آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو


آخرین مطالب


 



ارجاع به پلیس علمی(برای کشف جرایم از طریق انگشت­نگاری، تن­آزمونی و…).

رجوع به کارشناس برای بررسی شخصیّت متّهم و انگیزه­ های جرم (مانند رجوع به روان­شناسی جنایی، کارشناس جرم شناس، جامعه شناس و روانکاو).

از دیگر موارد ارجاع به کارشناس در امور کیفری، ارائه­ گواهی پزشکی برای ترک خدمت و تعیین میزان تقصیر است .

­

فصل دوم:

مبانی رجوع به خبره (کارشناس)

در این فصل مبانی رجوع به خبره بیان می­ شود که عبارتند از: آیات، سنت

(شامل روایات ‌و سیره­ی عملی)، عقل و بنای عقلاء.

معمولاً در حل و فصل دعاوی، در مواردی که موضوع تخصّصی و فنّی است به خبره و کارشناس متخصّص در همان موضوع رجوع می­ شود؛ زیرا دادگاه­ها مکلف به احقاق حق بوده و از آن­جا که امر به شیء، امر به مقدمات آن نیز هست، دادگاه می ­تواند از کارشناس جهت روشن شدن حقیقت (به عنوان مقدمه­ی احقاق حق) بهره گیرد.

نظریه­ی کارشناسی معتبر نه تنها در دعاوی، بلکه در تمام ابواب فقهی (مانند تعیین ارش، تشخیص عیب، قبله، ضرر روزه، تخمین زکوه و …) مورد استفاده واقع شده است.

حال باید دانست استناد به نظر خبره بر چه اساسی صورت ‌می‌گیرد. به عبارت دیگر مبنای عقلی و شرعی رجوع به خبره چیست؟ آیا علاوه بر وجود مبنای عقلی (بر فرض ثبوت)، مبنای شرعی هم وجود دارد تا رجوع به خبره نیز امری شرعی تلقی شود؟

مبانی رجوع به خبره عبارتند از:

مبحث اول: آیات

آیات ارشاد به حکم عقل (در رجوع جاهل به خبره):

۱-«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلاَّ رِجالاً نُوحی‏ إِلَیْهِمْ فَاسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُون».[۱۶۰]

«و پیش از تو، جز مردانى که به آن­ها وحى مى‏کردیم، نفرستادیم! اگر نمى‏دانید، از آگاهان بپرسید (تا تعجب نکنید از اینکه پیامبر اسلام از میان همین مردان برانگیخته شده است)».

«ذکر به معنای هر گونه آگاهی و یادآوری و اطلاع است و اهل­الذکر آگاهان و مطلعین را در
همه زمینه­ ها در بر ‌می‌گیرد. ولی از آن­جا که قرآن مجید نمونه­ بارز یادآوری و علم و آگاهی است، به آن «ذکر» اطلاق شده و هم­چنین سخن پیامبر(ص) نیز مصداق روشن ذکر است. به همین ترتیب امامان معصومین که اهل بیت او و وارث علم او هستند، روشن­ترین مصداق اهل­الذکرند»، [۱۶۱]چنان که از خود ایشان نقل شده است.[۱۶۲]

برخی از مفسرین معتقدند مراد از «اهل­الذکر»، «(دانشمندان) اهل کتاب)» است.[۱۶۳] اما قبول این مسأله هیچ­گونه منافاتی با عمومیت مفهوم آیه و همچنین مورد نزول آن که دانشمندان اهل کتاب است، ندارد؛ زیراهر چند مقصود از اهل ذکر در خصوص مورد آیه اهل کتاب و مخصوصاً یهودیان است،[۱۶۴] اما اگر از مورد خصوص این آیه صرف نظر شود، «آیه­ی شریفه ارشاد به یکی از اصول عقلانی و عام عقلی است و آن عبارت است از وجوب رجوع جاهل در هر فنی به عالم در آن فن».[۱۶۵] چنان که بعضی از مفسرین نیز «اهل­الذکر» را «اهل علم» معنا کرده ­اند .[۱۶۶]

«(‌بنابرین‏) این آیه به اطلاقش دلالت بر مدلول قاعده­ (وجوب رجوع جاهل به عالم) می­ کند. و ورودش ‌در مورد خاص ضرری به اطلاقش نمی­رساند».[۱۶۷] البته این دستور تعبدی است و امرش امر مولوی نیست که بخواهد بدون ملاک عقلی، جاهل را دستور دهد که به خصوص عالم مراجعه کن نه به غیر او.

«‌به این ترتیب مسأله­ تخصص نه تنها در زمینه­ مسائل اسلامی و دینی از سوی قرآن به رسمیت شناخته شده، بلکه در هر زمینه­ای مورد قبول و تأکید است و روی این حساب بر همه مسلمانان لازم است که در هر عرصه و زمان، افراد آگاه و صاحب نظر در همه زمینه­ ها داشته باشند که اگر کسانی مسائلی را نمی­دانند به آن­ها مراجعه کنند».[۱۶۸]

۲-«و هیچ کس مانند (خداوند آگاه و) خبیر تو را (از حقایق) با خبر نمى‏سازد».[۱۶۹]

این آیه به شکل یک قاعده­ کلی مطرح شده که همان ارشاد حکم عقل در رجوع جاهل به خبره است .

۳-«و چگونه مى‏توانى در برابر چیزى که از رموزش آگاه نیستى شکیبا باشى؟!».[۱۷۰]

مبحث دوم: سنّت

گفتار اول : روایات

روایاتی که اشاره به سؤال کردن و رجوع به اهل خبره در احکام دین دارد:

  1. «واقع شدن مردم در هلاکت به جهت سؤال نکردنشان ‌می‌باشد. و رجوع به اهل علم (خبره) عامل نجات ایشان است». [۱۷۱]

۲-«واما در حوادثی که پیش می ­آید، در این موارد به راویان احادیث ما (فقهاء) مراجعه کنید که آن­ها حجت من بر شمایند و من حجت خدایم».[۱۷۲]

  1. «از علی بن مسیب همدانی نقل شده که به امام رضا (ع) عرض کردم : منزل من دور است و نمی­توانم در همه حال به حضور شما شرفیاب شوم. پس از چه کسی اطلاعات دینی­ام را بگیرم؟ فرمود : از زکریا­ بن ­آدم قمی که امین بر دین و دنیا‌ است».[۱۷۳]

گفتار دوم: سیره­ی عملی

در سیره­ی عملی معصومین نیز مواردی را می توان یافت که به اهل خبره مراجعه کرده ­اند. به طور مثال عبدالله بن رواحه خرّاصی بود که زیر نظر نبی(ص) عمل می­کرد و یا حضرت علی (علیه­السلام) کارشناس تقسیم اموال مشاع در اختیار داشت که نام او عبدالله بن یحیی بود.[۱۷۴]

مبحث سوم: عقل و بناء و اجماع عقلاء

گفتار اول : عقل (قاعده­ رجوع جاهل به عالم )

در فقه امامیه عقل از ادله­ی احکام است. به حکم عقل در امور خطیر و مهم که ناآگاهی وجود دارد باید به فرد آگاه و خبره در آن امر رجوع کرد. قاعده­ای که از این دلیل عقلی استنتاج می­ شود «قاعده­ رجوع جاهل به عالم» است . به عبارت دیگر مبنای این قاعده «عقل» است.

« گاهی از این قاعده به «رجوع به اهل خبره» تعبیر می­ شود. پس اگر فردی که شناخت و آگاهی به آن چیزی که مورد نیاز اوست ندارد، باید ‌از کسی که عالم و متخصص در آن امر است فراگیرد. و این امر واضح است، مانند رجوع مریض به طبیب و رجوع عامی به مجتهد …. و این (رجوع جاهل به عالم) از ضروریات عقلی است که تصور آن در تصدیقش کفایت می­ کند. بلکه بعید نیست که از فطریات باشد …».[۱۷۵]

البته مراد از جاهل در اینجا «جاهل نسبی» است. به طور مثال در رجوع عامی جاهل به مجتهد، «… (جاهل)، جاهل نسبی است؛ یعنی کسی که در مسائل شرعی مجتهد و کارشناس نیست، اگر چه خودش در مسائل دیگری متخصص و کارشناس باشد یا حتی در مسائل فقهی از آگاهی نسبی برخوردار باشد.خود مجتهدان نیز در مسائل دیگر به متخصص رجوع می‌کنند و این را از باب رجوع جاهل به عالم و اهل خبره می­دانند».[۱۷۶]

گفتار دوم : بنای عقلاء

۱ـ تعریف:

«روش و طریقی است که به طور ناخودآگاه در جهت واقعه­ای از عقلاء صادر می­ شود».[۱۷۷] «عرف عقلاء، سیره­ی عقلاء، طریقه عقلاء، و روش عقلاء شاخه­ای از عرف است که مورد پسند عقل است…».[۱۷۸] «سیره­ی عقلاء، روش عمومی مردم است، در محاورات، و معاملات، و سایر روابط اجتماعی. شیوه­ توده­ی عقلاء است از هر مذهب و ملت در پیروی از روشی خاص، و طریقه­ای مخصوص».[۱۷۹] «میل و گرایش عمومی آنان است، اعم از متدین و غیر متدین به امری، در مسیری معین، و خطی ویژه».[۱۸۰]

«(پس) عرف صحیح با سیره­ی عقلاء تفاوتی ندارد».[۱۸۱] مرحوم مظفر نیز می­فرماید: «مقصود از سیره، همان طور که واضح است استمرار عادت مردم و بنای عملی ایشان بر انجام شیء یا ترک شیء است».[۱۸۲]

‌در مورد بحث به عنوان یکی از مبانی رجوع به خبره، سیره­ی عقلاء، بر آن است که در هر موضوعی که نمی­دانند به مطلع و خبره مراجعه ‌می‌کنند. جاهل به عالم و بیمار به پزشک مراجعه می­ کند.شارع مقدس سیره­ی عقلا را در این­باره منع و ردع نکرده است.[۱۸۳]

۲ـ تفاوت عقل و سیره ی عقلاء:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-09-29] [ 11:39:00 ق.ظ ]




گفتار اول:شرایط مطلق

از جمله موارد مشترک بین مذهب امامی حنفی در شرایطی که مطلق جهت صحت اجرای صیغه طلاق باید دارا باشند، مبحث بلوغ و عقل است. قانون مدنی ایران نیز بر این امر تأکید دارد.

ا: بلوغ

در خصوص شرایط مطلقه جملگی قفهای مذاهب اسلامی بر وجوب بلوغ طلاق دهنده تأکید دارند. ‌بنابرین‏ طلاق صبی و غیر ممیز صحیح نیست.

امام خمینی در این خصوص حتی طلاق ولی را نیز صحیح نمی‌داند و می‌گوید:

«یشترط فی الزوج المطلق البلوغ على الأحوط والعقل. فلا یصح على الأحوط طلاق الصبی لا بالمباشره ولا بالتوکیل وإن کان ممیزا وله عشر سنین، ولو طلق من بلغه فلا یترک الاحتیاط، و لا یصح طلاق ولی الصبی عنه کأبیه وجده فضلا عن الوصی والحاکم».[۱۱۶]

قانون مدنی ایران نیز در ماده۱۱۳۶ می‌گوید: طلاق دهنده باید بالغ و عادل و قاصد و مختار باشد.

فقه حنفی نیز بر بلوغ مطلق تأکید دارد. صاحب المبسوط می‌گوید:

«وحجتنا ما روینا کل طلاق جائز إلا طلاق الصبی»[۱۱۷]

‌بنابرین‏ بلوغ مطلق از شرایط اصلی صحت وقوع طلاق، بین مذاهب اسلامی است. بدین معنا که شخص طلاق دهنده باید از نظر سنّى به حد بلوغ شرعى رسیده باشد. ‌بنابرین‏ صبى اعم از اینکه ممیّز باشد یا غیر ممیّز، نمى‌تواند زوجه خود را طلاق دهد؛ و اگر ‌به این عمل مبادرت نماید طلاق باطل و بلااثر خواهد بود.

ب: عقل

در خصوص شرط عقل در مطلق نیز همه مذاهب اسلامی بالاتفاق قائل به وجوب هستند. ‌بنابرین‏ مجنون نمی‌تواند بنفسه ایقاع طلاق نماید.

همه فقهای امامیه بر این موضوع اتفاق نظر دارند. البته در موارد ظهور مصلحت ولی می‌تواند با رعایت غیطه اقدام به ایقاع طلاق نماید.[۱۱۸]

ماده۱۱۳۷ می‌گوید: «ولی مجنون دائمی می‌تواند در صورت مصلحت مولی علیه زن او را طلاق دهد».

فقهای حنفیه نیز بر این موضوع تأکید دارند و عقل را از شرایط اصلی صحت وقوع طلاق از ناحیه مطلق می‌دانند.[۱۱۹]

گفتار دوم: طلاق ولی

فقها طلاقى را که از سوى ولى زوج صغیر انجام شود، صحیح نمى‌دانند؛ خواه این ولى پدر یا جدّ پدرى و یا حاکم شرع باشد.

براى این موضوع می‌توان به روایات واصله به مضمون: «الطّلاق بید من اخذ بالسّاق- طلاق به دست خود شوهر (صاحب بضع) است» استناد کرد.[۱۲۰]

‌بنابرین‏ بولایت نمى‌توان طلاق داد. علاوه بر روایات و اخبارى که در این خصوص وارد شده، اجماع فقها نیز در این مسأله مستقر مى‌باشد.

در خصوص طلاق ولی نکته قابل ذکر در اقوال فقهای دو مذهب این موضوع است که جملگی بر عدم صحت طلاق ولی صغیر اجماع دارند.

آقای مغنیه می‌گوید:

«قال الإمامیه و الحنفیه و الشافعیه: لیس للأب ان یطلق عن ابنه الصغیر، لحدیث: «الطلاق لمن أخذ بالساق».[۱۲۱]

و به نقل از مبسوط سرخسی گفته شده است:

«وفی المبسوط للسرخسی الحنفی: خلع الصبی وطلاقه باطل، لأنه لیس له قصد معتبر شرعاً خصوصاًً فیما یضره، وهذا لما بینا أن اعتبار القصد ینبنی على الخطاب، والخطاب ینبنی على اعتدال الحال، وکذلک فعل أبیه علیه فی الطلاق باطل، لأن الولایه إنما تثبت على الصبی، لمعنى النظر له، ولتحقق الحاجه إلیه، وذلک لا یتحقق فی الطلاق والعتاق انتهی».[۱۲۲]

گفتار سوم: طلاق سفیه

در خصوص طلاق سفیه، همه مذاهب اسلامی بر صحت این طلاق معترف‌اند. از آنجا که سفیه از تصرفات غیر مالى ممنوع نیست، اجرای طلاق توسط او صحیح خواهد بود و در این حکم تفاوتى میان اقسام طلاق نیست.

در کتاب الموسوعه الفقهیه الکویتیه امده است:

«السَّفَه: خِفَّهٌ فِی الْعَقْل تَدْعُو إِلَى التَّصَرُّفِ بِالْمَال عَلَى غَیْرِ وَفْقِ الْعَقْل وَالشَّرْعِ . وَقَدْ ذَهَبَ جُمْهُورُ الْفُقَهَاءِ إِلَى وُقُوعِ طَلاَقِ السَّفِیهِ ؛ لأَِنَّهُ مُکَلَّفٌ مَالِکٌ لِمَحَل الطَّلاَقِ ، وَلأَِنَّ السَّفَهَ مُوجِبٌ لِلْحَجْرِ فِی الْمَال خَاصَّهً ، وَهَذَا تَصَرُّفٌ فِی النَّفْسِ ، وَهُوَ غَیْرُ مُتَّهَمٍ فِی حَقِّ نَفْسِهِ ، فَإِنْ نَشَأَ عَنْ طَلاَقِ السَّفِیهِ آثَارٌ مَالِیَّهٌ کَالْمَهْرِ فَهِیَ تَبَعٌ لاَ أَصْلٌ . وَخَالَفَ عَطَاءٌ ، وَقَال بِعَدَمِ وُقُوعِ طَلاَقِ السَّفِیه».[۱۲۳]

فقه امامیه نیز بر این موضوع تأکید دارد و ظهور سفه را مانعی در جهت ایقاع طلاق نمی‌داند.[۱۲۴]

طلاق سفیه بی اشکال است و او می‌تواند با رعایت مقررات و تشریفات قانونی زنش را طلاق دهد. در قانون مدنی رشد از شروط طلاق دهنده به شمار نیامده و طلاق سفیه معتبر شناخته شده است.

گفتار چهارم: شرایط مطلقه

از شرایط مطلقه که همه فقهای مذاهب بر آن اتفاق نظر دارند، زوجه دائم بودن مطلقه است. معتبر است در مطلَّقه، زوجیّت و دوام آن؛ پس صحیح نیست طلاق امه از مالک او، و محلّله، و متمتع بها، و اجنبیه، بلکه معقول نیست.

امام خمینی در این باره می‌فرماید:

«یشترط فی المطلقه أن تکون زوجه دائمه، فلا یقع الطلاق على المتمتع بها»[۱۲۵]

ماده۱۱۳۹ می‌گوید: «طلاق مخصوص عقد دائم است و زن ‌منقطع بانقضاء مدت یا بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج می‌شود».

مذهب حنفیه نیز با امامیه در این موضوع هم نظر است. صاحب الفقه علی المذاهب الاربعه می‌گوید:

«یشترط فی المطلقه أن تکون زوجه باتفاق الجمیع».[۱۲۶]

گفتار پنجم: حضور شاهد

موضوع دیگرى که در مادّۀ مورد بحث مطرح است، حضور دو نفر مرد عادل در هنگام اجراى صیغه طلاق مى‌باشد. حضور دو شاهد عادل نیز از مسائل اجماعی بین فقهای مذاهب اسلامی است. از این موضوع تحت عناوین «حضور عدلین» یا «اشهاد» بحث مى‌شود. مادّۀ ۱۱۳۴ ق. م. مى‌گوید: «طلاق باید … در حضور لااقل دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد».

سید سابق می‌گوید:

«ذهب جمهور الفقهاء من السلف والخلف إلى أن الطلاق یقع بدون إشهاد، لأن الطلاق من حقوق الرجل، ولایحتاج إلى بینه کی یباشر، حقه، ولم یرد عن النبی صلى الله علیه وسلم، ولاعن الصحابه، ما یدل على مشروعیه الاشهاد. وخالف فی ذلک فقهاء الشیعه الإمامیه فقالوا: إن الاشهاد شرط فی صحه الطلاق، واستدلوا بقول الله سبحانه فی سوره الطلاق«وأشهدوا ذوی عدل منکم وأقیموا الشهاده لله».[۱۲۷]

آقای مغنیه نیز به نقل از ابو زهره نقل می‌کند:

«قال الشیخ أبو زهره فی الأحوال الشخصیه: قال فقهاء الشیعه الإمامیه الاثنا عشریه و الإسماعیلیه: ان الطلاق لا یقع من غیر إشهاد عدلین، لقوله تعالى فی أحکام الطلاق و إنشائه فی سوره الطلاق وَ أَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْکُمْ وَ أَقِیمُوا الشَّهادَهَ لِلّهِ ذلِکُمْ یُوعَظُ بِهِ مَنْ کانَ یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ، وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً، وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ. فهذا الأمر بالشهاده جاء بعد ذکر إنشاء الطلاق، و جواز الرجعه، فکان المناسب ان یکون راجعا الیه و ان تعلیل الاشهاد بأنه یوعظ به من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر، یرشح ذلک و یقویه، لأن حضور الشهود العدول لا یخلو من موعظه حسنه یزجونها إلى الزوجین، فیکون لهما مخرج من الطلاق الذی هو أبغض الحلال إلى اللّه سبحانه و تعالى. و انه لو کان لنا ان نختار للمعمول به فی مصر لاخترنا هذا الرأی، فیشترط لوقوع الطلاق حضور شاهدین عدلین».[۱۲۸]

مبحث دوم:انواع طلاق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:31:00 ق.ظ ]




لذا با توجه به موارد ذکر شده فوق اینگونه به نظر می‌رسد که تغییر و تعدیل ضوابط و مقررات طرح‌های تفصیلی و توسعه جنوب دست کم در منطقه مورد مطالعه این مشاور (منطقه ۴) ضرورت داشته باشد.

برای بررسی افزایش تراکم در سطح منطقه مراحل ذیل طی شده است:

مرحله اول: تلفیق دانه‌بندی قطعات مسکونی و عرض ‌دسترسی‌ها

در این مرحله با بهره گرفتن از ضوابط و مقررات تغییر یافته طرح‌های تفصیلی و توسعه جنوب، عرضهای مناسب معابر برای قطعات مسکونی با اندازه های مختلف اعمال شد و بدین ترتیب پهنه‌های مساعد برای ‌تراکم‌های موردنظر به دست آمد.[۱] جدول شماره ۲-۲ معیارهای تلفیق قطعات مسکونی و عرض ‌دسترسی‌ها را برای رسیدن به پهنه‌های مناسب نشان می‌دهد.

جدول شماره ۲-۲: معیارهای تلفیق قطعات مسکونی و دسترسی‌ها

نوع تراکم

قطعه بندی (مترمربع)

عرض معبر (متر)

M3

۱۵۰-۲۵۰

۶

M4

۲۵۰-۴۰۰

۸

M5

۴۰۰-۵۰۰

۱۰

M6

۵۰۰-۶۰۰

۱۰

M7

۶۰۰-۷۵۰

۱۲

M8

۷۵۰-۱۰۰۰

۱۲

M8

۱۰۰۰-۲۰۰۰

۱۲

جدول فوق بیانگر آن است که در سطح منطقه قطعات مسکونی که دارای ۲۵۰-۱۵۰ مترمربع مساحت بوده و مجاور معابر ۶ متری می‌باشند به عنوان پهنه‌هایی با تراکم M3، قطعات با مساحت ۴۰۰-۲۵۰ مترمربع و مجاور معابر ۸ متر به عنوان پهنه‌های تراکمی M4، قطعات مسکونی دارای مساحت ۵۰۰-۴۰۰ مترمربع و مجاور معابر ۱۰ متر باتراکم M5, قطعات ۶۰۰-۵۰۰ مترمربعی، مجاور معابر ۱۰ متر، با تراکم M6، قطعات ۷۵۰-۶۰۰ متری، مجاور معابر ۱۲ متری، با تراکم M7 و قطعات مسکونی با مساحت ۱۰۰۰-۷۵۰ و ۲۰۰۰-۱۰۰۰ مترمربع و مجاور معابر ۱۲ متری به عنوان پهنه‌های تراکمی M8 درنظر گرفته شده‌اند. نقشه شماره ۴، عرض معابر در سطح منطقه را نشان می‌دهد.

نقشه پهنه‌های تراکمی پیشنهادی این مشاور در سطح منطقه نشان می‌دهد بیشترین پهنه‌های به دست آمده مربوط به تراکم M3 (3 طبقه) و پس از آن تراکم M4 (چهارطبقه) می‌باشد و سایر تراکم‌ها (M5, M6, M7 M8) به دلیل کم بودن قطعات درشت‌دانه در سطح منطقه به صورت پهنه ظاهر نشده و فقط به صورت نقاطی پراکنده در سطح منطقه نمود یافته‌اند. نقشه شماره ۵ پهنه‌های تراکمی در سطح منطقه چهار را نشان می‌دهد.

مرحله دوم: بارگذاری جمعیتی برای پهنه‌های تراکمی به دست آمده از محاسبات مرحله اول

پس از آنکه پهنه‌های تراکمی در منطقه مشخص شد اقدام به برآورد میزان افزایش جمعیت پهنه‌های موردنظر در اثر افزایش تراکم گردید. این برآورد ‌بر اساس نواحی ۲۱ گانه برنامه‌ریزی انجام شده است. بدین ترتیب که ابتدا در هر ناحیه تعداد قطعات مربوط به هر یک از ‌تراکم‌های (M4,M3 و …) مشخص شد و با توجه به تعداد واحد در طبقه و بعد خانوار، میزان افزایش جمعیت در هر یک از نواحی تعیین شد. جدول شماره ۳ میزان جمعیت‌پذیری هریک از نواحی ۲۱ گانه[۲] را ‌بر اساس طبقه بندی تراکمی ۷ گانه نشان می‌دهد.

مرحله سوم: برآورد خدمات موردنیاز جمعیت افزایش یافته و مقایسه آن با خدمات وضع موجود و برآورد کمبودها

در این مرحله پس از انجام بارگذاری جمعیتی، خدمات موردنیاز مربوط به جمعیت افزایش یافته تعیین شده است. خدماتی که در این بخش جهت بررسی ضروری بوده و در تعیین خدمات موردنیاز ملاک عمل قرار گرفته‌اند:‌ خدمات آموزشی، بهداشتی ـ درمانی، پارک و فضای سبز، ورزشی، فرهنگی ـ مذهبی و تأسیسات و تجهیزات را شامل می‌شوند.

در این زمینه، ابتدا خدمات موجود مورد بررسی قرار گرفت و کمبودهای وضع موجود تعیین گردید. سپس خدمات موردنیاز جمعیت افزایش یافته برآورد شد. در مرحله بعد کمبودهای وضع موجود و خدمات موردنیاز جمعیت افزایش یافته با هم جمع شده و کمبود کل مشخص شد. سپس ظرفیت‌های موجود در سطح منطقه برای جایگزینی کمبودهاشناسایی شد. این ها عبارتند از: اراضی بایر، متروکه و مخروبه و نیز اراضی زراعی‌ای که در طرح تفصیلی به صورت کاربری‌های خدماتی پیشنهاد شده‌اند. این ظرفیت‌های خدماتی از کل کمبودها کسر شد و بدین ترتیب کمبود اراضی خدماتی در سطح هریک از نواحی به دست آمد. سرانه‌های اعمال شده برای برآورد خدمات طبق جدول شماره۴-۲ آمده است. جداول شماره ۵ تا ۱۰ خدمات موردنیاز و کمبودهای جمعیت وضع موجود و افزایش یافته و ظرفیت‌های موجود در سطح منطقه را به تفکیک نواحی برنامه‌ریزی نشان می‌دهد و در جدول شماره ۱۰، مساحت موردنیاز ظرفیتها و کمبودها و هزینه های تملک زمین در کاربری‌های ۶ گانه جمع‌بندی شده است.

جدول شماره۴-۲: سرانه‌های اعمال شده برای برآورد خدمات

ردیف

کاربری

سرانه اعمال شده (مترمربع به ازای هر نفر)

۱

آموزشی

۵/۲

۲

بهداشتی ـ درمانی

۵/۰

۳

پارک و فضای سبز

۷

۴

ورزشی

۵/۱

۵

تأسیسات و تجهیزات

۲/۰

۶

فرهنگی ـ مذهبی

۲/۰

مرحله چهارم: برآورد هزینه جبران کمبودهای خدماتی

پس از تعیین خدمات موردنیاز جمعیت افزایش یافته و شناخت کمبودها، هزینه ریالی تملک زمین برای هریک از این خدمات برآورد شده تا بدینوسیله هزینه های ناشی از افزایش تراکم در سطح منطقه مشخص شود. جداول شماره ۵ تا ۱۰ هزینه تملک زمین در هریک از نواحی ۲۱ گانه را به تفکیک کاربری‌ها نشان می‌دهد

جدول شماره۵-۲: کل مساحت موردنیاز، ظرفیت، کل کمبود و هزینه تملک زمین به تفکیک کاربری‌های ۶ گانه

کاربری
مساحت موردنیاز
ظرفیت
کل کمبود
هزینه تملک زمین (هزار ریال)

آموزشی

۱۳۹۵۱۷۰

۳۷۶۶۰۲

۱۰۱۸۵۶۵

۲۱۲۶۵۳۰۴۱۷

بهداشتی ـ درمانی

۳۱۳۳۴۹

۵۴۶۱۵

۲۱۵۰۹۳

۴۲۷۶۶۸۸۳۳

فضای سبز

۳۸۸۴۵۰۷

۱۷۶۰۶۱۷

۲۱۲۳۸۹۰

۵۷۲۰۸۸۰۸۶۷

ورزشی

۹۴۹۸۰۷

۲۴۶۲۷۶

۷۰۳۵۳۱

۱۶۵۵۱۵۵۴۰۰

تأسیسات و تجهیزات

۶۱۸۳۱۷

۶۱۸۳۱۷

۴۸۶۹۹۰

۹۰۷۸۱۷۳۳۳

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:19:00 ق.ظ ]




محیط قانونی و سیاسی شامل قوانین اینترنتی، آسان بودن ایجاد کسب و کارهای جدید، حمایت از دارایی‌های شخصی و مالکیت فکری و سرمایه‌گذاری و حمایت‌های دولت از زیرساخت‌های فناوری برای توسعه و ترویج تجارت سیارحیاتی است.

‌بنابرین‏ برای توسعه تجارت سیاربه مجموعه اقدامات اساسی در زمینه‌های زیرساخت‌ فنی، مسائل قانونی ‌و مقرراتی، آگاه‌سازی و آموزش و تحصیل، حمایت از بخش خصوصی و حمایت‌های دولتی نیاز است تا شرایط برای فعالیت‌ فعالان اقتصادی یعنی مصرف‌کنندگان و بنگاه‌ها که نقش محوری در به کارگیری تجارت الکترونیکی دارند، فراهم شود. در صورتی که در تجارت الکترونیکی با توجه به استفاده از رایانه ها و شبکه خط مستقیم چنین مزایایی وجود ندارد. تجارت الکترونیکی نیاز به زیرساختارها و تجهیزات گران قیمت دارد. هزینه های زیرساخت‌ها در تجارت سیار نسبت به تجارت الکترونیکی پایین است، امروزه ارتباطات از طریق اینترنت و تلفن همراه نقش مهمی در همگرایی دارد. در بیشتر کشورهای توسعه یافته، مشتریان از تلفن همراه برای خرید از مغازه‌های خرده‌فروشی، همچنین برای ارتباط با بانک‌ها و رزرو کردن در مسافرت‌ها، دیدن ورزش‌‌‌ها و برنامه های خبری و جستجوی شبکه استفاده می‌کنند( وانگ ،۲۰۰۵).

      1. مزایای عمده تجارت سیار

بر این اساس سه منشأ مزیت، برای تجارت سیار قابل بیان است:

* مزایای استفاده از گوشی تلفن همراه

* مزایای حاصل از کاربردهای تجارت سیار

* مزیت استفاده از اینترنت از طریق گوشی‌های تلفن همراه

۲-۲-۵-۱ از دیگر مزایای عمده تجارت سیار می‌توان موارد زیر را نام برد

    • راحتی[۲۷]: یعنی اینکه در تجارت سیار افراد از لحاظ زمانی و مکانی محدودیت ندارند و براحتی می‌توانند فعالیت‌های تجاری انجام دهند که این عامل در نهایت باعث وفاداری آن ها خواهد شد(ماهاتا ننکون، ۲۰۰۵)

    • قابلیت دسترسی بالا: از آنجا که وسایل سیار قابلیت دسترسی بالایی دارند، پس می‌توان گفت که در حین سفر و در جاهای دیگر نیز می‌توان معاملات تجاری انجام داد.

    • مکان مرکزی: یعنی اینکه با توجه به قابلیت حمل آسان وسایل سیار، با بهره گرفتن از سیستم‌های موقعیت یابی جهانی می‌توان مکانی را که کاربر در آنجاست شناسایی کرد و از این طریق خدمات بهتری را به او ارائه داد.

    • مشتری پسند‌سازی: تلفن‌ها و وسایل سیار نسبت به کامپیوترهای شخصی قدرت نفوذ بالاتری دارند. ‌بنابرین‏ ارائه دهندگان تجارت سیار می‌توانند به طور ‌خلاق‌تر عمل کنند و خدمات متناسب با هر یک از مشتریان به آن ها ارائه دهند.

  • بهبود فرایند تصمیم‌گیری: جمع‌ آوری اطلاعات یکی از مهمترین پیش‌شرط‌ها برای اتخاذ تصمیم درست است. تکنولوژی‌های سیار می‌توانند کانال های مؤثری را برای جمع‌ آوری اطلاعات در اختیار مدیران قرار دهند تا از این طریق اطلاعات مورد نیاز را جمع‌ آوری کنند و تصمیم‌ بهتری اتخاذ کنند. ‌بنابرین‏ می‌توان گفت که درتجارت سیار فرایند تصمیم‌گیری بهتر انجام می‌گیرد.

۲-۲-۵-۲ مزایای تجارت سیار در بانکداری

    • راحت بودن برای کاربر: تجارت سیار از طریق توانمند کردن مشتریان برای دستیابی به خدمات و شیوه های جدید پرداخت، راحتی بیشتری را برای آن ها به ارمغان می‌آورد.

    • هزینه عملیاتی پایین: ارائه خدمات سیار هزینه های عملیاتی را از طریق دستیابی به خدمات بانکی با حداقل دخالت عامل انسانی کاهش می‌دهد.

    • افزایش ‌پاسخ‌گویی‌: در تجارت سیار میزان ‌پاسخ‌گویی‌ به نیازهای کاربران افزایش می‌یابد و از این طریق میزان رضایتمندی آن ها افزایش می‌یابد. ‌پاسخ‌گویی‌ از ابعاد کیفیت خدمات آنلاین است که تأثیر زیادی را بر رضایتمندی مشتریان دارد که تجارت سیار در این زمینه دارای مزیت است.

    • تسریع در عملیات: مصرف کنندگان در حال حرکت، کار ، مسافرت، تجمع و خرید می‌توانند تجارت را انجام دهند.

    • ایجاد ارتباط شبکه: استفاده‌ کنندگان می‌توانند در موقعیت‌های مختلف با همدیگر ارتباط برقرار نموده و بازاریاب‌ها می‌توانند از این شیوه دسترسی برای گسترش تولیدات و ارائه پیشنهادهای مطابق با انتظارات مشتریان استفاده کنند.

  • عمومیت بخشی: با گسترش فناوری‌های مکان‌یابی از قبیل سیستم‌های مکان‌یابی جهانی شرکت‌ها می‌توانند استفاده‌ کنندگان را در همه جا شناسایی کنند و کالاهاو خدمات خود را در محل‌های آن‌ ها معرفی نمایند.

قابلیت حمل داده ها: مصرف‌کنندگان می‌توانند از فایل‌های تولیدات،آدرس شرکت‌ها، اطلاعات مربوط به رستوران‌ها و هتل‌ها، حساب‌های بانکی، جزئیات کارت‌های اعتباری و پرداختی و امنیت اطلاعات و دسترسی به اطلاعات مورد نیاز استفاده نمایند(ضیائی پرور، ۱۳۹۰).

۲-۲-۶ کاربرد های تجارت سیار:

تحقیقات نشان می‌دهد تجارت سیار در ۴ زمینه کاربرد دارد که عبارتند از:

    1. استفاده از وسایل سیار به منظور جستجوی اطلاعات دراینترنت؛

    1. استفاده از وسایل سیار برای انتقال پول بین مشتری و شرکت؛ خدمات مبتنی بر مکان از قبیل دریافت تبلیغات شخصی

  1. استفاده از وسایل سیار برای کارهای ضروری ‌و سرگرمی.(بویلینگن، ۲۰۰۴)[۲۸] فناوری‌های تشخیص موقعیت مکانی[۲۹]امروزه به عنوان راهبرد توسعه فروش و مدیریت ارتباط مصرف کننده[۳۰]و تجارت شرکت با مشتری [۳۱] و شرکت با نماینده فروش[۳۲]مورد استفاده قرار می گیرند.در صورت نزدیکی مصرف کننده به یکی از شعبات فروش کالا و خدمات، فروشنده قادر به گذاشتن پیغام برای مصرف کننده یا خریدار خواهد بود.کمک های اضطراری نیز از جمله کاربردهای فناوری بی سیم وتجارت سیار است( خانی و همکاران، ۱۳۹۱).

    • فناوری‌های تعیین موقعیت مکانی : یکی از کاربردهای این گونه فناوریها، تعیین موقعیت مکانی مشتری نسبت به نزدیکترین مرکز فروش یا نمایندگی با توجه به مختصات مثلثاتی است.موقعیت مشتری با محاسبه زاویه تلفن همراه مشتری، از حداقل دو نقطه ثابت دورتر به دست می‌آید.این اطلاعات به مرکز امداد و خدمات [۳۳] به صورت کد مختصات [۳۴]و یا مختصات طول و عرض جغرافیایی کاربرارسال می شود و کد مختصات توسط دستورالعمل های گام به گام به صورت نقشه راهنما، برای مشتری فرستاده می شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:19:00 ق.ظ ]




    1. چقدر احتمال دارد که حادثه ای خطرناک اتفاق بیافتد ؟

    1. آن رویداد چه وقت اتفاق خواهد افتاد ؟

    1. چه مقدار آسیب ایجاد خواهد کرد ؟

    1. چه کارهایی را برای اجتناب از آسیب می توان انجام داد ؟

تصور کنید چقدر راحت ممکن است خطایی در این ۴ مرحله اتفاق بیافتد . افراد مضطرب این کار را می‌کنند : احتمال خطر را بزرگ می بینند ، شدت صدمات را بیشتر برآورد می‌کنند ، توانایی خود را برای اجتناب از آسیب دست کم می گیرند. بیان این نکته که در دانش آموزان مضطرب شایع ترین خطای منطقی این است که اتفاقی همچون تجدید شدن ، نمره پایین ، رد شدن در کنکور بسیار مهیب و وحشتناک خواهد بود .

۳- تمرین شناسایی افکار خودآیند :

با یک تمثیل شروع می‌کنیم : شناسایی افکار خودآیند شبیه صید یک حیوان گریزپا و بازگرداندن آن به باغ وحش برای اهلی کردن است . ابتدا باید بدانید که حیوان چه شکلی دارد . ‌در مورد افکار خودآیند تمرین های زیر را انجام دهید:

    1. ویژگی های افکار خودآیند را بشناسید .

    1. اثرات هیجانی آن ها را بررسی کنید .

    1. عادت های مرتبط با آن ها را بشناسید و مراقب بروز آن ها باشید .

    1. تله هایی ترتیب دهید .

  1. در تخیل خود به آن ها حقه بزنید .

۴ ) تکلیف برای جلسه ی سوم : هر قدر می توانید افکار خودآیند خود را شناسایی کنید ( گیر بیاندازید ) و آن ها را در برگه ی A- B- C ثبت کنید . به نوشتن بدترین A- B- C ‌در مورد اضطراب امتحان خویش در جلسات اخیر ادامه دهید .

جلسه ی چهار م :

۱ ) بررسی و مرور تکالیف جلسه ی سوم ، تقویت و تشویق افراد موفق در انجام تکلیف و سبب شناسی علل عدم موفقیت افراد در انجام تکلیف .

۲ ) سخنرانی آموزشی :

الف ) تزریق فکر : به افراد در چهارچوب چرخه ی تفکر الیس گفته می شود فرض کنید باور این است که «من در امتحان رد می شوم » ، « هیچ وقت به اندازه ی دیگران خوب عمل نمی کنم » ، « اگر پذیرفته نشوم وحشتناک خواهد بود » حال این فرد چه احساسی می‌کند ؟ و چه رفتاری خواهد داشت ؟

تمرین تزریق فکر : بیان می شود اگر یک فرد به شدت به یک باور معتقد باشد چه احساسی خواهد داشت ؟ چطور رفتار خواهد کرد ؟ افراد به ‌گروه‌های ۲ یا ۳ نفره تقسیم می‌شوند و از آن ها خواسته می شود ‌در مورد چگونگی تأثیر هر یک از باورها بر احساسات و رفتار خویش به گفتگو بپردازند و در این زمینه از فهرست های باورها و افکار خودآیند خویش استفاده کنند .

ب ) تمرین استفاده از تکنیک توجه بر گردانی

ج) چالش کلامی با افکار خودآیند

جلسه ی پنجم :

۱) مرور تکالیف قبلی و بحث ‌در مورد یادداشت روزانه افکار ناکارآمد

۲) سخنرانی آموزشی :

الف) چه شواهدی در تأیید این فکر وجود دارد ؟ آیا به شیوه ای دیگر می توان به آن نگاه کرد ؟

ب) دیگران موقعیت را چگونه می بینند ؟

ج) قضاوت بر مبنای احساس نه آنچه انجام داده‌اند .

د) معیارهای دست نیافتنی

ه) فراموش کرده شواهد « مربوط » و توجه به شواهد « نامربوط »

و) همه یا هیچ

۳) هر کدام از افراد گروه بر اساس معیارهای فوق با افکار خودآیند به چالش می پردازند .

۴) تکمیل و ادامه برگ ثبت افکار روزانه

موقعیت

توضیح دهید : یک تجربه امتحانی که منجر به هیجانهای ناخوشایند می شود.

هیجان (ها)

۱- مشخص کنید : دلتنگی ،اضطراب ، نگرانی

۲- میزان هیجان را درجه بندی کنید . ۱۰۰- ۱

افکار خود آیند

۱- افکار مقدم بر هیجان ها را بنویسید.

۲- اعتقاد خود ‌به این افکار را درجه بندی کنید. ۱۰۰-۱ درصد

پاسخ منطقی

۱- پاسخ منطقی به افکار را بنویسید.

۲- اعتقاد به پاسخ منطقی را درجه بندی کنید.۱۰۰- ۱ درصد

نتیجه

۱- اعتقاد خود به افکار خودآیند را مجددا درجه بندی کنید. ۱۰۰-۱ درصد

۲- هیجانهای بعدی را مشخص و درجه بندی کنید. ۱۰۰- ۱

کارهای دیگر

جلسه ی ششم :

۱) مرور تکالیف و بحث ‌در مورد افکار خودآیند

۲) سخنرانی آموزشی :

الف) ادامه ی به چالش کشیدن :

– احتمال وقوع رویداد چقدر واقعی است

– در صورت اتفاق افتادن رویداد چه می شود؟

– در آینده وضع چه طور خواهد بود؟

در مقابله با موقعیت چه کار باید بکنید؟

ب) جایگزینی فرض های نا کارآمد با فرض های نوید بخش و مؤثر

من معتقدم « تا نتوانم در آزمون نمره بالایی بگیریم ، فرد بی کفایتی هستم . موفقیت هایم در گذشته هیچ ارزشی ندارند . این آزمون بسیار مشکل و طاقت فرسا خواهد بود ، اگر موفق نشوم کسی مرا دوست نخواهد داشت».

  1. پاسخ های منطقی و طرحی برای تغییر

قابل درک است که چرا این اعتقاد ر ا دارم چون در گذشته آزمون هایی مشکل داشته ام . ولی موفقیت های خودم را در آزمون های زیاد به خاطر ندارم و فراموش کرده ام که چه طور در گذشته به خوبی شایستگی خودم را ثابت کرده ام.

اما این اعتقاد درست نیست چون امتحاناتی در گذشته داشته ام که خوبند و به خوبی در آن ها نمره گرفته ام .از طرف دیگر حتی اگر در آزمونی هم ناموفق عمل کنم ، من همان شخص سابقم و افراد خانواده هنوز مرا دوست دارند.به علاوه این اعتقاد ناکارآمد است چون پیوسته مرا مضطرب می‌سازد و چون مدت‌ها ‌است این اعتقاد را دارم پس برای تغییر آن باید سخت کار کنم ……….

آ

جدول (۳) نمونه ای از فرض ناکارآمد و پاسخ منطقی در برابر آن

آرام سازی عضلانی

برای جلسات آرام سازی سه جلسه آرام سازی پیشرونده و سه جلسه آرام سازی بدون تنش استفاده شده است، که شرح آن ها در فصل دوم آمده است.

۱۷- شیوه های تحلیل اطلاعات

آماره ها ی توصیفی از جمله میانگین ، انحراف استاندارد و آماره های استنباطی شامل تحلیل واریانس دو عاملی برای مقایسه میانگین ‌گروه‌های آزمایش(۳ سطح) ،جنسیت(۲سطح) آزمون Tگروه های مستقل که با بهره گرفتن از نرم افزار (spss) انجام پذیرفت .

فصل چهارم

یافته های پژوهش

الف ) داده های آمار توصیفی

آمار توصیفی مربوط به گروه نمونه غربالگری

همان طوری که در فصل ۳ اشاره شد در مرحله غربالگری ۵۰۰ نفر از کل جامعه آماری به طور تصادفی انتخاب و مورد سنجش قرار گرفتند. این نمونه که حجم بالایی دارد و می‌تواند معرف واقعی کل جامعه باشد شامل ۲۰۰ پسر و ۳۰۰دختر می‌باشد. به منظور آشنایی با میزان شیوع اضطراب امتحان در بین دانش آموزان داده های حاصل از این گروه ها به صورت جداگانه و نیز به طور کلی مورد بررسی قرار می گیرند. جدول ۱-۴ اطلاعات توصیفی لازم برای این داده ها را فراهم ‌کرده‌است.

جنسیت
N
میانگین
انحراف استاندارد
نمرات اضطراب امتحان
دختر
۳۰۰
۷۲/۳۴
۱۲/۱۵
پسر
۲۰۰
۰۳/۳۰
۹۶/۱۳
کل
۵۰۰
۳۴/۳۲
۷۴/۱۵

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:18:00 ق.ظ ]




اساسنامه معمولی‌ترین راه ایجاد شروط ‌محدود کننده است. اساسنامه توافق بین سهام‌داران شرکت است و در نتیجه چون بر اساس خواست آنان ایجاد شده یا با اراده و خواست خودشان مورد توافق قرار گرفته برای ایشان لازم‌التباع است و جزء اسناد تعهد‌آور شرکت محسوب می‌شود. البته صلاحیت اساسنامه در موارد سکوت قانون است که در این خصوص؛ امکان درج شروط ‌محدود کننده در اساسنامه، بر حسب مفهوم مخالف م ۴۱ تجویز شده است.

ممکن است اساسنامه شرط ‌محدود کننده قید نکرده باشد در این صورت امکان ایجاد شروط ‌محدود کننده توسط مجمع‌ عمومی‌فوق‌العاده وجود دارد. همچنین امکان تغییر در مفاد اساسنامه تنها از سوی مجمع‌عمومی‌فوق‌العاده وجود دارد.

ممکن است شروط ‌محدود کننده در اساسنامه پیش‌بینی شده باشد که در این صورت امکان تغییر یا حذف آن از سوی مجمع‌ عمومی‌فوق‌العاده وجود دارد یا ممکن است اساسنامه قیدی در خصوص محدودیت انتقال نداشته باشد که در این صورت مجمع‌ عمومی‌فوق‌العاده می‌تواند در اساسنامه تغییر ایجاد کند و شرط یا شروط ‌محدود کننده‌ی انتقال سهام را به آن اضافه کند. این اختیارات تا حدود زیادی نیز مطلق می‌باشد.

ایجاد شروط ‌محدود کننده در اساسنامه توسط مجمع‌ عمومی‌فوق‌العاده خلاف م ۹۴ لایحه نیست. بر اساس این ماده نمی‌توان تعهدات سهام‌داران را افزایش داد. ایجاد محدودیت در راه انتقال سهام را نمی‌توان، افزایش تعهدات سهام‌داران محسوب کرد، زیرا تعهد مالی یا … برای آنان ایجاد نمی‌کند و در واقع تعهدی برای آنان ایجاد نمی‌کند که در نتیجه‌ آن تعهدات سهام‌داران افزایش پیدا کند.

۳-۶-۱-۱- شاخص تحدید در انتقال سهام

قوانین امری، مقرراتی است که در نظر قانون‌گذار به اندازه‌ای مهم است که به اشخاص اجازه نمی‌دهد بر خلاف این قوانین امری توافق کنند و به طور مطلق ایجاد الزام می‌کنند.[۶۲]در نتیجه سهام‌داران نیز نمی‌توانند بر خلاف این قوانین امری توافق و یا اساسنامه را بر خلاف آن تنظیم کنند.

قواعد امری از درون قوانین و مقررات قابل استخراج است. قابلیت نقل و انتقال سهام در ماده ۲۴ ل.ا.ق.ت از اوصاف ذاتی سهم است و منع انتقال سهام به طور مطلق مخالف قاعده امری و سلب حقوق مدنی شناخته می‌شود. یا انتقال سهام بی‌نام با قبض و اقباض صورت می‌گیرد. این یک قاعده امری است که امکان توافق بر خلاف آن در اساسنامه وجود ندارد. یا در انتقالات قهری که قواعد انتقال، امری محسوب می‌شود و نمی‌توان با بهره گرفتن از اساسنامه این انتقال را منع یا محدود کرد.

سهام‌داران در ایجاد شروط ‌محدود کننده در اساسنامه دارای آزادی هستند ولی تا جایی که این آزادی به نظم عمومی اخلاق حسنه و قواعد آمره لطمه وارد نکند. در صورت که خلاف این امر در اساسنامه صورت گیرد، خلاف اصل و باطل می‌باشد.

صلاحیت مجمع‌ عمومی‌فوق‌العاده نیز بر همین اساس است و باید با لحاظ این نکات، شروط ‌محدود کننده را تغییر دهد یا در اساسنامه قید کند. [۶۳]

درج شروط ‌محدود کننده باید واضح باشد و مورد تردید قرار نگیرد، در صورتی که نسبت به آن شک وجود داشته باشد، باید با تفسیر مضیق به نتیجه رسید. در نتیجه شاخص دیگر می‌تواند عدم وضع مشکوک و نامشخص شرط ‌محدود کننده در اساسنامه باشد.

۳-۷-۴- استثنائات محدودیت واگذاری، در شرکت سهامی خاص

در انتقال سهام شرکت‌های سهامی خاص امکان ایجاد محدودیت وجود دارد ولی در هر حال اصل بر آزادی انتقال است و در صورتی که شروط ‌محدود کننده در انتقال سهام وجود داشته باشد، این شروط در مواردی قابل اعمال و مؤثر نیست.

مورد اول انتقال سهام بی‌نام این شرکت‌ها است. سهام بی‌نام سند در وجه حامل است و انتقال آن بدون تشریفات و با قبض و اقباض صورت می‌گیرد؛ این قاعده یک قاعده امری و اصل می‌باشد و امکان توافق بر خلاف آن وجود ندارد. در صورتی که نسبت به آن توافقی صورت گیرد که انتقال این سند را ‌به این شکل ، منتفی کند، این توافق باطل است و مورد بی‌اعتنایی قانون است. در نتیجه اگر اساسنامه نیز در خصوص انتقال آن قید ‌محدود کننده‌ای داشته باشد مورد ترتیب اثر قرار نمی‌گیرد و انتقال در هر حال با قبض و اقباض صورت می‌گیرد.

شرکت‌های سهامی خاص به دلیل داشتن خصیصه خانوادگی، دوستانه و … شبیه به شرکت‌های شخص است. در شرکت‌های شخص نیز به دلیل دارا بودن خصیصیه‌ی خانوادگی، دوستانه، حرفه‌ای و … امکان انتقال سهم‌الشرکه به سختی صورت می‌گیرد و در این شرکت‌ها اصل بر عدم آزادی انتقال سهم‌الشرکه است. گاهی انتقال قهری و در صورت فوت شریک یا بواسطه حکم قضایی انجام می‌شود. در صورت فوت یکی از شرکای شرکت‌های شخص یا توقیف و انتقال قهری سهم‌الشرکه به طلبکاران شخص، ممکن است شرکت شخص منحل شود، زیرا شخصیت شریک در آن شرکت مدنظر بوده و با فوت او، حضور وراثش به عنوان شریک نیاز به قبول سایر شرکای شرکت دارد و در صورت عدم موافقت آن ها شرکت ممکن است منحل شود یا در صورت توقیف سهام به دلیل ورود شریک ناخواسته، شرکت منحل می‌شود. ولی با وجود شباهت بین این دو شرکت، آورده شرکا در شرکت‌های سهامی (خاص و عام) به سهام تقسیم می‌شود که از خصوصیات بارز آن انتقال آزادانه‌ی سهام است که در شرکت سهامی خاص ممکن است تحت شرایطی محدود شود ولی این محدودیت منجر به انحلال شرکت در صورت انتقال قهری سهام نمی‌شود مگر این که شرکا، تقاضای انحلال شرکت را بنمایند.

با فوت سهامدار، سهام قهرا به وراث منتقل می‌شود. امکان ایجاد شرطی در اساسنامه مبنی بر این که این انتقال را محدود به موافقت مدیران و … کند، وجود ندارد. ولی این حق برای سهام‌داران وجود دارد که با ورود قهری اشخاص جدید به شرکت، انحلال شرکت را تقاضا کنند.

برخی ممکن است واگذاری مالکیت در اجرای رأی‌ صادره از سوی دادگاه‌ها را قهری به شمار نیاورند و در نتیجه، در این مورد رضایت دیگر سهام‌داران را ضروری بدانند. از آنجا که اساسنامه شرکت به عنوان پیمانی برآمده از اراده اشخاص حقوق خصوصی، نمی‌تواند مانع از اعمال حقوق اشخاص ثالث که از سوی مراجع قانونی و حاکمیتی به رسمیت شناخته شده، گردد؛ در نتیجه انتقال مالکیت از این رهگذر را باید از مصادیق انتقال قهری محسوب داشت.

۳-۷- انتقال سهام ‌در شرکت مختلط سهامی

بر اساس م ۱۶۲ این شرکت از یک عده شریک سهامی و یک عده شریک ضامن تشکیل می‌شود. شرکایی که صاحب سهم هستند، مسئولیتشان به میزان سهم و مسئولیت شرکای ضامن، تضامنی (مطلق و نامحدود) است. شرکای ضامن، سرمایه نقدی به شرکت نمی‌آورند، بلکه سرمایه آن ها به صورت کار یا صنعت می‌باشد و سود آن ها نیز به صورت درصد‌، تعیین می‌شود.[۶۴]

این شرکت در مقایسه با شرکت مختلط غیر سهامی در معامله سهام آزاد است. در شرکت مختلط غیر سهامی سهم شریک با مسئولیت محدود به صورت سهام در می‌آید و مانند سهام شرکت‌های سهامی قابل نقل و انتقال است و شخصیت شرکای صاحب سهم اهمیتی ندارد.

در شرکت مختلط سهامی، سهم‌الشرکه شرکا با مسئولیت محدود به صورت سهام در می‌آید و مانند سهام شرکت‌های سهامی، فروش سهام آن، آزاد می‌باشد. در این شرکت‌ها، شخصیت شرکای با مسئولیت محدود به هیچ وجه در نظر گرفته نمی‌شود و شرکا در حکم صاحبان سهام شرکت‌های سهامی هستند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:18:00 ق.ظ ]




اتخاذ رژیم ارزی مناسب و نرخ ارز تعادلی از موضوعات مهم و بعضا مناقشه برانگیز است . برخی از اقتصاددانان معتقدند که پایین بودن نرخ ارز اسمی ( یا واقعی ) موجب رکود صادرات و کاهش انگیزه برای تولیدات داخلی جایگزین واردات می‌گردد. برخی دیگر معتقدند که سیاست کاهش ارزش پول ملی یا بالا بودن نرخ ارز اثر انقباضی بر تولید دارد. در ارتباط با گذر از سیستم چند نرخی ارز به طرف سیستم تک نرخی ارز نیز دیدگاه ها متفاوت است. موافقان یکسان سازی نرخ ارز ( معمولا یکسان سازی نرخ ارز با کاهش ارزش پول ملی همراه است­) اعتقاد دارند که افزایش نرخ ارز اثر انبساطی بر روی اقتصاد دارد. با افزایش نرخ ارز­، میزان صادرات بنگاه های اقتصادی افزایش یافته و به علت گران شدن واردات، میزان واردات کاهش می‌یابد و منجر به جایگزینی در واردات می‌گردد. تک نرخی شدن ارز همچنین موجب تغییر در قیمتهای نسبی داخل و خارج شده و به تخصیص صحیح منابع داخلی کمک می­ کند. مخالفان یکسان سازی نرخ ارز اعتقاد دارند که افزایش نرخ ارز اثر انقباضی بر روی اقتصاد دارد. زیرا که افزایش نرخ ارز باعث افزایش قیمت نهاده­های تولید و کالاهای سرمایه ای وارداتی، افزایش هزینه­ ها خصوصاً هزینه های سرمایه گذاری، و ‌بنابرین‏ کاهش سود آوری و تولید می­ شود.

هرچند مباحث فوق غالبا در بعد کلان ارز بحث می شود اما تاثیر سیاست ارزی بر بنگاه های اقتصادی در بعد خرد نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در حقیقت تاثیرات پیش‌بینی شده سیاست ها در بعد کلان برخاسته از تاثیر این سیاست ها بر عملکرد مجموعه واحدهای اقتصادی در بعد خرد است. تغییرات نرخ ارز باعث تغییر قیمت کالاها و خدمات­، نهاده­ها و ستانده­ها ی تولید می­ شود و بدین طریق بر روی جریانات نقدی فعلی و آتی مورد انتظار و بازده سهام بنگاه اقتصادی تاثیر می­ گذارد .

در این مطالعه با بهره گرفتن از آزمون‌های اقتصاد سنجی تاثیر نوسانات نرخ ارز بر روی سود آوری یا به طور دقیق تر بازده سهام صنعت مواد و محصولات دارویی و محصولات چوبی که اولی دارای کشش تقاضای بسیار کم و دومی دارای کشش تقاضای بسیار زیاد است مورد مطالعه قرار ‌می‌گیرد­. این مطالعه به شناخت اثر سیاست‌های ارزی بر وضعیت مالی و سود آوری بنگاه ها و مجموعه واحدهای اقتصادی کمک زیادی می‌کند­.

به نوسان جریانات نقدی شرکت در مقابل تغییرات نرخ ارز ، ریسک ارز[۱] یا نوسان پذیری نرخ ارز [۲]گفته می شود. ارزش شرکت موقعی در معرض نوسانات نرخ ارز است که وضعیت مالی و عملکردی شرکت با تغییرات نرخ ارز تغییر کند­. در ادبیات مالی به ریسک نرخ ارز ، نوسان پذیری اقتصاد[۳]نیز گفته می­ شود.

الگوهای نظری مختلفی برای توضیح تاثیر نرخ ارز بر روی ارزش شرکت وجود دارد:

گوردون بودنار و ویلیام جنتری (۱۹۹۳ ) استدلال می‌کنند که ارتباط بین سود آوری بنگاه و تغییرات نرخ ارز بستگی به ماهیت و نوع فعالیت صنعت دارد . افزایش نرخ ارز باعث ارزان شدن کالاهای صادراتی در بازار کشور وارد کننده شده و در صورت بالا بودن کشش تقاضا در کشور وارد کننده میزان صادرات افزایش یافته و صادر کننده منتفع خواهد شد. در مقابل افزایش نرخ ارز باعث گران شدن واردات و کاهش ارزش شرکت وارد کننده می شود مگر اینکه وارد کننده بتواند افزایش قیمت را به مصرف کننده نهایی منتقل کند.

افزایش نرخ ارز باعث ارزشمند شدن دارایی‌های ارزی بنگاه می شود. بالطبع موسساتی که دارایی ارزی دارند با افزایش نرخ ارز دارایی‌های آن ها ارزشمند می شود، در مقابل بنگاه هایی که دارای بدهی ارزی می‌باشند افزایش نرخ ارز باعث سنگین شدن بدهی بنگاه و کاهش ارزش بنگاه برای صاحبان سهام می شود. بنابر­این مسئله اساسی پژوهش حاضر پاسخ ‌به این سوال اساسی است که با توجه به اینکه کشش کالاهای مختلف متفاوت است تاثیر نوسانات نرخ ارز بر صنایع دارای ‌کشش‌های متفاوت چگونه است و به طور دقیق تر به بررسی این موضوع پرداختیم که نوسانات نرخ ارز ( دلار ) چه تاثیری بر شاخص صنعت مواد و محصولات دارویی و صنعت محصولات چوبی دارد­؟

۱-۳ – اهمیت و ضرورت تحقیق

ذینفع اصلی شرکت مالکان آن می‌باشند ؛ به طوری که هدف سرمایه گذاران حداکثر کردن بازده مورد انتظار است . بازده در فرایند سرمایه گذاری نیروی محرکی است که ایجاد انگیزه می‌کند و پاداشی برای سرمایه گذاران محسوب می شود . بازده ناشی از سرمایه گذاری برای سرمایه گذاران حائز اهمیت است ؛ برای اینکه تمامی تصمیمات سرمایه گذاری به منظور کسب بازده صورت می‌گیرد . در این میان ، ریسک عامل مهم بازدارنده ای در به دست آوردن بازده مورد انتظار است . یکی از فاکتورهای مهم در مدیریت ریسک ؛ ریسک نرخ ارز است . در واقع نوسانات نرخ ارز یکی از عوامل مهم اقتصادی در شرکت است که بر روی فرصت‌های سود آور آتی و میزان ریسک شرکت تاثیر می‌گذارد . اگر چه در نظریه مدرن پورتفوی این اعتقاد وجود دارد که فعالیت‌های کنترلی مدیریت ریسک در سطح شرکت بی فایده است و منافعی برای سهامدار ندارد و فقط به دلیل افزایش هزینه ها کاهش سود را به دنبال دارد ولی در هر حال یکی از وظایف مدیر سعی در شناسایی نوع تاثیر نوسانات نرخ ارز بر بازده و مدیریت کردن ریسک نرخ ارز به صورت مؤثر است .

علی رغم الگوی نظری تاثیر نوسانات نرخ ارز بر بازده سهام شرکت‌ها مطالعات تجربی که در کشورهای مختلف بر روی این موضوع انجام شده اکثرا ارتباط ضعیفی بین نرخ ارز و بازده سهام و بعضا نتایج متضاد با پیش‌بینی الگوهای نظری مشاهده کرده‌اند از این رو این تحقیق در پی انجام این مطالعات به شکلی تجربی در ایران به منظور بررسی این موضوع می‌باشد . قابل ذکر است که اثر سیاست های ارزی ایران در ابعاد مختلف کلان بحث شده ( جلالی نائینی ۱۳۸۰ ) اما اثر این سیاست‌ها در بعد خرد با بهره گرفتن از اطلاعات مالی بنگاه ها به ندرت مطالعه شده است .

۱-۴ – اهداف تحقیق

با توجه به مطالب بیان شده می توان اهداف اساسی تحقیق را به صورت زیر بیان نمود :

۱-۴-۱-هدف کلی

۱)تبیین اثر نوسانات نرخ ارز بر شاخص صنعت مواد و محصولات دارویی در بورس اوراق بهادار تهران

۱-۴-۲- اهداف فرعی

۱)تبیین اثر نوسانات نرخ ارز برشاخص صنعت مواد و محصولات دارویی با در نظر گرفتن یک وقفه سه ماهه .

۲)تبیین اثر نوسانات نرخ ارز بر شاخص صنعت مواد و محصولات دارویی با در نظر گرفتن یک وقفه شش ماهه .

۳)تبیین اثر نوسانات نرخ ارز بر شاخص صنعت محصولات چوبی در بورس اوراق بهادار تهران .

۴)تبیین اثر نوسانات نرخ ارز برشاخص صنعت محصولات چوبی با در نظر گرفتن یک وقفه سه ماهه .

۵)تبیین اثر نوسانات نرخ ارز برشاخص صنعت محصولات چوبی ‌با درنظرگرفتن یک وقفه شش ماهه .

۶)بررسی مقایسه ای تاثیر نوسانات نرخ ارز بر شاخص صنایع مواد و محصولات دارویی و محصولات چوبی

۱-۵ -پرسش‌های پژوهش

سوالات تحقیق بر مبنای استدلالهای ذکر شده در بخش اهمیت و اهداف پژوهش تدوین شده است که از قرار زیر می‌باشد :

۱-۵-۱­-سوال اصلی

آیا نوسانات نرخ ارز بر بازده سهام شرکت‌های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تاثیری دارد؟

۱-۵-۲-سؤال‌‌های فرعی

۱-آیا نوسانات نرخ ارز برشاخص صنعت مواد و محصولات دارویی با درنظرگرفتن یک وقفه سه ماهه تاثیری دارد­؟

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:18:00 ق.ظ ]




۲-۱-۴-۳-عنصرروانیبرای تحقق جرم فرزندکشی شخصِ قاتل باید قصد انجام فعل را داشته باشد و نیز قصدش از انجام فعل مذبور قتل باشد و همینطور فردی را که به قتل رسانده همانی باشد که از ابتدا قصد کشتن او را داشته.
۲-۱-۵-عنصر مادی جرم فرزند کشی

عنصر مادی فرزند کشی دارای دورکن است:

اول – وجود فرزند زنده

دوم – فعل پدر

۲-۱-۵-۱- وجود فرزند زنده

گفته شد قتل « سلب حیات» است و لازمه سلب حیات وجود قبلی یک مجنی علیه و انسانی زنده است. اعم از اینکه انسان مذبور زن باشد یا مرد، فرزند قاتل باشد یا غریبه، کودک باشد یا بزرگسال، سالم باشد یا بیمار. وجود حیات انسانی دارای آغاز و فرجام است. آغاز وجود ظاهراً از تاریخ تولد و پایان آن به مرگ طبیعی و یا غیر آن است، ‌گرچه نمی توان منکر شد که « جنین» از تاریخ انعقاد نطفه دارای حیات و نوعی از شخصیت است و در حقوق جزای اسلام جنین نیز از حمایت کامل برخوردار بوده و ارتکاب جنایت و سقط جنین مستوجب مجازات‌های گوناگون خواهد بود که در مباحث جداگانه به آن پرداخته می شود. این نکته قابل ذکر است که در قانون جزای اسلام و قوانین فعلی جهان، سقط جنین را به عنوان قتل عمدی مجازات نمی­کنند. ‌بنابرین‏ در تحقق جرم «فرزند کشی» وجود حیات وی در خارج از رحم مادر و در لحظه وقوع این جرم از شرایط حتمی و لازم است. البته نباید «جنین» و «سقط جنین» را با «فرزند کشی» یکسان دانست زیرا فرزند مولودی است که دوران حیات جنینی و قابل زیست را پشت سرگذاشته است و مانند هر انسان زنده ای قادر به ادامه حیات می‌باشد. ‌بنابرین‏ معیار شناسایی سقط جنین و فرزند کشی ناظر به زمانی است که بچه زنده به دنیا آمده باشد و آثار و علائم زنده بودن از قبیل حرکت دست و پا یا تنفس یا ضربان قلب یا صدای او را کسی دیده و شنیده باشد. به عبارت دیگر مدت زنده ماندن نوزاد و یا قابلیت زنده ماندن او شرط نیست. این مسئله در قوانین جزایی کلیه کشورهای جهان مورد تأکید قرار گرفته است.چنان که گذشت از عناصر لازم در تحقق جرم فرزند کشی، وجود فرزند زنده ای است که جانی( پدر) حیات وی را سلب کنند.نکته ای که باید روشن شود این است که «آغاز حیات» در چه دوره ای از مراحل تکوین آدمی بوده و از چه زمانی می توان انسان را دارای حیات دانست؟ از طرف دیگر مرگ دارای چه مفهومی بوده و آدمی چه هنگام مرده محسوب می‌گردد؟ تبیین این مسئله اهمیت وی‍ژه ای در شناخت وقوع جرم «فرزند کشی» دارد، زیرا غالباً ‌در ساعات اولیه حیات نوزاد رخ می‌دهد.

‌۲-۱-۵- ۲-فعل پدر

عنصر دوم فرزند کشی عمدی عمل قاتل (پدر) است. برای تحقق قتل عمدی فرزند، جانی(پدر) باید علاوه بر نیت قتل، فعلی در حد انتساب قتل مرتکب شود. به عبارت دیگر مجرد اندیشه مجرمانه و قصد قتل فرزند کفایت نمی کند، بلکه باید با انجام عملی، قتل انجام شود وآن فعل در ایجاد جنایت نقش داشته باشد. ‌بنابرین‏ اگر بعد از فعل غیر کشنده­ای که اصولاً قابلیت ایجاد قتل را ندارد (همانند تنبیه مختصر) مرگ حادث شود، ضارب مسئول شناخته نمی­ شود، زیرا احتمال اسناد جنایت به آن فعل حتی به طور نادر وجود ندارد. ‌بنابرین‏ جنبه ایجابی فعل پدر و مادر نقش اساسی در تحقق جرم عمدی فرزند کشی دارد. البته همچنان که در تبیین و تشریح « قتل عمد» گفته می شود، در مواردی که پدر یا مادر قصد صریح بر قتل فرزند یا فرزندان خود داشته باشند، ‌دیگر ویژگی«غالباً کشنده بودن» فعل ارتکابی ضروری نبوده، بلکه به هر نحو و یا هر وسیله ای که جنایت صورت گیرد، قتل عمد محسوب می شود. به عبارت دیگر در صورتی که جانی قصد قتل داشته باشد، فعل ارتکابی هرچند در ایجاد جنایت صلاحیت نداشته باشد، عمل او قتل عمد محسوب می­ شود.

مرگ

هم­چنان که در تعیین آغاز زندگی و حیات انسان نظریات مختلفی اظهار شده است، در تعیین معیاری که بتواند مرگ و پایان زندگی را مشخص کند نیز اتفاق نظر وجود ندارد. تشخیص « فرجام حیات» در جرم قتل حائز اهمیت است. زیرا تعیین میان مرگ و زندگی در میزان مسئولیت، نوع جنایت و واکنش جزایی و مجازات اهمیت بسزائی دارد. از نظر قانونی لحظه ای که حیات پایان می پذیرد کاملاً مبهم است. علوم پزشکی مرگ را یک امر آنی که در یک مرحله آثار حیات همزمان قطع شود، قلمداد نمی کند، ‌بلکه آن را جریانی مستمر می شمارد، زیرا قسمت­ های مختلف بدن در لحظات متفاوتی می­میرند. درگذشته پزشکان توقف قلب و قطع تنفس را پایان زندگی می­دانستند، ‌امروز این نظریه چندان قابل قبول نیست زیرا این وضعیت همچنین می‌تواند در شرایط خاصی متاثر از کاهش دمای بدن و یا صرف بیش از حد مواد مخدر پدید آید که در هر دو مورد امکان بهبودی وجود دارد. مفهوم «مرگ قلب»، به ویژه قبل از توسعه تکنولوژی مورد توجه حقوق ‌دانان بود، ‌ولی با پیشرفت دانش پزشکی و سایر علوم حفظ ضربان مصنوعی قلب و تنفس، به وسیله دستگاه مخصوص مقدور شده است.«شاید به جهت رفع همین اختلافات در تشخیص زمان مرگ است که حقوق جزایی اسلام در مواردی قائل به وجود حد فاصلی بین زمان حیات قطعی و زمان مرگ قطعی بوده است و مجنی علیه را هر چند دارای برخی از عوارض حیات باشد، در حکم مرده قلمداد می کند.» (صادقی، ۱۳۷۶، ص۴۹) ‌بر اساس این نظریه، ‌شخصی که با جنایت خود موجب عروض چنین حالتی بر مجنی علیه شده است «قاتل» خواهدبود، اگر چه مرگ قطعی مجروح ناشی از جنایت فرد دیگری باشد.

ماده ۲۱۷ قانون مجازات اسلامی بیان می‌دارد: « هرگاه جراحتی که نفر اول وارد کرده، ‌مجروح را در حکم مرده قرارداده و تنها آخرین رمق حیات در او باقی بماند و در این حال دیگری کاری را انجام دهد که به حیات او پایان بخشد، اولی قصاص می شود و دومی تنها دیه جنایت بر مرده را می پردازد.»و بدین صورت قانون‌گذار شرایط خاصی را که انسان در حال از دست دادن آخرین رمق حیات خویش است، خارج از مرگ و زندگی قطعی دانسته، جنایت بر چنین فردی را قتل محسوب نکرده ‌بلکه آن را در زمره جنایت بر مردگان قلمداد نموده است.

فرزند کشی از طریق ترک فعل

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:18:00 ق.ظ ]




۱- مقدمه و بیان مسأله

۱-۱- مقدمه:

تفکر انتقادی به عنوان یک فعالیت مثبت، فرایندی ضروری برای رشد هر جامعه و سازمان به شمار می‌رود (برخورداری، جلال منش، محمودی ۱۳۹۰).

در سال‌های اخیر متخصصان علوم تربیتی ‌در مورد ناتوانی شاگردان در امر تفکر انتقادی ابراز نگرانی کرده‌اند؛ زیرا رشد و پرورش مهارت‌های فکری شاگردان همیشه مسئله‌ای پیچیده در آموزش بوده، ولی امروزه حالتی بحرانی به خود گرفته است، چون برونداد اطلاعاتی فرهنگ ما از قدرت تفکر انتقادی ما درباره آن اطلاعات فراتر رفته است (برخورداری و همکاران ۱۳۹۰).

تفکر انتقادی می‌تواند اندوخته‌های علمی را به حیطه عمل بکشاند و به کار گیرد. تفکر انتقادی در واقع راهی جهت از بین بردن خلأ و شکاف بین تئوری و عمل است. برای به کار بردن یک مهارت، شخص باید هم آن مهارت را داشته باشد و هم گرایش و تمایل به استفاده از آن را، لذا، تربیت متفکر انتقادی باید شامل دو جنبه، ایجاد مهارت‌های تفکر انتقادی و گرایش به تفکر انتقادی باشد. در حقیقت بدون گرایش مثبت به تفکر انتقادی این نوع تفکر رخ نداده و یا زیر سطح استاندارد نمود می‌کند (برخورداری و همکاران ۱۳۹۰).

تفکر انتقادی به عنوان یکی از شاخه­ های مهم مقوله تفکر، مورد توجه بزرگترین سازمان‌های آموزشی بهداشتی و پزشکی جهان قرار گرفته است (فعال استاد زر، صبوری کاشانی، کریمی مونقی، قریب ۱۳۹۱).

از یک سو، مشکلات مرتبط با سلامتی، باعث اختلال در توجه شده و فرایند تفکر دانشجویان را مختل می‌سازد و از سویی دیگر، توجه به تفکر انتقادی به عنوان مؤلفه­ های کلیدی در سلامت روان ضرورت دارد. دانشجویانی که روی مسائل، تفکر و تمرکز می‌کنند با موقعیت‌های مختلف بهتر سازگار شده و از سلامت روان بهتری برخوردارند به عبارت دیگر، دانشجویانی که دارای افکار تحریف شده هستند، احساس کنترل کمتری بر زندگی خود داشته و سلامت روان پایین‌تری دارند. تحقیقات نشان داده فرآیندهای سطوح بالای فکری افراد بر رفتارهای آنان تأثیر می‌گذارند و برخی اوقات از طریق استدلال افراد می‌توان رفتارهای مربوط به سلامت آنان را پیش‌بینی نمود. در واقع، نگرش افراد ‌در مورد رفتارهای مربوط به بهداشت و سلامت یعنی ارزیابی آنان ‌در مورد این رفتارها، نقش مهمی در سلامت روانشان دارد همان گونه که استنباط می‌شود، استدلال و ارزشیابی به عنوان مهارت‌های تفکر انتقادی تأثیر مهمی بر رفتار و سلامت افراد دارند (حسینی، بهرامی،۱۳۹۰).

یکی دیگر از عوامل مؤثر در سلامت روان، تفکر انتقادی است که در عصر حاضر توجه بی‌سابقه‌ای به آن می‌شود. هیئت های ملی خاص رسیدگی به کیفیت نظام آموزشی، به فقدان توانایی تفکر انتقادی در برنامه های درسی نظام‌های آموزشی اذعان کرده و خواهان گنجانیدن آموزش تفکر انتقادی در برنامه های درسی شده‌اند. دانشجویانی که روی مسایل تفکر و تمرکز می‌کنند، با موقعیت‌های مختلف، بهتر سازگار گشته و در نهایت از سلامت روان بهتری برخوردار خواهند بود در مقابل، افرادی که دارای افکار تحریف شده هستند، احساس کنترل کمتری بر زندگی خود داشته و در نتیجه سلامت روانی کمتری خواهند داشت. تحقیقات نشان داده است که قرارگیری در موقعیت‌های آموزشی مربوط به سلامتی با توجه به تجزیه‌و تحلیل، طراحی، اجرا و ارزیابی برنامه ها، مهارت‌های تفکر انتقادی را افزایش می‌دهد (کارشکی، پاک مهر،۱۳۹۰).

با توجه به مسائلی که ‌در مورد سلامت عمومی گفته شد، دانشجویان برای ایفای نقش‌های اجتماعی، روانی و جسمی و توانایی مؤثر کار کردن در شرایط و به طور کلی برای حفظ سلامت عمومی خود باید توانایی تفسیر، تحلیل و ارزیابی مسائل مختلف را داشته باشند و این امر بدون برخورداری از مهارت‌های تفکر انتقادی غیرممکن خواهد بود. برنامه های آموزشی باید مؤلفه‌های تفکر انتقادی از جمله توانایی ارزشیابی، تحلیل، استنباط، استدلال قیاسی و استقرایی را به دانشجویان آموزش دهد، زیرا در غیر این صورت سلامت عمومی آنان به خطر افتاده و ممکن است دچار اختلالات روانی شوند (فعال استاد زر و همکاران ۱۳۹۱).

نباید از این مهم غفلت نمود که افراد با توجه به ویژگی‌های فرهنگی خود و تحت تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی دارای روش خاصی برای تفکر و پردازش اطلاعات هستند، اعتقاد بر این است که ویژگی‌های شخصیتی، تعیین کننده تفکر و به دنبال کننده اموری هستند که از تفکر نشأت می‌گیرند. از نظر پائول، نگرش تفکر انتقادی نوعی از تفکر است و یک نوع ویژگی شخصیتی محسوب می‌شود. نظریه‌پردازان تعلیم و تربیت پیشنهاد کرده‌اند که تفاوت‌های فردی در تفکر انتقادی، نتیجه ترکیب توانایی‌های شناختی و تمایلات شخصیتی است. این طرح پیشنهادی به یک تئوری دو عاملی اشاره دارد: یک عامل، توانایی نگرش تفکر انتقادی است که این‌گونه مطرح می‌شود “گام اول در تجزیه‌و تحلیل اهداف، تصمیمات، برنامه‌ریزی، تدریس و ارزیابی، نگرش تفکر انتقادی است و بر این اساس نگرش تفکر انتقادی به ویژگی‌ها و توانایی‌ها تقسیم می‌شود.” عامل دوم، عمل کردن به توانایی‌های شناختی یا به صورت جداگانه، همان ویژگی‌های شخصیتی است. در واقع، ویژگی‌های شخصیتی به عنوان ویژگی‌های متفکران انتقادی مطرح می‌شود (سلطان قرایی، علایی،۱۳۹۰).

۱-۲- بیان مسئله:

در جهان‌ امروزی هر انسانی برای درست زیستن نیازمند فراگیری درست فکر کردن می‌باشد.

تفکر انتقادی[۱] در واقع به نقد و تحلیل کشیدن تأثیرات رسانه ها و همسالان، تحلیل نگرش‌ها، ارزش‌ها، هنجارهای اجتماعی و اعتقادات و عوامل تأثیرگذار بر آن‌ ها و شناسایی اطلاعات مرتبط و منابع اطلاعاتی است (ایران‌نژاد،۱۳۷۹).

تفکر انتقادی فرایند فعالیت منظم عقلانی و ماهرانه­ی مفهوم‌سازی، کاربرد، تجزیه‌و تحلیل، ترکیب و ارزشیابی مجموعه‌ای از اطلاعات و یا تعمیم آن می‌باشد که به وسیله مشاهده، تجربه، اندیشه، منطق یا ارتباط به عنوان راهنمای نگرش و رفتار عمل می‌کند (همان منبع). در ادبیات تربیت انتقادی فرد نقاد کسی است که در جستجوی عدالت و رهاسازی است. وی نه تنها بی‌عدالتی را نمی‌پذیرد، بلکه درصدد تغییر آن است. قبل از هر چیز باید بدانیم که دانش، ویژگی‌های شخصیتی و آزادی، عواملی هستند که بستری برای تفکر انتقادی فراهم می‌کنند منظور این است که شخص تا در یک زمینه، دانش کافی نداشته باشد نمی‌تواند منتقد آن حیطه باشد. او باید ویژگی‌های شخصیتی کنجکاوانه داشته باشد و دیگر اینکه در محیطی که اندیشه‌ها، مقتدرانه تحمیل می‌شود نباید به انتظار یک متفکر منتقد نشست. از دیرباز انسان در اندیشه بهداشت و سلامتی بوده است؛ اما ارتقاء سلامت به عنوان یک مفهوم منسجم و بخش اساسی از نهضت جدید بهداشت عمومی، مفهوم کاملاً نوینی در زمینه بهداشت است، (پورقاز، کاظمی، محمدی،۱۳۹۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:18:00 ق.ظ ]




در زمینه معنویت در محیط کاری نیل و بنت (۲۰۰۰) سه سطح تحلیلی را مطرح می­سازند (نیل و بنت[۲۶]، ۲۰۰۰: ۲) : سطح فردی، گروهی و سازمانی.

سطح فردی اشاره به احساس کار پر معنی دارد. یک جنبه اساسی[۲۷]، معنویت در کار شامل یک حس عمیق از معنی، مفهوم و مقصود در کار افراد ‌می‌باشد. این بعد نشان می­دهد که چگونه کارکنان با کار خویش در سطح فردی در تعامل[۲۸]، می­باشند. همچنین ما در این سطح شاهد مواردی چون لذت بردن از کار و دادن شخصیت و معنا به کارکنان به واسطه کار می­باشیم. در سطح گروهی ما شاهد نوعی احساس همبستگی[۲۹] می­باشیم. این سطح شامل یک ارتباط عمیق با همکاران، حمایت و پشتیبانی کارکنان از یکدیگر و نیز مرتبط شدن کارکنان به یکدیگر از طریق مقصد مشترک ‌می‌باشد. و سرانجام در سطح سازمانی ما همسویی با ارزش­های سازمانی را شاهد هستیم. در این سطح همسویی کارکنان و ارزش­های سازمانی را مشاهده می­نماییم که شامل ارتباط با اهداف سازمانی، شناسایی ارزش­ها و مأموریت­های سازمانی ‌می‌باشد. این جزء از معنویت محیط کاری در واقع در بر گیرنده[۳۰] تعاملات کارکنان با اهداف و مقاصد سازمانی ‌می‌باشد. ‌بنابرین‏، بر اساس آنچه که گفته شد، ‌می‌توان ‌به این نتیجه رسید که هنگامی که کارکنان از کار خود لذت می­برند و نوعی احساس معنا از طریق کار می­نمایند، همچنین هنگامی که نوعی احساس ارتباط عمیق با همکاران داشته و حمایت و پشتیبانی مدیریت و کارکنان را حس می­نمایند، و نیز هنگامی که خود را مرتبط با اهداف سازمانی و ارزش­های آن می­دانند، این موضوع می ­تواند منجر به نوعی احساس قید و بند، چیوستگی و عهد و میثاق[۳۱] در کارکنان نسبت به سازمان شود و منتهی به همسویی با ارزش­ها و اهداف و سازمانی گردد و ‌بنابرین‏ در همین نقطه است که کارکنان و افراد خود را بیش­تر سازگار نموده و در جهت کسب موفقیت سازمانی کمک می­نمایند (سیدجوادین و پورولی، ۱۳۸۸).

۲-۵- شفافیت

شفافیت در ابعاد و اشکال متفاوت آن (سیاسی، اجتماعی، اداری، حسابرسی، اطلاعات) یک جزء لازم در مدیریت است (یانگ[۳۲]، ۲۰۰۶: ۵۷۳). برای تقریباً دو دهه است که واژه شفافیت به طور گسترده در گفتمان مدیریتی به کار می­رود، و به طور ویژه امروزه در مباحث حکومتی و دولتی به کار می­رود. ‌در مورد واژه شفافیت از سوی اندیشمندان و صاحب نظران تفسیرها و برداشت­های گوناگونی وجود دارد؛ عده­ای آن را به باز و منعطف بودن فرایندهای اداری مرتبط می­دانند و بعضی آن را به موضوع پاسخ دهی و جواب گویی مرتبط می­دانند. آنچه مسلم است ذکر این نکته است که تفاوت­های مشخص بین مفهوم شفافیت در نقاط مختلف جهان وجود دارد که بسیار مورد کنکاش قرار گرفته است. به لحاظ مفهوم، در بیشتر کشورهای توسعه یافته استفاده رایج از مفهوم شفافیت به طور تنگاتنگی با توسعه دموکراسی در تصمیم گیری مرتبط گردیده است. از طرف دیگر در کشورهای در حال توسعه و غیر صنعتی، نگرش به سمت شفافیت بیشتر در مبارزه[۳۳] با تخلفات اداری در معنای عام خود پیوند می­خورد. ذکر این نکته حایز اهمیت است که تخلفات اداری مظهر غیر همسویی اهداف فردی و اهداف سازمانی است. پس شفافیت می ­تواند گام­های اساسی در این راستا بردارد. مدیریت و سازمان در این راستا و در گام نخست می ­تواند تعریف روشنی از استراتژی سازمان را برای سرمایه انسانی خود مطرح نماید. این استراتژی­ها سپس می ­تواند در قالب اهداف فردی تقسیم گردند. تحقیقات و بررسی­ها نشان داده که این شفافیت اهداف، مستقیماً منجر به همکاری[۳۴] بین کارکنان و کارمندان می­گردد (برنیشتین، ۲۰۰۷: ۲۶).

از آنجایی که بعضی از افراد و کارکنان در مواقعی می ­توانند به گونه ­ای فرصت طلبانه رفتار نموده و به دنبال منافع شخصی [۳۵] خویشتن باشند، ‌بنابرین‏ این موضوع می ­تواند به نوعی به رفتار ملامت­آمیز[۳۶] منجر گردد. یکی از ابزارهای مهم در جلوگیری،نظارت و مراقبت از این اقدامات شفافیت ‌می‌باشد که می ­تواند به عنوان مهم ترین تدبیر و وسیله ظاهر گردد. وقتی اهداف به صورت مناسب و مرتبط و نیز به طور دست یافتنی برای کارکنان مشخص گردیده شده باشند، این امر می ­تواند به همسویی اهداف و نیز افزایش سطح موفقیت استراتژی ­های سازمان بینجامد. ‌بنابرین‏ عدم تعریف مناسب از اهداف و استراتژی­ های سازمانی می ­تواند به عملکرد ضعیف­تر سازمانی منجر گردد (کاپلان و نورتن[۳۷]، ۲۰۰۶).

یکی دیگر از موضوعات مهم که ‌در مورد شفافیت مطرح ‌می‌باشد. تشریح نقش[۳۸] ‌می‌باشد. تشریح و وضوح نقش مطرح می­سازد که کارکنان بایستی با وظایف، کارکردها و جایگاه خویش در زمینه و بستری[۳۹] که مشغول به فعالیت هستند آشنا باشند و به عبارتی فهم و شناخت درستی از آن داشته باشند. کارکنانی که از نقش­های سازمانی خود به روشنی آگاه می­باشند، کم­تر دچار تشویش و نگرانی شده و همچنین در آن ها درجه زیادی از تعهد سازمانی مشهود ‌می‌باشد (آلن و فریدمن[۴۰]، ۲۰۰۱: ۱۴۵). بسیاری از محققان و دانشمندان علوم مدیریتی بر این باورند که ظهور شفافیت کمک می­ کند که حس اعتماد بیشتر به دولت پدید آمده و این امر موجب کاراتر شدن حکومت و دولت گردد، چرا که همگان بر این باورند که شفافیت باعث افزایش کیفیت سیستم­های ارائه کننده خدمات می­گردد و ‌بنابرین‏، این مسأله منجر به کاهش مسایلی چون کم کاری­های پنهان، رفع تکلیف، غیبت و … می­گردد و سرانجام در همسویی نسبی اهداف فردی و سازمانی مؤثر ‌می‌باشد (بزرگی، ۱۳۸۳).

۲-۶- نظام انگیزشی پرداخت

به طورمتوسط، سازمان­ها در حدود ۴۰% از منابع و ارزش­های مالی[۴۱] بالقوه خود را به دلیل فقدان مدیریت مناسب و نیز عملکرد ضعیف از دست می­ دهند (مانکینز و استیل[۴۲]، ۲۰۰۵).

فهم دقیق و روشن از اهداف فردی و سازمانی و همسوسازی آنان می ­تواند یک استراتژی مهم در سازمان تلقی گردد. یکی از این ابزارهایی که می ­تواند ما را در این مسیر نماید، شناسایی و درک ابزار انگیزشی در جهت دستیابی به اهداف سازمانی ‌می‌باشد (سیروتا[۴۳] و دیگران، ۲۰۰۵). در این راستا نظام جبران خدمات یا نظام پرداخت حقوق و دستمزد می ­تواند به عنوان ابزار انگیزشی به کار آید. آنچه که حایز اهمیت است ذکر این نکته است که سازمان­ها در نظام جبران خدمات بایستی هم انتظارات متقابل کارکنان و هم عدالت و برابری را رعایت نمایند. در صورتی که سازمان­ها در پرداخت حقوق، دستمزد و پاداش­ها به گونه ­ای ناعادلانه عمل نمایند، این مسأله موجب می­گردد که افراد درباره نحوه تخصیص منابع خود به سازمان با توجه به مزایای اقتصادی و اجتماعی تصمیم گیری نمایند.

۲-۷- نظارت و کنترل در راستای اعتماد سازی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:18:00 ق.ظ ]




۲-۱-۵-۳ استاندارد گذاری و تعیین وضعیت عملکرد مطلوب شاخص ها

تعیین معیار عملکرد و مقدار تحقّق شاخص به صورت کمّی یا کیفی و نرخ رشد عملکرد در سال­های گذشته به صورت میانگین و یا میانگین متحرک برای دو یا چند گذشته با در نظر گرفتن اهداف خاص تعیین­ شده برای آن دوره و پدیده ­های مؤثّر در نحوه­ تحقق آن شاخص، استخراج و معیّن می­گردد. در تعیین وضعیّت مطلوب عملکرد شاخص، باید واقع گرایانه و غیر بلندپروازانه عمل کرد و توافق واحدهایی که وظیفه­ی انجام و عمل به آن شاخص را برعهده دارند جلب نمود.

۲-۱-۵-۴ سنجش و اندازه گیری نتایج

برای هر شاخص، عملکرد واقعی را با بهره گرفتن از مجموعه واقعیّت­های موجود، مشخص و با استاندارد عملکرد مطلوب مقایسه کرده و نسبت به وضعیّت تحقق اهداف آن شاخص، بررسی­ های لازم انجام می­گردد.

۲-۱-۵-۵ استخراج نتایج

در نهایت تحلیل­های لازم انجام شده، و در صورت لزوم، اقدامات اصلاحی جهت بهبود عملکرد در آن شاخص را معین می­نمایند. یک نکته اینکه در نتایج عملکرد معمولاً رویکرد و دیدگاه حاکم در ارزیابی عملکرد مورد توجّه خاص قرار ‌می‌گیرد. مثلاً اگر ارزیابی عملکرد یک فرایند مورد توجه باشد، نتایج این اندازه ­گیری منتهی به تعیین وضعیّت مطلوب یا نامطلوب بودن عملکرد آن فرایند می­گردد. اگر فرایند موجب افزایش ارزش افزوده برای سازمان شود، عملکرد مطلوب وگرنه علّت منفی بودن عملکرد فرایند را باید بررسی کرد(رحیمی ، ۱۳۸۵،ص ۴۳).

۲-۱-۶ ارزیابی عملکرد مالی

عملکرد اشاره به ماهیّت و کیفیّت عملی دارد که سازمان برای هدایت مأموریتش به سمت سودآوری انجام می­دهد. توانایی مالی یک سازمان در بهره ­وری ،فروش و سودآوری، عملکرد مالی نامیده می­ شود. عملکرد مالی در شرایط و متغیرهای مختلفی مورد بررسی قرار ‌می‌گیرد. بسیاری از سیستم­های اندازه ­گیری عملکرد، عملکرد مالی سازمان را اندازه گیری ‌می‌کنند، مانند: فروش،سود، هزینه، بازده سرمایه گذاری(ROI)و… .این روش­های اندازه ­گیری عملکرد بیشتر بر نتایج قبلی فعالیّت ها تأکید دارند و سازمان­ها از آن ها برای درک و تشخیص تأثیر استراتژی­ها و برنامه­ هایی که اجرا شده است، استفاده ‌می‌کنند(Shahin,2011,p.107).

ارزیابی موقعیّت مالی یک شرکت در فرایند تصمیم ­گیری امری حیاتی و ضروری است، چرا که عملیات یک شرکت ممکن است با وجود تولید محصول خوب، کنترل کیفیّت منظّم و ساختار تشکیلاتی منسجم و هماهنگ، به خاطر بحران مالی دچار ورشکستگی شود(حسن زاده و همکاران،۱۳۸۸،ص ۱۹۰).

معیار مطلوب ارزیابی عبارت است از شاخص یا شاخص هایی که در یک نگاه کلّی بتوان آن را مبنای ارزیابی عملکرد قلمداد کرد. معیار مطلوب، وضعیت مؤسسه یا سازمان را به صورت کمّی و کیفی برای ذینفعان سازمان بیان می­ کند استفاده از معیارهای مطلوب، همان روش ارزیابی عملکرد ‌بر اساس شاخص­ های تعریف شده علمی است. لازم به ذکر است که در لیست رتبه ­بندی صد شرکت برتر کشور که هر ساله توسط سازمان مدیریت صنعتی ارائه می­گردد، از شاخص­ های اصلی زیر برای مقایسه عملکرد شرکت­ها و رتبه ­بندی آن ها استفاده می­گردد، که عبارتند از:

جدول۲-۲):شاخص های اصلی جهت مقایسه عملکرد شرکت‌ها(افجه و همکاران،۱۳۸۸،ص ۱۱)

  • رشد فروش
  • بازده فروش
  • رشد سود
  • بازده دارایی
  • نسبت مالکانه
  • بازده ارزش ویژه

اهداف مالی معمولاً با قابلیّت سوددهی شرکت مرتبط است و اندازه گیری می­ شود؛ برای مثال سود عملیاتی، بازده سرمایه، رشد سریع فروش، ایجاد جریان­های نقدی و اخیراًً ارزش افزوده اقتصادی از معیارهای مالی هستند(روحی و همکاران،۱۳۸۹،ص ۱۰۷).

پانیگراس و تئودوریدیس[۱۳] ضمن تعریف اندازه ­گیری عملکرد تحت عبارت: نظارت و برقراری فرایندی که اطمینان می­دهد، استراتژی­ های اتّخاذ شده توسط سازمان منجر به دستیابی به اهداف کلّی آن می­شوند، بیشتر مدل­های اندازه ­گیری عملکرد را بر دستیابی به تعدادی از سنجه ­ها(معیارهای) مالی کلیدی نظیر بازده سرمایه گذاری(ROI)، بازده دارایی ها(ROA) و بازده سرمایه به کار گرفته شده(ROCE)متمرکز می­دانند و آن ها این مسئله را نیز اعلام کرده ­اند که این معیارها به دلیل اینکه در اندازه ­گیری ابعاد چندگانه عملکرد از قبیل درجه چگونگی سازگار شدن با محیط در مقایسه با موفقیّت آن، شکست خورده­اند، مورد انتقاد قرار گرفته­اندPanigyrakis et al,2007,pp138-139)).

بنیتو[۱۴] از سه معیار عینی عملکرد به نام­های فروش، سود و نرخ بازده دارایی­ ها(ROA)استفاده کرد که فروش، تمرکز بر اثربخشی شرکت در جذب تقاضا داشت که این امر می­توانست شاخصی برای موقعیت بازار باشد ولی این مطلب را که چگونه ‌می‌توان به طور کارا به چنین موقعیتی دست یافت، منعکس نمی­نماید. سود، از طریق کارایی در محاسبه­ حاشیه سود ناخالص نمایش داده می­ شود و نرخ بازده دارایی به وسیله مقایسه­ سود در ازای منابع مورد استفاده، تأثیرات اندازه را از بین می­برد(Gonzalez-benito et al,2005,p80).

شوهام و دیگران[۱۵]معتقد بودند که به طور سنّتی عملکرد از راه­های زیادی عملیاتی می­شد که مثلاً شامل سهم بازار، سودآوری، بازگشت دارایی یا بازگشت سرمایه گذاری، موفقیت محصول جدید و اندازه گیری ترکیبی از این قبیل متغیرها بود(Consuegra et al,2007,p384)

مهمت دمیربگ[۱۶] (۲۰۰۵)، کریستس بی فوتوپولاس[۱۷] و اونجلس ال پوسماس[۱۸] (۲۰۰۹) معتقد بودند که شرکت هایی که بر بهبود کیفیت محصولات و فرایندهایشان تأکید دارند به بهبود درآمدها و کاهش هزینه ها دست می-یابند. ‌بنابرین‏ عملکرد مالی یک شرکت می ­تواند به وسیله­ افزایش سطح فروش، درآمد، سطح هزینه­ عملکرد، بازگشت سرمایه گذاری و دارایی­ ها وافزایش سهم بازار اندازه ­گیری شود(Waqas Raja,2011, p112).

چیکوان[۱۹] مؤلفه­ های عملکرد را در دو دسته قرار داده است که عبارتند از:

۱)عملکرد بازار- مشتمل بر مؤلفه های حفظ مشتری، جذب مشتری جدید

۲)عملکرد مالی- مشتمل بر مؤلفه های نرخ بازگشت دارایی(ROA)، سهم بازار، رشد فروش(بختیاری،۱۳۸۵،ص ۳۸).

هالت، توماس، کتچن و اسلی تر[۲۰] بازده سرمایه ­گذاری، بازده دارایی­ ها و بازده حقوق صاحبان سهام را به عنوان معیارهای عملکرد به کار گرفتند(Taylor et al,2008,p3).

فورچون[۲۱] (۱۹۹۹)به دنبال یک مجموعه گسترده­تری از معیارهای عملکرد مالی بود:درآمد، سود(حاشیه سود خالص × ۱۰۰)، دارایی­ ها، حقوق صاحبان سهام، ارزش بازار، درآمد هر سهم، درآمد هر سهم در طی ۱۰ سال، کلّ بازگشتی ها، کلّ بازگشتی ها در طی ۱۰ سال.

معیارهای کاپلان و نورتون[۲۲] (۱۹۹۲) بر مبنای کارت امتیاز متوازن(چشم انداز مالی) قرار داشت که به وسیله جریان وجوه نقد، رشد فروش سالانه، درآمد عملیاتی، سهم بازار و بازده حقوق صاحبان سهام اندازه گیری می­شد(Kenneth M. York et al, 2004, p29).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:18:00 ق.ظ ]




نگرش سیستمی کمک زیادی به استقرار نظام ارزیابی عملکرد خواهد کرد و امکان تحقق شاخص‌ها را در مرحله اجراافزایش می‌دهد.

شاخص‌ها نمایانگر واقعیت‌های موجود در عرصه فعالیت‌های یک سازمان هستند و در نظام مدیریت ابزاری کارآمد برای ارزشیـابی از برنامه ها و فعالیت‌ها هستند و از طریق آنهــــا می توان از حصول به اهداف از پیش تعیین گردیده در برنامه ها آگاهی یافت.
توجه عمیق به شاخص‌های عملکردی در شناسایی و درک بهتر خلاءها، نارسائیها و کمبودها و در بهبود برنامه از جهت کمی و کیفی کمک شایانی می‌کند. شاخص‌های عملکردی سه نگاه اساسی دارد: یکی اینکه به نظام ارزشیابی مدد می رساند تا ‌بر اساس عوامل درست دست به ترکیب عملیات ببرد و در واقع آینه ارزشیابی محسوب می شود. دیگر اینکه روش حرکت و مسیر را برای شناخت از کارکرد مدیران فراهم می آورد. در نگاه سوم گسلهای برنامه ای را از طریق ارزشیابی مشخص می‌سازد.

شاخص‌های اصلی کیفیت
اصولاً تعریف شاخص‌های قابل اندازه گیری یکی از ملزومات اساسی هر نوع برنامه ریزی است. به هنگام بودن، قابل اطمینان بودن و معنی دار بودن این شاخص‌ها اهمیت فراوانی در تعیین راهبردها، سیاست‌ها و راهکارهای اجرایی دارد.
شاخص‌ها نقش هشــــداردادن به تصمیــم سازان در خصوص وجــود مشکلات بالقــوه و یا پنهان در یکسری زمینه‌های خاص و یا ادامــه روند مطلوب در زمینه‌های دیگر است.
تعریف شاخص
استفاده از ‌ملاک‌ها و اصولی که خصوصیات کیفی را در قالب کمیت بیان کرده و آن ها را قابل بررسی و ارزشیابی می‌کند، شاخــــص نام می‌گیرد، شاخص‌ها معمولاً از نظریه ها، نگرش‌ها و یا موقعیت‌ها سرچشمه می گیرند و مانند علائمی که مسیر را مشخص می‌کند، می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند. معمولاً برای اطمینان از نتیجه گیریها و نشان دادن شرایط و وضع روانشناختی، جامعه شناختی، فرهنگی بیش از یک شاخص را مورد استفاده قرار می‌دهند تا احتمال بروز خطاها را به حداقل رسانند. ‌بر اساس شاخص‌ها می توان به تشریح وضعیت موسســـات از لحاظ برنامه ریزی و یا انجام تحقیقات علمی پرداخت و در روند تغییرات، آن ها را بررسی کرد؛ شاخص‌ها معیار مناسبی برای ارزشیابی شمرده می‌شوند؛شاخص‌ها برای پیش‌بینی روند کارها مورد استفاده قرار می گیرند.

شاخص‌ها می‌توانند شاخص‌های کیفی بوده و نشان‌دهنده اثر بخشی اقدامات و نتایج مورد انتظار نامشهود و غیرعینی باشند، مثل خروج از خدمت کارکنان یا غیبت آنان به عنوان شاخص برای روحیه یا شکایات ودرخواست خدمات از طرف ارباب رجوع به عنوان شاخص رضایت یا عدم رضایت آنان از سازمان.(موریسی،۱۳۶۸، ۵۸)

۲-۹-۴- چرا از شاخص استفاده می‌کنیم؟

اغلب مدیران پس از تعیین زمینه‌های اقدامات و نتایج مورد انتظار ‌می‌کوشند هدفها را تعیین نمایند. البته ممکن است بتوان فهرست کاملی ازهدفهایی که مربوط به اقدامات و نتایج مورد انتظار میشوندتهیه نمود، ولی در این بیان امکان بروز اشتباهاتی نیز وجود دارد.

فایده اصلی تعیین شاخص‌ها،گسترش ذهنی افراد و تحرک فکری آنان است که ضمن بحث و تبادل نظر با افراد دیگرکه به نتایج کارخودعلاقمند هستند حاصل می شود.تعیین شاخص‌ها کار تدوین هدفها را تسهیل نموده و به مدیر امکان می‌دهد ‌هدف‌های‌ صحیحی را انتخاب نماید، البته ‌در مورد بعضی از زمینه‌های اقدامات و نتایج موردانتظار خصوصاًً آنهایی که به صورت پروژه و طرح می‌باشند، هدفها آنقدر واضح می‌باشند که شاید نیازی به صرف وقت برای تعیین شاخص نباشد.

۲-۹-۵- نمونه هایی از شاخص ها

فهرست‌ زیر شامل تعدادی از شاخصهایی است که مربوط به زمینه‌های اقدامات و نتایج مورد انتظار مدیران بخش دولتی است.این نمونه‌‌ها بعنوان مثال و برای تحرک فکری شما طرح شده‌اند و مسلماًً شاخص‌های بسیار دیگری وجود دارندکه ممکن است به کار شما نزدیکتر و مرتبط‌تر باشند.

  1. اقدام و نتیجه مورد انتظار: تولید.
  2. شاخص ها: بازده در ساعت، بازده هر فرد، زمان انجام برنامه، دیرکرد، تعداد مشکلات حل شده.
  3. اقدام و نتیجه‌ مورد انتظار: برنامه‌ریزی عملیاتی.
  4. شاخص ها: حجم کار، جریان کار، تعیین منابع، نقاط کنترل.
  5. اقدام و نتیجه مورد انتظار: روحیه کارکنان.
  6. شاخص ها: انتقال کارکنان، غیبت، تعداد شکایات، اظهار نظرها، همکاری داوطلبانه کارکنان.

۲-۹-۶- چگونگی تعیین و مشخص نمودن شاخص ها

کارخود را با یک اقدام و نتیجه مورد انتظارکه درآن نتیجه کاملاً واضح و روشن نیست شروع کنید. به تنهایی یا با همکاری سایر افراد و با بهره گرفتن از روش تحرک مغزی ‌در مورد انتخاب شاخص‌های احتمالی بدون در نظرگرفتن صحت ودرستی آنهابحث وتبادل و فهرستی ازآنها تهیه کنید. فهرست به دست آمده را مرور کرده و آن را با رهنمودهایی که ذکر شد مقایسه کنید و شاخصهایی را که به نظر شما در مشخص کردن نتایج مورد انتظار مؤثرند، انتخاب نمایید. بعضی از اقدامات و نتایج مورد انتظار ممکن است بیش از یک شاخص داشته باشند و نتیجتاً بیشتر از یک هدف خواهند داشت، در حالی که ممکن است برای اغلب اقدامات و نتایج مورد انتظار یک شاخص و یک هدف تعیین شود. (موریسی،۱۳۶۸)

بخش ششم : هدف گذاری

۲-۱۰- مقدمه

تیین اهداف یکی از اساسی ترین مراحل در فرایند ” مدیریت بر مبنای هدف و نتیجه” می‌باشد،در صورت لزوم می توان این مرحله را به طور جداگانه از سایر مراحل انجام داد.تعیین هدف ‌در مورد برنامه ریزی پروژه های خاص،جلسات،امور تجاری ،امور شخصی و یا هر برنامه دیگری که در آن تاکییپد بر حصول نتایج باشد،مورد استفاده فراوان دارد. فعاتیتهایی که بدون هدف انجام می گیرند بی ارزش و یا حداقل بی فایده خواهند بود.

