست. لذا به نظر می رسد علی رغم مثبت بودن رابطه و قابل تایید بودن از نظر تئوریکی، تأثیر محکم و قابل لمسی بر بهره وری انرژی ندارد.
X2:منظورلگاریتم صادرات کارگاههای نهگانه صنعتی میباشد. مطابق با بررسی انجام شده این متغیر در سطح اطمینان۹۵% تأثیر مثبتی بر بهره وری انرژی دارد. به طوری که یک درصد افزایش صادرات کارگاه های نه گانه صنعتی منجر به (۰٫۰۰۹) درصد افزایش دربهره وری انرژی در دوره مورد بررسی شده است.
آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها
L2:لگاریتم نیروی کار ماهر میباشد.به طوری که ملاحظه می گردد بین نیروی کارماهر، به عنوان یکی از متغیرهای تاثیرگذار بر بهره وری انرژی، رابطه ای منفی و معنی دار در سطح خطای ۱۰% وجود دارد.که می تواند به علت عدم وجود قیمت های نسبی واقعی نیروی کار به سرمایه در ایران باشد.
MCG:لگاریتم واردات کالاهای سرمایهای است.اثر منفی واردات کالاهای سرمایهای (خرید یا تحصیل اموال سرمایهای خارجی) بر شاخص بهره وری انرژی صنایع در ایران می‌تواند به علت قید فن‌آوری باشد که البته از لحاظ آماری معنی‌دار نمی‌باشد.
OPENشاخصی برای درجه باز بودن است.برای بررسی آزاد سازی تجاری روی بهره وری انرژی از نسبت مجموع صادرات و واردات بر ارزش افزوده زیر بخش های صنعتی استفاده شده است که در این حالت، اثر منفی این شاخص روی بهره وری انرژی صنایع در سطح معنی داری بالایی تایید می شود. ولی مقدارش اندک است. این نتیجه حاصله دیدگاه طرفداران سیاست های آزاد سازی را مبنی بر اینکه این سیاستها بدون هیچ گونه پیش شرطی، رشد بهره وری را افزایش می دهد، تایید نمی کند. این می تواند از این دلیل ناشی شود که آزادسازی تجاری سبب افزایش واردات کالاهای صنعتی شده به جای تولید شده و در نتیجه بهره وری انرژی را کاهش می دهد.
RERنرخ موثر واقعی ارز میباشد. همانطور که ملاحظه می شودنرخ موثر واقعی ارز، به عنوان یکی از متغیرهای تاثیرگذار،اثر منفی و معنی داری بر بهره وری انرژی دارد. بدین صورت که وقتی نرخ ارز افزایش می یابد قیمت واردات از جمله واردات کالاهای صنعتی ارزان شده و شرکت ها به جای تولید از این راهکار استفاده می نمایند بنابراین افزایش نرخ ارز از این کانال تولیدات صنعتی و ارزش افزوده فعالیت های کارگاه ها و در نتیجه بهره وری انرژی کاهش می دهد.
۴-۳-۳-۲- مرحله دوم برآورد(برآوردی جدید از الگو)
در این مرحله الگوی (۳-۱) با جایگذاری KL2وL1به ترتیب لگاریتم نسبت سرمایه به نیروی کار ماهر و لگاریتم نیروی کار ساده به جای KL1 لگاریتم نسبت سرمایه به نیروی کار ساده و L2نیروی کار ماهر دوباره برآورد شده است.
همانند قبل ابتدا دو آزمون F لیمر و آزمون هاسمن برای تعیین نحوه صحیح برآورد مدل انجام گرفته است. با توجه به آماره های F حاصل فرض صفر در سطح خطای ۱ درصد و کمتر رد می شود؛ بنابراین می توان جهت برآورد از روش داده های تابلویی استفاده کرد.
جدول(۴-۵): آماره F لیمر(مرحله دوم برآورد)

 

 

Prob.

 

F

 

 

 

۰۰۰/۰

 

۳۸۴/۱۶

 

 

 

منبع: یافته های پژوهش
با توجه به نتایج آزمون هاسمن در جدول (۴-۶)، فرضیه صفر مبنی بر وجود اثرات تصادفی رد می شود، بنابراین لازم است که مدل به صورت اثرات ثابت برآورد شود.
جدول (۴-۶): نتیجه آزمون هاسمن(مرحله دوم برآورد)

 

 

Prob.

 

 

 

 

 

۰۰۰۰/۰

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:21:00 ب.ظ ]




مولفه افقی: در خدمت همنوعان و موجودات دیگر بودن.
۲-۱-۷ تعاریف هوش معنوی
هوش معنوی مجموعه ای از قابلیت های سازگارانه ذهنی است که بر اساس جنبه های غیرمادی و متعالی واقعیت قرار گرفته؛ به خصوص آن جنبه هایی که مرتبط با طبیعت وجودی فرد، معنی سازی فردی، تعالی و حالات مبسوط هوشیاری است. این فرآیندها نقشی سازگارانه در تسهیل معنی سازی فردی، حل مسئله، و استدلال انتزاعی دارند (کینگ[۱۸]، ۲۰۰۸).

امرم[۱۹] (۲۰۰۵) هوش معنوی را شامل داشتن حس معنا و داشتن ماموریت در زندگی، حس تقدس در زندگی، درک متعادل از ارزش ها و معتقد به بهتر شدن دنیا می داند. وی همچنین هوش معنوی را توانایی کاربرد و بروز ارزش های معنوی می داند به نحوی که باعث ارتقاء عملکرد روزانه و سلامت جسمی و روحی فرد شوند.
سانتوس[۲۰] (۲۰۰۶) معتقد است هوش معنوی مرتبط با آفریننده جهان است. وی این هوش را توانایی شناخت اصول زندگی، قوانین طبیعی و معنوی و بنا نهادن زندگی بر اساس این قوانین می داند.
سیسک[۲۱] (۲۰۰۸) هوش معنوی را توانایی کاربرد رویکرد چند حسی در حل مسئله و یادگیری همراه با گوش سپردن به ندای درون معرفی می کند. به عبارت دیگر، هوش معنوی خودآگاهی عمیقی است که فرد بیشتر از جنبه های درونی اش آگاه شده و آنها را درک می کند به گونه ای که بشر در این حالت تنها جسم نبوده بلکه مجموعه ای از فکر، روح و بدن است.
نوبل[۲۲] (۲۰۰۱) هوش معنوی را پتانسیل ذاتی و استعدادهای درونی در بشر توصیف می کند و آن را بیانگر عملکرد ذهنی انسان می داند چون ما انسان ها با کمک هوش معنوی به مسائل مربوط به هستی می اندیشیم تا ارتباطات درونی آن ها را بیابیم.
هوش معنوی هوشی است که ما را قادر می سازد تا به حل مسائل معنایی و ارزشی خود بپردازیم و همچنین هوشی است که می توانیم اعمال و زندگی خویش را به وسیله آن در بافتی وسیع تر، غنی تر و بامعناتر قرار دهیم (زهر و مارشال، ۲۰۰۰).
هوش معنوی قابلیتی است که باعث می شود فرد از طریق امکانات و توانمندی های معنوی خود، مباحث علمی و معنوی مربوط به هستی را به گونه ای بهتر بشناسد و معنای آن را درک کند (نازل، ۲۰۰۴).
وگان[۲۳] (۲۰۰۱) هوش معنوی را به عنوان فهم عمیق سوالات معنوی و بصیرت همراه با سطوح چندگانه هوشیاری می داند.
ویگلزروث[۲۴] (۲۰۰۴) هوش معنوی را معرفت درونی، حفظ تعادل فکری، آرامش درونی و بیرونی، و توانایی به دست آوردن قدرتی تعریف می کند که ما را برای رسیدن به رویاهایمان یاری می دهد.
ولمن[۲۵] (۲۰۰۱) هوش معنوی را قابلیت پاسخ به سوالات در مورد معنای زندگی و ارتباط و اتصال بین هر یک از ما و جهانی می داند که در آن زندگی می کنیم.
ایمونز[۲۶] (۲۰۰۰) هوش معنوی را کاربرد سازگارانه اطلاعات معنوی در تسهیل حل مسائل روزانه و هدف یابی و دست یابی به آنها می داند.
هوش معنوی همان توانایی است که به ما قدرت می دهد در راستای تحقق رویاهایمان تلاش و کوشش نماییم. این هوش زمینه ای برای چیزهایی است که به آن ها معتقدیم و در واقع نقش باورها و هنجارها، عقاید و ارزش ها را در فعالیت هایی دارد که ما بر عهده می گیریم (ابراهیمی، ۱۳۸۶).
۲-۱-۸ ابعاد هوش معنوی
یکی از محققینی که سعی در معرفی هوش معنوی داشته، رابرت ایمونز است. او عقیده دارد تعابیر و معانی مختلف معنویت و مذهبی بودن، سبب تمرکز تحقیقات بر روی معنای معنویت شده است. همزمان روندهای جدیدی در روانشناسی دین ظهور کرده که به واسطه آن ها اقداماتی اثر گذار ولی غیرمنسجم صورت گرفته است به طوری که باورها، نوعی تعهد معنوی قلمداد می شوند که مرتبط با موفقیت در زندگی روزمره (برای مثال سلامت فیزیکی و روانی و نیز موفقیت در زندگی زناشویی) می باشند. ایمونز بر این عقیده بود که در چنین شرایطی وجود مفهومی که این پتانسیل را داشته باشد بسیار مهم است و آن مفهوم، همان هوش معنوی می باشد (ایمونز، ۲۰۰۰).
او معتقد است اگر معنویت را به عنوان مجموعه ای از توانایی ها و قابلیت ها که افراد را در حل مشکلات و کسب اهداف خود توانمند می سازد تعریف کنیم، آن گاه می توانیم موجودیت هوش معنوی را نیز در نظر گرفته و مورد بررسی قرار دهیم (ایمونز، ۲۰۰۰).
به طور کلی ایمونز هوش معنوی را متشکل از پنج بعد یا توانایی مختلف می داند. به نظر او حداقل پنج توانایی معرف هوش معنوی هستند که در اغلب فرهنگ ها مورد ستایش قرار گرفته اند به گونه ای که برخی فرهنگ ها برای این مهارت ها اولویت بیشتری قایل شده اند. دلیل خاصی درباره این که این توانایی ها پنج مورد هستند وجود ندارد ضمن این که هیچ ترتیب خاصی برای قرار گرفتن آن ها متصور نیست. این پنج بعد یا توانایی عبارتند از:

 

    1. قابلیت تعالی فیزیکی و مادی: ظرفیت انسان برای ورود به سطوح نامتعارف و متعالی هوشیاری و نیز بالاتر رفتن یا فراتر رفتن از محدودیت های عادی و جسمی

 

    1. توانایی ورود به سطح معنوی بالاتر: آگاهی از یک حقیقت غایی که ایجاد احساس یگانگی و وحدت می کند و در آن همه مرزها ناپدید شده و همه چیز در یک کل واحد یگانه می گردد.

 

    1. توانایی یافتن تقدس در فعالیت ها، رویدادها و روابط روزمره: تشخیص حضور الهی در فعالیت های عادی. برای مثال ایمونز و چونگ (۱۹۹۸) نشان دادند که تلاش های فردی روزمره را می توان از طریق فرایند تقدیس به اموری معنوی تبدیل کرد.

 

    1. توانایی به کارگیری منابع معنوی برای حل مسائل زندگی: افرادی که ذاتا مذهبی هستند راحت تر می توانند با استرس ها برخورد کنند. این افراد بیش از سایرین در بحران های روحی و مشکلات معنایی راهی برای یاد گرفتن می یابند و از طریق این مشکلات رشد می کنند.

 

    1. توانایی انجام رفتار فاضلانه: منظور رفتارهای درست و پسندیده ای همچون بخشش، نشان دادن سخاوت، انسانیت، شفقت، عشق ایثار گرایانه و … است که از زمان های گذشته تاکنون پسندیده انگاشته شده اند.

 

ایمونز اظهار می دارد که خود کنترلی هسته اصلی تمام این رفتارهای فاضلانه است و برای موفقیت در تمامی حوزه های زندگی ضروری است. ضمنا خود کنترلی نیز در مقابل هفت گناه کبیره قرار می گیرد که عبارتند از:
شکم پرستی، تنبلی، غرور، خشم، حرص، شهوت، و حسد.
ایمونز عقیده دارد که شناسایی این پنج بعد اولین گام طراحی ساختار هوش معنوی است. این که ویژگی های فوق پنج مورد هستند یا کمتر و یا بیشتر، هنوز قطعی نشده و در مراحل اولیه توسعه این مفهوم، به کارگیری رویکرد مفهومی بسیار مناسب تر به نظر می رسد (ایمونز، ۲۰۰۰، به نقل از واثق، ۱۳۸۹).
۲-۱-۹ مولفه های هوش معنوی از دیدگاه های مختلف
ادواردز[۲۷] معتقد است که داشتن هوش معنوی بالا با داشتن اطلاعاتی در مورد هوش معنوی متفاوت است. این تمایز فاصله میان دانش عملی و دانش نظری را نشان می دهد. لذا نباید داشتن دانش وسیع در مورد مسائل معنوی و تمرین های مربوط به آن را هم ردیف دستیابی به هوش معنوی از طریق عبادت و تعمق برای حل مسائل اخلاقی دانست. البته می توان گفت که برای بهره مندی موثر از معنویت، داشتن توامان دانش نظری و عملی لازم و ضروری خواهد بود.
به عقیده نازل، هوش معنوی از روابط فیزیکی و شناختی فرد با محیط پیرامون خود فراتر رفته و وارد حیطه شهودی و متعالی از دیدگاه فرد نسبت به زندگی خود می شود. این دیدگاه شامل همه رویدادها و تجارب فرد می شود که تحت تاثیر یک نگاه کلی قرار گرفته اند و فرد می تواند از این هوش برای چارچوب دهی و تفسیر مجدد تجارب خود بهره گیرد. همچنین این فرایند قادر است از لحاظ پدیدار شناختی به رویدادها و تجارب فرد معنا و ارزش شخصی بیشتری بدهد (نازل، ۲۰۰۴).
هوش معنوی به زندگی درونی ذهن و نفس[۲۸] و ارتباط آن با جهان وابسته بوده و ظرفیت فهم عمیق سوالات وجودی و بینش نسبت به سطوح چندگانه هوشیاری را شامل می شود. آگاهی از نفس، به عنوان زمینه و بستری است که به آن نیروی خلاق برای تکامل زندگی[۲۹] می گویند. بنابراین هوش معنوی چیزی بیش از توانایی ذهنی فرد است و فرد را به ماوراءفرد[۳۰] و به روح مرتبط می کند. علاوه بر این، هوش معنوی فراتر از رشد روانشناختی متعارف است و خودآگاهی حاصل از آن، شامل آگاهی از رابطه با موجود متعالی، افراد دیگر، زمین و همه موجودات می شود (وگان، ۲۰۰۳).
آمرام معتقد است هوش معنوی شامل حس معنا و داشتن ماموریت در زندگی، حس تقدس در زندگی، درک متعادل از ارزش ماده و اعتقاد به بهتر شدن دنیا می شود (امرم، ۲۰۰۵).
هوش معنوی برای حل مشکلات و مسائل مربوط به معنای زندگی و ارزش ها مورد استفاده قرار می گیرد و سوال هایی همانند «آیا شغل من باعث تکامل من در زندگی می شود؟» و یا «آیا من در شادی و آرامش روانی مردم سهیم هستم؟» را در ذهن ایجاد می کند (ویگلزورث، ۲۰۰۴؛ به نقل از سهرابی، ۱۳۸۵).
در واقع هوش معنوی بیشتر مربوط به پرسیدن است تا پاسخ دادن، بدین معنا که فرد سوالات بیشتری را در مورد خود و زندگی و جهان پیرامون خود مطرح می کند (مک مولن[۳۱]، ۲۰۰۳).
همچنین قابل ذکر است که سوال های جدی در مورد این که “از کجا آمده ایم؟"، “به کجا می رویم؟” و “هدف اصلی زندگی چیست؟"، از نمودهای هوش معنوی می باشند.
۲-۱-۹-۱ دیدگاه ایمونز

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:21:00 ب.ظ ]




تعاریف اندیشمندان سده های اخیر مانند شلایر ماخر[۹۴]، ویلیام جیمز[۹۵] و … نماینده های این رویکرد می باشند.
پایان نامه - تحقیق
با توجه به این دو نگاه، فلسفه های دینی متفاوتی بنیان نهاده شده اند. در یکی، با بهره گرفتن از ادله و براهین سعی در توجیه عقلانی معرفتهای دینی است و در دیگری، مبحث ایمان مدنظر واقع شده است. لذا اولی، قابل تعاطی و تعامل است، ولی دومی، امری شخصی و درونی می گردد. البته هستند اشخاصی که نگاهی جامع را در تعریف خود از دین لحاظ کرده اند. تعریف اسمارت[۹۶] از این گونه است: «دین شش خصیصه یا بعد کل دارد بدین قرار: شعایری، اسطوره ای، اخلاقی، اعتقادی، تجربی و اجتماعی». (به نقل از: پترسون[۹۷]، ۱۳۷۶، ص ۲۰)
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
در ادامه به بررسی دو اصطلاح در قاموس معرفت شناسی دینی می پردازیم:

 

    1. باور دینی: به معنای پذیرش و اعتراضی است که ذهن انسان نسبت به گزاره‌ای دینی دارد. باور دینی غیر از معرفت دینی است و با توجه به تعریف سه بخشی معرفت که عبارت است از:

 

«باور صادق موجّه»؛ در باور دینی، دو عنصر صدق و توجیه مدخلیت ندارد. برخی از آن به عقیده یا اعتقاد دینی نیز نام برده اند. (فعالی، ۱۳۷۷، ص ۱۶)

 

    1. معرفت دینی: یعنی معرفت به دین و از دین؛ معرفتی است درباره دین و برانگیخته از دین. منابع دین، کتاب، سنت و عقل است تا علم دین با غور در آنها به استخراج این معرفت بپردازد. بنابراین، معرفت دینی همان باور دینی صادق و موجه می باشد. (همان)

 

اما مسئله ای که در اینجا چالشها و مناقشات بسیاری ایجا کرده، ویژگی ها و خصوصیات معرفت دینی است که نظریات گوناگونی نیز در مورد آن ارائه شده است.
برخی دین را حاوی همه حقایق هستی و پاسخ دهنده به همه نیازهای آدمی دانسته و انسان را در دستیابی به این معارف توانا می دانند. به بیان دیگر؛ با اشاره به دو کتاب تکوین (جهان آفرینش) و تشریع (دین) که یکی ترجمان دیگری است، خداوند را آفریننده هر دو دانسته و آن گاه به وحدت قلمرو علم و معرفت دینی رأی می دهند.
برخی دیگر با تفکیک مقام تعریف و مقام تحقیق در هر معرفتی و بر مبنای کل گرایی و کثرت گرایی معرفت شناختی، به قبض و بسط تمامی معارف از جمله معرفت دینی رأی می دهند.
عده ای نیز با بشری توصیف کردن معرفت دینی، به آن خاصیت هرمنوتیکی می دهند و از ترابط وسیع و فراگیر میان معارف دینی و غیر دینی و حتی تأثیرپذیری دینی از انتظارات و پیشینه های ذهنی عارفان دینی سخن می گویند.
بعضی هم با نقد و بررسی و اصلاح و تکمیل نظرات قبل، به «نظریه گزیده گویی» در معرفت دینی روی می آورند. (باقری، ۱۳۷۴، ص ۱۲)
ویژگی های معرفت دینی چنین ذکر شده اند:
- متعلق معرفت دینی، دین (در یک دیدگاه) و متعلق معارف علمی، طبیعت است.
- از لحاظ روش، معرفت دینی چند روشی است؛ یعنی با توجه به نوع گزاره های دینی از روش های متعدد عقلانی، تاریخی، شهودی، تعبدی و تجربی استفاده می شود، ولی در معرفت علمی (تجربی) روش همانا تجربه و مشاهده است (تجربه همگانی عینی قابل تکرار). بنابراین، از حیث روش شناختی، معرفت دینی اعم از معرفت علمی (تجربی) است.
- مسائل دینی به طور عمده در حوزه هویت متشخص انسان مطرح می شوند نه محدوده غیر شخصی و مستقل از انسان که خاص پژوهشهای علمی است.
- امور دینی به غایت نظر دارد، اما علم از زمان گالیله به بعد، مسئله غایت شناختی[۹۸] جای خود را به تبیین توصیفی[۹۹] داد.
- معارف دینی هم جنبه توصیفی دارند و هم جنبه توصیه ای، اما معارف علمی فقط توصیفی اند. (فعالی، ۱۳۷۷، ص ۱۶)
نسبت علم و دین
نگاهی تاریخیدر تفکر سنتی[۱۰۰] ماقبل رنسانس، جهان نظامی سلسله مراتبی و تشکیکی داشت که در رأس هرم آن، امر مطلقی قرار می گرفت تا بقیه مراتب روزی خوار هستی آن باشند. انسان نیز به تبع این تفسیر، در مراتب بود و از ابعادی به وسعت همان هرم برخوردار بود؛ «از خاک تا افلاک». لذا تمام قوای ادارک او صرف فهم قصد و غایب آن امر مطلق در آفرینش این نظام می شد و مقصود اصلی علم در درک و دریافت های معنایی بود که هر جزء در ارتباط با کل و در درجه اول با خدا (امر مطلق) داشت؛ یعنی همان که مقصود و خواسته الهیات بود.
عالم، مسئول تبیین و چرایی پدیده ها نبود؛ چرا که خود خداوند دلیل و مبین آنها بود و وی فقط وظیفه داشت در جهت فهم و تفسیر رفتار الهی سعی و تلاش کند. بنابراین، علم و عالمان در کنار الهیات، صمیمانه تعامل داشتند.
اما در عصر رنسانس، این علم جدید بود که با چرخش خود از جستجوی غایات به تبیین و توصیف پدیده ها پرداخت و چالشهایی را فرا روی تعالیم سنتی آبای الهیات به وجود آورد تا سرانجام به نوعی شکاکیت در مورد دعاوی معرفت منجر شد.
دانشمندان عصر رنسانس (کپرنیگ[۱۰۱] ، کپلر[۱۰۲]) دیگر از چرایی ها سؤال نمی کردند، بلکه تمامی تلاش خود را معطوف به فهم چگونگی پدیده ها کرده بودند تا اینکه بالاخره کنجکاوی آنها منجر به کشف و دریافت تناقضاتی شد که سالیان متمادی از الهیات به ارث داشتند. این اتفاقات، سرمنشأ موضوع گیری های مختلفی در ارتباط با نسبت علم و دین شد.
در افراطی ترین صورت، عده ای کم خرد که هنوز تفاوت «دین» و «معرفت دینی» را درنیافته بودند، رأی بر تناقض آمیز بودن تمامی آموزه های دینی دادند و علم را به خدایی برگزیدند. عده‌ای دیگر (مانند گالیله) که پایبندی بیشتر به اعتقادات مذهبی خود داشتند، سعی در جدا انگاشتن قلمرو علم و دین و البته جانبداری از اولی و اصلاح دومی داشتند. البته این امر نیز نمی توانست محافظه کاران دینی را ارضا کند تا اینکه محاکمه گالیله به نهایت رسیدن تاب و تحمل ایشان را به نمایش گذاشت و سرچشمه و عامل مهم جدایی تدریجی علم و دین (البته در حوزه مسیحیت) شد. «او به جرم تعلیم امور باطل، گناهکار شناخته شده، وی را وادار کردند از عقایدش دست بشوید و در طول هشت سال باقی مانده عمرش او را در خانه ای بازداشت کردند». (پترسون، ۱۳۷۶، ص ۳۵۹)
در نهایت، برخی دیگر به جای اصلاح و جایگزینی گزاره های دینی، سعی در توجیه و علمی کردن معارف دینی و بنیان نهادن رویکردهای جدیدتر در نگاه به دین داشتند.
به طور عمده در قرن ۱۶ و ۱۷ میلادی، میان علمای مسیحی و دانشمندان علوم تجربی تعارضهایی صورت پذیرفت که ناشی از عوامل و زمینه های ذیل بود:

 

    1. زمینه های روان شناختی مانند برخوردهای متعصبانه، سوء ظن دو طرف نسبت به هم و تحقیر و تکفیر یکدیگر.

 

    1. زمینه های جامعه شناختی؛ مانند قدرت طلبی عناصر علم و دین، فقدان جو سالم علمی برای بیان نظریه ها و انتقادهای منصفانه.

 

    1. زمینه های موجود در کشیشان مسیحی؛ شامل عدم آشنایی با پیشرفتهای علوم تجربی و هدفهای اصیل دین، برداشتهای شخصی از دین، پذیرش نظریه های علمی به عنوان بخشی از دین و … .

 

    1. علل و زمینه های موجود در دانشمندان علوم تجربی؛ شامل عدم آشنایی با حقایق دین، قطعی پنداشتن نظریه های علمی و اصرار در تحمیل آنها بر دین و … .

 

    1. نارسایی های موجود در حوزه های پژوهش علم و دین؛ مانند عدم تمایز قلمرو علم و دین، راهیابی خرافه در دین و ضعف دستگاه فلسفی غرب. (رضایی اصفهانی، ۱۳۸۱، ص ۴۱)

 

و این گونه بود که تفکرات مدرن در عصر روشنگری با محوریت و موضوعیت فاعل شناسا متولد شد و رویکردهای متفاوت دیگری را در نسبت علم و دین پدید آورد.
«در قرنهای هیجدهم و نوزدهم میلادی تکیه بر عقل انسانی و اعراض از دین، بیشتر و بیشتر تقویت شد تا جایی که لاپلاس[۱۰۳] ادعا کرد منظومه شمسی پایدار است و بقای آن نیازی به دخالت خداوند ندارد و وقتی ناپلئون از لاپلاس پرسید که چرا در کتابش از خداوند یاد نکرده است، وی در جواب گفت: عالی جناب، من به این فرض نیازی ندارم». (گلشنی، ۱۳۸۲، ص ۹۱)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:21:00 ب.ظ ]




۱-۱ معرفی موضوع تحقیق

امروزه رفتار سنجی سازه های بزرگ و حساس همچون سدها، نیروگاهها و برجها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار میباشد. بنابراین امروزه در کشورهای پیشرفته تقریباً هیچ سازه بزرگی را نمیتوان یافت که فاقد مشاهدات پایش پایداری باشد. در ایران نیز این موضوع همواره مَـد نظر قرار داشته، به طوریکه همه سدها و سازه های عظیم صنعتی و مهندسی دارای ابزارهای دقیق کنترل و مشاهدات ژئودزی مهندسی برای رفتارسنجی میباشند. رفتارسنجی این گونه سازه ها معمولاً به دو صورت ژئوتکنیکی و ژئودتیکی انجام میگیرد. در روش ژئوتکنیکی، ابزارهای سنجنده کشش، بُـرش و انحراف در داخل سازه در حین ساخت نصب گردیده و اطلاعات حاصل از این سنجنده ها به طور مستمر در حین و پس از بهره برداری از سازه به منظور کنترل پایداری مورد مطالعه قرار میگیرد. این ابزارها امکان کنترل درونی سازه را فراهم میسازد.
تحقیق - متن کامل - پایان نامه
در روش ژئودتیکی، شبکهای از نقاط بر روی بدنه و محیط اطراف سازه ایجاد شده و از طریق مشاهدات ژئودتیکی عمدتاً طول، زاویه و مختصات در اپکهای زمانی متفاوت، رفتار سازه مورد پایش و کنترل قرار میگیرد. این گونه مشاهدات امکان کنترل تغییر شکل بیرونی سازه را مهیا میسازند.
یکی از مهمترین کاربردهای شبکه های ژئودتیک، شبکه های کنترل جابجایی یا شبکه های میکروژئودزی است. شبکه های میکروژئودزی را میتوان به دو دسته شبکه های مطلق و نسبی تقسیمبندی نمود. این شبکه ها بسیار پر کاربرد هستند و در موارد بسیاری کاربرد دارند، از جمله آنها میتوان حداقل به موارد زیر اشاره کرد:
۱) تعیین جابجایی پوسته زمین در اطراف بدنه سدها
۲) مطالعه تغییر شکل سازه های مهندسی نظیر سدها و پلها و تأسیسات و نیروگاههای هستهای
۳) کنترل نشست زمین در مناطقی که استخراج معادن صورت میگیرد
۴) حرکات ناشی از پدیده زمین لغزش مخصوصاً در مناطق کوهستانی
۵) تعیین جابجایی فلاتها و ساختارهای تکتونیکی درپروژههای مربوط به ژئوفیزیک و زمین شناسی
۶) تأثیرات جزر و مدی که در آن پوسته زمین در اثر این تأثیرات تا حداکثر نیم متر تغییر شکل پیدا میکند.
در شبکه های مطلق، بحث جابجایی مطلق نقاط مطرح است، بنابراین در این شبکه ها میبایست تعدادی نقطه پایدار وجود داشته باشد. انتخاب نقاط پایدار از اهمیت بالایی برخوردار است که در فصلهای بعدی به تفصیل شرح داده خواهد شد. بر خلاف شبکه های مطلق، در شبکه های نسبی بحث جابجایی نسبی نقاط مطرح است.
بکارگیری مشاهدات میکروژئودزی به جهت رفتارسنجی خارجی سازه ها در سالهای اخیر خصوصاً با افزایش دقت وسایل اندازه گیری، به ویژه GPS از اهمیت و توجهی بیش از پیش برخوردار گردیده است. در رفتارسنجی سازه ها به کمک مشاهدات ژئودتیکی، نوعاً کار با ارائه بردارهای جابجایی خاتمه یافته و مهندسین از طریق تفسیر این بردارهای جابجایی رفتار سازه را تحلیل میکنند. برای تعیین میزان جابجاییها تعدادی نقطه روی سازه و اطراف آن در نظر گرفته میشوند؛ دو یا چندین سری مشاهده در اپکهای زمانی متفاوت برای مطالعه تغییر شکل و حرکت سازه صورت میگیرد. در این گونه شبکه ها لازم است یک سری نقاط پایدار، سیستم مختصات را تشکیل دهند تا بتوان جابجاییها را نسبت به آنها محاسبه کرد. در صورت نبود این نقاط جابجاییهای محاسبه شده بین نقاط کاذب خواهد بود. اما باید در نظر گرفت که احتمال دارد تعدادی از نقاط پایدار نیز در عمل، در فاصله زمانی بین مشاهدات دو اپک از جای خود حرکت نمایند. پس لازم است نقاطی که جابجا شدهاند قبل از انجام مشاهدات و محاسبه میزان جابجایی، شناسایی شوند و از فهرست نقاط پایدار که سیستم مختصات را تشکیل میدهند حذف شوند. چنانچه این نقاط را حذف کنیم به یک سیستم مختصات بدون جابجایی دست مییابیم. این کار به ما کمک میکند تا میزان جابجایی هر نقطه را به صورت دقیق و بدون تأثیر جابجایی نقاط مبنا بر آنها محاسبه کنیم. در بخش بعدی به مروری بر کارهای انجام شده در گذشته در زمینه کشف و تعیین میزان جابجایی خواهیم پرداخت.

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:20:00 ب.ظ ]




نتیجه

R1Z1R2Z2۴۰۱/۰۴۲۵/۰۱۱۸/۰۱۱۹/۰۹۱۸/۲تایید

بر اساس نتایج به دست آمده از این جدول رابطه دو متغیر تحت تاثیر ارزیابی هنجاری افراد قرار گرفته است. (آماره d خارج بازه منفی ۹۶/۱ تا مثبت ۹۶/۱ قرار گرفته است). نتایج نشان می دهد که شدت تاثیر تصمیم به خرید آنی پوشاک و تمایل به خرید آنی پوشاک در سطح اطمینان ۹۵% در افراد با ارزیابی هنجاری بالاتر بیشتر از شدت این رابطه‌ها از دیدگاه افراد با ارزیابی هنجاری پایین می‌باشد.

نتیجه‌گیری فصل چهارم
در قسمت اول این فصل، به آمار توصیفی داده‌ها پرداخته شد. در قسمت بعدی نتایج آزمون کولموگروف- اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن متغیرها ارائه گردید. در قسمت سوم به محاسبه شاخص‌های اعتبارسنجی مدل اندازه‌گیری پرداختیم و در نهایت هم شاخص‌های اعتبار مدل ساختاری در قسمت پایانی این فصل مورد بررسی قرار گرفت.
فصل پنجم - نتیجه گیری و پیشنهادها
مقدمه
اگرچه تاکنون پژوهش‌های چندی در زمینه خرید آنی در کشور ایران انجام شده است اما برای اولین بار است که یک پژوهش ویژگی‌های مهم فردی و درونی مصرف‌کننده (مثل پنج بعد شخصیت، تمایل کلی به خرید آنی و ارزیابی هنجاری) را در یک الگو گردهم آورده و مورد بررسی قرار می‌دهد و از قبل این تمرکز است که پژوهش حاضر، ادبیات حاصل از پژوهش‌های قبلی انجام شده (به ویژه در ایران) را، غنا می‌بخشد.
این تحقیق با پیروی از یک چهارچوب منظم، و در قالب پنج فصل به رشته تحریر درآمده است. در فصل اول به بیان مسئله تحقیق، اهمیت، و ضرورت، فرضیه‌ها، تعریف مفهومی متغیرها و مختصری از پیشینه تجربی تحقیق پرداخته شده است.
در فصل دوم، مبانی نظری و پژوهشی متغیرهای تحقیق آورده شده است. بررسی دقیق و عمیق ادبیات تحقیق باعث می‌شود که بتوان برای پژوهش یک چارچوب معقول و منطقی ارائه داد. و نهایتا در پایان این فصل مدل مفهومی تحقیق ارائه شده است.
در فصل سوم، به روش‌شناسی (متدولوژی) تحقیق اشاره شده است. نتایج موقعی قابل اعتماد، اطمینان و تعمیم هستند که با روش مناسب بدست آمده باشند. جامعه آماری، نمونه آماری، روش نمونه‌گیری و روش برآورد حجم نمونه، ابزار سنجش و روش‌های اعتبار سنجی آن، تعاریف عملیاتی متغیرهای تحقیق و نهایتا و روش‌های آماری تجزیه و تحلیل اطلاعات در فصل سوم مختصرا شرح داده شده‌اند.
در فصل چهارم، نتایج آزمون فرضیه‌ها ارائه شده است. در این فصل اطلاعات و یافته‌هایی نیز ورای چارچوب از قبل تعیین شده آورده شده است در فصل چهارم فقط به نتایج تحقیق اشاره شده است، ولی تبیین و چرایی نتایج امری است که در فصل پنجم بدان خواهیم پرداخت.
به طور خلاصه، در این فصل نتایج حاصل از پژوهش با توجه به داده‌های جمع‌ آوری شده و آزمونهای آماری ارائه می‌گردد، و سپس پیشنهادات بر مبنای یافته‌های تحقیق ارائه ‌گردیده، و به محدودیتهای تحقیق اشاره میگردد. در نهایت پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی ارائه خواهد شد.
خلاصه یافته‌های توصیفی
متغیر جنسیت: از نظر جنسیتی بیشتر افراد گروه نمونه زن بودند با تعداد ۲۲۸ نفر که معادل ۶۱% از اعضای نمونه بودند و تعداد مرد‌ها در گروه نمونه ۱۴۸ نفر بود که ۳۹% از اعضای نمونه را شامل می‌شود.
متغیر سن: از نظر وضعیت سنی اعضای گروه نمونه، گروه سنی زیر ۲۳ سال با ۱۵۰ نفر (۴۰% از اعضای گروه نمونه)، بیشترین فراوانی و گروه سنی بیشتر از ۲۸ سال با تنها ۱۹ نفر معادل ۵% از اعضای گروه نمونه، کمترین فراوانی را به خود اختصتص داده بودند.
متغیر مقطع تحصیلی: در میان اعضای گروه نمونه کسانی که مقطع تحصیلی آنان کارشناسی بود ۱۶۶ نفر (۴۴% از اعضای نمونه)، دانشجویان کارشناسی ارشد، ۱۷۲ نفر (۴۶%) و دانشجویان دکتری ۳۸ نفر معادل ۱۰% از اعضای نمونه را تشکیل داده بودند.
متغیر وضعیت اشتغال: ۷۰% از اعضای نمونه معادل ۲۶۳ نفر فاقد شغل و ۱۱۳ نفر از آنان شاغل بودند.
بررسی نتایج آزمونهای آماری و نتیجهگیری
نتیجه تجزیه‌و‌تحلیل فرضیه‌های یک تا نه نشان داد که شاخص‌های ارزیابی تناسب مدل در وضعیت مطلوبی قرار داشتند و مدل تحقیق برازش مناسبی داشته است. با توجه به نتایج ضریب بتای متغیرها می‌توان گفت که :
بیشترین میزان تاثیر را متغیرهای تمایل کلی به خرید آنی بر تمایل به خرید آنی پوشاک و همچنین تمایل به خرید آنی پوشاک بر تصمیم خرید آنی پوشاک (و به صورت مثبت و به میزان ۵۵۹/۰) دارند. و کمترین تاثیر را متغیر باز بودن به تجربه بر تمایل کلی بر خرید آنی و به میزان ۱۰۳/۰ دارا است.
از مجموع ۹ فرضیه تحقیق، هفت فرضیه مورد تایید و دو فرضیه رد شدند. خلاصه آزمون فرضیات در جداول ۵-۱ و ۵-۳ قابل مشاهده است:
بررسی فرضیه‌های یک تا پنج
به وضوح برخی از افراد، هر زمان که فرصتی دست دهد، به خرید آنی می‌پردازند در حالی‌که عده‌ای دیگر ممکن است به ندرت پیش آید که بدین‌گونه خرید نمایند. از همین‌رو می‌توان حدس زد که افراد مختلف از حیث میزان تمایل به خرید آنی با یکدیگر متفاوتند (ورپلنکن و هرابادی، ۲۰۰۱). که اگر این مطلب صحت داشته باشد، بایستی بین تمایل به خرید آنی و یکسری ویژگی‌های فردی با ثبات مثل صفات شخصیتی رابطه همبستگی برقرار باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:20:00 ب.ظ ]




 

۲-۱۲-۶- باورهای مدیران:

یکی از مشکل‏ترین موانع، فایق آمدن بر مقاومت‏ها از سوی مدیرانی است که به صورت کامل سازمان سنتی را انتخاب کرده و در آن موفق هم بوده‏اند. آنها برای این پرسش که چرا باید سازمان‏های سنتی تغییر کنند، از منظر خود پاسخ شایسته‏ای نمی‏یابند. نیز مدیرانی که اصولاً به مهارت‏های «انسان‏مدار» در مدیریت اعتقاد ندارند، نمی‏توانند انرژی و زمانی را که صرف توسعه این مهارت‏ها در سازمان می‏شوند، به درستی هدایت کنند. مدیران باید وظایف خود را مجددا مورد ارزیابی قرار دهند. آنها باید دگم‏های قدیمی «برنامه‏ ریزی، سازمان‏دهی و کنترل» را فراموش کنند و به وظیفه مقدس خود در برابر زندگی انسان‏های زیردستشان پی ببرند. وظیفه اصلی و اساسی مدیران، ایجاد شرایطی پویا و توانا برای هدایت انسان‏ها به سمت باروری بیشتر زندگی‏شان است(حسنی، ۱۳۸۸، ص ۱۰۳).
تحقیق - متن کامل - پایان نامه

۲-۱۲-۷- سیاسی بودن محیط درونی سازمان:

محیط سیاسی محیطی است که در آن، «چه کسی» مهم‏تر از «چه چیزی» است. همواره برنده‏ها و بازنده‏ها وجود دارند؛ افرادی که در حال ساختن قدرت خود هستند و افرادی که آن را از دست می‏دهند. قدرت همواره متمرکز است و می‏توان از آن به صورت مستبدانه بهره جست. یک نفر می‏تواند راجع به سرنوشت دیگران تصمیم بگیرد و هیچ محدودیتی برای این تصمیم‏ گیری وجود ندارد. بر اساس این تعابیر، محیط سیاسی محیطی است که در آن قدرت در دست یک نفر و یا یک گروه متمرکز است، حتی اگر افراد قدرتمند در مناصب و جایگاه‏های رسمی سازمانی قرار نداشته باشند. چنین جوی، مناسب رشد سازمان‏های یادگیرنده و حمایتگر از یادگیری نیست. اولین قدم، ایجاد سازمانی است که جو حاکم بر آن بر مبنای «شایستگی» به وجود آید، نه سیاست‏بازی؛ سازمانی که در آن آنچه که صحیح است، حایز اهمیت است و نه‏اینکه‏چه‏کسی‏مایل‏است‏که‏چه‏چیزی‏انجام‏شود(حسنی، ۱۳۸۸، ص ۱۰۳).

۲-۱۲-۸- عدم وجود استراتژی روشن:

در جایی که افراد فکر می کنند باید بدون هیچ چارچوبی بیاندیشند، مشکل ایجاد می شود. افراد کم کم باور می کنند که هیچ قانونی، هیچ حد و مرز و هیچ محدودیتی مباید برای تفکر وجود داشته باشد. این باور با دیدگاه تولید گرا( تفکر در راستای تولید) در تناقص است و عقاید جدا از هم که هیچ مقصودی را دنبال نمی کند، ایجاد می کند( اسداللهی و دشتی،۱۳۸۹).

۲-۱۲-۹- فقدان اعتماد در سازمان:

فقدان اعتماد در سازمان باعث می شود کارکنان همدیگر را بخاطر هر اشتباهی متهم کنند و مکانیسم دفاع کردن واجتناب از پاسخ دهی، احساس بدگمانی وحسادت، شایعه سازی، تلاش برای فاصله گرفتن ازکار و عدم صراحت دراهداف سازمانی بوجود بیاید. شکایت ها دلیلی برای مجازات وانفصال کارکنان می شود. به عبارت دیگر کارکنان احساس می کنندکه در کارشان گیر کرده اند(نادی و مشفقی، ۱۳۸۸).
اگر فضای حاکم بر سازمان ها فضای توأم با اعتماد و همکاری نباشد، مدیران و کارکنان کمتر به تسهیم دانش سازمانی اقدام می کنند و این امر سبب کاهش یادگیری در سازمانها می شود. از طرف دیگر، در فضای توام با اعتماد، کارکنان از انجام رفتارهای غیر مولّد و بی فایده ناشی از بی اعتمادی اجتناب نموده و به کارهای مولد روی آورده که این امر زمینه یادگیری وتوسعه کاری آنان را فراهم می سازد (فرهنگ و همکاران، ۱۳۹۰).

۲-۱۲-۱۰- عملکرد مداری و فقدان زمان یادگیری:

یکی دیگر از موانع یادگیری سازمانی، عملکرد مداری و فقدان زمان یادگیری است. در برخی سازمان ها، برهم نزدن وضع موجود حتی می تواند پاداش در پی داشته باشد (مارکوارت، ۱۳۸۵، ص ۱۰۱). گرچه همه سازمان‏ها می‏آموزند، ولی محور فعالیت‏های تمامی آنها یادگیری نیست، بلکه محور فعالیت بیشتر سازمان‏ها عملکرد و یا تمرکز بر امور روزمره است (حسنی، ۱۳۸۸). استاتا (۱۹۸۹، به نقل از البدوی و شفاعی، ۱۳۸۱، ص ۲۱) بیان می دارد که «اگر چه رویکرد عملکرد مداری اشکال ندارد، ولی در شرایط امروزی چنین رویکردی کافی نیست. سازمان هایی که اساس آنها یادگیری است، بهترین راه بهبود عملکرد خود را یادگیری می دانند. سازمان های یادگیری مدار حاضرند که به خاطر فردای سازمان از امروز خود صرف نظر کنند، ولی سازمان ها عملکرد مدار توجه ندارند که هر چند یادگیری زمان می برد اما وقتی فرایند یادگیری شروع شد با تغذیه خود و اعضای سازمان باعث می شود تا در انجام کارها بهتر ظاهر شوند»

۲-۱۲-۱۱- داشتن تفکر غیر سیستمی و جزئی نگر:

به طور سنتی سازمانها برای غلبه بر مشکلات ناشی از وسعت تصمیم گیریهاف اقدام به شکستن سازمان به اجزای کوچکتر می نمایند. آنها در ابتدا سلسله مراتب عملیاتی به وجود می آورند که برای افراد اداره کردن آنها راحت تر باشد. اما این واحدهای عملیاتی کم کم مبدل به ملک و دارایی شخصی افراد می گردند. نتیجه این خواهد بود که تجزیه و تحلیل اساسی ترین مسائل شرکت و موارد پیچیده ای که به واحدهای عملیاتی مرتبط است، تبدیل به یک تجربه خطرناک و بسیار دشوار می گردد. عاملی که غالباً باث دشواری کل نگری در یک سازمان می شود، طراحی ساختارهای آن است(عسگری، ۱۳۸۹،ص ۸۲).
سیستم های زنده، یکپارچه هستند و خصوصیات آنها را باید در کل مجموعه بررسی کرد. سازمانها نیز از چنین خصوصیتی برخوردارند. برای درک و فهم بسیاری از چالشها و درگیریها، مدیریت باید کل نظام و سازمان را زیر نظر قرار دهد و کل نگری داشته باشند. در ضمن، واقعیتها از حلقه های علت و معلول تشکیل یافته اند، در صورتی که ما روابط بین آنها را به صورت خطی می بینیم. اولین محدودیت ما در مقابل تفکر سیستمی است. ریشه بسیاری از ناتوانیهای ما در شرایط پیچیده، گم کردن حلقه علیت و دیدن فقط قسمتی از آن می باشد (عسگری، ۱۳۸۹،ص ۷۷).

۲-۱۲-۱۲- کاهش انگیزه های یادگیری:

زمانی که افراد در مقابل اقداماتشان احساس مسئولیت نمایند، سرعت یادگیری در آنها به شدت افزایش خواهد یافت. احساس ناتوانی و رسیدن به این باور که نمی توانیم بر شرایط محیط اطرافمان اثر بگذاریم، باعث کاهش انگیزه های یادگیری خواهد شد. به همین ترتیب احساس اینکه کس دیگری اعمالمان را به ما دیکته می کند نیز باعث کاهش انگیزه مزبور خواهد شد. از طرف دیگر اگر به این امر معتقد باشیم که سرنوشت هر کس توسط خود وی رقم زده می شود، آنگاه یادگیری از اهمیت بالایی برخوردار خواهد شد. در سازمانهای سنتی فضا برای یادگیری و نوآوری محدود می شود. دامنه بسیاری از مشاغل محدود و فشرده است و هیچ فضایی برای آزمایش وجود ندارد و کنترل شدید است(عسگری، ۱۳۸۹،ص ۸۱).

۲-۱۲-۱۳- محیط انحصاری و غیر رقابتی:

رقابت، سازمان ها را قادر می سازد تا عملکرد خود را با دیگران در یک صنعت مقایسه کنند و از این طریق به یادگیری خود بیافزایند. یادگیری نتیجه کواکنش سازمان با محیط است و سازمان های یادگیرنده، رقابت را بیشتر به عنوان ابزار یادگیری به کار می گیرند. سازمانی که حیاتش وابسته به بودجه ای است که در قبال مسئولیتی که بر عهده دارد از نظر عملکرد مورد سوال قرار نمی گیرد؛ سازمانی که ارزیابی نمی شود و از حمایتی غیرمنطقی برخوردار است؛ نیازی به یادگیری نخواهد داشت و در پی آموختن نخواهد رفت. بنابر این برای آنکه سازمانی یادگیرنده داشته باشیم باید آنها را در محیط رقابت آمیز رشد دهیم (الوانی، ۱۳۷۸، ص ۵).

۲-۱۳- عوامل مؤثر بر توسعه یادگیری در سازمان ها:

در جهان متغیر و متحول امروزی اگر سازمانها بخواهند به اطلاعاتی که از قبل داشته اند بسنده کنند پایدار نخواهند ماند. کلید حل مشکلات سازمانها، یادگیری است و سازمانهایی موفق هستند که سریعتر از دیگران یادگیرنده و حرکت کنند. امروزه جهانی شدن امور، انتظارات زیاد ارباب رجوع ، فشارهای رقابتی و مانند اینها علائمی هستند که یادگیری را ضروری می سازند. سازمانهای متحول،پویا و مطلوب، سازمانهای یادگیرنده هستند. این سازمانها فرصتهایی را برای اعمال مسئولیت بوجود می آورند، از تجربه ها می آموزند، ریسک می پذیرند و از نتایج حاصله و درسهای آموخته شده احساس رضایت می کنند. مطالعه و بررسی مفاهیم ، ویژگیها و عوامل موثر بر یادگیری سازمانی نشان می دهد که یادگیری در سازمانها از مباحثی است که با رشد تکنولوژی ، پیچیده تر شدن سازمانها و رقابت سازمانی بر اهمیت جایگاه و نقش آن در میان مدیران ، کارکنان ، پژوهشگران و متخصصان علوم مختلف افزوده شده است . و آنچه که در این میان به سازمانها در عصر متحول امروزی در جهت دستیابی به اهداف کمک خواهد کرد ، بررسی و شناسایی عوامل موثر در ایجاد یادگیری است. در این زمینه، رابطه یادگیری سازمانی با متغیرهای متعددی مورد آزمون قرار گرفته است. از جمله این متغیرها می توان به اعتماد سازمانی، رهبری تحول آفرین، رهبری معنوی، سرمایه فکری، سرمایه اجتماعی، هوش سازمانی و … اشاره کرد. شکل (۲-۳) این عوامل را نشان می دهد. در ادامه نیز به شرح هر یک از آنها پرداخته می شود.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

شکل شماره (۲-۱۵): عوامل مؤثر بر یادگیری سازمانی

۲-۱۳-۱- اعتماد سازمانی[۳۰]:

یکی از عوامل موثر بر یادگیری سازمانی،اعتماد سازمانی است. امروزه، سازمانهایی که اساس کار خود را بر یادگیری گذاشته اند، سعی دارند در محیط رقابتی کارشان را بهتر و با دقت بیشتری انجام دهند. از منظر آن ها یادگیری همراه با سرعت، بهترین راه بهبود عملکرد در بلند مدت و حفظ محیط رقابتی است. سازمان یادگیرنده سازمانی است که به افزودن دانش و تجربه اندوزی اهمیت می دهد. در این وضعیت دانش یک دارایی مهم تلقی می شود. کارکنان سازمان یادگیرنده سعی می کنند چیزهای تازه بیاموزند و به سهولت آن ها را با دیگران در میان بگذارند، این حالت هنگامی در سازمان روی می دهد که افراد با احساس اعتماد در سازمان زندگی کنند. در غیر این صورت، اطلاعات و تجارب اندوخته شده کتمان و به عنوان ابزاری برای افزایش موقعیت و تحکیم قدرت به کار برده می شوند. از طرفی دیگر در سازمان هایی که اعتماد سازمانی و همکاری در میان کارکنان آن سازمان وجود دارد، مدیران و کارکنان آن سازمان به میزان بیشتری نسبت به تسهیم دانش سازمانی اقدام می کنند و این سبب بالا رفتن یادگیری سازمانی در سازمان می شود. از طرف دیگر، در فضای توام با اعتماد،کارکنان از انجام دادن رفتارهای غیر مولد و بی فایده ناشی از بی اعتمادی اجتناب می کنند و به کارهای مولد روی می آورند که این امر زمینه یادگیری و رشد آن ها را فراهم می سازد (فرهنگ و همکاران، ۱۳۷۸).
اعتماد بر مبنای اطلاعات از افراد ایجاد می‏شود، در طول زمان و به سختی شکل می‏گیرد، و به شدت آسیب‏پذیر است. اعتماد به عنوان یک ضرورت برای تفویض اختیار، مشارکت و نظام پیشنهادها و نظام یادگیرنده تلقّی می‏شود. اعتماد به یکدیگر باعث می‏شود که کارکنان به نظام، مدیریت و همکاران حسن نیت و نگرش مثبت داشته باشند و این نگرش مبنای همکاری، گفت‏وگو و توسعه یادگیری است (حسنی، ۱۳۸۸).

۲-۱۳-۲- رهبری تحولی[۳۱]:

جهانی شدن و پیشرفت های فناورانه جهان،کسب و کار را تغییر داده و با چالش هایی مواجه نموده است.برای رویارویی با چالش های محیط کسب و کار در قرن ۲۱ ،توانایی ها و شایستگی های سازمان اصلی ترین عامل موفقیت سازمان است. بنابراین برای انتقال یک سازمان به سازمان یادگیرنده و رویارویی با چالش های محیطی،رهبری تحولی می تواند بسیار کمک کننده باشد (سنگه[۳۲]، ۲۰۰۸).
امروزه سبک رهبری مدیران در سازمان ها نقش مهمی در ایجاد یادگیری سازمانی دارد؛به طوری که لازم است رهبران و پیروان آن ها به طور مستمر یاد بگیرند و اطلاعات را به منظور دستیابی به عملکرد بهتر با یکدیگر به اشتراک گذارند.در واقع می توان گفت وجود رهبری تحولی در سازمان ها منافعی را برای آن ها در پی خواهد داشت.آن ها با ایجاد پیوند عاطفی،کارکنان را به کار برانگیخته و تشویق می کنند تا به حداکثر توان بالقوه خود دست یابند.این رهبران موجبات موفقیت طولانی مدت و بهبود عملکرد را فراهم نموده و این تمایل را در پیروان خود ایجاد می کنند که خواستار ارضای نیازهای سطوح بالاتر (موفقیت و خود شناسی) و دستیابی به اهداف گروهی باشد (میرکمالی و همکاران، ۱۳۹۰).

۲-۱۳-۳- رهبری معنوی[۳۳]:

مدیران در سازمان با به کار گیری سبک رهبری معنوی و با ایجاد انگیزه ی ذاتی در کارکنان ،قبول نظرات،تفویض اختیارات،تشویق آن ها به مشارکت در تصمیم گیری ها و همکاری و ترغیب آن ها در شناسایی اطلاعات مورد نیاز سازمان و به اشتراک گذاشتن دانش موجبات برقراری یادگیری سازمانی را فراهم می سازند. وقتی که کارکنان به کار خود ایمان داشته باشند، به دنبال اهداف چالشی و جدید در سازمان خود هستند، اهداف جدیدی که یادگیری بهتر و موثرتری را برای آن ها و همکاران فراهم می آورد. آن ها به خاطر باوری که به کارشان دارند، مایلند کاری مازاد بر وظایفشان انجام دهند و برای رسیدن به اهداف و موفقیت سازمان خود نهایت تلاش و کوشش خود را به کار می گیرند. در حقیقت، ایمان به کار باعث می شود که افراد برای به حداکثر رساندن توانایی های فردی و شغلی خود تلاش مداوم داشته باشند و همیشه به دنبال عالی بودن باشند. برای عالی بودن در شغل خود در کسب اطلاعات و خلق دانش جدید اهتمام ورزیده، به منظور موفقیت سازمان خود،دانش و اطلاعات خود را با دیگران سهیم می شوند. در حقیقت، با افزایش ایمان به کار و اعتقاد به تحقق اهداف،یادگیری سازمانی نیز افزایش می یابد (داوودی و اشتری، ۱۳۹۰، ص ۴۵).
در واقع می توان گفت که رهبران و مدیران سازمان به این که کارکنان قدرت تعبیر و تفسیر مسائل کاری را دارند و در انجام کارهای خود دانش و مهارت لازم را کسب کرده اند، ایمان داشته، تقریباً زمینه های مساعدی را برای کسب، مرتب کردن و تبادل اطلاعات و یادگیری مداوم آن ها فراهم می کنند؛ یعنی در واقع، با افزایش ایجاد تعهد سازمانی، یادگیری سازمانی نیز افزایش می یابد (همان منبع، ص ۴۶). به بیان دیگر، رهبران معنوی با اقداماتی نظیر: خلق چشم انداز مشترک برای کارکنان و هم چنین، تلاش برای استقرار فرهنگ سازمانی مبتنی بر ارزش های انسانی می توانند به خلق و تقویت فضای یادگیری در سازمان کمک کرده و از این طریق به پویایی سازمان در فضای رقابتی امروز یاری رسانند (زارعی متین و همکاران، ۱۳۹۱، ص ۳۴۴).

۲-۱۳-۴- سرمایه اجتماعی[۳۴]:

امروزه با توسعه دانش و فناوری، محیط کسب و کار و سازمان ها به محیطی رقابتی و پر از چالش تبدیل گردیده و پارادیم جدیدی ظاهر شده که بقاء را برای بسیاری از سازمان ها مشکل ساخته است. در چنین محیطی، طبیعی است که امتیازهای رقابتی تغییر شکل دهند. در این میان بزرگ ترین امتیاز رقابتی در پارادیم های جدید سازمان،یادگیری سازمانی بیان شده است. در همین راستا، نتایج مطالعات نظری و تجربی مورد بررسی حاکی از آن هستند که سرمایه اجتماعی در توسعه دانش سازمانی و یادگیری سازمانی، سازمان ها نقش موثری داشته و سازمان هایی که الگوی رفتاری قوی دارند، رفتارهای مشترک و هنجارهایی شکل گرفته اند که به دنبال آن ها سرمایه های اجتماعی نابی خلق است که به کمک فرهنگ قوی و سالم توانسته است افراد را در تسهیم اطلاعات و دانش برای توسعه یادگیری سازمانی تشویق و یاری کند. در واقع می توان گفت که هرگونه بهبود در سرمایه اجتماعی و مولفه های آن به بهبود یادگیری سازمانی در سازمان منجر خواهد شد و بر عکس هرگونه کاهش در سرمایه اجتماعی و مولفه های آن منجر به کاهش یادگیری سازمانی در سازمان می شود (میرک زاده و همکاران، ۱۳۹۱).

۲-۱۳-۵- هوش سازمانی[۳۵]:

یکی دیگر از عوامل موثر بر یادگیری سازمانی، هوش سازمانی می باشد؛ لذا افرادی که دارای هوش سازمانی می باشند، افرادی هستند که خواهان یادگیری بیشتری هستند و تمایل بیشتری به یادگیری دارند و نیز تلاش بیشتری دارند تا تغییرات در خود و محیط اطراف خودایجاد کنند. لذا این امر موید این مطلب است که میل به تغییر منجر به یادگیری بیشتر در جهت انطباق و همسازی با تغییرات صورت گرفته می شود که این انطباق و همسازی جز به وسیله یادگیری در سازمان و به خصوص یادگیری سازمانی ایجاد نخواهد شد و نیز افرادی که دارای هوش سازمانی می باشند از طریق احساس یکدلی و میل به سرنوشت مشترک در میان کارکنان سازمان موجب تقویت گروه های غیر رسمی و افزایش بهره وری و نیز کارایی در کارکنان می شوند که این امر منجر به یادگیری سازمانی خواهد شد؛به عبارت دیگر کارکنانی که احساس کنند سرنوشت آنان در سازمان به یکدیگر گره خورده است سعی در حفظ و اعتلای سازمان خود می کنند که این امر منجر به افزایش یادگیری سازمانی خواهد شد (جمال زاده و همکاران، ۱۳۸۸، ص۸۰ ).
Efficiency بهره وری

۲-۱۳-۶- فرهنگ سازمانی[۳۶]:

لکن وهمکارانش (۲۰۰۰) فرهنگ سازمانی را مجموعه ای از مفروضات ، ارزش ها ، انتظارات ، نگرش ها و هنجارهای مشترک می دانند که اعضای سازمان را به یکدیگر پیوند می دهد
(اولیور و ردی۳ ،۲۰۰۶).
یادگیری سازمانی مستلزم داشتن ارزش‏ها و الگوهای رفتاری لازم برای توسعه یادگیری است که اهم آنها عبارت است از: توجه به گروه به عنوان یک کل، عشق ورزیدن و احترام به اعضا، تأکید به رفتار تیمی،
عکس در مورد عشق ورزی
پذیرش شکست‏ها، تأکید بر روابط و همکاری بین افراد، پذیرش پیشنهادها و انتقادها (حسنی، ۱۳۸۸).
افراد در سازمانی که دارای فرهنگ باز است، نسب به کلیت سیستم و چگونگی انجام امور سازمان با یکدیگر تعامل و ارتباط دارند . هر فرد در سازمان یک عامل موثر و با ارزش است و سازمان، شبکه ای از روابط را فراهم می سازد که به افراد اجازه می دهد قابلیت های خود را توسعه داده، به دنبال نوآوری و خلق دانش جدید در سازمان باشند. در چنین فرهنگی هنجارها به گونه ای شکل گرفته اند که یادگیری سازمانی و بهبود مستمر در تمامی سطوح سازمان را تشویق می کنند. در چنین سازمانی هر فردی احساس می کند که با ارزش است. این سازمان ها دارای فرهنگ قوی مساوات و برابری هستند که در آن مدیران به تمامی کارکنان به یک چشم می نگرند و همه آنها را موجودیتی با ارزش به حساب می آورند(قربانی زاده،۱۳۸۷، به نقل از کاظم پور، ۱۳۹۱).

۲-۱۳-۷- ساختار سازمانی[۳۷]:

ایجاد ساختارهای سازمانی پویا، مسطح و با حداقل سلسله مراتب سازمانی در جهت فراهم‏سازی زمینه‏های یادگیری جمعی در سازمان از اهمیت بسزایی برخوردار است. مطالعات نشان می‏دهد که سازمان‏هایی با توانایی یادگیری قوی، دارای درجه پایینی از رسمیت‏گرایی در ساختار سازمانی‏شان هستند. نتایج این تحقیقات، وجود رابطه منفی بین رسمیت‏گرایی (تأکید بر قوانین و مقررات) و توانایی یادگیری را به وضوح نشان می‏دهد. تحقیقات دیگر نشان می‏دهد که در سازمان‏های یادگیرنده کارکنان آزادی عمل بیشتری دارند و ساختار سازمانی آنها از نوع اندام‏وار، پویا و مسطح است و تصمیم‏ گیری‏ها به صورت گروهی و مشارکتی است (زارعی متین، ۱۳۸۰).

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:20:00 ب.ظ ]




اقداماتی که در جهت توانمندسازی کارکنان انجام می‌گیرد.
رفتار
فعّال بودن
متمرکز
نوآوری
انعطاف‌پذیری
نمودار ۲-۴ مدل توانمندسازی توماس و ولتهوس
(منبع ؛ توماس و ولتهوس ، ۱۹۹۰)
۲-۷-۷ مدل کانگر و کانانگو (۱۹۹۸)
در این مدل شرایط سازمانی و منابع خودکارآمدی و راهبردهای مدیریتی با توانمندسازی بطور مستقیم ارتباط دارند و راهبردهای مدیریتی همچنین بطور غیرمستقیم نیز از طریق شرایط سازمانی و منابع خودکارآمدی با توانمندسازی ارتباط دارند.
تحقیق - متن کامل - پایان نامه
شرایط سازمانی
توانمندسازی کارکنان
راهبردهای مدیریتی
منابع خودکارآمدی
نمودار ۲-۵ مدل کانگروکانانگو
(منبع، کانگر و کانانگو؛ ۱۹۹۸)
۲-۸ رویکردهای توانمندسازی
صاحبنظران علوم سازمانی از سه‌رویکرد مختلف به بحث پیرامون موضوع توانمندسازی پرداخته‌اند.
۲-۸-۱ رویکرد ارتباطی توانمندسازی
این رویکرد، عنوان یک فرایند بالا به پایین و ماشینی تعریف می‌گردد و بیان می‌دارد قدرت فرد وابستگی او را در ارتباط با دیگران نشان می‌دهد (اسپرتیزر، ۱۹۹۶).
بر اساس این دیدگاه توانمندسازی فرآیندی است که از طریق آن یک رهبر یا مدیر سعی در تقسیم قدرت خود در بین زیردستانش دارد (کانگرو کانونگو ، ۲۰۰۵).
۲-۸-۲ رویکرد انگیزشی توانمندسازی
به اعتقاد کانگرو کانونگو (۲۰۰۵)، توانمندسازی کارکنان عبارت است از فرایند تقویت شایستگی کارکنان سازمان از طریق شناسایی و تعیین شرایطی که باعث احساس بی‌قدرتی در آنها و کاهش انگیزه آنان می‌شود. برخلاف رویکرد ارتباطی که هدف آن قدرتمندسازی و استراتژی آن توزیع قدرت است در رویکرد انگیزشی، هدف تواناسازی و استراتژی آن تقویت کفایت نفس است (کانگرو کانونگو، ۲۰۰۵)
۲-۸-۳ رویکرد شناختی توانمندسازی
نظریه‌پردازان این رویکرد معتقدند که توانمندسازی کارکنان موضوعی چند وجهی است و نمی‌توان صرفاً بر پایه یک مفهوم خاص به بررسی آن پرداخت. از همین رو، آنان توانمندسازی کارکنان را به عنوان فرایند افزایش انگیزش درونی آنان جهت انجام وظایف محوّله به آنها تعریف نموده‌اند که در یک مجموعه از ویژگی‌های شناختی زیر متجلّی می‌گردد (توماس ولتهوس، ۱۹۹۰، اسپرتیزر ۱۹۹۵).
پیامد یا مؤثّر بودن
کارکنان باید به این باور برسند که با انجام وظایف شغلی محوّله می‌توانند نقش مهمّی در جهت تحقق اهداف تعیین شده بردارند.
شایستگی
عبارت است از باور کارکنان نسبت به قابلیت‌هایشان برای انجام مؤفقیّت‌آمیز وظایف محوّله
معناداری
معنی‌داری، به ارزش یک هدف کاری بر مبنای ایده‌آل‌ها و استانداردهای کارکنان برمی‌گردد. اگر مدیران وظیفه‌ای را که انجام می‌دهند، با ارزش تلقی کنند، آن وظیفه معیّن برای آن‌ ها دارای ویژگی معنی‌داری است.
حق انتخاب
این ویژگی اشاره به آزادی عمل کارکنان در زمینه تعیین فعّالیّت‌های لازم برای انجام وظایف شغل دارد (محمّدی، ۱۳۸۱).
۲-۹ استراتژی‌های توانمندسازی
وظیفه رهبران سازمان، فراهم ساختن تسهیلاتی جهت پیاده‌سازی استراتژی توانمندسازی است. این استراتژی‌ها به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم موجب تغییر نگرش و رفتار کارکنان می‌شوند و زمینه را برای تربیت نیروی متخصّص و توانمند مهیّا می‌سازند.
چادیها و همکاران[۲۵] (۲۰۰۴)، به سه استراتژی مهم در توانمندسازی کارکنان اشاره می‌کند:
استراتژی افزایش آگاهی جمعی از طریق داستان‌گویی
کارکنان از طریق مشارکت در گروه های کوچک به شرح داستان فردی خود در رابطه با وظایف‌شان و یا تجربیات‌شان که در هر ماه برای آنها اتّفاق افتاده است، ‌پرداخته و از این طریق درباره مسائل و مشکلات خودشان به تفکّر و گفتگو می‌پردازند (چادیها و همکاران، ۲۰۰۴).
استراتژی آموزش مهارت‌های حل مسئله

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:19:00 ب.ظ ]




- بهروزیان، فروزان؛ خواجه الدین، نیلوفر؛ هدایی، فرانک؛ زمانی، ندا (۱۳۸۷). بررسی ارتباط رضایت شغلی و شیوه های مقابله ای با سلامت عمومی کارکنان بخش خصوصی صنعتی. مجله علمی پزشکی جندی شاپور، دوره ۸ ، شماره ۳ .
Job Satisfaction - رضایت شغلی
- بیک لیک، سودابه (۱۳۸۵)، بررسی میزان رضایت شغلی زنان شاغل در وزارت مسکن و شهرسازی در مقایسه با مردان، پایان نامه کارشناسی ارشد مددکاری اجتماعی، دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
- پارسا نژاد، معصومه(۱۳۹۰).رابطه خلاقیت سازمانی و رضایت شغلی با استرس شغلی در کارکنان سازمان جهاد کشاورزی استان فارس، فصلنامه تازه های روان شناسی صنعتی سازمانی، سال دوم، شماره هشتم، صفحات ۷۸ تا ۷۱٫
- پلکیسی، ویکتور(۱۳۷۳). توانایی های خود را بشناسید. ترجمه محمد تقی فرامرزی (۱۹۸۷) چاپ دنیا.
- پیله رودی (۱۳۷۶). خدمات ادغام یافته و روشی برای برآورد نیروی انسانی. تهران: انتشارات وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی.
- پیله رودی (۱۳۷۸). خدمات مدیریتی در شبکه بهداشت و درمان شهرستان. تهران: انتشارات وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی.
- تاج وار، م؛ اعرابی، م؛ خدابخشی، (۱۳۸۲). رضایت شغلی در مراکز فروشگاهی تجهیزات و پزشکی، مدیریت بهداشت، سال ۱۳۸۵ ، دوره دوم، شماره ۲۳ ، صفحات ۳۰-۲۵ .
- جمشید بیگی، عصمت (۱۳۶۹). راه اندازی و گسترش شبکه های بهداشتی درمانی در کشور جمهوری اسلامی ایران. تهران: انتشارات وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی.
- خدایاری فرد، محمد و همکاران(۱۳۸۸).سنجش میزان رضایت شغلی کارکنان و رضایت مشتریان بانک صادرات ایران و ارائه الگوی مداخله ی روان شناختی به منظور ارتقای آن، دانشکده علوم تربیتی، بانک صادرات ایران.
- درویش، حسن؛ شعبانی، فاطمه؛ قاسم پور، رباب (۱۳۹۰). بررسی رابطه میان هوش هیجانی با خودکار آمدی و رضایت شغلی پرستاران مراکز آموزشی و درمانی شهرستان تبریز. نشریه علمی – پژوهشی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید بهشتی، دوره ۲۱، شماره ۷۵ ، صفحات ۵۸ تا ۵۳ .
تصویر توضیحی برای هوش هیجانی
- ذبیحی حصاری، نرجس خاتون (۱۳۸۴). رابطه باورهای خودکار آمدی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پیش دانشگاهی شهر مشهد، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران.
- رابینز، استیفن پی(۱۹۹۱). مدیریت رفتار سازمانی، ترجمه پارسائیان، علی؛ اعرابی، محمد، انتشارات وزارت امور خارجه و موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی(۱۳۸۱).
- رزمی، شهریار؛ نعمتی سوگلی تپه، فاطمه (۱۳۹۰)، نقش تعدیل کننده خودکار آمدی در رابطه بین استرس شغلی با سلامت روانی و رضایت شغلی کارکنان بانک صادرات تبریز. فصل نامه سلامت کار ایران، دوره ۸ ، شماره ۲ .
- رضائیان، علی (۱۳۷۹). مدیریت رفتار سازمانی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
- رضاپور میر صالح، یاسر؛ عبدی، کیانوش؛ رهگذر، مهدی؛ ریحانی کیوی، شهناز (۱۳۸۸). رابطه سبک های مقابله با استرس و خودکار آمدی با رضایت از تجربیات بالینی در دانشجویان کارورز رشته های توانبخشی، فصلنامه توانبخشی، دوره یازدهم، شماره چهارم، شماره مسلسل ۴۴ ، صفحات ۵۴-۴۷ .
- رضایی راد، مجید، (۱۳۸۸). روش های مقابله با استرس کارکنان پلیس در آستانه بازنشستگی و ارتباط با ویژگی های فردی آن ها. فصلنامه مطالعات مدیریت انتظامی، سال چهارم، شماره چهارم، صفحات ۵۶۰ تا ۵۳۵ .
- رضایی، اسماعیل، (۱۳۸۵). بررسی رابطه بین رضایت شغلی با جو سازمانی و سبک های مقابله با استرس، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت معلم.
- ریو، جان مارشال (۱۳۸۶). انگیزش و هیجان ( ترجمه یحیی سید محمدی ) تهران، نشر ویرایش.
- زین العابدینی، ز، (۱۳۸۳). رابطه بین سخت کوشی و سبک های مقابله ای در دانش آموزان، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه پیام نور قم.
- سازمان بهزیستی کشور، (۱۳۸۴)، مهارت های زندگی در تمام سطوح، تهران: انتشارات بهزیستی.
- ساعتچی، محمود (۱۳۸۹). روان شناسی کار، کاربرد روان شناسی در کار، سازمان و مدیریت، تهران: مؤسسه نشر و ویرایش.
- سپهری، محمد رضا، (۱۳۸۳). نقش راهنمایی و مشاوره در رضایت شغلی.
- سیما راصل، نسترن. (۱۳۸۹). تبیین پیامدهای عوامل روان شناختی مثبت در سازمان. فصلنامه علوم مدیریت ایران، سال پنجم، شماره ۱۷ ، صفحات ۲۴-۱ .
- شاره، حسین؛ صدیقی معروفی، شهرام؛ هوشمندی، مهدی؛ حقی، الهام (۱۳۹۰). تأثیر تنش های شغلی، راهبردهای مقابله با تنش، تاب آوری و سلامت روانی در رضایت شغلی تکنسین های بیهوشی. مجله ی اصول بهداشت روانی، سال ۱۳ (۱)، صفحات ۲۹-۲۰٫
- شعبانی، فاطمه (۱۳۹۰). بررسی رابطه میان هوش هیجانی با خودکار آمدی و رضایت شغلی پرستاران مراکز آموزشی و درمانی شهرستان تبریز. نشریه علمی – پژوهشی دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید بهشتی، دوره ۲۱ ، شماره ۵۷ ، صفحات ۵۳ تا ۵۸ .
- شفیع آبادی، عبدالله (۱۳۷۷). راهنمایی و مشاوره شغلی و حرفه ای و نظریه های انتخاب شغل، انتشارات رشد.
- شفیع آبادی، عبدالله؛ رضا پورمیر صالح، یاسر؛ ریحانی کیوی، شهناز (۱۳۹۰). نقش خودکار آمدی و سبک های مقابله با استرس در پیش بینی رضایت شغلی دانشجویان کاروز پرستاری. فصلنامه مشاوره شغلی و سازمانی، دوره سوم، شماره ۶ ، صفحات ۲۴-۹ .
- شفیعی سروستانی، فرحناز، شجاعتی، عباس (۱۳۸۷). بررسی رابطه ی میان راهبردهای رویارویی با استرس شغلی و خشنودی شغلی مشاوران نواحی آموزش و پرورش شهر شیراز. فصلنامه رهیافتی نو در مدیریت آموزشی، سال اول، شماره دوم، صفحا

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:19:00 ب.ظ ]




پژوهش ها نشان می دهند رفتار شهروندی سازمانی متغیری«وابسته به زمینه[۱۵۰] » است(ارگان،۱۹۸۸). بنابراین می توان از این متغیر درسازمانهای گوناگون، انتظارات متفاوتی داشت. با توجه به منابع از منظر توصیف تفاوتهای میان رفتار شهروندی سازمانی معلمان وکارکنان دیگر مورد بررسی قرار گرفته و درنهایت سه تفاوت عمده به شرح زیر شناسایی شد:

۱-هماهنگی بالای میان اهداف فردی معلمان با اهداف مدرسه وجود دارد؛ هدف معلمان و هدف مدرسه، افزایش و بهبود مستمر یادگیری دردانش آموزان است این هماهنگی رفتار شهروندی سازمانی بالای در معلمان تضمین می کند(دیپا ئولاو و شانن موران،۲۰۰۱)، زیرا افرادی که احساس می کنند اهداف آنها به اهداف مدرسه نزدیک است، برای تحقق آن اشتیاق بیشتردارند؛ اما ممکن است این هماهنگی در سازمانهای دیگر کم تر بوده یا حتی وجود نداشته باشد.
۲- تمایزمیان رفتار شهروندی سازمانی و رفتار های رسمی معلمان مشکل است؛ تدریس فعالیت حرفه ای بدون مرز است و به راحتی نمی توان مرزهای وظیفه و فراتر از وظیفه را تعیین کرد. بنابراین پاسخ به این سئوال که کدام رفتار در قلمرو رفتار شهروندی سازمانی و کدام در حیطه وظایف رسمی معلمان واقع می شود، مشکل خواهد بود به طبع این مشکل در سازمانهای دیگر کمتر است(اپلانک، ۲۰۰۶: به نقل از زین آبادی وهمکاران، ۱۳۸۷).
۳- رفتار شهروندی سازمانی معلمان احساسی تر، درونی تر و اخلاقی تر است تعهد به دانش آموزان تعهداحساسی تر ، درونی تر و اخلاقی تر به حساب می آید.
۴-معلمان خود نسبت به تدریس و یادگیری دانش آموزان بسیار دلواپس هستند (اپلانک،۲۰۰۶)، رفتار شهروندی سازمانی، معلمان را احساسی تر، درونی تر و اخلاقی تر از کارکنان سازمانهای آموزشی می کند.
۲-۶ پیشینه تحقیق:
۲-۶-۱تحقیقات داخلی
افراسیابیان (۱۳۹۲) در پژوهش خود که جامعه آماری آن کلیه معلمان مرد آموزش و پرورش عشایری فارس بوده است ، به بررسی رابطه بین رهبری تحول آفرین مدیران و شیوع رفتار شهروندی سازمانی از دیدگاه معلمان ابتدایی عشایری استان فارس پرداخته بود. نتیجه پژوهش حاکی از این است که : بین رهبری تحول آفرین مدیران و شیوع رفتار شهروندی سازمانی از دیدگاه معلمان ابتدایی عشایری استان فارس رابطه وجود دارد.
موحد زاده و بهرنگی (۱۳۸۹) در تحقیقی که جامعه آنها دبیران مدارس متوسطه شهر قزوین بوده است نتایج زیر را به دست آوردند. میان ویژگیهای آرمانی، رفتارهای آرمانی، ترغیب ذهنی ،انگیزش الهام بخش، ملاحظات فردی به عنوان ابعاد رهبری تحول آفرین مدیران و رفتار شهروندی سازی دبیران روابط معنا داری وجود دارد.
یعقوبی، مقدمی و کیخا (۱۳۸۹) در تحقیق خود در بین کارکنان دو سازمان استان قم بین سبک ابعاد رهبری تحول آفرین و رفتار شهروندی سازمانی ضریب همبستگی برابر۷۰ /۰ به دست آورند .آنها هم چنین در این تحقیق رابطه همبستگی بین همه ابعاد سبک رهبری تحول آفرین را بارفتار شهروندی سازمانی معنادار گزارش می کنند.
سید تقوی و همکاران (۱۳۸۷) در پژوهش خود رابطه معنادار بین دو متغیر رهبری تحول آفرین و رفتار شهروندی سازمانی نیز را گزارش کرده اند. در واقع پژوهش آنها نشان داده است میان متغیر رهبری تحول آفرین و رفتارهای آرمانی، ترغیب ذهنی انگیزش الهام بخش، ملاحظات فردی بارفتار شهروندی سازمانی رابطه معنا دارد وجود دارد در حالی میان متغیرهای ترغیب ذهنی و رفتار شهروندی سازمانی رابطه معنا دار وجود ندارد.
نوروزی سید حسینی( ۱۳۹۱ ) در پژوهشی به بررسی تأثیر حمایت سازمانی ادارک شده بر تعهد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی کارکنان ادارات تربیت بدنی پرداخت. در این پژوهش برای آزمون فرضیه های پژوهش از روش مدل یابی معادلات ساختاری براستفاده شد. نتایج نشان داد که حمایت سازمانی ادراک شده با ضریب مسیر ۶۴ /۰رفتار شهروندی سازمانی تأثیرگذار است.
همتی نژاد طولی و همکاران( ۱۳۹۱ ) در پژوهشی به بررسی رابطۀ حمایت سازمانی ادراک شده با رفتار شهروندی سازمانی در بین کارشناسان آکادمی ملی المپیک و پارالمپیک ایران پرداختند. نتایج پژوهش نشان داد که رابطۀ مثبت و معناداری بین حمایت سازمانی ادراک شده با رفتار شهروندی سازمانی و ابعاد آن به جزء بعد جوانمردی وجود دارد. همچنین نتایج حاصل از روش تحلیل رگرسیون نشان داد که حمایت سازمانی ادراک شده، پیش بینی کننده ی معنی داری برای رفتار شهروندی سازمانی و ابعاد آن به جزء بعد جوانمردی است.
رضایی راد و دعایی(۱۳۹۰)در پژوهشی نشان بیان کردند که راهبردهای منابع انسانی با ضریب رگرسیونی۵۱۲/۰و ۲۹۶/۰ به ترتیب با ﺣﻤﺎﻳـﺖ ﺳـﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺍﺩﺭﺍﻙ ﺷـﺪﻩ و ﺗﻌﻬـﺪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ پرستاران و همچنین ﺣﻤﺎﻳـﺖ ﺳـﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺍﺩﺭﺍﻙ ﺷـﺪﻩ ضریب رگرسیونی۶۷۳/۰با ﺗﻌﻬـﺪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ پرستاران رابطۀ معنی داری وجود دارد. همچنین نقش واسط ﺣﻤﺎﻳـﺖ ﺳـﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺍﺩﺭﺍﻙ ﺷـﺪﻩ در ارتباط بین راهبردهای منابع انسانی و ﺗﻌﻬـﺪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ پرستاران با بزرگتر بودن رابطه غیر مستقیم(۳۴۴/۰) از رابطه مستقیم(۲۹۶/۰) تائید شد.
زرندی و ایرجی تفندر(۱۳۹۰) نشان دادند که بین درک حمایت سازمانی با تعهدسازمانی، تعهد مستمر، تعهد عاطفی و تعهد هنجاری رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین بین و رضایت شغلی رابطه مثبت و معنی داری مشاهده شد. از طرفی نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد که ﺣﻤﺎﻳـﺖ ﺳـﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺍﺩﺭﺍﻙ ﺷـﺪﻩ توان پیش بینی تمامی متغیر های مذکور را دارد.
Job Satisfaction - رضایت شغلی
دعایی و همکاران ( ۱۳۸۹ ) در پژوهشی به بررسی تأثیر درک حمایت سازمانی بر رفتار شهروندی کارکنان هتل پنج ستاره پارس پرداختند. در این پژوهش برای آزمون فرضیه های پژوهش از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که حمایت سازمانی درک شده توسط کارکنان بر تمام ابعاد رفتار شهروندی سازمانی تأثیر مستقیمی دارد.
۲-۶-۲ تحقیقات خارجی
یان، کاکس و جی آر(۲۰۰۷)«با بررسی رهبری بر رفتار شهروندی سازمانی» اذعان داشتند که بین رهبری تحول آفرین وتبادلی با رفتار شهروندی سازمانی رابطه وجود دارد .
تویگ[۱۵۱]و همکاران(۲۰۰۷) در تحقیقی با عنوان «رهبری تحول آفرین در سازمانهای صنعتی» بر اهمیت نقش سبک رهبری تحول آفرین در بروز رفتارهای شهروندی سازمانی از جانب کارگران تآکید کردند.
پوروانوا و همکاران(۲۰۰۶) در پژوهش خود با عنوان رهبری تحول آفرین، ویژگیهای شغلی و رفتار شهروندی سازمانی، ضمن تأیید رابطه رهبری تحول آفرین - رفتار شهروندی سازمانی، نشان دادند که ادراک کارکنان از شغلشان این رابطه را تعدیل می کند. آنها نشان دادند که رهبری تحول آفرین متغیری است که از روی آن می توان ادراک کارکنان از شغلشان را پیش بینی کرد.
فـی چن[۱۵۲] (۲۰۰۶) رابطه بین رهبری تحول آفرین و تعهد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی را مورد مطالعه قرار داد که نتیجه تحقیق بیانگر این بود که سبک رهبری تحول آفرین باعث ایجاد تعهد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی بالای در اعضای سازمان می‌شود
مادهو و کریشنان[۱۵۳]( ۲۰۰۵ ) در پژوهش تجربی تاثیر رهبری تحول آفرین بر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان را در چند کارخانه تولیدی در هند مورد آزمون قرار دادند. آنها دریافتند که رهبری تحول آفرین رفتارهای نوع دوستی و وظیفه شناسی کارکنان را افزایش و رفتار فضیلت مدنی را کاهش می دهد. این نوع رهبری رفتار جوانمردانه را به طور غیرمعنی داری کاهش می دهد. رهبری تحول آفرین تأثیری بر رفتار، ادب و مهربانی کارکنان ندارد.
ویکتوریا رفلر[۱۵۴](۲۰۰۴) در پژوهشی در مقطع دکترا تأثیر هوش عاطفی مدیران بر اعتماد و رفتار شهروندی سازمانی زیردستان را مورد بررسی قرار داد. وی در پژوهش خود از مدل مایر و سالووی در هوش عاطفی استفاده کرد که نتایج تحقیق حاکی از این بود مدیرانی که هوش عاطفی بالای داشتند دارای کارکنانی بودند که رفتار شهروندی سازمانی بالای را از خودشان نشان می‌دادند و همچنین زیردستان نسبت به سبک مدیریت آنها اعتماد بیشتری داشتند.
نتایج پژوهش لاگامارزینو و کاردونا (۲۰۰۳)تحت عنوان«بررسی رابطه میان رهبری وتعهد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی موسسات بهداشت اروگوئه» نشان دادند که بین رهبری تحول آفرین به کمک متغیر میانجی یعنی تعهد سازمانی و به صورت غیر مستقیم روی رفتار شهروندی سازمانی ارتباط مثبتی وجود دارد(باس، ۱۹۸۵ ؛اسمیت، ۱۹۸۳؛ ارگان، ۱۹۸۸).
دن هولم(۲۰۰۲) در پژوهش خود دریافته است که رفتار شهروندی سازمانی با اعتماد( اعتماد به همکاران ، مدیر و دانش آموزان) و همچنین با سن و سابقه کاری معلمان رابطه دارد و طبق این گزارش مدارس جوان تر(بین ۲۱ تا ۲۵سال)با تجربه کاری(۶تا ۱۰ سال) رفتار شهروندی سازمانی بیشتر ی از خود نشان دادند( به نقل از سبحانی نژاد و همکاران،۱۳۸۹).
پیلایی، شرشیم و ویلیامز(۱۹۹۹)، پیکولووکوکئیت(۲۰۰۶)، نونیاواسلیجرزودنسن(۲۰۰۶) وکوه، استیرزتزبورگ(۱۹۹۵)در تحقیقات خود دریافتند که رهبری تحول آفرین به طور مستقیم بر رفتار شهروندی سازمانی اثر مستقیمی ندارد(زین آبادی، ۱۳۷۹).
چن و لی فار (۲۰۰۱) در پژوهشی با عنوان «رفتار های رهبری تحول آفرین و مبادلهای در سازمان های چینی» نشان دادند بین رفتار های تحول آفرین رهبر و رفتار شهروندی سازمانی کارکنان رابطه معناداری وجود دارد و همچنین بین رفتارهای مبادلهای رهبر و رفتار شهروند سازمانی کارکنان رابطه معناداری مشاهده نشد.
کنت و چلادورای[۱۵۵] (۲۰۰۱) در پژوهشی خود با عنوان رهبری تحول آفرین، تعهد سازمانی و شهروندی سازمانی در سازمان ورزش بین دانشگاهی آمریکا، دریافتند سبک رابطه تبادلی رهبر - پیرو با رفتار شهروندی . سازمانی کارکنان ارتباط دارد، لیکن این رابطه در مورد رهبری تحول آفرین مشاهده نشد.
پادساکوف وهمکاران(۲۰۰۰) در بررسی رابطه بین سبک های رهبری و رفتار شهروندی سازمانی نشان داد رفتارهای رهبری تحول آفرین با هر پنج مؤلفه رفتارهای شهروندی سازمانی مدل ارگان ارتباط معنادار و مثبتی دارد. و از میان رفتارهای رهبری تعامل گرا، دو نوع این رفتارها دارای رابطه معنادار با عناصر پنج گانه رفتار شهروندی سازمانی می‌باشند که عبارتند از: رفتار پاداش دهی اقتضایی که دارای ارتباط مثبت است، رفتار تنبیهی غیراقتضایی که دارای ارتباط منفی می‌باشد.
پادساکوف،مکنزی، مورمن وفتر(۱۹۹۰) در تحقیقی تاثیرسبک رهبری تحول آفرین بر رفتار شهروندی سازمانی را مورد بررسی قرار داده اند، در این اثر از متغیر اعتماد به مدیر و رضایت شغلی به عنوان دو میانجی بین رهبری تحول آفرین و رفتار شهروندی سازمانی یاد شده است .همچنین معتقدند که تاثیر مستقیم رهبری تحول آفرین بر رفتار شهروندی سازمانی، به این دلیل است. اسمیت، ارگان ونیر(۱۹۸۳)دریافته اند که ملاحظه فردی که یکی از ابعاد رهبری تحول آفرین، نقش زیادی در رفتارهای شهروندی سازمانی دارد.
رن (۲۰۱۱) در پژوهشی روی نفر از کارکنان سازمان های چین به این نتیجه رسید که ارتباط بین درک حمایت سازمانی و ابعاد رفتار شهروندی سازمانی (فضیلت مدنی، وجدان، ادب و نزاکت، رفتارهای کمکی) معنی دار است.
کاراورد[۱۵۶](۲۰۱۴)در پژوهشی به بررسی رابطه میان توانمندسازی روانشناختی، حمایت سازمانی ادراک شده، رفتار شهروندی سازمانی و عملکرد شغلی پرداخت. بر اساس نتایج این پژوهش، توانمندسازی روانشناختی و حمایت سازمانی ادراک شده از طریق اثرگذاری بر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان، تأثیر معناداری بر عملکرد شغلی آنها دارد.
جنیفر(۲۰۱۱) درپژوهش خوددریافت که بین حمایت سازمانی درک شده توسط کارکنان و رفتارهای شهروندی سازمانی (ارائۀ خدمات، وفاداری، مشارکت) آن ها رابطۀ معنی داری وجود دارد.
شن و همکاران (۲۰۱۰) با بهره گرفتن از تجزیه و تحلیل رگرسیون نشان دادند حمایت سازمانی درک شده اثرات مثبتی بر رفتار شهروندی سازمانی دارد.
چین و همکاران (۲۰۰۹)نیز رابطه مثبت حمایت سازمانی و عملکرد را اثبات نمودند. یوون (۲۰۰۹) در پژوهش خود نشان داد سطوح بالای درک حمایت سازمانی به تعهد و بروز رفتارهای شهروندی سازمانی (جوانمردی، فضیلت مدنی، نوع دوستی، وجدان، ادب و ملاحظه) بیشتر در کارکنان منجر می شود.
چن و چوی(۲۰۰۸) دریافتند رضایت شغلی و رفتار شهروندی سازمانی کارکنان تحت تأثیر حمایت سرپرستان قرار دارد. نتایج پژوهش آنه(۲۰۰۸) روی دانشجویان تربیت بدنی نشان داد درک حمایت معلم با انگیزۀ دانشجویان رابطۀ معنی داری دارد. دامون (۲۰۰۹) در پژوهش خود دریافت داوطلبان ورزشی هنگامی که سطح بالای حمایت سازمانی را درک کنند رضایت بیشتری از انجام وظایف خود دارند .
جونگ و همکاران (۲۰۰۵) در پژوهشی روی مربیان رشته های ورزشی مختلف دریافتند بین درک حمایت سازمانی مدیران ورزشی با رضایت شغلی مربیان رابطۀ معنی داری وجود دارد تأثیر مستقیم دارد. همچنین دادن بـازخورد از طرف مدیـران به مربیان موجب رضایت شغلی و پیدایش درک حمایت سازمانی از طرف مربیان می شود. مورمن (۱۹۹۸)اشاره کرد که درک حمایت سازمانی رابطه ای مثبت با ابعاد رفتار شهروندی سازمانی دارد. بل و منگوک نیز به نقل از دعایی( ۱۳۸۹)در مطالعۀ خود روی شرکت های بیمه در آمریکا به وجود رابطۀ مثبت بین درک حمایت سازمانی و پنج نوع رفتار(وجدان، جوانمردی، ادب و مهربانی، نوع دوستی، رفتار مدنی) پی بردند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:19:00 ب.ظ ]




سخائی[۳۱]
(۲۰۰۹)دانش مشتری، ترکیبی پویا از تجربه، ارزش، اطلاعات و دیدگاه های کارشناسانه است که در حین فرایند معاملات و مبادلات بین مشتریان و شرکت مورد نیاز بوده و ساخته می شود.

پاگوته
(۲۰۰۶)و موریلو انابی[۳۲]،۲۰۰۲)دانش مشتری، یک دارای نامحسوس ضروری برای هر سازمان بوده که آن سازمان را قادر می سازد تا دوباره شکل گیرد و ارزش آفرین شود.

مزایا و نتایج استفاده از دانش مشتری هم برای مشتری و هم برای سازمان سودمند است. از جمله مزایایی که استفاده از این نوع دانش برای سازمان دارد شامل موارد زیر است (فنگ و تیان،۲۰۰۵):
- بهبود محصولات؛
- بهبود ارائه خدمات به مشتری؛
- رضایت مشتری؛
- افزایش فروش؛
- بهبود نگهداری و حفظ مشتری؛
- آشنا سازی سازمان با دانش مخصوص مشتری.
۲-۷- جریان های دانش مشتری
انواع دانش کاربر/مشتری که در فرایندهای مدیریت دانش مشتری (سی.کی.ام) نقش حیاتی در فعل و انفعال بین شرکت و مشتریان بازی می کنند عبارتند از: دانش “برای"، “از"، و “درباره” مشتری. در ادامه به تشریح آنها پرداخته می شود.
۲-۷-۱- دانش برای مشتری[۳۳]
دانش برای ارتقای تجربیات مشتریان در مورد محصولات و خدمات شرکت فراهم می کند. رشد تجارت الکترونیک سبب شده است که انتقال تجربه ملموس برای کاربر امری حیاتی محسوب شود. برای توانمندسازی مدیریت دانش حمایتی، مجموعه گسترده ای از فناوری ها به کار گرفته می شود. سیستم های مدیریت ارتباط با مشتریان برای ردیابی تراکنش های مشتریان به کار می روند تا از تحویل محصولات و خدمات اطمینان حاصل کنند (بوس و سوگوماران،۲۰۰۳). از دیدگاه شامی زنجانی و دیگران (۲۰۰۸)دانش برای مشتری نوعی از دانش ( همچنین داده یا اطلاعاتی که می تواند تحلیل، تفسیر و سرانجام تبدیل به دانش شوند) که مشتریان هدف ما برای شناخت بهتر ما به دست می آورند. داده ها، اطلاعات یا دانش برای مشتری می تواند از منابع مختلفی مانند مشتریان دیگرمان، رقبایمان، مؤسسات مشاوره و یا خود شرکت برای ارائه اطلاعات مورد نیاز مشتری کسب شود. دانش برای مشتری به طور عادی یک رابطه یک سویه از سمت شرکت به مشتری است که برای مشتریان اطلاعات ضروری نسبت به سازمان عرضه می کند تا درک بهتری نسبت به محصول و خدمات ارائه شده توسط سازمان داشته باشند. انواع دانش برای مشتری از دیدگاه شامی زنجانی و دیگران(۲۰۰۸)عبارت است از:
دانش و اطلاعات محصولات و خدمات؛
نیازمندی های دانشی و اطلاعاتی مشتریان فعلی؛
نیازمندی های دانشی و اطلاعاتی مشتریان بالقوه؛
دانش و اطلاعات عمومی شرکت؛
اطلاعات معرف شرکت؛
محصولات دانشی شرکت؛
دانش و اطلاعات بازار؛
دانش و اطلاعات در خصوص محصولات و خدمات رقبا (رولی،۲۰۰۲).
۲-۷-۲- دانش از مشتری[۳۴]
این نوع دانش را می توان به عنوان ایده ها، تفکرات و اطلاعاتی که سازمان از مشتریانش دریافت می کند، تعریف کرد. این بینش ها می تواند درباره محصولات و خدمات حاضر، روندهای مشتریان و نیازهای آتی و ایده هایی برای نوآوری در محصولات شرکت باشد. ایده هایی که برای موفقیت نوآوری های محصول ارائه می شوند، معمولا، از کاربر و مشتری نهایی ظاهر می شوند و نه در داخل سازمان؛ بنابراین سازمان می باید به طور فعال این قسم دانش را برای کشف نوآوری در نظر بگیرد. تمرکز باید بر روی تحویل آنچه مشتریان می خواهند باشد نه برای خلق چیزهایی که در آینده با عدم نیاز مشتری همراه باشد. این شامل مشاهده و گفتگو می شود ولی مشکل مکالمه این است که از این طریق مشتری نمی تواند آنچه نیاز دارد را تجسم کند. آنها متوجه نیاز چیزی نمی شوند مگر اینکه محصولات نوآورانه ای به آننا پیشنهاد شود. آنها به مشتریان کمک می کنند تا در رابطه با محصولات خلاقیت داشته باشند و محصولات را با در نظر گرفتن نیازهای خاص و ترجیحات خود شخصی سازی کنند(بوس و سوگوماران[۳۵]،۲۰۰۳). از دیدگاه شامی زنجانی و دیگران (۲۰۰۸)دانش از مشتری وعی دانش( همچنین داده یا اطلاعاتی که می تواند تحلیل، تفسیر و سرانجام تبدیل دا دانش شوند) که شرکت در ارتباط با ارتقای محصولات و خدماتش به دست می آورد. دانش از مشتری شامل اطلاعات مرتبط با شرکت و رقبا است. اطلاعات مرتبط با شرکت نتیجه دیدگاه مشتری درباره شرکت و اطلاعات مرتبط با رقبا، ناشی از دیدگاه مشتری درباره رقبا است(رولی[۳۶]،۲۰۰۲).
۲-۷-۳- دانش درباره مشتری[۳۷]
نوعی از دانش که به سازمان کمک می کند مشتریانش را بشناسد و بر آنها به طور مؤثری هدفگذاری کند. سه نوع دانش درباره مشتری وجو دارد، جمعیت شناختی، روانشناختی و رفتاری (بوس، سوگوماران، ۲۰۰۳). از دیدگاه شامی زنجانی و دیگران (۲۰۰۸) دانش درباره مشتری نوعی از دانش (همچنین داده یا اطلاعاتی که می تواند تحلیل، تفسیر و سرانجام تبدیل به دانش شوند) که شرکت برای شناخت بهتر مشتریان هدفش به دست می آورد. شرکت ها نه تنها دانش درباره مشتریان بلکه داده ها، اطلاعات و دانش خرید درباره مشتران را نیز کسب می کنند. آنها انواع ” دانش درباره مشتری” را عبارت می دانند از:
دانش و اطلاعات در مورد مشتریان فعلی؛
دانش و اطلاعات تاریخی مشتریان فعلی؛
دانش و اطلاعات شخصی مشتریان بالقوه؛

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:18:00 ب.ظ ]




نگرشعینی- بیرونیذهنی- درونی

ابزارقدرت و زوراطلاعات و بینشهدفبقاء و ادامه حیاتتکامل و توسعهنوع امنیتسخت افزارینرم افزاری

با توجه به آنچه در جدول ملاحظه ‌می‌گردد. تحقق امنیت اجتماعی ضامن توجه به هر دو گفتمان  امنیتی است و تأکید بر  یک گفتمان و غفلت از دیگر گفتمان موجب تزلزل در پایداری و قوام امنیت اجتماعی ‌می‌شود. استمرار امنیت اجتماعی در بستری پایدار و مداوم، نیاز به این دارد که توجه همه جانبه‌ای به خطرات زندگی داشت که با جمع زدن گفتمان‌های امنیت   تاحدودی این امر میسر خواهد شد.

۲-۳۱- رویکردها ی امنیت اجتماعی‌:

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
در این مبحث اشاره به مهمترین رهیافت‌های نظری ‌می‌گردد که مرتبط با مسئله  امنیت و ابعاد آن ‌می‌باشد، که یک سیر تحولی و تکاملی را در قرن ۲۰ این پدیده اجتماعی در سطح نظری با خود به همراه داشته است.

ایده آل گرایی و امنیت اجتماعی

در این رویکرد عاملیت انسانی و نقشی که کنشگران اجتماعی در تولید و نقش آفرینی تحقق پدیده‌های اجتماعی از جمله امنیت و ابعاد مختلف آن دارند،همواره حائز اهمیت است. این ایده در بین فیلسوفان ایده آلیسم که متمرکز بر صلاحیت انسان بوده، و جهت بهره مندی از یک زندگی عادلانه و امن دیدگاه خود را معطوف کرده اند در تلاش اند که عاملیت بودن انسان را در تولید امنیت اجتماعی تقویت نموده و محکوم بودن تقدیری انسان را در ساخت امنیت و معماری آن رد ‌می‌کنند. « حامیان این اندیشه برای عقل و خرد آدمیان ارزش بسیار بالایی را لحاظ کرده و آن را سازوکار اصلی برقراری صلح و امنیت ‌می‌دانند به عقیده ایده آلیست‌ها مانند کانت؛ صلح پایدار هنگا‌می‌برقرار ‌می‌شود که به نقش خود در بنیاد عقل، در تنظیم جامعه به سامان و مترقی اعتماد کنیم. از نگاه کانت، انسان به واسطه برخورداری از عقل، موجودی سازنده و عضو جامعه است و ن‌می‌تواند صرفاً تابع و یا جزئی از جامعه باشد. این دیدگاه در شکل جدید، خود را بیشتر در قالب نظریه تفسیری و نظریه انتخاب منطقی کنش، نشان داده است. » ( افتخاری و همکاران، ۱۳۷۸، ص‌۱۷۱)
در نظریه تفسیری پنداشت از امنیت اجتماعی، از جانب کنشگران و نیز زمینه مندی آن، موضوعی کلیدی است.«طرفداران نظریه تفسیری، امنیت اجتماعی را به متغیری ساده و وابسته فرو ن‌می‌کاهند، بلکه آن را متغیری مستقل و پویا در نظر گرفته که در بستر فرایندهای اجتماعی متنوع و محتلف، معنا و مفهوم پیدا ‌می‌کند. نظریه انتخاب منطقی کنش، برخردمندی و محاسبه گری کنشگران اجتماعی در صحن جامعه، تاکید دارد و از منظر امنیت اجتماعی در این چارچوب کم و کیف فرصت‌های در اختیار و به تبع  آن‌ ها سود و زیان حاصل شده از امنیت برای کنشگران اجتماعی، نقش حیاتی پیدا ‌می‌کند.»

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:18:00 ب.ظ ]




مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۵۸
تحلیل توصیفی یافته‌های پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………….. ۵۸
تحلیل آماری فرضیه های پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………….. ۶۰
فرضیات آزمون آماری ………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۶۱
فصل پنجم : بحث و نتیجه‌گیری
مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۶۸
بررسی فرضیات پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۶۸
محدودیت‌های پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………………. ۷۳
پیشنهادهای پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۷۴
پیشنهادهای کاربردی………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۷۴
منابع و مآخذ
منابع فارسی …………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۷۶
منابع لاتین ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۸۱
پیوست‏ها
پرسشنامه …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۸۹
برنامه آموزش خودکارآمدی………………………………………………………………………………………………………………………………… ۹۱
چکیده انگلیسی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۰۹
صفحه عنوان انگلیسی ……………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۱۰
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول ۱-۳٫ شرح مختصری از جلسات آموزش خودکارآمدی………………………………………………………………………………… ۵۶
جدول ۱-۴٫ آماره های توصیفی متغیر اهمال کاری و مولفه های مربوط به آن به تفکیک گروه ها………………………………… ۵۹
جدول ۲-۴٫ آزمون کولوموگروف-اسمیرنوف تک نمونه ای برای متغیر های حاضر در پژوهش در پس آزمونها……………..۶۱
جدول ۳-۴٫ آزمون لوین برای همگنی واریانس متغیرهای حاضر در پژوهش در پس آزمون ها……………………………………. ۶۱
جدول ۴-۴٫ نتایج تحلیل واریانس برای یکسان بودن شیب خط رگرسیون………………………………………………………………. ۶۲
جدول ۵-۴٫ نتایج آزمون کواریانس برای تعیین تاثیر خودکارآمدی بر اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان…………………. ۶۲
جدول۶-۴٫ نتایج آزمون کواریانس برای تعیین تاثیر آموزش خودکارآمدی بر کاهش اهمال کاری آماده شدن برای امتحان…۶۳
جدول۷-۴٫نتایج آزمون کواریانس برای تعیین تاثیر آموزش خودکارآمدی بر کاهش اهمال کاری آماده کردن تکالیف دانش آموزان………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۶۳
جدول۸-۴٫ نتایج آزمون کواریانس برای تعیین تاثیر آموزش خودکارآمدی بر کاهش اهمال کاری آماده کردن پژوهش های کلاسی دانش آموزان…………………………………………………………………………………………………………………………………………….۶۴
جدول ۹-۴ پیگیری آموزش خودکارآمدی بر اهمال کاری و مؤلفه های آن از آزمون t وابسته ………………………………………۶۵
فهرست نمودارها و شکل‌ها
عنوان صفحه
نمودار ۱-۲٫ شرایط افزایش دهنده احتمال بروز اهمال کاری …………………………………………………………………………………. ۲۶
نمودار۲-۲٫ مدل استیل از علل اهمال کاری تحصیلی…………………………………………………………………………………………… ۲۷
نمودار ۳-۲٫ اهمال کاری و باورهای شناختی ناکارآمد…………………………………………………………………………………………… ۳۶
نمودار۱-۴٫ نمودار میانگین پیش آزمون پس آزمون دو گروه آزمایش و کنترل پژوهش و پیگیری مربوط به گروه آزمایش…۶۰
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
یکی از اهداف مهم آموزش‌وپرورش ایجاد زمینه برای رشد همه‌جانبه فرد و تربیت انسان‌های سالم، کارآمد و مسئول برای ایفای نقش در زندگی فردی و اجتماعی است. ازآنجا ‌که دانش‌آموزان به‌عنوان رکن اساسی نظام آموزشی کشور، در دستیابی به اهداف نظام آموزشی نقش و جایگاه ویژه‌ای دارند، توجه به این قشر از جامعه ازلحاظ آموزشی و تربیتی، باروری و شکوفایی هر چه بیشتر نظام آموزشی و تربیتی جامعه را موجب می‌گردد. بااین‌وجود از کل دانش‌آموزانی که وارد سیستم آموزش‌وپرورش می‌شوند، تعداد کمی از آن‌ ها می‌توانند استعدادهای خود را شکوفا کنند و در این عرصه موفق گردند و عملکرد تحصیلی[۱] خوبی از خود نشان دهند. یکی از عوامل بسیار مهم و اثرگذار در عوامل تحصیلی دانش‌آموزان عوامل روان‌شناختی آنان است (میکائیلی ، افروز و قلی زاده ، ۱۳۹۱). ازجمله ویژگی‌های روان‌شناختی مهمی که عملکرد تحصیلی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اهمال کاری[۲] است(مطیعی ،حیدری،صادقی ، ۱۳۹۲).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
واژه انگلیسیprocrastination در فارسی معادل تعلل، اهمال کاری، سهل انگاری و به تعویق انداختن کارهاست (الیس و نال[۳]، ۱۹۹۷؛ ترجمه فرجاد،۱۳۸۲). اهمال کاری اغلب به عنوان تأخیر غیر منطقی رفتار مورد بررسی قرار می گیرد (کنوس[۴]، ۲۰۰۰،به نقل ازاستیل[۵]، ۲۰۰۷). همچنین بالکیس و دورو[۶] (۲۰۰۷) اهمال کاری را به عنوان فروگذاری از انجام وظایف و مسئولیتها در یک شکل و اندازه و زمان به موقع و مورد انتظار، علیرغم اجتناب پذیر بودن و توانایی فرد جهت انجام آن و آگاهی از پیامدهای ناخوشایند طفره رفتن از انجام مسئولیت‌ها تعریف می کنند. اهمال کاری باتوجه به پیچیدگی و مولفه‌های شناختی، عاطفی و رفتاری آن تظاهرات گوناگونی دارد. ازجمله اهمال کاری در تصمیم گیری، اهمال کاری روان رنجورانه، اهمال کاری وسواس- اجباری، اهمال کاری تحصیلی، اهمال کاری عمومی یا کلی،که متداولترین شکل آن در دوران نوجوانی و جوانی اهمال کاری تحصیلی است (سولومون و راثبلوم[۷]، ۱۹۸۴؛ جوکار، ۱۳۸۶).
دانلود تحقیق و پایان نامه
ارتباط اهمال کاری با اضطراب، خودکارآمدی وعزت نفس پائین در پژوهش‌‌های مختلفی به تأیید رسیده است(جانسون و بلوم [۸]، ۱۹۹۵). از سوی دیگر محققان از این اظهارنظر که اجتناب یک انگیزه اصلی برای اهمال کاری است حمایت می‌کنند. افرادی که در توانایی حل مسأله با مشکل مواجه هستند ، در برابر تکالیف چالش انگیزی که فراتر از منابع در دسترس شان است و یا تکالیف ملال‌آور با شیوه‌ای هیجانی و به صورت مضطربانه برخورد می‌کنند و برای اجتناب از این هیجان ناخوشایند، ازموقعیت‌‌های مستلزم رویارویی با مسأله اجتناب می‌کنند(فراری و دایز مورالز [۹]، ۲۰۰۷).
محیط‌‌های آموزشی (مدرسه و دانشگاه) ، دانش آموزان و دانشجویان را با منابع متغیر و مختلفی از فشارهای تحصیلی مواجه می کنند. از جمله اینکه دانش آموزان را از این نظر که توانایی‌‌هایشان برای درگیری با چالش‌‌ها و تکالیف مورد یادگیری در یک زمان محدود و در مقایسه و رقابت با دیگران مورد ارزیابی قرار می گیرد تحت فشار قرار می دهد. این در حالی است که تحقیقات نشان می دهد که هنوز تعداد زیادی از دانش آموزان و حتی در سطوح بالای تحصیلی دانشجویان ممکن است مهارت‌‌های لازم جهت مواجهه با چنین شرایط چالش برانگیزی را دریافت نکرده باشند (الکساندر و انوگبازی[۱۰]، ۲۰۰۷).
آموزش خودکارآمدی تحصیلی از اهداف مهم آموزشی و تربیتی است،که از طریق آن می توان افراد را برای مقابله با چالشها و شرایط متغیر آموزشی آماده کرد، فقدان این مهارت‌‌ها به عنوان مانعی بر پیشرفت تحصیلی، می تواند عزت نفس و ادراک خودکارآمدی افراد را نیز در مواجهه با شرایط فوق متاثر، منجر به اضطراب و به دنبال آن اجتناب از انجام وظایف مورد انتظار شود.
بیان مسئله
اهمال کاری تحصیلی یکی از شایع‌ترین مشکلات در سطوح مختلف تحصیلی است که به تمایل غالب فراگیران برای به تأخیر انداختن فعالیت‌‌ها و هدف‌های تحصیلی اشاره دارد، تا آنجایی‌که عملکرد بهینه را تحت تأثیر قرار می‌دهد (الیس،۱۹۹۷، به نقل از الکساندر و انوگبازی، ۲۰۰۷؛ جوکار، ۱۳۸۶). اهمال کاری تحصیلی اغلب با اضطراب همراه است (والترز[۱۱]، ۲۰۰۳). به عبارت دیگر اهمال کاری تحصیلی، طفره رفتن از انجام تکالیف، غفلت از آماده شدن برای امتحان و نوشتن مقاله‌ها تا آخرین روزها و لحظات ترم تحصیلی می باشد (سولومون و راثبلوم ، ۱۹۸۴).
اهمالکاری‌ تحصیلی را تمایل غالب و همیشگی فراگیران برای به تعویق انداختن فعالیت‌های تحصیلی تعریف نموده‌اند که تقریبا همیشه با اضطراب توام است (سولومون و راثبلوم، ۱۹۸۴؛به نقل از جوکار، ۱۳۸۶).
اهمالکاری تحصیلی از نظر فراوانی و شدت بین همه دانش آموزان یکسان نیست. برخی از آنان فقط در برخی شرایط و تکالیف تحصیلی اهمالکاری می کنند درحالیکه تعدادی دیگر در بسیاری از شرایط اهمالکار هستند. دانش آموزان ممکن است در زمینه تصمیم گیری برای انجام یک تکلیف مشکل داشته باشند و یا در مورد انجام تکلیفی برنامه ریزی کنند اما تا لحظه آخر به آن عمل نکنند و یا ممکن است در آخرین لحظات به یاد آورند که باید تکلیفی را انجام دهند بدون آنکه به آن فکر کرده باشند و برای آن برنامه ریزی کرده باشند و زمان زیادی برای آن داشته باشند.در چنین شرایطی با ناامیدی و اضطراب شروع به انجام آن تکلیف می کنند که نتیجه تلاش‌‌هایشان دراغلب اوقات چندان مطلوب نخواهد بود (دی و منسینگ و اسالیوان[۱۲] ،۲۰۰۲).
علاوه بر این سولومون و راثبلوم(۱۹۸۴) سه حوزه که دانش‌آموزان ، اهمال کاری بیشتری را گزارش کرده‌اند و احتمال دارد که بیشتر مورد اجتناب و اهمال کاری قرار دهند شامل: نوشتن مقالات در طول ترم تحصیلی ـ ارزیابی و مطالعه روزانه و هفتگی ـ و مطالعه برای آماده شدن جهت امتحانات دانسته اند و از نظر آنان این سه حوزه نسبت به سایر فعالیت‌ها و حوزه‌های تحصیلی بیشتر نیازمند کسب مهارت‌‌های لازم به خصوص راهبردهای خودکارآمدی است.

ﺷﺎﻧﻚ [۱۳](۱۹۹۶) ﺑﻴﺎن ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ داﻧﺶآﻣﻮزان ﻛﺎرآﻣﺪی ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﺧﻮد را از ﻃﺮﻳﻖ ﻋﻤﻠﻜﺮد‬ واﻗﻌﻲ، ﺗﺠﺎرب ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﻲ ﻳﺎ ﻣﺸﺎﻫﺪه ای، واﻛﻨﺶﻫـﺎی ﺟﺴـﻤﺎﻧﻲ و اﺷـﻜﺎل ﻣﺘﻘﺎﻋﺪﺳـﺎزی ﺑـﻪدﺳـﺖ‬ ﻣــﻲآورﻧــﺪ. ﺑﺎﻧــﺪورا (۱۹۸۲)ﻣﻌﺘﻘــﺪ اﺳــﺖ، ﺗﺠــﺎرب ﻋﻤﻠﻜــﺮدی ﮔﺬﺷــﺘﻪ، ﻗــﻮیﺗــﺮﻳﻦ ﻣﻨﺒــﻊ‬ ﺧﻮدﻛﺎرآﻣﺪی ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻋﻤﻠﻜـﺮد ﻣﻮﻓﻘﻴـﺖآﻣﻴـﺰ در آنﻫـﺎ، ﺳـﻄﺢ اﻧﺘﻈـﺎر ﺧﻮدﻛﺎرآﻣـﺪی را ﺑـﺎﻻ‬ ﻣﻲﺑﺮد و ﺷﻜﺴﺖ در ﻋﻤﻠﻜﺮد اﻳﻦ ﺳﻄﺢ را ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻣﻲآورد. وی ﺑﻴﺎن ﻣـﻲﻛﻨـﺪ، زﻣـﺎنﻫـﺎﻳﻲ وﺟـﻮد‬ دارد ﻛــﻪ ﻣﺸــﺎﻫﺪه ﻣﻮﻓﻘﻴــﺖ و ﺷﻜﺴــﺖ دﻳﮕــﺮان ﻧﻴــﺰ ﻣــﻲﺗﻮاﻧــﺪ اﻧﺘﻈــﺎر ﺧﻮدﻛﺎرآﻣــﺪی را در‬
زﻫﺮاﻛﺎر، رﺿﺎزاده و اﺣﻘﺮ(۱۳۸۹) بیان می کنند ﻛـﻪ ﻣﻴـﺰان‬ ﺧﻮدﻛﺎرآﻣﺪی داﻧﺶآﻣﻮزاﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﻬﺎرت ﺣﻞ ﻣﺴﺄﻟﻪ درﻳﺎﻓﺖ ﻛﺮدﻧﺪ ﺑﻴـﺸﺘﺮ از ﻣﻴـﺰان ﺧﻮدﻛﺎرآﻣـﺪی‬
ﻣﺎﺳﻦ[۱۴] (۲۰۰۰) در پژوهش خود ﻧﺸﺎن داد ﻛﻪ آﻣﻮزش راﻫﺒﺮدﻫﺎی ﻓﺮاﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻗﺎﺑـﻞ ﺗـﻮﺟﻬﻲ‬ در ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ و اﻧﺠﺎم ﻣﻮﻓﻘﻴﺖآﻣﻴﺰ ﺗﻜﺎﻟﻴﻒ درﺳﻲ داﻧﺶآﻣﻮزان ﻣﺆﺛﺮ اﺳﺖ. سیمیاریان ، سیمیاریان و اﺑﺮاﻫﯿﻤﯽ ﻗﻮام (۱۳۹۰) ﻧﺸﺎن دادند ﮐﻪ آﻣﻮزش‬ ﺧﻮدﮐﻨﺘﺮﻟﯽ ﺑﺮ ﮐﺎﻫﺶ ﺳﻬﻞ اﻧﮕﺎری ﻣﺆﺛﺮ ﺑﻮده اﺳﺖ. مطیعی و همکاران(۱۳۹۲) به این نتیجه رسیدند که آموزش خودتنظیمی موجب کاهش اهمال کاری تحصیلی شده است.
اهمال کاری در دانش آموزان موجب افت تحصیلی می شود و با توجه به اهمیت اساسی آن در دنیای امروز، نیاز است عوامل موثر بر آن شناسایی شده و برای کاهش آن تلاش کرد. از آنجا که به نظر می آید تاکنون کار مداخله ای در زمینه اهمال کاری مبتنی بر رویکرد خودکارآمدی در ایران صورت نگرفته و با توجه به بالا بودن میزان اهمال کاری و افت تحصیلی در دانش آموزان ، پژوهش حاضر سعی دارد تا به این سوال پاسخ دهد آیا آموزش خودکارآمدی بر کاهش اهمال کاری دانش آموزان دوره دوم متوسطه موثر است؟
اهمیت و ضرورت پژوهش
به دلیل اهمیت موضوع یادگیری و پیشرفت تحصیلی باید عواملی را که باعث اختلال در روند آن می‌شوند یافته و اصلاح نمود. اهمال کاری تحصیلی یکی از مشکلاتی است که در زمینه پیشرفت تحصیلی بروز می کند و چهره خود را به شکل ضعف عملکرد و انگیزه شخص در انجام تکالیف مربوط به آموزش و یادگیری نمایان می کند و در نهایت منجر به افت تحصیلی، عدم بروز پتانسیل و استعدادهای حقیقی دانش‌آموزان می‌شود. پژوهش‌‌ها به ارتباط بین اهمال کاری در ابتدای ترم تحصیلی و بیماری‌‌های جسمانی و روانی از جمله افسردگی و اضطراب در انتهای سال تحصیلی اشاره دارند (حسین و سلطان [۱۵]، ۲۰۱۰).
عکس مرتبط با افسردگی در روانشناسی Psychological depression
با این حال، متأسفانه چنین پدیده زیان باری اگر چه در کشورهای مختلف پژوهشهای بسیاری را برانگیخته، در کشور ما مورد توجه قرار نگرفته است. مبحث اهمال کاری در روانشناسی کشور ما مفهومی نسبتاً جدید است. که تحقیق و پژوهش بیشتری را در این زمینه می طلبد.
اهمال کاری علاوه بر پیامدهای نامطلوب وآثاری که برجسم و روان و موقعیت تحصیلی فراگیران دارد، با توجه به تمایلات پیشرفت گرایانه جوامع پیامدهای نامطلوب اجتماعی، اقتصادی و علمی نیز در پی دارد. چرا که سر منشا بالندگی درعرصه‌‌های مذکور، دانشگاه ها و مراکز علمی- پژوهشی است. این در حالی است که پژوهش‌‌های موجود شیوع بالای اهمال کاری را بین %۲۰ تا %۷۰ و در مواردی حتی تا %۹۰ در محیط‌‌های آموزشی و به خصوص در بین دانش آموزان و دانشجویان گزارش می‌کنند (انوگبازی، ۲۰۰۰؛ سولومون و راثبلوم، ۱۹۸۴).
عکس مرتبط با اقتصاد
از لحاظ نظری انجام این پژوهش می تواند گامی مثبت در جهت شناخت ماهیت این مسأله و عوامل مرتبط با آن – به عنوان یک مبحث جدیدکه به تازگی به قلمرو روان‌شناسی تربیتی وارد شده- بر دارد و در نهایت رهنمود‌‌هایی در جهت شناسایی و کاهش آن در دانش آموزان ارائه نماید و می تواند مورد استفاده محافل آموزشی، پژوهشی و درمانی قرار گیرد. همچنین می تواند تاحدی کاهش پژوهش در این حیطه به خصوص در داخل کشور را جبران نماید. باتوجه به بررسی‌‌های محقق، پژوهشی که اثربخشی آموزش خودکارآمدی تحصیلی بر کاهش اهمال کاری تحصیلی را مورد توجه قرار داده و بررسی کند، احتمالا در داخل یا صورت نگرفته و یا بسیار محدود و بصورت مهجور و غیرقابل دسترسی آسان به نتایج آن می باشد.
از دیگر جنبه‌های نظری پژوهش حاضر می‌توان به اهمیت متغیرهای خودکارآمدی و اهمال کاری تحصیلی در عملکرد تحصیلی و تأثیر آن‌ ها بر کارکرد مدارس و عملکرد فردی و اجتماعی افراد اشاره کرد که نگارنده معتقد است، متغیرهایی مهم در کیفیت نظام آموزشی هستند. از سویی بررسی همه‌جانبه سازه‌های پیش‌گفته، می‌تواند به شناخت بهتر و اهمیت این متغیرها، بررسی اهمیت آن‌ ها، چگونگی کارکرد آن‌ ها در نظام آموزشی و همچنین بالا بردن دانش نظری در مورد سازه‌های فوق کمک شایان توجهی کند.
از ضرورتهای دیگر این پژوهش اینکه، روانشناسی تربیتی همیشه توجه خود را معطوف به مساعد سازی شرایط و محیط یادگیری فراگیران و آموزش‌‌های موثر برای یادگیری بهینه و مطلوب آنان و شناسایی عوامل مخل آن نموده است. در این بین اهمال کاری تحصیلی از موانع اصلی رسیدن به این هدف است که لزوم آموزش خودکارآمدی تحصیلی را – که فقدان یا نقصان آن می تواند از جمله علل یا پیشایند‌‌های اهمال کاری تحصیلی باشد- نشان می دهد. از سوی دیگر می توان به اهمیت کاربردی و نظری آن نیز اشاره نمود که در بعد کاربردی می تواند پیش زمینه هایی را برای کاربرد مفاهیم مربوط به خودکارآمدی تحصیلی در کاهش اهمال کاری تحصیلی فراهم آورده و در مداخلات مربوط به خودکارآمدی نتایج تحقیق مورد استفاده قرار گیرد.
اهداف پژوهش
هدف کلی: تعیین اثربخشی آموزش خودکارآمدی بر اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان
اهداف جزئی: ۱- تعیین اثربخشی آموزش خودکارآمدی بر اهمال کاری« آماده شدن برای امتحان».
۲- تعیین اثربخشی آموزش خودکارآمدی بر اهمال کاری «آماده کردن تکالیف».
۳- تعیین اثربخشی آموزش خودکارآمدی بر اهمال کاری «آماده کردن پژوهش های کلاسی».
فرضیه‌های پژوهش
فرضیه اصلی

 

برای
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:18:00 ب.ظ ]




۸۹/۰

 

 

۸۰/۰

 

 

 

سؤال ۲۲

 

 

۵۶/۳

 

 

۹۷/۰

 

 

۹۴/۰

 

 

 

سؤال ۲۳

 

 

۷۴/۳

 

 

۹۳/۰

 

 

۸۶/۰

 

 

 

سؤال ۲۴

 

 

۲۶/۳

 

 

۰۹/۱

 

 

۱۸/۱

 

 

 

سؤال ۲۵

 

 

۸۴/۲

 

 

۲۲/۱

 

 

۵۰/۱

 

 

۵-۲-۲) نتایج آمار استنباطی
همان طور که در فصل ۴ گفته شد، نتایج حاصل از آمار استنباطی در قالب مدل معادلات ساختاری بیان شده است. نتایج آزمون فرضیه ها که برگرفته از مدل تحقیق است به شرح زیر می باشد.
با بررسی نتایج برخی از تحقیقات مشخص شده است که بین شخصیت برند و اعتماد به برند رابطه ی مثبت وجود دارد. یوهلل و همکارانش در سال ۲۰۱۱ با بررسی تأثیر شخصیت برند بر قصد خرید که بر روی کاربران تلفن همراه انجام دادند، دریافتند که شخصیت برند بر روی اعتماد به برند تأثیر مثبت دارد. همچنین روپالیا و همکارانش در سال ۲۰۱۰ عوامل محرک ایجاد اعتماد مشتریان به برند را در شرایط فروش اینترنتی بررسی کردند و با بهره گرفتن از تحلیل رگرسیون دریافتند که شخصیت برند منجر به ایجاد اعتماد به برند می شود. در مدل کلی مقدار شدت رابطه بین شخصیت برند و اعتماد به برند برابر با ۶۴/۰ است؛ یعنی شخصیت برند به میزان ۶۴% بر اعتماد به برند تأثیر دارد. یعنی هر چقدر شخصیت برند افزایش یابد بر اعتماد به برند اضافه می شود و بالعکس. این نتیجه با نتایج به دست آمده از تحقیق لوئیس و لمبارت (۲۰۱۰) همخوانی دارد.

همچنین در تحقیق لوئیس و لمبارت به بررسی رابطه ی مثبت بین شخصیت برند با وابستگی به برند و وجود رابطه ی مثبت بین شخصیت برند و تعهد به برند پرداخته شد که در مدل کلی تحقیق حاضر میزان آن معادل ۱۵/۰ است؛ یعنی شخصیت برند به میزان ۱۵% بر وابستگی به برند و تعهد به برند تأثیر دارد و تغییرات حاصل از وابستگی را می توان با متغیر اعتماد و تعهد توضیح داد. این نتایج نیز با یافته های حاصل از تحقیق لوئیس و لمبارت (۲۰۱۰) هم راستا می باشد.
بررسی تحقیقات انجام شده نشان می دهد که بین اعتماد به برند و وابستگی به برند رابطه ی مثبت وجود دارد. چینومونا در سال ۲۰۱۳ به بررسی تأثیر تجربه ی برند بر رضایت، اعتماد و وابستگی پرداخت و به این نتیجه رسید که بین اعتماد و وابستگی رابطه ی مثبت قوی وجود دارد. در مدل کلی این تحقیق نیز اعتماد به برند به میزان ۵۹% بر وابستگی به برند تأثیر دارد. یعنی با افزایش اعتماد به برند وابستگی به برند بیشتر می شود و تغییرات وابستگی را می توان با متغیر اعتماد نشان داد. این نتیجه با نتایج به دست آمده از تحقیق لوئیس و لمبارت (۲۰۱۰) همخوانی دارد.
با بررسی تحقیقات انجام شده مشاهده می گردد که بین اعتماد به برند و تعهد به برند رابطه ی مثبت وجود دارد. هس و استوری در سال ۲۰۰۵ روابط چند بعدی میان برند و مصرف کنندگان را با توجه به تعهد مبتنی بر اعتماد بررسی کردند و دریافتند که رضایت از برند عامل سابقه ای از اعتماد است اما بیشتر با ابعاد کارکردی برند ارتباط دارد. همچنین دهدشتی و همکارانش با سنجش تأثیر قابلیت اعتماد بر تعهد مشتریان، وجود رابطه ی مثبت بین اعتماد و تعهد را تأیید نمودند. در مدل کلی تحقیق، شدت مقدار رابطه ی بین اعتماد و تعهد برابر با /۰ است؛ یعنی اعتماد به برند به میزان ۲۱% بر تعهد به برند تأثیر مثبت دارد. این رابطه نیز با تحقیق لوئیس و لمبارت (۲۰۱۰) هم راستا است.
همچنین نتایج برخی از تحقیقات مشخص کرده است که بین وابستگی به برند و تعهد به برند رابطه ی مثبتی وجود دارد. . استوری و هس در سال ۲۰۱۰ با بررسی روابط مشتری و روابط اخلاقی برند بیان داشتند که مشتریانی که به برند تعهد دارند در صورت راضی بودن برند دیگری را جایگزین آن نمی کنند که این ناشی از وابستگی به برند می باشد. در مدل کلی تحقیق مقدار رابطه ی بین وابستگی و تعهد به برند ۶۲/۰ است؛ یعنی وابستگی به برند به میزان ۶۲% بر تعهد به برند تأثیر دارد. یعنی هر چقدر وابستگی به برند افزایش یابد بر تعهد به برند اضافه می شود. این نتیجه با نتایج به دست آمده از تحقیق لوئیس و لمبارت (۲۰۱۰) هم راستا می باشد.
۵-۳) پیشنهادات تحقیق
در این تحقیق، چهار ویژگی برند مورد بررسی قرار گرفت. مبنای پیشنهادات تحقیق بر اساس میانگین به دست آمده از سازه های هریک از متغیرها و شدت رابطه ی بین آن ها می باشد. با توجه به ترتیب فرضیات تحقیق می توان پیشنهادات زیر را ارائه نمود.

 

 

        1. با توجه به تأثیر شخصیت برند بر اعتماد، وابستگی و تعهد به برند، مدیران شرکت ها باید ویژگی های شخصیتی برند خود را ارتقا دهند تا از این طریق اعتماد، تعهد و وابستگی مصرف کنندگان را نسبت به برند افزایش دهند. برای این منظور شرکت باید ارتباط میان شخصیت برند و ویژگی های شخصیتی مصرف کنندگان خود را افزایش دهد تا از این طریق مشتریان با تشابه بیشتری میان ویژگی های شخصیتی خود و برند مورد نظر اعتماد، تعهد و وابستگی بیشتری را احساس کنند. از آنجایی که برند نقش مهمی در حق انتخاب مشتریان بازی می کند، بنابراین بهتر است که شرکت ها جهت حفظ مشتریان خود شبکه ای را برای تبادل نظرات مشتریان خود ایجاد کنند تا بتوانند ویژگی های شخصیتی محصولات را با نظرات و سلایق مصرف کنندگان افزایش داده و با ارائه ی محصول بهتر از سایر برندها، اعتماد و تعهد بیشتری در مشتریان خود ایجاد کنند که در نهایت منجر به وابستگی آن ها به برند می شود. بنابراین لازم است که بازاریابان و محققین صفات مطلوب و مثبت برند را که با شخصیت مصرف کنندگان تجانس و نزدیکی بیشتری دارند را مورد توجه بیشتری قرار داده و در تبلیغات بر این گونه صفات تأکید بیشتری داشته باشند تا سبب جلب اعتماد مشتریان شوند. همچنین ایجاد تعهد به برند بستگی به برداشت ذهنی مشتریان از مطلوبیت، کارآمدی، منزلت اجتماعی و بسیاری دیگر از خصوصیات برندها دارد که بازاریابان و مدیران شرکت ها با درک این خصوصیات می توانند به این مهم دست یابند.

       تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

با توجه به ارتباط بین متغیرها و توصیف متغیر شخصیت برند مشخص می شود که سازه ی “اهل ورزش بودن” که اشاره بر مردانه بودن برند دارد دارای کمترین امتیاز است. برای تقویت سازه ی فوق می توان پیشنهادهای زیر را ارائه نمود:
– تک محصولی کردن خط تولید؛ با ویژگی های مردانه.
– استفاده از نمادهای مردانه در تبلیغات بازاریابی.

 

 

  1. این تحقیق تأثیر اعتماد به برند را بر روی وابستگی و تعهد نشان می دهد. اعتماد مصرف کنندگان به برند با وابستگی و تعهد رابطه ی مستقیم دارد. لذا مدیران شر کت ها باید باعث احساس امنیت برای مشتریان در ازای استفاده از محصولات و همچنین اطمینان به قابلیت ها و توانایی های محصول در ارائه ی برند برتر شوند. بنابراین، برندها در جهت بهبود ارائه ی محصولات خود می توانند با بالا بردن کیفیت محصولات و ارتقای خدمات پس از فروش خود جهت ترغیب مشتریان به استفاده از برند مورد نظر، اعتماد به برند را ایجاد کنند و از فعالیت هایی که اعتبار برند آن ها را کاهش می دهند بپرهیزند و به مصرف کنندگان وعده هایی که اجرای آن ها دشوار یا غیر ممکن است ندهند چون وعده هایی که فقط برای جذب مشتریان بیشتر داده می شود به طور مستقیم بر وابستگی و تعهد مشتریان تأثیر مستقیم دارد و در دراز مدت منافع شرکت ها را تحت تأثیر منفی قرار می دهد. یک برند با نمایش اعتبار، صداقت و خیرخواهی به عنوان ابعاد مهم اعتماد، باید منجر به تعهد و وابستگی بیشتر مصرف کنندگان گردد. با توجه به روابط بین متغیرها و توصیف متغیر اعتماد و در بررسی مدل تحقیق، مشخص گردید که سازه ی “خیرخواهی” دارای کمترین امتیاز می باشد که اشاره به منافع کشور دارد. برای تقویت این سازه راهکار زیر پیشنهاد می شود:

 

– از آنجایی که قیمت عامل مهمی در مسأله ی خرید است؛ ارائه ی محصولات با سطوح قیمتی مناسب و متناسب با کیفیت و ثبات نسبی باعث می شود که مصرف کننده به تکرار خرید مبادرت وزرد که این ترغیب مجدد خرید باعث تقویت اقتصاد کشور شده و به این طریق منافع مالی کشور بهبود می یابد.
عکس مرتبط با اقتصاد
– همچنین افزایش تعداد نمایندگی های فروش و خدمات پس از فروش و توجه و نظارت بر این فرایند و بهبود کیفیت آن و تبلیفات محیطی و پیشبرد فروش نیز منافع کشور را تحت الشعاع قرار می دهد.

 

 

  1. همچنین این تحقیق، تأثیر وابستگی به برند بر تعهد به برند و وجود رابطه ی میان آن ها را بررسی کرده است. متمایز بودن محصولات و پاسخگویی به نیازهای مشتریان باعث وابستگی به برند مورد نظر و ایجاد تعهد نسبت به آن می شود به طوری که مصرف کننده نمی تواند برندی دیگری را جایگزین برند مورد علاقه ی خود نماید. مدیران شرکت ها و تولید کنندگان می توانند در طراحی زیبای محصول، بسته بندی جذاب، کیفیت لوازم به کار رفته در محصول و … تلاش بیشتری نمایند و وابستگی عاطفی مشتریان را افزایش دهند. در بررسی مدل تحقیق، “ناراحتی از عدم وجود برند” دارای کمترین امتیاز بوده است که برای تقویت آن باید محصولی بی نقص و در پی آن خدمات بی نقص هم به مصرف کنندگان ارائه نمود. همچنین می توان راهکارهایی به شرح زیر ارائه کرد:

 

– ارائه ی هدایای ویژه یا فروش محصولات جدید با قیمت های مناسب.
– برخورد مناسب در هنگام خرید به ویژه در اولین برخورد.
– سیاست های تخفیفی و ترفیعی در زمان های خاصی از سال مانند پایان هر فصل یا روزهای عید و مناسبت های دیگر.
۵-۴) محدودیت های تحقیق
محدودیت های این تحقیق عبارتند از:

 

 

    • در این تحقیق از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد که به عنوان ضعف عمده ی تحقیق محسوب شده و ارزیابی آن به صورت پارامتریک انجام می شود.

 

    • متغیر شخصیت برند بر اساس سازه های انتخابی با فرهنگ خرید در ایران منطبق نیست و این ممکن است بر درک خریداران از شخصیت برند تأثیر منفی داشته باشد.