قبل از شروع هر عملیاتی باید هدف وجود داشته باشد، این هدف می‌تواند کاری، شخصی یا گروهی باشد. هر هدف، نقطه‌ای است که شما یا گروهتان باید به آن برسید، گفتنی است که تنها درصورت تحقق هدف است که میتوان ادعا کرد ‌در کار موفقیت حاصل شده است. هر سازمانی نیاز به یک بیانیه روشن از ‌هدف‌های‌ خود داردتا بتواند آن را مبنای همه برنامه های خود قراردهد و میزان کارایی تصمیمات اتخاذ شده را بر اساس آن اندازه‌گیری کند. انجام برنامه بدون رعایت اهداف سازمانی موجب پراکنده کاری می‌شود. ‌بنابرین‏ تعیین هدفی که واقعاً توانایی برانگیختن انسان را داشته باشد، چندان ساده نیست، اما این سخن ‌به این معنا نیست که نتوان هدفی ‌را طراحی کردکه خاصیت انگیزشی داشته باشد،وجود یک هدف آنقدر با اهمیت ‌می‌باشد که لازم است در کار سازمانی به هدف‌گذاری اهمیت زیادی داده شود. (رویلارد، ۱۳۷۵، ص۲)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:18:00 ق.ظ ]




نکته قابل ذکر آن است که تصمیم‌گیری می ­تواند به مثابه مغز و سلسله اعصاب سازمان در نظر گرفته شود و تحت شرایطی می ­تواند موجب رشد و موفقیت سازمان گردد. در عین حال بر عکس تحت شرایط دیگری می‌تواند باعث شکست آن گردد. به علاوه تصمیمات در سطوح مختلف سازمان به شکل­های گوناگون گرفته می‌شود.

برخی تصمیمات راهبردی است که ضرورت دارد تا در اسرع وقت به سرعت پیرامون آن ها اخذ تصمیم شود. برخی دیگر بسیار کوچک و ناچیزند و بیشتر در ارتباط با فعالیت­های روزانه کاری می­باشند. برخی نیز ممکن است پس از ماه‌ها جمع ­آوری اطلاعات و بررسی آن­ها، و یا در زمان کم و بدون بررسی اتخاذ شود، از این رو، تصمیمات بر حسب میزان اهمیتی که دارند متفاوتند (Deft, 2001,48).

۲ –۳۵ – مدیر به عنوان کارآفرین

در عصر حاضر، نیاز ‌به این که مدیران علاوه بر ایفای نقش یک معلم و تسهیل گر، نوآور و کارآفرین نیز باشند، به طور روزافزون در حال افزایش است. ما کارآفرینی را به عنوان شکلی از مدیریت در نظر می گیریم. در کارآفرینی، وجود مدیران کنترل گرا کمتر به چشم می‌خورد و کمتر مورد نیاز هستند. رهبر هر چه بیشتر قادر باشد اعضای سازمان را به افرادی کارآفرین تبدیل کند، یادگیری و خلاقیت افزایش خواهد یافت زیرا مالکیت و کارآفرینی از یادگیری و نوآوری حمایت می‌کنند ، مدیریت کارآفرینی زمانی می‌تواند در یک محیط کاری به وجود آید که اکثریت کارکنان اعم از مدیر و کارمند، فلسفه کارآفرینی را پذیرفته و مصمم باشند که واحد کاری آن ها به عنوان یک واحد کارآفرین هر روز بهتر از دیروز فعالیت نماید.یک کارآفرین علاوه بر این که می‌تواند مدیر خلاق و موفقی باشد، می‌تواند از روحیه مسئولیت پذیری بالایی نیز برخوردار باشد. به عبارت دیگر، یک کارآفرین در سلسله مراتب مدیریت همواره رفتار بهره ور و مناسبی را نسبت به بالا دست های خود خواهد داشت. اگر در یک سازمانهمه کارآفرینان بخواهند در رأس تشکیلات آن سازمان قرار گیرند، بی تردید مدیریت سازمان با مشکل جدی رو به رو شده و دیگر نمی تواند کارآفرین باشد. مدیریت کارآفرینی وقتی محقق می شود که در یک سازمان فرد بتواند:( زندی ، ۱۳۸۳ ، ۲۱ )

الف – برخورد مدیریتی داشته باشد.

ب – مسولیت پذیر باشد، با افراد و سازمان های بالا دست رفتار مناسبی داشته باشد و بتواند با خلاقیت و نوآوری و وظیفه شناسی مأموریت‌ های محوله رابه خوبی انجام دهد.

ج – در سلسله مراتب تشکیلاتی، افراد و بخش های پایین دست خود را به خوبی رهبری کرده و اعتماد آن ها را نسبت به خود جلب نماید .

با توجه به اینکه فرایند های کارآفرینی شامل فرایند برنامه ریزی و سازمان دهی نیز بوده و معمولا منجر به تأسيس سازمان های جدید می‌شوند، ‌بنابرین‏ فرایند های کارآفرینی با فرایند های مدیریتی ارتباط خیلی نزدیکی دارند (و همین عامل باعث می شود که گاهی این دو به اشتباه یکی دانسته شوند) از این رو یکی از رویکردهای مهم بررسی فرایند های کارآفرینی سازمانی رویکرد مدیریتی مبتنی بر علم مدیریت می‌باشد. بر این اساس رویکرد مدیریتی به کارآفرینی سازمانی یکی از شاخه های درونی اصلی رشته یا علم کارآفرینی محسوب می‌گردد . مدیریت کارآفرین شامل فرآیندهای برنامه ریزی کارآفرینانه، سازماندهی کارآفرینانه، فرماندهی و کنترل کارآفرینانه می‌باشد . ( پور داریانی، ۱۳۸۳ ، ۱۷).

۲ –۳۶ – تصمیم‌گیری مدیران کارآفرین

این نکته قابل توجه است که مدیران بنا به ضرورت حرفه‌ای، تصمیم‌گیرنده‌اند. به عبارت دیگر جنبه اصلی مدیریت، تصمیم‌گیری است. نحوه تصمیم‌گیری مدیران در سازمان‌ها می‌تواند اثرات مختلفی را بر جای گذارد. تصمیم‌گیری در یک ساختار بروکراتیک، متمرکز و رسمی است. در حالی که یک مدیر کارآفرین در یک ساختار ارگانیک تصمیم‌گیری می‌کند تا بتواند کارآفرینی را در سازمان افزایش دهد .در این راستا یک مدیر کارآفرین نباید به تنهایی تمام فعالیت‌های سازمان را عهده‌دار شود، بلکه باید به کارکنان اجازه دهد در تصمیم‌گیری‌های سازمان مشارکت نمایند . ( پور داریانی، عزیزی ، ۱۳۸۴ ، ۲۶)

پیشینه تحقیق

الف – اسمیت (۲۰۱۱) در پژوهش خود دریافت که بین زنان و مردان در استفاده از سبک شهودی تفاوت معناداری وجود ندارد و نیز بین سبک عقلانی و شهودی رابطه معناداری مشاهده نمی شود.

ب – سچوماکر (۲۰۱۰) نیز در مطالعه خود دریافت که بین سبک اجتنابی و عقلانی رابطه معنادری وجود دارد در حالی که در دیگر سبک های تصمیم گیری این رابطه مشاهده نگردید.

ج – تامپسون (۲۰۱۰) در پژوهشی ‌به این نتیجه دست یافت که بین سبک های تصمیم گیری مدیران بر اساس جنسیت سن آن ها تفاوت معناداری وجود ندارد.

د – در حالی که آرفین، احد، ابراهیم (۲۰۰۸) در پژوهشی ‌به این نتیجه رسیدند که سن، سابقه و تحصیلات تأثیر معناداری بر انتخاب سبک تصمیم گیری دارد.

ه – تانهلم (۲۰۰۸) نیز در مطالعه ای دریافت که بین سبک تصمیم گیری آنی و احساسی با استرس رابطه معناداری وجود دارد، در حالی که این رابطه با سبک های عقلایی، شهودی و وابستگی مشاهده نگردید.

و – برن (۲۰۰۸) در مطالعه ای نشان داد که مأموریت ها ی سازمان، تصمیم گیری افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد و ویژگی های فردی و نوع ارتباطات بر تصمیم گیری تأثیر قابل ملاحظه ای دارد.

ز – پارکرو همکاران (۲۰۰۷) نیز ‌به این نتیجه دست یافت که بین سبک عقلایی وهریک از سبک­های تصمیم ­گیری شهودی، آنی و اجتنابی رابطه معنی­دار منفی، بین سبک تصمیم‌ گیری شهودی و آنی وبین سبک تصمیم ­گیری وابستگی و اجتنابی رابطه معنی‌دار مثبت به دست آوردند.

ک – کروسلی و هاگهوس (۲۰۰۵) نیز ‌به این نتیجه رسیدند که بین سبک تصمیم گیری عقلایی و شهودی با رضایت شغلی رابطه معناداری وجود دارد. در حالی که این رابطه با سبک های آنی، احساسی و وابسته مشاهده نگردید.

ل – کارین (۲۰۰۳) در مطالعات خود دریافت که جنست در فرایند تصمیم گیری تاثیر معناداری ندارد و این در حالی است که این فرایند بیشتر تحت تاثیر قدرت، ادراکات سیاسی، مدیریت تعارض و اعتماد در سازمان است.

م – در پژوهشی که بلاستین و فیلیپ (۱۹۹۹۰) انجام دادند دریافتند که مدیرانی که به هویت ثابتی دست یافتند از سبک تصمیم گیری عقلانی، مدیرانی با هویت گرایش به مراقبت از سبک تصمیم گیری وابستگی و مدیران با اعتماد به نفس بالا که از نظر هویتی به کسی وابسته نیستند از سبک تصمیم گیری شهودی استفاده می‌کنند.

ن – رضازاده (۱۳۸۹) درپژوهش خود بر روی مدیران دانشگاه فردوسی مشهد دریافت که سبک غالب تصمیم گیری آن ها عقلانی است و بین سبک تصمیم گیری زنان و مردان در سبک اجتنابی رابطه معنی داری وجود دارد. اما بین سبک‌های تصمیم گیری در ‌گروه‌های مختلف سنی، در سطوح تحصیلی و همچنین سنوات خدمت مختلف، رابطه معناداری یافت نشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:17:00 ق.ظ ]




۱۱ – مطالب را به صورت معنی دار ارائه دهید.

حدالامکان مطالب درسی را به صورت معنی دار و در ارتباط با موقعیت های واقعی زندگی ارائه دهید و در حد امکان در انجام فعالیت های آموزشی به یادگیرندگان آزادی عمل بدهید.

۲-۱-۱۳-ارتباط انگیزه پیشرفت و پیشرفت تحصیلی

به طوری که روانشناسان در پژوهش های خود دریافته اندکه نقش انگیزش در مسایل یادگیری پیشرفت تحصیلی خیلی مؤثر تر از درجه هوش و نمره های درسی به طور شگفت انگیزی کمتر از میزان انتظار بوده است. از سوی دیگر مشاهده شده بود که بسیاری از شاگردان با استعداد متوسط و انگیزش بالا دارای پیشرفت تحصیلی قابل ملاحظه بوده اند.(خورشیدی ،۱۳۷۹)

۲-۱-۱۴-ویژگی دانش آموزان دارای انگیزه پیشرفت بالا

از نظر اسلاوین(۱۹۸۲) دانش آموزانی که دارای انگیزش پیشرفت بالا را دارند:

این افراد، وقتی بیشترین تلاش را از خود نشان می‌دهند که بتوانند فعالیتی را در سطح معیارهای عالی به انجام رسانند و از این راه، نیاز به پیشرفت خود را ارضا» نمایند.

این افراد، علاقه مند به برتری به خاطر برتری هستند و نه به خاطر پاداشی که به دنبال دارد.

این افراد، ترجیح می‌دهند تکالیف نسبتا چالش انگیزی که وعده موفقیت می‌دهند،انجام دهند.

این افراد، در زمینه کارهای اجتماعی ، عام المنفعه و مددکاری ، امادگی بیشتری از خود نشان می‌دهند.

این افراد، ترجیح می‌دهند که پیامدهای رفتاری خویش را به کوشش و تلاش خود استناد بدهند.

این افراد، در انجام کارهای گروهی ، وقتی که فرصت انتخاب همکار را پیدا نمایند، فردی را که در انجام وظیفه، تواناتر است،انتخاب می نمایند.

این افراد ، حتی هنگامی که درانجام تکالیف محوله، ناموفق هستند، پایداری و پشتکار بیشتری رااز خود نشان می‌دهند.

این افراد ، بهتر با دیگران کنار امده و از سلامت روانی و جسمانی بیشتری برخوردار ند.

این افراد غالبا مشاغل سطح بالایی دارند . در شغل خود، به سختی تلاش می‌کنند.

این افراد وقتی در کارشان موفق می‌شوند ، معمولا سطح ارزوی خود را به شیوه واقع بینانه ای بالا می‌برند و به کارهایی روی می آورند که اندکی رقابت انگیزتر و مشکل ترند.

این افراد کارهایی را دوست دارند که در آن بتوانند عملکردشان را با عملکرد دیگران مقایسه کنند.

این افراد مشاغلی را انتخاب می نمایند که اولا، مسئولیت شخصی سطح بالایی را برای ان ها فراهم آورد و ثانیاً موفقیت در ان ها، عمدتاً به تلاش های ان ها بستگی داشته باشد و از مشاغلی که موفقیت در ان ها ، بستگی به دیگر افراد یا عواملی فراتر از کنترل ان ها دارد، ناراضی هستند.

این افراد به احتمال بیشتری جذب دانشگاه می‌شوند و نمره های بالاتری کسب می نمایند و در فعالیت های جمعی دانشگاه شرکت می نمایند.

این افراد تمایل به انجام کارهایی دارند که بتوانند نتایج عملکرد خود را فورا مشاهده نموده و از انجام دادن کارهایی که نتیجه و حاصل ان ها مشخص نمی باشد ویا نتایج ان ها در زمان طولانی به دست می اید، چندان استقبال نمی کنند.

این افراد عادت دارند که بیشتر اوقات خود را صرف بهتر انجام دادن کارها و اندیشه کردن در این موارد نمایند.

این افراد ، مدت طولانی تری در مشاغل باقی می مانند، خواهان بازخوردی مثبت ، روشن و کوتاه مدت هستند، مشاغل سطح بالاتر را بیشتر انتخاب می نمایند و در گرفتن توضیح ، موفق تر از دیگران هستند.

این افراد هدف مدار هستند ، هدف های انتخابی ان ها، عینی ، چالشی ، مخاطره امیز ولی قابل حصول می‌باشد. سرشار از انرژی و شیفته کار هستند، معمولا از سنت ها دوری جسته و هنجار ها را نمی پذیرند و کمتر همرنگی می‌کنند و همواره به دنبال روش های تازه ای برای ایجاد تغییر در سازمان هستند.

این افراد دارای اعتماد به نفس هستند، در فعالیت های اجتماعی شرکت می نمایند، در برابر فشارهای اجتماعی مقاومت بیشتری نشان می‌دهند و در انجام کارها، همکاری با افراد متخصص و صاحب نظر را بر دوستان غیر متخصص خود ترجیح می‌دهند.

این افراد پیوسته می کوشند تا کارها را بهتر انجام دهند و وقت خود را صرف این اندیشه می‌کنند که چگونه کارها را بهتر انجام دهند.

این افراد تمایل دارند کارهایی را انتخاب کنند که درجه دشواری ان ها در حد متوسط باشد و از تکالیف خیلی اسان یا خیلی دشوار پرهیز می‌کنند.

این افراد، بیشتر نگران اینده میان مدت هستند تا درازمدت و پاداش های بزرگتر اینده را بر پاداش های کوچک تر زمان حال ترجیح می‌دهند.

این افراد وقت شناس هستند، در همه ساعات کاری به فعالیت مشغول هستند، دیرتر از دیگران محل کار خود را ترک می‌کنند و کارکردن را دوست دارند.

این افراد معمولا موفقیت­های خود را به ویژگی­های پایدار درونی (از قبیل : هوش ، استعداد، توانایی و ….) و عدم موفقیت های خود را به عوامل ناپایدار درونی ( از قبیل : عدم تلاش کافی و ….) نسبت می‌دهند.

۲-۱-۱۵-راه کارهای ایجاد انگیزه در دانش آموزان و تاثیر آن در پیشرفت تحصیلی

۱-طرح مطالب درسی به صورت پرسش های جالب : مطلب یا موضوعی را که می‌خواهیم کودک و

نوجوان یادبگیرد ، به صورت پرسش یا پرسش هایی روشن و جالب که آن ها را به فعالیت ذهنی و پویندگی ترغیب نماید ، مطرح کنیم . باید تلاش نمود تا در دانش آموزان احساس نیاز به وجود آید .

۲-دانش آموزان در اثر شکست در درسی نسبت به آن نگرش منفی پیدا می‌کنند باید به آن ها کمک کرد تا با کسب موفقیت در درس جدید ، به تصویری مثبت از توانایی خود دست یابند زیرا یادگیری همراه با موفقیت به ایجاد انگیزه منجر می شود .

۳-تجربه و تماس مستقیم با مطالب درسی : سعی نمایید تا دانش آموزان آنچه را که می خواهند یادبگیرند با آن تماس پیدا نموده و تجربه مستقیم و عملی داشته باشند .

۴-اهداف آموزشی مورد انتظار از دانش آموزان را در آغاز درس برای آن ها بازگو نمایید . اهداف باید روشن و متناسب با توانایی دانش آموزان باشد .

۵-اجرای نقش : بهتر است در زمینه برخی از موضوعات ازجمله تاریخ ، ادبیات ، دینی و … دانش آموزان را تشویق نماییم تا موضوع مورد نظر را به صورت نمایش در آورند . اجرای نمایش در تفهیم مسائل تربیتی و اخلاقی بسیار مفید و مؤثر می‌باشد . (قشلاقی،۱۳۷۷)

۶-در شرایط مقتضی و مناسب از تشویق های کلامی استفاده کنید . مثلا“‌ خوب ، آفرین ، مرحبا و …

۷-باید شرایطی فراهم شود تا دانش آموز موفقیت خود را احساس کند زیرا هیچ چیز همانند خود موفقیت به موفقیت کمک نمی کند .

۸-تکالیف ارائه شده نه باید بسیار مشکل باشد و نه ساده ، از ارائه تکالیف یکنواخت باید پرهیز کرد و به عبارتی تکالیف باید خاصیت برانگیختگی داشته باشند .

۹-مشخص کردن نحوه انجام کار برای یادگیرنده : کاری را که دانش آموز قرار است انجام دهد باید دقیقا“ مشخص شود .

۱۰-تبادل نظر با دانش آموزان در باره مشکلات درسی و شرکت دادن آن ها در طرح نقشه های کار و فعالیت

۱۱-استفاده از نمرات و آزمون ها برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان (بیابانگرد،۱۳۸۰)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:17:00 ق.ظ ]




به نظر می‌رسد هر چند که مقنن ما به طور صریح اعاده حیثیت قضایی را در مقررات کیفری ذکر ننموده اما مواردی از اعاده حیثیت قضایی را قبول نموده است (مثل اعاده دادرسی، رفع اشتباهات قضایی و جرایم مربوط به شخصیت معنوی اشخاص) که در دو مورد اول آثار محکومیت در صورتی از سجل کیفری محکوم محو می‌شود که دادگاه حکم جدیدی صادر نماید و ‌در مورد آخر رسیدگی در دادگاه و صدور حکم و یا انتشار حکم،[۴۶] موجب اعاده حیثیت از بزه دیده می‌شود.

گفتار سوم: اعاده حیثیت از متهم بازداشت شده بی گناه

در بسیاری از موارد به دلیل یک اتهام واهی و غیر واقعی که به یک شخص بی گناه زده می شود قاضی که علم به غیر واقعی بودن اتهام ندارد برای حفظ نظم در جامعه و با توجه به اتهام زده شده که نشان دهنده حالت خطرناک فرد مورد اتهام می‌باشد، مبادرت به اصدار قرار بازداشت موقت نموده که فرد مورد اتهام مجبور به تحمل زندان شده و در نهایت که بی گناهیش به اثبات رسید بحث جبران خسارت معنوی پیش می‌آید که به وسیله اعاده حیثیت صورت می‌گیرد.

یک دسته از بزه دیدگانی که از آن ها سلب حیثیت می‌شود، متهمینی می‌باشند که تحت اتهامات واهی مورد تعقیب واقع می‌شوند و پس از طی جریان دادرسی بی‌گناه آن ها ثابت می‌شود.

ماده ۷۶ ق.آ.د.ک. مصوب ۱۳۷۸ مقرر می‌دارد: «در صورتی که ثابت شود شاکی تعمداً اقدام به طرح شکایت خلاف واقع نموده به پرداخت خسارت طرف شکایت طبق نظر دادگاه محکوم خواهد شد». این مطلب در ماده ۶۹ ق.آ.د.ک. سابق (۱۲۹۰) نیز بیان شده بود و پرداخت خسارت مربوط به تحقیقات نیز در آن مندرج بود، اما در ماده ۷۶ ق.آ.د.ک. مصوب ۱۳۷۸شکایت خلاف واقع در صورت اثبات فقط موجب پرداخت خسارت به مشتکی عنه می‌شود.اما اگر دعوای واهی جنبه افترا داشته باشد و شاکی نتواند ثابت کند که در دعوی محق می‌باشد و متشکی عنه غیر واقعی بودن دعوی را ثابت کند، به نظر می‌رسد که به موجب ماده ۶۹۷ ق.م.ا شاکی به جرم افتراء و هتک حرمت متشکی عنه محکوم به مجازات شود. البته باید توجه داشت که جرم افتراء از جرائم عمدی می‌باشد، و نیاز به سوء نیت خاص و عام دارد، مدعی باید بتواند آن ها را ثابت کند.[۴۷]

به هر حال اگر جرائم مندرج در ق.م.ا. که شامل افتراء و توهین و هتک حرمت می‌باشد، ثابت شود شخص مجرم مسلماًً به مجازات کیفری که شامل حبس و شلاق می‌باشد محکوم خواهد شد.[۴۸]

در این ماده جرم نشر اکاذیب آمده است و برای این جرم هم مجازات حبس و شلاق در نظر گرفته شده وهم اعاده حیثیت برای متضرر از نشر اکاذیب در نظر گرفته شده‌است. در این ماده اعاده حیثیت را منوط ‌به این نموده که امکان اعاده حیثیت وجود داشته باشد و از طرفی طریق اعاده حیثیت را هم مشخص ننموده است که به چه شکلی باید از مجنی علیه اعاده حیثیت شود.

منظور از اعاده حیثیت در اینجا هر دو نوع اعاده حیثیت خاص و عام می‌باشد. اعاده حیثیت خاص به منظور از بین بردن سابقه محکومیت و محرومیت از حقوق اجتماعی در صورتی که وجود داشته باشد و اعاده حیثیت عام به منظور بازگشت آبرو و اعتباری که از مجنی علیه سلب شده‌است، که در اینجا خود دو حالت وجود دارد، یکی از طریق جبران ضرر و زیان و دیگری از طریق اعمال مجازات مندرج در ماده در حق مجرم تا برای مجنی علیه تشفی خاطر حاصل می‌شود. در بعضی جرائم مثل تهمت و افترا قانون‌گذار برای اتهام زننده مجازات در نظر گرفته است. بدیهی است بعد از اینکه متهم بی گناهی با اتهام ‌به این جرائم فوق مدتی را در زندان سپری می‌کند در جرائم قابل گذشت با لحاظ عدم گذشت متهم و در سایر جرائم بدون لحاظ این امر باید مجازاتی را که قانون مشخص ‌کرده‌است تحمل نماید. دیدی که برای این مجازات توسط قانون‌گذار در نظر گرفته شده است اعاده حیثیت از دست رفته متهم و به نوعی تشفی خاطر وی می‌باشد البته جای بحث بر سر سایر اهداف قانون‌گذار مربوط ‌به این تحقیق نیست.[۴۹]

راهی که برای اعاده حیثیت، (به معنی اعتبار و آبرو) سلب شده از مجنی علیه می‌باشد همانا محکوم و مجازات نمودن شخص می‌باشد که مرتکب نشر اکاذیب شده‌است. البته با انتشار نتیجه دادرسی که همان حکم می‌باشد، می توان تا حدودی اعاده حیثیت حاصل نمود. (ماده ۱۷ ق.ا.ت. ۱۳۳۹ و ماده ۱۰ ق.م.م.)[۵۰]

همچنین در قانون مطبوعات اصلاحی ۱۳۷۹ در مواد ۳۱ و ۳۰ به جرم افتراء و نشر اکاذیب اشاره شده‌است.[۵۱]

در اینجا برای مجازات مرتکب به قانون تعزیرات ارجاع داده شده‌است و به نظر می‌رسد که با درج حکم در نشریه، اعاده حیثیت حاصل می‌شود. جرم دیگری که موجب سلب حیثیت و شرافت اشخاص می‌شود، قذف می‌باشد که به موجب ق.م.ا. قاذف به حد موضوع مواد( ۲۴۵-۲۶۱) محکوم می‌شود.

در اینجا نیز نسبت دادن دو جرم زنا و لواط که مجازات‌های شدیدی نیز دارند، مسلماًً آبرو و شرافت و حیثیت افراد را به شدت مورد تهدید قرار می‌دهند. جرائم دیگری که حیثیت و شرافت اشخاص را تهدید می‌کنند قسم شهادت دروغ و افشا سر می‌باشند (مواد ۶۴۸ تا ۶۵۰ ق.م.ا.ت).

ماده ۶۴۸ ق.م.ا. مقرر می‌دارد: «اطباء و جراحان و ماما و دارو فروشان و کلیه کسانی که به مناسبت شغل یا حرفه خود محرم اسرار می‌شوند هرگاه در غیر از موارد قانونی، اسرار مردم را افشا کنند به سه ماه و یک روز تا یکسال حبس و یا به یک میلیون و پانصد هزار تا شش میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شوند.»

‌در مورد این جرم نیز قانون‌گذار هم حبس و هم جزای نقدی پیش‌بینی نموده است اما مثل سایر جرائم اشاره ای به اعاده حیثیت مجنی علیه جرم ننموده است. چند جرم دیگر نیز وجود دارد که به شدت حیثیت و شرافت و آبروی اشخاص را تهدید می‌کنند که به آن ها نیز اشاره می‌کنیم:

اول –هجو کردن وانتشار هجویه درج درماده ۷۰۰ ق.م.ا.ت. و توهین درج درمواد ۶۰۸ و ۶۰۹ ق.م.ا.ت. می‌باشد که موجب هتک حرمت اشخاص می‌شوند.

دوم–آدم ربایی می‌باشدکه درماده ۶۲۱ ق.م.ا.ت. آمده است: که در این جرم نسبت به دو جرم قبلی حیثیت اشخاص با شدت بیشتری تهدید می‌شود، اما مقنن به جز مجازات کردن مجرم، راهی دیگر برای اعاده حیثیت از بزه دیده ارائه ننموده است.

اشخاصی که به دادگستری کشیده می‌شوند، همه مجرم نیستند و همه هم محکوم نمی‌شوند، بلکه عده‌‎ای برائت می گیرند، یا اینکه قرار موقوفی تعقیب و یا قرار منع تعقیب ‌در مورد آن ها صادر می شود، که این موارد نیز به نوعی خود برائت محسوب می‌شوند. در هر صورت بایستی متهمین و محکومین با احترام برخورد شود، حتی اگر مجرم شناخته شوند، بایستی حیثیت آن ها حفظ شود.

اصل ۳۷ ق.ا. مقرر می‌دارد:«اصل، برائت است هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود، مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد». از طرفی دیگر اصل ۳۸ ق.ا. در حمایت از اشخاص مقرر می‌دارد:«هر گونه شکنجه برای اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است، اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است، متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود».

اصل ۳۹ ق.ا. در حمایت از متهمین و محکومین مقرر می‌دارد:«هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است». این اصول به وسیله برخی از مواد قانون مجازات اسلامی مثل مواد ۵۷۰، ۵۷۵، ۵۷۸ و ۵۷۹ ق.م.آ.ت. مورد حمایت واقع شده‌اند. با توجه ‌به این اصول متوجه می‌شویم که حفظ حرمت، شرافت و حیثیت اشخاص به طور صریح مورد حمایت قانون اساسی می‌باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:17:00 ق.ظ ]




هر چند که ماده ۱۵ صراحتاً اشعار داشته «دارنده چک می‌تواند وجه چک و ضرر و زیان خود را در دادگاه کیفری مرجع رسیدگی مطالبه نماید» در این مورد باید گفت: محکومیت متهم به‌یکی از مجازات‌های مقرر در قانون صدور چک از لحاظ رسیدن شاکی به وجه چک و ضرر و زیان حاصله نسبت به وی تأثیری نداشته و چنانچه نامبرده بخواهد از وسیله مؤثری برای رسیدن به مطالبات استفاده نماید باید به دادگاهی که به امر کیفری چک رسیدگی می‌کند دادخواست حقوقی تسلیم کند. راجع ‌به این دو مورد نکاتی به شرح ذیل است:

    1. مسلم است مطالبه وجه چک چیزی زائد بر مبلغ مندرج در چک یا مبلغی که مورد توافق طرفین بوده ولی ضرر و زیان وارده مبالغی را شامل می‌شود که از بابت عدم پرداخت وجه چک به شاکی وارد گردیده پرداخت خسارت بر مبنای نرخ تورمی است که ا طرف بانک مرکزی اعلام شده در ارتباط با هزینه های مربوط به دادرسی و حق الوکاله بر اساس تعرفه‌های قانونی می‌باشد.

    1. از‌یک طرف در ماده ۱۵ به امکان مطالبه وجه چک و ضرر و زیان وارده به شاکی از طریق دادگاه کیفری اشاره شده و از طرف دیگر در ماده ۱۱ و بند ج ماده ۶۹ به امکان مطالبه ضرر و زیان وارده به شاکی و لزوم تسلیم دادخواست ضرر و زیان وفق قانون آیین دادرسی اشاره گردیده است.

    1. اکنون با توجه به موارد فوق با توجه به ماده ۱۵ علاوه بر امکان مطالبه وجه توسط دارنده به امکان مطالبه ضرر و زیان توسط وی اشاره گردیده و از سوی دیگر با در نظر گرفتن تبصره ماده ۲ و مصوبه مورخ ۲۱/۹/۱۳۷۲ مجمع تشخیص مصلحت نظام و همچنین با لحاظ نمودن ماده ۱۱ و بند ج ماده ۶۹ که به ضرر و زیان پرداخته می‌توان ‌به این نتیجه رسید که اولاً: به موجب ماده ۱۵ و ماده ۱۱ بند ج ماده ۶۹ چنانچه شاکی بخواهد در صدد مطالبه وجه چک و ضرر و زیان خود از دادگاهی که به امر کیفری رسیدگی می‌کند برآید باید تا قبل از خاتمه دادرسی کیفری دادخواست خود را تسلیم دادگاه کند. ثانیاًً: چنانچه شاکی چک غفلت ورزیده در خصوص مطالبه چک باید طریق حقوقی را در پیش بگیرد ولی راجع به خسارات به استناد تبصره ماده ۲ می‌تواند به دادگاه صادر کننده رأی مراجعه کند و از مزایای حکمی که صادر می‌گردد بهره‌مند شود.

  1. بازداشت محکوم علیه حکم کیفری چک که متعاقب تسلیم دادخواست مطالبه چک و ضرر و زیان وارده به پرداخت وجوه مذکور نیز محکوم گردیده است امکان پذیر است.

تبصره- چنانچه محکوم علیه مدعی اعسار شود تا صدور حکم اعسار و‌ یا پرداخت به صورت تقسیط بازداشت ادامه خواهد داشت و بنا بر ماده ۲ قانون مصوب ۱۳۷۷ هرکس محکوم به پرداخت مالی به دیگری شود و آن را تأدیه ننماید دادگاه او را الزام به تأدیه نموده و چنانچه مالی از او در دسترس باشد آن را ضبط می‌کند در غیر این صورت ممتنع را در صورتی که معسر نباشد تا زمان تأدیه حبس خواهد کرد.

تبصره- چنانچه موضوع این ماده دین بوده دادگاه در حکم خود مستثنیات دین را منظور خواهد کرد. در خصوص این که کدامیک از مواد مار الذکر قابلیت اجرا دارند می‌توان گفت:

از ‌یک سو موضوعات مواد ۶۹۶ و ۲ صدر الاشعار از حیث شمول موضوعات مربوط به «عین» «قیمت» «دیه» «مثل» حکایت از صدور حکم از طرف دادگاه در امر کیفری دارد از این لحاظ به حکم ماده ۷ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی که مفاداً ملغی بودن «کلیه قوانین و مقررات» مغایر با این قانون را اعلام داشته لاجرم باید بر آن بود که ماده ۶۹۶ به وسیله ماده ۲ نسخ گردیده است.

۱ـ۲ـ۱۳ رسیدگی در دادگاه تجدید نظر استان و دیوان عالی کشور

به طور کلی مرجع صالح برای رسیدگی به احکام صادره از طرف دادگاه عمومی مشروط بر اینکه احکام قابلیت تجدید نظر خواهی را داشته باشند دادگاه تجدید نظر استان می‌باشد.[۵۹] مهلت تجدید نظر خواهی برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه از تاریخ ابلاغ در نظر گرفته شده است اما چنانچه ادعایی نسبت به صلاحیت قاضی یا دادگاه وجود داشته باشد تجدید نظر خواهی از رأی دادگاه بدوی مقید به زمان نخواهد بود. در صورتی که متهم و وکیل در هیچ یک از مراحل دادرسی حضور پیدا نکرده باشند رأی دادگاه تجدید نظر ظرف مدت بیست روز از ابلاغ واقعی به متهم یا وکیل او قابل واخواهی و رسیدگی در همان دادگاه می‌باشد. در خصوص تجدید نظر خواهی نسبت به رأی صادر شده از طرف دادگاه عمومی ‌در مورد چک مورد شکایت کیفری: اولاً با در نظر گرفتن موارد بالا و با لحاظ نمودن میزان مجازات در ماده ۷ تمامی آرایی که از طرف دادگاه و در پی شکایت کیفری نسبت به چک صادر می‌گردد اعم از برائت، منع تعقیب، موقوفی تعقیب قابلیت رسیدگی در دادگاه را دارد.

ثانیاًً: در صورتی که شاکی چک در جوار شکایت مطروحه دادخواست مطالبه وجه چک یا ضرر و زیان وارده به خود را تا مبلغ بیست میلیون ریال تعیین و آن را در موعد مقرر قانونی به دادگاه تسلیم کرده باشد مرجع رسیدگی به تجدید نظر خواهی نسبت به رأی صادره فقط دادگاه تجدید نظر استان خواهد بود.

ثالثاً: اگر شاکی چک در دادخواست تسلیمی خود به دادگاه عمومی خواسته دعوا را بیش از بیست میلیون ریال تعیین کرده باشد و دادگاه رسیدگی کند در این صورت نیز فقط دادگاه تجدید نظر استان مرجع تجدید نظر استان مرجع تجدید نظر خواهی خواهد بود.

رابعاً: در فرض تعیین بهای خواسته چنانچه سهواً یا عمداً از رأی صادره از دادگاه در مدت مقرر قانونی تجدید نظر خواهی به منظور رسیدگی استان به عمل نیامده باشد تا قبل از پایان مهلت در خواست تجدید نظر از دیوان عالی کشور می‌توان در خواست تجدید نظر نسبت به رأی صادره از سوی دادگاه عمومی را از دیوان مذبور نمود.[۶۰]

۱ـ۳ مجازات چک پرداخت نشده

۱ـ۳ـ۱ عنصر مادی جرم

عنصر مادی این جرم فعل مثبت مادی است که مجرم با امضای چک و تسلیم آن به طرف مقابل مرتکب آن می‌شود. فعل مثبت مادی این جرم با بیرون کشیدن وجه از حساب نیز محقق است. البته هر گاه چک در زمان صدور قابل پرداخت بوده، ولی بعداً دستور عدم پرداخت وجه آن به بانک داده شود، فعل مادی فیزیکی عبارت از ارائه دستور عدم پرداخت به بانک می‌باشد. شرایط تحقق عنصر مادی عبارت است از: عدم مطابقت امضاء، فقدان یا عدم کفایت موجودی حساب برای پرداخت وجه چک، قلم خوردگی در متن، اختلاف در مندرجات، مسدود بودن حساب، مشروط یا وعده دار یا بابت تضمین بودن چک و نظایر آن ها که در مواد ۳ و ۱۰ قانون چک آمده است. نتیجه حاصل از جرم عدم پرداخت وجه چک توسط بانک است و در نتیجه آن صدور گواهی عدم پرداخت است. ‌بنابرین‏ ‌بر اساس ماده ۳ و ۴ قانون مذکور این جرم از جرایم مقید به حصول نتیجه است. ثمره این امر مشخص شدن محل وقوع جرم یعنی ذکر محل بانک محال علیه در گواهی عدم پرداخت است.[۶۱]

جرم صدور چک پرداخت نشدنی از زمره جرایم مادی صرف بوده بی نیاز از برخورداری متهم از عنصر روانی است. لذا حتی اگر متهم اثبات کند که سوء نیتی نداشته است، همچنان مادامی که وجه چک را به دارنده پرداخت نکرده و چک را دریافت نکرده است، مورد تعقیب کیفری قرار خواهد گرفت.[۶۲]

لازم به ذکر است مجرم طبق ماده ۷ قانون چک بر اساس مبلغ چک مجازات می‌گردد.[۶۳]

۱ـ۳ـ۱ـ۱ موارد تحقق عنصر مادی جرم در زمان اصدار چک
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:17:00 ق.ظ ]




بر طبق ماده ۷۹ قانون محاسبات عمومی: «معاملات وزارتخانه ها و مؤسسات دولتی اعم از خرید، فروش، اجاره، استیجاره، پیمانکاری و غیره به استثناء مواردی که مشمول مقررات استخدامی می شود باید بر حسب مورد از طریق مناقصه یا مزایده انجام گردد.»

در ادامه همین ماده ۷۹ قانون محاسبات عمومی «استثناءهایی نیز بیان گردیده که در زیر به آن می پردازیم:

۱- ‌در مورد معاملاتی که طرف معامله وزارتخانه یا مؤسسه دولتی و یا شرکت دولتی باشد.

۲ – ‌در مورد معاملاتی که انجام آن ها به تشخیص و مسئولیت بالاترین مقام دستگاه اجرایی در مرکز و یا استان و یا مقامات مجاز از طرف آن ها با‌نهادها و مؤسسات و شرکت‌های مشروحه زیر:

‌الف – مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی و مؤسسات تابعه که بیش از پنجاه درصد سهام و یا سرمایه و یا مالکیت آن ها متعلق به مؤسسات و‌ نهادهای مذکور باشد.

ب – شرکت‌های تعاونی مصرف و توزیع کارکنان وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی و شرکت‌های دولتی که بر اساس قوانین و مقررات ناظر بر شرکت‌های ‌تعاونی تشکیل و اداره می‌شوند.

ج – شرکت‌ها و مؤسسات تعاونی تولید و توزیع که تحت نظارت مستقیم دولت تشکیل و اداره می‌گردندکه مقرون به صرفه صلاح دولت باشد.

۳ – ‌در مورد خرید اموال و خدمات و حقوقی که به تشخیص و مسئولیت وزیر و یا بالاترین مقام دستگاه اجرایی در مرکز و یا استان و یا مقامات‌ مجاز از طرف آن ها منحصربفرد بوده و دارای انواع مشابه نباشد.

۴ – ‌در مورد خرید یا استجاره اموال غیرمنقول که به تشخیص و مسئولیت وزیر و یا بالاترین مقام دستگاه اجرایی در مرکز و یا استان و یا مقامات مجاز از طرف آن ها با کسب نظر کارشناس رسمی دادگستری و یا کارشناس خبره و متعهد رشته مربوطه انجام خواهد شد.

۵ – ‌در مورد خرید خدمات هنری با رعایت موازین اسلامی و صنایع مستظرفه و خدمات کارشناسی.

۶ – ‌در مورد خرید کالاهای انحصاری دولتی و یا سایر کالاهایی که دارای فروشنده انحصاری بوده و برای آن ها از طرف دستگاه های ذیربط دولتی ‌نرخ‌های معینی تعیین و اعلام شده باشد.

۷ – ‌در مورد خرید کالاهای مورد مصرف روزانه که در محل از طرف دستگاه های ذیربط دولتی و یا شهرداری‌ها برای آن ها نرخ ثابتی تعیین شده باشد.

۸ – ‌در مورد کالاهای ساخت کارخانه‌های داخلی و کرایه حمل و نقل بار از طریق زمینی که از طرف دستگاه های دولتی ذیربط برای آن ها نرخ تعیین‌ شده باشد.

۹ – ‌در مورد کرایه حمل و نقل هوایی، دریایی، هزینه مسافرت و نظائر آن در صورت وجود نرخ ثابت و مقطوع.

۱۰ – ‌در مورد تعمیر ماشین آلات ثابت و متحرک به تشخیص و مسئولیت وزیر یا بالاترین مقام دستگاه اجرایی در مرکز و یا استان و یا مقامات ‌مجاز از طرف آن ها.

۱۱ – ‌در مورد خرید قطعات یدکی برای تعویض یا تکمیل لوازم و تجهیزات ماشین آلات ثابت و متحرک موجود و همچنین ادوات و ابزار و وسایل ‌اندازه‌گیری دقیق و لوازم آزمایشگاه های علمی و فنی و نظائر آن با تعیین بهای مورد معامله حداقل وسیله یک نفر کارشناس خبره و متعهد رشته مربوط‌که حسب مورد توسط وزیر یا بالاترین مقام دستگاه اجرایی در مرکز و یا استان و یا مقامات مجاز از طرف آن ها انتخاب خواهد شد، پس از تأیید مقامات‌مذکور در این ردیف.

۱۲ – ‌در مورد معاملاتی که به تشخیص هیئت وزیران به ملاحظه صرفه و صلاح دولت باید مستور بماند.

۱۳ – ‌در مورد چاپ و صحافی که به موجب آیین‌نامه خاصی که بنا به پیشنهاد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و تأیید وزارت امور اقتصادی و دارایی به‌تصویب هیئت وزیران می‌رسد، انجام خواهد شد.

۱۴ – ‌در مورد فروش کالاها و خدماتی که مستقیماً توسط وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی تولید و ارائه می‌شود و نرخ فروش آن ها توسط مراجع‌قانونی مربوط تعیین می‌گردد.»

علاوه بر موارد فوق الزامات و ‌ممنوعیت‌های قانونی در انعقاد قراردادهای دولتی وجود دارد که طرف دولتی ملزم و مکلف به رعایت آن ها است و در صورت تخلف و عدم توجه، با تعقیب کیفری و جبران خسارت مواجه خواهد شد. از بعد حاکمیتی و رعایت الزامات مالی و محاسباتی دستگاه های نظارتی مانند دیوان محاسبات کشور، زیر نظر مجلس شورای اسلامی و سازمان حسابرسی وابسته به وزارت امور اقتصادی و دارایی با اعمال کنترل و نظارت مستمر مالی و انجام بازرسیهای قانونی سالانه وظیفه حسابرسی و تطبیق قراردادها و مقاطعه کاریها با قوانین و مقررات کشور را برعهده دارند. (حسینی، ۱۳۸۴، ص۲۶)

مطابق ماده ۲۳ قانون دیوان محاسبات کشور: «هیئت های مستشاری دیوان محاسبات در این قانون، به هر گونه سوء استفاده از قراردادها و معاملات دولتی، اعم از دریافت‌ها و پرداخت‌ها مالی خلاف قانون رسیدگی می‌کنند و صورت‌های مالی، حساب درآمد و هزینه، دفاتر قانونی، صورت حساب کسری و یا اسناد و مدارک در موعد مقرر باید به دیوان مذکور اعلام گردد، عدم واریز به موقع درآمد و سایر منابع تامین اعتبار منظور در بودجه عمومی به حساب مربوط و همچنین عدم واریز وجوهی که به ‌عنوان سپرده یا وجه الضمان و یا وثیقه و یا نظائر آن ها دریافت می‌گردد و همچنین تأیید و یا صدور رأی‌ نسبت به گزارشات حسابرسان داخلی و خارجی شرکت‌ها و مؤسسات و سازمان‌های مربوطه نیز از امور مورد رسیدگی این هیئت است.

قانون تعزیرات حکومتی، به دلیل ضرورت نظارت و کنترل دولت بر فعالیت‌های اقتصادی قیمت گذاری و غیره مصوب گردیده و بر اساس ماده ۱۸ این قانون وزارتخانه ها، شرکت‌ها و مؤسسات دولتی و تحت پوشش دولت و نهادهای انقلابی و ملی شده در صورتی که مرتکب تخلفات مالی مندرج در فصل اول قانون مذکور شوند به مجازات های مقرر در قانون محکوم خواهند شد.

بر طبق ماده ۲۳ قانون برنامه و بودجه: «سازمان برای تعیین معیارها و استانداردها همچنین اصول کلی و شرایط عمومی قراردادهای مربوط به طرحهای عمرانی، آیین‌نامه‌ای تهیه و پس از تصویب هیئت وزیران ‌بر اساس آن دستور‌العمل لازم به دستگاه های اجرایی ابلاغ می‌کند و دستگاه های اجرایی موظف به رعایت آن می‌باشند». ‌بر اساس این ماده توانایی ها و تکالیف طرفین در متن این نوع قرارداد ها مندرج گردیده و تابع قوانین مربوطه می‌باشد .

قراردادهای دولت، اعم از خصوصی و اداری به دلیل اینکه یک عمل اداری محض نیست بلکه از توافق دو اراده ناشی می شود، از کنترل و نظارت دیوان عدالت اداری خارج است، اما رسیدگی به اختلافات ناشی از تفسیر و اجرای قراردادهای دولت و سازمان‌ها در صلاحیت دادگاه های عمومی است، لکن تصمیمات اداری جدا از قراردادها در دیوان قابل طرح و شکایت هستند، مثلاً تصمیم شورای شهر مبنی بر اجازه انعقاد قرارداد و تصمیمات کمیسیون مزایده و مناقصه در دیوان قابل طرح است.(طباطبائی مؤتمنی، ۱۳۸۶،ص ۴۳۰)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:17:00 ق.ظ ]




پرسش نامه دانشی: پرسش نامه ای است که دارای سوالاتی در سه بعد فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی و فناوری سازمانی است. هر سوال شاخصی است که وضعیت کنونی مدیریت دانش در این سه بعد را از نظر مدیران و کارشناسان سازمان مشخص می‌کند و نقاط قوت یا ضعف موجود در سازمان در هر یک از این سه بعد را نشان می‌دهد. همچنین جایگاه سازمان را نسبت به رقیبان شناسایی می‌کند.

آئین نامه دانشی: نظام نامه دانشی حاوی مفادی در زمینه چگونگی پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان و تعریف اصطلاحات مورد استفاده در فرهنگ دانشی سازمان است و همه ابعاد مختلف پیاده سازی مدیریت دانش را به تفصیل بررسی کرده و به صورت بیانیه ای که کارکنان در فضای سازمان دانش محور ملزم به رعایت آن هستند، تدوین شده است و مورد تأیید و تصویب تیم مدیریت دانش قرار گرفته است.

۲-۱-۷-۲- راهبردهای فرهنگی

ایجاد فرهنگ تسهیم دانش: فرهنگ« دانش قدرت است» در سازمان های ایرانی باعث می شود که ذهن خبرگان سازمان به صورت جعبه های سیاه و ناشناخته باقی بماند و همچنین باعث حداقل تبادل بین خبرگان که مهم ترین نقش را در افزایش دانش سازمان دارند، می شود. این فرهنگ باید به فرهنگ «تبادل دانش قدرت زاست» تبدیل شود. قاعدتا انتقال ‌به این فرهنگ در سازمان مستلزم تلاش برنامه ریزی شده است. تغییر فرهنگ سازمانی در یک برنامه بلندمدت و با پیاده سازی روش های گوناگون در جهت شکل گیری یک باور سازمانی میسر می شود.

موانع تسهیم دانش:

عدم وجود انگیزش کافی برای تسهیم دانش عدم نداشتن سیستم پاداش مناسب برای ارائه دهنده دانش ترس از دست دادن شغل یا به خطر افتادن موقعیت کاری بر اثر آشکار کردن دانش خود اطلاعات و مهارت ناکافی در کار با سیستم های مدیریت دانش غالب بودن فرهنگ پنهان کردن دانش در سازمان ابزارهای فرهنگی:

شعار دانشی سازمان: بر اساس چشم انداز دانشی سازمان شعار دانشی مناسب برای سازمان طراحی شده و به تصویب می‌رسد و از آن در موقعیت های مختلف جهت ترغیب نیروی انسانی به مشارکت در فعالیت های مدیریت دانش استفاده می شود.

بیانیه دانشی: بیانیه ای است که از سوی مدیرعامل سازمان به اطلاع کارکنان رسانده می شود. در آن شعار دانشی سازمان، چشم انداز دانشی آن و به طور کلی همت سازمان برای تبدیل شدن به یک سازمان دانش بنیان به طرز تاثیرگذاری اعلام می شود.

مجله دانشی: مجله ای است که شامل مطالبی ‌در مورد مدیریت دانش و مسائل وابسته به آن است و هر چند وقت یک بار به منظور افزایش اطلاعات کارکنان درباره مدیریت دانش منتشر می شود. این مجله حاوی مقالاتی ‌در مورد طرح های مدیریت دانش در حال پیاده سازی در سازمان مربوطه و وضعیت موجود و اخبار و اطلاعیه های مختلف است.

کتابچه دانشی: کتاب کوچکی است که در ابتدای آشنایی کارکنان سازمان با مبحث مدیریت دانش به منظور آشنایی با مفاهیم و تعاریف و اصول اولیه در اختیار آن ها قرار می‌گیرد تا پاسخگوی ابهامات آن ها در زمینه مدیریت دانش باشد.

۲-۱-۷-۳- راهبردهای فناوری:

استفاده از سیستم های مدیریت دانشKMS: از ترکیب فناوری اطلاعات با فرایندهای مدیریت دانش، سیستم های مدیریت دانش شکل گرفتند. این سیستم ها از پایگاه های داده و واسط های کاربر نرم افزاری استفاده می‌کنند. با توجه به نیاز فرایندهای مدیریت دانش برای ارتباط با خبرگان و دانشکاران از نقاط مختلف جغرافیایی با هم، لازم است واسط کاربری ذکر شده حتما تحت وب انتخاب شود. مزایای سیستم های مدیریت دانش:

امکان ذخیره سازی دانش به صورت الکترونیکی بهره مندی از مزایای پشتیبانی و حفاظت الکترونیکی از دانش امکان بازیابی و جستجوی سریع دانش مورد نیاز امکان نمایش مناسب دانش در نرم افزار امکان برقراری ارتباط با خبرگان از راه دور

‌گروه‌های مجازی:

از معضلات شرکت های بزرگ با تعداد زیادی خبره در مناطق جغرافیایی مختلف چگونگی طراحی تماس های مؤثر و کارآمد بین این نیروها در پروژه ها و فرایندهای کاری است. پورتال ها و ‌گروه‌های مجازی به همین منظور طراحی و پیاده سازی می شود.

نقشه های دانش:

از جمله ابزارهای مفید مورد استفاده در سیستم های مدیریت دانش، استفاده از نقشه های دانش است. نقشه های دانش به صورت الکترونیکی توزیع دانش موجود در سازمان را نشان می‌دهند. نقشه دانش در ساده ترین حالت خود عبارت است از یک فهرست راهنمای سریع که به افرادی که به دانش نیاز دارند نشان می‌دهد که این دانش در کجای سازمان یافت می شود. نقشه های مدیریت دانش به دانشکاران کمک می‌کنند تا بفهمند در زمینه دانش مورد نیاز آن ها چه خبرگانی در سازمان وجود دارند و مکان فیزیکی آن ها در کجا واقع شده است.

۲-۱-۸- مدل های مدیریت دانش

۲-۱-۸-۱- مدل عمومی دانش: این مدل از چهار فعالیت اصلی تشکیل شده است.

ایجاد دانش

نگهداری دانش به کارگیری دانش

تبدیل و انتقال دانش

شکل(۲-۵- )مدل عمومی دانش(نیومن و کنراد،۱۹۹۳)

    1. ایجاد دانش: این مرحله شامل تمام فعالیت هایی است که دانش یا دانش های جدید را به سیستم وارد می‌کند. در اینجا فعالیت هایی نظیر کشف، ایجاد و یا توسعه دانش، حائز اهمیت است. چنان که دانپورت و پروساک نیز گفته اند، به هنگام صحبت درباره دانش آفرینی، همان اندازه که منظورمان «دانش کسب شده» به وسیله سازمان است،« دانش خلق شده» در درون آن نیز مورد نظر است. در حقیقت همه سازمان های سالم، دانش را خلق و از آن استفاده می‌کنند. آن ها بدون دانش های جدید نمی توانند پویایی خود را حفظ کنند. دانپورت و پروساک،۲۰۰۰(ویلیام کینگ،۲۰۰۹).

    1. حفظ و نگهداری دانش: در اینجا فعالیت هایی مورد نظر است که دانش را در سازمان ماندگار می‌کند. در این راستا می توان به حافظه سازمانی اشاره کرد. مهم ترین وظیفه حافظه سازمانی، نگهداری از دانش سازمانی است. اما باید توجه داشت که حافظه سازمانی، صرفا توانایی نگهداری دانش های صریح را دارد. در کنار حافظه سازمانی باید حافظه فردی را که محل نگهداری دانش های نهفته است، مورد توجه قرار داد. برای اثربخشی برنامه های مدیریت دانش، باید میان این دو نوع حافظه، پیوندی تنگاتنگ برقرار کرد.

    1. تبدیل و انتقال دانش: یکی از مشکلاتی و چالش های اصلی مدیریت دانش، تبدیل و انتقال دانش نهفته به دانش صریح است. در اینجا فعالیت هایی مطرح می شود که جریان دانش از شکلی به شکل دیگر و یا از فردی یا گروهی به فرد یا گروهی دیگر، در ارتباط است. فعالیت هایی نظیر کدگذاری دانش و تشکیل تیم های تبادل دانش در این مرحله حائز اهمیت است. نکته قابل توجه در انتقال دانش این است که انتقال دانش باید با جذب دانش همراه باشد.

  1. به کارگیری دانش: دانش زمانی ارزشمند است که به کار گرفته شود. فعالیت های مدیریت دانش باید طوری باشد که نه تنها اقدامات و برنامه های کلان سازمان را تحت تأثیر قرار دهد بلکه آثار آن در فعالیت های روزمره سازمان مشاهده شود(بهات،۲۰۰۱)

۲-۱-۸-۲- مدل سوناسی و سوری(۲۰۰۳)

سوناسی و سوری مدلی را ارائه داده‌اند که در آن مدیریت دانش شامل سه زیر سیستم است که با یکدیگر ارتباط دارند و سازمان نیاز دارد که بین آن ها توازن برقرار کند(موسی خانی و همکاران،۱۳۸۹).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:17:00 ق.ظ ]




فقهای شافعی هم ‌در مورد تعریف محاربه (قطاع الطریق) این چنین تعبیری آورده اند که «عبارت است از تهاجم و غافل گیری برای اخذ مال و یا (قصد) قتل یا ارهابی بزرگ همراه با توانایی بر انجام این تهاجم و ممکن نبودن کمک خواستن (از دیگران)». [۴۳]

این تعریف بر خلاف تعریف قبلی، تهاجم مد نظر در آن فقط مختص برای اخذ مال نیست بلکه شامل قتل و ارهاب هم می شود. ‌بنابرین‏ علاوه بر مورد اول هر گونه رفتار تروریستی مبنی بر ترس و وحشت، مشمول این جرم می شود. اما نکته قابل توجه این تعریف عبارت «امکان کمک خواستن و وجود نداشته باشد» است که دلالت دارد بر این که شمول عنوان مذکور در هر مکانی نیست، بلکه باید در جایی باشد که امکان کمک خواستن وجود نداشته باشد و مصداق بارز آن این است که باید در خارج از شهر باشد. این در حالی است که بیشتر فقهای شافعی به استناد عموم آیه قایل هستند ‌به این که محاربه در هر جایی قابل تحقق است. [۴۴]

اما به نظر می‌رسد هدف و موضوع آن بر می‌گردد ‌به این که صاحب مال نتواند ‌در مورد محل غیر قابل پیش‌بینی محاربان یا قطاع الطریق عکس العملی نشان دهد یا برای رهایی از آن ها به قوای انتظامی متوسل شود.

فقهای مالکیه تعریفی از محاربه ارائه کرده‌اند ‌به این صورت که «محاربه عبارت است از ترساندن مردم در راه‌ها و شوارع به قصد جلوگیری از عبور ‌و مرور در آن یا به قصد اخذ مال آن ها با غلبه و تسلط بر ناموسشان».[۴۵] از آن جایی که در این تعریف علاوه بر اخذ مال و تعرض به ناموس به عنوان عنصر مادی جرم، ترساندن و ایجاد رعب و هراس برای محاربه شناخته شده است در مجموع گویای هر فعلی است که موجب ترس و سلب آزادی و امنیت مردم می شود.

در همین راستا فقهای حنبلی نیز معتقدند که «محارب افرادی مکلف هستند –چه زن، چه مرد- که با کشیدن اسلحه- چه عصی و چه سنگ و …- مال محترم مردم را آشکارا غصب می‌کنند».[۴۶]

در این تعریف منظور از «هم المکلفون الملتزمون» این است که محارب علاوه بر این که باید مقید به احکام و قوانین اسلامی باشد باید دارای شرایط تکلیف یعنی عقل و بلوغ نیز باشد، پس در صورت تحقق آن توسط غیر مسلمان و مجنون و کودک احکام محارب موضوعیت پیدا نمی کند. [۴۷]

ابن حزم ظاهری هم در تعریف محاربه آورده است: “مکابر المخیف –فاسد کننده راه ها در زمین- که بر عابران و مسافران، جاده ها، سوای این که به کار برند یا نبرند، در شب یا روز، در شهر باشد یا بیابان یا قصر خلیفه یا مسجد جامع- سوای این که برای خود سر دسته ای داشته باشند یا این که خود خلیفه به عنوان سر دسته ی آن ها باشد و همراه سپاه خود یا بدون آن ها این کار را مرتکب شود- راه را در صحرا یا بر اهل روستا یا ساکنان قلعه ای یا اهل شهر بزرگی یا کوچکی- چه زیاد چه کم- ببندند و بر این مسافران خروج نمایند و جاده و راه ها را با قتل و غارت و مجروح کردن (ضرب و شتم) یا تجاوز به ناموس نا امن کنند و خوف و هراس ایجاد نمایند، محارب محسوب می‌گردند».[۴۸]

البته ایشان در این تعریف علاوه بر این که قتال و ایجاد رعب و ترس را ملاک اصلی تحقق دانسته اند با توجه به توضیحات ابتدایی در همین خصوص، قطاع الطریق را به عنوان مصداق بارز مفسد فی الارض معرفی می‌کنند که در زمین فسادی از نوع نا امن کردن راه ها و قتال برای تجاوز به جان و مال و ناموس دیگران مرتکب می‌شوند. [۴۹]

اما پس از ذکر مختصری از نظریات فقهای مذاهب اهل تسنن، حال به دیدگاه فقهای امامیه اشاره می‌گردد.

مرحوم صاحب جواهر در باب تعریف محاربه چنین بیان نموده اند: «محارب کسی است که سلاح خود را برهنه یا حمل کند برای ترسانیدن مردم اگر چه یک نفر باشد، برای ترسانیدن یک نفر».[۵۰]

در این زمینه امام خمینی در تحریر الوسیله اشاره می‌کند: «محارب هر کسی است که سلاح خود را برهنه و آماده سازد که مردم را بترساند و در زمین اراده فساد داشته باشد و فرقی نمی کند که در خشکی باشد یا در دریا، در شهر یا غیر شهر (مثل راه ها و بیابان ها)، در شب یا روز، زن و مرد در آن یکسانند».[۵۱]

شیخ طوسی هم در قطاع الطریق در کتاب «المبسوط» می نویسد: «مطابق روایات ما مراد آیه هر کسی که سلاح کشیده و مردم را می ترساند چه در دریا و چه در خشکی و چه در بیابان و روایت شده است «لص» دزد هم محارب است و در بعضی آمده که مراد آیه قطاع الطریق است چنان چه که فقها عامه نیز همین گونه گفته اند».[۵۲] هم چنین در النهایه آورده اند: «محارب کسی است که از اهل ریبه[۵۳] باشد و سلاح بکشد چه در شهر و چه در غیر شهر، چه در سرزمین شرک و چه در زمین اسلام، چه شب چه روز و در هر وقتی و در هر جایی، هر کس این کار را انجام دهد، محارب محسوب می شود».[۵۴]

در تعاریفی که از ایشان نقل شده، ضمن این که محاربه را به سلاح کشیدن به قصد ترساندن مردم و سلب امنیت از آن تعبیر کرده‌اند معنای آن را به تمام کسانی که در بیرون یا داخل شهر مرتکب این فعل می‌شوند سرایت می‌دهند؛ هم چنین ایشان صرف اسلحه کشیدن در روی زمین را محارب تلقی نمی کنند، بلکه ایجاد هراس و ترس و سلب امنیت در تحقق موضوع را شرط قرار داده‌اند.ابن ادریس حلی نیز در بخش حدود در کتاب «السرائر» می نویسد: «و نزد ما مراد آیه هر کسی است که به قصد ترساندن مردم سلاح بکشد چه در دریا و چه در خشکی و چه در آبادی و شهرها و چه در بیابان ها و صحرا، در هر جا این عمل از کسی ثابت گردد امام مخیر است چنان چه در آیه آمده به یکی از چهار صورت مجازات کند».[۵۵]

با این وجود ایشان در باب جهاد در بخش احکام مربوط به اهل بغی و محاربین می‌گویند: «محارب کسی است که قصد گرفتن مال انسان را داشته باشد و برای این کار سلاح به دست گیرد، چه در خشکی و چه در دریا، چه در حضر و چه در سفر، هر گاه چنین عملی از کسی سر زند، جایز است که انسان او را از خود و مال خود دفع کند».[۵۶]

در این تعریف بر خلاف، تعریف پیشین، تحقق محاربه مستلزم قصد گرفتن مال دیگری است ولی با توجه به عبارت «جایز است که انسان او را از خود و مال خود دفع کند» ظاهراًً وجود این مسأله مقید نمودن محاربه به اخذ مال نیست بلکه تعمیم محاربه به موارد دیگر است مانند این که شخصی برای اخذ مال سلاح بکشد و قصد ارعاب و قتل را نداشته باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:17:00 ق.ظ ]




– دیدگاه مازلو

مازلو[۳۸] ویژگی‌های افراد سالم از نظر روان شناختی را به شرح زیر بیان می‌کند:

این افراد نیازهای سطوح پایین را برآورده کرده‌اند و اختلال روان شناختی ندارند. می دانند که چه کسی هستند، چه هستند و کجا می‌روند. از لحاظ سنی تقریباً میانسال و سالخورده­اند، زیرا جوانترها حس توانایی هویتی و استقلال ندارند و هنوز به پرورش ارزش‌ها، شکیبایی، شهامت و خردمندی نپرداخته اند. ادراک افراد سالم از واقعیت درست است، به عبارتی دیگر، شناخت آن ها از هستی، عینی است. جهان را به صورت عینی و نه برای نیازهایشان ادراک می‌کنند. این افراد طبیعت دیگران و خویشتن را به صورت واقعی و حقیقی می‌پذیرند، لذا حالت تدافعی ندارند و با خودشان در صلح و آشتی هستند و تمایلات نفسانی خود را بدون حالت تدافعی می‌پذیرند. به مسائل خارج از خودشان توجه دارند، تعهد حرفه ای دارند، بدون استثناء وظیفه شناس هستند.

از دیگر ویژگیهایی که مازلو برای افراد سالم ذکر می­ کند خودانگیخته بودن، طبیعی بودن، نیازمند به خلوت و استقلال، مقاومت در مقابل فرهنگ پذیری، نوع دوستی، تفاوت گذاری بین هدف و وسیله و … می‌باشد (هجل و زیگلر [۳۹] ، ۱۹۹۱، ترجمه علی عسکری، ۱۳۷۹).

-دیدگاه فروم

از دیدگاه فروم[۴۰] (۱۹۴۱، به نقل از ممبینی، ۱۳۷۹)، انسان سالم کسی است که عمیقاً عشق می ورزد و خودش و جهان را به شکل عمیقی ادراک می‌کند، اساس درست و پایدار دارد، با جهان در پیوند است و در آن ریشه و اصالت دارد و حاکم بر سرنوشت خودش است. فروم شخصیت سالم را دارای جهت گیری بارور می­داند، که خود مستلزم توجه، احساس مسئولیت و احترام و شناخت است.

– دیدگاه موری[۴۱]

به عقیده موری (۱۹۳۸، به نقل از شمائی، ۱۳۸۳)، فرد سالم از ساختار روانی خودش آگاهی لازم را دارد. همچنین فرد سالم در عین اینکه بین نیازهای مختلفش تعارض ندارد، از انواع نیازها نیز به نحو مناسب استفاده می‌کند. به عقیدۀ موری، در انسان سالم ابتدا «نهاد[۴۲]» سپس من برتر، و پس از آن «من» به ترتیب نقش عمده را در کنترل رفتار ایفا می‌کنند و با نظارت خردمندانه «من» و مواظبت «من برتر» تکانه های نهاد به صورت قابل قبول ارضا می‌شوند. از نظر موری «نیازها» یکی دیگر از مفاهیم مهم هستند. به عقیدۀ وی شخص سالم کسی است که نیازهای تثبیت شده نداشته باشد، بین من برتر و من آرمانی آن فاصله زیادی وجود نداشته، نیازهای درونی یا نهفته او در جهت معیارهای درونی شدۀ من برتر باشد و ‌بر اساس نیازهای واکنشی عمل نکند. نیازهایش در حالت تعارض و متضاد با هم نباشد. موری معتقد است که تخیل و خلاقیت[۴۳] قوی ترین ویژگی سلامت روانی هستند.

-دیدگاه اریکسون

به عقیده اریکسون[۴۴] (۱۹۶۸)، سلامت روانشناختی هر فرد، به همان اندازه است که توانسته است توانایی متناسب با هر کدام از مراحل زندگی را کسب کرده باشد. اریکسون صفات متمایز کنندۀ سلامت ‌روان‌شناختی را چنین ارائه ‌کرده‌است: «فردی که در جامعه زندگی می‌کند بایستی از تعارض عاری باشد، بایستی از استعداد و توانایی بارزی استفاده کند، در کارش ماهر و استاد باشد، ابتکار نامحدود داشته باشد، از انجام لحظه به لحظه حرفه اش پسخوراند[۴۵] بگیرد و در نهایت ‌در مورد فرایند زندگی نظریه روشن و قابل درکی داشته باشد».

– نظریه شناختی آلبرت الیس

نظریه عقلانی ـ عاطفی ـ رفتاری الیس یکی از نظریه های شناختی می‌باشد که در این‌ جا به بررسی آن‌ می‌پردازیم. این نظریه انواع تفکرات‌ غیرمنطقی (که متغیر مستقل تحقیق حاضر می‌باشد) را به عنوان عامل اصلی مشکلات انسان‌ها معرفی می‌کند. فلدمن[۴۶] (۱۹۸۷؛ به نقل از کردفروشانی و همکاران، ۱۳۸۶) می‌نویسد؛ الیس معتقد است که بسیاری از ناراحتی‌های مردم و زندگی عاطفی نامنظم آن ها ریشه در انواع عقاید غیرمنطقی و غیر واقعی ‌در مورد جهان پیرامون آن ها دارد. آلبرت الیس بنیان‌گذار نظریه عقلانی ـ عاطفی معتقد است باورها ‌و اعتقادات غیرمنطقی موجب اختلالات عاطفی می­شوند. وی معتقد است آنچه سلامت روانی را به خطر می اندازد تفکرات غیرمنطقی و غیرعقلانی هستند. انسان به واسطه محیط و محرک‌های محیطی آشفته نمی­ شود، بلکه دیدگاه وتصوری که او از محیط ‌و اشیاء دارد موجب نگرانی واضطراب در وی می­ شود. در نظریه عقلانی ـ عاطفی الیس که به صورت ABC بیان شده است ، A حادثه ای­است که اتفاق می ­افتد و به نحوی آرامش زندگی فرد را به هم می زند. B نظام اعتقادی فرد است و C عکس العمل فرد در مواجهه با A است (شفیع آبادی،۱۳۷۱؛ به نقل کردفروشانی و همکاران، ۱۳۸۶) .

نظریه عقلانی ـ عاطفی ـ رفتاری برای اولین بار به طور منظم و نظام‌دار توسط آلبرت الیس (۱۹۶۹) روان‌شناس آمریکایی معرفی شد. می‌یر و سالمان[۴۷] (۱۹۸۸؛ به نقل از کردفروشانی و همکاران، ۱۳۸۶) معتقدند که درمان عقلانی ـ عاطفی تقریباً به طور انحصاری توسط الیس عنوان شد و شاخه‌ای از درمان بر اساس نظریه های شناختی، روان تحلیل‌گری و انسان‌گرایی می‌باشد.

۲-۱۰- باورهای غیر منطقی

یک باور، هر گونه فرض اساسی، چه آگاهانه ویا ناآگاهانه است که به اشخاص این آمادگی را می­دهد که وقایع را به نحو خاصی درک کنند ونوع خاصی را از اعمال ، انجام دهند. باورها به سه دسته تقسیم می­شوند: توصیفی، سنجشی و تجویزی.

باورهای توصیفی: واقعیت‌های مورد قبول راجع به یک فرد، دیگران و اوضاع مختلف می­باشند. مثلاً فردی ممکن است معتقد باشد وی فرصت زیادی برای رسیدن به موفقیت دارد.

باورهای سنجشی: بیان کننده قضاوتهایی نظیر خوبی، بدی، درست و یا اشتباه در روابط با خود و دیگران و محیط است. باورهای سنجشی می ­تواند مطابق با باورهای توصیفی باشد. مثلاً «من استعداد خوبی برای موسیقی دارم».

باورهای تجویزی: آنچه را یک فرد بالاجبار باید انجام دهد، دیکته ‌می‌کنند و این در صورتی است که کارهای او باید مبتنی بر باورهای قابل ارزیابی باشند. مثلاً بر اساس باورهای قابل ارزیابی و توصیفی بالا ‌می‌توان گفت که: اظهار قاطع کردن، کامیابی و اظهار عقیده­کردن رفتارهای شایسته ای هستند و خود یک فرد و دیگران باید ‌به این صورت عمل کنند. باورها ابعاد شناختی، نفسانی و رفتاری دارند. بعد شناختی عبارت است از اطلاعاتی که آن باور مبتنی برآن است و اساسی برای قضاوت ‌در مورد آنچه خوب، بد، درست یا اشتباه است، ‌می‌باشد. مبنای اطلاعات و قضاوت برای بعد شناختی یک باور از منابع بسیاری ناشی می­ شود. نمودهای قدرت نظیر والدین منشا مهمی هستند. در چارچوب روابط فرزند و والدین، فرزندان وقایع مهمی را در خصوص دنیا ، شرایط خاص و مردم ‌و خودشان فرا می­ گیرند. همچنین قضاوتهایی راجع به وقایع یاد می­ گیرند ‌و دوست دارند هم این وقایع را و هم قضاوت‌های انجام شده را ‌در مورد آن ها به طور کامل قبول کنند. این وقایع ممکن است ریشه در خرافات، واقعیات یا اسطوره­ ها داشته باشند. یک قضاوت ممکن است صحیح و قابل تغییر یا نادرست و پایدار در شرایط گوناگون به حساب نیاید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:17:00 ق.ظ ]




برای این منظور فیلم­های کوتاه ویدئویی از محیط واقعی ترافیک از زاویه دید راننده تهیه شد. برای تهیه فیلم کوتاه ویدئویی از دوربین گوشی همراه باکیفیت ۵ مگا پیکسل استفاده شد که در داخل ماشین پشت شیشه­ی جلوی اتومبیل از زاویه دید راننده و در مکانی نسبتاً ثابت قرار گرفت. به میزان ۱۸ ساعت رانندگی در خیابان­های سطح شهر مشهد فیلم­برداری شد. در ابتدا فیلم­های گرفته‌شده از سطح شهر مشهد به وسیله نرم­افزار ویرایش فیلم صدابرداری و به برش­های ۲۰ تا ۲۵ ثانیه­ای (این زمان با توجه به میانگین فیلم­های کوتاه آزمون­های درک خطر استاندارد روی خط[۳۳۶] که در دامنه ۸ الی ۵۰ ثانیه­ای بودند و به نسبت تعداد فیلم­های موجود در یک آزمون، محاسبه گردید) بریده شدند. با مطالعه پیشینه پژوهش که عامل­های خطر را معرفی نموده بودند (سومر، یونال، بیردال؛ ۲۰۰۷) و نیز بررسی نمونه ­هایی از آزمون­های درک خطر روی خط انگلستان و بر اساس سناریوهای مورد تأیید در سایت (http://www.theorytestadvice.co.uk/hazard-perception-test/hazard-perception-types.php)، سناریوهای ترافیکی استاندارد موردنیاز برای ساخت آزمون شناسایی و بر اساس آن‌ ها فیلم­های ترافیکی از سطح شهر مشهد تهیه شد. این فیلم‌های کوتاه شده (۳۱۷ قطعه) به ۲ کارشناس بیمه (کارشناس بررسی صحنه تصادف) و ۲ پلیس راهور (یک پلیس کنترل نامحسوس و یک پلیس راهنمایی رانندگی) و ۲ راننده با سابقه رانندگی نزدیک ۲۰ سال که طی ده سال اخیر تصادف یا برخورد نداشتند، نشان داده شد. از آن‌ ها خواسته شد تا بعد از شناسایی نوع خطر (عابر، وسیله­ نقلیه­ی دیگر، کودک، دوچرخه یا موتورسوار، علائم راهنمایی و رانندگی)، قطعه فیلم­ها را ازنظر درجه­ خطر (خیلی خطرناک­_خطرناک_کم­خطر­­_خیلی کم­خطر) و تعداد موقعیت­های خطر ادراک‌شده در هر قطعه فیلم (یک موقعیتی و چند موقعیتی) طبقه ­بندی کنند. با توجه به نظرات آن‌ ها در انتها ۳۱ قطعه فیلم که در آن‌ ها فقط یک موقعیت خطر وجود داشت و میزان خطر آن‌ ها خیلی خطرناک یا خطرناک درجه‌بندی ‌شده بود، برای ساخت آزمون انتخاب شدند. در میان قطعه فیلم­های غیربومی که از منابع مربوط اخذ شده بودند، سه کلیپ ازلحاظ وجود خطر، درجه خطر و مشابهت زیاد به شرایط بومی مورد تأیید گروه قرار گرفت و به مجموعه برای ساخت آزمون اضافه شد. درمجموع ۳۴ قطعه فیلم کوتاه به دست آمد.

قطعه فیلم­ها به وسیله نرم­افزار Super­_lab4 به صورت آزمونی که بتواند زمان دقیق پاسخ­های آزمودنی­ها را در خروجی ثبت کند، تنظیم شد. نمره­ی کلی هر آزمودنی نیز بر اساس جمع زمان واکنش­های وی برای هر قطعه فیلم بود. برای تعیین زمان واکنش مناسب برای هر فیلم لازم بود زمان شروع (زمانی که خطر کم­کم در صحنه نمایان و ظاهر می­ شود) و انتهای هر خطر (خطر از میدان دید خارج می­ شود و جواب­های بعدازآن نیز محاسبه نمی­ شود) به طور دقیق توسط کارشناسان مذبور مشخص شود. برای این منظور، کارشناسان و گروه مطالعاتی برای بار دوم تک‌تک قطعه فیلم­ها را با سرعت آهسته (۲۵/۰*) مشاهده نمودند و هر یک به طور جداگانه زمان شروع و ختم خطر را تعیین نمودند. از میانگین نظرات ایشان، برای تعیین زمان شروع و انتهای خطر (به‌اصطلاح دامنه یا پنجره‌ی خطر) در هر قطعه استفاده شد.

از این آزمون دو نمره جداگانه به دست می ­آید:

    • نمره درک خطر ترافیکی: توانایی درک خطر بالا ‌به این صورت تعریف‌شده است که فرد هرچه سریع‌تر و زودتر به خطرات پاسخ دهد. به همین خاطر، دامنه قابل‌رؤیت خطرات (نقطه­ شروع و انتهای هر خطر) به پنج قسمت تقسیم شد و اگر پاسخ ثبت­شده در نخستین دامنه (نزدیک­ترین دامنه به شروع خطر) قرارگرفته باشد، امتیاز شرکت­کننده پنج خواهد بود و در مقابل، اگر پاسخ ثبت­شده در آخرین دامنه (نزدیک­ترین دامنه به انتهای خطر) قرارگرفته باشد، امتیاز یک برای ایشان در نظر گرفته می­ شود. پاسخ­هایی که در این دامنه کلی (از شروع تا انتهای خطر) قرارگرفته نشد، امتیاز صفر را به خود اختصاص دادند و در فیلم­هایی که شرکت­کننده­ها به آن‌ ها پاسخی نداده بودند، امتیاز منفی یک (۱-) برای آن‌ ها ثبت شد. نمره نهایی افراد با جمع تمامی امتیازاتی که از هر قطعه فیلم به طور جداگانه به دست آورده است، محاسبه شد.

  • میانگین زمان واکنش به محرک­های خطر: در این آزمون علاوه نمره درک خطر ترافیکی که توضیح آن در بالا شرح داده شد، نمره­ی زمان واکنش به محرک­های خطر نیز محاسبه گردیده است. همان طور که پیش­تر بیان شد برای ساخت آزمون درک خطر ترافیکی، از نرم­افزار super_lab4 استفاده شد. در خروجی این نرم­افزار، زمان پاسخ­گویی به هر قطعه فیلم ثبت شده است. از مجموع زمان واکنش به قطعات فیلم میانگین گرفته شده که این میانگین معرف زمان واکنش آزمودنی­ها به محرک­های خطر ترافیکی در نظر گرفته شده است. هر چه این میانگین بیشتر باشد ‌به این معنا خواهد بود که آزمودنی خطرات ترافیکی را دیر و با تأخیر درک کرده یعنی آزمودنی زمانی به خطرات پاسخ داده است به موقعیت خطر نزدیک بوده است و این خود می ­تواند بیان­گر رانندگی مخاطره‌آمیز باشد. در حالی که زمان واکنش کوتاه­تر به خطرات ترافیکی معرف آن خواهد بود که آزمودنی خطرات ترافیکی را زود و بافاصله‌ی مناسب درک ‌کرده‌است و عملاً بیان­گر رانندگی ایمن­تر خواهد بود.

در این پژوهش از روش آلفای کرونباخ که در بیشتر پژوهش­ها مبنای سنجش پایایی قرار ‌می‌گیرد استفاده شده است. در این روش، اجزاء یا قسمت­ های آزمون برای سنجش پایایی آزمون به کار می‌روند. زمانی که این ضریب بزرگ‌تر از ۷/۰ باشد، آزمون از پایایی قابل قبولی برخوردار است. ضریب آلفای کرون باخ برای این آزمون در نمونه پژوهش حاضر ۶/۹۳ درصد به دست آمد. ازآنجایی‌که آلفای کرون باخ معمولاً شاخص کاملاً مناسبی برای سنجش قابلیت اعتماد ابزار اندازه‌گیری و هماهنگی درونی میان عناصر آن است. ‌بنابرین‏ قابلیت اعتماد ابزار مورداستفاده در این تحقیق به کمک آلفای کرونباخ با درجه بسیار خوب تأیید شده است.

به منظور تأمین پایایی بـه روش باز آزمایی، پـس از یک ماه از اجرای اولیه، مقیاس موردنظر بر روی ۱۵ نفر از دانشجویان دانشگاه فردوسی مجدداً اجرا شد. طبق نتایج باز آزمایی ضـریب همبـستگی بین اجرای اول و اجرای دوم برابر با ۷۴۸/۰ ‌می‌باشد. ایـن مقـدار شاخصی از پایایی آزمون است.

آزمون برو/نرو

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:16:00 ق.ظ ]




در این فصل به بررسی مبانی نظری و پیشینه تحقیقات صورت گرفته پیرامون مفاهیم “کارآفرینی اجتماعی” و “تامین مالی” پرداخته شده. در ابتدا بعد از ارائه تعاریف هریک از مفاهیم، سعی در رسیدن به یک تعریف مشترک برای ادامه تحقیق گشته و سپس برای دستیابی به شناختی همه جانبه و جامع عناصر، ساره ها و روابط تاثیر گذار و شکل دهنده هر یک از مفاهیم مورد بررسی قرار گرفته اند.

در ادامه تحقیقات داخلی و خارجی مرتبط با موضوع اصلی تحقیق مورد بررسی قرار گرفته اند، در این قسمت سعی گردیده تا با مطالعه این تحقیقات که در مجلات معتبر داخلی و خارجی به چاب رسیده اند، با نظریه های محققان، روش های استفاده شده توسط آن ها و یافته های تحقیقاتشان آشنا گردیده و این موارد را برای تحقیق پیش رو مورد استفاده قرار داد.

در بخش انتهایی فصل نیز مدل های انتخابی برای طراحی و تحلیل مدل کسب و کار معرفی شده اند.

۲-۲ مبانی نظری تحقیق

در اینجا ابتدا به تعریف نظری حول مفهوم کارآفرینی اجتماعی پرداخته شده. سپس به مفهوم کارآفرینی اجتماعی، کسب و کار های اجتماعی، تفاوت کارآفرینی اجتماعی با کارآفرینی اقتصادی، و نظریه های ‌کارآفرینی اجتماعی مورد بررسی قرار می‌گیرد. در ادامه به ادبیات تامین مالی و انواع روش های تامین مالی از دیدگاه محققان مختلف بررسی می شود. و بخش بعدی به مدل های تامین مالی کارآفرینان اجتماعی پرداخته می شود.

۲-۲-۱ کارآفرینی اجتماعی

در این بخش اصطلاح کارآفرینی اجتماعی بررسی و تشریح می شود که عمدتاً بر مطالعه مرور ادبیات استوار است.

۲-۲-۱-۱ تعریف کارآفرینی اجتماعی

در رابطه با مفهوم کارآفرینی اجتماعی، نویسندگان تعاریف متفاوتی ارائه کرده‌اند که در زیر به تعدادی از آن ها اشاره می شود:

جدول(۲-۱) تعریف کارآفرینی اجتماعی

مک نامارا(۱۹۹۹)

کارآفرینی اجتماعی، کسی است که کسب و کار غیرانتفاعی را برای ایجاد درآمد جهت هزینه کردن برای خدمات اجتماعی متقبل می شود.

پرابوهو(۱۹۹۹)

افرادی هستند که سازمان های کارآفرینانه یا کسب و کارهای مخاطره آمیز، که مأموریت‌ اصلی آن ها، تغییر اجتماعی و توسعه و بهبود ‌گروه‌های مشتریانشان است را به صورت نوآورانه خلق و مدیریت می‌کنند.

مورس و دودلی(۲۰۰۲)

کارآفرینان مدنی یا اجتماعی کسانی هستند که برای بنانهادن سرمایه اجتماعی در فرایند بهبود جامعه، روحیه کسب و کارهای بازرگانی را با روحیه جامعه گرایی در هم می آمیزند.

کوک، داس و میشل۲۰۰۲

کارآفرینی اجتماعی، طراحی شراکت اجتماعی بین بخش های عمومی- اجتماعی و تجاری به منظور مهار قدرت بازار، در جهت منافع عمومی است.

تامسون و همکاران۲۰۰۰

فرایند افزودن ایده های جدید و متفاوت با هدف ایجاد سرمایه اجتماعی با تمرکز بر اقداماتی که توسط شاغلان بخش خصوصی، به عهده گرفته شده است.

سولیوان و مرت۲۰۰۳

جستجو برای شناسایی فرصت هایی که به تأسيس سازمان های اجتماعی جدید و نوآوری مستمر در آن ها منجر می شود.

لیدبیر۱۹۹۷

شناسایی منابعی که آن ها به میزان کمی استفاده شده و استفاده بیشتر از آن ها برای رفع نیازهای اجتماعی

منبع(روستا و همکاران،۱۳۸۸؛ میرک زاده، بهرامی،۱۳۹۰:۴۲)

۲-۲-۱-۲ مفهوم کارآفرینی اجتماعی

واژه ی کارآفرینی، تاریخ پرباری در پس خود دارد. ابتدا اقتصاددانان بودند که ‌به این مفهموم توجه کردند و سپس به حوزه ی مدیریت تسری یافت (صمد آقایی، ۲:۱۳۸۶).

اقتصاددان فرانسوی که در قرن ۱۹ معنای جدیدی ‌به این کلمه بخشید، جان باتیست سی بود. به باور وی «کارآفرین فردی است که مسئولیت تولید و توزیع فعالیت اقتصادی خود را بر عهده می‌گیرد و کارآفرینی یعنی ارتقای بازده منابع از یک سطح به سطحی با بهره وری بیشتر.» در قرن ۲۰ میلادی ژوزف شومپیتر، کارآفرین را نیروی محرکه و موتور توسعه اقتصادی و کارآفرین را اصلاح و تغییر الگوی تولید دانست، به نظر وی ویژگی تعیین کننده ی کارآفرین، انجام کارهای جدید و یا ابداع روش های نوین در انجام کارهای جاری است(احمدپور داریانی و همکاران، ۸:۱۳۸۵-۶). هرچه بسیاری از کارآفرینانی که باتیست و شومپیتر مدنظر داشتند، کار خود را با راه اندازی کسب و کاری سودآور و نو آغاز کرده‌اند اما نمی تواند جوهر اصلی کارآفرینی باشد. آن چه امروزه به عنوان مبنای تعاریف نوین کارآفرینی به کار می رود، برپایه ی تعاریف باتیست- شومپیتر که کارآفرینان را “نوآوران، عوامل تغییر و موتور محرکه ی در پس توسعه اقتصادی” نامیده بودند، بنا شده است. از نظر دراکر، کارآفرینان، کاشفان فرصت ها هستند و هرچند امکان دارد خود آن ها عامل تغییر نباشند اما فرصت های تغییر در حوزه های مختلفی مانند اجتماع، فناوری، بازار و … را به بهترین نحو شناسایی می‌کنند(دیز،۲۰۰۱). طی سال ها دیدگاه های متنوع و تعاریف مختلفی در ارتباط با کارآفرینی ارائه شد، اما امروزه تعریف منحصر به فردی نیست که از طرف همگان پذیرفته شده باشد. تعاریف بر طیف وسیعی از فعالیت ها تأکید می‌کنند، که عبارتند از: تحمل ابهام، خلق سازمان جدید، کشف فرصت ها، جمع‌ آوری عوامل تولید و تولید ترکیب های جدید(بلیفید،۲۰۰۸)[۱۵].

همان طور که کارآفرینان تغییرهایی در وضعیت کسب و کار به وجود می آورند، کارآفرینان اجتماعی نیز به مثابه عاملان تغییرهایی اجتماعی عمل می‌کنند، آن ها با بهره برداری از فرصت هایی که توسط دیگران نادیده گرفته می شود، نسبت به رشد جامعه با رویکردهای جدید و خلق راه حل هایی برای بهبود وضع آن ها اقدام می‌کنند. بیل درایتون، بنیان گذاران مؤسسه‌ ی آشوکا اعتقاد دارد: « کارآفرینان اجتماعی نه تنها با دادن ماهی به فرد گرسنه راصی نمی شوند، بلکه حتی آموزش ماهی گیری به فرد نیز قانع شان نمی کند، بلکه آن ها به دنبال ایجاد تحول در صنعت ماهی گیری هستند» (دیز،۲۰۱،ص۶).

میر و نوبرآ عقیده دارند کارآفرینان اجتماعی افرادی عادی هستند که کارهایی غیر عادی انجام می‌دهند (مایر و نوبا،۲۰۰۳)[۱۶]. باوجود توجه روز افزون ‌به این موضوع، هم چنان کارآفرینی اجتماعی در نظر افراد متفاوت، معانی مختلفی دارد. برخی کارآفرینی اجتماعی را منحصر به سازمان‌های غیر انتفاعی که برای پیش برد اهداف خود، فعالیت های سودآور و درآمدزا انجام می‌دهند، می دانند. بعضی این مفهوم را برای تمام کسانی که نسبت به راه اندازی سازمان های غیر انتفاعی اقدام می‌کنند به کار می‌برند. گروهی آن را تنها مختص دسته ای از فعالیت های سازمان های انتفاعی می دانند که اهداف عام المنفعه دارند. جرج دیز در مقاله ی خود با عنوان «معنای کارآفرینی اجتماعی» می‌گوید: «کارآفرینان اجتماعی گونه ای از کارآفرینان با اهداف اجتماعی هستند» (دیز،۲۰۰۱). وی می افزاید: «افرادی که در کارشان نوآوری بیش تری داشته و منجر به ایجاد توسعه ی اجتماعی می‌شوند، به طبع کارآفرین تر هستند.» بدین ترتیب کارآفرینی اجتماعی می‌تواند شامل اهداف اجتماعی فعالیت های تجاری مانند تأسیس صندوق های اعتبارهای خرد، و یا یافتن راه حل هایی نو برای پاسخ گویی به معضل های اجتماعی باشد(دیز،۲۰۰۱).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:16:00 ق.ظ ]




۲-۲-۲-۱۱-۷ تأمین منابع سازمانی

منابع انسانی، سرمایه ای،مالی، روابط برون سازمانی و فناوری از جمله منابع کلیدی هر سازمان برای موفقیت در عرصه های رقابتی امروز به شمار می رود.هیات مدیره ها اغلب با ایجاد روابط خارجی مناسب و سازنده اقدام به تهیه و تامین منابع مورد نیاز خود می‌کنند (اسکات،۱۹۹۲).از جمله شیوه هایی که هیات مدیره ها در تامین منابع سازمانی از آن بهره می جویند می توان به شیوه هایی همچون سرمایه گذاری های مشتری، اتحادیه های تجاری،کنسرسیوم های بازرگانی و…اشاره کرد.در این حوزه هیات مدیره ها می‌توانند با توسعه روابط کاری با افراد و سازمان‌ها به توسعه شایستگی و توانمندی های درون سازمانی و بالندگی منابع انسانی سازمان بپردازند.از جمله نکات مهم در این حوزه عملکردی، شکل گیری ترکیب متنوع هیات مدیره به تناسب نیازمندی های سازمانی(به دلیل حضور در حوزه های کسب و کار خاص و به کارگیری استراتژی های متناسب با آن) می‌باشد. .(همان منبع).

۲-۲-۲-۱۲ عوامل مؤثر بر ترکیب هیات مدیره و جنبه‌های مختلف آن

عمده عوامل مؤثر بر ترکیب هیات مدیره را می توان به پنج دسته عوامل شرکتی، فرهنگی، بازاری، حاکمیتی و قانونی تقسیم بندی نمود. در ادامه ، اثر این عوامل و مؤلفه های سازنده آن بر جنبه‌های مختلف ترکیب هیات مدیره مورد بررسی قرار می‌گیرد.(لگزیان و همکاران،۱۳۹۰).

۲-۲-۲-۱۲-۱ عوامل شرکتی

در بخش عوامل شرکتی مؤلفه هایی همچون اندازه شرکت، نحوه پخش شدن مالکیت سهام و نوع سرمایه گذاری در شرکت می‌تواند بر ترکیب هیات مدیره و جنبه‌های آن مؤثر باشد. در ارتباط با اثر اندازه شرکت تحقیق برجسته کیل و نیکلسون (۲۰۰۳) نشان می‌دهد با افزایش در اندازه شرکت، اندازه ترکیب هیات مدیره افزایش می‌یابد، عضویت چندگانه بیشتر رواج پیدا می‌کند و اعضای مستقل هیات مدیره بیشتر می‌شوند. چیزما و کیم (۲۰۱۰) نیز معتقدند با افزایش اندازه شرکت، بر تعداد اعضای مستقل هیات مدیره افزوده می شود. این در حالی است که نینگ و دیگران (۲۰۰۸) عامل اندازه شرکت را مؤثرترین عامل در اندازه هیات مدیره می‌داند. از سوی دیگر شو و لین (۲۰۰۷) و چیزما و کیم (۲۰۱۰) معتقدند ساختار سرمایه گذاری بر ترکیب هیات مدیره مؤثر است؛ به گونه ای که در شرکتهایی که سرمایه گذاری مشترک داشته اند تعداد اعضای مستقل بیشتری به ترکیب هیات مدیره وارد شده اند. تحقیقات نشان می‌دهد که با قرارگرفتن مالکیت در دست گروه معدودی از افراد همچون مدیران شرکت، سهام‌داران، مؤسسان و سرمایه گذاران نهادی، اندازه هیات مدیره کاهش خواهد یافت. کنگ و دیگران (۲۰۰۷) نیز در بُعد اثرگذاری میزان تمرکز در مالکیت سهام معتقدند در شرکتهایی که مالکیت سهام متمرکز است، ترکیب هیات مدیره دارای تعداد اعضای زن کمتر و میزان کمتری از اعضای مستقل خواهد بود. نینگ و دیگران (۲۰۰۸) نیز معتقدند مالکیت درونی (مالکیت توسط اعضای شرکت) بر اندازه هیات مدیره تأثیر منفی می‌گذارد. از سوی دیگر ویدبی (۱۹۹۷) معتقد است با قرار گرفتن تمرکز مالکیت در دست سرمایه گذاران نهادی، بر تعداد اعضای مستقل هیات مدیره افزوده می شود. .(همان منبع).

۲-۲-۲-۱۲-۲ عوامل فرهنگی

در بخش عوامل فرهنگی مؤلفه هایی همچون پرهیز از عدم اطمینان، مردگرایی، فردگرایی و فاصله قدرت می‌تواند بر ترکیب هیات مدیره و جنبه‌های آن مؤثر باشد. لی و هریسون (۲۰۰۸) با اشاره به اثر ابعاد فرهنگی بر ترکیب هیات مدیره معتقدند رابطه مثبتی میان عوامل پرهیز از عدم اطمینان، فرد گرایی و فاصله قدرت در محیط فرهنگی شرکت و تعداد اعضای مستقل هیات مدیره و رابطه منفی میان عامل مردگرایی و تعداد اعضای مستقل تیم هیات مدیره وجود دارد. از سوی دیگر این محققین معتقدند با افزایش فاصله قدرت و میزان فردگرایی اندازه هیات مدیره کوچک می شود؛ در حالی که با افزایش مردگرایی و پرهیز از عدم اطمینان اندازه هیات مدیره بزرگ تر می شود. .(همان منبع).

۲-۲-۲-۱۲-۳ عوامل بازاری

در بخش عوامل بازاری مؤلفه هایی همچون صنعت مورد فعالیت، شدت رقابت در بازار و پیچیدگی محیط می‌تواند بر ترکیب هیات مدیره و جنبه‌های آن مؤثر باشد. در بُعد اثر صنعت مورد فعالیت بر ترکیب هیات مدیره، هایلند و مارسلینو (۲۰۰۲) و کنگ و دیگران (۲۰۰۷) معتقدند که صنعت مورد فعالیت شرکت می‌تواند بر ترکیب هیات مدیره مؤثر باشد با این تفاوت که هایلند و مارسلینو (۲۰۰۲) معتقدند صنعت بر تنوع جنسیتی اعضای هیات مدیره اثر می‌گذارد و کنگ و دیگران (۲۰۰۷) این اثر را بیشتر بر تنوع سنی و استقلال اعضای هیات مدیره می دانند. در بُعد پیچیدگی های محیطی، مارکاریان و پاربونتی (۲۰۰۷) معتقدند بسته به پیچیدگی بیرونی و درونی شرکت، ترکیب هیات مدیره دستخوش تغییر و تحول می‌گردد؛ به گونه ای که اگر پیچیدگی بیرونی محیط شرکت زیاد باشد، احتمال حضور نمایندگان ‌گروه‌های ذینفع خارجی به صورت یک عضو مستقل در ترکیب هیات مدیره بالاتر می رود و اگر پیچیدگی درونی شرکت بالا باشد، اعضای اجرایی و متخصصان فنی صندلی های بیشتری از ترکیب هیات مدیره را اشغال می‌کنند. در ارتباط با مبحث رقابت در بازار نیز چنگ و دیگران (۲۰۰۸) معتقدند افزایش رقابت موجب تغییر در ترکیب هیات مدیره می شود و نیاز شرکت به حضور اعضایی مستقل بیشتر احساس می‌گردد. هرمالین و ویزبچ (۲۰۰۳) نیز معتقدند که در شرایط بد اقتصادی که میزان رقابت بازار برای بقا به حد نهایت خود می‌رسد، اندازه هیات مدیره کوچک می شود. .(همان منبع).

۲-۲-۲-۱۲-۴ عوامل حاکمیتی

در بخش عوامل حاکمیتی مؤلفه هایی همچون تفکیک دو پست مدیرعاملی و ریاست هیات مدیره، هم راستایی اهداف سهام‌داران و مدیران، دوره فعالیت مدیرعامل و وجود الزامات حاکمیتی در رابطه با ترکیب هیات مدیره می‌تواند بر ترکیب یاد شده و جنبه‌های آن مؤثر باشد. در این ارتباط ووردکرز و دیگران (۲۰۰۷) اشاره می‌کنند در صورتی که مدیرعامل ریاست هیات مدیره را نیز بر عهده داشته باشد، این مسئله بر تعداد اعضای مستقل حاضر در ترکیب هیات مدیره اثر منفی می‌گذارد. این در حالی است که به نظر نینگ و دیگران (۲۰۰۸) اگر مدیرعامل در پست خود برای مدت زیادی فعالیت کند این مسئله می‌تواند بر ترکیب هیات مدیره تأثیر گذار باشد. جاسکیوئیز و کلین (۲۰۰۷) ادعا می‌کنند هر چه اهداف مدیران و صاحبان سهام به یکدیگر نزدیک تر باشد، اندازه هیات مدیره کوچک تر و تعداد اعضای مستقل آن کمتر می‌شوند. .(همان منبع).

۲-۲-۱۲-۵ عوامل قانونی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:16:00 ق.ظ ]




۱-۷ روش گرد آوری داده ها

داده های تحقیق حاضر به صورت می‌دانی از فروشندگان یخچال و به کمک پرسشنامه و مصاحبه جمع‌ آوری گردیده است. به طور کلی در این تحقیق از سه دسته اطلاعات به صورت مکمل وهمراستا با یکدیگر استفاده شده است.

اطلاعاتی که در جهت تدوین فرضیات مؤثر بوده‌اند. این دسته از اطلاعات از طریق مصاحبه مقدماتی با دست اندرکاران صنعت یخچال به دست آمده‌اند.

اطلاعاتی که از طریق پرسشنامه از فروشندگان به دست آمده‌اند.

اطلاعاتی که از طریق منابع ثانویه (نشریات، پایان نامه های مرتبط، کتاب ها )به دست آمده‌اند.

۱-۸ ابزارهای گردآوری داده ها

در تحقیق حاضر داده های ابتدایی بر اساس داده های اولیه موجود و به کمک مصاحبه های صورت پذیرفته با برخی از فعالین صنعت یخچال به دست آمده، و سپس با کمک پرسشنامه‌هایی که امکان امتیاز دهی از ۱ تا ۱۰ را دارا بودند، معیار‌‌های مورد نظر به دست آمد. در نهایت با کمک پرسشنامه سلسله مراتبی معیارهای به دست آمده دو به دو با هم مقایسه گردیده و با کمک نرم افزارانتخاب خبره به تحلیل داده ها پرداخته شد.

۱-۹ روش تجزیه و تحلیل داده ها

با توجه ‌به این که در این پژوهش از روش سلسله مراتبی استفاده گردیده ‌به این منظور برای بررسی و تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارانتخاب خبره استفاده[۱] گردیده است که امکان وزن دهی به معیارهای مورد نظر و مقایسه آن ها را فراهم ‌کرده‌است.

۱-۱۰ جامعه آماری

جامعه آماری این تحقیق کلیه فروشندگان یخچال در خیابان جمهوری شهر تهران می‌باشند. دلایل این که فروشندگان یخچال به جای مصرف کنندگان نهایی به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شده‌اند عبارتند از:

نظرات فروشندگان در حقیقت میانگینی است از نظرات کلیه مشتریانی که از آن ها خرید می‌کنند.

با توجه به اینکه فروشندگان در واقع ارائه دهنده برندهای مختلف می‌باشند با مقایسه بین آن ها به سوالات پرسشنامه پاسخ داده‌اند.

۱-۱۱ کاربردهای پژوهش

بازاریابی درست، برای موفقیت هر شرکتی حیاتی است. بنگاه های اقتصادی بزرگ همچون الجی، سونی، بوش، سامسونگ، از بازاریابی استفاده می‌کنند. اگر به اطرافمان توجه کنیم برای نمونه در منزل، محل کار، محل تفریح و بازی و هر کجا که هستیم حضور گسترده این برند ها را در داخل کشورمان می‌بینیم. ‌بنابرین‏ حالا دیگر بازاریابی تنها به صورت اتفاقی به چشم آمدن نیست؛ در پشت این تبلیغات، شبکه گسترده ای از افراد و فعالیت‌های رقابتی وجود دارد که سعی می‌کنند نظرتان را جلب کرده و به خرید وادارتان کند.

در این تحقیق برآنیم تا ضمن شناسایی و اولویت بندی مهمترین عناصر آمیخته بازاریابی درخرید یخچال به عنوان یک هدف فرعی، دو برند الجی واسنوا با توجه ‌به این عناصر با هم مقایسه شوند. در واقع رتبه بندی عناصر آمیخته بازاریابی مؤثر بر خرید یخچال می‌تواند به مدیران شرکت های لوازم خانگی ایرانی به عنوان تصمیم گیرندگان کمک کند تا نقطه نظرات مشتری را در یابند و آن ها را در اهداف و استراتژی ها شرکت خود بگنجانند و در نهایت بتوانند در بازار به سهم بیشتری برسند، سود آوری شرکتشان را بالا ببرند و یا حتی جلوی شکست سازمان خود را بگیرد.

۱-۱۲ تعریف واژه ها و متغیرهای تحقیق

یخچال: یخچال دستگاهی است که از یک وسیله سردکننده به همراه یک عایق حرارتی و سازوکاری برای انتقال گرما از داخل این محفظه به بیرون تشکیل می‌شود. از یخچال برای خنک نگهداشتن مواد غذایی، داروها و دیگر چیزهای فاسدشدنی استفاده می‌شود.]۸[

آمیخته بازاریابی: فیلیپ کاتلر[۲](۱۹۹۱) آمیخته بازاریابی را مجموعه‌ای از متغیرهای(ابزارهای) قابل بازار یابی می‌داند که شرکت آن ها را برای ‌پاسخ‌گویی‌ به بازار هدف در هم می‌آمیزد. آمیخته بازاریابی در برگیرنده همه کارهایی است که شرکت می‌تواند انجام دهد تا بر میزان تقاضا برای محصولاتش اثر بگذارد.]۱[

فصل دوم

ادبیات ‌و پیشینه تحقیق

۲-۱ مقدمه

در دنیای رقابتی امروز، سازمان ها به منظور بقای خود نیاز به استفاده از فنون بازاریابی و نیز تحقیقات تخصصی بازاریابی دارند. بررسی ها نشان داده است که ناموفق بودن شرکت‌ها از ناتوانی آن ها در بهره‌گیری از فنون بازاریابی نشأت می‌گیرد. این شرکت ها تحولات بازار و تغییرات الگوی مصرف مشتریان را نادیده می‌گرفتند و به جای روی آوردن به بازاریابی پیشرفته، به فروش می پرداختند و کسب سود بیشتر را بر رضایت مشتریان ترجیح می‌دادند.

بازاریابی در عین حال یک جنگ است منتهی نه جنگ با اسلحه و یا تفنگ بلکه چنان که آلبرت امری [۳]در این رابطه می‌گوید: بازاریابی یک جنگ متمدنانه است که در اغلب این نبردها، شرکت‌ها و سازمان‌هایی موفق می‌شوند که از کلمات، ایده ها و نظم فکری مطلوب تری استفاده می‌نمایند، به عبارت دیگر دارای مدیریت بازاریابی به روز و منسجمی باشند تا بتوانند در مبارزه با صحنه های رقابت گام بردارند.]۱[

در این فصل پس از مقدمه به بیان مبانی نظری بازاریابی و صنعت یخچال و پیشینه تحقیق پرداخته شده است.

۲-۲ مبانی نظری

در این بخش به بیان مطالبی ‌در مورد صنعت یخچال در ایران و جهان اشاره داریم همچنین در ادامه به بیان مفاهیم بازار یابی خواهیم پرداخت.

۲-۲-۱ آشنایی با صنعت یخچال

در این قسمت تاریخچه صنعت یخچال در ایران و جهان را بیان می‌کنیم همچنین در ادامه وضعیت صنعت یخچال در ایران را از لحاظ تولید، واردات وصادارات بررسی و مشکلات موجود در صنایع یخچال سازی داخل کشور را بیان می‌کنیم.

۲-۲-۱-۱ تاریخچه یخچال در جهان

ذیلا” به تاریخچه شکل گیری یخچال در سطح جهانی اشاره می‌شود:

اولین یخچال در سال ۱۷۸۴ در دانشگاه گلاسکو[۴] به ثبت رسید. در سال ۱۸۰۵، اولین یخچال که بخار را جایگزین مایع نموده بود، طراحی گردید. در سال ۱۸۵۰ یا ۱۸۵۱ بستنی ساز به ثبت رسید. در سال ۱۸۵۷، یک استرالیایی، دستگاه خنک کن با بخار متراکم را معرفی نمود. در سال ۱۸۵۹، یک فرانسوی سیستم پیچیده تری را ساخت، که برعکس دستگاه های متراکم کننده اولیه، که هوا را به ‌عنوان سردکننده به کار می‌برد، از آمونیاک که سریعا منبسط می‌شود استفاده نمود. یخچال جذبی در سال ۱۹۹۲ توسط یک دانشجوی دانشگاه در سوئد اختراع گردید، که یک موفقیت جهانی بود، و توسط الکترولوکس[۵] تجاری سازی گردید.