 

    • نزدیک بودن برخی صفات از نظر معنایی باعث سردرگمی پاسخ دهندگان می گردید که ممکن است به دلیل تفاسیر گوناگون افراد از واژه ها، نظرات آن ها در نتایج حاصل از پرسشنامه ی جمع آوری شده تأثیر گذار باشد.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:17:00 ب.ظ ]




برایتهیه یماتریسSWOT هشت مرحله باید طی شود:

 

    1. تهیهیفهرستیازفرصتهایعمدهمحیطخارجیسازمان

 

    1. تهیهیفهرستیازتهدیدهایعمدهیمحیطخارجیسازمان

 

    1. تهیهیفهرستیازنقاطقوتعمدهیداخلیسازمان

 

    1. تهیهیفهرستیازنقاطضعفعمدهیداخلیسازمان

 

۵٫چگونه می‌توان با بهره‌گیری از نقاط قوت حداکثر بهره‌برداری را از فرصتها انجام داد (SO)
۶٫چگونه با بهره گرفتن از نقاط قوت می‌توان اثر تهدیدات را حذف کرد یا کاهش داد (ST)
۷٫چگونه باید با بهره‌گیری از فرصتها نقاط ضعف را تبدیل به نقطه قوت کرد یا از شدت نقاط ضعف کاست (WO)
۸٫چگونه باید با کاهش دادن نقاط ضعف تاثیر تهدیدات را کاهش داد یا تاثیرشان را حذف نمود.(WT)
تجزیه وتحلیل PEST:بهمنظوربررسیعواملمحیطیازقبیلعواملسیاسی،اقتصادی،اجتماعی وفنآوری صورتمیگیردوبهتشخیصعواملSWOTودرکشرایطمحیطیسازمانکمکمیکند.ماتریسداخلیوخارجی(IE)بهمنظورتعییناستراتژیهایبرتر(مطلوب)مورداستفادهقرارمیگیرد.دراینماتریس،جمعامتیازنهاییعواملداخلیبررویمحورافقیوجمعامتیازنهاییعواملخارجیبررویمحورعمودیقرار میگیرد. اگرجمعامتیازنهاییعواملخارجی(EFE)[32]بین ۱ تا ۲٫۵ باشد،نشاندهندهیتهدیدخارجیوچنانچهبین۲٫۵ تا ۴ باشدبیانگر فرصت است. هم چنین اگرجمعامتیازنهاییعواملداخلی(IFE)[33] بین ۱ تا ۲٫۵ باشد،،به مفهوم ضعف داخلیوچنانچهبین ۲٫۵ تا ۴ باشدبیانگر قوت داخلی است.
عکس مرتبط با اقتصاد
جدول (۳-۲) ماتریس داخلی و خارجی (IE)[5]
امتیاز نهایی ماتریس ارزیابی عوامل داخلی (IFE)
امتیاز نهایی ماتریس ارزیابی عوامل خارجی (EFE)

 

تهاجمی
خانه ی ۱
محافظه کارانه
خانه ی ۲
رقابتی
خانه ی ۳
تدافعی
خانه ی ۴

قرارگرفتنسازماندرهریکازخانههایماتریسداخلیوخارجیدرجدول(۲)،مفاهیمراهبردیخاصیدارد. سازمانیکهدرخانهی۱قرارگیرد،ازموقعیتیعالیبرخورداراستواینسازمانبهتراستاستراتژیتهاجمیرامدنظرقراردهد. سازمانیکهدرخانهی۲قرارگیرد،ازنظرمحیطخارجیازموقعیتیعالیبرخورداراست،ولیازنظرمحیطداخلیموقعیتخوبیندارد؛لذا،انتخاباستراتژیمحافظهکارانهبرایاینسازمانمناسبتراست. استقراریکسازماندرخانهی۳،نشانمیدهدکهازنظرمحیطداخلیازموقعیتیعالیبرخورداراست؛ولیازنظرمحیطخارجیوضعمناسبیندارد.لذا، برایاینسازماناستراتژیرقابتیپیشنهادمیشود.سازمانیکهدرخانهی۴قرارگیرد،همازنظرموقعیتمحیطداخلیوهمبهلحاظموقعیتمحیطخارجیدروضعیتنامناسبیقراردارد؛یعنی،درمحیطداخلیضعفداردودرمحیطخارجینیزتهدیدمیشودوبهتراستازاستراتژیهایتدافعیاستفادهنماید.
دانلود تحقیق و پایان نامه
۳-۹-۲٫ مراحل تدوین استراتژی در این تحقیق
پسازبررسیومطالعاتصورتگرفته،فرایندیدهمرحلهای،برایتدویناستراتژیدرسازمانموردبررسیپیشنهادگردید:
مرحلهیاول: بررسیوشناختچشمانداز
مرحلهیدوم: بررسیوشناخترسالتومأموریتسازمان
مرحلهیسوم:تهیهوتنظیمپرسشنامههایمربوطبهعواملداخلیوخارجیمنابعانسانی و پرسشنامه مربوط به روش SWOT
مرحلهی چهارم: آزمونپرسشنامههایتهیهشدهازدیدگاهکارشناسانومدیرانعالی
مرحلهیپنجم:توزیعپرسشنامههاوجمعآوریوتجزیهوتحلیلآنها
مرحلهیششم:بررسیوشناختوضعیتموجودمدیریتمنابعانسانی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:17:00 ب.ظ ]




تبدیل

 

 

استفاده از فناوریهای جدید جهت بهبود گردش اطلاعات، حمایت از جستجوی دانش و نوآوری، حمایت از انتقال داوطلبانه دانش بین اعضاء سازمان، تطبیق نوآوری های رقبا با نیازهای سازمان، یکپارچگی واحد R&D با واحدهای دیگر سازمان.

 

 

واسطه ای

 

 

 

۴-۲

 

 

کاربرد(بکارگیری)

 

 

استفاده از تکنولوژی های سودمند، استفاده از دانش و فناوریهای موفق، استفاده از دانش و تجربه کارکنان در راستای تلفیق و تفسیر دانش جدید، اجراء برنامه های خاص جهت ارتقاء درک و تحلیل دانش مدیریان، برگزاری دوره های منظم جهت آموزش اعضاء.

 

 

واسطه ای

 

 

 

۳

 

 

قابلیت پاسخگویی سریع :

 

 

قیمت، کیفیت، قابلیت اطمینان، انعطاف پذیری، زمان و خدمات

 

 

وابسته

 

 

 

۱-۳

 

 

قیمت

 

 

قابل قبول بودن قیمت، رقابتی بودن قیمت، وجود روندهای قیمت گذاری.

 

 

وابسته

 

 

 

۲-۳

 

 

کیفیت

 

 

بالا بودن شهرت برند سازمان، تطبیق محصولات با نیازهای بازار، قابل قبول بودن ویژگی های محصولات سازمان، پایین بودن نرخ محصولات معیوب.

 

 

وابسته

 

 

 

۳-۳

 

 

قابلیت اطمینان

 

 

اجرای قرارداد در زمان تعیین شده، انجام دقیق کلیه تعهدات، مطابقت محصولات با خواست مشتری.

 

 

وابسته

 

 

 

۴-۳

 

 

انعطاف پذیری

 

 

تغییر محصولات سازمان بر اساس تغییر نیاز مشتریان، عکس العمل مناسب در قبال تغییرات محیطی.

 

 

وابسته

 

 

 

۵-۳

 

 

زمان

 

 

پایین بودن زمان دسترسی به سازمان، پایین بودن زمان انجام قراردادها.

 

 

وابسته

 

 

 

۶-۳

 

 

خدمات

 

 

تنوع محصولات، جذابیت محصولات، رفتار مناسب کارکنان، آراستگی فضای فیزیکی سازمان.

 

 

وابسته

 

 

۳-۸) روایی و پایایی پرسشنامه
اعتبار هر پژوهشی در گرو معتبر بودن ابزار گردآوری داده برای آن پژوهش قرار دارد. با توجه به این‌که در پژوهش حاضر از پرسشنامه برای گردآوری داده‌ها استفاده می‌شود باید از اعتبار پرسشنامه پژوهش اطمینان حاصل شود. سنجش اعتبار پرسشنامه از دو بعد روایی و پایایی مورد توجه قرار می‌گیرد. روایی توانایی آزمون در اندازه‌گیری صفت یا ویژگی مورد نظر است و به این مفهوم است که ابزار مورد استفاده پژوهشگر چه چیزی را اندازه‌گیری می‌کند. در این پژوهش با وجود استاندارد بودن پرسشنامه، برای اطمینان از روایی ابزار گردآوری داده از نظرات اساتید، متخصصان موضوع پژوهش و تکمیل‌کنندگان پرسشنامه استفاده شده است.
تحقیق - متن کامل - پایان نامه
میزان ثبات یک آزمون در اندازه‌گیری موضوع مورد نظر، در طول دوره‌های زمانی مختلف، پایایی آزمون اطلاق می‌شود. برای بررسی پایایی از روش هایی مانند اعتبار آزمون مجدد، فرم‌های موازی، دو نیمه کردن آزمون و آلفای کرونباخ استفاده می‌شود. معمول‌ترین آزمون پایایی برای سؤال‌های چند گزینه‌ای از نوع پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ است که نوعی آزمون از سازگاری منطقی پاسخ‌های پاسخ‌دهندگان به همه سؤال‌ها در یک سنجه یا یک پرسشنامه می‌باشد. با توجه به جدول ۳-۲ ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده برای کل پرسش نامه پژوهش حاضر ۹۱۶/۰ است که میزان پایایی قابل قبولی را برای پرسشنامه پژوهش نشان می‌دهد.
جدول ۳-۲٫ ضریب پایایی برای کل پرسشنامه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعداد بخش‌ها (سؤال‌ها) آلفای کرونباخ
۵۹ ۹۱۶/۰

 

در جداول ۳-۳ الی ۳-۵ نتایج بدست آمده برای قسمت های ۳ گانه پرسش نامه که عبارتند از : تعیین کننده های ظرفیت جذب دانش، ظرفیت جذب دانش و قابلیت پاسخگویی سریع ارائه شده است.
جدول ۳-۳٫ ضریب پایایی برای سوالات تعیین کننده های ظرفیت جذب دانش

 

 

 

 

 

 



موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:17:00 ب.ظ ]




حجال. ج حجله و ج حجل ………………………………………………………………………. (منتهی الارب )
آن دم گیرای باد بین تا چون بدم نازکان باغ را اورد بیرون از حجال.
دیوان / ۵۵۷
حدایق. حدیقه…………………………………………………………………………………………….(لغت نامه دهخدا).
حدیقه. بستان …………………………………………………………………………………………………………….. (برهان).
بوستان . باغ . باغ که گرداگرد او دیوار باشد یا پیرامون او محاط باشد به چوب و خار
(غیاث).
از سنبلت به دامن گل عطر میبرد باد صبا که نافه گشای حدایق است. دیوان / ۴۳۰
حدثان . اول کار و آغاز آن …………………………………………………………………………… (منتهی الارب ).
حدثان چیزی: اول آن . ابتدای آن ……………………………………………………………… (اقرب الموارد).
ابنای جهان در کنف و رافت عدلت کردند فراموش حدیث حدثان را. دیوان / ۳۵۸
به خدمت تو گراید همی ستاره و ماه مرا ز خدمت تو بازداشته حدثان.
(فرخی).
حراق . نیک سوزنده …………………………………………………………………………………………………… (غیاث ).
سوزان. کشتی که از آن بجانب خصم آتش افشانند……………………………………. (لغت نامه دهخدا).
نمونه ایست ز حراق آتش کبریت چراغ لاله که هر شب ز باد در گیرد.
دیوان/ ۴۷۴ و ۴۹۲
ز آتشی کافتاد از حراق شب شمع در صحرای جان برکرد صبح
(خاقانی).
حربا. حرباء. حربایه. سمندر. آفتاب گردک . آفتاب پرست. جحل . خامالاون . ابوقلمون. آفتاب گردش. اسدالارض. پژمره . مارپلاس……………………………………………………………………………….. (برهان).
بگو تا فتنه بر آتش چرا گردید پروانه بگو تا عاشق خورشید رخشان از چه شد حربا.
دیوان / ۳۴۳ و ۳۸۴
با چنین کم دشمنان کی خواجه آغازد به جنگ ژدها را جنگ ننگ آید که با حربا کند. ( منوچهری).
حسان . بسیار نیکو. بسیار خوب. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغات )
تو شاه مصطفی خلقی و حیدر جود سلمان را رین حضرت دو منصب بخش حسانی وسلمانی
دیوان / ۶۱۲ و ۶۱۳
حشو. زدن بر حشا. زخم بر شکم زدن . آکندن . آکندن بالش و جز آن به آکنه . پر کردن . انباشتن . مملو کردن . خرمای بد بار آوردن ……………………………… (تاج المصادر بیهقی).
سر خصم عدوت کوفته بادا چون سیر زانکه بر گند حشو است دماغش چو بصل دیوان / ۵۵۶
فریـــدون دوم جمشـید ثـانی غلط گفتم که حشو است این معانی

(نظامی).
حصر. احاطه. محاصره. و در فارسی با فعل کردن و شدن صرف شود………….(لغت نامه دهخدا).
ای منعمی که ناطقه خوش سرای در حصر نعمت تو خرد گنگ و لال یافت
دیوان / ۴۲۱ و ۴۵۷
حطام . ریزه و شکسته هر چیزی خشک . (منتهی الارب ). گیاه خشک . ریزه کاه خرد شکسته شده . و ریزه گیاه و جز آن و ریزه هر چیز……………………………………………………(غیاث )
بر خلق شده حطام دنیا مقسوم به تو بلا رسیده .
دیوان / ۳۲۱
آکل و ماکول آمد جان عام همچو آن بره چرنده از حطام ( مولوی ).
حمره. سرخی. (منتهی الارب ) و آن رنگ معروفی است …………………………….. (اقرب الموارد).
بامدادان کافتاب دید لرزان شد ز شرم در جبینش حمرتی از انفعال آمد پدید دیوان / ۴۹۲
حمیم. قریب و خویشاوند. ج، احما…….. (منتهی الارب ) و گاه حمیم برای جمع مونث نیز آید (منتهی الارب ).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:16:00 ب.ظ ]




فردمشاهدهکنندهیادریافتکننده
تعامل اعضاء
موقعیتهای سازمانی
منبع: حسینی ،۱۳۸۵، ۶
۲-۲-۳- ۴- رویکرد فرهنگی
این رویکرد نوع تکامل یافته رویکرد تعاملی است. طبق این رویکرد گروه های سازمانی یک حس مشترک از ارزشها، تاریخ، مقاصد و اهدافی که حاصل تعبیر و تفسیر جمعی است، ایجاد می‌نمایند. باتوجه به این که چگونه افراد آگاهی خود را در ارتباط با یکدیگر شکل می‌دهند می‌توان به یک دیدگاه روشن و صریح‌تر که افراد چگونه رفتارجمعی یا گروهی را امکان‌پذیر می‌نمایند، رسید. رویکرد فرهنگی براین مطالب تأثیر دارد که گروه‌ها در بردارندهٔ ارزشها، هنجارها و اطلاعات حاصل از توافق جمعی و معانی که به طور تاریخی شکل یافته‌اند، می باشند. در این رویکرد جوّ سازمانی به عنوان بخش ویژه‌ای از فرهنگ سازمانی معرفی شده است. انتقاد وارد شده به این رویکرد این است که نیازمند توضیح رابطه فرهنگ و جوّ سازمانی است.
آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها
بنابراین در خصوص پیدایش و چگونگی شکل‌گیری جوّ سازمان‌ها رویکردی مطرح می‌باشد و در رویکرد ساختاری، جوّ سازمانی به عنوان ویژگی و خصوصیات سازمان مطرح است و نمود مبنی بر ساختار سازمانی است. در رویکرد تعاملی ویژگیهای شخصیتی با عناصر ساختار سازمانی بوجود می آید. در رویکرد فرهنگی ارزشها، مقاصد تاریخ و اهداف سازمان یک رفتار جمعی و گروهی را ایجاد می کند که جو سازمانی رابه وجود می آورد. ملاحظه می‌شود که هرکدام از رویکردها جنبه خاصی از سازمان را عامل پیدایش جو می دانند(شریعتمداری، ۱۳۸۳ ، ۲۱-۲۰).
در نمودار(۲-۶) به طور روشن دیدگاه رویکرد فرهنگی نسبت به جو سازمانی نشان داده شده است.
به وسیله شخصیت تعدیل می گردد
حالات یا شرایط سازمانی
زمینه ساختار
فرایند
تأثیر محیطی
ادراکات فردی
فرایندهای بین موضوعی
جو سازمانی
فرهنگ سازمانی
هنجارها
ایدئولوژی ها
ارزشها
زبان
تشریفات
عقاید
نمادها
نمودار ۲- ۴ فرایند ایجاد جو در رویکرد فرهنگی
منبع:حسینی،۱۳۸۵ ،۶۸
۲-۲-۴- عوامل مؤثر بر جو سازمانی
جوّ سازمانی تحت تأثیر عوامل گوناگون درون و برون سازمان قرار می گیرد در زیر به بعضی از این عوامل اشاره شده است.
نظام ارزشی مدیران[۲۲]: ارزشهای مدیران تأثیر قوی بر جوّ سازمانی دارد. چرا که ارزشها منجر به فعالیتهایی می شوند که بر تصمیمات تأثیر گذار هستند. این ارزشها یا ادراک کارکنان از این ارزشها دارای اثر مهمی بر سازمان چه رسمی[۲۳] و چه غیررسمی[۲۴]، استبدادی[۲۵] یا مشارکتی[۲۶] ،دوستانه[۲۷] یا غیر دوستانه دارند. تحقیقات نشان می دهد که ارزشهای مدیران نمی تواند جوی از صداقت را در بین سازمان ایجاد کند که میزان سرقت و دزدی در آن بالاست.
شرایط اقتصادی[۲۸]: هنگامیکه اقتصاد در حال رشد است و سازمان رو به راه است، مدیران ماجرا جوتر شده و به ریسک بیشتری تن در می دهند. اما در دوران رکود اقتصادی بودجه ها منقبض‌تر شده و مدیران به سوی اتخاذ تصمیمات محافظه کارانه تر سوق می‌یابند. برنامه های جدیدی ارائه نشده و ایده‌های خلاقانه در طی دوران رکود اقتصادی نادیده گرفته می‌شوند.
عکس مرتبط با اقتصاد
منش اعضا: شخصیت اعضا سازمان و جو سازمانی دخالت دارد. سازمانهایی با نسبتی بالا از کارکنان مسن و با تحصیلات پائین یک جو کاملاً متفاوت را نسبت به سازمانی با کارکنانی جوانتر، فرهیخته تر و موفقیت طلب‌تر خواهد داشت این جو در سازمانهایی که اعضا در فعالیت‌های اجتماعی مرتبط به شغل مشارکت می کند، دوستانه‌تر است.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
اندازه سازمان: سازمانهای گسترده نسبت به سازمان‌های کوچکتر، خشک‌تر، بوروکراتیک و ساختارگراتر می‌باشند. بهتر است که یک جوّ خلاق، نوآور و همبسته‌تر را در یک سازمان کوچک برقرار سازیم، تا در یک سازمان بزرگ. اکثر نوآوری‌ها و اکتشافات، خلاقانه تر از سازمان‌های کوچک به وجود آید.
سبک رهبری[۲۹]:رهبرانی که به زیردستان خود اعتماد داشته و خواهان مشارکت آنها در تصمیمات سازمانی هستند، جوّی بسیار متفاوت را نسبت به مدیرانی که بر اتخاذ تمام تصمیمات مهم احراز ورزیده و کنترل شدیدی را اعمال می‌کنند، به وجود می‌آورند.
ساختار سازمان[۳۰]:ویژگیهای گوناگون ساختار سازمانی به داشتن تأثیر نفوذکننده بر جوّ سازمانی متمایل است. برای مثال سازمانی با روابط گزارش‌دهی ثابت و رویه ها و مقررات خشک متمایل به ایجاد یک جو سازمانی بوروکراتیک است که به صورت غیر شخصی و سرد شناخته می‌شود، اما ممکن است کارآمد باشد.
نقش اتحادیه‌ها[۳۱]: وجود یا فقدان اتحادیه کارگری[۳۲] دارای یک تاثیر نافذ بر سازمان است رابطه بین مدیریت و نیروی کار[۳۳] هنگامی که کارکنان رأی به تشکیل یک اتحادیه داده و خواهان مذاکره در مورد توافق کاری می‌باشند، رسمی‌تر و تعارض[۳۴] آلوده‌تر می‌گردد.
ماهیت کار: انواع مشاغل و نوع پیشه در ایجاد یک جوّ سازمانی بی نظیر دخالت دارد. کشاورزی و تهیه غذا در اجتماعات روستایی در جوّی کاملاً متفاوت از شرکت‌های سرمایه‌گذاری مالی و بانک‌ها در نواحی شهری پیشرفته انجام می‌پذیرد.(حسینی،۱۳۸۵ ، ۳۶-۳۵)
قسمت دوم
۲-۳-خودکارآمدی[۳۵]
در سال‌های اخیر جهت‌گیری متخصصان و محققان عوامل رفتاری به سوی جهت‌گیری شناختی تغییر یافته، بطوریکه انواع تعیین‌کننده‌های رفتار مانند استفاده از راهبردهای شناختی و فراشناختی یا حالت‌های هیجانی توأم با شناخت‌ها، نظام خود و خود ارزیابی‌ها مورد تأکید قرار گرفته‌اند.

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:16:00 ب.ظ ]




پیوست
چکیده انگلیسی
فهرست جدول ها
جدول۴-۱-۱-۱ میزان بعد فراشناختی هوش فرهنگی در سند برنامه درسی …………………………………………. ۶۴
جدول۴-۱-۱-۲ میزان بعد شناختی هوش فرهنگی در سنر برنامه درسی……………………………………………… ۶۷
جدول۴-۱-۱-۳ میزان بعد انگیزشی هوش فرهنگی در سند برنامه درسی……………………………………………. ۷۰
جدول۴-۱-۱-۴ میزان بعد رفتاری هوش فرهنگی در سند برنامه درسی………………………………………………. ۷۳
جدول۴-۱-۲ فراوانی و درصدمؤلفه های هوش فرهنگی در سند برنامه درسی………………………………………. ۷۴
جدول۴-۱-۳ توزیع فراوانی توجه به ابعادهوش فرهنگی در بخشهای مختلف سند……………………………….. ۷۵
جدول۴-۱-۴ داده های بهنجار شده هوش فرهنگی در سند برنامه درسی ……………………………………………. ۷۶
جدول۴-۱-۵ مقدار بار اطلاعاتی ابعاد هوش فرهنگی در سند برنامه درسی……………………………………………. ۷۶
جدول۴-۱-۶ ضریب اهمیت ابعاد هوش فرهنگی در سند برنامه درسی ………………………………………………. ۷۶
جدول۴-۲-۱-۱ میزان بعد فراشناختی هوش فرهنگی در سند تحول بنیادین………………………………………….. ۷۸
جدول۴-۲-۱-۲ میزان بعد شناختی هوش فرهنگی در سند تحول بنیادین……………………………………………… ۸۰
جدول۴-۲-۱-۳ میزان بعد انگیزشی هوش فرهنگی در سند تحول بنیادین…………………………………………… ۸۱
جدول۴-۲-۱-۴ میزان بعد رفتاری هوش فرهنگی در سند تحول بنیادین……………………………………………… ۸۲
جدول۴-۲-۲ فراوانی و درصد توجه به مؤلفه های هوش فرهنگی در سند تحول………………………………….. ۸۳
جدول۴-۲-۳ توزیع فراوانی توجه به ابعاد هوش فرهنگی در بخشهای مختلف سند تحول………………………. ۸۴
جدول۴-۲-۴ داده های بهنجار شده توجه به ابعاد هوش فرهنگی در سند تحول بنیادین………………………….. ۸۵
جدول۴-۲-۵ مقدار بار اطلاعاتی ابعاد هوش فرهنگی در سند تحول بنیادین…………………………………………. ۸۶
جدول۴-۲-۶ ضریب اهمیت ابعاد هوش فرهنگی در سند تحول بنیادین……………………………………………….. ۸۶
جدول۵-۱ یافته های پژوهش مربوط به سند برنامه درسی ملی ایران…………………………………………………….. ۸۹
جدول۵-۲ یافته های پژوهش مربوط به سند تحول بنیادین…………………………………………………………………… ۹۱
فهرست نمودارها
نمودار۴-۱ نمودار ضریب اهمیت ابعاد هوش فرهنگی در سند برنامه درسی ملی……………………………………. ۷۷
نمودار۴-۲ نمودار ضریب اهمیت ابعاد هوش فرهنگی در سند تحول بنیادین…………………………………………. ۸۶
فهرست شکل ها
شکل۲-۱ هرم فرهنگ……………………………………………………………………………………………………………………… ۱۸
شکل۲-۲ اجزاء هوش فرهنگی…………………………………………………………………………………………………………. ۲۷
شکل۲-۳ ابعاد هوش فرهنگی…………………………………………………………………………………………………………… ۳۲
شکل۳-۱ مراحل انجام تحقیق…………………………………………………………………………………………………………… ۵۶
فصل اول:
کلیات تحقیق
مقدمه
رشد روزافزون تعاملات و مبادلات بین المللی و ناهمگونی نیروی کار، توجه بسیاری از صاحب‌نظران مدیریت و کسب و کار را به شناسایی و تقویت قابلیت‌هایی که به حضور اثربخش در محیط‌های بسیار پیچیده و پویای جهانی بینجامد، معطوف کرده است. در میان این قابلیت‌ها، هوش فرهنگی مهمترین ابزاری است که می توان برای مواجهه مناسب با موقعیتهای چندفرهنگی به کار گرفت. هوش فرهنگی کمک می کند با درک سریع و صحیح مؤلفه های فرهنگی مختلف، رفتاری متناسب با هر یک از آنها بروز دهیم.

در میان مهارتهای مورد نیاز قرن ۲۱، توانایی تطبیق مستمر با افرادی از فرهنگهای مختلف و توانایی اداره ارتباطات بین فرهنگی حائز اهمیت است. محیط کار جهانی، نیاز به افرادی دارد که با فرهنگهای مختلف آشنا باشند و بتوانند با افراد سایر فرهنگها ارتباط مناسب برقرار کنند. برای این منظور، افراد نیاز به هوش فرهنگی دارند. مدیران مناسب سازمانهای امروزی، مدیرانی خواهند بود که علاوه بر برخوردار بودن از مهارتهای فردی و تکنیکی بالا، از هوش فرهنگی و عاطفی مناسبی برخوردار باشند. به عبارت بهتر برای کسب توانایی درک بالای احساسی مؤثر، برخورداری از هوش فرهنگی مناسب از ضروریات است.
۱-۱ بیان مسأله
بسیاری از سازمانهای قرن بیست و یکم چندفرهنگی هستند. محصولی که در یک کشور طراحی می شود، شاید در ۱۰ کشورتولید شود و در بیش از ۱۰۰ کشور به فروش برسد. این واقعیت سبب پویایی فراوان روابط در محیط های چندفرهنگی شده است، به نحوی که تفاوت در زبان، قومیت، سیاستها و بسیاری خصوصیات دیگر می تواند به عنوان منابع تعارض بالقوه ظهور کند و در صورت نبود درک صحیح، توسعه روابط کاری مناسب را با مشکل مواجه سازد(تری یاندیس[۱]۲۰۰۶، ص۲۵).
این دشواریهای ادراکی سبب ارائه مفهومی نوین در مباحث شناختی شده است که با نام"هوش فرهنگی” شناخته می شود. در شرایط کاری کنونی که تنوع و جهانی سازی به صورت فزاینده ای رشد کرده است، این هوش قابلیت مهمی برای کارکنان، مدیران و سازمانها محسوب می شود.
در دنیایی که عبور از مرزها کاری عادی و ساده شده است، داشتن هوش فرهنگی یک نیاز حیاتی برای همه افراد است. چنانکه افراد موفق رمز برخورد با فرهنگ های گوناگون ملی، فراملی و سازمانی را به خوبی می آموزند و از آموزه های خود نهایت استفاده را می برند(تاون سنگ[۲]،۲۰۰۴).
هوش فرهنگی حوزه مدرنی از هوشمندی است، که امکان میانجیگری در فضاهای کاری متنوع را مطرح می کند. بعضی از جنبه های فرهنگی مسأله کاملا قابل دیدن است و آشکارا می توان این هوشمندی را درنحوه برخورد برخی افراد و در رفتارهایی که انجام می دهند مشاهده کرد .
فرهنگ ها برنامه هایی هستند که ما را هدایت می کنند تا به نحو خاصی عمل نماییم و مهمترین مفهومی که در اینگونه رفتارها قابل مشاهده است و توجیه گر رفتار کسانی است که در یک فرهنگ مطابق باهنجارهای آن عمل می کنند. مفهوم، به هنجار بودن یا نرمال بودن است. قاعدتا نرمال بودن برای هرفرهنگی متفاوت از فرهنگ دیگر است، اما هر فرهنگ برای خود مفاهیمی از چگونه زیستن را مطرح می سازد. بنابراین هوش فرهنگی به افراد کمک می نماید که به نحو مؤثری تفاوتهای درون و بین فرهنگی راکنترل و مدیریت نمایند.

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:16:00 ب.ظ ]




نمودار ۲-۱ : تمامیت گرایی اسلامی ( منبع : شپرد ، ۱۹۸۷، به نقل از ذوالفقاری )
شپرد تقسیم بندی خود را به نوعی طبقه بندی عکس العمل ها و پاسخ ها به نفوذ غرب و راه حل هایی برای احیاء تاریخ مسلمانان هم میداند و در جواب این سوال آزاردهنده که آیا مدرنیسم ضرورتاَ متضمن غرب گرایی است می گوید : اگرچه این دو به لحاظ مفهوم از یکدیگر جدا هستند ، اما در حال حاضر در عمل به طور گسترده ای با هم یکی شده اند ولی اسلام گرایان رادیکال معتقدند که ضرورتاَ نیازی نیست و نباید این دو یکی باشند.( ذوالفقاری ، ۹۳:۱۳۸۹ )
دانلود پایان نامه
تعریف شپرد از هرکدام از این دینداری ها :
الف ) تمامیت گرایی اسلامی : عبارتند از تمایل و گرایشی که اسلام را نه صرفاً به عنوان یک مذهب در معنای محدود که فقط عقیده دینی ، فرایض مخصوص و عبادت رسمی تلقی می کنند بلکه علاوه بر اینها اسلام را به عنوان یک روش کامل زندگی که متضمن رهنمودهای سیاسی و اقتصادی و رفتار اجتماعی است نگاه می کند. این تلقی از اسلام عموماً در شکل داعیه مسلمین به داشتن یک دولت اسلامی تجلی می کند که طی آن همه قوانین براساس شریعت وضع می شوند.( شپرد ، ۳۱۹:۱۹۸۷ ، به نقل از ذوالفقاری )
عکس مرتبط با اقتصاد
ب ) تجدد : تمایلی است که اعتبار اصلی را به تکنولوژی مادی جدید می بخشد و از آنها استفاده می کند و نیز تمایل به نهادهای معاصر معینی نظیر پارلمان و احزاب سیاسی دارد و در عین حال جهت گیری مثبت نسبت به تحول و اعتقاد به پیشرفت و ترقی را قبول دارد. مدرنیسم اگرچه ممکن است به لحاظ مفهومی جدا از غرب گرایی باشد، اما در عمل به طور گسترده ای یکی شده اند.( همان ، ۳۱۱ )
ج ) سکولاریزم [۳]: عبارتست از هر بینشی که به صورت باز از هرنوع ایدئولوژی سوای اسلام در اکثر عرصه های حیات عمومی استفاده می کند. البته خود سکولاریسم به چند نوع تقسیم می شود. سکولاریسم افراطی که درصدد است تا در سراسر عرصه های عمومی و خصوصی جایگزین اسلام شود .سکولاریسم معتدل که در پی تفکیک مذهب از سایر شئون زندگی عمومی است. در این مورد عموماًایدئولوژی ناسیونالیسم به درجات مختلف با ایدئولوژی هایی چون سوسیالیسم و لیبرالیسم ترکیب می شود. این نوع سکولاریسم ضرورتاً غیر مذهبی نیست و ممکن است اعمال مذهبی زیادی هم انجام دهد و حتی دعوت به اسلام نماید و یا مذهب را به عنوان یک حامی ضروری و آرمانی شخصی و نظم عمومی تلقی کند. ولی در این سکولاریسم ، اسلام دین حکومت نیست و حاکمیت نه مبتنی بر خداست بلکه بر ملت یا مردم است. در این سکولاریزم اسلام به عنوان جزء ضروری هویت ملی تلقی می شود. شپرد معتقد است سخن گفتن از جدایی مذهب از حیات عمومی در سکولاریزم اسلامی خطاست . در این دیدگاه سکولاریزم به معنای کنترل مذهب است و دولت سعی می کند تا مذهب را به خدمت اهداف ناسیونالیسم و توسعه درآورد.( همان ، ۳۱۰ )

 

 

 

  1. تجددگرایی اسلامی[۴] : در این دیدگاه اسلام مبنای ایدئولوژیکی کارآمدی برای زندگی عمومی تدارک می بیند. اسلام ، حاضر به صرف برگزاری اعمال عبادی و رهاکردن نیازمندی های جامعه در دست قیصر و یا هر شکل دیگر از حکومت دنیایی نیست . تجددگرایی اسلامی معتقد است اسلام بر پایه تمام اصول در همه زمان ها ، مکان ها و اقوام ، ساری و مشخص است و لی در اجرای اصول شدیداً انعطاف پذیر است و قدرت زیادی به عقل و اجتهاد می دهد. یعنی میدان مسیعی برای نظریات انسانی فراهم می آورد و تشخیص عمل صحیح از ناصحیح را به عهده عقل و تجربه می گذارد. این نوع دینداری در زندگی عمومی بسیار انعطاف گر است و معمولاً با یک یا چند ایدئولوژی غربی تقویت و مشخص می شود .در بین سنی ها این گرایش با تکیه بر باب اجتهاد در تفسیر قرآن و سنت مطابق زمان رواج یافته است. (ذوالفقاری ، ۹۵:۱۳۸۹ )

 

قسمت دوم این دیدگاه به سکولاریسم نزدیک می شود و عبدالرحمان عظام( سیاستمدار مصری صاحب کتاب پیام ابدی محمد ) نماینده این دیدگاه است.گفته می شود دیدگاه های مورد نظر عظام مشتمل بر عدالت ، آزادی ، اخوت انسان ، ارزش کار ، تحمل مذهبی ، توزیع مجدد ثروت اضافه ، همان گرایشات غربی است که البته در اسلام هم مورد تأکید قرار گرفته است. تجددگراهای اسلامی معتقدند که اصول اجتماعی اسلامی ظرفیت توسعه و توانایی هم عرض با زمان را دارد. تجددگراها برخلاف سکولاریست هادر توجیه اصول عمومی و توسعه و تعمیم آنها برحسب قرآن و سنت آسیب پذیرند و در این دیدگاه اصلاح قانونی در قلمروهای حساس مثل قوانین روابط خانواده بیش از روش سکولاریستی است. ( همان ،۹۷)
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

  1. اسلام گرایی رادیکال[۵] : منظور کسانی هستند که از نظر جهت گیری فکری آنها را بنیادگرا می نامند.نمایندگان این مکتب ابتدا سید ابوالاعلی مودودی ، سپس سید قطب و در درجات کمتر امام خمینی و رهبران ایران می باشند.اینان معتقدند که اسلام به همان اندازه که به شئون شغلی زندگی انسان می پردازد به همه ابعاد زندگی اجتماعی نیز توجه می کند . مانند تجددگرایی معتقد به انعطاف پذیری اسلام و زدودن خرافات از اسلام هستند . اختلاف آنان با تجددگرایان در این است که اجتهاد مطلق را می پذیرندو معتقدند که اجتهاد نباید قانون دست ساخت بشری را جایگزین قانون الهی نماید . هدف اصلی آنها فهم قانون عالیه الهی است. ( شپرد ۳۱۴:۱۹۸۷ ، به نقل از ذوالفقاری )

 

از نظر این گروه اگر متن معتبر ( نص) در موردی باشد دیگر جا برای اجتهاد نیست . اجتهاد در زمانی مطرح می شود که نص وجود ندارد و برحسب اصول مدونی که از سوی خداوند راهنمایی شده است صورت می گیرد. آنان بیشتر اجتهاد علمای گذشته را می پذیرند و شکست های زمان های گذشته را بیشتر به استعمار غرب ربط می دهند.
این عده به شدت از اینکه اسلام را با عناوین جدیدی مثل دموکراسی ، کمونیسم یا امثال آن منطبق کنند ، پرهیز می نمایند و به شدت تساوی حقوق غیر مسلمانان با مسلمانان را مورد نقد قرار داده و خواهان اجرای مقررات اسلامی برای اهل ذمه هستند . تأکید بر فورتی عملی ساختن شریعت دارند . ابایی از استفاده از تکنولوژی مدرن ندارند. اگرچه به عنوان واکنشی علیه گرایش های غرب گرایان صورت می گیرد، بسیاری از روش های جدید سازماندهی سیاسی و اجتماعی که ریشه غربی دارد را می پذیرند. به هر حال مدل های غربی روی آنان خیلی تأثیر گذاشته و از آن استفاده می کنند. (همان،۳۱۵)
اسلام گرایان رادیکال ایده ترقی را می پذیرند و معتقدند که اسلام راه دست یافتن به ترقی است . چنانکه رهبر انقلاب ایران اسلام را مترقی می خواند البته به امور آن جهان نیز عنایت دارند. توانایی اسلام گرایان رادیکال شیعه خصوصاَ در ترکیب قلمرو آن جهانی و این جهانی در شهادت تجلی می کند که به صورت نمایشی در خیابان های شهر در دوران انقلاب و در دوران جنگ در ایران ارائه شد.( ذوالفقاری ، ۹۸:۱۳۸۹)
اسلام گرایی رادیکال در بین اهل سنت بیشتر در میان غیر روحانیون رواج داشته است ولی در تشیع این نحله توسط علما رهبری شده است و این تا حدودی به علت باز بودن باب اجتهاد در تشیع است که موجب شده علمای شیعه در تفسیر شریعت انعطاف بیشتری داشته باشند . این نحله ریشه بیشتری در سنت قدیم دارد و لذا تا حدودی می توان آن را در جهت سنت گرایان جدید قلمداد کرد. ( شپرد ، ۳۱۶ :۱۹۸۷ ، به نقل از ذوالفقاری )
لازم به ذکر است که اقتباس از غرب توسط اسلامگرایان رادیکال بیشتر در خصوص تکنولوژی مادی است ، در این نحله اقتباس تا حدی مطرح است که توسط سیستم سمبلیک اسلامی مورد کنترل قرار گیرد، ما می توانیم چنین تصور کنیم که اسلامگرایی رادیکال در یک کشور مانند شخصی است که در خانه ای بزرگ شده است که ساخت آن خانه را دوست ندارد و می خواهد آن را بهم بریزد. در ایران این روند آغاز شده است.( همان، ۳۱۷ )
سه گرایش که تا به حال مورد بحث قرار گرفت بر حسب محوری که شپرد آن را تمامیت گرایی اسلامی نامیده است متفاوت و متنوع می باشد و ملاک آن میزانی است که اسلام را راهنمای عمل اجتماعی و قانون گذاری عمومی قرار می دهند . براین اساس در جهت افراطی این محور ، سکولاریسم تندرو قرار دارد که اسلام را کلاَ حتی به عنوان مذهب رد می کند درحالیکه طرف راست افراطی ، اسلام گرایی رادیکال ( مثل ایران ) که هم اسلام را به عنوان مذهب می پذیرد و هم به عنوان ایدئولوژی . در میان این دو جهت افراطی ، آن دسته از تلاش ها قرار می گیرند که سعی دارد هر دو طرف را داشته باشد.( ذوالفقاری ،۹۹:۱۳۸۹)
شپرد براساس قوانین اساسی چند کشور اسلامی را در این طیف قرار داده است که می توان آن را به شکل زیر ترسیم نمود:
تمامیت گرایی اسلامی افراطی
اسلام گرایی رادیکال ایران
تجددگرایی اسلامی پاکستان
سکولار بیطرف ترکیه
سکولار رادیکال آلبانی
سکولاریسم تندرو افراطی
نمودار ۲-۲ : طیف قوانین چند کشور اسلامی ( ذوالفقاری به نقل از شپرد )
اگرچه شباهت هایی بین این سه گرایش وجود دارد ، لیکن تفاوت آنها در این است که اسلام گرایی رادیکال کمتر مایل است که اصول اسلام را به سبب نیازمندی تجدد قربانی کند . به طور مثال اسلام گرایی رادیکال به دنبال استقرار بانکداری بدون رباست ولی سکولاریست اقتصاد و مذهب را دو مقولت جدا تلقی می کندو تجددگرایی اسلامی طرفدار سرمایه داری ، معتقد است که اصطلاح قرآنی ربا واقعاَ به عملیات بانکداری جدید صدق نمی کند . اما تجددگرایی پیرو سوسیالیسم ، تحریم ربا را تبدیل به حمله به بی عدالتی اقتصادی در نظام سرمایه داری می کند ، یا مثلاَ حجاب زنان ، نمونه ای از روند اسلام گرایی رادیکال است . بدیهی است که ممکن است فردی در برخی موارد مثلاَ در ایدئولوژی سیاسی ، تجددگرا یا سکولاریست باشد و در مواردی نظیر حجاب زنان اسلام گرای رادیکال باشد.( شپرد ، ۳۱۷:۱۹۸۷، به نقل از ذوالفقاری )

 

 

  1. سنت گرایی [۶]: سنت گرا کسی است که تعهد اعتقادی او در بخش عمده ای ، مخلوطی از شریعت و غیر شریعت است که خصوصیات خود را در نوع مواجه با نفوذ غرب مشخص می سازد و همچنین از وارد کردن تنازع غربی به قلمرو اعتقادی خود شدیداً دوری می کند و بالاخره تهدید نفوذ غرب را کاملاً و بطور جامع نمی شناسد. این نحله در سطح تئوری نسبت به دیگر نحله ها ، بیشتر گرایش آن جهانی دارد و مطمئناً به خرافات سنتی ارج بیشتری می گذارد.( همان : ۳۱۸ )

 

واکنش سنت گرایی در برابر هجوم غربی دقیقاً نوعی تلقی و برخورد با فلاکت و بدبختی است . گاه ممکن است غربی ها را کفاری تلقی کنند که باید بازور یا تحمل با آنها روبرو شد آنرا همچون تنبیهی الهی برای مؤمنین در قبال کفاره گناهانشان و یا آزمایشی برای سنجش درجه ایمان آنها تلقی کرد.برخی پا را فراتر نهاده و معتقد شدند که خدا نعمت این جهانی را به کفار ارزانی داشته و نعمت بهشتی را برای مسلمین قرار داده است. حتی برخی سنت گرایان مدرن نیز تا حدی مجبور به این دست توجیهات شده اند. در قرن ۱۹ و تاحدودی در قرن ۲۰ جهت گیری سنت گرا عموماَ مشخصه علما و سایر برگزیدگان سنتی ، سلسله های صوفیه و طبقات پائین تر خصوصاَ روستائیان بوده است. البته در این اواخر هم کسانی با طبقات بالاتر در مناطقی مانند عربستان مرکزی و افغانستان سنتی مانده اند. می توان مقیاسی از سنت گرایان بدست داد که از جانب راست با طردگرایان آغاز می شود و در جهت چپ با همسازگرایان خاتمه می یابد .( ذوالفقاری ، ۱۰۰:۱۳۸۹)
طردگرایان کسانی هستند که خصوصاَ در قرن ۱۹ علیه تجاوز قدرت های استعماری طغیان و مقاومت می کنند و یا دربرابر غربی کردن شریعت ایستادگی می نمایندو یا از گسترش دادن دایره عمل شریعت بر غیر از قلمروهای سنتی مذهب خودداری می کنند و یا از تأیید ارتباط مذهب با قلمروهای مشخصاَ جدید سرباز می زنند. همسازگرایی می تواند با تاکتیک تدریجی و تأخیری اجرای شریعت سر سازش داشته باشد یا حتی آنها را به طور مستقیم به کار گیرد. در این دیدگاه زمان سیر انحطاطی دارد یعنی هرقدر از دوره آرمانی پیامبر دور می شویم به سمت انحطاط می رویم . لذا اینگونه همسازی با تجدد ضروری می نماید. آنها در واقع ممکن است از یک جهت فرمانروایان سنتی را به خاطر ترس از تغییر در آرمان ها بر اصلاح طلبان تجددگرا ترجیح دهند ، اما به طور ضمنی نوعی سکولار سازی را در پی خواهد داشت که طی آن موارد خاصی از امور مربوط به فقاهت را از دست علماء خارج می کنند (شپرد ، همان:۳۱۹، به نقل از ذوالفقاری)
سنت گرایان غالباًبه جمود و محافظه کاری متهم می شوند اما شاید غیرمنصفانه باشد . سنت همواره راه های خاص خود را برای پرداختن تدریجی به تغییرات اجتماعی داشته است .اجتهاد در چارچوب سنت همیشه امکان پذیر است . سنت گرایان احساس می کنند راه های مقبول گذشته برای تغییر کافی است.به نظر شپرد کسانی که فی المثل با پذیرش تلویزیون مخالفت می کنند در زمره افراطیون طردگرا قرار دارند . (همان ، همان جا)

 

 

  1. سنت گرایی جدید[۷] : زمانیکه سنت گرایی درصدد درگیر شدن عمیق با مسائل غربی می شود تبدیل به سنت گرایی جدید می شود. سنت گرایی جدید هم می تواند به دو شکل افراطی طردگرا و همسازگرا لحاظ گردد. سنت گرایی جدید می تواند به عنوان مرحله انتقالی به سکولاریزم یا تجددگرایی اسلامی یا اسلامگرایی رادیکال تلقی شود یا می تواند به عنوان یک نوع مشخص و بادوام موجودیت یابد.( شپرد ، همان:۳۱۹، به نقل از ذوالفقاری )

 

سنت گرایی جدید نیاز به تکنولوژی جدید را می پذیرد اما در مقایسه با تجددگرایی اسلامی تمایل بیشتری به گزینشی عمل کردن دارد و لی کمتر به آن جنبه سمبلیک می دهد و لذا از گرایشی که به تکنولوژی ارزش کارکردی می دهد،جدا و بازشناخته می شود. این نحله کمتر در پی آن است که ایده ها و ارزش های غربی را درونی سازد، کمتر به تحقق فوری ایده های اسلامی اصرار می ورزد و اگر از گروه همساز باشد ممکن است چنین احساس کند که شیوه های سنتی تحول در درازمدت کارایی خواهد داشت و نه در کوتاه مدت ، لذا بهتر است که یک فاصله سکولاریستی موقت را میان ایده آل و واقعیت برای یک زمان خاص پذیرفت چرا که قبول عجولانه تجددگرایی اسلامی یا اسلام گرایی رادیکال موجب تخریب مذهب می شود.این نحله تحول تدریجی را بر انقلابی ترجیح می دهد . از سوی دیگر سنت گرایی جدید طردگرا ، خواهان عمل انقلابی بیشتری است ، اما انگیزه این گرایش بیشتر در ایده های مهدویت سنتی است تا ایده جدید پیشرفت.(شپرد ، همان: ۳۱۹ به نقل از ذوالفقاری)
سنت گرائی جدید همسازگرا ممکن است در سنت های محلی ارزش های مثبتی را در عرصه های مختلف بیابد و تمایل بیشتری دارد تا رسوم محلی خاصی را هم که غیر اسلامی و هم غیر مدرن است را به رسمیت بشناسد.( همان ، همان جا )
ویلیام شپرد انقلاب اسلامی ایران را بیشتر به سنت گرائی جدید طردگرا نسبت می دهد تا اسلام گرائی رادیکال و این امر را ناشی از دو جهت می داند یکی به واسطه حضور علماء و دیگری عناصر مشخصا شیعی و ایرانی آن . او می گوید در واقع من انقلاب ایران را در مقیاس خود بین اسلام گرایی رادیکال و انواع سنت گرایی جدید طردگرا قرار می دهم .( همان ، همان جا )
ویلیام شپرد معتقد است در حال حاضر قدرت مسلمانان سکولار در عرصه عمل بالاست و آنها آرمان هایی چون آزادی و تساوی مذهبی را دنبال می کنند. ایشان توصیه می کنند که چون تعداد مسلمانان در جهان در اقلیت است بهترین ایدئولوژی برای آنان ایدئولوژی سکولار است.بیشترین سکولارهای مسلمان جزء نخبگان اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی هستند تا عوام مردم و توان این را دارند که اعتقادات خود را به مرحله عمل برسانند. او معتقد است برای هماهنگ شدن با سکولاریزم احتیاج به تفسیرهای جدیدی از تاریخ اسلام خصوصاً از دوره های سکولار بنی امیه و عباسیه است.( همان :۳۲۴ )
۲-۱-۱-۳-نقد و بررسی :
برای بررسی رابطه انواع دینداری ( به عنوان متغیر مستقل ) با نگرش به جامعه مدنی( به عنوان متغیر وابسته ) نیازمند نوعی از تقسیم بندی از قرائت های دینی می باشیم که معیار تقسیم بندی را چگونگی نگرش به پدیده های مدرن قرار داده باشد و رابطه اسلام یا ادیان دیگر با پدیده های مدرن پایه اصلی تقسیم بندی باشد. در میان تقسیم بندی های موجود ، می توان تقسیم بندی های ارائه شده از سوی کدیور ، ملکیان و شپرد را در زمره این تقسیم بندی ها قرار داد اما نوع شناسی شپرد از این منظر منحصر به فرد می نماید زیرا علاوه بر اینکه این نوع شناسی براساس رابطه دین و ایدئولوژی و چگونگی نگرش به مدرنیته صورت گرفته است شپرد سعی نموده که انواع مذهب و نحله های دینی را در کشورهای مختلف اسلامی مطالعه و به یک نوع شناسی جامع دست یابد. و در این مسیر مذاهب و رویکردهای مذهبی گوناگون در کشور ایران را نیز مورد مطالعه قرار داده است و همین نوع شناسی شپرد به جهت اجرا در ایران و مدنظر قرار دادن برخی شاخص ها برای تقسیم بندی که در این تحقیق حائز اهمیت است ، نسبت به سایر نوع شناسی های موجود در ایران ارجح می باشد و مورد استفاده قرار می گیرد و همچنین نوع شناسی او علاوه بر جامع بودن نسبت به سایر نوع شناسی ها ، از نظر زمانی با تحقیق حاضر نزدیکی زمانی بیشتری دارد .
۲-۱-۱-۲- نگرش
پژوهشگران جامعه شناسی و روانشناسی ، واژه نگرش را مناسب ترین معادل برای Attitude معرفی کرده اند. اما از سوی دیگر معادل های متعددی همچون « طرز تلقی » ، « وجهه نظر » ، « هیأت روانی » ، « طرز فکر » ، « شیوه رفتار » و … نیز برای این واژه مورد استفاده قرار گرفته است. ولی اکنون اصطلاح نگرش ، قبول عام یافته و به صورت های مختلف نیز تعریف شده است . نگرش یک سازه فرضی است ، زیرا به صورت مستقیم قابل مشاهده نیست بلکه بیشتر با اظهارات کلامی و رفتاری همراه است ( کریمی و همکاران ، ۱۳۸۵ ) .
ترکیب شناخت ها ، احساس ها و آمادگی برای عمل نسبت به یک چیز معین را نگرش شخص نسبت به آن چیز معین می گویند ( کریمی ، ۲۹۵:۱۳۷۳ ) .
اکثر روانشناسان اجتماعی واژه نگرش را اینگونه تعریف می کنند : نگرش نظامی بادوام است که شامل یک عنصر شناختی ، یک عنصر احساسی و تمایل به عمل است . عنصر شناختی شامل اعتقادات و باورهای شخص درباره یک شی ء یا اندیشه است . عنصر احساسی یا عاطفی ، آن است که معمولاَ نوع احساس عاطفی با باورهای ما پیوند دارد و تمایل به عمل به جهت آمادگی برای پاسخگویی به شیوه ای خاص اطلاق می شود( همان ، همان جا ) .
مطابق نظر فریدمن و همکارانش ( ۱۹۷۰ ، به نقل از کریمی ، ۱۳۸۵ ) نگرش نظامی بادوام است که شامل یک عنصر شناختی ، یک عنصر احساسی و یک تمایل به عمل است . مولفه عاطفی شامل هیجانات و عاطفه فرد نسبت به موضوع خصوصاَ ارزیابی های مثبت و منفی است . مولفه رفتاری چگونگی تمایل عمل فرد در راستای موضوع را شامل می گردد . مولفه شناختی شامل افکاری که فرد در مورد آن موضوع نگرش خاص دارد . شامل : حقایق ، دانش و عقاید ( تیلور ، پپلا و سیزر ، ۲۰۰۳ ) . این سه عنصر تحت عنوان مدل سه بخشی نگرش معرفی شده اند .
۲-۱-۱-۲-۱-تعریف سه عنصر نگرش :
الف ) نگرش های مبتنی بر شناخت : اگر ارزیابی فرد بیش از هرچیز مبتنی بر باور او در مورد خصوصیات موضوع نگرش باشد ( ارنسون و همکاران ، ۱۳۸۵ ) .
ب ) نگرش های مبتنی بر عواطف : نگرشی که بیشتر مبتنی بر هیجان ها و ارزش ها باشد تا بر ارزشیابی عینی مزایا و معایب ، نگرش مبتنی بر عواطف خوانده می شود( کریمی ، ۱۳۷۹ ) .
ج ) نگرش های مبتنی بر رفتار : مشاهده چگونگی رفتار فرد نسبت به موضوع نگرش بنابر تئوری « ادراک خویشتن » تحت شرایط خاص ، فرد نمیداند چه احساسی نسبت به موضوعی دارد یا آنکه رفتار خود را نسبت به آن موضوع ببیند. افراد تحت شرایط خاص ، نگرش خود را از رفتارهای خویش استنتاج می نماید ( ارونسون و همکاران ) .
۲-۱-۱-۳- جامعه مدنی :
الف ) تاریخچه مفهومی جامعه مدنی :
جامعه پیش از دوران مدرن : معادل لاتین جامعه مدنی ( societas civilis ) در ادبیات سیاسی رم باستان به چشم میخورد. بسیاری از دانشوران سیاسی در این دوران از جمله سیسرون[۸] ، این عبارت لاتین را برای توصیف دولتشهری به کار برده اند که تحت چارچوبی از قوانین نظم یافته است . زمانی که سیسرون در کتاب جمهوری می نویسد: ” قانون ، پیوند جامعه مدنی است ” . منظور او از جامعه مدنی ، جمعیتی است که در قالب سیاسی و حقوقی نظام یافته . (واعظی ، ۱۷:۱۳۷۸ )
در این معنا جامعه ، مترادف با آن اجتماع انسانی است که دارای دولت و حاکمیت قانون است . ارسطو در نوشته های سیاسی خود تأکید دارد که چنین اجتماعی نسبت به سایر اجتماعات بشری برتر و رشد یافته است . ویژگی تلقی این دوره از جامعه مدنی ، آن است که به هیچ روی آن را مقابل دولت نمی شناسند ؛ بلکه قوام جامعه مدنی به وجود دولت است. ( همان ، ۱۸ )
جامعه مدنی و مدرنیته : توماس هابز [۹](۱۵۸۸-۱۶۷۹) و جان لاک[۱۰] (۱۶۳۲-۱۷۰۴) دو متفکر سیاسی هستند که در عصر مدرنیته ، جامعه مدنی و مبانی آن را مورد توجه قرار دادند. توماس هابز نظریه منشأ الهی حاکمیت را و ضرورت وجود حاکمیت دینی را مورد تشکیک قرار داد و این رأی را مطرح کرد که منشأ تشکیل جامعه و حکومت « قرار داد اجتماعی » ای است که انسان ها باهم منعقد می کنند و بخشی از اراده و حق حاکمیت خود را به دولت واگذار می کنند ؛ این دولت که برمبنای قانونگذاری بشری اداره می شود ، در مقابل وضع طبیعی بشر – که به نظر هابز در آن وضع ، انسان گرگ انسان است – قرار دارد و آن را جامعه مدنی می نامد. پس جامعه مدنی از نظر هابز ، عبارتنداز : حاکمیت سیاسی غیر دینی است که توسط قرارداد اجتماعی انسان ها پدید آمده و در مقابل وضع طبیعی زندگی بشر قرار دارد. (زرشناس ، ۱۳۷۷ : ۱۰-۱۱ )
نقطه عزیمت جان لاک به سوی جامعه مدنی ، شبیه هابز است ؛ یعنی او نیز وضع مدنی را مقابل وضع طبیعی می نشاند با این تفاوت که جامعه مدنی را معادل دولت غول آسای مطلقه هابز به حساب نمی آورد بلکه شاخص هایی اقتصادی و حقوفی برای جامعه مدنی مطرح می کند و همچنین از نظر لاک انسان ها فاعل هایی اخلاقی اند ؛ حتی در وضع طبیعی که وضع ماقبل سیاسی و ماقبل مدنیت است . در وضع طبیعی مورد نظر لاک ، انسان ها مستقل و برابرند و تنها قانون طبیعت و عقل برآن ها حاکم است و طبیعی است که در وضع طبیعی ، اختلاف و نزاع های حقوقی و جرایم اجتماعی رشدی فزاینده داشته باشد. پس باید مرجعی مشخص و رسمی برای حل اختلاف و مجازات مجرمان پدید آورد و وجود حکومت مدنی بهترین درمان و چاره این مشکل است.( واعظی ،۲۰:۱۳۷۸ ) در نگاه جان لاک نیز حق حاکمیت منشأ غیر الهی دارد و مبتنی برقرارداد اجتماعی است.( زرشناس ، ۱۲:۱۳۷۷ )
ژان ژاک روسو [۱۱](۱۷۱۲-۱۷۷۸) ، نخستین متفکری است که به تفصیل ، بحث استقلال جامعه مدنی از دولت ( جامعه سیاسی ) را مطرح می کند. روسو برخلاف لاک و بویژه هابز ،مصرانه از تفاوت های جامعه مدنی و قدرت سیاسی سخن می گوید و با ارائه ارزیابی منفی از کارنامه تمدن مبتنی بر قرارداد اجتماعی و مالکیت خصوصی و از جهاتی در مقام منتقد جامعه مدنی ظاهر می گردد. در عین حال روسو جامعه مدنی را بدین جهت که مبتنی برقرارداد اجتماعی آدمیان و دارای مبانی دموکراتیک و غیرالهی است ، می ستاید و مورد تأکید قرار می دهد . در واقع روسو ماهیت اقتصادی مبتنی بر مالکیت خصوصی جامعه مدنی را مورد انتقاد قرار می دهد اما وجه حقوقی متکی بر اراده جمعی و قرارداد اجتماعی مستقل از قدرت سیاسی آن را می ستاید. (زرشناس ، ۱۳:۱۳۷۷ )
به عقیده روسو ، با پیوند اجتماعی آنچه انسان از دست می دهد آزادی طبیعی و حق نامحدود است و آنچه از این پیمان بدست می آورد ، آزادی مدنی و حق حاکمیت است . روسو جمهوریت را در مفهوم اراده همگانی مطرح می کند . وی برخلاف هابز که معتقد بود انسان باید بین فرمانبری و آزادی یکی را انتخاب کند ، بر این نظر بود که می شود انسان ها در عین آزاد بودن ، عضوی از یک جامعه سیاسی نیز باشند . این در صورتی ممکن است که انسان ها خود از طریق مالکیت اراده همگانی که تجلی گاه اراده آزاد افراد نیز هست ، بر خویش حکمرانی کنند ، چنین اراده ای برایند حضور انسان های آزاد در عرصه حیات اجتماعی است. ( Rouseau, 1975: 60 )
فرضیه تکوین جامعه مدنی براساس قرارداد اجتماعی ، گرجه مورد استقبال متفکرانی چون ژان ژاک روسو قرار گرفت اما مخالفت هایی را نیز برانگیخت که از جمله آنان دیوید هیوم بود که به نقد این نظریه پرداخت .
یک جامعه مدنی با مجموعه ایی ویژه و پیچیده و متغیر از ساختمان ، رفتار ، رویه های گروهی ، الگوهای فرهنگی ، آراء و ارزش ها و خلاصه سلسله ای از تشکیلات و روحیات مشترک تمایز می یابد . یک تمدن مشخص ، نتیجه کاراجتماعی انسان و حاصل تأثیرات داخلی و تداخلات متعدد میان مردمان و گروه ها در داخل یک جامعه مدنی است . واحدهای همزیستی اجتماعی ، متنوع هستند و هرکدام یک کانون تمدن به شمار می روند . این تفسیر از جامعه مدنی ، قوام و جوهره اصلی جامعه مدنی را وامدار مشارکت اجتماعی و تقسیم کار می داند و از همین جهت طیف گسترده ای از تجمعات انسانی را دربرمی گیرد . (واعظی : ۲۴:۱۳۷۸)
هگل[۱۲] (۱۷۷۰-۱۸۳۱) فیلسوف معروف آلمانی ، تحلیلی از جامعه مدنی ارائه داد که تمایز آشکاری نسبت به سایرین داشت و این تفسیر تأثیر بسزایی در آیندگان داشت . از نظر او خانواده و جامعه مدنی هر دو از دولت متمایزند ؛ همانطور کهیک پدیده خاص و جزئی از یک پدیده عام و کلی متمایزند و درعین حال از جهاتی با آن مشترکاتی دارند ؛ زیرا هردو در تعالیم اخلاقی و گشودن مسیر راهیابی افراد سوی به کلیت سهیم اند . هگل جامعه مدنی را طبقات گروه های عام میداند . اعضای این گروه ها ، افراد مستقلی هستند که به میل و اراده خویش برای تأمین اهداف فردی و مشخص گردهم آمده اند. (واعظی ،۲۸،۲۹:۱۳۷۸)
تفسیرهای جدید از جامعه مدنی بیش از هرچیز وامدار تغییر و تحولی است که هگل در مفهوم جامعه مدنی ایجاد کرد . تفکیک هگل میان جامعه مدنی و دولت عقلانی ، زمینه تفکیک جامعه مدنی از دولت و تطبیق انحصاری عنوان جامعه مدنی را بر حوزه ای از فعالیت های اجتماعی که خارج از نظارت ، دخالت و تأسیس دولت است ، فراهم آورد .( همان : ۳۶ )
مارکس[۱۳] (۱۸۱۸-۱۸۸۳) نیز در تفسیری جامعه مدنی را حوزه روابط زیربنایی و مجموعه روابط میان افراد و طبقات اجتماعی که خارج از حوزه روبنایی دولت قرار گرفته و ویژگی عمده آن فردیت ، رقابت و منازعه است قلمداد کرد.
گرامشی[۱۴] (۱۸۹۲-۱۹۳۷) اصطلاح جامعه مدنی را به مفهوم حوزه روبنایی و بخش های ایدئولوژیک بکار می برد که در آن با هدف ایجاد هژمونی طبقاتی عمل می کند ولی وی دو حوزه روبنایی را از هم تفکیک کرده است . یکی حوزه عمومی یا دولت و دیگری حوزه خصوصی یا جامعه مدنی . قدرت طبقه حاکم در عرضه جامعه مدنی به عنوان ” هژمونی ” و در عرصه دولت و حکومت به عنوان ” سلطه مستقیم ” ظاهر می شود .( بشیریه ، ۲۳۲:۱۳۷۴ )
گرامشی معتقد است بین ساخت اقتصاد دولت و توان قانونگذاری و قدرت سرکوب و فشار ، جامعه مدنی قرار دارد و جامعه مدنی به یک معنا در برابر دولت قرار می گیرد که صحنه قدرت سیاسی و سرکوب و فشار است به گونه ای که یک جامعه مدنی کاملا توسعه یافته قادر است در برابر تجاوزها و بحران های اقتصادی مقاومت و از دولت دفاع کند . همچنین سازمان های به اصطلاح خصوصی که ظاهراَ خارج از حیطه نفوذ اقتدار دولت قرار دارند مانند اتحادیه ها ، کلیسا ، مدارس ، کتابخانه ها ، انواع مختلف کلوپ ها و گردهمایی ها از اجزاء سازنده جامعه مدنی می باشند .
هانا آرنت[۱۵] (۱۹۰۶-۱۹۷۵) متفکرو اندیشمند عصر حاضر بر این اعتقاد است که در دوران جدید با گرایشی که به تأمین رفاه پیداشده ، انسان دوباره به سطح موجودی که فقط در تلاش معاش است تبدیل گشته است . در این میان دولت وسیله ای برای برآوردن نیازهای مادی و رفاه بخش جامعه شده و آزادی های مثبت انسان ها جای خودش را به آزادی منفی می دهد . او با اینکه موافق گسترش جامعه مدنی است براین باور است که جامعه مدنی در دوره تجدد ، علت وجودی خود را از دست می دهد و بشر در دام آزادی های منفی می افتد و در این حالت دولت رفاه بخشی به نوعی وظیفه جامعه مدنی را برعهده می گیرد تا آنجا که دولت رفاه بخشی وظیفه جامعه مدنی را برعهده می گیرد و تا آنجاکه رفاه بخشی با از میان بردن جوهره انسان به عنوان موجودی آزاد و مستقل مترادف می شود .( اطلاعات ، شماره ۲۱۲۶۷ ، ۱۲ )
به نظر هانا آرنت در دوران مدرن تفکیک بین حوزه خصوصی و عمومی از میان رفته است . آنچه در قالب جامعه شکل گرفته است ، در واقع تسری سرطان واره حوزه خصوصی به تمام عرصه های زندگی بشر است . وی با بازگشت به تجربه یونانی حوزه عمومی را با دولت شهر ، و حوزه خصوصی را با خانواد ه برابر می گیرد . در پهنه خانوار انسانها مجبور بودند با یکدیگر زندگی کنند چون نیازمند بودند. در مقابل ، دولت – شهر فضای آزادی بود و اگر روابطی بین این دو حوزه و جود داشت ، کاملاَ طبیعی بود که رفع ضروریات زندگی در خانه ، شرطی برای آزادی در دولت – شهر بود. در حالیکه خانواده مرکز شدیدترین نابرابری ها بود، دولت – شهر مرکز برابری ها بود و فقط افراد برابر می توانستند به حوزه عمومی وارد شوند و به عمل سیاسی مبادرت ورزند . به نظر آرنت در دوران مدرن ، حوزه خصوصی به جای حوزه عمومی می نشیند . علائق حوزه خانواده به علائق جمعی تبدیل شده است . او یکی از ویژگی های دوران مدرن را خصلت همسان گری می داند . در حالت همسان گری ، خصلت کثرت محو می شود. فقط در شرایط کثرت ، انسان ها می توانند به فردیت دست یابندو خودشان را از یکدیگر متمایز سازند. ( Arendt , 1985:26-28 )
هابرماس[۱۶] ( متولد۱۹۲۹)جامعه مدنی را به عنوان قلمرو عمل دموکراتیک ” تشکیل خواست ” برمبنای ” کنش ارتباطی ” به شمار می آورد. جامعه مدنی از نظر هابرماس عبارتنداز قلمرو کنش ارتباطی که در آن حرکات اجتماعی تازه ای مثل جنبش حفاظت از محیط زیست شکل می گیرد . دریافت هایرماس از جامعه مدنی مرتبط با دیدگاه گروهی از دانشمندان علوم اجتماعی است که نگرش آنها به نهضت اجتماعی – جامعه مدنی جدید معروف شده است . آنها جامعه مدنی را بنیاد یک نهضت اجتماعی نو بشمار می آورند . دانشمندان دیگر جامعه مدنی را به عنوان حوزه مدنی که به درجات متفاوت نه تنها از دولت بلکه از دیگر حوزه های غیر مدنی مثل مذهب ، اقتصاد و جماعات عشیره ای قابل تفکیک است ، به شمار می آورند.( کمالی ، ۵۹:۱۳۸۱ )
عکس مرتبط با محیط زیست
جین کوهن[۱۷] و اندرو آراتو که کتاب مهمی درباره جامعه مدنی تألبف کرده اند ، برآنند که جامعه مدنی به معنای امروزین خود دربردارنده ابعاد متمایزی از این قرار است :

 

 

    1. وجود خانواده ، گروه های نیمه رسمی و انجمن های داوطلبانه که چندگانگی و خودسامانی آنها شکل های گوناگونی از زندگی را ممکن می کند .

 

    1. وجود نهادهای فرهنگی و ارتباطی که حوزه عمومی یا آشکار زندگی را دربرمی گیرد

 

  1. امنیت و حرمت حوزه زندگی که افراد بتوانند در آن ها توانایی خود را متحقق کنند و به گزینش های اخلاقی دست بیازند
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:15:00 ب.ظ ]




فرایند پرومته GDSS شامل ۱۱ مجموعه گام در سه فاز میباشد:

فاز یک: تولید گزینه ها و معیارها
فاز دو: ارزیابی فردی توسط هر تصمیمگیرنده
ارزیابی کلی توسط گروه
پس از هر تکرار ممکن است برای افزایش دقت بازخوردی صورت گیرد تا نتیجه نهایی به دست آید.
فاز یک: تولید گزینه ها و معیارها
گام اول: اولین برخورد تسهیلکننده و تصمیمگیرنده
تسهیلکننده همه افراد تصمیمگیرنده را به طور یکجا و یا جدا از هم ملاقات میکند تا دریابد که مسئله اصلی در چه موردی است. این گام معمولا بر پایه کار هر تصمیمگیرنده اولیه و در اتاق GDSS صورت میپذیرد.
گام دوم: توصیف مشکل در اتاق GDSS
تسهیلکننده مشکل را معرفی مینماید.
گام سوم: تولید گزینه ها
این گام یک گام کامپیوتری است. در این گام هر تصمیمگیرنده گزینههایی را بر اساس توصیف بسط یافته خودش اجرا میکند.
گام چهارم: ایجاد مجموعهای پایدار از گزینه ها
همه گزینههای پیشنهاد شده به ترتیب توسط تسهیلکننده جمعآوری شده و بر روی صفحه نمایش، نشان داده میشوند( بدون نام و یا با نام). یک بحث آزاد ایجاد شده، گزینه ها رد شده و انواع جدید جایگزین میگردند و گاهی چند گزینه با هم ادغام میشوند تا اینکه در نهایت مجموعهای از n گزینه ایجاد شود .
این فرایند بسیار کاربردی است و سبب تولید گزینههایی میشود که در ابتدا پیشبینی نشده بودند.
گام پنجم: پیشنهادها درمورد گزینه ها
این گام نیز نوعی گام کامپیوتری میباشد. در این گام هر فرد تصمیمگیرنده نظرات خود را در مورد همه گزینه ها بیان میکند و همه این نظرات جمعآوری شده و توسط تسهیلکننده مورد نمایش قرار میگیرد.
گام ششم: ایجاد مجموعهای پایدار از معیارها
در این گام فرآیندی مشابه گزینه ها برای ایجاد مجموعهای پایدار از معیارها صورت میگیرد. در نهایت جدولی تشکیل میشود که شامل یک ماتریس است. این گام آخرین گام از فاز یک است. برای اطمینان از صحیح بودن گزینه ها و معیارها ایجاد بازخورد نیز امکان پذیر است.
فاز دو: ارزیابی فردی توسط هر تصمیمگیرنده
در این مرحله در نظر گرفته میشود که هر تصمیمگیرنده دارای قدرت تصمیمگیری با وزن
غیرمنفی باشد.
(wr, r=1, 2, …, R). بنابراین:
گام هفتم: جداول ارزیابی فردی
جدول ارزیابی باید توسط هر تصمیمگیرنده کامل شود. همه تصمیمگیران باید نظرات خود را وارد کرده و ماتریسهای مشابه را تشکیل دهند.
گام هشتم: اطلاعات اضافی در رابطه با پرومته
هر تصمیمگیرنده تحلیل پرومته- گایا مخصوص خود را توسعه داده و تسهیلکننده نیز با دادن اطلاعات اضافی در مورد وزنها و تولید معیارها به پیشرفت کار کمک میکند.
گام نهم: تحلیل پرومته- گایا فردی
تا این مرحله روش های رتبه بندی پرومته- ۱و ۲، گزینه ها، طرح گایا و بردار جریان خالص به دست آمدهاند. بنابراین همه تصمیمگیرندگان نظر قطعی خود را در رابطه با مسئله بیان میکنند.
فاز سه: ارزیابی کلی توسط گروه:
گام دهم: نمایش تحقیقات فردی
رتبهبندیها و طرح گایا انجام شده توسط تک تک تصمیم گیرندگان جمعآوری شده و به وسیله تسهیلکننده نمایش داده میشود. بنابراین گروه تصمیمگیرنده از وجود تضادها و مخالفتها مطلع میشوند.
گام یازدهم: ارزیابی کلی
بردارهای جریان خالص توسط تسهیلکننده از همه تصمیمگیرندگان جمعآوری شده و در داخل یک ماتریس قرار داده میشود. این ماتریس تقریبا کوچک بوده و تحلیل آن راحت است. هر معیار موجود در این ماتریس، نقطه نظر یک تصمیمگیرنده خاص را بیان میکند.
در این گام هر کدام از این معیارها دارای وزن مخصوص به خود است(W) . سپس یک رتبه بندی کلی از پرومته- ۲ و نیز طرح گایا محاسبه میشود. از آنجایی که هر معیار نشان دهنده یک تصمیمگیرنده است، تناقضات بین آن ها به طور آشکاری در طرح گایا دیده می شود.
محور تصمیم وابسته پرومته(π) مسیری را نشان میدهد که میتوان در آن جهت بر طبق وزنهای اختصاص یافته توسط تصمیمگیران تصمیمگیری کرد.
در این مرحله اگر اختلافات بسیار حساس باشند بازخوردهای زیر میتوانند اتفاق افتد:
بازگشت به وزنهای اختصاص یافته توسط تصمیمگیران. بازگشت به ارزیابی فردی. بازگشت به مجموعه معیارها. بازگشت به مجموعه گزینه ها. بازگشت به فاز آغاز و نیز استفاده از تصمیم گیران اضافی مانند مذاکره کننده های اجتماعی و واسطه های دولت.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
کل فرایند مربوطه در شکل زیر خلاصه شده است:
شکل ۱-۶- :تضاد بین تصمیمگیران
شکل ۱-۷ : مروری بر فرایند پرومته GDSS
معرفی نرم افزار DECISION LAB:

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:15:00 ب.ظ ]




 

 

سطح احتمال

 

۳۶/۰

 

۴۴/۰

 

۳۵/۰

 

 

 

SEM

 

۸۹/۲

 

۰۰۹/۱
۷۰

 

۱۷/۰

 

 

 

تاکنون آزمایشی بر روی اثر نانوزئولیت بر میزان ترکیب لاشه مشاهده نشده است و تنها مطالعه انجام شده، بررسی آن بر روی جیره حاوی آفلاتوکسین و تاثیر آن بر جوجه‌گوشتی است. شبانی و همکاران (۱۳۹۰) گزارش کردند که استفاده از آفلاتوکسین فاقد نانوزئولیت سبب کاهش معنی‌دار وزن لاشه قابل طبخ، وزن سینه و ران‌ها نسبت به تیمار شاهد می‌شود، اما تیمارهای حاوی آفلاتوکسین و سطوح مختلف نانوزئولیت تاثیر معنی‌داری بر لاشه قابل طبخ، وزن سینه و ران‌ها نسبت به تیمار شاهد نداشته‌اند.
مطالعات انجام گرفته بر روی اثرات زئولیت دارای نتایج متفاوتی بودند، علت تفاوت در نتایج حاصله از آزمایش از می‌توان تفاوت در نوع زئولیت، غلظت، محتوای آلومینیوم و سطح کلسیم و فسفر زئولیت مورد استفاده دانست (اوزترک و همکاران[۱۴۴]، ۱۹۹۸).
محمدی (۱۳۸۷) نشان داد که استفاده از سطح ۵/۱ درصد زئولیت تأثیر معنی‌داری بر وزن لاشه، وزن سینه و ران ندارد، هم‌چنین الرجیو و همکاران (۲۰۱۲) گزارش کردند که استفاده از سطوح ۱، ۳ و ۵ درصد زئولیت تأثیر معنی‌داری بر لاشه قابل طبخ، وزن سینه و ران ندارد. طاطار و همکاران (۲۰۱۲) با افزودن ۲ و ۴ درصد زئولیت به جیره جوجه‌های گوشتی نشان داد که وزن لاشه، سینه و ران تحت تأثیر سطوح زئولیت قرار نمی‌گیرد. نتایج این آزمایشات با نتایج یالسین و همکاران (۱۹۹۵) و لطف‌الهیان و همکاران (۱۳۸۳) که بر روی زئولیت انجام گرفته است، مشابه می‌باشد. در مقابل صفایی‌کتولی و همکاران (۲۰۱۲) اعلام کردند که استفاده از زئولیت در جیره غذایی سبب افزایش تولید گوشت در جوجه‌های گوشتی شد، آن‌ ها دلیل این افزایش را به علت اثر آلومینوسلیکات بر روی سلامت دستگاه گوارش اعلام کردند.
پایان نامه
مطالعات پریزادیان‌کاوان و همکاران (۲۰۱۳) نشان دادند که استفاده از سطوح ۵/۱ و ۳ درصد کلینوپتیلولیت و نیز اندازه ذرات کلینوپتیلولیت تأثیر معنی‌داری بر وزن لاشه، سینه و ران در ۲۱ روزگی داشت و هم‌چنین وزن ران در ۴۲ روزگی ندارد، اما وزن لاشه و سینه در ۴۲ روزگی تحت تأثیر تیمارها قرار گرفته است.
۷۱
با وجود عدم معنی‌دار بودن وزن لاشه، سینه و ران‌ها در تیمارهای تغذیه شده با زئولیت و نانوزئولیت اما از نظر عددی افزایش وزن لاشه، سینه و ران در تیمارهای حاوی ۵/۰ و ۵/۱ درصد زئولیت مشاهده گردید. از آن‌جایی که رشد ران‌ها و سینه به‌عنوان دو عضو عضلانی مهم در طیور تابعی از رشد عمومی بدن می‌باشد مکانیسم‌های مختلفی برای افزایش وزن و افزایش میزان وزن سینه و ران هنگام مصرف زئولیت ذکر گردیده که در زیر چند نمونه بیان شده است.
استفاده از زئولیت در جیره باعث می‌شود که قسمت‌هایی از ساختمان مواد مغذی که امکان یونیزه شدن را دارند در معرض تبادل قرار گرفته و در نتیجه با افزایش سطح نواحی واکنش‌پذیر به عمل آنزیم‌های گوارشی و غشاء موکوسی برای جذب بیشتر مواد مغذی در طی گوارش کمک شود. فعال شدن سیستم آنزیمی و غشاء موکوسی سبب بهبود قابلیت هضم مواد آلی، چربی‌ها و عصاره عاری از ازت گردیده که در نتیجه سبب افزایش وزن بیشتر می‌شود (فرهومند، ۱۳۸۱).
زئولیت‌ها نقش حفاظتی مؤثر و مفیدی برای حیوان داشته و با تشکیل کمپلکس پایداری با مایکوتوکسین‌ها قابلیت دسترسی این عناصر سمی را در دستگاه گوارش حیوان کاسته و بدین طریق نقش مثبتی را برای عملکرد و افزایش وزن حیوان اعمال می‌نمایند (محمدی، ۱۳۸۷).
نقش مثبت زئولیت در تعادل کاتیون-آنیون جیره نیز می‌تواند یک عامل مؤثر دیگری در افزایش وزن باشد. نسبت مناسب سدیم به پتاسیم و کلر برای توسعه استخوان و قابلیت استفاده از اسیدهای آمینه ضرورت دارد. زئولیت با بهبود تعادل کاتیون و آنیون جیره و سوق دادن آن به سمت ۲۵/۰ میلی اکی‌والان که حد اپتیمم و مناسبی برای فعالیت حیوان است سبب رشد بیشتر حیوان می‌گردد. اختلال در این تعادل منجر به اتلاف انرژی و کاهش رشد می‌گردد، زیرا در این حالت اکثر راه‌های متابولیکی بدن به‌جای اینکه به فرایند رشد معطوف شوند به ایجاد هموستازی پرداخته و رشد مطلوب حاصل نخواهد شد (لطف‌الهیان و همکاران، ۱۳۸۳). ‌
۷۲
به نظر می‌رسد زئولیت اثرات سمی فلزات سنگین نظیر کادمیم، مس و غیره را که موجب کاهش عملکرد جوجه‌های گوشتی می‌شود را با جذب آن‌ ها از دستگاه گوارش کاهش داده و به سلامت و رشد حیوان کمک می‌کند (پاپایوانوا و همکاران،۲۰۰۵).
جذب گازهای زیان‌آور نظیر سولفید هیدروژن، آمونیاک و هم‌چنین کاهش رطوبت بستر توسط زئولیت سبب پالایش و کاهش آلودگی سالن پرورش شده و لذا به نظر می‌رسد بدین وسیله نقش مثبت خود را در افزایش وزن و بهبود عملکرد حیوان نشان دهد (الیوت و ادواردز، ۱۹۹۰).
احتمالاً زئولیت می‌تواند با افزایش قابلیت هضم مواد خوراکی، سرعت عبور مواد را از دستگاه گوارش افزایش داده و سبب افزایش مصرف خوراک گردد. از طرفی زئولیت می‌تواند دستگاه گوارش را تحریک کند و سبب افزایش لایه‌ ماهیچه‌ای بخش‌های مختلف آن گردد (کوبنا و همکاران[۱۴۵]، ۱۹۹۱)، هم‌چنین زئولیت با افزایش قابلیت هضم ماده آلی و کاهش نسبی گرانروی آب به بهبود عمل آنزیم‌های گوارشی کمک می‌کند (شوتوول و همکاران، ۱۹۶۶ و اوهیدا و همکاران[۱۴۶]، ۲۰۰۰).
زئولیت می‌تواند به واسطه خواص خود مانند تبادل یونی میزان پروتئین قابل دسترس را برای بافت‌های بدن افزایش داده و بنابراین میزان سنتز پروتئین در بافت‌ها را افزایش دهد (شوتوول و همکاران[۱۴۷]، ۱۹۶۶).
الیوت و ادواردز (۱۹۹۱) اعلام کردند که دلیل افزایش وزن جوجه‌های گوشتی هنگام تغذیه با زئولیت تغییر در pH دستگاه گوارش است. خواص تبادل یونی زئولیت می‌تواند pH و ترکیب‌های یونی مایعات دستگاه گوارش را تغییر ‌دهد. در نتیجه فعالیت‌های آنزیمی و ترشحات دستگاه گوارش تغییر می‌کند در حضور زئولیت pH روده به ۶ می‌رسد به همین خاطر جذب برخی از مواد مغذی از جمله کاتیون‌ها افزایش می‌یابد (مارتین-کلینر و همکاران[۱۴۸]، ۲۰۰۱ و صفایی‌کتولی و همکاران، ۲۰۱۲).
۷۳
آزمایشات انجام گرفته توسط گاتی[۱۴۹] (۲۰۰۴) نشان داد که با افزدن نانونقره به جیره و آب آشامیدنی پرنده سبب التهاب دستگاه گوارش شده و در نتیجه میزان افزایش وزن را کاهش می‌دهد. التهاب حاصله از مصرف نانوذرات نقره در نتیجه القا یا ایجاد اشکال اکسیژنی فعال (رادیکال‌ آزاد اکسیژنی) ایجاد می‌شود که ممکن است موجب کاهش توانایی پرنده در بروز حداکثر توان تولیدی ‌شود. نقش نانوذرات در غذا در بیماری التهابی دستگاه گوارش در اثر وجود این ذرات در غذا و به دنبال آن ایجاد التهاب مستقیم دستگاه گوارش و بروز ناهنجاری مزمن گوارشی در انسان گزارش شده است. در مقابل نقی‌زاده و کریمی‌ترشیزی (۱۳۹۲) بیان داشتند تغذیه جوجه‌های گوشتی با سطوح مختلف نانونقره تأثیر معنی‌داری بر افزایش وزن جوجه‌های گوشتی ندارد.
۲-۳-۴ مقایسه میانگین اثر تیمارهای آزمایشی بر وزن اندام‌های داخلی بدن
نتایج مقایسه میانگین برای اندام‌های داخلی بدن در جدول ۴-۴ گزارش شده است. درصد وزن چربی محوطه بطنی، کبد، سنگدان و پیش‌معده تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفته است (۰۵/۰<P).
جدول ۴-۴ مقایسه میانگین اثر تیمارهای آزمایشی بر اندام‌های داخلی در سن ۴۲ روزگی (بر حسب درصد وزن زنده)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:15:00 ب.ظ ]




یکی ازشرایط موفقیت هرتحقیقی، تعیین دامنه تحقیق می‌باشد. چون انجام تحقیق به صورت کلی و عام تا حدی غیرعملی است، لذا باید سعی کرد که تحقیق را تا حد ممکن محدود نمود و قلمرو آن را مشخص کرده و سپس اقدام به انجام آن نمود. در اینجا به قلمرو تحقیق از سه بعد پرداخته می‌شود.

۳-۴-۱- قلمرو موضوعی
قلمرو موضوعی این تحقیق، بررسی رابطه بین فناوری اطلاعات بازاریابی و استراتژیهای رقابتی در بانک‌های دولتی شهر کرمانشاه است.
۳-۴-۲- قلمرو مکانی
محدوده مکانی این تحقیق کلیه بانک‌های دولتی شهر کرمانشاه می‌باشد.
۳-۴-۳- قلمرو زمانی
این تحقیق از نظر زمانی، در دوره بین فروردین ماه ۱۳۹۳ تا مرداد ماه ۱۳۹۳ مورد بررسی قرار گرفته است.
۳-۵- روش و ابزار گردآوری داده‌ها
به منظور مطالعه و بررسی رابطه بین فناوری اطلاعات بازاریابی و استراتژیهای رقابتی در بانک‌های دولتی شهر کرمانشاه است.
و به منظور دستیابی به هدف نهایی تحقیق، در این پژوهش از دو ابزار به شرح ذیل جهت جمع آوری اطلاعات استفاده گردیده است.
۳-۵-۱- روش مطالعات نظری
روش مطالعات نظری و کتابخانه ای عمدتاً برای مطالعه ادبیات موضوع و بررسی پیشینه تحقیق و همچنین مطالعات و دیدگاه هایی که راجع به موضوع مورد تحقیق وجود داشته و نیز برای ایجاد چارچوبی مناسب جهت بررسی موضوع انتخاب می‌شود. لذا با مراجعه به منابع کتابخانه ای شامل کتب، مجلات هفتگی و ماهانه، پایان نامه های تحصیلی و رساله های تحقیقی مرتبط، جستجو در پایگاه های الکترونیکی اطلاعات از قیبل اینترنت بخش تئوری و ادبیات موضوع، مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. مطالب مورد استفاده در تحقیق، از منابع به روز، ژورنال های معتبر، کتاب های لاتین روز و منابع داخلی که شامل کتاب ها، مقالات، مجلات علمی و پایان نامه ها و تحقیقات مرتبط با موضوع مورد پژوهش استخراج می‌شود که بر اساس روش‌های استاندارد و متداول به تدوین مطالب فوق پرداخته می‌شود.
۳-۵-۲- روش مطالعات میدانی
بخش دیگر تحقیق به شکل میدانی انجام شده است. در این مرحله برای گردآوری اطلاعات، از پرسش نامه استفاده شده است. پرسش نامه یکی از ابزار گردآوری داده‌هاست که پاسخ دهندگان از طریق آن، به پرسش‌هایی پاسخ می‌دهند و یا واکنش خود را در برابر مطالب نوشته شده به صورتی ابراز می دارند. از این رو هر گاه بدست آوردن اطلاعات واقعی مورد نظر باشد از پرسشنامه استفاده می‌شود. در این تحقیق به منظور بررسی و تجزیه و تحلیل متغیرهای مربوط به تحقیق که در ادبیات تحقیق مورد بحث قرار گرفت پرسشنامه‌ای حاوی سؤالاتی در این زمینه، تهیه و بین آنها توزیع گردید. از مقیاس لیکرت برای پاسخگویی به سؤالات پرسشنامه استفاده شده است. از خصوصیات مهم این مقیاس، گسترش بخشیدن به حوزه انتخاب پاسخگویی و فراهم آوردن گزینه های بیشتری برای آن می‌باشد. بدین معنی که از پاسخگویان خواسته می‌شود یکی از گزینه‌ها را انتخاب کنند. در این تحقیق فن آوری اطلاعات بازاریابی، استراتژی رقابتی تمرکز، تمایز، رهبری هزینه در نظر گرفته شده‌اند. جدول دسته بندی سوالات پرسشنامه به صورت زیر می‌باشد:
جدول ۳-۱: دسته بندی سوالات پرسشنامه

متغیر شماره سوال
فن آوری اطلاعات بازاریابی ۱ تا ۵
استراتژی تمرکز ۶ تا ۱۰
استراتژی تمایز ۱۱ تا ۱۵
استراتژی تنوع ۱۶ تا ۲۳
استراتژی رهبری هزینه
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:14:00 ب.ظ ]




اماتحقیقی که به بررسی تأثیر هموارسازی سود بر بازده سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است، نتیجه دیگری داده است. نتایج تحقیق مشخص کرده است که در مجموع ۵/۳۰ درصد شرکتهایی که متغیر هموارسازی در آنها برای دوره زمانی ۱۳۷۴-۱۳۷۹ مورد مطالعه قرارگرفته ، هموارسازند. بر اساس نتایج تحقیق مذکور در بورس اوراق بهادار تهران ، هموارسازی را نمی توان ابزاری موثر بر بازده سهام شرکتها دانست
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
با وجود تحقیقاتی که نتیجه شان حاکی از رابطه مثبت بین دستکاری سود و بازده سهام است، ترجمه یک تحقیق خارجی توسط آقای شاهپور اسماعیلی به نظارت آقای دکتر رحمانی نشان می دهد که مجموعه وسیعی از اطلاعات صورت های مالی ممکن است قدرت پیش بینی بیش تری برای بازده سهام داشته باشند. خلاصه ای از این تحقیق در ذیل آمده است:«تحلیل گران، سرمایه گذاران و محققان معمولاً به عدد سود خالص توجه می کنند و سایر اقلام صورت های مالی را نادیده می گیرند. این مقاله اظهار می دارد که مجموعه وسیعی از اطلاعات صورت های مالی ممکن است قدرت پیش بینی بیش تری برای بازده سهام داشته باشند تا این که فقط خود را بر سود خالص متمرکز کنیم. همچنین یک رابطه منفی و قابل اتکایی بین accrual ها (تفاوت بین سود حسابداری و جریان وجوه نقد) و بازده آتی سهام وجود دارد. تفاوت بین سود حسابداری و جریان وجوه نقد را می توان به دو بخش تقسیم کرد: ۱) قسمتی که به دلیل فعالیت تجاری ناگزیر تغییر کرده است. ۲) قسمتی که توسط دخالت و دستکاری که مدیریت در سود کرده تا تغییر یافته است.
حسابداری
سه دلیل وجود دارد که چرا تفاوت بین سود حسابداری و جریان وجوه نقد می تواند بازده سهام را پیش بینی کند: ۱- اگر تغییر در این مابعد تفاوت ناشی از فعالیت های تجاری باشد پس می تواند شاخص از چشم انداز شرکت در اختیار قرار دهد. پس بدیهی است که چنین شاخصی بتواند قیمت سهام را پیش بینی کند.
آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها
۲- افزایش بسیار زیاد در تفاوت بین سود حسابداری و جریان وجوه نقد چنانچه از دستکاری سود توسط مدیران حاصل شده باشد به عنوان یک خبر منفی باعث کاهش بازده سهم می شود.
۳- افزایش در این تفاوت می تواند یک بار اطلاعاتی داشته باشد که شرکت به نقطه اوج فعالیت تجاری خود رسیده و احتمالاً در آینده روبه نزول خواهد گذاشت. اجزای تشکیل دهنده ما بعدالتفاوت سود حسابداری از جریان وجوه نقد را تغییر در حساب های دریافتی، حساب های پرداختی و موجود کالا تشکیل می دهند. اگر رابطه هرکدام از این موارد را با بازده آتی سهام تک تک مقایسه کنیم در می یابیم که بین تغییر در هرکدام از این حساب ها با بازده آتی سهام رابطه منفی وجود دارد.نتیجه گیری
این تحقیق تاثیرات احتمالی فرهنگ بر هموارسازی سود را مورد بررسی قرار می دهد. هموار سازی سود در شرکت های عضو بورس نمونه مورد آزمون قرار گرفت. ارزش های فرهنگی فردگرایی، فاصله قدرت، اجتناب از عدم اطمینان و مردگرایی از تحقیقات قبلی انجام شده، اخذ شد. هموارسازی سود با بهره گرفتن از اقلام معوق تعیین شد. نتایج نشان می دهد که رابطه معنی داری میان ارزش های فرهنگی با هموارسازی سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران وجود دارد. پس از ورود متغیرهای فرهنگی، مدل معنی دار شد که این مهم نشان دهنده این است که عوامل فرهنگی نقش تعیین کننده ای در هموارسازی سود در ایران دارند. این تحقیق، اولین تحقیقی است که در ایران، شاخص های هموارسازی را به ارزش های فرهنگی مرتبط می سازد از این رو، این تحقیق ادبیات هموارسازی سود در ایران را غنی تر می کند.
” ایکل”[۲۱] انواع سودهای هموار را به صورتی که در قسمت بعدی شرح داده خواهد شد می‌داند.
۸-۲- انواع هموارسازی سود
انواع هموارسازی سود در شکل زیر ارائه گردیده است.
۱-۸-۲- هموارسازی طبیعی: [۲۲]
این نوع از هموارسازی سود به جریان‌های سودی گفته می‌شود که از فرایندهای عملیاتی ذاتاً هموار و واقعی بدست می‌آید. در برخی از صنایع همچون صنایع آب و برق و گاز که قیمت نسبتا ثابتی دارند و یا با نرخ ثابتی در حال رشدند حجم فروش و قیمت‌ها به طور ذاتی هموار است . به عبارتی در هموارسازی طبیعی سود گزارش شده توسط مدیران دستکاری نشده است و به خودی خودی هموار بوده است .
“آناند موهان جول” و “آنجان وی. تاکور” می گویند که هموارسازی طبیعی همراه با تصمیماتی است که بر توزیع وجه نقد شرکت تاثیر می گذارد و باعث از بین رفتن ارزش شرکت می شود .
۲-۸-۲- سودهایی که به طور طبیعی هموار نیستند و تعمداً توسط مدیریت هموار شده‌اند: [۲۳]
این نوع سودها در نتیجه تصمیمات اتخاذ شده توسط مدیریت واحد تجاری هموارسازی شده اند و به تشریح آن می پردازیم :
۱-۲-۸-۲- هموارسازی واقعی( هموارسازی معاملاتی یا اقتصادی): [۲۴]
عکس مرتبط با اقتصاد
این نوع از هموارسازی سود توسط مدیریت صورت می‌گیــــرد و مدیریت برخی از رویدادها و وقایع اقتصادی را کنترل می‌کند و روی
آنها تاثیر می‌گذارد این نوع از رویدادها که توسط مدیریت کنترل می‌شود بر جریان وجه نقد تاثیر می‌گذارد مثـل فروش ‌های زودرس یا برعکس آن به تاخیر انداختن فروش واحد تجاری . از آنجائی که کنترل رویدادهای اقتصادی مستقیماً برسودهای آتی موثر مواقع می‌شود و به عبارتی تصمیمات مدیریت در شناسایی درآمدها و هزینه ها مستقیما بر سودهای آتی موثر واقع می شود هموارسازی از این نوع را هموارسازی واقعی می‌نامند.
۲-۲-۸-۲- هموارسازی مصنوعی ( هموارسازی حسابداری):[۲۵]
این نوع هموارسازی ناشی از یک رویداد اقتصادی نمی‌باشد بلکه از اقداماتی ناشی می شود که اصطلاحاً به آن “دستکاری‌های حسابداری” [۲۶] می‌گویند. و تأثیری بر جریانات نقدی واحد تجاری ندارد. به عبارت دیگر هموارسازی مصنوعی سود صرفاً‌ موجب جابجایی هزینه‌ها و درآمدها بین دوره‌های مالی می‌شود. به عبارتی در این نوع از هموارسازی تقدم و تاخر در شناسایی درآمدها و هزینه ها باعث هموارشدن سود دوره می گردد . ما در این تحقیق تنها به این نوع هموارسازی (هموارسازی مصنوعی) می پردازیم . [۲۷]
۹-۲- دستکاری حسابها
دستکاری سود [۲۸] عبارت است از تغییر دادن سود توسط مدیران به شکل آگاهانه و با مقاصد خاص .
حسابها با این هدف دستکاری می شوند که تصور بازار از ریسک شرکت را تحت تاثیر قرار دهند . بر این اساس “استولوی” و “برتون” به بسط مدلی پرداختند که این مدل ریسک را به دو بخش متفاوت تقسیم می کند . اولین بخش ریسک با پراکندگی بازده مرتبط است و با سود هر سهم اندازه گیری می شود . دومین بخش متناظر با ساختار مالی شرکت است و با نسبت بدهی به دارایی سنجیده می شود .در چارچوبی که آنها ارائه داده اند . فعالیت های مربوط به دستکاری حساب ها را در ارتباط با این دو جنبه از ریسک طبقه بندی می کند .
به طور کلی جریان های سود هموار شده را می توان به دو دسته تقسیم کرد :
الف ) جریان های سود هموار به طور طبیعی
ب ) جریان های سود هموار شده به قصد قبلی ( ایکل ۱۹۸۱)
جریان سودهای هموار به طور طبیعی ناشی از آن دسته از فرایندهای ایجاد کننده سود هستند که جریانی هموار را به خودی خود ایجاد می کنند . از سویی دیگر جریان سود هموار شده با قصد قبلی جریان های سودی هستند که ناشی از تکنیک های هموارسازی واقعی ، یا هموارسازی مصنوعی هستند . هموارسازی واقعی هنگامی رخ می دهد که مدیریت شرکت دست به اقداماتی می زند تا از آن طریق رویدادهای اقتصادی (ایجاد کننده درآمد) را به نحوی سازماندهی کند که منجر به تولید جریانی هموارشده از سود شوند . از سویی دیگر هموار سازی مصنوعی سود هنگامی است که مدیریت شرکت زمانبندی ثبت های حسابداری را به نحوی دستکاری نماید تا از این طریق جریان های سود را هموار کند (آلبرکت و ریچاردسون ۱۹۹۰). برخی از صاحبنظران تنها هموارسازی مصنوعی سود را هموارسازی به حساب می آورند و در سایر حالات یعنی جریان های هموار به طور طبیعی ویا هموارسازی واقعی به دلیل این که جریانات هموار شده سود ناشی از رویدادهای اقتصادی ای هستند که در دنیای خارج واقعا رخ داده اند آن را دستکاری و هموارسازی یه حساب نمی آورند .
۱۰-۲- پیشینه هموارسازی سود :
داشر و مالکم[۲۹](۱۹۷۰) و کاشینگ[۳۰](۱۹۶۹) می نویسند که گردان و میرز[۳۱](۱۹۶۶) اولین کسانی هستند که هموارسازی سود را با پژوهشهای میدانی تجربه کرده‌اند. ایمهوف[۳۲] ( ۱۹۷۷) را اولین معرف رفتار هموار سـازی‌ سود‌ می‌داند. رونن و سادان[۳۳] ( ۱۹۸۱) و دهاران [۳۴]( ۱۹۸۹) دانشمندانی هستند که هپ ورث را منشاء تشخیص هموارسازی سود معرفی کرده‌اند. وایت [۳۵]( ۱۹۷۰ ) فرضیه هموار سازی سود را به گوردون نسبت می‌دهد. از بیان نویسندگان جدید چنین بر می‌آید که قبل از “هپ ورث” هموار سازی سود در ادبیات حسابداری ناشناخته بوده است اما بوکماستر[۳۶] ( ۱۹۹۲) با اشاره به سی و چهار کتاب یا مقاله ای که طی سال‌های ۱۸۹۳ تا ۱۹۵۳ نگاشته شده است، می‌نویسد: ریشه‌های اندیشه هموار سازی سود به طور صریح و یا ضمنی در ادبیات پیشین حسابداری آمده است.
در قرن نوزدهم منابعی را می‌توان یافت که به خواص هموارسازی سود از طریق روش‌های گوناگون حسابداری پرداخته‌اند. جانسون و میده [۳۷] در سال ۱۹۰۶ ، وارشو[۳۸] در سال ۱۹۲۴، پاتون [۳۹] در سال ۱۹۳۲ و دوین [۴۰]در سال ۱۹۴۲ کاربردهای نظریه هموار سازی را شرح داده‌اند. همچنین سال‌ها پیش از گوردون، هاروتیز و مایوز و میرز رفتار هموار سازی را آزمون نموده‌اند. در خصوص چشم پوشی پژوهش‌های جدید از نوشته‌های گذشته، بوخمستر فقدان آگاهی را دلیل اصلی می‌شمارد و معتقد است، برترین دلیل قصور پژوهش‌گران سال‌های بعد از ۱۹۶۵ در شناسایی توصیفات قدیمی تر پیرامون خواص هموار سازی پاره‌ای از روش‌های حسابداری و فواید حاصل از پایین بودن نوسان سری زمانی سودهای گذشته آن است که عبارت هموارسازی سود ظاهراً تا سال ۱۹۵۰ بکار نرفته است. وی عباراتی را نقل می‌کند که به منظور توضیح عمل مدیران برای کاهش نوسانات سود، مورد استفاده قرار گرفته است. از جمله “هموارسازی مانده” که میرز آن را به کار برده است. بکماستر ( ۱۹۹۲) معتقد است همــان طور که به تــازگی واژه همــوار سازی سود به مدیریت سود تغییر یافته است, در گذشته عبارات دیگری برای بیان مفهوم هموار سازی رایج بوده است.
در اوایل قرن بیستم ارتباط هموار سازی سود و
“حفظ سرمایه” و “اندوخته مخفی” مورد بحث بوده است و در ربع دوم این قرن بررسی ویژگی‌های هموار سازی به کمک روش‌های ارزشیابی موجودی کالا مانند تفاوت روش اولین صادره از آخرین وارده با دیگر روش‌های رواج داشته است. بعد از جنگ جهانی دوم، تدوین کنندگان استانداردهای حسابداری در آمریکا همراه گروهی از پژوهشگران به “روش بد حسابداری” [۴۱] یعنی ایجاد دلخواه اندوخته‌ها پرداختند. پیترن استفاده از اقلام تعهدی و تغییر روش همراه گروهی از پژوهش‌گران به “روش بد حسابداری” یعنی ایجاد دلخواه اندوخته‌ها پرداختند. پیترن استفاده از اقلام تعهدی و تغییر روش استهلاک برای هم سطح نمودن سود اشاره کرده اند. اندرسن با بهره گرفتن از “اندوخته جبران زیات‌های احتمالی” به منظور برابر سازی سود به مخالفت پرداخت. همچنین کمیته روش‌های حسابداری،
استفاده از اندوخته‌ها را به عنوان ابزار هموارسازی سود تحریم نمود.” [۴۲]
۱۱-۲-ابعاد و جوانب و تئوری های مربوط به هموارسازی سود :
ابعاد هموارسازی وسیله ایست برای تحقق فرایند هموارسازی سود است داشر و مادکام [۴۳]در تفکیک همواسازی واقعی از هموارسازی مصنوعی چنین اذعان می دارند :
هموارسازی واقعی به رویدادهای واقعی که بر اساس یا بدون توجه به تاثیرات هموارسازی بر سود به عمل آمده است اطلاق می شود . در حالی که هموارسازی مصنوعی مربوط به آن دسته از روش های حسابداری است که به قصد انتقال درآمدها یا هزینه ها از یک دوره به دوره دیگر اعمال می گردد.
هر دونوع هموارسازی سود می تواند در مواردی غیر قابل تشخیص باشد . مثلا میزان هزینه های گزارش شده می تواند کمتر یا بیشتر از دوره های گذشته باشد و این کاهش یا افزایش نتیجه تاثیرات عمده بر میزان هزینه ها( هموارسازی واقعی) یا روش های گزارش(هموارسازی مصنوعی) بشمار رود .
بر اساس یک طبقه بندی معروف هموارسازی دارای یک بعد سوم به نام هموارسازی طبقاتی است. بارینا و همکاران در تفکیک سه جنبه مختلف هموارسازی به شرح زیر بیان می دارند :
۱- هموارسازی از طریق رویدادها : مدیریت می تواند رویدادها را طوری زمانبندی نماید که تاثیر بر درآمد گزارش شده ، به تدریج نوسانات موجود را کاهش دهد اگر موانع زمانبندی برنامه ریزی شده وقایع ( مثلا تحقیق و توسعه) تابع قواعد مالی حاکم بر تشخیص مالی وقایع می باشد
۲- هموارسازی از طریق تفویض ( انتقال) در طول دور هایی از زمان : با عنایت به وقوع و تشخیص وقایع ، مدیریت دارایی کنترل گسترده تر در تعیین دوره ای است که تحت تاثیر کمی وقایع قرار می گیرد .
۳- هموارسازی از طریق طبقه بندی : زمانی که ارقام صورت سود و زیان به استثناء سود خالص هدف فرایند هموارسازی است مدیریت خواهد بود به واسطه طبقه بندی صورت سود و زیان نوسانات در صورت یاد شده را به مرور زمان کاهش دهد .
آرتورلویت بر این باور است که شرکت های سهامی عام برای اعمال مدیریت بر سود شرکت از شش روش حسابداری (در مرحله عمل) استفاده می کنند :
۱- ارائه بیش از واقع ارقام ناشی از تغییرات
۲- طبقه بندی بخش مهمی از قیمت یک واحد خریداری شده به عنوان مخارج فرایند تحقیق و توسعه ( یک هزینه جاری) به گونه ای که بتوان این مبلغ را یک باره هزینه کرد.
۳- ایجاد بدهیهای سنگین برای شناخت هزینه ها در آینده ( این بدهی ها به عنوان بخشی از خرید ثبت می شوند) و بدین وسیله مصون ساختن سودهای خالص آینده
۴- استفاده از مفروضات غیر واقعی برای برآورد
بدهی ها، در مورد اقلامی مانند برگشت از فروش ، زیان های ناشی از وام ، هزینه های تضمین( خدمات پس از فروش) به گونه ای که بتوان در یک دوره آینده از طریق منعکس کردن تعهدات بلند مدت سود خالص را بهبود بخشید .
۵- گنجاندن اشتباهات عمدی در دفاتر شرکت و توجیه عدم امکان در اصلاح این خطاها بر اساس استدلال مبنی بر این که مقادیر حائز اهمیت نیستند .
۶- شناسایی وثبت درآمد پیش از این که فرایند تحصیل درآمد کامل شود .
همچنین تئوری هموارسازی سود به نقل از گوردون به شرح زیر است :
۱- معیار انتخاب روش های حسابداری توسط مدیر حداکثر نمودن رفاه و آسایش شخصی خویش می باشد .
۲- رفتار و آسایش یه مدیر متناسب با موارد زیر افزایش می یابد :
الف ) امنیت شغلی
ب)افزایش نرخ رشد و سطح درآمد مدیریت
ج) سطح و نرخ رشد شرکت از حیث ابعاد گستردگی
۳- تحقق اهداف مدیریت به شرح مورد (۲) بستگی به رضایت سهامداران نسبت به عملکرد شرکت خواهد داشت چنانچه سایر جوانب یکسان باشد، هر اندازه رضایت سهامداران افزایش یابد به همان نسبت امنیت شغلی، درآمد و غیره مدیریت استحکام خواهد یافت
۴- رضایت سهامداران از شرکت متناسب با متوسط نرخ رشد سود شرکت افزایش می یابد .
با عنایت به این که چهار قضیه بالا و جود داشته باشد و یا اصولا پذیرفته شده باشد، می توان نتیجه گرفته که یک مدیر در محدوده اقتدار خود قادر است :
۱- سود گزارش شده را یکنواخت کند .
۲- نرخ رشد سود را یکنواخت و هموار نماید .
منظور از ” هموارسازی “رشد سود آن است که اگر نرخ رشد بالا باشد بتوان با عملیات حسابداری قابل اجرا آنرا کاهش داد و به همین ترتیب عکس قضیه صادق است.
۱۲-۲- انگیزه‌ها و اهداف هموارسازی سود
از دیدگاه تئوری حسابداری، پدیده هموارسازی سود در رویکرد رفتاری ، موضوعی قابل تامل است . همچنین در عمل نیز حسابداران و تحلیل گران مالی در فرایند گزارشگری مالی که گزارشگری سود از مهمترین اجزای آن به شمار می رود به نوعی با
این پدیده و پیامدهای آن مواجه می شوند . شناخت ابعاد مختلف رفتار هموارسازی سود در راستای شناسایی ویژگی ها و محدودیت های سود حسابداری قرار می گیرد . در صورت امکان ارائه یک چارچوب نظری برای این پدیده که به نظر می رسد تاکنون میسر نشده است احتمال دارد بتوان به پیشرفتی در زمینه کیفیت گزارشگری سود دست یافت .جو[۴۴] ( ۱۹۹۱) انگیزه های ناشی از پدیده هموارسازی سود را سه مورد زیر بیان می کند:
الف) افزایش رفاه سهامداران
ب) تسهیل قابلیت پیش بینی سود
ج) افزایش رفاه مدیریت می‌دانند
هر یک از انگیزه‌های هموارسازی سود به تفصیل در ذیل تشریح می‌شوند.
۱-۱۱-۲- افزایش رفاه سهامداران:[۴۵]
محققین معتقدند که انگیزه اصلی مدیران از هموار سازی سود افزایش ارزش سهام شرکت می‌باشد چون سهامداران حاضرند برای شرکت‌هایی که دارای سود پایداری هستند بهای بیشتری را بپردازند و در حالت کلی تمایل بیشتری به سرمایه گذاری در شرکت‌هایی دارند که سودهای همواری را گزارش می‌کنند شرکت‌هایی که سودهای همواری را گزارش می‌کنند نسبت به شرکت‌هایی که سودهای پرنوسانی را گزارش می‌کنند دارای ریسک کمتری هستند.(Tureman and Titman, 1988) و (Beidleman, 1973) معتقــد است که مدیــریت فرض می‌کند که‌ سهامداران تمایل بیشتری برای‌سرمایه‌ گذاری در شرکت‌هایی که دارای سودهای ‌هموار هستند نشان‌ می‌دهند ، زیراسودهای هموارنشان ‌دهنده ‌ثبات ‌شرکت است و سودهای پرنوسان‌ دلیلی بر ریسکی بودن‌عملیات شرکت تلقی می‌شود و یا به عبارتی نوسان سود را بیانگر نوعی فعایت برنامه ریزی نشده می دانند که چندان پایدار نمی ماند و ماندگار نیست . (Lev and Kunitizky 1974) به این نتیجه رسیدند که هموارسازی سود در راستای هدف کاهش عدم اطمینان‌های مربوط به خالص جریان‌های نقدی مورد انتظار عمل می‌کند و در نتیجه به صرف ریسک پایین تری در قیمت‌گذاری دارائی‌های سرمایه‌ای می‌ انجامد و نتایج بیدلمن را تایید کردند. (Hepworth, 1953) معتقــد است که سهــامداران فرض می‌کننــد که کاهش نوسان‌هـای دوره‌ای سود پرداختهای مالیاتی را کاهش می‌دهد.
گوردن معتقد است که مدیران به این خاطر به هموارسازی سود روی می آورند که معتقدند اگر سودهای همواری را گزارش کنند، نشان از عملکرد خوب آنها دارد و بر عکس اگر سودهای پرنوسانی را گزارش کردند نشان از بی ثباتی در شرکت و عملکرد ضعیف آنها دارد.

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:14:00 ب.ظ ]




۴-۲-۱- اصل حاکمیت اراده در تعیین قواعد حاکم بر ماهیت دعوی ۹۵
۴-۲-۲- محدودیت های نظم عمومی در حوزه حقوق حاکم بر ماهیت دعوی ۱۰۱
نتیجه گیری ۱۰۴
پیشنهادات ۱۰۶
چکیده
نظم عمومی در تمامی عرصه های حقوق ، از جمله در عرصه داوری تجاری بین المللی از مقبولیت عامه برخوردار است . هر کدام از اقسام نظم عمومی اعم از ملی و فراملی در کل فرایند داوری تجاری بین المللی از جمله موضوعات قابل ارجاع به داوری ، صلاحیت اشخاص برای رجوع به داوری ، آیین داوری و حقوق حاکم بر ماهیت دعوی نقش و تأثیر به سزایی دارند . به رغم اینکه در داوری های بین المللی اصل بر حاکمیت اراده طرفین در مراحل مختلف آن از ابتدا تا انتهاست ، با این همه ، نظم عمومی به عنوان یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر اراده طرفین می باشد . چنانکه می توان گفت مرز آزادی طرف ها در داوری ، نظم عمومی است و بدین ترتیب تمامی محدودیت های قابل توجه و مورد عمل داوران بین المللی در این حوزه را توجیه می نماید . نقض این محدودیت در هر مرحله از داوری می تواند در مرحله اجرای رأی تأثیر گذار باشد ؛ چرا که عدم توجه به این مهم در عمل موجب عدم امکان اجرای رأی داوری و مانع رسیدن نهاد داوری به اهداف خود خواهد شد .
دانلود پایان نامه
کلید واژگان : نظم عمومی ، داوری تجاری بین المللی ، محدودیت اراده .
فصل اول : مقدمه
۱-۱- بیان مسئله
با افزایش روابط تجاری در سطح بین المللی ناگزیر اختلافات ناشی از آن نیز فزونی یافت . بنابراین طرفین برای حل و فصل اختلافات خود می بایست به شیوه های قضایی و یا غیر قضایی روی آورند . طرح دعوی در محاکم ملی یا خارجی اساساً با مشکلات زیادی مواجه است . به عنوان مثال می توان به اطاله دادرسی ، مسأله صلاحیت ، عدم تخصص قضات دادگاه های ملی برای حل و فصل اختلافات تجاری بین المللی اشاره نمود . در مقابل داوری با داشتن مزایای همچون سرعت ، کارآیی ، کاهش هزینه ، صدور حکم لازم الاجرا و … در مقایسه با دادرسی دادگاه ها و سایر شیوه های غیر قضایی موفقیت بیشتری در حل و فصل اختلافات تجاری بین المللی کسب نموده است .
داوری همواره بر اصل آزادی اراده طرفین استوار بوده است . در این زمینه قواعد و مقررات ملی و بین المللی مربوط به داوری ، قوانین نمونه و کنوانسیون ها و قواعد سازمان های بین المللی اصل حاکمیت اراده را در سراسر فرایند داوری تجاری بین المللی مورد تأکید قرارداده اند . بنابراین نه تنها در این حوزه اصل حاکمیت اراده به صورت غیر قابل انکاری مورد قبول همگان واقع شده است . بلکه این آزادی طرفهاست که موجب پذیرش جهانی داوری در حل و فصل اختلافات تجاری بین المللی گردیده است . اما از آنجایی که هیچ آزادی مطلق و بی قید و شرط نیست ، محدودیت هایی بر آن وارد است . یکی از مهم ترین این محدودیت ها نظم عمومی است و دیگر محدودیت ها در واقع چهره هایی از این نوع محدودیت هستند .
نظم عمومی یکی از مفاهیم پرکاربرد حقوقی و در عین حال از مبهم ترین آنهاست . به این علت حقوقدانان هر یک از شاخه های حقوق با توجه به تخصص خود سعی در ارائه تعریف ، از این مفهوم داشته اند . در داوری تجاری بین المللی نیز به صورت تلویحی به نقش و قلمرو نظم عمومی اشاره شده است . بنابراین برای درک درست نظم عمومی در داوری های تجاری بین المللی بدون آن که نیازی به تعریف نظری باشد می توان با ذکر اوصاف ، آثار ، مصادیق و موضوعات مشمول آن به این منظور دست یافت .
۱-۲ - پرسش های تحقیق
پرسش اصلی
۱- مهم ترین آثار نظم عمومی درداوری های بین المللی چیست ؟
پرسش های فرعی
۱- نظم عمومی چه تأثیری بر اعتبار قرارداد داوری تجاری بین المللی دارد ؟
۲- نظم عمومی چه تأثیری بر آیین رسیدگی و قانون ماهوی حاکم بر دعوی در داوری های تجاری بین المللی دارد ؟
۱-۳- فرضیه ها تحقیق
فرضیه اصلی
۱-مهمترین آثار نظم عمومی در داوری های تجاری بین المللی ایجاد محدودیت بر اراده طرفین داوری است.
فرضیه های فرعی
۱- نظم عمومی بر اعتبار شکلی قرارداد داوری و قابلیت ارجاع موضوع به داوری ، صلاحیت اشخاص برای ارجاع به داوری تأثیر مستقیم داشته و باعث ایجاد محدودیت اراده طرفین می گردد .
۲- نظم عمومی بر تعیین قواعد حاکم بر آیین رسیدگی و قانون حاکم بر ماهیت دعوی ایجاد محدودیت می نماید .
۱-۴ سوابق تحقیق
نظم عمومی در داوری های تجاری بین المللی در سال های اخیر مورد توجه حقوق دانان قرار گرفته است و مقالات مستقل و پایان نامه ها و بخشی از کتاب های چاپ شده به نظم عمومی اختصاص داده شده است که به بعضی از آن ها اشاره می شود :
۱- کتاب ” قانون حاکم بر داوری های تجاری بین المللی ” تألیف دکتر لعیا جنیدی ، نشر دادگستر ، ۱۳۷۶ .
۲-مقاله ” مفهوم نظم عمومی در حقوق بین الملل خصوصی و جایگاه آن در داوری های تجاری بین المللی” نویسندگان دکتر مرتضی شهبازی نیا ، دکتر محمد علی عیسایی تفرشی و حسین علمی در مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی (دانشگاه تهران) ، ۱۳۹۲، شماره ۱٫
۳-مقاله ” مفهوم و اعمال نظم عمومی در مراجع قضایی و شبه قضایی و جلوه های نوین آن “نویسنده دکتر محسن صادقی در مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی (دانشگاه تهران) ، ۱۳۸۴ ، شماره۶۸ .
۴- مقاله ” بررسی معیار نظم در نظارت قضایی بر رای داوری تجاری بین المللی” در مجله حقوقی بین المللی ، ۱۳۹۰ ، شماره ۴۴ .
۵- مقاله ” نظم عمومی و حقوق قابل اجرا در ماهیت دعوی در داوری بین المللی” اثر ایو درن ، ترجمه دکتر محمد اشتری در مجله حقوقی بین المللی ، ۱۳۷۶ ، شماره ۹ .
۶- پایان نامه کارشناسی ارشد ” نظم عمومی ، در مرحله اجرای آرای داوری تجاری بین المللی” محمد شریف زاده لاری ، رشته حقوق بین الملل ، دانشگاه شهید بهشتی ، ۱۳۸۵ .
پایان نامه حقوق
با این همه تحقیقات فوق به صورت کلی و یا در مبحثی خاص در مورد نظم عمومی در حوزه داوری های تجاری بین المللی پرداخته اند و با موضوع این پژوهش که آثار نظم عمومی در داوری های تجاری بین المللی مورد بررسی قرار می دهد ، متفاوت هستند .
۱-۵- اهمیت و اهداف تحقیق
داوری به عنوان بخش جدایی ناپذیر حقوق تجارت بین الملل می بایست پاسخگوی انتظارات این حوزه از جمله حل و فصل سریع اختلافات و اطمینان از عدم حمایت سیاسی یا حقوقی از طرف مقابل و… باشد . بر این اساس نظم عمومی به عنوان یک مفهوم مبهم و نیز یکی از مهم ترین عوامل محدود کننده اراده مانع رسیدن به اهداف مذکور می شود . همچنین لزوم شفافیت مقررات تجارت بین الملل ایجاب می کند که این مفهوم مورد بررسی قرار گیرد . چرا که کاهش موانع تجاری زمانی میسر می شود که آن موانع شناخته شده باشند . تجار نیز بیش از آن که نگران زیاد بودن موانع باشند ، نگران نامشخص بودن آن ها هستند . از این رو بررسی آثار نظم عمومی و ذکر مصادیق آن موجب شناخت بهتر این مفهوم می گردد .
۱-۶- روش تحقیق
در این تحقیق برای پاسخ به پرسش های مطروحه از روش توصیفی-تحلیلی بهره گرفته شده است . بدین منظور برای گرد آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای استفاده شده و با مراجعه به مجموعه قوانین و مقررات مرتبط، کتب، مقالات و سایر منابع مکتوب چاپی و دیجیتالی به جمع آوری داده ها پرداخته شد .
۱-۷- سازماندهی تحقیق
این تحقیق در چهار فصل تدوین گردیده است ، در فصل حاضر که همان فصل اول می باشد به مقدمه تحقیق اختصاص داده شده است . در فصل دوم کلیات تحقیق بیان می گردد .در ابتدا مفهوم تجاری بین المللی و دلایل توسعه آن در دعاوی تجاری بین المللی مورد بررسی قرار می گیرد . سپس پیشینه و مفهوم نظم عمومی مطرح می گردد . در ادامه این فصل به انواع نظم عمومی و نظم عمومی در قانون گذاری کشورها و اسناد بین المللی پرداخته می شود .
فصل سوم به بیان آثار نظم عمومی بر اعتبار قرارداد داوری تجاری بین المللی اختصاص دارد . در این فصل به بررسی تأثیر نظم عمومی از نظر اعتبار شکلی که به لزوم کتبی بودن قرارداد داوری اشاره دارد و اعتبار ماهوی قرارداد داوری که شامل قابلیت ارجاع به داوری و صلاحیت اشخاص به داوری ای تجاری بین امللی پرداخته می شود . این فصل با بررسی این موضوع به پایان می رسد که آیا نمایندگان اشخاص صلاحیت مراجعه به داوری تجاری بین المللی را دارند ؟

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:14:00 ب.ظ ]




شرطی که انجام آن غیرمقدور باشد.
شرطی که در آن نفع و فایده نباشد،
شرطی که نامشروع باشد.
قانون مدنی شرط مجهول را در زمره این دسته نیاورده و در ماده بعد به ذکر شروط باطل و مبطل عقد پرداخته و آنها را به دو دسته منحصر کرده است:

شرط خلاف مقتضای عقد،
شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود.
براساس مراتب فوق کاملاً روشن است که شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین نشود از نظر قانون مدنی نه باطل است و نه مبطل عقد.
این دسته از شروط مجهول یعنی شروطی را که جهل به آنها موجب جهل به عوضین نمی شود، نمی توان در عقود معاوضی یافت. شاهد این مدعا مواردی است که در قانون مدنی به علت وجود شرط مجهول، بیع باطل محسوب شده که با بررسی آنها کاملاً می توان به این حقیقت دست یافت. برای نمونه در ماده ۴۰۱ ق. م آمده است: «اگر برای خیار شرط مدت معین نشده باشد، هم شرط خیار و هم بیع باطل است».
با توجه به انحصار شروط باطل و مبطل در دو مورد، بی گمان مورد ماده ۴۰۱ را باید از مصادیق شرط مجهول به شمار آورد. یعنی شرطی که جهل به آن موجب جهل به عوضین است، و چنین تحلیل کرد که مدت خیار در ارزش مورد معامله موثر است.[۹۰] بدیهی است که این گونه تاثیر در همه موارد عقود معاوضی وجود دارد. پس باید موارد غیرموثر را در عقود غیرمعاوضی یافت و با توجه به مطالبی که گفته شد، شروط مجهولی را که جهل به آ‌نها موجب جهل به عوضین نمی شود در عقود غیرمعاوضی صحیح و نافذ دانست.
گفتار دوم – نظریه صحت شرط مجهول
برطبق نظر دیگر اصولاً شرط مجهولی که موجب جهل به عوضین نباشد، فاسد نیست. یکی از فقهای پیرو این نظریه معتقد است: « در عقد بیع، شرط است که غرری نباشد.»[۹۱] از این سخن اینگونه برداشت می شود که آنچه مسلما به موجب ادله شرعی مورد نهی و منع قرار گرفته فقط بیع غرری است ( نهی النبی عن بیع الغرر) و تعمیم و توسعه منع غرر به سایر موارد فاقد دلیل شرعی است. بنابراین شرطی که در ضمن عقد بیع ملحوظ گردد و جهل به آن موجب جهل به عوضین شود، هم فاسد است و هم مفسد،‌ زیرا بیع را غرری می سازد و در نتیجه مشمول ادله منع غرر می گردد، ولی در سایر موارد دلیلی بر بطلان وجود ندارد. در ماده ۲۳۲ ق. م از مجهول بودن شرط به عنوان سبب بطلان شرط، ذکری به میان نیامده است. ممکن است به نظر برسد با توجه به مبانی قواعد عمومی قراردادها و به ویژه شرایط مورد معامله شرط مجهول نیز به دلیل غرری شدن باطل است اما این نظر صحیح نیست. زیرا، اولاً ماده ۲۳۲ ق. م در مقام بیان شرط باطل نسبت به شرط مجهول سکوت کرده است و سکوت در مقام بیان اماره عدم شرطیت یا عدم دخالت امر مسکوت میباشد.[۹۲] ثانیاً : در بند دوم ماده ۲۳۳ ق. م شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود، شرط باطل مبطل معرفی شده است.
مفهوم این ماده آن است که شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین نشود باطل مبطل نیست. ثالثاً : اساسا شرط مجهول، شرطی صحیح و موثر بوده است که عوضین را مجهول ساخته و الا شرط باطل از نظر حقوقی بی اثراست. در هر حال به نظر می رسد، با توجه به نوع وابستگی عقد و شرط، شرط مجهول از جمله شروط باطل نباشد.[۹۳] بدیهی است مقصود از مجهول، مجهول بالاجمال است نه مجهول مطلق. در واقع، در برخی از موارد، علم اجمالی برای صحت عمل حقوقی کفایت می کند که یکی از این موارد شرط است. نکته دیگر اینکه، این حکم اصالتاً در موارد شروط وابسته صادق است اما در مورد شروط مستقل با توجه به ماهیت شرط، در مورد معلوم و مجهول بودن آن حکم خواهد شد.[۹۴] به طور مثال، در ضمن عقد بیع، یک هبه به عنوان شرط قرار گیرد، چون هبه عملی مسامحی است. لذ علم اجمالی به‌آن کافی است، اما اگر شرط ضمن عقد یک اجاره باشد، علم اجمالی کفایت نمی کند و ارکان اجاره باید تفصیلاً معلوم باشد.
به این ترتیب می بینیم که قانون به طور مطلق شرط مجهول را باطل نمی داند و تنها در صورت سرایت جهل آن به عوضین آن را باطل ونیز مبطل عقد برشمرده است. بنابراین، شرط مجهولی که در متن یک عقد واقع شود، به گونه ای که خللی به عوضین وارد نسازد، نه تنها مبطل نیست بلکه نمی توان آن را باطل دانست. امر اخیر در صورتی است که احتمال ضرر از ناحیه جهل منتفی باشد. بعضی از فقها در تایید این مطلب، برای صحت شرط، مجهول نبودن آن را به اندازه ای که مایه غرر نشود، کافی دانسته اند.[۹۵]
نکته قابل ذکر این است که چنانچه شرط مزبور به علت جهل غیرقابل اجرا باشد، به علت غیرمقدور بودن باطل است و برای مشروط له خیار فسخ ایجاد می گردد واگر با توجه به اوضاع و احوال شرط مزبور قابل تفسیر باشد، نافذ و لازم الاجرا است.
فصل چهارم
احکام و آثار شرط مجهول
مبحث اول- لزوم معلوم بودن آنچه در ارزش مورد معامله موثر می باشد
همانطور که مورد معامله خود باید معلوم و بعضاً معین باشد، بسیار اتفاق می افتد که همراه با یک عقد بیع، تعهد قرارداد دیگری مطرح می باشد که مورد آن قرارداد یا بطور مستقل و یا بخشی از مورد معامله اصلی را تشکیل می دهد. مثلاً ممکن است تعهدی به صورت شرط همراه عقد بیع و یا در ضمن عقد درج گردد که مستلزم نوع پیوند و وابستگی بین آن دو باشد. بنابراین توجه به دو امر در اینجا حائز اهمیت فراوان می باشد:
۱- اول اینکه آیا هر تعهد و یا قرارداد تبعی که در کنار یک عقد و قرارداد اصلی مطرح می شود لزوماً باید دارای شرایط اساسی صحت معاملات باشد یا خیر؟
۲- دوم اینکه اگر چنانچه در یک تعهد و یا قرارداد تبعی شرایط مزبور رعایت نگردد و باطل باشد، آیا این فساد و بطلان به عقد اصلی نیز سرایت می کنند یا نه؟ قبل از پاسخگویی به پرسشهای فوق ابتداء لازم است به مواردی که می توانند مؤثر در ارزش مورد معامله باشند بپردازیم به تناسب هر مورد به سؤالات فوق پاسخ خواهیم داد. و اما مواردی که در ارزش مورد معامله مؤثر هستند عبارتند از:
الف) شرط مجهول سازی به عوضین و همینطور شرط مبهم
ب) خرید و فروش اشیاء همراه شرایطی که مجهول است اما نیازی به عوضین نیست.
ج- ذکر موعد تسلیم کالا (مورد معامله)
د- ذکر محل تسلیم و تحویل کالا (مورد معامله)
گفتار اول- شرط مجهول سازی به عوضین
براساس ماده ۲۳۲ قانون مدنی هرگاه شرطی به تبع یک قرارداد اصلی مطرح شود، دارا بودن سه شرط برای صحت آن کافی است.
۱- انجام آن غیر مقدور نباشد. ۲- نفع و قائده داشته باشد. ۳- مشروع باشد و نسبت به سایر شروط در این ماده سکوت اختیار شده است. لیکن طبق آنچه از ماده ۲۳۲ قانون مدنی فهمیده می شود ممکن است شروطی در ضمن عقود مطرح شوند که نه تنها خود باطل هستند بلکه موجب بطلان عقد اصلی هم بگردند. از جمله این شروط که در بند دو ماده مزبور آمده است، شرط مجهول ساری به عوضین است که نه تنها خود باطل است بلکه مفسد عقد بیع نیز خواهد بود.
شرط ضمن عقد راطبه و بستگی بین آن دو ایجاد می نماید و آن دو را یک معامله مشروط جلوه می دهد ولی نحوه رابطه آن دو با یکدیگر متفاوت می باشد یعنی رابطه شرط با عقد رابطه فرع با اصل است و رابطه عقد با شرط رابطه اصل با فرع می باشد و طبق قاعده، بطلان فرع در اصل اثر نمی نماید مگر جهت مخصوصی داشته باشد. پس شروط باطلی که مفسد عقد نمی باشند و شروط باطلی که مفسد عقد می باشند را می توانیم داشته باشیم. ماده ۲۳۲ قانون مدنی می گوید: شروط مفصله ذیل باطل و موجب بطلان عقد است:
۱- شرط خلاف مقتضای ذات عقد ۲- شرط مجهولیکه جهل به آن موجب جهل به عوضین شود. اصولاً بطلان شرط ضمن عقد سرایت به عقد نمی نماید و موجب بطلان آن نمی شود مگر آنکه مفاد آن شرط طوری باشد که موجب اخلال در یکی از ارکان اساسی عقد شود که از جمله آنها شرط مجهول ساری به عوضین می باشد که در حقیقت جهل به شرط موجب جهل به عوضین می شود. طبق ماده ۲۱۶ قانون مدنی یکی از شرایط صحت معامله مبهم نبودن مورد آن است. هرگاه شرطی ضمن عقد قرار داده می شود که موجب ابهام مورد معامله شود یکی از شرایط اساسی صحت آن منهدم خواهد گردید و عقد باطل می شود و چون عقد اصلی باطل گشت موقعیتی برای بقاء شرط که جنبه تبعی دارد باقی نخواهد ماند [۹۶].
اگرچه مطلق شروط مجهول موجب بطلان عقود اصلی مربوط به خود نخواهد شد ولی قول مشهور فقهاء امامیه بر این است که شرط مجهول ساری به عوضین نیز مبطل عقد اصلی خواهد بود. هر چند که بعضی از فقهاء امامیه بر این عقیده اند که نهی رسول اکرم (ص) از بیع غروی شامل کلیه معاملات غروی غیر از بیع نخواهد شد و لذا جهل در شروط را مانع از صحت عقد ندانسته اند[۹۷].
در مقابل عده ای دیگر از اندیشمندان اسلامی معتقدند که ذکر بیع در حدیث نبوی «نهی النبی عن بیع الغرر» از باب مثال بوده و لذا باید از بیع الغاء خصوصیت نمود و بالنتیجه غرر در جمیع معاملات و قراردادها موجب بطلان خواهد بود[۹۸].
و اما عده ای از فقهاء که شروط را جزء یکی از عوضین می دانند معتقدند هر شرط مجهولی که همراه عقدی مطرح شود چون همواره موجب مقداری غرر در معامله و یا موجب مقداری جهل به یکی از عوضین خواهد شد لذا ضمن اینکه خود باطل است مبطل و مفسد عقد اصلی نیز می باشد[۹۹].
مرحوم دکتر امامی چنین تصویر می نمایند که بعضی از حقوقیین امامیه بر آنند که شرط جزء یکی از عوضین قرار می گیرد و شرط مجهول همیشه ایجاد مقداری غرر می نماید که موجب جهل به آن عوض خواهد بود. بنابراین شرط مجهول مفسد عقد خواهد بود[۱۰۰].
حال برای روشنتر شدن بحث لازم است از زاویه ای دیگر به مبحث نگاه کنیم. رابطه هر عقد و شروط ضمن آن اگر چه دو طرفه است اما کیفیت این رابطه و پیوند به دو گونه متصور است:
۱- ممکن است عقد و شرط ضمن آن به گونه های باشند که به حسب واقع شرط وابسته به عقد اصلی باشد، یعنی وجود شرط متفرع بر عقد و به تبع معامله اصلی اراده شده باشد. در این صورت هرگاه معامله اصلی باطل یا مخدوش باشد طبق شرط نیز باطل و یا منتفی خواهد بود. لیکن عکس این کلام درست نخواهد بود.
۲- ممکن است شرط و عقد به گونه ای به هم وابسته باشند که اگرچه شرط ضمن عقد موجود تبعی برای معامله اصلی هست اما شرط به حدی مهم است که کاملاً در شرایط اساسی صحت معامله مؤثر می باشد و می تواند موجب اخلال در آن شرایط گردد. از جمله این شروط شرط مجهولی است که جهل در آن در شرایط به راحتی در هر یک از دو مورد معامله یعنی عوضین سرایت نموده و متابعین را نسبت به ارزش و سایر اوصاف اساسی عوضین دچار تردید و جهل می نماید. و بر همین اساس قانون مدنی همچنان که گفتیم شرط مجهول ساری به عوضین را باطل و مبطل عقد اصلی دانسته است، همچنین ماده ۴۶۰ قانون مدنی که می گوید: در بیع شرط مشتری نمی تواند در مبیع تصرفی که منافی خیار باشد از قبیل نقل و انتقال و غیره بنماید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:13:00 ب.ظ ]




نرخ موثر مالیات[۹۱](ETR) = هزینه مالیات / سود قبل از مالیات،
سپس، متوسط صنعت نرخ مالیاتی = نرخ موثر تمام شرکت های نمونه/ تعدادشان؛
و در نهایت نرخ مالیاتی تک تک نمونه ها را با متوسط صنعت نرخ مالیاتی صنعت میسنجیم.
آنگاه :

 

 

  • اگر نرخ مالیاتی هر شرکت نمونه > متوسط صنعت نرخ مالیاتی باشد؛ ارزش یک می گیرد.

 

(ارزش یک به معنای این است که شرکت دارای سیاست متهورانه مالیاتی می باشد)

 

 

  • اگر نرخ مالیاتی هر شرکت نمونه < متوسط صنعت نرخ مالیاتی باشد؛ ارزش صفر می گیرد.