در آغاز قرن بیستم، حدود نیمی از خانواده ها در آمریکا در یک محفظه یخ، غذای خود را سرد نگاه می‌داشتند، یخ مورد استفاده در مخزن خانگی گران بود، زیرا مجبور بودند یخ را از دریاچه های زمستانی برش داده و تا زمان مورد نیاز آن را ذخیره نمایند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:16:00 ق.ظ ]




عقلا عالم وقتی چیزی را می­شنوند و یا تصور ‌می‌کنند بلافاصله قضاوت نمی­کنند و نمی­گویند محال است یا ممکن. بلکه در اطراف آن شی مطالعه ‌می‌کنند و جهات استحاله و توالی فاسد را ملاحظه ‌می‌کنند و هنگامی که مطمئن شدند که هیچ کدام از جهات قبح و استحاله را ندارد به امکان آن شی حکم ‌می‌کنند و می­گویند مادامی که برهان قاطع برخلاف آن از سوی شارع نرسیده امر کردن بدان ممکن است و جناب شیخ­الرئیس ابن سینا هم به همین نکته نظر دارد آنجا که می­فرماید:(کل ما قرع سمعک و لم یقم علی امتناعه دلیل فذره فی بقعه الامکان) یعنی «هرچیز عجیب و غریبی گوشت را کوبید فوری نفی نکن بلکه آن را در بقعه و جایگاه امکان بگذار».حال ‌در مورد بحث ما هم که مسئله تعبد به امارات ظنیه باشد ما هرچه گشتیم تالی فاسدی برای تعبد نیافتیم و لذا حکم به امکان می‌کنیم.[۴۷]

مرحوم آخوند خراسانی این اصل را قبول ندارند و در مجموع سه اشکال به آن وارد ‌می‌کنند:

    1. ما اصل وجود چنین سیره­ای را از عقلا عالم قبول نداریم که هر کجا شک در امکان داشتیم، عملاً آثار امکان را بر آن شیء مترتب کنیم و چنین سیره­ای برای ما محرز نیست.

    1. برفرض که چنین سیره­ای باشد؛ ولی حجیّت آن مسلم نیست؛ زیرا سیره عقلائیه باید مورد امضای شارع باشد و دلیل بر اعتبارش قائم شود و سیره مذبور دلیل ندارد؛ زیرا دلیل یا قطعی است و یا ظنی. دلیل قاطع که وجود ندارد؛ وگرنه ما نیز تسلیم می­شدیم. دلیل ظنی هم بر فرض وجودش فایده­ای ندارد؛ زیرا مصادره به مطلوب است و هنوز اصل حجیّت ظن ثابت نشده و اوّل کلام است و چگونه با آن حجیّت سیره عقلا را اثبات کنیم؟

  1. اشکال سوم به مرحوم شیخ این است که اگر وقوع خارجی ثابت شد، دیگری نیازی به اثبات امکان نداریم و بحث از آن بیهوده است و بالاتر از آن را ثابت کرده­ایم و اگر وقوع ثابت نشد بحث از امکان و اثبات آن فایده­ای ندارد. پس سخن شیخ اعظم که از راه بناء عقلا بر اصاله الامکان پیش آمدند، ناتمام است.و قاعده­ای را که شیخ­الرئیس در کتاب اشارات ذکر کردند و به نام قاعده امکان معروف است ممکن است کسی خیال کند این قاعده مؤید کلام شیخ اعظم است و ابن سینا هم می­گویند که بنا را بر امکان بگذارد ولی چنین نیست ؛زیرا امکانی که در تعبد به اماره مطرح است، عبارت است از امکان در مقابل امتناع و وجوب که از اوصاف واقعی و نفس الامری ممکنات و محالات و واجب الوجود هستند و ممکن در واقع دارای وصف امکان ذاتی و وقوعی باشد؛ چون ما بدانیم یا نه، ولی امکانی که در کلام شیخ­الرئیس مطرح است به معنای احتمال در مقابل قطع و یقین است. یعنی اگر چیز عجیبی شنیدی بگو شاید چنین باشد، ولو یقین نداری و جایگاه احتمال در ذهن است. پس قاعده مذبور هم به نفع شیخ اعظم تمام نشد.

اگر بپرسند که چه مانعی دارد در ما نحن فیه هم (باب تعبد به امارات) امکان را به معنای احتمال بگیریم، نه مقابل امتناع و وجوب؟

در پاسخ می‌توان گفت: که امکان ‌به این معنا، بینه و برهان لازم ندارد، بلکه یک امر وجدانی است و هرکس باید به وجدانش مراجعه کند و ببیند چنین احتمالی می­دهد یا نه. درحالی که ایشان برای امکان تعبد نفیاً و اثباتاً استدلال و برهان می ­آورند و درصدد اثبات یک امر واقعی و نفس الامری هستند، پس امکان تعبد به معنای احتمال تعبد در مقابل یقین نیست، و به معنای امکان در مقابل امتناع است.

آخوند خراسانی پس از ردّ دلیل شیخ انصاری برای امکان تعبد، چنین استدلال ‌می‌کنند: همین که مشاهده می‌کنیم که در خارج محقق شده بهترین دلیل بر امکان آن است؛ زیرا اگر ممکن نبود، که ‌به این مرحله راه نمی­یافت. علمای اصول ثابت کرده‌اند که تعبد به بعضی از امارات ظنیه واقع شده و این کاشف از عدم ترتب محال بر چنین تعبدی است و نیازی به استناد به اصاله الامکان و غیره نداریم.[۴۸]

آیت الله حکیم نیز اشکال­هایی را بر شیخ انصاری و محقق خراسانی مطرح می­ کند. اشکال بر شیخ انصاری: دلیل مشهور، که دلیل وجدان باشد، قابل دفاع است و به راحتی نمی­ توان از آن گذشت و گفتند که ما احاطه به تمام جهات حسن و قبح اشیا نداریم؛ بلکه احتمال لزوم محالی که عقل به آن نرسیده، از احتمالات سوفسطایی است که ‌می‌توان به عدم آن قطع پیدا کرد. در نتیجه با دلیل وجدان ‌می‌توان امکان وقوعی تعبد به ظن را پذیرفت.

اشکال بر آخوند خراسانی: بحث از امکان تعبد به ظن بدون ملاحظه وقوع یا عدم وقوع آن، لغو نیست؛ زیرا:

    1. نزاع در امکان، قبل از نزاع در وقوع مفروض است. پس نمی­ توان با دلیل وقوع بر امکان استدلال کرد و اگر دلیل وقوع کافی بود که چنین نزاعی برپا نمی­شد.

    1. نزاع در امکان، از قبیل نزاع در امر عقلی است. پس نمی­ توان با دلیل سمعی بر آن استدلال کرد.

  1. درست است که اگر وقوع تعبد ثابت نشود، بحث از امکان فایده­ی عملی ندارد، وجود فایده­ی عملی شرط در صحت نزاع اصولی نیست. چه بسیار از مسائل اصولی خصوصاًً مسائل مطرح در کفایه الاصول، که تنها فایده علمی دارند.[۴۹]

جمع ­بندی و نتیجه

با نگاهی به سیر بحث معلوم می­ شود که وقوع تعبد به ظن، بهترین دلیل بر امکان آن است و معنای محل نزاع در امکان، جز امکان وقوعی نمی­تواند باشد. و روند بحث اصولیون نشان می­دهد که همه در جست­وجوی راه حلی برای رفع و توجیه اشکال­های مربوط به آثار و لوازم وقوع تعبد به ظن بوده ­اند؛ اشکال­هایی که ریشه در شبهه­ی دیرین ابن قبه دارند.[۵۰]

جواب از دو دلیل ابن قبه

مرحوم شیخ انصاری از دلیل اوّل ابن قبه چهار جواب می­ دهند:

    1. این دلیل یک قیاس است که تعبد به خبر را در فروع دین با تعبد به خبر در اصول دین مقایسه کرده­اید و قیاس در مذهب ما باطل است.

    1. برفرض که قیاس را بپذیریم این قیاس مع­الفارق است و قابل قبول نیست و فرقش این است که در باب اخبار از خداوند انگیزه­ های نفسانی فراوان و فراهم است؛ چون ادعای نبوت و ریاست عامه دارد ولی در اخبار از پیامبر(ص) در فروع دین این انگیزه­ های نفسانی نیست یا نادر است و لذا اگر در اصول دین تعبد روا نیست دلیل نمی­ شود که در فروع دین هم روا نباشد. [۵۱]

    1. شما گفتید «وتالی به اجماع باطل است» ما می­گوییم اولاً مسئله امکان و استحاله یک مسئله عقلی است و اجماع یک دلیل تعبدی شرعی است و با یک دلیل تعبدی نمی­ توان یک حکم عقلی را اثبات کرد و ثانیاًً اجماع مربوط به مقام وقوع است نه امکان یعنی اجماع می­گوید: خبر واحد در اصول حجت نیست نه اینکه بگوید ممکن نیست که حجت باشد.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:16:00 ق.ظ ]




در جدول۸-۴ به آماره‌های توصیفی متغیرهای درهم آمیختگی فکر-عمل اخلاقی، درهم آمیختگی فکر-عمل احتمال رخداد برای خود و درهم آمیختگی فکر- عمل احتمال رخداد برای دیگران در دو زمان پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل پرداخته شده است.

جدول۸-۴٫ آماره‌های توصیفی متغیرهای مورد مطالعه

اخلاقی

خود

دیگران

گروه

زمان

M

SD

M

SD

M

SD

آزمایش

پیش آزمون

۵/۳۵

۳/۹

۷/۶

۳/۵

۷

۸/۲

پس آزمون

۲/۲۶

۶/۸

۵

۴/۱

۶/۴

۴/۱

کنترل

پیش آزمون

۵/۳۴

۳/۱۱

۸

۵/۲

۱/۸

۶/۵

پس آزمون

۳/۳۷

۸/۱۰

۷/۸

۶/۳

۳/۸

۲/۲

همان گونه که ملاحظه می‌شود، میانگین گروه مبتنی بر تعهد و پذیرش در متغیرهای درهم آمیختگی فکر-عمل اخلاقی، درهم آمیختگی فکر-عمل احتمال رخداد برای خود و درهم آمیختگی فکر-عمل احتمال رخداد برای دیگران در پیش آزمون به ترتیب، ۳۵، ۶، ۷ و پس آزمون به ترتیب ۲۶، ۵، ۴ بوده است؛ و میانگین گروه کنترل در متغیرهای درهم آمیختگی فکر- عمل اخلاقی، درهم آمیختگی فکر- عمل احتمال رخداد برای خود و درهم آمیختگی فکر-عمل احتمال رخداد برای دیگران در پیش آزمون به ترتیب، ۳۴، ۸، ۸ و پس آزمون به ترتیب ۳۷، ۸، ۸ بوده است.

نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری تفاوت گروه‌های گروه مبتنی بر تعهد و پذیرش و کنترل در متغیرهای درهم آمیختگی فکر-عمل اخلاقی، درهم آمیختگی فکر-عمل احتمال رخداد برای خود و درهم آمیختگی فکر-عمل احتمال رخداد ‌به این شرح می‌باشد: لامبدای ویکلز=۷۸۳/۰، F=1/14، P-000/0. این نتایج نشان دهنده تفاوت بین نمرات دو گروه می‌باشد (۰۵/۰>P). به عبارت دیگر، ‌می‌توان گفت، تفاوت بین نمرات دو گروه، بیان کننده این مطلب است که به طور کلی مداخله “گروه درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش” بر بهبود متغیرهای درهم آمیختگی فکر-عمل اخلاقی، درهم آمیختگی فکر-عمل احتمال رخداد برای خود و درهم آمیختگی فکر-عمل احتمال رخداد برای دیگران تاثیر معناداری داشته است.

جدول۹-۸٫ نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره برای مقایسه گروه‌های آزمایش و کنترل در پس آزمون

گروه

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

سطح معناداری

اندازه اثر

درهم آمیختگی فکر- عمل اخلاقی

۰۶/۴۹۵

۱

۰۶/۴۹۵

۳/۲۳

۰۰/۰

۶۲/۰

احتمال رخداد برای خود

۲/۵۶

۱

۲/۵۶

۷/۱۴

۰۰۲/۰

۵۱/۰

احتمال رخداد برای دیگران

۳/۴۹

۱

۳/۴۹

۲۲/۸

۰۱۲/۰

۳۷/۰

همان­طور که در جدول۹-۸ نشان داده شده است بین گروه آزمایش که مداخله “گروه درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش”را دریافت کرده‌اند نسبت به گروه کنترل، در متغیرهای درهم آمیختگی فکر-عمل اخلاقی، درهم آمیختگی فکر-عمل احتمال رخداد برای خود و درهم آمیختگی فکر-عمل احتمال رخداد برای دیگران تفاوت معناداری وجود دارد (۰۵/۰ P<)؛ و درهم آمیختگی فکر-عمل اخلاقی، درهم آمیختگی فکر- عمل احتمال رخداد برای خود و درهم آمیختگی فکر-عمل احتمال رخداد برای دیگران گروه آزمایش در پس آزمون کاهش یافته است. بعلاوه اندازه اثر در متغیرهای درهم آمیختگی فکر- عمل اخلاقی ۶۲/۰، درهم آمیختگی فکر-عمل احتمال رخداد برای خود ۵۱/۰، و درهم آمیختگی فکر- عمل احتمال رخداد برای دیگران ۳۷/۰بوده است و این بدین معنی است که به ۶۲ درصد تغییرات مشاهده شده در نمرات پس آزمون متغیر درهم آمیختگی فکر-عمل اخلاقی، ۵۱ درصد تغییرات مشاهده شده در نمرات پس آزمون متغیر درهم آمیختگی فکر-عمل احتمال رخداد برای خود، و ۳۷ درصد تغییرات مشاهده شده در نمرات پس آزمون متغیر درهم آمیختگی فکر-عمل احتمال رخداد برای خود، به دلیل کار مداخله‌ای بوده است. از نظر کوهن، اندازه اثر ۲/۰ مقداری کوچک، ۵/۰ مقداری متوسط و ۸/۰ مقداری زیاد است.

فرضیه پنجم: بین گروه درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش و گروه کنترل در میزان فرونشانی افکار تفاوت معناداری وجود دارد.

جهت تحلیل این فرضیه از تحلیل کواریانس یک‌راهه استفاده شد. برای استفاده از روش تحلیل کوواریانس ابتدا پیش فرض‌های آن، یعنی فاصله‌ای و نسبی بودن داده ها، مستقل بودن، نرمال بودن، همگنی واریانس‌ها، همگنی شیب رگرسیون و خطی بودن بررسی شد. برای بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون کولموگورف-اسمیرنف و برای بررسی مفروضه همگنی واریانس‌ها از آزمون لوین استفاده شد. نتایج نشان دهنده رعایت و برقراری این پیش فرض‌ها برای انجام تحلیل کوواریانس بود. وجود ارتباط خطی بین متغیر کمکی تصادفی و متغیر وابسته و نیز مفروضه همگنی شیب رگرسیون‌ها را می‌توان با بهره گرفتن از نمودار پراکندگی نشان داد. این نمودار و آزمون اثرات بین آزمودنی نشان داد که بین متغیر کمکی تصادفی و متغیر وابسته رابطه خطی وجود دارد و بین گروه ها و پیش آزمون تعامل وجود ندارد (موازی بودن تقریبی خطوط رگرسیون گروه‌های آزمایش و کنترل) (جدول۲-۴). بعلاوه از آنجایی که آزمودنی‌ها در گروه‌های آزمایش و کنترل به صورت تصادفی جایگزین شده‌اند، مفروضه مشاهدات یا گروه‌ها نیز مورد تأیید است. آزمون دوربین واتسون نیز نشانگر مستقل بودن خطاهاست. اگر این آماره بین ۵/۱ تا ۵/۲ باشد جای هیچ نگرانی نیست. بعلاوه اثر متغیرهای جمعیت شناختی و پیش آزمون، کووریت (کنترل) شده و اثرشان حذف گردیده است.

در جدول۱۰-۴ به آماره‌های توصیفی متغیر فرونشانی افکار در دو زمان پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه آزمایش (گروه درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش) و کنترل پرداخته شده است.

جدول ۱۰-۴٫ آماره‌های توصیفی متغیرهای مورد مطالعه

گروه

زمان

میانگین

انحراف معیار

آزمایش

پیش آزمون

۵/۵۰

۰۴/۱۲

پس آزمون

۴۵

۴/۹

کنترل

پیش آزمون

۸/۵۲

۸/۱۵

پس آزمون

۳/۵۵

۳/۱۷

همان گونه که ملاحظه می‌شود، میانگین متغیر فرونشانی افکار در پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش (آموزش مهارت‌های ارتباطی) به ترتیب ۵/۵۰ و ۴۵، و در پیش آزمون و پس آزمون گروه کنترل به ترتیب ۵۲ و ۵۵ است.

جدول۱۱-۴٫ نتایج تحلیل کوواریانس میزان فرونشانی افکار در در دو گروه

منبع پراکندگی

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

سطح معنی‌داری

اندازه اثر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:16:00 ق.ظ ]




تاریخچه تعهد سازمانی

تحقیق در زمینه تعهد سازمانی به طور جدی در دهه ۱۹۶۰ میلادی در جهان، بخصوص در غرب مورد توجه قرار گرفت. اولین رشته از تحقیقات درباره تعهد سازمانی توسط وایت[۹] (۱۹۶۵) انجام شد. وی رساله ی خود را ‌در مورد تعهد که مشهور به «انسان سازمانی» است، منتشر کرد. وایت انسان سازمانی رابه عنوان شخصی توصیف می‌کند که نه تنها برای سازمان کار می‌کند بلکه به آن تعلق دارد. انسان های سازمانی معتقدند، سازمان محلی برای بروز خلاقیت است و تعلق به سازمان یکی از نیازهای اصلی کارکنان است. دو سال بعد از انتشار «انسان سازمانی»، لورنس اظهار نمود: سازمانی مطلوب است که احساس وفاداری کامل نسبت به اهداف سازمانی در میان تمام کارکنانش از بالاترین رده تا پایین ترین رده، رواج پیدا کند. این فرضیه در ادبیات مربوط به تعهد، که تأثیر مثبت تعهد را در سازمان توصیف می‌کند، مورد تأیید قرار گرفته است (معین فر، ۱۳۷۹). شلدن در سال (۱۹۷۱) در بررسی نمونه ای از دانشمندان متوجه شد، تعهد این افراد به سازمان نه به علت سرمایه گذاری هایی که کرده‌اند، بلکه به خاطر روابط و مشارکت اجتماعی آن ها با دیگران است (معین فر، ۱۳۷۹).

تعاریف تعهد سازمانی

تعهد سازمانی مانند مفاهیم دیگر رفتار سازمانی به شیوه های متفاوت تعریف شده است که به اهم آن ها اشاره می شود. در اینجا تعهد هم از نظر لغوی و هم از دیدگاه های مختلف مورد تعریف قرار می‌گیرد.

تعهد عبارت است از: ۱- عمل متعهد شدن به یک مسئولیت یا یک باور۲- عمل ارجاع یا اشاره به یک موضوع ۳- تقبل یا عهده دار شدن انجام کاری در آینده ۴- حالت یا وضعیت اجبار یا الزام عاطفی به انجام کاری در آینده (سنجری، ۱۳۷۶).

سالانسیک[۱۰] تعهد را عبارت از پیوند دادن فرد به عوامل و اقدامات فردی می‌داند (ساروقی، ۱۳۷۵)

بوکانان[۱۱]، تعهد را نوعی وابستگی عاطفی و تعصب آمیز نسبت به ارزش ها و اهداف یک سازمان می‌داند (مدنی، ۱۳۸۴)

پورتر[۱۲]و همکارانش (۱۹۷۹) تعهد سازمانی را به عنوان شدت تعیین هویت یک فرد با سازمان خاص و میزان درگیری و مشارکت و همکاری او با سازمان مطبوعش تعریف نموده اند. شاخص مورد استفاده آن ها جهت سنجش این متغیر شامل ارزیابی، انگیزش، تمایل به باقی ماندن در سازمان و تعیین هویت فرد یا ارزش های سازمان است.

چاتمن و اورایلی (۱۹۸۶) تعهد سازمانی را به معنی حمایت پیوستگی عاطفی با اهداف و ارزش های یک سازمان، به خاطر خود سازمان و ارزش های ابزاری آن (وسیله ای برای دست یابی به اهداف دیگر) تعریف می‌کنند (رنجبریان، ۱۳۷۵).

هربیناک[۱۳]، تعهد سازمانی را پدیده ی ساختاری معرفی می‌کند که حاصل تعاملات یا مراوده های میان شخص و سازمان و تغییرات در سرمایه گذاری صورت گرفته در طول زمان است (رنجبریان، ۱۳۷۵).

به نظر لوتانز و شاو[۱۴] (۱۹۹۲) تعهد سازمانی به عنوان یک نگرش اغلب اینگونه تعریف شده است: ۱- تمایل قوی به ماندن در سازمان ۲- تمایل به اعمال تلاش فوق العاده برای سازمان ۳- اعتقاد قوی به پذیرش ارزش ها و اهداف (اسماعیلی، ۱۳۸۰).

جاکوبز[۱۵]، تعهد را به عنوان فشارهای هنجاری درونی شده برای انجام فعالیت ها می‌داند به طریقی که اهداف و منافع سازمان حاصل شود تعریف می‌کند. در این شیوه تعهد به عنوان یک اعتقاد و هنجار در رابطه با مسئولیت فرد به سازمان در نظر گرفته می شود (جاکوبز، ۲۰۰۸)

استرون در ۱۳۷۷، براون، گرین بری و سامرز در ۱۹۹۵، تعهد سازمانی را به عنوان تمایل کارمند به سازمان، تعیین هویت با آن و میزان چالش وی در سازمان مثل روابط کاری، ارتقاء شغلی، بازنشستگی و اهداف و ارزش های سازمانی مورد بررسی قرار می‌دهند (یوسفیان، ۱۳۷۹)

شهید مطهری درباره تعهد چنین می‌گوید: تعهد به معنی پایبندی به اصول و فلسفه یا قراردادهایی است که انسان به آن ها معتقد است و پایدار به آن ها می‌باشد. فرد متعهد کسی است که به عهد و پیمان خود وفادار باشد و اهدافی را که به خاطر آن ها و برای حفظ پیمان بسته است صیانت کند.

استیرز و پورتر[۱۶](۱۹۸۲) تعهد سازمانی را توجه نسبی تعیین هویت فرد با یک سازمان خاص و درگیری و مشارکت او با آن سازمان بیان کرده‌اند.

انواع تعهد

هرسی و بلانچارد در ۱۹۸۹، اظهار می دارند که مدیران اثربخش در مجموعه ای مرکب از تعهدات زیر اتفاق نظر دارند:

۱- تعهد نسبت به ارباب رجوع

۲- تعهد نسبت به سازمان

۳- تعهد نسبت به خود

۴- تعهد نسبت به افراد

۵- تعهد نسبت به کار

این تعهدات با هم چارچوب اصلی رسیدن به برتری در مدیریت در درازمدت را تشکیل می‌دهند (رضاییان، ۱۳۷۴).

تعهد نسبت به ارباب رجوع : اولین و شاید مهم ترین تعهد مدیران تعهد نسبت به ارباب رجوع است. یک مدیر موفق با خدمت به ارباب رجوع تعهد خود را نشان می‌دهد. در فرهنگ ایرانی و اسلامی ما نیز عبادت به جز خدمت خلق نیست. ارباب رجوع یا مشتری در اصل ملاک تعهد خدمت محسوب می شود. خواه در داخل سازمان یا خارج از سازمان باشد (رضاییان، ۱۳۷۴).

تعهد نسبت به سازمان: مدیران موفق به سازمانشان افتخار کرده و این افتخار را در رفتارشان نشان می‌دهند و ‌به این گونه حس افتخار را به تدریج به دیگران نیز انتقال می‌دهند. این مدیران تعهد خود را به شکل های مختلف نشان داده و تلاش می‌کنند تا این تعهد نسبت به سازمان از طریق راه های زیر انجام گیرد:

۱- ساختن فضای سازمان

۲- حمایت از مدیران عالی

۳- رعایت ارزش های اساسی سازمان (رضاییان، ۱۳۷۴).

تعهد نسبت به خود: سومین تعهد مربوط به خود مدیر می‌باشد. مدیران کمال گرا، از خود تصویر قوی و مثبتی به دیگران ارائه می‌دهند و در تمامی موقعیت ها به عنوان یک نیروی مثبت عمل می‌کنند، البته این امر نباید با خود خواهی با خود محوری اشتباه شود. تعهد نسبت به خود با سه دسته فعالیت مشخص می شود.

۱- نشان دادن استقلال در فکر و عمل

۲- به دست آوردن مهارت های لازم برای اعمال مدیریت

۳- پذیرفتن انتقاد های سازنده (رضاییان، ۱۳۷۴)

تعهد نسبت به افراد: چهارمین تعهد مدیریت تأکید بر کار تیمی و فرد فرد اعضاء گروه دارد. مدیران موفق نسبت به کسانی که برای آن ها کار می‌کنند گذشت و ایثار نشان می‌دهند و سه دسته فعالیت اساسی زیر این تعهد را شکل می‌دهند که عبارتند از:

۱- نشان دادن علاقمندی مثبت و شناخت آنان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:16:00 ق.ظ ]




تعهد راهبردی مستمر:

مدیریت راهبردی نقش کلیدی برای ارتقای رفتار مطلوب از طریق الگو یا ارتباط مستمر دارد. تعهد راهبردی مستمر به مدیریت دانش توسط مدیران سطح بالا و ارشد سازمان یک اصل ضروری برای موفقیت مدیریت دانش است (هری هاران و دیگران، ۲۰۰۲، صص ۲-۱).

چرخه مدیریت دانش :

در این بخش چند مدل مدیریت دانش را که هر یک، ضمن داشتن مشابهت با دیگر مدل ها، بعد خاصی از موضوع را در بر دارند، بررسی می‌شوند تا از این طریق، امکان مقایسه و شناخت ابعاد گوناگون مدیریت دانش، برای یکپارچه سازی و به کارگیری بهتر آن ها فراهم شود. در ادامه مدل مورد استفاده در تحقیق و دلایل استفاده از آن معرفی خواهد شد.

مدل هیسیگ[۷۰]

مدل هیسیگ (۲۰۰۰) از چهار فرایند شامل خلق، ذخیره، انتشار، و به کار گیری دانش تشکیل شده است:

الف) خلق دانش: این امر به توانایی یادگیری و ارتباط بر می‌گردد. در توسعه این قابلیت، تجربه
تسهیم دانش، ایجاد ارتباط بین ایده ها و ایجاد ارتباط بین موضوعات، از اهمیت کلیدی برخوردار است.

ب) ذخیره دانش: قابلیت ذخیره سازمان یافته است که امکان جستجوی سریع اطلاعات، دسترسی به اطلاعات برای کارکنان دیگر، و تسهیم مؤثر دانش فراهم می شود. در این سامانه، دانش های لازم باید به آسانی برای استفاده همگان ذخیره شود.

پ) انتشار دانش: فرایند انتشار دانش به توسعه یک روح جمعی که در آن افراد به عنوان همکاران در جهت دنبال کردن اهداف مشترک، احساس پیوستگی به هم داشته و در فعالیت هایشان به یکدیگر وابسته اند، کمک می‌کند.

ت) به کارگیری دانش: این فرایند از این ایده آغاز می شود که ایجاد دانش، بیشتر توسط کاربرد عینی دانش جدید میسر است. این عنصر، دایره فرایند مرکزی مدیریت دانش متحد را تکمیل می‌کند.

مدل مک الروی[۷۱]

مک الروی و همکاران (۲۰۰۲)، یک چارچوب فکری با نام “دوره عمر دانش” تعریف کرده‌اند که در آن، فرایند ایجاد دانش را به دو فرایند تولید دانش و پیوسته کردن دانش تقسیم می‌کند:

الف) تولید دانش: فرایند خلق دانش سازمانی جدید است که به وسیله یادگیری گروهی، کسب دانش و اطلاعات، و ارزیابی دانش انجام می‌گیرد. این فرایند، مترادف یادگیری سازمانی است.

ب) پیوسته کردن دانش: از طریق برخی فعالیت ها که پخش و تسهیم دانش را تجویز می‌کنند، انجام می‌گیرد. این عمل، کارهایی از قبیل توزیع دانش (از طریق برنامه و غیره)، جستجو، تدریس، تسهیم دانش و دیگر فعالیت های اجتماعی را که موجب برقراری ارتباط می‌گردد، شامل می شود.

مدل بوکوویتز و ویلیامز[۷۲]

اجزای فرایند مدیریت دانش ارائه شده از سوی بوکوویتز و ویلیامز (۱۹۹۹) شامل هفت مرحلۀ کسب، به کارگیری، یادگیری، تسهیم، ارزیابی، تولید و نگهداری، و واگذاری دانش است که باید برای ایجاد سرمایه بر پایه دانش به صورت یکپارچه مدیریت شوند.

الف) کسب دانش: نکات اساسی که در یافتن اطلاعات درست، باید در زمان مناسب مد نظر قرار گیرند، عبارتند از:

    • آیا همکاران می‌توانند نیازهای اطلاعاتی خود را دقیق فرموله کنند؟

    • آیا منابع و دارندگان دانش مشخص اند؟

    • آیا ابزارهای کمّی و قواعد موجود، از جستجوی اطلاعات حمایت می‌کنند؟

  • آیا شالوده ساختار دانشی، قابل فهم بوده و خوب سازماندهی شده اند؟

ب) به کارگیری دانش: ‌به این معنا است که بتوان خلاقانه و مشتری گرایانه، راه حل های مناسب را به دست آورد. این امر از طریق پیشنهاد راه های گوناگون برای استفاده از دانش های بالقوه انجام می شود. نکاتی که باید برای تحقق این موضوع مورد توجه قرار گیرد، عبارتند از:

    • جریان آزاد ایده ها در داخل سازمان.

    • همکاری تنگاتنگ بخش های مختلف سازمان.

  • ایجاد مکان های (مجازی / فیزیکی) آزاد برای تبادل دانش و بروز خلاقیت در سازمان.

پ) یادگیری دانش: به معنی بررسی در خصوص یافتن دلایل موفقیت یا عدم موفقیت پروژه های انجام شده به منظور لحاظ کردن نتایج آن در پروژه های آتی برای انجام اثربخش آن ها می‌باشد.

مواردی که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرند، عبارت اند از:

    • ایجاد این تفکر که یادگیری در سازمان، به استفاده اثربخش در عمل منجر شود.

  • در تمام سازمان، جمع‌ آوری تجربیات و آموخته ها به رسمیت شناخته شود.

ت) تسهیم دانش: در این فرایند، همکاران، دانش خود را به دیگران انتقال می‌دهند و این امر، موجب گسترش پایه های دانش سازمانی می شود. تسهیم دانش در سازمان، به زمان و بسترسازی مناسب نیاز دارد، چرا که ممکن است، این حالت به دلایل گوناگون در برخی از همکاران، احساس خطر را برانگیزد. نکات اساسی در تسهیم دانش عبارتند از:

    • همکاران برانگیخته شوند و تمایل داشته باشند که دانش خود را ارائه دهند.

    • سیستم‌ها و ساختارها از فرایند تسهیم دانش حمایت کنند.

  • در تمام سازمان، تسهیم دانش رسمیت یافته و از آن حمایت شود.

ث) ارزیابی دانش: در این فرایند باید دانش های موجود و نیازهای فعلی و آتی دانش ارزیابی شوند. برای این کار لازم است، میزان رشد پایه های دانش و نیز دستاوردهای سرمایه گذاری مرتبط با آن، اندازه گیری شود. عواملی که امکان اندازه گیری پایه های دانش را ممکن می‌سازند، عبارتند از :

    • تأثیر دانش بر کارایی سازمانی به رسمیت شناخته شود و در تفکر استراتژیک سازمانی، قرار گیرد.

  • انواع شاخص ها، معیارها و نکات اساسی برای اندازه گیری ارزش دارایی های سازمانی ایجاد شود.

ج) تولید و نگهداری دانش: باید دانش های مهم و راهبردی در این فرایند توسعه یابند و دارایی های دانشی، نیز مورد توجه قرار گیرند. برای تولید و نگهداری دانش، باید عوامل زیر فراهم شود:

    • ایجاد بستر و ابزارهای مناسب برای نگهداری دانش و خلق دانش های جدید.

    • روابط میان بخش های مختلف، به گونه ای طراحی و ایجاد شود تا هدف های مدیریت دانش تحقق یابد.

    • سازمان ‌به این معنا پی ببرد که استفاده از دانش، ارزشمند است و باید از آن نگهداری شده، و توسعه داده شود.

  • هنجارها، سیاست ها، دستورالعمل ها و فرهنگ سازمانی، از تعامل بین بخش های مختلف سازمان و نیز بین همکاران حمایت کنند.

چ) واگذاری دانش: در این مرحله، دانش هایی که از نظر راهبردی و کاربرد دیگر، ارزشمند نیستند، باید از سیستم حذف یا در جایی دیگر انبار شوند.

مدل پایه های ساختمان دانش

این مدل توسط پروبست[۷۳] و همکاران (۲۰۰۰) معرفی شده است. طراحان مدل یاد شده، مدیریت دانش را به صورت چرخۀ پویایی می بینند که مراحل آن، شامل هشت جزء، متشکل از دو سیکل؛ درونی و بیرونی است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:16:00 ق.ظ ]




در تسبیب برخلاف مباشر، عامل زیان یعنی تولید کننده و فروشنده مستقیماً مرتکب فعل زیانبار نمی شوند ، بلکه در چنین مواردی عامل مستقیم ورود ضرر یا خود مصرف کننده است و یا کالای معیوب . با وجود این ، وجه اشتراک مباشر و مسبب در این است که، نتیجه هردوی آن ها ورود خسارت می‌باشد و به همین خاطر است که ملزم به جبران خسارت می‌گردند.

برای مسئول شناختن تولید کننده و فروشنده ‌بر مبنای‌ این تئوری ، باید خواهان اثبات نماید که اولاً : خسارتی به وی وارد شده است ، ثانیاًً بین ورود خسارت و عامل ورود آن رابطه سببیت وجود دارد ، ثالثاً : درورود خسارت مسبب اقوی از مباشر بوده است، رابعاً : مسبب در ایجاد ضرر مقصربوده است [۳۳]. درصورتیکه ، خواهان نتواند یکی از موارد مذکور را اثبات نماید ، محکوم به بی حقی خواهد شد.

مبحث چهارم : انواع رابطه قراردادی و غیر قراردادی

گفتار اول : واحد بودن تولید کننده و فروشنده :

چنانچه تولید کننده پوشاک ، لباسی را تولید کرده وبه آخرین مصرف کننده فروخته باشد ووجود مواد شیمیائی قوی درآن ، بیماری شدید پوستی را سبب شده باشد. دراینجا نسبت متضرر با مسئول حادثه ، نسبتی قراردادی است و کافی است مشتری متضرر ثابت کند که ضرر به سبب عیبی در لباس که منتسب به تولید کننده آن است به وجود آمده. فروشنده ای که خود سازنده کالا نیز هست بهترین شخص برای برعهده گرفتن تعهد ضمنی برایمنی مبیع است.[۳۴]

واما در تعریف« تولید کننده» می توان گفت شخصی است که کالائی را ازمواد اولیه خام و یا از ترکیب چند کالای ساخته شده دیگر می‌سازد و بدین سان نیز تولید کننده است؛ کسی که قطعات را باید از منبعی اعتماد کردنی به دست آورد هرچند وظیفه بازرسی کالا را ندارد. می توان با تعریفی دیگر از تولید کننده ، وی را شخصی دانست که بالفعل کالائی را ساخته وبه بازار عرضه ‌کرده‌است . این تعریف ، سازنده ای را نیز دربر می‌گیرد که فقط بخشی از کالا را تولید کرده . عرف ، کشاورزان و تهیه کنندگان محصولات کشاورزی را تولید کننده نمی نامد مگرآنکه کاری بر روی محصولات کشاورزی انجام داده باشند وآنها را به شکل فراورده هائی معین به بازار مصرف عرضه کرده باشند .تولید کننده باید کالای تولید شده خودرا بازرسی کند و این وظیفه درباره اجزا و قطعاتی نیز هست که دیگری ساخته اما وی درتکمیل کالایش از آن بهره برده . تولید کننده نمی تواند مدعی گردد که از عیب فراورده اش آگاه نبوده است . چه این جهل ، تقصیری است از او مگر آن که عیب و ضرر پیش‌بینی پذیر نباشد.

گفتاردوم : آخرین مصرف کننده کالا را از جزئی فروش خریده است

خرده فروش یا کاسب جزء یا – با کمی مسامحه – بنکدارکسی است که مصرف کننده نهائی[۳۵] ، کالائی را که نیازمند است از طریق وی به دست می آورد . مصرف کننده نهائی[۳۶] یا استفاده کننده نهائی کسی است که ‌کالا را خود مصرف یا استفاده می‌کند و نمی خواهد کالای خریداری شده رادر تجارتی دیگر انتقال دهد . جزئی فروش که کالا را در مقیاس های کوچک می فروشد . گاه بی گناه ترین شخص در زنجیره دادو ستد است وبه همین دلیل اورا از جهت تقصیر نمی توان مسئول دانست هرچند از جهت تضمین یا مسئولیت محض وی نیز مسئول است. درنظر عرف ، درکالاهای بسته بندی شده نمی توان جزئی فروش را ضامن ایمنی کالا دانست ؛ چه او کالا را به همان صورت که از عمده فروش یا تولید کننده دریافت کرده به مصرف کننده واگذاشته . بدین‌سان او رابطی منفعل میان تولید کننده و عمده فروش و مصرف کننده است وحتی به بازرسی کالای بسته بندی شده نیز قادر نیست. درجائی هم که عیب کالا مخفی است و کالا از راه متعارف تجارت، از تولید کننده ای مشهور و معتبر به دست جزئی فروش رسیده نمی توان مسئولیتی را بردوش خرده فروش گذاشت. اما البته همواره چنین نیست ودرجائی که به سببیت فعالانه کاسب جزدر تغییر و تبدیل کالا می توان ظنین شد . باید وی را دربرابر مصرف کننده مسئول دانست. همچنین است در جائی که کاسب جزء نام و نشان تجارتی خودرا بر روی کالای تولید شده به دست دیگری ، علی الخصوص کالای تولید کنندگان خارجی ، زده باشد . چنانچه در برخی سوپر مارکت ها و فروشگاه های زنجیره ای معمول است ؛ تفاوت نمی کند که کالا سربسته باشد یا نباشد و فرقی نیست که تولید کننده اصلی ، کالا را ویژه جزئی فروش ساخته باشد یا جزئی فروش به رأی خود چنین کرده باشد . این جزئی فروش با نقش کردن نام خود بر روی کالا ، به ایمنی کالا در برابر مصرف کننده متعهد شده است؛ زیرا خریدار نیز با اعتماد به نام فروشنده وارد معامله شده .

‌در ایالت متحده گاه دعوا بر جزئی فروش را دعوائی کارا دانسته اند ؛ زیرا اونیز می‌تواند به کسی که کالا را از وی تحصیل کرده ، رجوع کند تا سرانجام به تولید کننده برسد .. مسئولیت نهائی در بیشتر مواقع با تولید کننده است مگرآنکه عیب را نتوان تا تولید کننده ردیابی کرد یا تولید کننده ورشکست شده باشدیا رسیدگی به دعوائی براو از منظر تعارض قوانین ، در صلاحیت دادگاهی نباشد که دعوی بر فروشنده جزء را استماع می‌کند . گاه نیز ترتیب طرح دعوا از جزئی فروش تا تولید کننده ، خواهان را با تهدید ایراد مرور زمان مواجه می‌کند .

گفتارسوم : فروشنده حرفه ای

شخصی است که شغل او خرید و فروش کالاهایی از همان نوع کالائی است که موجب خسارت شده و فرقی نمی کند که سازنده آن نیز باشد یا فقط فروشنده باشد. فروشنده غیر حرفه ای شخصی است که فروش چیزی را حرفه خود قرار نداده یا ‌به این دلیل که سازنده کالا نیست و یا ‌به این دلیل که تاجر نیست و یا آن که سازنده و تاجر هست اما کالاهائی دیگر را می‌سازد و می فروشد واما پیشه ور اگر آنچه را که می‌سازد بفروشد ، فروشنده حرفه ای است.

باید فرق گذاشت میان جائی که شخصی نان سمی را از نانوا می خرد و بیمار می شود با جائی که آن را از همسایه خود می خرد و مصرف می‌کند . در حقوق فرانسه فروشنده حرفه ای به ضرورت شغل خود ، باید ‌از تمام عیوب کالایش آگاه باشد و نمی تواند مدعی جهل به عیب شود به دیگر سخن ، فروشنده حرفه ای همواره متعهد است که ایمنی کالا را تضمین کند و هنگام متضرر شدن مشتری از عیب کالا ، وی هم مکلف به رد ثمن است و هم مکلف به جبران خسارت. اما فرض بر آن است که فروشنده غیر حرفه ای از عیب کالایش آگاه نیست ، زیرا وسایل فنی و امکان علم یافتن و کشف عیب را ندارد . فروشنده غیر حرفه ای با حسن نیت فقط ملزم به بازگرداندن ثمن است نه به جبران خسارت مگر آنکه متضرر ، علم وی را به عیب ثابت کند .

درحقوق ایالت متحده و انگلیس نیز فروشندگان و تولید کنندگان هنگامی مسئولیت محض دارند که خرید و فروش از راه های متعارف تجارتی صورت گرفته باشد . لیکن در بیع های خصوصی ، مسئولیت محض را جاری نمی کنند . بدین‌سان زنی خانه دار که مربائی را فاسد را به طور اتفاقی به همسایه اش می فروشد مسئولیت محض ندارد.و اثبات تقصیر او ضروری است.

گفتار چهارم : رابطه ناظران و سازندگان

سه گروه از اشخاص ممکن است در معرض آسیب کالا باشند:

۱- خریداران .

۲- استفاده کنندگانی که خریدار نیستند .همچون میهمانی که از غذائی تغذیه می‌کند که میزبانش خریده.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:15:00 ق.ظ ]




شکل ۲-۱٫ اجزای درگیر در حاکمیت شرکتی ۱۶

شکل ۲-۲٫ الگوی آنگلوساکسون حاکمیت شرکتی ۱۹

شکل ۲-۳٫ الگوی اروپایی حاکمیت شرکتی ۲۰

شکل ۲-۴٫ رویکرد حاکمیت شرکتی مبتنی بر توحید و مشورت ۲۳

فهرست نمودارها

عنوان صفحه

نمودار ۲-۱٫ ویژگی‌های ریسک و بازده با توجه به سیاست‌های سرمایه در گردش ۳۲

نمودار ۲-۲٫ سیستم تولید به هنگام و نتایج آن ۴۱

نمودار ۲-۳٫ چرخه تبدیل وجه نقد و چرخه فرایند عملیات شرکت ۵۳

فصل اول؛

کلیات پژوهش‌

۱-۱- مقدمه

نویسندگان نخستین نظریه نمایندگی (اسپنس و زکائوسر[۱]، ۱۹۷۱) تلاش زیادی برای معرفی الگوی اساسی نظریه نمایندگی کرده‌اند. نظریه نمایندگی با این فرض آغاز می شود که مردم در راستای منافع شخصی خود فعالیت می‌کنند و دربرگیرنده این موضوع است که تحت شرایط عادی، اهداف، منافع و خطرات دو طرف (مالک و نماینده) یکسان نیست. این نظریه بیان می‌کند وقتی که مدیر، صد در صد سهام شرکت را در تملک ندارد، وجود تضادی پنهان بین سهام‌داران و مدیر، اجتناب ناپذیر است.

این امر موجب مشکلات نمایندگی متعددی می­گردد مانند: تضاد منافع بین مدیر و سهامدار، خطرات اخلاقی، عدم اطمینان و شراکت ریسک (نمازی، ۱۳۸۴)، عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیر و سهامدار، و اتخاذ تصمیمات نامطلوب (جنسن و مکلینگ[۲]، ۱۹۷۶). یکی از راه حل های مشکل نمایندگی، استقرار شیوه های مناسب حاکمیت شرکتی است. شلیفر و ویشنی[۳] (۱۹۹۷) حاکمیت شرکتی را به عنوان راهی تعریف نمودند که به وسیله آن، تأمین کنندگان مالی شرکت از دریافت بازده در قبال سرمایه گذاری خود، اطمینان می­یابند. گیلان و استارکس[۴] (۱۹۹۸) حاکمیت شرکتی را به عنوان سیستمی از قوانین، قواعد و عوامل تعریف نمودند که عملیات شرکت را کنترل می­ کند. این در حالی است که ساختار مالکیت شرکت­ها می ­تواند ایجاد و توسعه مدل حاکمیت شرکتی را تحت تأثیر قرار دهد.

موضوع مورد مطالعه در این پژوهش، بررسی ارتباط بین مالکیت نهادی و مدیریت موجودی کالا، با توجه ویژه به نقش برخی از سایر سازوکارهای حاکمیت شرکتی (اندازه و استقلال هیئت مدیره)، در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد.

۱-۲- بیان مسأله

موجودی کالا یکی از مهم ترین و پیچیده ترین دارایی ها برای مدیریت در سطح شرکت و در سطح اقتصاد کلان است. بسیاری بر این باورند که موجودی کالا نقشی سه گانه در سازمان های جدید دارد: (۱) به خلق ارزش کمک می‌کند؛ (۲) ابزاری برای انعطاف پذیری و (۳) کنترل است (چیکان

[۵]، ۲۰۰۹). ارتباط اساسی مابین استراتژی شرکت و موجودی کالا (هیت و ایرلند[۶]، ۱۹۸۵؛ لی[۷]، ۱۹۹۲؛ تاماس[۸]، ۲۰۰۰)، موجب انجام پژوهش های متعددی به منظور برطرف سازی تردیدها در قبال آن، شده است. نمونه هایی از تردیدها عبارتند از: حجم و ساختار موجودی ها (چیکان، ۱۹۹۶)، محرک های مدیریت موجودی کالای اثربخش (بالدنیوس و ریچلستین[۹]، ۲۰۰۵)، معیارهایی که بر خط مشی موجودی کالا اثر می‌گذارند (بورگنوف[۱۰]، ۲۰۰۸)، خاصیت موجودی کالا (بارکر و سانتوس[۱۱]، ۲۰۱۰) و عوامل تعیین کننده گردش موجودی کالا (گائور[۱۲] و همکاران، ۲۰۰۵؛ کولیاس[۱۳] و همکاران، ۲۰۱۱).

در این رابطه، مطالعات نظری و تجربی به بررسی ارتباط بین موجودی کالا و موضوعات مالی و مدیریتی متفاوتی پرداخته‌اند. نمونه هایی از این موضوعات عبارتند از: ساختار سرمایه (لوسیانو و پکاتی[۱۴]، ۱۹۹۹)، ریسک گریزی (چن[۱۵] و همکاران، ۲۰۰۷)، نقدشوندگی و محدودیت های مالی (کارپنتر[۱۶] و همکاران، ۱۹۹۸؛ کاربت[۱۷] و همکاران، ۱۹۹۹؛ بوزاکات و ژانگ[۱۸]، ۲۰۰۴)، درک مدیریت (چیکان، ۲۰۰۹)، عملکرد مالی (کانن[۱۹]، ۲۰۰۳)، هزینه های معاملات (گیرلیچ[۲۰]، ۲۰۰۳)، طراحی سازمانی (وریس[۲۱]، ۲۰۰۵)، بازار سهام (لای[۲۲]، ۲۰۰۶؛ تیربو[۲۳]، ۲۰۰۹)، ساختار مالکیت (نیهاس[۲۴]، ۱۹۸۹؛ دیملیس و لیریوتاکی[۲۵]، ۲۰۰۷؛ تریبو، ۲۰۰۷؛ آمیر[۲۶]، ۲۰۱۰) و مسئولیت اجتماعی شرکت (بارکس[۲۷] و همکاران، ۲۰۱۲).

مطالعات پیشین که ارتباط بین مالکیت نهادی و مدیریت و خط مشی موجودی کالا را آزموده اند، می توان محدود به مطالعات تریبو (۲۰۰۷) و آمیر (۲۰۱۰) دانست. هر دوی این مطالعات ارتباطی مثبت بین مالکیت نهادی و مدیریت موجودی کالا یافتند. همبستگی مثبت از دو راه متفاوت استنباط شد: از مجرای نقدشوندگی و مجرای کنترل. از مجرای نقدشوندگی، وجود مالکیت نهادی، توانایی شرکت برای دستیابی به وجه نقد بیشتر از اعتباردهندگان را افزایش می‌دهد. ‌بنابرین‏ مالکیت نهادی منجر به کاهش سطح موجودی کالا می‌گردد زیرا نیاز شرکت به جمع‌ آوری دارایی های نقدشونده همچون موجودی کالا برای محافظت در برابر شوک های نقدینگی، کاهش می‌یابد (تریبو، ۲۰۰۷). از سویی دیگر، طبق مجرای کنترل، قدرت رأی دهندگی بالا و اطلاعات و شناخت افضل سهام‌داران نهادی، آنان را قادر می‌سازد تا تصمیمات مدیریت را به صورتی اثربخش دستکاری نمایند. ‌بنابرین‏، بعید است که موجودی اضافی به عنوان نشانی از سوء مدیریت، در این شرایط ارائه گردد (تریبو، ۲۰۰۷؛ آمیر، ۲۰۱۰).

در حقیقت، این نتایج، این موضوع را نادیده گرفته اند که اثربخشی سازوکارهای حاکمیت شرکتی (مانند مالکیت نهادی)، به احتمال فراوان به برخی متغیرهای مؤثر دیگر وابسته اند و همچنین اینکه تأثیر یک سازوکار می ­تواند به باقی سازوکارها وابسته باشد. این نتایج نه تنها با ارتباط استنتاج شده بین مالکیت نهادی و سهامداری مدیران (بادالا[۲۸] و همکاران، ۱۹۹۴؛ چن و استینر[۲۹]، ۱۹۹۹؛ کراتچلی[۳۰] و همکاران، ۱۹۹۹؛ جوئر[۳۱] و همکاران، ۲۰۰۶؛ خورشد[۳۲] و همکاران، ۲۰۱۱)، منطبق نیست بلکه ارتباط بین مالکیت نهادی و شاخص های هیئت مدیره (مانند اندازه و ساختار رهبری) (هاس[۳۳]، ۲۰۰۵؛ لی[۳۴] و همکاران، ۲۰۰۶؛ الساید[۳۵]، ۲۰۰۷ و ۲۰۱۰؛ خورشد و همکاران، ۲۰۱۱) را نادیده گرفته است. علاوه بر این، این نتایج این موضوع را نیز نادیده گرفته اند که اثربخشی مالکان نهادی در کشورهای مختلف، متفاوت خواهد بود. این امر ‌به این خاطر است که امکان دارد مالکیت ملی به طرق گوناگونی قدرت را بر شرکت ها اعمال نماید (آگوئلرا[۳۶]، ۲۰۰۵). برای نمونه، ایالات متحده و بریتانیا سیستم قانونی مرسوم خود را دارند و هرکدام به روشی اولویت های حاکمیت شرکتی را مشخص نموده ­اند (آگوئلرا، ۲۰۰۵؛ هاس، ۲۰۰۵).

در واقع، فرض اینکه سرمایه ­گذاران نهادی در فعالیت های نظارتی و کنترلی خود و متعاقباً مدیریت موجودی کالا، همیشه فعال یا منفعل هستند و ‌به این ترتیب، مدلی خطی منظور نماییم، بسیار آرمان­گرایانه خواهد بود. ‌بنابرین‏، بسیار معقولانه به نظر می­رسد که ارتباط بین سرمایه گذاران نهادی و مدیریت موجودی کالا، ارتباطی غیرخطی باشد که ممکن است توسط محرک­های گوناگونی، تعدیل گردد.

‌بنابرین‏، هدف اصلی پژوهش حاضر ضمن بررسی اثر مالکیت نهادی بر مدیریت موجودی کالا، بررسی ارتباط غیرخطی آن­ها و در واقع شناسایی اثر تعدیلی اندازه و استقلال هیئت مدیره به عنوان دو سازوکار حاکمیت شرکتی بر این ارتباط است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:15:00 ق.ظ ]




– ۲-به صورت تقدیم گواهی نامه جریان دعوی: برابر ماده ۱۷قانون ثبت و همچنین مواد ۸۹و۹۰ آئین نامه اجرایی قانون ثبت اگر بین متقاضی ثبت و معترض قبل از انتشار آگهی نوبتی دعوایی در خصوص همان ملک در دادگاه اقامه شده باشد دیگر نیازی به تقدیم دادخواست نیست و در این مورد معترض باید ظرف مدت قانونی (۹۰ روز) گواهی دادگاه مبنی بر جریان پرونده به اداره ثبت محل تسلیم نماید. این گواهی نامه به منزله اعتراض است و نیازی به پرداخت هزینه دادرسی مجدد و سایر تشریفات نمی باشد.

۳-نظریه مشورتی در این خصوص: نظریه شماره ۴۸۴۷/۷-۲۷/۷/۱۳۷۸ (دعاوی مربوط به ابطال سند ثبتی، اگر براین اساس باشد که ثبت ملک موافق مقررات قانون ثبت انجام نشده است، استماع آن ها مخالف ماده ۲۲قانون ثبت نیست)

۲-۱-۲ اسناد مالکیت معارض

۲-۱-۲-۱ تعریف سند مالکیت معارض و عناصر تعارض اسناد و مصادیق آن

سند مالکیتی که نسبت به کل یا بعض محدوده سند مالکیت دیگر (که قبلاً صادر شده) تاریخاً موخر بر ثبت اولیه در دفتر املاک به ثبت رسیده باشد سند مالکیت معارض است و تا وقتی که حکم نهایی به صحت صدور آن از دادگاه صادر نشود صفت سند مالکیت معارض را دارد[۱۷].

بر اساس ماده ۳ لایحه قانونی راجع به اشتباهات ثبتی و اسناد مالکیت معارض، هرگاه در هیات نظارت تشخیص داده شود نسبت به ملکی کلاً یا بعضاً اسناد مالکیت معارض صادر شده خواه نسبت به اصل ملک، خواه نسبت به حدود و حقوق ارتفاقی، سند مالکیتی که ثبت آن موخر است، سند مالکیت معارض نامیده می شود.

‌بنابرین‏ اگر تاریخ ثبت دو سند مالکیت متفاوت باشد آنکه تاریخش موخر است سند مالکیت معارض ست و اگر تاریخ ثبت دو سند یک روز باشد سند مالکیتی که شماره ثبت آن بیشتر (موخرالثبت) است سند معارض خواهد بود[۱۸].

عناصر تعارض اسناد عبارتند از:

الف ) وجود دو ملک – یعنی باید دو ملک وجود داشته باشد تا دو گانگی حاصل شده و نتیجتاً تعارض به وجود آید.

ب) وجود دومالک-‌بنابرین‏ اگر دو ملک به یک مالک تعلق داشته بشد و آن دو ملک با هم تداخل داشته باشد این سند از بحث تعارض در اسناد مالکیت خارج بوده و دارای راه حل ثبتی است که قابل اصلاح می‌باشد و مقررات مربوط به تعارض اسناد مالکیت شامل آن نمی شود.

ج) وجود تناقض بین مفهوم و معنی دو سند مالکیت – خواه این تناقض راجع به عین ملک[۱۹] باشد، خواه راجع به حقوق ارتفاقی[۲۰] منظور از تناقض این است که دلالت یک سند ما را به نتیجه ای برساند که دلالت سند دیگر ما را به نتیجه مغایر با آن برساند.

د) وجود تعارض در تاریخ صدور اسناد – یعنی یکی از دو سند، مقدم الصدور و دیگری موخر الصدور نسبت به دیگری باشد – سند مالکیت موخرالتاریخ نسبت به سند مالکیت مقدم التاریخ معارض تلقی می شود.

ن) نحوه بروز تعارض در اسناد مالکیت- تعارض دو سند از حیث مغایرت در تاریخ صدور ‌به این صورت که در زمان صدور مغایرهم نباشند ولی بعداً به علل و اسبابی، مغایرت در عمل (نه در مدلول) پیش آمده باشد. مثلاً شخصی ابعاد ملک خود را اصلاح می‌کند و در نتیجه حالت تعارض سند مالکیت ملک مجاور پدید می‌آید. این وضعیت نیز از اقسام تعارض نیست. چون این تناقض و تعارض در زمان صدور سند مالکیت وجود نداشته بلکه پس از صدور آن و ضمن اصلاح ابعاد پدید آمده است. ‌بنابرین‏ تعارض از حیث تاریخ سند مالکیت باید به هنگام صدور حادث شود تا عنوان اسناد مالکیت معارض پیدا کند.

۲-۱-۲-۲ مرجع تشخیص سند مالکیت معارض

به موجب بند ۵ ماده ۲۵ قانون ثبت، رسیدگی به تعارض اسناد مالکیت کلاً یا بعضاً خواه نسبت به اصل ملک خواه نسبت به حدود و حقوق ارتفاقی آن با هیات نظارت است. ‌بنابرین‏ تشخیص اینکه آیا دو سند معارض می‌باشند یا خیر با هیات نظارت می‌باشد و دادگاه در این خصوص صلاحیت ندارد و رأی‌ هیات نظارت غیر قطعی و قابل تجدید نظر خواهی می‌باشد( تبصره ۴ ماده ۲۵ قانون ثبت ناظر به بند ۵ آن ماده)

۲-۱-۲-۳ تکلیف دارنده سند مالکیت معارض

بر اساس قسمت دوم بند ۲ ماده ۳ لایحه قانونی راجع به اشتباهات ثبتی و اسناد مالکیت معارض، در صورتی که هیات نظارت یا شورای عالی ثبت در تجدید رسیدگی وقوع تعارض را محرز بداند ثبت محل مراتب را کتباً به دارنده سند مالکیت معارض ( ثبت موخر ) ابلاغ می کند.

دارنده سند مالکیت مکلف است.

    1. از تاریخ ابلاغ اداره ثبت به او، تا دو ماه به دادگاه حقوقی ذیصلاح دادخواست تقدیم و درخواست ابطال سند مالکیت مقدم الصدور را بنماید و گواهی تقدیم دادخواست را به اداره ی ثبت مربوطه تسلیم و رسید اخذ کند والا در صورتی که دارنده ی سند مالکیت مقدم الصدور در ظرف همان مدت گواهی عدم تسلیم دادخواست را تسلیم اداره ثبت نماید، اداره ثبت سند معارض را ابطال خواهد کرد.

  1. دارنده سند مالکیت معارض تا زمانی که حکم نهایی بر ابطال سند مالکیت مقدم الصدور صادر نشده است باید از معامله نسبت به مورد سند معارض خودداری کند و در صورت تخلف چنانچه حکم نهایی بر بطلان آن صادر شود یا دو ماه مدت مراجعه به دادگاه منقضی شود و ظرف آن مدت به دادگاه مراجعه نکرده باشد به جریمه ی نقدی معادل یک برابر بهای ملک مورد معامله محکوم خواهد شد. ( ماده ۶ لایحه ی قانونی راجع به اشتباهات ثبتی و….)

تبصره: با این که دارنده سند مالکیت معارض مادام که تکلیف نهایی سند مذبور در دادگاه معلوم نشده است حق هیچگونه معامله ای نسبت به آن ندارد، می‌تواند حقوق فرضیه و متصوره ی خود را به دیگری انتقال دهد(ماده ۵ لایحه مذکور)

۲-۱-۲-۴ شرایط پذیرش دعوی سند مالکیت معارض

الف) دارنده سند مالکیت معارض باید ظرف مدت ۲ ماه از تاریخ ابلاغ نظر هیات نظارت اقدام به طرح دعوی نماید.

ب) دعوی مذکور به موجب دادخواست باید به عمل آید و الزاماًً شرایط مقرر در ماده ۵۱ قانون آئین دادرسی مدنی نیز رعایت گردد.

ج) عنوان خواسته دعوی، ابطال سند مالکیت مقدم الثبت می‌باشد.

د) خواهان دعوی دارنده سند مالکیت معارض و خوانده آن دارنده سند مالکیت مقدم الثبت می‌باشد.

ه) دعوی مذکور باید در دادگاه وقوع ملک اقامه گردد.

و) دعوی ابطال سند مالکیت معارض، یک دعوی مالی است و باید برابر دعاوی مالی مربوط به اموال غیر منقول هزینه دادرسی پرداخت گردد.

سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که اگر دارنده سند مالکیت معارض در مهلت قانونی به دادگاه مراجعه ننماید تکلیف دادگاه چیست؟

به نظر می‌رسد از آنجایی که مقررات قانون ثبت از جمله قواعد آمره است و مهلت های تعیین شده نیز به نحوی است که بعد از انقضا آن مواعید، دیگر دعوی شنیده نمی شود. در اینجا نیز چنانچه دارنده سند مالکیت معارض بعد از انقضا ء مدت دو ماه به دادگاه مراجعه کند دادگاه تکلیفی به پذیرش دعوی که خارج از موعد معین اقامه شده ندارد و باید بر اساس بند ۱۱ ماده ۸۴ قانون آئین دادرسی مدنی قرار رد دعوی آن را صادر نماید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:15:00 ق.ظ ]




۳-۶-۳:کنترل ایستای اکتیو(Active Stall Control)

در این کنترل در سرعت پایین باد پره های مشابه Pitch control در مسیر باد قرار می گیرند و در سرعت های بالای باد پره ها به آرامی از حرکت باز می ایستند. مزیت این کنترل این است که قادر به جبران تغییرات چگالی هوا می‌باشد.دلیل وجود مکانیزم Pitch استفاده از آن به عنوان یک عملگر ترمزی است.[۳۰و۱۹]

۳-۷:ژنراتور های توربین های بادی

اساسا یک توربین بادی برای تولید توان نیاز به یک ژنراتور سه فاز دارد تا انرژی مکانیکی گرفته شده از باد را به انرژی الکتریکی تبدیل کند. امروزه با ورود مبدل های الکترونیک قدرت به عرصه توربین های بادی، از همه انواع ژنراتور های AC با فرکانس های مختلف یا ژنراتور DC برای تولید توان استفاده می شود. انواع مختلف ژنراتورهایی که در توربین های بادی مورد استفاده قرار می گیرند را می توان به صورت زیر دسته بندی نمود:

  • ژنراتور القایی:

    1. ژنراتور القایی قفس سنجابی(SCIG)

    1. ژنراتور القایی روتور سیم پیچی شده(WRIG)

    1. ژنراتور القایی Opti Slip (OSIG)

  1. ژنراتور القایی با تغذیه دوبل (DFIG)

  • ژنراتور سنکرون:

    1. ژنراتور سنکرون روتور سیم پیچی شده

    1. ژنراتور سنکرون مغناطیس دائم

  1. ژنراتور DC

    • ژنراتور های ولتاژ بالا

    • ژنراتور های سوئیچ رلوکتانسی

  • ژنراتورهای با میدان مورب

۳-۷-۱:ژنراتور القایی

بیشترین و معمول ترین نوع ژنراتور که در توربین های بادی مورد استفاده قرار می‌گیرد ژنراتور القایی است. این ژنراتورها دارای مزایای زیادی هستند که از جمله می توان به مقاوم بودن و سادگی قسمت مکانیکی ژنراتور و هم چنین قیمت پایین این ژنراتورها اشاره نمود.مشکل اساسی این ژنراتورها،مصرف توان راکتیو می‌باشد ژنراتورهای القایی برخلاف ژنراتورهای سنکرون که خود توان راکتیو مورد نیاز خود را تامین می‌کند،این توان را از طریق شبکه یا از طریق ادوات الکترونیک قدرت تامین می کند. فرکانس و ولتاژ در ژنراتورهای القایی توسط شبکه تعیین می‌گردد و بسته به اینکه ماشین در چه سرعتی(بالاتر یا پایین تر از سرعت سنکرون)کار می‌کند می‌تواند به صورت ژنراتوری یا موتوری عمل نماید. همان گونه که می‌دانیم که سرعت سنکرون در ژنراتور القایی به فرکانس و تعداد قطب های ژنراتور بستگی دارد و می توان با تغییر تعداد قطب ها و فرکانس در این ژنراتورها سرعت سنکرون را تغییر داد. روتور این ژنراتورها می‌تواند به دو صورت قفس سنجابی یا سیم پیچی شده باشد در ادامه به معرفی این دو نوع ژنراتور می پردازیم.

۳-۷-۱-۱:ژنراتور القایی قفس سنجابی

مدت های زیادی ژنراتور القایی قفس سنجابی،متداول انتخاب برای توربین های بادی بود.علت این امر نیز سادگی قسمت مکانیکی،بازدهی بالا و نیاز کمتر این ژنراتورها به تعمیر و نگه داری بود.بازه تغییرات سرعت این ژنراتورها بسیار محدود است و در نتیجه از این ژنراتورها در توربین های بادی سرعت ثابت استفاده می‌شوند این ژنراتورها زمانی می‌توانند تولید توان کنند که سرعت ژنراتور بیشتری از سرعت سنکرون باشد و در غیر اینصورت ماشین به صورت موتوری عمل می‌کند. معمولا در سرعت های کمتر از سرعت سنکرون این ژنراتورها از مدار قطع می‌گردند. برای اتصال مجدد این ژنراتورها به شبکه معمولا از راه انداز نرم۱ استفاده می شود. همچنین از یک بانک خازنی برای تامین توان راکتیو مورد نیاز ژنراتور استفاده می شود.

مشخصه گشتاور- سرعت این ژنراتور دارای شیب بسیار تندی می‌باشد و در نتیجه هر گونه تغییر و اغتشاش در سرعت باد به طور مستقیم به شبکه منتقل می‌گردد. در نتیجه در اتصال این ژنراتورها به شبکه های ضعیف شاهد نوسانات بیشتر ولتاژ خواهیم بود. اما در هنگام عملکرد نرمال ژنراتور و اتصال آن به شبکه های ________________________________________

۱٫soft starter

بزرگ،این ژنراتورها بسیار مقاوم و پایدار عمل می‌کنند. ضریب قدرت این ژنراتورها در هنگام بار کامل،کم بوده و میزان لغزش ژنراتور با تغییر بار،دچار تغییر می‌گردد. برای بهبود ضریب قدرت در این ژنراتورها از یک بانک خازنی که به طور موازی با ژنراتور قرار می‌گیرد استفاده می شود.

بین توان اکتیو، توان راکتیو، ولتاژ ترمینال و سرعت روتور در این ژنراتورها یک رابطه مستقیم وجود دارد.این بدان معنی است که در سرعت های بالای باد، در صورتی می‌تواند توان اکتیو بیشتری تولید کند که توان راکتیو بیشتری از شبکه جذب نماید.در ژنراتورهای القایی قفس سنجابی،مقدار توان راکتیو مصرفی غیر قابل کنترل است و توان راکتیو با تغییر سرعت باد تغییر می‌کند.تامین توان راکتیو توسط شبکه، سبب ایجاد تلفات در خطوط انتقال گردیده و می‌تواند گاهی اوقات شبکه را به حالت ناپایداری ببرد. در هنگام بروز خطا در خطوط انتقال ،ژنراتور القایی بدون سیستم جبران سازی توان راکتیو می‌تواند موجب ناپایداری ولتاژ در شبکه می‌گردد.هنگامی که در شبکه خطایی رخ می‌دهد، تعادل بین گشتاور مکانیکی و گشتاور الکتریکی این ژنراتورها از بین می رود و ژنراتور سرعت می‌گیرد. ‌بنابرین‏،هنگامی که خطا برطرف شود،ژنراتور توان راکتیو زیادی از شبکه جذب می‌کند که سبب کاهش شدید ولتاژ و گاهی اوقات ناپایداری ولتاژ می‌گردد.

۳-۷-۱-۲:ژنراتور القایی روتور سیم پیچی شده

در این ژنراتورها ، ولتاژ و جریان روتور قابل کنترل از بیرون می‌باشد و می توان با تغییر ولتاژ روتور،سرعت ژنراتور را کنترل نمود.سیم پیچ روتور می‌تواند از طریق رینگ و جاروبک با بیرون در ارتباط باشد و یا از ادوات الکترونیک قدرت برای این کار استفاده شود.با بهره گرفتن از ادوات الکترونیک قدرت می توان توان به مدار روتور تزریق و یا از آن جذب نمود و با این کار سرعت ماشین را کنترل کرد.همچنین می توان توان لغزشی در مدار را بازیابی نمود و در خروجی استاتور به شبکه تزریق نمود.عیب ژنراتورهای القایی با روتور سیم پیچی شده،گران قیمت ترین این ژنراتورها می‌باشد و همچنین مقاومت مکانیکی این ژنراتور نسبت به نوع قفس سنجابی کمتر است. صنایع ساخت توربین های بادی بیشتر از دو نوع ژنراتور القایی روتور سیم پیچی شده استفاده می‌کند.در ادامه به معرفی این دو نوع ژنراتور می پردازیم.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:15:00 ق.ظ ]




۲-۲-۱-۴- ارتباطات سازمانی:

ارتباط سازمانی فرایندی است که مدیران را برای دریافت اطلاعات و تبادل معنی با افراد داخل و افراد خارج از سازمان توانا می‌سازد (فولادگر، ۱۳۸۴). افراد در سازمان‌ها ارتباط را در شماری از راه‌ها تجربه می‌کنند. پیام‌ها به سمت بالا و پائین بین سطوح سلسله مراتبی و سطوح افقی، میان افراد شکل می‌گیرد (دییر[۱۱۱]، ۲۰۰۲؛ گلدهابر[۱۱۲]، ۱۹۹۳ و پس و فائلز[۱۱۳]، ۱۹۹۴). بسیاری از ارتباطات رو به پایین، برنامه ها، بازخورد عملکرد، تفویض و آموزش را نشان می‌دهد. بسیاری از ارتباطات رو به بالا به عملکرد، شکایت و تقاضاها برای کمک مربوط می شود. ارتباطات افقی بر هماهنگی وظایف یا منابع تمرکز دارد. زنجیره فرماندهی، ویژگی ارتباطات عمودی است. کارگروهی و تعاملات، نمایشگر تلاش‌های افقی و جنبی ارتباط است. هماهنگی تلاش‌ها بین هم قطاران یا کارمندان رده های یکسان و مقامات بیانگر این کانال ارتباطی است. بازخورد از زیردستان به مافوق نشانگر ارتباطات رو به بالا است (شایان جهرمی و همکاران، ۱۳۸۸).

برخی از تعاریف ارائه شده ‌در مورد ارتباطات سازمانی عبارتند از:

    • ارتباطات سازمانی عبارت است از فرایندهایی که افراد سازمان از طریق آن در پیامها و اطلاعات، ایده ها و احساسات یکدیگر سهیم می‌شوند. این فرایند نه تنها گفتار و نوشتار، بلکه زبان بدن، سبک و منش فردی (هر چیزی که معنایی را به پیام بیافزاید) را نیز شامل می شود (هبلس و وور[۱۱۴]، ۲۰۰۱)

    • پردازشی که توسط افراد در سازمان انجام گرفته و پیامها را رد و بدل می‌کند (کُری،۱۹۹۵؛ سِیبُلد و شیا، ۲۰۰۱؛ استُل و چِنی،۲۰۰۲).

    • ارتباطات سازمانی، به ارتباطات و تعاملات بین کارمندان یا اعضای سازمان برمی گردد (برگر ۲۰۰۸).

  • فرایندی که از طریق آن اطلاعات، به گونه ای بین افراد و سازمان‌ها انتقال می‌یابد، که که به پاسخی قابل فهم بیانجامد (لتل، ۱۹۸۳).

به طورکلی می توان گفت ارتباطات سازمانی عبارت است از فرایندها و تعاملاتی که بین افراد در سازمان صورت گرفته و پیامها و اطلاعات از طریق آن رد و بدل می شود. این فرایندها می‌تواند آگاهانه یا ناآگاهانه، تصادفی یا عمدی، کلامی یا غیرکلامی باشد.

۲-۲-۱-۵- متغیرهای ارتباطات:

در ارتباطات معمولا سه متغیر دخیل هستند که به جذابیت و فهم مطالب کمک می‌کنند:

    1. محتوای پیام : مطلب و موضوع پیام در هر زمینه ای که باشد در زمان ارتباط جاری می شود و در قالب محتوا ی ارتباط می‌باشد.

    1. ساختار پیام: سازماندهی و طبقه بندی پیام به تأثیرگذاری آن کمک می‌کند.

  1. سبک پیام: محتوای پیام هرچه باشد اگر به صورت شخصی، غیرشخصی، حاشیه ای، ساده، فلسفی یا شاعرانه بیان شود بر جذابیت پیام مؤثر است (شایان جهرمی و همکاران، ۱۳۸۸).

۲-۲-۱-۶- فرایند ارتباطات[۱۱۵]:

ارتباطات برای هر سازمانی مانند جریان خون در بدن است. کارآمدترین مدیران کسانی هستند که ارتباطات را درک می‌کنند و آن را در محیط سازمانی خود به کار می‌برند (فیضی، ۱۳۸۳). با وجود تنوع براشت ها از ارتباطات، ما در مدیریت ارتباطات را انتقال اطلاعات، مفاهیم و معانی بین افراد سازمان تعریف می‌کنیم و منظورمان از اطلاعات تنها وقایع و نظرات نبوده بلکه احساسات و عواطف را نیز شامل می شود(الوانی، ۱۳۸۵). نمودار (۲-۱) فرایند ساده ارتباطات را نشان می‌دهد. ارتباطات در این نمودار به سه مؤلفه اساسی تقسیم می شود: ارسال کننده پیام، پیام و گیرنده پیام.

نمودار (۲-۱): الگوی ساده ارتباطات. اقتباس از الوانی (۱۳۸۵)

در نمودار (۲-۲) فرایند کامل‌تر ارتباطات نشان داده شده است. این نمودار بیان می‌کند که فرستنده فرد، بخش یا واحدی از یک سازمان است که آغازگر پیام می‌باشد. وی از کلمات و نمادها جهت انتقال اطلاعات استفاده می‌کند. سپس گیرنده پیام را دریافت، رمزگشایی و تفسیر می‌کند. با این حال، تجارب قبلی گیرنده و چهارچوب فکری وی، تفسیر او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. همچنین، موانع محیطی و شخصی می‌تواند در فرایند ارتباط اختلال ایجاد کند. برای حصول اطمینان از اینکه مقصود پیام به طور صحیح دریافت شده است، ارائه بازخورد ضروری است. گیرنده قبل از انتقال بازخورد به فرستنده، آن را به عنوان پیامی جدید ایجاد و کدگذاری می‌کند. سپس فرستنده بازخورد را دریافت و کدبرداری می‌کند(کرتو[۱۱۶]، ۱۹۹۲). بازخورد عنصری مهم در ارتباطات است که اجازه می‌دهد تا اطلاعات بین گیرنده و فرستنده در ارتباطی دوسویه به اشتراک گذاشته شود (گائو و سنچز[۱۱۷]، ۲۰۰۵).

پیام:

    • ایجاد

  • کدگذاری

پیام:

    • دریافت

  • کدبرداری

بازخورد:

    • دریافت

  • کدبرداری

بازخورد:

    • ایجاد

  • کدگذاری

فرستنده

گیرنده

موانع:

    • محیطی

  • شخصی

نمودار (۲-۲): مدل ارتباطات سازمانی. اقتباس از مک شین و گیلنو (۲۰۰۳)

۲-۲-۱-۷- اجزای فرایند ارتباطات:

در فرایند ارتباط نه عنصر زیر وجود دارند که به شرح آن ها می پردازیم :

  1. فرستنده یا منبع پیام[۱۱۸]:

فرایند ارتباطات زمانی آغاز می شود که فرستنده، منبع، یا آغازگر پیام، آگاهانه یا ناخودآگاه، به وسیله رویداد، موضوع یا ایده ای برانگیخته می شود. وی سپس به جستجوی زبان مناسب (کلامی، غیرکلامی، یا هردو) جهت کدگذاری پیام می پردازد (برکو و همکاران، ۲۰۰۷). فرستنده کسی است که قصد دارد عقیده یا مفهومی را به فرد دیگری که به دنبال اطلاعات است، انتقال دهد و یا فکر یا احساسی را بیان کند (دفت و مارکیک[۱۱۹]،۲۰۱۰).

همچنین اگر فرستنده پیام از نظر گیرنده اعتبار زیادى داشته باشد، پیام او جدى گرفته مى شود و مورد قبول قرار مى گیرد. به عبارت دیگر، وقتى دریافت کننده ، اعتماد، اطمینان و احترام براى فرستنده قائل باشد، کشف و تفسیر پیام به معنا و مفهومى منجر مى شود که هماهنگ با مقصود فرستنده است. برعکس ، چنانچه فرستنده پیام مورد اعتماد نباشد، دریافت کننده پیام، آن را زیر ذره بین مى گذارد و عملا معانى و مفاهیمى را دنبال مى کند که مورد نظر گوینده نبوده است و با این کار، سعى مى کند مقصود گوینده را لوث کند یا انجام آن را به تأخیر اندازد (پیروز، خدمتی، شفیعی، بهشتی نژاد، حسینی فر، و الوانی، ۱۳۹۱).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:15:00 ق.ظ ]




اما در فرانسه به نظر می‌رسد با شک و تردیدهای بیشتری ‌به این جراحی ها نگاه می شود، برای نمونه محکمه استیناف پاریس در سال ۱۹۱۳ م. رأی داد: صرف اقدام به معالج های که مقصود از آن چیزی جز زیبایی نیست، خطا بوده و پزشک بایدکلیه ضررهای ناشی از آن معالجه را متحمل شود ولو اینکه کار خویش را بر طبق اصول فنی و علمی انجام داده باشد(الحسینی، محمد، ص۷۸).

البته در حالی که تا قبل از سال ۱۹۳۶ میلادی، دادگاه های فرانسه به جراحی زیبایی به عنوان «بی هدف و غیراخلاقی » نگاه می‌کردند، این نوع جراحی در طول سال ها«مشروع و قانونی» شده، فلذا اجازه انجام عمل زیبایی که بازتاب روانی دارد را می‌دهد(Picovschi, 2002,p28).

با پذیرش قانونی جراحی زیبایی، رویه قضایی فرانسه قاعده ای را جهت تبیین محدوده جواز انجام جراحی های زیبایی و ترمیمی مورد اعمال قرار داده است که برخی آن را قاعده تناسب میان خطر جراحی و اهمیت نازیبایی(خفت ناشی از زشتی)[۱۳] نام نهاده اند. این قاعده درجراحی زیبایی در دادگا ههای فرانسه مورد توجه قرار گرفته است و قضات ‌در مورد بی اساس یا با اساس بودن عمل همانطورکه حکم دادگاه تجدید نظرورسای ۲۷ مورخ ۱۷ ژانویه ی ۱۹۹۱ میلادی نشان می‌دهد، بسیار سختگیر شده اند: در امر جراحی زیبایی، آسیب به سلامت جسمانی نمی تواند توجیه شود مگر اینکه یک نوع تعادل میان خطر ناشی از جراحی و سود مورد انتظار رعایت گردد، به نحوی که پزشک نباید درمانی را انجام دهد که زیان هایش از زشتی ای که ادعای معالج هاش را دارد، یا شدتش احتمالاً با زیباسازی مورد انتظار تخفیف می‌یابد، فراتررود(Ibid,p31). بدین ترتیب، خطر عملیات زیبایی که متقاضی جراحی با آن روبرو است بایستی متناسب با آن زشتی باشد که ادعای معالج هاش را دارند، هر چه زشتی مورد معالجه حداقل شود، روش به کاربرده شده بایستی بی خطر و روش های تضمین امنیت بیمار بیشتر باشد .(Casey & Darsonval, 1987, Cite par Picovschi, 2002,p 31)

خلاصه کلام آنکه از لحاظ قانونی (صریح یا ضمنی) به نظر می‌رسد که اکثرکشورهای جهان انجام عملیات جراحی زیبایی و ترمیمی را به طور کلی پذیرفته اند، لیکن یکسری ضوابط و معیارها برای صحت انجام این عمل درنظر گرفته شده که در چارچوب مقررات و بالاخص رویه قضایی قابل تشخیص می‌باشند. اما ادله ای که مبنای جواز جراحی های زیبایی و ترمیمی قرار گرفته اند، بایستی مورد واکاوی قرار گیرند تا بتوان به ضوابطی جهت تبیین مبانی تجویز و بالاخص محدوده صحت انجام اعمال زیبایی و ترمیمی دست یافت.

۱-۴-۱ ادله تجویز انجام عملیات پزشکی

به طور کلی در حوزه حقوق، اخلاق و شرع، مواردی ذکر شده که به پذیرش و قانونی شدن اعمال جراحی و هر نوع عملیات پزشکی مخاطر ه آمیز که جسم و جان انسان را به خطر می اندازد، منجر گردیده است. این ادله عقلی و نقلی در قالب های مختلف اما اکثراً با معانی مشابه در نظام های حقوقی دینی و غیردینی عنوان گردیده است. از جمله این موارد است، انتساب جواز قانونی و فقهی جراحی به نظریاتی چون:

۱٫ نظریه عرف و عادت؛

۲٫ نظریه ضرورت؛

۳٫ نظریه رضایت مریض؛

۴٫ نظریه انتفاء قصد مجرمانه و جریان قاعده احسان؛نظریه عدم منع قانونی؛

۵٫ نظریه مصلحت اجتماعی(حسام الدین، الأحمد،۲۰۱۱، ص۲۶).

اما آیا این دلایل که به نوعی انجام جراحی و پذیرش مخاطرات ناشی از آن را توجیه می‌سازند، می‌توانند در حیطه جراحی پلاستیک نیز مورد استناد قرار گیرند یا این که بایستی به دنبال دلایلی دیگر جهت توجیه اعمال این قسم اَعمال بود؟

۱-۴-۲ نقد دلایل در جراحی های زیبایی و ترمیمی

پیش از بیان موارد و نقد آن ها باید متذکّر شد که چالش اصلی حقوق در ارتباط با جراحی های زیبایی محض مطرح گردیده و ‌در مورد تجویز جراحی هایی که واجد وصف ترمیمی هستند،تقریباً تمامی نظام های حقوقی دارای اتفاق نظر می‌باشند؛ هر چند در ارتباط با محدوده انجام جراحی ترمیمی (با توجه به انتخابی بودن آن) بالاخص در مواردی که عمل جراحی توأم با مخاطراتی است چالشهایی وجود دارد.

۱-۴-۲-۱قابل استناد نبودن عرف

امروزه انجام جراحی های پلاستیک با شیوه های متنوع و مدرن به یک امر متداول در عرف اجتماعات مختلف بشری تبدیل شده است، تا حدی که اگر زمانی تنها افراد سرشناس و متمکّن بدان دست می زدند، در حال حاضر اقشار متوسط جوامع مختلف که بیشترین تعداد افراد را تشکیل می‌دهند، نیز به دلایل و بهانه های مختلف بدن خود را به تیغ جراح می سپارند. ممکن است برای تأیید اخلاقی بودن جراحی های زیبایی نیز به مانند سایر اعمال پزشکی به پذیرش عرفی ‌در مورد آن استناد شود. اما مشکلی که در این جا وجود دارد این است که انجام کاری در عرف انسان‌ها دلیل بر صحت آن نیست، بلکه می‌تواند در کنار سایر دلایل جهت تحکیم ادله به کار رود. لذا علی‌رغم انجام این کار در عرف باز هم با نظریاتی خاصه در میان علمای اهل سنت مواجه هستیم که قائل به حرمت اعمال جراحی زیبایی شده اند.

برخی نیز از جراحی های زیبایی با عنوان جراحی های بوالهوسانه یادکرد ه اند و توده کسانی که بدان دست می‌زنند را به عنوان افراد کمال طلب و متمایل به تمنیات نفسانی معرفی نموده اند. این نوع داوری را حتی در میان توده عوام نیز می توان مشاهده کرد؛ لذا برای پذیرش صحت این جراحی ها باید به دنبال ادله عقلی بود(الشنقیطی، ص۱۹۳).

۱-۴-۲-۲فقدان اصل ضرورت

مهمترین شاخص و دلیل اصلی اباحه انجام امور پزشکی بی شک همان ضرورت است. ضرورتی که در اسلام از آن به عنوان مباح کننده اموری که از آن ها نهی شده[۱۴]، تلقی گردیده است و هم به دلیل اهمیت اعمال پزشکی در سلامتی جسم و روان، آن را در زمره واجبات کفایی ذکر نموده اند(موسوی بجنوردی، سید محمد،۱۳۸۶،ص۳۰).

به طور کلی«ضرورت» عبارت از حالت خاصی است که فعل یا ترک فعل غیرمجاز را در ترازوی مضارو منافع، مباح و مجاز می‌سازد؛ لذا گفته شده که حالت ضرورت بدین دلیل عمل طبی را مباح می‌سازد که ورود خسارت جزیی از خسارت کلی بهتر است و همچنین برای یک فرد بهتر است که عضوی از اعضای او احتمالا خسارت ببیند تا اینکه جانش به مخاطره افتد(الحسینی،محمد، ص۵۶).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:15:00 ق.ظ ]




‌بنابرین‏ در اثر انتقال سهم، منتقل الیه می‌تواند حقوق و مزایای ناشی از سهم را از شرکت مطالبه نماید. در اینکه شرکت چه نقشی در رابطه انتقال دهنده و انتقال گیرنده دارد و اینکه آیا شرکت نسبت به قرارداد انتقال شخص ثالث تلقی می شود یا خود از اطراف آن محسوب است؟ در کتاب‌های حقوق تجارت بحثی در این خصوص دیده نشد. با توجه به اینکه شرکت در تشکیل قرارداد راجع به انتقال سهام نقشی نداشته و ندارد و معامله مذبور به وسیله ناقل و منتقل الیه انجام می‌گیرد. به نظر می‌رسد که شرکت شخص ثالث محسوب می‌شود. در واقع اینکه شرکت در اثر این انتقال متاثر می شود و باید حقوق مربوط به سهم انتقال یافته را به منتقل الیه بپردازد و از این تاریخ به بعد او را شریک شرکت به حساب آورد، نوعی استثناء از اصل نسبی بودن آثار قراردادها می‌باشد که در ماده ۲۱۹ ق.م مذکور است. مطابق ماده مذبور: «عقودی که بر طبق قوانین واقع شده باشد بین متعاملین و قائم مقام آن ها لازم الاتباع است….» و ماده ۲۳۱ ق.م نیز با تأکید بر آن مقرر می‌دارد:« معاملات و عقود فقط درباره طرفین متعاملین و قائم مقام قانونی آن ها مؤثر است مگر ‌در مورد ماده ۱۹۶٫»

همچنین در مواردی که سهام مورد معامله، سهام ممتاز باشد، با انتقال سهم مذبور به منتقل الیه، علاوه بر انتقال حقوق و مزایای عادی متعلق به آن، تمام مزایا و امتیازهای مربوط به آن نیز انتقال خواهد یافت. و تنها کسی می‌تواند از این امتیازها استفاده نماید که نام او در دفتر ثبت شرکت به ثبت رسیده باشد.

اصل مهمی که در انتقال حقوق و مزایای وابسته به سهم به منتقل الیه باید در نظر گرفت این است که در اثر انتقال سهم، منتقل الیه نمی تواند دارای حقوق و امتیازاتی بیشتر از ناقل باشد. زیرا وی قائم مقام و جانشین ناقل می‌باشد و این امر اقتضا می‌کند که حقوق منتقل الیه به میزان حقوق ناقل باشد. ‌بنابرین‏ چنان که ناقل در مقابل شرکت حق مطالبه برخی از حقوق خود را نداشته باشد، منتقل الیه نیز از آن محروم خواهد شد چنان که مطابق ماده ۴۹ ل.ا.ق.ت سهامدارانی که در مهلت مقرر نسبت به تعویض سهام خود اقدام نمی‌نمایند حق حضور و رأی‌ در مجامع عمومی شرکت نسبت به سهام خود را از دست می‌دهند. یا مطابق ماده ۱۶۸ ل.ا.ق.ت چنان که به هنگام افزایش سرمایه شرکت، حق تقدم در پذیره نویسی سهام جدید از برخی صاحبان سهام سلب شده باشد، در اینگونه موارد منتقل الیه نمی تواند حقوق سلب شده مذبور را از شرکت مطالبه نماید.

سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا با انتقال سهام، قسمتی از سرمایه شرکت به منتقل الیه انتقال می‌یابد؟

با توجه به ماده ۲۴ ل.ا.ق.ت که سهم را قسمتی از سرمایه شرکت معرفی می‌کند، پاسخ این سوال مثبت است. حال آنکه شرکت‌های تجاری شخصیت حقوقی مستقلی از شخصیت حقوقی شرکا دارند و این امر اقتضا می‌کند که اثر انتقال سهم محدود به انتقال اموال شریک (ناقل) باشد نه شرکت. چه اینکه مطابق قاعده، هیچ مالی را نمی توان بدون رضایت مالک آن از مالکیت او خارج کرد و هیچ کس حق ندارد اموال دیگران را مورد معامله و نقل و انتقال قرار دهد. ‌بنابرین‏ باید پذیرفت که انتقال سهم به معنای انتقال قسمتی از سرمایه شرکت نمی باشد. چنان که قبلا نیز بیان گردید هیچ شریکی نسبت به اموال و سرمایه شرکت هیچ حق عینی ندارد تا به اعتبار آن بتواند سرمایه شرکت را مورد معامله قرار دهد. البته این امر در مواردی اهمیت پیدا می‌کند از جمله: وجه تمایز شرکت‌های دولتی از شرکت‌های خصوصی به اعتبار سرمایه شرکت است. بدین معنی که شرکت وقتی دولتی محسوب است که بیش از ۵۰ درصد سرمایه آن متعلق به دولت باشد. چنان که در ماده ۴قانون محاسبات عمومی کشور، مصوب ۱۳۶۶، شرکت دولتی این چنین توصیف شده است: « شرکت دولتی واحد سازمانی مشخصی است که با اجازه قانون به صورت شرکت ایجاد شود و یا حکم قانون و یا دادگاه صالح ملی شده و به عنوان شرکت دولتی شناخته شده باشد و بیش از ۵۰ درصد سرمایه آن متعلق به دولت باشد. هر شرکت تجاری که از طریق سرمایه گذاری شرکت‌های دولتی ایجاد شود مادام که بیش از ۵۰ درصد سهام آن متعلق به شرکت‌های دولتی است، شرکت دولتی تلقی می شود.»

‌بنابرین‏ در مواردی که سهام یک شرکت تجاری مورد نقل و انتقال قرار می‌گیرد، برای تشخیص اینکه آیا بیش از ۵۰درصد سرمایه شرکت در اختیار دولت و شرکت‌های دولتی است یا نه؟ تنها ملاک برای محاسبه آن عبارت از سهامی است که در اختیار سهام‌داران می‌باشد. بدین ترتیب سهام شرکت بی ارتباط با سرمایه شرکت نمی باشد.

همچنین در مواردی تشخیص تابعیت یک شرکت از طریق سهام‌داران مشخص می‌شود چنان که مطابق بند ج ماده ۳۱ قانون پولی و بانکی کشور، مصوب ۱۸/۴/۱۳۵۱:« هر بانکی که بیش از ۴۰درصد سرمایه آن متعلق به اشخاص حقیقی اتباع خارجی یا اشخاص حقوقی خارجی باشد، از نظر این قانون بانک خارجی محسوب می شود وباید تحت عنوان بانک خارجی به ثبت برسد….»

‌بنابرین‏ انتقال سهام اگرچه در این مورد می‌تواند تابعیت شرکت تجاری را عوض کند. ولی باید گفت که این امر جنبه استثنایی دارد البته شاید از دو مورد اخیر جواب داد که ضابطه حاکم بر تابعیت شرکت‌های تجاری مطابق ماده ۵۹۱ قانون تجارت ۱۳۱۱ اقامتگاه آن ها می‌باشد. در نتیجه، شرکت‌های تجاری تابعیت مملکتی را دارند که اقامتگاه آن ها در آن مملکت است. بر این اساس یک شرکت تجاری که اقامتگاه آن در ایران است،ایرانی محسوب خواهد شد و در ایرانی بودن آن فرقی بین موردی که همه سرمایه آن متعلق به اتباع ایران باشد یا اتباع خارجی وجود ندارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:15:00 ق.ظ ]




۷٫نمایش روش و منش زنان پاکدلی که در عرفان عملی طی طریق کرده و به مراتبی از قرب دست یافته‏اند و پرداختن به زمینه ها و بسترهایی که آنان را ‌به این جهت سوق داده می‏تواند برای دیگران نیز سازنده و مؤثر باشد.

۸٫این حقیقت را باید از طریق برنامه های رسانه به ویژه به جامعه زنان تفهیم کرد که هر چه آدمی به لذایذ بیرونی و عرصه برونی وجود خویشتن بپردازد، از عرصه درون و خویشتن‏نگری باز خواهد ماند.

۹٫لازمه تکامل و حرکت سازنده، تعمق و اندیشه درونی و انصراف از تکثر بیرونی است و این همه زمانی میسر می‏ شود که زن، در کنار زندگی متعارف و روزمره خود بخشی از برنامه زندگی‏اش را به مطالعه، اختصاص دهد.

رسانه در این جهت می‏تواند ارائه طریق نماید، ترتیب و تنظیم برنامه های آموزشی (با تأکید بر آموزه‏های دینی) آن هم در اوقاتی که نوعاً خانم‏ها امکان بهره برداری از آن را دارند و ساعاتی که از اشتغالات بیرون و احیاناً داخل منزل فارغ شده، از بهترین زمان ارائه برنامه است.

فرجام سخن

بررسی‏های گذشته نشان داد که رسانه های جمعی کارکردهای مثبت و منفی در ارتباط با تبیین انحرافات اجتماعی ای همچون انحرافات پوششی وظاهر اشخاص دارند. اینک این پرسش مطرح می‏ شود که آیا رسانه ها مجازند تحت عنوان طرح حوادث ،انحرافات اجتماعی را به ذهنیت جامعه منتقل نمایند؟ یا آنکه رسانه ها فقط میبایست نمایشگر کنشهای مثبت مردم باشند و از انحرافات آنان سخن نگویند؟
به نظر می‌رسد منابع شناخت مردم از حوادث و مسائل اجتماعی منحصر به رسانه ها نیست و آنان از راه های مختلفی از جمله مشاهده عینی و ارتباطات کلامی با دیگران از حوادث تلخ و انحرافات اجتماعی آگاهی می‏یابند، از این رو تصور اینکه چشم وگوش مردم تنها از دریچه وسایل ارتباط جمعی به دنیای حوادث و انحرافات باز می شود، خیالی بیش نیست. لذا گزارش این گونه انحرافات اجتماعی توسط رسانه ها چنانچه با تحلیل و تبیین ‌آسیب‌های آن ها و به منظور حفظ جامعه از گسترش انحرافات صورت گیرد ، امری مفید، بلکه ضروری است که ضمن افزایش آگاهی مخاطبین رسانه ها، موجب می‏ شود که رفتار اجتماعی خود را براین اساس تنظیم نمایند و از پیامدهای کجروی‏های اجتماعی در امان باشند. قرآن کریم بارها با بیان سرگذشت اقوام گذشته از انواع آلودگی‏ها و انحرافات اجتماعی سخن به میان آورده است و مقصود از بیان آن ها را عبرت آموزی و پیشگیری از وقوع و تکرار آن ها در بین امت اسلامی برشمرده است. قرآن کریم در سوره یوسف، داستان عشق و شیفتگی زلیخا به یوسف را با تمام جزئیات و تفاصیل آن بیان کرده و انحراف اخلاقی زلیخا را با انواع مکرها و ترفندهای آن تشریح نموده است، ولی بی تردید مقصود از ارائه این گزارش‏ها تقویت جنبه معنوی بشر می‌باشد. خداوند میفرماید: «و آن زن که یوسف در خانه او بود، از او تمنای ‌کام‌ جویی کرد، درها را بست و گفت: بیا به سوی آنچه برای تو مهیاست. گفت: به خدا پناه می برم، اوصاحب نعمت من است، مقام من را گرامی داشته، مسلماًً ظالمان رستگار نمیشوند. آن زن قصد او کرد و او نیز ـ اگر برهان پروردگار را ‌نمی‌دید ـ قصد وی می‌نمود، این چنین کردیم تا بدی و فحشاء را از او دور سازیم، چرا که او از بندگان مخلص ما بود.»

در این آیات هر چند خداوند از انحرافات اخلاقی زن عزیز مصر ، سخن به میان آورده و آن را برای همه مردم بیان ‌کرده‌است، اما این اطلاع رسانی را با تحلیل، تذکر و شیوه معنوی رهایی از انحرافات اجتماعی توأم ساخته است.

قرآن کریم انحراف اجتماعی برخی اقوام را ذکر کرده، ولی در ضمن بیان این انحرافات ، به راه درمان آن اشاره می‌کند. همچنین موارد دیگری همانند قتل‏ هابیل توسط قابیل در قرآن ذکر شده است، ولی به جهت اینکه در کنار نقل این خبر، مضرات و پیامدهای آن انحراف تحلیل و تبیین می‏ شود، از اشاعه فحشاء، شکستن قبح گناه … و سایر کارکردهای منفی که در این رابطه وجود دارد، جلوگیری می‏ شود.
با استشهـاد به آیـات گذشتـه، مـلاک نقـل و گـزارش انحرافات به طورگسترده مشخص می‏ شود. این ملاک همان طور که ‌در مورد قرآن وجود دارد، ‌در مورد رسانه های جمعی هم محقق است و آن ها باید در کنار ذکر حوادث، به جنبه عبرت آموزی حوادث جهت پیشگیری از وقوع انحراف توجه داشته باشند و در این راستا، به تحلیل انحرافات و راه های مبارزه با آن و شیوه های جایگزینی مثبت آن ها اشاره نمایند و اگر به صرف نقل و ذکر انحرافات اکتفا شود، افزایش دامنه و نوع کارکردهای منفی رسانه ها دور از انتظار نخواهد بود.

مبحث سوم:تلقی حجاب به عنوان یک تحمیل ‌و اجبار دولتی یا رسمی(نظریه کنترل اجتماعی وواکنش اجتماعی)

گفتار اول:نظریه کنترل اجتماعی وواکنش اجتماعی

نظریه کنترل از نظریه های مطرح در حوزه جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی محسوب می‌شود .نظریه کنترل درتحلیل وتبیین کج رفتاری های اجتماعی مورد استفاده قرار گرفته و از نظریه های با نفوذ حوزه جامعه شناسی انحرافات اجتماعی و جرم بوده است فرضیه اصلی این نظریه ارضا نشدنی بودن ماهیت انسان است. هم چنان که فروید گفته :« افراد به طورطبیعی تمایل به کج رفتاری دارند، و اگر تحت کنترل قرار نگیرند چنین می‌کنند». جامعه شناسان براین عقیده بودند که مردم از قوانین و هنجارهای اجتماعی پیروی می‌کنند مگر اینکه تحت تاثیر معاشرت،قرارگرفتن در محیط نامناسب یا حتی تحت تاثیر نظارت اجتماعی ،‌کج‌رفتار شوند اما دیدگاه کنترل اجتماعی بر این عقیده است که افراد اصولا دارای قابلیت بهنجار یا نابهنجار بودن هستند. نکته اصلی این است که جامعه چه رفتاری با فردباید داشته باشد. رفتار بهنجار یا نا بهنجار تنها در درون جامعه دارای معنی است و هر جامعه ای سعی می‌کند که هنجارهای خود را بر فرد تحمیل کند ناهمنوایی و کجروی اجتماعی، نتیجه کمبود یا فقدان کنترل اجتماعی اعم از رسمی (قضات، ضابطین قضایی، پلیس، زندان و…) و غیررسمی (خویشاوندان، دوستان، همسایگان، همکاران و…) می‌باشد.

کنترل اجتماعی به نحو اختصار به شیوه هایی اطلاق می شود که جامعه برای واداشتن اعضایش به همنوایی و جلوگیری از ناهمنوایی به کار می‌برد.[۱۴۰] .

در این نظریه بیان گردیده است که کج رفتاری اشخاص ، بیش از آنکه ناشی از نیروهای محرک به سوی نابهنجاری باشد محصول عدم ممانعت است .این درست نقطه مقابل فرض نظریه یادگیری است که کج رفتاری را ناشی از شرایط اجتماعی خاص (شکاف اهداف و ابزار مقبول اجتماعی و تجربه یادگیری از دیگران ) می دانند. نظریه یادگیری مستقیماً می پرسد، علت کج رفتاری چیست اما نظریه کنترل مستقیماً می پرسد، علت همنوایی چیست ، زیرا آنچه موجب کج رفتاری است فقدان همان چیزی است که باعث همنوایی می شود، پاسخی که ‌به این سؤال مهم داده شده این است که آنچه موجب همنوایی است ، اعمال کنترل اجتماعی بر افراد است که جلوه کج رفتاری را می‌گیرد. ‌بنابرین‏ فقدان یا ضعف کنترل اجتماعی علت اصلی کج رفتاری است که در بخش های زیر توضیح داده خواهد شد[۱۴۱].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:15:00 ق.ظ ]




مبنای تنظیمی یا توجه به مسئولیت های حاصل از فروش دارایی ها، مربوط به منطق محدود کردن مسئولیت در انتقال مالکیت یک نهاد می‌باشد، اما با آن تفاوت دارد. زمانی که یک خریدار دارایی هایی را از فروشنده تصاحب می‌کند، قیمت پرداختی به ازای آن دارایی ها ‌بر اساس یک مفهوم معینی از ارزش آن ها‌ است. این مفهوم ارزش مثبت دارایی ها را همانند بدهی ها یا مسئولیت های باقی مانده بیان می‌کند. غرق کردن خریدار در بدهی ها یا خطراتی که فروشنده قادر به عبور از سد آن ها نبوده است، که البته عملی غیر منصفانه برای خریدار است، ثروت بادآورده ای برای فروشنده است و رویه ی آزادی قرار داد را با منفی کردن مفاد آن ها تحلیل خواهد برد. متناوبا، به جز برخی موارد، زمانی که یک فروش با حسن نیت انجام می شود، قوانین مقرر شده اجازه ی انتقال مسئولیت هایی را که در جلسات در نظر گرفته نشده است به قرار داد خرید نمی دهد. در چنین مواردی، فروشنده تمامی مسئولیت هایی را که خریدار متحمل آن ها نمی شود، طبق بندهای قرارداد حفظ خواهد کرد.[۵]

این قوانین که در فرایند اعمال در ادغام و خرید بسیار ساده به نظر می‌رسند، در سازماندهی شرکت در دنیای واقعی بسیار پیچیده اند، که در آن ساختار تعاملات جهت پرداخت های مالیاتی، در صورت صرف نظر کردن از قانون گذاری قرارداد شده یا قوانین مشترک راجع به مسئولیت های متفاوت، به دقت تنظیم می شود. این پیچیدگی ها در تعاملات چند مرحله ای افزایش پیدا می‌کنند، به عنوان مثال زمانی که فروش یک دارایی گاهی اوقات توسط فروشنده منحل می شود،[۶] در چنین مواردی، دارایی های باقی مانده پس از فروش ، به همراه باقی مانده های متعلق به شرکت فسخ شده، جهت پرداخت بدهی های موجود صرف می‌شوند. مشکلی که از نگاه کاربردی وجود دارد این است که دارایی فروخته شده ای که کم و بیش منحل می شود و در آن بدهی ها به کل پرداخت شده است ،[۷] در نتایج نهایی آن غیر قابل تشخیص است، که در آن بدهی ها به نهاد کسب و کار باقی مانده محول می شود. در واقع، با تساوی پیامدهای مالیاتی، چنین ساختار تجاری می‌تواند به دقت انتخاب شود چرا که این اجازه را به خریدار می‌دهد تا قبل از انتقال کامل مالکیت یک دارایی، از قبول مسئولیت ها یا بدهی های پرداخت نشده خودداری کند.

۲-۱-۱-۲- استثنائات مسئولیت جانشین

قانون مسئولیت جانشین شامل استثنائاتی است تا با ساختارهای انتقالی پیچیده که در شرکت‌ها و به وسیله ی قانون گذاران مالیات استفاده می‌شوند، وفق داده شوند.[۸] بی مسئولیتی خریدار دارایی، نمونه ای از این چند استثناء است. رایج ترین نوع این استثنائات زمانی اتفاق می افتد که خریدار دارایی طبق قرار داد با تمامی بدهی های شناخته شده یا شناخته نشده موافقت می‌کند، و تمامی بدهی ها طبق فرضیات پیش می‌روند. در این موارد، مسئولیت به عنوان یک بند قرارداد به خریدار ارجاع داده می شود. یک استثناء منصفانه لازم است تا مطمئن شویم که طلب های فروشنده راهی قابل اجرا در برابر خریدار می‌باشد.[۹]

استثناء دوم مسئولیتی را تعمیم می‌دهد که چیزی جز تلاش برای فریب طلبکاران در خود ندارد.[۱۰] این استثناء تنها زمانی به کار می‌آید که قصد فریب دادن وجود داشته باشد یا ممکن است در ساختارهای انتقالی گوناگون نیز پیاده سازی شود. در یک حالت، این استثناء به صورت کلی خواهد بود، چرا که بدون در نظر گرفتن ساختار انتقالی اتفاق می افتد و در حالتی دیگر بسیار کوتاه است چرا که نیاز به نیت واقعی برای فریب دادن دارد.

استثناء سوم، زمانی اتفاق می افتد که تصاحب یا سازماندهی مجدد بخشی از ادغام غیررسمی باشد. برای مثال یک فروشنده ممکن است هدفش از فروش یک دارایی خودداری از پرداخت بدهی های همراه با آن باشد. همان‌ طور که قبلا نیز اشاره شد، یک فروش کامل به همراه انحلال به عنوان یک ادغام عمل می‌کند: یک فروش کامل تنها مسئولیت هایی را انتقال می‌دهد که در قرار داد ذکر شده است، در حالی که ادغام تمام مسئولیت های نهادهای ادغام شده را انتقال می‌دهد. این استثناء ممکن است که نتواند چنین موقعیت هایی را پوشش دهد، چرا که در داد و ستدها عموما از فروش کامل به دلیل مالیات و دلایل دیگر استفاده می شود. دادگاه ها چنین کسب و کارهایی را با یک ادغام مقایسه می‌کنند تا ازتحلیل بدهی های قانونی طبق رسوم ممانعت نمایند.