 

(ارزش صفر به معنای این است که شرکت دارای سیاست متهورانه مالیاتی نمی باشد)
متغیرهای مستقل
متغیرهای مستقل در این تحقیق عبارتند از:
نسبت هیأت مدیره موظف[۹۲] : معیار اندازه گیری اعضای موظف هیأت مدیره بر اساس رابطه زیر تعیین میشود: تعداد اعضای موظف هیأت مدیره شرکت تقسیم بر تعداد کل اعضای هیأت مدیره در چهار سال اخیر.
نسبت تغییرات هیأت مدیره[۹۳] : برابر است با تقسیم تعداد اعضای هیأت مدیره تغییر یافته در هر شرکت به تعداد کل هیأت مدیره همان شرکت در این مدت ۴ سال.
نقش دو گانه هیأت مدیره[۹۴] : اگر رئیس هیأت مدیره همان مدیر عامل باشد عدد ۱ و در غیر اینصورت عدد ۰ به شرکت داده خواهد شد.
متغیرهای کنترل:
بر اساس مبانی نظری ، متغیر های کنترل می توانند بر متغیر وابسته موثر باشند لذا به عنوان متغیر جداگانه وارد مدل می شوند و آنگاه اثر تغییرات بر نتایج به عنوان تاثیر این متغیرها در نظر گرفته میشود. متغیرهای کنترل در این تحقیق عبارتند از:
نوع اظهار نظر حسابرس مستقل[۹۵] : اگر اظهار نظر حسابرس مقبول باشد عدد ۱ و در غیر اینصورت به آن عدد ۰ داده خواهد شد.
اهرم مالی[۹۶] : برای اندازه گیری آن از طریق تقسیم جمع بدهیهای شرکت به جمع دارائیهای شرکت در متوسط ۴ سال اقدام می شود.
نسبت بازده دارائی ها[۹۷] : برابر است با میانگین سود خالص به جمع دارائی های شرکت ها در ۴ سال اخیر.
نوع مالکیت شرکت ها[۹۸] : اگر شرکت دولتی (بر اساس تعریف قانون محاسبات عمومی اگر بیشتر از ۵۰ درصد سهام شرکت به طور مستقیم یا غیر مستقیم متعلق به دولت باشد، دولتی تلقی می شود) باشد عدد ۱ و در غیر اینصورت عدد ۰ به آن داده خواهد شد.
وضعیت مالیاتی شرکت[۹۹] : اگر شرکت در این چهار سال به برگه تشخیص مالیاتی اداره دارائی اعتراض ننموده بود عدد ۱ و در غیر اینصورت عدد ۰ به آن داده خواهد شد.
۳-۷) طرح آزمون آماری فرضیه های تحقیق
رگرسیون خطی و چند متغیره موقعیتهایی را مورد بررسی قرار می دهد که در آن ها متغیر وابسته پیوسته است. اما دربسیاری از تحقیقها متغیر وابسته دو نتیجه ممکن دارد و فقط یکی از دو ارزش صفر یا یک را میتواند بپذیرد، که ارزش یک به معنای وقوع حادثه مورد نظر و ارزش صفر به معنای عدم وقوع آن یا بالعکس است. در مجموع برای وضعیت هایی که هدف آن برآورد مفاهیمی چون «رخ دادن» یا «رخ ندادن» یک اتفاق باشد، برای اینگونه موارد دو تکنیک آماری معروف وجود دارد که عبارتد از : تحلیل تمایزات[۱۰۰] و رگرسیون لجستیک . رگرسیون لجستیک ابزاری قوی تری نسبت به تحلیل تمایزات است . بدین منظور در این تحقیق رگرسیون لجستیک مورد استفاده قرار گرفته است .
در مباحث مرتبط با مدل های رگرسیونی، زمانی که متغیر پاسخ دو حالتی باشد، استفاده از روش های معمول رگرسیون خطی با مشکلاتی به شرح ذیل مواجه خواهد بود.
ممکن است مقادیر پیش بینی شده، بی معنی بوده، در عمل تفسیر پذیر نباشند.
امکان قیاس مقادیر پیش بینی با یکدیگر وجود ندارد.
پذیره های اولیه رگرسیون خطی (مانند همسانی واریانس متغیر پاسخ، نرمال نبودن مقادیر متغیر پاسخ و مقادیر پیش بینی شده) برقرار نیست.
در چنین شرایطی، استفاده از رگرسیون لجستیک دو حالتی[۱۰۱] پیشنهاد می شود.
با تمام این انعطاف پذیری، استفاده از آن با یک مشکل اساسی مواجه است:
برای دست یابی به نتایج استوار و پایا[۱۰۲] و معنادار[۱۰۳] ، به حجم داده هایی بیش از آنچه در رگرسیون خطی معمولی یا تحلیل تشخیص مواجه هستیم، نیاز است.
رگرسیون لجستیک، شبیه به رگرسیون معمولی است با این تفاوت که روش تخمین ضرایب یکسان نمیباشد . در رگرسیون لجستیک، به جای حداقل کردن مجذور خطاها (که در رگرسیون معمولی انجام می گیرد)، احتمال را که برای واقعه رخ می دهد حداکثر می کند. همچنین در تحلیل رگرسیون معمولی، برای آزمون معنادار بودن رابطه از آمارههای استاندارد F و t استفاده می شود در حالی که در رگرسیون لجستیک از آمارههای “کای دو” و “والد[۱۰۴]” استفاده می شود .
آماره کایدو : به منظور تعیین میزان اثرگذاری متغیر (متغیرهای ) مستقل بر متغیر وابسته و به طورکلی بر ارزش کل معدل می باشد ومعادل آماره f در تحلیل رگرسیون معمولی است.
برای محاسبه آماره والد از رابطه ذیل استفاده می شود که در این رابطه   ضریب متغیر xi و S.E[105] خطای معیار است.
رابطه (۳-۱)   )
آزمون والد: معنادار بودن متغیر های وارد شده در معادله رگرسیون را بررسی و قابل مقایسه با آماره t در رگرسیون معمولی می باشد.( مومنی و فعال قیومی، ۱۳۸۶(
مدل لوجیت: در رگرسیون لجستیک از مفهومی به نام نسبت برتری (نسبت   که نسبت احتمال وقوع حادثه به احتمال عدم وقوع حادثه مورد نظر می باشد) استفاده شده ولگاریتم به نسبت برتری بر اساس رابطه ذیل محاسبه می شود . این مدل به مدل لوجیت معروف است.
 رابطه (۳-۲)
برای آزمون فرضیه ها با بهره گرفتن از مدل رگرسیون خطی لجستیک داریم:
TAGi = β۰ + β۱ EXE BOARD + β۲ BOARD CHANGE + β۳ BOARD-CHAIRMAN + β۴ OPINION +
β۵ TAX + β۶ ROA + β۷ LEVE+ β۸ TYPE OWNE + ε رابطه (۳-۳)
چنانچه سیاست متهوارنه مالیاتی(TAG) برای شرکتی وجود نداشته باشد، مقدار آن را صفر در نظر گرفته، وگرنه (سیاست متهورانه مالیاتی) مقدار یک میگیرد.
EXE BOARD : نسبت هیأت مدیره موظف،
BOARD CHANGE: نسبت تغییرات هیأت مدیره،
BOARD-CHAIRMAN : تفکیک و نقش دوگانه مدیرعامل.
OPINION : نوع اظهار نظر حسابرس مستقل،
TAX: وضعیت مالیاتی شرکت ها،
ROA : نسبت بازده دارائی ها،
LEVE : نسبت اهرمی شرکت ها،
TYPE OWNE: نوع مالکیت شرکت ها.
ε: انحراف تصادفی.
βi : میزان تاثیر هر یک از متغیرهای مستقل بر سیاست متهورانه مالیاتی.
i : معرف شرکت i = 1,…,n
β۰ : عرض از مبدأ خط رگرسیون
در این پژوهش، با بهره گرفتن از تحلیل رگرسیون لجستیک میزان تاثیرگذاری و جهت هر کدام از متغیرها بر سیاست های متهوارنه مالیاتی نتیجه‌گیری می شود. به این صورت که در ابتدا آزمون فرضیه های اول تا سوم مورد بررسی قرار می گیرد تا میزان تاثیر هر یک به تنهایی بر سیاست متهورانه مالیاتی مشخص گردد و سپس مدل با وجود همزمان هر سه متغیر مستقل مورد آزمون و بررسی قرار می گیرد و در آخر از روش پیشرو گام به گام، برای بررسی اولویت بندی و تاثیر متغیرها استفاده می شود و جهت تاثیر تغییرات در مدل متغیرهای اظهار نظر حسابرس، نوع مالکیت، وضع مالیاتی، نسبت بازده داراییها و اهرم مالی به عنوان متغییرهای کنترل وارد مدل شده و مورد بررسی قرار می گیرد.
۳-۸) خلاصه فصل
در این فصل مقدمهای در خصوص تحقیق ارائه گردید و سپس سوالات تحقیق، چگونگی تدوین فرضیه ها، روش تحقیق، جامعه آماری، روش نمونه گیری و نمونه های تحقیق ، داده های مورد نیاز ،متغیرهای تحقیق و روش محاسبه آن ها و همچنین طرح آزمون آماری فرضیه ها بیان گردید. به طور خلاصه می‌توان گفت این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش از نوع تحقیقات توصیفی- همبستگی می باشد. با توجه به محدودیت های اعمال شده، تعداد ۹۷ شرکت انتخاب شدند که اطلاعات این شرکت ها از سازمان بورس اوراق بهادار تهران، سایت بورس اوراق بهادار تهران و نرم افزارهای دناسهم ، صحرا و تدبیرپرداز جمع آوری شده است. قلمرو زمانی تحقیق، یک دوره چهار ساله از سال ۱۳۸۶ تا سال ۱۳۸۹ می باشد.
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل داده ها
و آزمون فرضیه ها
۴-۱) مقدمه
به طور کلی تجزیه و تحلیل به منظور تنظیم و خلاصه کردن داده‌ها به صورت اطلاعاتی روشن، خوانا، مستدل و تفسیر پذیر به کار می‌رود، به گونه‌ای که بتوان روابط موجود در مسایل تحقیق را کشف، بررسی و آزمون نمود.
همانطور که درگذشته بیان شد تحقیق حاضر از لحاظ طبقه بندی تحقیق بر مبنای هدف از نوع کاربردی و از لحاظ طبقه بندی بر حسب روش، از نوع توصیفی است که از میان انواع تحقیق های توصیفی، از نوع همبستگی بوده چرا که در آن ارتباط ساختار هیأت مدیره و سیاست متهورانه مالیات مورد مطالعه قرار می گیرد. بنابراین از روش رگرسیون لجستیک برای آزمون فرضیه ها استفاده شده است و از دو “کای دو” و “والد”[۱۰۶] برای بررسی معنادار بودن رابطه استفاده گردید.
همچنین جهت اطمینان از قابل اتکاء بودن نتایج از آزمون های پیش فرض استفاده از مدل رگرسیون استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری شده از نرم افزار Excel و برای آزمون فرضیه ها و همچنین آزمون های تکمیلی جهت اطمینان از مدل رگرسیونی از نرم افزار SPSS استفاده شد.
تجزیه و تحلیل داده‌ها مشتمل بر دو بخش زیر است:
الف- توصیف داده ها

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:13:00 ب.ظ ]




علت آن می تواند ناشی از رضایت از رفع نیازهای اجتماعی ، برآوردن نیازهای مربوط به عزت نفس یا یادآوری روابط نزدیک کودکی باشد (آرگایل ،۲۰۰۱ ترجمه گوهر ی و همکاران ،۱۳۸۳).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

۲-۳-۴-۷ نظریه تعادل حالات هیجانی

 

 

ممکن است فرض شود حالات هیجانی مثبت تنها نقطه ی مقابل حالات هیجانی منفی است ، اما بررسی دقیق تر شواهد ،حکایت از نتیجه گیری متفاوتی دارد. بر اساس الگویی راسل[۳۷]، وجه مشخص حالات هیجانی ،مثبت( ،یا عاطفه مثبت شدید) و لذت بخش بودن آن است . اما شدت این حالات ناشی از میزان بالای بر انگیختگی است . نیرومندترین عاطفه ی مثبت در حالت قرار می گیرد که حاوی حالات هیجانی یا بر انگیختگی بالا و لذت بخش است ،این حالات عبارتند از:عاشق بودن،هیجان زدگی ، خوشی ،اشتیاق و تهییج جنسی .انتهای دیگر بعد عاطفه مثبت ،طبیعتا”شامل عباراتی است که توصیف کننده عدم وجود هرگونه عاطفه مثبت است .این عبارات شامل :خستگی ،ملال ،بی علاقگی و افسردگی می باشد که همهۀآن ها درربع هیجان های با رانگیختگی پایین و غیر لذت بخش قرار دارند . پس نقطه ی مقابل عاطفه ی مثبت ،عاطفه مثبت ضعیف است نه عاطفه منفی قوی .شدید ترن عاطفه منفی نیز از ترکیب غیر لذت بخش و برانگیختگی بالا حاصل می شود که شامل انواع عبارات هیجانی از قبیل :وحشت زدگی خصومت ، عصبانیت ،ناکامی ، ترس و رنجاندن دیگرا ن می باشد .نقطه ی مقابل بعدی عاطفه منفی ،در ربع حالات هیجانی با برانگیختگی پایین ولذت بخش از قبیل رضایت ،آسایش و راحتی قرار دارد (آیزنک ، ۱۹۹۰ ترجمه فیروز بخت و بیگی ،۱۳۷۵ ).

عکس درباره افسردگی در روانشناسی

۲-۳-۴-۸ شادی در نظریه فروید

 

فروید معتقد است که افراد روان رنجور به شیوه های عجیبی رفتار می کنند که موجب غمگینی می گردد و به نظر می رسد نمی توانند ا ز تجربه ها ی خود نفعی ببرند. خاطرات ناخوشایند،قبیح و رویدادهای فاجعه آمیز دوران کودکی در ضمیر ناهوشیار ،پنهان می ماند ومانع شادی فرد می باشد. به نظر فروید ،بهترین راه جهت کاهش غمگینی بیماران روان رنجور،بینش دادن به آن ها درباره ی محتوای ضمیرنا هشیارشان است،به همین منظور از هیپنوتیزم ،تحلیل رؤیا وتداعی کلمات استفاده می شود .البته بر طبق نظر وی ،افراد خودشان در مورد غمگینی کار چندانی از دستشان بر نمی آید زیرا ضمیر هوشیار به بخش اعظیمی از اطلاعات مربوط به علل عدم شادی ما دسترسی ندارد (عابدی،۱۳۸۱).

 

۲-۳-۴-۹ شادی در نظریه الیس

 

 

بر طبق نظرالیس ، نقطه ی شروع به هنگام تلاش برای شاد کردن خود این است که بدانیم غمگینی آخرین مرحله ی زنجیره سه مرحله ای می باشد .مرحله ی (A)،یک رویداد فعال کننده است که مثلا” می تواند طرد شدن از سوی دیگران باشد ،مرحله (B)، ترکیبی از واکنش های عقلانی و غیرعقلانی به آن رویداد است سرآنجام مرحله©حالت افسردگی شدید یا غمگینی است .

 

 

عمده ترین روشی که درمان عقلانی –هیجانی الیس برای خلق مجدد شادی مطرح می نماید ٬تغییر دادن افکار خود مخرب است که اکثرا” در پی تجربه رویدادهای ناخوشایند زندگی روی می دهد (عابدی، ۱۳۸۱)

 

 

نظریه زیست شناختی در مورد شادی

 

 

از دیدعلم زیست شناختی ،شادمانی بواسطه قسمتهای زیر به وجود می آید:

 

 

۱-هیپوتالاموس ، منطقه اصلی برای خود تحریکی پاداش دهنده درمیمون هاست و در بردارنده سلول های عصبی مربوط به پاداش های غذایی است .

 

 

۲-آمیگدال (بادامک) ، رابطه بین محرک ها و تقویت آوخته شده است . مرکزارتباط عصبی با درو ن داده های ناشی از تالاموس ، نئوکورتکس وهیپو کامپ ،برون داده به سیستم عصاب خودکار است و به عنوان کامپیوتر هیجانی برای مغز توضیح داده شده است ،زیرا به واسطه درون داده های حسی ،کاربردهای هیجانی ایجاد می کند. شادمانی ، ناشی از محرکها یا فعالیت هایی است که با پاداش های مثبت مرتبط شده اند (تیلور،۲۰۰۳ ).

 

 

۳- کورتکس فرونتال ، در بروز هیجان های دخالت دارد . در یافته اند که کورتکس قدامی چپ ،هنگامی که مردم شاد هستند فعال می شود.قسمتهای مختلف مغز از طریق مجموعه سیناپس های بین سلول های عصبی با هم مرتبط می شوند.

 

 

اینکه آیا این سیناپس ها پیام ها را منتقل می کنند و یا نه ،کم و بیش به عمل انتقال دهند ه ها بستگی دارد . انتقال دهند ه ها،عوامل شیمیایی هستند که ترخیص آنها به وسیله رابطه های عصبی از مناطق مرکزی مغز نظیر بادامه کنترل می شود و نرون های سیناپسی را در نقاط مختلف مغز ساخته یا مهار می کنند . تا کنون حد اقل ۵۰ انتقال دهنده مختلف شناسایی شده است که تعدادی از اینها با تاثیر بر فعال سازی برخی مناطق مغزی منجر به هیجان های مثبت می شوند . سروتونین ،مهم ترین انتقال دهندهی عصبی است که باعث خلق مثبت است. این انتقال دهنده همچنین موجب بیداری ،خلق مثیت و معاشرت پذیری می شود و مخالف افسردگی است

 

 

سروتونین از چند مرکز مغزی که توسط ناحیه ای در هیپو تالاموس تحریک می شوند ،ترشح می شود. در اشخاص دارای حالت خلقی بالا، میزان سروتونین زیاد است.داروهایی که در درمان افسردگی استفاده می شوند، هیجان های مثبت از قبیل برانگیختگی ایجاد می کنند .اگر چه بررسی ها نشان می دهد که درمان افسردگی با پروزاک و سایر ضد افسردگی ها از نظر مو فقیت در درمان مشابه تأثیر شناخت در مانی است ،اما به علت عوارض دارویی ،نرخ عدم موفقیت و هزینه ی آن ، قابل توجیه برای ساختن دنیایی شاد تر نیستند (آرگایل،۲۰۰۱ ترجمه گوهری و همکاران،۱۳۸۳ ).

 

 

۲-۳-۴-۱۰ شادی در نظریه مزلو[۳۸]

 

 

تجربه کردن لحظات اوج ، یکی از شیوه هایی است که منجر به شادی عظیم در انسان می شود .مزلو ،پژوهش نظام داری را در زمینه آن دسته از تجربه هایی انجام داد که به واسطه شادی و لذت وافر متداعی با آنها ،درحافظه مردم رسوخ کرده بود.برای خود مزلو ،گوش دادن به موسیقی کلاسیک مخصوصا” آثار باخ وبتهون ،برای لحظات اوج لذت را به وجود می آمد. وقتی مزلو از ۱۹۵ نفر خواست تا تجربه های اوج خود را توصیف کنند ، متوجه شد تجربه های اوج برای آن ها تا حدودی اسرار آمیز بوده است. دو مورد از رایج ترین تجربه های اوج ،تجربه های ناشی از رابطه جنسی و موسیقی بود . سایرعوامل ذکر شده عبارت بوده ا ز: نیل به برتری و کمال واقعی . زنان نیز از داشتن تجربه های اوج بعد از تولد فرزندشان خبر دادند البته این تجربه های ، بیشتر برای بزرگسالان مفهوم دارد و چون سن ، یکی از عوامل مهم در تجربه شادی است ، بدیهی اس که لذت در دوران کودکی به هیچ وجه شباهتی به لذت در دوران نوجوانی و میانسالس ندارد .

 

 

یکی دیگر از عوامل قابل بررسی ،جنسیت است .شواهدی وجود دارد که نشانت می دهد ، کودکان با جنس های متفاوت ، ا ز فعالیت های متفاوتی لذت می برند (عابدی،۱۳۸۳).

 

 

۲-۳-۴-۱۱ شادی از دیدگاه مارتین سلیگمن

 

 

در آواخر ماه می ۲۰۰۴ سازمان آموزش و پرورش ،فراخوانی برای پیشنهادها به عنوان بخش ابتکار ی آموزش ،ارئه داد و آنان به دنبال راهکارهایی جهت رهایی از فشارهای ذهنی بیمار ی در محیط های آموزشی بودند .

 

 

گروه پژوهشی به سر پرستی سلیگمن ،با ارائه روانشناسی مثبت و راهکارهایی جهت افزایش شادمانی ،وارد عمل شد .سازمان آموزش و پرورش آمریکا برای آموزش روانشناسی مثبت در نهمین دوره ،مبلغ ۸/۲ میلیون دلار پرداخت کرد . هدف از تخصیص مطلوب مالی اخیر ،این بود که پژوهش و بررسی در رابطه با رفتارهای مثبت و کیفیت ایجاد آن می تواند به دانش آموختگان از نظر احساسی و آکادمیکی کمک نماید و چنانچه فرضیه های این پژوهش به تٲیید می رسید به عنوان یک الگوی ملی برای افزایش روحیه دانش آموختگان در سیستم آموزش و پرورش در می آمد .در این پژوهش ، است هر چند ترکیبی از این سه مسیر ایده آل تر است .به نظر سلیگمن زندگی ،لذت،شادی ها و خوشی های سطحی را به ارمغان می آورد و برای همین است بسیار ی از مرد م شبیه به هم ، این نوع زندگی را داند .همچنین از نظر او بزرگتر ین اشتباهی که مردم در غرب مرتکب می شوند این است که جذب نظریه شادی هایی وودی که فقط خندیدن و لبخند زن زیاد است،می شوند .وقتی یک زندگی ،فقط وابسته به لذت ها و خوشی های آنی باشد فقط بعضی درجات شادی را ارائه می دهد و این متقابلا” نارضایتی فراوان در خود ایجاد می کند .به زعم وی،برای اینکه به طور جدی شاد باشیم و خوشحال زندگی کنیم ، باید چشمانمان را به سوی یک زندگی خوب باز کنیم و برای انجام این عمل لازم است ما قدرت های امضاء خود که همان پشتکار و استقامت است را شناسایی کنیم. سلیگمن می گوید ،اگر ما یک با رقدرت خودمان را آزمون کنیم و در واقع، نیروهای خود را بشناسیم و آن ها را به کار بگیریم ٬استفاده بیشتر آن ها باعث می شود در زندگی روزمره ،احساس شادی و رضایت کنیم.

 

دانلود
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:13:00 ب.ظ ]




BSC به گونه‌ای است که سه‌ گروه استراتژیک را در نظر می‌‌گیرد و هر یک اهداف مختلفی‌ دارند، شامل مشتریان که خواستار کیفیت در محصولات و خدمات ارائه شده هستند. سرمایه گذاران که می‌‌خواهند ارزش شرکت افزایش یابد و کارکنان شرکت که به دنبال پرداختی جذاب و امنیت شغلی‌ هستند (سانجز و انجل و لوپز[۳۱]٢،۲۰۰۷). در این مدل گروهی از شاخص‌ها را که با دیدگاه و استراتژی شرکت ادغام شده‌اند، در نظر می‌گیریم.  هر یک از شاخص‌ها روابط علت و معلولی را ایجاد می‌‌کنند و دو نوع شاخص، یعنی‌ شاخص‌های عامل و شاخص نتیجه را در نظر دارند.
دانلود پایان نامه
مدل چهار جنبه را در هر شاخص در نظر دارد:
۱.جنبه مالی‌: شاخص‌های مالی‌ نتایج مدیریتی را نشان می‌‌دهد. و باید با معیار‌هایی‌ مثل جریانات نقدی، سودآوری خدمات و محصولات، سودآوری سرمایه و غیره همراه باشد.
۲.جنبه مشتری: این حوزه در بر گیرنده تلاش‌هایی‌ است که برای تعیین ارزش‌های مرتبط با مشتریان ایجاد می شود. شاخص‌های عامل کیفیت، ارتباط با مشتری و شهرت شرکت در میان رقبایش است و شاخص‌های خروجی نتایجی‌ از جنبه‌های مالی‌ مثل سهم بازار، وفاداری مشتری و امثال این‌هاست.
۳.جنبه فرایند داخلی‌ کسب و کار :این مورد تجزیه و تحلیلی از فرایند‌های داخلی‌ را در روشی‌ که آن‌ ها را در زنجیره‌ ارزش ضروری می‌‌سازد فرض می‌‌کنند.
۴.جنبه یادگیری و رشد: این جنبه به عنوان گروهی از ارزش هایی که قادر به توسعه و آموزش مستمر درون سازمان است شناخته می‌‌شود (چارنسوک و چانسا،۲۰۰۸).
۲-۳-۴-۲ مدل جهت‌یابی‌(هدایت گر) اسکاندیا[۳۲]١
اسکاندیا یک شرکت خدمات مالی‌ سوئدی است که به دلیل جلودار بودن در امر اندازه گیری دانش خود به خودی برجسته شده است. اسکاندیا برای اولین بار به صورت داخلی‌ گزارش سرمایه فکری خود را توسعه داد و در سال ۱۹۹۴ به عنوان اولین شرکت بزرگ، گزارش سرمایه فکری خود را به پیوست صورت‌های مالی‌ سنتی به سهامداران عرضه کرد. اسکاندیا به طور وسیعی ابزار‌ها و روش‌های مختلف اندازه گیری سرمایه فکری را تجربه کرد و سرانجام ابزار اندازه گیری خاص خود را تحت عنوان جهت یابی‌ اسکاندیا به همراه مدل ایجاد ارزش مربوط توسعه داد. لیف ادوینسون به عنوان معمار مباحث ابتکاری فوق در شرکت اسکاندیا، یک مدل جامع و پویای گزارش‌دهی‌ سرمایه فکری که جهت‌یابی‌ اسکاندیا نام داشت را با پنج حوزه مالی‌، مشتری، فرایندی، توسعه و نوسازی و انسانی‌ مطرح نمود (ادوینسون،۱۹۹۷).[۳۳]٢

شکل ۲_۵ ارزش بازار در مدل جهت یابی‌ اسکاندیا(Kannan et al, 2004)
۲-۳-۴-۳ درخت شاخص سرمایه فکری[۳۴]۱
این مدل توسط برادران روس(۱۹۹۷)، از موسسات خدمات سرمایه فکری لندن به وجود آمده است و در زمره رویکرد‌های کارت امتیازی قرار دارد. هدف این شاخص ایجاد تجسم و انتقال سرمایه فکری و ارزش مشتق شده از آن است. شاخص سرمایه فکری به نسل دوم از روش‌های اندازه گیری سرمایه فکری تعلق دارد که کاستی‌های شیوه‌های پیشین را رفع می‌‌کند (ناظم و همکاران،۱۳۹۰).
این الگو، تمامی مؤلفه‌های سرمایه فکری را در یک شاخص سازمانی گرد هم می‌آورد. در این ادغام، اهمیّت ضریب اثرگذاری هر کدام از نماگرها نشان داده شده است. این شاخص مدیران را به طور مستقیم قادر به تشخیص و همچنین قضاوت درباره وضعیت سرمایه فکری سازمان می‌سازد. همچنین، زمینه مقایسه بین سازمان‌ها و واحدهای اقتصادی را فراهم می‌آورد.
عکس مرتبط با اقتصاد
بر مبنای این مدل، سرمایه فکری به سرمایه نیروی انسانی، سرمایه سازمانی و سرمایه مشتری و ارتباطات تقسیم می‌گردد. سرمایه سازمانی نیز سرمایه زیرساخت‌ها و سرمایه نوآوری را در برمی‌گیرد.
برای تعریف شاخص سرمایه فکری سازمان، باید مهمترین معیارهای سرمایه فکری تعریف و فهرست شوند. سپس باید فهرست معیارهای اندازه گیری سرمایه فکری سازمان را ارزیابی و دسته بندی کرده و برای هر بخش از سرمایه فکری، تنها تعداد کمی از معیارهای معنادار را انتخاب کرد. پس از کارهای فوق معیار انتخاب شده باید در یک جدول وزن بندی و خلاصه شوند.
برای تهیه معیارهای مذکور در تقسیم بندی سلسله مراتبی مدل شاخص سرمایه فکری باید سه مرحله زیر انجام گیرد: بازنگری اساسی درشاخص‌های موجود، ایجاد شاخص‌هایی که نشانگر وجود جریان و ارتباط بین بخش‌های مختلف سرمایه فکری هستند و ایجاد سلسله مراتبی از شاخص‌های سرمایه فکری.
هرکدام از این شاخص‌ها تحت یک شاخص اصلی طبقه بندی شده اند، این کار بدین منظور است که بتوان از آن برای مقایسه یک بخش درطول زمان (روند) و یا مقایسه یک بخش با سایر بخش‌ها استفاده کرد.
شکل ۲_۶ درخت شاخص سرمایه فکری برادران روس
این مدل کلیه‌ی معیارهای مختلف سرمایه فکری را در یک جدول یا حداقل در تعداد کمتری از معیارها یکپارچه می کند. به این ترتیب امکان ایجاد یک تصویر جامع از سرمایه فکری سازمان مهیا می گردد، تصویری که اجازه مقایسه بیرونی را به سازمان می دهد و همچنین رابطه بین سرمایه فکری و سرمایه مالی یک سازمان را پیگیری میکند.
۲-۳-۴-۴ مدل حسابرسی سرمایه فکری(کارگزار تکنولوژی)[۳۵]١
این مدل توسط بروکینگ(۱۹۹۶) مطرح شد، او دانش سازمانی را به چهار طبقه دارایی‌های انسان محور، دارایی‌های زیر ساختی، دارایی‌های فکری و دارایی‌های بازار تقسیم می‌‌کند و ارزش

سرمایه فکری سازمان را طی‌ فرایند ارزیابی مشخص می‌‌کند. هر بخش از مدل به وسیله پرسشنامه‌های ممیزی مخصوص درباره‌ متغیر ‌های مرتبط با طبقه دارایی بررسی می شود. بخش  اول پرسشنامه مشتمل بر ۳۰ سوال است که بر نیاز به تقویت سرمایه فکری تاکید دارد. و در ادامه پرسشنامه ۱۷۸ سوال است که مرتبط به چهار طبقه نامبرده از سرمایه فکری می‌‌باشد.
شکل ۲_۷ مدل کارگزار تکنولوژی بروکینگ
۲-۳-۴-۵ مدل سرمایه فکری مستقیم[۳۶]١
تاکید این روش اندازه گیری ارزش سرمایه فکری ابتدا بر شناسایی اجزای مختلف آن و سپس ارزیابی هر یک از این اجزا قرار گرفته است. با تعیین اجزای سرمایه فکری (نظیر سرمایه مشتری نظیر وفاداری مشتریان، مالکیت فکری نظیر حقوق اختراعات، دارایی‌های فنی‌  نظیر دانش فنی‌، دارایی‌های انسانی‌ نظیر آموزش و دارایی‌های ساختاری نظیر سیستم‌های اطلاعاتی‌) و تعیین ارزش هر یک از اجزا می‌‌توان ارزش کلی‌ سرمایه فکری شرکت را محاسبه نمود. این روش پیچیده‌ترین اما دقیق‌ترین ابزار اندازه گیری سرمایه فکری است. عیب اصلی‌ این روش در ضرورت شناسایی تعداد زیادی از اجزا و اندازه گیری  و ارزش گذاری هر یک از آن‌ ها می‌‌باشد که موجب پر هزینه و پیچیده شدن این روش می‌‌گردد (انواری رستمی و همکاران، ۶۲،۱۳۸۲).
۲-۳-۴-۶ روش کیو توبین[۳۷]٢
روش کیو توبین، توسط جیمز توبین (۱۹۷۸)، برنده نوبل اقتصاد توسعه داده شد. این نسبت، ارتباط بین ارزش بازار یک شرکت و ارزش جایگزین آن شرکت (هزینه جایگزینی دارایی‌های آن‌ شرکت) را اندازه گیری می‌‌کند. به صورت تئوری در بلند مدت این نسبت به سمت واحد میل می‌‌کند، اما شواهد تجربی‌ نشان می‌‌دهد  که در همین زمان این نسبت می‌‌تواند به طور معنا داری با عدد یک متفاوت باشد.برای مثال شرکت‌های نرم افزاری که به میزان زیادی از سرمایه فکری بهره می‌‌جویند، نسبتی در حدود هفت یا بالاتر دارند در حالی‌ که شرکت‌های با سرمایه فکری فیزیکی‌ زیاد نسبتی در حدود یک دارند. نسبت کیو توبین در اصل شبیه به نسبت بازار به دفتر می‌‌باشد. با این تفاوت که توبین در هنگام محاسبه، هزینه جایگزینی دارایی‌های فیزیکی‌ را به  جای ارزش دفتری دارایی‌های فیزیکی‌ به کار می‌گیرد. نسبت حاصله به این شکل به کار می‌‌رود که چنانچه نسبت کیو ی یک شرکت، بزرگتر از مقدار واحد و نیز بزرگتر از مقدار کیو رقابتی باشد، شرکت مزبور توانایی کسب سود بیشتر از شرکت‌های مشابه را دارا است (فاضل یزدی و همکاران،۱۳۹۲).
۲-۳-۴-۷ روش ارزش افزوده اقتصادی [۳۸]۱(EVA)
ارزش افزوده اقتصادی یک شاخص بنیادی برای اندازه گیری عملکرد و ارزش واقعی شرکت بوده. این معیار نشان دهنده سود باقی‌ مانده پس از کسر هزینه‌های سرمایه‌ای است. ارزش افزود اقتصادی یک معیار عملکرد ساده تلقی‌ می شود و تصویر  واقعی از ایجاد ثروت برای سهامداران ارائه کرده و در اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری و شناسایی فرصت‌هایی‌ برای بهبود و توجه به منابع کوتاه مدت همانند منابع بلند مدت به مدیران کمک می‌‌کند.از مزایای آن داشتن همبستگی‌ با قیمت سهام است و نیز با بودجه بندی، برنامه ریزی مالی‌، هدف گذاری و جبران خدمات تشویقی ارتباط دارد. اما از نقاط ضعف این روش می‌‌توان به رویه‌های تعدیل پیچیده، دارایی‌های خالص در برابر ارزش بازار دارایی‌ها، قدرت تبییینی ضعیف، پذیرش یک ساختار نظارتی تنها به نفع سهامداران اشاره کرد.
۲-۳-۴-۸ مدل ضریب ارزش افزوده فکری(VAIC)
این مدل توسط پالیک مطرح شده است.این مدل مبتنی‌ بر این فرض است که اندازه‌ گیری و توسعه ارزش افزوده شرکت ممکن است بر  ارزش بازار شرکت تاثیر بگذرد( پالیک،۲۰۰۰). ضریب ارزش افزوده فکری ،کارایی ایجاد ارزش در شرکت‌ها را اندازه گیری و پایش می کند. کارایی سرمایه انسانی‌ به عنوان زیر مجموعه ضریب ارزش افزوده فکری، کارایی سرمایه فکری در شرکت را توصیف می‌‌نماید. ارزش ضریب ارزش افزوده فکری  بر اساس این اصل است که ایجاد ارزش، برخاسته از دو عامل اولیه‌ به عنوان منابع سرمایه‌ای فیزیکی‌ و منابع سرمایه‌ی فکری می‌‌باشد. در حقیقت این ضریب کارایی مطلق ایجاد ارزش مربوط به تمامی‌ منابع به کارگرفته شده را محاسبه می‌‌کند؛ در حالی‌ که کارایی سرمایه فکری، ارزش ایجاد شده توسط سرمایه فکری به کار گرفته شده را منعکس می‌‌کند (طالبی و همکاران،۱۳۹۲).
ارزش افزوده را با توجه  به اطلاعات موجود در صورت‌های مالی‌ سالانه شرکت‌ها می‌‌توان به صورت زیر محاسبه نمود:
هزینه استهلاک+هزینه حقوق و دستمزد کارکنان+سود عملیات=ارزش افزوده
۲-۱
(VA)=OP+HC+D+A
(VA)
OP: سود عملیاتی
HC: هزینه حقوق و دستمزد کارکنان
D+A: استهلاک
در واقع در مدل پالیک، پرداخت بابت حقوق و دستمزد کارکنان به عنوان هزینه در نظر گرفته نمی‌‌شود بلکه به عنوان سرمایه گذاری محسوب می‌‌گردد. در مدل پالیک ضریب ارزش افزوده فکری دارای سه‌ زیر مجموعه کارایی سرمایه انسانی، کارایی سرمایه ساختاری و کارایی سرمایه به کار گرفته شده می‌‌باشد.
نحوه محاسبه هر یک از این زیر مجموعه‌ها به این صورت می‌باشد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:12:00 ب.ظ ]




بخش دوم
سیری در تحول معنایی آزادی و امنیت در اندیشه غرب
آزادی در اندیشه غربی
مفهوم آزادی در نظام های مختلف اجتماعی معانی متفاوت و بعضاً متضادی دارد. آزادی به مفهوم غربی و در چارچوب نظام غربی، چیزی جز سرکشی و تعرض به مفاهیم مذهبی و دینی و رهایی مطلق از بندهای دین مسیحیت نیست. در این نظام انسان ها حق مسلم خود می دانند که آزاد باشند، آن هم به شکل رهایی مطلق و عدم تقید و نفی هرگونه محدودیت و امور مقدسی که آن ها را در یک چارچوب خاص و ثابتی قرار دهد. از این ‌واژه در زبان لاتینی با معادل Libertas و در زبان فرانسه با Librete و در زبان انگلیسی با معادل Freedom و یاLiberty، یاد شده است. این واژه در زبان عربی هم با معادل “حرّیه” و “اختیار” به‌ کار رفته که معنای روشن و متداول آن، مفهوم ضد بردگی آن می‌ باشد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
آزادی در وسیع ‌ترین معنای کلمه، حالتی است که در آن چیزی محدود و وابسته به چیزهای دیگر نباشد و بتواند در فضا جابه‌ جا شود. در مورد انسان، حالتی است که در آن اراده‌ی شخص در رسیدن به مقصود، به مانعی برخورد نکند ( آشوری،۱۳۸۶: ۲۰).
معادل انگلیسی این واژه با حروف اضافی خاصی در موارد مختلفی به ‌کار می‌رود؛ که برخی از آن‌ ها عبارتند از:
lt="تحقیق - متن کامل - پایان نامه” width="390″ height="390″ />

  1. آزادی و رهایی از زندان؛ ۲٫ اجازه انجام دادن کاری بدون محدودیت؛ ۳٫ حق یا قدرت انجام کاری که شخصی آن ‌را برگزیده است؛ ۴٫ برده و زندانی نبودن ( حائری،۱۳۷۴: ۹).آزادی بنابر دیدگاه‌ها و جهان‌ بینی‌های مختلف، معانی متفاوتی را به‌همراه دارد. براساس تعریف الحادی و سکولاریستی از آزادی، این مقوله حق انسان است و انسان در خوراک، پوشاک، عقیده، رفتار و تمامی جنبه‌های زندگی آزاد است. به ‌بیان دیگر، آزادی خواهش‌های نفسانی و قانونمند انسان است. در مقابل، براساس تعریف الهی، آزادی حقّی است که خداوند، برای انسان جعل و مقرّر داشته و حدّ آن، مرزهایی است، که در قوانین الهی مشخص شده است. این‌گونه از آزادی، میدان وسیعی است؛ که اندیشه و تمامی استعدادهای آدمی را به رشد و فلاح می ‌رساند ( اسحاقی، ۱۳۸۴: ۳۷).

خاستگاه آزادی
پیش از آن ‌که اندیشه آزادی ‌گرایی و آزادی در مغرب ‌زمین مطرح باشد، گرایش به آن، در خاورزمین مورد توجه بوده است. برخی معتقدند نمونه ‌ای روشن و بسیار کهن از این ‌گونه گرایشات را در برخی از سخنان اوستایی، که مربوط به سده‌هایی پیش از میلاد مسیح بوده را می ‌توان در ایران مشاهده کرد. در مورد خاستگاه آزادی در مغرب ‌زمین هم نظریات مختلفی توسط اندیشمندان ارائه شده و برخی برآنند یونان باستان خاستگاه آزادی بوده است و سقراط را به ‌عنوان آزادی ‌گرای بزرگ معرفی کرده‌اند. برخی دیگر از اندیشمندان، ظهور کلیسای مسیحی در غرب را خاستگاه مهم آزادی در غرب و در نتیجه جهان، قلمداد کرده‌اند و برآنند، نمی ‌توان یونان را زادگاه آزادی به آن معنایی که امروز از آن فهمیده می‌ شود، دانست. آزادی در دوران باستان، بنابه گفته‌ فیلسوف دوران روشنگری “نبژامن کونستان” به این معنا بود، که هرکس حق داشت، در اداره‌ ی اجتماع، مشارکت کند؛ بنابراین معمولاً همه‌ ی شهروندان در مجالس قانون ‌گذاری خدمت می‌ کردند؛ یا اگر این کار ممکن نبود قانون‌ گذاران، با قرعه انتخاب می ‌شدند (دورانت، ۱۳۶۲: ۳۰). در آن دوران، حقوق فرد مورد محافظت قرار نمی ‌گرفت و دموکراسی یونانی به‌ معنای انقیاد فرد در برابر اقتدار اجتماع بود. اما در دنیای مدرن، آزادی در وهله‌ ی اول به‌ معنای آزادی فرد از فرمانروایی خودسرانه است. برمبنای این نظر، آزادی در غرب از سلسله ‌ای از نبردهای قدرت، زاده شد و پیامدهای این نبردها، بین دولت و کلیسا، شاه و اشراف، کاتولیک‌ها و پروتستان‌ ها و تجارت و دولت، در بافت زندگی غربی جای گرفته و سبب شدند فشارها برای آزادی فردی، به‌ ویژه در انگلستان و سپس در آمریکا بیش‌ تر و بیش‌ تر شود. بنابراین می‌ توان گفت، در شکل‌ گیری آزادی به‌ معنای مدرن دنیای غرب، باید ریشه‌های “رومی” آن ‌را مورد توجه قرار داد؛ چراکه کلیسای کاتولیک، عینی ‌ترین میراث روم بوده؛ که به‌ عنوان نهادی مستقل از دولت شکل گرفت؛ البته هیچ‌ گاه خود را پشتیبان آزادی‌‌ های فردی ندانست. سرانجام، آزادی‌ خواهی فردی به ‌عنوان پرخاش در برابر کلیسای کاتولیک، شکل گرفت و کیش پروتستان به‌ عنوان پیشرو گونه ‌هایی از آزادی‌ گرایی در آغازین سال‌های سده دهم تا شانزدهم، به ‌وجود آمد.از اولین و مشهورترین شخصیت های علمی و فلسفی غربی که بحث آزادی و اختیار را با اهمیت احساس کرده و آن را بطور مفصل و منظم مورد تحلیل و بررسی قرار داده است «ارسطو» می باشد. اگر پیش از ارسطو نیز بررسی هایی انجام گرفته باشد، به شکل غیرمنظم و پراکنده بوده است. ارسطو در کتاب «اخلاق برنیگوماکوس » چندین فصل ر ا به بحث آزادی، اراده و اختیار اختصاص داده است.
جایگاه آزادی در اندیشه لیبرالیسم
در اندیشه لیبرالیسم به عنوان مبنای فلسفی رفتاری غرب، آزادی، یگانه پایه و اساس انسانیّت به‌ حساب می ‌آید. آزادی یک فصل منطقی است؛ که انسان، به ‌وسیله آن از همه‌ ی حیوانات و بلکه از همه‌ ی خلایق امتیاز می ‌یابد. از این نظر، از همه‌ ی توانایی‌ های انسان، حتی نیروی عقل و خرد و ابتکار برتر است.
“آیزایا برلین” در بیان نظر “جان استوارت میل” به‌ عنوان یکی از مهم ‌ترین نظریه ‌پردازان آزادی در غرب می ‌نویسد: «در نظر میل، جدایی انسان از حیوان نه به ‌خاطر آن است که آدمی عقل دارد؛ یا می‌ تواند دست به اختراع و ابداع اسباب و آلات و روش‌های گوناگون بزند. امتیاز انسان در درجه اول از آن ‌جا است که می‌ تواند برگزیند و انسانیّت کامل، آن‌گاه تحقق می‌ یابد، که بتواند برگزیند و موضع گزینش واقع نگردد، راکب باشد نه مرکب.»( سروش، ۱۳۸۱: ۳۷). این تحلیل از انسان، شأن انسان را در آزادی او دانسته و اساس شخصیت انسانی را بر اراده استوار می داند، ‌اراده ‌ای که حاکم است و نه محکوم.
اندیشه لیبرالی غرب با اعتقاد به فردگرایی(Individualism).، معیار حقیقت و مدار هستی را فرد دانسته و امیال و اهداف فرد را از هرلحاظ مقدّم بر جامعه قرار می ‌دهد و برآنست که؛ از آن ‌جایی ‌که برای شناخت ارزش‌ها در جهان، هیچ ملاک و ابزاری در دست نیست و ارزش‌ های انسانی جز بر پایه‌ ی خواسته‌های افراد، تعریف و توصیف نخواهد شد و این خود شخص است، که باید اخلاقیّات خود را پی‌ ریزی کند، بنابراین چاره‌ای نیست، جز آن‌ که افراد هرکدام آزادانه و به ‌شکل برابر، به ‌دنبال خواسته‌های خویش باشند و هیچ چیزی جز خواسته‌های دیگران، نباید آن‌ را محدود و ممنوع سازد. “آیزایابرلین” مؤلف کتاب چهارمقاله درباره آزادی، در تبیین همین اندیشه در پاسخ به این سؤال که آیا ارزش والاتر از انسان هست تا بتوان شخصی را بدان وادار کرد، می‌ گوید:« هیچ ارزش بالاتر از فرد وجود ندارد.» (همان،۱۳۸۱: ۷۰). آزادی در این بینش، به معنای آزادی از همه‌ ی انسان ها در هر مرتبه روحی و اخلاقی و در هر جایگاهی که باشند، از همه‌ ی اجبارها و موانع تحقق خواسته‌های بی ‌قید و شرط انسانی، برای رسیدن به سود بیشتر و لذّت فردی بیشتر است.
“توماس هابز” در رساله‌ ی “لویاتان” در شرح این آزادی بی ‌قید و شرط می‌ گوید: « آزادی در مفهوم صحیح آن، فقدان مخالفت است و بر اساس این معنای صحیح و عموماً پذیرفته‌ شده از کلمه، انسان آزاد کسی است که اگر میل به انجام کاری داشته و قدرت و ذکاوت انجام آن‌ را داشته باشد، با موانعی مواجه نشود» (هابز،۱۳۸۱ :۲۱). البته غربی‌ها علی ‌رغم مبانی نظری خود که عموماً آزادی بی ‌حد و حصر را اصیل می‌ داند، محدودیت‌هایی را برای آزادی وضع کرده ‌اند. آن‌ ها بر اثر اجبار و اضطرار مربوط به زندگی جمعی فرد، قوانین محدودکننده ‌ای را برای آزادی قرار داده‌اند. “آزادی دیگران"، “برابری” و “امنیت جامعه” در اندیشه‌ها و مکاتب مختلف از جمله محدودیت‌های آزادی قلمداد شده‌اند ( اسحاقی، ۱۳۸۴: ۱۹-۲۰). بطور کلی می توان گفت که تا قبل از «توماس هابز» (قرن هفدهم) مفاهیم محوری فلسفه سیاسی، «فضیلت » و «عدالت » و رابطه آن ها با «قدرت » بوده است. نکته حائز اهمیت در این دوران، برجسته شدن وجه سیاسی مفهوم آزادی در پرتو تحولات بوجود آمده در عرصه های مختلف تفکر غربی است.
تطور معنای آزادی
از جمله نظریه پردازان آزادی در فلسفه نوین سیاسی غرب «جان لاک »، «توماس هابز»، «فریدریش هگل » و از همه مهم تر، «جان استوارت میل» بودند که فرد اخیر در راستای سنت فکر موج اول مدرنیته (مدرنیته لیبرالی) - که از ابتدا تا پایان قرن ۱۹ را در بر می گیرد - عبارت است از پروژه یا طرحی که شامل انسان گرایی، عقل گرایی، فرد گرایی، پافشاری بر آزادی وغیره است. همه این موارد را می توان در یک مؤلفه کلی یعنی لیبرالیسم خلاصه کرد. این موج دوران افراط در فردگرایی و آزادی بوده است، و بر آزادی فرد تاکید کرد.
در ادامه، فلسفه سیاسی غرب که با طرح مفهوم محوری آزادی در صدد پاسخ گویی به مسئله رابطه فرد و جامعه و فرد و دولت بود، به دلائلی نه تنها نتوانست آزادی فرد را در قبال قدرت جامعه و دولت حفظ کند، بلکه قدرتی فراگیر را در قالب «توتالیتاریانیسم » به بار آورد که در آن، آزادی فرد به طور کامل در دولت به تحلیل رفت و موج دوم مدرنیته (مدرنیته نظام مند یا سازمان یافته) شکل گرفت. در این دوره عملا عنصر انضباط و قدرت، جانشین عنصر آزادی شد و ساز و کارهای اطلاعاتی و فناوری های پیشرفته جدید به کمک اعمال قدرت شتافت، و در نهایت چارچوب ها و انضباط اجتماعی سختی را - به عنوان تفریطی در برابر افراطهای گذشته - به جامعه تقدیم کرد. در نتیجه، آزادی و خود مختاری فردی رنگ باخت. عاقبت این ساختار و سازمان مدرنیته نیز دوام چندانی نیاورده و بالاخره در دهه آخر قرن بیستم رو به زوال نهاد و خود را به دست موج سوم مدرنیته سپرد. موج سوم مدرنیته (مدرنیته بی انتظام یا بی سازمان). در برابر مرحله پیشین که بر سازماندهی، نظم، انضباط، وحدت گرایی، تمرکزگرایی و ادعای کشف حقیقت پا می فشرد، امروزه پیغام آور تکثر و تنوع گرایی، پراکندگی، بی مرکزی، تنوع فرهنگ ها، نسبیت گرایی و غیره تاکید دارد. در این دوره با تبدیل شدن «مدرنیته و مدرنیسم » به جریان فکری «پست مدرنیسم »[۴] در مفهوم آزادی تحول معنایی پدیدار گشت ( بال و دیگران،۱۳۸۴: ۶۱). از این رو فرد هویت فردی، آزادی و استقلال خود را در جامعه از دست داده و مقهور قدرت دولت و جامعه گردیده است. در این فرایند آزادی از تمامی قیود اخلاقی و عقلانی رخت بربست و به تعبیری دیگر، آزادی عریان گشت و تمامی رفتارهای غیراخلاقی و غیرعقلانی فرد به حق و حقوق شخصی فرد در چارچوب آزادی های فردی تعبیر می شود. از جمله متفکران عمده این دوره می توان: «فردریش نیچه»، «مارتین هایدگر» و «فوکو» را نام برد
امنیت در فلسفه سیاسی غرب
آنچه در این بخش خواهد آمد، جمع بندی مختصری از روایت تحول و توسعه ابعاد مفهوم امنیت از آغاز تا کنون در اندیشه سیاسی مغرب زمین می باشد. به رغم تلاش ها و مجاهدت های علمی فراوان، دستیابی به تعریف جامع و مانع از مفهوم امنیت، به شدت دشوار است. این مفهوم واجد خصایص و صفاتی است که محققان را برای دستیابی به تعریف مشترک با دشواری های جدی مواجه می کند.
قدمت اندیشه درباره این مفهوم به آغاز حیات بشری و زیست اجتماعی او باز می گردد. در عین حال، مجادلات درباره امنیت از پایان جنگ جهانی دوم به بعد به مجامع آکادمیک راه پیدا کرد. با وجود گذشت بیش از شش دهه از مناظرات در باب این مفهوم، کماکان عدم اتفاق نظر در بین محققان در فهم چیستی آن، نظر مشترک تلاش های فکری مذکور می باشد. برخی از اندیشمندان غربی معتقدند، نبود تعریف واحد و پذیرفته شده برای امنیت و وجود رویکرد های نظری گوناگون برای بررسی آن، این پرسش را پیش می آورد که هر کس چگونه امنیت را تعریف می کند. از نظر مورگنتا از نظریه پردازان بنام غربی در باب امنیت، این پرسش پاسخ آسانی ندارد و معتقد است، هنگام ارائه تعریف، برخی چیزها را در دل تعریف می گنجانیم و چیزهای دیگری را کنار می گذاریم (تریف و دیگران ،۱۳۸۳: ۱۱). از دهه ۱۹۸۰ به بعد و بالاخص با پایان چنگ سرد و فروپاشی بلوک شرق و شوروی سابق، مبحث امنیت به عنوان یکی از نقاط کانونی در فلسفه سیاسی غرب، ابعاد وسیع تری یافت.
مروری بر رویکردهای رایج در زمینه ابعاد امنیت در اندیشه غرب
نکته حائز اهمیت در باب رویکردهای صورت گرفته در مقوله امنیت این می باشد که، مسائل و فضای بین المللی تاثیر بسزایی در تعاریف و برداشت های اندیشمندان سیاسی داشته است. از این رو گرایش اندیشمندان به مفهوم امنیت بیشتر نگاه ملی و میهنی بوده است تا تعبیر فردی؛ با توجه به این نکته، رویکردهای رایج درباره ابعاد امنیت را در یک تقسیم بندی، می توان در چهار دسته و گروه طبقه بندی کرد:

  1. رویکرد سنتی

در این رویکرد که آن را مدل کلاسیک یا سنتی می نامند، نظریه واقع گرایی وجه غالب را دارد و از پایان جنگ جهانی دوم تا اوایل دهه۱۹۶۰ ، بر ادبیات امنیتی غلبه داشته است. در این رویکرد، دولت یگانه بازیگر در سطح جامعه و روابط بین المللی است، و امنیت مهمترین هدف و قدرت نظام و دیپلماسی، مهم ترین سازوکارهای تأمین آن به شمار می آیند. در این مدل امنیت در حیطه بین المللی مورد اهمیت و توجه اصلی اندیشمندان و سیاست مداران بوده است. همچنین، امنیت با بقا و حفظ فیزیکی نظام سیاسی و حکومت، مساوی قلمداد شده و تهدید امنیتی به منزله خطراتی است که از جانب ابزار نظامی متوجه جان، مال، سرزمین و حاکمیت کشورهاست. در این رویکرد، امنیت در مقایسه با دیگر واژه ها استقلال کمتری دارد و در بهترین حالت، نقش الحاقی و در این چارچوب، جزیی در مدل قدرت در روابط بین الملل ایفا می کند. در این برداشت و تعبیر از امنیت تهدید اصلی امنیت ملی هر کشوری، تهدید نظامی است و تنها راه مقابله با آن نیز به کارگیری سخت افزارهای نظامی می باشد. (میرا، ۱۳۶۷ : ۱۱۴).

  1. رویکرد لیبرالی

با آغاز دهه ۱۹۶۰ و در کشاکش جنگ سرد، دنیا شاهد از همپاشی و سقوط نظام هایی بود که به ظاهر و از لحاظ توان و قدرت نظامی، چنین آینده ای برای آن ها پیش بینی نمی شد. در این دوره، دو بعد دیگر امنیت و البته در کنار بعد نظامی، مطرح شدند: سیاست و اقتصاد. فساد و ناکارآمدی سیاسی و اقتصادی، دو بعد جدیدی بودند که توجه صاحب نظران را به خود جلب ساختند. طرح ایده امنیت مساوی است با توسعه، از سوی کندی رئیس جمهوری ایالات متحده و مشاور امنیت ملی اش مک نامارا، دریچه جدیدی را در مباحث مربوط به ابعاد امنیت گشود. از آن پس، تهدیدات امنیتی نه فقط تهدیدات نظامی و آن هم از نوع خارجی، بلکه در کنار آن، تهدیدات سیاسی و اقتصادی قلمداد شدند که عمدتاً از سوی نیروهای داخلی، مشروعیت و کارآمدی نظام ها را نشانه رفته بودند. در کنار ارزش حفظ تمامیت ارضی و بقای نظام سیاسی حاکم (بعد نظامی)، ارزش های دیگری نظیر ایجاد شرایط لازم برای رفاه اقتصادی و عدالت اجتماعی (بعد اقتصادی).، مردم سالاری و چرخش قدرت و حقوق و آزادی شهروندان (بعد سیاسی). نیز در قالب ارزش های ملی، به توسعه دامنه ابعاد امنیت انجامید. (درویشی، ۱۳۸۹: ۶۰). چنین برداشتی از ابعاد امنیت، در تعریفی که الیوت و ریجینالد از امنیت می کنند، به وضوح آشکار است: « کشوری دارای امنیت است که در وضعیتی قرار داشته اند که در آن به صورت نسبی یا کامل، از تهدیدات احتمالی نظامی، سیاسی و یا اقتصادی دیگر کشورها به دور باشد» (درویشی، ۱۳۸۹: ۶۲).
عکس مرتبط با اقتصاد

  1. رویکرد مکتب کپنهاگ

در دهه۱۹۸۰ میلادی، مفهوم امنیت و ابعاد آن از جمله مفاهیمی بود که در ادبیات مطالعات راهبردی و امنیتی، مورد توجه وسیع محققان قرار گرفت. بوزان و همکارانش در مکتب کپنهاگ، ایوب، کولودزیج، اولمان، بوث، توماس، کلارک و دیگران، از جمله محققانی بودند که سهمی اساسی در توسعه ابعاد امنیت داشتند. مطالعات محققان اخیر بر این نکته اساسی تأکید داشتند که مفهوم امنیت نباید صرفاً به حوزه مسایل و تهدیدات نظامی محدود شود. امنیت معنای عام تری است که نه فقط می توان آن را در عرصه نظامی به کار بست، بلکه در حوزه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست محیطی نیز قابلیت کاربرد دارد (شیهان، ۶۴:۱۳۸۸).
بوزان در کتاب مردم، دولت ها و هراس، که هم اکنون مرجع کلاسیک در مجامع اکادمیک غرب به شمار می آید، امنیت اجتماعات انسانی را تحت تأثیر عواملی در پنج بخش عمده قرار می دهد که عبارتند از نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی (بوزان،۳۴:۱۳۷۸). نکته قابل توجه در دیدگاه بوزان این است که این پنج بخش، جدای از یکدیگر عمل نمی کنند، به طور اجتناب ناپذیری به هم وابسته اند و به صورت های مختلفی با هم تداخل دارند. (شیهان۶۸:۱۳۸۸). بنابراین، در نگرش جدید که تا حدود فراوانی معلول پایان جنگ سرد و گسترش ارتباطات های اطلاعاتی و فرهنگی بود، دو بعد امنیت اجتماعی و امنیت زیست محیطی به ابعاد امنیت افزوده شد، و در این زمینه توجه و تأکید وافری به این تعابیر جدید از امنیت گشته است. منظور از امنیت اجتماعی از دیدگاه بوزان و همکارانش، توانایی جامعه برای حفظ ویژگی اساسی خود در برابر شرایط متحول و تهدیدات واقعی یا احتمالی است. به طور خاص، این نوع امنیت درباره قابلیت حفظ شرایط قابل پذیرش داخلی برای تکامل الگوهای سنتی زبان، فرهنگ، مذهب و هویت ملی و رسوم است. در چارچوب این تعریف، مشخص شدن زمانی که تهدیدی علیه امنیت اجتماعی وجود دارد، دشوار است. امنیت اجتماعی درباره وضعیتی است که جوامع تهدیدی در مؤلفه های هویتی خود احساس کنند (موتیمر، ۳۸۸:۱۳۸۸). به لحاظ زیست محیطی، فعالیت های انسانی در سطوح منطقه ای و جهانی، آثار فوق العاده مخربی بر محیط زیست دارند. آن ها امنیت زیست محیطی همه انسان ها و جوامع را در سطح جهانی تحت تأثیر قرار داده اند، به گونه ای که سرنوشت مشترکی را برای همه آن ها رقم می زنند .مقابله با این تهدیدات و چالش ها، از عهده تک تک کشورها خارج است و نیاز به اقدامی مشترک و جهانی دارد. مسایل و مشکلات مربوط به گرم شدن زمین، بالاآمدن سطح آب دریاها، سوراخ شدن لایه اوزون، آلودگی جو زمین، فرسایش خاک، کاهش منابع طبیعی زمین و انقراض نسل حیوانات، از جمله مسایل و چالش های زیست محیطی است، که امنیت جهانی را به خطر انداخته است (شیهان۶۹:۱۳۸۸).
عکس مرتبط با محیط زیست
توماس هامر دیکسون ۱ و همکارانش نیز استدلال می کنند که کمیابی منابع زیست محیطی، تهدیدی علیه امنیت است، چرا که می تواند باعث افزایش خشونت در جوامع گوناگون و جهان شود. (موتیمر۳۹:۱۳۸۰). در مجموع، نویسندگان بسیار دیگری نیز نه تنها بین مسایل زیست محیطی و امنیت ارتباط برقرار می کنند، بلکه با این کار می خواهند نشان دهند باید تعریف جدیدی از مفهوم امنیت ارائه شود و در این تعریف، ابعاد دیگری که متأثر از تغییر مرجعیت امنیت از دولت به پدیده های دیگری مانند افراد، گروه ها، مناطق زیستی و کل جهان است، دیده شود (میتوز، ۱۳۸۰: ۵۵). اوج این رویکرد و تنوع بخشی به ابعاد امنیت را می توان در بیانیه ها و قطعنامه های صادره از سوی سازمان ملل و گزارش برنامه عمران ملل متحد در دهه ۱۹۹۰ مشاهد کرد که در آن ها، مفهوم وسیع و گسترده امنیت انسانی مورد توجه قرار گرفت. «در سند ۱۹۹۴ برنامه توسعه ملل متحد، امنیت انسانی وضعیتی تعریف می شود که در آن، مردم از قید و بندها و فشارهای روحی و روانی که مانع رشد انسان می شود، آزاد و رها می شوند. امنیت انسانی عبارت است از: اول، ایمنی از تهدیدات مزمن و دیرپا چون گرسنگی، بیماری و سرکوب؛ و دوم، در امان بودن از برهم خوردن ناگهانی و زیان آور الگوهای روزمره زندگی. در این برنامه، تأمین امنیت انسانی مستلزم رویکردی هفت بعدی است که در آن، ابعاد اقتصادی، غذایی، بهداشتی، زیست محیطی، شخصی، اجتماعی و سیاسی امنیت مورد توجه قرار می گیرد» (شیهان،۲۴۱-۲۴۲/۱۳۳۸۸).

  1. رویکرد هستی شناسانه
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:12:00 ب.ظ ]




- شکلگیری حوزه تهدیدهای بیرونی ضد واحدها (ناشی از ساختار نظام)- آسیبپذیری درون نظام و تهدیدهای درون محیطی نظام
¯
معضل امنیت بین المللی

 

دولت به‌عنوان یگانه کارگزار در امور
پیوند میان دولت و ملت و شکل گیری ملت
وجود یا عدم وجود بحران هویت، مشروعیت و اقتدار و نفوذ
¯
زیرساختهای مالی دولت ملی یا
کشور
¯
شکلگیری انواع مختلف کشورها از بعد قدرت ملی و قدرت اقدام و درجه مختلف آسیبپذیریها
¯
پدیدآمدن حوزه آسیبپذیریها و امکان محققشدن تهدیدها
¯
شکلگیری معمای امنیت

 

افراد در وضع طبیعی،
پیدایش معمای امنیت و بقا
¯
شکلگیری قرارداد اجتماعی
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
¯
شکلگیری جامعه با کارگزار امنیت، یعنی دولت دولت
حداقلی یا حداکثری
¯
شکلگیری تهدیدهای
مختلف در جامعه
¯
خشونت ساختاری دولت
¯
ناکارایی دولت در ایجاد نظم اجتماعی و امنیت بهعنوان کارکرد ماهوی خود

 

 

 

منبع: (قاسمی، ۱۳۸۶)
ب- امنیت از دیدگاه مکتب لیبرالیسم
برخلاف رویکرد رئالیستی، امنیت و نظم در دیدگاه لیبرالی از توازن قوا حاصل نمی‌شود، بلکه حاصل تعاملاتی است که بین لایه های مختلف حاکمیتی، سازش بین قوانین، هنجارهای مشترک، رژیم های بین‌المللی و مقررات نهادی وجود دارد. در این راستا لیبرال ها برای ترغیب همکاری از طریق نهادهای بین‌المللی خلع سلاح و حقوق بین الملل، بر تقویت چند جانبه گرایی و نظام مبتنی بر همکاری های دسته جمعی به جای برقراری اتحادهای دو جانبه و استقرار به اصطلاح موازنه حاصل از اتحادهای مزبور تأکید می‌کنند. لیبرالیسم کلاسیک ضمن قبول وجود آنارشی در عرصه بین‌المللـی، بـا انتقـاد از سیاسـت قدرتمندانه واقع گرایی معتقد است که صلح نه با موازنه قدرت و تسلیح هر چه بیشتر کشورها، بلکه از طریق گسترش حکومت های دموکراتیک در جهان میسر است. این دیدگاه که به نظریه صلح لیبرالی معروف است، با این گزاره بیان می‌شود که حکومت های مردم سـالار هـیچ گـاه بـه جنگ علیه یکدیگر اقدام نمی‌کنند. جان اوئن معتقد است اندیشه‌های لیبرالی بر ایـن دولـت هـاحاکم است و شهروندان این کشورها قدرت اعمـال نفـوذ بـر تصـمیمات حکومـت را دارنـد. آزادی بیان و انتخابات منظم رقابتی بـرای تعیـین مقـام ها، از ویژگی‌های اساسـی ایـن نـوع نظام هاست. اختیار اعلان جنـگ در دسـت مقـام هـایی اسـت کـه مـردم انتخابشـان می‌کنند. ایدئولوژی و نهادهای لیبرال، توأم با هم سبب برقراری صلح می‌شود. مردم بـه دنبـال صـیانت نفس و رفاه هستند و برای پیگیری این دو، نیاز بـه آزادی دارنـد. آزادی نیـز در گـرو صـلح وآرامش به دست می‌آید. افراد نفع مشترک در برقراری صلح دارند و منافع ملی ایجاب می‌کندکه مردم سالاری ها با یکدیگر در صلح و سازش باشند (یزدان فام, ۱۳۸۶, ص. ۷۳۲).

نظریه‌های صلح مردم سالارانه را نوعاً به دو دسته نظریه‌های سـاختاری و هنجـاری تقسـیم می‌کنند. در نظریه‌های ساختاری، صلح میان مردم سالاری ها نتیجه محدودیت های مادی موجـود در آن‌ ها معرفی می‌شود. رؤسای قوه مجریه در دو کشور، برای آغاز جنـگ بایـد تأییـد اعضـای کابینه یا قوه مقننه و در نهایت، تائید رأی دهندگان را داشته باشند. نظریه هنجاری، علـت صـلح مردم سالارانه را اندیشه‌ها و هنجارهای مورد اعتقاد مردم سالاری ها مـی دانـد. آن‌ ها جنگیـدن بـا یکدیگر را کاری ناعادلانه یـا نسـنجیده می‌دانند و همـان هنجـار مصـالحه را کـه در داخـل مرزهایشان به خوبی به آن‌ ها نتیجه می‌بخشد، در روابط با یکدیگر نیـز بـه کـار مـی گیرنـد. اوئن معتقد است که نباید بین ساختارها و هنجارها تمایز قایل شد. آن‌ ها به تنهایی توانایی تبیین صلح مردم سالارانه را ندارند (اوئن, ۱۳۸۵, ص. ۱۷۵).
مردم سالاری ها همانند ژانوس دو چهره دارند. در حالی که با هم نمی جنگند، به دفعات بـارژیم های اقتدارگرا درگیر جنگ و منازعات نظامی می شوند. مـردم سـالاری ها از آن رو بـا هـم نمی جنگند که یکدیگر را متمایل به صلح جویی می انگارند و براساس همـین انگـاره دسـت بـه عمل می زنند. این هنجارها، هویت جمعی آن‌ ها را در روابط بین‌الملل می‌سازد. آن‌ ها بـر اسـاس هویت جمعی شان، جوامع امن کثرت گرا را ایجاد می‌کنند، بـر موانـع موجـود در راه همکـاری بین‌المللی فائق می آیند و نهادهای بین‌المللی تشکیل می‌دهند.
نئولیبرالیسم نهادگرا، یکی ازنظریه‌های جریان اصلی و از گرایش های مهم لیبرالیسـم اسـت که ضمن تأکید بر نقش مهم دولت ها در عرصه بین‌المللـی و در برقـراری صـلح و امنیـت، بـه روابط در فراسوی دولت ها نظر دارد. این نظریه، ریشـه در اندیشه‌های کانـت بـرای تشـکیل حکومت جهانی و آرمان گرایـی اوایـل سـده بیسـت دارد و بـا تعمیـق وابسـتگی متقابـل میـان کشورها، گسترش نهادها و سازمان ها و رژیم های بین‌المللی، بـیش از پـیش مـورد توجـه قـرارگرفته است. نئولیبرالیسم نهادگرا نیز همانند واقع گرایی قبول دارد که عرصه بین‌المللـی، عرصـه آنارشی است و چنین فضایی امنیت ملی و بین‌المللی را به خطر می اندازد، اما برای حفظ امنیت راه حل متفاوتی دارد. صاحب نظران این نظریه بر این باورند کـه بـرای ایجـاد امنیـت و حفـظ صلح باید رفتار دولت ها مهار و به آن‌ ها لگام زده شود و این کار با ایجاد سازمان ها و رژیم هـای بین‌المللی میسر است. درعین‌حال، پرسش این است که نهادها چگونه می‌تواننـد دولـت هـای دارنده منافع متعدد و متنوع ر
ا تحت تأثیر قرار دهند؟ (ویلیامز, ۱۳۹۰)
این تأثیرگذاری به دو صورت تحقق می‌یابد. نخست اینکه روابط و پیونـد ها میـان افـراد، گروه ها، مؤسسات و شرکت های فنـی و تخصصـی غیردولتـی، هـر روز در حـال وسیع‌تر وعمیق ترشدن است و نقش آن‌ ها در عرصه بین‌المللی به شکل فزاینده ای افزایش می‌یابد. چیـزی که ازنظر کوهن و نای، به‌عنوان مهم‌ترین صاحب نظران این نظریه تاکنون نادیده گرفته شـده است. ازنظر آن‌ ها، تماس ها، ائـتلاف ها و مبـادلات، در ورای مرزهـای دولـت ها کـه ارکـان سیاست گذاری خارجی اصلی حکومت ها کنترلی بر آن‌ ها ندارنـد، صـورت مـی گیـرد (مشیرزاده, ۱۳۸۵, ص. ۳۳)«« دوم اینکه سازمان ها، نهادها و رژیم های بین‌المللی، فراتر از اراده و منافع صرف دولت ها در عرصـه بین‌المللی ایفای نقش می‌کنند. با توجه به انتخاب عقلانی در رفتـار دولـت ها، آن‌ ها مایلنـد ازطریق همکاری به منافع شان دست یابند. این منافع بـه خـاطر نقشـی کـه نهادهـا و رژیـم هـای بین‌المللی دارند، از طریق همکاری با آن‌ ها بهتر تأمین می‌شود. ایـن نهادهـا بـا ایجـاد قواعـد وهنجارهای عام، ارائه اطلاعات لازم به کشـورهای مختلـف، فـراهم آوردن زمینـه گفتگـو میـان بـازیگران متعدد عرصـه بین‌المللـی و بالاخره، در مرحلـه پیش رفته ، ایجـاد ساختار واحد، شفاف سازی روابط دولت ها و حل معمای امنیت در عرصه بین‌المللـی، کـه عنصـری مـؤثر در نا امنی بین‌المللی محسوب می‌شود، نقش اساسی در برقراری امنیت ایفا می‌کنند (یزدان فام, ۱۳۸۶, ص. ۷۳۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:12:00 ب.ظ ]




مشخص کردنِ تجهیزات زنبورستان که از عوامل پیش­گیرانه­ی سرقت کندوها یا تقلب می­باشد، موضوع مواد ۱۳۱٫۰۶۱ الی ۱۳۱٫۰۶۵ قانون تگزاس در این مورد است. تجهیزات و کندوهای زنبورستان باید به طور واضح و نازدودنی­ای توسط بازرس مارک بخورد که شامل نام و آدرس مالک یا علامت تجاری که بر اساس ماده ۱۳۱٫۰۶۴به ثبت رسیده، باشد[۲۶].
دانلود پایان نامه

 

ب: گواهی­نامه سلامت

 

لزوم صدور گواهی­نامه سلامت زنبورستان جهت فروش آن و اظهارنامه­ی زنبوردار در تایید چگونگی پرورش زنبورعسل(Burger, 2003)، در قوانین ایالات بسیار به آن پرداخته شده است. بر اساس ماده­ی ۱۳۱٫۰۲۳ قانون ایالت تگزاس، فروش ملکه، جمعیت زنبور، بچه زنبور، کندوی حاوی زنبور امکان ندارد، مگر با ارائه­ گواهینامه­ی صادره توسط بازرس مبنی بر تایید سلامت زنبورستان که از زمان بازرسی ۱۲ ماه بیش­تر نگذشته باشد؛ یا ارائه­ اظهارنامه­ای که خودِ زنبوردار آن­را صادر می­ کند مبنی بر این­که زنبورستانش عاری از هرگونه بیماری است.
در ایران گواهی سلامت از ملزومات انتقال زنبورستان از استانی به استان دیگر است که بر اساس قانون برنامه­ی کوچ می­بایست گواهی بهداشتی واحد زنبورداری، از شبکه­ دامپزشکی شهرستان محل فعالیت.[۲۷]… صادر شود.

 

ت: گواهی بازرسی

 

در ماده ۱۳۱٫۰۴۳ قانون تگزاس، از کسب گواهی بازرسی صحبت کرده: «لزوم کسب گواهی بازرسی از بازرس توسط زنبوردار جهت تایید سلامت زنبورستان، تجهیزات، گرده­ی گل یا عسل. هم­چنین پرداخت حداقل دستمزد قید شده در گواهی­نامه را نیز متذکر شده. با یادآوریِ این نکته که، بازرسی مجدد، دستمزد مجدد را به همرا دارد. » (Burger, 2003)، اما مستقیما از موارد کاربرد آن در این ماده، چیزی نگفته. البته متعاقبا در مواد بعدی به موارد کاربرد آن برمی­خوریم که در فروش، انتقال، استفاده از دارو و … مورد استفاده قرار می­گیرد.
در ایران، وجود بازرس جهت تایید سلامت زنبورستان­های یک منطقه، در مقررات مربوط به زنبورداری تعریف نشده است[۲۸] و این فقدان در شرایطی است که بسیاری از زنبورداران، بصورت سنتی به امر زنبورداری مشغول هستند و نهایت آموزش و آگاهی آن­ها، به چند جلسه کلاس آموزشی جهاد کشاورزی محدود می­ شود، که قریب به اتفاقِ آن­ها با هدف دریافت دفترچه­ی زنبورداری، جهت دریافت تسهیلات مالی و کالا حضور به هم می­رسانند.
این مطلب کاملا واضح و مبرهن است که وجود بازرس قانونی جهت نظارت بر امور زنبورداری –از نحوه­ استقرار زنبورستان و شیوه­ خوراک دادن به زنبورها گرفته تا زمان و نحوه­ عسل­گیری- از بروز بسیاری از تخلفات و انحرافات در شغل زنبورداری جلوگیری می­ کند و افراد می­توانند با اطمینان خاطر بیش­تری عسل را خریداری کنند.
در واقع یک سیاست کنشی که در پیش­گیری از بسیاری از تخلفات و انحرافات نقش موثری را ایفا می­ کند، می ­تواند تعیین بازرس در چرخه­ی صنعت زنبورداری باشد؛ که متاسفانه این خلا در سیاست جنایی تقنینی ایران، عامل بروز و ارتکاب بسیاری ناهنجاری و تخلفات و بعضا جرایم، در این زمینه شده است.

 

ث) صدور مجوز صادرات و واردات

 

در دو حالت این امکان وجود دارد که زنبور مجبور به جابجاییِ کندوهای خود زمکانی به مکان دیگر شود که در واقع، زنبورستان جدیدی را جهت ادامه­ فعالیت خود انتخاب می­ کند؛ یک مورد زمانی است که زنبورداری تعدادی کندوی جدید خریداری می­ کند و مورد دوم زمانی است که به جهت تغییر فصل و لزوم تغییر ییلاق به قشلاق، زنبوردار را ناگزیر به جابجایی می­ کند. فروش و یا تمهید مکان مناسب­تر برای استقرار زنبورستان، لزوم حمل و انتقال کندوها را به همراه دارد و اگر این انتقال از منطقه­ای به منطقه­ جغرافیایی دیگر باشد، احتیاج به مجوز مخصوصی دارد که هر یک از دو کشور مورد بررسی، قوانین خاص خود را دارد.
لزوم کسب مجوز جهت صادرات زنبورستان به خارج از ایالت یا به استان دیگری در همان ایالت، از اموری است که قوانین ایالتی به طور مفصل به آن پرداخته­اند. مگر افرادی که از ۱۲ کندو کمتر دارند. هم­چنین جهت واردات کندو کسب مجوز لازم است با این تفاوت که استثنای مذکور برای صدور وجود ندارد[۲۹] ( Burger, 2003). ماده­ی ۰۴۳,۱۳۱، بند (e) مقرر می­دارد که مقررات مربوط به صادرات، در مورد واردات اجرا نمی­ شود و استثنائاتی که در بخش صادرات وجود دارد، مشابهِ آن­ها در مورد واردات وجود ندارد.
در ایران، به موجب ماده­ی ۳ برنامه­ی کوچ و ضوابط استقرار زنبورستان­ها ، انتقال زنبورستان، که از استانی به استان دیگر صورت می­گیرد، طی مراحل اداری به ثبت می­رسد. در واقع طی ۷ مرحله، به متقاضی مجوز انتقال زنبورستان، به مکان مورد درخواست داده می­ شود.
که طیِّ این ۷ مرحله به این ترتیب است: «
۱) زنبوردار درخواست کتبی خود به همراه گواهی بهداشتی واحد زنبورداری از شبکه دامپزشکی شهرستان محل فعالیت، مبنی بر سلامتِ واحدِ تولیدی را یک ماه قبل از مهاجرت برای صدور مجوز مهاجرت به مدیریت جهادکشاورزی شهرستان مبداء ارائه می نماید.
تبصره: درمواقع اضطراری و بروز بحران، حداکثر درمدت یک هفته باید درخواست زنبوردار برای صدور مجوز مورد بررسی قرار گیرد.
۲) مدیریت جهادکشاورزی شهرستان مبدأ، زنبوردارِ متقاضیِ مهاجرت را با تعیین مقصدِ مهاجرت، به معاونت بهبود تولیدات دامی استان، معرفی می­نماید.
۳) معاونت بهبود تولیدات دامی استان مبدأ، زنبوردارِ متقاضیِ مهاجرت را باتعیین مقصد مهاجرت، به معاونت بهبود تولیدات دامی استان  مقصد، معرفی می نماید.
۴) معاونت بهبود تولیدات دامی استان مقصد، ضمن هماهنگی با مدیریت جهادکشاورزی شهرستانِ مقصد، درصورت موافقت با استقرار کندوهای متقاضی، مراتبِ موافقتِ خود را، حداکثر ظرف مدت یک هفته به معاونت بهبود تولیدات دامی استان مبدأ، اعلام می­نماید.
۵) معاونت بهبود تولیدات دامی استان مبدأ، درصورت موافقت با استقرار کندوهای متقاضی از سوی معاونت بهبود تولیدات دامی استانِ مقصد، مراتبِ موافقتِ خود را حداکثر ظرف مدت یک هفته به مدیریت جهادکشاورزی شهرستان مبدا، اعلام می­نماید.
۶) مدیریت جهادکشاورزی شهرستان مبدأ، حداکثر ظرف مدت یک هفته پس از  دریافت موافقت معاونت بهبود تولیدات دامی استان، اقدام به صدور مجوز مهاجرت کندوها به نام متقاضی نموده و نسخه­ای از مجوز صادره را به معاونت بهبود تولیدات دامی استان، به منظور اعلام به استان مقصد، ارسال می­نماید.
۷) شبکه­ دامپزشکی شهرستانِ مبدأ، حداکثر ظرف مدت یک هفته پس از دریافت موافقتِ معاونت بهبود تولیدات دامی استان، اقدام به صدور مجوز بهداشتیِ مهاجرتِ کندوها، به نام متقاضی نموده و نسخه­ای از مجوز صادره را به معاونت بهبود تولیدات دامی شهرستان، به منظور اعلام به استان مقصد ارسال می­نماید».
گرچه نامه­نگاریِ این درخواست، و این­که هر درخواست ظرف یک هفته باید پاسخ داده شود، و صدور این مجوز بین ۳ تا ۶ هفته ممکن است به طول بینجامد، اما صدور این مجوز، برای ساماندهیِ تردد زنبورستان­ها بسیار حائز اهمیت است، و از فرصت­طلبیِ برخی زنبورداران جلوگیری می­ کند.

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:11:00 ب.ظ ]




 

میزان جوایز حساب قرض‌الحسنه پس‌انداز عادی معادل ۲ درصد کل مانده میانگین روزشمار( جمع مانده حساب پایان هر روز طی یک سال تقسیم بر تعداد روزهای سال این حساب) است. ضمناً به موجب دستورالعمل بانک مرکزی، حداقل به ۵ و حداکثر ۱۰ درصد سپرده‌گذاران مشمول جایزه، جوایزی به قید قرعه( قرعه کشی متمرکز در اداره مرکزی در مراکز استان‌ها) تعلق خواهد گرفت..

اهداف مشترک حساب قرض‌الحسنه پس‌انداز

 

 

    1. تسهیل در امر خدمات رسانی به مشتریان بر اساس اصل ” مشتری مداری”

 

    1. جمع‌ آوری و نگهداری وجوه مازاد بر مصرف مشتریان

 

    1. به‌کارگیری وجوه جمع‌ آوری شده در امور معیشتی افراد

 

      1. تأمین و تجهیز منابع مالی بانک در جهت اهداف اقتصادی کشور.

    عکس مرتبط با اقتصاد

 

حساب قرض‌الحسنه جاری
الف) حساب قرض‌الحسنه جاری اشخاص
این حساب مخصوص اشخاص حقیقی است. پرداخت هرگونه وجه از این حساب، منوط به دستور دارنده‌ی حساب از طریق صدور چک در وجه خود، حامل یا شخص معین است.
ب) حساب قرض‌الحسنه جاری شرکت‌ها
این حساب مخصوص اشخاص حقوقی است. ماهیت این حساب مانند حساب قرض‌الحسنه‌ی جاری اشخاص است. ضمناً علاوه بر مزایای حساب جاری اشخاص، دارندگان این حساب می‌توانند از امتیاز دریافت وام قرض‌الحسنه‌ی معیشتی برای کارکنان خود، بر اساس میانگین مانده این حساب، بر طبق ضوابط و مقررات موجود بانک استفاده کنند.
ج) حساب قرض‌الحسنه جاری دولتی
این حساب مخصوص ارگان‌ها، وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی است. افتتاح این حساب با مجوز خزانه‌داری کل صورت می‌گیرد. ضمناً بر اساس توافق دو جانبه و داشتن سپرده‌ی قابل توجه در نزد بانک، خدمات پرداخت حقوق کارکنان آنها توسط بانک امکان‌پذیر است. همچنین اعطای وام قرض‌الحسنه‌ی معیشتی، مانند حساب قرض‌الحسنه‌ی جاری شرکت‌ها برای دارندگان این حساب طبق مقررات و ضوابط موجود قابل اجراست.
سپرده‌های سرمایه‌گذاری مدت‌دار
سپرده سرمایه‌گذاری مدت‌دار( کوتاه مدت و بلند مدت) به سپرده‌هایی گفته می‌شود که به قصد کسب سود به بانک سپرده می‌شوند و بانک با قبول وکالت از صاحبان سپرده‌های سرمایه‌گذاری، پس از تودیع سپرده قانونی نزد بانک مرکزی، بقیه وجوه مربوط را در عملیات مجاز بانکی ( اعطای تسهیلات) بکار می‌گیرد. انواع حساب‌های سپرده‌ای موجود در بانک کشاورزی عبارتند از:

 

 


موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:11:00 ب.ظ ]




ارکان جرم

این‌ جرم‌ نیز دارای سه رکن‌ قانونی، مادی و معنوی است:

دانلود تحقیق و پایان نامه

  1. رکن قانونی: مـاده 45 مـسبوق الاشـاره قانون ثبت، رکن قانونی این جرم را تشکیل می‌دهد.
  2. رکن مادی: رکن مـادی ایـن جرم مرکب بوده، دارای‌ اجزایی‌ به شرح ذیل است:

جزء 1 ـ صدور حکم از طرف مرجع ذی صلاح قضایی بـابت قـیمت ملک و اجور و خسارات ملک مورد دعوی علیه مستدعی ثبت. به تعبیر‌ دیـگر‌ مـحکومیت مستدعی‌ ثبت در دعوای مطروحه قائم مقام قـانونی مـتوفی یـا مجنون و محجور طرف دعوی علیه وی.

هرچند‌ در مـاده مـذکور ذکر محکومیت از طرف محکمه حقوق شده است؛ لیکن‌ با‌ توجه به سیستم قـضایی کـنونی حاکم بر کشور باید گـفت مـنظور از محکمه حـقوق، هـر یـک از ‌محاکم‌ عمومی دادگستری است.

نکته دیگری کـه مـی‌تواند در اینجا مورد بحث قرار گیرد، این‌ که‌ مسأله منظور از محکومیت عنوان شـده در مـاده 45 قانون ثبت، محکومیت قطعی است یـا‌ خیر؟ به نظر می‌رسد بـا تـوجه به قسمت اخیر ماده یـاد شـده یعنی: «در موقع اجرای حکم‌ مفلس‌ باشد»، محکومیت قطعی مدنظر قانونگذار است.

جزء 2 ـ مستدعی ثـبت «مـحکومٌ علیه» محکومٌ به (یعنی مـلک مـورد دعـوی) را قبلاً به دیـگری انـتقال داده باشد. کلمه «انتقال» اطـلاق دارد و شـامل هر نوع انتقالی که در قالب هر یک از عقود معینه و غیر معینه بگنجد، می‌شود.

جزء 3 ـ شـخص در مـوقع اجرای حکم محکومیت، مفلس باشد. دو مـطلب دربـاره‌ این‌ جـزء قـابل بـررسی است. یکی مسأله زمـان است که زمان مد نظر قانونگذار زمان اجرای حکم محکومیت است و لاغیر و دیگری کلمه «مـفلس» اسـت. نظر به اهمیت این کلمه‌ و نـقش آن در تـشکیل اجـزای رکـن مـادی جرم ثبتی مـندرج در مـاده 45، لازم است توضیحاتی ارائه شود. «مُفلس» کلمه‌ای عربی و از نوع صفت است و در لغت‌ فارسی‌ به معنی «نادار، بـی چـیز و تهیدست»  و در زبـان عربی به معنی «تاجر ورشکسته»  آمده است.

در اصطلاح حـقوقی، مـفلس «بـه کـسی گـفته مـی‌شود که اموال و مطالبات‌ او‌ کمتر‌ از دیون او باشد.

در‌ فقه‌ اسلام‌ «مفلس فقیری است که خوبهای مالش رفته باشد و فلوسهای او باقی مانده باشد، یعنی پولهای خرد و ریز که به‌ فارسی‌ آن‌ را پشیز گویند. و یا مفلس کسی است‌ که‌ دراهم او تبدیل به فلوس شده باشد یا به جایی رسیده باشد که حتی فلوس هم نداشته باشد و به‌ عبارت‌ دیگر مفلس در عرف کـسی اسـت که مالی و پولی‌ ندارد که رفع احتیاج کند و در عرف فقها کسی است که دین وی از مالش بیشتر است‌ و داراییش‌ برای ادای آن کافی نیست».

جزء 4 ـ «افـلاس» بـاید صوری و تصنعی‌ و فی الواقع بـرای فـرار از ادای حق طرف «محکومٌ له» باشد. به تعبیر دیگر‌ شخص‌ با اراده و خواست قلبی و تعمداً خود را مفلس و بی چیز‌ وانمود‌ سازد؛ در صورتی که در عالم واقع چـنین وضـعیتی حقیقت نداشته باشد. فـایده و آثـار‌ علمی‌ چنین گفتاری اینجا هویدا می‌شود که مفلس واقعی و حقیقی، مطابق موازین قانونی‌ و شرعی فاقد مسوءولیت حقوقی بوده و در مورد ماده 45 قانون ثبت نیز فاقد مسوءولیت جزایی‌ است. نکته دیگری که در ایـنجا تـذکر آن ضروری می کند این است که‌ محکمه‌ رسیدگی‌ کننده باید احراز کند که شخص برای فرار از ادای حق طرف، خود را مفلس‌ قلمداد‌ نموده‌ است.

جزء 5 ـ شخص مرتکب باید فعل مثبت مادی انجام دهـد. بـه‌ تعبیر دیـگر با ترک فعل رکن مادی این جرم محقق نمی‌گردد، بلکه بایستی الزاماً و لابد‌ عمل‌ مثبت مادی از نـاحیه مرتکب در عالم واقع سرزند. این عمل همان‌ طور‌ که گفته شـد بـاید بـه صورت متقلبانه‌ و خلاف‌ واقع باشد. این جزء، مهمترین جزء رکن‌ مادی‌ جرم موضوع ماده 45 قانون ثبت است.

  1. ‌رکـن معنوی: جرم مندرج در‌ ماده‌ 45 قانون ثبت، جرمی عمدی‌ است‌ که علاوه‌ بر‌ سـوء‌ نـیت عـام، به سوء نیت خاص‌ نیز‌ احتیاج دارد. با این توضیح که شخص باید بداند که مـفلس قلمداد‌ نمودن‌ در چنین موردی نامشروع و خلاف‌ قانون است (سوء نیت‌ عام) و هدفش از دسـت یازیدن‌ به‌ چنین عـمل خـلاف قانون و نامشروعی فرار از ادای حق محکومٌ له و در‌ نهایت تضییع حق مشارالیه باشد. (سوء‌ نیت‌ خاص).

عـمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه

طبیبیان، حمید، ترجمه‌ فرهنگ‌ لاروس عربی به فارسی، ذیل واژه

جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، ذیل واژه

جابری‌ عربلو، محسن، فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامی، ذیل واژه

. در‌ موازین‌ شرع اسلام برای رفع‌ مسوءولیت‌ مفلس عمدتاً به «حدیث رفع» استناد می‌کنند. مطابق این حدیث «رفع عن امـتی تسعه‌ اشیاء… لایطیقون». حضرت محمد (ص) می‌فرماید: 9 چیز‌ از امت‌ من‌ رفع‌ مسوءولیت می‌کند من جمله‌ آن چیزی که از توان آنها خارج است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1400-03-06] [ 03:10:00 ق.ظ ]




نقش کاداستر در پیشگیری از جرم مذکور

با توجه به آنچه در بالا و در تحلیل ارکان جرم فوق گفته شد و با تطبیق این ارکان و اجزاء با قانون جامع کاداستر باید گفت از نظر تئوری اجرای طرح کاداستر هیچگونه تأثیری در پیشگیری از این جرم ثبتی نخواهد داشت. لکن شاید در مقام عمل و اجرا از آنجا که ماده 5 قانون جامع کاداستر مقرر می‌دارد: «سازمان مکلف است کلیه اقدامات حقوقی و ثبتی انجام شده بر املاک موضوع این قانون اعم از تغییرات، انتقالات، تعهدات، معاملات اعم از قطعی، شرطی و معاملات دیگر، تجمیع، افراز، تفکیک، اصلاحات و غیره را که به صورت رسمی انجام می‌شوند در نظام جامع به طور آنی ثبت کند و پس از تکمیل و بهره برداری از نظام جامع، کلیه استعلامات ثبتی را به صورت آنی و الکترونیک پاسخ دهد.» لذا به جهت اینکه براحتی می‌توان وضعیت معاملات املاک، تاریخ آن و… را استخراج نمود، می‌تواند از لحاظ روانی مانعی بر سر انجام این جرم بواسطه تسهیل دراحراز جزءهای 4 و 5 از اجزای رکن مادی آن برای مرتکبین دارای اموال غیرمنقول باشد و در نهایت بصورت نسبی موجب پیشگیری از وقوع این جرم گردد.

گفتار دوم: تعهد یا معامله معارض

مطابق ماده 117 قانون ثبت «هر کس به موجب سـند‌ رسـمی‌ یـا عادی نسبت به‌ عین‌ یا منفعت مالی اعم از منقول یـا غیر منقول، حقی به شخص یا اشخاص داده و بعد نسبت به همان عین یا منفعت به موجب سند رسـمی مـعامله یـا تعهدی‌ معارض‌ با حق مزبور بنماید به حبس با اعمال شـاقه از سـه تا ده سال محکوم خواهد شد.»

ماده یاد شده دارای سیر تاریخی خاصّی است، با این توضیح که در‌ قـانون‌ ثـبت مـصوب‌ 26 اسفند ماه 1310 در متن ماده، جمله «یا عادی» گنجانده نشده بود و منحصراً از تـنظیم‌ دو سـند رسـمی مختلف التاریخ سخن به میان آمده بود، لیکن‌ بعداً‌ در‌ تاریخ 7/5/1312 اصلاح گردید و با اضـافه شـدن جـمله «یا عادی» به صورت بالا تصویب گردید.

هدف ‌عمده‌ تصویب چنین ماده قانونی این بـود کـه «تنظیم نوشته بعنوان دلیل یکی از‌ مناظم‌ مهمّه‌ آیین دادرسی قضایی و روابط اجتماعی اسـت و مـقنّن از لحـاظ اهمیت آن خواسته است‌ هر کس آن را از اعتبار بیندازد و یا در اتقان اعتبار آن‌ رخوت و سستی ایـجاد‌ کـند، او را در معرض مجازات شدید قرار دهد.» وبا این کار حقوق فردی و اجتماعی افراد جامعه را تـثبیت نـماید و نـاکثین پیمانهای نوشته شده و ناقضین عهود مکتوبه را‌ به سزای اعمال خیانت‌آمیز خود برساند.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

در حقوق کیفری اختصاصی ایـران، از جـرم مندرج در ماده 117 قانون ثبت به عنوان جرم معامله معارض یاد می‌شود، لیـکن بـا نـگرش به سیاق‌ عبارات‌ ماده مذکور می‌توان گفت که جرم موضوع ماده یاد شده «تعهد یـا مـعامله مـعارض» است که مراد و منظور از آن این است که کسی مالی را اعم از منقول‌ و غـیر مـنقول عیناً یا منفعا” به دیگری انتقال و یا حقی در آن به دیگری بدهد و بعد نسبت به همان مـال، مـعامله یا تعهدی معارض با حق واگذار‌ شده‌ بنماید، مثلاً اگر شخص مـنزل یـا اتوموبیلش را به زید بفروشد و بعداً همان مـنزل یـا اتـوموبیل را کلاً یا بعضاً به عمر انتقال دهـد و یـا منافع‌ آن‌ را‌ واگذار کند، مرتکب جرم تعهد‌ یا‌ معامله‌ معارض شده است.

پایان نامه حقوق

این جـرم نـیز از جمله جرایم مربوط به ثـبت اسـناد است و دارای ارکـان سـه گـانه قانونی، مادی‌ و معنوی‌ است.

علی آبادی، دکتر عبدالحسین به نقل از مجموعه آراء وحدت‌ رویه‌ دیوان‌ عـالی کـشور «جزایی»، تدوین فرج اله قربانی، ص 475

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:10:00 ق.ظ ]




ارکان‌ جرم

  1. رکن قانونی: علاوه بر ماده 117 قانون ثبت، رأی وحدت رویه شـماره 43 مـورخ 10/8/1351 دیوان عالی کشور‌ که‌ در‌ حکم قـانون است و ذیلاً ذکر مـی‌شود نـیز جزء رکن‌ قانونی جرم تـعهد یـا معامله معارض می‌باشد.

مطابق این رأی: «نـظر بـه این‌ که‌ شرط‌ تحقّق بزه مشمول مـاده 117 قـانون ثـبت اسـناد و امـلاک، قـابلیت تعارض دو معامله یا‌ تعهد‌ نسبت به یک مال می‌باشد و در نقاطی که ثبت رسمی اسناد‌ مربوط‌ به‌ عقود و معاملات اموال غیر منقول به موجب بند اول ماده 47 قانون مـزبور اجباری‌ باشد، سند‌ عادی راجع به معامله آن اموال طبق ماده 48 همان قانون در‌ هیچ‌ یک از ادارات و محاکم پذیرفته نشده و قابلیت تعارض با سند رسمی نخواهد داشت، بنابراین‌ چنانچه‌ کسی در این قبیل نـقاط بـا وجود اجباری بودن ثبت رسمی اسناد، قبلاً‌ معامله‌ای نسبت به مال غیر منقول به‌ وسیله‌ی‌ سند‌ عادی انجام دهد و سپس به موجب‌ سند‌ رسمی معامله‌ای معارض با معامله اول در مـورد هـمان مال واقع سازد، عمل‌ او‌ از مصادیق ماده 117 قانون‌ ثبت‌ اسناد نخواهد‌ بود، بلکه‌ ممکن است بر فرض احراز سوء‌ نیت‌ با ماده‌ی کیفری دیـگری قـابل انطباق باشد. این رأی طبق قـانون وحـدت‌ رویه‌ قضایی مصوب سال 1338 برای شعب‌ دیوان عالی کشور و دادگاهها‌ در موارد مشابه لازم الاتباع‌ است. “

  1. رکن مادی: رکن مادی این جرم مرکب بوده، متشکل از اجـزایی اسـت. این‌ اجزا عبارتند از:

1ـ2 انـجام‌ دو‌ عـمل حقوقی پی‌ در‌ پی.

2-2 تنظیم‌ دو‌ سند.

3ـ 2 انتقال حق.

4ـ 2 در تعارض قرار گرفتن اعمال حقوقی و اسناد‌ تنظیمی.

5-2 اعمال حقوقی انجام‌ شده‌ و اسناد‌ تنظیم‌ گردیده‌ باید راجع به مال‌ شخص مرتکب باشد.

حال به شرح و توضیح‌ یکایک‌ این‌ اجزا‌ می‌پردازیم:

1ـ.2 انجام‌ دو عمل حقوقی پی در پی، اقدام شخص در انجام عمل حقوقی در قالب فعل مثبت‌ مادّی‌ متجلّی‌ می‌گردد. قانون گذار به انجام دو عـمل‌ حـقوقی‌ اشاره‌ مـی‌کند، منتهای‌ مراتب‌ در خصوص عمل حقوقی اول قالب معینی را مدنظر قرار نمی‌دهد لذا عمل حقوقی اول می‌تواند به صورت عقدی از عـقود معینه و غیر معینه و یا‌ حتی به صورت قراردادهای موضوع ماده 10 قـانون مـدنی دربـاره عین یا منفعت مالی اعم از منقول و غیر منقول، متجلّی و هویدا گردد؛ لیکن عمل حقوقی دوم حتماً و لابد‌ بـاید ‌تـحت عناوین حقوقی تعهد یا معامله محقّق گردد و آن هم دقیقاً نسبت به عین یـا مـنفعت مـال موضوع عمل حقوقی اول، اعم از منقول یا غیر منقول.

برای‌ تشحیذ ذهن خوانندگان و روشن شدن مطلب، جـا دارد در خصوص دو اصطلاح مهم به کار گرفته شده در سیاق ماده 117 یاد‌ شده‌ یعنی تـعهد و معامله توضیحاتی‌ ارائه‌ شود.

تـعهد: در اصـطلاح حقوقی «عبارتست از یک رابطه حقوقی که به موجب آن شخص یا اشخاص معین، نظر به اقتضاء عقد یا شبه‌ عقد‌ یا جرم یا شبه‌ جرم‌ و یا به حکم قانون ملزم به دادن چـیزی یا مکلّف به فعل یا ترک عمل معینی به نفع شخص یا اشخاصی معینی می‌شوند. “

معامله: در هیچ یک از قوانین‌ موضوعه‌ از معامله تعریف نشده است «اما در فقه معامله را سه نوع تعریف کرده‌اند:

تعریف اول: معامله چـیزی را مـی‌گویند که تحقق آن در خارج متوقف بر انشاء طرفین بوده مانند‌ بیع‌ و اجاره.

تعریف دوم: معامله آن چیزی است که تحقق آن در خارج منوط به انشاء است، خواه انشاء از‌ طرفین معامله بوده باشد یا از یک طـرف مـانند طلاق.

تعریف سوم: معامله‌ بر‌ چیزی گفته می‌شود که در تحقق آن در خارج قصد قربت نیست.

خواه نیازی به انشاء داشته باشد یا خیر مانند قضاوت و شهادت.

تعریف‌ دوم‌ اعـم از اول و تـعریف سوم اعم از تعریف دوم است. هیچ یک از تعاریف‌ مذکور تعریف حقیقی معامله نیست و حقیقت و ماهیت معامله را روشن نمی‌سازد. “تعریف حقیقی معامله عبارت‌ است‌ از مبادله مملوک به مملوک دیگر و در عرف عام هـم از کـلمه مـعامله جز مبادله چیز دیگری مـتبادر نیست. “

بـه نـظر می‌رسد منظور قانون گذار از کلمه معامله در ماده‌ 117 قانون ثبت، همان تعریف اول و دوم فقهی است که مذکور افتاد.

2-2 تنظیم دو سند. «سند در لغت چیزی اسـت کـه بـه آن اعتماد کنند.» و در اصطلاح‌ همان‌ طور که ماده 1284 قانون مـدنی مـی‌گوید: «سند عبارت است از هر نوشته که در مقام دعوی یا دفاع قابل استناد باشد.» طبق ماده 1286 قانون مدنی سند بـر دو‌ نـوع‌ اسـت: رسمی و عادی و مطابق ماده 1287 قانون مدنی «اسنادی که در اداره ثبت اسـناد و املاک و یا <a href="https://notary662th.ir/%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA/” title=”دفاتر اسناد“>دفاتر اسناد رسمی یا در نزد سایر مأمورین رسمی‌ در‌ حدود صلاحیت آنها و بر طبق مقررات قانونی تـنظیم شـده بـاشند رسمی است» و طبق ماده 1289 قانون مدنی «غیر از اسناد مذکوره در ماده 1287 سـایر اسـناد عادی‌ است.»

مطابق‌ ماده 117 برای تحقق جرم‌ مندرج‌ در‌ آن، بایستی دو سند تنظیم شود. سند اول می‌تواند به صـورت عـادی و یـا رسمی باشد، لیکن سند دوم الزاماً و لابد‌ باید‌ به صورت رسمی باشد. ذکـر کـلمه سـند در‌ ماده‌ یاد شده به این معنی است که انجام تعهد و معامله بدون تنظیم سـند و بـه طـور شفاهی از‌ شمول‌ بحث‌ ماده 117 خارج است.

اگر هر دو عمل حقوقی موضوع‌ ماده 117، با سند انـجام شـده باشد، با توجه به نوع سند که رسمی باشد یا عادی، چهار‌ حالت ‌ بـرای‌ آن مـتصور است:

حالت اول : هر دو عمل‌ حقوقی‌ با‌ سـند رسـمی بـاشد، مثل این که شخصی اتوموبیل یا زمینی را با سند رسمی‌ به‌ زید‌ بفروشد و بعد هـمان اتـوموبیل و یا زمین را با سند رسمی به دیگری‌ بفروشد‌ یا صلح کند یـا بـه نـحو دیگری واگذار نماید.

حالت دوم : هر دو عمل‌ حقوقی‌ با‌ سند عادی باشد، مانند این که در مثال بـالا هـر دو مـعامله را به‌ وسیله‌ی‌ سند عادی انجام دهد.

حالت سوم : عمل حقوقی اول با سند رسمی و مـعامله‌ و تـعهد‌ دوم با سند عادی باشد.

حالت چهارم : عمل حقوقی اول با سند عادی و معامله و تعهد‌ دوم با سند رسمی باشد. این صـورت هـم دو شق دارد:

اول‌ آن‌ که‌ سند عادی در آن مورد قابل ترتیب اثر باشد مانند مـعامله اتوموبیل.

دوم آن کـه‌ سند‌ عادی‌ در آن مورد قابل ترتیب اثر نـباشد، مـانند مـعامله راجع به ملک‌ ثبت‌ شده یا مـلکی کـه طبق اعلام دادگستری معاملات مربوط به آن باید با سند رسمی باشد. در‌ اینجا اسـت کـه بحث تعارض اعمال حقوقی و اسـناد تـنظیمی مطرح مـی‌گردد‌ کـه‌ در مـباحث آتی از آن سخن به‌ میان‌ خواهد‌ آمد.

3-2 انـتقال حـق. شخص مرتکب‌ با‌ انجام اعمال حقوقی باید حق خود را به دیگری نـسبت بـه مال موضوع‌ عمل، واگذار نموده بـاشد. به تعبیر‌ دیگر‌ قـدرتی کـه‌ از‌ طرف‌ قانون برای تسلیط بـر مـالش به‌ وی‌ داده شده است، به دیگری واگذار نماید به نحوی که خود، دیـگر‌ نـسبت‌ به آن مال اختیاری نداشته باشد.

4-2 در تـعارض‌ قـرار‌ گـرفتن اعمال حقوقی و اسـناد‌ تـنظیمی. این جزء که شـاید اسـاسی‌ترین جزء رکن مادی جرم مندرج در ماده 117‌ قانون‌ ثبت باشد، به دو قسمت‌ منقسم‌ می‌گردد:

قسمت اول: در‌ تـعارض‌ قـرار گرفتن اعمال حقوقی.

قسمت‌ دوم: در تعارض قـرار گـرفتن اسناد تنظیمی.

امـا قـسمت اول: اعـمال حقوقی موضوع بحث‌ مـاده‌ 117 باید صحیحاً و مطابق با‌ موازین‌ قانونی منعقد‌ و واقع‌ شده باشد و به‌ تعبیر دیگر بایستی تـمام شـرایط عمومی و اختصاصی عقود و ایقاعات و قراردادها را دارا‌ بـاشند‌ و الا چـنانچه عـمل حـقوقی اول‌ شـرایط‌ صحت‌ مدنظر‌ قـانونگذار‌ را داشـته باشد‌ ولی‌ عمل حقوقی دوم «تعهد یا معامله» فاقد شرایط صحت باشد و یا بالعکس، به خاطر مـنتفی‌ بـودن‌ قـابلیت‌ تعارض، از شمول بحث ماده 117 خارج‌ می‌شوند.

. نـاگفته‌ نـماند‌ مـحسوب نمودن آراء وحدت رویـه دیـوان عالی به عنوان یـکی از اجـزاء رکن قانونی جرم با‌ توجه‌ به‌ این که این چنین آرایی بر خلاف قـوانین مـنتشر نمی‌شوند و عموم‌ از‌ آن‌ اطلاع پیدا نـمی‌کنند، جـای بحث دارد و چـه بـسا بـا اصول حاکم بر حـقوق‌ جزا‌ بالاخّص‌ اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها هم منافات داشته باشد لیکن از آنجا که‌ رأی‌ وحـدت رویه یاد شده نقش و اثر تـاریخی در مـورد جـرم ثـبتی «اسـناد‌ و املاک» موضوع مـاده 117 قـانون ثبت دارد با مسامحه از آن به عنوان یکی از‌ اجزاء‌ رکن قانونی جرم موصوف نام برده شد.

قربانی، فرج الله، مجموعه آراء وحدت رویه دیوان عالی کشور «جـزایی»، ص 476

جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ‌ترمینولوژی‌ حقوق، ذیل واژه

سینایی، محمد نقی، معامله، ملکیت، مالیت، مجله‌ کانون‌ سردفتران و دفتریاران، سال پانزدهم شماره‌ی یـک فـروردین و اردیبهشت 1353، صص 28 و 29.

ر. ک. منبع پیشین، ص 31.

فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:10:00 ق.ظ ]




 

عده‌ای از حقوقدانان معتقد بودند «با توجه به تعریف سند در ماده 1284 قانون مدنی که سند را عـبارت از هـر نوشته‌ای می‌داند که در مقام دعوی یا‌ دفاع‌ قابل استناد باشد، پس اگر نوشته به منظور اقامه دعوی و یا دفاع قابل استناد نشد، آن نوشته سند نیست؛ به عبارت دیگر‌ هر‌ نـوشته وقـتی دارای این وصف‌ عنوانی‌ است که حائز این خاصیت و صفت باشد. اگر قانون ورقه بخصوصی را فاقد این صفت شناخت، نمی‌توان از آن تعبیر به سند نـمود، بـه‌ همین لحاظ ماده 48‌ قانون‌ ثـبت اسـناد صراحت دارد که سندی که مطابق مواد 46 و 47 قانون ثبت باید به ثبت برسد، اگر به ثبت نرسید در هیچ یک از ادارات و محاکم پذیرفته‌ نخواهد‌ شد و معاملاتی کـه بـا سند عادی نسبت بـه مـنافع اموال غیر یا به عنوان صلح و یا هبه یا راجع به عین غیر منقول تنظیم شود، به اصطلاح ماده‌ 1284‌ قانون مدنی‌ سند نیست، زیرا در محاکم در مقام اثبات دعوی و یا دفـاع قـابل پذیرفتن نیست. وقتی سند‌ نشد، به قاعده «المرکب ینتفی بانتفاء احد اجزایه» عنصر اول تشکیل‌ دهند‌ه ماده‌ 117 محقق نشده است.» و به تعبیر دیگر چنین سندی قابلیت تعارض با سند رسمی نـدارد، لذا رکـن مـادی جرم تکمیل نگردیده و جرم موضوع ماده 117 محقق نمی‌گردد.

در مقابل به نظر می‌رسد که با امعان نظر در ماده 117 قـانون ثبت مسایل زیر جـلب تـوجه می کند:

مسأله اول: مقنن با توجه به‌ ماده‌ 47 و 48 قانون ثبت به شرح زیر ماده 117 را در تاریخ 7/5/1312 اصلاح کرده و جمله «یا عادی» را بر آن اضافه نموده است:

ماده 47: «در‌ نقاطی که اداره ثبت اسناد و املاک و دفاتر اسناد رسمی مـوجود بوده و وزارت عدلیه مقتضی بداند ثبت اسناد ذیل اجباری است:

1 ـ کلیه عقود و معاملات‌ راجعه‌ به‌ عین یا منافع اموال غیر‌ منقوله‌ که‌ در دفتر املاک ثبت نشده.

2 ـ صلح نامه و هبه نامه و شرکت نامه.»

ماده 48: «سندی که مـطابق مـواد‌ فوق‌ باید‌ به ثبت برسد و به ثبت نرسیده در‌ هیچ‌ یک از ادارات و محاکم پذیرفته نخواهد شد.»

بنابراین ملاحظه می‌شود که مقنن آگاه بوده که اسناد مشمول ماده‌ 48 قابل‌ پذیرفتن در محاکم نیست و با وجـود ایـن، تنظیم کننده‌ سند عادی انتقال مال غیر منقول را که بعداً همان مال را با سند رسمی به شخص دیگر‌ واگذار‌ می‌کند، از لحاظ جزایی قابل تعقیب دانسته است.

مسأله دوم: باید دانـست‌ کـه‌ به اسناد فوق اطلاق سند می‌شود و ماده 1284 قانون مدنی نافی آن نیست، زیرا منظور‌ از‌ ماده‌ 1284 مبنی بر «سند عبارت است از هر نوشته که در مقام دعوی یا دفاع‌ قابل‌ استناد باشد»، این است که ابراز کننده سند آن را به عـنوان حـقانیت‌ خـود‌ تسلیم‌ دادگاه نماید. خواه در اثر ارائه آن او را محکوم کـند یـا به نفع‌ او‌ رأی دهد.

مسأله سوم: این که گفته می‌شود تنظیم کننده سند وقتی قابل‌ تعقیب‌ است‌ که سند تنظیمی او بـا سـند رسـمی که بعداً تنظیم می‌کند تعارض داشته باشد و سند‌ غیر رسـمی مطابق ماده 48 قانون ثبت اسناد و املاک نمی‌تواند با‌ سند‌ رسمی‌ تعارض داشته باشد، این ادعا به جهات ذیـل غـیر قـابل قبول است:

تعارض مصدر باب‌ تفاعل‌ به‌ معنی تخالف است و مسلم اسـت کـه وقتی سند غیر رسمی تنظیم‌ می‌شود‌ و مال غیر منقولی طبق آن به کسی منتقل می‌گردد و بعداً بـه مـوجب سـند رسمی، همان‌ مال به دیگری انتقال داده می‌شود، این دو سند مخالف یکدیگرند و مـفهوم‌ تـعارض مـصداق پیدا می‌کند. اگر اشخاصی که‌ این‌ را‌ قبول ندارند و مدعی هستند که مقصود‌ از‌ تعارض ایـن اسـت کـه صرفاً تضییع حق کسی باشد و چون سند غیر‌ رسمی‌ نمی‌تواند حق شخصی را که‌ دارای سـند رسمی‌ است، تضییع‌ کند و تنظیم کننده آن غیر‌ قابل‌ تعقیب است؛ آیا می‌توانند ایـن عـقیده را در تـمام موارد قابل اعمال‌ دانند؟! قانون گذار تنظیم کننده سند رسمی‌ را از لحاظ تضییع‌ حق‌ دارنـده سـند رسمی مجازات نمی‌کند، بلکه‌ از لحاظ سوء نیت اوست که او را مستوجب مجازات می‌داند و نـظری‌ بـه‌ ایـن ندارد که آیا این‌ تمهید‌ متقلبانه‌ او ثمربخش هست‌ یا‌ نه.

مسأله چهارم: باید‌ توجه‌ داشت کـه مـاده 117 قانون ثبت اسناد و املاک یک ماده جزایی است نه‌ حقوقی‌ و در جرایم، تـعقیب مـجرم مـلازمه‌ای‌ با‌ تضییع حقی‌ از‌ کسی‌ ندارد.

مسأله پنجم: اگر‌ مقرر شود که ماده 117 به واسطه عدم امـکان تـضییع حـقوق دارنده سند رسمی بلا‌ اجرا‌ ماند، همین اصل باید نسبت به‌ دو‌ سـند‌ رسـمی‌ مختلف‌ التاریخ اتخاذ شود، زیرا‌ سند رسمی موخرالتاریخ نمی‌تواند ضایع کننده حق دارنده سند رسمی مـقدم التـاریخ شود.

مسأله ششم: مطابق‌ اصل‌ قانونی‌ بودن جرم و مجازاتها، دادرس نمی‌تواند در‌ حکم‌ محکومیت‌ ابـداع‌ مـجازات‌ نماید، بلکه باید برای جرم ارتکابی، مـجازاتی را کـه قـانون پیش بینی کرده تعیین نماید. بنابراین اگـر بـرای تنظیم کننده سند غیر رسمی در مورد مال غیر منقولی‌ مجازاتی تعیین شود کـه مـخالف ماده 117 باشد، در حکم این اسـت کـه بر خـلاف اصـل فـوق تصمیم اتخاذ شود.

مسأله هفتم: طبق اصـل کـلی، مواد جزایی باید طوری تفسیر‌ شود‌ که عمومیت داشته باشد و ایجاد تـبعیض نـکند، بخصوص وقتی که تبعیض نـاقض اصل عدالت باشد. بـا مـلاحظه ماده 117 ملاحظه می‌شود که مـقنن بـین سند غیر رسمی‌ منقول‌ و یا غیر منقول فرقی قائل نشده، هر دو را در عرض هـم قـرار داده است. اینک اگر بخواهند نـسبت بـه اسـناد غیر‌ رسمی‌ امـوال غـیر منقول مجازات کلاهبرداری‌ روا‌ داشـته و یـا اساساً آن را جرم ندانند ولی نسبت به اسناد غیر رسمی اموال منقوله مجازات ماده 117 را اعمال نـمایند، بـا توجه‌ به‌ شدت مجازات ماده 117‌ خـود‌ بـه خود عـدالت نـقض می‌شود.

مـسأله هشتم: مقنن به ایـن دلیل مجازات شدید را برای مشمولین ماده 117 در نظر گرفته است که تنظیم نوشته به عنوان دلیـل یـکی از‌ مناظم‌ مهمه آیین دادرسی قضایی و روابـط اجـتماعی است. “

هـمان طـور کـه گفته شد ایـن تـهافت و تضاد عقاید به دیوان عالی کشور نیز کشیده شد و هیأت عمومی دیوان عالی‌ کشور‌ با وجـود‌ اسـتدلالات مـتقن و محکم مرحوم دکتر علی آبادی دادستان کـل کـشور، رأی وحـدت رویـه پیـش گـفته را‌ صادر نمود که به موجب آن قابلیت تعارض در تنظیم دو‌ سند، شرط‌ و لازم دانسته شده است.

علاوه بر قابلیت تعارض این چنینی، باید اسناد تنظیم شده از لحاظ ‌شرایط‌ شکلی تنظیم نـیز قابلیت تعارض داشته باشند، یعنی بایستی تمام تشریفات قانونی، جهت‌ تنظیم‌ سند‌ رعایت شده باشد تا آنها را متعارض یکدیگر قرار دهد. فی المثل اگر سند رسمی راجع به مال غیر منقولی در دفتر اسناد رسمی تنظیم و ثبت شده باشد، لیکن به امضای متعامل نرسیده بـاشد، چـنین سندی قابلیت تعارض‌ با سندی که معامل سند یاد شده با متعامل دیگری راجع به همان مال غیر منقول تنظیم نموده باشد و بـه امـضای متعاملین و سردفتر نیز رسیده بـاشد، نـدارد. زیرا شرایط‌ شکلی‌ سند به طور کامل رعایت نشده است.

در این جا با توجه به شقوق مطروحه در جزء دوم رکن مادی جرم مندرج در ماده 117 و قابلیت تـعارض داشـتن اسناد، به‌ عنوان جـزء اخـیرالذکر رکن مادی جرم یاد شده، می‌توان گفت که شق الف و قسمت اول شق دال مشمول ماده 117 است، زیرا برای این که عملی مشمول آن‌ ماده‌ شود باید:

اولاً معامله نخستین و به تعبیر اعم عمل حـقوقی اول قـانوناً درست باشد، یعنی شرایط عمومی و اختصاصی معامله و عمل حقوقی را داشته باشد.

ثانیاً معامله‌ یا‌ تعهد‌ دوم با سند رسمی باشد‌ و این‌ دو شرط در موردی که هر دو معامله یا عمل حقوقی با سند رسـمی انـجام شده بـاشد یا معامله و عمل‌ حقوقی‌ اول‌ عادی باشد و معامله و تعهد دوم با‌ سند‌ رسمی به عمل آمده باشد، محقق است.

امـا شقوق ب و ج، چون فاقد یکی از عناصر تحقق جرم‌ ـ که‌ عبارت اسـت از بـودن مـعامله یا تعهد دوم با سند‌ رسمی ـ می‌باشد و همچنین قسمت دوم از شق دال چون فاقد عنصر دیگر جرم ـ که عبارت‌ اسـت‌ ‌از‌ قـانونی بودن معامله و عمل حقوقی اول ـ از شمول ماده‌ 117‌ قانون ثبت خارج است و در این موارد مـرتکب مـمکن اسـت تحت عنوان جزایی دیگری تحت‌ تعقیب‌ قرار‌ گیرد.

در مورد این مسأله که گفته شد اگر مـعامله یا عمل‌ حقوقی‌ اول‌ با سند عادی غیر قابل قبول باشد، از شمول ماده 117 خـارج است، ظاهراً‌ مخالف‌ اطـلاق‌ مـاده مذکور است، اما دیوان عالی کشور در رأی وحدت رویه پیش گفته خود‌ بر‌ خلاف این نظر، رأی صادر نموده است.

5-2 اعمال حقوقی انجام شده‌ و اسناد‌ تنظیم شده باید راجع به مال شخص مرتکب بـاشد و الا چنانچه راجع به‌ مال‌ شخص دیگری باشد از شمول ماده 117 خارج است.

  1. رکن معنوی: در خصوص‌ این‌ رکن‌ بین حقوقدانان اختلاف نظر وجود دارد:

عده‌ای معتقدند صرف انجام عمدی اعمال حقوقی و معاملات‌ و تنظیم اسـناد و بـه طور کلی انجام اموری که رکن مادی‌ جرم‌ تعهد‌ یا معامله معارض را تشکیل می‌دهد، برای تحقق جرم یاد شده کفایت می‌کند و ترتیب‌ دیگری‌ در‌ عملی شدن جرم مذکور ضروری و موءثر نـیست. امـا برخی دیگر از‌ حقوقدانان بر این عقیده‌اند که علاوه بر عمدی و ارادی بودن اموری که رکن مادی جرم‌ یاد‌ شده را تشکیل می‌دهد، بایستی سوء نیت مرتکب جرم که همانا عـلم‌ و اطـلاع معامله کننده یا متعهد از وقوع‌ عمل‌ حقوقی‌ اول «اعم از عقد یا قرارداد» و تعارض‌ و مغایرت آن با معامله و تعهد دوم می‌باشد نیز احراز شود. پذیرفتن‌ هر‌ یک از این دو عقیده‌ آثار‌ مهمی دارد:

اگر‌ نـظر‌ اول را بـپذیریم و عـنصر معنوی‌ جرم‌ را منحصر به انـجام عـمدی و ارادی اعـمال حقوقی و تنظیم اسناد‌ بدانیم‌ دیگر دفاع متهم که از وقوع‌ عمل حقوقی اول بی‌ اطلاع‌ بوده و علم و آگاهی‌ نسبت‌ به آن نداشته است، قـابل تـرتیب اثـر نیست.

لیکن چنانچه نظر دوم را‌ بپذیریم. دفاع متهم مبنی بـر آگـاهی‌ نداشتن‌ از‌ وقوع عمل حقوقی‌ اول‌ قابل پذیرش است.

طرفداران‌ هر کدام از دو نظریه فوق برای توجیه عقاید خود دلایلی دارند:

طرفداران نـظریه‌ اول‌ مـعتقدند کـه مقررات پیش بینی شده‌ توسط‌ قانونگذار راجع‌ به‌ معامله‌ و تـعهد معارض و انتقال مال غیر و به طور اعم جرایم علیه اموال و مالکیت، هدفش تثبیت مالکیت‌ است‌ و نیازی نیست کـه شـرایطی کـه‌ مد‌نظر‌ قانونگذار‌ نبوده‌ است، در مورد‌ این‌ جرایم اعمال نماییم، قـانونگذار اشـعار می‌دارد چنانچه شخصی دو عمل حقوقی انجام دهد و برای این‌ دو‌ عمل‌ حقوقی «اولی عقد یا قرارداد و دومی‌ مـعامله‌ یـا‌ تـعهد» دو‌ سند‌ تنظیم کند و این اعمال و اسناد با یکدیگر در تعارض قرار گیرند، جـرم مـطمح نـظر قانونگذار در ماده 117 قانون ثبت، محقق شده است.

طرفداران‌ نظریه دوم بر این عقیده‌اند که عـلم و آگـاهی مـرتکب در جرایم عمدی، از عناصر لازمه رکن معنوی جرم می‌باشد و در اکثریت قریب به اتفاق جرایم، بـایستی سـوء نیت‌ متهم‌ احراز شود تا بتوان وی را به عنوان مجرم شناخت و چنانچه شخص نـسبت بـه جـرم ارتکابی علم و آگاهی نداشته باشد، مجرم شناخته نمی‌شود. لذا در ما نحن‌ فیه‌ بایستی علم و آگـاهی مـرتکب و سوء نیت وی نسبت به انجام عمل حقوقی اول و به تبع آن معامله و تعهد دوم‌ اثـبات‌ گـردد تـا بتوان او را‌ به‌ عنوانِ مجرمِ جرمِ مادهِ 117 قانون ثبت، تحت تعقیب قانونی قرار داد و به مجازات رسـاند. جـهات توجیه نظریه اول قابل قبول‌تر است اما‌ رویه‌ قضایی نظریه دوم را‌ پذیرفته‌ است و سـوء نـیت مـرتکب را در انجام اعمال حقوقی و تنظیم اسناد شرط تحقق جرم می‌داند. زیرا جرم مذکور جرمی عمدی اسـت و در جـرایم عـمدی به جز موارد‌ استثنایی‌ سوء نیت شرط تحقق بزه می‌باشد. علاوه آن که قـبول کـردن نظریه دوم با اصول کلی حاکم بر حقوق کیفری چون “اصل تفسیر به نفع متهم و تفسیر مـضیق قـوانین‌ کیفری‌ و قاعده‌ نصفت و عدالت قضایی” نیز بیشتر سازگار است.

پایان نامه

. مطابق ماده 46: «ثبت اسناد اختیاری است مگر ‌در‌ موارد ذیل:

[1]. کلیه عقود و مـعاملات راجـع به عـین یا منافع‌ املاکی‌ که‌ قبلاً در دفتر املاک ثبت شده باشد.

[1]. کلیه معاملات راجع به حقوقی که‌ قبلاً در دفـتر املاک ثبت شده است.»

. مرکب، با نبودن یک جزء‌ منتفی می‌شود، یـعنی تـا‌ هـمه‌ اجزاء جنس مرکب موجود نباشد آن جنس موجود نمی‌شود.

ذوالمجد طباطبایی، احمد، بحث در اطراف مواد 48 و 117 قانون ثبت اسناد، مـجله ‌کـانون وکلای دادگستری، سال هشتم شماره 51، ص 43.

علی آبادی، دکتر عبدالحسین، پیشین، صص 471 لغایت 475.

سـپهوند، امـیر، تقریرات حقوق کیفری اختصاصی 2. دوره کـارشناسی ارشـد حـقوق و جزا و جرم‌شناسی، دانـشکده حـقوق دانشگاه شهید بهشتی، سـال 74 ـ 1373

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:09:00 ق.ظ ]




نقش اجرای طرح کاداستر در پیشگیری از این جرم

دانلود تحقیق و پایان نامه

ماده چهارم قانون جامع کاداستر چنین مقرر می‌دارد: «سازمان مکلف است ظرف مدت مذکور در ماده (۳)، نظام جامع را به نحوی ایجاد کند و مورد بهره برداری قرار دهد که علاوه بر اطلاعات نقشه‌ها و اسناد مالکیت حدنگار، دربرگیرنده اطلاعات مربوط به پلاک و بخش ثبتی ملک، آدرس دقیق پستی آن، شناسه (کد) انحصاری ملک، مشخصات کامل مالک یا مالکان و کد ملی یا شناسه ملی و آدرس دقیق پستی اقامتگاه و یا محل سکونت آنها و مشخصات فردی انتقال دهندگان و انتقال گیرندگان ملک و محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های آن باشد.» همچنین قانونگذار در ماده پنج بیان می‌دارد: «سازمان مکلف است کلیه اقدامات حقوقی و ثبتی انجام شده بر املاک موضوع این قانون اعم از تغییرات، انتقالات، تعهدات، معاملات اعم از قطعی، شرطی و معاملات دیگر، تجمیع، افراز، تفکیک، اصلاحات و غیره را که به صورت رسمی انجام می‌شوند در نظام جامع به طور آنی ثبت کند و پس از تکمیل و بهره برداری از نظام جامع، کلیه استعلامات ثبتی را به صورت آنی و الکترونیک پاسخ دهد.» با توجه به این دوماده و تطبیق آن با جرم ثبتی فوق می‌توان چنین نتیجه گرفت با ایجاد نظام جامع و ثبت آنی، امکان ثبت دو معامله معارض نسبت به اموال غیر منقول به صورتی که هردو معامله برابر شق اول با سند رسمی صورت گیرد از بین خواهد رفت. با نگاه به ماده 7 قانون جامع کاداستر می‌توان همین نتیجه را نسبت به اموال منقول در شق اول (هردو سند رسمی باشد) گرفت. چرا که ماده 7 قانون جامع کاداستر چنین تکلیف می کند: «سازمان مکلف است دفاتر موضوع قانون ثبت اسناد و املاک و قانون دفاتر اسناد رسمی و مقررات مرتبط با آنها را به صورت الکترونیک و به نحوی که صحت، تمامیت، اعتبار و انکارناپذیری آن تأمین شده باشد؛ در زیرمجموعه مرکز داده ها، نظام جامع و سامانه‌های مرتبط، ساماندهی و ایجاد کند. همچنین سازمان مکلف است امکان اتصال دفاتر اسناد رسمی به سامانه‌های مرتبط مذکور و بهره برداری از آنها را به نحوی که امکان ثبت برخط (آن لاین) اسناد و معاملات و پاسخ آنی و الکترونیک به استعلامات ثبتی ایجاد شود، فراهم کند. با ایجاد دفاتر الکترونیک مذکور، ثبت در دفاتر دست نویس منتفی و دفاتر الکترونیک جایگزین دفاتر موجود می‌شود.» همانگونه که مشخص است قانونگذار در این ماده تصریح می کند امکان ثبت آنلاین اسناد و معاملات ایجاد شود و این تکلیف را مقید به اسناد و معاملات مربوط به اموال غیر منقول و یا املاک نمی‌کند، بلکه سیاق ماده اطلاق دارد و کلیه معاملات را در بر می‌گیرد، شاید اشکال شود که این ماده در ذیل عنوان قانون کاداستر و تنها مشمول حقوق املاک می‌باشد لکن در پاسخ باید گفت فراز انتهایی همین ماده از قانون جامع کاداستر مقرر می‌دارد: «… با ایجاد دفاتر الکترونیک مذکور، ثبت در دفاتر دست نویس منتفی و دفاتر الکترونیک جایگزین دفاتر موجود می‌شود.» حال چگونه می‌توان ثبت دستی را منتفی نمود اگر قرار باشد معاملات و اسناد مربوط به اموال منقول کماکان بصورت دستی و خارج از سیستم جامع و ثبت آنلاین صورت پذیرد، لذا شمول ماده فوق در بردارنده معاملات و اسناد مربوط به اموال منقول هم خواهد بود و باید اذعان داشت اجرای طرح جامع کاداستر امکان انجام جرم ثبتی فوق را در صورتی که هر دو سند بصورت رسمی تنظیم گردد را کاملا منتفی نموده و از وقوع آن پیشگیری می کند. این پیشگیری از نوع پیشگیری غیر کیفری وضعی می‌باشد.

پایان نامه

اما راجع به معاملاتی که سند اول بصورت عادی تنظیم و سند دوم بصورت رسمی تنظیم می‌گردد با بررسی و و تطبیق با قانون جامع کاداستر می‌توان گفت از نظر تئوری اجرای قانون جامع کاداستر هیچ نتیجه پیشگیرانه‌ای نخواهد داشت.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:09:00 ق.ظ ]




: امتناع سردفتر یا‌ دفتریار‌ کفیل معذور از خدمت از تحویل مدارک

مطابق ماده 26 قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1354، «در مواردی که سردفتر یا دفتریار کفیل دفترخانه، طبق حکم دادگاه انتظامی بـه انـفصال‌ دایم‌ یا سلب صلاحیت محکوم و یا مستعفی یا بازنشسته می‌شود و بالنتیجه دفترخانه تعطیل می‌گردد، مسؤول دفترخانه باید بلافاصله اقدام به تحویل کلیه دفاتر و اسناد و اوراق مربوط‌ به‌ دفترخانه بنماید و نیز کـلیه وجـوه و اوراق بهادار که به هر عنوان به او سپرده شده، طبق دستور ثبت محل به دفتریار دفترخانه یا به دفترخانه‌ای که تعیین‌ می‌شود، حسب‌ مورد تحویل دهد و در‌ صورت‌ امتناع‌ به 6 مـاه الی یـک سال حبس جنحه‌ای محکوم خواهد شد. و همین حکم در مورد سردفتر یا دفتریاری که به‌ علت‌ بیماری‌ یا حادثه، قدرت لازم را برای انجام وظیفه‌ ـ به تشخیص پزشک و تأیید سازمان ثبت اسـناد و امـلاک کـشور ـ از دست داده باشد، در صورت امتناع‌ نـیز‌ جـاری‌ است.»

دفـترخانه اسناد رسمی، واحد وابسته به قوه قضاییه است‌ و برای تنظیم و ثبت اسناد رسمی، طبق قوانین و مقررات مربوط تشکیل می‌شود. سازمان و وظـایف دفـترخانه، تـابع‌ قوانین‌ و نظامات راجع به آن است. اداره امور دفترخانه اسناد رسـمی‌ نـیز‌ به عهده شخصی است که با رعایت مقررات این قانون، بنا به پیشنهاد سازمان ثبت اسناد‌ و املاک‌ کشور، بـا جـلب نـظر مشورتی کانون سردفتران و در مراکزی که کانون‌ سردفتران‌ تأسیس‌ نشده بـا نظر مشورتی رییس حوزه قضایی به موجب ابلاغ رییس سازمان ثبت اسناد‌ و املاک‌ که معاونت قوه قضاییه را عـهده‌دار مـی‌باشد، مـنصوب و «سردفتر» نامیده می‌شود.[1]

دفتریار اول، سمت‌ معاونت‌ دفترخانه و نمایندگی سازمان ثبت را دارا است و به پیشنهاد سردفتر و به‌ موجب‌ ابلاغ سازمان ثـبت اسـناد و امـلاک کشور برابر مقررات قانون دفاتر اسناد رسمی‌ منصوب‌ می‌شود.[2]

مطابق تبصره ماده 7 قـانون دفـاتر اسـناد رسمی، «کفیل دفترخانه باید واجد همان شرایط باشد‌ که‌ برای سردفتر مقرر است» و «سـردفتر مـسؤول کـلیه امور دفترخانه است و دفتریار‌ اول‌ مسؤول اموری است که به موجب مقررات به عهده او مـحول شـده و یا از‌ طرف‌ سردفتر‌ در حدود مقررات انجام آن امور به او ارجاع می‌شود. در مورد‌ اخیر، سـردفتر و دفـتریار، مـسؤولیت مشترک خواهند داشت. در هر مورد که بر اساس مقررات این قانون‌ دفتریار، به جـای سـردفتر انجام وظیفه می‌کند، مسؤولیت دفتریار همان مسؤولیت سردفتر است‌ و همین حکم در مورد سـردفتری کـه کـفالت‌ دفترخانه‌ دیگری‌ را به عهده دارد، نسبت به امور‌ کفالت‌ جاری خواهد بود.[3]

طبق ماده 13 آیین نامه دفـاتر اسـناد رسمی مصوب 1354؛ «در‌ موارد مرخصی و معذوریت و تعلیق‌ و انفصال‌ موقت‌ سردفتر، کفیل دفترخانه از بـین دفـتریاران واجـد‌ شرایط‌ سردفتری و یا سردفتران همان حوزه ثبتی توسط ثبت منطقه تعیین می‌گردد..» و مطابق بندهای 5، 6 و 7 مـاده شـش قـانون دفاتر‌ اسناد‌ رسمی مصوب 1354، دفتریاران زیر‌ واجد‌ شرایط سردفتری‌اند:

1 ـ دفتریارانی که دارای گواهی قـبولی امـتحان مخصوص سردفتری و دفتریاری‌ موضوع شق سوم ماده 10‌ قانون‌ دفاتر‌ اسناد رسمی، مصوب‌ 1316‌ باشند، به شرط داشـتن‌ پنـج‌ سال سابقه دفتریاری.

2 ـ دفتریارانی که دارای دیپلم کامل متوسطه باشند، به شرط‌ داشتن‌ هـفت سـال سابقه دفتریاری اول

3 ـ دفتریاران اول‌ که‌ در‌ تاریخ‌ تصویب‌ این قانون، شاغل‌ بوده‌ و 15 سـال سـابقه دفتریاری، اعم از متناوب و مستمر داشـته باشند.

مـطابق ماده 26 قـانون‌ یـاد‌ شـده، چنانچه سردفتر یا دفتریاری که کـفیل دفـترخانه‌ است، طبق‌ حکم‌ دادگاه‌ انتظامی‌ به انفصال دایم یا سلب صلاحیت مـحکوم و یـا این که مستعفی یا بازنشسته شـود، یا این که بـه عـلت بیماری و یا حادثه، قدرت لازم را‌ بـرای انـجام وظیفه ـ به تشخیص پزشک و تأیید سازمان ثبت اسناد و املاک کشور ـ از دست داده باشد و دفـترخانه تـحت تصدی سردفتر یا دفتریار کـفیل دفـترخانه تـعطیل‌ گردد؛ مسؤول دفـترخانه بـاید اقدام به تحویل کـلیه دفـاتر و اسناد و اوراق مربوطه و وجوه و اوراق بهادار به دفتریار دفترخانه یا دفترخانه‌ای که اداره ثبت محل ـ طبق‌ مـوازین‌ قـانونی ـ تعیین می کند، تحویل دهد، در غیر ایـن صـورت و امتناع شـخص از تـحویل مـدارک مربوطه، مشارالیه مسؤولیت کـیفری خواهد داشت.

[1] قانون‌ دفاتر‌ اسناد‌ رسـمی، ماده‌ 2، تـطبیق شـده با‌ قوانین موضوعه فعلی کشور

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:09:00 ق.ظ ]




روش های  متداول و سنتی اجرای پروژه در کشور

روش های متداول و سنتی اجرای پروژه ها در ایران عبارتند از :

  • کنتراتی
  • طبق فهرست بها
  • قرارداد امانی

این سه شیوه انجام پروژه ها به طور سنتی در ایران بوده است . با توجه به اینکه در چند سال اخیر کشور ما به جمع کشورهایی که از طرفداران خصوصی سازی می باشند درآمده است و بالاخص تکنیک هاBOT ، MC ، DB و EPC به عنوان روش های  خصوصی سازی در توسعه بخش انرژی خصوصا در توسعه تاسیسات زیربنایی نفتی -گازی و اخیرا صنعت برق که نقش مهمی در رشد اقتصادی و اجتماعی کشور دارد پیدا کرده اند، مورد بررسی قرار می گیرند.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

2-3- شناسایی و بررسی قراردادهای ساخت و ساز به روش EPC 

EPC  حاصل کنار هم قرار دادن حروف اول کلمات Engineering، Procurement و Construction  است که در ایران به عنوان قراردادهای مهندسی، تدارکات  و اجرا شناخته می شود.

EPC  در واقع نوعی روش قراردادی اجرای پروژه های طرح و ساخت است. امروزه تعداد زیادی از پروژه ها به این روش اجرا می شوند. در این نوع قراردادها که به صورت فزاینده ای مورد توجه قرار گرفته است، اساساً یک شخصیت حقوقی مستقل مسئولیت طراحی وا جرای پروژه را عهده دار می شود که ممکن است یک شرکت تنها یا مشارکت چند شرکت باشد. شرکت یا سازمانی که مبادرت به اجرای پروژه ها به روش طرح ساخت می نماید الزاما ضرورتی ندارد که تمامی امکانات مورد نیاز را هم برای طراحی و هم اجرا در دست خود داشته باشد. در EPC، طراحی پروژه از طراحی پایه تا طراحی تفصیلی و همچنین تامین تمامی مصالح و تجهیزات پروژه شامل تجهیزات و مصالح بخش های مختلف و همچنین اجرا، روش راه اندازی توسط پیمانکار انجام می شود. فدارسیون بین المللی مهندسین مشاور  این موضوع را تحت عنوان روش اجرای پروژه های طراحی مهندسی که تدارک و اجرا به شیوه کلید در دست بیان نموده است. نشریه 5490 سازمان مدیریت و برنامه ریزی نیز منظور از روش EPC انجام کارهای زیر بیان نموده است : [8]

- تمام یا برخی از مراحل مختلف کارگاهی مهندسی پروژه شامل مهندسی مقدماتی به مهندسی تفصیلی

- تامین و تدارک کالاها، تجهیزات و مصالح پروژه و خدمات حتی مرتبط با آنها

- عملیات ساختمان، نصب و راه اندازی و آزمایش های کارایی و سایر خدات جانبی مرتبط با آن

ها که به طور توام توسط پیمانکار انجام می شود.