از آنجائی که ادغام، مسئولیت را به شرکت جانشین منتقل می‌کند “ادغام عملی یا تثبیت” توسط دادگاه ها ایجاد شده و در برخی از اساسنامه ها به صورت قانون در آمده است (گاهی اوقات ادغام قانونی نیز نامیده می شود).[۱۱] مشکل نظری ادغام های غیر رسمی که فروشنده را از بند مسئولیت رها می‌کند قبلا در قوانین وضع شده که مانع طرح دعوی در برابر نهادهای مسئول بود، جای گرفته است. قوانین دولتی امروزی راه هایی را برای جبران خسارات وارد شده به یک نهاد تجاری ارائه می‌کند.[۱۲] ‌بنابرین‏، لزوم رعایت کردن اصول ادغام غیررسمی، سوالاتی را به وجود می آورد. با این وجود، این اصول پابرجا باقی می ماند، چرا که احتمالا بهبود یافتن در برابر دارایی های منحل یک شرکت به عنوان یک مشکل اساسی، در برخی موارد مشکل یا غیر ممکن است و دادگاه ها نمی خواهند که طلبکاران را بدون راه و چاره رها نمایند.

در آخر، در بسیاری از دولت ها، چه در قوانین مشترک یا اساسنامه استثناء چهارمی برای عدم مسئولیت های جانشین پدیدار شده است.[۱۳] زمانی که انتقال دارایی اتفاق می افتد مسئولیت های جانشین بدون در نظر گرفتن انتقال سازماندهی مجدد یا نبود هیچگونه عمدی در فریبب طلبکار به همراه خریدار باقی خواهد ماند. استثناء تداوم محض بر آن است تا رخنه های موجود در قوانین شرکتی دولت را که اجازه ی استفاده از سازماندهی مجدد را با هدف یکسان می‌دهد، بپوشاند. برای بهبود این نظریه، طلبکار نباید به طور محض تداوم اجرائیات تجاری خریداری شده را نمایش دهد بلکه باید تداوم خود نهاد را به نمایش بگذارد. در واقع، برخی از دادگاه ها برای صلاحیت بخشیدن به هر نهاد به عنوان تداوم محض، آن را وضع کرده‌اند. تداوم مالکیت زمانی اتفاق می افتد که شرکت خریدار سهم خود را به عنوان دارایی شرکت فروشنده در نظر می‌گیرد که سبب می شود سهام‌داران شرکت فروشنده جزئی از شرکت خریدار باشند. برای اینکه به یک تداوم محض برسیم نیاز به تداوم مالکیت و تداوم مدیریت داریم. علاوه براین، برخی دولت ها نیازمند این هستند که خریدار ملاحظات کمتری را نسبت به فروشنده در نظر بگیرد تا یک تداوم محض اتفاق بیفتد.

۲-۱-۲- مصوبه ی قضایی فدرال ‌در مورد نظریه های مسئولیت جانشین

۲-۱-۲-۱- شرایط کاربرد مسئولیت جانشین در علل اقدام فدرال

از آنجائی که اصول مسئولیت جانشین منصفانه بوده و از تصمیمات دادگاه دولتی سرچشمه می‌گیرد، که در هر دولتی متفاوت است، واضح و مشخص نیست که دادگاه ها از چه اصولی برای اقدامات فدرال استفاده می‌کنند.[۱۴] قانون فدرال ‌در مورد مسئولیت جانشین ، زمانی که در دادگاه فدرال اجرا می شود، گاهی اوقات از اصول قانونی سنتی سرچشمه می‌گیرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:14:00 ق.ظ ]




طرحواره های ناسازگار موجب سوگیری در تفسیر رویدادها می‌شوند و این سوگیری ها در آسیب شناسی روانی به صورت ‌سوء تفاهم ها، نگرش های تحریف شده، فرض های نادرست، هدف ها و چشم داشت های غیر واقع بینانه در زندگی پدید می‌آیند تداوم دارند و بر چگونگی رابطه ی فرد با خود و دیگران تاثیر دارند. از آنجا که طرحواره های ناسازگار ناکارآمد هستند، ناخشنودی را در پی دارند و زمینه را بر این اختلال(افسردگی) فراهم می‌کند.(یوسفی،۱۳۸۹).

در رابطه با نقش طرحواره های شناختی در زندگی، لاندوز وحمیدپور(۱۳۸۴) در پژوهشی ‌به این نتیجه دست یافتند که هرچه طرحواره ها ناسازگارتر باشند، رضایت زناشویی کاهشی می‌یابد. همچنین سبک دلبستگی ایمن با طرحواره های ناسازگار رابطه معنی دار دارد.

جهت تعیین رابطه ی بین طرحواره های ناسازگار با ابعاد صمیمیت زناشویی ذوالفقاری و همکاران (۱۳۸۷) با انجام پژوهشی بر ۷۰ نفر (۳۵زوج) از زوجین شهر اصفهان نشان داد که بین طرحواره های ناسازگار با ابعاد صمیمیت زناشویی همبستگی منفی و معنی داری وجود دارد بدین معنا که هرچه طرحواره ها ناسازگارتر می‌شوند، صمیمیت زناشویی کاهش می‌یابد. این گروه از محقیقن در ارتباط با نقش طرحواره ها در تعارضات زناشویی نیز نشان دادند که بین طرحواره های ناسازگار با ابعاد تعارض زناشویی به غیر از جداکردن امور مالی از یکدیگری رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

بزازیان، بشارت و رجب (۱۳۸۹) در بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی و ادراک بیماری با بهزیستی روان شناختی در رابطه با شاخص های سازگاری با بیماری های مزمن در یک نمونه ۳۰۰ نفری از بیماران عضو انجمن دیابت ایران با بهره گرفتن از مقیاس دلبستگی بزرگسال، مقیاس ادراک بیماری و زیر مقیاس بهزیستی روان شناختی پرسش نامه سلامت روانی نشان دادند که همبستگی پیرسون نشانگر رابطه ی معنادار بین متغیرهای پیش بین و ملاک بود. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد پاسخ عاطفی به بیماری پی آمدها، و سبک های دلبستگی ایمن، دوسوگرا و اجتنابی تبیین کننده واریانس بهزیستی روان شناختی در بیماران مبتلا به دیابت بوده است.

بشارت و شالچی (۱۳۸۶) در بررسی رابطه سبک های دلبستگی و مقابله با تنیدگی بر روی ۲۲۳ دانشجو با بهره گرفتن از فهرست دلبستگی بزرگسالان و مقیاس سبک های مقابله تهران مشخص کردند رابطه معنادار بین سبک های دلبستگی و راهبرد های مقابله با تنیدگی وجود دارد. همبستگی بین سبک های دلبستگی ایمن با سبک های مقابله هیجان محور مثبت و مسئله محور، مثبت بود، در حالی که با سبک منفی هیجان محور، همبستگی منفی به دست آمد. سبک دلبستگی اجتنابی با مقابله مسئله محور و سبک مقابله هیجان محور منفی و سبک دلبستگی دوسوگرا با سبک مقابله هیجان محور مثبت، همبستگی مثبت داشت. ‌بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که راهبردهای مقابله ای تحت تاثیر سبک های دلبستگی قرار می گیرند.

بشارت، فرهادی و گیلانی (۱۳۸۵) در بررسی رابطه سبک های دلبستگی و احساس غربت با نمونه ۱۴۵ نفری از دانشجویان که با پر کردن مقیاس دلبستگی بزرگسال و پرسش نامه احساس غربت مورد ارزیابی قرار گرفتند، نشان دادند که بین سبک های دلبستگی و میزان احساس غربت رابطه معنی دار وجود دارد. دانشجویان دارای سبک دلبستگی ایمن کمتر از دانشجویان دارای سبک های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا احساس غربت تجربه می‌کنند. سبک دلبستگی ایمن از طریق مکانیسم های « تنظیم عواطف» « ایمنی بخشی» و « جانشین سازی» روابط و پیوندهای عاطفی جدید به فرد کمک می‌کند تا در مواجهه با اضطراب و استرس جدایی از خانواده سازش یافته تر عمل کند و کمتر دچار احساس غربت شود.

بشارت، گلی نژاد و احمدی (۱۳۸۲) در بررسی رابطه سبک های دلبستگی و مشکلات بین شخصی با ۱۲۰ دانشجوی ساکن در خوابگاه های دانشگاه تهران و مقیاس سبک دلبستگی بزرگسال و مقیاس مشکلات میان فردی نتایج نشان دادند که آزمودنی های دارای سبک دلبستگی ایمن نسبت به آزمودنی ها دارای سبک دلبستگی ناایمن، مشکلات بین شخصی کمتری داشتند. هم چنین میزان مشکلات آزمودنی های دارای سبک دلبستگی اجتنابی از میزان مشکلات بین شخصی آزمودنی های دارای سبک دلبستگی دوسوگرا کمتر است. بشارت، شریفی، ایروانی (۱۳۸۰) در یررسی رابطه سبک های دلبستگی و مکانیسم های دفاعی در یک نمونه ۲۱۴ نفری از دانشجویان با بهره گرفتن از مقیاس دلبستگی بزرگسال و پرسش نامه سبک های دفاعی نشان دادند که بین سبک دلبستگی و سبک دفاعی رابطه معنی دار وجود دارد: آزمودنی های دارای سبک دلبستگی ایمن پیش از آزمودنی های دارای سبک دلبستگی ناایمن (اجتنابی و دوسوگرا) از مکانیسم های دفاعی رشد یافته استفاده می‌کردند، آزمودنی های دارای سبک دلبستگی ناایمن پیش از آزمودنی های دارای سبک دلبستگی ایمن از مکانیسم های دفاعی رشد نایافته و نورتیک استفاده می‌کردند و آزمودنی های دارای سبک دلبستگی ناایمن دوسوگرا پیش از آزمودنی های دارای سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی از مکانیسم های دفاعی رشد نایافته و نوروتیک استفاده می‌کردند.

پژوهشی که توسط محمدزاده در سال (۱۳۹۱) صورت گرفته، مشخص کرد که افراد با سبک دلبستگی ناایمن اضطرابی در مقایسه با افراد دارای سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی یا ایمن، خصیصه های مرزی شدیدتر را تجربه می‌کنند. نتایج به دست آمده از تحقیق محمدزاده نشان می‌دهد که روان رنجورخویی و روان پریشی گرایی بالا در کنار سبک دلبستگی اضطرابی، الگوی پیشنهادی احتمالی برای پیش‌بینی صفات مرزی است.

در پژوهشی با عنوان، بررسی رابطه سبک های دلبستگی و ابعاد شخصیت که توسط بشارت، کریمی و رحیمی نژاد (۱۳۸۵) انجام پذیرفته مشخص شد که بین سبک دلبستگی ایمن با برون گرایی، همسازی و وظیفه شناسی، بین سبک دلبستگی اجتنابی با نوروزگرایی، برون گرایی، تجربه پذیری، همسازی و وظیفه شناسی و بین سبک دلبستگی دوسوگرایی اضطرابی با نوروزگرایی ، برون گرایی، همسازی و وظیفه شناسی رابطه وجود دارد. .

برازنده (۱۳۸۵) در پژوهشی به « بررسی معیارهای ارتباطی و طرحواره های ناسازگار با سازگار زناشویی پرداخته است. در این پژوهش از میان شناخت واره های مرتبط با سازگاری زناشویی رابطه معیارهای ارتباطی و طرحواره های ناسازگار با سازگار زناشویی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاکی از این است که معیارهای ارتباطی رابطه موارد در چهار حیطه مرزها، قدرت، سرمایه گذاری میانی و سرمایه گذاری عملی با ناسازگاری زناشویی رابطه دارد و سه طرحواره ناسازگار محرومیت هیجانی، انزوای اجتماعی و وابستگی / بی کفایتی با سازگاری زناشویی رابطه معنادار منفی داشتند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:14:00 ق.ظ ]




۲-۵-۴ تأمین مالی از طریق استقراض

سرمایه استقراضی عمدتاًً شامل وام های رهنی، تسهیلات بانکی، اوراق قرضه و سایر بدهی های بلند مدتی می‌گردد که توسط بانک‌ها، مؤسسات مالی و سایر اشخاص حقیقی و حقوقی تأمین و اعطا می‌شوند. در مجموع تأمین مالی بواسطه استقراض مزایایی را برای شرکت به دنبال دارد از جمله اینکه بهره بدهی‌ها جزء هزینه قابل قبول مالیاتی بوده و در نتیجه صرفه‌جویی مالیاتی را به همراه خواهد داشت. از طرف دیگر تأمین مالی بدین طریق سهم سهام‌داران در کنترل شرکت را کاهش نداده و در دوره تورمی باز پرداخت آن ارزانتر تمام خواهد شد. تأمین مالی از طریق بدهی صرفه نظر از مزایای ذکر شده در فوق معایبی هم دارد. تضمین پرداخت بدهی و لزوم باز پرداخت اصل آن در سررسید و محدودیت های اجتماعی که شرایط وام های اخذ شده به شرکت تحمیل می نمایند از جمله این موارد می‌باشند همچنین استفاده بیش از حد بدهی، ریسک ساختار سرمایه و در نتیجه هزینه سرمایه شرکت را افزایش می‌دهد (عبدا.. زاده، ۱۳۷۳).

۲-۵-۵ تأمین مالی از طریق سهام عادی

شرکت ها می‌توانند از طریق صدور و فروش سهام عادی به سرمایه گذارانی که قبلاً سهامدار بوده اند و یا با خرید سهام جدید سهامدار شده اند وجوه مورد نیاز خود را تأمین نمایند. اگر شرکتی قصد افزایش سرمایه داشته باشد سهام جدید را باید نخست به سهام‌داران فعلی خود عرضه نماید و بدین ترتیب هر سهامدار به نسبت سهام خود در پذیره نویسی سهام عادی جدید مشارکت نموده و از این طریق سهم مالکانه خود را در شرکت حفظ نماید. با توجه به اینکه میزان ریسک و هزینه سهام عادی در مقایسه با سایر راه های تأمین مالی بیشتر است لذا بدیهی است که نرخ بازده مورد انتظار سهام‌داران عادی نیز بیش از نرخ بازده مورد توقع در بدهی ها می‌باشد در نتیجه تأمین مالی از طریق سهام عادی یکی از گرانترین راه های تأمین مالی برای شرکت به شمار می‌رود (شیخ الملوکی، ۱۳۸۶).

۲-۵-۶ تأمین مالی از طریق سهام ممتاز

سهام ممتاز سهامی است که دارای سود ثابت، معین و از پیش تعیین شده است، و از این نظر شبیه اوراق قرضه می‌باشد با این تفاوت که پرداخت سود به سهام‌داران ممتاز الزام آور نمی باشد. و چنانچه شرکت سود نداشته باشد می‌تواند سودی به سهام‌داران ممتاز پرداخت ننماید. تأمین مالی از طریق سهام ممتاز به دلیل عدم الزام شرکت در پرداخت سود به سهام‌داران دارای ریسک کمتری در مقایسه با بدهی ها می‌باشد. و در مقایسه با سهام عادی به دلیل برخورداری از نرخ سود ثابت شرکت ریسک کمتری را متحمل می شود. همچنین مانند سهام عادی و برخلاف بدهی فاقد صرفه جویی مالیاتی می‌باشد. ‌بنابرین‏ هزینه سرمایه بعد از بدهی و قبل از سهام عادی طبقه بندی می‌گردد (جهانخانی، ۱۳۷۳).

۲-۵-۷ تأمین مالی از طریق سود انباشته

سود انباشته از سودهای باقی مانده در واحد تجاری پس از پرداخت سود سهام تشکیل می شود. تأمین مالی از این روش موجب کاهش وجوه قابل پرداخت به شکل سود سهام می شود.اما در مقابل توان سودهی شرکت به سهام‌داران فعلی را در آینده افزایش می‌دهد. دلیل این افزایش نیز آن است که چنانچه واحد تجاری به جای سود انباشته از منابع تأمین مالی خارج از واحد تجاری استفاده نماید، لازم است نوعی بازده برای این منابع فراهم نماید که پرداخت چنین بازده ای در قالب بهره بدهی ها، سود سهام ممتاز یا عادی، وجوه در دسترس جهت پرداخت سود سهام در آینده را کاهش خواهد داد. تحقیقات در کشورهای مختلف نشان داده است که منابع مالی داخلی یکی از عمده ترین منابع مالی شرکت ها است. که نزدیک به ۶۰ تا ۷۰ درصد نیاز مالی آن ها را مرتفع می کند. این شیوه به ویژه در بازارهای سرمایه تکامل نیافته مانند بازار سرمایه ایران رایج تر می‌باشد چرا که مدیران شرکت‌ها می‌دانند چنانچه سود تقسیم شود برای تأمین مالی از منابع دیگر با دشواری‌های بسیار روبرو خواهند شد (جهانخانی، ۱۳۷۳).

۲-۵-۸ تأمین مالی و ساختار سرمایه

مدیران برای تأمین مالی ابتدا از طریق وجوه عملیاتی سازمان اقدام می‌کنند. آنگاه به ‌بازارهای خارجی روی می آورند و در این راه بدهی را بر ارزش ویژه ترجیح می‌دهند. ‌بر اساس این منطق، عموم مدیران مالی ابتدا به ارزیابی ظرفیت استقراض خود اقدام کرده و پس از اعمال ملاحظات خاص تا سطح ظرفیت به دست آمده بدهی ایجاد می‌کند. عمده ترین خطر افزایش بدهی، عدم توانایی ‌پرداخت اصل و فرع در سررسید مقرر است. لذا اینگونه پرداخت های ثابت بدون توجه به توانایی سودآوری واحد اقتصادی باید تسویه شود. هر گونه عدم پرداخت به موقع منجر به ورشکستگی یا اقدامات حقوقی علیه واحد اقتصادی می شود. علاوه بر این، حفظ انسجام مالی و موقعیت رقابتی واحد اقتصادی نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. واحد اقتصادی باید به گونه ای عمل کند که وجوه کافی برای سرمایه گذاری های راهبردی، پرداخت سود سهام، هزینه های تحقیق و توسعه و نظایر آن در دسترس باشد. عدم توانایی در فراهم آوردن این وجوه سلامت مالی واحد اقتصادی را تهدید خواهد کرد. در تعیین ظرفیت استقراض، مدیر مالی باید توازن بین جریان‌های نقدی داخلی و جریان های نقدی خارجی لازم را همواره مد نظر داشته باشد. برای این منظور باید آن مقدار جریان های نقدی که می‌تواند در پرداخت تعهدات مالی مورد استفاده قرار گیرد، شناسایی شود. تصمیمات مربوط به ساختار سرمایه واحد اقتصادی دارای دو جنبه میزان سرمایه مورد نیاز و ترکیب تأمین سرمایه است و فرآیندی را که منجر به تصمیم گیری نهایی می‌گردد روش تعیین ساختار سرمایه می‌نامند. مطالب ‌در مورد تعیین ساختار سرمایه حول محور روش‌هایی می چرخد که واحد اقتصادی به وسیله آن میزان ریسک و بازده هر یک از ساختارهای مختلف سرمایه را تعیین می‌کند. هدف از تعیین ساختار سرمایه، مشخص کردن ترکیب منابع مالی به منظور به حداکثر رساندن ثروت سهام‌داران است اگر چه چار چوب نظری ارائه شده در مباحث مدیریت مالی مأخذ خوبی برای این کار است، اما تردیدی نیست که در عمل ما را با مشکلات و مسائل زیادی مواجه خواهد کرد، زیرا ثروت سهام‌داران تحت تأثیر عوامل متعددی قرار می‌گیرد که ساختار سرمایه یکی از آن ها‌ است. ساختار سرمایه یک واحد اقتصادی، رابطه نزدیکی با هزینه سرمایه دارد. ساختار سرمایه، ترکیب منابع نقدی بلند مدت مورد استفاده واحد اقتصادی است و تغییر در آن موجب تغییر هزینه سرمایه واحد اقتصادی می شود. هدف اصلی از تصمیمات ساختار سرمایه، ایجاد ترکیبی مناسب از منابع نقدی بلند مدت، به منظور حداقل سازی هزینه سرمایه واحد اقتصادی و از آن طریق حداکثر کردن ارزش بازار واحد اقتصادی می‌باشد. که این ترکیب را ساختار سرمایه بهینه می‌نامند (رحیمیان، ۱۳۸۰).

۲-۶ تئوری‌های ساختار سرمایه

شش نظریه مختلف پیرامون ساختار سرمایه ارائه شده است: نظریه سود خالص، نظریه سود خالص عملیاتی، نظریه سنتی، نظریه مودیلیانی و میلر، نظریه ترجیحی، نظریه توازی (مصالحه) در این بخش به طور مختصر و کوتاه هر یک از نظریات فوق بیان و مورد تحلیل قرار گرفته است.

۲-۶-۱ دیدگاه سود خالص[۱۷]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:14:00 ق.ظ ]




خلق یک طرح

ارزش‌های ارتباطی موافق

محول کردن مسئولیت

به وجود آوردن گروه ها

آموزش

وتوسعه

فرایندهای بهبود و اصلاح

کنترل و بازدید مجدد

نمودار ۲-۴- فرایند توانمندسازی(cook, 1994)

۲-۱-۱۸- توانمندسازی و ارتباط آن با فرایند تصمیم گیری

توانمندسازی، مشارکت یا مدیریت مشارکتی یک مفهوم مدرن در ادبیات اجرایی تجارت است(Wilkinson,1988). توانمندسازی هرچند همانند یک راه حل رضایت کارکنان و باروری بهبود و توسعه دیده می‌شود اما از نظر مخالفان، تنها همانند یک اقدام نسبت به کوچک‌سازی سازمان و افزایش حجم کار است، لیکن طرفداران توانمندسازی، آن را مانند یک زیربنای ضروری بهبود مداوم در نظر می‌گیرند. موضوع توانمندسازی کارکنان غالباً توسط مدیران مورد استفاده قرار می‌گیرد. این مطلب به کارکنان فعال و خودکفا در کمک به سازمان در دستیابی به اهدافش اشاره دارد هرچند ریشه‌‌های آن در مسائل مربوط قبلی تحت عنوان درگیری کارکنان یا مشارکت کارکنان مطرح شده است. هدف تنها این نیست که مطمئن شویم تصمیمات مؤثر توسط کارکنان شایسته اتخاذ شود بلکه تهیه یک مکانیسم برای کسانی است که تصمیمات به آن ها سپرده شده است و تقسیم اختیار و قدرت و اتخاذ تصمیمات مهم توسط آن ها با مسئولیت همراه است. مسئول تصمیم‌گیری نیاز دارد که کارکنان به دانش سطح مدیریتی و اطلاعات ‌در مورد سرمایه‌گذاری و تشکیلات اقتصادی دسترسی داشته باشند، بعلاوه به فرصت‌هایی برای یادگیری مهارت‌های جدیدی که آن ها را قادر خواهد کرد اطلاعات را درک کرده و به کار برند نیاز دارند. چنین اطلاعاتی ممکن است شامل اطلاعات فنی، اقتصادی یا جنبه‌‌های فردی و سازمانی شرکت باشد. یک محل کار دموکراتیک به آماده‌سازی برای آموزش و تعلیم مداوم کارکنان نه فقط در رابطه با وظایف کاری ضروریشان بلکه برای نقش گسترده شان در مشارکت در تشکیلات اقتصادی پیچیده مدیریت نیاز خواهد داشت.

بدون مشارکت کارکنان در فرایند تصمیم‌گیری، پایه و اساس تعلیمات بدرستی حفظ نخواهد شد و ‌به این علت اعضای سازمان نمی‌توانند پاسخگوی کیفیت وظایفشان باشند. منابع انسانی حوزه تجارت باید بهتر از قبل به طرف رضایت مشتری هدایت شود. به طور کلی، توانمندسازی یک سبک مدیریتی است که مدیران تلاش را با استراحت اعضای سازمان تقسیم می‌کنند. مشارکت کارکنان در تصمیم‌گیری کار ساده‌ای نیست. فرایند تصمیم از چند مرحله شبیه یک زنجیر تشکیل شده است که هر حلقه آن می‌تواند به همان اندازه با ارزش و ضروری در نظر گرفته شود. این مراحل عبارتند از:

    • شناسایی مسئله

    • ادغام مسئله

    • ادراک یا طراحی مرحله جایگزین

    • انتخاب یک جایگزین به ‌عنوان تصمیم

  • اجرا و اصلاح تصمیم

همه این مراحل نیاز دارند که بدرستی شفاف شوند و در هر سطح از سلسله مراتب مدیران باید به طور مداوم همکاری و نفوذ داشته باشند. در هر سازمان تصمیمات، تنوع و گوناگونی دارند. ‌بنابرین‏ بهتر است که تصمیمات در سه دسته طبقه‌بندی شود:

نوع اول که اغلب به نام تصمیمات استراتژیک خوانده می‌شود، تصمیمات مربوط به امور درازمدت، پیچیده و غیر ساختمند است که توسط مدیران عالی رتبه اتخاذ می‌شود. اطلاعات مربوط به چنین تصمیماتی، عموماً تعریف نشده، غیر مبتنی بر موارد از پیش تجربه شده، با منشا بیرون از سازمان، جمع‌ آوری شده از طرق غیر رسمی و کوتاه شده است.

نوع دوم از تصمیمات، اغلب به نام تصمیمات کنترلی مدیریت خوانده شده که توسط مدیران میانی اتخاذ می‌گردد. عموماً اطلاعات دریافتی برای این نوع تصمیمات، با معیارهایی از قبیل استانداردهای سازمان و یا بودجه سنجیده می‌شود. اطلاعات مربوط ‌به این نوع تصمیمات، غالباً متوجه داخل سازمان، کوتاه مدت، تاریخی و ساده‌تر است.

نوع سوم، تصمیمات عملیاتی است. این قبیل تصمیمات به راحتی فرموله شده و سیستم‌‌های کامپیوتری نیز می‌توانند کار را راحت‌تر نمایند.

پس از ایجاد افراد توانمند در سازمان، تصمیم‌گیری عملکرد همه کارکنان در تمام سطوح در شکل ۲ نشان داده شده است.

تصمیم گیری

همکاری و

برنامه ریزی

خط درجه

وظایف معمول

مدیریت عالی

مدیریت میانی

مدیریت پایین

نمودار۲-۵- درجه همکاری افراد در فرایند تصمیم‌گیری (دمیرسی و همکاران، ۲۰۱۰)

۲-۱-۱۹- تاثیر توانمندسازی در عملکرد گروه مجازی; نقش تعامل چهره به چهره

سبز فایل با سازمان‌‌های پیچیده، پویا و متحول همراه خواهد بود. در این سازمان‌ها، مرزهای سنتی موجود از بین خواهد رفت، فرهنگ‌های مختلف در هم خواهند آمیخت و در زیر پای فرهنگ‌های غنی‌تر ناپدید خواهند شد. بسیاری از مشاغل دوباره طراحی خواهند شد و ورود فناوری اطلاعات تغییراتی در ساختار سازمان‌ها به وجود خواهد آورد. برای کاستن زمان ‌پاسخ‌گویی‌ و بهبود انعطاف‌پذیری، باید شکل کاملاٌ جدیدی از سازمان‌ها به وجود آیند. پیشرفت در ارتباط و تکنولوژی اطلاعات، فرصت‌‌های جدیدی را برای سازمان‌ها ایجاد ‌کرده‌است تا ‌گروه‌های مجازی را بسازند و مدیریت کنند. سازمان‌‌های مجازی که امروزه با سرعت بالایی در حال شکل‌گیری هستند می‌توانند پاسخی ‌به این نیازهای جدید باشند. ‌گروه‌های مجازی به ‌عنوان گروه هایی از کارکنان با مهارت‌های منحصر به فرد تعریف شده است که اعضا باید با بهره گرفتن از تکنولوژی بین گروه و محیط و با انجام وظایف مهم سازمانی همکاری کنند (Lipnack & Stamps, 2000).

مادامی که ‌گروه‌های مجازی نقش مهمی در صنعت جهانی ایفا می‌کنند، بیشترین اطلاعات درباره آن ها از دانسته‌‌های شاغلین نشأت می‌گیرد. با درک اینکه چه عواملی برای موفقیت ‌گروه‌های مجازی مورد نیاز است، در حال حاضر مطالعات بررسی ‌گروه‌های در حال انجام کار مجازی و وظایف پیچیده آن ها در سازمان‌های تجاری مورد نیاز است. تحقیقات نشان داده است که انواع ‌گروه‌های مختلف (پروژه، مدیریت، موازی وکار) عملکردهای متفاوتی دارند. برای مثال هنگامی که در ‌گروه‌های کاری دائمی، خودگردانی با عملکرد مرتبط است، این ویژگی ‌در مورد ‌گروه‌های پروژه‌ای وجود ندارد (Kohenn,1997).

تا به امروز، اگرچه توجه کمی به توانمندسازی ‌گروه‌های مجازی شده است ‌بنابرین‏ هدف ما توانمندسازی گروه هایی بوده که با عملکرد ‌گروه‌های مجازی مرتبط است. توانمندسازی این گروه ها ممکن است مهمتر از عملکرد ‌گروه‌های مجازی باشد که این به دلیل ماهیت خاص وظایف ‌گروه‌های مجازی است. در مقابل، گروه هایی که توانمندسازی ندارند و بندرت جلسات چهره به چهره دارند ممکن است غیرفعال باشند و احتمالاٌ روی رهبرانشان برای جهت یابی و رسیدگی مستمر به اهداف توسعه تکیه کنند. گروه هایی که به ندرت جلسات چهره به چهره دارند به یک عقل جمعی از توانمندسازی به منظور یادگیری و ساختن فرایند معنی‌دار توسعه نیاز دارند لیکن برای گروه هایی که جلسات مکرر چهره به چهره دارند سطوح توانمندسازی گروه رابطه‌ای با فرایند توسعه ندارد. به طور کلی عملکرد ‌گروه‌های مجازی به نتایج زیر منجر خواهد شد (نمودار۳):

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:14:00 ق.ظ ]




علایم

در افسردگی واکنشی الگوهای خاص وجود دارد که از جمله اضطراب، تحریک پذیری، نوسان شدید، غم و اندوه، احساس گناه نسبت به رویدادی که افسردگی را اشکار ساخته، حساسیت، عدم اعتماد به نفس، کاهش فعالیت­ها، نا امیدی و دو سو گرایی نسبت به فردی که از دست رفته، کم خوابی و بد خوابی(کاپلان سادوک،۱۳۸۹).

در افسردگی درونزاد هم علایم مشخصی وجود دارد که مهم ترین آن ها عبارتند از: صبح زود تر از معمول بیدار شدن، بی اشتهایی، کاهش وزن، یبوست، کاهش میل جنسی، تغییر نادرست نظر دیگران نسبت به خود، افکار پارا نوییدی، کندی تفکر و رفتار و احساس طرد شدگی گرچه سال‌های طولانی این تقسیم بندی مورد حمایت بوده ولی اخیراً بسیاری از روان پزشکان صاحب نفوذ بر این عقیده اند که معدودی از بیماران را ‌می‌توان بر این اساس طبقه بندی کرد (کاپلان سادوک، ۱۳۸۹).

ب. طبقه بندی بر اساس سیر بیماری

امیل کراپلین در هم جوش دادن مانی و افسردگی را از طول سیر بیماری اخذ کرد . او متوجه شد که سیر بیماری خواه افسردگی باشد یا مانی اساسا یکسان است و به همین جهت آن ها را در یک طبقه قرار داد و مانیک­دپرسیو نامید.

این نظریه به شدت مورد قبول واقع شد تا اینکه در سال ۱۹۶۲ لئونارد و همکارانش تصمیم گرفتند که تقسیم ­بندی به سه گروه زیر باشد:

۱ . بیمارانی که فقط اختلال افسردگی داشتند(یک قطبی)

۲ . بیمارانی که فقط مانی داشتند(مانی یک قطبی)

۳ . بیمارانی که افسردگی و مانی را با هم داشتند(دو قطبی)

امروزه از اصطلاح مانی یک قطبی استفاده نمی شود، بلکه چنین مواردی در گروه در گروه دو قطبی قرار داده می­ شود ‌به این دلیل که همه کسانی که مانی دارند بالاخره روزی افسردگی را تجربه می‌کنند به عبارت دیگر خود نشان نداده است. به نظر می­رسد تقسیم بندی یک قطبی، دو قطبی بهترین نوع پیشنهاد شده تا به امروز است(پورافکاری، ۱۳۸۵).

ج. طبقه بندی بر اساس نشانگان

غالباً برای تشخیص افسردگی از طبقه بندی بر اساس نشانه ها استفاده می­ شود. نشانه­ های افسردگی اگر چه در منابع به اشکال مختلف ذکر شده اما ‌می‌توان گفت آخرین و معتبرترین نشانه­ های افسردگی مربوط به چهارمین مجموعه تشخیص آماری تجدید نظر شده انجمن روان پزشکان امریکا DSM-4-TR ‌می‌باشد.

۲ – ۵ – ۴- ملاک‌های DSM-4-TR ‌در مورد دوره افسردگی اساسی

حداقل پنج تا از علایم زیر همزمان در یک دوره دو هفته­ای وجود داشته باشد و نشانه تغییری در کارکرد قبلی باشد حداقل یکی از علایم خلق افسرده یا بی علاقگی و بی لذتی باشد.

۱٫ خلق افسرده در اکثر اوقات روز و تقریبا همه روزها، چه طبق گزارش خود بیمار از احساس ذهنیش و چه طبق مشاهده دیگران.

۲٫ کاهش واضح علاقه ­مندی یا لذت بردن از همه یا تقریبا همه فعالیت­ها، اکثر اوقات روز و تقریبا همه روزها.

۳٫ کاهش چشمگیر وزن بدون اجرای برنامه رژیم خاصی برای لاغری یا افزایش وزن، یا کاهش یا افزایش اشتها تقریبا همه روزها.

۴٫ کم خوابی با پرخوابی به طور تقریبا هر روزه.

۵٫ سراسیمگی یا کندی روانی حرکتی در تقریبا همه روزها.

۶٫ احساس خستگی یا از دست دادن انرژی تقریبا همه روزها.

۷٫ احساس بی ارزشی یا احساس گناه مفرط یا نامتناسب تقریبا هر روز.

۸٫ کاهش قدرت تفکر یا تمرکز ، یا احساس بلا تصمیمی ، تقریبا هر روز.

۹٫ افکار عود کننده ­ای درباره مرگ، فکر مکرر خودکشی بدون هیچ نقشه خاصی، اقدام به خودکشی، یا داشتن نقشه­ای معین برای انجام خود کشی.

نکته:

الف. علایم مذکور واجد ملاک­های دوره مختلط نباشد.

ب. علایم از نظر بالینی رنج و عذاب چشمگیری برای بیمار ایجاد کرده باشد.

پ. علایم ربطی به اثرات جسمی مستقیم یک ماده یا یک بیماری طبی عمومی نداشته باشد.

ت. ‌داغ‌دیدگی توجیه بهتری برای علایم نباشد(کاپلان سادوک، ۱۳۸۹).

۲ – ۵ – ۵- خصایص بالینی

علایم اختلالات خلقی دو الگوی کلی دارد: یکی مربوط به افسردگی است و دیگری مربوط به مانیا(شیدایی). دوره ­های افسردگی، هم در اختلال افسردگی اساسی ممکن است روی دهد و هم در اختلال دو قطبی نوع یک. پژوهشگران در مطالعات بسیاری کوشیده­اند تفاوت­های پایا میان دوره ­های افسردگی اختلال دو قطبی نوع یک و دوره ­های افسردگی اختلال افسردگی اساسی بیابند، اما تفاوت چندانی پیدا نشده است. در موقعیت­های بالینی تنها با بهره گرفتن از سابقه بیمار، سابقه خانوادگیش و سیر آتی بیماریش ‌می‌توان این دو را از هم افتراق داد. برخی از بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی نوع یک حالات مختلطی دارند که هم خصایص مانیا را دارد هم خصایص افسردگی را. همچنین برخی از این بیماران در حین دوره ­های مانیا، دوره ­های گذرایی از افسردگی هم پیدا ‌می‌کنند که از چند دقیقه تا چند ساعت طول می­کشد( کاپلان سادوک، ۲۰۰۷).

‌در مورد وضعیت روانی افسردگی که کاپلان به آن اشاره ‌کرده‌است کندی عام روانی حرکتی شایع­ترین علامت است. مالیدن دستها به هم و کشیدن مو شایع­ترین علایم سراسیمگی است. نمای شناخته شده بیمار افسرده عبارت است از فردی با وضعیت خمیده، بدون هیچ گونه حرکت خود به خود و با نگاهی خیره به پایین. و البته باید به علایم مربوط به احساسات، خلق، تکلم، اختلالات ادراکی، ‌هذیان‌ها و توهمات همخوان با خلق افسرده ونحوه فکر توجه کرد. همچنین از مقیاس‌های تسونگ(zung) و راسکین(raskin) وهمیلتون(Hamilton) برای برآورد عینی افسردگی استفاده می­ شود.

۲ – ۵ – ۶- سیر و پیش آگهی افسردگی

حدود پنجاه درصد از بیمارانی که دچار نخستین دوره اختلال افسردگی اساسی­اند پیش از آن­که این دوره اول هم شناسایی شود، علایم چشمگیری از افسردگی داشته اند. دوره افسردگی بدون درمان شش تا سیزده ماه و با درمان در اکثر اوقات حدود سه ماه طول می­کشد. حدود پنج تا ده درصد از بیمارانی که در ابتدا تشخیص­شان اختلال افسردگی اساسی است، شش تا ده سال پس از نخستین دوره افسردگی دچار دوره مانیا می­شوند. سن متوسط این تغییر سی و دو سالگی است و اغلب پس از دو تا چهار دوره افسردگی پیدا می­ شود.

۲ – ۵ – ۷- معنای نابهنجاری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:14:00 ق.ظ ]




درباره اثر ورزش بر روی شخصیت انسان یکی از گسترده ترین عقاید این است که ورزش از راه های گوناگون در روحیه و شخصیت ورزشکاران اثر مثبت می‌گذارد. چنین تاثیرات مثبتی ممکن است موقت یا دائمی باشد و ممکن است ‌در مورد افراد جوانتر و نوجوانان ‌به این دلیل که فرایند رشد و تکامل روانی و عاطفی آنان در حال تکوین است بیش از افراد مسن تر صحت داشته باشد. ورزش عموماً انباشته از فرصت های مناسب جهت برخورد با موانع و مشکلات و اتخاذ شیوه های مناسب برای رفع آن ها‌ است و این وضعیت از نظر سلامت روانی فرد بسیار مهم است. در واقع انتخاب شیوه یا شیوه های ورزشی که منجر به تسلط و غلبه بر موانع شود از نظر سلامت روانی فرد بسیار مهم است، زیرا نه تنها باعث احساس رضایت در فرد شده، بلکه باعث می شود در برخورد با موانع و مشکلات روحیه ای مقاوم، جستجوگر، چاره اندیش، منعطف و تحمل پذیر داشته باشد. اگر چه برخی از جنبه‌های شخصیتی کاملاً باثبات هستند، اما احتمالاً از عامل جنسیت یا رفتار تأثیر می‌پذیرند. شخصیت از تجارب گذشته نیز تأثیر می پذیرد. مهم ترین تئوری در روانشناسی ورزش در زمینه تأثیر تجربه بر شخصیت، تئوری یادگیری اجتماعی بندورا است که یادگیری را بر اساس اصل الگوبرداری و تقویت تبیین می‌کند. یادگیری اجتماعی در درک و رشد رفتار ورزشی نقش دارد و بویژه بر مدل های ورزشی تأثیرگذار است. خانواده و فرهنگ منابع تأثیرگذار نیرومندی بر رشد رفتار ورزشی فرد هستند. تئوری یادگیری اجتماعی در درک نحوه عمل این تأثیرات حائز اهمیت است. شکل دیگر تئوری یادگیری اجتماعی، تئوری روان پویشی فروید است. تأثیرگذاری اندکش بر روانشناسی ورزش به دلیل تأکید زیادش بر ناخودآگاه است. اما این تئوری به درک جنبه‌های غیرمنطقی رفتار ورزشی کمک می‌کند. یافته های پژوهشی نشان داده‌اند که نقش جنسیت با مشارکت ورزشی در ارتباط می‌باشد و زنان ورزشکار تلاش می‌کنند تا هم هویت ورزشی و هم زنانگی خود را حفظ کنند. http://irissf.ir

در دو دهه گذشته پژوهش پیرامون شادکامی[۳۴] افزایش چشمگیری یافته است. آرجیل[۳۵] و همکاران (۱۹۹۵) معتقدند اگر شادکامی تنها متضاد افسردگی باشد نیازی به اندازه گیری و بررسی آن نیست، زیرا افسردگی به خوبی شناخته شده است. وی باور دارد که سه جزء اساسی شادکامی عبارتند از: هیجان مثبت، رضایت از زندگی، نبود هیجانات منفی از جمله افسردگی و اضطراب. او و همکارانش دریافتند که روابط مثبت با دیگران، هدفمند بودن زندگی، رشد شخصی، دوست داشتن دیگران و طبییعت نیز از اجزای شادکامی هستند. مایرز و داینر[۳۶] (۱۹۹۵) می‌گویند: وقتی از مردم پرسیده می شود، فرد شادکام چه کسی است، در پاسخ به شبکه ای حمایتی از روابط بین فردی در یک فرهنگ اشاره می‌کنند که به تعبیری مثبت و خوشبینانه از رویداد های روزمره زندگی می‌ انجامد. هم چنین برخی از پژوهشگران از جمله شوارتز و استراک[۳۷] (۱۹۹۵) باور دارند که افراد شادکام کسانی هستند که در پردازش اطلاعات سوگیری دارند. این سوگیری در جهت خوش بینی و خوشحالی است. یعنی اطلاعات را به گونه ای پردازش و تفسیر می‌کنند که به خوشحالی آن ها می‌ انجامد. با توجه به توضیحات یاد شده، به نظر می‌رسد که شادکامی مفهومی است که چندین جزء اساسی دارد:

نخست آنکه جزیی عاطفی و هیجانی دارد که باعث می شود فرد شادکام همواره از نظر خلقی شاد و خوشحال باشد. دوم آنکه جزیی اجتماعی دارد که گسترش روابط اجتماعی با دیگران و افزایش حمایت اجتماعی را به دنبال دارد. سوم آنکه جزیی شناختی دارد که موجب می‌گردد فرد شادکام نوعی تفکر و نوعی پردازش اطلاعات ویژه خود داشته باشد و وقایع روزمره را طوری تعبیر و تفسیر کند که خوشبینی وی را به دنبال داشته باشد. بین محققان علاقه زیادی برای مشخص کردن این که چه چیزی مردم را شاد می‌کند، وجود دارد. اگر چه تحقیق ها بر روی عوامل جمعیت شناختی و سایر متغیر های اقتصادی-اجتماعی متمرکز شده است، ولی امروزه فکر می شود که بعضی از مردم نسبت به دیگران به خاطر ویژگی های شخصیتی شان شادتر هستند.

اولین پژوهش به وسیله کوستا و مک کری (۱۹۸۰) نشان داد که شادکامی با سطح بالای برون گرایی و سطح پایین روان نژندگرایی مرتبط می‌باشد. بیشتر پژوهش ها به دنبال این پژوهش مثل بربنر[۳۸] و همکاران (۱۹۹۵) چن[۳۹] و همکاران (۲۰۰۰)، فورنهام[۴۰] و همکاران (۱۹۹۷)، هیلز و همکاران (۲۰۰۱) و لو[۴۱] و همکاران (۱۹۹۷) نیز این ارتباط ها را تأیید کرده‌اند. با این حال سایر ابعاد شخصیت به اندازه ای که در پژوهش ها به برون گرایی و روان نژندگرایی اهمیت داده شده است مورد توجه قرار نگرفتند.

شخصیت اجتماعی بیان کننده ی رشد صحیح و طبیعی روانی افراد است. چنانچه تربیت بدنی در یک جامعه مطابق با اصول این علم در نظر باشد، افراد ورزشکار را از فرد گرایی و خود محوری خارج کرده و رشد روحیات طبیعی را در فرد بهبود می بخشد که در نتیجه شکوفا شدن این استعداد، فرد با سایر افراد اجتماع آسانتر ارتباط برقرار کرده و در کنار آن ها زندگی می کند. (عزیزآبادی فراهانی،۱۳۷۳). جرج کلی از روانشناسان معروف، «شخصیت را روش و شیوه خاص هر فردی در جستجو برای پیدا کردن و تفسیر معنای زندگی تعریف می‌کند.» مطالعات انجام یافته نشان می‌دهد که ورزشکاران و قهرمانان، با شهامت و فداکار می‌باشند و بر اراده خود تسلط دارند. (کوشافر، ۱۳۸۱).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:14:00 ق.ظ ]




۳-۲ روش تحقیق

تحقیق حاضر از نوع کاربردی و به روش توصیفی- همبستگی ‌می‌باشد.

۳-۳ متغییرهای تحقیق

متغیر ملاک (پیش ­بینی کننده) در این پژوهش ویژگی­های شخصیتی کارکنان زمینی و پروازی بر مبنای سرشت و منش است که شامل (نوجویی، آسیب­پرهیزی، پاداش وابستگی، همکاری، پشتکار، خودراهبری، خودفراروی ) و متغیر پیش بین (پیش ­بینی شونده) موفقیت شغلی آن ها ‌می‌باشد.

۳-۴ جامعه و نمونه آماری

جامعه آماری شامل دو گروه کارکنان زمینی و کارکنان پروازی یک شرکت هواپیمایی است که تعداد مجموع آن ها ۴۸۰ نفر می‌باشد، کارکنان زمینی شامل افراد شاغل در واحدهای اداری، مالی، فروش، ترافیک، فنی و مهندسی، خدمات و حمل و نقل و کارکنان پروازی شامل خلبانان و مهمانداران می­باشند. با توجه به جدول نمونه گیری مورگان، تعداد ۲۱۰ نفر نمونه براورد شد، که با توجه به عدم همکاری بعضی از افراد نمونه تنها ۱۷۱ نفر پرسشنامه‌ها را پر کرده و برگرداندند.

۳-۵ روش نمونه گیری

افراد جامعه به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند، ‌به این ترتیب که با مراجعه به واحد امور اداری شرکت موردنظر لیست اسامی کلیه پرسنل زمینی و پروازی شاغل در این شرکت به همراه رسته و گروه شغلی ایشان گرفته شد سپس طبق لیست به هر کدام از افراد گروه ها کد داده شد و از این کدها به قید قرعه و به روش نمونه گیری تصادفی ساده و به تعداد افراد نمونه نفراتی انتخاب شدند. گروه کارکنان زمینی، ۱۱۲ نفر بودند که از این تعداد، ۸۵ نفر را مردان و ۲۷ نفر را زنان تشکیل دادند و گروه کارکنان پروازی، ۵۹ نفر بودند که از این تعداد، ۲۴ نفر را مردان و ۳۵ نفر را زنان تشکیل دادند.

۳-۶ روش گردآوری اطلاعات

روش گردآوری اطلاعات از طریق می‌دانی و با مراجعه به شرکت هواپیمایی موردنظر و همچنین از طریق کتابخانه ­ای و با بررسی و گردآوری اطلاعات کتابخانه ­ای و اینترنتی انجام پذیرفت.

۳-۷ ابزارهای سنجش اطلاعات

ابزارهای سنجش در این مطالعه عبارتند از پرسشنامه­ موفقیت شغلی و پرسشنامه­ سرشت و منش.

۳-۷-۱ پرسشنامه­ سنجش موفقیت شغلی:

برای ارزیابی موفقیت شغلی، از دو پرسشنامه استفاده شده که یکی مربوط به کارکنان پروازی است و دیگری مربوط به کارکنان زمینی است، که نمرات حاصل از این دو پرسشنامه را جهت مقایسه به نمره­ی استاندارد z تبدیل کردیم.

شایان ذکر است، از آنجایی­که این پرسشنامه‌ها ابزار ارزیابی کارکنان زمینی و پروازی شرکت مذکور است لذا به دلیل محدودیت­های سازمانی جامعه­ موردنظر امکان پیوست کردن پرسشنامه های موفقیت شغلی مربوطه وجود ندارد.

الف) پرسشنامه سنجش موفقیت شغلی کارکنان پروازی:

این پرسشنامه یک پرسشنامه­ استاندارد است که شامل ۷ عامل و ۲۴ گویه ‌می‌باشد. این عوامل عبارتند از: رفتار شخصی، هماهنگی با دیگر کادر پروازی، آگاهی و اجرای دستورالعمل های پروازی، اجرای قوانین پروازی، بازرسی تجهیزات هواپیما ، انعطاف پذیری، نحوۀ ارتباط و کمک به مسافرین.

روایی و پایایی پرسشنامه

این پرسشنامه هم اکنون در شرکت هواپیمایی جامعه موردنظر در حال اجراست و توسط بازرسین پروازی شرکت مربوطه تکمیل می شود که نشان از روایی و پایایی مناسب آن می‌باشد. علاوه براین جهت روایی این پرسشنامه از روایی صوری (اظهار نظر کارشناسان) استفاده شد که نشان از روایی مناسب داشت و جهت پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که آلفای کل آن برابر با ۸۹/۰ براورد شد.

ب) پرسشنامه سنجش موفقیت شغلی کارکنان زمینی:

این پرسشنامه یک پرسشنامه استاندارد است که شامل ۱۱ عامل و ۳۱ گویه می‌باشد. این عوامل عبارتند از: کمیت و کیفیت کار، اطلاعات و آگاهی­ها، همکاری و ارتباط، ابتکار، قوه تجزیه و تحلیل، قضاوت و تصمیم ­گیری، پشتکار و جدیت در کار، خودآموزی، انعطاف پذیری، هماهنگی در کار و رفتار اخلاقی ‌می‌باشد.

روایی و پایایی پرسشنامه

این پرسشنامه هم اکنون در شرکت هواپیمایی جامعه موردنظر در حال اجراست که نشان از روایی و پایایی مناسب آن ‌می‌باشد. این پرسشنامه توسط مسئولین هر واحد زمینی در شرکت مربوطه تکمیل می­ شود.علاوه بر آن جهت روایی این پرسشنامه از روایی صوری (اظهار نظر کارشناسان) استفاده شد که نشان از روایی مناسب داشت و جهت پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که آلفای کل آن برابر با ۷۰/۰ براورد شد.

۳-۷-۲ پرسشنامه­ سرشت و منش:

پرسشنامه­ سرشت و منش توسط کلنینجر در سال ۱۹۹۴ ساخته شده است و دارای چندین فرم ‌می‌باشد که در این پژوهش از فرم خود گزارش دهی آن که شامل۷ عامل و ۱۲۵ گویه ‌می‌باشد، استفاده شده است. این پرسشنامه کاغذ و مدادی است و آزمودنی به صورت خودسنجی با پاسخ های بلی یا خیر به سئوال­های آن پاسخ می­دهد. و شامل هفت عامل ‌می‌باشد، که چهار عامل آن ویژگی­های شخصیتی چون نوجویی، آسیب­پرهیزی، پاداش وابستگی و پشتکار را که ابعاد سرشت هستند را می­سنجد و سه عامل دیگر آن ویژگی­های شخصیتی خودراهبری، همکاری و خودفراروی را که ابعاد منش هستند را می­سنجد، این هفت عامل شامل ۲۵ خرده مقیاس است که ۱۲ خرده مقیاس مربوط به سرشت و ۱۳ خرده مقیاس مربوط به منش ‌می‌باشد. مقیاس­ها وزن مساوی ندارند (حق شناس، ۱۳۸۸).

سئوال­های این پرسشنامه درباره علایق، تمایلات، نگرش­ها، واکنش­های هیجانی، اهداف و ارزشیابی فردی می­باشند؛ به عبارت دیگر فرد با ‌پاسخ‌گویی‌ به سئوالات خودش را توصیف می­ کند. نحوۀ نمره گذاری این پرسشنامه ساده و راحت است. هریک از خرده مقیاس­ها دارای سئوال هایی است، به هر کدام از سئوال ها یک نمره تعلق ‌می‌گیرد و نمرۀ هر یک از ابعاد، از مجموع نمرات خرده مقیاس­های آن بعد به دست می ­آید. طراحی سوالات به گونه ­ای است که با توجه به محتوای عبارت، پاسخ صحیح و غلط هر دو می ­توانند موجب افزایش نمره در یک مقیاس گردد. این طراحی بدین منظور صورت ‌می‌گیرد که تأثیر پاسخ دهی ردیفی را در نتایج کاهش دهد. مقیاس­ها دارای تعداد یکسانی از سئوالات نیستند. مقیاس­های این پرسشنامه از ترکیب برداشت منطقی و روش های آماری تحلیل عوامل که طی چند سال گذشته در پژوهش­های گسترده بر روی نمونه های مختلف، پایایی و روایی خوبی را نشان داده‌اند، به دست آمده اند (سیمووا و پریسس[۱۳۴]، ۲۰۰۴).

در پژوهش آلون سو[۱۳۵] و همکاران (۲۰۰۸) ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه بالای ۶۸/۰ به دست آمده است. کاویانی و حق شناس (۱۳۸۶) ضریب پایایی بازآزمایی این پرسشنامه را در مقیاس های هفت گانه از ۶۱/۰ تا ۹۶/۰ به دست آوردند. بین مقیاس­های چهارگانه سرشت با هم و مقیاس­های سه گانه منش همبستگی معنی داری به دست نیامد، این بدان معنی است که مقیاس­ها از یکدیگر مستقل هستند. ضریب همبستگی فرم کوتاه این پرسشنامه با فرم بلند آن برابر با ۶۲/۰ به دست آمده است.

    1. Haris & Feleming ↑

    1. Hafman & Vohr ↑

    1. Greenhause ↑

    1. Cartmel & Gaton ↑

    1. Stand By (SB) ↑

    1. Jeffry Pofer ↑

    1. Bor ↑

    1. Pervin ↑

    1. Temperament and Character Theory ↑

    1. Neurobiological ↑

    1. Cloninger ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:14:00 ق.ظ ]




هر فناوری فرهنگ کشور مولد آن را نشان می‌دهد. درک فن آوری های جدید در کشورهای در حال توسعه به راحتی و با سرعت کشور توسعه یافته انجام نمی گیرد. (شوکت[۲] و ظفر[۳]، ۲۰۱۰، ص ۳۰۶)

فرهنگ سازمانی می‌تواند ارتباط بین اتخاذ فن آوری و رشد سازمانی را پشتیبانی و در نتیجه می‌تواند یک عامل حیاتی موفقیت در توسعه و پیاده ­سازی سیستم های اطلاعاتی گردد. شناسایی و درک معانی، هنجارها و قدرت در سازمان­ها هنگام توسعه و پیاده سازی یک سیستم اطلاعات بسیار مهم و مورد توجه می‌باشد. (ایندیج و ژنگ، ۲۰۱۰، ص ۲)

مطالعات زیادی به بررسی تأثیر فرهنگ در پذیرش تکنولوژی اطلاعات در سازمان ها و مؤسسات دولتی و خصوصی پرداخته‌اند. هیچ گونه نظر قطعی در خصوص رابطه متقابل این دو وجود ندارد و این رابطه با توجه به فرهنگ پذیرفته شده در کشورهای مختلف جهان متفاوت می‌باشد.

به گفته تورن[۴] و همکاران (۲۰۰۱) فرهنگ بیمارستان تفاوت های قابل ملاحظه ای با سایر سازمان‌ها دارد و با تنوع کارکنان متخصص و غیر متخصص، از سایر مؤسسات متمایز می شود.

از آنجایی که تاکنون مطالعه ای برای یافتن تأثیر مؤلفه‌ های فرهنگی بر روی تکنولوژی اطلاعات در بیمارستان های آموزشی ایران انجام نشده است، این تحقیق برآن است تا این اثرات را بررسی نموده و مدلی یکپارچه از پذیرش فناوری اطلاعات توسط کاربران شاغل در بیمارستان ارائه دهد. در این مطالعه تأثیر فرهنگ سازمانی توسط متغیرهای امید به عملکرد، امید به تلاش، هنجار ذهنی و تسهیل شرایط بر پذیرش تکنولوژی اطلاعات بررسی خواهد شد.

نهایتاًً مطالعه این سوال که آیا مؤلفه‌ های فرهنگی در استفاده بهینه از فناوری اطلاعات (به طور ویژه رایانه) در مراکز آموزشی و درمانی مؤثر هستند را پاسخ خواهد داد.

۳-۱- اهمیت و ضرورت تحقیق

برای فهم آن چه در سازمان اتفاق می افتد و این که چرا انسان ها این گونه رفتار می‌کنند؟ چرا چنین تصمیم می گیرند؟ و سوالاتی از این قبیل، بایستی فرهنگ سازمان را مورد مطالعه قرار داد و تا فرهنگ یک سازمان به درستی شناسایی نشود، توفیق چندانی در تحلیل پدیده‌های سازمان به دست نخواهد آمد. (سلطانی و همکاران، ۱۳۹۰، ص ۵۳)

حضور کامپیوتر و فن آوری اطلاعات در سازمان های امروزی به طور چشمگیری گسترش یافته است. برخی برآوردها نشان می‌دهد که از سال ۱۹۸۰ به بعد، حدود ۵۰ درصد از تمام سرمایه گذاری های جدید در سازمان در فناوری اطلاعات بوده است. با این حال، برای اینکه فناوری­ها بتوانند بهره وری را بهبود دهند، باید توسط کارکنان در سازمان پذیرفته شده و مورد استفاده قرار گیرند. توضیح پذیرش کاربر از فن­آوری جدید در سیستم­های اطلاعاتی معاصر یکی از کامل‌ترین مباحث تحقیقاتی است. (ونکاتش[۵] و همکاران، ۲۰۰۳، ص ۴۲۶)

پیشرفت های جدید در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات پدیدآورنده مفاهیم جدیدی همچون دهکده جهانی، جامعه اطلاعاتی، جامعه مجازی، و فرهنگ مجازی بوده و پیامدهای عملی کردن این مفاهیم تأثیرات خوب و بد بسیاری بر فرهنگ های مختلف گذاشته و آن ها را بیش از گذشته در معرض تبادل، درهم ریختگی و رویارویی با هم قرار داده است. (روشندل و صابر، ۱۳۹۱، ص ۱۲۱)

ساختار و فرهنگ سازمان، اجرای فرآیندهای کاری را تحت تأثیر قرار می‌دهد. فرهنگ سازمانی می‌تواند ارتباط بین پذیرش تکنولوژی و رشد سازمانی را پشتیبانی کند. تنظیمات سازمانی که در آن یک سیستم اطلاعات اجرا می­ شود به شکل بخشی جدایی ناپذیر از آن سیستم است. همچنین نشان داده شده فرهنگ سازمانی نقش قابل توجهی در فرایندهای مدیریت فن آوری اطلاعات بازی می‌کند. فرهنگ سازمانی می‌تواند ارتباط بین پذیرش فن آوری و رشد سازمانی را پشتیبانی کند و همچنین می ­تواند یک عامل حیاتی موفقیت در توسعه و پیاده سازی سیستم­های اطلاعاتی باشد. (ایندیج و ژنگ، ۲۰۱۰، ص ۲)

در کشور ما اگر چه گام هایی در به کار گیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در زمینه‌های مختلف برداشته شده است ولی موضوع هنوز ناشناخته مانده است. چنانچه مدیریت را یک اقدام نظام یافته جهت تحقق اهداف سازمان بدانیم، نقش فناوری اطلاعات در طراحی نظام و دستیابی به اهداف به خوبی قابل تبیین است. (بهاری و همکاران، ۱۳۸۹، ص ۱۳)

به دلیل عدم همگانی شدن استفاده از رایانه در تمام پرسنل با سن، جنسیت و تجربه کاری متفاوت در مراکز آموزشی و درمانی و از آنجایی که تاکنون مطالعه ای برای یافتن تأثیر مؤلفه‌ های فرهنگی بر روی تکنولوژی اطلاعات در بیمارستان های آموزشی ایران انجام نشده است، این تحقیق به بررسی این اثرات پرداخته و مدلی یکپارچه از پذیرش فناوری اطلاعات توسط کاربران شاغل در بیمارستان ارائه داده است. در این مطالعه تأثیر فرهنگ سازمانی توسط متغیرهای امید به عملکرد، امید به تلاش، هنجار ذهنی و تسهیل شرایط بر پذیرش تکنولوژی اطلاعات بررسی شد.

۴-۱- انگیزه پژوهشگر

اگر چه استفاده از رایانه از سال های دهه ۵۰ میلادی در سازمان های بزرگ کشورهای صنعتی و توسعه یافته رایج بوده است ولی در نوع فناوری اطلاعات حتی تا دهه ۸۰ میلادی کمتر در سازمان‌های آموزشی مشاهده می شود. همچنین در ایران کمتر از ۱۰ سال است که سیستم اطلاعاتی بیمارستان (HIS) راه اندازی شده و کلیه پرسنل بیمارستان موظف به استفاده از آن می‌باشند.

فناوری اطلاعات و ارتباطات یکی از مهمترین مسائل عصر حاضر در تمام جوانب می‌باشد، پس به کارگیری آن در سازمان‌ها جهت هماهنگی با جامعه بین الملل لازم و ضروری به نظر می‌رسد. ولی متاسفانه هنوز شرایط و فرهنگ مناسب جهت استفاده مؤثر، بجا و ماهرانه از این فناوری در سازمان‌ها به وجود نیامده است.

بررسی رابطه فرهنگ سازمانی و به کارگیری فناوری اطلاعات در بیمارستانهای آموزشی و درمانی انگیزه ی پژوهشگر برای انجام این پژوهش شده است.

۵-۱- اهداف تحقیق

۱-۵-۱ هدف اصلی

  • مدیریت مؤلفه‌ های فرهنگی در استفاده بهینه از فناوری اطلاعات (به طور ویژه رایانه) در مراکز آموزشی و درمانی

۲-۵-۱ اهداف فرعی

    • سنجش ارتباط امید به عملکرد با تمایل رفتاری استفاده از رایانه

    • سنجش ارتباط جنسیت با امید به عملکرد در استفاده از رایانه

    • سنجش ارتباط سن با امید به عملکرد در استفاده از رایانه

    • سنجش ارتباط امید به تلاش بر مقاصد رفتاری استفاده از رایانه

    • سنجش ارتباط جنسیت با امید به تلاش در استفاده از رایانه

    • سنجش ارتباط سن با امید به تلاش در استفاده از رایانه

    • سنجش ارتباط تجربه با امید به تلاش در استفاده از رایانه

    • سنجش ارتباط هنجار ذهنی با تمایل رفتاری استفاده از رایانه

    • سنجش ارتباط جنسیت با هنجار ذهنی در استفاده از رایانه

    • سنجش ارتباط سن با هنجار ذهنی در استفاده از رایانه

    • سنجش ارتباط تجربه با هنجار ذهنی در استفاده از رایانه

    • سنجش ارتباط تسهیل شرایط با رفتار استفاده از رایانه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:13:00 ق.ظ ]




عملیات هجینگ برای ‌گروه‌های زیر سودمند است:

– تولیدکنندگان کالای نهایی و کالای واسطه

– خریداران و فروشندگان کالا

– واسطه ها

– مصر ف کنندگان

– صاد رکنندگان

– واردکنندگان

ملاحظه می شود عملیاتی شدن معاملات آتی ها ضمن ارائه نظم و آرامش به بازار، عاملی جهت برنامه ریزی تولید و سازماندهی تولید کالاهای متنوع قابل معامله در بورس های کالایی می‌گردد و خریدار و فروشنده را از ذخیره سازی های بی هدف و انباشت و رسوب کالا در انبار و هزینه های تحمیلی مربوطه نجات می‌دهد.

حضور دولت در بورس های کالایی دنیا به علت جایگاه حساس بورس های کالایی در کشور و رابطه مستقیم آن ها با اقتصاد کشور، دولت های مرکزی حضوری جدی و فعال در بورس کالایی و دادوستد در آن ها داشته و باور دارند رونق معاملات آتی در بورس کالا باعث افزایش جایگاه کشور در جهان و نتیجتا ایجاد اشتغال مولد می شود.

از این رو اهمیت خاصی به تدوین قوانین و مقررات بورس کالایی داده و کمیسیون ها و نهادهای مختلفی را مسوول رشد و بالندگی هرچه بیشتر بورس های کالایی می‌کنند تا اقتصاد کشور را در مسیر پویایی و بالندگی قرار دهند، دلیل آن نیز واضح است، زیرا با تشکیل بورس های کالایی و انجام معاملات آتی در آن ها کلیه فعالین اقتصادی کشور به طور زنجیره وار به بازار بورس کالا متصل شده و از فعالیت های اقتصادی پراکنده روی گردانده و به ب ازاری بزرگ و

ملی روی می آورند.

توسعه اقتصادی کشور شتاب می‌گیرد، بانک ها، بیمه ها و نهادهای پولی مالی به سرعت نقش های چندگانه کلیدی در اقتصاد را ایفا خواهند کرد و فعالیت های کم ارزش و روزمرگی متوقف می شود.

به طور مختصر شروع معاملات آتی در کشور منافع زیر را به دنبال خواهد داشت:

• خلق کالای جدید در سطح کشور با استانداردهای بالای کمی و کیفی

• خلق نهادها و قدرت های اقتصادی بزرگ ملی

• توسعه همبستگی نهادها و فعالان اقتصادی

• ایجاد اطلاعات جدید کالایی و توسعه آن

• ارتقای جایگاه مؤثر تکنولوژی پولی- مالی کشور

• آشتی دوباره صنعت و تجارت و رشد هر دو

• خلق زیر ساختارهای جدید اقتصادی شامل حمل و نقل بهینه (زمینی، هوایی، دریایی) انبارهای بزرگ و استاندارد و غیره.

چالش ها و معضلاتی که هم اکنون اقتصاد کشور با آن روبه رو است ، بخشی نگری مدیران و واحدهای اقتصادی است.

راه اندازی معاملات آتی خط پایان این تفکر است . معاملات آتی مدیران اقتصادی کشور را وادار به کلان نگری و تفکر برنامه ریزی شده کرده و این نحوه نگرش آگاهی عمومی و قدرت اقتصادی را به دنبال خواهد آورد . قدرت اقتصادی، قدرت سیاسی کشور را نیز در پی دارد.[۶۰]

بند چهارم : برنامه ریزی در تولید در گرو ارتقای قراردادهای آتی

راه اندازی معاملات آتی، در بخش تولید نیز، نظم و انضباط را ایجاد نموده و جلوگیری از به هدر رفتن منابع اقتصادی و ایجاد بهره وری می کند، بدین معنی که معامله گران در بازارهای آتی و تعداد قراردادهای خرید و فروش در بورس به منزله میزان الحراره جامعه عمل کرده و بهترین راهنما برای برنامه ریزی تولید یا عدم تولید کالای مورد نظر در کشور در مقایسه با موجودی فعلی و تولید سال قبل را نشان خواهند داد.

‌بنابرین‏ معاملات آتی بر پایه دانایی محوری بنا شده و سمبل بورس های آتی در دنیا دو مجسمه گاو و خرس است. گاو مظهر شیرده و به معنی بازاری است که در آن سود وجود دارد و قیمت ها به سمت افزایش در حرکت است و به نفع خریدار است که معامله کند و مجسمه خر نیز مظهر ضرر و زیان است و به فروشنده اخطار می‌کند بازار به طرف کاهش قیمت در حرکت است و توصیه می شود که او سریعا فروش را انجام دهد و از زیان بیشتر جلوگیری کند.

لذا کسانی که وارد معاملات آتی می‌شوند، باید بدانند سود و زیان در ذات این بازار نهفته است، هرقدر شناخت از اصول بازار آتی ها بیشتر باشد، بیشتر می توان از این بازار بهره برد. برای رسیدن ‌به این سطح دانش، بورس کالای ایران نیاز به اخذ اطلاعات از بورس های جهانی دارد و بسترسازی آن نیز از طریق مبادلات تجاری و امضای تفاهم نامه ها فراهم می شود.[۶۱]

فصل چهارم : لزوم بستر سازی اقتصادی و حقوقی در راستای الحاق به سازمان تجارت جهانی

گفتار اول: عضویت کشورهای جهان در سازمان

عضویت در سازمان تجارت جهانی مستلزم پذیرفتن اصول و معاهدات متعددی است که مورد قبول کشورهای عضو قرار گرفته‌است.همان طوری که عنوان شد این مراحل شامل تقاضای عضویت، پذیرش درخواست (الحاق به عنوان عضو ناظر)، تدوین گزارش سیاست‌های تجاری کشور، تشکیل گروه کاری الحاق و در نهایت مذاکرات دوجانبه و چندجانبه‌ای به منظور تعیین شرایط عضویت و حصول توافق برای الحاق می‌باشد. هم اکنون سازمان تجارت جهانی ۱۵۳ عضو دارد ( نزدیک به تمامی ۱۲۳ کشوری که در اجلاس اروگوئه شرکت کردند , امروز در این سازمان عضو دائم شده اند ) بیست و هفت بخش از اتحادیه اروپا نیز به عنوان نمایندگان اتحادیه حضور دارند اعضا می بایست در طی مراوداتی با دیگر کشورهای عضو تعامل داشته باشند و لزوم عضویت در سازمان این امر را تأیید نمی‌کند که کشورها می‌توانند در منطقه اقلیمی خود خودکفا باشند و یا به استقلال دیگر کشورها صدمه‌ای وارد بیاورند [۶۲].

بند اول : سابقه درخواست عضویت ایران

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:13:00 ق.ظ ]




الف – در رأس آن ها شخصی باشد که مسئول اتباع خود باشد

ب – دارای علامت مشخصه ثابتی باشند که از دور قابل تشخیص باشد

ج – علنا حمل اسلحه نمایند

د – در عملیات خود بر طبق قوائد و رسوم جنگ رفتار کنند

۳- اعضا نیروهای مسلح منظم که خود را وابسته به دولت یا مقامی اعلام کرده باشند که توسط دولت دستگیرکننده شناخته نشده باشد.

۴- اشخاصی که همراه نیروهای مسلح می‌باشند بی آنکه مستقیما جزو آن نیروها باشند از قبیل اعضای کشوری طیارات نظامی – خبرنگاران جنگی – تهیه کنندگان اجناس – اعضای واحدهای کار یا خدمت که عهده دار رفاه نظامیانند مشروط بر این که از نیروهای مسلحی که همراهی می‌کنند کسب اجازه کرده باشند.

۵- اعضا به انضمام فرماندهان و ناخدایان و شاگردان بحریه بازرگانی و اعضا هواپیمایی کشوری که به موجب مقررات حقوق بین المللی از معامله مساعدتری بهره مند نیستند.

۶- نفوس اراضی اشغال نشده که هنگام نزدیک شدن دشمن بی آنکه فرصت متشکل شدن به صورت نیروهای مسلح منظم داشته باشند ارتجالاً اسلحه به دست می گیرند مشروط بر این که علنا حمل اسلحه نمایند و قوانین و رسوم جنگ را رعایت کنند.

ماده – ۱۴ با توجه به مقررات ماده فوق ‌زخم‌داران و بیماران یک دولت متخاصم که به دست طرف میافتند اسیر جنگی بوده و قواعد حقوق بشر مربوط به اسیران جنگی درباره آنان معتبر خواهد بود.

ماده – ۱۵ ‌دولت‌های‌ متخاصم در هر حال و مخصوصا پس از شروع جنگ باید بدون فوت وقت تدابیر ممکنه را برای جستجو و جمع‌ آوری ‌زخم‌داران و بیماران اتخاذ نمایند و آنان را از چپاول و بدرفتاری حفظ کنند و پرستارهای لازم را برای آنان تامین نمایند و همچنین مرده ها را پیدا کنند و نگذارند کسی اشیا آن ها را ببرد

هر موقع که اوضاع اجازه دهد طرفین بین خود قرار متارکه یا وقفه آتش یا قرار محلی دیگری خواهند داد که ‌زخم‌داران میدان جنگ جمع‌ آوری و مبادله و حمل شوند همچنین بین دول متخاصم ممکن است قرار محلی داده شود که ‌زخم‌داران و بیماران یک ناحیه محاصره شده تخلیه یا مبادله شوند و مامورین بهداری یا مذهبی و لوازم بهداری به مقصد آن ناحیه عبور داده شوند.

ماده – ۱۶ دول متخاصم باید در اسرع وقت ممکنه عوامل تشخیص هویت ‌زخم‌داران و بیماران و مردگان طرف متخاصم را که به دستشان افتاده اند ثبت نمایند. اطلاعات مذبور باید حاوی مطالب زیر باشد :

الف – تعیین دولت متبوع آنان

ب – صنف نظامی یا شماره

ج – نام خانوادگی

د – نام یا نامهای کوچک

ه – تاریخ تولد

و – هر گونه اطلاعات دیگری که در کارت یا پلاک هویت مندرج باشد

ز – تاریخ و محل دستگیری یا وفات

ح – اطلاعات مربوط به جراحات و بیماری یا علت فوت اطلاعات فوق باید در اسرع وقت به دفتر اطلاعات موضوع ماده ۱۲۲ قرارداد ژنو مورخه ۱۲ اوت ۱۹۴۹ راجع به معامله با اسیران جنگی ابلاغ شود و دفتر نامبرده اطلاعات مذبور را به توسط دولت حامی یا به توسط آژانس اسیران جنگی برای دولت متبوعه اشخاص مذکور ارسال خواهد داشت. ‌دولت‌های‌ متخاصم اسناد فوت یا صورت‌های متوفیات را که رسما گواهی شده باشد تنظیم و از مجرای مذکور در بند بالا برای یکدیگر ارسال خواهند داشت همچنین نصف پلاک دو برگه هویت و وصیتنامه یا هر سند دیگری که برای خانواده متوفی اهمیت داشته باشد و وجوه نقدی و به طور کلی تمام اشیایی را که به خودی خود یا به اعتبار علائق محبت قیمتی باشد و روی اجساد مردگان یافت شود جمع‌ آوری و از طریق همان دفتر برای یکدیگر ارسال خواهند داشت. این اشیا و همچنین اشیا مجهول المالک در بسته های ممهور به انضمام اظهارنامه که حاوی کلیه توضیحات لازم جهت تشخیص هویت مالک متوفای آن ها باشد ارسال خواهد گردید. صورت کامل محتویات هر بسته باید به آن بسته ضمیمه شود.

ماده – ۱۷ ‌دولت‌های‌ متخاصم مراقبت خواهند کرد که تدفین یا سوزاندن اموات تا اکثر حدی که اوضاع اجازه می‌دهد انفرادا صورت یابد و قبلا جنازه ها مورد معاینه دقیق و در صورت امکان معاینه طبی قرار گیرند که

از وقوع فوت اطمینان حاصل و هویت آن ها معلوم شود و به توان گزارش آنان را داد نصف پلاک دو برگه هویت و یا عین پلاک) در صورتی که پلاک ساده باشد (روی جنازه باقی خواهد ماند اجساد را نمیتوان سوزاند مگر به علت ضرورت بهداشت و یا به عللی که ناشی از قوانین مذهبی متوفی باشد در صورتی که جسدی سوزانده شود مراتب باید با ذکر جزئیات و تعیین علت آن روی سند فوت یا صورت مصدق متوفیات ذکر گردد به علاوه ‌دولت‌های‌ متخاصم مراقبت خواهند کرد که مردگان با احترام و در صورت امکان بر طبق اصول مذهبی خود دفن گردند و قبر آن ها محترم شمرده شود و ‌حتی‌الامکان افراد هر ملیت پهلوی هم دفن و قبرستان به طرز شایسته نگاهداری شود و قبرها علامت متمایزی داشته باشند تا بتوان هر قبری را پیدا کرد ‌دولت‌های‌ متخاصم برای این منظور در بدو شروع مخاصمات رسما یک اداره قبور تشکیل خواهند داد که عندالاقتضا قبرها را بشکافد و هویت اجساد را اعم از هر جایی که دفن شده باشند معلوم کند و احیانا آن ها را به کشور اصلی خودشان انتقال دهد این مقررات درباره خاکستر اجساد نیز معتبر است و اداره قبور باید خاکسترها را نگاهداری کند تا زمانی که کشور اصلی اطلاع دهد چه اقدامی مایل است درباره آن ها به عمل آید همین که اوضاع اجازه دهد و منتهی تا هنگام ختم مخاصمات ادارات قبور به وسیله دفتر اطلاعات مذکور در بند دوم ماده ۱۶ صورت‌های متضمن محل تحقیقی و مشخصات قبور را با ذکر اطلاعات مربوط به مردگانی که در آنجا دفن شده‌اند با یکدیگر مبادله خواهند کرد.

ماده – ۱۸ فرمانده نظامی می‌تواند از همت خیرخواهانه اهالی محل استمداد نماید که ‌زخم‌داران و بیماران را جمع‌ آوری و تحت نظارت وی داوطلبانه پرستاری کنند و باید به کسانی که ‌به این استمداد پاسخ دهند حمایت و تسهیلات لازم اعطا نماید طرف متخاصم نیز در صورتی که آن ناحیه را تصرف کند یا بازپس گیرد همان حمایت و تسهیلات را درباره اشخاص مذکور مرعی خواهد داشت فرمانده نظامی باید به اهالی و جمعیت های امداد ولو در نواحی اشغال شده اجازه دهد ‌زخم‌داران و بیماران را از هر ملیتی که باشند ارتجالا جمع‌ آوری و پرستاری نمایند اهالی کشوری باید ‌زخم‌داران و بیماران و بیماران مذبور را محترم شمارند و مخصوصا هیچ گونه عمل خشونتآمیز بر علیه آن ها مرتکب نشوند هرگز هیچ کس نباید به علت پرستاری از ‌زخم‌داران و بیماران مورد مزاحمت قرار گیرد یا محکوم شود مقررات این ماده دولت اشغالکننده را از تکالیفی که در زمینه بهداری و اخلاقی درباره ‌زخم‌داران و بیماران را بر عهده دارد معاف نمی سازد.

۳-۱-۲- عهدنامه مربوط به بهبود سرنوشت مجروحان و بیماران و غریقان نیروهای مسلح در دریاها.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:13:00 ق.ظ ]




۲-۳-۵-۶- بند ششم: عملکرد مقامات سیاسی

تدبیر سیاسی همواره مورد توجه مقامات عالیه دولت مورد تحریم است. عملکرد متناقض مقامات برای سران لشکری و کشوری تحریم کننده گاهی با فریب و خرید فرصت است. بعضی اوقات رهبران یک کشور قول و وعده های پوچ و توخالی به دولت تحریم کننده می‌دهند و تا حدی از وخامت اوضاع بویژه آثار وخیم اقتصادی و تورم بکاهند. حتی ممکن است سخنان ضد و نقیض از سوی مقامات مختلف تحریم شونده، نتیجه گیری تحریم ها را برای تحریم کننده سخت و گمراه کننده می‌سازد. برخی از این مقامات از در مصالحه وارد می‌شوند و برخی دیگر کشور تحریم کننده را تهدید می‌سازند.

فصل سوم

برسی تأثیر تحریم های شورای امنیت بر حقوق بشر

فصل سوم: برسی تأثیر تحریم های شورای امنیت بر حقوق بشر

۳-۱-مبحث اول: تحریم های شورای امنیت

برخلاف تحریم های یک جانبه کشورها علیه یکدیگر و مباحث حقوقی پیرامون آن، تحریم های شورای امنیت سازمان ملل به لحاظ حقوق کمتر مورد سوال قرار می‌گیرد. اصولاً از آنجا که این شورا مسئول مستقیم حفظ صلح و امنیت بین الملل است لذا اقدمات آن معمولاً در این رساتا تفسیر شده و اتصل قانونی بودن آن چندان مورد پرسش قرار نمی گیرد. با این وجود برخی از حقوق ‌دانان بین‌المللی معتقدند شورای امنیت در اعمال تحریم ها می باید حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه را مدنظر قرار دهد.

آنچه مسلم است آنکه تحریم های اقتصادی همیشه با آثار ناخواسته همراه بوده که بدون هر گونه تفکیک یا تمایزی، به نیروهای نظامی و غیر نظامی به خصوص به ‌گروه‌های آسیب پذیر کشورها، صدمه وارد می آورد. لذا شورای امنیت می باید این مسئله را در نظر بگیرد. که به موجب میثاق بین‌المللی حقوق مدنی هو سیاسی هیچ ملتی را نمی توان در هیچ شرایطی از وسایل معاش خود محروم کرد.

از سوی دیگر بر اساس نظر دیوان بین‌المللی دادگستری (لاهه) تعهد به تعلیق روابط قراردادی که ممکن است ناشی از یک قطعنامه شورای امنیت باشد، نمی تواند بر مقررات مربوط به حمایت از آحاد بشر که در معاهدات با خصلت های حقوق بشری و بشر دوستانه گنجانده شده است، تاثیر گذارد. زیرا برخی از قواعد حقوق بشر مانند حق حیات امروزه از جایگاه قواعد آمره بین‌المللی برخوردارند و در هیچ شرایطی قابل تخطی و نقض نیستند. در نتیجه، در صورت تعارض بین مقررات تحریمی شورای امنیت و موازین بنیادین حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه بین‌المللی، نمی توان جهت واداشتن ‌دولت‌های‌ عضو به رعایت تصمیم های شورای امنیت به ماده ۱۰۳ منشور استناد کحرد. هر چند در عمل در قضیه عراق و تحریم های این کشور صراحتا این موارد نقض گردید و تحریم ها آثار بسیار مخربی بر افراد و غیر نظامیان عراقی داشت. دبیر کل سابق سازمان ملل متحد تحت عنوان «دستور کاری برای صلح» پیشنهاداتی را به منظور محدود کردن پیامدهای منفی تحریم ها بر مبنای حقوق بشر به شورای امنیت ارائه داد. در رژیم تحریم های بین‌المللی، مقرراتی پیش‌بینی می شود که به موجب آن کلیه دولت‌ها، از جمله دولتهایی که تحریم هستند، دسترسی بلامانع کمک های بشر دوستانه را تضمین کنند. این معافیت ها که هدف آن تطبیق رژیم تحریم با شرایط بشر دوستانه جدید است عموماً در پی درخواست دولت های هدف تحریم و یا نهادهای بشر دوستانه صورت می‌گیرد.

شورای امنیت سازمان ملل متحد در راستای انجام مأموریت‌ خطیری که جهت حفظ صلح وامنیت هانی در ماده ۲۴ منشور به آن تفویض شده است، در قالب فصل هفتم منشور و به هنگام وضع و اعمال تحریم های بین‌المللی از اختیارات بالنسبه گسترده ای برخوردار گشته است. از یک سوی منطوق ماده ۴۱ منشور و حصری نبودن اقدامات غیر قهرآمیز موضوع این ماده، و از سوی دیگر عدم تعیین نهادی بین‌المللی

جهت کنترل شورای امنیت باعث شده است که شورا کمترین دغدغه حقوقی ممکن را در این زمینه داشته باشد. تلفیق مواد ۲۵ و ۱۰۳ منشور نیز به چنین تصوری که به «دکترین نامحدود بودن اختیارات شورای امنیت» شهرت یافته وجهه مقبول داده است.

۳-۱-۱- گفتار اول: اثرات تحریم های شورای امنیت بر وضعیت حقوق بشر

اثرات تحریم ها و مجازات‌ها به طور کلی بستگی به اهدافی که تعقیب می شود، دارد. اهداف اولیه به رفتار کشور تحریم شده و اهداف ثانویه به وضعیت داخلی و انتظارات کشور تحریم کننده مربوط می شود.

در اکثر موارد، تحریم های بین‌المللی اقتصادی تأثیر اقتصادی قابل ملاحظه ای داشته اند، اما موفقیت سیاسی آن ها خیلی کمتر بوده است.[۹۷] خصوصاًً زمانی که کشور مورد تحریم از لحاظ اقنتصادی وابستگی کمی به کشور تحریم کننده داشته و سایر کشورها نیز کشور تحریم کننده را در اجرای تحریم همراهی نکنند.

در تحریم های جمعی توسط سازمان ملل متحد، نیز اگر چه کمیته هایی برای نظارت بر اجرای تحریم، زیر نظر شورای امنیت تأسیس شده اند، لیکن در کل اجرای تحریم ها کلاً به عهده دولت‌ها واگذار شده است.

لذا چنانچه کشورهای جهان در خصوص این تحریم ها یا روشی که در آن چنین تحریم هایی می بایست اجرا گردد توافق و هماهنگی نداشته باشند، اینگونه تحریم ها اثر چندانی نخواهند داشت. از طرف دیگر جهان بازرگانی همیشه قادر به کشف روزنه های گریز از این تحریم ها هستند. افزون بر این، آثار بشر دوستانه منفی تحریم های بین‌المللی بر آسیب پذیرترین اقشار مردم دولت هدف، همواره یکی از نگرانی عمده جامعه بین‌المللی بوده است. یکی از نمونه های تحریم های بین‌المللی که باعث شد مردم کشوری در وضعیت اسفناک اقتصادی و اجتماعی قرار گیرند، کشور عراق در زمان رژیم صدام می‌باشد، به گونه الی که عده ای ادامه تحریم ها را نامشروع دانسته و خواستار لغو آن گردیدند.[۹۸]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:13:00 ق.ظ ]




به عنوان مثال، یک مدیر تبلیغات به منظور حل برخی مشکلات کاری خود – عدم تعمق کافی در نوشته ها، ترک محل کار بدون اطلاع دیگران و از یاد بردن تکمیل فرم هزینه های روزانه – پس از تحلیل دقیق فرایند کار های مکتوب – برحسب مدل محرک، ارگانیسم، رفتار، عواقب – به اتفاق محقق برای تحلیل موارد مکتوب غیر بررسی شده در پایان هر روز، یک استراتژی ترکیبی محرک و پاسخ تهیه کرد، همین طور جریان نوشته ها، مقوله بندی شد و رفتار هی مدیر و منشی او نیز به طرز مشخصی تعیین گردید. به عنوان مثال، منشی برخی از مقولات کاری را برحسب ضوابط ویژه از دیگران جدا و دسته بندی می کرد، در حالی که برخی دیگر را به صورت انفرادی در اختیار مدیر قرار می‌داد. مدیر به جای تردید درباره ی هر مقوله و اخذ تصمیم ‌در مورد آن، فوراَ تصمیم می گرفت و دستور اقدام صادر می کرد یا کار های انجام شده را در محفظه ی خروجی قرار می‌داد. او همچنین با بهره گرفتن از یک استراتژی خود کنترل کننده، تمام مواردی را که دستور اقدام می‌داد یا نوشته هایی را که دسته بندی می کرد به صورت خلاصه روی نموداری که بر دیوار نصب کرده بود، می نوشت. این کنترل خود هم برایش پیش خورد (( برگه ی محرک )) و هم بازخورد ( تقویت ناشی از پیشرفت کار ) فراهم می کرد پس از اجرای شیوه ی اداره خویشتن، تعداد نامه های بررسی نشده روی میز تا حدود زیادی کاهش یافت ( از ۴/۱ به ۲۲/۰ ). همین نوع برداشت ( ( تحلیل کنشی م. ا. ر. ع ) و استراتژی مدیریت محرک و پاسخ، ‌در مورد ترک محل خدمت و پرنکردن سیاهه ی هزینه ها روزانه به کار گرفته شد و این رفتار های غیر کنشی نیز بهبود یافت. مدیر توانست رفتار هایغیر کنشی خود را تحت کنترل در آورد و به یک مدیر کارآمد تر تبدیل شود.(لوتانز،۱۳۷۸)

۵-۱-۲-۲مدیریت بر خود، تأمین کننده ی اهداف رویکرد ویژگی های شغل

‌بر اساس رویکرد ویژگی های شغل، که توسط ترنر و لارنس در سال های ۱۹۷۰ و اوایل سال های ۱۹۸۰ ارائه شد، وظایف در قالب شش ویژگی که تصور می شد تشکیل دهنده ی محتویات انگیزشی شغل می‌باشند. توصیف شدند. این ویژگی ها عبارتند از:

    1. خود گردانی؛

    1. مسئولیت فردی؛

    1. تنوع؛

    1. ارتباطات اجتماعی مورد نیاز؛

    1. فرصت های موجود برای ارتباطات اجتماعی؛

  1. دانش و مهارت مورد نیاز.

فردی که شغلش از شش ویژگی بالا برخوردار است، میزان رضایت و حضورش بالا بود و در غیر این صورت، پیش‌بینی می شد که فرد رضایت کمتری داشته و غیبت های وی بیشتر باشد.(مورهد و گریفتین، ۱۳۷۵)

اصول غنی سازی شغل از نظر هرزبرگ، عبارتند از:

    1. اعطای آزادی و استقلال عمل و مسئولیت به کارکنان؛

    1. سرپرستی یک قسمت از سازمان؛

    1. وظایف مشکل تر؛

  1. باز خورد.(ایران نژاد ،۱۳۷۰، ص ۷۳)

همان گونه که در نظریه های مذکور در زمینه ی ویژگی های شغل بیان گردید، صاحب نظران به سه ویژگی خود گردانی، مسئولیت فردی و (( آزادی استقلال عمل )) به عنوان ویژگی هایی که باید در طراحی شغل و غنی سازس شغل به آن ها توجه نمود، اشاره کرده‌اند. این سه ویژگی، در رویکرد مدیریت برخود در بالاترین سطح ممکن برای افراد تأمین می‌گردد.

تسلط بر نفس و خود سازی در مدیریت ژاپنی نیز – متأثر از تعالیم بودا –مورد توجه می‌باشد. مدیران ژاپنی از طریق شرکت در جلسات فرقه ی بودایی ذن، تسلط بر نفس و خود سازی را تمرین می‌کنند.

از لحاظ کاربردی تدوین و ارائه ی الگوی جامع شاخص های مدیریت برخود در دو بعد روحی – روانی و فیزیکی – جسمی مبتنی بر ادبیات مدیریت ( از لحاظ علمی ) و مورد کاوی خود مدیریتی امام خمینی ( از لحاظ دینی ) و تبیین وضعیت موجود خود مدیریتی مدیران نظام اداری بر اساس این الگو و شناسایی وجوه افتراق و اشتراک بین خود مدیریتی مدیران و خود مدیریتی امام خمینی – به عنوان تجسم عملی الگوی جامع شاخص های خود مدیریتی – گامی مؤثر در راستای بهسازی و بالندگی مدیران در ابعاد مختلف فردی و اجتماعی می‌باشد.

رویکرد پژوهش حاضر در زمینه ی بهسازی مدیران از طریق الگوسازی خود مدیریتی امام خمینی با توجه به نتایج پژوهش های انجام شده توسط بنیان گذاران (( برنامه ریزی ارتباطات با خود و دیگران )) از اهمیت ویژه ای برخوردار می‌باشد.

به منظور ایجاد مجدد هر شکلی از فضیلت انسانی، سه جزء اصلی یا سه شکل اساسی رفتار های فیزیکی و ذهنی باید کپی شود:

  1. سیستم باورها یا مفروضات: اگر فردی سیستم باور های فرد دیگری را الگو قرار دهد، اولین گام را برای ایجاد نوع مشابهی از نتایج کسب شده توسط او برداشته شده است لذا بنیان گذاران علم ارتباط با خود بر آن شدند که برجسته ترین و ماهرترین افراد در هر زمینه ای را الگو قرار دهند تا الگوی رفتارسی این افراد را که در طول سالیان سال دراز از طریق آزمون و خطا کشف کرده بودند، تبیین نمایند و بدین ترتیب آنان دید سامان یافته ای از چگونگی کپی سازی هر نوع فضیلت انسانی را در مدت زمانی بسیار کوتاه ارائه کرده‌اند. یکی از پژوهشگران در کتاب خود به نام قدرت نامتناهی الگوسازی را گذرگاه فضیلت می‌داند. اگر کسی خواهان موفقیت است فقط باید راهی برای الگو قرار دادن کسانی که موفقیت کسب کردند به دست آورد. او باید دریابد که افراد موفق چگونه مغز و بدن خود را به کار گرفته و نتایجی به دست آوردند.

افرادی که جهان را به پیش می‌برند یا تکان می‌دهند اغلب در الگو گیری حرفه ای هستند. این افراد به جای این که خود هر کاری را تجربه کنند، در یادگیری از تجربیات دیگران استادند.

    1. نقشه ی ذهنی: ایجاد ارتباط مؤثر با مغز و سیستم عصبی خود مستلزم شناخت رمز و کد آن می‌باشد. به منظور الگوسازی مشخصات و ویژگی های دیگران، باید این رمز و کد مورد شناسایی قرار گیرد.

  1. فیزیولوژی: با توجه به ارتباط ذهن و بدن، چگونگی استفاده از فیزیولوژی – طریقی که فرد تنفس می‌کند بدن خود را نگاه می‌دارد، حالات، چهره و ماهیت و کیفیت حرکت های او – تعیین کننده ی حالتی است که فرد در آن قرار دارد و این حالت تعیین کننده ی رفتار او می‌باشد. (رضایی ، ۱۳۸۵، ص ۳۱)

۳-۲-۲ :تعاریف و اصطلاحات

۱-۳-۲-۲خود مدیریتی

در پژوهش حاضر مفاهیم خود مدیریتی، مدیریت برخود، مدیریت خویشتن، خود رهبری، مدیریت شخصی، مدیریت توسعه ی شخصی، مدیریت بعد داخلی با یکدیگر مترادف فرض شده است. مدیریت برخود در این تحقیق – با توجه به محدودیت های مذکور در بخش محدودیت های تحقیق – به معنای (( کنترل رفتار خود در راستای شناخت و استفاده ی بهینه از تمام نیرو های دو بعد روحی – روانی و فیزیکی – جسمی )) می‌باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:13:00 ق.ظ ]




    • اکتشاف نفت و گاز طبیعی و سایر منابع هیدروکربنی بر عهده ی شرکت قطر پترولیوم خواهد بود.

    • قطر پترولیوم، نمایندگی دولت در مذاکرات و عقد قراردادهای اکتشاف و بهره برداری منابع هیدروکربنی را بر عهده خواهد داشت.

  • تأسيس شرکت هایی مختص عملیات معین و مشارکت با این شرکت ها به منظور توسعه ی پروژه های معین[۹۹].

مصوبه ی قانونی ۴/۱۹۹۷ در رابطه با حفظ سرمایه های نفت و گاز است. این ماده در موارد تمام عملیات های نفتی که در قلمرو قطر به اجرا در خواهد آمد، به کار گرفته می شود. این مصوبه مستلزم احتیاط و دقت عمل تمام جریان طرح های نفتی به کارگیری بهترین روش های ایمنی و فنی مدون در این زمینه است. این ماده به تمام مجریان طرح ها مقرر می‌دارد:

    • پیشرفته ترین فنون در مدیریت مخازن به کار گرفته شود

      • اقدامات پیشگیرانه ی ایمنی برای حفاظت از اموال محیط زیست و کار و زندگی کارکنان و انسان ها به کار گرفته شود.

    • تنها از وسایل و ابزارهایی استفاده شود که با استاندارد های جهانی هم خوانی داشه باشد.

  • گزارشات منظمی در خصوص پیشرفت کارها و عملکرد خد به نمایندگان دولت ارائه داده شود.

علاوه بر موارد فوق این ماده ی قانونی مجریان طرح ها را از اشتغال و انجام فعالیت ها بدون اخذ مجوزهای تعیین شده در این خصوص، منع می کند. در نهایت این ماده مجازات هایی را برای گردهمایی که این مقررات را، نقض می کند، در نظر گرفته است.

قابل ذکر است که قطر در به کارگیری روش های نوآورانه در عقد قراردادهای توسعه ی نفت و گاز در این کشور با شرکت ها ی بزرگ نفتی بین‌المللی پیشگام در منطقه می‌باشد و در برخی از این طرح ها و قرار داده ها به عنوان الگو استفاده می کند و برخی آن را در جهت افزایش دانش فنی مورد مطالعه قرار داده‌اند[۱۰۰].

سیستم های قرار دادی

قرارداد های مشارکتی

قرارداد های مشارکت در تولید

بر اساس اینگونه قرارداد های مشارکت، دولت صاحب نفت پروانه ی بهره برداری را به شرکت سرمایه گذار نفتی واگذار می‌کند و شرکت نفتی پس از سرمایه گذاری به کل عملیات تولید و بهره برداری می پردازد و حاصل نفت تولید شده که در قرار داد مشارکت قید شده است میان دولت و سرمایه گذار بر طبق قرار داد تسهیم می شود. چهارچوب کلی سیستم های قرار دادی به صورت نمودار زیر است:

نمودار ‏۳‑۱- چهار چوب سیستم های قراردادی

شرکت عامل بر حسب متن قرار داد، حاکمیت مخازن نفت و گاز، تولید و کل عملیات را بر عهده دارد و طبق تفسیر دیوان لاهه مالکیت وی بر بخشی از مخازن و حجمی از تولید محرز است.

در اینگونه قراردادها نیز شرکت خارجی همچون قرار داد امتیازی ملزم به پرداخت مالیات بوده که البته نرخ آن کمتر است و بهره ی مالکانه هم به صاحب مخزن می پردازد که مبلغ کمی است. زمان قرار داد در صورت کشف مخزن بین ۶-۵ سال در صورت کشف میدان مدت قرار داد معادل عمر آن یعنی ۴۰ -۲۵ سال است[۱۰۱].

قراردادهای مشارکت در سرمایه گذاری

شکل دیگری از قراردادهای مشارکت در تولید است که البته نوع پیشرفته تر آن ها محسوب می شود. ‌به این معنا که هم دولت میزبان و هم شرکت عامل خارجی در سود و خطر پذیری توافق نامه های نفتی سهیم هستند و دولت نیز به مثابه یک شرکت در تولیدی که انجام می شود سهیم است و سهم هزینه های تولید مربوط به خود را یا به طور مستقیم به شرکت عامل خارجی می پردازد. یا از طریق اختصاص دادن سهمی از نفت تولید شده به آن شرکت باز پرداخت می‌کند. دولت بعلاوه مالیاتی که می‌گیرد، درصد معینی از سود واقعی این سرمایه گذاری را هم به خود اختصاص می‌دهد. به طور خلاصه ویژگی های قرار دادهای مشارکت در سرمایه گذاری را می توان به موارد زیر خلاصه کرد.

    1. چارچوب قرارداد خیلی شبیه قرارداد مشارکت در تولید است.

    1. کشور صاحب نفت در سرمایه گذاری شرکت می‌کند و این مشارکت دولت میزبان به تناسب توان مالی و تکنیکی کشور میزبان تعیین و حداکثر تا ۵۰ درصد قابل اجرا است.

  1. دولت میزبان به نسبت سهم خود در خطر پذیری، با هم مشارکت می‌کنند. با این وجود اکثر اوقات خطر پذیری مرحله ی اکتشاف را از طریق یک توافق نامه به شرکت نفتی منتقل می‌کند و فقط دولت میزبان در زمان پس از کشف نفت مسئولیت سهم هزینه ی خود را عهده دار می‌گردد[۱۰۲].

قراردادهای خدماتی

این گونه قراردادها نیز که سابقه ی به کارگیری آن به دهه ی ۱۹۶۰ بازمی گردد، گونه ای کاملا متفاوت از قرار دادهای مشارکت در تولید می‌باشند و ‌بر اساس انواع معافیت های غیر رسمی که دارند از دیر باز به ‌عنوان اشکال مختلف روابط قراردادی بین افراد در جوامع شناخته شده اند و در صنعت نفت و گاز نیز دو شکل صرفا خدماتی و خرید خدمات خطر پذیر رایج می‌باشند.

قراردادهای خدماتی بیع متقابل

طبقه بندی بیع متقابل در ردیف قراردادهای خرید خدمت ‌به این دلیل است که انجام باز پرداخت اصلی و سود سرمایه گذاری از محل مایعات گازی، نفت خام و فرآورده های نفتی صورت می‌گیرد و پرداخت ها به صورت نقدی و غیر نقدی امکان پذیر است. شرکت سرمایه گذار خارجی کلیه ی وجوه سرمایه گذاری همچون نصب تجهیزات، انتقال تکنولوژی و راه اندازی تجعیزات را به عهده می‌گیرد و پس از راه اندازی به کشور میزبان واگذار می‌کند.بازگشت سرمایه و همچنین سود سرمایه ی شرکت سرمایه گذار به صورت دریاقت محصولات تولیدی صورت می‌گیرد.

در حقیقت شرکت خارجی نقش پیمانکار را اجرا می‌کند و وظیفه ی آن ها تامین همه ی سرمایه ی مورد نیاز عملیات اکتشاف و توسعه، نو سازی و بازسازی میادین است و پس از پایان دوره، عملیات اجرایی پروژه ، راه اندازی تولید و شروع تولید، کشور میزبان، کنترل بهره برداری را به عهده خواهد گرفت و مسئول تامین هزینه و عملیات اجرایی جاری خواهد بود [۱۰۳].

قراردادهای صرفا خدماتی

گونه ی ساده ی این نوع قرار دادها به صورت پرداخت حق الزحمه ی مقطوع برای ارائه ی خدمات معین است و طی آن دولت میزبان برای مساعدت های فنی که کشورش به ان نیاز دارد و از شرکت های عمل خارجی دریافت می‌دارد هیچ سهمی از نفت خام تولیدی را پیش‌بینی نکرده است.

در این قراردادها پاداش به صورت نقدی است ولی به منظور تشویق سرمایه گذاری خارجی معمولا تهدیداتی هم مانند قروش قسمتی از نفت تولیدی به وی، پیش‌بینی می‌کنند.

این نوع قراردادها که در اواسط دهه ی ۱۹۷۰ میلادی در ایران با شرکت فرانسوی « آراپ» منعقد شد در زمان خود خواستار فراوانی پیدا کرد ولی امنون شرکت های تراز اول و صاحب تکنولوژی برتر با فن آوری بالا حاضر به عقد اینگونه قرار داد ها نیستند[۱۰۴].

قراردادهای خرید خدمت خطر پذیر
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:13:00 ق.ظ ]




جدول ۳-۱ : جامعه و نمونه کارکنان ۵۵

جدول ۳-۳ : بررسی شاخص های موانع استراتژی های منابع انسانی ۵۶

جدول ۳-۴ : میزان آلفای کرونباخ تک تک مؤلفه‌ ها ۵۷

جدول ۴-۱ وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر سن ۶۱

جدول ۴-۲ وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظرتحصیلات ۶۲

جدول ۴-۳ وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر سابقه کار ۶۳

جدول ۴-۴: وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر جنسیت ۶۴

جدول ۴-۵ نتایج آزمون t تک گروهی سوال اول تحقیق ۶۵

جدول ۴-۶ نتایج آزمون t تک گروهی سوال دوم تحقیق ۶۶

جدول ۴-۷ نتایج آزمون t تک گروهی سوال سوم تحقیق ۶۷

جدول ۴-۸ نتایج آزمون t تک گروهی سوال چهارم تحقیق ۶۸

جدول ۴-۹ نتایج آزمون t تک گروهی سوال پنجم تحقیق ۶۹

جدول ۴-۱۰ نتایج آزمون t تک گروهی سوال ششم تحقیق ۷۰

جدول ۴-۱۱ نتایج آزمون t تک گروهی سوال کلی تحقیق ۷۱

جدول ۴-۱۲ نتایج آزمون فریدمن موانع پیاده سازی ۷۲

فصل اول: کلیات تحقیق

۱-۱-مقدمه

امروزه منابع انسانی با ارزشترین عامل تولید و مهمترین سرمایه هر سازمان و منبع اصلی زاینده مزیت رقابتی و ایجادکننده قابلیت های اساسی هر سازمان است، یکی از عمده ترین برنامه‌ریزی های سازمانی، برنامه‌ریزی منابع انسانی است. عامل مهم برای وجود برنامه‌ریزی منابع انسانی، برنامه‌ریزی جهت نیل به نیازهای مهارتی، آموزشی و درنهایت بهسازی منابع انسانی است. موثرترین راه دستیابی به مزیت رقابتی در شرایط فعلی کارآمدتر کردن کارکنان سازمان‌ها از طریق بهبود و بهسازی آنان است و آنچه که در راستای توسعه منابع انسانی اهمیت دارد این است که بهبود منابع انسانی تنها با آموزش‌های فنی و تخصصی حاصل نمی شود بلکه باید ازطرق متعدد به توسعه کارکنان پرداخت و این مهم جز با اعمال مدیریت استراتژیک درقلمرو مدیریت منابع انسانی امکان پذیر نخواهدبود(حسن پور ،۱۳۸۸ : ۷۶)

استراتژی منابع انسانی به مثابه رکن اساسی بهبود عملکرد سازمان شناخته می شود و پرداختن به آن، برای افزایش اثربخشی و کارایی فعالی تهای مدیریت و توسعه منابع انسانی سازما نهایی که در سطحی مناسب از بلوغ در این حوزه دست یافته اند، امری ضروری است. هدف از تدوین و اجرای استراتژی منابع انسانی، مرتبط ساختن سیاست ها و روش های منابع انسانی با هدف های استراتژیک منابع انسانی است. منابع انسانی باید با برنامه ریزی استراتژیک و چارچوب عملیاتی سازمان یکپارچه شود، پس ضروری است منابع انسانی نه تنها در جهت گیری استراتژیک سازمان بلکه در برنامه ریزی عملیاتی اش به طور فعال مشارکت نماید(خراسانی ،۱۳۸۶ : ۹۸).

منابع انسانی، منبع استراتژیک برای سازمان‌ها محسوب می شود، جزء مهم و لاینفک مباحث برنامه‌ریزی استراتژیک است و اکثر برنامه‌ریزیهای سازمانی و منابع انسانی ماهیت راهبردی دارند. از عمده ترین عواملی که موجب نگرش جدید در استراتژی های منابع انسانی شده است روند تغییرات و دگرگونی‌های تکنولوژیک، اجتماعی و اقتصادی در محیط داخلی و خارجی سازمانهاست که همواره با آن مواجه اند. اگر سازمان‌ها می خواهند همسو با این تغییرات باشند بایستی نگرش جامع و راهبردی داشته و الزامات گوناگونی را مدنظر قرار دهند. در عصر حاضر، اساسی‌ترین منبع رقابتی سازمان‌ها، منابع انسانی کارآمد یا کارکنان دانشی هستند. درعین حال، بسیاری از سازمان‌ها فاقد تخصص و مهارت لازم هستند که بتوانند به طور مؤثر استراتژی های منابع انسانی را تهیه کنند(آمسترانگ[۱] ۲۰۱۱،به نقل از اعرابی ۱۳۹۰ : ۴۳).

با توجه به اهمیت استراتژیهای منابع انسانی در سازمان‌ها ،هدف این تحقیق شناسایی موانع اجرای استراتژیهای منابع انسانی در دانشگاه علوم پزشکی استان لرستان می‌باشد . فصل اول شامل مقدمه، بیان مسأله، اهمیت مسأله، اهداف تحقیق، فرضیات تحقیق، تعریف واژگان می‌باشد.

۱-۲-بیان مسئله

دانشگاه ها تنها با هدف توسعه ترویج و اشاعه علم در جهت نفع بشریت و با دیدگاه تولید نیروی انسانی با توانمندی متوسط و بالا به منظور تسریع رشد و توسعه ملت ها، به وجود آمده اند. هرچند عوامل بسیاری در دستیابی به اهداف فوق دخیل هستند، اما نیروی انسانی حیاتی ترین عامل است. دانشگاه ها می بایست به منظور موفقیت در انجام مأموریت‌ خود و با دید دستیابی به اهداف رقابتی، سعی در جذب، پیشبرد، انگیزه دهی و تعیین نیروی کار پرانرژی داشته باشند. منافع رقابتی به صورت هر چیزی که باعث مزیت سازمان بر رقبایش باشد، تعریف می شود. وجود استعدادهای منحصربه فرد در میان کارمندان، منجمله انعطاف پذیری، خلاقیت، بازدهی بالاتر، بهره وری بیشتر و خدمات رسانی مناسب به مشتری راه هایی است که کارمندان می‌توانند از آن ها برای ایفای نقش اساسی در ارتقاء موقعیت رقابتی سازمان، استفاده کنند(پورتر[۲]، ۱۹۸۵)به نقل از میر سپاسی۱۳۶۵ :۶۵).

بزرگترین دغدغه دانشگاه ها این است که هر کدام تا چه حد می‌توانند مأموریت‌ خود را اجرا کرده و به دیدگاه و اهداف خود در زمینه خدمات رسانی مؤثر جامه عمل بپوشانند. بزرگترین چالش در توسعه و کارایی سیستم دانشگاهی ، بهبود ظرفیت مدیریتی و مخصوصاً، مفاهیم در ارتباط با مدیریت منابع انسانی است. مدیریت منابع انسانی (به اختصار مدیریت منابع انسانی) کارایی کارمند را بالا برده و به دانشگاه ها در انجام رسالتشان یاری می رساند. (آدینه،۱۳۸۸: ۲۵). با ادغام کردن به کارگیری منابع انسانی در فرایند برنامه ریزی استراتژیک، دانشگاه ها را قادر خواهد ساخت تا اهداف خود را تامین کنند.دانشگاه علوم پزشکی لرستان به عنوان یکی از دانشگاه علوم پزشکی کشور علاوه بر مسئولیت‌ها و وظایف گسترده و عمیق آموزشی, پژوهشی , درمانی و بهداشتی که بر عهده دارد به ‌عنوان دانشگاه و نماد آموزش عالی کشور وظیفه حفظ و حراست از جایگاه و حیثیت علمی این مرز و بوم را بعهده گرفته است. ارائه تابلویی زیبا و متعالی از شرایط و فعالیت‌های علمی کشور نیازمند برنامه ریزی جامع و صحیح,‌ هماهنگی کامل و مشارکت فعال همکاران دانشگاهی و دانشجویان می‌باشد.

مفهوم استراتژی منابع انسانی، بر نقش مهم مدیریت منابع انسانی استوار است که بر ماهیت استراتژیک منابع انسانی و بر یکپارچه شدن استراتژی منابع انسانی با استراتژی سازمان تأکید می‌کند. (شولر[۳] ،۱۹۹۲) استراتژی منابع انسانی را چنین توصیف ‌کرده‌است: تمامی فعالیت‌های مؤثر بر رفتار افراد در برانگیختن آن ها به طراحی و اجرای نیازهای استراتژیک سازمان. (آمسترانگ۲۰۰۵ ،به نقل از اعرابی ۱۳۸۴ : ۳۴).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:13:00 ق.ظ ]




شکل (۱-۱۲):منحنی محدوده فلیکر قابل مشاهده و آزار دهنده طبق استانداردIEEE 141-1993

۱-۴-۷-۳ :روش های کاهش فلیکر:

روش های مختلفی برای کاهش مشکل فلیکر ارائه شده است،این روش‌ها عبارت اند از:خازنهای استاتیک ،تجهیزات سویچینگ الکترونیک قدرت و افزایش ظرفیت سیستم . انتخاب این روش‌ها بسته به عوامل زیادی از جمله نوع بار ایجاد کننده فلیکر،ظرفیت سیستم تغذیه کننده بار و هزینه دارد.

فلیکر عموما نتیجه بارهای متغیری است که نسبت به سطح اتصال کوتاه سیستم قابل ملاحظه است ‌بنابرین‏ یکی از روش های حذف فلیکر افزایش ظرفیت سیستم برای کاهش تاثیر بارهای ایجاد کننده فلیکر می‌باشد.ارتقاء سیستم شامل تعویض هادیها،افزایش ظرفیت ترانسفورماتورها یا افزایش ولتاژ عملیاتی سیستم می‌تواند باشد.

تاثیر راکتور سری نیز در کاهش میزان فلیکر ایجاد شده در سیستم توسط کوره های قوسی با اثبات رسیده است[۱۶]راکتورهای سری باعث پایدار کردن قوس و در نتیجه کاهش تغییرات جریان در ابتدای فرایند ذوب می شود.با اضافه کردن راکتور سری،افزایش ناگهانی جریان با افزایش راکتانس مدار کاهش می‌یابد.

خازن های سری نیز برای کاهش اثرات فلیکر پیشنهاد شده اند. این خازنها بعلت اینکه به صورت سری با خط انتقال تغذیه کننده بار متصل می‌شوند زمان عکس العمل برای تصحیح نوسانات بار را کاهش می‌دهند و باعث کاهش فلیکر می‌گردند.[۶]

با پیشرفتی که در زمینه ادوات الکترونیک قدرت ایجاد شده بحث ادوات FACTS و کاربردهای آن ها در شبکه های قدرت از جمله برای کاهش فلیکر مطرح شده است.اولین دستگاه هایی که با بهره گرفتن از عناصر الکترونیک قدرت جهت حذف فلیکر ساخته شدند SVCها بودند. [۱۳]

پس از آن و با پیشرفت عناصر الکترونیک قدرت با کموتاسیون اجباری،STATCOMدر شبکه های قدرت و DSTATCOMدر شبکه های توزیع به منظور کاهش فلیکر استفاده شد.[۱۷و۱۶و۱۵و۱۴]نیز روش کنترلی جدیدی برای UPQC جهت کاهش فلیکر و جلوگیری از انتشار آن در شبکه ارائه می‌کنند.مرجع[۱۸] یک روش کنترل جامع برای ژنراتورهای کوچک در شبکه های با تولید پراکنده جهت تنظیم و جبران فلیکر ولتاژ ارائه می‌کند.

۱-۵ جمع بندی:

در این فصل تاریخچه کیفیت توان و علت اهمیت این موضوع در شبکه های برق بررسی شد. سپس انواع پدیده‌های کیفیت توان، عوامل بوجودآورنده آن ها، مشکلاتی که در شبکه ایجاد می‌کنند و راهکارهای کلی جهت کاهش برخی از این پدیده‌های مزاحم معرفی شد.

آشنایی با ادوات FACTS

فصل دوم:

۲-۱:مقدمه

سیستم های انتقال AC انعطاف پذیر که به FACTS معروف می‌باشند مفهوم و ایده جدیدی است که برای تقویت کنترل پذیری و توسعه ظرفیت انتقال شبکه ها، به کارگیری و استفاده از کنترل کننده ها و ادوات الکترونیک قدرت را توصیه و تشویق می نمایند. در واقع سیستم های FACTS قادر هستند که پارامترها و مشخصه‌ های خطوط انتقال مانند امپدانس سری، امپدانس شنت، زاویه فاز که به ‌عنوان محدودیت اصلی بر سر راه افزایش ظرفیت شبکه عمل می نمایند، کنترل کنند. ایده اساسی که پشت مفهوم FACTS وجود دارد توانا نمودن سیستم انتقال از طریق فعال نمودن عناصر و اجزاء آن می‌باشد. در واقع FACTS دارای نقش اساسی در افزایش انعطاف پذیری انتقال توان و امنیت پایداری دینامیک سیستم های قدرت می‌باشد.

تحت مدیریت و هدایت مؤسسه‌ RPRI کاربرد FACTS در دست مطالعه می‌باشد و تعداد زیادی از کنترل کننده های FACTS هم اکنون ارزیابی و آزمایش شده اند در حالی که تعداد دیگری از نظر مفهومی بررسی و مطالعه گردیده ولیکن هنوز طراحی و ساخته نشده اند. کنترل کننده های FACTS که هم اکنون ساخته شده و به کار گرفته شده اند، که در این فصل به مهمترین نوع ادوات اشاره شده است.[۳]

۲-۲:معرفی ‌جبران‌ساز Var استاتیک SVC

SVC یکی از مهمترین عناصر FACTS است که سالهاست به دلیل مزیت فنی و اقتصادی در حل مسئله دینامیک ولتاژ مورداستفاده قرار می‌گیرد. دقت، دسترس‌پذیری و پاسخ سریع SVC در مقایسه با جبرانگرهای موازی کلاسیک آن ­را به وسیله‌ای بسیار کارآمد در کنترل ولتاژ حالت گذرا و حالت ماندگار تبدیل نموده است.شکل (۲-۱) ساختمان SVC و مشخصه V-I آن ­را نشان می‌دهد.

شکل (۲‑۳) :ساختمان SVC و مشخصه V-I آن

SVC به صورت موازی به شبکه وصل می‌شود و همان‌ طور که از شکل پیدا‌ است می‌تواند در دو مود راکتیو سلفی یا خازنی ظاهر شود. در جریان خازنی بزرگتر از Icmax، SVC به یک خازن تبدیل می‌شود و توان راکتیو آن به صورت تابعی از ولتاژ شبکه تغییر می‌کند. شیب نمودار V-I بین Icmax و Irmax معمولاً %۲ تا %۵ درنظرگرفته می‌شود.

۲-۲-۱:کاربردهای SVC

مهمترین کاربردهای SVC عبارتند از :

    • تثبیت ولتاژ در شبکه­ های ضعیف

    • کاهش تلفات انتقال

    • افزایش ظرفیت انتقال توان

    • افزایش میرایی اغتشاشات کوچک

    • بهبود پایداری ولتاژ

  • حذف نوسانات توان

۲-۲-۲:رایج­ترین انواع SVC

رایج­ترین انواع SVC با توجه به عناصر به­کاررفته در ساختمان آن­ها به شرح زیر است:

    • راکتور کنترل تریستوریTCR1

    • خازن سوییچ تریستوری TSC1

    • راکتور سوییچ تریستوری TSR1

  • خازن سوییچ مکانیکی MSC1

در شکل (۲-۲) موارد فوق و نحوه اتصال آن­ها به سیستم انتقال نشان داده شده است. با تنظیم زاویه آتش تریستورها، SVC در مود راکتیو سلفی یا خازنی ظاهر می‌شود.

معمولاً حوزه تغییرات ولتاژ سیستم توسط SVC %5 لحاظ می‌شود. اغلب سه محل برای نصب SVC پیشنهاد می‌شود:

    • در مجاورت بارهای عمده و بزرگ (نواحی وسیع شهری)

    • نزدیک به بارهای حساس به ولتاژ

  • در مجاورت بارهای صنعتی

در واقع نصب SVC در سه محل مذبور بیشترین تاثیر را بر بارهای شبکه قدرت دارد. همان­طور که گفتیم اگر SVC به حد توان راکتیو خود نزدیک شود (مثلاً به Icmax )در شکل (۲-۱) به یک خازن ثابت تبدیل می‌شود و تولید توان راکتیو آن تابعی از ولتاژ شبکه می‌گردد. این پدیده از معایب SVC محسوب می‌شود.

شکل (۴-۲): انواع SVC

۲-۳:معرفی و شبیه سازی ‌جبران‌ساز استاتیک STATCOM

اساس عملکرد STATCOM مشابه کندانسور سنکرون است. از آنجا که در ساخت این وسیله از ادوات الکترونیک قدرت استفاده می‌شود به آن ‌جبران‌ساز استاتیک می‌گویند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:12:00 ق.ظ ]




بر این اساس با وجود نامشروع بودن تحریم‌ها در حقوق بین‌الملل، کشورها می‌توانند با توجه به شرایط انجام اقدامات متقابل در حقوق بین‌الملل در برابر کشور ناقض حقوق بین‌الملل، به تحریم متوسل شوند[۴۶] بدین ترتیب اقدامات و تصمیمات ایالات متحده آمریکا و برخی از دولت‌های پیشرفته صنعتی من جمله اعضای جامعه اقتصادی اروپا در جهت تحریم اقتصادی ایران به دنبال بحران دیپلمات‌های آمریکا در ایران و نیز تحریم اتحاد جماهیر شوروی به دنبال فعالیت نافرجام سازمان ملل متحد از لحاظ حقوقی قابل توجیه است و مغایر حقوق بین‌الملل نیست.[۴۷]

البته شرایط توسل کشورها به اقدامات متقابل که در حقوق بین‌الملل پذیرفته شده و در طرح مسئولیت بین‌المللی دولت‌ها مصوب کمیسیون حقوق بین‌الملل آمده است ‌در مورد تحریم‌ها نیز باید رعایت گردد. یکی از شرایط بسیار مهم که در ماده ۵۰ طرح به آن اشاره شده است رعایت قواعد آمره حقوق بین‌الملل است. به هیچ وجه دولتی نمی‌تواند برای جلوگیری از نقض حقوق بین‌الملل، قواعد آمره حقوق بین‌الملل را نقض کند. در این پیش نویس بر خلاف پیش نویس اول، کمیسیون حقوق بین‌الملل اقدام به فهرست کردن قواعد آمره نکرده است و لذا دست دولت‌ها را باز گذاشته است. این به نفع کشورهای کوچک می‌باشد که برخی از قواعدی را که احتمالاً هنوز تبدیل به قاعده آمره نشده‌اند، به عنوان قاعده آمره تلقی بکنند و جلوی نقض آن را در چهارچوب اقدامات متقابل بگیرند.[۴۸]

بر اساس همین ماده، دولت‌ها نمی‌توانند برای جلوگیری از نقض حقوق بین‌الملل، حقوق اولیه بشر و ترتیبات حقوق بشردوستانه را نقض کنند و این دو محدودیت، الهام گرفته از ماده ۶۰ کنوانسیون وین (۱۹۶۹) ‌در مورد حقوق معاهدات است که در آن جا هم گفته شده به هیچ وجه نمی‌توان این گونه ترتیبات را که در معاهدات آمده، به طور یک‌جانبه فسخ نمود. بدین ترتیب اگر تحریم اقتصادی صورت گرفته به گونه‌ای باشد که اصل حاکمیت کشورها بر منابع طبیعی که یک قاعده آمره می‌باشد را نقض نماید تحریم مذکور نامشروع خواهد بود. همچنین اعمال تحریم‌ها اگر به حق توسعه به عنوان یکی از حقوق اساسی بشر لطمه وارد کند، از دیدگاه حقوق بین‌الملل نامشروع خواهد بود. از سوی دیگر بر اساس ماده ۵۰، دولتی که می‌خواهد به اقدامات متقابل متوسل شود به هیچ وجه نمی‌تواند تعهدات مربوط به حل و فصل اختلافات را نادیده بگیرد؛ یعنی اگر بین دولت خاطی و دولتی که از نقض حقوق بین‌الملل متضرر شده ترتیباتی برای ارجاع اختلاف به روش‌های الزام‌آور حل و فصل اختلافات وجود داشته باشد، بایستی قبل از توسل به اقدام متقابل، اختلاف را ‌به این مراجع ارجاع دهد. ‌بنابرین‏ چون ما با دولت ایالات متحده آمریکا قرارداد الجزایر را منعقد کرده‌ایم و تعهد کرده‌ایم که اختلافاتی را که با هم داریم، البته با تفسیر موسع قرارداد و بیانیه الجزایر به دیوان داوری ایران و آمریکا ارجاع دهیم، ‌بنابرین‏ ایالات متحده باید قبل از توسل به اقدامات متقابل از جمله تحریم‌های اقتصادی، ادعای خود را در خصوص نقض حقوق بین‌الملل توسط ایران ‌به این دیوان ارجاع دهد. در این راستا، پس از اتخاذ ترتیبات در چهارچوب قانون داماتو _ کندی توسط ایالات متحده، دولت ایران دعوایی را در دیوان داوری ایران و آمریکا به ثبت رساند که با عنوان «دعوای الف _ سی معروف است.[۴۹] پس با در نظر گرفتن طرح مسئولیت دولت‌ها که به تصویب کمیسیون حقوق بین‌الملل رسیده، تحریم‌های ایالات متحده، مبنا و پایه حقوقی ندارد، البته به شرطی که طرح مسئولیت را به عنوان رأی و قاعده مسلم حقوق بین‌الملل تلقی کنیم.

از دیگر شرایطی که در ماده ۵۱ طرح مسئولیت دولت‌ها مطرح می‌شود، اصل تناسب می‌باشد. یعنی اقدامات متقابل باید به گونه‌ای اتخاذ شود که برای دولت خاطی تأثیرات بسیار زیان آوری به دنبال نداشته باشد. لذا تحریم‌های اعمال شده نباید به گونه‌ای باشد که به استقلال سیاسی و حاکمیت دولت خاطی ضرر و زیان وارد کند. نکته مهم این که بسیاری موارد طرح مسئولیت دولت‌ها، از جمله مسائل مربوط به اقدامات متقابل مبتنی بر عملکرد دولت‌ها و مبتنی بر عرف بین‌المللی است و می‌تواند مورد استناد قرار گیرد.

‌بنابرین‏ با توجه ‌به این نکته که در منشور ملل متحد تنها توسل به زور نظامی ممنوع شده است و به عنوان قاعده آمره مطرح می‌باشد و با توجه به پذیرش تأسیس اقدام متقابل در حقوق بین‌الملل، کشورهای زیان دیده از نقض مقررات حقوق بین‌الملل تحت شرایطی حق دارند به تحریم‌ها از جمله تحریم اقتصادی متوسل شوند و این سلاحی است که صرفاً در اختیار شورای امنیت سازمان ملل قرار ندارد.

۲ـ۲ـ۲ تحریم‌های جمعی توسط سازمان ملل متحد

با توجه به تجربیات قدرت‌های متحد در جنگ جهانی اول، یک سیستم تحریم اقتصادی جمعی به عنوان مجازات جامعه بین‌المللی علیه کشور خاطی در مواد ۱۶ و ۱۷ میثاق جامعه ملل درج گردید. ماده ۱۶ اعضا را ملزم می‌کرد روابط تجاری و مالی خود را با هر عضوی که بر خلاف تعهداتش در چهارچوب میثاق متوسل به جنگ شود قطع کنند. نظام تحریم در میثاق، نظام منسجم و متمرکزی نبود. این نظام حتی عملاً نیز اجرا نشد. به عنوان نمونه در سال ۱۹۳۵، متعاقب حمله ایتالیا به اتیوپی، برخی از اعضا جامعه درخواست تحریم ایتالیا را نمودند که به دلایلی از جمله مخالفت فرانسه این درخواست عملی نشد. هنگام تأسیس سازمان ملل، نویسندگان منشور ملل متحد در صدد ایجاد نظام قوی تر برآمدند مهمترین اقدام آن ها در تحقق این هدف، تمرکز قدرت تصمیم گیری در شورای امنیت بود. بحث تحریم در فصل هفتم منشور آورده شده است. بر اساس این فصل تشخیص وقوع تهدید یا نقض صلح و یا تجاوز بر عهده شورای امنیت گذاشته شده است که در کنار این مسأله، یک سلسله اختیارات، برای تصمیماتی که شورا راجع به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی اتخاذ می‌کند در اختیار آن قرار داده است. در دسته اول، اقداماتی قرار می‌گیرند که شامل استفاده از زور نمی‌باشد. ماده ۴۱ منشور، این اقدامات را «شامل متوقف ساختن تمام یا قسمتی از روابط اقتصادی و ارتباطات راه آهن، دریایی، هوایی، پستی، تلگرافی، رادیویی و سایر وسایل ارتباطی و قطع روابط سیاسی» برشمرده است. برقراری تحریم از جمله اقدامات غیرنظامی پیش‌بینی شده در ماده ۴۱ منشور است که شورای امنیت می‌تواند پس از شناسایی نقض صلح و یا وقوع عمل تجاوز علیه دولتی اعمال کند. در دوره جنگ سرد، شورای امنیت فقط در دو مورد علیه دولت معینی تحریم اعمال ‌کرده‌است. ‌یک‌بار در سال ۱۹۹۶، علیه رودزیای جنوبی تحریم لازم الاجرا ولی محدود اعمال کرد. و متعاقباٌ در سال ۱۹۶۸، تحریم اعمال شده علیه این کشور را به کلیه صادرات و واردات از آن کشور تسری داده و کمیته‌ای تأسیس کرد که گزارش‌های مربوط به اجرای تحریم علیه رودزیای جنوبی را مورد بررسی قرار دهد.[۵۰]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:12:00 ق.ظ ]




در سال های اخیر ایده های هندسی به دلیل کاربردهای جدید آن در ریاضیات و علوم دیگر، مورد توجه بسیاری از آموزشگران بوده است. با تعاریف و تعابیر جدیدی که از هندسه به عمل آمده است، هندسه در برگیرنده ی پدیده‌های بصری متفاوتی می شود (ریحانی، ۱۳۸۶، ص ۲۰۵). داشتن دانش هندسه به دلیل استفاده از آن در حل مسائل ریاضی و مسائل روزمره زندگی ضروری به نظر می‌رسد. مضافاً اینکه از هندسه در دیگر موضوعات همانند علوم و هنر نیز استفاده می شود. انجمن ملی معلمان ریاضی[۱] روی اهمیت هندسه در ریاضیات مدرسه ای تأکید دارد و اذعان دارد که آموزش هندسه فرصتی برای رشد مهارت های استدلالی و منطقی دانش آموزان است (نقل از لیاقتدار و همکاران، ۱۳۹۰، ص ۷۶).

شرارد[۲] (۱۹۸۱، ص ۱۹) نیز هندسه را به دلیل اهمیتی که برای هر فرد دارد، یک مهارت اساسی در ریاضیات می‌داند. او در این زمینه می‌گوید: هندسه موجب رویایی با زندگی واقعی می شود، به رشد ادراک فضایی کمک می‌کند و یادگیری آن دانش آموزان را برای یادگیری دروس ریاضی و علوم در دوره های بالاتر و اشتغال در مشاغلی که به ریاضی نیاز دارند آماده می‌کند. همچنین یادگیری مهارت های تفکر و توانایی حل مسأله به وسیله هندسه تسهیل می شود، مطالعه هندسه حتی می‌تواند فرهنگ و ارزش‌های زیباشناختی را توسعه دهد.

تدریس هندسه در مدارس اکثر کشورها به تشخیص، بررسی و تحقیق، نامگذاری، توصیف، دسته بندی، اندازه گیری، روابط میان شکل ها در فضای دو بعدی یا سه بعدی، استدلال کردن، به کارگیری هندسه مختصاتی و تبدیل های هندسی و به کارگیری ایده ها و روابط هندسی در ریاضیات تأکید می‌کند (ریحانی و همکاران، ۱۳۸۹، ص ۱۵۳). این موضوعات در سطوح بالای حیطه های یادگیری قرار می گیرند از این رو آموزش هندسه با روش های معمول نتایج چندان خوشایندی به دنبال ندارد. لذا آموزش صحیح هندسه به شیوه هایی از آموزش نیازمند است که مبتنی بر فعالیت های عملکردی فراگیران، به کارگیری مهارت های سطح بالای تفکر و علاقه ی آنان باشد.

از جمله ی روش‌های مناسب برای آموزش هندسه می توان به بهره گیری از هنر در فرایند آموزش هندسه اشاره داشت. در مقطع ابتدایی، دانش آموزان اغلب مهارت های اساسی کافی که به آن‌ ها در فهم هندسه در سال‌های بعد کمک می‌کند، به دست نمی آورند. از این رو، بسیاری از فعالیت های هنری شرایط لازم برای تمرین دست ورزی تجاربی که دانش آموزان نیاز دارند را فراهم می نمایند (بولریس[۳]، ۱۹۹۱، ص ۱). در آموزش با کمک هنر، ارتباط بین آموزش و تخیل ایجاد می‌شود و یادگیری به بازی و بازی به یادگیری تبدیل می‌شود (هسکت[۴]، ۲۰۰۷، ص ۱).

یکی از روش‌های هنری جذاب برای آموزش هندسه، روش تا کردن کاغذ یا به اصطلاح اوریگامی[۵] است. اوریگامی یک هنر سنتی ژاپنی از تا کردن کاغذ است. به طور معمول، هنرمندان اوریگامی از یک تکه کاغذ مربع شکل دو رنگ استفاده می‌کنند و پس از یک سری تا زدن های با دقت، اشکالی نظیر پرندگان، گل، حیوانات و سایر اشکال آشنا درست می‌کنند. اوریگامی سرگرمی بسیار محبوبی در میان کودکان ژاپنی و امروزه محبوبیت آن به دیگر کشورها در سراسر جهان نیز سرایت ‌کرده‌است. اگر چه بسیاری از مردم از آن به عنوان سرگرمی برای کودکان یاد می‌کنند اما امروزه در درکی در حال رشد این هنر با ریاضی و هندسه و آموزش آن پیوند خورده است (سونگ[۶]، ۲۰۱۱، ص ۱). از جمله ی روش‌های هنری دیگر که می توان آن را مبتنی بر فناوری اطلاعات دانست و مد نظر پژوهش حاضر می‌باشد استفاده از انیمیشن و هنرهای انیمیشنی در تدریس هندسه است. همچنین شیوه های آموزشی هنری دیگر نظیر فراکتال[۷]، موزاییک کاری[۸] و کتاب سازی[۹] را می توان نام برد که در پژوهش حاضر به آن‌ ها پرداخته می شود.

بیان مسئله:

درس ریاضی به عنوان مهم ترین درس در یک پایه ی تحصیلی شناخته می شود. معمولاً دانش آموزان در ایران و بیشتر کشورها، به وسیله نمره ریاضی ارزیابی می‌شوند. این در حالی است که شیوه کنونی آموزش ریاضی در ایران، دانش آموزان را به حفظ مطالب درسی وادار می‌کند. این روش توانایی تفکر منطقی، خلاقیت و حل مسأله را در آنان پرورش نمی دهد. فقط دانش آموزان را به بازگو کردن اطلاعات ریاضی وادار می‌کند. با وجود مشخص شدن هدف های کلی آموزش ریاضی، روش های تدریس به کار گرفته شده توسط معلمان چندان موفقیتی در نیل ‌به این اهداف ایجاد نمی کند (گلزاری، ۱۳۸۳، ص ۳).

درس ریاضی با وجود اهمیت آن به عنوان پایه ی یادگیری دروس دیگر، همواره به عنوان درسی مشکل و هراس انگیز در میان دانش آموزان مطرح بوده و فرایند یاددهی-یادگیری آن با مشکلاتی رو به روست. تا آنجا که گاهی دانش آموزان به جای یادگیری معنادار، به حفظ و به خاطر سپاری آن اکتفا کرده و تنها به کسب نمره ای در حد عبور از یک مرحله ی تحصیلی راضی می‌شوند (بهین آیین و غلامی، ۱۳۸۸، ص ۴۲). از جمله ی مشکل ترین بخش های درس ریاضی برای فراگیران مباحث هندسی آن است. آموزش هندسه به دلیل در بر داشتن مسائل جالب و سرشار بودن از معادلات شگفت انگیزی که هر کدام رویکردهای جدیدی را فراروی انسان قرار می‌دهند، یکی از حوزه های مهم و جالب برای تدریس بسیاری از معلمان است (بنی[۱۰]، ۲۰۰۹).

طبق تحقیقات انجام شده در ایران آموزش ریاضی بالاخص بخش هندسه در آموزش ابتدایی با کیفیت پایین مواجه است و دانش آموزان صرفاً فرمول های هندسه را، بدون آگاهی از کاربرد آن‌ ها و عدم درک واقعی از مفاهیم هندسی، حفظ می‌کنند و لذا نسبت به هندسه علاقه کمتری نشان می‌دهند (رفیع پور، ۱۳۸۶، ص ۳۳). مشکلات آموزش هندسه در ایران در صد سال اخیر را عدم ارتباط هندسه با دنیای واقعی و عدم ارتباط هندسه با دروس دیگر و عدم اعتماد به نفس قشر عظیمی از دانش آموزان در آموختن هندسه ذکر شده است (ظهوری زنگنه و گویا، ۱۳۷۴، ص ۳۲).

از آنجا که هدف اصلی از ارائه و آموزش هندسه در مدارس فقط ارائه و دریافت دانش نظری دانش آموزان از هندسه و نقشه کشی نیست، بلکه به منظور افزایش درک فضایی دانش آموزان که یکی از هوش های هفت گانه و از جمله ی ضروری ترین و حیاتی ترین هوش ها در آموزش های مهندسی است، توجه ویژه ‌به این موضوع در خور اهمیت است (گارسیا[۱۱] و همکاران، ۲۰۰۷، ص ۶۱۵). هندسه مدرسه ای از یک سو، مهارت دقت در مشاهده و منطقی بودن در استدلال و اثبات را در دانش آموز تقویت می‌کند و از سوی دیگر، درسی چالش برانگیز، غیر الگوریتمی و مشکل در یادگیری محسوب می شود (ریحانی و همکاران، ۱۳۸۸، ص ۱۷۹). اما در دهه های گذشته نارضایتی از برنامه درسی هندسه و افت عملکرد تحصیلی فراگیران در هندسه موضوع پژوهش های زیادی بوده است (بورگر و سافنسی[۱۲] ۱۹۸۶، کراولی[۱۳] ۱۹۸۷، فویز[۱۴] و همکاران ۱۹۸۸، گوترز[۱۵] ۱۹۹۱، هالت[۱۶] ۲۰۰۷). در واقع ناهمسطح بودن سطح تفکر هندسی دانش آموزان با مواد آموزشی عرضه شده و طرز بیان از سوی معلمان، فراگیران درس هندسه را با مسائل متعددی مواجه ‌کرده‌است (فن هیلی، ۱۹۸۶).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:12:00 ق.ظ ]




جدول شماره۴ـ۱۱ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد برنامه ریزی بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه مدیران مافوق ۱۱۶

جدول شماره ۴ـ۱۲ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد برنامه ریزی بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه مدیران (خود ارزیابی) ۱۱۸

جدول شماره ۴ـ۱۳ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد برنامه ریزی بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه همکاران ۱۲۰

جدول شماره ۴ـ۱۴ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد برنامه ریزی بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه زیردستان ۱۲۲

جدول شماره ۴ـ۱۵ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد برنامه ریزی بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه مدیران مافوق، مدیران (خود ارزیابی)، همکاران و زیردستان ۱۲۴

جدول شماره۴ـ۱۶ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد تصمیم گیری بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه مدیران مافوق ۱۲۶

جدول شماره۴ـ۱۷ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد تصمیم گیری بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه مدیران (خود ارزیابی) ۱۲۸

جدول شماره ۴ـ۱۸ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد تصمیم گیری بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه همکاران ۱۲۹

جدول شماره ۴ـ۱۹ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد تصمیم گیری بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه زیردستان ۱۳۱

جدول شماره ۴ـ۲۰ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد تصمیم گیری بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه مدیران مافوق، مدیران (خود ارزیابی)، همکاران و زیردستان ۱۳۳

جدول شماره۴ـ۲۱ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد سازماندهی بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه مدیران مافوق ۱۳۶

جدول شماره ۴ـ۲۲ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد سازماندهی بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه مدیران (خود ارزیابی) ۱۳۷

جدول شماره۴ـ۲۳ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد سازماندهی بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه همکاران ۱۳۹

جدول شماره۴ـ۲۴ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد سازماندهی بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه زیردستان ۱۴۲

جدول شماره ۴ـ۲۵ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد سازماندهی بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه مدیران مافوق، مدیران (خود ارزیابی)، همکاران و زیردستان ۱۴۳

جدول شماره۴ـ۲۶ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد نظارت و کنترل بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه مدیران مافوق ۱۴۶

جدول شماره ۴ـ۲۷ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد نظارت و کنترل بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه مدیران (خود ارزیابی) ۱۴۸

جدول شماره ۴ـ۲۸ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد نظارت و کنترل بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه همکاران ۱۴۹

جدول شماره ۴ـ۲۹ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد نظارت و کنترل بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه زیردستان ۱۵۱

جدول شماره۴ـ۳۰ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد نظارت و کنترل بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه مدیران مافوق، مدیران (خود ارزیابی)، همکاران و زیردستان ۱۵۳

جدول شماره۴ـ۳۱ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد رهبری بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه مدیران مافوق ۱۵۵

جدول شماره ۴ـ۳۲ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد رهبری بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه مدیران (خود ارزیابی) ۱۵۷

جدول شماره۴ـ۳۳ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد رهبری بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه همکاران ۱۵۹

جدول شماره۴ـ۳۴ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد رهبری بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه زیردستان ۱۶۰

جدول شماره ۴ـ۳۵: شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای مربوط به بررسی عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز در بعد رهبری بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ درجه از دیدگاه مدیران مافوق، مدیران (خود ارزیابی)، همکاران و زیردستان ۱۶۲

جدول شماره۴ـ۳۶ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون فریدمن مربوط به رتبه بندی نقاط قوت و ضعف عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ از دیدگاه مدیران مافوق ۱۶۵

جدول شماره۴ـ۳۷ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون فریدمن مربوط به رتبه بندی نقاط قوت و ضعف عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ از دیدگاه مدیران (خود ارزیابی) ۱۶۶

جدول شماره ۴ـ۳۸ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون فریدمن مربوط به رتبه بندی نقاط قوت و ضعف عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ از دیدگاه همکاران ۱۶۷

جدول شماره۴ـ۳۹ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون فریدمن مربوط به رتبه بندی نقاط قوت و ضعف عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ از دیدگاه زیردستان ۱۶۸

جدول شماره ۴ـ۴۰ : شاخص‌های توصیفی و نتایج آزمون فریدمن مربوط به رتبه بندی نقاط قوت و ضعف عملکرد مدیران متوسطه شهرستان شیراز بر اساس ارزشیابی ۳۶۰ از دیدگاه مدیر مدیران مافوق، مدیران (خود ارزیابی)، همکاران و زیردستان ۱۷۰

جدول ۲-۱ دسته بندی الگوهای عمده ارزشیابی آموزشی(خنیفر، ۱۳۸۱) ۲۳

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:12:00 ق.ظ ]




    1. تعیین میزان تعهد سازمانی دبیران دوره متوسطه دوم نواحی چهارگانه شهر شیراز.

    1. تعیین میزان اثربخشی آموزشی دبیران دوره متوسطه دوم نواحی چهارگانه شهر شیراز.

    1. بررسی رابطه بین ابعاد کیفیت عملکرد نظارتی سرگروه های آموزشی، تعهد سازمانی و اثربخشی آموزشی دبیران.

  1. تعیین توان کیفیت عملکرد نظارتی سرگروه های آموزشی در پیش ­بینی­ تعهد سازمانی و اثربخشی آموزشی دبیران.

۱-۵- پرسش­های پژوهش

    1. کیفیت عملکرد نظارتی سرگروه های آموزشی دوره متوسطه دوم نواحی چهارگانه شهر شیراز به چه میزان است؟

    1. تعهد سازمانی دبیران دوره متوسطه دوم نواحی چهارگانه شهر شیراز به چه میزان است؟

    1. اثربخشی آموزشی دبیران دوره متوسطه دوم نواحی چهارگانه شهر شیراز به چه میزان است؟

    1. آیا رابطه معنا­داری بین ابعاد کیفیت عملکرد نظارتی سرگروه های آموزشی، تعهد سازمانی و اثربخشی آموزشی دبیران وجود دارد؟

  1. آیا کیفیت عملکرد نظارتی سرگروه های آموزشی پیش ­بینی­کننده معنادار تعهد سازمانی و اثربخشی آموزشی دبیران ‌می‌باشد؟

۱-۶- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

۱-۶-۱- تعاریف مفهومی

۱-۶-۱-۱- کیفیت عملکرد نظارتی سرگروه های آموزشی

هیسمان اوغلو و هیسمان اوغلو[۱۱](۲۰۱۰) نظارت و راهنمایی آموزشی را به عنوان فرآیندی پویا که منجر به مطالعه و اصلاح تمامی عوامل مؤثر بر وضعیت آموزش و پرورش می شود، تعریف می‌کنند. از نظر اولیوا و پاولز[۱۲](۱۱:۲۰۰۴) نظارت، وسیله ای برای ارائه کمک به معلّمان در یک محیط علمی، مشارکتی و حرفه ای، کمک های تخصصی برای بهبود آموزش و در نتیجه پیشرفت دانش آموزان است. از نظر آن ها نظارت آموزشی خدمت به معلّمان به شکل گروهی و انفرادی و کمک به آن ها جهت بهبود آموزش می‌باشد. کیفیت عملکرد نظارتی سرگروه های آموزشی، سنجش چگونگی اجرای وظایف نظارت و راهنمایی سرگروه های آموزشی می‌باشد.

مارکس و استوپس[۱۳](۱۹۷۱) هر گونه فعالیت را که عمدتاًً برای اصلاح آموزش در کلاس درس صورت گیرد در حوزه نظارت و راهنمایی آموزشی تلقی می‌کنند. رابینسون[۱۴](۱۹۳۶) در تحلیل مفهوم نظارت و راهنمایی آموزشی آن را چنین تعریف می‌کند: نظارت و راهنمایی فرایندی آموزشی است که در آن کسی که دارای علم و مهارت بیشتری است مسئولیت آموزش فرد دیگری را که کمتر واجد این عناصر است بر عهده می‌گیرد، هاریس عقیده دارد: نظارت آموزشی کارکنان مدرسه بر افراد و حتی اشیاء، به منظور اداره و کنترل مدرسه یا تغییر برنامه های آموزشی صورت می‌گیرد و به طور مستقیم در نیل به هدف‌های اسامی آموزشی مدرسه تأثیر دارد( به نقل از نیکنامی، ۱۳۸۷).

اکسون و گال[۱۵](۱۳۸۲) در تعریف نظارت و راهنمایی چنین بیان می دارند: نظارت همکاری با افراد است، به جای مستقیم بودن، تعاملی است، به جای اقتدار منشانه، مردم سالارانه است، به جای ناظر محوری، معلم محور[۱۶] است(وایلز و باندی[۱۷]، ۱۳۸۲ص ۳۲).

با توجه به تعاریف ارائه شده، می‌توان گفت که نظارت و راهنمایی آموزشی شامل مجموعه اقداماتی حرفه‌ای و تخصصی است که مدیریت، معلمان و کارکنان مدرسه به گونه‌ای طرح‌ریزی شده در تعامل با همدیگر انجام می‌دهند تا موجب بهبود کیفیت و اثربخشی فرایند یاددهی و یادگیری و در نهایت بهسازی و ارتقای سطح عملکرد و اثربخشی مدرسه شود.

۱-۶-۱-۲- تعهد سازمانی[۱۸]

می یر و آلن[۱۹](۱۹۹۱) تعهد سازمانی را یک حالت روانی می دانند که بیانگر نوعی تمایل، نیاز و الزام جهت ادامه اشتغال در یک سازمان می‌باشد. تمایل یعنی علاقه و خواست قلبی برای ادامه خدمت در سازمان(تعهد عاطفی) نیاز یعنی فرد به خاطر سرمایه گذاری هایی که در سازمان کرده ناچار به ادامه خدمت در آن است (تعهد مستمر) و الزام عبارت از دین، مسئولیت و تکلیفی است که فرد در برابر سازمان دارد و خود را ملزم به ماندن در آن می بیند(تعهد هنجاری).

تعهد سازمانی نوعی وابستگی عاطفی به سازمان است به گونه ای که کارکنان به شدت متعهد، هویت خود را از سازمان می گیرند، در سازمان مشارکت دارند و از عضویت در سازمان لذت می‌برند. پورتر و همکاران[۲۰](۱۹۷۴) تعهد سازمانی را پذیرش ارزش های سازمان و درگیر شدن در سازمان تعریف کرده‌اند. اورایلی و چاتمن[۲۱](۱۹۸۶) تعهد سازمانی را به منبع حمایت و پیوستگی عاطفی با اهداف و ارزش های یک سازمان ، به خاطر خود سازمان و دوری از ارزش های ابزاری آن(وسیله برای دستیابی به اهداف دیگر) تعریف کرده‌اند.

مودی، پورتر و استیرز[۲۲](۱۹۸۲) تعهد سازمانی را درجه نسبی تعیین هویت فرد با سازمان، مشارکت و درگیری در یک سازمان خاص تعریف کرده‌اند. شاخص های مورد استفاده برای سنجش این متغیر شامل ارزیابی انگیزش، تمایل یه باقی ماندن در سازمان وتعیین هویت فرد با سازمان است .

بر اساس تعاریف فوق می توان اذعان داشت که تعهد سازمانی از عواملی است که در افزایش عملکرد سازمانی و اثربخشی سازمانی تأثیر بسزایی دارد. به عبارت دیگر، تعهد سازمانى یک نگرش درباره وفادارى کارکنان به سازمان و یک فرایند مستمر است که به واسطه مشارکت افراد در تصمیمات سازمانى، توجه افراد به سازمان و موفقیت و رفاه سازمان را مى رساند. بدیهى است تعهد سازمانى کارکنان زمانى ارزشمند خواهد گردید که بر روى عملکرد سازمان تاثیر مثبت داشته باشد و موجب ارتقاء بهره ورى سازمان گردد.

۱-۶-۱-۲-۱- تعهد عاطفی[۲۳]

آلن و می یر تعهد عاطفی را به عنوان وابستگی عاطفی فرد به سازمان و تعیین هویت شدن از طریق آن می دانند. اگر تعهد سازمانی را از این طریق تعریف کنیم، تعهد عاطفی شامل سه جنبه می شود:

    • صورتی از وابستگی عاطفی به سازمان

    • تمایل فرد برای تعیین هویت شدن از طریق سازمان

  • و میل به ادامه فعالیت در سازمان

آلن و می یر معتقدند که یک فرد زمانی در خود وابستگی عاطفی نسبت به سازمان احساس خواهد کرد که اهداف سازمانی را اهداف خود بداند و متقاعد شود که سازمان را در راه رسیدن به اهدافش یاری کند.

همچنین آن ها شرح می‌دهند که تعیین هویت شدن فرد از طریق سازمان زمانی رخ می‌دهد که ارزش های فردی افراد با ارزش های سازمانی سازگار بوده و فرد قادر باشد که ارزش های سازمانی را در خود درونی سازد. بدون شک در این تعیین هویت شدن از طریق سازمان یک رابطه روان شناسانه وجود دارد و فرد به خاطر تعیین هویت شدن از طریق سازمان در خود یک نوع احساس غرور می‌کند(آلن و می یر،۱۹۹۰).

معمولی ترین شیوه برخورد با تعهدات سازمانی شیوه ای است که تعهد به عنوان وابستگی عاطفی و روانی به سازمان در نظر گرفته شود و بر اساس آن فردی که شدیداًً متعهد است خود را با سازمان تعیین هویت و در سازمان مشارکت می‌کند و در آن درگیر می شود و از عضویت در سازمان لذت می‌برد(اسماعیلی،۲۰۰۱).

۱-۶-۱-۲-۲- تعهد مستمر[۲۴]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:12:00 ق.ظ ]




از آنجا که رشد کودک، عمیقا در بستر خانواده صورت می پذیرد، اکثر نظریه های رشد کودک، به اهمیت رفتار والدین با کودکان، به عنوان یک اصل بنیادین در رشد آن ها، توجه کرده ­اند. رفتار والدین با کودکان، غالبا مطابق الگوی فرهنگی خاصی که در آن جامعه قرار دارد انجام می‌گیرد ‌و عواملی متعددی در محیط خانوادگی، می‌تواند در رشد کودک، تاثیر بسزایی داشته باشد که اهم آن عبارتند از:

۱). شیوه های تربیتی یا روش­های فرزندپروری ۲). وضع اقتصادی خانواده ۳). تعداد افراد خانواده ۴). وضع روان شناختی والدین ۵). تحصیلات والدین ۶). پذیرش فرزند ۷). نگاه والدینی و سرانجام ۸). روابط برادران و خواهران. (کندال و مک دونالد، ۱۹۹۳).

مطالعات در این راستا نشان می‌دهد که نوع شیوه فرزند پروری والدین و چگونگی تعامل آن ها با کودکان به خصوص در سنین پیش از دبستان می‌تواند در بروز آشفتگی های روحی و روانی همچون اضطراب، تاثیر بسزایی داشته باشد. همان گونه که اشاره شد، بافت خانوادگی رشد کودک،در سازگاری روان شناختی او حائز اهمیت است. در حقیقت خانواده کودک، کلیدی ترین بافت اجتماعی را در اولین سا لهای رشد او تشکیل می‌دهد و همواره مشاهده می شود که کودکان در بعد مسائل روحی و روانی، در واکنش به برخی عوامل فشار زا همچون رفتار نادرست والدین و در فرایند شکل گیری اختلالات با بزرگسالان، تفاوت‌های زیادی دارند. از این نظر مشکلات کودکان به مطالعه خاصی برای درک رفتار با آنان احتیاج دارد. پژوهشگران برآورد کرده‌اند که ۱۵ تا ۲۲ درصد کودکان و نوجوانان در ایالات متحده، دارای مشکلات روحی هستند که به درمان نیاز دارد (کاستلو، برنز، آنگوار و لیف، ۱۹۹۳).

کمتر از ۲۰ درصد مشکلات آنان مورد درمان قرار می‌گیرد (توما، ۱۹۸۹). بسیاری از کودکان پیش دبستانی، با اختلالات روان شناختی خود، به بزرگسالی می‌رسند و در برخی اختلالات، سن شروع بسیار زودرس است و در مواردی در قبل ازهفت سالگی، نشانه های اختلالات ظهور می کند.

در بیشتر نظریه ­هایی که ‌در مورد شکل گیری اختلالات روانی مطرح شده اند، به سال های اولیه زندگی، برای ایجاد سازگاری های بعدی و غلبه بر مشکلات، اهمیت زیادی داده شده است.مشکلات ویژه این سن، زمینه ساز ناسازگاری های آینده کودک می‌باشد. وقتی کودکان یاد می گیرند، پرخاشگر و مردم گریز باشند، درصد قابل توجهی از آنان این ویژگی ها را حفظ می‌کنند، به گونه ای که می توان از طریق میزان رفتارهای ضد اجتماعی کودکان، میزان رفتارهای ضد اجتماعی دوران بزرگسالی آنان را پیش‌بینی کرد.

    1. دیدگاه های مربوط به رشد اختلالات روانی در کودک

مطالعات در سایر کشورها نشان می­دهد که در بسیاری از مواقع، رفتارهای نادرست یک کودک، به خصوص در سنین پیش از دبستان، ناشی از رشد ناکافی شناختی وی بوده، که تحت تاثیر رفتار غلط و واکنش نادرست والدین در قبال آن رفتارها، صورت پیچیده تری، نیز به خود می‌گیرد و حتی می‌تواند زمینه ساز اختلالات روانی در کودک گردد. در بررسی اختلالات روانی مربوط ‌به این کودکان، الگوها و دیدگاه های مختلف روان شناختی وجود دارد که ما را در شناخت بهتر نشانه ها و علل بروز اختلالات روانی آن ها، یاری می‌دهند. به گونه ایی که در چارچوب همین الگوهای مختلف، روش های درمانی گوناگونی برای درمان مشکلات این کودکان مطرح شده است. این الگوها عبارتند از:

    1. الگوهای زیست شناختی

الگوهای زیست شناختی، بیانگر این هستند که نشانگان اختلالات روان شناختی در کودکان، از طریق عوامل زیستی به وجود می‌آیند. این الگوها، را در روان شناسی کودک، با نام های گوناگونی نظیرعلل عضوی، طبی، زیست پزشکی یا بیماری زا می خوانند. در الگوهای زیست شناختی، نقایص مغزی، عفونتها، عدم تعادل های زیست شیمیایی و استعدادهای ژنتیکی در بروز یک آشفتگی روحی و روانی همچون اضطراب در کودک مورد توجه قرار می گیرند و مغز، نقش حساس و مهمی را در الگوی زیست شناختی ایفاء می‌کند. دو روش عمده که گمان می رود مغز، در آن ها نابسامانی ایجاد کند، به ساختار مغز و انتقال دهنده های شیمیایی مغز مربوط می شود. مغز، با میلیاردها سلول خود، پیچیده ترین و ظریف ترین بخش بدن را تشکیل می‌دهد. ‌گروه‌های مختلف نورون ها در نواحی گوناگون مغز، هر یک وظایف ویژه ای دارند (کالات، ۱۹۹۵) و ناهماهنگی های زیست شناختی در این ساختارها می‌تواند به روش های متعددی رخ دهد. ممکن است کودکی،با مغز کوچک تر از اندازه معمول و ساختار غیرعادی به دنیا بیاید. آسیبی که هنگام تولد،به سر کودک وارد می شود، ضربه ای ناگهانی که در اثر زایمان سخت به سر کودک می‌خورد، ممکن است قسمتی از سر کودک را معیوب سازد یا موجب کاهش رشد بعدی آن شود. فرایندهای ظریفتر از قبیل ابتلای مادر، به سموم مختلف قبل از تولد کودک نیز می‌توانند رشد مغز را تغییر دهند یا کندتر کنند. ناهماهنگی های عضوی از هر منشأء که باشند، با اختلالات روان شناختی ارتباط دارند.الگوهای زیست شناختی، در آسیب شناسی روانی، نه تنها در بروز ناهنجاری در بافت نورون ها، بلکه بر چگونگی ارتباط آن ها با قسمت های دیگر نیز تأکید دارند (رزنزویک، لیمان و بردلاو،۱۹۹۶).

    1. ژنتیک

گذشته از آن، تأثیر عوامل ژنتیکی بر بروز اختلالات روانی در کودکان نیز، سابقه تاریخی دارد. امروزه نیز به نظر برخی از پژوهشگران بسیاری از خصوصیات و برخی از اختلالات خاص می‌توانند از راه ژن ها، یعنی به طور ژنتیکی، منتقل شوند (بوچارد، لایکن، مک گو، سگال و تله گن ۱۹۹۰ لامبروسو، پالز ولکمن، ۱۹۹۴).

کروموزوم ها، حامل قوانین رمز برای بروز بالقوه ویژگی های کودک به صورت واحدهایی به نام “ژن ها” می‌باشند. هر سلول کودک معمولاً دارای بیست و سه جفت کروموزوم است و ژن ها، خصوصیات بی شماری را در کودکان تعیین می‌کنند. برخی پژوهش ها، نشان داده‌اند که دوقلوهای یکسانی که از یک ساختار ژنتیکی برخوردارند، به احتمال قوی دچار نوعی اختلال می‌شوند، در حالی که دوقلوهای ناهمسان، در خصوصیات ژنی حدود پنجاه درصد اشتراک دارند و این درست مانند خواهر و برادران دیگر آن ها است. مطالعات نشان داده‌اند نود تا صد درصد ژن­های دوقلوهای همسان یک تخمکی مشترک اند. به همین دلیل، اگر یکی از آنان به برخی از اختلالات ژنتیکی مبتلاء شوند، دیگری نیز مبتلا خواهد شد (گاتسمن، مک گافین و فارمر، ۱۹۸۷). مطالعات نلسون و بلوم (۱۹۹۷) نشان می‌دهد که البته تمام اختلالات کودکان، چنین ویژگی­های ژنتیکی ندارند، ژن ها، حاکم مطلق بر رفتار و آشفتگی های روحی و روانی کودک همچون اضطراب درکودک نیستند و تحت تأثیر عوامل دیگر که اغلب عوامل محیطی اند نیز قرار می گیرند.

    1. الگوی روان پویشی
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:12:00 ق.ظ ]




کلیات طرح

۱-۱٫ مقدمه

اولین مبدعان تئوری مباشرت یا نمایندگی (اسپنس و زکائوسر[۱]، ۱۹۷۱)، تلاش های وافری در معرفی الگوی اساسی نظریه نمایندگی به عموم به ویژه محافل حرفه ای ‌داشته‌اند. نظریه مباشرت یا نمایندگی با این فرض آغاز می‌شود که مردم در راستای منافع شخصی خود فعالیت می‌کنند و در برگیرنده این موضوع است که تحت شرایط عادی، اهداف، منافع ‌و خطرات دو طرف (مالک و نماینده) یکسان نیست. این نظریه بیان می‌کندوقتی که مدیر،صددرصد سهام شرکت را درتملک ندارد، تضادی پنهان بین سهام داران و مدیر، اجتناب ناپذیر است. این امر موجب مشکلات نمایندگی متعددی می‌گرددهمانند: تضاد منافع بین سهامدار و مدیر، خطرات اخلاقی،عدم اطمینان وشراکت ریسک (نماز ی، ۱۳۸۴)، عدم تقارن اطلاعات یبین سهامدار و مدیر و اتخاذ تصمیمات نامطلوب (جنسن و مک‌لینگ[۲]، ۱۹۷۶). لیکن در صورت وجود نقص‌های بازار سرمایه، جانشینی کاملی بین منابع وجوه داخلی و خارجی وجود ندارد. به طور دقیق‌تر اختلاف موجود را می‌توان ناشی از مشکلات قراردادی، هزینه های نمایندگی و عدم تقارن اطلاعاتی موجود بین سرمایه‌گذاران درون سازمانی و بیرون سازمانی دانست. مطالعات انجام شده نشان می‌دهد تغییرات میزان جریان‌های نقدی در دسترس باعث ایجاد تغییرات (حساسیت) میزان سرمایه‌گذاری می‌شود؛ زیرا سرمایه‌گذاری جریان‌های نقدی به عنوان منبع ارزان قیمت تامین مالی بیش از سایر منابع مورد توجه مدیران قرار می‌گیرد. در واقع، به علت ارزان بودن تامین مالی از طریق منابع داخلی، حساسیت سرمایه‌گذاری نسبت به جریان‌های نقدی به وجود می‌آید که ممکن است منجر به بیش و کم سرمایه‌گذاری گردد (فازاری و همکاران[۳]، ۱۹۸۸؛ چان و همکاران[۴]، ۲۰۱۲).

یکی از راه حل‌های این مشکلات، استقرار شیوه های مناسب نظام راهبری شرکتی است. راهبری شرکتی مجموعه مکانیزم‌های کنترلی داخلی وخارجی شرکت است که تعیین نمی‌کند شرکت چگونه وتوسط چه کسانی اداره می‌شود. ازاین رو یکی ازمقولات مهم در راهبری شرکتی، آگاهی از ساختارمالکیت می‌باشد. در این میان آنچه بیشتر جلب توجه می‌کند حضور روز افزون سرمایه‌گذاران مختلف (مالکان مختلف) و درصد سهام متعلق به آنان در شرکت‌های سهامی عام و تاثیری است که برچگونگی حکمرانی وتولیت بر سازمان‌ها و همچنین عملکردآن‌ها می‌تواند داشته باشد (شلیفر و ویشنی[۵]، ۱۹۹۷). سوالی که در این رابطه مطرح است این است که ساختار حقوق مالکانه چه تاثیری می‌تواند بر حساسیت سرمایه‌گذاری- جریان نقدی داشته باشد؟ برخی از تحقیقات اخیر به بررسی این موضوع پرداخته‌اند (سیتهیپونپانچ[۶]، ۲۰۱۳؛ فرانسیس و همکاران[۷]، ۲۰۱۳). این تحقیق درصدد است به طور خاص تاثیر نوع و تمرکز حقوق مالکانه برحساسیت سرمایه‌گذاری- جریان نقدی، البته همراه با کنترل سایر متغیرهای شناخته شده مورد بررسی قرار دهد.

۱-۲٫ بیان مسئله تحقیق

ساختار مالکیت یکی از مکانیسم‌های داخلی راهبری شرکتی است. راهبری شرکتی یکی از مؤلفه‌‌های اساسی و مهم رشد می‌باشد. موضوع اصلی در مباحث ساختار مالکیت، “مسئله نمایندگی” می‌باشد چرا که تضاد منافع بین مدیران و سهام‌داران منجر به ایجاد هزینه های نمایندگی می‌شود. مالکیت پراکنده (غیرمتمرکز) ‌به این خاطر موجب بروز مسئله نمایندگی در شرکت‌ها می‌شود که توانایی و انگیزه های سهام‌داران برای کنترل کردن مدیریت ضعیف خواهد شد چرا که سهم آن‌ ها اندک است. علاوه بر این، سهام‌داران معمولا در شرکت‌های مختلفی سرمایه‌گذاری می‌کنند تا ریسک را از طریق تنوع بخشیدن کاهش دهند. آن‌ ها در واقع به امید سودهای آتی پرتفوی سهام‌شان سرمایه‌گذاری می‌کنند نه به امید آینده بهتر یک شرکت خاص. بعلاوه سهام‌داران پراکنده توانایی اینکه مدیریت را به طور اثر بخش کنترل کنند، ندارند چرا که اطلاعات کافی و تخصص لازم را به منظور اتخاذ تصمیمات صحیح دارا نیستند. در مقابل، مالکیت متمرکز به صورت قابل توجهی در سهام‌داران عمده ایجاد انگیزه می‌کند و به موازات افزایش سهم آن‌ ها در شرکت، انگیزه های آن‌ ها نیز برای بهبود عملیات شرکت و کنترل مدیریت، بیشتر می‌شود. منافع کاملا آشکاری از مالکیت متمرکز وجود دارد ولی بحث‌هایی در جهت خلاف آن نیز صادق است. اول اینکه سهام‌داران عمده به طور معمول ریسک گریز هستند. مالکیت پراکنده، قابلیت نقد شوندگی بهتر سهام را موجب می‌شود و ایجاد تنوع به منظور ریسک پذیری کمتر را برای سرمایه‌گذاران فراهم می‌کند. دوم اینکه وقتی کنترل بیش از حد توسط مالکیت متمرکز صورت می‌گیرد، ذینفعان داخلی (مدیران و کارکنان) را از سرمایه‌گذاری‌های پرهزینه دلسرد می‌کند. سوم اینکه مالکیت متمرکز ممکن است سبب بروز مشکل نمایندگی به نحوی دیگر شود و آن اینکه تعارض و اختلاف بین سهام‌داران عمده و سهام‌داران جزء پدید آید. سهام‌داران عمده انگیزه های لازم را به منظور استفاده از موقعیت کنترلی خود خواهند داشت تا منافع خاص خود را با هزینه سهام‌داران جزء به دست آورند. علاوه بر بحث تمرکز مالکیت، ماهیت مالکان نیز در ارتباط با مسئله نمایندگی می‌باشد. کنترل‌ها وقتی اثر بخشی بیشتری خواهد داشت که سهام‌داران کنترل کننده شرکت، دانش و تجربه کافی در زمینه‌های مالی و تخصصی مربوطه را داشته باشند که عموما شرکت‌های سرمایه‌گذاری و سرمایه‌گذاران نهادی، منابع و توانایی لازم را جهت کنترل مدیریت به طور صحیح دارا هستند (سیتهیپونپانچ، ۲۰۱۳).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:12:00 ق.ظ ]




۲) ابتدا تقسیم سود و سپس افزایش سرمایه اتفاق بیفتد، آن­گاه بازده ماهانه از فرمول ذیل محاسبه می­گردد:

= سود نقدی پرداختی.

= درصد افزایش سرمایه از محل مطالبات و آورده نقدی.

= درصد افزایش سرمایه از محل اندوخته و سود انباشته.

= مبلغ اسمی پرداخت شده توسط سرمایه­ گذار بابت افزایش سرمایه از محل آورده نقدی و مطالبات.

ب)افزایش سرمایه و تقسیم سود در یک ماه اتفاق نیفتد.

۱) در یک ماه فقط سود تقسیم شده باشد، آن­گاه بازده ماهانه از فرمول ذیل محاسبه می­گردد:

۲) در یک ماه فقط افزایش سرمایه اتفاق افتاده باشد، آن­گاه بازده ماهانه از فرمول ذیل محاسبه می­گردد:

۳-۴-۲-۲) حجم معاملات سهام: که برا ی اندازه گیری آن از لگاریتم طبیعی حجم معاملات بوررس اوراق بهادار تهران استفاده می شود.

۳-۴-۳)متغیرهای تعدیل­کننده:

متغیرهای تعدیل­کننده این پژوهش، مکانیزم­ های حاکمیت شرکتیاست که شامل مواردذیل است:

۳-۴-۳-۱)درصد اعضای غیرموظف هیئت مدیره (استقلال هیئت مدیره[۱۰۴]): این متغیر از طریق نسبت اعضای غیرموظف هیئت مدیره به کل اعضای هیئت مدیره در پایان دوره مالی محاسبه می­ شود.

۳-۴-۳-۲) دوگانگی وظیفه مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره[۱۰۵]: این متغیر یک متغیر مجازی است و در صورتی که مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره در طی دوره مالی، یکی نباشند، مقدار این متغیر برابر با ۱ فرض می­ شود و در غیر این صورت مقدار آن ۰ خواهد بود.

۳-۴-۳-۳)درصد مالکیت نهادی[۱۰۶]: مالکیت نهادی، دربرگیرنده تعداد سهام عادی شرکت است که دراختیارسرمایه­گذاران نهادی (سرمایه ­گذاران بزرگ نظیر بانک­ها، شرکت­های بیمه و شرکت­های سرمایه ­گذاری) قرار دارد. برای محاسبه درصد مالکیت نهادی در هر شرکت، تعداد سهام مالکیت نهادی بر کل تعداد سهام عادی شرکت، در پایان دوره مالی تقسیم خواهد شد.

۳-۴-۴) متغیرهای کنترلی:

از متغیرهای کنترلی ذیل به عنوان سایر عوامل مؤثر بر محافظه ­کاری استفاده می­گردد:

۳-۴-۴-۱)نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام[۱۰۷]:به منظور محاسبه این نسبت، ارزش بازار حقوق صاحبان سهام از حاصل ضرب تعداد سهام در قیمت بازار هر سهم در پایان دوره مالی استفاده و سپس بر ارزش دفتری کل حقوق صاحبان سهام تقسیم می­ شود.

۳-۴-۴-۲)اهرم مالی[۱۰۸]: برای محاسبه اهرم مالی از نسبت کل بدهی­ها به کل دارایی­ ها در پایان سال مالی استفاده می­گردد.

۳-۴-۴-۳) اندازه شرکت[۱۰۹]:جهت محاسبه اندازه شرکت از لگاریتم طبیعی کل دارایی­ ها در پایان سال مالی استفاده می­گردد.

۳-۴-۴-۴) نسبت سود تقسیمی: که نتیجه سود سهام مصوب پرداخت شده به سهام‌داران در پایان سال مالی به درستی مفهوم میزان تقسیم سود رانشان می‌دهد، که معیار اندازه گیری آن)نسبت سودتقسیمی به سود هر سهم) به شرح ذیل می‌باشد:

سود تقسیمی هر سهم

سود هرسهم

=

DPS

EPS

۳-۴-۴-۵) سود آوری: همان بازده داراییها می‌باشد که معیار اندازه گیری آن (نسبت سود خالص به کل دارایی‌های شرکت )به شرح زیر می‌باشد:

سود خالص

کل داراییها

۳-۵)قلمرو تحقیق:

قلمرو تحقیق به سه دسته زیر تقسیم ­بندی شده است:

۳-۵-۱) قلمرو موضوعی:

به بررسی تاثیر ساز و کارهای نظام راهبری شرکتی بر رابطه بین اعتماد بیش از حد مدیریتی و واکنش سرمایه گذاران می پردازد.

۳-۵-۲)قلمرو زمانی:

محدوده زمانی تحقیق،اطلاعات مالی مربوط به عملکرد مالی سالهای۱۳۸۴ تا ۱۳۹۱ ( دوره زمانی ۷ ساله) شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد.

۳-۵-۳)قلمرومکانی:

اطلاعات مورد نیاز این نوشتار مربوط به شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار است و به دلیل جامعیت و سهولت دسترسی به بورس اوراق بهادار قلمرو مکانی این تحقیق تهران می‌باشد.

۳-۶) جامعه آماری

­ جامعه آماری این پژوهش،کلیه ی شرکت های های پذیرفته‌ شده‌ در بورس اوراق بهادار تهران از سال ۱۳۸۴ الی ۱۳۹۲ است که در حال حاضر تعداد آن­ها ۴۳۰ شرکت است.

نمونه ی آماری از بین کلیه ی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران،شامل شرکت هایی است که دارای ویژگی های زیر باشند:

۱٫طی سال های۱۳۹۱-۱۳۸۴ در بورس فعالیت داشته و گزارش های مالی و سایراطلاعات مورد نیاز این پژوهش را در طی این سال ها به بورس ارائه نموده باشند.

۲٫پایان سال مالی آن ها ۲۹ اسفند هر سال باشد.

۳٫جزء شرکت‌های سرمایه گذاری نباشند.

۴٫شرکت ها طی سال های مطالعه ۱۳۹۱-۱۳۸۴سال مالی خود را تغییر نداده باشند.­

۵٫ معاملات سهام آن­ها به ­طور مداوم در بورس اوراق بهادار تهران روی داده و توقف معاملاتی بیش از یک ماه نداشته باشند.

۶٫ شرکت­ها قبل از سال ۱۳۸۴ در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده باشند.

۷٫ حداقل تعداد شرکت­های هر صنعت در نمونه، ۲ شرکت باشد.

لازم به توضیح است که نمونه آماری در پژوهش حاضر، همان جامعه آماری ‌می‌باشد.

۳-۷) روش گردآوری اطلاعات و داده ها

گردآوری داده های مورد نیاز پژوهش، یکی از مراحل اساسی آن است و به لحاظ اهمیت آن، باید به طور دقیق تعریف و مشخص شود. مرحله گردآوری داده ها، آغاز فرایندی است که طی آن پژوهشگر یافته های می‌دانی و کتابخانه‌ای را گردآوری می‌کند و سپس به خلاصه­سازی یافته ها از طریق طبقه‌بندی و سپس تجزیه و

    1. Overconfident ↑

    1. Optimistic ↑

    1. Heaton ↑

    1. Malmendier & Tate ↑

    1. Roll ↑

    1. Merger & Acquisition ↑

    1. Ben-David ↑

    1. Gervais et al. ↑

    1. Campbell et al. ↑

    1. Overconfident ↑

    1. Optimistic ↑

    1. Heaton ↑

    1. Malmendier & Tate ↑

    1. Cordeiro ↑

    1. Deshmukh et al. ↑

    1. Malmendier et al. ↑

    1. Hirshleifer et al. ↑

    1. Capital Expenditure (CAPEX) ↑

    1. Over Investment (Over-Invest) ↑

    1. Return ↑

    1. BoardIndependence (BI) ↑

    1. Duality ↑

    1. Institutional Ownership (IO) ↑

    1. Market to Book Value (MTB) ↑

    1. Leverage (LEV)SIZE ↑

    1. – Conflict of Interest ↑

    1. – Adolf Berle ↑

    1. – Cardiner Means ↑

    1. – Stren ↑

    1. – Shiely ↑

    1. – Young ↑

    1. – O’Byrne ↑

    1. Overconfident ↑

    1. Kirkpatrick ↑

    1. Shleifer&Vishny ↑

    1. Agrawal& Knoeber ↑

    1. Bushee ↑

    1. Black&Coffee ↑

    1. McConnell & Servaes ↑

    1. Krivogorsky ↑

    1. Navissi & Naiker ↑

    1. Izadinia & Rasaeian ↑

    1. Mashayekhi & Bazaz, ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:12:00 ق.ظ ]




    1. آیا بین احکام مربوط به افشا نکردن در دو نظام حقوقی ایران و انگلستان تفاوت وجود دارد؟

    1. آیا بین شیوه های جبران خسارت ناشی از تدلیس در دو نظام حقوقی ایران و انگلستان تفاوت وجود دارد؟

  1. فرضیات تحقیق:

بر اساس سوالات مطرح شده بر اساس بیان مسئله و مطالعات اکتشافی انجام گرفته فرضیه های زیر تدوین می‌گردند:

    1. بین آثار و احکام تدلیس (سوء عرضه متقلبانه) در دو نظام حقوقی ایران و انگلستان تفاوت وجود دارد.

    1. بین احکام مربوط به افشا نکردن در دو نظام حقوقی ایران و انگلستان تفاوت وجود دارد.

  1. بین شیوه های جبران خسارت ناشی از تدلیس در دو نظام حقوقی ایران و انگلستان تفاوت وجود دارد.

۱-۹ نوآوری تحقیق

تحقیق حاضر از ان نظر جدید و نو است که مباحث مربوط به تدلیس را از منظری جدید مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهد. در واقع موضوعات مربوط به مطالعات حقوقی موضوع چندان جدیدی نیست از طرفی انجام مطالعات تطبیقی نیز در علم حقوق رواج بسیار بالائی دارد. ولی لازم به ذکر است که انجام مطالعات تطبیقی به معنای خوب نبودن یا مناسب نبودن قوانین یک کشور نیست بلکه هدف شناخت بیشتر و رفع موانع در جهت تسهیل بیشتر و بهتر قوانین است. بر این اساس تحقیق حاضر در تلاش است تا با انجام مطالعه تطبیقی بر روی موضوع تدلیس و مقایسه آن با نظام حقوقی انگلستان خلا موجود در ادبیات حقوق تطبیقی ایران را پر نماید.

بخش اول:

کلیات تدلیس

فصل دوم:

کلیات تدلیس

مبحث اول: کلیات تدلیس

مقدمه

موضوع تدلیس در نظام های حقوقی دنیا در زمره موارد متعددی مورد بحث قرار می‌گیرد که بیشتر می توان در زمینه نظریه عمومی قراردادها ان را یافت نمود. در واقع اصل بر این موضوع واقف می‌گردد که همیشه صداقت در معاملات رعایت گردد.در غیر این صورت اگر اظهار خلاف واقعی مطرح شود حالتی به وجود می اید که به ان تدلیس و فریب می‌گویند که خود دارای اشکال مختلفی است. که در صورت وقوع تدلیس یا سوء عرضه نوعی مسئولست قانونی به وجود می اید. هدف اصلی این تحقیق، تطبیق حقوق انگلیس و حقوق ایران ‌در مورد تدلیس است. لذا در این بخش کلیات و تعاریف در دو فصل جداگانه مطرح خواهد شد. بدین گونه که در فصل اول تعاریف مطرح شده را بررسی و نقد کرد و به ایرادات وارده پاسخ گفته خواهد شد و ضمن بیان قلمرو تدلیس اقسام آن مطرح می‌گردد. و در فصل دوم، تدلیس با نهادهای مشابه مواردی چون نظریه اشتباه – قاعده غرور – خیار عیب – خیار غبن و خیار تخلف از شرایط صفت مقایسه خواهد شد.

گفتار اول ماهیت و قلمرو سوء عرضه[۹] در حقوق انگلیس:

سوء عرضه باید، عرضه و اظهار دوغین ‌در مورد واقعیت موجودی باشد که معمولاً قبل از قرارداد یا طیّ مراحل مقدماتی قرارداد، صورت می‌گیرد و هیچ یک از طرفین قصد نکرده اند که بخشی از قرار داد باشد، اما با قصد ترغیب طرف معامله انعقاد معامله با اظهار کننده صورت گرفته، و در این مورد مؤثر واقع شود. سوءعرضه با اظهارات دیگری ممکن است طی مراحل مقدماتی انعقاد قرارداد مطرح شوند، تفاوت دارد، زیرا ممکن است این اظهارات با این نیت که بخشی از قراردادها باشند بیان شوند، در نتیجه بعداً می‌توانند به عنوان شروط قراردادی مؤثر باشند. چنین اظهاراتی که بعداً جزء شروط قراردادی می‌شوند، تا قبل از تصویب قانون سوء عرضه ۱۹۶۷ سوء عرضه محسوب نمی شدند، زیرا با آن ها مانند شروط قراردادی رفتار می شد و مشمول قواعد معمولی نقض قراردادها بودند. بر اساس این قواعد اگر شرط مذکور از شروط مهم باشد علاوه بر حکم به جبران خسارت، قرارداد می‌تواند فسخ شود، اما در صورتی که شرط نقض شده شرط ” غیر مهم ” باشد تنها به گرفتن خسارت حکم می شود. اما اگر شرط نقض شده ” شرط غیر مذکور” باشد، این که آیا علاوه بر گرفتن خسارت منجر به فسخ قرارداد می شود یا نه، بستگی به آثار نقض بر شخص زیان دیده دارد[۱۰].

امروزه چنین مرزبندی در قلمرو ” سو عرضه” دیگر اهمیتی ندارد، زیرا به موجب قانون سوء عرضه سال ۱۹۶۷ دادگاه می‌تواند اقر اظهار خلاف واقع بر مخاطب را – که بعداً به صورت شرط قراردادی درآمده- اظهار پیش قراردادی یا شرط قراردادی بداند و تعیین آن به انتخاب مخاطب اظهار است.

از این رو اگرچه قانون مذکور سوءعرضه را تعریف نکرده است، اما از این رو می توان چنین تعریف کرد : بیان یا واقعیت موجود که قبل از قراداد توسط اظهار کننده بیان می شود و ممکن است بعداً به عنوان شرط قراردادی، در قرارداد گنجانده شود و قصد وی این باشد که ‌به این وسیله مخاطب را به فعل یا ترک فعلی که وضعیتش را به گونه ای دیگر جلوه می کند ترغیب کند، و از اظهار او نتیجه ای حاصل شود. “سوء عرضه” در سه حالت قرارداد را ابطال می‌کند:

دو حالت اول: یکی سوء عرضه متقلبانه و دیگری سوء عرضه ناشی از بی احتیاطی” و تسامح است. حالت سوم سوء عرضه معصومانه است اگرچه در این مورد دادگاه می‌تواند به صلاح دید خود از ابطال قرارداد جلوگیری نماید. و طبق بند ۲ از ماده ۲ قانون سال ۱۹۶۷ آن را ابقا نماید. قرارداد قابل ابطال در حقوق انگلیس قرارداد صحیح تلقی می شود ولی مخاطب فریب خورده اختیار دارد با درخواست فسخ آن را خاتمه دهد. علاوه بر این می‌تواند از این سوء عرضه به عنوان دلیلی برای خود در مقابل ادعای اجرای عین تعهد توسط اظهار کننده و نیز دلیلی برای امتناع انجام تعهدش استفاده نماید.

حقوق انگلیس ‌در مورد سوء عرضه ترکیبی از “کامن لو[۱۱]” و “قواعد انصاف” و “قواعد موضوعه” می‌باشد. برای توصیف توسعه و تکامل نهاد “سوء عرضه” باید بر دو دوره تأکید کرد: یکی سوء عرضه قبل از سال ۱۹۶۷ و دیگری حقوق مربوط به سوء عرضه بعد از تصویب این قانون.

قبل از قانون سال ۱۹۶۷، سوء عرضه مؤثر در قلمرو ” کامن لو” دو نوع بوده است: اولین نوع سوء عرضه متقلبانه است که عمداً قصد فریب طرف دیگر را با اظهار دروغینی انجام شود که اظهار کننده به دروغ بودنش اگاه بوده یا اعتقاد معقولی به صحتش ندارد[۱۲]. در کامن لو تنها راه جبران، اخذ خسارت بود که با اقامه دعوا به دلیل شبه جرم “فریب[۱۳]” میسر می گشت. انصاف علاوه بر آن جبران از طریق فسخ را مطرح ساخت. نوع دوم “سوء عرضه غیر متقلبانه” است که بدون تقلب انجام گرفته است.

قبل از رأی‌ پرونده hedley byrne & Ltd. V. Heller & parents Ltd. سوء عرضه غیرمتقلبانه، سوءعرضه ناشی از بی احتیاطی را هم شامل می شد. در نتیجه این پرونده سوء عرضه معصومانه از سوءعرضه ناشی از بی احتیاطی ، به عنوان یک نتیجه حقوقی متمایز گردید. و سوءعرضه معصومانه ، به سوءعرضه ای گفته شد که عنصر تقلب و بی احتیاطی در آن نباشد. این توسعه و تکامل متعاقباً با تصویب بند ۱ ماده ۲ از قانون سوء عرضه سال ۱۹۶۷ تقویت و تثبیت شد .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:11:00 ق.ظ ]




بر این اساس تملیک عین به عوض مانند بیع و بدون عوض همچون هبه است. و تملیک منفعت به عوض مانند اجاره و بلاعوض مانند اجاره و بلاعوض مانند عاریه می‌باشد.[۶۲]

ایشان در این تقسیم عقد عهدی(اعم از تنجیزی و تعلیقی) را به تملیکی و غیرتملیکی تقسیم می‌کند و تملیکی را به «ما یتعلق بالاعیان» و «ما یتعلق بالمنافع» و هریک را به معوض و غیرمعوض تقسیم می‌کند.

یکی دیگر از مقررین درس مرحوم نائینی عقود را به تملیکی و غیرتملیکی، و غیر تملیکی را به اذنی و «مثبته للحق» تقسیم نموده و برای عنوان اخیر رهن و عاریه را مثال زده است.[۶۳]

چنان که ملاحظه شد مرحوم نائینی از سه اصطلاح تملیکی، غیرتملیکی و عهدی در کلام خویش استفاده کرده و عقود را ‌به این تقسیمات تقسیم نموده است. امّا در این میان تنها عقد عهدی را تعریف نموده و آن را در برابر عقد اذنی قرارداده است که ارتباطی با مباحث این نوشتار ندارد. شاید بتوان گفت مراد میرزا از تقسیم عقد عهدی به تملیکی و غیرتملیکی قرابت بیشتری به اصطلاح حقوق‌دانان دارد؛ هرچند نمونه هایی که در کلام مقرّر اخیر وجود داشت بر ابهام مطلب می‌افزاید و با توجّه به عدم تعریف نمی‌توان به آن اعتماد کرد.

۲٫۱٫۱٫ وصیت عهدی و تملیکی

فقها از اصطلاح عهدی و تملیکی در باب وصیت نیز استفاده می‌کنند و وصیت را به عهدی و تملیکی تقسیم می‌نمایند. مرحوم شیخ می‌گوید: «وصیت در کتاب و سنت و تعابیر فقها به معنی عهد با دیگری است که البته این معنی گاهی تعلق می‌گیرد به تملیک مال به دیگری و گاهی به تسلیط بر تصرفی و گاهی به فعلی دیگر مثل فک ملک یا وقف و گاهی نیز تعلق می‌یابد به خود وصیت کننده، همچون تجهیز و تدفین او». وی سپس درباره وصیت تملیکی می‌گوید: «موصی‌به، گاهی عبارت است از به ملکیت در آوردن مالی بر شخصی که به او موصی‌له می‌گویند. لذا موصی‌له در همه وصیت‌ها وجود ندارد، بلکه از ارکان فرد خاصی از وصیت است».[۶۴]

مرحوم سید در عروه در تعریف این دو تقسیم می‌گوید: «وصیت تملیکی عبارت است از: تملیک عین یا منفعت یا تسلیط بر حق یا فکّ ملک. و وصیت عهدی عبارت است از: عهد و سفارش درباره دیگری یا خود موصی».[۶۵]

در قانون مدنی نیز به تبعیت از فقه وصیت به تملیکی و عهدی تقسیم شده است. (ماده ۸۳۵ق.م) در ماده ۸۲۶ق.م وصیت تملیکی و عهدی چنین تعریف شده است: «وصیت تملیکی عبارت است از اینکه کسی عین یا منفعتی را از مال خود برای بعد از فوتش به دیگری مجاناً تملیک کند. وصیت عهدی عبارت است از اینکه شخصی یک یا چند نفر را برای انجام امری یا اموری یا تصرفات دیگری مأمور می‌کند».

این اصطلاح از دو واژه عهدی و تملیکی نیز مورد نظر این نوشتار نیست و با بحث موضوع این رساله ارتباطی ندارد.

۲٫۱٫ مفهوم عقد عهدی و تملیکی در حقوق

در حقوق کشورهای غربی تقسیم عقد به عهدی و تملیکی یافت نمی‌شود و این به طبیعت حقوق این کشورها بازمی‌گردد؛ زیرا در حقوق این کشورها اثر اولی همه عقود ایجاد تعهد است. ‌بنابرین‏ همه عقود از نگاه حقوق کشورهای غربی عهدی‌اند. امّا قانون مدنی ایران اگرچه تعریفی از این دو اصطلاح ارائه ننموده است، امّا در تعریف بسیاری از عقود به اثر آن، یعنی تملیک یا تعهد تصریح شده است. از این رویکرد قانون‌گذار چنین فهمیده می‌شود که مفهوم عهدی و تملیکی از نظر ایشان بدیهی یا معلوم فرض شده یا تبیین آن را به قضات و حقوق‌دانان واگذار ‌کرده‌است.

در قانون مدنی غیر از استفاده از این دو واژه در باب وصیت که به تبعیت از فقها با همان مفهوم صورت گرفته است و بر این اساس وصیت را به عهدی و تملیکی تقسیم نموده، در تعریف عقودی همچون بیع(م.۳۳۸)، اجاره(م.۴۶۶)، هبه(م.۷۹۵) و قرض(م.۶۴۷) از «تملیک مال» یاد ‌کرده‌است و در مقابل ‌در مورد جعاله(م.۵۶۱)، ضمان(م.۶۸۴)، کفالت(م.۷۳۴) و حواله(م.۷۲۴) به «تعهد، التزام و دین» اشاره شده است. به همین جهت حقوق‌دانان ایران برای توضیح مطلب تعریف‌هایی را برای عقد عهدی و تملیکی ارائه نموده‌اند. برخی از این تعریف‌ها در ذیل می‌آید:

مرحوم امامی از نخستین حقوق‌دانانی است که از عقد عهدی و تملیکی تعریف معینی ارائه ‌کرده‌است. وی می‌گوید: عقد به اعتبار آنکه مالی تملیک گردد و یا تعهدی ایجاد شود بر دو قسم است: عقد تملیکی، عقد عهدی. الف) عقد تملیکی: و آن عبارت از عقدی است که به وسیله آن انتقال ملکیت حاصل می‌گردد، یعنی مورد معامله از ملکیت یک طرف که ناقل می‌باشد خارج می‌گردد و در ملکیت طرف دیگر که منتقل‌الیه است داخل می‌شود. چنان که در بیع خانه است که به انعقاد عقد بیع، خانه از بایع به مشتری تملیک می‌گردد و حق عینی فروشنده بر خانه، به خریدار می‌رسدو عقد تملیکی ممکن است معوض باشد، مانند بیع عین خارجی و ممکن است غیرمعوض باشد مانند هبه. ب) عقد عهدی: و آن عبارت از عقدی است که ایجاد حق دینی و تعهد برای یک طرف در مقابل طرف دیگر یا برای هریک از طرفین در مقابل طرف دیگر می‌کند. عقد عهدی یا تعهد در حقوق رومی و حقوق اروپایی فصل مهمی را تشکیل می‌دهد و مورد تحقیقات علمی بسیاری قرار گرفته است.[۶۶]

استاد بجنوردی می‌گوید: «عقد تملیکی عبارت از عقدی است که به وسیله آن انتقال ملکیت حاصل می‌شود؛ یعنی مورد معامله از ملکیت طرف خارج و در ملکیت طرف دیگر داخل می‌شود. عقد عهدی عبارت از عقدی است که نتیجه مستقیم آن تکلیف قانونی طرفین یا یک طرف عقد است؛ مثلاً عقد بیع ‌به این معنی یک عقد عهدی است زیرا بایع را قانوناً مکلف به تسلیم مبیع و مشتری را مکلّف به تسلیم ثمن می‌سازد».[۶۷]

برخی دیگر گفته‌اند: عقد را در اصطلاح به دو قسم عهدی و تملیکی تقسیم می‌کنند. عقد عهدی آن است که کسی تعهد می‌کند عملی را برای دیگری انجام دهد و یا ترک نماید با عوض یا بدون عوض؛ و عقد تملیکی آن است که شخصی مالی را به دیگری تملیک نماید. مثل اینکه شخصی برای دیگری وصیت به مالی می‌کند؛ و بیع هم می‌تواند مصداق عقد عهدی باشد و هم مصداق عقد تملیکی. زیرا از آن حیث که بایع مال خود را به عوض معین به مشتری تملیک می‌کند، مصداق عقد تملیکی است، و از آن جهت که ضمناً تعهد به تسلیم عین به مشتری را دارد، مصداق عقد عهدی است.[۶۸]

مرحوم شهیدی نیز با عباراتی شبیه به آنچه گفته شد عقد عهدی را عقدی می‌داند که صرفاً موجب پیدایش تعهد و تکلیف قانونی بر عهده طرف عقد باشد. و در مقابل عقد تملیکی را عقدی می‌داند که موجب انتقال ملکیت مالی از یک طرف به طرف دیگر باشد.[۶۹]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:11:00 ق.ظ ]




خانواده ایرانی، چه در شکل گذشته که دارای کارکرد­های بسیاری چون کنش های جنسی، اقتصادی، تربیتی، فرهنگی و … بوده و چه در شکل فعلی که به علت دگرگونی­های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از کارکردهای محدودتری برخوردار است، همچنان مرکز حمایت عاطفی نسبت به اعضای خود است. فرزندان و والدین نسبت به یکدیگر ارتباط عاطفی پیدا کرده و به یکدیگر وابسته­اند . منظور از ارتباط عاطفی فعل و انفعالات پایدار و مداومی است که بین والدین و فرزندان، حتی تا لحظه مرگ تداوم می­یابد و در اثر گذشت زمان و یا حتی جدایی مکانی، کمتر مورد غفلت قرار ‌می‌گیرد.[۶۱] از عمده­ترین تغییرات ایجاد شده در خانواده ایرانی بالا رفتن سن ازدواج، افزایش نرخ طلاق، کاهش بعد خانوار، آزادی انتخاب همسر، ممنوعیت انتخاب همسر دوم برای مردان.[۶۲] است.

حال که تا اندازه ای مفهوم و تاریخچه ی انواع خانواده گفته شد، به متون قانونی نظری افکنده و نوع خانواده در نظام حقوقی ایران برسی می شود؛ چرا که نوع سیاست اتخاذی جهت مدیریت روابط درون سیستمی و برون سیستمی خانواده باید در نهایت تناسب با نوع خانواده باشد.

انعکاس خانواده هسته ای (در معنای خاص) را در ماده۱۱۰۵و خانواده شبه گسترده_ که در واقع همان شکل سومی از خانواده ست که متون قانونی نظر به منابع فقهی، آن را پذیرفته_ در مواد۱۱۹۵-۱۲۰۶می بینیم.

نظر ‌به این که منبع قانون مدنی ما،کتب فقهی و آرای فقهاست از نظر دینی، خانواده قدری گسترده تر از آن مفهوم خاص (خانواده هسته ای) می‌باشد.

خانواده محدود به زن و شوهر و فرزندان نیست زیرا جدپدری نیز در کنار پدر بر نواده های خود ولایت دارد و پس از مرگ یا حجر پدر نیز، یگانه ولی اطفال بازمانده از اوست. در مواد۱۱۸۲و۱۱۸۱ قانون مدنی ‌به این مورد اشاره شده است.الزام به دادن نفقه نیز در میان خویشان در خط مستقیم وجود دارد و محدود به خویشان درجه اول نیست.[۶۳]

گفته شد خانواده در آثار نویسندگان غالباً به دو شکل هسته ای و گسترده تقسیم می شود. البته امروزه نه آن شکل گسترده ای که در گذشته موجود بوده، وجود دارد[۶۴] ونه آن شکل هسته ای که در تحقیقات پژوهشگران غربی یاد شده است.اما آن چه که قانون ما آن را پذیرفته و در حال حاضر در جامعه موجود است شکل سومی ست که حد وسط این دو قسم از خانواده است که در مباحث بعدی تبیین می شود.

نظر به لزوم تناسب و هماهنگی سیاست های قانون گذار بسته به شکل خانواده، بایستی نوع خانواده مشخص باشد. با مطالعه قوانین به ویژه قانون مدنی مستنبط از برخی تکالیف مقرره،که چند نمونه از آن ذیلاً بحث می شود، این پرسش مطرح است که آیا قانون گذار سیاست تشویق خانواده گسترده را مد نظر داشته است؟ آیا به دلیل وضعیت غالب زمان تصویب بوده؟ یا همچون سایر موارد، تقلیدی بدون مبانی و لحاظ زمان و مکان در بطن سیاست مختار بوده است؟ جهت بررسی بیش تر به مواد قانونی نظری می افکنیم.

۱٫ ماده ۱۲۲۰قانون مدنی مقرر می‌دارد«در صورت نبودن هیچ یک از ابوین یا عدم اطلاع آن ها انجام تکلیف مقرر[تقاضای نصب قیم برای اشخاص صغیر،مجنون وغیر رشید] به عهده اقربائی است که با شخص محتاج به قیم، در یک جا زندگی می نمایند.» اولین مفهومی که به ذهن متبادر می شود شکلی نزدیک و شبیه خانواده گسترده در گذشته است. هرچند هنوز هم در برخی از قومیت ها و مناطق روستایی این شکل از خانواده البته نه به همان شکل دوران گذشته، دیده می شود. این امر با لحاظ سیاست های تقنینی دیگری چون پذیرش نهاد عاقله و قسامه تقویت می شود که در ادامه شرح داده می شود.

قانون گذار می‌توانست این وظایف را به نهادهای مدنی بسپارد؛ مثلاً درنظر گرفتن شعبه کودکان بدون سرپرست در دادسرا؛ اما قانون گذارآن را از وظایف اقربا دانسته است: آیا این سیاست ترویج خانواده شبه گسترده ودینی و گزینش آن است یا این که بدون لحاظ هیچ سیاستی، صرفاً از متون فقهی استفاده شده که راهکار مذبور اقتضاء آن زمان و مکان بوده است؟

نکته ای که در خصوص نحوه اعمال سیاست حمایتی، سیاستی که عموماً توام با ارائه ی خدمات از طرف دولت است، لازم به ‌ذکر است،لزوم وضع آن به صورت اختیار مشترک نهادها و سازمان هاست. بهتر است بالحاظ فاعده بومی سازی (لحاظ زمان ‌و مکان) سیاست ها، موارد این چنینی را در کلانشهرها، که مورد غالب خانواده هسته ای از نوع مختص خانواده ایرانی ست، ابتدائاً به نهادهای مدنی وسازمان های دولتی سپرده شده و همزمان با اعمال این نوع سیاست جهت تقویت خانواده شبه گسترده و پذیرش کارکردهای این نوع خانواده از جانب مخاطبان و مجریان بستر سازی شود. در سایر نقاط، که مورد غالب خانواده شبه گسترده ست،بهتر است وظایف مورد بحث به شوراهایی متشکل از افرادی که خود عضو خانواده هستند، واگذار شود.به عبارت دیگر بستگانی که در یک منطقه جغرافیایی مشترک زندگی می‌کنند شورایی (با لحاظ تخصص و دانش مورد نیاز و مربوطه) از بین خودشان داشته باشند که اموری چون نصب قیم، داوری میان زن وشوهر و… را انجام دهد.

با این راهکار هم اصل تناسب سیاست با زمان و مکان رعایت می شود و هم خانواده ی شبه گسترده که کارکردهای جرم شناختی بسیاری دارد، حفظ شده و تقویت می شود.

۲٫ مواد ۱۲۰۵-۱۱۹۶قانون مدنی در خصوص نفقه اقارب مقرر می‌دارد که«اقارب نسبی در خط عمودی با وجود شرائطی ملزم به انفاق یکدیگرند»این در حالی است که صرف نظر از اسناد حقوق بشری، مستند به بند۱۲اصل سوم واصول بیست و نه، سی و سی و یک قانون اساسی، تأمین حداقل معاش یکی از تکالیفی ست که دولت در برابر شهروندان دارد.طبق تبصره۱ماده۱قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی« برخورداری از تأمین اجتماعی به نحوی که در این قانون می‌آید حق همه افراد کشور و تأمین آن، تکلیف دولت محسوب می شود وبند ه ماده۴ همان قانون«تأمین حداقل زندگی برای همه افراد و خانواده هائی که درآمد کافی ندارند بااولویت افرادی که به دلایل جسمی و روانی قادر به کار نیستند» از وظایف دولت شمرده شده است.

نظر به متون قانونی فوق این پرسش مطرح می شود که در صورتی که شهروندی بخواهد حق برخورداری از حداقل های زندگی را مطالبه کند آیا باید علیه دولت طرح دعوا کند یا علیه اقاربی که تکلیف به انفاق دارند؟

به نظر می‌رسد با لحاظ دو قاعده ی تناسب سیاست با زمان و مکان اجراو تنوع و گستردگی سیاست ها، این پاسخ که در کلانشهرها اولویت با تبصره۱ماده۱قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی است و در سایر نقاط اولویت با قانون مدنی است، پاسخی در خور است.بدین شرح که هردو قانون را قابل اجرا بدانیم اما در عمل در صورتی که خواهان از راه اول به مقصود نرسید به سراغ راه دوم برود. لازم به ذکر است که اعمال قانون الزام انفاق اقارب موجب تقویت خانواده ی شبه گسترده می شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:11:00 ق.ظ ]




آموزش در حوزه ­های مختلف رفتار رانندگی

با توجه به اهمیت موضوع تصادفات رانندگی و عوارض مادی و غیر مادی ناشی از آن برای جامعه جهانی و به ویژه کشورهای در حال توسعه، یکی از بخش‌های اساسی در برخورد با این معضل مهم سلامت، توجه به کاربرد مداخلات آموزشی برای بهبود رفتار مرتبط با ترافیک در استفاده کنندگان از جاده‌ها و خیابان هاست که به آن ها عنوان بسیج های اطلاع رسانی و آموزشی داده شده است (دلانی[۲۰۹] و دیگران، ۲۰۰۴).

در پژوهش حاضر محقق سعی نموده است که با جستجو و تحلیل مداخلاتی از طریق آموزش با هدف افزایش درک خطرات ترافیکی، ایجاد نگرش مثبت نسبت به رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی و کاهش رفتارهای پرخطر رانندگی در گروه رانندگان مبتدی طراحی و اجرا شده است و نیز به بررسی میزان اثربخشی این دسته از مداخله ها، برای کاستن از حوادث ترافیکی پرداخته است.

رفتارهای رانندگی نقش مهمی در بروز تصادفات رانندگی دارد و به همین دلیل، تلاش برای تغییر این رفتارها در کاهش تصادفات و عوارض آن تاثیر عمده‌ای خواهد بود. مداخله برای اصلاح رفتارهای خطرناک رانندگی نیازمند اطلاع از میزان آگاهی، نگرش و باورها و عملکرد گروه هدف دارد. حوادث ترافیکی قابل پیشگیری هستند و اکثر آن ها به دنبال رفتارهای پرخطر رانندگی به وقوع می پیوندند و مقرون به صرفه ترین راه برای کاهش این حوادث، کاستن از میزان چنین رفتارهایی از طریق آموزش است.

آموزش نیز می‌تواند همچون روش‌های ترویجی مانند تبلیغات و پخش آگهی‌های رسانه‌ای در ترغیب و تشویق جامعه برای ترک رفتارهای پرخطر و مغایر با سلامت، روز به روز افزایش یابد که از جمله اجزای عمده در انواع راهبردهای مداخله ای به شمار می رود (آوپتو[۲۱۰] و دیگران، ۲۰۰۸).

طراحی نظام مند بسیج‌های اطلاع رسانی آموزشی تحت تأثیر حداقل چهار مورد اجزای مختلف موضوع، شیوه اجرا، گروه هدف و بودجه هستند. استفاده از نظریه ها و الگوها در تدوین بسیج های اطلاع رسانی آموزشی و نیز توجه به باورهای گروه هدف و تهیه پیام بر مبنای باورها و نگرش‌های گروه مخاطب اساس تهیه و اجرای موفق برنامه های از این نوع است (فارلی[۲۱۱] و دیگران، ۲۰۰۳).

نتایج حاصل از بررسی مطالعات سلیمان اختیاری و شمس (۱۳۸۸) نشان می‌دهد که بسیج های اطلاع رسانی آموزشی با بهره گرفتن از رسانه های جمعی، می‌تواند ما را در دستیابی کم هزینه‌تر به درصد بیشتری از گروه هدف برنامه ها توانایی ببخشند. در حوزه پیشگیری از تصادفات رانندگی نیز اجرای این نوع بسیج‌ها مؤثر بوده است و در صورت ترکیب آن با برنامه های جامعه محور و مدرسه محور می‌تواند موثرتر هم باشد. و نیز نشان می‌دهد که اجرای بسیج های اطلاع رسانی آموزشی منجر به کاهش معنادار در انجام رفتارهای خطرناک منجر به بروز حوادث ترافیکی در همه ‌گروه‌های هدف می‌شوند. هرچند اثربخشی مداخله هایی که با بهره گرفتن از ترکیبی از چندین کانال و در مدت زمان طولانی تری اجرا شدند نسبت به سایر مداخله ها بیشتر بود (الدر[۲۱۲] و دیگران، ۲۰۰۴).

با توجه به اهمیت پرداختن به معضل بالا بودن میزان تصادفات رانندگی در کشور ما، لزوم طراحی و اجرای چنین بسیج‌هایی با کمک صاحب‌نظران حوزه آموزش سلامت، ارتباطات و علوم رسانه ای کاملا محسوس است و الگوبرداری از بسیج‌های انجام شده در سایر کشورها و تطبیق آن با رفتارهای خطرناک رانندگی شایع در ایران، که قطعاً رانندگی تحت تأثیر مشروبات الکلی اولویت رفتاری محسوب نمی شود، می‌تواند نتایج ارزشمندی را برای جامعه ما به دنبال داشته باشد. حضور متخصصان آموزش سلامت در کنار اصحاب رسانه ها و دست اندرکاران آموزش همگانی راهنمایی و رانندگی ناجا می‌تواند کارآمدی و اثربخشی این اقدامات افزایش دهد.

مسلماً اجرای بسیج های اطلاع رسانی و آموزشی در کنار سایر مداخلات و اجبارهای قانونی توسط پلیس راهنمایی و رانندگی می‌تواند منجر به کاهش چشمگیر در میزان تخلفات رانندگی و رفتارهای پرخطر رانندگی در سطح جامعه گردد.

تاثیر کیفر محرومیت از رانندگی بر پیشگیری از جرایم رانندگی

به طور کلی، عوامل تصادفات در قالب دو عامل انسانی و طبیعی دسته بندی می شود. سالیانه بیش از سی هزار قتل و بیش از دویست هزار مجروح از نقص فنی، ماشین‌ها، نقص مهندسی جاده‌ها و نقص فرهنگی رانندگی ناشی می‌شود (سروستانی، ۱۳۸۸). با قانون‌گذاری مناسب می‌توان بسیاری از عوامل انسانی مؤثر در تخلفات رانندگی را کاهش داد. بیش از پنجاه درصد علل تصادفات در ایران، مربوط به عوامل انسانی است (سلمانی، ۱۳۸۷). امروزه با توجه به نقش بسیار مهم انسان در تصادف‌های رانندگی، بیشتر تحقیقات و برنامه‌ریزی‌ها در ارتباط با این عامل می‌باشد و در اکثر مطالعاتی که در این زمینه صورت می‌گیرد، از انسان به عنوان مهم‌ترین عامل بروز این گونه حوادث نام می‌برند. در کشور ما بسیاری از مشکلات مربوط به حمل و نقل و ترافیک، ناشی از رفتار استفاده کنندگان است و علت اصلی، عدم آگاهی لازم، نداشتن آموزش کافی و بی توجهی به حقوق سایر استفاده کنندگان می‌باشد. بدین سان، قانون گذار با جرم انگاری در پی آن است تا با عوامل انسانی مؤثر در حوادث رانندگی برخورد نماید و نقش قوانین با دو رویکرد سزادهی و حمایتی قابل مطالعه است. در جمع بین این دو رویکرد می توان گفت سیاست‌گذار ایرانی، برای متخلفینی که حرفه‌ای نیستند و برای بار نخست مرتکب تخلف می‌شوند، توسل به تدابیر جامعوی، از جمله محرومیت از حق رانندگی را مناسب دانسته و برای تکرار کنندگان جرایم رانندگی، برخوردهای شدیدتری را اعمال می‌کند. کیفر محرومیت از حقوق اجتماعی، از جمله محرومیت از رانندگی که در لایحه‌ی مجازات‌های اجتماعی آمده است، بیشتر جنبه تامینی دارد و به منظور دفع زمینه‌های بزهکاری مورد توجه قرار گرفته است. ضبط موقت پروانه، بیشتر جنبه خنثی سازی و توان‌گیرانه درصدد دور کردن بزهکاران از محیط های مستعد تکرار جرم می‌باشد، تا اندازه‌ای بر بازپروی مجرمان نیز تاثیرگذار است (رهامی، ۱۳۸۱). اگر این محرومیت موقت محکوم را مجبور به گذراندن دوره های آموزشی کند، می‌توان برای این ضمانت اجرا، کارکرد بازپرورانه را متصور شد (رهامی، ۱۳۸۱).

کشورهای توسعه یافته توانسته اند با اقداماتی نظیر استفاده از وسایل و تجهیزات مدرن، کنترل سرعت و تجهیز پلیس راه‌ها و نیز توجه ویژه به امر آموزش ایمنی و ترافیک، آمار تصادفات خود را به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش دهند در حالی که در کشور ما امر فرهنگ سازی و آموزش ایمنی و ترافیک ضعیف بوده و هنوز در جامعه نهادینه نشده است (سیف‌نیا، ۱۳۸۷).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:11:00 ق.ظ ]




هدف مسئولیت مدنی نیز همین می‌باشد.

به صورت کلی می توان انتفاع از فعل دیگری، توانایی جلوگیری از ورود خسارت توسط کارفرما، توانایی مالی بهتر کارفرما در جبران خسارت در راستای حمایت از زیان دیده و توانایی بیمه نمودن کارگر را به عنوان دلایل مسئولیت کارفرما ذکر کرد.

۳-۱-۲-۲- مبنای مسئولیت والدین، سرپرستان و مربیان

مطابق ماده ۷ قانون مسئولیت مدنی احراز مسئولیت برای والدین طفل مبتنی بر تقصیر است؛ البته تقصیر لازم الاثبات قانون‌گذار ایران مسئولیت سرپرست طفل را منوط به تقصیر در نگهداری یا مواظبت از طفل نموده است و یا اثبات این تقصیر توسط خواهان، دعوای مسئولیت وی قبول خواهد شد و پر واضح است که طبق قواعد مسئولیت مدنی ایران، سرپرست طفل نیز با اثبات خلاف ادعای خواهان از مسئولیت مبری خواهد شد. اما بر خلاف قانون ایران در بند ۴ ماده ۱۳۸۴ قانون مدنی ۱۹۷۰ فرانسه آمده است که «هرکس نه تنها مسئول خسارتی است که با فعل خود به دیگری وارد آورده است بلکه مسئول خسارتی نیز می‌باشد که بر اثر فعل کسانی به وجود آمده است که او مسئول آنان است» .

‌بنابرین‏ مسئولیت اولیاء اطفال در این قانون مبتنی بر تقصیر مفروض یا همان اماره تقصیر می‌باشد. این مسئولیت به خوبی قابل درک است چرا که اگر طفلی خسارت به دیگری می رساند، به علت آن است که او را خوب تربیت نکرده اند یا در مراقبت او کوتاه شده است (حسینی نژاد،۵۱:۱۳۷۷)

مبنای این مسئولیت در قانون فرانسه تا حد زیادی مشخص می‌باشد، زیرا هدف این است که بار جبران زیان های حادثه ای که کودکان یا کارآموزان باعث آن و ورود خسارت می‌شوند، بر عهده کسانی گذاشته شود که این اشخاص را تحت اختیار خود داشته و سرپرستی آن ها را بر عهده دارند، می‌تواند فایده های چندانی داشته باشد از جمله اینکه این مسئولان را تشویق می‌سازد که تدابیر لازم را برای پیشگیری از این حوادث در نظر بگیرند. در نتیجه گام مهمی در جهت پیشگیری از این حوادث و خسارت برداشته شود و این تقریباً مشابه توانایی کارفرما برای پیشگیری از حوادث به وجود آمده توسط کارگرانش می‌باشد. از سوی دیگر با توجه به اینکه والدین و استادان توانایی بیشتری برای جبران خسارت زیان دیده داشته و یقیناً این توانایی بیشتر از عامل مستقیم زیان می‌باشد و مطمئن تر بوده و تضمین بهتری برای جبران خسارت زیان دیده می‌باشد و برای برخورداری زیان دیده از این توانایی جبران خسارت لازم نیست که تقصیر والدین و یا استادکاران را ثبات نماید (ژوردن،۱۱۲:۱۳۸۶).

البته باید خاطر نشان نمودکه نکات ذکر شده به هیچ وجه نافی مسئولیت فرزندان یا کارآموزان نمی‌باشد و همواره می توان بابت زیان هایی که از اقدامات آن ها به بار آمده است به آنان مراجعه نمود.