قراردادهای EPC (طراحی – خرید – ساخت) از قابلیت های قرارداد کلید گردان می باشند. روش کلید گردان که به آن طراحی – ساخت نیز گفته می شود، مسئولیت طراحی و اجرا را بطور کامل بر عهده پیمانکارمی گذارد به قسمی که بعد از تکمیل پروژه، کارفرما فقط با چرخاندن یک کلید می تواند بهره برداری از تاسیسات اجرا شده را آغاز نماید[8].

پروژه های بزرگ کشور در بخش انرژی با الگوهای مختلفی دنبال می شوند. ملموس ترین الگوی کار پروژه های مطرح در صنایع پتروشیمی الگوئی است که در آن شرکتهای ایرانی غالبا در الگوی،        (طراحی + تامین تجهیزات ) و یا  EPC)) در منطقه ویژه درگیر پروژه های متعددی می باشند. الگوی مطرح دیگر برای اجرای پروژه صنعتی، قراردادهای طراحی و تامین تجهیزات اجرای این قراردادها می باشد. قراردادهای در قالب EPC)) برای کارفرما به لحاظ تداوم و پیوستگی مسئولیتهای پیمانکار از ابتدا تا پایان کار دارای مزیت بیشتری است، اما از طرف دیگر با توجه به اینکه این قراردادها معمولا بشکل فاینانس تامین اعتبار و اجرا می گردند، تامین هزینه های ریالی در این شکل برای پیمانکار همراه با دشواری ها و محدودیت هایی می باشد. اگر کارفرما بتواند هزینه های اجرایی را خود فراهم نماید، راه حل مناسب برای وی کماکان قرارداد ((EPC خواهد بود..در پروژه های(EPC)   چه برای ارائه قیمت و یا پس از آن برای انجام کار، طراحی های بنیادی Basic Design) ) لازم است که مطالعات اولیه پروژه و یا Feasiblity Study  همراه با طراحی های محتوایی انجام شده باشد. [8]

1 - Fix Value Contract

2 - Cost Price Contract

3 - Cost Plus Contract

 

1 -FIDIC

1 -Finance

2 - Conceptual Design

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:08:00 ق.ظ ]




ویژگی های بارز قراردادهای EPC 

  • در مراحل اولیه طراحی بایستی مشخصات فنی کامل و به روشنی قید شود.
  • کارفرما از نظر فنی و قراردادی نیازهای خود را کاملا مشخص کند.
  • بعد از انعقاد قرارداد، معمولا کارفرمایان در بحث ها و مذاکرات موضوع ضعف خواهد داشت.
  • ممکن است محدوده و نیز روش کنترل کارها توسط کارفرما منشا بروز اختلاف کرد.
  • خواسته ها و الزامات کارفرما در مورد راه اندازی باید در قرارداد به دقت ذکر شود.

2-5- اجرای پروژه های متناسب با روش EPC  

  • کارفرما اطمینان زیادی دارد که قیمت و زمان انجام کار از میزان توافق شده تجاوز نخواهدکرد.
  • کارفرما نخواهد خود را درگیر مسائل پیشرفت روزانه کار نماید.
  • پیچیدگی پروژه، یکی بودن گروه طراحی و ساخت را ایجاب کند. (توجیه فیریک)
  • زمان و اطلاعات کافی برای بررسی و کنترل و ارائه طرح وجود ندارد.
  • کار شامل مقادیر چشمگیری عملیات زیرزمینی باشد.
  • کارفرما قصد نظارت نزدیک و کنترل داشته باشد.
  • مبلغ هر پرداخت موقت، اجباراً باید توسط مقامات مورد ارزیابی قرار گیرد.

 

علت استفاده از قراردادهای EPC

در قراردادهای EPC  پیمانکار به منزله یک شخصیت حقوقی، با عهده دار شدن کلیه مسئولیت ها در انتخاب روش کار برای تامین نتایج نهایی طبق مشخصات عملکرد تعیین شده به وسیله کارفرما دارای اختیار و آزادی عمل کامل است. کارفرما هم ضمن انجام تعهدات خود، پیشرفت کار را پی گیری می نماید.

با بهره گرفتن از این روش علیرغم ایجاد برخی محدودیت ها برای کارفرما، با قراردادن کلیه فعالیت های پروژه اعم از طراحی تا ساختار و راه اندازی به عهده پیمانکار و کافرما از قید مسئولیت های سنگین مدیریت و اجرای این پروژه که اکثرا به علت تخصصی بودن کار و پیچیدگی فناوری از توان او خارج است آزاد می گردد و درگیری کارفرما در فرایند طراحی و اجرا در مقایسه با سایر روش های قراردادی به مقدار قابل ملاحظه ای کاهش می یابد و به طور عمده به مدیریت قرارداد و با توجه به مفاد قرارداد به مرور و یا تائید کارها خلاصه می شود. مزیت عمده روش EPC نسبت به روش سنتی کاهش زمان انجام عملیات می باشد. در پروژه هایی که به روش سه عاملی انجام می شوند، خرید تمامی تجهیزات و مصالح بر عهده کارفرماست که  این امر با توجه به فاصله زمانی انجام طراحی توسط بخش غیر کارفرمایی، با تاخیر های جدی روبروست و نهایتا نیز بعضا باعث به وجود آمدن مشکلات بین پیمانکار ساخت و کارفرما می گردد. لذا در سال های اخیر خصوصا در مناقصات صنایع نفت گاز و پتروشیمی، نیروگاه معدن انجام کار به روش EPC بسیار مورد توجه دولت قرار گرفته است. همچنین انجام توام طراحی وساخت توسط یک شرکت، امکان شروع کارهای اجرایی قبل از اتمام کارهای طراحی را فراهم می کند که این خود باعث کاهش زمان اجرای پروژه می گردد[8].

اصولاً کارفرمایان تمایل دارند هیچ گونه ریسکی متحمل نشوند و این مسئله نیز یکی از دلایل اقبال کارفرمایان به EPC است که البته موجب می شود پیمانکار در پیشنهاد قیمت بسیار با احتیاط عمل نماید و نیز با توجه به اینکه پروژه بعد از تکمیل به کارفرما تحویل داده می شود نیازی نیست مشخص شود که عیب و نقص موجود به دلیل طراحی، غلط بوده و یا در اجرا ضعف وجود داشته، زیرا به عنوان یک قانون کلی هر نقصی که در محدوده تعریف شده کار حادث شود، مسئول آن پیمانکار است.

 نکته قابل تامل این است کارفرمایان می دانند همراه با کنترل بیشتر مسئولیت نیز بیشتری می شود و بنابراین هرجا که کارفرما در بحث طراحی پروژه درگیر شود به همان نسبت مسئولیت او در قابل مشکلات پیش آمده بیشتر خواهد بود. بنابراین EPC یکی بهترین روش ها برای نیل به این منظور است که مسئولیت کارفرما را کاهش دهد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:08:00 ق.ظ ]




مزایای انجام پروژه به روش EPC  از دید کارفرما

 

    • کارفرما در انجام بحث های قراردادی وقت زیادی را هدر نمی دهد و آغاز و انجام پروژه به دلیل آشنایی پیمانکار با سیستم او ساده تر انجام می شود.
    • کل تعهدات مالی کارفرما از قبل مشخص است و اطمینان دارد که هزینه های نهایی پروژه از مبلغ نهایی توافق شده تجاوز نمی کند.
    • رقابت میان پیمانکاران مختلف سبب بهبود وضع کارفرما و انجام معامله عادلانه تری می شود.
    • ارتباط کوتاه و سریع بین کارفرما و پیمانکار وجود دارد.
    • با توجه به ماهیت این روش و تلفیق کار طراحی با خرید و اجرا، زمان و هزیه به حداقل کاهش می یابد.

    • با توجه به هماهنگی ویکپارچگی خرید و اجرا، اقتصاد هزینه ها، مد نظر قرار گرفته، از تاخیرات و عوامل غیر اقتصادی که در موقع وابسته بودن فعالیتهای طراحی، خرید و اجرا به سازمانها و مبادی مختلف پیش می آمد، جلوگیری می شود.

عکس مرتبط با اقتصاد

  • عمده ی ریسک پروژه و مسئولیت آن از کارفرما به پیمانکار منتقل می شود.
  • استفاده از تامین منابع مالی به روش فاینانس در این روش با سهولت بیشتری صورت می گیرد.

بوروکراسی در این روش به مراتب کمتر از روش متداول است.

  • ادعاهای پیمانکار برای کارهای اضافی به حداقل کاهش می یابد و درگیریها و تداخل کارها کم می شود.
  • اطمینان بیشتری نسبت به عملکرد پروژه به هنگام بهره برداری وجود دارد.
  • قابلیت ساخت داخل کشور و نوآوری، ارتقا می یابد.
  • این روش اساسا بیشترین مسئولیت را متوجه یک سازمان می کند و نیاز کارفرما را به استفاده از منابع خویش به حداقل می رساند.

2-6-2- مزایای انجام پروژه به روش EPC از دید پیمانکار

 

  • به دلیل سرعت بیشتر انجام کار، زمان دستیابی پیمانکار به حق الزحمه سریعتر خواهد بود.
  • با توجه به ویژگی های قرارداد کلید در دست، در بیشتر مواقع این نوع پروژه ها وابسته به برنامه زمانبندی یا فعالیتهای دیگران نخواهد بود.
  • انعطاف پذیری ویکپارچکی بیشتر در اجرای کار وجود دارد.
  • پیمانکار برای انتخاب تجهیزات و روش های اجرایی آزادی عمل بیشتری خواهد داشت.

با این حال مورد آخر برای کارفرما جزء معایب محسوب نمی شود. چون هر چند احتمال دارد یک پیمانکار با به کار بردن تجهیزات ارزان قیمت و سطح پایین، کیفیت کار را پایین بیاورد، ولی در عین حال او می داند که چه نوع تجهیزی به راحتی می تواند فراهم شده، مطمئن تر بوده و کار را بهتر انجام می دهد و نهایتا در صورتی که تجهیزات به درستی عمل نکند، پیمانکار ریسک عدم دریافت آخرین پرداخت را تقبل نموده، مهمتر از ان اینکه ریسک عدم گرفتن کار بعدی را باید بپذیرد. بدیهی است این مزایای زمانی حاصل خواهد شد که شرایط زیر در نظر گرفته شده باشد :

  • پیمانکاران صحیح انتخاب شده باشند؛ نه لزوما بر اساس پایین ترین قیمت پیشنهادی.
  • در زمان برگزاری مناقصه ها، الزامات و خواسته های کارفرما با دقت لازم و جزییات مورد نیاز تعریف شود تا پیمانکار، قیمت قطعی ارائه نماید.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:08:00 ق.ظ ]




معایب انجام پروژه به روش EPC از دید کارفرما

 

    • انتقال دانش فنی به کارفرما صورت نمی گیرد.
    • با توجه به این که طرح ها از قبل آماده اند، تغییرات مورد نیاز کارفرما پس از عقد قرارداد، هزینه ی زیادی را به پیمانکار تحمیل می کند و سرآغاز بحث های زیادی است.

تحقیق - متن کامل - پایان نامه

  • کنترل کیفیت کار پیمانکار، به خصوص در بخش طراحی، در غیاب بازرسی های مستقل کارفرما مشکل است.
  • قیمت قرارداد مشتمل بر ضرایب ریسک پیمانکار بوده، لذا بالا می باشد.

بسته به اندازه و پیچیدگی پروژه، کارفرما ممکن است به این نتیجه برسد که در انتخاب پیمانکاران و سازندگی با تجربه و قابل اعتماد، بسیار محدود است. زیرا معمولا به دلیل حجم بزرگ پروژه ها، هزینه های شرکت در مناقصه و منابع مورد نیاز برای کارهای طراحی و اجرایی بسیار بالا می باشد و شرکتهای محدودی توان تامین این منابع را دارند.

2-6-4- معایب انجام پروژه به روش EPC از دید پیمانکار

 

با توجه به حجم بالای کار، ریسک پیمانکار بسیار بالاست و پیمانکارانی که توان تقبل از ریسک مسئولیت را داشته باشند، محدود هستند.

2-7- شیوه های مختلف سازمان پروژه های EPC

الف) کارفرما (سرمایه گذاری مشترک )

اشتراک دو یا چند گروه و شرکت برای رسیدن به اهداف پروژه می باشد. هر گاه شرکت به تنهایی دارای تخصص های لازم نباشد اقدام به گرفتن شریک می کند در این موارد ابتدا تیم پروژه موافقت نامه های درونی امضا کرده و شرایط کاری هر یک مشخص می شود و نیز رهبری نیز مشخص می شود. موارد اشاره شده در موافقتنامه ها عمدتا شامل مباحثی چون : هدف، - تخصیص مسئولیت ها، نحوه تقسیم سرمایه، سود زیان،  مدیریت، مدت موافقتنامه، چگونگی خاتمه و فسخ قرارداد، چگونگی حل مشکلات است.

  • کارفرما و سازنده طرح و ساخت

کارفرما با سازنده برای انجام کلیه فعالیت ها طراحی و خرید کالا و اجرا، قرارداد می بندد. برای انجام طراحی سازنده معمولا یک مشاور طراحی را به عنوان پیمانکار جزء به خدمت گرفته و این شرکت مشاور می تواند در سود یا زیان پیمانکار شریک باشد و یا نه. در صورت شریک نبودن این حالت بسیار شبیه حالت به کار گرفتن مشاور A/E توسط کارفرام در قراردادهای D-B-B می باشد. در صورتیکه مشاور در سود و زیان پروژه شریک باشد انگیزه بیشتری برای انجام مناسب کار و نظارت بر کار دارد. این روش رایج ترین روش اجرای پروژه می باشد.

  • کارفرما و طراح طرح و ساخت

مشابه روش قبلی است با این تفاوت که طراح با کارفرما قرارداد دارد طرح و ساخت را منعقد نموده وسازنده را به خدمت می گیرد. مهمترین عیب آن خلاء ناشی از عدم ارتباط مستقیم کارفرما و سازنده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:07:00 ق.ظ ]




چالش ها و موانع موجود در پروژه های EPC  

الف) چالش ها و موانع از دید کارفرما

  • مهمترین مشکل پیمانکاران، توالی مالی پایین و ضعف در بخش های مهندسی و طراحی است. به طور مثال، مشخصات فنی ارائه شده توسط طراح،  با امکانات موجود بازار همخوانی ندارد.
  • گاه پیمانکاران، مبلغ پیش پرداخت یا تسهیلات اعطایی را به عنوان سود پروژه بر می دارند و بر خلاف قرارداد، پروژه را به پیمانکاران دست دوم می دهند.
  • چون هنوز در ابتدای کار هستیم، قراردادها شفاف نیستند، مشخصات فنی بدون نقص مواد پروژه ها تدوین نشده است.
  • اهمیت پروژه EPC به انسجام تیم پیمانکار است.
  • در هنگام مناقصه پیمانکاران درباره ماشین آلات و نفرات دروغ می گویند.
  • مهمترین ضعف پیمانکار، ضعف سیستم و مدیریت آن است.
  • پرداخت ها کافی است زیرا پیمانکار فروش پیشنهاد مبلغ داده است.
  • پیمانکاران بعضا پول پروژه را در موارد غیر از منظور که پول به آن ها پرداخته شده است مصرف می کنند.
  • تعدیل مشکل ساز است زیرا فرمول آن مورد بحث است.
  • پیمانکاران ما فقط در بخش اجرا خوب هستند.

در شرایط عمومی پیمان موارد زیاد مبهم است. از جمله آنکه هنوز تعریف مشخصی و منسجمی برای اضافه کار و کاهش کار در پروژه ها در EPC  ارائه نشده است. مورد دیگر ماده  48 می باشد که پرداخت حقوق و عوارض گمرکی را به عهده کارفرما گذاشته شده، درحالی که در ماده 34 آن را به عهده پیمانکار گذاشته است. یک مورد نامشخص دیگر مربوط به مالکیت کالاهای مازاد است که در انتهای کار در سایت باقی می ماند.

    • چالش ها و موانع از دید پیمانکار
    • به دلیل وجود شرایطی که خارج از کنترل پیمانکار و بعضا کارفرماست، مانند تغییر نرخ ارز و یا نرخ تبدیل دلار به یورو یا افزایش ناگهانی قیمت فولاد و مس در دو سال گذشته، هزینه ها زیاد را به پیمانکاران تحمیل می کند و ریسک آنها را افزایش می دهد.
    • ناهماهنگی قوانین و امانات دولتی؛ بانک ها تسهیلات لازم را در اختیار بخش خصوصی قرار نمی دهند.
    • قوانینی برای اعطای تسهیلات به پیمانکاران تصویب شده اما ضمانت اجرایی ندارند.
    • برای اطمینان کارفرما و توانایی پیمانکار بر انجام تعهدات باید کلیه تمهیدات قرارداد در قراردادها EPC گنجانده شود. در قراردادهایی که معتقد می شوند خیلی مسائل نامفهوم هستند مسائلی مانند بیمه، مالیات، تعهدات فی مابین مسئولیت ها، تعدیل ها، بحران ها و جهانی، ابهام دارد.
    • در قرارداد مسئولیت پیمانکار را 100 درصد قرار داد می دانند پس باید تحت پوشش بیمه قرار بگیرد. و پولی بابت بیمه پرداخت نمی شود، دست کارفرما هم به جایی بند نیست.
    • عدم وجود شرایط یکسان در مناقصات : شرکت های دولتی از امتیازات ویژه ای برخورد دارند.
    • کارفرما روی تمام نقشه ها نظر می دهد، در صورتی که مسئولیت 100 درصد با پیمانکار است و این موجب اتلاف وقت، هزینه و اختلاف نظر می شود.

  • برای خرید خوب، پرداخت ها باید براساس پیشرفت دوره ای باشد اما طبق قوانین در ایران 10%، 80% و 10% پرداخت می شود و سازنده زیر بار این قضیه نمی رود که پیمانکار باید هزینه ها را آن تقبل کند.
  • مساله روابط خارجی و تحریم اقتضا در بر کیفیت، هزینه در زمان انجام پروژه تاثیر منفی دارند و محدود به خرید از تعداد اندکی هستیم.
  • گاهی کارفرما به عنوان کسورات از هر پرداخت 5% را برای بیمه کم می کند. در حالیکه تمام پرسنل پیمانکار بیمه هستند.
  • در مساله اعتبار اسناد در ترخیص جنس از گمرک، کارفرما نظارت کامل دارد و به تایید او نیاز است. این روند بوروکرارسی خیلی طولانی است و پیمانکار باید هزینه و انباردار، کانتر و سایر هزینه ها را بپردازد. از طرفی تضمین و انجام کار و کیفیت همچنان با پیمانکار است.
  • بدلیل بوروکراسی کارفرما تصمیم گیری سخت و زمان بر است.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:07:00 ق.ظ ]




- تحلیل بر چالش ها و موانع قراردادها در EPC

الف ) موانع و مشکلات ناشی از دولت و سازمان کارفرما

الف) بسترهای اقتضا در قانون : مهمترین موانع توسعه پروژه ها EPC در بسترها اقتضاء در قوانین موجود کشور است که متوجه دولت و مجلس است و از دست کارفرما و پیمانکار خارج می باشد. برخی از این موارد به شرح زیر می باشند : [8]

دانلود پایان نامه

- ناهماهنگی ارگان ها و تعهد مراکز تقسیم گیری

- عدم ضمانت اجرایی قوانین

- ضعف قانون کار، مطابق موارد 18، 19، 20، 21، 27، 29 و 30  قانون کار.

- عدم حمایت سیستم بانکی و بیمه ای : بانک ها برای ارائه ضمانت ها، وثیقه رسیدگی می گیرند.

- بوروکراسی طولانی و قوانین دست و پاگیر بانک ها و سیستم های سنتی فعلی جوابگوی نیاز پروژه ها در بحث خرید خارجی و اعتبار اسناد نمی باشد ضمن آنکه سیاست های بانکی برای شرکت های خارجی شفاف تر می باشد.

- موانع فانیانس خارجی : بدلیل بنیه ضعیف مالی پیمانکاران داخلی، پیمانکاران بدنبال تامین مالی از طریق بانک هستند که برای تامین آن از بانک های خارجی مجبور به خرید درصدی از تجهیزات از کشور فاینانس کننده هستند.

- روابط خارجی و تحریم اقتصاد : بدلیل محدود شدن به چند خریدار خاص قدرت چانه زنی از دست می رود.

عکس مرتبط با اقتصاد

ب ) ابهام در شرایط عمومی پیمان

الف) مثلا در ماده 300 مربوط به ماشین آلات ساختمانی مواد مصرفی و ابزار و وضعیت کالاهایی که در آخر کار در سایت باقی می ماند مسکوت می ماند.

مثلا ماده در 48 شرایط عمومی پرداخت حقوق و عوارض گمرکی را به عهده کارفرما گذاشته اما در ماده 34 آن را به عهده پیمانکار گذاشته است.

- بوروکراسی طولانی : قوانین و مقرارت توسعه نیافته در مراحل طولانی اخذ مجوز، موافقت یا دستورات مختلف مورد نیاز پروژه از عوامل تشدید کننده های تاخیر پروژه ها می باشند.

- عدم توجیه اقتضا در طرح ها، بدلیل اینکه برخی از پروژه ها توجیه اقتضا در ندارند زمان انجام آن را بسیار کوتاه در نظر می گیرند تا توجیه اقتصادی داشته باشد که منشا بسیاری از منازعات میان پیمانکار و کافرما می باشد .

ج ) ابهامات و نقاط ضعف قراردادها

- انتخاب مناسب قرارداد برای پروژه هایی که مناسب اجرا با EPC هستند.

- فراهم بودن پیش شرط ها و مورد نیاز برای قراردادها در EPC

- نماینده کارفرما شامل یک تیم منسجم محدود و در عین حال فوق العاده مجرب باشد.

- پیمانکار ابزارهای لازم برای طراحی، تجهیز، اجرا و راه اندازی کار را بطور کامل در اختیار داشته باشد و آزمایش ها، بازرسی ها و کنترل کیفیت را خود انجام دهد.

- تناسب شرایط پیمان با استانداردها بین الملی

- مشخص و جامع بودن شرایط پیمان: هر چه قرارداد دقیق تر باشد منازعات بعد کمتر است.

- تناسب پرداخت ها با ماهیت پروژه : باید شرایط پرداخت با ماهیت پروژه هماهنگ باشد.

- تسهیم ریسک پروژه

- تامین منابع طرفین: باید براساس استراتژی برد- برد و عادلانه باشد.

- تناسب بین مسئولیت ها با اختیارات و امکانات

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:07:00 ق.ظ ]




چالش های اجرایی

- طبقه بندی پروژه ها : پیمانکاران مطابق با رتبه شان به قراردادهایی که توانایی اجرا دارند دعوت شوند.

- نحوه انتخاب پیمانکار: حساس ترین بخش پروژه های EPC می باشد و نباید تنها براساس کمترین قیمت پیشنهاد صورت بگیرد.

- بیشترین مشکلات از طرف کارفرما و سازمان مدیریت پروژه آن می باشد که مجهز به آموزش ها و تجربه توانایی لازم برای مدیریت هدفمند یک پروژه EPC نیستند.

- تیم کارفرما باید از تعداد محدود افراد خبره و مجرب برای نظارت بر کلیات پروژه بخش ها و اصلی و مالی ها برخوردار باشد و از مداخله در جزئیات خودداری کند.

- رسیدگی به صورت وضعیت ها و اعطاء <a href="https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=220965″ title=”تسهیلات مالی“>تسهیلات مالی

ه ) نقاط ضعف عملکرد  پیمانکاران EPC

- عدم انسجام تیم پروژه : باید تیم  پروژه از انسجام کافی برخوردار باشد.

- ضعف طراحی : معمولا پیمانکاران در زمینه اجرا قوی هستند اما در زمینه طراحی ضعف دارند و حاضر به هزینه برآوردن نیروهای جدید نیستند.

- نقش ماشین آلات و تجهیزات در اجرا طراح ها، بعضی از پیمانکاران با نیت اجاره و ماشین آلات در مناقصات شرکت می کنند. که باعث مشکلات عدیده در جریان نقدینگی انها می شود.

- برداشت از محل پیش پرداخت و صورت وضعیت پروژه ها برای رهایی از خرج های غیر از پروژه.

- قیمت های غیر واقعی : برای برنده شدن در مناقصه قیمت های غیر واقعی و پایینی می دهند.

- عدم آموزش مناسب نیرو و استفاده از افراد کم تجربه

2-10- مفاهیم تاخیر و علل ایجاد آن در پروژه های مهندسی به روش EPC

2-10-1- مفاهیم تاخیر پروژه

تاخیر، عمل یا رویدادی است که زمان مورد اشاره در قرارداد برای انجام عملی خاص را طولانی تر کند. به طور کلی تاخیرات، ناشی از علل مختلفی هستند که از عملکرد گروه های درگیر در پروژه ایجاد می شوند[25]  .

2-10-2- تقسیم بندی تاخیرات

تاخیرات را می توان براساس معیارهایی چون منشا ایجاد، حالت زمانی رخداد و قابلیت جبران پذیری آن ها تقسیم بندی کرد . [25]تاخیری که پیمانکار، مسوول پاسخگویی به آن است، مانند توان تولید پایین و عدم هماهنگی میان اجزای کار را غیرقابل اغماض گویند. پیمانکار برای اینگونه تاخیرات زمان اضافی را نمی تواند درخواست کند. دسته دیگر، تاخیرات قابل جبران هستند که در آن ها کارفرما دلیل اصلی تاخیر است. تاخیری که نه پیمانکار و نه کارفرما پاسخگو نباشد، غیرقابل جبران نامیده می شود. بلایای طبیعی و نامساعد بودن آب و هوا نمونه این تاخیرات هستند[25].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:06:00 ق.ظ ]




تاخیرات و جایگاه آن در مدیریت پروژه

 

حدود یک دهه از واگذاری مدیریت و اجرای بعضی از پروژه های پتروشیمی به صورت EPC  به شرکت های  ایرانی می گذرد. متجاوز از چهل پروژه متوسط و بزرگ از پروژه های پتروشیمی در قالب هشتاد قرارداد به صورت EP+C به اجراء درآمده است ( قرارداد EP برای طراحی ، مهندسی پروژه و تأمین کالا و قرارداد C برای عملیات ساختمان و نصب و پیش راه اندازی پروژه با مدیریت و کنترل شرکت های  پتروشیمی اطلاق می گردد) . در این قراردادها دستگاه اجرائی (کارفرما) مسئولیت مدیریت، هماهنگی و راه اندازی پروژه را بر عهده دارد. در این راستا قابلیت ها و امکانات شرکت های  ایرانی از لحاظ نیروی انسانی، ماشین آلات و سرمایه افزایش چشم گیری یافته است. با افزایش روزافزون پروژه های عمرانی در کشور و گسترش دامنه رقابت شرکت های  مجری در ارائه خدمات بهتر و برآورده ساختن رضایت مشتری، شرکت هایی موفق تر خواهند بود که در اجرای تعهدات قراردادی خود بهتر و سریعتر عمل نمایند. [25]

از نظر جایگاه و ارزش علمی، با توجه به شاخصه های مدیریت پروژه و عوامل مختلف مؤثر بر موفقیت پروژه ها، دستیابی به اهداف زمانی یکی از مهمترین شاخصهای موفقیت پروژه ها محسوب می گردد، لذا با در نظر گرفتن این اصل، تحلیل تأخیرات پروژه و نحوه جبران یا تقلیل یا اجتناب از آنها از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد. این موضوع در بحث روابط متقابل کارفرمایان و پیمانکاران و منافع و موقعیت هر کدام از طرفین نیز مطرح و حایز اهمیت می باشد، کارفرمایان به دنبال علت یابی تأخیرات بوده تا بتوانند تسویه خسارتهای پیمانکاران رامحاسبه و تخمین های مناسبی از حجم هزینه های اضافی تحمیل شده به پیمانکاران را برآورده نمایند. پیمانکاران نیز به دنبال یافتن تحلیلها و دلایل کافی برای انجام ادعای خسارت تأخیر و دیرکرد خود طبق قرارداد می باشند. در این راستا، علم مدیریت پروژه به دلیل توجه به تأخیرات و کاهش اثرات زیان بار حاصل از تأخیرات و ارائه راهکارهایی برای بهبود آن از جایگاه ویژه ای برخوردار است و نتایج حاصل از آن  می تواند انعکاس مثبتی در مدیریت اجرایی این پروژ ه ها داشته باشد.

نکته قابل توجه این است که هرچه به پیش می رویم و پروژه های بیشتری انجام می دهیم و تجربیات بیشتری کسب می نمائیم باید به طورمنطقی مدت تأخیرات و به دنبال آن مدت اجرای پروژ ه ها کاهش یابد، ولی متأسفانه این طور نیست. با نگاهی به آمارهای سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در مورد میانگین مدت اجرای پروژه های خاتمه یافته متوجه می شویم که نه تنها مدت اجراء پروژه ها ثابت نبوده، بلکه گاهی افزایش هم داشته است. متاسفانه عامل زمان در پروسه های صنعتی ایران عامل فراموش شده و دست دوم محسوب می گردد و شاید اگر سازمانی متولی محاسبه زیانهای حاصل از دست دادن زمان و نرخ بازگشت سرمایه در پروژه های صنعتی ایران در 20 سال گذشته گردد به ارقامی خواهیم رسید که چندین برابر قیمت کل پروژه ها خواهد بود .براساس بررسی های بعمل آمده، عمده ترین دلایل طولانی شدن پروژه ها در ایران عبارتند از :

  • ضعف در مطالعات اولیه
  • بکارگیری ارکان اجرایی ضعیف در پروژه ها بدلیل برگزاری مناقصات بر مبنای قیمت پایین تر وتحت تأثیر قرار گرفتن پیشنهاد فنی از پیشنهاد مالی
  • ضعف نظارت کارگاهی عالیه مهندسین مشاور بر پروژه ها
  • اثربخشی پایین کنترل پروژه در فرایند کنترل پروژه های صنعتی
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:06:00 ق.ظ ]




عمده ترین دلایل طولانی شدن پروژه ها در ایران عبارتند از :

    • ضعف در مطالعات اولیه
    • بکارگیری ارکان اجرایی ضعیف در پروژه ها بدلیل برگزاری مناقصات بر مبنای قیمت پایین تر وتحت تأثیر قرار گرفتن پیشنهاد فنی از پیشنهاد مالی
    • ضعف نظارت کارگاهی عالیه مهندسین مشاور بر پروژه ها
    • اثربخشی پایین کنترل پروژه در فرایند کنترل پروژه های صنعتی

تحقیق - متن کامل - پایان نامه

  • ضعف در فرایند پرداختهای مالی و بوروکراسی چرخشی صورت وضعیتهای پیمانکار ومشاور
  • عدم نظارت و بازرسی علمی کارفرما بر عوامل اجرائی و مدیریت سنتی توسط عوامل کارفرما
  • مشکلات مربوط به سفارشات خریدهای داخلی و خارجی و ترخیص و تشریفات گمرکی

و غیره می باشند. می دانیم که پیشگیری بهتر از درمان است اما باید این واقعیت را در نظر داشت که علی رغم تمامی تمهیدات و پیش بینی ها می بایست همواره انتظار بروز مشکلات را داشت و برای مقابله موردی با آنها چاره اندیشی نمود .به راستی چگونه می توان علل اصلی تأخیرات پروژه را شناسایی نمود؟ به طور کلی برای کنترل فرایندها سه رویکرد را می توان متصور بود : [25]

  • رویکرد گذشته نگر
  • رویکرد آینده نگر
  • رویکرد زمان وقوع

در رویکرد زمان وقوع هر تأخیر بعنوان یک مشکل و خطر جدی در راه حصول نتیجه پروژه به حساب می آید.  با این فرض برای مقابله با این مشکل یک رویکرد فرآیندگرا منطبق بر متدولوژی حل مسئله ، استاندارد ISO 9000:2000 و کتاب راهنمای مدیریت پروژه  پیشنهاد می گردد. این مدل شامل هشت فرایند بررسی گزارشات عملکرد، شناخت عوامل تأخیر ، جمع آوری اطلاعات مرتبط، اولویت بندی عوامل، شناخت علل اصلی تأخیر، یافتن پیشنهادات مختلف ، انتخاب بهترین راه حل و ممیزی نتایج حاصله می باشد. هر کدام از این فرآیندها دارای ورودی ها، تکنیک ها و ابزار و خروجی های مشخص و متعددی می باشد و برای مدیریت تأخیرات لازم است که کلیه فرآیندهای هشت گانه بالا اجرا گردد[6].

2-10-4 -علل پرداختن به موضوع شناسایی وآنالیز تاخیرات

 

تاخیر یکی از مهمترین وقایع رایج در پروژه ها است.  این مشکل در اکثر پروژه ها از پروژه های ساده ساختمانی تا پیچیده ترین آنها نظیر پروژه های پتروشیمی، سدسازی و تونل سازی و … رخ می دهد. به همین دلیل امروزه اکثر کشورهای پیشرفته و در حال توسعه با علم به محدود بودن منابع در اختیار و بازار رقابتی شدید جهت استفاده بیشتر از منابع و کسب سود بیشتر به دنبال ریشه یابی علل تاخیر در پروژه های گذشته می باشند تا با ارائه راهکارهایی از میزان تاخیرات در پروژه های آتی بکاهند، و یا با شناخت مقصران تاخیرات پروژه، نسبت به دریافت خسارت اقدام کنند[8].

بررسی تاخیرات پروژه توسط کارفرما یا پیمانکار به منظور استفاده از تجربه و دانشی که در طول اجرای پروژه حاصل می شود، که می تواند در پروژه های مشابه بعدی مورد استفاده قرار گیرد.  به ویژه به این دلیل که در پروژه های که در نقاط مختلف اجرا می شود بسیاری از عوامل اجرای پروژه در سطوح مختلف عوض می شوند و باید دانش و تجربه ای که در طول پروژه در قسمتهای مختلف توسط عوامل اجرای در همه سطوح حاصل شده است، مستند و مدیریت شود. در این صورت است که می توان با بهره گرفتن از تجربیات گذشته از رخ دادن موارد مشابه در آینده جلوگیری کرد. کارفرمایان به دنبال علت یابی تاخیرات هستند، تا بتوانند تسویه خسارت ها و جریمه تاخیرات پیمانکاران را محاسبه نمایند و همچنین تخمین های مناسبی از حجم هزینه های اضافی تحمیل شده به پیمانکار را در دست داشته باشند. پیمانکاران نیز درصدد توجیه تاخیرات خود و فرار از پرداخت خسارت هستند و یا در مواقعی که عدم انجام به موقع تعهدات توسط پیمانکار موجب زیان به پیمانکار شده است، برای تدوین ادعای خسارت تاخیر از کارفرمایان نیاز به آنالیز تاخیرات دارند[18].

1 - Feedback

2 - Feedforward

3 - Realtime

4 - Problem Solving

5 - project management book of knowledge

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:06:00 ق.ظ ]




هزینه های ناشی از تاخیر پروژه

هزینه های ناشی از تاخیرات می توان به دو دسته کلی هزینه های کمی و هزینه های کیفی تقسیم بندی کرد.  هزینه های کمی را به راحتی می توان با کمک ابزارهای در علوم اقتصاد مهندسی و… تخمین زد. ولی هزینه های کیفی نامشهود بوده و مبلغ نقدینگی بابت آنها پرداخت نمی شود.که برخی از مهمترین قسمت های این دو نوع تاخیر به شرح زیر می باشند [8]:

الف ) هزینه های کمی

- هزینه دیر رسیدن به بهره برداری یا سود از دسته رفته

- هزینه ناشی از گرانشدن منابع مصرفی (مصالح و … )

- افزایش هزینه منابع کاری (نیروی انسانی و تجهیزات و … )

- هزینه بهره سرمایه صرف شده

ب ) هزینه کیفی

- ضرر از دست دادن بازار رقابت در مدت زمان تاخیر

- ضرر ناشی از دست رفتن اعتبار شرکت

- ضرر ناشی از کاهش درآمد دولت و رفاه اجتماعی مردم

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

- ضررها و مشکلات غیر مالی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی (پروژه هایی با کارکرد رفاه عمومی مانند ساخت نیروگاه ها … ) [8]

 

2-10-6- مزیت های آنالیز تاخیرات پروژه ها

 

مزیت آنالیز تأخیرات در پروژه ها، شناسایی عوامل ایجاد کننده تأخیرات، ریشه یابی منشأ بروز تأخیرات، اولویت بندی عوامل تأخیرو نهایتاً طبقه بندی عوامل ایجاد کننده تأخیرات براساس ماهیت آنها، استانداردها و المانهای مدیریت پروژه، سازمانهای ذینفع در پروژه ها و قابل اجتناب یا غیرقابل اجتناب بودن تأخیرات و دسته بندی آنها، خواهد میباشد. دیگر مزیت آنالیز تاخیرات برای شرکت های مهندسی مشاور وپیمانکاری مجری پروژه ها ارائه اطلاعات تحلیلی و کارشناسی و راهکارهای مناسب به اینگونه شرکتها برای اجرای صحیح و به موقع پروژه ها و قراردادهای منعقده با مشتریان و کارفرمایان خود از جمله شرکت صنایع پتروشیمی ایران و اتخاذ استراتژی و بستر مناسب جهت شناسایی نقاط ضعف موجود و بهبود فرایند مدیریت پروژه می باشد. تحقیقات نشان می دهند که مسئولین ذیربط در پروژه ها بر این اعتقادند که عوامل تأخیر را بطور کامل می شناسند. اما حقیقت آن است که بنا به دلیل وجود فعالیتهای موازی، تعامل میان فعالیت ها و عوامل محیطی فراوان تأثیرگذار بر فعالیت ها، شناسایی این عناصر و تجزیه و تحلیل آنها به راحتی امکان پذیر نبوده و نیازمند پژوهش های کارشناسی و دقیق می باشد[6].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:06:00 ق.ظ ]




2-1-1-ذهن­ آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی

امروزه، شیوع دیابت رو به رشد است و راه­های گوناگونی برای کاهش عوارض ناشی از دیابت وجود دارد هرچند یافتن راهی که متناسب با نیازهای افراد باشد، دشوار است. در سال­های اخیر تحولات صورت گرفته در زمینه­ درمان اختلالات روان شناختی و کاهش چاقی موجب گردیده تا روش­های نوینی توسط روان شناسان بالینی مطرح و ارائه گردد (دوکتیس، مکی، تابان و ویلیام سون،2005؛ پاول  و کالوین،2007). از جمله این موارد می­توان به شیوه­ درمانی کاهش استرس مبتنی بر ذهن ­گاهی که توسط کابات-زین(1990) مطرح شده، اشاره کرد.  این شیوه، بعدها توسط افراد مختلفی تغییر کرد و برای  اختلالات گوناگونی مورد استفاده قرار گرفت و از طریق پژوهش­های کنترل شده، اثربخشی آن تایید شد.  از جمله­ این رویکردها، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن­آگاهی است )سگال، ویلیامز و تیزدل ؛2002).

پایان نامه

2-1-1-1-تعریف ذهن­آگاهی

ذهن­آگاهی شکلی از مراقبه  است که ریشه در تعالیم و آئین­های مذهبی شرقی خصوصاً بودا  دارد(اوست،2008) و به زبان ساده به معنای آگاه بودن از افکار، رفتار، هیجانات و احساسات است و شکل خاصی از توجه محسوب می شود که در آن دو عنصر اساسی: 1) حضور در زمان اکنون2) قضاوت نکردن در مورد رخدادها و کنش­ها و واکنش­ها نقش اصلی را به عهده دارند. به­عبارتی توانایی شناسایی دقیق هیجان­های خود و آگاهی از آنها به هنگام تولید و همچنین کنترل تمایلات خود در نحوه­ واکنش به اوضاع و افراد مختلف را ذهن­آگاهی گویند. ذهن­آگاهی ، حواس جمع بودن و بیداری صد درصد و آگاه بودن نسبت به همه­ی رخ دادهایی است که همین الان در اطراف ما و همین­طور درون بدن ما در حال اتفاق­افتادن هستند. به این شکل که هیچ گونه قضاوت و پیش­داوری نسبت به درست و نادرست بودن اتفاقات نداریم. ذهن آگاهی  کیفیتی از بیداری است که در آن ما از آگاه بودن خود آگاه می شویم. یعنی می­فهمیم که داریم می­فهمیم. وقتی داریم فکر می­کنیم متوجه می­شویم که در حال فکر کردن هستیم. به زبان ساده، هم موضوعی را که راجع به آن فکر می کنیم، می­بینیم، هم متوجه پدیده­ تفکر هستیم و هم متوجه فکر کننده هستیم. هر چه انسان بیدارتر و هوشیارتر باشد و حواسش نسبت به اتفاقات جاری و اکنون زندگی­اش جمع تر باشد ذهن­آگاه تر است و پاسخ­هایش به تحریکات زندگی خردمندانه­تر و مؤثرتر و آرامش و اطمینان قلبی او بیشتر است(برون،2007). کابات- زین نیز ذهن­آگاهی را توجه کردن به شیوه­ای خاص، هدفمند، در زمان کنونی و بدون قضاوت و پیش­داوری تعریف کرده است(به نقل از سگال و همکاران؛2002).

این سازه­ی شناختی را باید از خودآگاهی یا توجه معطوف به خود متمایز کرد. تشابه این سازه­ها در توجه فزون یافته به تجربه­های ذهنی است، اما تفاوت اصلی در جنبه­ های شناختی آنهاست؛ بدین معنا که جلب توجه در خودآگاهی تحت تاثیر سوگیری­های تفکر خود محور بوده و با قضاوت راجع به خود همراه است اما ذهن­آگاهی یک توجه بدون سوگیری و قضاوت پیرامون جنبه­ های خود است. ذهن­آگاهی با بهزیستی­ذهنی و روان­شناختی و سلامت­روانی رابطه­ مثبت دارد، در حالی که خودآگاهی با میزان پایین بهزیستی روان شناختی مرتبط است(برون و کسر،2005؛ برون، ریان و کریسول،2007،؛ فالکنستروم،2010؛ کابات زین،2003،2005؛ شاپیرو،2006).

ذهن­آگاهی به رشد سه کیفیت خودداری از قضاوت، آگاهی قصدمندانه و تمرکز بر لحظه­ی کنونی در توجه فرد نیاز دارد، که توجه متمرکز بر لحظه­ی حال، پردازش تمام جنبه های تجربه­ی بلاواسطه شامل فعالیت های شناختی، فیزیولوژیکی یا رفتاری را موجب می­ شود.  بواسطه­ی تمرین­ها و تکنیک­های مبتنی بر ذهن­آگاهی فرد نسبت به فعالیت­های روزانه­ی خود آگاهی پیدا می­ کند، به کارکرد اتوماتیک ذهن در دنیای گذشته و آینده آگاهی می­یابد و از طریق آگاهی لحظه به لحظه از افکار، احساسات و حالت­های جسمانی بر آنها کنترل پیدا می­ کند و از ذهن روزمره و اتوماتیک متمرکز بر گذشته و آینده رها می­ شود(سگال و همکاران ، 2002 ؛ ریگ و ساندرسون،2004). درذهن­آگاهی، فرد در هر لحظه از شیوه­ ذهنی خود آگاه می­ شود و پس از آگاهی روی دو شیوه­ ذهن، یکی انجام­دادن و دیگری بودن ، یاد می­گیرد ذهن را از یک شیوه به شیوه­ دیگر حرکت دهد که مستلزم آموزش راهبردهای رفتاری، شناختی و فراشناختی ویژه برای متمرکز کردن فرایند توجه است (سگال و همکاران، 2002).

1Mindfulnes Based Cognitive Therapy

2.Douketis,Macie,Thabane&Williamson

3.Powell&Calvin

4.Kabat-Zinn

5.Segal,Williams&Teasdale

6.Ost

1.Brown&Kasser

2.Ryan&Creswell

  1. Falkenstrom
  2. Shapiro

1.Segal

2.Rygh&Sanderson

3.Mental Gear

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:05:00 ق.ظ ]




تاریخچه­ ی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی

جان‌کبات‌زین، در دهه­ 1970 کلینیک کاهش استرس را در مرکز پزشکی دانشگاه ماساچوست، در ورسترن تاسیس کرد. او و همکارانش به بیش از 000/10 نفر با مشکلاتی چون بیماری‌های قلبی، سرطان، مبتلایان به ایدز، درد مزمن، مشکلات معدی- روده‌ای وابسته به استرس، سردرد، فشارخون بالا، اختلالات­خواب، اضطراب و وحشت‌زدگی کمک کرده‌اند. حدود سال 1993، او کارآیی رویکردش را در بیمارانی با اختلالات اضطرابی و درد مزمن ارزیابی کرد. شواهد نشان داد که اکثریت شرکت‌کنندگان کاهش نشانگان روان­شناختی و جسمانی را تجربه کرده بودند و نیز تغییرات عمیق مثبتی در نگرش، رفتار و ادراک آنها نسبت به خود، دیگران و جهان اطرافشان به‌وجود آمده بود(محمد­خانی و خانی­پور،1384).

مارشا لینهان[1](1993) برای اولین بار به ضرورت گنجاندن ذهن­آگاهی به عنوان یکی از مؤلفه ­های اساسی درمان­های روان­شناختی تأکید کرد. درمان­های مبتنی بر ذهن­آگاهی و پذیرش به عنوان درمان­های موج سوم شناختی – رفتاری شناخته می­ شود. موج اول با درمان­های مبتنی بر مطالعات آزمایشگاهی رفتار و یادگیری ایجاد شد و نیروی برانگیزاننده­ی آن نارضایتی از رویکردهای روان­تحلیلی به عنوان روان­درمانی در دهه­ 1950 بود. روش­های موج اول شامل شرطی عاملی، مهارت­آموزی، و روش­های مبتنی بر مواجهه بودند که به طور وسیعی مورد استفاده قرار می­گرفتند. موج دوم از این نیاز برآمد که لازم بود به طور مستقیم با شناخت­ها کار شود. در این موج بر نقش فرایندهای شناختی در پدیدآیی، بقاء و درمان اختلالات روان­شناختی تاکید می­ شود. از رویکردهای برجسته­­ی موج دوم می­توان به شناخت درمانی بک و درمان عقلانی- عاطفی الیس اشاره کرد. هر دو رویکرد بر شناسایی و اصلاح شناخت­های تحریف شده و غیرعقلانی تاکید دارند. رویکردهای موج اول و دوم با هم یکپارچه شده و مجموعه­ی وسیعی از درمان­ها تحت عنوان درمان­های شناختی – رفتاری  ایجاد کرده ­اند(پورشریفی، زمانی، مهریار، بشارت و رجب؛1390).

دانلود تحقیق و پایان نامه

اثربخشی این درمان، در اختلالاتی نظیر دردهای مزمن( کابات زین، 1990 ) ، افسردگی(تیزدل و همکاران، 2000)، اختلالات وسواسی (سجادیان، نشاط دوست، مولوی و معروفی؛ 1387) وهمانند آنها به اثبات رسیده است.

تصویر مرتبط با افسردگی در روانشناسی Psychological depression

شناخت­درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، از روی مدل کاهش استرس مبتنی بر روش ذهن آگاهی کابات-زین ساخته شده و اصول درمان شناختی به آن اضافه شده است. این نوع شناخت درمانی شامل مدیتیشن­های مختلف، یوگای کشیدگی، آموزش مقدماتی دربارۀ افسردگی، تمرین مرور بدن و چند تمرین شناختی است که ارتباط بین خلق، افکار، احساس و حس های بدنی را نشان می­دهد. تمامی این تمرین ها، به نوعی توجه به موقعیت­های بدنی و پیرامون را در«لحظه­ی حاضر» میسر می­سازد و پردازش­های خودکار افسردگی­زا را کاهش می­دهد. در حالت­های «توجه آگاهانه» پخش اطلاعات از چرخه­های دوطرفه­ی معیوب، به طرف تجربه­ی فوری و کنونی چرخش پیدا می­ کند . در اصل، آموزش ذهن­آگاهی به افراد یاد می­دهد که چگونه مهارت­ های عادتی (واقع درموتور مرکزی ) را از حالت تصلب خارج و با جهت دادن منابع پردازش اطلاعات به طرف اهداف خنثای توجه، مانند تنفس یا حس لحظه، شرایط را برای تغییر آماده کنند.  بنابراین، به کار گرفتن مجدد توجه به این شیوه، از افزایش یا ماندگاری افسردگی جلوگیری می­ کند و باعث می­ شود چرخه­های پردازش معیوب کمتر در دسترس قرار گیرند.

  1. Marsha Linehan
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:05:00 ق.ظ ]




نسخه های گوناگون درمان ذهن­آگاهی

در دو دهه­ اخیرعلاوه بر ذهن­آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی، تعداد زیادی از مداخلات و درمان­های دیگر مبتنی بر ذهن­آگاهی ظهور کرده ­اند)بائر،2006)، این مداخلات شامل تمرین توجه متمرکزاست که درآن فرد توجه خود را روی یک محرک خاص همچون تنفس، احساس­های بدنی و غیره در طول یک دوره­­ زمانی خاص متمرکز می کند و برای این کار از تکنیک­های آرامبخش ذهنی و جسمی و فنون شناختی بهره می­گیرند(کران،2009). که از آن جمله می­توان به موارد زیر اشاره کرد؛

روش کاهش اضطراب مبتنی بر ذهن آگاهی( کابات زین،2003،1990)؛ هدف این روش آموزش ذهن آگاهی به بیماران به منظور افزایش رویکردهای ذهن­آگاهی برای مواجهه با موقعیت های استرس­زا است. این روش در گروه هایی آموزش داده می­ شود که هدف یادگرفتن مهارت­ های مقابله با استرس و تنظیم هیجان است(بیشاپ،2002).

ذهن­آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی؛ یک مداخله­ی گروهی است که مهارت­ های ذهن­آگاهی را با تکنیک­های درمان شناختی ترکیب می­ کند تا فرد بر افکار خود متمرکز شود، البته بر خلاف درمان شناختی ، در این شیوه­ درمانی هدف تغییر محتوای فکر نیست (بایر،2006؛ هایز و همکاران،2006)، بلکه فرد یاد می­گیردتا افکار و احساساتش را به شیوه­ای متفاوت ببیند(هایز وهمکاران،2006).

رفتار درمانی دیالکتیکی، به عنوان یک رفتاردرمانی چند بخشی توصیف شده است، چرا که تفکر دیالکتیکی را با آموزش یک سری از مهارت ­ها مانند مهارت­ های ذهن­آگاهی ترکیب می­ کند(لینهان،1993). موفقیت این شیوه­ درمانی در درمان اختلال شخصیت مرزی، سوء­مصرف مواد و اختلال خوردن به اثبات رسیده است(راندولف و همکاران،1999).

درمان پذیرش و تعهد ؛ در این روش درمانی عناصر رفتاری و ذهن­آگاهی و تعهد با­هم ترکیب می­ شود. هدف این شیوه­ درمانی بهبود بخشیدن انعطاف پذیری روانی از طریق آموزش تعهد وبودن درزمان حال است. در این شیوه از تکنیک های درمان شناختی رفتاری، گشتالت درمانی و درمان ذهن­آگاهی استفاده می­ شود(هایز وهمکاران،2006).

ذهن­آگاهی مبتنی بر پیشگیری از عود؛ ترکیبی است از تمرین ذهن­آگاهی همراه با درمان پیشگیری از عود برای سوء­مصرف­ کنندگان مواد(مورن،گریکو و وینر؛2002) که از تکنیک­های ذهن­آگاهی مانند دیدن افکار به عنوان وقایع ذهنی زمان حال وپذیرش افکار استفاده می­ کند (هایز و همکاران،2006).

2-1-1-4-مکانیسم عمل ذهن­آگاهی

فنون ذهن­آگاهی در افزایش آرام­بخشی عضلانی و کاهش نگرانی، استرس و اضطراب مؤثر می­باشد(کابات زین، 2003). به­نظر می­رسد مکانیسم اصلی ذهن­آگاهی خودکنترلی­توجه باشد چرا که متمرکزکردن مکرر توجه روی یک محرک خنثی مثل تنفس، یک محیط توجهی مناسب بوجود می­آورد (سمپل، ریدومیلر،2005). مطالعات محدودی روی اثربخشی مداخلات و تکنیک­های مبتنی بر ذهن­آگاهی صورت گرفته است که از آن جمله می­توان به پژوهش های لیندن (1973) روی اثر بخش بودن ذهن­آگاهی روی اضطراب امتحان و پیشرفت تحصیلی، و مطالعه مرداک(1973؛ به نقل از سمپل و همکاران،2005)روی افزایش توجه و آرامش عضلانی و بررسی مفید بودن این تکنیک­های روی افزایش تنظیم توجه اشاره کرد.

شناخت­درمانی مبتنی بر ذهن­آگاهی شامل مدیتیشن­های مختلف، یوگای­کشیدگی، آموزش­مقدماتی درباره افسردگی، تمرین مرور بدن و  چند تمرین شناخت­درمانی است که ارتباط بین خلق، افکار، احساس و حس­های بدنی را نشان می­دهد تمام این تمرین­ها، به نوعی توجه به موقعیت­های بدنی و پیرامون را در« لحظه­ی ­ حاضر»میسرمی­سازد و پردازش­های خودکار افسردگی­زا را کاهش می­دهد.  در این شیوه، منابع حسی مانندالگوهای معنایی است.  تمرین­های بدنی، باعث تغییر شکل مدل طرحواره می­ شود)تیزدل  و همکاران؛2000).

افسردگی در روانشناسی Psychological depression

در ذهن­آگاهی،  فرد در هر لحظه از شیوه­ ذهنی آگاه می­ شود و مهارت­ های شناسایی شیوه ­های مفیدتر را فرا می گیرد.  برای ذهن، دو شیوه­ اصلی در نظر گرفته می­ شود: یکی«بودن» و دیگری«انجام دادن». در ذهن­آگاهی فرامی­گیریم که ذهن را از یک شیوه به سوی شیوه­ دیگر حرکت دهیم(کابات زین به نقل از سگال و همکاران،2002). ذهن­آگاهی مستلزم راهبردهای رفتاری، شناختی و فراشناختی ویژه برای متمرکز کردن فرایند توجه است که به نوبه­ی خود به جلوگیری از مارپیچ فروکاهنده­ی خلق منفی – فکر منفی – گرایش به پاسخ­های نگران کننده و رشد دیدگاه جدید و پدیدآیی افکار و هیجان­های خوشایند منجر می­ شود (سگال و همکاران،2002).

1.Baer

1.Crane

  1. 2. Mindfulness-Based Stress Reduction (MBSR)
  2. 3. Dialectical Behavior Therapy

4.Linehan

  1. Acceptance and Commitment Therapy

1.Mindfulness Based Relapse Prevention(MBRP)

2.Morone,Greco&Weiner

  1. Sample, Reid & Miller

4.Linden

5.Murdock

6.Mentak gear

7.being

1.doing

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:05:00 ق.ظ ]




اثر بخشی درمان ذهن­ آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی

درمان­های مبتنی بر ذهن­آگاهی بواسطه­ی  این که به هردو بعد جسمانی و ذهنی می ­پردازد دارای اثر بخشی بالایی برای درمان برخی اختلالات بالینی و بیماری­های جسمانی گزارش شده است. تاکنون پژوهش­های زیادی اثربخشی آموزش این شیوه­ درمانی را نشان داده­اند،  برای مثال پژوهشگران 145 بیمار افسرده­ی  بهبودیافته را آموزش ذهن­آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی دادند و بعد از 60 هفته پیگیری، نتایج نشان دادند که احتمال افسردگی مجدد در بیمارانی که ریسک بالای برگشت بیماری را داشتند)برای مثال، افرادی که سه دوره یا بیشتر افسردگی را تجربه کرده بودند  (40درصد شده است، در­حالی­که این احتمال در افراد افسرده­ای که این آموزش را ندیده بودند،66درصد بود(اسپیکام ، کارلسون، گودی و آنگن؛200). تیزدل و همکاران(1995به نقل از حیدری،1380) به نتایج مشابهی اشاره کردند که نشان می­داد میزان عود از 78 درصد به 36 درصد کاهش پیدا کرده است.  در پژوهش دیگری، سون، نیکلیک، پاپ و پاور(2011) 231 دانشجوی دانشگاه پنسیلوانیا را به طور تصادفی به دو گروه 10 نفری آزمایشی و کنترل تقسیم کرد و با هدف پیشگیری از اضطراب و افسردگی آنها را تحت آموزش ذهن­آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی قرار داد.  پس از یک دوره­ یک­ساله پیگیری، شرکت­کنندگان در دوره­ آموزشی نسبت به گروه کنترل به طور معنی­داری اضطراب و افسردگی و نگرش های ناکارآمد کمتری داشتند.

عکس مرتبط با افسردگی در روانشناسی Psychological depression

در مورد تاثیر ذهن­آگاهی بر بیماری­های مزمن، فولی ، بایلی، هوکستر، پرایس و سینکلیر(2010)115نفرازبیماران سرطانی را به عنوان گروه نمونه انتخاب کردند و برایشان برنامه­ی آموزشی هشت هفته­ای، هفته­ای یک جلسه، ذهن آگاهی گذاشتند،10هفته بعد نتیجه­ پیش­آزمون و پس­آزمون­ها نشان داد که شرکت­کنندگان در مقیاس­های اضطراب، افسردگی و نگرانیکاهش معنادار و در مقیاس کیفیت زندگی بهبود معناداری نشان دادند.

هچنین در تحقیقات متعدد دیگر درباره اثر بخشی مداخله­ی ذهن­آگاهی بر سرطان و درد مزمن نتیجه نشان داد که در این بیماری ها مداخله­ی ذهن­آگاهی منجر به کاهش مشکلات هیجانی و افزایش خلق و خو در این بیماران شد(گروسمن، نیمن، اسمیت و والاچ،2004؛ مورون و همکاران،2008). همچنین در مطالعه­ سون و همکاران(2011) با هدف بررسی اثر بخشی مداخله­ی ذهن­آگاهی بر بیماران دیابتی که در آن دو گروه بیمار دیابتی(گروه کنترل و گروه مداخله) شرکت داشتند، نتیجه­ تحقیق نشان داد که شرکت در گروه مداخله منجر به افزایش کیفیت زندگی، کاهش میزان فشار خون و اضطراب، استرس و افسردگی در این بیماران شده بود. همچنین بیماران دیابتی که در گروه مداخله­ی ذهن آگاهی شرکت کرده بودند نسبت به گروه کنترل در شاخص فشار خون و میزان HbA1cکاهش معناداری نشان دادند.

پایان نامه - تحقیق

ذهن­آگاهی مبتنی بر شناخت­درمانی ، برای اولین بار در ایران در حوزه­ اختلالات خوردن مورد استفاده قرار گرفت. نتایج، نشان­داد که ذهن­آگاهی مبتنی بر شناخت­درمانی در کاهش­چاقی موثراست و نتایج حاصل از پیگیری یک ماهه، پایداری نتایج را نشان داد(موسویان و همکاران،1389).

2.Speca,Carlson,Goodey&Angen

3.Son,Nyklicek,Pop&Pouwer

1.Foley,Bailie,Huxter,Price&Sinclair

2.Distress

3.Grossman,Niemann,Schmidt&Walach

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:04:00 ق.ظ ]




تعریف درمان شناختی رفتاری

درمانگری شناختی­رفتاری شکل سازمان­یافته­ای از درمانگری است که به واسطه­ الگوی شناختی هدایت می­ شود. الگوی شناختی بیانگر آن است که تفکر نارسا و ارزیابی شناختی غیرواقع­گرایانه در مورد رویدادهای معینی از زندگی می­توانند به طور منفی احساس­ها و رفتار را تحت تاثیر قرار دهند و این فرایند متقابل است و مولد اختلال­های شناختی بیشتری خواهد بود(علی پور،1390). به­عبارتی درمان شناختی رفتاری، نوعی روان‌درمانی است که به بیماران کمک می‌کند تا به درک افکار و احساساتی که بر روی رفتارشان تأثیر می‌گذارد، نایل گردند. درمان شناختی رفتاری در حال حاضر برای درمان تعداد زیادی از اختلالات، از جمله هراس‌ها (فوبیا)، اعتیاد، افسردگی و اضطراب به­کار گرفته می‌شود. درمان شناختی رفتاری عموماً کوتاه مدت است و بر کمک به بیماران در پرداختن به یک مشکل­خاص تمرکزدارد.  در خلال دوره­ درمان، فرد یادمی‌گیرد که چگونه الگوهای فکری مخرّب یا مزاحمی که دارای تأثیرات منفی برروی رفتارش هستند را شناسایی­کند و تغییردهد.
2-1-2-2-اصول و مولفه‌های درمان شناختی رفتاری

فلسفه‌ای که در پشت درمان شناختی­رفتاری قراردارد این است که افکار و احساسات ما نقش کلیدی و بنیادی در رفتار ما دارند. برای مثال، فردی که زمان زیادی را صرف فکرکردن به سوانح هوایی می‌کند ممکن است رفته­رفته از مسافرت‌های هوایی اجتناب­کند. هدف درمان شناختی رفتاری آموزش این نکته به بیماران است که با وجودی­که آن‌ ها نمی‌توانند بر تمام جنبه‌های دنیای پیرامونشان کنترل داشته باشند امّا می‌توانند چگونگی تعبیر و تفسیر و پرداختن به چیزهایی که در محیط‌شان وجود دارد را کنترل کنند                                                .
درمان شناختی رفتاری در سال‌های اخیر هم در بین بیماران و هم درمانگران محبوبیت زیادی یافته است. از آنجا که درمان شناختی رفتاری، یک درمان کوتاه مدت است معمولاً کم هزینه‌تر از سایر گزینه‌های درمانی است. مزایای این روش درمانی از نظر تجربی به­اثبات رسیده و نشان داده شده است که به طور موثری به بیماران در غلبه بر انواع گسترده‌ای از رفتارهای ناسازگارانه کمک می‌کند                                  .
مردم غالباً افکار و احساساتی را تجربه می‌کنند که باعث تشدید یا تقویت باورهای معیوب و نادرست در آنان می‌گردد. چنین باورهایی می‌تواند به رفتارهای مشکل‌زا منجرگردد و جنبه‌های مختلف زندگی فرد شامل خانواده، روابط عاطفی، کار و تحصیل را تحت تاثیر قرار دهد. برای مثال، فردی که اعتماد به نفس پایینی دارد ممکن است افکار منفی درباره توانائی‌ها و قابلیت‌های خود را تجربه کند. در نتیجه با این الگوهای فکری منفی، ممکن است او شروع به کناره‌گیری از اجتماع کند و یا از فرصت‌های پیش­آمده برای ارتقاء در کار یا مدرسه صرفنظرکند                        .
درمانگر شناختی­رفتاری، برای مبارزه با این افکار و رفتارهای مخرّب، ابتدا به بیمار کمک می‌کند تا باورهای مشکل‌زای خود را شناسایی کند. این مرحله که تحلیل عملکردی نام دارد برای یادگیری این­که چگونه افکار، احساسات و موقعیت‌ها می‌توانند در رفتارهای ناسازگارانه نقش داشه باشند اهمیت دارد.  این فرایند ممکن است سخت و پیچیده باشد، به­ویژه برای بیمارانی که با درون‌نگری مشکل دارند، امّا نهایتاً می‌تواند به شناخت خود و بینشی که بخش اصلی فرایند درمان است منجر گردد                                                      .
بخش­دوم درمان شناختی رفتاری بر رفتارهای واقعی که در مشکل دخیل هستند تمرکز دارد. بیمار شروع به یادگیری و تجربه­ی مهارت‌های جدیدی می‌کند که می‌توانند بعداً در وضعیت‌ها و شرایط واقعی به­کار گرفته شوند. برای مثال، فردی که از اعتیاد رنج می‌برد ممکن است به تجربه­ی مهارت‌های انطباقی و روش‌های تمرینی جدیدی برای اجتناب از موقعیت‌های اجتماعی که می‌تواند باعث عود بیماری گردد بپردازد                                    .
در اغلب موارد، درمان شناختی رفتاری یک فرایند تدریجی است که به فرد کمک می‌کند تا گام به گام به سمت تغییررفتار حرکت کند. مثال خوبی از رفتاردرمانی، کاری است که درمانگر با مراجعه کننده­ خود برای غلبه او بر هراس از ارتفاع انجام می­دهد. درمانگر ممکن است فرد را تشویق کند که از طریق آزمایش و تجربه، به­تدریج با هراس خود از ارتفاع مواجه گردد. فرد ممکن است ابتدا خود را ایستاده بر بام یک ساختمان بلند و یا سوار بر یک آسانسور تصور کند. سپس فرد خود را به آرامی در معرض سطوح بالاتر و بالاتری از هراس خود قرار می‌دهد تا آن که سرانجام هراس او به طور کامل از بین برود.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:04:00 ق.ظ ]




هدف درمانگری شناختی رفتاری

هدف درمانگری شناختی رفتاری آموزش مراجع برای جایگزین نمودن تفکر تحریف شده و ارزیابی شناختی غیرواقع­گرا با ارزیابی­های سازگارانه­تر و واقع­گرایانه­تر است. مراحل آغازین درمانگری شامل آموزش مراجعان در مورد ارتباط میان عوامل به­راه­اندازنده­ی وابسته به موقعیت، افکار خودکار و واکنش­های هیجانی، رفتاری و فیزیولوژیکی بر اساس الگوی شناختی است(بک،1995به نقل از علی پور،1390). همچنین مراحل آغازین درمانگری شامل ارائه­ تکالیف خانگی، آزمایش­های رفتاری و یادگیری تجربه­هایی است که به مراجعان شناسایی، نظارت­گری و ارزشیابی اعتبار افکار خودکار را آموزش می­ دهند. این کار باعث می­شودتا حدودی علائم تسکین یابند. مراحل بعدی درمانگری شامل شناسایی و اصلاح باورهای واسطه­ای و باورهای هسته­ای است که زیر بنای افکار خودکار بوده و در تضاد با موقعیت­ها قرار دارند و افراد را مستعد اشتغال به تفکر نارسا می­ کنند. مراحل پایانی درمانگری بر جلوگیری از عود و قدرتمند نمودن مراجع است(علی پور،1390).

2-1-2-4-کاربردهای درمان شناختی رفتاری

درمان شناختی رفتاری برای درمان طیف وسیعی از اختلالات، از جمله اضطراب، هراس‌ها، افسردگی، اعتیاد و انواع رفتارهای ناسازگارانه مورد استفاده قرار گرفته است. درمان شناختی رفتاری یکی از روش‌های درمانی است که بیشترین پژوهش‌ها را به خود اختصاص داده زیرا این روش درمانی بر هدف مشخصی تمرکز دارد و نتایج آن نسبتاً به­سادگی قابل ارزیابی است                                          .
درمان شناختی­رفتاری غالباً برای بیمارانی که با درون‌نگری مشکلی ندارند مناسب است. برای اثربخش بودن درمان شناختی رفتاری، فرد باید آماده و خواستار صرف وقت و تلاش برای تحلیل افکار و احساسات خود باشد. چنین خودکاوی می‌تواند مشکل باشد امّا روشی عالی برای یادگیری بیشتر درباره چگونگی تاثیر وضعیت درونی بر رفتار بیرونی است                                                          .
درمان رفتاری شناختی همچنین برای کسانی مناسب است که در جستجوی گزینه‌های درمانی کوتاه مدتی هستند که لزوماً مستلزم دارودرمانی نباشد. یکی از بزرگترین مزایای درمان شناختی رفتاری این است که به بیماران در به­وجود­آوردن مهارت‌های انطباقی که هم در حال و هم در آینده می‌توانند مفید واقع گردند، کمک می‌کند.

افسردگی در روانشناسی Psychological depression

آموزش گروهی شناختی رفتاری روی­هم­رفته به بیماران کمک می­ کند تا رژیم غذایی خود را به خوبی رعایت کنند، میزان قند خون خود را بدون به­خطر افتادن سلامتی به­خوبی کنترل کنند و بهزیستی روانی خود را ارتقا بخشند(پورشریفی و همکاران،1390).