۳-۱-۲-۳ – مبنای مسئولیت متصدی حمل و نقل

در خصوص تبیین مبنای مسئولیت متصدی حمل و نقل، ابتدا لازم است مروری بر قوانین مرتبط موجود داشته باشیم. مقررات موجود در قانون ما در این رابطه متفاوت و ناهمگون می‌باشد. بر طبق ماده ۳۸۶ قانون تجارت:« اگرمال التجاره تلف یا گم شود، متصدی حمل و نقل مسئول قیمت آن خواهد بود. مگر این که ثابت نماید تلف یا گم شدن، مربوط به جنس خود مال التجاره یا مستند به تقصیر ارسال کننده، یا مرسل الیه یا ناشی از تعلیماتی بوده که یکی از آن ها داده‌اند و یا مربوط به حوادثی بوده که هیچ متصدی مواظبتی نمی توانست از آن جلوگیری کند» در حالی که در ماده ۵۱۶ قانون مدنی آمده است: «تعهدات متصدیان حمل و نقل اعم از اینکه از راه خشکی یا آب یا هوا باشد، برای حفاظت و نگهداری اشیایی که به آن‌ ها سپرده می شود، همان است که برای امانت داران مقرر است، ‌بنابرین‏ در صورت تفریط یا تعدی، مسئول تلف یا ضایع شدن اشیایی خواهند بود که برای حمل به آنان سپرده می شود و این مسئولیت از تاریخ تحویل اشیاء به آنان خواهد بود».

همان گونه که مشاهده می شود قانون مدنی متصدی حمل و نقل را در صورت تعدی یا تفریط در مقابل تلف یا ضایع شدن اشیایی که برای حمل به او داده شده است، مسئول می‌داند. در حالی که قانون تجارت ابتدا به ساکن متصدی را مسئول تلف یا ضایع شدن این اشیاء می‌داند مگر اینکه ثابت کند که تلف یا ضایع شدن مربوط به خود مال التجاره یا تقصیر ارسال کننده یا مرسل الیه یا ناشی از تعلیماتی بوده که یکی از آن ها داده است و یا اینکه مربوط به حوادثی بوده که هیچ متصدی مواظبی نیز نمی توانست از آن جلوگیری نماید. پس برای یک مسئله در قانون ما دو دیدگاه متفاوت و متعارض وجود دارد.

برخی از حقوق ‌دانان جهت رفع این تعارض بیان نموده اند که با توجه به خاص بودن قانون تجارت در مقابل قانون مدنی باید چنین تلقی کرد که هر جا بین این دو قانون تضاد و تعارضی در خصوص موضعی پیش آمد قانون تجارت بر قانون مدنی مقدم است (اسکینی،۹۹:۱۳۸۶) این در حالی است که یکی دیگر از اساتید حقوق بیان می‌کند که:« در ماده ۳۸۶ قانون تجارت فرض شده است که متصدی حمل و نقل به طور ضمنی تعهد ‌کرده‌است که کالا را سالم به مقصد برساند پس اگر کالا تلف یا ناقص شود، به علت تخلف از انجام دادن تعهد قراردادی، مسئول جبران خسارت است، مگراینکه ثابت کند علت خارجی و احتراز ناپذیر، سبب تلف بوده است که به او مربوط نمی‌شود (مواد ۲۲۷ و ۲۲۹ قانون مدنی) به همین جهت، بعضی ماده ۳۸۶ قانون تجارت را ناسخ ماده ۵۱۶ قانون مدنی می دانند، ولی ترجیح دارد گفته شود تعهد ایمنی، ناشی از عرف بین‌المللی حمل و نقل است (ماده ۲۲۵ قانون مدنی) و ماده ۳۸۶ متمم ماده۵۱۶ قانون مدنی است و با مبانی آن تعارض ندارد» (کاتوزیان،۱۳۸۶). با توجه به تمام مطالب ذکر شده و پاسخ ‌به این سوال که بالاخره مسئولیت متصدی حمل و نقل را تابع چه قانونی بدانیم با توجه به نظر اکثر حقوق ‌دانان باید این تعارض به نفع قانون تجارت حل شود و در این خصوص گفته اند:« تصدی حمل و نقل به حکم بند ۲ ماده ۲ قانون تجارت عملی تجاری تلقی می شود و اعمال تجاری تابع قانون تجارت است مگر انکه قانون تجارت نسبت به بعضی جنبه‌های آن ساکت باشدکه در این صورت باید به قانون مدنی (قانون عام) مراجعه کرد(اسکینی،۳۶۰:۱۳۸۶) و در خصوص بحث ما به توجه به اینکه قانون تجارت صراحت دارد لذا تعارض موجود به نفع قانون تجارت حل خواهد شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:11:00 ق.ظ ]




مسئولیت قانونی: یکی از ا بعاد مسئولیت پذیری اجتماعی است که به وسیله ۳ سوال سنجیده می شود ( سوال شماره ۷ تا ۹ از پرسشنامه مسئولیت اجتماعی).

مسئولیت انسان دوستی : یکی از ا بعاد مسئولیت پذیری اجتماعی است که به وسیله ۳ سوال سنجیده می شود ( سوال شماره ۱۰ تا ۱۲ از پرسشنامه مسئولیت اجتماعی).

پرسشنامه هویت تیمی: این پرسشنامه در سال ۲۰۰۹ توسط گای و همکاران طراحی شده است و دارای ۳ سوال می‌باشد و بر اساس مقیاس ۵ ارزشی لیکرت مرتب شده است.

پرسشنامه تعامل اجتماعی: این پرسشنامه در سال ۲۰۰۹ توسط گای و همکاران طراحی گردیده است و دارای ۳ سوال می‌باشد و بر اساس مقیای ۵ ارزشی لیکرت مرتب شده است.

اعتبار و پایایی پرسشنامه

پرسشنامه استاندارد مسئولیت اجتماعی (با ضریب پایایی ۸۸/۰) با چهار بعد رعایت قانون (با ضریب پایایی ۷۸/۰)، مسئولیت اقتصادی (با ضریب پایایی ۷۳/۰)، مسئولیت اخلاقی (با ضریب پایایی ۸۹/۰)، مسئولیت انسان دوستی (با ضریب پایایی ۸۳/۰) است که در ایران (توسط بخشنده،۱۳۹۱) اعتبار یابی شده است. ضمن اینکه روایی محتوایی و سازه این پرسشنامه توسط وی مورد تأیید قرار گرفته است. همچنین پرسشنامه هویت تیمی (گای و همکاران،۲۰۰۹) با پایایی ۸۰/۰ و پرسشنامه تعامل اجتماعی (گای و همکاران،۲۰۰۹) با پایایی ۸۵/۰ استفاده شد.

متغیر های تحقیق:

متغیر های تحقیق عبارتند از مسئولیت اجتماعی، هویت تیمی، تعامل اجتماعی

روش جمع‌ آوری اطلاعات

بعد از تهیه پرسشنامه‌ها با حضور در استادیوم های ورزشی، این پرسشنامه‌ها به صورت تصادفی بین هواداران توزیع شد و بعد از جمع‌ آوری ابزار تحقیق، پاسخ های آنان به سوالات، مبنای نتیجه گیری ما از این مطالعه قرار گرفت.

روش تجزیه و تحلیل آماری

برای تجزیه و تحلیل داده ها ار آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شد که در قسمت آمار استنباطی از آزمون کلموگروف اسمیرنوف[۵۱] (K-S) برای تعیین نرمال بودن داده ها، و برای تعیین رابطه بین متغیرها از ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده گردید و تمامی تحلیل های آماری آزمون های ذکر شده با بهره گرفتن از نرم افزار Spss نسخه ۲۰ انجام شده است.

فصل چهارم

تجزیه و تحلیل آماری داده ها

مقدمه

این فصل شامل دو بخش آمار توصیفی و استنباطی است. در بخش توصیفی، ابتدا به توصیف مشخصات فردی آزمودنی ها و سپس میانگین ، انحراف استاندارد و فراوانی درصدی سوالات متغیرهای پرسشنامه شامل مؤلفه های قانونی، اقتصادی، انسان دوستی و اخلاقی مسئولیت اجتماعی و متغیرهای دیگر تحقیق شامل هویت تیمی و تعامل اجتماعی هواداران پرداخته می شود. در نهایت فرضیات تحقیق با بهره گرفتن از آزمون های آماری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. همچنین جهت نشان دادن نتایج از جداول و نمودار برای تنوع، خلاصه نویسی و فهم بهتر استفاده شده است.

آمار توصیفی

در این بخش ابتدا ویژگی های دموگرافیک آزمودنی ها و سپس شاخص های توصیفی متغیرهای اصلی تحقیق با بهره گرفتن از جدول و نمودار توصیف شده است.

توصیف مشخصات فردی

جامعه تحقیق حاضر، هواداران تیم های لیگ برتر فوتبال ایران ( ۹۳-۱۳۹۲ ) بودند که ۱۷۳۲ پرسشنامه از بین آن ها انتخاب گردید و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ویژگی ها و اطلاعات فردی افراد شرکت کننده در تحقیق در ادامه ارائه شده است.

جدول ۴-۱: توزیع و درصد فراوانی شغل هواداران

مؤلفه‌

دسته ها

نمونه تحقیق

تعداد

درصد

شغل

آزاد

۶۴۴

۳۷/۲

دولتی

۲۴۶

۱۴/۲

بیکار

۱۲۹

۷/۴

محصل

۳۲۱

۱۸/۵

دانشجو

۳۹۲

۲۲/۶

همان‌ طور که در جدول ۴-۱مشاهده می شود ۲/۳۷ % هواداران شغل آزاد و ۴/۷ % هم بیکار می‌باشند.

جدول ۴-۲: توزیع و درصد فراوانی میزان دنبال کردن بازی ها در طول یک فصل

مؤلفه‌

دسته ها

نمونه تحقیق

تعداد

درصد

پیگیری همه بازی ها

بله

۱۱۸۷

۶۸/۵

خیر

۱۱۲

۶/۵

گاهی وقت

۴۳۳

۲۵

همان‌ طور که در جدول ۴-۲مشاهده می شود ۵/۶۸ % هواداران همه بازی ها و ۲۵% هواداران هم گاهی وقت بازی های تیم محبوب خود را دنبال می‌کنند.

جدول ۴-۳: توزیع و درصد فراوانی میزان حضور هواداران در ورزشگاه در طول یک فصل

مؤلفه‌

تیم‌ها

نمونه تحقیق

تعداد
درصد

تعداد حضور در یک فصل

۳-۱
۶۴۵
۳۷/۸
۶-۴
۴۰۰
۲۳/۱
۱۰-۷
۳۰۴
۱۷/۶
بالای ۱۰
۳۷۴
۲۱/۶

یافته های ارائه شده در جدول ۴-۳ بیانگر این است که ۸/۳۷ % هواداران ۳-۱ بار و ۶/۱۷ % هواداران هم ۱۰-۷ حضور در ورزشگاه پیدا می‌کنند.

جدول ۴-۴: توزیع و درصد فراوانی سطح تحصیلات هواداران

مؤلفه‌

دسته ها

نمونه تحقیق

تعداد
درصد

تحصیلات

زیر دیپلم
۳۳۷
۵/۱۹
دیپلم
۶۴۵
۳۷/۲
فوق دیپلم
۲۶۸
۱۵/۵
لیسانس
۳۵۴
۲۰/۴
فوق لیسانس و بالاتر
۱۲۸
۷/۴

مجموع

۱۷۳۲
۱۰۰

جدول ۴-۴ نشان می‌دهد ۲/۳۷ % هواداران دیپلم و ۴/۷ % هواداران فوق لیسانس و بالاتر بوده اند.

جدول ۴-۵: توزیع و درصد فراوانی میزان سابقه حمایت هواداران

مؤلفه‌

دسته ها

نمونه تحقیق

تعداد
درصد

سابقه هواداری

کمتر از ۱ سال
۲۰۰
۵/۱۱
۵-۲
۶۶۷
۵/۳۸
۱۰-۶
۴۶۴
۸/۲۶
۱۵-۱۱
۱۵۹
۲/۹
بالای ۱۵ سال
۲۴۲
۱۴

در جدول ۴-۵ ملاحظه می‌شود ۵/۳۸ % هواداران دارای سابقه ۵-۲ سال و ۲/۹ % هواداران هم ۱۵-۱۱ سال سابقه هواداری دارند.

جدول ۴-۶: توزیع و درصد فراوانی سن هواداران

مؤلفه‌

دسته ها

نمونه تحقیق

تعداد
درصد

سن

۲۴-۱۸
۸۸۶
۵۱/۲
۲۵-۳۴
۵۲۳
۳۰/۲
۳۵-۴۴
۱۸۴
۱۰/۶
بالای ۴۵ سال
۱۳۹
۸

همان‌ طور که در جدول ۴-۶ ملاحظه می شود ۲/۵۱ %هواداران ۲۴-۱۸ و ۸ % هواداران بالای ۴۵ سال سن دارند.

۴-۲-۲- توصیف یافته های مربوط به سوالات پرسشنامه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:11:00 ق.ظ ]




بسیاری چون پارسونز[۱۵]، هالند[۱۶]، لوری[۱۷]، مایرز و بریگز[۱۸]، تریسی و راندز[۱۹]معتقدند انتخاب شغل تحت تاثیر شخصیت و ویژگی‌های افراد است و هر یک مدلی برای شخصیت ارائه داده‌اند که هر فرد طبق آن دارای شخصیت خاصی است(سمیعی، باغبان، عابدی، حسینیان، ۱۳۹۰).

یکی از نظریه های شخصیت، نظریه اینوگرام[۲۰] است. طبق مدل یا نظریه اینوگرام افراد در سه گروه اصلی ادراک گرا[۲۱]، احساس گرا[۲۲]و عمل گرا[۲۳] قرار می­ گیرند که هر یک از این سه گروه دارای سه زیر مجموعه است ‌بنابرین‏ طبق این نظریه افراد در ۹ گروه مختلف قرار می گیرند و طیف یکپارچه ای از شخصیت افراد در قالب نه بعد شخصیتی فراهم می ­آید. این نه بعد یا تیپ شخصیتی عبارتند از: اصلاح گرا[۲۴]، یاری دهنده[۲۵]، عمل گرا[۲۶]، فردگرا[۲۷]، محقق[۲۸]، وفادار[۲۹]، کلیت گرا[۳۰]، چالش طلب[۳۱] و مسالمت جو[۳۲]. هر یک از افرادی که در یکی از این گروه‌های نه گانه قرار می­ گیرند دارای ویژگی‌های خاصی هستند(حق شناس،عابدی، حسینیان، باغبان، سمیعی، صالحی، ۱۳۸۹).با توجه به مسائل بیان شده این سوال مطرح می­ شود که هر یک از تیپ‌های شخصیتی نه گانه طبق مدل اینوگرام از چه راهبردهایی برای کاریابی استفاده ‌می‌کنند؟

تحقیقات انجام شده حاکی از این است که روش مورد استفاده برای کاریابی بر یافتن شغل، شدت و مدت کاریابی مؤثر است. مطالعه ی پیشینه حاکی از تاثیر ویژگی‌های فردی و شخصیت افراد بر شدت کاریابی و رفتار کاریابی است(ساکس،۲۰۰۵). ‌بنابرین‏ با توجه به اهمیت و مشکلات کار و کاریابی، باید روش‌هایی که موثرتر از سایر روش­ها هستند، مشخص شوند و همچنین تعیین شود که چرا برخی افراد یک روش خاص را برای کاریابی انتخاب ‌می‌کنند؟ آیا بین ویژگی‌های شخصیتی افراد و استفاده از یک روش کاریابی رابطه وجود دارد؟ آیا شخصیت‌های مشابه، روش‌های کاریابی مشابهی دارند؟

در این پژوهش رابطه عامل شخصیت و راهبردهای کاریابی بررسی شده است. راهبردهای کاریابی یکی از متغیرهای کاریابی است. راهبردهای کاریابی، شیوه هایی هستند که افراد برای یافتن کار از آن ها استفاده می نمایند و شخصیت مجموعه ویژگی های جسمانی، روانی و رفتاری است که هر فرد را از سایر افراد متمایز می کند. با توجه ‌به این که شخصیت موجب تمایز افراد از یکدیگر می‌گردد؛ در این پژوهش رابطه شخصیت و تمایز افراد به دلیل تفاوت شخصیت آن ها و شیوه ای که افراد برای یافتن کار از آن استفاده می نمایند بررسی شده است. ‌بنابرین‏، مسئله تحقیق حاضر بررسی رابطه بین تیپ های شخصیت اینوگرام و راهبردهای کاریابی دانشجویان دانشگاه اصفهان می‌باشد.
۱-۳ ضرورت انجام تحقیق

کار و اشتغال از جمله مهمترین عواملی است که بر آینده­ی فرد، سبک زندگی، میزان سلامت روانی، هویت، استحکام شخصیت، مفید یا غیرمفید بودن فرد، جامعه پذیری، تفریح، ساعات فراغت، رابطه فرد با دیگران و بسیاری از عوامل دیگر مؤثر است. کار برای فرد نشآن های از بلوغ است و موجب استقلال، آزادی و احترام برای وی می‌گردد (شفیع آبادی، ۱۳۸۱، اردبیلی، ۱۳۷۸).

بیکاری می‌تواند باعث طرد اجتماعی، تاثیر جسمی و روحی منفی بر فرد، خانواده و اجتماع گردد. بسیاری از انحرافات اجتماعی و اخلاقی، بزهکاری‌ها، اعتیاد، جرم وجنایت و عدم توانایی ازدواج و تشکیل خانواده برای جوانان یا عدم توانایی ادامه تحصیل و پیشرفت، وابستگی به خانواده، عدم توانایی تامین معاش و شکل گیری مفاسد اجتماعی و تباهی افراد در جامعه ناشی از بیکاری است)ایمانیان و ایمانیان، ۱۳۸۴).

انتخاب شغل یکی از سرنوشت­سازترین تصمیمات فرد است که به نظر می‌رسد از مهمترین مسائل جوانان کشور ما باشد. افراد زیادی با سطوح تحصیلی مختلف و با وضعیت اجتماعی و اقتصادی متفاوت درگیر این موضوع هستند. به طوری که این موضوع یکی از دغدغه‌های اصلی برای افراد جامعه و مسئولان است.

جامعه برای رسیدن به خودکفایی نیازمند انتخاب کارگران و نیروی ماهر است و بیکاری به معنی هدر دادن منابع جامعه است که هیچ کس نمی‌تواند در برابر آن بی اعتنا باشد(ناصرآرا، ۱۳۷۷، کیاوند، ۱۳۶۶). در این میان به نظر می‌رسد با وجود این که جویندگان کار در کشور ما بسیار زیاد هستند اما مهارت‌های کاریابی و راهبردهای جستجوی شغلی کمتر مورد توجه قرار گرفته این در حالی است که استفاده از راهبردهای مناسب برای کاریابی در یافتن شغل و کار به فرد کمک زیادی می‌نمایند.

با توجه ‌به این که جویندگان کار از راهبردهای مناسبی استفاده نمی کنند و گاهی حتی با آن ها آشنا هم نیستند، گمان می‌کنند فرصت‌های شغلی در جامعه کم است و ‌بنابرین‏ به دنبال فراگیری مهارت‌های کاریابی نمی‌روند و روش‌های منفعلی درپیش می‌گیرند (صالحی، ۱۳۸۵).

اهمیت کار برای حیات انسان و جامعه کاملا مشخص است. از آن جا که به نظر می­رسد کار یکی از اساسی­ترین نیازهای افراد جامعه به ویژه جوانان است، جایگاه و اهمیت پژوهش در زمینه کاریابی و کلیه عوامل وابسته به آن همچون راهبردهای کاریابی، نیاز به توضیح ندارد. با توجه به اهمیت موضوع بیکاری و اشتغال در جهان و کشور ما به نظر می­رسد لزوم توجه به رفتارهای کاریابی و راهبردهای کاریابی و شناسایی عوامل وابسته به آن انکارناپذیر باشد.

ارزش هر پژوهش و فعالیتی در زمینه­ کار و کاریابی، برای افراد جامعه از بدیهیات است به حدی که هر فرد از افراد جامعه می ­تواند ضرورت آن را بیان نماید. شاید اگر از کلیه ی افراد جامعه­ ما و هر جامعه­ دیگری ‌در مورد اهمیت، اولویت و ارزش کار و کاریابی برای افراد جامعه به ویژه جوانان پرسیده شود، ‌می‌توان فهمید که کاریابی از ضروری­ترین نیازهای جهان و افراد به شمار می ­آید. چنین به نظر می­رسد که با تغییرات اساسی در دنیای کار، این ضرورت به بحث اساسی­تری تبدیل شده است که هیچ کس نمی­تواند آن را انکار نماید. با نگاهی به افراد ‌می‌توان ‌به این نتیجه رسید که پژوهش در زمینه­ کاریابی و شیوه­ای که افراد برای جستجوی کار از آن استفاده ‌می‌کنند، مورد نیاز همه افراد جامعه از هر قشر، سن، گروه و طبقه­ای است.

راهبردهای کاریابی و عوامل وابسته به آن برای پژوهشگرانی که علاقه­مند به پیش ­بینی کننده­ها و پیامدهای کاریابی هستند، موضوع با اهمیتی است و همچنین برای شاغلینی که کاریابان برای یافتن کار سراغ آن ها می­روند اهمیت دارد. افراد معمولی، مؤسسه‌‌های آموزشی، مشاورین شغلی، سازمآن ها و به طور کلی همه جامعه از جمله گرو ه هایی هستند که به فرایند و متغیرهای کاریابی علاقه مند می‌باشند. ‌بنابرین‏ کاریابی به حیطه ی وسیعی از افراد مربوط می­ شود از جمله افرادی که از بیکاری رنج می­برند، افرادی که می­خواهند شغلشان را تغییر دهند، کسانی که برای اولین بار وارد بازار کار ‌شده‌اند، سازمآن ها و حتی مشاغل.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:11:00 ق.ظ ]




به ­همین دلیل قانون‌گذار در سال­۱۳۷۵ ضمن تجدید نظر کلی درخصوص قانون تعزیرات در ماده ۷۲۶ این قانون میزان مجازات معاون جرم را ‌در جرایم مستوجب تعزیربه شرح ذیل بیان نمود:«هرکس ‌در جرایم تعزیری معاونت نماید­حسب مورد­به حداقل مجازات مقرر درقانون برای همان جرم محکوم می‌شود»

در این ماده اصل قانونی بودن مجازات درمورد معاونین عمل مجرمانه رعایت گردیده است ولیکن ایراداتی بر این ماده وارد است.

اولاً­: بهتر بود ماده­۷۲۶­ق.م.۱، در قسمت­ اول قانون یعنی­ جزء ­موارد­ کلی­ راجع­ به ­جزای ­عمومی ‌مطرح می‌گردید.

ثانیاًً: در برخی از مواد قانون م.۱، مجازاتی که برای عمل مجرمانه تعیین شده است دارای حداقل و حداکثر نیست؛ لذا تعیین مجازات برای معاون جرم، غیر ممکن خواهد شد. به طور مثال مقنن در تبصره ۲ ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس وکلاهبرداری مقرر نموده است: «مجازات شروع به کلاهبرداری حسب موردحداقل مجازت مقرر درهمان موردخواهد بود. اگر شخصی به شروع کلاهبرداری محکوم گردد، میزان مجازات وی با استناد به تبصره دو ذیل ماده یک، یک سال حبس تعیین می‌گردد. حال اگر شخص درجرم شروع به کلاهبرداری معاونت نماید طبق ماده ۷۲۶ ق،م،۱(تعزیرات)لازم است به حداقل مجازات شروع به جرم کلاهبرداری محکوم گردد و مجازات شروع به کلاهبرداری فقط یک سال حبس است و حداقل وحداکثری ندارد و در نتیجه با توجه به تفسیر مضیّق قوانین کیفری و اصل تفسیر به نفع متهم و اصل قانونی بودن مجازات­ها، معاون در جرم شروع به کلاهبرداری هر چند مجرم شناخته می‌شود ولیکن بدون مجازات مانده و از مجازات معاف می‌گردد.

ثالثاً : استعاره نسبی مجرمیّت معاون که به طور غالب در قوانین جزایی ایران پذیرفته شده است و به موجب آن مجازات خفیف تر از مجازات مباشر می‌باشد. در این ماده رعایت نشده است. به طور مثال در ماده ۶۷۰ ق.م.۱ « کسانی که به عنوان ورشکستگی به تقلب محکوم می‌شوند به مجازات حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهند شد» حال این حداقل مجازات می‌تواند ‌در مورد مرتکب اصلی نیز در نظر گرفته شود و این باعث تساوی مجازات معاون و مباشر جرم و در نتیجه پذیرش نظریه استعاره مطلق مجرمیّت معاون می‌گردد که با روح و مبنای متون قانون جزایی ایران سازگار نیست. با توجه به مراتب فوق به نظر می‌رسد بهتر بود: «ولیکن می‌تواند نظر به اوضاع و احوال و میزان تأثیر عمل معاون مجازات وی را تخفیف دهد»[۳۶۷]

گفتار دوم: لبنان

درقوانین لبنان معاون جرم به دو دسته معاونین اصلی و ضروری و معاونین عادی قابل تقسیم هستند. معاون اصلی شخصی است که اگر مساعدت او نبود جرم ارتکابی حاصل نمی‌گردید. به طور مثال شخصی به هنگام داخل شدن قاتل به اتاق به منظور قتل مجنی علیه، درب اتاق را از بیرون قفل می‌کند و مانع از فرار مجنی علیه و نجات وی می‌گردد.۲۱[۳۶۸]

‌در مثال ذکر شده درصورتی که عمل معاون نبود، جرمی ‌که به وجود آمده حاصل نمی‌شد. معاون عادی یا فرعی کسی است که قبل از ارتکاب جرم توسط فاعل اصلی، یا در اثنای ارتکاب جرم یا بعد از آن نقش فرعی دارد. ‌به این ترتیب مجازات فرد درقوانین جزایی لبنان به نسبت تفاوتی که میان معاون اصلی ومعاون عادی وجود دارد متفاوت است.درخصوص معاون اصلی قانون‌گذار لبنان ازسیستم مجرمیّت استعاره­ای مطلق تبعیت نموده و مجازات معاون و مباشر جرم را یکسان در نظرگرفته است و درصدر ماده ۲۲۰ ق.م این کشور مقرر می‌دارد: « معاون که اگر یاری او نبود جرم محقق نمی‌شد، مجازات فاعل را دارد.»

ولیکن درخصوص معاونین عادی همانند حقوق ایران از سیستم مجرمیّت استعاره ای نسبی تبعیت نموده و مجازات معاونین جرم را أخفّ از مجازات مباشر قرارداده است و با توجه به ذیل ماده ۲۲۰ق.م این کشور مجازات معاونین عادی را به طریق زیر معین نموده ­است.«… اگر مجازات فاعل، اعمال شاقّه ابدی یا حبس ابدباشد، مجازات متدخّلین از هفت تا پانزده سال حبس است ودرسایر موارد که مجازات فاعل اعمال می‌گردد بعد از آنکه مدت آن از یک ششم تا یک سوم کاهش می‌یابد واقدامات احتیاطی ‌در مورد فاعل اصلی اجرا می‌شود در خصوص معاونین جرم نیز قابل اجراء خواهد بود.» نکته­ای که در اینجا لازم به ذکر است این است­که هرچند قانون‌گذار لبنان همانند قانون‌گذار ایران در خصوص مجازات معاونین (عادی) از سیستم مجرمیّت عاریه ای نسبی تبعیت نموده و مجازات معاون جرم را حداقل مجازات مقرر برای فاعل اصل معین نموده است ولی درمواردی ‌نیز همانند حقوق ایران مجازات معاون شدیدتر­از مجازات مباشر قرار داده است به عنوان مثال قانون‌گذار لبنان درماده ۳۷۷ ق.م این کشور مقرر می‌دارد:«آن دسته ازمأمورین دولتی­که ازسمت خود سوء استفاده نموده ودست به ارتکاب جرم می‌زنند، خواه درارتکاب آن جرم مشارکت نمایند خواه معاونت وخواه با سوء­استفاده ازموقعیت خود، دیگری را واداربه ارتکاب جرم نمایند، مشمول مجازات مشدّده­­ای­که درماده­۲۵۵ ق­جزای لبنان آمده است خواهند شد.[۳۶۹]

همان گونه که­سابقاً بیان نمودیم درحقوق لبنان برخلاف حقوق ایران تحریک به­ارتکاب جرم جزء مصادیق در جرم نبوده و جرم مستقل به شمار می‌رود. و طبق ماده ۲۱۷ ق.ج.ل « شخصی که دیگری را به هروسیله وادار به ارتکاب جرم نماید یا برای این کار تلاش می کند محّرض نامیده می‌شود.مسئولیت وادار شده به ارتکاب جرم مستقل از مسئولیت وادار کننده به ارتکاب جرم است» مطابق ماده ۲۱۸ ق.ج.ل وادار کننده به ارتکاب جرم در معرض مجازاتی قرار دارد که برای جرم مورد نظر وی تعیین شده است خواه وادار شده به ارتکاب جرم (مباشر) جرم را به طور کامل انجام داده باشد، خواه شروع به عملیات اجرایی نمود، و درمرحله عملیات اجرایی متوقف شده باشد و خواه جرم انجام داده ولیکن به نتیجه مورد نظر دست نیافته باشد در صورتی که تحریک (تحریض) منجر به نتیجه نگردد، در این فرض حالات مختلفی به وجود می ­آید:

حالت اول:

حالتی که تحریض با قبول مواجه نمی­ شود؛ در این حالت صرف شروع به وارد کردن دیگری به ارتکاب جرم تحریض محسوب می­ شود.

حالت دوم:

حالتی است که تحریض به ارتکاب جرم ازسوی وادار شده مورد قبول واقع می­ شود ولی­شخص وادار شده ، جرم مورد نظر را مرتکب نمی­ شود.

حالت سوم:

شخص وادار شده به ارتکاب جرم، اعمالی را مرتکب می­گردد، که طبق قانون قابل مجازات نیست مانند اعمال مقدّماتی جرم.در هر سه حالت فوق عمل تحریک منتج به نتیجه نگردیده و ‌بنابرین‏ طبق ذیل ماده ۲۱۸ ق.م.ل:«هرگاه وارد کردن به جنایت یا جنحه منتهی به نتیجه نشود، مجازات محرّض­به نسبتی که در بند دوم وسوم وچهارم ماده ۲۲۰ بیان شده است؛ تخفیف می­یابد. یعنی درصورتی که مجازات جرم مورد نظر وادار کننده­ اعدام باشد، مجازات شخص وادار کننده اعمال شاقه دائمی یا موقت از ده تا بیست سال خواهد بود. درصورتی که مجازات جرم مورد نظر تحریک کننده، اعمال­شاقه ابدی یا حبس ابد باشد، مجازات شخص وادار کننده (محرّض) هفت تا پانزده سال خواهد بود.»

مبحث دوم:اقسام مجازات معاونت در جرم

مجازات یا کیفر در لغت به معنی«سزای عمل کسی را دادن» مجازات­ها ضمانت اجرای رعایت جزایی است که قانون‌گذار برای حفظ نظم عمومی، اجرای عدالت، پیشگیری ازارتکاب جرایم و اصلاح و درمان مجرمان برای­مداخله کنندگان­درجرم درنظرگرفته است. لذا مقنّن برای معاونت درجرم نیز مجازات تعیین نموده است.

مجازات­ها را با در­نظرگرفتن نسبتی که با یکدیگر دارند، ‌می‌توان به سه طبقه مجازات­های­اصلی،تکمیلی، (تتمیمی) وتبعی تقسیم ‌و احکام هریک را ‌به این شرح بررسی کرد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:10:00 ق.ظ ]




فلسفه شناسایی و رسمیت بخشیدن به دعوای استرداد، حمایت از حق مالکیت اشخاص ثالثی است که نسبت به اعیان نزد تاجر ورشکسته حق مالکیت دارند. دعوای ورشکستگی بر علیه تاجر ورشکسته اقامه شده فلذا طبیعتاً باید اموال ایشان بین طلبکاران تقسیم گردد نه اموال دیگران (اصل شخصی بودن مسئولیت). این امتیاز را قاعده مندرج در قسمت اخیر ماده ۵۳۱ ق.ت که مقرر می­دارد: “… به طور کلی عین متعلق به دیگری که در نزد تاجر ورشکسته موجود باشد قابل استرداد است”، بیان می­دارد .

ممکن است این شبهه ایجاد شود که این قاعده و امتیاز مخالف «اصل تساوی حقوق طلبکاران» است و این مقرره حمایتی در تعارض با حمایت از طلبکاران قرار ‌می‌گیرد .

لیکن به نظر می­رسد که شبهه قابل رفع است زیرا همان‌ طور که از خود عنوان «طلبکاران» پیدا‌ است این اشخاص طلبکار تاجر ورشکسته اند و بر ذمه­ او طلب دین دارند، در صورتی­که اشخاص که حق اقامه دعوای استرداد دارند، بر ذمه تاجر طلبی ندارند و طلبکار محسوب نمی­شوند بلکه نزد وی عینی دارند که نسبت به آن حق مالکیت دارند که مرتبه و درجه­ آن بسیار بالاتر از این محسوب می­ شود لذا به اصل «تساوی حقوق طلبکاران» خدشه­ای وارد نیست و اساساً ‌در مورد مدعی دعوای استرداد عین، این قاعده سالبه به انتفای موضوع است (با توضیحاتی که ارائه شد) .

‌بنابرین‏ نه تنها قاعده مندرج در ماده ۵۳۱ ق.ت دعوای استرداد بر مبنای آن باعث تبعیض بین طلبکاران نمی ­باشد و مخالف «اصل تسوی حقوق طلبکاران» نیست بلکه از لحاظ حمایتی وقتی این گروه اشخاص یعنی طلبکاران تاجر (کسانی که بر ذمه­ تاجر دین دارند) و از طرف دیگر کسانی که حق مالکیت نسبت به اعیان موجود نزد تاجر ورشکسته دارند در برابر هم قرار می­ گیرند به علت اولویت و ارجحیت حق عینی بر حق دینی، طبیعتاً دارندگان حق عینی اولی هستند و ترجیح این گروه بر دارندگان حق دینی، ترجیح بلا مرجح نیست و مرجح همان است که بیان شد (یعنی حق مالکیت بر عین موجود نزد تاجر ورشکسته). لذا در مقام مقابله این دو نفع، صاحب عین مرجح است.

لیکن اگر عین، بنا به هر سبب، تبدیل به موجود اعتباری همچون پول یا مال کلی دیگر شود یا تلف گردد، طبق مفهوم مخالف قاعده مندرج در قسمت اخیر ماده ۵۳۱ ق.ت، دعوای استرداد بر مبنای آن مسموع نخواهد بود زیرا در این صورت عین تبدیل به موجودی شده که جایگاهی جز ذمه­ تاجر برای آن قابل تصور نمی ­باشد. به عنوان مثال در فرضی­که عین متعلق به شخص ثالث، نزد تاجر ورشکسته تلف شده باشد، مثل یا قیمت آن به صورت دین (تعهد) بر ذمه­ تاجر مستقر می­ شود و صاحب عین تلف شده، طلبکار تاجر می­ شود و در وضعیتی برابر، هم عرض و مشابه سایر طلبکاران تاجر ورشکسته قرار گرفته و مشمول «اصل تساوی حقوق طلبکاران» می­گردد و مرجح (که حق مالکیت بر«عین» است) از بین می­رود فلذا ترجیح بلامرجح محال می­گردد و صاحب عین تلف شده باید برای وصول طلب خود در صف غرما قرار گیرد.

لذا همان‌ طور که ملاحظه می­ شود دیگر مرجحی وجود ندارد که مقنن به استناد به آن فرد مذبور را از شمول «اصل تساوی حقوق طلبکاران» ممتاز کرده و به وی حق استرداد بدهد بدون ورود در صف غرما.

ممکن است که ادعا شود که، حکم ورشکستگی که استثنا بر اصل نسبی بودن احکام است و آثار آن تمام طلبکاران را در بر ‌می‌گیرد اعم از طلبکاری که اقامه دعوای ورشکستگی نموده و آنکه اقامه دعوا ننموده یا اینکه اساساً دادستان اقامه ورشکستگی کرده باشد، بنا بر ویژگی تعمیمی خود، اقتضا دارد که برای تقسیم دارایی تاجر، تمام دارایی وی اعم از اینکه متعلق به او یا متعلق به ثالث باشد، لحاظ گردد و جزء اقلام فروش قرار گیرد، لذا با این اوصاف آیا حق اقامه دعوای استرداد مندرج در قسمت اخیر ماده ۵۳۱ قانون تجارت، در تعارض با این ویژگی قرار نمی­گیرد؟

قبل از پاسخ ‌به این سوال، ضروریست مقدمتاً اصل نسبیت احکام و تخصیص آن ‌در مورد حکم ورشکستگی اجمالا بررسی گردد؛

«حکم اثر نسبی دارد، بدین معنا که علی القاعده، تنها نسبت به محکوم علیه و یا قائم مقام او قابل اجرا ‌می‌باشد».[۴۵]
لذا علی القاعده، حکم، اثر نسبی دارد و آثار آن دامنگیر طرفین دعواست. ولیکن این قاعده استثنا پذیر است. یکی از استثنائات این قاعده، «حکم ورشکستگی» است. در ورشکستگی «اعتبار حکم مطلق است؛ زیرا شخصی که به موجب آن متوقف اعلام شده در مقابل همه متوقف شناخته می­ شود؛ به عبارت دیگر، حکم ورشکستگی اثر عام دارد و فقط طرفین دعوا را در بر نمی­گیرد».[۴۶]

ولیکن طبیعی است که می­بایست طلب از خوانده­ی محکوم (تاجر ورشکسته) وصول شود نه از دارایی متعلق به اشخاص ثالثی که به هیچ عنوان طرف دعوای ورشکستگی محسوب نمی­شوند، زیرا اقتضای اصل نسبی بودن احکام چنین است.

لذا ویژگی تعمیمی حکم ورشکستگی، تنها طلبکاران تاجر ورشکسته را دربر ‌می‌گیرد، حال آنکه مالک عین موجود نزد تاجر ورشکسته طلبکار تلقی نمی­ شود که مشمول ویژگی تعمیمی مطلق حکم ورشکستگی قرار گرفته و در دایره­ی «اصل تساوی حقوق طلبکاران» واقع شود.

مبحث سوم: موضوع دعوای استرداد اموال در ورشکستگی

با تبیین دعوای استرداد، تا حدودی موضوع این دعوا (یعنی آنچه در دعوای استرداد مسترد می­گردد) روشن گردید. اشاره شد که فلسفه دعوای استرداد در ورشکستگی حفظ مالکیت کسانی است که نسبت به اعیان نزد تاجر ورشکسته حق مالکیت دارند دعوای ورشکستگی بر علیه تاجر ورشکسته اقامه شده و لذا قرار بر این است که اموال ایشان بین طلبکاران تقسیم شود نه اموال دیگران.(اصل شخصی بودن مسئولیت)

لذا موضوع دعوای استرداد در ورشکستگی در فلسفه آن نهفته است و همان‌ طور که از تحلیل فلسفه آن استباط می­ شود موضوع این دعوا عین متعلق به دیگری است که نزد تاجر ورشکسته موجود است.

قانون‌گذار در بند اخیر ماده ۵۳۱ ق.ت طی وضع یک قاعده در مقررات دعوای استرداد در رابطه با موضوع دعوای استرداد بیان می­دارد که :”… به طور کلی عین هر مال متعلق به دیگری که در نزد تاجر ورشکسته موجود باشد قابل استرداد است.” لذا همان‌ طور که در این ماده ملاحظه می­ شود عینی قابل استرداد است که نزد تاجر ورشکسته موجود باشد. در هر مورد که عین مال متعلق به دیگری در نزد تاجر تبدیل به موجود اعتباری شده باشد قابل استرداد نیست. این تبدیل به فراخور ماهیت عین، ممکن است به صورت مختلف صورت گیرد. مثلا ممکن است عین موجود نزد تاجر ورشکسته قبل از وقوع ورشکستگی به فروش برسد و قیمت آن بر ذمه­ تاجر مستقر شود، یا اینکه تلف گردد و … که در این موارد تاجر مدیون مثل یا قیمت آن می­ شود.

در هر یک از مصادیقی که ذکر شد صاحب عین برای وصول دین و طلبی که جایگزینی عین متعلق به او شده است باید همچون سایر طلبکاران در صف غرما قرار گیرد ‌بنابرین‏ مشمول اصل تساوی حقوق طلبکاران می­ شود. پیش از این عنوان طلبکار بر وی صدق نمی­کرد بلکه وی صاحب عین محسوب می­شد لذا می­توانست با اقامه دعوای استرداد به عین مورد نظر دست یابد، ولیکن با از بین رفتن موضوع دعوای استرداد که عین موجود نزد تاجر ورشکسته ‌می‌باشد از شمول قاعده مندرج در ماده ۵۳۱ ق.ت خارج شده و دیگر مرجحی در بین نیست تا او را نسبت به سایر طلبکاران رجحان دهیم، ‌بنابرین‏ برای وصول طلب خود در صف غرما قرار ‌می‌گیرد تا به نسبت طلب خود از دارایی تاجر سهم ببرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:10:00 ق.ظ ]




۲٫ ۷٫ ۱٫ چارچوب مفهومی یونیدو

در چارچوب رویکرد مبتنی بر دانش، یونیدو تکنولوژی را سیستمی از دانش، فنون، مهارت ها، تخصص و سازمان تعریف می‌کند که برای تولید، تجاری سازی و بهره برداری از کالاها و خدمات در پاسخ به تقاضا های اقتصادی و اجتماعی به کار می رود. برآیند این تعریف در انتقال تکنولوژی، آن است که اکتساب فرایندی صرفا فیزیکی تلقی نمی شود بلکه علاوه بر آن دانش نهفته در سخت افزار و نرم افزار را در بر می‌گیرد. در این راستا یونیدو انتقال نوآورانه تکنولوژی را مطرح می‌کند.

انتقال نوآورانه تکنولوژی به توسعه قابلیت های تکنولوژیک در خلال انتقال تکنولوژی معطوف است که به افزایش توان نوآوری دریافت کننده آن می‌ انجامد. از این منظر انتقال تکنولوژی فرایندی بلند مدت تعریف می شود که گیرنده طی آن با کسب توانمندی در کاربرد، انطباق و گسترش تکنولوژی و در نهایت توانایی افزایش استقلال در توسعه، طراحی و فروش آن قابلیت های تکنولوژیک خود را بهبود می بخشد.

بر این اساس یونیدو مسیر برای کسب تکنولوژی پیشنهاد می‌کند:

مسیر یک : انتقال تکنولوژی از طریق تجارت با هدف تقویت تولید بومی

مسیر دو : انتقال تکنولوژی از طریق سرمایه گذاری خارجی مستقیم و عقد قرارداد برای تأسيس شرکت های محلی صادر کننده.

مسیر سه : انتقال تکنولوژی از طریق زنجیره عرضه مواد و تجهیزات سرمایه ای برای توسعه ظرفیت پیمانکاری فرعی محلی. (یونیدو ، ۲۰۰۲)

در ذیل روش های مذکور توضیح داده می‌شوند:

مسیر یک :

این مسیر معمولا توسط کشور های در حال صنعتی شدن به کار می رود که مراحل اولیه جایگزینی واردات با تولید داخل و توسعه توانایی کارخانه‌ها تولیدی داخل برای تولید محصولات جدید را طی می‌کنند. در این کشور ها ارزش افزوده تولید و میزان تولید صادراتی سرانه کم است. پایین بودن رشد تولیدات صادراتی، توفیق محدود در زمینه رقابت را منعکس می‌کند. تولید در درجه اول برای عرضه به بازار داخلی در بخش هایی است که قدرت رقابت قیمت های وارداتی با محصول داخلی کم باشد.

انگیزه اصلی انتقال تکنولوژی در مسیر اول بهبود شرایط رقابتی تولید در بازار های داخلی است. این بهبود در خلال کاهش هزینه ها به وسیله تغییر در روند کار و بهبود کیفیت محصولات حاصل می شود. در اینجا تأکید بر روی بهبود کیفیت، قابل اعتماد و اتکا بودن، تحویل، انعطاف پذیری، زمان فروش و هزینه تولید است.

ابداعات در تکنولوژی میانی در هر سطحی از توسعه امکان پذیر است که مدیران شرکت های داخلی و سرمایه گذاران خارجی می‌توانند آن را انجام دهند. توسعه و انتشار تکنولوژی مناسب به وسیله انتقال روش های مدیریتی بهبود می‌یابد و مداخله های راهبردی در زنجیره عرضه کیفیت محصولات طراحی شده داخلی، افزایش تقاضا و رقابت را تضمین می‌کند.

‌بنابرین‏ عامل اصلی در فرایند انتقال تکنولوژی در مسیر اول شرکت های خریدار اعم از کوچک یا متوسط هستند. در این باره مهمترین عوامل مورد نیاز در انتقال تکنولوژی عبارتند از:

-ایجاد انگیزه

-تشخیص وضعیت فعلی و فرصت ها به وسیله تعیین تکنولوژی های مناسب از سوی مدیران بنگاه

-توسعه ظرفیت جذب

-مدیریت فرایند انتقال

-سرمایه گذاری

نقش بنگاه ها در این رویکرد فراهم کردن آموزش های لازم برای سرمایه گذاری و دسترسی به اطلاعات درباره فرصت های تکنولوژیکی است. این امر پتانسیل انتقال تکنولوژی در سطوح پایین توسعه صنعتی را مشخص می‌کند و موقعیتی برای توجه بیشتر به توسعه ابداعات فراهم می‌سازد که خود تقویت قابلیت ها در توسعه و تولید را می طلبد. (یونیدو در اشتریان و دیگران ،۱۳۸۵ ، صفحه ۱۶)

مسیر دو :

انتقال تکنولوژی در مسیر دوم ویژگی اقتصاد جهانی در سی سال اخیر است و به طور عام ‌در مورد کشور های در حال توسعه و صنعتی شده مشترک است. شرکت های تأسيس شده در این برهه زمانی در رده شرکت هایی هستند که به انعقاد قرارداد های فرعی روی تولید کالا های آماده یا اجزای کالا های مصرفی سبک پرداخته‌اند. معمولا سرمایه گذاران صنعتی موفق، مسیر دوم را به عنوان راهبرد توسعه خود به کار برده اند. در این مسیر تولید کنندگان در یک کشور باید شرایط جذب سرمایه گذاری های تکنولوژی از طریق قرارداد های مقاطعه کاری را داشته باشند. اگر کشور ها بتوانند از طریق سیاست های محیطی مطلوب هزینه نیروی کار را کاهش دهند برای سرمایه گذاران خارجی که به دنبال کاهش پایه هزینه تولید هستند جذاب جلوه خواهد کرد. معمولا بنگاه ها به دنبال قرار داد هایی هستند که در آن طرف قرارداد به طور کامل قادر به انجام شرایط قرارداد باشد. معمولا تولید کنندگان در اولین قرارداد خود ممکن است با نقصان توانایی تکنیکی و مدیریت در تولید حجم و کیفیت مورد توافق مواجه شوند. در این مقطع نیاز فوری به کسب قابلیت تطبیق سریع با محیط احساس می شود.

در مسیر دوم هدف منعقد کنندگان قرارداد علاوه بر تحصیل قابلیت تکنولوژیکی، شامل افزایش فروش می شود، به خصوص صادرات و منافعی که از پیوستن به زنجیره عرضه یک بنگاه خارجی در بازار خارج به دست می‌آید. هرچند ورود به بازار های صادرات برای بنگاه های کشورهای در حال توسعه به دلیل کمبود آشنایی با بازار ها و محصولات برتر و مرجح در آن ها، کمبود قابلیت های تکنولوژیکی و مدیریتی برای توسعه و تولید کیفیت ویژه و نیز کمبود برخورداری از جایگاه ویژه در بازار ها دشوار است.

در این مسیر انتقال می‌تواند در خلال بدس آوردن تجهیزات و امکانات یا دریافت رموز از مشتری یا به واسطه وجود موج عرضه کنندگان خارجی به مصرف کنندگان قرارداد های فرعی صورت گیرد. بعضی مواقع مشتری حتی در فرایند سرمایه گذاری نیز مشارکت فعال دارد، مانند هنگامی که برای یاری بنگاه منعقد کننده قرارداد برای توسعه قابلیت های مورد نیاز آن به عرضه تجهیزات، ابزار آلات و آموزش می پردازد. البته سطح تکنولوژی به دست آمده به عنوان قسمتی از ساز و کار قرارداد های فرعی به خصوص برای تازه واردان ‌به این قرارداد ها نسبت به مقیاس جهانی به نسبت کم خواهد بود. لذا ضروری است منعقدان قرارداد از نیاز خود به بالا بردن سطح قابلیت ها برای رسیدن به استاندارد های کیفیت و هزینه آگاه باشند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:10:00 ق.ظ ]




بخش سوم:سوابق پژوهش های انجام شده پیرامون موضوع

الف- تحقیقات انجام شده در داخل کشور:

نصیری پور و دیگران(۱۳۸۷) تحقیقی با عنوان (رابطه هوش عاطفی با سبک رهبری در مدیران بیمارستانهای تامین اجتماعی شهر تهران انجام داده‌اند .سوال این پژوهش، بررسی رابطه هوش هیجانی با دو سبک رهبری تحولی ومبادله ای بوده است .این تحقیق بر روی نمونه ای با حجم ۱۳۵نفر از مدیران بیمارستانهای تامین اجتماعی شهر تهران اجرا شده است.داده های جمع اوری شده با ضریب همبستگی و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل واقع شده است.نتایج نشان داده است که بین هوش عاطفی و سبک رهبری تحولی رابطه معنا دار و مثبت وجود داردولی بین هوش هیجانی و سبک رهبری مبادله ای رابطه ای مشاهده نگردیده است.

گل پرور ودیگران(۱۳۸۳)تحقیقی با عنوان (رابطه هوش هیجانی ومولفه های ان با پیشرفت گرایی شغلی در بین کارگران کارخانه‌ها و صنایع انجام داده‌اند. در این پژوهش به بررسی این فرضیه که بین مؤلفه‌ های هوش هیجانی با پیشرفت گرایی شغلی رابطه وجود دارد،پرداختند .این تحقیق بر روی ۳۰۰نفر از کارگران شاغل در کارخانه‌ها وصنایع مستقر در شهرک صنعتی مورچه خورت اصفهان به اجرا درامد و ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه هوش هیجانی بار_ان و پرسشنامه پیشرفت شغلی کویین دام (۲۰۰۵)بوده است وبا استفاده از ضریب همبستگی پیرسون ،تحلیل رگرسیون وتحلیل معادلات ساختاری بررسی وتحلیل شده ونتایج نشان داد که بین کلیه مؤلفه‌ های هوش هیجانی با پیشرفت گرایی شغلی در حد قابل توجهی رابطه مثبت وجود دارد.

زینی وند (۱۳۸۷) پژوهشی را با عنوان رابطه هوش هیجانی و عملکرد دبیران متوسطه شهرستان جویبار انجام داده است .هدف این پژوهش بررسی رابطه هوش هیجانی و عملکرد دبیران می‌باشد. جامعه اماری این پژوهش کلیه دبیران متوسطه شهرستان جویبار بوده که از این تعداد ۱۸۶ نفر به شیوه ی نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند.ابزار سنجش در این پژوهش دو پرسشنامه بوده است،که یکی پرسشنامه برادبری و گریوز ودیگری پرسشنامه عملکرد دبیران می‌باشد.برای تحلیل داده ها از روش های آماری ،جداول و نمودارهای فراوانی و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می‌دهد که بین مؤلفه‌ های خوداگاهی و عملکرد دبیران رابطه معناداری وجود دارد.همچنین بین مؤلفه‌ های خود مدیریتی ،آگاهی اجتماعی و مدیریت رابطه و عملکرد دبیران رابطه معناداری وجود دارد.

یوسفی (۱۳۸۵)تحقیقی با عنوان رابطه هوش هیجانی و مهارت‌های ارتباطی در دانشجویان دانشگاه آزاد واحد یاسوج انجام داده است.هدف این پژوهش: ۱) بررسی تفاوت‌های دوجنس ‌در هوش هیجانی ومهارتهای ارتباطی ۲) پیش‌بینی مهارت‌های ارتباطی از طریق هوش هیجانی امکان پذیر است . این تحقیق بر روی ۱۳۱دانشجوی دانشگاه آزاد یاسوج اجرا شده است. برای بررسی همبستگی بین هوش هیجانی ومهارتهای ارتباطی ازهمبستگی پیرسون استفاده شده و به منظور پیش‌بینی مهارت‌های ارتباطی وزیر مقیاس‌های آن با بهره گرفتن از هوش هیجانی ، از روش تحلیل رگرسیون استفاده شده است. نتایج نشان داد که هوش هیجانی حاصل از گزارش شخصی افراد بامهارتهای ارتباطی وزیر مقیاس‌های وابسته به آن رابطه دارد واین مهارت‌ها را به صورت مثبت و معنادار پیش‌بینی می‌کند یافته دیگر این پژوهش حکایت ازعدم تفاوت معنا دار بین عملکرد دو جنس در نمره های حاصل از پرسشنامه هوش هیجانی است.

حافظیان (۱۳۸۷)در پژوهشی به بررسی رابطه ی بین مؤلفه‌ های هوش هیجانی مدیران و عملکرد کارکنان در دانشگاه های استان مازندران پرداخته است .روش پژوهش توصیفی –همبستگی بود.جامعه آماری شامل ۱۱۰ مدیر و ۱۴۷۲نفر از کارکنان دانشگاه آزاد و غیر انتفاعی استان مازندران بود که از بین آن ها تعداد ۸۶ نفر از مدیران و ۳۴۴ نفر از کارکنان به عنوان نمونه انتخاب شدند.برای توصیف داده ها از آزمون t تک گروه ،ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شده است.نتایج نشان که بین مؤلفه‌ های هوش هیجانی مدیران و عملکرد کارکنان رابطه وجود دارد.در بین مؤلفه‌ ها خودمدیریتی و آگاهی اجتماعی تاثیر مستقیم و خوداگاهی و مدیریت رابطه تأثیر غیر مستقیم برعملکرد کارکنان دارند.

ترابی(۱۳۸۲) در پژوهشی به بررسی رابطه هوش هیجانی و عملکرد مدیران پرداخته است .ترابی در پژوهش خود ‌به این نتیجه رسید که بین مؤلفه‌ های هوش هیجانی (خوداگاهی،انگیزش و مهارت های اجتماعی ) و عملکرد مدیران رابطه معناداری وجود دارد.اما بین دو مؤلفه‌ دیگر(همدلی و خودگردانی ) با عملکرد مدیران رابطه معناداری وجود ندارد.

دارایی(۱۳۸۳)پژوهشی پیرامون موضوع بررسی مقایسه ای تأثیر هوش عاطفی بر کامیابی مدیران مالی و غیر مالی انجام داده است.فرضیه های این تحقیق عبارتند از:۱ بین هوش عاطفی و کامیابی مدیران رابطه وجود دارد.۲ مدیران مالی هوش عاطفی پایین تری نسبت به مدیران غیر مالی دارند.نتایج حاکی از این است که بین هوش عاطفی و اجزای آن با کامیابی مدیران رابطه مثبت ومعناداری وجود دارد.همچنین هوش عاطفی مدیران مالی پایین تر از هوش عاطفی مدیران غیر مالی است.

معتمدی (۱۳۸۶) در پژوهشی به مقایسه خودکار آمدی و سلامت روانی دردانش اموزان عادی و تیز هوش پرداخته است . پرسش اصلی این پژوهش این است که آیادانش اموزان عادی و تیز هوش ‌در مولفه های خودکار آمدی با یکدیگر تفاوت دارند ؟ جامعه آماری این پژوهش، کلیه دانش آموزان سال اول متوسطه تیزهوش و عادی دختر و پسر شهر تهران بوده است. برای گردآور ی داده ها از آزمون‌های های زیر استفاده شد:‌۱) آزمون و ماتریسهای پیشرونده ریون ۲) پرسشنامه سلامت عمومی( GHQ) 3)‌پرسشنامه خود کارآمدی دانش آموز. برای مقایسه دو گروه عادی وتیز هوش ‌در مولفه های خودکار آمدی رابطه معنا دار نیست اما اثر هوش بر یکی از مؤلفه‌ های خودکار امدی یعنی نگرش معنا دار است وهمچنین برای مقایسه دو گروه عادی وتیز هوش ‌در مولفه های سلامت روانی نشان می‌دهد که بین دو گروه ‌در مولفه نارساکنش وری واجتماعی تفاوت معنا دار وجود دارد جهت تحلیل داده ها از رگرسیون ،تحلیل واریانس وتحلیل عاملی استفاده شده است. نتایج نشان داد که بین سلامت روانی بامولفه های تلاش ،‌استعداد و باز خورد رابطه معنادار وجوددارد در حالی که هیچگونه رابطه معنا داری بین سلامت روانی و مؤلفه‌ شانس وجود نداشته است و از سوی دیگر دانش اموزان عادی وتیز هوش ‌در مولفه های باز خورد ونارساکنش وری اجتماعی تفاوت معنا داری داشتند. نتایج، این نکته را نیز آشکار کردند که مؤلفه‌ های خودکارامدی دختران و پسران با یکدیگر تفاوت ندارند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:10:00 ق.ظ ]




    1. آزادگی، دادگری و ظلم­ستیزی: از دیگر خطوط برجسته و درخشان مبنای اخلاقی و تربیتی نهج­البلاغه، آزادگی و عدالت­خواهی و ظلم­ستیزی است. رهایی انسان از عبودیت غیر خدا و نجات او از اسارت علائق فریبای دنیا است.« وَ لا تَکُن عَبدَ غَیرِکَ وَ قَد جَعلکَ الله حَرا»، «بنده غیر خودت مباش زیرا خداوند تو را آزاد آفریده است»(نهج­البلاغه،خطبه۲۳۰).
  1. زهدورزی و اعراض از زخارف فریبای دنیا:

أیُّهَاالنَّاسُ، الزَّهَادَهُ قِصَرُ الاَمَلِ، وَ الشُّکرُ عِندَ [عن] النَّعَمِ، وَالنَّوَرُّعُ عِندَ المَحَارِمِ، فَاِن عَزَبَ ذالِکَ عَنکُم فَلَا یَغلِبِ الحَرَامُ صَبرَکُم، وَلَاتَنسَوا عِندَ النِّعَمِ شُکرَکُم، فَقَد أعذَرَ اللهُ اِلیکُم بِحُجَج مُسفِرَه ظَاهِرَه،وَ کُتُب بَارِزَهِ العُذرِ وَاضِحَه.

ای مردم!((زهد)) همان کوتاه آرزو، و شکر و سپاس در برابر نعمت، و پارسایی در برابر گناه است. و اگر نتوانستید همه این صفات را فراهم سازید، لااقل مراقب باشید حرام بر اراده و صبر شما چیره نگردد، و در برابر نعمت الهی شکر خدا را به فراموشی می­سپارید، چه اینکه خداوند با دلایل روشن و آشکار و کتب آسمانی واضح، اتمام حجّت ‌کرده‌است!(نهج‌البلاغه،خطبه۸۶).

در مواعظ اخلاقی نهج­البلاغه- موضوعی که پس از تقی به رعایت آن توصیه بیشتر شده است، زهد و پارسائی و بی­اعتنایی به ظواهر فریبای جهان فانی است. و به تعبیر امام علی(ع) خرد آدمی را ضایع می­ کند و او را به اشتباه‌کاری وا­­می­دارد و از یاد خدا دور می­سازد « وَ اَعلَمُوا اَن الآمل یَسهی اَلعَقل وَ یَنسی اَلذکر فَاَکَذَّبوا اَلآمل فَاَنهُ غُرور وَ صاحِبُه مَغرور». « آرزو موجب اشتباه‌کاری عقل و فراموشی از یاد خداوند می­ شود. پس آن را دروغ انگارید، زیرا آرزو فریب‌دهنده و آرزومند فریب‌خورده است»(نهج­البلاغه،خطبه۸۴).

    1. عمل صالح و خدمت به خلق: غالباً پس از بیان اهمیت ایمان بر عمل صالح و کردار نیک و کوشش در راه خدا و خلق تأکید می­ شود و این خود مبین آن است که ایمان و علم بدون عمل ارزش ندارد، همان گونه که پیامبر (ص) فرموده است: « لا یَقبَل بِلاَعمل وَ لا عَمل بِالاِیمان» « ایمان بدون عمل و عمل بدون ایمان مقبول نیست»(نهج­الفصاحه،صفحات۱۴۶و۵۳۰).
  1. دانش­اندوزی توأم با عمل: از دیدگاه نهج­البلاغه، علم توأم با عمل و عالمان عامل از پایگاهی رفیع برخوردار هستند، و به تعبیرات گوناگون- نظیر عبارات ذیل- در بزرگداشتشان سخن گفته‌شده و به فراگیری دانش و انجام عمل صالح توصیه گردیده است: « اَخَذَ الله عَلی اَلعُلَماء اَن لایَقاروا عَلی کَظهُ ظالِمُ وَ لا سَغَب مَظلوم»، « خداوند مجازات می­ کند دانشمندانی را که راضی هستند بر سیر بودن شکم ستمگر و گرسنگی ستمدیده»(نهج­البلاغه،خطبه۱۰۳).

۲- سؤال دوم : اصول تربیت اخلاقی کودکان از دیدگاه امام علی(ع) چیست؟

اصل در فارسی و عربی به معنای مختلفی از جمله: مبدأ اولی ، اساس، رکن و قاعده به کار رفته است. اصول منشأ و اساس فعالیت­ها و صفات که به صورت قاعده و قانون مطرح می­شوند که در نظام تربیت برای رسیدن به هدف، عمل به آن لازم و ضروری است(ملکی،۱۳۹۰،ص ۱۲۳-۱۲۲).

اصول تربیت اخلاقی ، راهنمای عمل در جریان پرورش اخلاقی است. از این اصول ، روش‌های مختلفی اخذ می­ شود، به عبارتی اصول معیار و میزان برای روش­ها است(دهشیری،۱۳۷۰،ص۱۱۵).

این حقیقت در امور تربیتی نیز صادق است چنانچه اصول و قوانین اساسی در امر تربیت ضایع گذرانده شود. نه تنها سامان نمی­یابد، گرفتار انحطاط و سقوط می­ شود. از این رو توجه به اصول در امر تربیت و شناختن آن‌ ها و به کار گرفتن­شان در عمل از مهم­ترین وجوه کار تربیت، بلکه از شاخصه­ های عقل عملی و به هنجار است. هم­چنان که در بیانات امام علی (ع) تصریح شده است:

« مَن طَلَبَ العقلَ المتُعارِفَ، فَلیَعرف صُوَرَهَ الاُصولِ وَ العقول؛ فَاِنَّ کثیراً مِنَ النّاسِ یَطلبونَ، الفضولُ، وَیَصنَعونَ الاصولَ وَ العقول؛ فَاِنَّ کثیراً مِنَ النّاسِ یَطلبونَ، الفضولُ، وَیَصنَعونَ الاصولَ، فَمَن اَحرزَ الاصلَ، اکتفی بِهِ عَنِ الفَضلِ». هر که جویای عقل عملی و به هنجار باشد، باید امور اصلی و غیر اصلی را از یکدیگر باز شناسد و تمیز دهد؛ و از به دست آوردن امور اصلی غافل می­مانند. هرکس اصل را به دست آورد، از غیر اصل دست می­کشد. ‌بنابرین‏، شناخت اصول تربیت و پایبندی بدان‌ها در عمل مهم­ترین نقش را در سازمان­دهی درست تربیت و سیر به سوی اهداف تربیت ایفا می­ کند. در بیان اصول با توجه به ویژگی­ها و خصوصیات دوران کودکی است. اصول تربیت اخلاقی از دیدگاه امام علی (ع) شامل:

۱-اصل اصلاح شرایط محیطی کودکان

یکی از عوامل مهم تکوین و تغییر کودکان، شرایط مختلف محیطی اعم از زمان مکان و محیط اجتماعی است، منظور مجموعه علل و اسبابی که در افراد فکر و احساسات بخصوصی ایجاد کرده و فرد زندگی و محیطش را می­سازد. محیطی که در آن آلودگی، فساد و انحراف است و امکان اصلاح و سازندگی وجود ندارد و یا فوق‌العاده ضعیف ‌می‌باشد .همچنان که در محیطی که در آن بیماری است امکان سلامتی وجود ندارد . و طبعاً برای سازندگی باید آن را از آلودگی نجات داد.( قائمی،۱۳۸۸)

بر اساس این اصل ریشه برخی از خلقیات، افکار، نیّات و رفتارهای آدمی را ‌می‌توان در محیط و روابط و مناسبات اجتماعی جستجو کرده که به شدت از آن تأثیر می­پذیرد . امیرالمؤمنین علی (ع) در مواقع گوناگون به تأثیر محیط و نقش آن در سازندگی کودکان یادآور شده است . چنان که در نامه خود به حارث همدانی فرمود:

(( وَ ِاسکن اَلاَمصارِ اَلعَظام، فَاِنها جَماعَ المُسلِمین، وَ اَحذَرَ مَنازِلَ اَلغِفلَه وَ اَلجَفاء وَ قله اِلاخوان عَلی طاعَه الله، در شهر­های بزرگ سکونت کن که جایگاه فراهم آمدن مسلمانان است، و پرهیز از جاهایی که در آن یاد خدا غافل‌اند و آنجا که به یکدیگر ستم می­رانند، و بر اطاعت از خدا به یکدیگر کمک نمی­کنند)). (همان)

در محیط‌هایی که افراد نسبت به یکدیگر ظلم ‌می‌کنند و ارزش­های انسانی و اخلاقی در آن حاکم نمی ­باشد، بستر مناسبی برای تربیت و رشد اخلاقی نیست. و اثرات نامطلوب روی متر بی خواهد گذاشت. لذا می­طلبد با تغییر شرایط و دست‌کاری محیط و فراهم نمودن شرایط تربیتی مساعد مناسب، رفتار، افکار و خلقیات متر بی را تغییر داد. و ویژگی‌های جدید را جایگزین ساخت. امیر المومنین (ع) در ادامه همان نامه می­نویسد: (( ایاکَ وَ مَقاعِدُ اَلاسَواقُ، فَاِنَّها مَحاضِر اَلشیطان وَ معابِیضُ اَلفِتن، از نشستن درگذرهای عمومی و بازار، پرهیز کن که جای حاضر شدن شیطان و برانگیخته شدن فتنه­هاست)).

حضرت سفارش به دوری کردن، از محیط­های نامناسب دارد. طبق نظر روانشناسان یادگیری اجتماعی، مردم به محیط اطراف خود پاسخ می­ دهند. همچنین اعمال و رفتار انسان‌ها عمدتاًً از طریق یادگیری مشاهده­ای است (سیف،۱۳۷۳).

۲-اصل عزّت

عزت گوهر آدمی است. به بیانی روشن­تر؛ آدمیت آدمی به عزت و کرامت اوست و بمیزان و درجه­ای که واجد این خصیصه است به همان میزان ‌می‌توان او را انسان، آن گونه که باید باشد و خدایش خواسته نامید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:10:00 ق.ظ ]




نتایج نشان می‌دهد که شرکتهایی که دارای تصدیق درآمد بوده اند احتمال بیشتری می‌رود که به بازگویی درآمد بپردازند که بستگی به میزان پیچیدگی یک انصراف استاندارد در پیچیدگی تصدیق درآمد افزایش می‌یابد این نشان می‌دهد که پیچیدگی یک عامل مهم در گزارش نادرست درآمد است پیچیدگی منجر به گزارش نادرست عمدی و غیر عمدی می‌شود.

ثانیاً اگر چه که پژوهش قبلی نشان می‌دهد که میزان پیچیدگی یا مدیریت یا اختلاف نظر ها مرتبط است (برکسترسر[۳] و همکاران ۲۰۰۶)اومتوجه شد که پیچیدگی تصدیق درآمد منجر به خطاها می‌گردد.ثالثا :نتایجی که به دست آورده باید برای بنگاه ها حالت اطلاع‌رسانی داشته باشد چون باعث فراهم نمودن ادراک بهتری از اثرات پیچیدگی بر گزارش نادرست و ادراک سهام‌داران از پیچیدگی می‌شود.همچنین باعث می‌شود که سهام‌داران شرکت ها به متعادل سازی واکنش های خود به گزارش‌های نادرست بپردازند.وقتی حسابداری پیچیده است اطلاع رسانی برای اهداف FASBبه کاهش پیچیدگی نمی‌پردازد.چون نشان می‌دهد که کاربران، اداراکی از تاثیرات میزان پیچیدگی حسابداری بر گزارش نادرست دارند نهایتاً این نتایج نشان می‌دهند که ادبیات بازگویی به آزمودن انگیزه هایی می‌پردازد که مویدگزارش نادرست است (پالمورس[۴]۲۰۰۴٫برنز[۵] و همکاران۲۰۰۶) ولی به نادیده گرفتن اثر پیچیدگی می‌پردازند .

پلوم لی[۶] و یوهن[۷] به آزمودن عوامل گزارش‌های نادرست در اظهارنامه‌های مالی می پردازند که به آزمودن بازگویی‌ها به طور آشکار می‌پردازد.آن ها نتیجه گرفتند که دو دلیل مهم توسط مدیران ذکر گردیده است که از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ خطاهای درونی شرکت ۵۷ درصد و بعضی از ویژگی های استاندارد حسابداری ۳۷ درصد .اگر چه تعداد کمی از بازگویی ها به دلیل پیچیدگی محاسبات بودند.

۲-۳ کیفیت گزارشگری مالی شرکت ها

هدف صورت‌های مالی ، ارائه اطلاعاتی تلخیص شده و طبقه بندی شده درباره وضعیت مالی ، عملکرد مالی و انعطاف پذیری مالی واحدتجاری است که برای طیفی گسترده از استفاده کنندگان صورت‌های مالی در اتخاذ تصمیمات اقتصادی مفید واقع شود. صورت‌های مالی همچنین نتایج ایفای وظیفه مباشرت مدیریت یا ‌پاسخ‌گویی‌ آن ها را در قبال منابعی که در اختیارشان قرار گرفته است، نشان می‌دهد. به منظور دستیابی ‌به این هدف، در صورت‌های مالی یک واحد تجاری اطلاعاتی درباره موارد زیر ارائه می‌شود:

الف . داراییها،

ب . بدهیها،

ج . حقوق صاحبان سرمایه ،

د .درآمدها،

ه . هزینه ها، و

و . جریان‌های نقدی .

این اطلاعات، همراه با سایر اطلاعات مندرج در یادداشتهای توضیحی، استفاده کنندگان صورت‌های مالی را در پیش‌بینی جریان‌های نقدی آتی واحد تجاری و خصوصاًً در زمانبندی و اطمینان از توانایی آن در ایجاد وجه نقد کمک می‌کند. (استاندارد شماره ۱ حسابداری ایران)

صورت‌های مالی باید وضعیت مالی، عملکرد مالی و جریان‌های نقدی واحد تجاری را به نحو مطلوب ارائه کند. تقریباً در تمام شرایط، اعمال مناسب الزامات استانداردهای حسابداری همراه با افشای اطلاعات اضافی در صورت لزوم، منجر به ارائه صورت‌های مالی به نحو مطلوب می‌شود. (استاندارد شماره ۱ حسابداری ایران)

بر طبق APB شماره ۴ تأکید حسابداری مالی بر اطلاعات با اهداف عمومی، مبتنی بر این فرض است که تعداد قابل توجهی از استفاده کنندگان، نیاز به اطلاعات مشابه دارند. در اطلاعات با اهداف عمومی، برآورده ساختن نیازهای استفاده‌ کنندگان خاص مدنظر نیست. به بیان دیگر، سعی برآن است تا نیازهای اطلاعاتی بیشترین تعداد ممکن از استفاده کنندگان برآورده گردد. (تاری وردی[۸]، ۱۳۸۶؛ ۵۲)

مفید بودن صورت های مالی یا دیگر گزارش‌ها تحت تاثیر کیفیت گزارشگری می‌باشد؛ که در آن ثبات رویه و صحت اطلاعات جنبه‌های کلیدی کیفیت می‌باشند. (گزارش حسابرسی کیفیت گزارشگری مالی دولت محلی، ۲۰۰۷) در بررسی به چگونگی واکنش بازار و فروشنده به اعلام بازگوئی صورت‌های مالی به منظور چگونگی آگاهی از اینکه صورت‌های مالی قبل از غیر قابل اعتماد را تحت تاثیر ارزش بازار شرکت،عدم تقارن اطلاعات مربوط به شرکت و اعتماد به بازار ‌در صورت‌های مالی آینده است که باعث کاهش ارزش بازار و افزایش عدم تقارن اطلاعاتی شده است که در اعلام مشکلات حسابداری مربوط به مسائل شناخت درآمد می‌باشد.و این نشان می‌دهد که بازار و فروشنده مشکلات مربوط به شناخت درآمد از سایر مسائل نسبتا مهم‌تر است. همچنین هیچ افزایشی در عدم تقارن اطلاعات را قبل از اعلام مشکل و پس از بیان آن دیده نشده به بیان دیگر به نظر نمی‌رسد برای سهام‌داران شرکت که عدم تقارن اطلاعات در بازار به طور دائم افزایش بیابد. وهمچنین ارائه مجدد باعث کاهش قابلیت اطمینان سرمایه‌گذاران می‌گردد نتایج این تحقیقات در تلاش برای به دست آوردن این بینش به چگونگی کیفیت صورت‌های مالی تاثیر می‌گذارد و برداشت سرمایه‌گذاران از ارزش و اطلاعات عدم تقارن شرکت و اعتماد سرمایه‌گذاران در صورت‌های مالی و نتایج آن مهم است.و درنهایت نتایج نشان می‌دهد که تحقیقات آینده باید بیشتر به بررسی مسایل مربوط به شناخت درآمد بپردازد.(کیرستن و اندرسون دانشگاه جورج تاون ۲۰۰۵)

در بررسی‌های خود عنوان می‌کند سیستم گزارش‌دهی مالی همچنان در برخورد با تعدادی از چالش‌های دشوار است.به طور باور نکردنی مهم‌ترین و فوری‌ترین نیاز به کاهش پیچیدگی و بهبود است پیچیدگی در استانداردها و قوانین و مقررات که به شکست ارائه اطلاعات مالی مربوط و شفاف می‌گردد و پیچیدگی ذاتی در گزارش مالی به تدریج متنوع‌تر می‌گردد و پیچیدگی به عنوان مشکل برای سهام‌داران،سرمایه‌گذاران تعریف شده است و پیچیدگی را دو نوع می‌داند پیچیدگی غیر قابل اجتناب با پیچیدگی ذاتی و پیچیدگی قابل اجتناب و چهار علت مهم‌تر پیچیدگی قابل‌اجتناب یا منابع مهم پیچیدگی به شرح ذیل بیان ‌کرده‌است :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:10:00 ق.ظ ]




غالب فقهای عظام در بررسی مصداقی نفقه همیشه عرف را لحاظ کرده‌اند. به عنوان مثال برخی با لحاظ این امر می‌فرمایند : «نفقه برای زن واجب است، چه مسلمان باشد و چه ذمی، من هیچ اشکال و مخالفتی در این مطلب نیافتم …» [۱۶۴]

در همین باب علامه حلی در قواعد الاحکام می‌فرماید: «یجب فی النفقه امور ثمانیه»[۱۶۵] از عبارت علامه چنین برمی‌آید که وی نفقه را منحصر در همین اموری که بیان کرده دانسته است.

از نظر یکی از فقها شرعاً نفقه مقدار خاصی ندارد، بلکه ملاک برآورده‌کردن کلیه مایحتاج زن است از قبیل خوراک، پوشاک، فرش و پتو و مسکن و خادم و وسایلی که برای نوشیدن و خوردن و نظافت و غیر از آن است. [۱۶۶]

برخی ، عرف و عادت را ملاک تعیین ارکان نفقه قرار می‌دهد. [۱۶۷]

در مسالک نیز آنچه امثال زن به آن عادت دارند معیار قرار می‌گیرد. [۱۶۸]

از این عبارات برداشت می‌شود که اولاً مصادیق نفقه با رجوع به عرف تعیین می‌شود ، ثانیاًً جمع نیازهای زن مطابق با شأن او جزء مصادیق نفقه است ، ثالثاً حتی اگر شؤون زن به لحاظ تغییر موقعیت زمانی و مکانی وی تغییر کرده باشد ، مثلاً زنان در زمان حال نیازهای جدیدی پیدا کرده‌اند مثل تحصیلات و اینترنت و دیگر وسایل ارتباطی، در نتیجه این‌ها هم از مصادیق نفقه واجب خواهند بود ؛ زیرا مصادیق نفقه با رجوع به عرف تعیین می‌شود و عرف هم امروز این را تأیید می‌کند که زنان به پیشرفت علمی و فرهنگی احتیاج دارند.

حتی اگر نیازهای زنان متناسب با شرایط زمان و مکان متفاوت باشد ، تأمین نیازهای جدید او نیز از مصادیق نفقه محسوب می‌شود ؛ مثلاً زنی که در اوایل ازدواج به دلایل مختلف نتوانسته تحصیل کند ، ولی پس از فراغت از بچه ‌داری به تحصیل مشغول شده است و الان به مصادیق دیگری از قبیل شهریه ی تحصیل و شبکه های اطلاع‌رسانی نیاز دارد ؛ این ها را می‌توان جزء نفقه واجب او برشمرد. از عبارت «غیر ذلک» مرحوم امام خمینی نیز چنین مفهومی استنباط می‌شود .[۱۶۹]

بند دوم: مصادیق نفقه زوجه در قانون مدنی:

طبق ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی سابق‌ ایران مسکن، البسه، غذا و اثاث البیت در حد متعارف که متناسب با وضعیت زن باشد ، و خادم در صورت عادت زن به داشتن خادم یا احتیاج او به واسطه مرض یا نقصان اعضا از مصادیق نفقه بوده است.

این ماده در سال ۱۳۸۱ اصلاح شد و نفقه زوجه را شامل کلیه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه و غذا و اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض دانسته است.

استادان حقوق بر این باورند که آنچه در ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی اصلاحی آمده بود، حصری نبود و تعریف نفقه به هر چه حسب متعارف مورد نیاز زن باشد دلالت دارد و در هر حال این عرف است که می‌تواند معیار داوری و تشخیص مصادیق نفقه قرار گیرد. [۱۷۰]

با توجه به ماده اصلاحی جدید ملاحظه می‌شود که معیار استحقاق زوجه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن است . که این نیازها هر روز متحول می‌شود . مثلاً در گذشته تلویزیون و تلفن جزء کالاهای لوکس و مخصوص خانواده های متمکن بود و به همین دلیل زنی از خانواده متوسط نمی‌توانست از شوهرش بخواهد که این وسایل را برایش تهیه کند، ولی امروزه داشتن تلویزیون و تلفن جز ضروریات زندگی شهری شده است.

اختلاف نظرهایی نیز در نظریات فقها دیده می‌شود ، که ممکن است ناشی از اختلاف زمانی باشد که در آن می‌زیسته‌ اند.

امروزه در کشورهای عربی عناصر نفقه و اجزای آن ها با ضابطه‌های دقیق‌تری شناسایی شده و شاید بتوان گفت قوانین این کشورها از قانون مدنی ایران پیشرفته‌تر است. [۱۷۱]

در کشورهای غربی نیز می‌توان مقررات دقیقی درباره شناسایی عناصر نفقه نشان داد.

اکنون به بررسی مصادیق نفقه می‌پردازیم که عبارتند از:

الف) مسکن

منظور از ماده مسکن، مکانی است که در آن زندگی می‌کنند و روزگار می‌گذرانند. لزوم تهیه مسکن برای زوج در آیات قرآن کریم بیان شده است. [۱۷۲]

معمولاً زن و شوهر در یک منزل سکونت دارند و مرد مکلف است زن را در محل سکونت خود که ممکن است ملکی یا استیجاری باشد بپذیرد.

این مهم‌ترین و بارزترین نمونه ، بخش عمده‌ای از هزینه های زندگی را بخصوص در شهرهای بزرگ به خود اختصاص می‌دهد. ‌در مورد مسکن، امامیه ، حنفیه و حنابله معتقدند که مسکن باید متناسب با حال طرفین باشد و مالکیه گفته‌اند اگر زوج دارای شأن و مقام بالایی نباشد حق ندارد از سکونت با خویشان زوج خودداری کند ، اما شافعیه گفته‌اند مسکن باید شایسته و مناسب حال زوجه باشد ، نه زوج.

مسکن باید متناسب با وضعیت زن باشد و در صورت تعدد زوجات هر زن حق دارد مسکن جداگانه بخواهد.

چون مسکن باید متعارف و متناسب با وضعیت زن باشد ، ‌بنابرین‏ بر حسب زمان و مکان، مسکن متعارف و متناسب زن هم تغییر می‌یابد. مرد نمی‌تواند زن را مجبور کند در مسکنی که مستقل نیست زندگی کند یا در مسکنی که افراد نامحرم در آن رفت‌وآمد می‌کنند. همین‌طور نمی‌تواند وی را مجبور کند در محله‌ای که متناسب با شأن او نیست زندگی کند.

اگر زن به دلایلی بپذیرد که در خانه‌ای ساکن شود که دارای حمام و آشپزخانه مشترک است تا زمانی که این مسکن را پذیرفته ، می‌توان گفت شوهر به وظیفه خود عمل ‌کرده‌است.

به نظر می‌رسد اگر منزل استیجاری باشد و در عین حال با شئون و احتیاجات زوجه از نظر محل و امکانات متناسب باشد ، زوجه نمی‌تواند آن را قبول نکند و تقاضای مسکن ملکی نماید پرداخت هزینه متعلقات مسکن مثل هزینه آب، گاز، برق، تلفن که بر عهده مرد است جز حق مسکن محسوب می‌شود.

ب) البسه

البسه جمع مکسر لباس به معنای جامه‌ها و پوشیدنی‌ها و آنچه که شخص می‌پوشد.

قانون مدنی این دومین مورد از اجزا نفقه را به طور تمثیلی بیان کرده و این نشان دهنده اهمیت پوشش به عنوان بخشی از نفقه می‌باشد . در جامعه کنونی ما جامه‌ها و پوشیدنی‌های زوجه شامل اجزایی مانند مانتو، شلوار، چادر، لباس زیر و حتی کفش و جوراب و کیف نیز خواهد شد.

لباس نیز مانند دیگر موارد نفقه باید متعارف و متناسب با وضعیت زوجه باشد . یعنی زن باید برای فصول مختلف سال ، لباس‌های متناسب با همان فصل را داشته باشد . و اگر متعارف و شؤون اجتماعی زن ایجاب کند باید لباس‌های گوناگون برای منزل و مهمانی‌های مختلف داشته باشد.

در صورتی که هم‌ ردیف‌های زن پالتو پوست بر تن کنند ، بر شوهر است که پالتو پوست متناسبی با وضعیت اجتماعی زن برای او آماده نماید. [۱۷۳]

البته نمی‌توان شوهر را مکلف نمود که در هر موردی که لباس تهیه می‌کند نسبت به آن مالکیت بر عین داشته باشد، در پاره‌ای موارد لباس می‌تواند استیجاری یا استیعاری باشد مثل لباس عروس.

در خصوص جنس لباس باید به عادت امثال زن مراجعه کرد .

‌در مورد این که هرچند وقت یک بار بایستی لباس برای زن تهیه کرده باید گفت بستگی به وضعیت زن دارد زیرا نحوه و مدت استفاده از لباس‌ها معمولاً متفاوت است . هرچند نباید هدف تأمین نیازهای روز زن و حال زوج از لحاظ مالداری و بی مالی را فراموش کرد.

ج) غذا

منظور از غذا خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها است که انسان برای ادامه ی حیات به آن ها احتیاج دارد. بعضی از آن با عنوان نان و خورش نام برده‌اند. [۱۷۴]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:10:00 ق.ظ ]




الف – طرح موضوع :

نکاح رابطه ایست حقوقی و در عین حال عاطفی، که بوسیلۀ عقد، بین زن و مرد، برقرار می‌گردد و به آن ها، حق می‌دهد که با یکدیگر زندگی نموده و صاحب فرزند شوند. اثر بارز این رابطه، حق تمتع جنسی زن و شوهر از یکدیگر است. ‌بنابرین‏، آن چنان که مشاهده می شود، مهمترین موضوع و رابطه ای که در یک عقد نکاح، بین طرفین ایجاد می شود، امکان برقراری نزدیکی می‌باشد. از این رو، با توجه به اینکه، با وقوع نزدیکی، آثار و احکام خاصی در روابط زوجین، حاکم می شود، در این پایان نامه، به بررسی زناشوئی و آثارحقوقی مترتب بر آن در روابط زوجین، خواهیم پرداخت. در این پایان نامه، به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت که آیا برقراری روابط زناشوئی، مسبب ایجاد حرمت در نکاح می شود و اگر جواب مثبت است، چه نوع محدودیتی به وجود می آورد؟ همچنین تأثیر زناشوئی بر مهریه و انواع آن چیست؟ آیا در فسخ نکاح، برقراری روابط زناشوئی بین زوجین، تأثیری در روابط طرفین و مهریۀ زوجه می نهد یا نه؟ آیا نوع طلاق، بسته به برقراری روابط زناشوئی، تغییر می‌یابد یا خیر؟ آیا قانون، از تمام روابط زناشوئی حمایت می کند و آثار و احکام خود را بر آن ها مترتب می‌داند و یا اینکه تنها رابطه زناشوئی، دارای آثار مقرر در قانون می‌باشد که طی عقد نکاح صحیح شرعی و قانونی، برقرار شده باشد؟ آیا فرزندی که به سرپرستی گرفته می شود، به جهت آنکه از روابط جنسی آن زن و مرد، متولد نشده است، تحت حمایت قانون قرار دارد یا خیر؟ و در نهایت تکلیف فرزندی که از راه تلقیح مصنوعی به وجود آمده است، چیست ؟ در این پایان نامه، به بررسی این موارد خواهیم پرداخت.

ب- پرسش های تحقیق :

در این پایان نامه به سئوالات ذیل، جواب داده می شود؟

۱ – آیا قانون، از کلیۀ روابط جنسی بین زن و مرد، حمایت می کند و آثار خود را بر آن ها بار می کند ؟

۲ – آیا وقوع نزدیکی بین زوجین، در نوع مهریۀ زوجه و استحقاق وی تأثیر می‌گذارد یا خیر؟

۳ – آیا فرزندخوانده، از لحاظ اصول حاکم بر روابط زناشوئی زوجین، فرزند آن زن و مرد تلقی می شود یا خیر؟

ج- فرضیه های تحقیق :

۱ – قانون و شارع مقدس اسلام، تنها از روابط شرعی زناشوئی و روابطی که در اصطلاح به آن ها، وطی به شبهه می‌گویند، حمایت می کند و فرزند ناشی از زنا، به زانی ملحق نمی شود. اما در خصوص حرمت نکاح ، قرابت حاصل از زنا نیز سبب ایجاد ممنوعیت می شود .

۲ – وقوع نزدیکی، تأثیر بسیار زیادی در مهریۀ زوجه خواهد داشت. در صورتی که مهریه، بین طرفین، تعیین و صحیح باشد، وقوع نزدیکی سبب استقرار کل مهر در ذمۀ شوهر می شود. در صورتی که بین زوجین، مهریه تعیین نشود یا مهر به هر دلیلی، باطل باشد، برای زوجه، مهرالمثل تعیین می شود و تعیین مهرالمثل، تنها در صورتی امکان پذیر است که بین زوجین، نزدیکی، واقع شود. به عبارت دیگر، در صورتی که مهریه تعیین نشده یا مهرالمسمی، به هر دلیلی، باطل باشد، چنانچه، زوج، زوجه را طلاق دهد، تنها در صورت نزدیکی، به زن مهرالمثل تعلق می‌گیرد.

۳ – فرزند خوانده، مطابق حقوق اسلامی، به جهت عدم وقوع رابطۀ زناشوئی بین زن و مرد و به جهت آنکه، طفل ناشی از این رابطه نمی باشد، ملحق به پدر و مادر نمی شود و فقط مطابق قانون مربوط به سرپرستی، در سرپرستی و حمایت ایشان قرار می‌گیرد، لیکن از ارث محروم است و در قانون، موانع نکاح برای او پیش‌بینی نشده است.

اهداف تحقیق :

در این تحقیق، سعی بر آن گردیده که با توجه به منابع فقهی و نظرات حقوق ‌دانان برجستۀ ایرانی، تأثیر روابط زناشوئی بر جنبه‌های مختلف زندگی اشخاص، مورد بررسی قرار گیرد و نکات مبهم و سکوت قانون‌گذار، که مجالی برای تفسیرات متعدد و اختلاف نظر و سلیقه گرائی می شود ، روشن و شفاف گردیده و با ارائۀ راه حل مناسب، سکوت قانونی، به نوعی، برطرف گردد.

ضرورت تحقیق :

اکثر مشکلات مطروحه فی مابین زوجین، در خصوص مسائل جنسی و آثار حقوقی مترتب بر آن می‌باشد و در آمار دلایل طلاق، این موضوع، نقش بارزی را ایفا می کند. از این رو بررسی آثار حقوقی مترتب بر روابط زناشوئی و رفع ابهامات موجود و تدوین قوانین جامع و مانع، می‌تواند تأثیر بسزائی در کاهش حجم پرونده های قضائی داشته باشد.

روش تحقیق :

در این پایان نامه، ابتداء با بهره گرفتن از منابع موجود در کتابخانه ها، مطالب لازم جمع‌ آوری شده، سپس مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند و نتیجه گیری لازم به عمل می‌آید. لذا روش تحقیق، روش توصیفی – تحلیلی می‌باشد.

سازماندهی تحقیق :

در این پایان نامه مطالب به ۴ فصل تقسیم شده است. در فصل اول، همانند رویۀ کلی نگارش پایان نامه، به کلیات و مفاهیم پرد اخته شد. در این فصل، مفهوم زناشوئی و مفاهیم مشابه، مورد بررسی قرار گرفت. در فصل دوم به بررسی آثار زناشوئی در عقد نکاح پرداخته شد. این فصل به ۳ مبحث تقسیم گردید. در مبحث اول، به بررسی تأثیر زناشوئی در موانع نکاح پرداختیم و مبحث دوم را اختصاص به ازدواج دختر باکره و تأثیر روابط زناشوئی بر اجازۀ ولی دختر، داده ایم و مبحث سوم، به بررسی روابط زناشوئی و تأثیر آن ها در روابط مالی زوجین نظیر؛ مهریه، نفقه، اجر المثل، نحله و شرط تنصیف، اختصاص داده شد. در فصل سوم، تأثیر روابط زناشوئی بر انحلال نکاح مورد بررسی قرار می‌گیرد و این فصل به ۴ مبحث طلاق، فسخ نکاح، فوت و بذل مدت در نکاح، تقسیم می شود و در هر کدام از این مباحث، به بررسی تأثیر برقراری روابط زناشوئی بر احکام آن نوع از انحلال، پرداخته شده است. فصل چهارم اختصاص به تأثیر روابط زناشوئی بر وضعیت اولاد و ارث دارد. این فصل به سه مبحث تقسیم که ‌در مورد اجرای قاعدۀ فراش، نسب، دعوی نفی ولد و ارث ، به تفصیل در آن بحث و گفتگو گردیده است.

فصل اول

کلیات

بر مبنای آنچه که روال معمول در نگارش پایان نامه می‌باشد، فصل اول، به بیان کلیات و مفاهیم، اختصاص دارد تا خواننده، با ذهنی باز و روشن از آنچه که نگارنده درصدد بیان آن است، وارد مفاهیم ماهوی نوشته شود. این پایان نامه نیز از این قاعده، مستثنی نخواهد بود. سه مبحث در فصل اول، مورد بررسی خواهند بود. در فصل اول، مفهوم زناشوئی در لغت و حقوق مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در مبحث دوم، به بیان مفاهیم مشابه همچون نزدیکی، وطی، جماع، زنا و روابط مادون زنا، نزدیکی یا وطی به شبهه و تمکین خواهیم پرداخت و در مبحث آخر به بررسی دیدگاه های ادیان مختلف و دانشمندان در خصوص برقراری روابط جنسی می پردازیم.

مبحث اول : مفهوم زناشوئی

این اصطلاح، از جمله اصطلاحاتی است که مفهوم آن در لغت با مفهوم آن در فقه و حقوق، چندان متفاوت نبوده و تنها در سخن صاحب‌نظران، تفاوت های اندکی به چشم می‌خورد. اما آنچه که مسلم به نظر می‌رسد، از واژۀ زناشوئی، در ذهن همۀ شنوندگان، یک مفهوم، در ابتدای امر، به ذهن متبادر می‌گردد و آن، روابط جنسی فی مابین زوجین دریک عقد نکاح می‌باشد. اما آنچه که مسلم است، مفهوم زناشوئی در عرف عامۀ مردم، به روابط صحیح شرعی و قانونی یک زوج گفته می شود، در حالی که این مفهوم در حقوق، می‌تواند شامل روابط نامشروع فی مابین یک زن و مرد غریبه نیزباشد. ‌بنابرین‏ طی دو گفتار ذیل، به بیان این مفاهیم خواهیم پرداخت.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:09:00 ق.ظ ]




۵-به جای اینکه به سادگی حرف های دیگران را باور کنند، باید گفتن «چرا» و برای به دست آوردن دلیل برای سوال خود، تعلیم ببینند. آن ها باید بیاموزند این کار را در یک حالت ماهرانه ای انجام دهند.

۶-صحبت کردن ‌در مورد خود، افرادی که عدم توانایی در رفتار توام با جرئت‏ورزی دارند، اغلب عزت نفس پایینی دارند و تجارب آن ها و این احساس که حوصله ی دیگران از صحبت با آن ها سر می رود. آن ها نیاز دارند که آموزش ببینند و ‌در مورد خودشان و تجربه‏هایشان با یک حالت جالبی صحبت کنند.

۷-پاداش دادن به دیگران هنگامی که از او تعریف می‏ کنند، بارها هنگامی که شخصی از یک فرد فاقد جرئت‏ورزی تعریف می ‏کند، آن فرد تعریف را انکار می ‏کند و آن را مسخره می کند. چنین افرادی نیاز دارند که بیاموزند در مقابل تعریف هایی که از آنان می شود، یک جمله ی ساده «متشکرم» را که به طور مناسبی ارئه می شود، بیان کنند. انکار کردن باعث بی احترامی به فرد مقابل و ناراحتی وی می شود.

۸-امتناع از تاکیید عقاید دیگران به منظور عادت کردن به بحث و جدل با آن ها، به نظر می‌رسد که بسیاری از مردم دوست دارند با افرادی که فاقد جرئت‏ورزی هستند، بحث و جدل کنند و آن را به عنوان یک بازی ساده تلقی می‏ کنند. ‌بنابرین‏، این افراد نیاز دارند که آموزش ببینند، در پایان مکالمه‏های خود اظهار نظری کنند، مثلا « من مطمئنم در این مورد می‌توانیم یک زمان دیگر بحث کنند، در حال حاضر من نمی توانم افکارم را تغییر دهم، فکر می‏کنم تو هم همینطور باشی».

۹-برقرا کردن تماس چشمی با دیگران و نگاه کردن به چشمان طرف مقابل، یکی از اساسی ترین مهارت های رفتارهای جرات ورزانه است.

۱۰-پاسخ ضد ترس، افراد اغلب نیاز دارند که تشویق شوند و آموزش ببینند کارهایی را انجام دهند که ترس و اضطراب را در آن ها بر می انگیزاند. ‌بنابرین‏، آن ها می‌توانند بر ترس خود غلبه کرده و زندگی راحت و خوشایندی داشته باشند که این شکلی از رویارویی با واقعیت است. ( به نقل از بهروزی، ۱۳۸۴)

رفتار جرات‏مندانه و سازگاری اجتماعی

سازگاری اجتماعی عبارت است از مکانیزم هایی که توسط آن ها، فرد توانایی تعلق به گروه را پیدا می‌کند. به عبارت دیگر مجموعه واکنش هایی که توسط آن ها فرد ساختار و رفتار خود را برای پاسخی موزون به شرایط جدید و فعالیت هایی که این شرایط از او طلب می ‏کند، تغییر دهد سازگاری اجتماعی نامیده می شود و ‌بنابرین‏ هر عاملی که این پاسخ گویی را دچار مشکل کند زمینه ای است برای ناسازگاری فرد در محیط جدید، اماپرخاشگری به رفتاری اطالق می‏ شود که هدفش اعمال صدمه و رنج باشد به بیان دیگر رفتاری که قصد صدمه رساندن جسمانی یا زبانی به فرد دیگر یا نابود کردن دارایی افراد می‌باشد.

رفتار پرخاشگرانه پیوسته از معضلاتی است که جهان بشری با آنان روبه روست و در حقیقت آنقدر شیوع پرخاشگری و خشونت در جوامع بشری زیاد است که غیرممکن به نظر می‌رسد. پرخاشگری واکنشی است که هدف آن رفع مانع و حذف عامل تهدید است. عکس العمل های پرخاشگرانه و نارضایتی وقتی بروز می ‏کند که فرد را از موفقیتی که خشنودش می‌سازد دور سازیم و یا چیز مطلوبی را که انتظارش را می‏کشد از او بازداریم (خدیوی زند، ۱۳۷۴).

پرخاشگری وسیله‏ای رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی؛ در جهت آسیب رساندن به دیگران. پرخاشگری، یک کشش و یا یک گرایش در فرد است که به صورت زدن و کشتن و ویران کردن را نشان می‌دهد. امری که فرد به عنوان عکس العمل از خود بروز می‌دهد و به گونه ای است که باید گفت مناسب عمل یا رفتار طرف مقابل نیست(درویش، ۱۳۸۶).

موضوع اصلی این است که آیا باید پرخاشگری را بر اساس پیامدهای قابل دیدن آن تعریف کنیم که بر اساس مقاصد شخصی که آن را نشان می‌دهد گروهی پرخاشگری را رفتاری می‏ دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می‌تواند آسیب برساند پرخاشگری ممکن است بدنی باشد مثل : زدن، لگد زدن، گاز گرفتن، و یا لفظی مثل: فریاد زدن، رنجاندن، یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران، چیزی را به زور گرفتن. نقطه قوت این تعریف این است که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود (خدیوی زند، ۱۳۷۴).

پژوهش های مختلف نشان داده‌اند که افراد پرخاشگر راه حل های کم تری برای وضعیت دشوار اتخاذ می‌کنند و راه حل هایشان نسبت به افراد غیرپرخاشگر کم اثر است (دلوتی[۱۴۳]،۱۹۸۱). یکی از دلایلی که افراد پرخاشگر معمولا پرخاشگرانه تر پاسخ می‌دهند و راه حل هایشان برای موقعیت تعارض آمیز کمتر می‌باشد این است که، افراد پرخاشگر راه حل های توأم با ابرازوجود را به صورت منفی تر ارزش گذاری می‌کنند (دادجی[۱۴۴] و همکاران، ۱۹۸۵) متغییر دیگر ابرازوجود می‌باشد که متغییرهای قبلی به نوعی مربوط می شود. چگونگی برخورد با دیگران در محل کار، منزل یا در مکان های عمومی می‌تواند عامل مهمی در ایجاد فشار روانی باشد. روابط ضعیف ممکن است به روابط ناسالم منجر شود و روابط ناسالم نیز احتمالا موجب افزایش فشار روانی می شود. هسته مرکزی ارتباط میان فردی سالم و درست، جرئت و جسارت است. افرادی که کم جرئت هستند، مشکلات عدیده ای برای خود می آفرینند.

واژه “ابراز وجود” عملا برای بیان و ابراز همه نوع احساسات، من جمله اضطراب، به کار برده می شود. تجربه نشان داده است که چنین ابرازی به منع اضطراب می‌ انجامد. آموزش ابراز وجود تکنیکی است که برای رفع اضطراب های حادث از روابط اجتماعی متقابل افراد به کار برده می شود.

در این شیوه درمانگر با آموزش تمرینات رفتاری به مراجع امکان می‌دهد تا مطالب و عقاید خویش را قاطعانه ابراز کند و یا اعمال دلخواه خویش را انجام دهد و نیز از او خواسته می شود تا خارج از جلسه آن ها را عملی کند. این تکنیک فرد را قادر می‌کند که محیط را به طریق بهتر و مثبت تری زیر نفوذ و کنترل بگیرد و مانع اضطراب‏های بی دلیل خویش شود.آموزش ابرازوجود رویکردی است رفتاری، که حمایت وسیعی به دست آورده و مخصوصا برای افرادی که مشکلاتی در ابرازوجود در موقعیت های بین فردی دارند، ارزشمند است. آموزش ابرازوجود اغلب در فضایی گروهی به کار گرفته می شود و تأکید دارد که به مراجعان بیاموزد تا بدون اینکه حقوق دیگران را زیر پا بگذارند، از حق خود دفاع کنند. رفتار ابرازآمیز شامل ابراز احساسات به شیوه مستقیم، صادقانه و مناسب است. این شیوه به معنای دفاع از حق خود در زمانی است که فرد احساس می ‏کند دیگران از او سوء استفاده می‌کنند. این شیوه همچنین به معنای درخواست‏ها و نیازهای فرد به دیگران است، بدون درنظر گرفتن این که آیا دیگران در برآوردن آن نیازها کمکی خواهند کرد یا ‌در مورد خودشان احساس خوبی دارند نه. افرادی که یاد گرفته‏اند که وجود خود را ابراز کنند، معمولا ‌در مورد خودشان احساس خوبی دارند و تشخیص داده ‏اند که “روی پای خود ایستاده اند”، بدون این که دیگران را مورد تحقیر یا انتقاد قرار دهند، در نتیجه عزت نفس آن ها افزایش می‌یابد (یعقوبی، ۱۳۷۷).

آموزش های مهارت های جرات‏ورزی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:09:00 ق.ظ ]




بدیهی است که بخش زیادی از زندگی بزرگسالان صرف کار می شود و به نظر می‌رسد که فعالیت کاری از نظر سلامت روانی شخص،فعالیتی مهم به شمار می رود و حتی برای بسیاری از مردم عامل رضایت از زندگی می‌باشد. کار صرف نظر از تامین مالی می‌تواند برخی از نیازهای اساسی نظیر تحرک روانی و بدنی تماس اجتماعی،احساس خود ارزشی، اعتماد و توانمندی را ارضا کند با این وجود می‌تواند منبع نارضایتی تبدیل شود و شخص را در جهت فرسودگی شغلی سوق دهد (بختیاری،۱۳۸۷)

فشارهای روانی و آثار آن در سازمان ها،در دهه اخیر مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است با افزایش شدت و مداومت فشار روانی،پدیده روانی جدیدی تحت عنوان فرسودگی شغلی به وقوع می­پیوندد.فشار روانی شدید ناشی از ماهیت،نوع یا وضعیت نامناسب کار به پیدایش حالتی در کارکنان منجر می شود که فرسودگی شغلی نام دارد(زارعیان ،۱۳۸۵).

در این وضعیت فرد اهمیت معنای خود را در کار از دست می‌دهد،دائم خسته است،پرخاشگری دارد،بد گمان،منفی باف،بدبین و عصبانی است و هم چنین فرد دچار فرسودگی شغلی به زودی تمامی همکاران خود را مبتلا می‌کند (طلایی ودیگران ،۱۳۸۶).

فرسودگی شغلی نه تنها موجب بروز آسیب های جدی جسمی و روانی در افراد می شود،بلکه با افزایش میزان غیبت،کاهش انرژی و بازده کاری به افت کاری نیز می‌ انجامد. تحقیقات نشان داده است که اثرات فیزیولوژیکی فرسودگی شغلی برفرد عبارتند از: بی نظمی ضربان قلب،افت فشار خون،کاهش عملکردکلیوی، فراموشی، ضعف و حتی سکته قلبی می‌باشد. سایر نشانه های جسمی عبارتند از خستگی،کاهش یا افزایش وزن، بی اشتهایی سردرد و بی خوابی (فیلیان ،۱۳۷۱).

به طوری که سازمان بهداشت جهانی (۱۹۸۷)اعلام ‌کرده‌است که نصف جمعیت کارمندی از شغل خود ناراضی هستند ۹۰در صد آنان معتقدند شغلشان در جهت اهداف زندگی آن ها نیست و ۷۵٪کسانی هستند که به دلیل عدم رضایت شغل و عدم توانایی به دنبال کمک های روان شناسی می‌باشند. با افزایش مطالعات در زمینه فرسودگی شغلی پیشرفت های زیادی در این زمینه به دست آمده است و تعداد زیادی از این مطالعات اهمیت این عارضه را در رابطه با تولید و اثر بخشی شغلی،کارگریزی،علل بیماری ها و آسیب شناسی روانی و نیز ارتباطات نا مناسب اجتماعی و خانوادگی را نشان داده‌اند .

‌فریدون برگر[۵] و همکاران(۲۰۰۱)معتقدند که فرسودگی شغلی یک مفهوم سه بعدی است که بعد مرکزی و آشکار آن فرسودگی هیجانی است. وقتی افراد ‌در مورد فرسودگی شغلی خود سخن می‌گویند بیشتر به بعد خستگی تأکید دارند در شرایطی که بین ارائه دهنده خدمت وگیرنده آن فاصله ایجاد شود به آن مسخ شخصیت می‌گویند که بعد دوم فرسودگی شغلی است. بعد فقدان موفقیت فردی بعد سوم فرسودگی شغلی است که در شرایط فرسودگی کاهش می‌یابد.(فیلیان ،۱۳۷۱)

در مشاغلی مانند شغل معلمی که فرد شاغل ارتباط تنگاتنگی با گیرندگان خدمت دارند،فشارهای زیادی به شخص ارائه کننده خدمت وارد می شود و از این رو شخص را دچار فرسودگی شغلی می ـ نماید.عامل دیگری که به عنوان یک فاکتور تعیین کننده در فرسودگی شغلی است تفاوت‌های فردی مانند ویژگی های شخصیتی فرد است(وحدانی ودیگران ،۱۳۹۱).

وجود فرسودگی شغلی در مربیان و دست اندر کاران تعلیم و تربیت عوارض نامطلوبی در دانش آموزان، شخصیت و پیشرفت آنان بر جایی می‌گذارد،بی شک می توان ادعا نمود که جامعه ای می‌تواند به توسعه پایدار دست یابد که مردم آن جامعه،سالم و آموزش دیده،خلاق و مسئولیت پذیر و آگاه باشند.

بی شک پرورش این مردم آگاه و مسئولیت پذیر برعهده نظام آموزش و پرورش است.امروزه آموزش و پرورش بیشتر به صورت رسمی و سازمان یافته در سطح گسترده جریان دارد که با رشد اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی، توسعه علمی،صنعتی و اقتصادی بسیار مرتبط است با چنین اهمیت و ارزشی که برای آموزش و معلم در جامعه تصور می شود، سرمایه گذاری در جهت تربیت و تامین این رکن مهم، سودمندترین سرمایه گذاری ها است و در این میان، بهبود کیفیت آموزش در نظام آموزشی،سلامت روانی معلمان و تاثیر آن برنحوه رفتار، تدریس ‌و کارایی معلم و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، موضوعی است که بیشتر متخصصان آموزش وپرورش بر اهمیت آن تأکید دارند .

در نهایت بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی با فرسودگی شغلی اطلاعات مناسبی رادر جهت برنامه ـ ریزی و مدیریت پیشگیری در احتمال بروز فرسودگی شغلی در بدو استخدام یا حین کار فراهم می ـ آورد.

۱-۲ بیان مسئله:

شخصیت نقش تعیین کننده ای بر رفتار مشهود و آشکار فرد دارد. آلپورت شخصیت را سازمان پویایی نظام های روانی – فیزیولوژیکی درون فرد تعریف می‌کند،که سازگاری منحصر به فرد او نسبت به جهان را تعیین می کند. در دهه های اخیر توجه به استرس شغلی و مطالعه آن گسترش روز افزونی یافته است.از جمله دلایل آن تاثیر استرس شغلی در بروز بیماری‌های روان تنی مانند فشار خون،مشکلات گوارشی و هم چنین شیوع استرس شغلی در سطح وسیع جامعه است و اگر در مراحل اولیه آن شناخته شود به راحتی قابل درمان است.در مشاغلی مانند شغل معلمی که فرد شاغل ارتباط تنگانگی با گیرندگان خدمت دارند، فشارهای زیادی به شخص ارائه دهنده خدمت وارد می شود و از این رو شخص را دچار فرسودگی شغلی می کند. به طور کلی با افزایش مطالعات،اهمیت این عارضه را در رابطه با تولید و اثر بخشی شغلی،کارگریزی،علل بیماری ها و آسیب شناسی روانی و نیز ارتباطات نا مناسب اجتماعی و خانوادگی را نشان داده‌اند(شمالی اسکویی،۱۳۸۴).

نظام آموزشی هر کشوری وابسته به معلمان محبوب و حرفه ای است تا با تربیت نسل آینده و سازنده کشور بپردازند .‌بنابرین‏ به وجود آوردن رضایتمندی شغلی در معلمان و جلوگیری از فرسودگی شغلی ایشان یک تعهد سازمانی است که می توان با تقویت رضایت شغلی و افزایش فرسودگی شغلی به تمام جامعه خدمت کرد. لذا محقق در این پژوهش به دنبال پاسخ ‌به این سوال کلی است که چه رابطه ای بین ابعاد شخصیت و فرسودگی شغلی معلمان زن شهر سامن وجود دارد ؟تا با پاسخ ‌به این سوال،نظر برنامه ریزان نظام تعلیم و تربیت را به ابعاد شخصیت به عنوان یک متغییر در جذب و استخدام معلمان ابتدایی و هم چنین بهبود عملکرد شغلی آن ها و نیز کم نمودن آثار فرسودگی شغلی معلمان جلب کند. بنا بر آنچه ذکر گردید مسئله اصلی تحقیق، بررسی ارتباط بین ابعاد شخصیت و فرسودگی شغلی معلمان زن دوره ابتدایی منطقه سامن می‌باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:09:00 ق.ظ ]




قضازدایی از قاچاق نیز برای نخستین بار در این قانون اتفاق افتاد. ماده ۵ این قانون مقرر داشته: «مأمورین وصول عایدات می ­توانند با تصویب رییس ایالتی یا ولایتی با کسیکه مرتکب قاچاق شده ارفاق نموده و از او قبول کنند که جریمه و عین مال موضوع قاچاق یا در صورت نبودن عین مال قیمت آن را پرداخته و از تعقیب جزایی در محاکم عدلیه معاف شود مشروط بر اینکه اولا این ارفاق بیش از یک مرتبه نسبت به یک نفر به عمل نیاید و ثانیاًً مرتکب به علت قاچاق سابقه محکومیت نداشته باشد، به اداره گمرک نیزاختیار ارفاق داده می شود و عمل به آن اختیار مشروط به دو شرط فوق الذکر نخواهد بود. وصول مبلغی که موافق این ماده تعهد پرداخت آن شده بامأمورینی است که مطابق نظامنامه مخصوص از طرف وزارت مالیه معین می­شوند. مأمورین فوق می‌توانند موافق اصول محاکمات حقوقی راجع به اجراء احکام محاکم مبلغ تعهد شده را به حیطه وصول درآورند ولو اینکه مرتکبین مطابق قوانین تابع محاکم اختصاصی باشند». سیاست دیگری که در این قانون برای مقابله با قاچاق اتخاذ شده و گذر زمان اهمیت آن را آشکارتر نمود ، وضع ماده ۱۶ می‌باشد. بر اساس این ماده، مأمورینی که وظیفه کشف قاچاق دارند یا برای تعقیب و مجازات مرتکبین قاچاق مأموریت‌ دارند لیکن خود مرتکب قاچاق شوند یا در ارتکاب ماده ٩ با شرکای مرتکبین قاچاق همان معامله ای خواهد شد که به موجب این قانون با خود مرتکب می شود ولی جزاء نقدی اشخاصی که ١۵ بامرتکب معاونت نمایند نصف جزای نقدی مرتکب اصلی است و حبس آن ها از سه ماه تا یک سال خواهد بود.

۴- ماده واحده قانون واگذاری انحصار تجارت خارجی مملکت به دولت مصوب ۶ اسفند ماه۱۳۰۹ شمسی: ‌بر اساس آن مقرر گردید که از تاریخ تصویب این قانون ،تجارت خارجی ایران در انحصار دولت بوده و حق وارد کردن و صادر کردن کلیه محصولات طبیعی وصنعتی و تعیین موقتی و یا دائمی میزان واردات و صادرات مزبوره به دولت واگذار می شود و دولت می‌تواند تا تصمیم متمم این قانون ،از ورود مالاالتجاره خارجی به خاک ایران جلوگیری نماید. اگرچه در این قانون ،درباره قاچاق قاعده ای وضع نشده لیکن چون مبنایی برای قانون گذاری های بعد راجع به قاچاق کالا می‌باشد، برای آگاهی خوانندگان ذکر گردید.

۵- قانون راجع به جلوگیری از قاچاق اجناس ممنوع الورود مصوب۳۱ خرداد ماه ۱۳۱۱ شمسی: در ماده یک این قانون، اداره کل تجارت مکلف گردید از اجناس خارجی ممنوع الورودی که از طرف دولت معین خواهد شد صورتی تهیه کرده و اعلان نماید و اشخاصی که اجناس ممنوعه مذکوره در اعلان را برای فروش تجارتی موجود داشته باشند، مکلف گردیدند که اولاً صورت اجناس مذبور را منتهی در ظرف دو ماه از تاریخ انتشار اعلان درهر محل به اداره کل تجارت در مرکز و در ایالات و ولایات به نماینده آن اداره تسلیم نموده رسید دریافت دارند ثانیاًً از تاریخ اعلان مذکور تا انقضای سال ۱۳۱۱ در آخر هرماه صورت فروش آن ماه را نیز به اداره کل تجارت و یا نمایندگان آن اداره تسلیم نمایند. بعد از انقضای سال ۱۳۱۱ اجناس ممنوعه که به فروش نرفته باید در ظرف یک ماه به مراکز فروش که در هر محل از طرف دولت تعیین خواهد شد تحویل گردد تا تحت نظارت دولت و صاحبان اجناس به قیمتی که دولت معین می کند به فروش برسد والا مستندا به کالاهای مذبور در حکم قاچاق بوده و به نفع دولت ضبط می‌گردد.در ماده سوم اقداماتی ۱۶ ماده۲ – ماده دوم – اجناس مذکور در ماده اول که برای فروش تجارتی موجود باشد و در ظرف دوماه از تاریخ انتشار اعلان صورت آن ها به اداره کل ١۶ ماه پس ازانقضای مدت مزبوره به مراکز فروش دولتی تحویل نگردیده باشد در حکم قاچاق بوده و به نفع دولت ضبط می شود. تجارت یانمایندگان آن ادارھتحویل نشده باشد و همچنین اجناسی که صورت آن داده شده ولی تا آخر اسفند ١٣١١ به فروش نرسیده و در ظرف یک جرم انگاری شده که بعدا در قانون امور گمرکی برخی از آن ها قاچاق وبرخی تخلف گمرکی تلقی در ماده چهارم ،شاهد سیاستی مؤثر برای پیشگیری از جرایم و تخلفات گمرکی و با ۱۷ شده اند. سخت گیری نسبت به معاونینی هستیم که به دلیل مباشرت مداوم در انجام تشریفات گمرکی اشخاص دیگر و آشنایی به خلأهای قانونی و شیوه ­های دور زدن مقررات و موانست با مامورین گمرکی، زمینه ساز و مرتکب عمده تخلفات و جرایم گمرکی هستند و آن تحمیل مجازات مرتکب سیاست تشویق ۱۸ اصلی به معاونی است که از معرفی صاحب اصلی کالا خودداری می‌کند. مامورین برای کشف قاچاق در ازای پرداخت جایزه در این قانون نیز البته بسیار پر رنگ تر پیش سیاست افتراقی در خصوص جرایم گمرکی با قابل اجرای موقت دانستن احکام ۱۹پیش­بینی شده است. غیر قطعی در ماده هفتم نمایان است. ‌بر اساس این ماده «حکم محکمه دایر به اخذ جریمه در مواردی که به موجب قوانین مربوطه به انحصار تجارت خارجی و این قانون مصرح می‌باشد قابل اجرای موقت است و در صورتی که جریمه دهنده تبرئه شد جریمه مأخوذه و اموال ضبط شده به او مسترد می‌گردد».

– هر کس مرتکب یکی از اقدامات ذیل بشود به جزای نقدی از پانصد تا ده هزار ریال و یا به حبس تأدیبی از یک ماه تا یک سال محکوم خواهد ١٧ شد به علاوه مرتکب برای دو سال از حق اخذ جواز ورود محروم خواهد بود.

١) اخذ تصدیق صدور برای مال التجارهای که از مملکت صادر نشده است.

٢) اخذ تصدیق صدور به مبلغی بیشتر از آنچه مال التجاره صادر شده است به وسیله تبانی یا مأمورین گمرک یا مقومین.

٣) مخفی کردن اجناس ممنوع­الصدور یا ممنوع الورود در میان اجناس مجاز جز در مواردی که قوانین مخصوص مجازات بیشتری معین کرده باشدکه در آن صورت مرتکب مطابق همان قوانین مجازات می شود – اجناس ممنوعه مشمول این قسمت ضبط می شود.

۴) خارج کردن مال التجاره ورودی از گمرک به داخل مملکت که قیمت آن بیش از مبلغ مذکور در جواز ورود باشد به وسیله تبانی با مأمورین گمرک یا مقومین در این مورد معادل مبلغ اضافی از مالالتجاره ضبط می شود.

ه) صادر یا وارد کردن جنسی به اسم جنس دیگر.

تبصره – در صورتی که عملیات مذکوره در قسمت ١ و ٢ مشمول ماده ١۶ قانون متمم قانون انحصار تجارت خارجی مصوب ٢٠/۱۲/ ١٣٠٩ باشد مرتکب به مجازات مقرره در ماده مذبور خواهد رسید.

١۵- اشخاصی که به عنوان نمایندگی از طرف واردکننده یا صادرکننده مباشر ورود یا صدور اجناس می­شوند باید در اظهارنامه که به گمرک می­ دهند سمت خود را تصریح و وارد کننده یا صادرکننده حقیقی را معرفی کنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:09:00 ق.ظ ]




درآمدهای مالیاتی در ایران، از ۲/۸۲ میلیارد ریال در سال ۱۳۵۰ به ۲۳۹۰۰۰ میلیارد ریال در سال ۱۳۸۷ افزایش‌یافته است. علل مهم این افزایش، افزایش درآمدهای نفتی و به تبع آن افزایش درآمدهای مالیاتی است. در واقع می‌توان گفت که افزایش درآمدهای مالیاتی با افزایش درامدهای نفتی رابطه مستقیمی دارد.

با وجود افزایش درآمدهای مالیاتی در سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷، کماکان این درآمدها در مقایسه با درآمدهای نفتی در دوره فوق­الذکر ناچیز بود. در سال ۱۳۵۷ به دلیل اعتصاب‌های فلج‌کننده و سراسری در کشور و پیروزی انقلاب اسلامی و به تبع آن کاهش صادرات نفت و فشار تحریم­های نفتی، سهم درآمدهای نفتی در مقایسه با کل درآمدهای عمومی کشور، نسبت به سال پیش از آن، کاهش قابل‌توجه ۲/۱۵ درصدی را داشت. به همین علت سهم درآمدهای مالیاتی نسبت به کل درآمدهای عمومی دولت در مقایسه با سال ۱۳۵۶ افزایش ۵/۶ درصدی را داشت. در سال ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ به دلیل شروع جنگ تحمیلی، با توجه به وضع معیشتی مردم، میزان کل درآمدهای مالیاتی کاهش یافت. در بیشتر سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۴، هرچند درآمدهای مالیاتی از رقم مصوب در بودجه کمتر بوده، با این حال به جز در سال‌های ۱۳۶۵ و ۱۳۶۷، روند افزایشی داشته است. تغییر نرخ­های مالیاتی از سال ۱۳۶۶ به بعد و افزایش کار آیی دستگاه وصول‌کننده مالیات، از مهم‌ترین علل افزایش درآمدهای مالیاتی در آن سال­ها بود. با این وجود، درصد درآمدهای مالیاتی در کل درآمدهای عمومی دولت، به دلیل نوسان در قیمت نفت و در حجم صادرات آن، روند یکنواخت و مشخصی نداشته است.

افزایش قیمت نفت در سال ۱۳۵۳ موجب شد که به دیگر درآمدهای دولت توجه کمتری شود حتی در دوره­هایی که قیمت نفت کاهش قابل توجهی داشته، دولت کمتر به درآمدهای مالیاتی توجه نموده و سعی ‌کرده‌است منابع مورد نیاز خود را از طریق استقراض از بانک مرکزی تأمین کند. ضمناً اتکا بیش از حد به درآمدهای نفتی و وجود نوسانات بهای نفت در بازارهای جهانی، بی­ثباتی کل درآمدهای دولت را در پی داشته است. وابستگی کشور به درآمدهای حاصل از فروش نفت و گاز تا حدی است که درآمدهای مالیاتی نیز به طور غیرمستقیم متأثر از جریان درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت گردیده است. از طرف دیگر افزایش واردات، افزایش مالیات بر واردات و درآمدهای مالیاتی غیرمستقیم را فراهم ‌می‌آورد (عنایتی،۱۳۹۰). این در حالی است که تا پایان قانون برنامه چهارم توسعه سهم درآمدهای نفتی در تأمین هزینه­ های جاری باید به عدد صفر می­رسید؛ ‌بنابرین‏ اتخاذ سیاست راهبردی مالیات محور در کشور ضروری است. در جدول ۲-۲ که از برنامه راهبردی سازمان امور مالیاتی ۹۳-۸۹ استخراج شده است، جایگاه مالیات در بودجه سنوات اخیر ایران و عملکرد سازمان امور مالیاتی قابل مشاهده است.

جدول ۲-۲ جایگاه مالیات در بودجه سنوات اخیر ایران و عملکرد سازمان امور مالیاتی

سال

عملکرد

(میلیارد ریال)

رشد وصولی

(به درصد)

برنامه چهارم

مصوب بودجه

نسبت عملکرد به برنامه (به درصد)

نسبت عملکرد به مصوب (به درصد)

۱۳۸۴

۱۳۴۵۷۴

۴/۵۹

۱۱۷۸۳۱

۱۳۰۱۶۰

۱۱۴

۱۰۳

۱۳۸۵

۱۵۱۶۲۱

۷/۱۲

۱۵۰۳۹۸

۱۷۷۶۱۷

۱۰۱

۸۵

۱۳۸۶

۱۹۱۸۱۵

۵/۲۶

۱۸۲۵۲۲

۱۹۷۲۹۵

۱۰۵

۹۷

۱۳۸۷

۲۳۹۷۴۱

۲۵

۲۱۸۵۵۹

۲۱۷۱۵۵

۱۱۰

۱۱۰

۱۳۸۸

۲۸۲۱۵۷

۷/۱۷

۲۶۲۶۳۱

۳۰۰۶۰۲

۱۰۷

۹۴

(معاونت برنامه‌ریزی و فن­آوری اطلاعات، ۱۳۸۹)

با توجه به جدول ۲-۲، نمودار ۲-۳ و ۲-۴ روشن است که درآمدهای مالیاتی در سال‌های اخیر افزایش‌یافته و در بیشتر موارد مبلغ مالیات وصولی از مبلغ برنامه چهارم بیشتر بوده اما نسبت به مصوب بودجه شده پایین تر بوده است.

مصوب بودجه برنامه چهارم عملکرد وصولی

(معاونت برنامه‌ریزی و فن­آوری اطلاعات، ۱۳۸۹)

نمودار ۲-۴- درصد تحقق درآمدهای مالیاتی نسبت به برنامه و بودجه طی سال‌های ۸۴ الی ۸۸

(معاونت برنامه‌ریزی و فن­آوری اطلاعات، ۱۳۸۹)

یکی از شاخص­ های مهم برای شناخت نقش مهم درآمدهای مالیاتی، نسبت کل درامد مالیاتی به تولید ناخالص داخلی در هر سال است به طوری که بالا بودن شاخص حاکی از کار آیی سیستم مالیاتی است. حداکثر و حداقل این شاخص برای گروه کشورهای مختلف که در جدول ۲-۴ و ۲-۵ نشان داده‌شده به ترتیب ۲۸ و ۱۹ درصد است. این شاخص برای ایران در سال ۲۰۰۶ ۵۳/۷ درصد است. پایین بودن این رقم در کشور می ­تواند از عواملی چون محدود بودن پایه­ های مالیاتی کشور، فرار مالیاتی گسترده و از همه مهم‌تر ناکارآمدی نظام مالیاتی نشأت گرفته باشد.

کوچک بودن این شاخص موجب ناکارآمدی سیاست‌های مالیاتی در کشور نیز می­گردد زیرا وقتی حجم درآمدهای مالیاتی در اقتصاد یک کشور پایین باشد، سیاست‌های انبساطی و انقباضی مالی که از طریق مالیات‌ها اعمال می­شوند، تأثیر ناچیزی بر اقتصاد خواهند داشت.

همان گونه که به روشنی در جدول ۲-۵ (کتاب سالانه آمارهای مالی دولتی ۲۰۰۶) مشخص است، پایین­ترین نسبت مالیات به GDP در میان کشورهای مختلف جهان متعلق به ایران است که حتی از کشورهای در حال توسعه آفریقا مانند کنگو، مورتیپس و کشورهایی مانند مالدیو و مغولستان و همین طور کشورهای نیم­کره غربی نیز بیش از ۱۰ درصد پایین­تر است.

جدول ۲-۵ – سهم مالیات‌ها از منابع تأمین بودجه و GDP کشورهای مختلف و ایران

ردیف

گروه کشورها

نسبت مالیات به GDP (به درصد)

نسبت درآمد مالیاتی به کل درآمدها (به درصد)

نسبت مالیات‌های مستقیم به کل مالیات‌ها (به درصد)

۱

کشورهای صنعتی

۱۳/۲۵

۶۴/۹۱

۳۵/۵۹

۲

منطقه اروپا

۰۲/۲۸

۲۵/۹۲

۶۷/۲۸

۳

کشورهای در حال توسعه و آفریقا

۰۹/۱۹

۰۸/۸۰

۱۵/۳۵

۴

کشورهای اروپایی بدون کشورهای صنعتی

۴۸/۲۲

۸۸/۸۷

۳۴/۱/۱۰

۵

نیم‌کره غربی

۹۴/۱۹

۳۴/۸۴

۲۵/۲۴

۶

ایران

۵۳/۷

۴۰

۶۶

جدول ۲-۶- گروه کشورهای جدول ۲-۵

ردیف
گروه کشورها
نام کشورها

۱

کشورهای صنعتی

آمریکا، کانادا، ژاپن، نیوزیلند، استرالیا

۲

منطقه اروپا

اتریش، بلژیک، فنلاند، انگلیس، سوئیس، سوئد، هلند، پرتغال، اسپانیا، دانمارک، آلمان، فرانسه، ایتالیا، ایرلند، یونان، لوکزامبورگ، ایسلند، نروژ، سن­مارینو

۳

کشورهای اروپایی بدون کشورهای صنعتی

ارمنستان، بلغارستان، کرواسی، جمهوری چک، گرجستان، قزاقستان، بلاروس، اوکراین، رومانی، لیتوانی، مالتا، مجارستان، مولداوی، لهستان، اسلوونی، روسیه، ناتویا، قبرس

۴

کشورهای در حال توسعه و آفریقا

جمهوری کنگو، مورتیپس، شیلی، لوتو، بوتان، آفریقای جنوبی، چین، مالزی، تایلند، سنگاپور، ویتنام، مغولستان، مالدیو

۵

نیم‌کره غربی

آرژانتین، بارباروس، بولیوی، شیلی، کلمبیا، کاستاریکا، السالوادور، جاماییکا، پرو.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:09:00 ق.ظ ]




Fonagy, P., & Target, M. (2008). Theoretical models of psychodynamic psychotherapy. In Gabbard, G. (Ed.) Textbook of psychotherapeutic treatments in psychiatry (pp. 3–۴۲). Arlington, VA: American Psychiatric Publishing, Inc.

Gabbard, G. O. (2008). Psychodynamic psychiatry in clinical practice (4th ed.) Washington, DC: American Psychiatric Publishing.

Gallagher-Thompson, D., & Steffen, A. M. (1994). Comparative Effects of cognitive-behavioral and brief psychodynamic psychotherapies for depressed family caregivers. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 62(3), 543-549.

Guindon, M. H. (2010). Self-esteem Across the lifespan. Routledge, New York.

Hagerty MR, Cummins RA, Ferriss AL, et al.(2001) Quality of life index for national policy :review and agenda for research. social indicator research ;55: 1-7.

Heckhausen, J., Wrosch, C., & Fleeson, W. (2001). Developmental regulation before and after a developmental deadline: the sample case of biological clock for childbearing. Psychology and Aging, 16, 400-413.

Herbert, G. L., McCormack,V. K. & Callahan, J. L. (2010). An investigation of the object relations theory of depression. Psychoanalytic Psychology, 27(2), 219–۲۳۴٫

Janson, K. J. (2006). Serial: The constant midlife crisis. Serial Review, 32, 35-39.

Kahneman, D., Diener, E., & Schwarz, N. (Eds.). (1999). Well-being: The foundation of hedonic psychology. New York: Russell Sage.

Katschnig, H. (1997). How useful is the concept of quality of life in psychiatry? In: H. Katschnig, H. Freeman, & N. Sartorius (Eds.), Quality of life in mental disorders (pp. 3–۱۶). Chichester, UK: Wiley.

Kernberg, O. (1992). Aggression in Personality Disorders and Perversion. New Haven: Yale University Press.

Kernbrg, O. (2004). Contemporary controversies in psychoanalytic theory and techniques and their applications. Yale university press. New Haven: Yale University Press.

King A. et. al.( 2006) . Positive Affect and the Experience of Meaning in Life, Journal of Personality and Social Psychology, Vol. 90, No. 1,. 179- 196.

King, C. R., and Hinds, P. S. (2003). Quality of life from nursing and patient perspective. theory , research, practice .Boston :john and Bartlett.

Kohut, H. (1971). The Analysis of the Self. New York: International Universities Press.

Lachman, M. E. (2004). Development in midlife. Annual Review of Psychology, 55, 305–۳۳۱٫

Leichsenring, F., Rabung, S., & Leibing, E. (2004). The efficacy of short-term psychodynamic psychotherapy in specific psychiatric disorders: a meta-analysis. Archives of General Psychiatry, 61, 1208-1216.

Lenacy, Michael Van. (2003). Quality of life and the anxiety disorders.Journal of Anxiety Disorder 17.(2003) .405-426. Hamilton Health Sciences Corporation .Hamilton .Ont .Canada

Levinson, D. (1996). The seasons of a woman`s life. New York: Knopf.

Markus, H., & Nurius, P.(1986). Possible selves. American Psychologist, 41, 954- 969.

McAdams, D. P., & de st. Aubin, E. (1992). A theory of generativity and its assessment through self-report, behavioral acts, and narrative themes in autobiography. Journal of Personality and Social Psychology, 62, 1003- 1015.

Moen, P., & Wethington, E. (1999). Midlife development in a life course context. San Diego: Acacemic Press.

Myers, D. G. (2000). The funds، friends، and faith of happy people. American Psychologist, 55, 56-67.

Pamela n .prince,Christopher R .prince ,(2001).Clinical Psychology Review ,vol .21,NO .7,pp.1005-1036. subjective quality of life in the evaluation of persistent mental illness.Brockville. psychiatric Hospital ,Brockville,ontario,Canada.

Person, E., Cooper, A., & Gabbard, G. (2005). Textbook of psychoanalysis. Washington: American Psychiatric Publishing, Inc.

Robins, R. W., & Trzesniewski, K. H. (2005). Self-esteem development across the lifespan. Current Directions in Psychological Science, 14, 158–۱۶۲٫

Robins, R. W., Trzesniewski, K. H., Tracy, J. L., Gosling, S. D., & Potter, J. (2002). Global self-esteem across the life span. Psychology and Aging, 17, 423–۴۳۴٫

Rutan, J. S., Stone, W. N., & Shay, J. J. (2007). Psychodynamic Group Psychotherapy. New York: The Guilford Press.

Ryff, C. D, Keyes, C. l. & Shomtkin D. (2002). Optimal well-being :Empirical Encounter of two traditional. Journal of Personality and social psychology. 62 (6). 1007-1022.

Ryff, C.D. & Singer, B. (1998). The contours of positive human health. Psychological Inquiry, 9, 1- 28.

Shedler, J., Western, D. (2004). Refining personality disorder diagnosis: Integrating science and practice. American Journal of Psychiatry, 161, 1350- 1365.

Sik Hung ,Ping kwong kam,Raymond w (2005) people living in ageing building :Their quality of life and Sense of belonging .Journal of Environmental Psychology 25(2005) 347- 360.

Smith, J. D. (2008). A leap across a basic fault: brief supportive dynamic therapy. Psychodynamic practice. 14, 421-39.

Soderhamn O, Lindencrona C, Gustavsson SM.(2001). Attitudes toward older people among nursing students and registered nurses in Sweden. Nurse Education Today;21(3):225-9.

Stadter, M. (2009). Object Relations Brief Therapy: the therapeutic relationship in short- term work. (2nd ed). Maryland: Roman and Littlefield.Bonanno, G.A.(2007).Loss, trauma, and human Resilence. American Psychologist.59:20-28.

Trzesniewski, K. H., Donnellan, M. B., & Robins, R. W. (2003). Stability of self-esteem across the life span. Journal of Personality and Social Psychology, 84, 205–۲۲۰٫

Trzesniewski, K. H., Donnellan, M. B., Moffitt, T. E., Robins, R. W., Poulton, R., & Caspi, A. (2006). Low self-esteem during adolescence predicts poor health, criminal behavior, and limited economic prospects during adulthood. Developmental Psychology, 42, 381–۳۹۰٫

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:09:00 ق.ظ ]




این مشکلات و چالش‌ها، مدیریت این سازمان‌ها را به امری پیچیده تبدیل ‌کرده‌است. مدیران امروزه باید راه تحول را در پیش گیرند و تلاش کنند تا این سازمان‌ها به سوی وضعیت مطلوب حرکت کند. این تغییر مورد انتظار جامعه‌ای می‌باشد که قرار است به سوی توسعه حرکت کند. ‌بنابرین‏، امروزه مدیریت کتابخانه‌ها به ویژه کتابخانه‌های دانشگاهی، مدیریت تغییر و تحول است. برای این که بتوان در این امر موفق بود، مدیران ابتدا باید بدانند چه چیز را باید تغییر دهند و به چه سو باید حرکت کنند. در این ارتباط، استفاده از مدیریت دانش ابزار مناسبی است، یعنی، آن‌ ها باید مشکلات را ببینند، اطلاعات لازم را درباره فعالیت‌ها و نیازها به دست آورند، رابطه‌ میان مشکلات با نیازها و اطلاعات را درک کنند و با بهره گرفتن از فرصت‌ها و امکانات، به ارائه‌ راه حل و پاسخ گویی به نیازها بپردازند.

بهره گیری از مدیریت دانش در بازنگری عملکردها، اهداف، نگرش و بینش‌ها، ساختار، مدیریت کارکنان، آموزش کارکنان، طراحی و ارائه‌ خدمات، فرایند و معیارهای ارزیابی، می‌تواند راه گشای مناسبی برای مقابله با چالش‌ها و مشکلات پیش روی کتابخانه‌ها در عصر حاضر باشد. (تقی زاده و دیگران، ۱۳۹۰).

۱-۱٫ بیان مسئله

امروزه مدیریت دانش به عنوان ابزاری مدیریتی برای بهره گیری از دارایی های دانشی سازمان ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است و بسیاری از سازمان ها به پیاده سازی و اجرای آن مبادرت کرده‌اند. در همین راستا، کتابخانه‌های دانشگاهی با توجه به ماهیت اطلاعاتی و دانشی خود توجه ویژه ای را در این زمینه می طلبند.

کتابخانه‌های دانشگاهی، قلب تپنده‌ی آموزش و پژوهش در دانشگاه‌ها محسوب می‌شوند که به خیل عظیمی از دانشجویان و اساتید خدمت رسانی می‌کنند. این سازمان‌ها سرشار از اطلاعات و دانشی هستند که در قفسه‌ها، پایگاه‌های اطلاعاتی، فرایندهای کاری، و به خصوص در ذهن کارکنان آن، جای دارد. با توجه به اهمیتی که این اطلاعات و دانش در تأمین نیازهای اطلاعاتی کاربران دارند، لذا، اگر به درستی مدیریت نشوند و بهره گیری مناسبی از آن صورت نپذیرد، رضایت مندی کاربر، که هدفی غایی در کتابخانه محسوب می‌شود، محقق نخواهد شد و این دانش بالقوه، به فعلیتی در خور نخواهد انجامید.

هم چنین با در نظر گرفتن این که گردانندگان اصلی این کتابخانه‌ها، کتابدارانی می‌باشند که نقشی واسط، میان منابع اطلاعاتی و کاربران را ایفا می‌کنند، بهره مندی از مدیریت دانش به عنوان فرایندی برای تشخیص، به کار گیری، یادگیری، تسهیم، ارزیابی، تثبیت و استفاده‌ بهینه از دانش، مسلماًً، راهکاری اساسی برای آنان در حفظ و ارتقاء کارایی و اثر بخشی کتابخانه و نیز مواجهه با نیازهای اطلاعاتی در حال رشد و تغییر کاربران، محسوب می‌شود.

لذا، این تحقیق بر آن است تا ضمن ارزیابی میزان فعالیت‌های مربوط به مدیریت دانش در کتابخانه‌های دانشگاهی شهر شیراز که نقش ویژه‌ای را در حوزه آموزش و پژوهش سازمان های مادر (دانشگاه ها) ایفا می‌کنند، مشخص کند که: این کتابخانه‌ها تا چه اندازه در این مسیر گام برداشته و امکانات لازم را جهت پیاده سازی و بهره مندی از آن مد نظر فرار داده و به کار برده‌اند و هم چنین مشخص کند که سطح فعالیت‌های مربوط به مدیریت دانش در این کتابخانه‌ها به چه میزان است.

۱-۲٫ اهمیت پژوهش

دانش به عنوان یک عامل رقابتی، با فریادی بلند، سرلوحه‌ی محیط‌های کسب و کار امروزی شده است. شرکت‌ها در مرحله‌ای هستند که در ذهن کارکنان خود استفاده‌ هرچه بیشتر از این گنج پنهان را تأکید می‌نمایند. شرکت‌های نو آور، مدیریت دانش را با گروه‌های کاری خود تنظیم نموده‌اند. این در حالی است که مدیران عام و رؤسای این شرکت‌ها تأکید می‌کنند که دانش، نقش مهمی را در شکل دهی آینده شرکت آنان ایفا می‌کند. در چنین شرایطی می‌توان گفت شرکت‌ها با شکست مواجه خواهند شد مگر این که در اقدامات مورد نیاز مدیریت دانش اندیشه کنند. (گیلبرت، استفان و کایی روم، ۱۳۸۶)

امروزه بسیاری از سازمان‌ها مبادرت به بهره گیری از مباحث مدیریت دانش به عنوان یک راهبرد عمده جهت تقویت مزیت رقابتی سازمان خود نموده‌اند. (بریلفورد[۴]، ۲۰۰۱؛ نبدومول[۵] و دیگران،۲۰۰۱؛ دیلنگ و فهی[۶]، ۲۰۰۰؛ ژاک[۷]،۱۹۹۹) و به شمار سازمان‌هایی که به بهره مندی از راهبردهای مدیریت دانش می‌پردازند، روز به روز افزوده می‌گردد. (آرمبرکت[۸] و دیگران،۲۰۰۱؛ اینکپن[۹]، ۱۹۹۶).

مدیریت دانش، راهکار مهمی برای بهبود عملکرد و رقابت سازمانی است، به همین خاطر مدیریت صحیح و نیروی دانش می‌تواند یک سازمان را به حرکت درآورد تا انعطاف پذیرتر، نوآورتر و باهوش تر گردد. (فتاح و دیگران،۱۳۸۹) هم چنین همان طور که دانش به عنوان منبع راهبردی اولیه در قرن بیست و یک ظهور کرد، بسیاری از سازمان‌ها در زمینه‌ی، به کارگیری مدیریت دانش علاقه‌مند شدند. سازمان‌ها می‌توانند از مدیریت دانش برای پشتیبانی تصمیم گیری، نوآوری و کارایی و کمک به آن‌ ها برای رسیدن به مأموریت‌های خود استفاده نمایند. (لیبوویتز[۱۰]، ۱۹۹۹).

مدیریت دانش یکی از موضوعات مهم مطرح شده در این دوره است و نیاز به آن از این واقعیت سرچشمه می‌گیرد که دانش در عملکرد سازمانی و دسترسی به مزیت رقابتی پایدار، عنصری مهم تلقی می‌شود. (داونپورت و گروور[۱۱]، ۲۰۰۱ ) علاوه بر آن، ارتباط میان مدیریت دانش و نوآوری در سازمان و مدیریت دانش و عملکرد بالای سازمانی به اثبات رسیده است. (طبیبی و دیگران،۱۳۹۰).

بسیاری از سازمان‌ها، مدیریت دانش را برای تصرف دارایی‌های فکری کارکنان به کار می‌گیرند. نکته اساسی بحث مدیریت دانش این است که مقادیر متعدد دانش درباره‌ مراجعان، فرایندها، محصولات و خدمات در همه‌ سطوح سازمان موجود است و اگر این دانش بتواند یک جا تصرف گردد و انتقال یابد به سازمان‌ها کمک می‌کند که موفق‌تر و مؤثرتر باشند. (کیوان آرا و دیگران،۱۳۹۰). هم چنین مدیریت دانش در بهبود کیفیت کار، افزایش کارایی، داشتن اطلاعات به روز، افزایش اثربخشی، رضایت مندی مشتری و بهبود تصمیم گیری مؤثر است. (گودرزی و دیگران، ۱۳۸۸).

برای ایجاد مدیریت دانش، سازمان، غیر از نیاز به رهبری قدرتمند، اهداف دقیق عملیاتی، فرهنگ منعطف سازمانی و به کارگیری فن آوری لازم، در وهله اول، آگاهی کامل از وضعیت موجود دانش و مدیریت دانش در سازمان مورد نیاز است (داونپورت[۱۲] و دیگران، ۱۹۹۸) زیرا، چنانچه دانش افراد با دیگران به اشتراک گذاشته نشود، تأثیری بر رشد و گسترش دانش موجود در سازمان نخواهد داشت و دانش جدیدی نیز تولید نخواهد شد.

هدف از فعالیت‌های دانش در سازمان، اطمینان از رشد و تداوم فعالیت‌ها در جهت حفظ دانش حیاتی در تمام سطوح، به کار گیری دانش موجود در تمام چرخه‌ها، ترکیب دانش در جهت هم افزایی، کسب مداوم دانش مربوطه، توسعه‌ دانش جدید از طریق یادگیری مداوم می‌باشد که به وسیله تجارب درونی و دانش بیرونی ایجاد می‌شود. (گودرزی و دیگران، ۱۳۸۸).

سازمان‌ها برای تبدیل شدن دانش به یک کالای سرمایه‌ای، باید در جهت ایجاد تعادل میان فعالیت‌های مدیریت دانش تلاش کنند. (کیوان آرا و دیگران، ۱۳۹۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:09:00 ق.ظ ]




جدول ۴-۹٫ میانگین و انحراف استاندار مقیاس سبک های هیجانی در گروه مردان و زنان

گروه

متغیر

میانگین نمرات خام

انحراف استاندارد نمرات خام

زنان

بهبودپذیری

۱۲/۱۵

۱۵/۳

امتدادزمانی

۲۹/۲۲

۵۳/۳

شمّ اجتماعی

۰۱/۲۴

۶۵/۳

خودآگاهی

۱۷/۲۳

۱۱/۳

بافتار

۳۵/۲۱

۹۹/۲

توجه

۳۳/۱۵

۹۴/۲

مردان

بهبودپذیری

۹۲/۱۵

۹۰/۲

امتدادزمانی

۹۳/۲۰

۴۸/۳

شمّ اجتماعی

۸۰/۲۲

۹۹/۲

خودآگاهی

۰۴/۲۳

۴۳/۴

بافتار

۷۱/۲۰

۸۶/۲

توجه

۲۲/۱۴

۸۰/۲

همان گونه که نتایج جدول نشان می‌دهد میانگین و انحراف معیار نمرات خام به تفکیک زن و مرد در نمونه دانشجویان گزارش شده است که با کمک آن ها می توان نمرات معیار را برای آزمودنی ها بر اساس نرم دانشجویان محاسبه نمود.

نتایج نشان می‌دهد در سبک هیجانی بهبود پذیری مردان میانگین بالاتری نسبت به زنان کسب کرده‌اند و در سایر سبک های هیجانی زنان میانگین بالاتری نسبت به مردان دارند.

سطح معناداری

درجات آزادی

مقدار t

تفاوت میانگین ها

شاخص آماری

متغیرها

۰۴/۰

۲۳۱

۹۹/۱

۷۹/۰

بهبودپذیری

۰۰۴/۰

۲۳۱

۹۴/۲

۳۵/۱

امتدادزمانی

۰۰۷/۰

۲۳۱

۷۳/۲

۲۱/۱

شمّ اجتماعی

۷۹/۰

۲۳۱

۲۶/۰

۱۳/۰

خودآگاهی

۰۹/۰

۲۳۱

۶۷/۱

۶۴/۰

بافتار

۰۰۴/۰

۲۳۱

۹۱/۲

۰۹/۱

توجه

جدول ۴-۱۰٫ مقایسه میانگین زنان و مردان در سبک های هیجانی

همان گونه که نتایج جدول نشان می‌دهد مقادیر t به دست آمده با درجه آزادی ۲۳۱ ، برای متغیرهای بهبودپذیری، امتدادزمانی، شمّ اجتماعی، و توجه از مقدار t جدول بزرگتر است و همچنین از آنجا که سطح معنی داری این آزمون ها کوچکتر از سطح معنی داری ۰۵/۰ می‌باشد، ‌بنابرین‏ با ۹۵ درصد اطمینان می توان گفت که تفاوت مشاهده شده بین میانگین این چهار سبک در زنان و مردان معنادار است.

‌بنابرین‏ تفاوت های بین نمرات هنجار زنان و مردان در این چهار سبک بایستی مورد توجه قرار گیرد.

فصل پنجم:

بحث و نتیجه گیری

به دلیل رشد روز افزون دانش و پیدایش ابعاد جدیدی از علم، پرداختن به حوزه ساخت پرسشنامه بر اساس یافته های جدید امری مهم تلقی می شود.

هرچند هیجان مقوله جدیدی در ادبیات روانشناسی نیست اما با توجه به اینکه پرسشنامه های موجود جامعیت لازم را ندارند نیاز ‌به این پژوهش احساس شد.

در این فصل محقق تلاش کرده تا با بهره گرفتن از نتایج تحلیل داده های به دست آمده از پرسشنامه محقق ساخته سبک های هیجانی (بر مبنای یافته های عصب شناختی ریچارد دیویدسون) به بررسی سؤال های پژوهش و نتایج به دست آمده پیرامون هنجاریابی این مقیاس بپردازد. محقق در نهایت به محدودیت و پیشنهادهای ممکن در خصوص این پژوهش نیز اشاره ‌کرده‌است. این پرسشنامه به وسیله ۳۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی تهران تکمیل شده و داده ها با بهره گرفتن از نرم افزارهای SPSS و AMOS مورد تحلیل قرار گرفتند. جهت پاسخ گویی به سؤالات از ضریب آلفای کرونباخ، تحلیل عامل اکتشافی، تحلیل عامل تاییدی و نمره های هنجار T و Z استفاده شده است.

۵-۱٫ بحث و نتیجه گیری

۵-۱-۱٫ سؤال اول: آیا پرسشنامه سبک های هیجانی محقق ساخته از همسانی درونی و پایایی قابل قبولی برخوردار است؟

در جدول ۴-۴ به بررسی میان همسانی درونی گویه ها از طریق روش آلفای کرونباخ و روش دو نیمه کردن پرداخته شد. پس از آنکه محقق در مرحله مقدماتی ۶ سؤال را به دلیل پایین آوردن ضریب آلفا حذف کرده بود، این بار در هیچ عاملی گویه ای باعث وجود نداشت که پایایی را کاهش داده باشد لذا هیچ گویه ای حذف نگردید. ‌بنابرین‏ تمامی گویه ها در هر عامل با یکدیگر همگون و دارای همبستگی قابل قبولی با عامل مربوطه بوده است. کمترین میزان همسانی درونی از روش آلفای کرونباخ برابر با ۸۳/۰ برای عامل خودآگاهی و بیشترین میزان همسانی درونی در روش مذکور برابر با ۸۷/۰ به طور مشترک برای عامل های بهبود پذیری و امتداد زمانی محاسبه شد.

روش دو نیمه کردن نیز برای اندازه گیری پایایی آزمون به کار گرفته شد. در ادامه به طور مختصر روش دو نیمه کردن معرفی شده است.

پایایی ثبات درونی فقط با اجرای یک آزمون و به دلیل جلوگیری از بروز مسائل همراه تکرار آزمونها برآورد می شود. مشهورترین کاربرد این روش، برآورد پایایی از طریق دو نیمه کردن است. این آزمون به دو قسمت که هر کدام فرم های موازی یکدیگرند تقسیم می شود و سعی دارد این قسمتها به نحوی انتخاب شوند که موازی یا اساساً معادل باشند. چنانچه نیمه های آزمون موازی باشند، پایایی کل آزمون با بهره گرفتن از فرمول اسپیرمن-براون برآورد می شود (آلن و ین، ۱۹۷۹؛ ترجمه: علی دلاور).

در پایایی همسانی درونی با بهره گرفتن از فرمول اسپیرمن-براون، کمترین میزان پایایی برابر ۸۱/۰ برای بعد شمّ اجتماعی و بیشترین میزان پایایی برابر با ۸۸/۰ به طور مشترک برای بعد توجه و امتداد زمانی محاسبه شد.

نتیجه گرفته می شود که میزان همسانی درونی پرسشنامه با بهره گرفتن از دو روش مذکور در کل قابل قبول و مطلوب می‌باشد.

۵-۱-۲٫ سؤال دوم: آیا پرسشنامه سبک های هیجانی از روایی قابل قبولی برخوردار است؟

برای بررسی روایی در ابتدا روایی محتوایی با بهره گرفتن از نظرات کارشناسان بررسی و تغییرات لازم اعمال شد.

سپس برای تکمیل پاسخ ‌به این سؤال از روش تحلیل عاملی استفاده شد و از این طریق ساختار عاملی پرسشنامه مشخص گردید. اولین قدم در تحلیل عاملی تهیه یک ماتریس همبستگی از تمام متغیرها بود که در تحلیل وارد می‌شوند. برای این کار باید مشخص کرد که آیا ماتریس داده ها برای تحلیل عاملی مناسب است یا نه؟ به همین منظور دو ویژگی مهم و اساسی از پنج شرط لازم (۱- ارزیابی ترکیب ماتریس داده ها ۲- حجم گروه نمونه ۳- استقلال اندازه ها ۴- اندازه همخوانی ها ۵- معنی و اهمیت ماتریس داده ها) برای انجام تحلیل عاملی در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفت:

الف- حجم گروه نمونه: در تحلیل عاملی هرچه گروه نمونه بزرگ تر باشد بهتر است. در پژوهش حاضر حجم گروه نمونه پس از ریزش پاسخ دهندگان به ۲۳۳ نفر رسید که برای تحلیل عاملی تا حدی مناسب است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:08:00 ق.ظ ]




    • انرژی زیاد: انچه بیشتر سرمایه گذاران باید بیشتر در یک ‌کارآفرین جستجو کنند انرژی زیاد است زیرا ‌کارآفرین بودن حرفه ای بی مانند است.

    • انگیزه : بسیاری از کارافرینان برای کسب درامد در طول هفته ساعات طولانی را کارمی‌کنند ‌بنابرین‏ انگیزه ای که کارافرینان را به تکاپو می اندازد کسب سود بیشتر و در نتیجه کسب درامد بیشتر برای خودش است. در اینجا باید بین انگیزه و حرص وطمع تفاوت قائل شد زیرا تجربه نشان می‌دهد که کارافرینان بیشتر در پی دگرگونی و رشد و ارتقای جامعه هستند تا افزایش در امد خود.

۳) خطر پذیری :

اهمیت سرمایه گذاری خطر پذیردر توسعه تکنولوژی و رشد اقتصادی بیشتر به همین ویژگی خطر پذیری باز می‌گردد. به بیانی دیگر کارافرینان که طرح نو و ایده خلاقی در ذهن دارند وبه موفقیت ان باور دارند،معمولا به سبب دسترسی نداشتن به منابع مالی کافی در مسیر حرکت خود متوقف می‌شوند. آن ها در این مرحله برای رفع مشکل خود به بانک‌ها و مؤسسات مشابه روی می اورند اما به دلایل مختلف نمی‌توانند از این منابع استفاده نمایند.ازجمله موانع اصلی درخواست سپرده های سنگین و دیدگاه کوتاه مدت حاکم بر این مؤسسات است.در چنین فضایی تامین مالی ریسک پذیر مطرح خواهد شد.اگر ان دسته از صندوق هایی که با هدف کمک به توسعه تکنولوژی شکل گرفته اند خطر پذیر هم باشند،اندک اندک از کارکرد اصلی و واقعی خود خارج می‌شوند. چه بسا بعد از مدتی آن ها هم عملکردی مشابه عملکرد بانک‌ها پیدا کنند.

خطر پذیری به مجموعه شرایطی وابسته است که بدون وجود آن ها نمیتوان از صندوق سرمایه گذاری توقع خطر پذیری را داشت.یکی از این شرایط ایجاد مشوق هایی برای کارکنان صندوق است تا در قبال سرمایه گذاری موفق پاداشی دریافت کنند.یکی دیگر از موانع خطر پذیری ناتوانی صندوق ها در ارزیابی دقیق طرح های پیشنهادی است که با رفع ان میتوان خطر پذیری را به معنی واقعی آن ها تجربه کرد. ‌بنابرین‏ خطر پذیری از جمله ویژگی های اصلی سرمایه گذاری خطر پذیر است و نقش به سزایی در توسعه تکنولوژی دارد.

۴)انگیزه سود اوری :

مطمئنا پذیرش خطر باید با انگیزه کسب سود بیشتر همراه باشد، درغیر این صورت اگر سرمایه داران در پی سود محدود و ناچیز باشند می‌توانند به بانک ها یا سایر سرمایه گذاری های مطمئن بسنده کنند.‌بنابرین‏ کسانی که سرمایه خود را در طرح های نواورانه و در عرصه تکنولوژی های پیشرفته در معرض خطر قرار می‌دهند، مطمئنا باید برنامه نسبتا بلند مدتی برای کسب سود بیشتر در نظر داشته باشند.

۵) توجه به شرکت های نوپا :

سرمایه گذاری ریسک پذیر می‌توانند در مراحل مختلف رشد شرکت ها صورت گیرد.این مراحل را میتوان به مراحل ابتدایی، رشد وگسترش تقسیم بندی کرد. در مراحل ابتدایی معمولا کارافرینان با ایده های جالب و جذاب وجود دارند و در بسیاری از موارد سازماندهی مناسبی در قالب یک شرکت وجود ندارد. پس ارزیابی ظرفیت این طرح ها بسیار دشوارتر است و خواهان مهارت های ویژه ای است و افق زمانی سود اوری نیز حداقل به هفت تا ده سال می‌رسد.در سوی دیگر،طیفی از سرمایه گذاری ها ‌در شرکت های ثبات یافته صورت می‌گیرد که بنا به دلایلی در پی گسترش دامنه فعالیت های خود هستند که مطمئنا ارزیابی ظرفیت این طرح ها بسیار راحت تر است.پس خطر این سرمایه گذاری ها کمتر می شود و افق زمانی خروج از سرمایه گذاری نیز کاهش می‌یابد.با توجه به توضیحات فوق هرچند سرمایه گذاری خطر پذیر شامل تمامی طیف ها می شود اما تاثیر این سرمایه گذاری زمانی پررنگ تر می شود که جهت گیری اصلی ان به سوی سرمایه گذاری در مرحله ابتدایی رشد شرکت ها یا همان شرکت های نوپا و نواور باشد.

۶) دیدگاه بلند مدت:

یکی از ویژگی های بسیار مهم دیگر که ابعاد عملکردی و ویژگی های سرمایه گذاری ریسک پذیر را تحت تاثیر قرار می‌دهد،دیدگاه بلند مدت حاکم بر صندوق‌های سرمایه گذار است. مسلماخطرپذیری برای کسب سود در هفت تا ده سال اینده بدون دیدگاه بلندمدتی امکان پذیر نیست و اساسا توسعه تکنولوژی در دیدگاه کوتاه مدت جایی ندارد. به بیانی دیگر اگر دیدگاه کوتاه مدت بر صندوق ها حاکم باشد نه تنها این صندوق ها به تدریج از ماهیت خطر پذیری خود خارج می‌شوند بلکه مهم تر از ان دیگر در راستای اهداف توسعه تکنولوژی گام بر نخواهند داشت و عملکرد ان ها همانند مؤسسه‌‌های مالی و بانکی می شود.

۷)مشارکت در مالکیت شرکت ها :

یکی دیگر از مهم ترین ویژگی ها ی سرمایه گذاری ریسک پذیر مشارکت در مالکیت شرکت هاست. از انجا که وام دادن با سرمایه گذاری ریسک پذیر همخوانی ندارد واز طرفی خلا موجود در تامین مالی پروژه های نواورانه و مبتنی بر تکنولوژی های پیشرفته را پر نمیکند نقش سرمایه گذاری ریسک‌پذیر پررنگ تر می شود. از سوی دیگر زمانی که صندوق های سرمایه گذاری ریسک‌ پذیر در مالکیت شرکت ها سهیم می‌شوند در قبال اینده آن ها نیز متعهد می‌شوند و از هرابزاری برای کمک به موفقیت این شرکت‌ها استفاده می‌کنند. در اینجا موضوع مشاوره های مدیریتی و برنامه ریزی و حتی استفاده از کانال ارتباطات شخصی در کمک به شرکت های نوپا ی مبتنی بر تکنولوژی پیشرفته مطرح است.

۲-۶- فرصت های فراروی بازار سرمایه گذاری مخاطره پذیر

فرصت های جذاب برای سرمایه گذارای های مخاطره پذیر می‌توانند به دست آمده یا برعکس به دلیل شرایط سخت اقتصادی، مالی و شرایط خاص بازار از دست بروند. اما انجام چنین چیزی نیازمند یک بررسی هوشمندانه در خصوص درک صحیح یک صندوق سرمایه‌گذاری مخاطره پذیر (بعضی اوقات به عنوان وجوه سرمایه گذاری اشاره می شود) و آنچه که انجام می‌دهد (تاثیری که روی رفتار سرمایه گذار می‌گذارد) می‌باشد. همچنین بررسی آن چه که اخیراًً‌ به دلیل جابجایی بازار سرمایه گذاری مخاطره پذیر بوقوع پیوسته است. (در سال ۲۰۰۲ بعد از شیوع بازار شرکت های صوری اینترنتی).

برای یافتن وجوه سرمایه گذاری مخاطره پذیر، لازم است مالکان و مدیران واحدهای تجاری، زمانی را به درک و بررسی نیازها،‌ دیدگاه ها و اهداف ضرورت سرمایه گذاران مخاطره پذیر اختصاص دهند. چهار هدف اصلی وجود دارد که رفتار و روش سرمایه گذاران مخاطره ‌پذیر را در فرایند سرمایه گذاری تحت تاثیر قرار می‌دهند. خواه سرمایه گذار در حال گذر از مرحله منفعت اولیه به مرحله تحلیل انتشار اوراق بهادار باشد و یا در حال طی نمودن موفقیت آمیز مرحله نهایی سرمایه گذاری باشد، به میزان زیادی، توجه و رفتار سرمایه گذار مخاطره پذیر از چهار هدف زیر سرچشمه می‌گیرد:

۱) به حداکثر رساندن بازده های مالی (که نهایتاًً به ‌عنوان بازده سرمایه گذاری اندازه گیری می شود)

۲) جلوگیری ‌از کاهش قیمت‌ها (یا زیان احتمالی ناشی از سرمایه گذاری)

۳) نظارت و تاثیر گذاری بر پیشرفت، توسعه و دستیابی به طرح سرمایه گذاری (یعنی شرکت پورتفوی)

۴) پیگیری و اجرای بهترین استراتژی “خروج” و اقدامات تصفیه در دوره زمانی مشخص. ساختار و خصوصیات فعالیت سرمایه گذاری مخاطره پذیر آن چنان که در موافقت نامه‌های حجیم و متعدد سرمایه گذاری آمده است به میزان زیادی تحت تاثیر اقدامات سرمایه گذار مخاطره پذیر برای اجرای و متعادل ساختن این اهداف می‌باشد (Aronson,2009).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:08:00 ق.ظ ]




در ماده ۳۸ قانون مدنی ایران نیز این اصل مورد پذیرش قرار گرفته است اگرچه اشاره خاصی به مالکیت بر منابع به تبع مالکیت بر زمین نگردیده اما می توان از اطلاق عبارات «نسبت به زیرزمین» و «حق همه گونه تصرف در هوا و قرار» چنین مفهومی را از آن استنباط نمود.

گفتار سوم: قاعده حقوق به هم پیوسته[۲۵۸]

این نظریه در دعوی معروف Ellif V.texon drilling co در سال ۱۹۸۴ توسط دادگاه ایالتی تگزاس توضیح داده شد.و در واقع یکی از محدودیتهای قاعده حیازت است. شرکت تکسون دارای چاه های نفت متعددی بود که در اثر غفلت، یکی از چاه های نفت آن طعمه حریق شد و خساراتی به مقادیری نفت و گاز متعلق به شرکت «الیف» که در مجاورت آن مشغول بهره برداری بود وارد نمود. در هنگام طرح دعوی مطالبه خسارت از سوی شرکت الیف، شرکت تکسون به قاعده حیازت استناد نمود ولی دادگاه بر مبنای دکترین حقوق به هم پیوسته، دفاع وی را مردود دانست. به نظر دادگاه، مالکی که مبادرت به استخراج نفت و گاز می‌کند، موظف به اعمال این حق بدون سهل انگاری و یا ایراد خسارت به دیگران می‌باشد. هریک از مالکان مشترک حق دارد در مقابل خسارت ناشی از سهل انگاری و مسامحه دیگران حفاظت گردد[۲۵۹]. مبنای این دیدگاه،توجه به سهم منصفانه است.بدین ترتیب که هر مالک به نحوی بهره برداری از مخزن مشترک کند که متناسب با نفت و گازی باشد که در زیر زمین متعلق به وی قرار داردو هر عملی که باعث هدر رفتن منابع مخزن مشترک باشد ممنوع است[۲۶۰].

اگرچه منطق این نظریه نیز همان منطق قاعده حیازت می‌باشد، اما باید در نظر داشت که قاعده حیازت، اصلی اجتماعی است که به منظور فراهم نمودن امکان بهره مندی جامعه از منابع طبیعی و مزایای توسعه منابع انرژی طراحی شده و توسط حقوق نهادینه گردیده است. در عین حال، هر فعالیتی که با این هدف ناسازگار باشد تحت شمول این اصل قرار نگرفته و حمایت نمی گردد. ‌بنابرین‏، هر گونه اقدام زیان بار اعم از سهل انگاری و غفلت که منجر به ورود خسارت به منافع دیگران باشد یا استفاده از روش‌ها وتکنیک های موجد چنین آثاری بر مبنای دکترین حقوق به هم پیوسته، موجب مسئولیت است و حتی فراتر از آن می توان گفت که بر اساس نظریه حقوق به هم پیوسته، هر یک از دارندگان حق در یک مخزن مشترک نفت و گاز دارای حق انتخاب عادلانه جهت تولید نفت و گاز قابل تولید در قسمت های تحتانی تحت تملک یا امتیاز خود است و این حق، محدود به میزان مالکیت وی در کل مخزن بوده و هر اقدامی که باعث بهره مندی وی از میزان بیش از حق خود و تجاوز به حقوق سایر صاحبان حق گردد مطابق نظریه مذکور باعث بروز مسئولیت می‌گردد.[۲۶۱] از سوی دیگر ،تخریب یا ایراد صدمه به مخزن مشترک ،کاربرد روش های نا معقول در بهره برداری و محدود بودن بهره برداری به به کار گیری وسایل غیر معقول از دیگر محدودیت های این قاعده است[۲۶۲].

گفتار چهارم: مالکیت مشاع یا مشترک [۲۶۳]

در نظام حقوقی کا من لا بالاخص در حقوق ایالات متحده آمریکا مالکیت مشترک بر ذخایر نفت و گاز یک قاعده و نه یک استثناء است، چرا که، مالکیت حقوق در این گستره غالباً اشتراکی می‌باشد. [۲۶۴] اگر چه این نوع مالکیت تحت عنوان اشاعه[۲۶۵] و شراکت و نه کندومینوم بررسی می شود . به طور کلی در حقوق ایالات متحده سه نوع اشتراک در حقوق وجود دارد که عبارتند از:[۲۶۶]

۱) اشتراک معمولی[۲۶۷] که در آن مالکین مشترک دارای منافع جداگانه ولی غیر قابل تقسیم در مال می‌باشند.اگرچه سهم هر یک مشخص است ولی معلوم نیست کدام بخش معین از مال متعلق به کدامیک است.به عبارت دیگر هر یک دارای سهم مشخص ولی غیر مفروز می‌باشند.

۲) انتفاع مشترک [۲۶۸] که در آن هر مالک، در کل مال مالکیت دارد ولی مالکیت وی مشروط به نظارت سایر شرکای می‌باشد و با نظارت و رضایت مابقی شرکای، یک شریک می‌تواند از منافع کل مال بر خوردار شود .

۳) اشتراک به وسیله تمامیت[۲۶۹] این نوع اشتراک بیشتر در اموال زن وشوهر مصداق دارد که تا زمانی که رابطه زوجیت باقی است هر دوی آن ها به مثابه فرد واحد در تمام مال مالکیت دارند و در واقع همانند شخصیت حقوقی واحد هستند و هیچ یک از آن ها مادام که رابطه مذکور باقی است حق انتفاع مستقل و انفرادی از مال را ندارند .

در حقوق بین الملل رژیم اشاعه[۲۷۰] به حاکمیت مشترک یا اعمال حاکمیت مشترک توسط دو یا چند کشور بر یک سرزمبن تعریف شده است.[۲۷۱] به عبارت دیگر مفهوم کندومینوم در حقوق بین الملل، عبارت از رژیمی است که مشخصه آن، اعمال مشترک قدرت سیاسی و قضایی(حاکمیت) توسط دو یا چند کشور بر اساس اصل مساوات در قلمرو معین است. به شکلی که قلمرو مذبور، از حیطه اعمال صلاحیت یک دولت به صورت انحصاری خارج می‌گردد و دو رکن عمده آن توافق صریح کشور های مذبور و برابری حقوق کشورهای ذی نفع در پهنه سرزمینی (خاکی یا آبی ) می‌باشد[۲۷۲] و با این شرایط حاکمیت مشترک نیز معادل همان رژیم کندومینویم می‌باشد.

این مفهوم همچنین در رأی دیوان بین‌المللی دادگستری در سال ۱۹۹۲ در قضیه خلیج فونسکا به عنوان «بهترین قالب حقوقی برای شرایط اشتراک منافع که عبارت است از تساوی کامل در استفاده از آبها، اشتراک حقوق کشور ها از نقطه نظر حقوقی و منع هر گونه امتیاز» ذکر شده است.[۲۷۳] در احراز رژیم کندومینویم، در وهله اول وجود توافق بین دولت ها شرط است. در صورت فقدان توافق استقرار این رژیم بسیار دشوار بوده و تنها موردی که رژیم مذکور بدون توافق دولت ها مستقر شده، مبنای آن رأی فوق الذکر دیوان بین‌المللی دادگستری می‌باشد.[۲۷۴] ‌بنابرین‏ می توان گفت که اشاعه یا کندومینویم در حقوق بین الملل چارچوبی ناظر بر روابط بین دولت هاست که بر مبنای توافق صریح یا عملکرد آنان و یا آرای محاکم بین‌المللی استوار بوده و بر اساس آن دو یا چند کشور در یک پهنه خشکی یا آبی به صورت مساوی و به دور از هر گونه انحصار و امتیاز اعمال حاکمیت کرده و از حقوق مالکانه و حق حاکمیت خود منتفع می‌شوند.

علاوه بر قواعد مورد اشعار دومفهوم در ادبیات حقوقی منابع مشترک نفت وگاز به وفور مورد استفاده قرار می گیرند که بیشتر دارای خصیصه عملیا تی داشته ‌و مبتنی بر ملاحظات عملی هستد. این دو مفهوم ،کار آمدی و یکپارچگی مخزن هستند.

گفتار پنجم: اصل کار آمدی[۲۷۵]

این اصل که یک اصل عملی ونه اصل حقوقی است، ناظر بر حداکثر بهره برداری از مخازن می‌باشد و مطابق آن بهره برداری حداکثری می بایست به شکلی صورت پذیرد که ویژگی های فیزیکی و ابعاد علمی و زمین شناسی آن نیز مد نظر قرار گیرد. چنین رویکردی مستلزم آن است بهره برداری از مخزن به شکل کیفی و مناسب صورت پذیرد[۲۷۶] به سخن دیگر بهره برداری از مخزن بدون توجه به مختصات زمین شنا سی و داده های علمی و تکیه صرف به کمیت تولید مواد هیدروکربنی از مخازن با اصل کار آمدی منافات خواهد داشت.

گفتار ششم: اصل یک پارچگی مخزن[۲۷۷]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:08:00 ق.ظ ]




– بار شناختی: بار شناختی وارده بر حافظۀ کاری یادگیرنده در هنگام پردازش اطلاعات را بار شناختی می‌گویند.

– بارشناختی بیرونی: بارشناختی وارده بر حافظۀ کاری یادگیرنده بر اثر نحوۀ ارائه آموزش، در هنگام پردازش اطلاعات را بارشناختی بیرونی می‌گویند.

– چند رسانه ای آموزشی: به رسانه هائی اطلاق می شود که در آن ها هم از متن (متن چاپی، متن نوشتاری بر روی صفحه نمایش یا به صورت بیانی)، و هم از تصویر (ثابت یا پویا نمایی)، استفاده می شود (مایر، ۲۰۰۱؛ ۲۰۰۵).

– طراحی آموزشی: طراحی آموزشی را می توان تجویز یا پیش‌بینی روش های مطلوب آموزشی برای نیل به تغییرات مورد نظر در دانشها، مهارت ها و عواطف فراگیران دانست (فردانش، ۱۳۹۲).

تعریف های عملیاتی:

– بارشناختی بیرونی: بارشناختی بیرونی در این پژوهش از طریق نمره ای که آزمودنی ها به پرسشنامه پنج مقیاسی می‌دادند ( که در پایان هر بخش از آموزش به آن ها ارائه می شد) محاسبه گردید. روایی درونی و پایایی این پرسشنامه ترتیب ۸۳/. و ۸۰/. توسط برونکن، پلاس و لیوتنر (۲۰۰۴) محاسبه شده است.

– طراحی آموزشی: استفاده از اصول و توصیه های الگوی طراحی آموزشی مریل در طراحی محتوای فصل (۷) رفتارشناسی کتاب زیست شناسی دوره پیش دانشگاهی رشته علوم تجربی.

– چندرسانه ای: چندرسانه ای آموزشی است که با توجه به الگوی طراحی آموزشی مریل توسط محقق طراحی شد.

فصل دوم) ادبیات پژوهش

مبانی نظری

چند مفهوم بنیادی

۱- آموزش

آموزش[۳]، اساسی ترین چرخ راهوار زندگی و منبع اصلی تأمین نیروهای متخصص است. آموزش با ایجاد تداوم در حرکت ها به پویایی جامعه کمک می‌کند و با حفظ سنت های ترقی بخش و پذیرش دستاوردهای نوین متناسب با فرهنگ به تکامل و غنای هویت جمعی بشر یاری می رساند. آموزش بیانگر هویت یک جامعه است که لازمۀ فرهنگ پویا است؛ ‌بنابرین‏، لزوم تدارک طرح و نقشۀ مناسب جهت دستیابی به اهداف آموزشی بسیار روشن است (نوروزی و رضوی، ۱۳۹۰).

بروان و اتکینس[۴] (۱۹۹۱، به نقلِ سیف، ۱۳۸۹) آموزش را این گونه تعریف کرده‌اند: «فراهم آوردن فرصت هایی برای اینکه دانش آموزان یاد بگیرند». آموزش فرآیندی رسمی، منظم و مشخص است که طرح زمانی و مکانی ویژه ای دارد. ‌بنابرین‏، می‌توانیم آموزش را هر گونه فعالیت یا تدبیر از پیش طرح ریزی شده ای بدانیم که هدف آن آسان کردن یادگیری برای یادگیرندگان است. این فعالیت در محیطی مشخص و با هدف های آموزشی معین صورت می‌گیرد. باید توجه داشت که معنای آموزش و تدریس یکی نیست. بدین معنا که آموزش می‌تواند بدون حضور معلم مثلاً با رایانه نیز انجام شود، اما تدریس لزوماًً با معلم همراه است.

۲- تدریس

تدریس[۵] یک فعالیت آموزشی است، اما نه هر نوع فعالیتی، بلکه فعالیتی که آگاهانه و بر اساس هدف خاصی انجام می‌گیرد. فعالیتی که بر پایۀ وضع شناختی یادگیرندگان انجام می پذیرد و موجب تغییر آنان می شود. فعالیتی که موقعیت را برای تغییر فراهم کند یا ایجاد موقعیتی که تجربه را آسان نماید و تغییر لازم را در شاگرد سبب شود، تدریس نام دارد. در نتیجه، عمل تدریس یک سلسله فعالیت های مرتب، منظم، هدفدار و از پیش طراحی شده است؛ فعالیتی که هدفش ایجاد شرایط مطلوب یادگیری است (شعبانی، ۱۳۸۶).

اُدانل، ریو و اسمیت[۶] (۲۰۰۷، به نقلِ سیف، ۱۳۸۹) تدریس را اینگونه تعریف کرده‌اند «کوشش های بین فردی برای کمک به یادگیرندگان در کسب دانش، فراگیری مهارت ها، و درک توانمندی های خود». ‌بنابرین‏ تعریف، تدریس بخشی از آموزش است. مفهوم تدریس بیانگر آن بخش از فعالیت هایی است که معلم در تعامل با یادگیرندگان و به صورت رو در رو انجام می‌دهد؛ ‌بنابرین‏ می توان ویژگی هایی مانند تعامل بین معلم و یادگیرنده و چهره به چهره بودن را به تدریس نسبت داد.

شاید یکی از نارسایی های تعریف لغوی تدریس، نادیده گرفتن ارتباط آن با یادگیری باشد. اگرچه تدریس و یادگیری، دو مقولۀ مجزا از یکدیگرند، اما باید گفت که تدریس با یادگیری همراه است یا باید باشد. تدریس و یادگیری با یکدیگر ارتباط یک سویه دارند؛ بدین ترتیب که به دنبال تدریس ممکن است یادگیری به وجود بیاید، ولی برعکس آن صادق نیست و یادگیری، تدریس ایجاد نمی کند (فتحی آذر، ۱۳۸۷).

۳- یادگیری

انسان در طول تاریخ همواره با یادگیری سروکار داشته است. یادگیری[۷] به فرایند ایجاد تغییر نسبتاً پایدار در رفتار یا توان رفتاری که حاصل تجربه است گفته می شود و نمی توان آن را به حالت های موقتی بدن مانند آنچه بر اثر بیماری، خستگی یا مصرف داروها پدید می‌آید، نسبت داد (سیف، ۱۳۸۹).

یادگیری فعالیتی است که از سوی یادگیرنده انجام می‌گیرد و خود او در شکل گیری آن دخالت مستقیم دارد و نقش معلم صرفاً فراهم آوردن شرایط و امکاناتی است که یادگیری را آسان می‌سازد. در واقع یادگیری حاصل آموزش و تدریس است، مشروط بر اینکه به خوبی طراحی شده باشد. تعریف مذکور، به سبب تأکید بر رفتار، به دیدگاه رفتارگرایی نزدیک است.

در رویکرد شناختی، یادگیری علاوه بر تغییر در رفتار شامل تغییر در فرآیندهای ذهنی نیز می شود؛ ‌بنابرین‏ هر چند ممکن است رفتار قابل مشاهده فرد تغییر نکند، با این حال اگر در ذهن یادگیرنده تغییراتی ایجاد شود که موجب تغییر و تحول دانسته ها، توانایی‌ها و نگرش های وی شود، می توان ادعا کرد که یادگیری صورت گرفته است (نوروزی و رضوی، ۱۳۹۰).

برخی بر این اعتقادند که نظریه های یادگیری و آموزشی مبنای طراحی آموزشی به عنوان فرآیندی نظام مند می‌باشند. به طور کلی، نظریۀ یادگیری تلاشی است جهت تبیین اینکه افراد چگونه یاد می گیرند. از طرف دیگر، نظریۀ آموزشی تلاش دارد توضیح دهد که آموزش باید بر چه اساس باشد و اینکه یادگیرندگان در شرایط متفاوت چگونه یاد می گیرند. هر دو نظریه های آموزشی و یادگیری می‌توانند مربیان و طراحان آموزشی را برای طراحی آموزشی بر اساس هدف های خاص یادگیری و ویژگی های یادگیرندگان راهنمایی کنند. نظریه های آموزشی و یادگیری در قالب چهار رویکرد رفتار گرایی[۸]، شناخت گرایی[۹]، ساختن گرایی[۱۰] و ارتباط گرایی[۱۱] قابل بررسی هستند.

طراحی آموزشی

مفهوم طراحی آموزشی طی سال های متمادی به صورت های مختلفی تعریف شده است. از جمله این تعاریف، تعریفی است که اسمیت و راگان[۱۲] (۲۰۰۵) ارائه داده‌اند. طراحی آموزشی از نظر آن ها فرایند نظام دار و منطقیِ کاربرد اصول یادگیری و آموزشی برای برنامه ها، مواد آموزش، فعالیت ها، منابع اطلاعاتی و ارزشیابی است.

دیک وکری[۱۳] (۲۰۰۹) هم اظهار می دارند که طراحی آموزشی، همان طراحی نظام های آموزشی است. رایگلوث[۱۴] (۱۹۸۳) طراحی آموزشی را به عنوان یک رویه ی آموزشی معرفی می‌کند. وی طراحی آموزشی را چنین تعریف می‌کند: فرایند تصمیم گیری در زمینه ی روش های آموزشی است که می‌تواند برای منجر شدن به تغییرات مورد نظر در دانش و مهارت های یک دانش آموز در یک محتوای درسی خاص و یا یک گروه از دانش آموزان خاص، بهترین باشد. گرایشی که رایگلوث در طراحی آموزشی اتخاذ ‌کرده‌است، به انتخاب راهبرد اهمیت می‌دهد و بر تجزیه و تحلیل هر مرحله تأکید دارد. طراحی آموزشی در این جا، به عنوان یک فعالیت برنامه ریزی در نظر گرفته می شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:08:00 ق.ظ ]




    1. . Cash Dividend ↑

    1. . Stock Divided ↑

    1. ۱۵٫ Stock Split ↑

    1. ۱۶٫ Scott & Martin ↑

    1. ۱۷٫ Bamber ↑

    1. ۱۸٫ Kimm ↑

    1. . Bartholdy and peare ↑

    1. ۲۰٫ Amihud & Mendelsom ↑

    1. ۲۱٫ Bernan ↑

    1. ۲۲٫ Datar ↑

    1. ۲۳٫ Jacoby ↑

    1. ۲۴٫ Ben marshall ↑

    1. ۲۵٫ Liu ↑

    1. ۲۶٫ Stock turnover ↑

    1. . Amihud & Mendelson ↑

    1. . Brokerage commissions ↑

    1. . Exchange fees ↑

    1. . Taxes ↑

    1. . Rose et al ↑

    1. . Amihud & Mendelson ↑

    1. . Price – impact costs ↑

    1. . Demand pressure ↑

    1. . Inventory risk ↑

    1. . Chen et al ↑

    1. ۳۷٫ Search and delay costs ↑

    1. . Mag ↑

    1. . Public offerings ↑

    1. . Underwriters ↑

    1. . Market Makers ↑

    1. . Breadthe of the Market ↑

    1. . Depth of the Market ↑

    1. . Market Resilience ↑

    1. . Time ↑

    1. ۴۶٫ Aitken & Ford ↑

    1. . Amihud ↑

    1. . Mendelson ↑

    1. . Fang et al ↑

    1. . Ryan ↑

    1. . Ask Price ↑

    1. . Bid Price ↑

    1. ۵۳٫ Little ↑

    1. . Stoll ↑

    1. . Order processing costs ↑

    1. . Inventory holding costs ↑

    1. . Stoll ↑

    1. . Advese selection costs ↑

    1. ۵۹٫ Keynes ↑

    1. ۶۰٫ John hicks ↑

    1. ۶۱٫ Nicholas kaldor ↑

    1. ۶۲٫ John burwilleams ↑

    1. ۶۳٫ Modern portfolio theory ↑

    1. . Johns ↑

    1. . Miller ↑

    1. . Modiyliani ↑

    1. . Markowitz ↑

    1. . Sharp ↑

    1. . Lintner ↑

    1. . Black ↑

    1. . Scholes ↑

    1. . Merton ↑

    1. . Expected Utility Theory ↑

    1. . Risk averse ↑

    1. . Jonson et al ↑

    1. . Bourton and Malkiel ↑

    1. . Mean variance Return ↑

    1. . Fama and French ↑

    1. . Arbitrage Pricing Theory (APT) ↑

    1. . Ross ↑

    1. . Raylee ↑

    1. . Capital Asset Pricing Model(CAPM) ↑

    1. . Jhons ↑

    1. ۸۴٫ Scott ↑

    1. . Longstaff ↑

    1. . Hearn & Piesse ↑

    1. .Baker & j. Stein ↑

    1. . Market capitalization. ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:08:00 ق.ظ ]




علی رغم اینکه قوانین نسبتا زیادی در رابطه با موضوعات خانوادگی به تصویب رسیده است،
هیچ گاه یک قانون جامع و کامل که در بردارنده کلیه مقررات ماهوی و شکلی مربوط به امور خانواده باشد تدوین نگردیده است، در صورتی که وجود قوانینی پراکنده برای یک موضوع خاص موجب ایجاد ابهامات فراوان در نحوه اجرای مقررات و قواعد ناظر بر آن موضوع می شود؛ برپایه احساس همین ضرورت مسئولین برآن شدند که با تدوین قانونی جامع، لااقل کلیه مقررات شکلی مربوط به خانواده را در قالب یک قانون مشخص گردآورند و به تصویب برسانند لذا با تدوین لایحه حمایت خانواده اقدامات عملی را در راه رسیدن ‌به این هدف آغاز کردند، لایحه مذبور بعد از تغییرات فراوان در مورخه ۱/۱۲/۱۳۹۱ در ۵۸ ماده به تصویب مجلس شورای اسلامی می‌رسد، این قانون ضمن نسخ برخی از قوانین قبلی بعضاً قواعد آن قوانین را بدون تغییر یا ضمن اعمال تغییراتی مختصر تکرار نموده است، در برخی موارد هم خود مقررات نوینی را عرضه داشته است، لذا ضرورت دارد که مقررات شکلی قانون جدید حمایت مورد مداقه و بررسی قرار گیرد، تا ضمن مقایسه اجمالی آن ها با قوانین قبلی، و توصیف و تحلیل این مقررات جدید مشخص گردد که آیا قانون گذار با تصویب قانون مذبور یه اهدافی که می خواسته دست یافته یا خیر؟ وهمچنین مشخص گردد از مقررات شکلی مرتبط با امور خانوادگی رفع ابهام گردیده است یا همچنان در این بخش از قوانین با مقرراتی مبهم روبرو هستیم؟

دو: سوالات تحقیق

سوالات متعددی در مواجهه با موضوع تحقیق ذهن شخص را به خود معطوف می‌دارد ‌به این شرح که:

(سوال اصلی) آیا در قانون جدید حمایت خانواده، از مقررات شکلی رسیدگی به دعاوی مربوط به خانواده مانند لزوم یا عدم لزوم تشکیل دادگاه خانواده، نحوه اجرای حکم طلاق توافقی، نحوه دخالت قاضی مشاور زن، ضمانت اجرای مؤثر برای اجرای احکام یا تصمیماتی همچون حق ملاقات و یا عدم استرداد طفل، نحوه رسیدگی به دعاوی اهدای جنین، لقاح مصنوعی و یا تغییر جنسیت و غیره، رفع ابهام گردیده و قواعدی منقح وصریح پیس بینی شده است؟

(سوالات فرعی۱) آیا از نقطه نظر شکلی در قانون جدید حمایت خانواده، نسبت به قواعد قبلی تمهیدات مؤثرتری به جهت حمایت مالی، جسمی و روانی افراد از قبیل حمایت مادی از زنان و کودکان در موارد ترک انفاق و یا حفظ امنیت جسمی و روانی کودکان در مدت زمان رسیدگی به اموری همچون طلاق اندیشیده شده است؟

(سوال فرعی ۲) ایا در قانون جدید حمایت خانواده در رسیدگی به دعاوی خانوادگی تخصص مداری، مانند بررسی سلامت روانی زوجین حین تصمیم گیری ‌در مورد اعطای حضانت و یا بررسی علمی وضعیت جنسی، جسمی و روانی افراد هنگام درخواست تغییر جنسیت و غیره مدنظر قرار گرفته شده است؟

سه: فرضیات تحقیق

در پاسخ به سوالات فوق چند فرضیه را به شرح ذیل در نظرگرفته تا درستی یا نادرستی آن ها را درطول زمان تحقیق بسنجیم:

(فرضیه اصلی) علی رغم اینکه در قانون ‌جدید حمایت خانواده تلاشی به جهت رفع ابهام از مقررات شکلی در رسیدگی به دعاوی خانوادگی همانند الزامی شدن تشکیل دادگاه خانواده و یا تعیین موضوعات داخل در صلاحیت آن، صورت گرفته ولی هنوز ابهامات و پیچیدگی های فراوانی از جمله جایگاه قضایی قاضی زن، ضمانت اجراها، نحوه رسیدگی به دعاوی اهداء جنین، لقاح مصنوعی و یا تغییرجنسیت و غیره وجود دارد.

(فرضیه فرعی۱) با وجود این که در قانون جدید حمایت خانواده در برخی موارد به منظور امنیت مالی، جسمی، و روانی افراد راهکارهایی همانند اینکه زوجه حق داشته باشد در دادگاه محل اقامت خود طرح دعوا کند، ارائه شده است، تمهیدات پیش‌بینی شده در این قانون نمی تواند انتظارات امروز جامعه از جمله حق مصون ماندن کودکان از آسیب های احتمالی اینگونه دعاوی و یا حمایت از زنانی که در معرض خشونت واقع می شوندو محلی را برای زندگی به جزء منزل مشترک ندارند، برآورده نماید.

(فرضیه فرعی ۲) درقانون جدید سعی شده گام هایی در جهت تخصصی کردن رسیدگی به موضوعات خانوادگی برداشته شود و از آن جمله می توان به تشکیل مراکز مشاور خانوادگی اشاره کرد ولی به نظر می‌رسد تمهیدات اندیشیده شده در این قانون، در عمل تأثیر چندانی در راستای نیل ‌به این هدف نخواهد داشت.

چهار: سوابق مربوط

در خصوص مسائل کلی حقوق خانواده می توان به کتب و مقالاتی که در این باره منتشر شده ازجمله کتاب دوره مقدماتی حقوق مدنی (خانواده) اثر دکترناصر کاتوزیان و همچنین مختصر حقوق خانواده دکتر سیدحسین صفایی و دکتر اسدالله امامی رجوع کرد؛ اما به طور کلی درخصوص آورده های شکلی قانون جدید حمایت خانواده با توجه با اینکه خود قانون اخیراً تصویب شده است کار چندانی صورت نگرفته است.

پنج-اهداف تحقیق

از آنجا که خانواده نهادی است که حمایت از آن موجب توسعه، سلامت وپیشرفت جامعه است و کم توجهی وبی احتیاطی در برخورد با مسائل مربوط به آن پیامدهایی بسیار زیانبار در برخواهد داشت و همچنین با عنایت به نقش اساسی که مقنن در صیانت از این نهاد دارد، وضع قوانینی منقح درحمایت از این نهاد ضروری است، لذا هدف از این تحقیق تحلیل قانون ‌جدید حمایت خانواده از نقطه نظر شکلی و شناسایی نقاط قوت وضعف آن و بحث پیرامون ابهامات احتمالی برخی از مقررات شکلی مقرر در قانون مذکور است.

شش:روش تحقیق وسازماندهی مطالب

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:08:00 ق.ظ ]




  1. تغییر و تحولات سریع در نیازهای پژوهشی و ضرورت بازاندیشی مداوم در نتایج حاصل از اجرای نیاز سنجی پژوهشی(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵، ص۱۱).

رویکردهای نیاز سنجی پژوهشی[۱۱]

تعیین اولویت‌های نیاز سنجی پژوهشی در عمل مستلزم به کارگیری رویکردهای متفاوتی است از آنجا که رویکرد، نقش بارزی در جهت‌گیری فرایند نیاز سنجی پژوهشی دارد، برجسته‌سازی رویکرد به کار گرفته شده از اهمیت زایدالوصفی برخوردار است. در عین حال ذکر این نکته بسیار حیاتی است که آنچه که در عمل اتفاق می‌افتد، استفاده از ترکیبی از رویکردهای مختلف در فرایند نیاز سنجی پژوهشی به جای استفاده از یک رویکرد انحصاری و خاص است (فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵، ص۱۳).

به طور کلی مهمترین رویکردهای نیاز سنجی پژوهشی را می‌توان به شرح زیر برشمرد:

    1. رویکرد آسیب‌شناختی[۱۲]

    1. رویکرد موضوعی / محتوایی [۱۳]

    1. رویکرد تقاضا – محور[۱۴]

    1. رویکرد عرضه – محور[۱۵]

    1. رویکرد اداری – مدیریتی[۱۶]

  1. رویکرد نظامدار[۱۷](همان).

اینک به شرح مختصر هر یک از آن ها می‌پردازیم:

رویکرد آسیب‌شناختی

در این رویکرد، مشکلات و ‌آسیب‌های موجود در یک نظام مدنظر قرار می‌گیرد. به عبارت روشن‌تر نیاز سنجی پژوهشی جنبه‌های معین و خاصی از یک مؤسسه، سازمان یا نظام را منظور کشف مسائل عمده و راه‌حلهای احتمالی مورد بررسی قرار می‌دهد(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵، صص۱۴،۱۳).

نیاز سنجی پژوهشی در این رویکرد بیشتر از یک فرایند علمی[۱۸] بهره می‌گیرد که در آن روابط بین متغیرهای مختلف در راستای حصول به هدف‌ها و نتایج معین مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرند ‌بنابرین‏ رویکرد آسیب شناختی در نیاز سنجی پژوهشی نوع فعالیت «مسأله‌یاب»[۱۹] است تا با باز تعریف آن به صورت موضوع یا موضوعات پژوهشی، زمینه حل و برطرف کردن آن ها را فراهم سازد. ‌به این دلیل رویکرد حاضر در «رویکرد حل مسأله»[۲۰] در نیاز سنجی پژوهشی نیز می‌نامند(همان).

رویکرد موضوعی

دومین رویکرد، رویکرد موضوعی یا محتوایی نامیده می‌شود. این رویکرد عمدتاًً بر ماهیت، ساختار و شاخه‌های یک رشته موجود مبتنی است. به عبارت روشن‌تر این رویکرد از «ساختار دانش»[۲۱] و قلمروهای مختلف موجود در ذیل یک رشته علمی برای شناسایی موضوعات و عناوین تحقیقاتی مختلف و تعیین اولویت‌ها استفاده می‌کند(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵، ص۱۴).

برای مثال، در حوزه تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش، رشته‌های علمی شامل مدیریت آموزشی، برنامه‌درسی، روش تدریس و… است و هر یک از این رشته‌ها نیز دارای «قلمروهای عمده»[۲۲] هستند. برای مثال رشته مدیریت آموزشی دارای قلمروهای عمده‌ای نظیر نظارت، سازماندهی، برنامه‌ریزی، هماهنگی و مانند آن است که کلیه صاحب‌نظران رشته ‌در مورد اینکه این قلمروها جزئی از رشته مدیریت آموزشی است، اتفاق نظر دارند. این قلمروهای عمده که ساختار رشته را تشکیل می‌دهند و در عین حال مرزهای رشته را تعریف می‌کنند می‌توانند به عنوان مبنایی جهت شناسایی طرحهای پژوهشی به کار روند و ترتیب تقدم و تأخر این قلمروها نیز می‌تواند به عنوان مبنایی برای تقدم و تأخر طرح‌های تحقیقاتی یا تعیین اولویت‌های آن ها به کار رود. از این رویکرد تحت عنوان «رویکرد رشته‌ای»[۲۳] نیز نام برده می‌شود(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵، ص۱۴).

رویکرد عرضه – محور

اساساً منابع پژوهشی یکی از مهمترین و اثر گذارترین عوامل در تصمیم‌گیری و نیاز سنجی پژوهشی محسوب می‌شود از این رو برخی از الگوهای نیاز سنجی پژوهشی بر مبنای منابع در دسترس، طرحها و عناوین پژوهشی را برای اجرا انتخاب می‌کنند. به عبارت روشن‌تر معیار عمده گزینش و یا در اولویت قرار دادن موضوعات پژوهشی، وجود منابع برای آن ها است این رویکرد عمدتاًً برای «تخصیص منابع»[۲۴] در «سطح ملی» برای برنامه های پژوهشی عمده و یا برنامه های تحقیقاتی مؤسسات به کار گرفته می‌شود(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵، ص۱۵).

در این راستا، مجموعه متنوعی از روش های غیر رسمی بر مبنای سوابق قبلی تخصیص منابع (درصد اختصاص یافته در سالیان قبل، بحث و گفتگو و ایجاد توافق بین مدیران پژوهشی) و نیز روش های علمی (با بهره گرفتن از روش های نمره دهی، تحلیل هزینه – فایده و سایر روش های اقتصادی) به کار گرفته می‌شود.از این رویکرد در برخی منابع تحت عنوان (( رویکرد مبتنی بر اقتصاد ))[۲۵] نیز نام برده می شود(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵، ص۱۵).

رویکرد نظامدار

در رویکرد نظامدار، نیاز سنجی پژوهشی عموماً به عنوان فرایند ارزیابی و مقایسه پروژه های مختلف در نظر گرفته می‌شود که در پرتو آن باید ضمن تعریف اهداف، معیارها و استانداردهای مناسب، پروژه های مختلف تحقیقاتی با این معیار و استانداردها سنجیده شوند و نقش و کمک نسبی هر یک از پروژه به تحقق اهداف تعیین شده به دقت ارزیابی شود و نهایتاًً بر مبنای مقایسه بازده و نتایج واقعی هر یک از پروژه ها، طرحهای مختلف اولویت‌بندی شوند. در عین حال «مطالعه امکان سنجی»[۲۶] یکی از مؤلفه‌های مهم این رویکرد تلقی می‌شود که در آن امکان اجرا یا عملی بودن هر یک از پروژه ها به عنوان یک معیار اساسی مورد توجه قرار می‌گیرد(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵، ص۱۵).

رویکرد تقاضا – محور

در این رویکرد، نیازهای پژوهشی بر مبنای چشم‌انداز شرکای عمده[۲۷] درون و برون نظام پژوهشی به ویژه مجریان[۲۸] و کاربران[۲۹] ترسیم می‌شود. این امر مستلزم آن است که از روش های مشارکتی و مشورتی در نیاز سنجی پژوهشی استفاده به عمل آید و یا اینکه مخاطبان و شرکای عمده آن قدر توانمند باشند (و یا تواناسازی شده باشند) که در خصوص نیازهای پژوهشی اظهار نظر کرده و یا تصمیم‌ بگیرند. مجموعه آثار و منابع منتشر شده در عرضه مدیریت کیفیت جامع (T.Q.M)در خصوص نیازهای و مسائل شرکای و مشتریان و ضرورت گنجاندن خواسته‌ها و انتظارات آن ها در فرایند ارتقای کیفیت خدمات یا محصولات می‌تواند به عنوان مبنای این رویکرد مورد استفاده قرار گیرد(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵، ص۱۶).

یافته های پژوهشی نشان می‌دهد که رویکرد مبتنی بر تقاضا یا تقاضا – محور عمدتاًً در سطوح پایین‌تر نیاز سنجی پژوهشی نظیر طرح ریزی برنامه پژوهشی و گزینش پروژه های تحقیقاتی با موفقیت بیشتر اجرا شده است(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵، ص۱۶).

به طور کلی جهت‌گیری عمده در این رویکرد معطوف به گنجاندن دیدگاه و خواسته‌های بیشتری در فرایند تصمیم‌گیری به ویژه نیاز سنجی پژوهشی است(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵، ص۱۶).

رویکرد اداری – مدیریتی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:08:00 ق.ظ ]




مشاوره ساختاری خانواده، قدرت را دوباره در سیستم خانواده توزیع می‌کند و کنترل و اقتدار والدینی را در ارتباط با زیر منظومه فرزندان به واسطه افزایش رضایت زناشویی و ایجاد زیر منظومه زناشویی در بالاترین سلسله مراتب قدرت خانواده ایجاد می‌کند (مینوچین، ۱۹۷۴).

مدل تلفیقی که ما در این پژوهش به کار خواهیم گرفت، بر دو بعد معطوف خواهد شد. ۱) مرحله قبل از سم زدایی[۲۳] ۲) مرحله بعد از سم زدایی و در هر مرحله اقدامات خاصی انجام خواهد شد. در مرحله قبل از سم زدایی این مدل بیشتر به صورت انگیزشی برای فرد وابسته به مواد مخدر و اعضای دیگر خانواده به کار گرفته خواهد شد تا فرد وابسته به مواد مخدر در جهت قطع مصرف مواد گام بردارد. در مرحله دوم که مرحله بعد از سم زدایی است از فنون و تکنیک های خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری از جمله سوال استثنا، سوال معجزه، تغییر در نقش­های خانوادگی، ترسیم قواعد جدید، ایجاد زیرمنظومه های کارآمد، توجه به سلسله مراتب قدرت و مرزسازی در زیر منظومه ها و مرزسازی روشن بین نظام خانواده و نظام های پیرامونی خانواده و در نهایت، ایجاد ساختار مناسب برای خانواده استفاده خواهد شد و از این طریق به خانواده کمک خواهد شد تا با خلق ساختار جدید در نظام خانواده به فرد رها شده از اعتیاد کمک کند تا بتواند بر تداوم قطع مصرف مواد خود ادامه دهد و از این طریق سطح عملکرد خانواده خویش را بهبود بخشد.

با توجه به سابقه ذکر شده به نظر می‌رسد چنانچه خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری استفاده شود، در درمان (قطع مصرف مواد) افراد وابسته به مواد، پیشگیری از عود آن و همچنین افزایش عملکرد خانواده مؤثر باشد. از طرف دیگر با توجه به بررسی های صورت گرفته از جانب پژوهشگر پژوهشی با این عنوان مشاهده نگردید. ‌بنابرین‏ سئوال اصلی پژوهش را می توان این گونه بیان کرد: آیا خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در درمان (قطع مصرف مواد) افراد وابسته به مواد، پیشگیری از عود آن و همچنین افزایش عملکرد خانواده مؤثر است؟

اهداف پژوهش

در سال های اخیر در کشورهای پیشرفته، متخصصان بهداشت روانی و مؤسسات آموزشی و درمانی، نظریه ها، مدل ها، روش ها، راهکارها و فنون مختلفی را در پیشگیری و درمان اعتیاد و جلوگیری از بازگشت پس از ترک اعتیاد، ابداع، آزمایش و تجربه کرده‌اند. با وجود این، هنوز شیوه درمان قطعی برای آن پیدا نشده است. ‌بنابرین‏، پژوهش حاضر به دنبال دستیابی به هدف کلی و اهداف جزیی زیر می‌باشد.

هدف کلی پژوهش:

هدف کلی پژوهش، بررسی اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در درمان (قطع مصرف) افراد وابسته به مواد، پیشگیری از عود آن و افزایش عملکرد خانواده می‌باشد.

اهداف جزئی:

تعیین میزان اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در درمان (قطع مصرف) افراد وابسته به مواد.

تعیین میزان اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در پیشگیری از عود مواد.

تعیین میزان اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در افزایش عملکرد خانواده افراد وابسته به مواد.

فرضیه ­های پژوهش

با توجه به اهداف تحقیق که در بالا مطرح شد فرضیه های پژوهشی زیر مطرح می‌گردند:

خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در درمان (قطع مصرف) افراد وابسته به مواد مؤثر است.

خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در پیشگیری از عود اعتیاد به مواد مؤثر است.

خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در بهبود عملکرد خانواده افراد وابسته به مواد مؤثر است.

اهمیت و ضرورت پژوهش:

امروزه اعتیاد یک مشکل سلامتی بهداشت عمومی در سراسر جهان و در تمام کشورها محسوب می شود. به ندرت کشوری را در روی کره زمین می توان پیدا کرد که با مشکل سوء مصرف مواد تغییر دهنده خلق و خو و رفتار درگیر نباشد (باتوین، گریفین و ویلیامز[۲۴]، ۲۰۰۱ ). سوء مصرف به مواد و اعتیاد به مواد تغییر دهنده خلق و رفتار یکی از بارزترین آسیب های روانی-اجتماعی است که به راحتی می ­تواند بنیان زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی یک کشور را سست کند، مصرف مواد و عوارض پردامنه و ناخوشایند آن (عوارض جسمی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و تحصیلی) از مهم­ترین دغدغه­ های فکری و یکی از ناگوارترین آسیب های اجتماعی حال حاضر است (کلدوی، ۱۳۹۰).

امروزه روند رو به افزایش سوء مصرف مواد بویژه در بین نوجوانان و جوانان بسیار نگران کننده است، زیرا اکثر نوجوانانی که مصرف را در سال های اولیه نوجوانی آغاز می‌کنند به مصرف این مواد در سال­های آینده ادامه می‌دهند و میزان مصرف مواد و همچنین مشکلات مرتبط با آن نیز افزایش می‌یابد (کیانی، ۱۳۸۹). همه مؤلفان و محققانی که در حوزه آسیب های اجتماعی مطالعه کرده‌اند به خانواده به عنوان عاملی مؤثر در ایجاد و گسترش اعتیاد اشاره کرده‌اند، همچنین متخصصان جامعه شناسی خانواده نیز بر این امر صحه گذاشته اند که هیچ جامعه ای نمی تواند ادعای سلامت کند چنانچه از خانواده سالم برخوردار نباشد، باز بی هیچ شبهه ای هیچ یک از آسیب های اجتماعی نیست که فارغ از تأثیر خانواده پدید آمده باشد (ساروخانی، ۱۳۷۰).

بسیاری از تحقیقات، فشار ناشی از وضعیت نابسامان خانواده، وضعیت نامطلوب اقتصادی، شکست‌ها، ناکامی‌ها و تجارب تلخ در زندگی را در اعتیاد به مواد مخدر اثرگذار دانسته‌اند. پیران (۱۳۶۸) و اورنگ (۱۳۶۶) نیز نشان داده‌اند عوامل مذکور به عنوان عوامل مؤثر در اعتیاد در بسیاری از تحقیقات مطرح شده است. در این خصوص استانتون (۱۹۸۹) بیان می‌کند که مناسب ترین شیوه برخورد با معتادان برای درمان، این است که علاوه بر فرد معتاد در پرداختن به مسائل او، به روند اعتیاد و خانواده او توجه شده و علاوه بر این لازم است که بر الگوهای رفتاری خانواده معتاد نیز دقت کافی شود (آقابخشی، ۱۳۷۸). لذا با توجه به تعامل‌های مستمری که ارگانیسم خانواده از یکسو با اعضای خود و از سوی دیگر با اجتماع دارد به نظر می‌رسد کانون اصلی سلامت یا بیماری اعضای خود باشد (بهمنی، ۱۳۸۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:07:00 ق.ظ ]




جمع بندی

در این فصل از پژوهش به تعاریف کیفیت زندگی، افکار خودآیند منفی و استرس پرداخته شد و همچنین ارتباط هر کدام با ناباروری بیان شد. سعی بر این بود تا به تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از کشور در راستای این عوامل و ناباروری اشاره شود و در آخر نیز آموزش مدیریت استرس و تاثیراتش بر ناباروری و مسایل مختلف شرح داده شد.

با توجه به اینکه آوردن فرزند و مادر شدن آرزوی هر زنی است و در بسیاری از فرهنگ‌ها همین‌طور در ایران باروری و داشتن فرزند برای زوج‌ها حائز اهمیت است، ناباروری می‌تواند ضربه‌ی سنگینی بر زنان نابارور و همچنین خانواده‌هایشان وارد کند. مسایل جسمی ‌و روانشناختی بسیاری زندگی زنان نابارور را تحت تاثیر قرار می‌دهد. معمولاً برای این دسته از افراد بیشتر تلاش برای درمان‌های جسمی صورت می‌گیرد و کمتر توجهی به جنبه روانشناختی این مشکل می‌شود، این در صورتی است که فشارهای روانی ناشی از ناباروری به نوعی بر تمام جنبه‌های زندگی این افراد تاثیرگذارند. با این وجود درمان‌های روانشناختی کمک مفیدی برای این گروه از زنان خواهد بود.

با توجه به پژوهش‌های ذکر شده در خصوص مدیریت استرس، یکی از روش‌های مؤثر در بهبود کیفیت زندگی و مهار استرس وکم شدن عوامل مؤثر در ناباروری آموزش مهارت‌های مدیریت استرس است. جستجوی منابع علمی نشان می‌دهد که در سطح جهانی و بخصوص در ایران پژوهش‌های اندکی در خصوص اثربخشی آموزش مدیریت استرس بر کاهش افکار خودآیند منفی، استرس و بالطبع عوامل مؤثر در ناباروری و افزایش کیفیت زندگی زنان نابارور صورت گرفته است. لذا هدف از پژوهش حاضر اثربخشی آموزش گروهی مدیریت استرس بر کاهش استرس، افکار خودآیند منفی و افزایش کیفیت زندگی زنان نابارور می‌باشد.

فصل سوم: روش پژوهش

در این فصل به بررسی طرح تحقیق، جامعه آماری، نحوه انتخاب آزمودنی­ها و متغیرهای تحقیق، شیوه جمع ­آوری اطلاعات، ابزارهای مورد استفاده در پژوهش، پایایی و روایی و نحوه استفاده از آن ها و روش­های آماری مورد استفاده در این پژوهش پرداخته خواهد شد.

طرح پژوهش

این پژوهش در چارچوب یک روش تحقیق شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل می‌باشد. در این پژوهش دو گروه وجود دارد که برای گروه اول (گروه آزمایشی) آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی – رفتاری به عنوان متغیر مستقل اجرا می‌شود و گروه کنترل هیچگونه آموزش خاصی با اهداف معین دریافت نمی‌کنند.

گروه
پیش آزمون
متغیر مستقل
پس آزمون

گروه آزمایشی

T1

X

T2

گروه کنترل

T1

_

T2

شرکت کنندگان

جامعه پژوهش کلیه زنان نابارور مراجعه کننده به کلینیک ناباروری نوین مشهد در مهر ماه سال هزار و سیصد و نود و سه می‌باشد. برای به دست آوردن نمونه مورد نیاز برای این پژوهش، فراخوانی در کلینیک درمان ناباروری نوین مشهد، جهت انجام این پژوهش اعلام گردید و افراد داوطلب آمادگی خود را اعلام کردند. ‌به این افراد مقیاس‌های مورد نظر در پژوهش داده شد بعد از نمره گذاری سه مقیاس کیفیت زندگی، افکار خودآیند منفی و DASS-21 افرادی که کیفیت زندگی پایین، افکار خودآیند منفی بالا و استرس بالایی داشتند برای این پژوهش در نظر گرفته شدند. با توجه اینکه تعداد اعضا در مشاوره گروهی محدود است (معمولاً تعداد اعضا در مشاوره گروهی باید ۶ الی ۱۲ نفر باشد) و نباید از ۱۲ نفر بیشتر باشد زیرا باید اعتماد، امنیت، تفاهم و پذیرش بین اعضا به وجود آید (شفیع‌آبادی، ۱۳۸۶؛ به نقل از پناه علی و همکاران، ۱۳۹۲). ‌بنابرین‏ از بین افرادی که واجد شرایط شرکت در این پژوهش بودند ۲۴ نفر به عنوان نمونه انتخاب شد که به روش تصادفی ۱۲ نفر در گروه آزمایش و ۱۲ نفر در گروه کنترل قرار گرفتند.

در این پژوهش از ملاک‌های ذیل استفاده شد:

    • زنان ناباروری که پزشک آن ها را حداقل برای دو سال متوالی نابارور تشخیص داده باشد.

    • دامنه سنی بین ۱۸ تا ۳۵ سال.

    • تمایل و رضایت آگاهانه برای مشارکت در پژوهش.

  • حداقل تحصیلات سیکل.

ابزارهای پژوهش

مقیاس کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی:

این پرسشنامه توسط سازمان جهانی بهداشت به منظور ارزیابی کیفیت زندگی طراحی شده است (گروه سازمان جهانی بهداشت، ۱۹۹۸). فرم کوتاه این پرسشنامه (WHO – QOLI – BREF) از ۲۶ ماده تشکیل شده است و چهار حیطه سلامت جسمانی، سلامت روانی، روابط اجتماعی و سلامت محیط را با ۲۴ سوال (به ترتیب دارای ۷، ۶، ۳ و ۸ سوال می‌باشد) مورد ارزیابی قرار می‌دهد. در ایران نجات و همکاران (۱۳۸۵) این مقیاس را بر روی ۱۱۶۷ نفر نرم کردند. اعتبار پرسشنامه را به روش آلفای کرونباخ برای جمعیت سالم در حیطه سلامت جسمانی ۷۰/۰، سلامت روانی ۷۳/۰، روابط اجتماعی ۵۵/۰ و ارتباطات محیطی ۸۴/۰ به دست آورده‌اند و ضریب پایایی به روش بازآزمایی را پس از ۲ هفته ۷/۰ گزارش کرده‌اند. یوسفی و صفری (۱۳۸۸)، به منظور تعیین روایی مقیاس از همبستگی نمره کلی هر بعد با تک تک سوال‌های تشکیل دهنده آن بعد استفاده شد. دامنه ضریب‌های همبستگی به دست آمده از ۴۵/۰ تا ۸۳/۰ و تمام ضریب‌ها در سطح ۰۰۱/۰ معنی دار بودند (به نقل از سودانی و همکاران، ۱۳۹۱).

مقیاس افکار خودکار منفی:

مقیاس افکار خودکار منفی آقایوسفی شامل ۱۰ عبارت برگرفته از نظریه شناختی بک است که نخستین بار در سال ۱۳۷۸ به منظور سنجش عوامل هم بسته با افسردگی دختران نوجوان قم تدوین شد و سپس در سال ۲۰۰۴ با تجدیدنظر در ماده نخست این مقیاس در نخستین کنگره علوم شناختی در الله آباد هندوستان معرفی شد . مقیاس دارای روایی به روش محاسبه همبستگی آن با مقیاس افسردگی بک (شکل کوتاه) دست کم ۰٫۳۹ با احتمال خطای ۰٫۰۰۰۱ می‌باشد و پایایی آن در پژوهش‌های گوناگون در حد قابل قبولی بوده است (کمترین پایایی محاسبه شده ۰٫۵۱ با احتمال خطای ۰٫۰۰۰۱ بوده است). به منظور پیشگیری از تمایل پاسخ دهندگان به ارائه پاسخ (موافقم) از گزینه‌های مثبت و منفی استفاده شد (آقایوسفی، ۱۳۸۸؛ به نقل از زارع و عبداله زاده، ۱۳۹۱). در پژوهش آقایوسفی بر خانواده های شاهد و ایثارگر این ضریب اعتبار ۶۹/۰ برآورد شده است (به نقل از زارع و همکاران، ۱۳۸۹).