2-1-2-5-اثر بخشی درمان گروهی شناختی رفتاری در بیماران دیابتی

نتایج تحقیق اسنوک و اسکینر(2002) در اجرای آموزش گروهی شناختی رفتاری با بیماران دیابتی نشان داد که پس از اجرای این مداخله میزان HbA1cبیماران به طور معناداری کاهش یافته­بود.

وینگر و همکاران(2002) آموزش شناختی رفتاری را با آموزش­هایی مقایسه کردند که به طور معمول برای کنترل قندخون ارائه می­ شود، مداخله­ی آنها عبارت بود از بازسازی شناختی و آموزش آرمیدگی. نتایج این پژوهش نشان داد که در هر دو شرایط، سطح هموگلوبین گلیکوزیله کاهش می­یابد، ولی کیفیت زندگی تنها در بیمارانی ارتقاء می­یابد که آموزش شناختی رفتاری دریافت کرده ­اند. ون و همکاران(2005)نیز در پژوهشی، آموزش گروهی شناختی­رفتاری را در بیماران دیابتی نوع1اجرا کردند که آشفتگی روان شناختی بالا و علائم افسردگی داشتند، نتایج پژوهش آنها نشان داد که آموزش گروهی شناختی­رفتاری در کاهش هیجان­های منفی، افزایش خودکارآمدی مرتبط با دیابت و رفتارهای مراقبت از خود و کنترل قندخون موثر است(پورشریفی و همکاران،1390).

سورویت و همکاران (2002)، تاترسال،مک کولچ و اولین (1985)، در بیماران دیابتی نوع2 و رولنیک،میلر و بوتلر(2007) در بیماران دیابتی نوع 1 پس از اجرای مداخله­ی آموزشی گروهی شناختی رفتاری با هدف کاهش میزان افسردگی ، تفاوت معناداری بین گروه آزمایش وکنترل یافتند.

حیدری(1380)پس از اجرای مداخله­ی گروهی شناختی رفتاری در نوجوانان مبتلا به دیابت نوع1 به این نتیجه رسید که تفاوت معناداری بین سطح اضطراب پیش­آزمون و پس­آزمون در گروه آزمایش وجود داشت، همچنین نتایج تست قندخون نمایانگر کاهش هموگلوبین گلیکوزیله و رسیدن به سطح کنترل بهینه در گروه آزمایش بود. کانون کنترل­سلامت نیز نسبت به گروه کنترل در جهت درونی شدن، تغییرات معناداری نشان داد.

نتایج پژوهش دوازده امامی و همکاران(1388) نیز نشان داد که آموزش گروهی شناختی رفتاری در کاهش علائم استرس در بیماران دیابتی مفید است، در این تحقیق دو گروه 20نفره(آزماش و کنترل) بیمار دیابتی نوع دو شرکت داشتند که در دوازده جلسه مداخله­ی شناختی رفتاری شرکت کردند، پس از پایان مداخلات تفاوت بین دو گروه در کاهش میزان اضطراب، استرس و افسردگی و نیز میزانHbA1cمعنادار بود.

1.Surwit

2.Tattersall,McCulloch&Aveline

3.Rollnick,Miller&Butler

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:04:00 ق.ظ ]




شواهد تجربی از کاربرد مصاحبه ­ی انگیزشی در بیماران دیابتی

روش بالینی مصاحبه­ی انگیزشی اولین بار در سال 1983 به عنوان مداخله و نوعی درمان کوتاه­مدت برای درمان معتادان به مشروبات الکلی ،که در آن انگیزه­ی بیمار، مانع رایجی محسوب می­گردد، طراحی گردید. در آغازسال1990در سایر اختلالات مربوط به سلامتی به ویژه بیماری­های مزمن که در آنها تغییر رفتار عامل مهم و انگیزه­ی بیمار چالشی معمولی است مورد آزمایش قرار گرفت(رولنیک و میلر،2007). استفاده از مصاحبه­ی انگیزشی در دنیا به سرعت در حال پیشرفت است، به­طوریکه طی سه سال، انتشارات در این زمینه تقریبا دو­برابر شده است.  این رویکرد به سرعت از اعتیاد، به حوزه­  سیستم های سلامت، ارتقای بهداشت و اختلالات روان­شناختی و اخیرا به حیطه­های اصلاح و تربیت نیز سرایت کرده است( کوکس، 2004به نقل از نویدیان، عابدی، باغبان، فاتحی زاده و پورشریفی؛1389). در سال­های اخیر، مصاحبه­ی انگیزشی به محدوده­  بیماری­های مزمن راه­یافته است.  بیماران مزمن نیازمند تغییرات رفتاری و سبک­زندگی در حد بسیار وسیعی هستند تا بتوانند سلامتی خود را حفظ کنند(نویدیان و همکاران،1389).

در حمایت ازاینکه مصاحبه­ی انگیزشی سبب می­ شود بیمار دیابتی از دستورات درمانی پیروی کند علاقه­ فزاینده­ای وجود دارد(کارینو ، کوک وگولانیک؛2004؛ دهرتی و روبرتز،2002؛ استوت ، رولنیک، ریس وپیل،1995؛ استوت ، ریس، رولینک، پیل و هاکت؛1996). اسمیت ، هکمیر،کرت و ماسون(1997) در یک مطالعه­ کنترل شده با هدف بررسی این موضوع که آیا اضافه­کردن سه­جلسه درمان مصاحبه­ی انگیزشی به یک برنامه­ی رفتاری کاهش وزن استاندارد در بیماران دیابتی نوع دو بر کاهش وزن آنها تاثیر داردیا نه؟یافتند که گروه آزمایش که برنامه­ی مداخله­ی مصاحبه­ی انگیزشی را دریافت کرده بودند نسبت به گروه کنترل در کاهش وزن و به­دنبال آن کاهش میزان هموگلوبین گلیکوزیله موفق­تر بودند.

در مطالعه­ دیگر(کلارک و هامپسون،2001؛ کلارک ، گنگ و کاکیرتی،2001)با هدف بررسی اثربخشی مصاحبه­ی انگیزشی در بیماران دیابتی به­این نتیجه رسیدند که گروه آزمایش که مداخله­ی مصاحبه­ی­انگیزشی­کوتاه دریافت می کردند نسبت به گروه­کنترل که تحت درمان معمولی قرار داشتند در کنترل وزن موفقیت بیشتری کسب کردند، البته لازم به ذکر است که گروه آزمایش تحت پی­گیری تلفنی 10دقیقه­ای در هفته­ی اول، سوم و هفتم پس از مداخله قرار گرفتند که به علت این پی­گیری های تلفنی ، محققین نسبت دادن نتیجه را به اثر بخشی مصاحبه­ی انگیزشی با احتیاط بیان می­ کنند.

واینر، کریستی، تیلور و هی(2003)در یک مطالعه­ کنترل شده روی نوجوانان دیابتی نوع1، نشان دادند که گروه آزمایش که مداخله­ی شش هفته­ای مصاحبه­ی انگیزشی همراه با درمان رفتاری شناختی دریافت می کردند نسبت به گروه کنترل که هیچ­نوع مداخله­ای دریافت نمی­کردنددر یک پی­گیری4-6ماهه5/1%ودر پی­گیری7-12 ماهه3/1%کاهش بیشتری در میزانHbA1cخود نشان دادند.

1.Carino,Coke&Gulanick

2.Deherty&Roberts

3.Stott,Rollnick,Rees&Pill

4.Hackett

5.Smith,Heckemeyer,Kratt&Mason

1.Clark&Hampson

2.Gong&Kaciroti

3.Viner,Christie,Taylor&Hey

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:03:00 ق.ظ ]




مداخله­ ی گروهی روانی اجتماعی

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

2-1-4-1-پیشینه­ی مداخلات گروهی روانی اجتماعی

اختراع میکروسکوپ،کشف میکروب و پیشرفت علم تشریح باعث­ شد که توجه پزشکان صرفا به­نقش عوامل زیستی در ایجاد و گسترش بیماری­ها معطوف شود. در نتیجه پیشرفت­های پزشکی و اعتقاد به جدایی جسم و روان اساس رویکرد و الگویی جدید برای درک مفهوم سلامت و بیماری شد. این الگوی جدید به­مدل زیستی-پزشکی معروف است. طبق مدل زیستی-پزشکی بیماری به­بدن و مکانیسم های فیزیولوژیکی و جسمی مربوط است و ارتباطی به مسائل روانی-اجتماعی ندارد(انگل،1977به نقل از علی پور،1390). الگوی زیستی –پزشکی همواره از طرف دانشمندان به­ویژه روان­شناسان و روان­پزشکان از جمله انگل مورد انتقاد قرار­گرفته­است. وی معتقد است که هر تغییر بیو­شیمیایی مستقیما قابل ترجمان به بیماری نیست، بروز یک بیماری در نتیجه­ تغییرات بیو شیمیایی و عوامل روان­شناختی است. به­علاوه وی معتقد است که متغیر­های روانی اجتماعی تعیین ­کننده­ های بسیار مهم آسیب­پذیری، شدت و شروع بیماری هستند که در مدل سنتی به آنها توجه نشده است. همچنین به­اعتقاد وی موفقیت اغلب درمان­های زیستی تحت تاثیر عوامل روانی اجتماعی از جمله اثر پلاسبو(دارونما)است(برل-کاریو و همکاران،2004به نقل از علی پور،1390).

با شدت گرفتن انتقادات نسبت به الگوی زیستی-طبی، در ربع آخر قرن بیستم الگوی جدید زیستی-روانی و اجتماعی توسط انگل(1977) معرفی شد. طبق این الگو، سلامت ما (وبیماری) نتیجه­ تعامل متقابل عوامل زیستی، روان­شناختی و اجتماعی است. در نتیجه عامل ایجاد یک بیماری تک­علتی نیست بلکه بیماری، محصول عوامل متعدد است و درمان نیز باید چند­وجهی باشد. این الگو از نظریه­ سیستم­ها نیز تاثیر پذیرفته است یعنی معتقد است در ایجاد بیماری سیستم های بدنی، روان شناختی و اجتماعی دخیل هستند.

مقایسه­ دو مدل و الگوی فوق نشان می­دهد که مدل دوم هم کامل­تر و هم جامع­تر است. همچنین با تجارب شخصی ما و پژوهش­ها سازگارتر است و نیز با تعریف سازمان بهداشت جهانی از سلامت مطابقت دارد(علی پور،1390). حمایت اجتماعی که به « امکاناتی که دیگران برای فرد فراهم می­ کنند»و یا به­عنوان «معرفتی که باعث می­ شود فردی باور کند که مورد احترام و علاقه­ دیگران بوده، عنصری ارزشمند و دارای شأن به شمار آمده و به  یک شبکه­ی  اجتماعی روابط و تعهدات متقابل تعلق دارد»یکی از واسطه های استرس-بیماری است(مارموت،2008 به نقل از زارع شاه آبادی،1389). برخی حمایت اجتماعی را واقعیتی اجتماعی و برخی آن را ناشی از ادراک فرد می دانند. ساراسون(1988) حمایت اجتماعی را مفهومی چند بعدی می­داند که هر دو مفهوم را دربر­می­گیرد(علی پور،1383). پژوهش های مختلف نشان داده است که حمایت اجتماعی با سلامتی و بیماری رابطه دارد. برای توجیه این رابطه دو مدل مطرح شده است؛ مدل سپر­مانند که بر اساس آن حمایت اجتماعی همانند سپری اثرات منفی استرس به­ویژه استرس­های شدید را می­کاهد و مدل تاثیر مستقیم که معتقد است صرف نظر از وجود یا عدم وجود استرس، بالا بودن حمایت اجتماعی با افزایش سلامتی و کاهش بیماری مرتبط است(علی پور،1390). به­بیان دیگرحمایت اجتماعی از طریق دو فرایند عمده بر کنترل بیماری دیابت مؤثر است1-اثر مستقیم حمایت اجتماعی از طریق رفتارهای مرتبط باسلامت مثل تشویق رفتارهای سالم2-اثر تعدیل­کننده­ حمایت اجتماعی که به تعدیل آثار فشارعصبی حاد و مزمن بر سلامت و همچنین افزایش سازگاری با فشار عصبی بیماری دیابت کمک می­ کند(مارموت و ویلکینسون،2008).

تحقیقات مختلف نشان داده است که حمایت اجتماعی تغییرات فیزیولوژیک ناشی از استرس­ها را می کاهد و تغییرات مثبتی در شاخص­ های فعالیت ایمنی بدن ایجاد می­ کند. همین­طور حمایت اجتماعی باعث افزایش رفتارهای حافظ سلامتی از جمله خواب مناسب و کنترل وزن می­ شود و رفتارهای تهدید کننده­ سلامتی و نیز استرس را کاهش می­دهد. مشاهده شده است که هم حمایت اجتماعی عمومی و هم حمایت مربوط به دیابت با تبعیت از رفتارهای خود مراقبتی در بیماران دیابتی همبستگی دارد(وانگ و فنسک،1996؛ التو و یوتلا،1997؛ گیلیبرند و استونسون،2006؛ تلجامو و هنتینن،2001؛ فام،فورتین و تیبودیو،1996؛ ون،شفرد و پارچمن،2004،البریت،2001؛ گری سویلا،ناوا و مالاکارا،1995). به­عبارتی حمایت اجتماعی که هدف مداخلات روانی اجتماعی است سبب افزایش توان سازگاری فرد می­ شود و واکنش‌های سازگارانه نیروی بالقوه فرد را به حرکت در­‌آورده و بر­عکس واکنش‌های ناسازگارانه باعث عمیق‌تر­شدن نگرانی حاصل از بیماری، انحطاط، واپس‌گرایی و در نهایت بروز اختلالات روانی- اجتماعی می‌گردد(علی پور،1390). در واقع مداخلات روانی اجتماعی ریشه در نظریه­ شناخت اجتماعی بندورا دارد که مبتنی بر ارتباطات تعاملی و دینامیک بین عوامل محیطی، عوامل شخصی و رفتار فرد است و می‏تواند به عنوان پایه‏ای برای استراتژی‏های مداخله بکار رود(بندورا،1986).

1.Marmot&Wilkinson

2.Sarason

3.Marmot

1.Wang&Fensk

2.Aalto&Uutea

3.Gillibrand&Stevenson

4.Toljamo&Hentinen

5.Pham,Fortin&Thibaudeau

6.Wen,Shepherd&Parchman

7.Albright

8.Gray-sevilla,Nava&Malacara

9.Bandura

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:03:00 ق.ظ ]




اثربخشی مداخلات روانی اجتماعی

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

مطالعه ای توسط معزی و همکاران(1386)، به­منظورارزیابی تأثیر حمایت­های روانی در بهبود عواقب­روانی ناشی از حادثه، بر روی 41 نفر از کودکان و نوجوانان 15-5 ساله روستای سفیلان که در حادثه­ی آتش­سوزی مدرسه حضور داشتند انجام­شد.  شرکت­کنندگان بلافاصله پس از واقعه، پرسشنامه­ PTSD یول را تکمیل و سپس در چهار­جلسه مداخلات روانی شرکت­کردند. 5ماه پس از مداخلات، دوباره پرسشنامه­ مذکور را تکمیل نمودند. نتایج این پژوهش کاهش معنادار میزانPTSDرا از14/61 قبل از مداخله به 19/48 بعد از مداخله نشان داده­است(اصلی­نژاد و همکاران،1389).

2-1-4-3-مداخلات روانی اجتماعی گروهی در بیماران دیابتی

بیماران دیابتی با چهار­نوع مساله­ی روانی اجتماعی مواجه می­شوند؛ اولین مساله پیامدهای روان شناختی نشانه­ها و بحران دیابت است که بخشی از این مساله مربوط به شروع دیابت و بخشی دیگر مربوط به شکایات جسمی حاصل از دیابت است.نیاز به مداخلات روانی اجتماعی گروهی در افراد دیابتی در مطالعات مختلف بارها ذکر شده است(اسنک و اسکینر،2002؛ روبین و پیروت،1992،2001؛ دلاماتر وهمکاران،2001). هدف اصلی بکار­بردن مداخلات روانی اجتماعی هم کنترل قند­خون و هم افزایش کیفیت­زندگی این بیماران است(لورنز همکاران،1996). از آنجا که فشار­روانی حاصل­از این بیماری که متوجه بیماران است زیاد است بکار­بردن مداخلات روانی اجتماعی ضروری است و به­کار­بردن این مداخله به شکل گروهی بهتر و مقرون به­صرفه­تر است(اسکیلر و اودو،2002).

در بیماران مزمن نسبت به بیمارانی که مشکلات حاد جسمی دارند کاربرد مداخلات روانی اجتماعی معمول تر و دارای پیشینه­ی بیشتری است. این نوع مداخلات گروهی به چهار دسته تقسیم می­شوند: دسته­ی اول گروه­هایی است که با علائم روان­شناختی حاصل از دیابت به­ویژه اضطراب و افسردگی در این بیماران سرو کار دارند(اسپیرا،1997). نتیجه­ تحقیقات نشان می­دهد که وقتی این بیماران با تشخیص دیابت مواجه می شوند شرکت در گروه­های مداخله­ی روانی اجتماعی در کاهش این علائم موثر است(لریگ، سبل، ریتر، لورنت وهوبز2001؛ شفرد وهمکاران،1999؛ گالاتزر، امیر، گیل، کرپ و لارن،1982). اسپیس، ساچس، پیچمن وپراگر (1995) با بکار­بردن روش مداخله­ی گروهی روانی اجتماعی در بیماران دیابتی نوع 1کاهش میزانHbA1cرا در این بیماران گزارش داد . همچنین الووی، توث ومک کراگر(2001) با بکار­بردن یک مداخله­ی روانی اجتماعی شش جلسه­ای در بیماران دیابتی که دچار اختلال خوردن نیز بودند به­این نتیجه رسید که میزانHbA1cبه میزان43%کاهش یافته بود، همچنین پی­گیری شش ماهه­ی این مداخله نشان­داد که رفتار غذا خوردن این بیماران به میزان زیادی اصلاح شده بود. کندری، منش، بوون،گرین و لوی(2002). دومین گروه­ها،گروه­هایی هستند که با شکایت­های جسمی حاصل از دیابت مانند مشکلات بینایی در این بیماران سرو­کار دارند. هدف این گروه­ها فراهم آوردن شرایطی است که اطلاعاتی درباره دیابت و مشکلات حاصل از آن به بیماران داده شود . به­علاوه در این گروه­ها بیماران را در جهت افزایش استقلال و عزت­نفس ، کنترل قند­خون و چگونگی استفاده از حداقل بینایی که دارند، مورد حمایت هیجانی قرار می­ دهند(کادیتز،1992). زیتلر، دوران، وادت، هرشباچ و استرین(1995) در یک مطالعه­ کنترل شده در بیماران دیابتی نوع1 که در آن بیماران در شش جلسه­ی یک و نیم ساعته که هفته­ای یک­بار تشکیل می­شد به­این نتیجه رسید که پس از سه­ماه اجرای مداخله میزان ترس بیماران از نشانه­ های آسیب چشمی شان کم شده و راحت­تر بیماری را می­پذیرفتند.گروه سوم کمپ­های دیابتی است، در این کمپ­ها که بیشتر نوجوانان و کودکان مبتلا به دیابت نوع 1نگهداری می­شوند آموزش­هایی جهت کنترل بهتر بیماری به بیماران داده می­ شود. در یک مطالعه­ کنترل شده که در آن256کودک و نوجوان مبتلا به دیابت نوع1نگهداری می­شدند برنامه ها متشکل بود از سه ساعت آموزش تئوری و عملی خودمدیریتی دیابت به علاوه شش ساعت ورزش، درکنار این­ها نیز در کمپ یک روان­شناس حضور داشت که با کمک روان­شناس و با پیشنهاد خود اعضای گروه هر روز درباره یک موضوعی بحث می­کردند(میسوراکا، گنارو، لیونیلو، دوال و الوی،1996). و آخرین گروه گروه­هایی است که با نیاز­های روزانه­ی دیابتی ها سرو­کار دارد. هدف این گروه­ها آموزش راهبرد­های مقابله­ای از طریق آموزش حل­مساله و آموزش مهارت­ های اجتماعی است.

عکس درباره افسردگی Psychological depression

 

1.Rubin&Peyrot

2.Delamater

3.Lorenz

4.Skyler&Oddo

5.Spira

6.Lorig,Sobel,Ritter,Laurent&Hobbs

7.Shepherd

8.Galatzer,Amir,Gil,Krap&Laron

9.Spiess,Sachs,Pietschmann&Prager

 

1.Alloway,Toth&McCargar

2.Kenardy,Mensch,Bowen,Green&Walton

3.Caditz

4.Zettler,Duran,Waadt,Herschbach&Strian

5.Misuraca,Gennaro,Lionello,Duval&Aloi

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:03:00 ق.ظ ]




تعریف دیابت

دیابت قندی یک بیماری مزمن است و زمانی بروز می­ کند که 1)توانایی لوزالمعده در ترشح انسولین کم شده و یا از­بین رفته باشد، یا2) بدن نتواند به طور موثر از انسولین ترشح شده توسط لوزالمعده استفاده کند. انسولین هورمونی است که برای تبدیل قند، نشاسته و دیگر غذاها به­انرژی، مورد­نیاز می­باشد و برای زندگی روزانه ضروری است. اختلال یا عدم ترشح انسولین توسط کبد یا عدم فعالیت مناسب انسولین و یا هر­دو عامل باعث افزایش قند خون(هیپرگلیسمی) و دیگر اختلال­های متابولیکی می­ شود که اگر هیپرگلیسمی به­خوبی کنترل نشود، ممکن است موجب عوارض جدی شود. در دیابت مجموعه ­ای از اختلالات وجود­دارد که باعث گردیده سلول­های بدن نتواند به­نحو مناسب از کربوهیدرات­ها به­عنوان یک ماده غذایی اساسی استفاده نماید، که نتیجه­ آن افزایش میزان فند خون خواهد­بود(بگنر و همکاران،2007؛ هریس و همکاران،2011).

2-2-3-انواع دیابت

مشکلات تقسیم ­بندی دیابت سال­ها وجود داشته­است. اخیرا سازمان بهداشت جهانی(WHO) و انجمن دیابت آمریکا(ADA) آن را به چهار­گروه تقسیم کرده ­اند(هریس وهمکاران،2011):

2-2-3-1-دیابت نوع 1

دیابت نوع1 در گذشته به نام دیابت وابسته به انسولین (IDDM) نامیده می­شد. این نوع دیابت به­خاطر از دست رفتن یا بد­عمل کردن سلول­های سازنده ­ انسولین، سلول­های بتای لوزالمعده ، است. آسیب­رسیدن به این سلول­ها منجر به تولید نشدن انسولین می­ شود .این نوع دیابت را بیماری خود­ایمنی می­نامند یعنی اینکه سیستم ایمنی بدن به سلول­های سازنده ­ انسولین حمله می­ کند و آن­ها را تخریب می­ کند اما علت اینکه سیستم ایمنی چرا به این سلول­ها حمله می ­ند هنوز نامشخص است. به علت اینکه انسولین ، برای ادامه­ی حیات ضروری می­باشد در دیابت نوع 1 به­علت ساخته نشدن این ماده، انسولین باید از طریق دارو وارد بدن شود.حدود 10 درصد از کل دیابت­ها مربوط به دیابت نوع 1 می­باشد.  این بیماری بیشتر در کودکی و نوجوانی و به­ طور­کلی قبل از 30 سالگی بروز می­ کند(بریت،2008؛ هریس و همکاران،2011).

دانلود تحقیق و پایان نامه

2-2-3-2-دیابت نوع2

دیابت نوع2 در گذشته تحت عنوان دیابت غیر­وابسته­به­انسولین خوانده می­شد. در این نوع دیابت پانکراس انسولین کافی تولید نمی­کند و حتی اگر تولید کند نیز سلول­های بدن حساسیت کمی به انسولین نشان می­ دهند که این منجر به تجمع قند­خون می­ شود. حدود 90 درصد ازموارد دیابت مربوط به دیابت نوع2 می­باشد.  این بیماری معمولا از میانسالی به بعد رخ­می­دهد، البته امروزه سن مبتلا شدن به این بیماری در بعضی از کشورها از جمله ایران رو­به­کاهش است. اگر سطوح قند­ خون از 200-180 mgdl/L بیشتر شود نشانه­هایی همچون تشنگی و گرسنگی مفرط و همچنین پرادراری دیده می­ شود که این­ها از علائم اولیه­ی دیابت نوع 2 می­باشند. اغلب افراد مبتلا به دیابت نوع 2 چاق هستند یا اینکه در محدوده­ شکم تجمع چربی دارند. این نوع دیابت به طور معمول به کمک رژیم­غذایی­مناسب، فعالیت­بدنی­کافی و داروهای خوراکی کاهنده­ی قند­خون درمان می­ شود. در برخی موارد نیز برای دستیابی به کنترل گلیسمیک مطلوب نیاز به انسولین­درمانی است(باقیانی مقدم، افخمی اردکانی، مظلومی و سعیدی زاده،1385؛ بریت،2008؛ هریس و همکاران،2011).

2-2-3-4-دیابت حاملگی

دیابت بارداری به­شرایطی اطلاق می­گردد که سطح قند­خون در طی بارداری بالا رفته و علائم دیابت در خانم­های باردار که قبلا دیابت برایشان تشخیص داده نشده، دیده شود(باقیانی مقدم و همکاران، 1385). این­نوع دیابت یک  عا­رضه­ی درحال رشد درسطح جهان و یکی از شایع­ترین عوارض دوران­بارداری است . شیوع دیابت بارداری بسته به جمعیت مورد مطالعه و تست­های تشخیصی ار1تا14درصد گزارش شده است(باقیانی­مقدم و همکاران ،1385). درکشورهای فاقد «برنام­ی ملی بیماری یابی »، دیابت بارداری غا لبا ً بدون تشخیص و درمان می­ماند که این امر سبب بروز عوارض ناگوار حاد و دیر­رس برای  مادر وفرزند می­ شود. تحقیقات مختلف نشان داده است فرزندان مادرانی که دیابت ایشان در دوران بارداری به­ طور مطلوب  درمان نشده است ، در دوران بلوغ وبزرگسا­لی ،  یا دچار چاقی ، اختلالات تحمل گلوکز ویا مبتلا به دیابت می­شوند . اگر­چه بعد از زایمان دیابت از بین می­رود اما ممکن است در بارداری بعدی دوباره ظاهر­گردد . حدود 50% خانم­ها­یی که طی دوران حاملگی دچار دیابت می شوند ممکن است 10سال پس از دوران بارداری در معرض خطر ابتلای دائمی به دیابت ( اغلب به دیابت نوع دوم )  باشند(هریس و همکاران،2011؛ باقیانی مقدم و همکاران ،1385)

1.Bogner

2.World Health Organization

3.American Diabetes Association

4.Insulin Dependent Diabetes Mellitus 

 

5.Non-Insulin Dependent Diabetes Mellitus(NIDDM)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:02:00 ق.ظ ]




دیابت همراه با بیماری های دیگر 

دربرخی افراد مبتلا به بعضی از بیماری­ها  ( به عنوان مثال :  تالاسمی ، بیماری­های لوزالمعده  ،  بیماری­های غدد ­درون­ریز و … ) دیابت نیز بروز می کند(قاری نیت،1383) .

2-2-3-6-پری دیابت

این افراد دیابتی به شمار نمی­روند اما در معرض ابتلا به آن می­باشند. یک مرحله­ ای است که بین نداشتن دیابت و داشتن دیابت نوع 2 می­باشد به­ طوری­که فرد نه دارای سطوح نرمال قند­ خون است نه­اینکه قندش خیلی بالامی باشد که به عنوان دیابت نوع 2 شناخته شود.

گروه­هایی با اختلال متابولیسم گلوکز کمتری نیز وجود­دارند. این گروه­ها شامل اختلال تحمل گلوکز(IGT) واختلال قند خون ناشتا(IGF) است.IGT حالتی است که غلظت گلوکز خون بالاتر از حد طبیعی است اما در فرد دیابتی این سطح پایین­تر است.IFGبه حالتی گفته می­ شود که قند­خون ناشتا بالا است. امروزه،IGTبیشتر به عنوان یک خطر تلقی شده تا نوعی از دیابت وIFGحالتی است که خطر ابتلا به دیابت را در10سال آینده50%-25%افزایش می­دهد. به­هر­حال وضعیت­های IGTوIFGبا تغییرات اصلاحی در شیوه­ زندگی بهبود می­یابد. یکی دیگر از نتایج مهم تقسیم ­بندی جدید سندرم­ متابولیک است. سندرم متابولیک به مجموعه ­ای از دیابت نوع2یاIGTبا چند عامل خطر دیگر بیماری­های مهم نظیر چاقی، اختلال در غلظت چربی­های خون(دیسلیپیدمی)، فشارخون بالا(هیپرتانسون)، مقاومت به انسولین و افزایش خفیف در دفع پروتوئین از طریق ادرار(میکروآلبومینوری) بستگی دارد(هریس همکاران،2011).

2-2-4-همه­گیر­شناسی دیابت

دیابت یکی از مشکلات عمده­ی بهداشت عمومی در جهان معاصر است که به­سرعت رو­به افزایش است. این بیماری که پنجمین علت مرگ­و­میر جوامع غربی و چهارمین دلیل مراجعه­ی­ شایع به پزشک است،15%هزینه­ های مراقبت بهداشتی را در ایالت­متحده به خود اختصاص داده­است(عزیزی و همکاران،1379). تغییرات فردی و گذار فرهنگی جوامع همواره با پدیده­ پیر­شدن در کشور­های در­حال­توسعه، دیابت را به­یک اپیدمی جهانی تبدیل کرده است؛ به­ طوری­که سازمان بهداشت جهانی از سال1993تمام کشورهای جهان را به مقابله با این اپیدمی فراخوانده است. طبق گزارش این سازمان پیش ­بینی می­ شود شیوع دیابت از4%در سال1995به 4/5%در سال2025برسد؛ به طوریکه در کشورهای در حال توسعه تعداد بیماران از84میلیون نفر به 228میلیون نفر خواهد­رسید. این سازمان تعداد بیماران دیابتی در ایران را درسال 2000 میلادی 2103000 اعلام کرد که تا سال2030میلادی این میزان به 6421000 نفر افزایش خواهدیافت(سازمان بهداشت جهانی،2006). طبق آخرین بررسی­ای که در ایران انجام شد، شیوع دیابت در کل جمعیت ایران3-2درصد و در افرادبالای 30 سال3/7 درصد برآورد شده است(مروتی شریف آباد و روحانی تنکابنی،1388). افخمی و همکاران در سال 1378 شیوع دیابت را درجمعیت شهری بالای 30 سال استان­یزد مورد بررسی قرارداد که این میزان 52/14درصد برآورد گردید که به دو­برابر متوسط کل کشور می­رسد و بیش­ترین شیوع مربوط به شهرستان یزد با7/15درصد بوده ­است(جعفری­زاده و همکاران،1384). براساس گزارشات سازمان جهانی بهداشت حدود 285 میلیون دیابتی در سرتاسر جهان وجود دارد که این عدد تا سال 2030 به 438 میلیون خواهد­رسید. حدود 50 درصدو دربرخی از کشور ها تا 80 درصد از بیماران دیابتی از بیماری خود بی اطلاع هستند و زمانی اطلاع پیدا می­ کند که دچار عوارضی همچون بیماری­های قلبی شده ­اند. سن مبتلا شدن به دیابت نوع 2 در جهان 55 تا 65سالگی می­باشد اما در ایران این سن حدود 5 تا 55 سالگی می­باشد، همچنین 14 تا 23 درصد از ایرانیان بالای 30 سال به دیابت مبتلا هستند که حدود 50 تا 60 درصد از آنها از بیماری خود اطلاعی ندارند. دیابت نوع2فراوانتر است و تقریبا90درصدکل موارد دیابت را شامل می­شود(ایگد،2005).

2-2-5-سبب­شناسی دیابت

سبب­شناسی دیابت نوع دو، هم با عوامل ژنتیکی و هم با عوامل محیطی رابطه­دارد، اما زمینه­ ژنتیکی تأثیر بیشتری بر پیشرفت دیابت نوع دو دارد، به­ طوری­که میزان مطابقت دیابت در میان دو­قلو­های یک­تخمکی بیش از 33 درصد است و زمینه­ ژنتیکی را تایید می­ کند.  علاوه بر این به­ طور تقریبی 33 درصد افرادی که مبتلا به دیابت نوع دو تشخیص داده می­شوند خویشاوندی درجه­­ی یک یا دو دارند(پورشریفی و همکاران،1386).

2-2-6-عوارض دیابت

عوارض دیابت به دودسته تقسیم می­شوند .عوارض زود­رس شامل:هیپو­گلیسمی و هایپرگلیسمی وعوارض دیر­رس شامل: نورو پاتی ، نفرو پاتی، رتینو­پاتی، درما­تو پاتی، سندرم پای دیابت

2-2-6-1- عوارض زودرس

عوارض زودرس مشکلاتی هستند که در کوتاه مدت فرد دیابتی را در معرض خطر قرارمی­دهد . باتوجه به درمان نوین دیابت که آموزش ، اساس آن را شکل می­دهد،می­توان از این عوارض جلوگیری نمود .

- هیپوگلیسمی ( کاهش قند خون )

هیپو­گلیسمی از جمله  عوارض زود­رس و یکی از عوارض جانبی انسولین­درمانی است . اگر میزان قند خون از 60 میلی­گرم کمتر شود، خطر هیپوگلیسمی بیمار را تهدید می­ کند  ، ولی اکثر متخصصان معتقدند زمانی باید از هیپوگلیسمی  صحبت کرد که میزان قند خون به کمتر از 40 میلی گرم برسد . این پدیده بویژه درافرادی به چشم می­خورد  که  معمولا  ٌ قند خونشان از کنترل خوب یا عالی برخوردار است  . علائم هیپوگلیسمی  شامل:« گرسنگی فراوان ، رنگ­پریدگی ، پوست مرطوب وسرد ، طپش­قلب ، لرزش ، بیقرای ، دل درد ، اختلال بینائی  ،  سست­شدن زانوها و سرانجام کاهش قدرت تمرکز ، دو­بینی، اشکال درصحبت کردن وراه رفتن ، گرفتگی ماهیچه ها  ، بی­هوشی و احتمالا  ٌ تنشج  »است . مهم­ترین علل هیپوگلیسمی تزریق مقدار بیشتر انسولین، تزریق  طبق معمول انسولین، ورزش یا فعالبت جسمی، کم­خوردن یا دیر­خوردن غذا و اسهال یا استفراق می­باشد . تحقیقات جدید نشان داده است که دفعات بروز هیپوگلیسمی درکودکان بیشتر از بزرگسالان است . هرچه بیماردیابتی جوان تر ( سن کمتر) و قند­خون نیزدر حد طبیعی کنترل باشد ، احتمال بروز دفعات بیشتر خواهد­بود .کودکان زیر 7 سال نسبت به بروز هیپوگلیسمی حساس­ترند . علاوه براین ،  « هیپوگلیسمی­های شدید » ممکن است به اختلالاتی در روند رشد منجر گردد . هنگامی که هیپوگلیسمی اتفاق می­افتد وبعد از آن ، افراد اکثرا  ٌ دچار  « کندی فعالیت ذهنی » می­شوند ، اما در کیفیت وصحت کارشان تغییری به وجود نمی­آید. هیپوگلیسمی­های مکرر ومزمن ، ممکن است در

  1. Impaired Glucose Tolerance
  2. Impaired Fasting Glycaemia
  3. World Health Organization
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:02:00 ق.ظ ]




عوامل خطر در دیابت نوع دو و مراقبت از خود

به نظر می­رسد، کاهش عوامل خطر و افزایش عوامل محافظت کننده، محور اصلی اقدام­های پیشگیرانه را درهمه­ی مشکلات و بیماری­ها به خود اختصاص داده است.  همچون اکثر بیماری­ها، در دیابت نوع دو نیز عوامل خطر به دو نوع قابل­کنترل و غیرقابل­کنترل تقسیم می­شوند.  عوامل خطری که در دیابت نوع دو، غیر­قابل اصلاح هستند، ژن، جنسیت و کمبود وزن در هنگام تولد هستند)فورسن و همکاران،2000(. عوامل خطر دیگری نظیر وزن­زیاد، فعالیت­بدنی­کم، تغذیه­ی نامناسب وجود دارند که مطابق شواهدی که ذکر می­ شود اهمیت تعیین کننده ­ای را در ایجاد دیابت و نیزپدید­آیی عوارض آن دارا هستند.  این عوامل خطر قابل کنترل هستند و ویژگی بارز آنها این­است که تغییر دراین عوامل نه توسط متخصص، بلکه توسط بیمار انجام می­پذیرد. در این بخش، به پژوهش­ها و سازوکارهای این عوامل خطر که قابل کنترل بوده و با مراقبت از خود در ارتباط هستند پرداخته می­ شود.

دانلود پایان نامه

2-2-7-1-چاقی و دیابت

چاقی مستقلا به عنوان عامل خطر مهم برای اختلال تحمل گلوکز و دیابت شناخته شده­است. یک بررسی جدید نشان می­دهد که کاهش­وزن عامل­ اصلی کاهش خطر ابتلا به دیابت در افراد دارای اضافه وزن است. تاثیر چاقی درتسریع تظاهرات بیوشیمیایی و بالینی دیابت قندی به­خوبی شناخته شده­است. خطر ابتلا به دیابت با بالا­رفتن سن وتشدید چاقی افزایش می­یابد. از طرفی ثابت شده­است که احتمال ایجاد دیابت با یک چاقی متوسط حدود 10برابر بیشتر از افراد عادی بوده و این رقم در کسانی که 145درصد حد استاندارد وزن دارند به 30برابر می­رسد. پیدایش دیابت آشکار به 2عامل بستگی دارد: الف)کاهش توانایی انسولین­سازی پانکراس در اثر افزایش سن ب)نیاز به افزایش مشخص انسولین­سازی برای جبران مقاومت به انسولین که در چاقی ایجاد می­ شود.دیده شده است که در افراد چاق در حالات ناشتا و در شرایط تحریک گلوکز افزایش سطح انسولین پلاسما وجود دارد که این امر به علت مقاومت بافت­های محیطی به عمل انسولین می­باشد. کاهش­وزن نیاز به انسولین­سازی را کم می­ کند و این اغلب می ­تواند کلید درمان تظاهرات بیوشیمیایی و بالینی دیابت باشد. در یک پژوهش وجود رابطه­ اصلی بین چاقی و بروز دیابت نوع دوم به اثبات رسیده است. دانشمندان خاطرنشان کردند که این کشف تازه به تولید داروهایی برای پیشگیری از بروز دیابت منجر خواهد­شد. این در حالی است که محققان تاکید می‌کنند بر اساس مطالعات پیشین، اشخاصی که بعد از تشخیص دیابت نوع دوم به­زودی وزن خود را کم می‌کنند، کنترل بهتری روی فشار خون و قند خونشان می‌توانند داشته باشند(هریس و همکاران،2011).
گروهی از پژوهشگران دریافته‌اند که سلول‌های چربی، پروتئینی جدید موسوم بهPEDF آزاد می‌کنند و این پروتئین زنجیره‌ای از اتفاقات و تعاملاتی را مورد هدف قرار می‌دهد که در نهایت منجر به بروز دیابت نوع دوم می‌شوند. وقتی PEDF در جریان خون آزاد شد، حساسیت ماهیچه‌ها و کبد در برابر انسولین کمتر می‌شود، سپس غده­ی پانکراس برای جبران این اختلال ناچار می‌شود انسولین بیشتری تولید نماید. این فشار و پرکاری به­تدریج به پانکراس آسیب رسانده و تولید انسولین را کاهش داده یا متوقف می‌کند و در نهایت این فرایند موجب بروز دیابت می‌شود. هامان(2006) در تحقیقی در مرکز هماهنگی برنامه پیشگیری از دیابت به این نتیجه رسید که در افرادی که در بخش تغییر سبک زندگی این­برنامه شرکت داشتند که شامل کاهش مصرف کالری و چربی با هدف کاهش7درصد از وزن بود، در طول یک دوره سه ساله احتمال ابتلا به دیابت 58درصد کاهش یافت. در شروع این بررسی همه­ی شرکت­کنندگان دارای اضافه وزن بودند و توانایی آنها در سوخت و ساز قند دچار اشکال بود که آنها را در معرض خطر بالای ابتلا به دیابت قرار می­داد. هدف دیگر این مداخله این بود که مشارکت­کنندگان به طور متوسط دست­کم5/2ساعت در هفته ورزش کنند. هامان و همکارانش به دنبال بررسی عواملی بودند که بیشترین تاثیررا بر کاهش خطر ابتلا به دیابت داشته باشد؛ کاهش وزن، ورزش و کاهش چربی غذایی. این پژوهشگران نتیجه ­گیری می­ کنند که مداخلات در جهت کاهش خطر دیابت باید در جهت هدف کاهش وزن به عنوان شاخص اصلی موفقیت باشد(هریس و همکاران،2011).

1.Forsen

1.Pigment Epithelium-Derived Factor

2.Haman

اثربخشی مداخلات روانشناختی بر شاخصهای سلامت جسمی و روانی بیماران دیابتی نوع2

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:02:00 ق.ظ ]




فعالیت بدنی و دیابت

کاهش فعالیت بدنی و عدم شرکت در فعالیت های ورزشی با مکانیسم­های مختلفی بر پدیدایی دیابت و آثار آن می افزاید.  به نظر می­رسد اصلی­ترین شیو ه­ی تاثیر فعالیت بدنی بر دیابت، با تاثیر آن بر میزان مصرف انرژی و به تبع آن چاقی در ارتباط باشد که از طرف سازمان جهانی بهداشت به عنوان مهمترین عامل خطر دیابت در نظر گرفته شده است.  از دیگر سازوکارهای تاثیر فعالیت بدنی بر دیابت، می­توان به نقش آن در تعدیل استرس به عنوان عامل موثر دیگر بر دیابت اشاره نمود(پورشریفی و همکاران،1386). بعلاوه در دیابت نوع2 انسولین نمی‌تواند وظیفه­ی خود در بدن را به­درستی انجام دهد و در واقع یک حالت مقاومت به انسولین در بدن وجود دارد. بهترین عامل این افزایش مقاومت، چربی‌های اضافی بدن هستند. بنابراین با رعایت رژیم غذیی و فعالیت ورزشی منظم که هر دو منجر به کاهش وزن و کمتر شدن چربی‌های اضافی بدن می‌شوند می‌توان مقاومت به انسولین را کاهش داد و بدین وسیله قند خون را بهتر کنترل کرد.

پایان نامه - تحقیق

ورزش منظم، کنترل قندخون را در مبتلایان به دیابت نوع ۲ بهبود می­بخشد و ممکن است منافع مشابهی در دیابت بارداری داشته باشد. نکته­ی جالب اینکه ناهنجاری­هایی که باعث بروز مقاومت به انسولین (دیابت نوع ۲ و دیابت بارداری) می­شوند، با کاهش وزن، رژیم غذایی و فعالیت بدنی قابل بازگشت هستند. از این رو تغییر شیوه­ زندگی با تمرکز بر کاهش وزن و افزایش فعالیت بدنی از راهکارهای اصلی پیشگیری از بروز دیابت در افرادی است که تست تحمل گلوکز (اندازه گیری قندخون بیمار پس از نوشیدن محلول قندی) مختل دارند. تاکنون تمرین های منظم ورزشی در کنترل مطلوب قندخون بیماران مبتلا به دیابت نوع ۱ موثر نشان داده نشده­اند، ولی می­توانند به عنوان یک درمان فرعی ایمن و اثربخش برای این افراد تجویز شوند.

شرکت منظم در تمرین­های ورزشی، به­غیر از تاثیر بر کنترل قندخون، آثار سودمند بسیاری از جمله بهبود وضعیت قلبی عروقی، متابولیک و سلامت­روانی برای بیمار مبتلا به دیابت به دنبال خواهد­داشت. ورزش، در پیشگیری اولیه و ثانویه بیماری های قلبی عروقی و پیشگیری از عوارض خاص بیماری دیابت کمک­کننده است.

2-2-7-3-تغذیه و دیابت

برای کاهش وزن یا جلوگیری از افزایش وزن و کاهش ورود انرژی به بدن، تغییر در رژیم غذایی ضروری است. پژوهش­هایی که طی آنها میزان ورود انرژی به بدن به­ طور دقیق کنترل می­ شود، نشان داده­اند که کاهش­وزن، با هر نوع رژیم و پرهیز غذایی، زمانی می ­تواند اتفاق بیفتد که انرژی دریافتی کمتر از انرژی مصرفی باشد )به عنوان مثال، دانسینگروهمکاران،2005 به نقل از پورشریفی و همکاران،1386).

مطالعات متعدد نشان داده­اند که تغذیه­ی سالم تاثیر قابل توجهی در کنترل علائم و نیز جلوگیری از پیشرفت بیماری دیابت نوع دوم و نیز بیماریهای پیش­زمینه ی آن بویژه چاقی خواهد­داشت. تغذیه درمانی در کنترل دیابت مهمترین نقش را ایفا می­ کند. هدف از تغذیه­درمانی در دیابت، حفظ مقدار قند خون در محدوده­ طبیعی، بهبود سطح چربی­های خون، کاهش فشار­خون، درمان و جلوگیری از عوارض دیابت همچون بیماریهای قلبی عروقی، رتینوپاتی، نفروپاتی و نیز برآوردن نیازهای تغذیه ای فرد است. در دیابت نوع 2، محدودیت کالری و کاهش وزن به حد متوسط (به میزان 9-5/4کیلوگرم) باعث کنترل قند خون، کاهش مقاومت به انسولین و کاهش فشارخون می شود، حتی اگر فرد به وزن نرمال نرسیده باشد. این کاهش وزن وقتی بیشترین اثر و فایده را دارد که بلافاصله بعد از تشخیص دیابت نوع 2 اعمال شود یعنی وقتی که ترشح انسولین هنوز به حد کافی صورت می­گیرد.
محدودیت کالری، بیشتر و سریع­تر از کاهش وزن، قند خون را در افراد دیابتی کنترل می­ کند. یعنی مسأله­ کالری در دیابت نوع 2، مهمتر از مسأله­ وزن است. این محدودیت باید طوری باشد که فرد 500-250 کالری کمتر از دریافت روزانه خود، دریافت کند.

کروم عنصری است که از آن به­عنوان ( فاکتور تحمل گلوکز ) یاد می­ شود و روی عملکرد انسولین تأثیر می­گذارد. در حیوانات آزمایشگاهی کمبود کروم باعث افزایش قند، کلسترول و تری گلیسیرید خون می­ شود. هدف اصلی از رژیم­درمانی در بیماران دیابتی، استفاده از موادغذایی به صورت متعادل است. اصولاً رژیم غذایی­ای که توسط کارشناسان و متخصصان تغذیه برای افراد دیابتی تهیه می­ شود دارای اهداف زیر است:رساندن قند خون به سطح طبیعی، حفظ سطح چربی­های خون در حد طبیعی، کاهش مشکلات خاص بیماران دیابتی، به­دست­آوردن و حفظ وزن ایده­آل، رساندن مواد مغذی به بدن به میزان لازم، تأمین انرژی موردنیاز بدن جهت انجام فعالیت­های لازم و جلوگیری از بروز عوارض و مشکلات ناشی از دیابت.

1.Dansinger

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:01:00 ق.ظ ]




فشارخون و دیابت      

فشارخون بالا همواره یکی از مشکلات بیماران دیابتی نوع ۲ به حساب می­آید.  تحقیقات جدید نشان داده‌اند که اهمیت کنترل فشار خون بالا در افراد دیابتی به منظور پیشگیری از عوارض دیابت به اندازه­ اهمیت کنترل قند خون است. توصیه­های درمانی اخیر با تأکید بر کاهش فشار خون در این افراد به کمتر از میزان توصیه شده درافراد غیر بیمار این است که فشارخون دیاستولی ۸۰ میلی مترجیوه در افراد دیابتی در مقایسه با فشار خون ۹۰ میلی مترجیوه خطر ابتلا به بسیاری از بیماری های قلبی  عروقی راکاهش می­دهد(الیوت،1999).  یکی از مهمترین پیامد­های بیماری دیابت پیدایش شرایط استرس اکسیداتیو در بیماران است(مریسون، راگوبیرسینگ وپتر،2006) که درنتیجه­ی تولید بیش از حد گونه­ های واکنش­گر اکسیژن(ROS)  و یا کاهش ذخایر آنتی­اکسیدانی ایجاد می­ شود(کار، ژو و فری،2000). مطالعه های گذشته نشان داده­اند که افزایش تولیدرادیکال­های آزاد در پاتوژنز و ایجاد عوارض دیابت، وفشارخون بالا پرفشاری دخیل هستند(سالیس و پدروسا،2006) به طوری که غلظت کمتر آنتی اکسیدان­ها افزایش تولید رادیکال اکسیژن و کاهش تولید اکسید نیتریک(NO) در نوتروفیل­ها و پلاکت­های افراددیابتی به­اثبات رسیده است(فیورینا و همکاران،1998). در واقع، هیپرگلیسمی با اثر مستقیم بر تولیدآنژیوتانسین از یک طرف و افزایش انسولین از طرف دیگر، در ایجاد پرفشاری خون در بیماران دیابتی نقش دارد . بیش از ۸۰ % افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ از افزایش فشار خون ناشی از مقاومت به انسولین رنج می­برند(کار وهمکاران،2000).

2-2-7-5-استرس و دیابت

دیابت یک منبع استرس برای افراد مبتلا به این بیماری است. استرس ناشی از دیابت اثرات منفی روانی زیادی دارد؛ از عمده­ترین این اثرها می­توان به افسردگی اشاره نمود که این خود نیز می­تواند با بی­اشتهایی، ایجاد بی نظمی در رژیم غذایی یا نپذیرفتن تزریق انسولین از طرف بیمار همراه شود و در نتیجه درمان و کنترل دیابت را دشوار سازد. این موضوع در یک چرخه­ی معیوب باعث تشدید مشکلات هیجانی فرد از جمله استرس، افسردگی و اضطراب می­شود. به علاوه ممکن است در استرس، هورمرن­های دیابت­زا درگیر باشند زیرا استرس ترشح هورمون­های استرس از جمله کورتیزول را افزایش می­دهد. این هورمون ها با مکانیسم های متفاوت و به صورت بالقوه به استرس­های اجتماعی-روانی حساس هستند، به عنوان مثال کورتیزول با عمل اجازه دهنده­ی خود برای عملکرد برخی هورمون ها(کورتیزول) و برای سنتز سایر هورمون ها(هورمون رشد) می­توانند فعالیت دیابتوژنیک خود را انجام دهند به­عبارتی گاهی وزن غده­ی فوق­کلیه و در نتیجه فعالیت آن در بیماری­های مزمن که خود نوعی استرس محسوب می­شوند افزایش می­یابد. به علاوه شیوع فشار خون بالا در بیماران دیابتی نوع دو برابر افراد گروه کنترل گزارش شده است(علی پور،1390).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

1.Elliott

2.Morrison,Ragoobirsingh&Peter

3.Reactive Oxygen Species

4.Carr,Zhu&Frei

5.Sales&Pedrosa

6.Fiorina

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:01:00 ق.ظ ]




همبسته ­های روانی دیابت

بخش عمده ای از کنترل دیابت به صورت مراقبت از خود انجام می­پذیرد، اما عواملی بر مراقبت از خود تاثیر می گذارد ، برخی از این عوامل روان شناختی هستند؛ از مهمترین عوامل روان شناختی مرتبط با رفتارهای خود مراقبتی می­توان به تیپ شخصیتی و خودکارآمدی و حمایت اجتماعی اشاره کرد. البته  بیشتر از آنکه خود حمایت اجتماعی موثر باشد ادراک افراد از حمایت اجتماعی و به عبارتی دیگر حمایت اجتماعی ادراک شده در این خصوص نقش دارد. از دیگر عوامل روان­شناختی می­توان به خلق منفی به­ویژه افسردگی و نیز باورهای افراد در مورد جدی­بودن و قابل­کنترل­بودن دیابت )الگوهای شخصی(  اشاره کرد. درادامه هر­کدام از این عوامل با ذکر پژوهش­های مرتبط معرفی می­ شود.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

2-2-8-1-تیپ شخصیتیD

شخصیت که به سازمان پیچیده­ای از تمایلات و ویژگی ها اشاره دارد، با برآیند­های مهم زندگی از جمله تندرستی و بیماری می ­تواند در رابطه باشد(والتسون، والتسون و دولیس،1978) و به صورت مستقیم بر میزان ترشح کورتیزول و قند خون و به صورت غیرمستقیم بر ادراک فرد از استرس تاثیر می­گذارد. تیپ­های مختلفی از شخصیت با­توجه­به اثرات آن بر تندرستی تا­کنون مشخص گردیده­اند. یکی از مشهورترین تیپ­های شخصیتی که تاکنون به عنوان یک عامل خطرزای بیماری مورد مطالعه قرارگرفته­است، تیپ شخصیتیAاست (اورسانو، اپستین و لازار،2002؛ دنولت،2000). اما اخیرا یک سازه­ی شخصیتی جدید یعنی تیپ Dیا شخصیت درمانده مطرح گردید. این سازه نخستین­بار در مطالعه­ دنولت، و هیک (2001) مطرح گردید.

تیپ شخصیتیDبا دو مولفه­ی تمایل فزاینده به تجربه هیجانات منفی مانند افسردگی، اضطراب، خشم و احساس خصومت و بازداری اجتماعی این هیجانات مشخص می­شوند(نیکلسون و همکاران،2006؛ بارث و همکاران ،2004؛ اورسون رز و لویز،2005). افرادی که نمره­ی بالایی در زمینه­ هیجان پذیری منفی می­گیرند، صرفا ناراحت یا بیقرار نیستند بلکه آنها دیدگاه منفی درباره خود دارند، علائم جسمانی بیشتری را گزارش می­ کنند، تمایل به توجه به محرک­های نامطلوب و مضر دارند، در عملکردهای اجتماعی روزمره با اختلال مواجهند و به دنیا با نشانه­ های ناآرامی و اغتشاش قریب الوقوع می­نگرند(دنولت،1998؛ اسپیندلر، لارسون و پدرسن،2006). از سوی دیگر بازداری عاطفی  به اجتناب از خطرات بالقوه که متضمن تعاملات اجتماعی نظیر عدم تایید یا عدم پاداش از سوی دیگران است تعریف شده است(تزیالز و همکاران،2011). افرادی که نمره­ی بالایی در بازداری اجتماعی دریافت می­ کنند، در هنگام تعامل با دیگران مکررا احساس درخودفرورفتگی، تنش، ناراحتی و ناامنی می­ کنند(پدرسن  و دنولت،2003؛ هبرا، لیندن، آندرسون و وینبرگ،2003).

عکس مرتبط با افسردگی در روانشناسی Psychological depression

محققان نشان دادند که تیپ شخصیتیDبه­طور­کلی یک عامل خطرآفرین برای برآیندهای نامطلوب تندرستی، کیفیت زندگی مرتبط با تندرستی و اشکال مختلف ناراحتی از جمله اضطراب، افسردگی و استرس پس از سانحه است(ملوی، پرکنسی پراس، استریک و استپتو،2008). تیپ شخصیتی Dبا خطر فزاینده­ی بیماری، افسردگی، بیگانگی اجتماعی و اختلال در عملکردهای اجتماعی روزمره، خشم واضطراب ونرخ­های بالاتر مرگ­و­میر در رابطه است(ملس و دنولت،2010). برخی از مطالعات نیز نشان دادند که تیپ شخصیتیDاز طریق متغیرهای دیگر منجر به کاهش سلامتی می­ شود. برای مثال، تیپ شخصیتیD ممکن است با رژیم غذایی ضعیف و فقدان ورزش در رابطه باشد. رژیم غذایی نامناسب و عدم فعالیت بدنی با بیماری­های مزمن مانند فشار­خون ، بیماری­های قلبی و عروقی و دیابت در رابطه است (کنوپزوهمکاران،2004). مطالعه دیگر نشان می دهد که افراد تیپDسطوح بالاتر بیگانگی اجتماعی را تجربه می کنند، هرچه فرد از نظر اجتماعی بیشتر در خود فرورفته باشد، به­همان اندازه حمایت اجتماعی کمتری را تجربه می­ کند(دنولت،2000) ونتیجه تحقیقات نشان داده است که حمایت اجتماعی مهم­ترین عامل در کنترل قند­خون در بیماران دیابتی می­باشد( ادیتاما،2011). محققان دیگر به نقش تیپ شخصیتیDدر آزادسازی و پخش کورتیزول اشاره کردند. از نظر این محققان، موقعیت­هایی که متضمن ترس، اضطراب، درماندگی و فقدان کنترل است منجر به آزادسازی و پخش کورتیزول می­گردد(لوالو و توماس،2000). در یک مطالعه نشان داده شد که هیجان پذیری منفی با سطوح بالای کورتیزول و هیجان­پذیری مثبت با سطوح پایین کورتیزول در رابطه بود(ارفورث، بولو، اسکیلسون و هاگمار،2008).

1.Waltson&Devellis

2.Watson

1.Ursano,Epstin&Lazar

2.Denolte

3.Heck

4.Spindler,Larsen&Pedersen

5.Tziallas

6.Habra,Linden,Anderson&Weinberg

7..Molloy,Perkinsi Porras,Strike&Steptoe

8.Mols

1.Knoops

2.Aditama

3.Erfurth,Bulow,Eskilsson&Hagmar

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:01:00 ق.ظ ]




خودکارآمدی

خودکارآمدی از نظریه­ شناخت اجتماعی آلبرت باندورا (1986) مشتق شده است، که به باورها یا قضاوت­های فرد به توانائی­های خود در انجام وظایف و مسئولیت­ها اشاره دارد. نظریه­ شناخت اجتماعی مبتنی بر الگوی علّی سه جانبه­ی رفتار، محیط و فرد است. این الگو به ارتباط متقابل بین رفتار، اثرات محیطی و عوامل فردی(عوامل شناختی، عاطفی و بیولوژیک) که به ادراک فرد برای توصیف کارکردهای روان شناختی اشاره دارد، تأکید می­ کند. بر اساس این نظریه، افراد در یک نظام علّیت سه جانبه بر انگیزش و رفتار خود اثر می گذارند. باندورا(1986) اثرات یک بعدی محیط بر رفتار فرد که یکی از فرضیه ­های مهم روان­شناسان رفتار­گرا بوده است، را رد کرد. انسان­ها دارای نوعی نظام خودکنترلی و نیروی خودتنظیمی هستند و توسط آن نظام بر افکار، احساسات و رفتار های خود کنترل دارند و بر سرنوشت خود نقش تعیین کننده‌ای ایفا می­ کنند.
بدین ترتیب رفتار انسان تنها در کنترل محیط نیست بلکه فرایندهای شناختی نقش مهمی در رفتار آدمی دارند. عملکرد و یادگیری انسان متاثر از گرایش­های شناختی، عاطفی و احساسات، انتظارات، باورها و ارزش­هاست. انسان موجودی فعال است و بر رویدادهای زندگی خود اثر می­گذارد. انسان تحت تاثیر عوامل روان شناختی است و به‌طور فعال در انگیزه­ها و رفتار خود اثر دارد. براساس نظر باندورا افراد نه توسط نیروهای درونی رانده می­شوند، نه محرک­های محیطی آنها را به عمل سوق می دهند، بلکه کارکردهای روان­شناختی، عملکرد، رفتار، محیط و محرکات آن را تعیین می­ کند.
باندورا (1986) مطرح می­ کند که خودکارآمدی، توان سازنده­ای است که بدان وسیله، مهارت­ های شناختی، اجتماعی، عاطفی و رفتاری انسان برای تحقق اهداف مختلف، به گونه­ای اثربخش ساماندهی می­ شود. به نظر وی داشتن دانش، مهارت ­ها و دستاوردهای قبلی افراد پیش ­بینی کننده­ های مناسبی برای عملکرد آینده افراد نیستند، بلکه باور انسان در باره­ی توانایی­های خود در انجام آنها بر چگونگی عملکرد خویش مؤثر است. بین داشتن مهارت­ های مختلف با توان ترکیب آنها به روش­های مناسب برای انجام وظایف در شرایط گوناگون، تفاوت آشکار وجود دارد. “افراد کاملاً می­دانند که باید چه وظایفی را انجام دهند و مهارت­ های لازم برای انجام وظایف دارند، اما اغلب در اجرای مناسب مهارت ­ها موفق نیستند” (باندورا، 1986).
خودشناسی از طریق پردازش مهارت­ های شناختی، انگیزشی و عاطفی که عهده­دار انتقال دانش و توانایی­ ها به رفتار ماهرانه هستند، فعال می­ شود. به‌طور­خلاصه، خودکارآمدی به داشتن مهارت یا مهارت ­ها مربوط نمی­ شود، بلکه داشتن باور به توانایی انجام کار در موقعیت­های مختلف شغلی اشاره دارد.
باور کارآمدی عاملی مهم در نظام سازنده­ی شایستگی انسان است. انجام وظایف توسط افراد مختلف با مهارت­ های مشابه در موقعیت­های متفاوت به‌صورت ضعیف، متوسط و یا قوی و یا توسط یک فرد در شرایط متفاوت به تغییرات باورهای کارآمدی آنان وابسته است. مهارت ­ها می­توانند به آسانی تحت تأثیر خودشکی یا خود تردیدی قرار گیرند، درنتیجه حتی افراد خیلی مستعد در شرایطی که باور ضعیفی نسبت به خود داشته باشند، از توانایی­های خود استفاده­ی کمتری می­ کنند (باندورا ،1994). به همین دلیل، احساس خودکارآمدی، افراد را قادر می­سازد تا با بهره گرفتن از مهارت ­ها در برخورد با موانع، کارهای فوق­العاده­ای انجام دهند(وانون و وینگر،2003). بنابراین، خودکارآمدی درک شده عاملی مهم برای انجام موفقیت آمیز عملکرد و مهارت­ های اساسی لازم برای انجام آن است.
عملکرد مؤثر هم به داشتن مهارت ­ها و هم به باور در توانایی انجام آن مهارت ­ها نیازمند است. اداره کردن موقعیت­های دایم التغییر، مبهم، غیرقابل پیش ­بینی و استرس­زا مستلزم داشتن مهارت­ های چندگانه است. مهارت­ های قبلی برای پاسخ به تقاضای گوناگون موقعیت­های مختلف باید غالباً به شیوه ­های جدید ساماندهی شوند. بنابراین مبادلات با محیط تا حدودی تحت تأثیر قضاوت­های فرد در مورد توانایی­های خویش است. بدین معنی که افراد باور داشته باشند که در شرایط خاص می توانند وظایف را انجام دهند. خودکارآمدی درک شده معیار داشتن مهارت­ های شخصی نیست، بلکه بدین معنی است که فرد به این باور رسیده باشد که می ­تواند در شرایط مختلف با هر نوع مهارتی که داشته باشد وظایف را به نحو احسن انجام دهد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

4.Self-efficacy

5.Social cognition Theory

  1. Self-doubt

2.Vandeven&Weinger

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:00:00 ق.ظ ]




حمایت اجتماعی ادراک شده

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

حمایت اجتماعی به امکاناتی که دیگران برای فرد فراهم می­ کنند تعریف شده است. هم­چنین این مفهوم به عنوان معرفتی که باعث می­ شود فردی باور کند که مورد احترام و علاقه دیگران بوده، عنصری ارزشمند و دارای شأن به شمار آمده و به  یک شبکه اجتماعی روابط و تعهدات متقابل تعلق دارد، در نظر گرفته می­ شود(مارموت و ویلکینسون،2008). برخی حمایت اجتماعی را واقعیتی اجتماعی و برخی دیگر آن را ناشی از ادراک فرد می­دانند. ساراسون(1988) حمایت اجتماعی را مفهومی چند­بعدی می داند که هر دو را دربر می­گیرد. برطبق نظر هاوس ، حمایت اجتماعی عبارت است از محتوای کارکردی روابط که می­توان در چهار گروه از رفتارهای حمایتی قرار داد .الف- پشتیبانی عاطفی شامل احساس همدردی، دوست­داشتن، اعتماد و توجه است و رابطه­ای قوی با سلامتی دارد. ب- حمایت مادی شامل کمک مادی وخدماتی به شخص نیازمند است .ج- حمایت اطلاعاتی عبارت است از توصیه­ها، پیشنهادات واطلاعاتی که شخص از آن در روبروشدن با مشکلات استفاده می­نماید .د- حمایت ارزیابی که عبارت از دردسترس گذاردن اطلاعات سو دمند برای خود ارزیابی می باشد. این چهار عملکرد حمایت از لحاظ مفهومی متفاوتند ولی درعمل از یکدیگر مستقل نیستند(شفیعی،1376).

در مطالعات اولیه­ی  حمایت اجتماعی برحسب شمار تماس­ها تعریف می­شد . به این ترتیب شخصی که دارای ده تماس درهفته است دوبرابر کسی که پنج تماس در هفته دارد از حمایت اجتماعی برخوردار است . مشکل اندازه ­گیری شمارتماس­ها به عنوان شاخص حمایت اجتماعی این است که این امکان وجود دارد که شمار واقعی آنها دارای اهمیت نباشد . فردی می ­تواند پنجاه تماس در روز داشته باشد و با این وجود، یکی از این تماس­ها مهم یا به قد ر کافی صمیمانه ونزدیک نباشد که پشتیبانی فراهم آورد . علاوه براین برخی ازپیوند­ها ی اجتماعی ممکن است منشا نگرانی باشد.  از سوی دیگرگاهی یک دوست صمیمی ممکن است حامی بسیار مهمی باشد.

کوشش­های انجام شده برای اندازه گیری کیفیت روابط حمایت کننده منجر به ­ین اندیشه شد که شاید این کیفیت به شکل رابطه وجود ندارد، بلکه درادراک وتوقعات شخصی نهفته است که مورد حمایت قرار می­گیرد . به عبارت دیگر دوستان ممکن است واقعا هیچ گونه حمایتی ارائه نکنند اما شخص بر این باور است که آنها چنین می­ کنند، یا اگر از آنها خواسته شود حمایت می­ کنند در این صورت این باور همان تأثیری را دارد که حمایت واقعی اگر وجود می­داشت، دارا بود . به عبارت دیگر خود حمایت اجتماعی نیست که اهمیت دارد بلکه اعتقاد به وجود حمایت اجتماعی است که واجد اهمیت است و افردی که شدیداً به آن اعتقاد دارند باید بیش از آنهایی که فاقد چنین اعتقاداتی هستند، از بیماری محافظت شوند(خزاعی،1372).

حمایت اجتماعی به عنوان یک عامل روان­شناسی اجتماعی می­باشد که به عنوان تسهیل کننده­ رفتار بهداشتی شناخته شده است . مشاهده شده است که هم حمایت اجتماعی عمومی وهم حمایت مربوط به دیابت با تبعیت از رفتارهای خود مراقبتی دربیماران دیابتی همبستگی دارد(التو و یوتلا،1997؛ گیلیبراند و استونسون،2006؛ تلجامو و هنتینن،2001؛ فام و همکاران،1996) .

بررسی­های انجام­شده نشان می­دهد که حمایت اجتماعی اثرات مثبتی بر جنبه های گوناگون فعالیت­های خود مراقبتی دارد. به عبارتی حمایت اجتماعی از طریق دو فرایند عمده بر کنترل بیماری دیابت مؤثر است:

1-اثر مستقیم؛ از طریق رفتارهای مرتبط باسلامت مثل تشویق رفتارهای سالم

2-اثر تعدیل کننده ؛ که به تعدیل آثار فشارعصبی حاد و مزمن بر سلامت و همچنین افزایش سازگاری با فشار عصبی بیماری دیابت کمک می­ کند(مارموت و ویلکینسون،2008).

به­عبارتی پژوهشگران برای تبیین چگونگی تاثیر حمایت اجتماعی بر سلامتی، دو مدل را مطرح کرده اند؛ یک مدل تاثیر­کلی و دیگری فرضیه سپر­مانند در برابر استرس. بر پایه مدل نخست، حمایت اجتماعی صرف نظر از این که فرد تحت تاثیر استرس باشد یا نه، باعث می­ شود تا فرد از تجارب منفی پرهیز کند و از این رو اثرات سودمندی بر سلامتی دارد(سارافینو،2002). بر پایه الگوی دوم حمایت اجتماعی تنها برای افراد تحت استرس سودمند است و چون سپری مانع نفوذ استرس بر فرد می­ شود. به باور کوهن و ویلز(1985) شواهد موجود نشان دهنده­ی تایید هر دو الگو است.

1.Sarason

  1. Cohen&Wills
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:00:00 ق.ظ ]
1 2