پرسشنامه اضطراب، افسردگی و استرس (DASS-21):

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:07:00 ق.ظ ]




الف) مبنای حق فسخ:

در عقود لازم، فسخ قرارداد مبتنی بر حقی است که به موجب توافق طرفین و یا به حکم مستقیم قانون‌گذار برای یک یا هر دو طرف قرارداد و یا شخص ثالث شناخته شده است. ‌بنابرین‏ اقسام خیارات موجود در قانون مدنی دارای یک مبنای مشترک و واحد نیستند. اختیار فسخ ممکن است ناشی از خواست صریح یا ضمنی دو طرف باشد به عبارت دیگر طرفین قرارداد می‌توانند در ضمن عقد یا خارج از آن برای هر یک از طرفین یا شخص ثالث حق فسخ قرار دهند (مواد ۳۹۹ و ۴۰۰ ق.م) یا قانون‌گذار برای جلوگیری از ورود به ضرر یکی از طرفین عقد و یا اجرای عدالت و حفظ مصالح اجتماعی عقد را قابل فسخ قرار دهد.

حق فسخ قرارداد ارفاقی هرچند با مبنای دوم سازگار بنظر می‌رسد اما هیچکدام از مبانی مذکور به طور کامل نمی تواند بیانگر علت و دلیل خلق این حق به وسیله قانون‌گذار باشد و همچنین حق فسخ قرارداد ارفاقی در قالب هیچکدام از خیارات مشروح در قانون مدنی نیز جای نمی گیرد. شرایط ایجاد و اجرای آن نیز قابل قیاس با حق فسخ مشروح در آن قانون نمی باشد. چنان که ماده ۴۹۴ ق.ت در بیان این حق چنین مقرر می‌دارد. «اگر تاجر در شکسته شرایط قرارداد ارفاقی را اجرا نکرد ممکن است برای فسخ قرارداد مذبور بر علیه او اقامه دعوی نمود».

‌بنابرین‏ به نظر می‌رسد مبنای این حق تقصیر قراردادی مدیون در عدم اجرای تعهدات قرارداد باشد. به عبارت دیگر حق فسخ قرارداد ارفاقی از جانب طلبکاران. ضمانت اجراء و عهدشکنی مدیون می‌باشد و به همین دلیل شرط اساسی صدور حکم فسخ از طرف دادگاه احراز عدم اجرا قرارداد می‌باشد نه ورود ضرر به طلبکاران. همچنین قرارداد ارفاقی از عقود مغابنه نمی باشد و در زمره عقود مسامحه قرار می‌گیرد. به همین جهت ورود ضرر یا حداقل عدم النفع در این قرارداد مفروض می‌باشد. چنان که نخستین، مهمترین اثر تسامح در قراردادها از بین رفتن خیارهایی است که با مبنای تراضی طرفین قرارداد در تعارض است می‌باشد.[۸۶] ‌بنابرین‏ جبران ضرر مبنای حق فسخ قرارداد ارفاقی نیست و بدون حصول شرط عدم اجرا قرارداد با وجود ضرری بودن قرارداد طلبکاران نمی توانند درخواست فسخ نمایند.

ب) طبیعت فسخ:

اختیار قراداد ارفاقی حقی است که قانون‌گذار با حصول شرایطی طلبکاران را در اعمال آن مختار نموده است حقوق بر خلاف احکام قابل اسقاط و انتقال می‌باشند. حق فسخ که از جمله حقوق می‌باشد قابل اسقاط و انتقال می‌باشند. حق فسخ که از جمله حقوق می‌باشد قابل اسقاط و انتقال است. حق فسخ قرارداد ارفاقی نیز دارای اوصاف مذکور می‌باشد:

۱- حق فسخ قابل اسقاط است:

هریک از طلبکاران ارفاقی نه تنها می‌تواند حق فسخ را به اجرا درنیاورد حتی اختیار دارد این حق را از خود ساقط نماید. هرگاه طلبکاری بعد از ایجاد حق فسخ آن را اسقاط نماید و از اجرای آن جلوگیری کند اشکالی پیش نمی آید،‌ اما آیا طلبکار می‌تواند در ضمن عقد حق فسخ ناشی از عدم اجرا قرارداد را اساقط نماید؟ به نظر می‌رسد شرط اسقاط ضمن عقد نیز نافذ باشد زیرا زمینه و مقتضای ایجاد حق فسخ با عقد فراهم آمده است این مقتضی با حصول شرایطی تبدیل به سببی کامل می‌گردد. اما شرط اسقاط حق فسخ مانع تکمیل این سبب می‌گردد. همچنین در نظام حقوقی ما مواردی وجود دارد که در آن ها اسقاط حقی که زمینه آن موجود است تجویز شده است. برای نمونه در بند ۴ ماده ۵۲۲ ق.آ.د.م اسقاط حق ‌فرجام‌خواهی از طرف فرجامخواه پیش از صدور حکم پیش‌بینی شده است.

۲- حق فسخ قابل انتقال است:

‌بنابرین‏ در صورت فوت هر یک از طلبکاران حق فسخ این قرارداد از طریق ارث به وراث آن ها منتقل می شود ‌بنابرین‏ هر یک از وراث می‌تواند دعوی فسخ را طرح نماید.

ج) شرایط ایجاد حق فسخ:

برای ایجاد حق فسخ اجتماع شرایط زیر لازم است:

۱- وجود قرارداد صحیح:

نخستین شرط فسخ قرارداد ارفاقی آن است که این قرارداد بر اساس شرایط لازم قانون منعقد شده باشد و شبهه بطلان در آن نباشد. ‌بنابرین‏ در صورتی که بطلان این قرارداد مورد ادعای برخی طلبکاران باشد رسیدگی به دعوی فسخ می بایست معلق به حصول نتیجه دعوی بطلان گردد زیرا از لحاظ منطقی قرارداد باطل قابل فسخ نیست. ‌بنابرین‏ در صورت احراز صحت، قرارداد قابل فسخ خواهد بود.

۲- لزوم گذاشتن موعد:

چنان که گفتیم مدیون برای اجرای قرارداد از مدیون مهلتی می‌گیرد و این مهلت مانع درخواست اجرا از جانب طلبکاران است. ‌بنابرین‏ شرط دیگر ایجاد حق فسخ آن است که مدیون در رأس مهلت مقرر به تعهدات خود عمل نکند لذا قبل از رسیدن موعد اجرا نمی توان درخواست فسخ نمود. طلبکاران برای اثبات حق فسخ ناچار از اثبات موعد تعیین شده یا شرایطی که تحت آن شرایط مدیون ملزم به پرداخت بوده می‌باشند.

۳- لزوم خودداری مدیون از اجرای قرارداد:

آخرین شرط تحقق حق فسخ آن است که مدیون از اجرای تعهدات قرارداد ارفاقی خودداری نماید منظور از تعهدات، فقط تعهدات مالی است یعنی آن قسمت از مفاد قرارداد که موضوع آن پرداخت طلب طلبکاران می‌باشد. ‌بنابرین‏، در صورتی که در قرارداد ارفاقی تعهداتی غیر از پرداخت مطالبات، مانند اداره واحد اقتصادی بر مبنای برنامه ریزی گروهی از طلبکاران، انجام شده باشد، (مطابق ماده ۴۹۴ ق.ت) نمی‌توان درخواست فسخ آن را نمود بلکه بر اساس قواعد عمومی اجرای تعهدات می بایست عمل کرد! همچنین تأثیر عدم اجرای قرارداد در ایجاد حق فسخ، در صورتی است که عدم اجرا منسوب به کوتاه و قصور مدیون باشد و این قصور می بایست قابل سرزنش و ملامت شناخته شود به عبارت دیگر منشاء عدم اجرا قرارداد می بایست تقصیر رفتار غیر متعارف مدیون تشخیص داده شود.[۸۷]

در حقوق فرانسه، تا قبل از قانون سال ۱۹۶۷ تنها سبب ایجاد حق فسخ عدم اجرای قرارداد از جانب مدیون بود اما در مقررات بعد از سال ۱۹۶۷ علاوه بر عدم اجرای تعهدات چند سبب دیگر برای فسخ قرارداد ارفاقی پیش‌بینی شد. به موجب ماده ۷۳ این مقررات اسباب فسخ عبارت است از:

۱- عدم اجرای تعهدات ارفاقی به وسیله مدیون

۲- عدم رعایت مهلت اعطا شده به طلبکاران دارای وثیقه در ماده ۶۹

۳- در صورتی که مدیون به دلیلی از انجام حرفه تجارت ممنوع می شود. البته این مورد با اصل پذیرفته شده ‌در مورد تفکیک سرنوشت شخص از بنگاه اقتصادی منافات دارد و با قواعد سنتی حقوق تجارت سازگار می کند.

۴- در صورتی که شخص حقوقی ورشکسته، قرارداد ارفاقی کسب نماید و مدیر آن محکوم به ورشکستگی شخصی شود[۸۸] و یا بنا به دلایلی از مدیریت بنگاه های اقتصادی ممنوع گردد. زیرا دادگاه می بایست از تصدیق قراردادی که یک طرف آن شخص حقوقی است و مدیر آن دچار ورشکستگی شده است یا از مدیریت اشخاص حقوقی، ممنوع شده، خودداری کند.

د) اجرای حق فسخ:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:07:00 ق.ظ ]




تغییر نگرش ناشی از تحولات اقتصادی و افزایش پیچیدگی فعالیت های مربوطه موجب رویکرد جدیدی در تصمیم گیری های مالی و اقتصادی با نام انتخاب حقیقی شده است. این رویکرد مبتنی بر تصمیم گیری در شرایط نامطمئن و پیچیده می‌باشد که در آن تعین انتظارات از تغییرات آتی با در نظر گرفتن نا اطمینانی های موجود نقش اساسی ایفا می کند. بیشترین کاربرد انتخاب حقیقی در زمینه ی تصمیم گیری های سرمایه گذاری و یا ارزش گذاری در زمینه ی فعالیت هایی است خطرپذیریی بالایی برخوردارند و معمولأ در خط مقدم توسعه فناوری ها تحقیق و توسعه قرار دارند. دیدگاه سنتی تصمیم گیری سرمایه گذاری که هم اکنون توسط بسیاری از افراد مورد استفاده قرار می‌گیرد مبتنی بر ایجاد تصویر ثابتی از انتظارات وقایع آینده است. البته این روش تا زمانی که اتفاقات آتی تفاوت زیادی با انتظارات نداشته باشد با اغماض و تقریب قابل قبولی می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد. لیکن مشکل زمانی پدید می‌آید که محیط فعالیت دارای عدم قطعیت بالا و به همین دلیل از پیچیدگی زیادی برخوردار باشد. لذا در این حالات نیاز به رویکردی جدید است که بر اساس آن بتواند بر مشکلات مذبور فائق آمد. یکی از مسائل مهم در زمینه تصمیم گیری مالی و سرمایه گذاری وجود حالت‌های مختلفی است که تبعات متفاوتی را در بر دارند و نکته مهم این است که تصمیم گیرنده از اختیارات و امکانات تصمیم گیری و نتایج آن آگاهی کافی داشته باشد. بر این اساس نگرش و رویکرد انتخاب حقیقی نه تنها برای تصمیمات سرمایه گذاری بلکه تصمیم گیری های ‌استراتژیک در سازمان ها مفید واقع شود. اگر بخواهیم اختیار حقیقی را به طور ساده و شهودی تعریف نماییم می توان گفت که اختیار واقعی مانند نقشه راهی[۷] است که در جاهای مختلف آن نشانه ها و رهنماهایی تعبیه شده که مسیرها و انتخاب های موجود را در اختیار قرار می‌دهد و بدین ترتیب نه تنها امکان تصمیم گیری مناسب وجود دارد بلکه این ساختار به افزایش آگاهی و همچنین یادگیری بهتر فرد کمک می کند با این مقدمه کوتاه رویکرد اختیار واقعی را می توان به شکل زیر تعریف نمود:

روش اختیار واقعی[۸] رویکردی سیستماتیک است که در آن با بهره گرفتن از نظریه ی فاینانس، تحلیل اقتصادی، تحقیق در عملیات (علم مدیریت)[۹]، نظریه تصمیم، علم آمار و مدل سازی اقتصاد سنجی همچنین نظریه اختیار[۱۰] در فضای تصمیم گیری پویا و همچنین محیط های تجاری نامطمئن و در قالب تصمیم گیری استراتژیک سرمایه گذاری، ارزش گذاری سرمایه گذاری و نیز هزینه یابی طرح ها و پروژه های اقتصادی، دارایی ها اعم از فیزیکی و مالی قیمت گذاری می شود. نقش اختیار واقعی در موارد زیر بسیار حیاطی و مهم است:

۱- تصمیم گیری در خصوص سرمایه گذاری در فعالیت ها و طرح هایی که با عدم اطمینان بالایی برخوردارند.

۲- ارزش گذاری تصمیمات استراتژیک که در قالب تحلیل توجیه پذیری مالی[۱۱] ارائه می‌شوند.

۳- دسته بندی و اولویت گذاری هر یک از تصمیمات مذبور بر اساس شاخص های کمی و کیفی.

۴- بهینه سازی تصمیمات استراتژیک سرمایه گذاری با توجه مسیرهای مختلف تصمیم گیری.

۵-تعین زمان مناسب جهت ورود و یا خروج از سرمایه گذاری.

۶- مدیریت فرصت ها و موقعیت فعلی و توسعه فرصت های تصمیم گیری استراتژیک آتی)ذکاوت،۱۳۸۸،۱)

۴-۲- اختیارات سرمایه گذاری در مقایسه با اختیارات مالی(اختیارات معامله)

تفاوت اختیارت سرمایه گذاری با اختیارات معامله در این است که این نوع اختیار در سرمایه گذاری نهفته است و اصطلاحأ در سرمایه گذاری بر روی دارایی ها به طور ذاتی وجود دارد و تنها باید برحسب شرایط مرتبط این نوع اختیار به درستی شناسایی و محاسبه شود تا هزینه ی (بهای) فرصت استفاده از آن از دست نرود و این که این نوع اختیار بر خلاف اختیار معامله، قابل تفکیک از سرمایه گذاری نیست و اصطلاحأ جزء جداناپذیر سرمایه گذاری هاست. در واقع تفاوت بین اختیارات معامله با اختیارات سرمایه گذاری در قابلیت خرید و فروش آن ها است (علی نژاد ساروکلایی، ۱۳۸۸،۴۵).

درضمن تفاوت های قابل توجه زیر مد نظر است:

۱- سرسید اختیار مالی معمولأ کوتاه مدت و کمتر از یک سال است در حالی که سررسید اختیار سرمایه گذاری بلند مدت و در برخی از مواقع نامتناهی است.

۲- متغیری که در اختیار مالی بر اساس آن تعریف می شود قیمت کالا اعم از فیزیکی و یا مالی است، در حالی که متغیرهایی که اختیار سرمایه گذاری برای آن ها تعریف می‌شوند، جریان وجوه آزاد[۱۲] است که در اثر رقابت، تقاضا و همچنین مدیریت بنگاه ایجاد می‌گردد.

۳- قیمت اختیار مالی کنترل پذیر نیست. به عبارت دیگر با توجه به اینکه قیمت اختیار مالی مشتق از قیمت یک کالا در بازار مالی است و این قیمت در جای خود قابل کنترل نیست در نتیجه قیمت کنترل اختیار مالی نیز ممکن نمی باشد. این در حالی است که قیمت اختیار سرمایه گذاری با نحوه عملکرد مدیریت و انعطاف پذیری در تصمیم گیری قابل افزایش است.

۴- قیمت هایی که بر اساس اختیار مالی تعریف می شود معمولأ کم است در حالی که اختیارات سرمایه گذاری بر روی تصمیم گیری های مالی از چند میلیون تا چندین میلیون دلار تعریف می‌گردد.

۵- از نظر تکنیکی و محاسباتی اختیارات مالی معمولأ بر اساس یک رابطه مشخص (فرم بسته)[۱۳] معاملات دیفرانسیل جزئی[۱۴] و همچنین شبیه سازی حل می‌شوند در حالی که اختیارات سرمایه گذاری بر اساس یک رابطه مشخص (فرم بسته) و با بهره گرفتن از شبکه دو جمله ای[۱۵] و شبیه سازی متغیرهای مربوطه حل می‌گردند.

در مقابل اختیارات سرمایه گذاری در دارایی های سرمایه ای با اختیارات در دارایی های مالی(اختیار خرید یا فروش یک سهم) تشابه فراوانی دارد. جدول ۱-۲ تشابه اساسی این دو بر اساس متغیرهایی که باعث ایجاد ارزش آنان می‌گردد را نشان می‌دهد.

اختیارات سرمایه گذاری در پروژه

اختیارات مالی بر سهام

ارزش فعلی جریان ناخالص پروژه v = s ارزش فعلی سهام

هزینه ی سرمایه گذاری I = E قیمت اعمال

مهلت (زمان) تا از دست رفتن فرصت T = T زمان تا سررسید

عدم اطمینان پروژه = عدم اطمینان ارزش سهام

نرخ بازده بدون ریسک r = r نرخ سود بدون ریسک

جدول ۱-۲ تشابه بین متغیر های اختیارات سرمایه گذاری و اختیارات مالی(سینایی، ۱۳۸۸، ۷۹)

عدم اطمینان و انعطاف قلب ارزیابی به روش اختیارات سرمایه گذاری هستند. در دیدگاه سنتی، پیچیدگی های ریسک با فرض این که یک صرف ریسکی (مانند آنچه مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای[۱۶] به دست می‌دهد) می‌تواند به نرخ تنزیل اضافه گردد تا ارزش فعلی یک پروژه را به دست آید، حل می شود(سینایی، ۱۳۸۸، ۷۹).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:07:00 ق.ظ ]




۱ – ۵- سؤال تحقیق

آیا جریان وجوه نقد عملیاتی و اجزاء اقلام تعهدی توان پیش‌بینی سود شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را دارد؟

۱ – ۶- فرضیه ‏های تحقیق

فرضیه ۱ – بین اجزای اختیاری اقلام تعهدی دوره جاری و سود عملیاتی دوره آتی رابطه معنی داری وجود دارد

فرضیه ۲ – بین اجزای غیر اختیاری اقلام تعهدی دوره جاری و سود عملیاتی دوره آتی رابطه معنی داری وجود دارد.

فرضیه ۳ – بین جریان وجوه نقد عملیاتی دوره جاری و سود عملیاتی دوره آتی رابطه معنی داری وجود دارد

۱ – ۷- روش شناسی تحقیق

این تحقیق از لحاظ هدف کاربردی است، چون نتایج این تحقیق می‌تواند مورد استفاده تحلیل‌گران بازار سرمایه و سرمایه‌گذاران در جهت ارزیابی عملکرد شرکت ها قرار گیرد.

تحقیق حاضر درصدد بررسی و مطالعه علت و روابط بین متغیرهای مستقل و وابسته از طریق مدل های رگرسیونی می‌باشد، لذا این تحقیق از نظر ماهیت و روش همبستگی – علی محسوب می شود. در واقع در تحقیق همبستگی، رابطه میان متغیرها را بر اساس هدف تحقیق تحلیل می‌کنند. و در تحقیق پس- رویدادی ( علی- مقایسه ای) پژوهشگر با توجه به متغیر وابسته به بررسی علل احتمالی وقوع آن می پردازد. و سعی بر آن دارد که از معلول به علت احتمالی دست یابد. به منظور ارزیابی توانایی پیش‌بینی مدل ها ما ابتدا به بررسی R2 تطبیق یافته برای سال‌های ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۱ می پردازیم.

۱ – ۸- متغیرهای تحقیق

۱ – ۸ – ۱- متغیر مستقل

الف – اقلام تعهدی : در این مطالعه از اقلام تعهدی اختیاری ( )طبق مدل تعدیل شده جونز به ‌عنوان معیاری برای تفکیک اقلام تعهدی استفاده شده است. برای محاسبه اقلام تعهدی اختیاری مراحل ذیل به ترتیب اجراشده است:

الف- ابتدا مجموع اقلام تعهدی (TA) شرکت در سال مورد نظر محاسبه شود . برای محاسبه اقلام تعهدی در این تحقیق از مدل تعدیل شده جونز ( دچو ودیگران (۱۹۵۵)) به شرح ذیل استفاده شده است

= سود عملیاتی شرکتi در سال t

= خالص جریان وجوه نقد عملیاتی شرکت i در سال t

: مجموع اقلام تعهدی

ب- در مرحله بعد با بهره گرفتن از نرم افزار Excel و SPSS با بهره گرفتن از روش حداقل مجموع مربعات اقدام به محاسبه پارامترهای و و به عنوان پارامترهای مختص شرکت به منظور تخمین اقلام تعهدی غیر اختیاری (NDA ) بر طبق معادله ذیل نمودیم:

: مجموع اقلام تعهدی

: جمع کل دارایی های شرکت i در سال t-1

:تغییر در خالص درآمد شرکت i بین سال t-1 و t

: :اموال ماشین الات تجهیزات شرکت i در سال t

ج- سپس با بهره گرفتن از پارامترهای محاسبه شده در بند ب اقدام به محاسبه اقلام تعهدی غیر اختیاری (NDA ) به شرح ذیل می­نماییم

: تغییر در خالص حساب‌ها و اسناد دریافتنی تجاری

: جمع کل دارایی های شرکت i در سال t-1

:تغییر در خالص درآمد شرکت i بین سال t-1 و t

: اقلام تعهدی غیر اختیاری

:اموال ماشین الات تجهیزات شرکت i در سال t

د- پس از به دست آوردن اقلام تعهدی غیر اختیاری اقدام به محاسبه اقلام تعهدی اختیاری طبق مدل تعدیل شده جونز به شرح ذیل مینماییم.

ب : وجه نقد ناشی از عملیات : صورت جریان وجه نقد به عنوان گزارش دهنده تغییرات در وجه نقد شرکت یکی از صورت های مالی اساسی است که می‌تواند عملکرد مدیریت را نمایش دهد. وجه نقد ناشی از عملیات به عنوان مهمترین آیتم صورت جریان وجه نقد نشان دهنده میزان وجوه وارد شده به شرکت از محل فعالیت های عملیاتی است این معیار حسابداری توسط تصمیم گیرندگان جهت تعیین عملکرد مدیریت مورد استفاده قرار می‌گیرد.

۱ – ۸ – ۲- متغیر وابسته

پیش‌بینی سود آتی : برای ارزیابی قابلیت پیش ­بینی اجزای سودها، این تحقیق، با توجه به تحقیق های پیشین که از پیش ­بینی خطی ساده معروف به اسلوان[۱] استفاده کرده ­اند

مدل پیش ­بینی خطی ساده (اسلوان)

به منظور برآورد پارامترهای مدل برای شرکت­های عضو نمونه، مدل فوق بر حسب پارامترهای آن ها به دو مدل ۱-۲ و ۲-۲ تفکیک شد:

مدل ۲-.۱

که در آن:

Earningi,t+1 = سود عملیاتی دوره آتی شرکت i

Earningsi,t= سود عملیاتی شرکت i در دوره t

Cashflowsi,t = جریان­های نقدی عملیاتی (جزء نقدی سود عملیاتی) شرکت i در دوره t

Vi,t = جزء اخلال ( باقیمانده شرکت i در دوره t

مدل ۲-۲ .

که در آن:

Earningsi,t+1 = سود عملیاتی شرکت i در دوره t

Accrualsi,t = مجموع اقلام تعهدی (جزء تعهدی سود عملیاتی) شرکت i در دوره t

Vi,t= جزء اخلال (باقیمانده) شرکت i در دوره t

در مدل­های فوق متغیر وابسته، سود عملیاتی شرکت­ها در دوره t+1 است که از روی مجموع سودهای عملیاتی شرکت­ها و در یک مرحله با احتساب جزء نقدی سود و در مرحله دیگر با لحاظ کردن جزء غیرنقدی (مجموع اقلام تعهدی) برآورد شد.

داده ­های متغیر مستقل Earnings مدل­های ۱- ۲ و ۲- ۲ فوق، داده ­های سری زمانی بوده و برای متغیر Cashflows و Accruals از داده ­های مقطعی استفاده شده است، که ‌به این نوع مدل­ها، مدل­های سری زمانی رگرسیون[۲] اطلاق می­گردد.

۱ – مدل پیش ­بینی سود با بهره گرفتن از جریان نقدی

که در آن:

= سود عملیاتی دوره آتی شرکت

= جریان­های نقدی عملیاتی شرکت ام در دوره

= خطای مدل

۲ – مدل پیش ­بینی سود با بهره گرفتن از اقلام تعهدی

که در آن:

= سود عملیاتی دوره آتی شرکت i

= مجموع اقلام تعهدی شرکتiدر دوره t

= خطای مدل

۱ – ۹- قلمرو تحقیق

موضوعی: اینکه آیا اجزاء اختیاری و غیر اختیاری اقلام تعهدی و وجوه نقد عملیاتی توانایی پیش‌بینی سود را بهبود می بخشند بررسی می کند.

مکانی: قلمرو مکانی تحقیق شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران است.

زمانی: دوره زمانی این تحقیق از سال ۱۳۸۶ لغایت ۱۳۹۱ ‌می‌باشد.

۱ – ۱۰- روش گردآوری داده ها

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:07:00 ق.ظ ]




نمودار ۱٫۵٫ عوامل مؤثر بر جذب سرمایه‌گذاری کسب و کار گردشگری در سطوح مختلف…۱۲۱

فصل اوّل:

کلیات تحقیق

کلیات تحقیق

مقدمه

در دهه ۹۰ میلادی، اهمیت فضای کسب وکار به عنوان حلقه ارتباطی فضای خرد و کلان اقتصادی در ادبیات اقتصادی مطرح شد (دامن‌کشیده و خدا‌ بخش‌زاده، ۱۳۹۱) و امروزه توسعه و شکوفایی بخش بزرگی از اقتصاد جوامع گوناگون وابسته به سازوکارهایی است که در آن کسب ‌و کارهای جدید شکل یافته و توسعه می‌یابند (زیودار و قاسمی،۱۳۹۰).

یکی از فعالیت‌های مهم اقتصادی در دنیای کنونی، گردشگری است که از مهم‌ترین منابع درآمد تعداد زیادی از کشورهای جهان به حساب می‌آید. محدود بودن بسیاری از منابع همچون نفت، گاز و کانی‌های معدنی، دولت‌ها را به تفکر وا داشته است که از منابع پایدارتری چون میراث فرهنگی و طبیعی خود بهره‌برداری نموده و با انواع برنامه‌ریزی‌ها، این میراث و جذابیت‌های آن را تبدیل به منابع درآمد اقتصادی نمایند. علاوه بر این، با این روش به حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی خود بپردازند (ثروتی و کزازی، ۱۳۸۵). در این راستا، کشورها برای بهره‌مندی از منافع و درآمدهای گردشگری، اقدام به توسعه کسب وکار گردشگری کرده‌اند.

برای توسعه کسب و کار گردشگری باید شرایط مورد نیاز را برای حضور سرمایه‌گذاران فراهم کرد. در این راستا و با عنایت به نقش مؤثر سرمایه‌گذاری در ایجاد فرصت‌های شغلی جدید، گسترش منابع درآمدی، افزایش درآمد ملی سرانه و به طور کلی رشد و توسعه اقتصادی، بررسی عوامل مؤثر بر سرمایه‌گذاری به لحاظ شناخت توانمندی‌های اقتصادی و جهت‌دهی فعالیت‌های مولد و اشتغال‌زا از اهمیت خاصی در طراحی و مدیریت سیاست‌های اقتصادی کارآ برخوردار است (اسکویی و همکاران، ۱۳۹۱).

بیان مسئله

بر طبق نظر دویر[۱] و همکارانش (۲۰۱۰) سرمایه‌گذاری گردشگری در مقاصد گردشگری، ظرفیت کلی برای تقاضای گردشگری را برآورده می‌کند. به طور کلی سرمایه‌گذاری گردشگری بودجه مورد نیاز را برای توسعه پروژه های گردشگری تأمین می‌کند (پتری[۲]، ۲۰۱۳). اما به دلیل اینکه اهداف اقتصادی محرک اصلی ایجاد هر کسب و کار و از جمله کسب و کارهای گردشگری است. بنگاه‌های گردشگری در ابتدا به منافع خود می‌اندیشند (وارنل[۳]، ۱۹۸۶). به همین جهت فراهم کردن بسترهای موردنیاز برای حضور سرمایه گذاران ضروری می‌باشد.

در این راستا، به منظور تسریع در انجام امور زیربنایی، عمران و آبادانی، رشد و توسعه اقتصادی، سرمایه‌گذاری و افزایش درآمد عمومی، ایجاد اشتغال سالم و مولد، تنظیم بازار کار و کالا، حضور فعال در بازارهای جهانی و منطقه‌ای، تولید و صادرات کالاهای صنعتی و تبدیلی و ارائه خدمات عمومی، مناطقی تحت عنوان «مناطق آزاد تجاری- صنعتی» تشکیل شد. این مناطق با برخورداری از مزایا و معافیت‌های مختلف یکی از راهکارهای موردنظر برای رشد و توسعه اقتصادی کشور بوده که از برنامه اول توسعه موردنظر قرار گرفت (قانون چگونگی اداره مناطق آزاد تجاری صنعتی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۷۲).

یکی از مناطق آزاد ایران که زمان زیادی از ایجاد آن نمی‌گذرد منطقه آزاد ارس است. این منطقه با برخورداری از موقعیت ژئواکونومیکی ممتاز و دسترسی به بازارهای بین‌المللی سرمایه و تکیه بر امکانات برجسته توسعه ترانزیت و صادرات مجدد، توانمندی‌های بالای صادراتی و با فراهم‌سازی زیرساخت‌‌های توسعه فعالیت‌های بازرگانی در کنار گمرکات و مراکز تخلیه و بارگیری کالا و الگوسازی ورود به سازمان تجارت جهانی توانسته است در جهت ارتقای نقش هم پیوندی اقتصاد ملی با اقتصاد جهانی، بسترساز تعامل سازنده کشور با جهان باشد. همچنین این منطقه به پشتوانه مناطق ارزشمند اکولوژیکی حفاظت‌شده، اقلیم مناسب، منابع غنی آب، ذخیره‌گاه‌های بین‌المللی جنگلی، محیط‌زیست مطلوب و قابلیت‌های توسعه گردشگری در زمینه‌های تاریخی، فرهنگی، طبیعی و ورزشی، در حال تبدیل‌شدن به یک منطقه بین‌المللی گردشگری، تفریحی، سلامتی و درمانی است. در این راستا، توسعه کسب و کار گردشگری به عنوان یکی از استراتژی توسعه اقتصادی این منطقه در نظر گرفته شده است (خلاصه منشور توسعه منطقه آزاد تجاری صنعتی ارس، ۱۳۸۹).

با توجه به اینکه سرمایه‌گذاری پیش‌نیاز توسعه کسب و کار گردشگری است، به منظور جذب سرمایه‌گذاری و افزایش آن، باید بتوان فضای مناسب را برای آن فراهم آورد. در این راستا شناسایی عوامل مؤثر بر سرمایه‌گذاری و اولویت‌بندی آن جهت توسعه کسب و کار گردشگری، این شرایط را فراهم می‌کند که بتوان مؤثرترین و کاراترین روش‌ها را برای جذب سرمایه‌گذاری در پیش گرفت و از طریق جذب سرمایه‌گذاری و افزایش آن، کسب و کار گردشگری را توسعه داد.

به همین منظور، در این تحقیق، به دلیل اهمیت کسب و کار گردشگری به عنوان یکی از استراتژی‌های توسعه منطقه آزاد ارس و نقش سرمایه‌گذاری در توسعه کسب و کار گردشگری و با توجه به ویژگی‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، زیست‌محیطی و تکنولوژیکی این منطقه، به شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر جذب سرمایه‌گذاری در این منطقه پرداخته ‌شده، تا از طریق آن بتوان سرمایه‌گذاری گردشگری را در این منطقه افزایش داد و کسب و کار گردشگری را در منطقه آزاد ارس رونق بخشید.

اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

رشد و توسعه‌ پایدار مهم‌ترین هدف اقتصادی هر کشور بوده و مهم‌ترین معیار تعیین و اندازه‌گیری آن، میزان سرمایه‎گذاری است. به عبارت دیگر، سرمایه‌گذاری از اجزای مهم هزینه ملی و لازمه‌ی تولید و اشتغال بوده و رشد تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی در گرو آن است (بلاک[۴]، ۲۰۰۶ ).

با توجه به آنچه گفته شد، روشن است که توسعه کسب و کار گردشگری نقش مهمی در توسعه‌ اقتصادی مناطق دارد و توسعه‌ بخش گردشگری نیز از راه افزایش سرمایه‌گذاری در این بخش، جهت تخصیص بهینه منابع موجود و بالفعل کردن امکانات بالقوه بخش امکان‌پذیر است.

در این راستا، منطقه آزاد ارس به عنوان اولین منطقه الحاق شده کشور به سازمان تجارت جهانی، می‌تواند با شناسایی عوامل جذب سرمایه‌گذاری گردشگری و پی بردن به اهمیت آن‌ ها، رشد مداوم سرمایه‌گذاری در این منطقه را باعث شده و کسب و کار گردشگری را توسعه دهد. که نتیجه آن ایجاد اشتغال و توسعه گردشگری بین‌المللی می‌شود که می‌تواند گردشگری کشور را متأثر سازد.

سوالات تحقیق

مهم‌ترین سوالاتی که در این تحقیق مطرح است عبارتند از:

سؤال اصلی

عوامل مؤثر بر جذب سرمایه‌گذاری جهت توسعه کسب و کار گردشگری در منطقه آزاد ارس کدامند و اولویت‌بندی آن‌ ها به چه صورت است؟

سوالات فرعی

۱٫ اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر جذب سرمایه‌گذاری جهت توسعه کسب و کار گردشگری در منطقه آزاد ارس از دیدگاه سرمایه‌گذاران چگونه است؟

۲٫ اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر جذب سرمایه‌گذاری جهت توسعه کسب و کار گردشگری در منطقه آزاد ارس از دیدگاه کارشناسان چگونه است؟

۳٫ ارتباط بین اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر جذب سرمایه‌گذاری جهت توسعه کسب و کار گردشگری در منطقه آزاد ارس از دیدگاه سرمایه‌گذاران و کارشناسان چگونه است؟

اهداف تحقیق

مهم‌ترین اهداف انجام این تحقیق عبارتند از:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:07:00 ق.ظ ]




به طور کلی، دلایل اهمیت و ضرورت توجه به پژهش درباره‌ تن انگاره و نارضایتی از بدن را که موضوع مطالعه ی حاضر است، می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

الف) شیوع بالای نارضایتی از بدن و تن انگاره ی منفی

ب) افزایش قابل ملاحظه ی تقاضا برای اعمال جراحی زیبایی

پ) افزایش نگرانی درباره ی رژیم های غذایی ناسالم برای لاغری ‌در زنان و عضلاتی ترشدن زنان و مردان

ت) رابطه ی تن انگاره و نارضایتی از بدن با سازگاری رفتاری و مشکلات عاطفی، به ویژه افسردگی.

همچنین، تحقیق در زمینه ی تن انگاره و نارضایتی از بدن می‌تواند زمینه ساز مداخله های مناسب درمانی و بهداشتی در این زمینه باشد. عده‌ای از جمله پاکستون، و همکاران(۲۰۰۶) معتقدند اختلال تن انگاره و نارضایتی از بدن را باید مشکل بهداشت عمومی نیازمند بررسی ، مداخله و پیشگیری تلقی کرد. این نظر ‌در مورد کشورمان ایران نیز که به نظر می‌رسد با نرخ بالای نارضایتی از بدن وتمایل به اعمال جراحی زیبایی وترمیمی مواجه است، مصداق دارد و بررسی در این مورد ضرورت می‌یابد.

از سوی دیگر شیوع بالای چاقی بویژه از دهه ی۱۹۸۰ در سراسر جهان و عوارض آن به گونه ای که ‌بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی،تخمین زده می شود که یک میلیارد نفر از جمعیت جهان دچار اضافه وزن و سیصد میلیون نفر مبتلا به چاقی باشند (کامینگ و شوارتز[۶۹]، ۲۰۰۳) توجه به تن انگاره و نارضایتی از بدن و عوامل دخیل در آن را بیش از پیش ضروری می‌کند.

محدود بودن بررسی‌های مربوط به تن انگاره و نارضایتی از بدن در ایران و بی توجهی پژوهشگران این حیطه به طرح پژوهش‌هایی که عوامل مختلف جسمانی و روانشناختی را ‌در تعامل با هم و در چارچوب مدل‌های ساختاری بررسی کنند نیز به ضرورت انجام چنین پژوهش‌هایی می افزاید. مطالعات انجام شده در ایران محدود به معدود پژوهش‌هایی هستند که تنها همبستگی یک یا چند متغییر جسمانی، روانشناختی و یا فرهنگی را با تن انگاره و نارضایتی از بدن بررسی کرده‌اند( به طور مثال پژوهش‌های: آزادارمکی و چاوشیان، ۱۳۸۱؛ عمیدی و غفرانی پور، ۱۳۸۵؛ گل پرور، ۱۳۸۶؛ طلایی و همکاران، ۱۳۸۸؛ بابایی، ۱۳۸۸؛ خواجه نوری و مقدس، ۱۳۸۸؛ ابراهیمی و بهنویی گدونه، ۱۳۸۹؛ پهلوانزاده، ۱۳۸۹؛ پاشاشریفی، ۱۳۸۹؛ دهقانی و همکاران، ۱۳۹۰ ؛ موحد و محمدی، ۱۳۹۰؛ ریاحی، ۱۳۹۰؛ خانجانی، باباپور و صبا، ۱۳۹۱؛ حقیقتیان و انصاری، ۱۳۹۱؛ کیوان آرا و حقیقتیان، ۱۳۹۱؛ ستوده و همکاران، ۲۰۰۸ و …).

پژوهش حاضر همچنین می‌تواند، شواهدی برای تعیین خصوصیات روانسنجی آزمونها و مقیاس‌های مورد استفاده در گردآوری اطلاعات مربوط به تن انگاره و نارضایتی از بدن، نیز فراهم کند.آزمونها و مقیاسهایی که می‌توانند برای پژوهشگران علاقمند به موضوع تن انگاره و نارضایتی از بدن مفید باشند. ‌بنابرین‏، انجام این بررسی از این نظر نیز حایز اهمیت است.

از سوی دیگر، تن انگاره و نا رضایتی از بدن علاوه بر عوامل جسمانی و روان شناختی از عوامل اجتماعی وفرهنگی هم تأثیر می‌پذیرد و در واقع پدیده‌ای روان شناختی است که به شدت متأثر از عوامل فرهنگی- اجتماعی است (تامپسون و همکاران،۱۹۹۹) و برای درک بهتر آن نه تنها نیازمند به جستجو و کنکاش تجارب افراد در رابطه با بدنشان هستیم، بلکه به تأثیر عوامل فرهنگی- اجتماعی و متن فرهنگی اثر گذار بر افراد نیز نیاز داریم. به همین دلیل، بررسی حاضرکه در نمونه‌ای از جمعیت ایرانی- متأثر از فرهنگ و شرایط اجتماعی ایران- به مسأله تن انگاره و نارضایتی از بدن می پردازد،اهمیت می‌یابد.

با توجه به موارد فوق، اهمیت تن انگاره و نارضایتی از بدن در جوامع انسانی و به لحاظ محدودیت پژوهش‌های انجام شده در این زمینه ‌در کشورمان، طرح و انجام این پژوهش هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ کاربردی و بالینی می‌تواند حائز اهمیت و ضروری باشد. یافته های این بررسی ضمن افزایش دانش ما درباره ی تن انگاره و نارضایتی از بدن در جمعیت ایرانی می‌تواند به برنامه ریزان و دست اندرکاران بهداشتی به منظور طرح و اجرای برنامه های پیشگیری از نارضایتی از بدن در چارچوب مدل‌های مورد مطالعه یا مدل‌های مناسبتر جایگزین آن ها، کمک کند.

اهداف پژوهش

هدف اصلی این مطالعه ارائه‌ مدلهایی درباره‌ تن انگاره و نارضایتی از بدن در نمونه‌ای از جمعیت ایرانی است. در این راستا تأثیر متغیرهای پیش بین قد، وزن، شاخص توده‌ی بدنی ( به عنوان عوامل جسمی) و طرحواره‌ی بدن، باورهای مربوط به ظاهر، عزت نفس و وارسی بدن ( به عنوان عوامل شناختی- رفتاری) بر تن انگاره و نارضایتی از بدن به عنوان متغیرهای ملاک بررسی می‌شود و در نهایت با بهره گرفتن از روش معادله‌ی ساختاری مدل سازی،تناسب مدل‌های پیشنهادی برای ارتباط این متغیرها در جمعیت مورد مطالعه تعیین خواهد شد. ‌به این ترتیب اهداف این بررسی عبارتند از:

۱- تعیین رابطه‌ بین قد و تن انگاره در نمونه‌ای از جمعیت ایرانی.

۲- تعیین رابطه‌ بین قد و نارضایتی از بدن در نمونه‌ای از جمعیت ایرانی.

۳- تعیین رابطه‌ بین وزن و تن انگاره در نمونه‌ای از جمعیت ایرانی.

۴- تعیین رابطه‌ بین وزن و نارضایتی از بدن در نمونه‌ای از جمعیت ایرانی.

۵- تعیین رابطه‌ بین شاخص توده‌ی بدنی و تن انگاره در نمونه‌ای از جمعیت ایرانی.

۶- تعیین رابطه‌ بین شاخص توده‌ی بدنی و نارضایتی از بدن در نمونه‌ای از جمعیت ایرانی.

۷- تعیین رابطه‌ طرحواره‌ی ظاهر و تن انگاره در نمونه‌ای از جمعیت ایرانی.

۸- تعیین رابطه‌ طرحواره‌ی ظاهر و نارضایتی از بدن در نمونه‌ای از جمعیت ایرانی.

۹- تعیین رابطه‌ بین عزت نفس و تن انگاره در نمونه‌ای از جمعیت ایرانی.

۱۰- تعیین رابطه ی بین باورهای مربوط به بدن وتن انگاره.

۱۱- تعیین رابطه ی بین باورهای مربوط به بدن ‌و نارضایتی از بدن.

۱۲- تعیین رابطه‌ بین عزت نفس و نارضایتی از بدن در نمونه‌ای از جمعیت ایرانی.

۱۳- ارائه ی مدلی ساختاری برای تن انگاره ‌بر اساس روابط احتمالی بین متغیرهای قد، وزن، شاخص توده‌ی بدنی، طرحواره‌ی ظاهر، باورهای مربوط به بدن، عزت نفس و وارسی بدن و تعیین تناسب این مدل با بهره گرفتن از روش معادله ساختاری مدل سازی.

۱۴- ارائه ی مدلی ساختاری برای نارضایتی از بدن ‌بر اساس روابط احتمالی بین متغیرهای قد، وزن، شاخص توده‌ی بدنی، طرحواره‌ی ظاهر، باورهای مربوط به بدن، عزت نفس و وارسی بدن و تعیین تناسب این مدل با بهره گرفتن از روش معادله ساختاری مدل سازی.

فرضیه‌های پژوهش

با توجه به مرور ادبیات و پیشینه مطالعاتی تن انگاره و نارضایتی از بدن فرضیه‌های این پژوهش عبارتند از:

۱- وزن با تن انگاره رابطه دارد.

۲- وزن با نارضایتی از بدن رابطه دارد.

۳- شاخص توده‌ی بدنی با تن انگاره رابطه دارد.

۴- شاخص توده‌ی بدنی با نارضایتی از بدن رابطه دارد.

۵- طرحواره‌ی ظاهر با تن انگاره رابطه دارد.

۶- طرحواره‌ی ظاهر با نارضایتی از بدن رابطه دارد.

۷- باورهای مربوط به تن با تن انگاره رابطه دارند.

۸- باورهای مربوط به تن با نارضایتی از بدن رابطه دارند.

۹- عزت نفس با تن انگاره رابطه دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:07:00 ق.ظ ]




    • روش مقابله هیجان مدار بر توان مقابله با شرایط پر استرس در کارکنان شرکت ملی گاز ناحیه کاشان اثرگذار است.

    • روش مقابله اجتناب مدار ‌بر توان مقابله با شرایط پر استرس در کارکنان شرکت ملی گاز ناحیه کاشان اثرگذار است.

    • باورهای غیرمنطقی ‌بر توان مقابله با شرایط پر استرس در کارکنان شرکت ملی گاز ناحیه کاشان اثرگذار است.

  • باورهای غیرمنطقی ‌بر هوش معنوی کارکنان شرگت ملی گاز ناحیه کاشان اثرگذار است.

در این پژوهش هوش معنوی و باورهای غیرمنطقی به عنوان متغیرهای پیش بین و توان مقابله با استرس به عنوان متغیر ملاک مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

ب-اهداف کاربردی

    • ارا ئه راهکارهای عملی به کارمندان جهت کاهش استرس و بهبود اثر بخشی شیوه های مقابله با استرس و اثرات مطلوب آن در زندگی شخصی.

    • ارائه راهکارهای عملیاتی برای استفاده تصمیم گیرندگان و مدیران بیمارستان‌ها، درمانگاه‌ها و کلینیک‌ها جهت ارتقاء سلامت و کارایی و اثر بخشی و کاهش استعلاجی و از کارافتادگی و… و بهبود شاخص نیروی انسانی و نهایتاًً افزایش.

۱-۶)تعاریف نظری و عملی تحقیق:

غیرمنطقی:

الف-تعریف نظری: تفکرات غیرمنطقی، باورها، افکار، اندیشه‌ها و عقایدی هستند که در آن ها اجبار، الزام، وظیفه و مطلق گرایی وجود داشته باشد، این افکار می‌توانند اصلاً واقعیت نداشته باشند(آلیس، ۱۹۷۳).

ب-تعریف عملیاتی: منظور از تفکرات غیرمنطقی نمره‌ای است که آزمودنی از طریق پاسخ به پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز(۱۹۶۸) به دست می‌آورد.

مقابله با استرس:

الف-تعریف نظری:

لازاروس و فلکن (۱۹۸۴) مقابله را به عنوان تغییر دائمی کوشش‌های شناختی و رفتاری به منظور کنترل نیاز خاص درونی و بیرونی که فشار زا بوده و فراتر از منابع فردی است تعریف کرده‌اند که تحت شرایط استرس روانشناختی رخ می‌دهد.

ب-تعریف عملیاتی:

تعریف عملیاتی استرس عبارت است از نمره‌ای که آزمودنی از پرسشنامه ۲۱ سوالی کالزبیک و همکاران (بر اساس پرسشنامه اندلر و پارکر، ۱۹۹۰) اخذ می‌کند.

هوش معنوی:

الف-تعریف نظری: هوش معنوی به عنوان مجموعه ظرفیت‌های روانی که با اگاهی، یکپارچگی و با جنبه‌های متعالی و معنوی و غیرمادی فرد سروکار دارد تعریف می‌شود(کینگ[۱۹]، ۲۰۰۸).

به طوری که منجر به پیامدهایی همچون بازتاب عمیق وجودی، افزایش معنی، بازشناسی خود متعالی و تسلط بر ویژگی‌های معنوی می‌شود که از چهار مؤلفه‌ اصلی، تفکر وجود انتقادی، خلق معنای شخصی، آگاهی متعالی و توسعه آگاهی تشکیل شده است.

منظور از هوش معنوی نمره‌ای است که آزمودنی از طریق پاسخ به پرسشنامه هوش معنوی عبدالله‌زاده (۱۳۸۸) به دست می‌آورد.

تعریف عملیاتی:منظور از توان مقابله با استرس نمره‌ای است که آزمودنی از طریق پاسخ به پرسشنامه GLSS-21 می‌گیرد که توسط کالزبیک و همکاران (‌بر اساس پرسشنامه اصلی ۴۸ عبارتی اندلر و پارکر در سال ۱۹۹۰) ساخته شده است.

عموماً برای حل مسئله از طریق جستجوی اطلاعات (مسئله مدار) ‌در مورد آن و یا دور شدن از مسئله (اجتناب مدار) و واکنش عاطفی به آن (هیجان مدار) به منظور کاهش تنش می‌باشد. به طور کلی مکانیزم‌های مقابله به رفتارهایی اشاره دارند که واکنش‌های اعضاء بدن در مقابل آن ها پاسخی تطبیقی می‌باشد و به عنوان اشکال فائق آمدن شناخته می‌شود (شفر[۲۰]، ۱۳۶۷، کارن[۲۱]، هنری[۲۲] ۱۹۸۹).

طبق برنامه سازمان بهداشت جهانی[۲۳] (۱۳۷۹)، مهارت‌های مقابله شامل ده مهارت می‌شود که عبارتند از: ارتباط مؤثر، روابط بین فردی مؤثر، تصمیم‌گیری، حل مسئله، تفکر خلاق، تفکر نقاد، آگاهی از خود، همدلی با دیگران، مقابله با هیجانات (شکست، اضطراب، افسردگی و…) و مقابله با استرس می‌باشد (نریمانی، ۱۳۸۵).

فصل دوم

ادبیات و پیشینه تحقیق

۲-۱)هوش[۲۴] چیست؟

اگرچه در میان تعدادی دانشجوی یک کلاس درس تفاوتهایی دیده می‌شود اما وقتی که صحبت از دلیل موفقیت بعضی از آن ها نسبت به سایرین به میان می‌آید مهمترین علتی که به ذهن متبادر می‌شود تفاوت هوشی آن ها‌ است.

هر چند که مفهوم هوش ممکن است در نزد افراد مختلف معانی متفاوتی داشته باشد با این حال وقتی از هوش صحبت می­ شود. بلا درنگ نوعی قابلیت ذهنی در اذهان ما شکل می‌گیرد.

اما هوش چیست؟ در تعریف هوش مفاهیم و تعاریفی مانند: ((توانایی درک و فهم امور))، ((توانایی حل مشکلات))، ((قابلیت و توانایی سازگاری با محیط­ها و موفقیت­های دشوار))، ((استعداد یادگیری))، ((علت پیشرفت بعضی افراد و شکست بعضی دیگر)) و مانند این ها آمده است. علی­رغم این توصیف­های کلی، روانشناسان و پژوهش­گران کوشیده­اند تا تعاریف دقیق­تری از هوش داشته باشند که در ادامه به آن ها می‌پردازیم:

صاحب نظران مختلف هوش را متفاوت تعریف کرده ­اند و اتفاق نظری در این حوزه حاصل نشده است لذا نمی­ توان تعریف واحدی از هوش که مورد توافق همه رویکردها و حوزهای روانشناسی باشد را ارائه کرد، با این حال، عناصری از هوش، مورد اتفاق اغلب اندیشمندان این عرصه است.

گیج و برلاینر[۲۵] (۱۹۹۲) این عناصر را در سه دسته زیر گنجانده اند:

    1. توانایی پرداختن به امور انتزاعی: بدین معنی که افراد با هوش­تر بیشتر با امور انتزاعی­تر مانند اندیشه­ ها، روابط، مفاهیم و اصول، سروکار دارند تا امور عینی مانند ابزارهای مکانیکی و فعالیت­های حسی.

    1. توانایی حل مسئله: یعنی قابلیت پرداختن به موقعیت­های جدید و نه صرفا ‌پاسخ‌گویی‌ قالبی به موقعیت­های آشنا.

  1. توانایی یادگیری: به ویژه یادگیری انتزاعیات، از جمله انتزاعات موجود در کلمات و سایر نمادها و نیز توانایی استفاده از آن ها.

گیج و برلاینر (۱۹۹۲) با معرفی این عناصر، تعریفی از استیس[۲۶] (۱۹۸۲) نقل می‌کنند که در بر گیرنده آن عناصر است ((هوش به رفتار انطباقی فرد اشاره می­ کند که معمولا عطف به عنصری از حل مسئله بوده و به وسیله فرآیندها و عملیات شناختی هدایت می‌شود)).

۲-۱-۱)مفاهیم و تعاریف هوش:

مفهوم هوش از جمله مفاهیم دشواری است که ارائه تعریفی جامع از آن به راحتی میسر نبوده و علت این عمر عمدتاً به ماهیت انتزاعی هوش مربوط است؛ و در واقع هیچگونه پایه محسوس، عینی و فیزیکی ندارد. هوش یک برچسب کلی برای گروهی از ‌فرآیندهاست که از رفتارها و پاسخ­های آشکار افراد استنباط می‌شود. به عنوان مثال ‌می‌توان فنون حل مسئله را مشاهده و نتایج حاصل از به کار بستن این فنون را به طور عینی اندازه‌گیری کرد، اما خود هوش که فرض می­ شود این فنون را به وجود می‌آورد، به طور مستقیم قابل مشاهده و اندازه ­گیری نیست.

بدین سان مفهوم هوش تا اندازه­ای شبیه اصطلاح نیرو در فیزیک است نیرو را ‌می‌توان از روی آثارش شناخت و از این طریق حضور آن را استنباط کرد (مارنات[۲۷]، به نقل از ذراتی، ۱۳۸۴).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:06:00 ق.ظ ]




متغیر
میانگین
انحراف استاندارد

باور به مخرب بودن مخالفت

۶۷/۱۷

۵۲/۴

توقع ذهن خوانی

۰۸/۱۶

۷۰/۴

باور به عدم تغییر پذیری همسر

۹۱/۱۹

۲۷/۵

کمال گرایی جنسی

۶۹/۱۹

۶۲/۵

باور درمورد تفاوت‌های جنسیتی

۹۷/۱۶

۲۳/۴

باورهای ارتباطی

۳۴/۹۰

۵۱/۱۴

یافته های استنباطی

فرضیه اول :

بین وابستگی به دیگران و ابعاد آن با تعارضات زناشویی و ابعاد آن رابطه معنادار وجود دارد.

به منظور بررسی این فرضیه از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد . نتایج در جدول ۴-۴ ارائه شده اند.

جدول۴-۴: ماتریس همبستگی پیرسون بین وابستگی به دیگران و تعارض زناشویی

متغیر ها
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱۱
۱۲

۱٫عاطفی

۱

۲٫اعتماد

**۵۶/۰

۱

۳٫خود مختاری

**۴۴/۰

**۴۷/۰

۱

۴٫ وابستگی

**۸۵/۰

**۸۱/۰

**۷۶/۰

۱

۵٫همکاری

**۲۴/۰

**۳۵/۰

**۳۰/۰

**۳۵/۰

۱

۶-جنسی

*۲۰/۰

**۲۶/۰

**۲۶/۰

**۲۹/۰

**۵۹/۰

۱

۷٫حمایت

**۳۰/۰

**۲۶/۰

**۳۰/۰

**۳۶/۰

**۵۲/۰

**۵۰/۰

۱

۸٫خویشاندوان خود

*۱۹/۰

**۳۱/۰

**۳۰/۰

**۳۲/۰

**۷۳/۰

**۵۷/۰

**۵۲/۰

۱

۹٫خویشاوندان همسر

**۲۵/۰

**۳۹/۰

**۳۹/۰

**۴۱/۰

**۶۵/۰

**۵۰/۰

**۴۷/۰

**۶۶/۰

۱

۱۰-جدا کردن مالی

**۲۳/۰

**۲۶/۰

**۲۸/۰

**۳۱/۰

**۵۳/۰

**۴۷/۰

**۴۸/۰

**۶۳/۰

**۵۰/۰

۱

۱۱٫ارتباط مؤثر

۱/۰-

**۲۷/۰

۱۶/-

*۲۱/۰

**۴۸/۰

**۳۱/۰

**۲۶/۰

**۴۵/۰

**۴۰/۰

**۳۶/۰

۱

۱۲٫واکنش هیجانی

**۲۵/۰

*۲۱/۰

۱۶/۰

**۲۶/۰

**۶۶/

**۵۸/

**۴۶/

**۵۸/

**۶۱/

**۵۲/

**۳۳/

۱

۱۳٫تعارض زناشویی

**۲۸/۰

**۳۹/۰

**۳۷/۰

**۴۲/

**۸۳/۰

**۷۲/۰

**۶۸/

**۸۵/۰

**۷۸/۰

**۷۵/۰

**۶۷/۰

**۶۹/

۰۱/۰ P=** 05/0 P=*

ملاحظه می شود که:

مؤلفه‌ ­ی اتکاء عاطفی به دیگران با تعارض زناشوئی و مؤلفه های آن به استثنائی کاهش ارتباط مؤثر رابطه مثبت و معنادار دارد .

مؤلفه‌­ی فقدان اعتماد به خود با تعارض زناشوئی و مؤلفه های آن رابطه مثبت و معنادار دارد .

مؤلفه‌­ی تأیید خودمختاری با تعارض زناشوئی و مؤلفه های آن به استثنائی کاهش ارتباط مؤثر و افزایش واکنش هیجانی رابطه مثبت و معنادار دارد .

متغیر وابستگی به دیگران با تعارض زناشوئی و مؤلفه های آن رابطه مثبت و معنادار دارد. بدین معنی که هر چه فرد از وابستگی بیشتری داشته باشد، از تعارض زناشوئی بالاتری نیز در زندگی برخوردار است و برعکس .

فرضیه دوم :

بین باورهای ارتباطی و مؤلفه های آن با تعارضات زناشویی و ابعاد آن رابطه معنادار وجود دارد.

به منظور بررسی این فرضیه از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد . نتایج در جدول ۴-۵ ارائه شده اند.

جدول۴-۵: ماتریس همبستگی پیرسون بین باورهای ارتباطی و تعارضات زناشویی

متغیر ها
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱۱
۱۲
۱۳
۱۴

۱٫همکاری

۱

۲-جنسی

**۵۹/۰

۱

۳حمایت فرزند

**۵۲/۰

**۵۰/۰

۱

۴٫خویشاوندان خود

**۷۳/۰

**۵۷/۰

**۵۲/۰

۱

۵٫خویشاوندان همسر

**۶۵/۰

**۵۰/۰

**۴۷/۰

**۶۶/۰

۱

۶-جدا کردن مالی

**۵۳/۰

**۴۷/۰

**۴۸/۰

**۶۳/۰

**۵۰/۰

۱

۷٫ارتباط مؤثر

**۴۸/۰

**۳۱/۰

**۲۶/۰

**۴۵/۰

**۴۰/۰

**۳۶/

۱

۸٫واکنش هیجانی

**۶۶/

**۵۸/

**۴۶/

**۵۸/

**۶۱/

**۵۲/

**۳۳/

۱

۹٫تعارض زناشویی

**۳۳/۰

**۷۲/۰

**۶۸/۰

**۸۵/۰

**۷۸/۰

**۷۵/

**۶۷/

**۶۹/

۱

۱۰٫مخرب بودن

**۳۱/۰

**۲۴/۰

**۲۷/۰

**۳۰/۰

**۲۶/۰

*۱۹/۰

۱۳/۰

*۲۰/

**۳۱/

۱

۱۱٫ذهن خوانی

*۱۸/۰

*۱۹/۰

**۲۶/۰

**۲۵/۰

۱۵/۰

۱۵/۰

۰۷/۰

*۲۲/

**۲۳/

**۴۶/

۱

۱۲٫ عدم تغییرپذیری

**۲۵/۰

۱۱/۰

**۲۶/۰

**۲۵/۰

۱۶/۰

*۱۷/۰

۱۳/۰

**۳۲/

**۲۵/

۱۴/۰

۰۳/۰

۱

۱۳٫کمال گرایی جنسی

۰۱/۰-

۰۴/۰

۰۱/۰-

۱۵/۰

۰۱/۰-

۰۴/۰

۰۷/۰-

۱۵/۰

۰۲/۰

۱/۰

**۲۴/

**۳۰/

۱

۱۴٫تفاوت جنسیتی

*۱۸/۰

**۲۹/۰

۱۵/۰

۰۸/۰

۰۴/۰

۰۶/۰

۰۱/۰-

*۲۲/

۱۴/۰

**۲۹/

۱۵/۰

۱۴/۰

۰۳/

۱

۱۵٫باورهای ارتباطی

**۳۰/۰

**۲۸/۰

**۳۰/۰

**۳۵/۰

*۲۰/۰

*۲۱/۰

۰۸/۰

**۳۷/

**۳۱/

**۶۴/

**۶۲/

**۵۸/

**۶۲/

**۵۰/

۰۱/۰ P=** 05/0 P=*

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:06:00 ق.ظ ]




طبق ماده ۱۳ آیین نامه دفـاتر اسـناد رسمی مصوب ۱۳۵۴؛ «در‌ موارد مرخصی و معذوریت و تعلیق‌ و انفصال‌ موقت‌ سردفتر، کفیل دفترخانه از بـین دفـتریاران واجـد‌ شرایط‌ سردفتری و یا سردفتران همان حوزه ثبتی توسط ثبت منطقه تعیین می‌گردد..» و مطابق بندهای ۵، ۶ و ۷ مـاده شـش قـانون دفاتر‌ اسناد‌ رسمی مصوب ۱۳۵۴، دفتریاران زیر‌ واجد‌ شرایط سردفتری‌اند:

۱ ـ دفتریارانی که دارای گواهی قـبولی امـتحان مخصوص سردفتری و دفتریاری‌ موضوع شق سوم ماده ۱۰‌ قانون‌ دفاتر‌ اسناد رسمی، مصوب‌ ۱۳۱۶‌ باشند، به شرط داشـتن‌ پنـج‌ سال سابقه دفتریاری.

۲ ـ دفتریارانی که دارای دیپلم کامل متوسطه باشند، به شرط‌ داشتن‌ هـفت سـال سابقه دفتریاری اول

۳ ـ دفتریاران اول‌ که‌ در‌ تاریخ‌ تصویب‌ این قانون، شاغل‌ بوده‌ و ۱۵ سـال سـابقه دفتریاری، اعم از متناوب و مستمر داشـته باشند.

مـطابق ماده ۲۶ قـانون‌ یـاد‌ شـده، چنانچه سردفتر یا دفتریاری که کـفیل دفـترخانه‌ است، طبق‌ حکم‌ دادگاه‌ انتظامی‌ به انفصال دایم یا سلب صلاحیت مـحکوم و یـا این که مستعفی یا بازنشسته شـود، یا این که بـه عـلت بیماری و یا حادثه، قدرت لازم را‌ بـرای انـجام وظیفه ـ به تشخیص پزشک و تأیید سازمان ثبت اسناد و املاک کشور ـ از دست داده باشد و دفـترخانه تـحت تصدی سردفتر یا دفتریار کـفیل دفـترخانه تـعطیل‌ گردد؛ مسئول دفـترخانه بـاید اقدام به تحویل کـلیه دفـاتر و اسناد و اوراق مربوطه و وجوه و اوراق بهادار به دفتریار دفترخانه یا دفترخانه‌ای که اداره ثبت محل ـ طبق‌ مـوازین‌ قـانونی ـ تعیین می‌کند، تحویل دهد، در غیر ایـن صـورت و امتناع شـخص از تـحویل مـدارک مربوطه، مشارالیه مسئولیت کـیفری خواهد داشت.

الف) ارکان جرم

این جرم از جمله جرایم مربوط به‌ ثبت‌ اسناد بوده و به همانند دیگر‌ جرایم، دارای ارکـانی‌ اسـت‌ کـه‌ عبارتند از: رکن قانونی، رکن مادی و رکن معنوی.

۱٫ رکن قانونی: مـاده ۲۶ قانون دفاتر اسناد رسمی، رکن‌ قانونی‌ جرم مورد بحث را تشکیل می‌دهد.

۲٫ رکن‌ مادی: این‌ رکن دارای اجزایی‌ است‌ کـه در ذیـل بـه شرح آن می‌پردازیم:

جزء اول : مطابق موازین قانونی، دفترخانه اسناد رسمی به‌ یکی‌ از‌ جهات ذیـل بـایستی تعطیل گردد:

۱ ـ صدور‌ حکم‌ قطعی‌ دادگاه‌ انتظامی‌ مبنی‌ بر انفصال دایم سردفتر اسناد رسمی یا دفـتریار کـفیل دفترخانه.

۲- سلب صلاحیت شدن از سردفتر یا دفتریار کفیل دفترخانه به تشخیص مرجع ذی صلاح.

۳ ـ اسـتعفای‌ سـردفتر یا دفتریار کفیل دفترخانه.

۴ ـ بازنشسته شدن سردفتر یا دفتریار کفیل دفترخانه.

۵ ـ تشخیص پزشک و بـه تـبع آن تـأیید سازمان ثبت اسناد‌ و املاک کشور مبنی بر این که سردفتر یا دفتریار کفیل دفـترخانه بـه علت بیماری و یا حادثه، قدرت لازم را برای انجام وظیفه از دست داده است.

جزء دوم : اداره‌ ثبت اسناد و امـلاک شـهرستان مـحل که دفترخانه اسناد رسمی در حوزه آن مشغول به کار و فعالیت می‌باشد، دستور تحویل دادن کلیه‌ دفـاتر‌ و اسـناد و اوراق مربوط‌ به‌ دفترخانه و کلیه وجوه و اوراق بهاداری که به هر عنوان به سردفتر یـا دفـتریار کـفیل دفترخانه اسناد رسمی سپرده شده را به دفتریار‌ دفترخانه‌ اسناد رسمی یا به‌ دفترخانه‌ اسناد رسـمی کـه تعیین می‌شود و یا به ثبت محل صادر کرده باشد. این دستور بـاید مـکتوب باشد.

جزءسوم : امـتناع شخص سردفتر یا دفتریار کفیل دفترخانه اسناد رسمی از‌ تحویل‌ دفاتر و اسناد و اوراق مربوط به دفترخانه و کـلیه وجـوه و اوراق بـهادار؛ علی رغم صدور دستور ثبت اسناد و املاک محل مبنی بر تحویل آن ها.

امـتناع، در لغـت‌ به‌ معنی «باز‌ ایستادن، خودداری از پذیرفتن امری یا انجام دادن کاری» است.[۸۷] و در اینجا به معنی خودداری از‌ تحویل دفـاتر و اسـناد و اوراق بهادار و وجوه ایداعی در‌ دفترخانه، به‌ مرجع تعیین شده توسط اداره ثبت اسناد و امـلاک مـحل و نپذیرفتن امر و دستور ثبت متبوع ‌می‌باشد. امـتناع؛ فـعل مـنفی است. این جزء، مهمترین جزء رکن مـادی جـرم مندرج در‌ ماده‌ ۲۶‌ است که با ترک فعل محقق می‌گردد و این جرم از جمله جـرایم نـادری است‌ که ترک فعل (فـعل مـنفی) رکن مـادی آن را تـشکیل می‌دهد.

نـاگفته نماند‌ که انجام ندادن تکلیف‌ مـقررّه‌ قـانونی در ماده ۲۶، مانع انجام امر تغییر و تحول دفترخانه نمی‌شود؛ زیرا مطابق ماده ۲۷ قـانون دفـاتر اسناد رسمی؛ ” در موارد مذکور در ماده ۲۶ در صورتی که سردفتر و دفتریار از تحویل دفاتر و اوراق و سوابق مربوط خودداری نمایند علاوه بر تعقیب آن ها به شرح ماده ۲۸ رئیس ثبت محل یا نماینده او باید با حضور نماینده دادستان شهرستان دفاتر و اوراق و سوابق را در هر محل که باشد ولو در غیاب سردفتر و دفتریار با تنظیم صورت مجلس به جانشین آن ها تحویل دهد و یا با اداره ثبت منتقل نماید. “

۳٫ رکـن مـعنوی: این‌ جرم‌ از جمله جـرایم عمدی است و صرف امتناع شخص از تحویل اسناد و مدارک و اوراق بهادار و وجوه مربوطه و اجرای امر و دستور ثـبت مـحل، به منزله‌ سوء‌ نیت‌ شخص مـرتکب تـلّقی شـده و رکـن‌ مـعنوی‌ جرم با چـنین اقـدامی متجلی می‌گردد.

ب) اثر اجرای طرح جامع کاداستر در پیشگیری از این جرم

با تطبیق ارکان جرم فوق و قانون جامع کاداستر میتوان گفت با اجرای کامل طرح کاداستر و حذف ثبت دستی اسناد رسمی تنظیمی روی اوراق بهادار در دفترخانه ها و مجهز شدن این دفاتر به ثبت الکترونیکی و ثبت اسناد به شکل رایانه ای و الکترونیکی و در نتیجه شفافیت عملکرد دفاتر اسناد رسمی دیگر نیازی نیست که سردفتر یا دفتریار کفیل از خدمت از تحویل مدارک و اوراق بهادارو وجوه مربوطه امتناع ورزد ، چرا که با اجرای کامل این طرح ضمن تشکیل بانک اطلاعاتی املاک ، اداره ثبت اسناد و املاک همه اطلاعات مربوط به دفاتر اسناد رسمی با مراجعه به سیستم را در اختیار دارد و هم اکنون تمام معاملات ثبتی به صورت آنلاین انجام و همه اطلاعات مراجعه کنندگان و معامله کنندگان در این سامانه ثبت می شود . لذا به نظر بنده لازم است که این جرم از جرایم ثبتی توسط قانون‌گذار جرم زدایی شود. این پیشگیری نیز از نوع پیشگیری غیر کیفری وضعی می‌باشد.

گفتار چهارم: انجام معامله نسبت به ملکی که سند مالکیت‌ معارض‌ دارد

ماده پنج لایحه قانونی ‌در مورد اشتباهات ثبتی و اسناد مالکیت‌ معارض‌ مصوب ۵/۱۰/۱۳۳۳ اشعار می‌دارد: «دارنده سند مالکیت معارض مادام که تکلیف نـهایی سـند مذبور در دادگاه‌ معلوم‌ نشده، حق هیچ گونه معامله نسبت به آن ندارد ولی می‌تواند حقوق متصوره‌ خود‌ را‌ به دیگری انتقال دهد.» و مطابق ماده ۶ همین لایحه قانونی؛ «کسی که طبق‌ ماده‌ فـوق‌ مـمنوع از معامله است، هرگاه نسبت به ملک مذبور معامله نماید، پس از صدور‌ حکم‌ نهایی بر بطلان سند موخر التاریخ و با انقضا مدت دو ماه و عدم‌ مـراجعه‌ دارنـده سندی که تاریخاً موخر اسـت بـه محاکم، به جریمه نقدی معادل یک برابر‌ بهای‌ مورد معامله محکوم خواهد شد و نیز سردفتران اسناد رسمی هم که با‌ وجود‌ اخطار‌ اداره ثبت در مـورد سـند مالکیت معارض، اقدام بـه ثـبت معامله نمایند به انفصال ابد‌ از‌ شغل سردفتری محکوم خواهند شد.»

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:06:00 ق.ظ ]




در حالی که تفاسیر ارائه شده برای متغیرهای کنترلی فرضیه نخست تحقیق، در خصوص دومین فرضیه نیز کماکان پابرجا است، ضرایب برآوردی برای دو متغیر کنترلی اضافی مربوط به مدیریت سود واقعی نشان می‏ دهد که بین سهم بازار محصول و اقدام به مدیریت واقعی سود، رابطه معناداری وجود ندارد. با این وجود در زمانی که سهم هزینه‏ های ثابت در بهای تمام شده افزایش می‏یابد، تمایل شرکت‏ها به مدیریت سود از طریق هزینه‏ های واقعی افزایش می‏یابد. چرا که در این شرکت‏ها افزایش تولید، به معنی کاهش هزینه نهایی تولید خواهد بود.

نگاره (۴-۴): نتایج رگرسیون لوجستیک مربوط به آزمون فرضیه دوم تحقیق (مدیریت سود واقعی از طریق هزینه‏ های تولیدی)

علامت پیش ‏بینی شده

ضریب

آماره z

عرض از مبدأ

+/-

*۳۶۹/۰

۶۴۹/۱

BBS

+

**۰۵۶/۰

۷۴۴/۵

INST

+

**۱۹۲/۰

۲۸۱/۳

LTG

**۷۵۴/۰-

۴۹۳/۳-

LOSS

**۴۹۲/۰-

۲۴۷/۹-

SIZE

+

**۰۹۶/۰

۴۰۶/۱۴

MS

+

۰۷۴/۰

۷۶۲/۰

FC

+

**۰۶۱/۰

۱۱۸/۳

Pseudo R2

۲۱۴/۰

ROC

۷۸۴/۰

REAL1 مدیریت سود واقعی از طریق هزینه‏ های تولیدی بر اساس مدل‏های (۳-۴) در صورتی که مدیریت سود واقعی افزایشی رخ داده باشد مقدار آن یک و در غیر این صورت صفر خواهد بود. BBS متورم بودن ترازنامه؛ INST میزان مالکیت سهام‌داران نهادی؛ LTG نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام، LOSS متغیری است دو ارزشی و گزارش زیان را نشان می‏ دهد اگر شرکت زیان گزارش کرده باشد مقدار آن یک و در غیر این صورت مقدار آن صفر است. SIZE اندازه، لگاریتم ارزش بازار سهام در ابتدای دوره؛ MS اندازه سهم شرکت از بازار محصول؛ FC سهم هزینه‏ های ثابت از هزینه های تولیدی، حاصل تقسیم دارایی‏های ثابت مشهود به فروش.

*، ** به ترتیب در سطح ۵% و ۱% معنادار است.

نگاره (۴-۵)، ضرایب برآوردی برای رگرسیون لوجستیکی را نشان می‏ دهد که متغیر وابسته آن مدیریت سود از طریق هزینه‏ های اختیاری غیر تولیدی است. نتایج ارائه شده در این جدول، از طریق متغیر وابسته دیگر، نتایج آزمون دومین فرضیه تحقیق را نمایش می‏ دهد. در این مورد نیز ضریب برآوردی برای خالص دارایی‏های عملیاتی (BBS) که نشان دهنده متورم بودن ترازنامه است، مثبت و از نظر آماری معنادار است که به معنی افزایش احتمال استفاده از مدیریت سود واقعی افزایشی در زمان متورم بودن ترازنامه است.

نتایج مربوط به متغیرهای کنترلی مشابه تحلیل‏هایی است که در خصوص دو مدل دیگر ارائه شد.

نگاره (۴-۵): نتایج رگرسیون لوجستیک مربوط به آزمون فرضیه دوم تحقیق (مدیریت سود واقعی از طریق مخارج اختیاری)

علامت پیش ‏بینی شده

ضریب

آماره z

عرض از مبدأ

+/-

**۵۶۳/۰

۲۱۱/۴

BBS

+

**۰۷۹۱/۰

۳۷۶/۳

INST

+

**۲۸۷/۰

۸۳۰/۳

LTG

**۳۴۵/۰-

۲۰۴/۶-

LOSS

**۶۷۸/۰-

۴۴۹/۵-

SIZE

+

*۲۹۱/۰

۲۴۱/۷

MS

+

۰۰۲/۰

۵۷۳/۰

Pseudo R2

۲۲۲/۰

ROC

۸۵۰/۰

REAL2 مدیریت سود واقعی از مخارج اختیاری بر اساس مدل‏ (۳-۵). در صورتی که مدیریت سود واقعی افزایشی رخ داده باشد مقدار آن یک و در غیر این صورت صفر خواهد بود. BBS متورم بودن ترازنامه؛ INST میزان مالکیت سهام‌داران نهادی؛ LTG نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام، LOSS متغیری است دو ارزشی و گزارش زیان را نشان می‏ دهد اگر شرکت زیان گزارش کرده باشد مقدار آن یک و در غیر این صورت مقدار آن صفر است. SIZE اندازه، لگاریتم ارزش بازار سهام در ابتدای دوره؛ MS اندازه سهم شرکت از بازار محصول؛ FC سهم هزینه‏ های ثابت از هزینه های تولیدی، حاصل تقسیم دارایی‏های ثابت مشهود به فروش.

*، ** به ترتیب در سطح ۵% و ۱% معنادار است.

    1. Hirshleifer ↑

    1. Schipper ↑

    1. Roychowdhury ↑

    1. Healy and Wahlen ↑

    1. Matsumoto ↑

    1. Earnings Surprises ↑

    1. Brown ↑

    1. avoid negative earnings surprises ↑

    1. Brown ↑

    1. Bartov ↑

    1. Lopez and Rees ↑

    1. meet or beat analysts’ forecasts ↑

    1. Kasznik and McNichols ↑

    1. positive earnings surprises ↑

    1. Skinner and Sloan ↑

    1. Benford’s Distribution ↑

    1. Matsumoto ↑

    1. Brown and Pinello ↑

    1. Zang ↑

    1. Generally Accepted Accounting Principles (GAAP) ↑

    1. هنگامی که ترتیب و توالی به کارگیری این سه مکانیزم را در نظر می‏ گیریم، یکی از حالت‏های ممکن این است که شرکت به احتمال زیاد در نخستین مرحله مکانیزم مدیریت سود افزایشی از طریق اقلام تعهدی اختیاری را به کار خواهد گرفت. زیرا این مکانیزم به مدیران اجازه می‏ دهد خارج از محدوده رادار اصول پذیرفته شده حسابداری (GAAP) و بدون آن که حساسیت بیش از حد حسابرسان خود را بر انگیزند اقدام به تحقق سود پیش ‏بینی شده بنمایند. اگر با وجود به کارگیری مکانیزم نخست، باز هم اجتناب از سود غیر منتظره منفی امکان‏پذیر نباشد، در گام بعدی مدیران ممکن است از مکانیزم مدیریت کاهشی پیش ‏بینی‏ها استفاده نمایند. سر انجام، چنانچه اجتناب از سود غیر منتظره منفی امکان‏پذیر نباشد، مدیران از طریق مکانیزم مدیریت سود واقعی افزایشی تلاش خواهند کرد از سود غیر منتظره منفی اجتناب کنند. ↑
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:06:00 ق.ظ ]




    1. شمس, عبدالله. آئین دادرسی مدنی، دوره بنیادین. تهران, ۱۳۹۱ ↑

    1. حکیمی تهرانی، محمد مهدی؛ بازکاوی جلسه دادرسی و مفاهیم مشابه آن در قوانین، نشریه دانش پژوهان دانشگاه مفید قم، شماره ۱۵، سال ۱۳۸۸. ↑

    1. علیرضا محمدی – ۵/۹/۱۳۹۲،http://alirezamohammadi1361.persianblog.ir/post/24 ↑

    1. وبسایت حقوقی لاوگستر – ۵/۹/۱۳۹۲ www.lawgostar.com

    1. بهشتی، محمدجواد و مردانی، نادر، آئین دادرسی مدنی، تهران،میزان، ۱۳۸۵، چ۱، ج۲ ↑

    1. زراعت،عباس،(۱۳۸۳)،قانون آیین دادرسی مدنی در نظم حقوقی ایران،چاپ اول،انتشارات خط سوّم ،ص ۳۸۷ ↑

    1. شمس،همان،۲،ص ۱۷۴ ↑

    1. بهرامی،همان،ص ۸۹رویه عملی محاکم نیز تا آنجا که نگارنده با آن سروکار داشته است،این است‏که فقط در جلسه اول دادرسی،دادگاه اصول اسناد را جهت ملاحظه از خواهان مطالبه می ‏کند و درصورت تجدید جلسه رسیدگی،در جلسات بعدی اصول اسناد از خواهان خواسته‏نمی‏ شود ↑

    1. شمس،همان،ص ۱۷۵،زراعت،همان،۳۸۸ ↑

    1. کاتوزیان،۱۳۸۲،۱،ص ۳۲۳ ↑

    1. زارعت، همان،ص ۳۸۶ ↑

    1. مجموعه مقالات فقهی و حقوقی وبسایت تبیان – ۵/۹/۹۲http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=192633 ↑

    1. جواد قمشی – ۵/۹/۹۲http://www.vekalatonline.ir/index.php?ToDo=ShowArticles&AID=7168 ↑

    1. آئین دادرسی مدنی (۲)،دانشگاه آزاد، واحد خمین- ۱۱/۹/۹۲ http://alirezagholamhoseini.com/uploads/%20%D8%AF

      1. به لحاظ بیان موضوع در اولین جلسه دادرسی،که هیچ‏یک از طرفین(خواهان و خوانده)با وصف ابلاغ اخطاریه،در دادگاه حضور نیافته‏اند منظور اخطاریه ای است که برای حضور در جلسه اول صادر می شود. ↑

    1. واحدی، قدرت الله، (۱۳۸۵)، بایسته های آیین دادرسی مدنی، چاپ ششم، نشر میزان، صص ۲۲۰ و ۲۲۱٫ ↑

    1. ‌در دادرسی عادی اساس کار دادگاه بر تبادل لوایح قرار داده شده است و جلسه رسیدگی از نظر اهمیت موضوع در درجه دوم قرار دارد.( احمدی،۱۳۷۱، ص۲۵۶) به عبارت دیگر هر وقت بخواهیم دادخواست را در جریان رسیدگی قرار بدهیم باید متوسل به دادرسی عادی شویم مگر اینکه قانون برای آن دعوا یا دادگاهی که در مقام رسیدگی است نوع دیگری از دادرسی را پیش‌بینی کرده باشد.( مدنی،۱۳۷۲، ص۳۸۰)خواهان با تقدیم دادخواست اقامه دعوا می‌کند. دادخواست و ضمائم آن برای خوانده ارسال می‌شود و خوانده برای دفاع از خود مطالبی را بیان و به صورت لایحه تقدیم دادگاه می‌کند. دفتر دادگاه دفاعیات خوانده را برای خواهان ارسال می‌کند تا چنانچه دفاعی داشته باشد به صورت مکتوب به دفتر تقدیم نماید. دفاعیات خواهان مجدداً به خوانده ابلاغ می‌شود و خوانده آخرین دفاعیات خود را به صورت لایحه به دفتر دادگاه تقدیم می‌کند. (واحدی، ۱۳۸۶،ص۱۱۹) ↑

    1. در زمانی که ابلاغ واقعی صورت گرفته باشد ↑

    1. البته این نظر به صورت صریح توسط هیچ یک از حقوق ‌دانان مطرح نشده است ولی در برخی کتب عبارات در این رابطه بصورتی بیان شده که خواننده این امکان را می‌دهد که مؤلف کتاب قایل ‌به این نظر است ؛ برای مثال دکتر مهاجری در یکی از تألیفات خود بیان می دارند : «اگر وکیل با تقدیم لایحه فقط خود را وکیل خوانده معرفی کند ولی در ماهیت هیچ دفاعی نکرده باشد حکمی که در پرونده صادر می شود غیابی خواهد بود».مهاجری، حکم غیابی، منبع پیشین، ص۶۷ ↑

    1. شمس، ج۲، همان، ص۲۳۷ ↑

    1. زراعت، همان، ص ۹۶۳ ↑

    1. چون اصل در موارد رسیدگی ابلاغ واقعی می‌باشد ‌بنابرین‏ انجام این جهات در صورتی است که ابلاغ واقعی صورت نگرفته باشد(بر اساس ماده ۶۸ قانون آیین دادرسی مدنی ابلاغ زمانی واقعی است که مأمور ابلاغ اوراق قضایی را به شخص خوانده تسلیم و در نسخه دیگر اخطاریه رسید دریافت کند.) اگر اخطاریه، زمان رسیدگی به‌خوانده ابلاغ واقعی شده باشد و نامبرده در جلسه دادرسی حاضر نشود با وجود حاضر نشدن وی، رأی صادره حضوری محسوب می‌شود اما چنانچه ابلاغ به صورت قانونی باشد و خوانده در جلسه دادرسی حاضر نشود و لایحه‌ای نیز به دادگاه ارائه نکند، رأی صادر غیابی است. ↑

    1. ابهری،حمید، موسی ذبحی، شرایط صدور حکم غیابی، یازدهم اسفند ۱۳۸۸- ۱۱/۹/۹۲http://zebhi.blogfa.com/post-24.aspx ↑

    1. جعفری لنگرودی، همان، ص۲۰ ↑

    1. به موجب ماده ۳۰۳ ق . آ . د . م . ، در صورت جمع بودن سه شرط ، حکم دادگاه غیابی خواهد بود:اولاً ؛ خوانده در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده باشد .ثانیاًً ؛ خوانده به هیچ وجه دفاع کتبی نکرده باشد .ثالثاً ، اخطاریه دادگاه به خوانده به طور واقعی ابلاغ نشده باشد ↑

    1. مهاجری، حکم غیابی، همان، ص ۶۸ ↑

    1. شمس، ج۲، همان، ص ۲۳۸ ↑

    1. همان، ص ۲۳۸ ↑

    1. ابهری، حمید، شرایط صدور حکم غیابی، یازدهم اسفند ۱۳۸۸- ۱۱/۹/۹۲http://zebhi.blogfa.com/post-24.aspx ↑

    1. معین،۱۳۶۰ ↑

    1. مهاجری،۱۳۸۷ ↑

    1. مهاجری،۱۳۸۱ ↑

    1. نشست قضایی دادگستری یزد بهمن ۱۳۷۹، نشست قضایی دادگستری لرستان تیر ۱۳۷۹، نشست قضایی دادگستری رامسر فروردین ۱۳۸۰ ↑

    1. نشست قضایی دادگستری لرستان، تیر ۱۳۷۹، به نقل از زراعت ،همان، ص ۹۶۵ ↑

    1. شمس، همان، ج۲، ص۳۲۰ ↑

    1. اداره حقوقی دادگستری در نظریه مندرج در شماره ۸۹ هفته نامه دادگستری به نقل از زراعت، همان، ص ۹۶۳ ↑

    1. صدر زاده افشار، سید محسن،( ۱۳۸۵)، آیین دادرسی مدنی وبازرگانی، چاپ نهم، انتشارات جهاد دانشگاهی، ص ۲۲۴٫ ↑

    1. سیف، فرزاد، احکام غیابی در امور حقوقی،۲۸/۰۹/۱۳۹۲– http://qoraishi.com/article/

    1. تبصره سه ماده ۳۰۶ ق. آ. د. م « تقدیم دادخواست خارج از مهلت یاد شده بدون عذر موجه قابل رسیدگی در مرحله تجدید نظر. . . . می‌باشد». ↑

    1. ابهری، حمید، شرایط صدور حکم غیابی، یازدهم اسفند ۱۳۸۸-http://zebhi.blogfa.com/post-24.aspx ↑

    1. زراعت، عباس، (۱۳۷۹)، منابع آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی، چاپ اول، انتشارات خط سوم، ص۷۰۸ ↑

    1. اگر پژوهش خواه ‌بر حکم غیابی دادگاه استان اعتراض کند و پس از صدورحکم مجدد از دادگاه مذبور حکم اخیر در دیوان کشور نقض شود در این صورت رسیدگی شعبه دیگر دادگاه استان به همان عنوان رسیدگی به اعتراض به حکم غیابی است و حکم صادره اصولاً حضوری است)) حکم اصراری شماره ۱۰۹۱-۲۱/۵/۳۵ هیات عمومی شعب حقوقی دیوان عالی کشور ↑

    1. ابهری، همان. ↑

    1. یاوری (دادیار دادسرای دیوانعالی کشور)، ۲۵ اسفند ۱۳۸۶- سایت حقوقی دادخواهی، ۲۸/۹/۹۲http://www.dadkhahi.net/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&printertopic=1&t=2864&start=0&postdays=0&postorder=asc&vote=viewresult&popup= ↑

    1. پسندیده (دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۵ تهران) ،خلیل آسایش،۱۷/۱۱/۱۳۹۲ –http://moshaavere.persianblog.ir/post/120 ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:06:00 ق.ظ ]




یافته های تحقیق حاکی از آن بود که حاکمیت شرکتی نقش میانجی در رابطه بین ساختار سرمایه و ارزش شرکت ندارد و همچنین بین حاکمیت شرکتی با ارزش شرکت و ساختار سرمایه رابطه معناداری وجود دارد.

۱۳۹۲محمودآبادی و همکارانجریان‌های نقدی آزاد و هزینه های نمایندگیداده های ترکیبینتایج حاصل از تجزیه‌و تحلیل آماری فرضیه‌های پژوهش نشان داد که جریان‌های نقدی آزاد با کلیه معیارهای ارزیابی عملکرد شرکت رابطه مثبت و معنادار دارد۱۳۹۲مرادی و همکارانویژگی‌های هیئت‌مدیره و هزینه های نمایندگیداده های ترکیبینتایج حاصل نشان داد که بین اندازه هیئت‌مدیره و هزینه های نمایندگی ارتباط معنادار مثبتی وجود دارد ولی بین استقلال هیئت‌مدیره با هزینه های نمایندگی رابطه معناداری یافت نشد.۱۳۹۲مهدوی و همکارانویژگی‌های حاکمیت شرکتی و کیفیت سود پیش‌بینی‌شدهمعادلات ساختاری و رگرسیونمتغیرهای حاکمیت شرکتی تأثیری بر کیفیت سود پیش‌بینی شده به وسیله مدیریت شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار ندارد.

تاریخ
محقق
متغیرها
مدل
نتایج

۱۳۹۱

محمدزاده و همکاران

حاکمیت شرکتی و ساختار مالکیت بر ساختار سرمایه

رگرسیون چند متغیره با رویکرد مدل اثرات تصادفی

نتایج پژوهش نشان می‌دهد که متغیرهای مربوط به حاکمیت شرکتی و ساختار مالکیت و همچنین متغیر کنترلی اندازه شرکت، تأثیر معناداری بر ساختار سرمایه ندارند. در حالی که متغیر کنترلی سودآوری به طور معناداری رابطه منفی با ساختار سرمایه دارد

۱۳۹۱

احمد پور و همکاران

حاکمیت، استقلال هیئت‌مدیره، نسبت حضور سرمایه‌گذاران نهادی، دوگانگی نقش رئیس هیئت‌مدیره و وجود حسابرس داخلی و ساختار سرمایه

رگرسیون چند متغیره با رویکرد مدل اثرات تصادفی

نتایج حاصل از پژوهش بیانگر این موضوع است که میان تمرکز حاکمیت و نسبت حضور سرمایه‌گذاران نهادی و دوگانگی نقش رئیس هیئت‌مدیره با ساختار سرمایه شرکت‌ها رابطه معکوس وجود دارد

۱۳۹۱

خدادادی و تاکر

تمرکز مالکیت، سرمایه ­گذاران نهادی، مالکیت دولتی، مالکیت مدیریتی، دوگانگی وظیفه مدیرعامل و درصد مدیران غیرموظف در هیئت‌مدیره بر عملکرد مالی و ارزش شرکت

رگرسیون داده ­های ترکیبی

نتایج تحقیق نشان داد که تمرکز مالکیت و مالکیت دولتی با عملکرد و ارزش شرکت­ها دارای رابطه مثبت معنی­داری هستند. سرمایه­ گذار نهادی عمده با ارزش شرکت دارای رابطه­ مثبت و با عملکرد شرکت دارای رابطه­ منفی است. دوگانگی وظیفه مدیرعامل با ارزش شرکت دارای رابطه­ منفی معنی­دار بوده و با عملکرد شرکت­ها دارای رابطه­ معنی­دار نیست.

۱۳۹۱

مجتهد زاده و اثنی عشری

تمرکز مالکیت، استقلال هیئت‌مدیره، مالکیت مدیریتی، مالکیت نهادی و نوع حسابرس و هزینه های نمایندگی با بهره گرفتن از معیار نسبت به‌کارگیری دارایی‌ها

رگرسیون حداقل مربعات عادی

نتایج نشان داد هزینه های نمایندگی بنگاه‌های سابقاً دولتی به گونه‌ای معنی‌دار بعد از خصوصی‌سازی افزایش‌یافته است؛ و با سازوکارهای تمرکز مالکیت، استقلال هیئت‌مدیره، مالکیت مدیریتی و نهادی رابطه معنی‌داری دارد.

تاریخ
محقق
متغیرها
مدل
نتایج

۱۳۹۰

عثمانی و همکاران

درصد مالکان نهادی، درصد اعضای غیرموظف در هیئت‌مدیره و نوع حسابرس به عنوان متغیرهای مستقل و درماندگی مالی به عنوان متغیر وابسته

رگرسیون ساده، لجستیک و چندگانه

یافته های پژوهش نشان می‌دهد که در کل دوره و در تک‌تک سال‌های پژوهش رابطه معنادار و منفی بین درصد اعضای غیرموظف هیئت‌مدیره و درماندگی مالی وجود دارد. این یافته ها همچنین رابطه قابل‌توجه و معناداری را بین درصد مالکان نهادی و نوع حسابرس با درماندگی مالی نشان نداد.

۱۳۹۰

هاشم و خرم

درصد مالکیت سرمایه‌گذاران نهادی، درصد مالکیت سهام مدیران، درصد اعضای غیرموظف هیئت‌مدیره، نسبت بدهی کوتاه‌مدت به کل بدهی و هزینه های نمایندگی

تجزیه‌و تحلیل پانلی

نتایج به دست‌آمده حاکی از آن بود که در سطح اطمینان ۹۵ درصد، بین درصد مالکیت سرمایه‌گذاران نهادی، درصد مالکیت سهام مدیران، درصد اعضای غیرموظف هیئت‌مدیره، نسبت بدهی کوتاه‌مدت به کل بدهی و هزینه های نمایندگی رابطه منفی و معنی‌داری وجود دارد. نتایج تحقیق با فرض وجود ارتباط بین نسبت بدهی شرکت‌ها با هزینه های نمایندگی مطابقت ندارد.

۱۳۸۹

مراد زاده فرد و دیگران

جریان نقدی آزاد شرکت با ارزش بازار سهام

داده های ترکیبی

در سطح کل شرکت‌ها بین جریان نقدی آزاد شرکت و قیمت سهام در سطح خطای ۵ درصد ارتباط معناداری وجود ندارد و این نتیجه‌گیری در سطح صنایع مختلف نیز صدق می‌کند، فقط در صنایع کانی غیرفلزی ارتباط معناداری وجود دارد.

۱۳۸۸

فخاری و علی تبار

تقسیم سود و حاکمیت شرکتی

داده های ترکیبی

رابطه معکوس معناداری بین شاخص حاکمیت شرکتی و تقسیم سود وجود دارد.

مدل مفهومی تحقیق

در این تحقیق از مدل لی و همکاران (۲۰۱۳) استفاده شده است. اینان تحقیق خود را ‌در مورد رابطه بین‌ حاکمیت شرکتی بر مبنای تئوری نمایندگی و نگهداشت وجه نقد به انجام رسانیده‌اند. این مدل خود بر پایه مدل اصلاح‌شده‌ای از مدل پیشنهادی دنیس و اوسوبو (۲۰۰۸) تعریف‌شده که از آن برای بیان تغییرات در وجه نقد استفاده شده است. طی سال‌های اخیر از این مدل تعدیل‌شده در تحقیق‌هایی چون لانگ (۲۰۰۵)، کارپاویوس (۲۰۱۲) برای تعیین ارتباط بین حاکمیت شرکتی و نگهداشت وجه نقد است. در تحقیق اینان نگهداشت وجه نقد سهام به عنوان متغیر وابسته و حاکمیت شرکتی به عنوان متغیر مستقل بوده است. مدل تحقیق آن‌ ها به صورت زیر می‌باشد:

LIQ=

یادآور می‌شود لی و همکاران (۲۰۱۳) از متغیرهای اندازه شرکت، نوسان بازده, قیمت سهم, گردش سهام و حجم معاملات به عنوان متغیر کنترلی یاد کرده‌اند. در حالی که در انجام تحقیق خود هیچ نوع کنترلی بر این متغیرها توسط محققین اعمال نشده است و همانند متغیرهای جدایی نقش رئیس هیئت‌مدیره از مدیرعامل ، میزان مالکیت و نفوذ دولت، میزان سهام شناور آزاد و سهام‌داران نهادی که مستقل تلقی شده‌اند، در کنار هم به عنوان متغیرهای تعریف‌شده در رابطه خطی فوق‌الذکر آورده شده است. در تحقیق حاضر به جهت ایفای نقش متغیرهای مستقل به همه این متغیرهای ، متغیر مستقل اطلاق شده است.

در این تحقیق مشابه کار لی و همکاران (۲۰۱۳) معادله فوق‌الذکر به عنوان یک رابطه پارامتریک تعریف‌شده که در آن مقادیر متغیرهای مستقل و تابعی بر مبنای عملکرد تاریخی شرکت‌ها در یک بازه ۵ ساله تعیین و ۹β و …و ۲β و ۱β و α به عنوان پارامترهای مجهولی تلقی شده که با بهره گرفتن از رگرسیون خطی مرکب و تحلیل داده های تابلویی برآورد شده‌اند.

فصل سوم:

روش تحقیق

مقدمه

در این فصل ابتدا ‌در مورد روش تحقیق بحث می‌شود، سپس با جامعه آماری، حجم نمونه و روش اندازه‌گیری و همچنین ابزار جمع ­آوری اطلاعات آشنا شده و درنهایت پس از تشریح متغیرهای تحقیق و شیوه سنجش آن‌ ها، ‌در مورد روش تجزیه‌و تحلیل اطلاعات و نحوه آزمون فرضیات بحث می‌شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:06:00 ق.ظ ]




۳- جرم توسط هر ایرانی یا غیر ایرانی در خارج از ایران علیه سیستم های رایانه ای و مخابراتی و وب سایت‌های مورد استفاده یا تحت کنترل قوای سه گانه یا نهاد رهبری یا نمایندگی های رسمی دولت یا هر نهاد یا مؤسسه‌ ای که خدمات عمومی ارائه می‌دهد یا علیه وب سایت های دارای مرتبه بالای کد کشوری ایران در سطح گسترده ارتکاب یافته باشد.

  1. جرایم رایانه ای متضمن سوءاستفاده از اشخاص کمتر از ۱۸ سال اعم از آنکه مرتکب یا بزه دیده ایرانی یا غیر ایرانی باشد.

چنانچه جرم رایانه ای در محل کشف یا گزارش شود و محل وقوع آن معلوم نباشد دادسرای محل کشف مکلف است تحقیقات مقدماتی را انجام چنانچه محل وقوع مشخص نشود دادسرا پس از اتمام تحقیقات مبادرت به صدور قرار می‌کند و دادگاه مربوط نیز رأی‌ مقتضی صادر می‌کند. (م.۹۸۰٫ق.م.ا)

ماده۳۰ قوه قضائیه مکلف به تناسب ضرورت شعبه یا شعبی از دادسراها،د ادگاههای عمومی، انقلاب، نظامی و تجدید نظر برای رسیدگی به جرایم رایانه ای اختصاص دهد.(م.۹۸۰٫ق.م.ا)

ماده۳۱ در صورت بروز اختلاف در صلاحیت حل اختلاف مطابق مقررات آ.د.م خواهد بود.[۱۰۸](م.۹۸۲٫ق.م.ا.)

مقررات کنوانسیون بوداپست همان مواردی است که دادرسیهای سنتی بیان شده است و مشکل اصلی که محل وقوع جرم کجاست و مجرم کیست را حل نکرده است و راه حلی الزام آور برای موردی که کشورهای مختلف دارای صلاحیت هستند ارائه نداده فقط قید شده در این گونه موارد کشورها باید به شور بشینند و صلاحیت را به کشوری تفویض کنند زیرا در بعضی موارد خسارات شدیدی به کشوری وارد می شود و بعید به نظر می‌رسد که کشوری با چشم پوشی از خود سلب صلاحیت نماید و در قانون جرایم رایانه ای ایران نیز فقط به تعیین صلاحیت ایران پرداخته شده و مشخص نیست به علت ماهیت جرم رایانه ای که نتیجه آن ممکن است در چند کشور بروز کند آیا می توان مرتکب را چند بار محاکمه کرد یا خیر؟ که این خلاف اصول دادرسی و عدالت است بعضی نظر داده‌اند که محل وقوع سرورها به عنوان محل وقوع جرم تعیین شود با وجود اینکه اکثر ارائه کننده خدمات اینترنتی کشورهای آمریکای شمالی و اروپای شمالی هستند آیا می توان پذیرفت دادگاه این کشورها صالح به رسیدگی باشند و آیا این کشورها می‌پذیرند و بعضی معتقد به محل تأسيس وب سایت‌ها هستند که با توجه به امکان انتقال آدرسها با IP های غیر واقعی این مورد هم امکان پذیر نیست و به نظر می‌رسد با توجه به شرایط خاص این جرایم از جمله امکان حذف داده ها، مشکل بودن جمع‌ آوری ادله، استناد به ادله اینترنتی مثل ادله دنیای واقعی، جستجوی ادله مفید در میان حجم عظیمی از داده ها و بروز آثار و نتایج یک جرم در کشورهای مختلف و امکان ورود خسارات گسترده و پیچیده، باید نهادهای بین‌المللی به فکر چاره باشند و با اجماع نظر کشورهای عضو قواعد دادرسی الزام آوری شبیه کنوانسیون بوداپست تصویب و اعضا به آن پایبند باشند تا در رسیدگی حقوق مرتکب رعایت و هم مجازات عادلانه ای اعمال شود زیرا خاصیت فراملی و فرا سرزمینی اینگونه جرایم قواعد فرا سرزمینی می طلبد در غیر اینصورت هر کشور خود را صالح به رسیدگی و مجازات می‌داند و شخص مرتکب در چند کشور محاکمه و مجازات می شود که خلاف اصول مسلم حقوقی است.

مبحث دوم : تحلیل و نقد برخی از مصادیق جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی

در این قسمت به بررسی جرایم علیه امنیت و اسایش عمومی از طریق رایانه می پردازیم.جرایم علیه امنیت، گاه امنیت مردم را مختی می‌سازد که از آن به محاربه تعبیر شود و گاه امنیت دولت را، که شامل جرم سیاسی (بغی) و جاسوسی می شود.

۱ـ تشکیل جمعیت، دسته، گروه در فضای مجازی( سایبر) با هدف برهم زدن امنیت کشور( ماده ۴۹۸ قانون مجازات اسلامی)

۲ـ هر گونه تهدید به بمب گذاری ( ماده ۵۱۱ قانون مجازات اسلامی)

۳ـ محتوایی که به اساس جمهوری اسلامی ایران لطمه وارد کند ( بند ۱ ماده ۶ قانون مطبوعات)

۴ـ انتشار محتوی علیه اصول قانون اساسی ( بند ۱۲ ماده ۶ قانون مطبوعات)

۵ـ تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران( ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی)

۶ـ اخلال در وحدت ملی و ایجاد اختلاف ما بین اقشار جامعه به ویژه از طریق طرح مسائل نژادی و قومی( بند ۴ ماده ۶ قانون مطبوعات)

۷ـ تحریک نیروهای رزمنده یا اشخاصی که به نحوی از انحاء در خدمت نیروهای مسلح هستند به عصیان، فرار، تسلیم یا عدم اجرای وظایف نظامی ( ماده ۵۰۴ قانون مجازات اسلامی)

۸ـ تحریص و تشویق افراد و گروه ها به ارتکاب اعمالی علیه امنیت، حیثیت و منافع جمهوری اسلامی ایران در داخل یا خارج از کشور(بند ۶ ماده ۶ قانون مطبوعات)

۹ ـ تبلیغ به نفع گروه ها و سازمان‌های مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران( ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی)

۱۰- فاش نمودن و انتشار غیر مجاز اسناد و دستورها و مسایل محرمانه و سری دولتی و عمومی ( بند ۶ ماده قانون مطبوعات و مواد ۲ و ۳ قانون مجازات انتشار و افشای اسناد محرمانه و سری دولتی و ماده ۳ قانون جرایم رایانه ای)

۱۱ـ فاش نمودن و انتشار غیر مجاز اسرار نیروهای مسلح (بند ۷ ماده۶ قانون مطبوعات)

۱۲ـ فاش نمودن و انتشار غیر مجاز نقشه و استحکامات نظامی( بند ۷ ماده ۶ قانون مطبوعات)

۱۳ـ انتشار غیر مجاز مذاکرات غیر علنی مجلس شورای اسلامی ( بند ۷ ماده ۶ قانون مطبوعات)

۱۴ـ انتشار بدون مجوز مذاکرات محاکم غیر علنی دادگستری و تحقیقات مراجع قضایی ( بند ۷ماده ۶ قانون مطبوعات)

گفتار اول: محاربه

پیش از پرداختن ‌به این بحث که آیا جرم محاربه، از طریق رایانه محقق می شود یا خیر، توضیح مختصری در این زمینه، ضروری به نظر می‌رسد.

مشهور فقیهان امامیه در تعریف محاربه با لحاظ حداقل دو شرط به کارگیری اسلحه و قصد ایجاد رعب و وحشت در میان مردم، عنوان نموده اند:

المحارب کل من جردالسلاح لاخافه الناس فی براو بحر،لیلاً او نهاراً ، فی مصر او عیره، هر شخصی که برای ترساندن مردم اسلحه بکشد محارب است؛ چه این عمل را در خشکی انجام دهد یا دریا، در شب مرتکب شود یا در روز، مکان جرم داخل شهر باشد یا خارج آن.

مطابق دیدگاه مذکور اسلحه از وسیله ای است که برای جنگ ساخته شده است(وسایل قتال) و در نتیجه شامل سلاح سرد و گرم می شود و به تصریح بسیاری از فقها، سنگ، چوب وعصا نیز اسلحه می‌آید.

قانون‌گذار جمهوری اسلامی نیز به تبع از قول مشهور فقها در ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی مقرر داشته است:

هرکس که برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد محارب و مفسد فی الارض می‌باشد. به موجب تبصره یک ماده مذکور :

کسی که به روی مردم اسلحه بکشد، ولی در اثر ناتوانی موجب هراس هیچ فردی نشود محارب نیست. تبصره دو ماده مذبور،اسلحه کشیدن با انگیزه عداون شخصی را خارج از شمول محاربه و تبصره سوم نیز سلاح را اعم از سلاح سرد و گرم دانسته اند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:05:00 ق.ظ ]
1 2